دنیای آدم بزرگا چه شکلیه؟؟

راستش خیلی دوست داشتم که پورنگ را از نزدیک ببینم حالا چرا ؟؟ نمی دانم ..شاید از این بود که هر روز پای برنامه کودک میشینم..اون شب یادمه زود خوابیدم صبح با الله اکبر بابایی بیدار شدم این بابااقا اصلا ما رو واسه نماز صبح بیدار نمی کنه همین طور بلند بلند می خونه اگه بیدار شدیم که شدیم وگرنه..اون روز هم من نه با صدای بلند بلند خوندن بابایی بیدار شده باشم نه ..خودم احساس می کردم که بایستی پا شم این ذوق بود یا نه بازم نمی دونم در هر حال بیدار شدم به سه شماره مامانی منو حاضر کرد منهم چادر عربی ام رو که بابا از قم برام سوغات آورده بود سر کردم و پس از توصیه های ایمنی !!! مامان خانم با باباآقا راه افتادیم
هشت صبح حسینیه ارشاد بودیم بابا با همکاراش احوال پرسی کرد به سراغ دوربین ها رفت سه تا دوربین بزرگ بود با سه پایه های خیلی بزرگ مثل اینکه مونده بودند تا بابایی بیاید جایشان را به آنها بگوید من هم چنان دنبال پورنگ می گشتم ..پس چرا نمی آد ..می آد دخترم صبر کن ساعت ۹ می آد تو همون جا چندین پسر بچه با ماماناشون مثل من دنبال پورنگ می گشتند تو دلم به اونا خندیدم نمی دونم چرا ؟ اینکه آدم دلواپس دیدن یکی بشه که میشه همیشه راحت اونو تو خونه و از تلویزیون دیدش….خنده نداره؟؟ فاطمه بیا بریم واحد …چی بابا ؟؟ مگه همین جا نیست ؟ باید با خط واحد کجا بریم؟؟ بابایی خندید و گفت :دخترم واحد سیار اونجایی که این با این سه تا دوربین کل مراسم رو می فرستیم روی آنتن ..فهمیدی؟؟ سرم رو تکان دادم وگفتم : اهان…..
یه کامیون بزرگ بود ۴ تا پله میخورد تا داخلش بشی ..توش ۷ ۸ تا تلویزیون کوچولو بود دو تا هم تلویزیون بزرگ هم درست وسط بود تو همون یه ذره جا یه اتاق کوچولو هم بود که یه آقایی داشت میکروفون ها رو تنظیم میکرد بابایی پشت میز نشست میز روش پر بود از شکلات های رنگی مثل اینکه اسمارتیز ریخته بودند روی میز البته بابا میگفت با انتخاب هر کلید یه نمی دونم چی چی روی آنتن میره همین طور که داشتیم نگاه میکردیم تو یکی از تلویزیون پورنگ رو دیدم که داره می آد به بابا گفتم با عجله خودمون رو به پورنگ رساندیم با بابا روبوسی کرد و گفت به به ماشاالله فاطمه خانم من هم آروم سلام دادم قیافه اش مهربون بود مهربونتر از اون که میشه از تلویزیون دیدید چشمای ریز و سیاهش را راحتتر میشد دید چون معلوم بود به صورتش از پودر هایی که مامان قبل از رفتن به مدرسه میزنه زده بود یه چیزی هم تنش بود که نفهمیدم کاپشن بود یا پیراهن ویا چیز دیگر ..بعدش به بابایی گفت یه وقت از من لانگ ندی ها چون شلوارم تنگه و بابا هم اضافه کرد لوله تفنگی خندید وگفت همین دیشب لباسمو شستن ولی خشک نشده راستی فاطمه خانوم به کسی نگی که من همون گل ای جانم باشه ؟؟اینا رو با صدای گل ای جان گفت دقت کردم واقعا که در عوض کردن صدایش خیلی خوب بود

همین موقع آقایی به ما نزدیک شد و سلام داد پورنگ اینطور معرفیش کرد آقای تفقد از همکارای رادیو و استاد بنده …بعد از خواهش می کنم خواهش می کنمآقای تفقد گفت من الان با شبکه سراسری و تهران ارتباط دارم می خوام این دختر خانم همکار من باشه و در باره نیکوکاری حرف بزنیم و رو به بابا آقا گفت اجازه هست ؟؟؟بابایی بدون اینکه حرفی بزنه به من نگاه کرد می دونستم که من بایستی برم اینو نگاه بابا داد می زد !!! نمی دونم سر کاری بود یا نه ولی جلوی یه میکروفون خالی حرف زدیم نمی دونم چرا حرف زدن از نیکو کاری اون لحظه برام سخت شده بود می دیدم آدمایی که هنوز پشت اون میکروفون خالی نیامدن چطوری حرف می زنن ولی تا می آمدن پشت اون میکروفون رنگ ورویشان عوض میشد با دستاشون بازی می کردن و یه حرفایی می زدن که من اصلا معنی هاشون رو نمی فهمیدم باور کنید الان یادم نمیاد که چی تو رادیو گفتم فقط یادمه تو حرفام همش از همنوع استفاده می کردم ..خوب آقا داریوش فاطمه رو به تو سپردم اینو بابا به پورنگ گفت و خودش رفت تو اون کامیون…ببخشید.. باباآقا ناراحت میشه ..واحدسیار

من هم با پورنگ به جایگاه رفتیم لحظه به لحظه مامانا با بچه هاشون بیشتر می شدن همه هم به دنبال پورنگ بودن ای بگی نگی با خودشون هم کادویی و هدیه آورده بودن البته اگه با خودشون بود دوست داشتند همه اونا رو به پورنگ بدن ولی پورنگ همه را به من می داد و من هم اونا رو روی میز می گذاشتم که یهویی پورنگ خیلی جدی رو به دوربین ها با بینندگان سلام داد فهمیدم که پخش مستقیم شروع شده کنار من هم یه دختر هم سن و سال خودم ایستاده بود اسمش سروناز بود با کسی هم آشنا نبود فقط می گفتند که سر و زبان دارد پورنگ وسط منو سروناز بود از ما همون سوالهای رادیویی را پرسید و منو سرونازهم جوابهای مثل هم دادیم بعد با هم یه نمایش کوچولو اجرا کردیم همه این ده دقیقه هم طول نکشید بعد اومدیم پایین ..

اونجا همه از پورنگ حرف می زدن و اینکه چرا از بین این همه آدم اون دوتا دختر بچه رو بردن بالا… منو سرونازرو می گفتن تا ظهر که سه چار نوبت پخش مستقیم داشتیم و من هم همون حرفا رو می شنیدم شاید هم حق با مردم بود من چون بابام اونجا بود بایستی تا اخر پیش پورنگ می ایستادم ؟؟؟ولی مامان و بابا هایی را می دیدم که خودشون را به همه جا میزدن تا به پورنگ نزدیک بشوند انگار مردم اون کمک هاشون رو فراموش کرده بودن و فقط به پورنگ فکر می کردن بیچاره پورنگ که عرق از سر و روش آویزون بود خیلی با خودم فکر کردم انگار که پشیمون شده بودم آدم بزرگایی می دیدم که به خاطر نمی دونم چی راحت پای منو لگد می کردن که به پورنگ برسند به خصوص وقتی که خودکار با نوشته گل ای جان رو پخش کردن که دیگه همه چیز به هم خورد همه دیگه از اون حرفای قشنگ نمی زدن و برای گرفتن یه خودکار با نوشته گل ای جان خودشون رو به روی هم می انداختن دیگه از رفتن پیش پورنگ بدم می آمد نه که از خود پورنگ بدم بیاد ..نه ..اصلا این طور نبود می دیدم که پورنگ چطور سعی می کنه واقعا به بچه ها نشون بده که دوستشون داره.

دوست داشتم همون موقع برگردم خونه ..باز هم همون کمک کردن های خودم و مامانم ..میدونید آخه هر سال منو مامان به دانش آموزانی که بی پول و یا کم پول باشند از خودمون به اونا کمک میکنیم بدون اینکه کسی بفهمد …الانم که من گفتم اشتباه کردم ولی باور کنید بعضی از اون کمک ها رو حتی به بابا هم نمیگوییم ..مامان میگه این طور کمکها رو نبایستی کسی بفهمه …حالا مامان کجا بود که می آمد و می دید که اون گوشه پایینتر از پورنگ یه نمایشگاهی راه انداخته بودند و تمام با عکس و نوشته همه اونایی را که بهشون کمک شده بود نشان می داد …طوری که خدای نکرده زبانم لال اگه من تو اون وضعیت بودم دوست داشتم بمیرم و یا همان طور بمانم ولی اونجوری بهم کمک نشه ..یعنی چی که عکس آدمو با خواهر و برادرش نشون بدن و بگن .آهای مردم شما به اینها کمک کردین……
پیش بابایی رفتم ..با تعجب گفت من به یکی از دوربین ها گفتم مواظب تو باشه میگم بنده خدا نتونست ترو پیدا کنه ….اینجا چکار میکنی ؟؟؟ وقتی گفتم با ناراحتی گفت : ببین دخترم من که تا غروب نمی تونم تو رو ببرم خونه همین .. منهم چیزی نگفتم همون جا پیش باباآقا بودم تا غروب که خاله اومد دنبالم و منو آورد خونه ..وای که چقدر از دنیای آدم بزرگا بدم می آد بابایی میگه تا می تونی بدت بیاد که تا ۱۰ ۱۵ سال دیگه نمی تونی که بدت بیاد من که همین طور هاج و واج موندم شما بگید یعنی چی ؟؟؟؟

منبع اصلی : وبلاگ  مامان و بابا و دخترشون

90 responses

11 03 2010
سمانه کاویانی

به نام خدا
سلام عموجون
واقعا منم هاج و واج موندم و نميدونم چي بنويسم… كاش ميشد ادما هيچوقت بزرگ نشن… يعني كاش ميشد برا هميشه بچه مي مونديم….
دنياي ادم بزرگا……؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

11 03 2010
نسترن

به نام او
سلام عمو جون
دنیا آدم بزرگا خط خطیه……
عمو نوشته ی فاطمه خیلی جالب بود یه جورایی تلخ و شیرین بود شیرین به خاطر اینکه شخصیت عمو پورنگ به خاطر شاخصه های مثبتی که توش بود اینجوری مورد توجه مردم قرار گرفته از طرفی هم بعضی موقع ها این حس دوست داشتن زیاد منجر به محدودیت و گاهی اوقات آزار شما می شه
من خوشحالم که عمو فرضیایی من تونسته بعد از 8 سال جلوی دوربین بودن هنوز محبوب باشه و از پورنگ به عنوان یه شخصیت کلیشه ای یاد نشه خوشحالم که شما تو ورطه ی تکرار نیفتادید و همیشه یه حرف تازه برای گفتن داشتید

شما خیلی خوبی عمو….. خیلی

علی علی

11 03 2010
مردشتی

سلام،
به نظر من اگه اسم این دنیا رو بذاری دنیای آدم بزرگا غلطه . دنیای بچه گی شیرین چون هنوز همونی هستی که خدا آفریدتت اما وقتی پایین تر از اون جا میری به جاهای تلخی میرسی که آرزوی بزرگ نشدن رو میکنی. پس دست خودمونه که اینجوری بزرگ بشیم یا همیشه تو دنیای شیرین کودکی بمونیم و یا …

11 03 2010
پریسا

بنام خدا
عمویی سلام
عمو این خاطره منو یاده عید غدیر امسال توی مشهد انداخت یاد بزرگترهایی که حتی جای خودشون رو هم به بچه ها نمیدادند……یاد در رفتنه پام …شکستنه ساعتم …پاره شدنه کادوهام…یاده بچه ای که نمیتونست شما رو ببینه چون آدم بزرگها جلوش وایستاده بودند وکنار نمیرفتند منم مجبور شدم تمام مدت بزارمش روی شونه هام تا شما رو ببینه …
عمو دنیا ماله آدم بزرگها نیست اونها اصلا دنیایی ندارن…اونها همش سعی میکنند از دنیا دور بشن…عمو مگه نگفتین بچه ها تا بزرگ نشدند باید سعی کنیم ازشون خیلی چیزها یاد بگیریم…آدم بزرگها بچه های بزرگ شده ای هستند که دنیا ی پاک وکودکانه شونو فراموش کردند….
(کودکه درونم که دخترتونه)

11 03 2010
مرضیه احمدزاده

وقتی بچه هستیم فکر میکنیم بزرگیم و یه نفر به ما بگه بچه میگیم :من بچه نیستم .
وقتی هم بزرگ میشیم به خودمون میگیم ای کاش بچه بودیم فقط بچگی میکردیم.
ولی فقطی داریم بچگیمون رو میکنیم بعضی ها ما رو مسخره میکنن و میگن نگاه کن به این سن رسیده هنوز بچه است ولی من به نظر اونها اهمیت نمیدم چون اونها نمیدونن عالم بچگی چه کیفی داره.
به نظر من خوبه آدم همیشه توی دنیای پاک و قشنگ کودکی بمونه بهتره.

11 03 2010
sara

salam mamnon az barnamehayeh khobet

11 03 2010
عباسي

سلام
خاطره قشنگي بود.
دنياي ادم بزرگ ها دنياي عجيبيه..همه چيزش..همه كس اش.. تا دنيا بوده همين بوده. يه عالمه آدم با يه عالمه اتفاق عجيب! گاهي كه كار به جاهاي باريك ميكشه و بين دوراهي انتخاب قرار ميگيري..وقتايي كه نزديك ترين دوستت تمام هم و غمش رهايي از مشكلات زندگيشه..وقتايي كه يه آدم نيازمند غرق در شرم و حيا وآزرم دست كمك بطرف ات دراز كرده كافيه يه نگاهي بخودمون بياندازيم.ببينيم كجاي اين دنيا ايستاديم؟وداريم به چه چيز فكر مي كنيم؟شايد يه روزي و يه جايي وقتي از پايين ادم بزرگها رو تماشا ميكرديم تنها آرزومون اين بود كه يه روزي ماهم مثل اونها از اون بالا دنيا رو ديد بزنيم و ببينيم چه خبره؟
اگه رنگ خدا توي روياهات ديگه صورتي نيست..اگه رنگ دعاهات ديگه نيلي نيست.اگه چشمهات ديگه خوبي ها رو به رنگ سبز نمي بينه.. شك نكن كه شدي يكي از همون آدم بزرگايي كه فكر مي كردي دنيا رو از بالا مي بينند.
دنياي بچه ها تنها دنياييست كه عجيب نيست و همه چيز و همه كسش قابل باوره..بچه ها عواطف و احساساتشون رو پنهان نمي كنند.به عروسكهاشون و به كساني كه دوستشان دارند هرگز شكل و شمايل و برچسب نمي زنند. نميشه به عقب برگشت ولي ميشه از بچه ها درس زندگي رو آموخت و مثل اونها بي پروا و شجاعانه زندگي كرد.

11 03 2010
maryam

سلام عرض میکنم خدمت اقای مهندس ضرغامی برنامه عموپورنگ از نظر ما بهترین برنامه میباشد لطفا اجازه ندهید قطع شود ولطفا اجازه دهید عمو پورنگ خوی تصمیم بگیرد در کدام شبکه باشد

11 03 2010
nazari

سلام این اتفاق دقیقا 2هفته قبل برای من افتاد ورزشگاه کارگران بندرعباس ازاینکه رفتم به اون ورزشگاه از خودم بدم اومد ولی به بزرگی داریوش فرضیایی به محبوبیت واقعا پی بردم اینکه واقعا کارش سخته آدم بایدخیلی بزرگ باشه تابتونه همه حرفهاورفتارهای خوب وبد تحمل کنه اونم ازبزرگترها کاش پورنگ فقط برای بچه ها بود کاش پورنگ همیشه پورنگ بمونه وخودش گم نکنه

11 03 2010
جدیری

هر بچه ای بعد از مدتی وارد دنیای بزرگترها میشه اون موقع است که دیگه نمی تونه مثل بچگیاش از بزرگتر ها ایراد بگیره چون خودشم دیگه عضوی از اونا شده و این بزرگترین گناهیه که مرتکب شده و جرمش اینه که دیگه نمی تونه مثل دوران شیرین کودکیش با آسایش و آرامش زندگی کنه و مجبوره که خودشو با رفتار و کارهای بزرگتر ها مطابقت بده و در آخر بهشون عادت می کنه و به همین روال زندگیشو ادامه میده و خاطرات و رفتار کودکیش رو با مشغله هایی که داره فراموش می کنه مگر این که واقعا دوست داشته باشه توی دنیای بچگیش باقی بمونه و بازم مزه ی شیرین و پاک کودکیش رو بچشه اینجاست که چون دیگه نمی تونه به اون زمان برگرده تنها راهش اینه که کودک درونشو بیدار نگه داره تا دوباره با دید بچگانه به زندگی و کارهای بزرگترها نگاه کنه و متوجه میشه که توی دنیای آدم بزرگا هیچ کس با دقت به محیط اطرافش نگاه نمی کنه همه به فکر خودشون وبزرگتر از خودشون هستن و به کوچیکتر از خودشون توجهی ندارن چون بر این باورن که این بچه ها هستن که به بزرگترها احتیاج دارن تا درس یه زندگیه خوب رو یاد بگیرن اما نمی دونن که این بچه ها هستن که بهترین زندگی رو می کنن،ساده ، بی آلایش و پاک و می تونن به ما درسی بدن که تا آخر عمر فراموشش نکنیم

11 03 2010
ناشناس

هميشه وقتي شيطوني ميكردم ميگفتم
كاش زودتربزرگ ميشدم اماحالا مي بينم كه تودنياي خشك وبي روح بزرگترهااسيرشدم چه راحت كودكي ام راازدست دادم

11 03 2010
ناشناس

هميشه وقتي شيطوني ميكردم ميگفتم
كاش بزرگ ميشدم اماحالا ميبينم تودنياي خشك وبي روح بزرگترهااسيرشدم چه راحت كودكي ام راازدست دادم

11 03 2010
آغاز پایان

به نظر من منظوره بابایی این بوده که فقط تا 10 15 سال دیگه بچه ای
وقتی که بزرگ میشی مجبوری که توی دنیای بزرگ تر ها زندگی کنی و زندگی توی جایی که بدت بیاد جهنه دنیای آدم بزرگا نه زشته نه بده فقط چون بزرگه بچگیشون توش گم میشه اگه بچگیشون توی دنیای بزرگشون پیدا بشه دیگه زشت نیست و ازش بدت نمیاد
ما الان داریم تمرین میکینم که وقتی بزرگ شدیم حواسمون به بچگیمون باشه تا دنیای بزرگمون برامون زشت و بد نباشه

11 03 2010
نیلوفر پاکدل

به نام خدا سلام عمو وای این آدم بزرگا هیچی نمیفهمن .حس فاطمه رو درک میکنم .منم از همشون بدم میاد خیلی زشتن .جالبیش اینجاست که کوه ادعا هم هستن .

11 03 2010
راضيه از اصفهان

عمويي تورو خدا نرو شبكه ي دو التماست ميكنم همين شبكه ي يك بمون …گريه ……

12 03 2010
fereshteh

سلام عمو
خاطره ی فاطمه ترش و شیرینه عمو.اگه ترش و شیرین از هم سوا باشن دوست داشتنی تر میشد.
دنیا همون دنیاست که اگه با چشم کودکی نگاه کنی قشنگتره…..

12 03 2010
دریا دل

به نام روشنی بخش دلها

سلام حالتون خوبه ؟ خوش و سلامتین ؟ خدا رو شکر
درسته که دنیای کودکان قشنگترین دنیا ست اما بزرگترها هم اگه به خدا اجازه حضور تو زندگیشون رو بدهند می تونند دنیای پاک و با نشاطی داشته باشند ……*

12 03 2010
دریا دل

به نام آنکه می خنداند و می گریاند

سلام مجدد ……
در مورد نوشته های خودتون بابت بند 2 که به نظر ما احترام می گذارید واقعا ممنونم لطفا درصورت امکان همچنان خودتون در راس امور باقی بمونید…
در مورد بند 6،7 و 13 واقعا متاسفم شدم اجازه بدهید برای همه دوستانی که مطمئنا از سر دل تنگی اس ام اس یا ایمیل می دهند پیشنهادی داشته باشم ؛ دوستان خوبم دفعه بعد که دل تنگ شدید به جای اس ام اس و غیره دعا کنید باور کنید با دعا کردن هم می تونید از دلتنگیتون لذت ببرید وهم اینکه دعا کردن نه با عث ناراحتی و رنجش که باعث آرامش و آسودگی کسی است که دلتنگش شده اید و مهمتر ازهمه به خدا نزدیکتر می شوید…
بیایید همین حالا امتحان کنید

الهی که سرت سبز و دلت شاد / الهی خانه قلب تو آباد
الهی که بلا از زندیگیت دور/ الهی آرزو های تو مقدور
ا لهی خنده باشد بر لبانت/ نباشد غیر شادی در نگاهت
الهی ،
چلچراغ خانه ات پر نور باد / طعم تلخ از کام قلبت دور باد
عشق و شادی همره هر لحظه ات / شعر شاد کودکی پر شور باد

12 03 2010
عطیه(عتیقه)

سلام عمویی
خیلی جالب بود،عمو این نوشته مال چند سال پیش بود؟

12 03 2010
فاطمه زارع از یزد

به نام خدا..سلام ..دنیای آدم بزرگا؟ عمو من با دنیای آدم بزرگا مخالف نیستم ..من آدم بزرگا رو هم دوست دارم .. بعضی وقتا بعضی از رفتاراشون بده اما من بزرگترا رو دوست دارم .. اگه من از دنیای اونا بدم بیاد اونا هم حق دارن از دنیای من و کودکانه هام بدشون بیاد ..دوست ندارم به دنیای بزرگترا بد نگاه کنم بالاخره اونا هم دنیاشونو دوست دارن ..این آدم بزرگا مامان و باباهای خوب خودمون هم هستن دیگه ..مگه نه ..من دوستشون دارم با همه ی رفتارای خوب و بدشون!!

12 03 2010
ساميار

سلام عمو جون
از ادما هيچي بعيد نيست….
اميدوارم همه در يادشون بدي هارو فراموش كنن….
ياعلي

13 03 2010
رها

سلام آخر
بعضی موقع ها احساس میکنم شما و بقیه تون احساس پاک بچه ها رو به تمسخر میگیرید مثل شماره ی ۱۳ که نوشتید
این نتیجه گیری من از نوشته هاتونه حالا هر کسی ۱ نظری داره.اما اگر خسته ی کار هستید اینو رو حساب دیگه نگذارید.همیشه مجبوریم منتظر نوشته های جدیدتون باشیم..اما شما کی منتظر یکی از کامنت گذارا بودید..و حرفشو با دقت دیدید و خوندید؟؟؟؟؟؟
خداحافظتون
اگر بار گران بودیو رفتیم اگر
نا مهربان بودیمو رفتیم.

اما ۱ روز افسوس نخوری که کاش تردید نمیکردم و حرف های نشنیده ی رها رو با گوش جان میشنیدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام دخترم
خیلی وقتا بعد از کلی کار خوندن کامنت های شما خستگی کار رو از تن من بیرون میکنه و این مطلبی که گفتی اصلا درست نیست

13 03 2010
sahar

به نام خدا
سلام..وقتتون بخير و شادي . همه ما انسانها از وقتي چشممونو به اين دنيا باز كرديم طبق قانون طبيعت،قد كشيديم و سنمون با گذشت هر روز و هر سال بيشتر شد.. اين يعني،بزرگ شديم؟!!!! يا داريم اداي بزرگ بودنو در مياريم؟!!!من ميگم چقدر خوبه كه آدم،بزرگ بشه.بزرگ شدن كار هر كسي نيست چون بزرگي به منش و شخصيت انسان و ميزان محبتي كه ميتونه توي قلبش قرار بده نسبت به همه آفريده هاي خدا و درجه تكامل انسانيتش بر ميگرده نه سن و سال و قد آدم. بعضي وقتها ،يك بچه ميتونه خيلي بزرگ باشه. درسته كه دنياي بچه ها قشنگ و ساده است اما همين بچه ها هستند كه وقتي دارند قد ميكشند،دنياي جديدشونو زشت و يا زيبا ميسازند.همين بچه ها هستند كه ميشن آدم بزرگهاي فردا..پس خوبه بدونند كه دنياي آدم بزرگها مثل همديگر نيست و شكل دنياي آينده شون،تا حد زيادي به خودشون بر ميگرده. اگر همگام با قدشون و سنشون نتونند شخصيت و قلبشونو در جهت درست و تكامل،رشد بدن و بجاش صفات زشتي مثل غرور و خودخواهي،فخر فروشي،ريا كاري،حسادت و..توي وجودشون رخنه كنه..اونوقت با ديدن رفتارشون كلي علامت سوال بالاي سر يكي مثل فاطمه خانم گل، سبز ميشه كه مگه اينها بزرگ نيستند،پس چرا ؟!!!!!
اميدوارم توي كارهاي اين هفته تون هم موفق و هميشه واقعا شاد باشيد. خيلي خيلي… . لطفا مراقب خودتون باشيد.
آرزومند آرزوهايتان: سحر – گيلان

13 03 2010
وجيهه هاديزاده

به نا م خدا
سلام عمو پورنگ خسته نباشيد
قرار بود من به خاطر يه مشكل يه مدت طولاني نيام نت اماخوشحالم كه امشب تونستم بيام
دلم تنگ شده بود براي بچه ها و اينجا
فقط ميتونم بگم:
ماادمها زماني كه به دنيا ميايم اوار بزرگسالان روي سرمان خراب ميشود از شانس ماخواهد بود اگر خدا پرورشمان را برعهده گيرد.
خوشحالم كه عيد هم برنامه داريد
راستي شعر نقاشي كه توي برنامه ميخونيد را تصوير سازيش كردم اميدوارم تا عيد بدستتون برسه
اسكن شده اش را هم سرفرصت براتون ميفرستم
هميشه شاد باشيد و خندان
التماس دعا
خدانگهدار
وجيهه(بازيگوش ترين ادم روي زمين)

13 03 2010
هدي قاسمي

سلام عمويي ، عمويي من يه نوجوون به حساب ميام نه تو دنياي كودكانم ونه تو دنياي آدم بزرگا. اما عمويي كودك درونم هنوز زنده هست .ولي عمويي فكر كنم دنياي آدم بزرگا هم البته اگه كودك درونشون زنده باشه شيرينه.ودرضمن جامعه ي ما به اين دنياي آدم بزرگا احتياج داره .به نظرم هرجا نميشه كودكانه برخورد كرد مثلا خودتون همه جا رفتار كودكانه دارين؟ درسته شما تو برنامه لباس هاي شاد مي پوشين وكودكانه برخورد مي كنين اما عمويي بيرون هم اونطوري هستين؟ دوستتون دارم .فعلا.

13 03 2010
مهساروحی

داستان قشنگی بود ..چسبید

13 03 2010
وجيهه هاديزاده

دنياي ادم بزرگها دنياي عجيبي است چيزي را كه نيستند به رخ مي كشند و چيزي را كه هستند پنهان مي كنند

13 03 2010
وجيهه هاديزاده

ادم بزرگها زندگي خويش را وقف پول و لذت ميكنند بدين سان انها زندگي را از كف ميدهند………..

13 03 2010
همای عمویی

سلام حاج عمویی.
اره اینو قبلنیا خونده بودمش. جالب بود. ممنون.
فقط واسه اخرش باید به این فاطمه کوچولوی اون موقع بگم که : یعنی همونی که الان یحتمل بهش رسیدی یا شایدم بهش جمیعا رسیدیم.
خدا پشتو پناهه همیشگیتون.

14 03 2010
فاضله افشردی

سلام.
نمیدونم صاحب این نوشته چند سالشه و خوانندش پورنگه یا یکی دیگه ولی میگم نه اشتباه نکنین.درسته که دنیای خیلی از آدم بزرگا خیلی خیلی بده و خودشونو گم می کنن ولی حداقل من اینجوری نیستم.بابام مامانم خواهرم دوستم نه اینجوری نیستن.من اگه حتی پورنگ رو ببینم که خیلی دوستشم دارم خیلی هنر کنم سلام می کنم.برای رسیدن به هدف هیچ وقت کسی رو له نکن.یه بزرگتر رو می شناختم که می گفت دروغ فقط این نیست که پشت سر یکی حرف بزنی.اگه جایی که هستی حاصل تلاش خودت نباشه اون دروغه.آی که دلم براش تنگ شده.یه روز رفت هوا دیگه نیومد پایین.ادامه داد تا به خدا رسید.
بزرگترها هم اینجورین که من گفتم هم اونجورین که شما گفتین.
موفق و پیروز باشین

14 03 2010
مهسا

کاش هیچ وقت هیچ کدوممون وارد دنیای آدم بزرگا نشیم.
دنیایی که همه از هم توقع های زیادی دارند.
کسی از روی دوست داشتن واسه کسی کاری رو انجام نمیده.
در ازای هر کاری که میکنند توقع دارند.
اصل حالشون همیشه بده.
ته دلشون همیشه غمه.
مغرورند.حاضر نیستند حتی به خاطر کسی که دوستش دارند غرورشون رو زیر پا بذارند.
اگه جنش شماها هم هنوز از جنس بچه هاست پس مواظب باشید که هیچ وقته هیچ وقت پاتون رو تو دنیای آدم بزرگا نذارید حتی سرک هم نکشید چون اون موقع مثل من خرد میشید،میشکنید…………..

14 03 2010
وجيهه هاديزاده

به نا م خدا
سلام عمو پورنگ
يادش بخير اون روزها:
بوي عيدي بوي توپ

بوي كاغذ رنگي
بوي تند ماهي دودي وسط سفره ي نو
بوي ياس جانماز سرمه ي مادربزرگ
با اينا زمستونو سر ميكنم
با اينا خستگيمو در ميكنم……

14 03 2010
آزااااد

سلام داریوش!
من یک ادم بزرگم. من قبول دارم که خیلیا واسه رسیدن به خواستشون دیگه نوبت و فرهنگو فراموش میکنن اما این فقط توی دنیای ادم بزرگا نیس توی مدرسه هم که میرفتیم همینجوری بود توی بازی هم همینجوری بود. این برمیگرده به فرهنگ و اصالت آدما.
خدا فرهنگ و اصالت هیچکسی رو ازش نگیره.
به این نمیگن دنیای آدم بزرگا میگن دنیای بی فرهنگ ها!
بزرگ بودن هزاران معنی توش نهفته شده واسه همینه که من بهت میگم داریوش بزرگ، بزرگ باشی مثله اسمت داریوش!!!!!!

15 03 2010
دریا دل

به نام آنکه زندگی، مهر و لبخند را به ما هدیه کرد

سلام خوبی ؟ خوشی؟ سلامتی ان شاء الله؟ خدا رو شکر
میگم برنامه دیروز به خاطر تولیدی بودن ضد حال بود در عوض
برنامه امروزفوق العاده با حال بود( قافیه رو بنازم ،تازه این فقط
یکی از فواید پورنگی بودنه)
به قول تورنگ (عروسک تورنگ )
خیرلی خیرلی خندیدم و شاد شدم….
حالا بگذریم اومدم هدیه سال نو رو بهت بدم ، البته یکی شو…
اگه گفتی چیه؟…..نه……….نه………..نه……..نه جانم
بابا بی خیال خودم میگم
یک کامیون باد کنک، تا بترکانیشون کامیونهای بعدی هم از راه می رسن
تا 13به دربرات می فرستم .
– چی، کمه، تا آخر فروردین؟
نه قربونت راه نداره ( البته بادکنک که قابل تو رو نداره من به خاطر
خودت می گم که گوشهات اذیت نشه)
– خب تا بیستم ؟
نه، تا چهاردهم خیرش رو ببینی
– پس هیجدهمش کن؟
پانزدهم آخرشه اونم چون تویی
– باشه خوبه
پس صلوات بلند بفرست.
مثل اینکه دارن در می زنن بپر که اولین کامیون رسید …*

15 03 2010
دریا دل

به نام مهرورزی که شنونده دعاها و برآورنده آرزوهاست

سلام حالتون چطوره ؟ ساز زندگیتون کوکه؟ الهی شکر
تو کامنت قبلی خواستم قلغلکتون بدم آخه خنده هات واقعا شیرینن،
(هدیه عید محفوظه)
و الان فقط می خوام دعا کنم .
بارالها
به او لبخند هدیه کن ، به او که همیشه وجودم را با مهر و لبخند و حتی
، اشک شوق، سرشار از نیکوترین شادیها ساخته.
بارالها
دستانش را به شاخه آرزوها برسان تا زیباترین گلها را از آن بچیند.
بارالها
در لحظات سخت و ناگریز زندگی دستانت را سایبان دلش ساز
تا غمها دلش را نسوزاند .
بارالها
طراوت بهار را در باغ سبز جانش جاری و پایدار کن .
بارالها
رنگین کمان کودکی را همواره در سرزمین دلش رنگارنگ بدار .
وبارالها
آغوشت را کاشانه لحظه لحظه های زندگیش ساز …….*

15 03 2010
ژاله

به نام خدا
سلام عمویی!یه چیزی کشف کردم!دختری که این متنو نوشته وقتی لجش درمیاد مثه من میگه:بابا آقـــــــا!!
(دخترتون)

15 03 2010
دریا دل

به نام آنکه دلها را به هم نزدیک می سازد

سلام خوبین ؟ ساز زندگی موافق می نوازه؟ خب الحمد لله
با اجازتون می خوام با ژاله جون حرف بزنم
آجی جون برای من هم جالبه که مثله همیم خدا کنه شباهت ما
محدود به موقعی که لجمون در میاد نشه و تو شادیها هم شبیه باشیم
ان شاء الله که همینطوره….
صاحبخونه نظر شما چیه؟ ما چقدر شبیه هستیم؟

15 03 2010
دلارام

عمو جون به نظر من دنیای ادم بزرگا دنیای نا امیدیه.بعضی موقع ها خودمون رو به چیزایی راضی میکنیم که اصلا یه روزی خوابشم نمیدیدیم بعدش هم کم کم تموم ارزو ها و هدفهامون رو از دست میدیم و مثل بازنده ها میخوایم برخورد کنیم اونوقت نتیجشم افرادی میشن که از احساسات بی نظیر شما اگاهی ندارن و درکتون نمیکنن:-(

15 03 2010
دلارام

عمو جونم تو رو خدا اینقدر برنامه هاتون رو خوب اجرا نکنین من امسال کنکور دارم اما از بس شما رو دوست دارم نمیتونم نبینمتون تو رو خدا به من رحم کنین:-((

15 03 2010
ژاله

به نام خدا
سلام «دریا دل» عزیز متوجه منظورت نشدم..؟

15 03 2010
رها

سلام آخر آخر
نمیدونم چرا اما میذارم رو حساب عادت که بر خلاف میلم دارم مینویسم:
عمو پورنگ من کاری اشتباه نکردم که عذر بخوام .اما باید عرض کنم شما که میفرمایید:

( خیلی وقتا بعد از کلی کار خوندن کامنت های شما خستگی کار رو از تن من بیرون میکنه و این مطلبی که گفتی اصلا درست نیست )
چرا درست نیست ؟ پس یعنی میفرمایید تا به حال هر کسی از شما خواهش کرده که متنی رو بخونید و جوابشو حتمآ بدید عمل کردید؟ ..فقط بگویید آره یا نه؟؟؟

15 03 2010
آرزو

سلام عمو پورنگ جونم.آره واقعا اون زمانا خیلی خوب بود.
البته می دونین که من هنوز تو سالگی موندم.

16 03 2010
حسنا حسینی

سلام عمو…این متن همون موقع که فاطمه خانوم نوشته بودن خوندم بعد اونم باز چند باری خوندمش…اما تازه دیروز به یه جملش دقیق شدم و اون جمله اینه:ینکه آدم دلواپس دیدن یکی بشه که میشه همیشه راحت اونو تو خونه و از تلویزیون دیدش….خنده نداره؟؟ .
.
و من اضافه میکنم…غلاوه بر اون میشه راحت از طریق سایت باهاش در ارتباط بود و حرفاتو بزنی و حرفاشو بشنوی….حالا من دارم به این فکر میکنم دلیل رفتن و دیدن عمو چیه؟؟؟؟؟

16 03 2010
دوست جوون

به نام خدا
سلام .
اای کلک پس گلیجان خودت بودی؟؟ بالاخره لو دادی.
عمو یادش بخیر من چفدر سر این مسئله کل کل می کردم. مامانم می گفت گلیجان خود پورنگه.
من می گفتم خود پورنگ میگه من گلیجان نیستم پس پورنگ گلیجان نیست. تازه توی مصاحبه هاتون می گفتید گلیجان یه بچه شمالی است.
من چون خیلی باهوش بودم و میدیدم وقتی گلیجان با شما حرف میزنه لبهاتون تکون میخوره و اون حرف ها را باهاش تکرار میکردید. می گفتم این 2نفر با هم هماهمنگ کردند.
عمو یه جشنی دعوت بودیم. توی جشن یه روانشناسی را هم اورده بودند سخنرانی می کرد.
یهو وسط حرفهاش گفت: بچه ها از عمو پورنگ بیشتر از پدر و مادرهاشون حرف شنوی دارند.
راست می گفت من اگه حرف مامانم را قبول می کردم همون اول کار می فهمیدم شما خودت گلیجان هستید. ولی من ترجیح دادم شما را باور کنم تا مامانم را.

16 03 2010
samoo

حتما باید حرف غلط بزنیم بعد جواب بدی
عیدی میخوام

سلام عیدی

16 03 2010
samoo

حتما باید حرف غلط بزنیم بعد جواب بدی
عیدی میخوام
بزرگترا فکر میکنن همیشه خودشون واقعیتا رو میدونن و به هیچکی اطمینان ندارن
یه نفر میگه تو به حرفامون اهمیت نمیدی اما من مطمعنم درست نیست

16 03 2010
samoo

عمو رها راست میگه شماره ی13 اصلا خوب نبود
در ضمن خودت توی برنامه گفتی هر کی میخواد منو ببینه بیاد دم در جام جم

16 03 2010
مونا

——————————————————————————–

ماموریت ویژه «عمو پورنگ» در اروپا

علی‌رغم خبرهایی که در چند روز اخیر از قطع پخش برنامه موفق«عمو پورنگ» و لغو ویژه برنامه نورزی حکایت داشتند، تهیه‌کننده این برنامه با تکذیب این خبر از حضور «عمو پورنگ» بعد از ایام نوروز در شبکه دو سیما خبر داد.به گزارش شبکه ایران، مسلم آقاجان‌زاده تهیه‌کننده برنامه تلویزیونی «عمو پورنگ»در گفت‌وگو با شبکه ایران، درباره شایعاتی که در خصوص لغو ویژه برنامه نورزی مطرح می‌شود، گفت: عموپورنگ و امیرمحمد در ایام نوروز به دعوت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سفری به کشورهای سوئد، دانمارک، نروژ و آلمان خواهند داشت و همچون سال گذشته برای ایرانیان مقیم کشورهای اروپایی برنامه اجرا خواهند کرد.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از ایران، کاروان عوامل مجموعه «عمو پورنگ» سال گذشته برای ایرانیان مقیم شهرهای رم، میلان، وین، پراگ و دوبلین جشن‌های نوروزی برگزار کردند؛اما با توجه به ثبت روز بین المللی نوروز در سازمان ملل، برنامه‌های نوروزی امسال «عمو پورنگ» ماموریت ویژه‌ای خواهد داشت.

تهیه‌کننده «عمو پورنگ» در این خصوص گفت: با تاکید ویژه دکتر محمد شریف ملک زاده، دبیر کل شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، یکی از اهداف این برنامه،‌ شناسایی آئین‌های نوروزی و خاطره‌انگیز ساختن آن برای بچه‌های مقیم خارج از کشور در قالب ویژه برنامه‌هایی خاص است.

آقاجان زاده تصریح کرد: ماندگار شدن چنین آئینی در ذهن کودکان منوط به ایجاد فضایی شاد و خاطره‌انگیز است. به همین دلیل در فضایی شاد محتوای ابزارهای ارتباطی‌مان با کودکان را که شعر، موسیقی و نمایش است به همین مناسبت اختصاص داده‌ایم.

به گفته این تهیه‌کننده احتمال دارد که جریان این سفر در قالب گزارشی ضبط و از شبکه جام‌جم پخش شود.
اما آیا با سفر این کاروان فرهنگی، «عمو نوروز»همچون بابانوئل خارجی‌ها جایگاهی در خاطرات جشن سال نو ایرانیان مقیم کشورهای اروپایی خواهد یافت؟
آقاجان‌زاده در پاسخ به این سوال از دلهره هنرمندان در پرداختن به چنین نمادهایی گفت: مادامی که حقیقت عمونوروز در قالب یک تحقیق درست قابل استناد به هنرمندان شناسایی نشود، رفتن به سراغ چنین نمادهایی دلهره وجود دارد.

وی در توضیح بیشتر افزود: اگر بخواهیم در خصوص فلسفه «عمو نوروز» کار فرهنگی خوب انجام دهیم نیاز به تحقیقات ریشه‌ای در این زمینه داریم. آن عمو نوروزی که ما می‌خواهیم، حداقل به شکل استنادی، تحقیق درستی نشده است. هر قومی یک شعر فولکولوریک در شمایل عمو نوروز داشته است تا زمانی که این اشعار و حداقل شاخصه‌های ظاهری، ویژگی‌های لباس عمو نوروز شعرهایی که می‌خواند و… در قالب حداقل یک کتاب ارائه نشود پرداختن به چنین نمادهایی دردسرساز است.

این تهیه‌کننده، یادآور شد: در سال‌های گذشته در برنامه هایمان عمو نوروز را داشتیم و اولین سال خیلی‌ها موضع گرفتند که عمو نوروز شما، شبیه بابانوئل است.خب وقتی من اطلاعاتی راجع به عمونوروز ندارم مجبورم به کلیات نوروز بپردازم.
با اختصاص تعریف شبکه کودک به شبکه دو سیما و تصمیم اخیر مدیران سیما مبنی بر رفتن تمامی برنامه‌های کودک شبکه اول سیما به شبکه کودک،شایعاتی در خصوص عدم تمایل«عموپورنگ» برای رفتن به شبکه‌ دو و احتمال تعطیلی این برنامه در محافل خبری منتشر شد، تهیه‌کننده «عمو پورنگ» در این خصوص نیز توضیحاتی داد.

«با توجه به تغییر ساختار شبکه دو و ماموریت شبکه یک، بعد از تعطیلات نوروز به مدت کوتاهی به صورت زنده و در همین ساختار در حال پخش، برنامه را روانه آنتن شبکه دو خواهیم کرد؛اما همزمان با فصل امتحانات بچه‌ها،همچون سال‌گذشته برای تجدید قوا و عملی شدن طرح‌های نو وقفه‌ای چند ماهه در پخش خواهیم داشت.»

17 03 2010
دریا دل

به نا م بخشنده بزرگ عطاها

سلام حال و احوالتون چطوره؟ باغ دلتون سبز و خرمه ؟
الهی شکر، همیشه برقرار باشی
گفته بودم هدیه عید محفوظه، الوعده وفا اومدم تقدیم کنم
(راستی با هدیه قبلی چه کردی همه بادکنکها رو فرستادی هوا….)
چیزی که می خوام بهتون هدیه کنم با بقیه هدیه ها فرق داره امیدوارم بپسندین
– مگه چیه؟ می خوای حدس بزنم؟
نه قربونت خودم می گم
هدیه من اینه : لحظه تحویل سال بعد از دعای فرج اولین دعا برای شما
دعا برای سلامتیتون ، برای شادی ، برای عاقبت بخیری
، برای رسیدن به آرزوهات ،و……و……. و…….و برای اینکه همیشه در پناه خدا زندگی
آروم و با نشاطی داشته باشید……..*

17 03 2010
دریا دل

به نام تغییر دهنده احوال

سلام خوبی ؟خوشی؟ سلامتی ؟ خدا رو شکر
میگم این آخر سالی ببخشید من اینجا کنگر خوردم ، لنگر انداختم
خلاصه خوبی و بدی هرچی دیدید ما رو حلال کنید
سال 89 رو صمیمانه و با آرزوی بهترینها بهتون تبریک می گم
ان شاء الله وقتی دعای مقلب القلوب رو لبهاتون گل می کنه و فضای دلتون
پر می شه از عطر دعا دل مراهم به دعایی یاد و شاد کنید .

الهی
آنچه بر لبانت می شکفد گل خنده باشد
الهی
آنچه در چشمانت می درخشد برق شادمانی باشد
الهی
آنچه در خانه قلبت پا می گذارد از جنس صفا باشد و روشنایی
الهی
آنچه لحظه هایت را شادابی می بخشد آرامش باشد
الهی
آنچه ازچشمه چشمانت می تراود تنها اشک شوق باشد
الهی
آنچه از زندگی سهم دلت می شود سلامتی باشد و اجابت آرزوها
و الهی
آنچه تمامی لحظات و گستره دلت را فرا می گیرد عشق باشد و مهر به خدا *

18 03 2010
حسنا حسینی

سلام اقای ناصری…اااا عمو همیشه شما یه بارم اقای ناصری دیگه!!! خوبین شما؟ خونواده محترم خوب هستن؟؟؟ اقای ناصری من یه سوال از شما داشتم این وبلاگ مامان بابا و دخترشون مال شماست؟؟؟ موفق باشین

سلام دخترم خب برو تو وبلاگ وبلاگ مامان بابا و دخترشون این سوال رو مطرح کن

19 03 2010
دریا دل

به نام خدای بزرگ و مهربان

سلام حاتون خوبه ؟ خوش و سلامتین؟ خدا رو شکر
من نتونستم در قسمت مربوطه کامنت بزارم برا همین اینجا میگم :
سفر به خیر ، خدا به همرات …..
ان شاء الله هر جا که هستی در پناه خداوند یکتا شاد باشی و سلامت ….*

………………………………………………………………………….

ژاله جون نمی دونم اینجا میای یا نه ، اگه این کامنتو می خونی
می خوام بگم که دوستت دارم و عیدت مبارک……*

19 03 2010
بهار

به نام خدا

قشنگه؟
چی؟
«دنیای آدم بزرگا!!.. قشنگه!!!!»
(سلام ندادم…………………..سلام!)
به نظرم دنیاشون قشنگه…راستش زیاد حرفای کلیشه ای زدن رو دوست ندارن،به قول خودتون بیرون از اینجا یه زندگی واقعی می کنیم.. و در اون زندگی بعضی اوقات هم آدم بزرگیم!
هم بزرگ ها و هم بچه ها دو تا وجه دارن…یکی مثبت و یکی منفی!
من دوست دارم هرچی هستم از کودکی و بزرگی مثبت هاش رو انتخاب کنم و بشم یه آدمی که حداقل رشد کنم!!!! اینکه آدم مدام بشینه بگه من کودکم و بچه ام و … فایده نداره!
دوست دارم گاهی هم آدم بزرگ باشم..به معنای مثبت..گاهی کودک..بازم به معنای مثبتش!

عمو؟
دیروز خوندم نوشته بودید:»هر طور هم که با من برخورد داشته باشید بازهم ازتون دلگیر نخواهم »
من با خودم فکر کردم مگه همچین چیزی امکان داره؟!! خوب راستش آدم اگه دلگیر نشه که…….
اما الان اومدم یه چیز دیگه بگم!
می خواستم بگم هشت سال طرفدار بودم،هشت ماهه که من رو میشناسید فقط! اون طور که فهمیدم (صادقانه بگم) مهم نیست تا قبل از اینکه اینجا اومده باشی طرفدار بودی یا نه و این اصلا حساب نیست….به هر حال! خواستم بگم که توی تمام این هشت ماه من اذیت های زیادی کردم،هیچ کدومش رو یادم نرفته و دونه به دونه دقیق به یادمه و بزرگواری ها و گذشت شما رو هم یادمه…
راستش بدترین چیزی که اذیتم می کنه اینه که بدونم کسی رو آزرده باشم..اینجا با حرفام،و بیرون با عملم..
(آخریش همین دیشب بود که حرفای تلخی زدم و شاید ناراحت شدید…اما خوب راستش هنوز بهش معتقدم و حرفام رو پس نمی گیرم!!)
برای تمام این مدت در این سال می خواستم من رو ببخشید عمویی گلم….همین :)

19 03 2010
بهار

چقدر زیاد شد!! ببخشید واقعا عمو…اون همه حرف زدم،یه جمله آخرو اول می گفتم بهتر بود!!!

22 03 2010
قائدی

افسوس…………….
ای کاش…………….
در نهایت……………تاسف:-(

22 03 2010
حسنا حسینی

سلام عموووو…..به سلامتی رفتین؟؟؟ خوش بگذره…عمو تو سال جدید منم دیگه نمیتونم زیاد بیم…احتمالا سه چهار هفته یه بار…چون نمیخوام زیاد برگردم به علت حجم زیاد درسا…موفق باشین…

29 03 2010
دریا دل

به نام آنکه هیچ کس مثل او نیست

سلام حالت چطوره ؟ خوب و خوش و سلامتی؟

قربونت من نگرانتم کاش یه خبری از خودت می دادی
– چرا مگه چی شده ؟
از دست این ببره عصبانیم خب بابا ازپارسال تا حالا همین جور داره
تورومزه مزه میکنه ، می بینی این ببره هم فهمیده تو چقدر با مزه ای
تو هم که هیچ خبری ازت نیست خب دلواپسم نکنه تمومت کرده باشه دیگه
راستی یه چیزی
– چی؟
بهت گفتم؟، من اون نقاشی روخیلی دوست دارم همونی که من و بچه ها
دورو برتیم ، مامان فاطمه هم داره برامون دعا می کنه، اونی که
مو هاشو خرگوشی بسته چشماتو گرفته لبا سشم رنگ دریا آبیه ،
اون کودک درون منه شیطونو با نمک درست مثل عموش
دلم خیلی برات تنگ شده خیلی جات خالیه کاش زودتر بیای……
راستی قربونت سوغاتی یا دت نره
– سوغات می خوای ؟ خب چی بیارم؟
معلومه دیگه قربونت ، چه سوغاتی بهتر از سلامتیت؟
سلامتیه تو آرزوی منه…….
مثل همیشه می سپرمت به آغوش امن و پر مهر خدا*

30 03 2010
دریا دل

به نام آنکه شوق آفرین است

سلام ، خوبی قربونت برم ؟
رسیدن به خیر بلا می سر
خیلی خوشحالم که برگشتی و خوشحالترم از اینکه
سو غاتی که می خواستم یعنی سلامتی ، همراته……
وباز هم خوشحالم از اینکه می تونم به لطف خدا شنبه ببینمت
لحظه هایت پرلبخند بود و دلت سبز تر از عطر بهار*

31 03 2010
عسل از گرگان

عمو سلام…..به نظر من دنیای ادم بزرگا بد نیست و به هر فرد بستگی داره….این یک حقیقته که همه ی ما روزی بزرگ می شیم و خداوند این رشد رو برای تکامل و رشد عقل و فرهنگ و شعورو..خیلی چیز های دیگه قرار داده …ما باید بزرگ بشیم تا به مقام کمال و درجه ی واقعی انسانیت برسیم و اگرکسی همراه بزرگ شدن سنش عقلش هم رشد کرده باشه اون صداقت و پاکی کودکی که در ذات هر انسانی وجود داره را به دنیای ادم بزرگا هم می بره

4 04 2010
نگار

این بزرگترها هستند که میخواهند با کج ذهنی هاشون بچه ها را هم به دنیای سیاه خود بکشانند. یک بار می گویند عموپورنگ مُرده، یک بار می گویند با فلانی ازدواج کرده و هزار و یک شایعه دیگر… داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) با بیان اینکه هیچکس پیدا نمیشود که بگوید آن برنامه به خصوص را دیده تاکید می کند: اصلا چنین برنامه ای وجود ندارد… من با افتخار اعلام می کنم که برنامه زنده عمو پورنگ هیچ حاشیه ای نداشت. یکی از اهداف من در برنامه ام این بوده که به بچه ها یاد بدهم چقدر می توانند خوب حرف بزنند و شوخی کنند. جالب اینجاست که چند وقت پیش از اینکه این گفته های بیهوده بر سر زبان ها بیفتد لطیفه اش را برای خود من به صورت پیام کوتاه فرستادند. (مجله خانواده سبز)

4 04 2010
نگار

عمویی ما هم بهتون افتخار میکنیم… خیلی دوستون دارم عموی نازنینم

5 04 2010
فاطمه پناهي

سلام .دنياي ادم بزرگا خيلي خشنه!هروقت خواستم مثل بزرگترها رفتار كنم بعدش از خودم بدم اومده.

6 04 2010
مهتاب

سلام عمو جــــــــون.
من اولین باره که واستون کامنت میذارم. من که اصلا» دنیای آدم بزرگا رو دوست ندارم.
چون که تا بخوای چیزی بگی میگن:تو دیگه بزرگ شدی این حرفا ازت بعیده.
ولی خب خوبیهایی هم داره.
مــــن 12 سالمه نمیدونم الآن تو دنیای آدم بزرگا هستم یانه؟؟؟!!!
راستــــــــــی عمو نمیدونید که معدل سهنـــــد چند شــــــــــــــــــــــــــــــــده؟؟؟
دیگه وقت گران بهاتونو نمیگیرم.
به قول آقا حامـــــــــد (حامد کیازال):
بـــــــــــــــــــــای تـــــــــــــــــــــا هــــــــــــــــــــای

8 04 2010
?

hi.

8 04 2010
دوست

به نام خدا
سلام دوست!
وقتی از نزدیک نزدیک دیدمت ،همان زمانی که در یک قدمی من بودی از کنارت گذشتم
یک لحظه یاد وقتی افتادم که با خودم عهد کردم دوست واقعی ات باشم ودوست واقعی کسی است که آنچه را دوست بخواهد دوست بدارد.
گرچه قبل از آن خواهرم از شما امضا تحویل بسته را گرفته بود.
من هیچ گاه بزرگ نمی شوم حتی اگر سنم از 10 15سال که هیچ از 20 25سال هم گذشته باشد .پس بزرگترها و رفتارشان را درک نخواهم کرد.چون حاضر نیستم پاکی کودکی ام را با هیچ یک از آنها عوض کنم.ضمنا بچه ها شعار هم نمی دهند پس آنچه را نوشتم از نگاه کودکی تان بخوانید.

8 04 2010
فاطمه پناهي_تهران

سلام!بچها تا وقتي كه بچن دوست يه سره پاشون تو كفش ادم بزرگا بكنند.ميدونيد چرا؟چون دوست دارن زود بزرگ شن از دست مشق نوشتن وديكته شب گفتن مامان راحت بشن.تا خودشون كاراشونو انجام بدن. تا وقتي ميرن بيرون ديگه مامان دستشون محكم نگيره نكشه.اگه دلشون خواست جايي برن به مامان يا بابا پيله نكنن كه فلان جاببردشون.ولي افسوس وقتي بزرگ ميشي خيلي چيزا رو از دست ميدي.ديگه نميتوني وقتي ميري پارك بدويي وجيغ بزني .اگه وقت بچگيت بزرگترين ارزوت داشتن يه عروسك يا يه ماشين كنترلي بود كه مامان وبابا خوشحال ميشدن كه خيلي راحت ميتونن ارزوهاي بچشون رو براورده كنند حالا ارزوهات اونقدر بزرگ ميشن بيشتراز تو همونا ناراحت ميشن كه چرا نميتونن براي جيگر گوششون كاري بكنن.ديگه اگه اگه وقتي بيروني خسته بشي و خوابت بگيره نميتوني بپري بغل بابايي.اگه اونموقع ها وقتي يهو حوس ميكرد باباجون ماچت كنه خم ميشدوتو گردنشو ميگرفتي بوسش ميكردي حالا ديگه تو همقد بابا شدي و بايد روبروش واستي .حالا وقتي ميري بيرون ديگه پشتت به اين قرص نيست كه دستت تو دست اوناس و هيچكي نميتونه نگاه چپ بهت بكنه .ديگه خودت بايد مسوليت كاراتو قبول كني.چون حالا ديگه بزرگ شدي.

8 04 2010
پريسا مسعودي

به نام خداي مهربون سلام عمويي همونطور كه بهتون قول دادم تو ايام عيد با كوچيك و بزرگ درمورد اين سوال شما يه مصاحبه ي كوچولو كردم. طبق نظر سنجي بنده بيش از70%از دنياي دو رنگ ادم بزرگا خوش شون نيومدودرصد خيلي كمي دوست داشتن بزرگ بشن حالا عموجون ببينين يه دختر 7ساله چي ميگه :دنياي ادم بزرگا بده چون بايد كار كني ظرف بشوري… .اما به نظر خودم دوران كودكي دوران پاكي يك رنگي وصداقت اما دنياي ادم بزرگا بعكس دنيا ي پاك كودكيه ولي عمويي ما ميتونيم مثل شما كودك درون مونو حفظ كنيم .

9 04 2010
دریا دل

به نام خدا

سلام چطوری ؟خوبی؟

عکسات مثه همیشه جالب و قشنگه فقط اون اولیه رو ندیدم
آخه باز نمیشه فکر کنم زیرلفظی می خواد مثه سایت که
چند روزه داره ناز می کنه بلا خره امروز تونستم کامنت بذارم
یه کامنت نوشته بودم مربوط به برنامه دوشنبه است با اینکه
چند روزه گذشته اما حیفم میاد نگم ، پس میگم
کامنت بعدی رو بخون………..

9 04 2010
دریا دل

به نام آنکه شادی آفرین است

سلام خوبی ، سلامتی ؟
دوشنبه بعد برنامه دلم خیلی هوای بازیهای قدیموکرد
دلم برای بچه بودن و کودکانه بازی کردن خیلی تنگ شد
در نتیجه رفتم خونه ی همسایمون گفتم بچه ها یادتونه اون
موقعها چقدر بازی می کردیم…..
خلاصه دو صوت بر وبچ دورهم جم شدیم و جا ی شما خالی از
سر شب تا 11و رب بازی کردیم ….اونم چه بازیهایی
اول یه قل دو قل بعدش اسم فامیل بعدشم اسم بازی بلدی دیگه ؟
آره همون که مثلا می گیم اسمها یی که با پ شروع میشه یا مثلا
5 تا نقطه داشته باشه وغیره …
اگه بدونی چچچچچچچچچققققققققققققققدر خندیدیم جرزدنامونم
اندازه بازی خنده دار بود
راستی بازی شکلکتون خیلی با نمک بود وای من انقدر اون
شکلکو، که لباتو غنچه می کنی دوست دارم خیلی با مزه می شی
کاش یه دونه عکس از خودت با همین شکلک ناز تو سایت میذاشتی
من همیشه این شکلکو در میارم تازه به مامان و بابامم یاد دادم
گاهی مسابقه می دیم ببینیم کی بهتر این شکلکو می سازه….
تازه یه بار برا یه بچه توی ماشین شکلک در میاوردم که بخندونمش
البته حواسم بود که مامانش متوجه نشه چون فکر کنم اگه می فهمید
از بچش بیشتر می خندید حالا نمی دونم شایدم ازتوی آیینه منو دیده باشه
و کلی تو دلش خندیده باشه که اگه این طوری باشه اونم یاد کودکیاش انداختیم
خلاصه اینکه شما خیلی منو شاد می کنین الهی
دلتون شاد باشه و لبتون پر خنده…………***

13 04 2010
زلزله

خدایا هیچ وقت بزرگمون نکن.سلام حاج عمو.چطوری؟

19 04 2010
سحر

از دنیای ادم بزرگا متنفرم.بزرگ چی داره جز……
شما(عمو پورنگ) که بزرگیت چرا بزرگی نمیکنید .شما فقط بلدید حرف بزنید.با شهرتی که دارید خوش باشید . خوش

28 04 2010
صدف

گاهي وقتا ما بچه ها دوست داريم بزرگ بشيم .
ولي فكر كه ميكنم ميبينم دنياي بزرگ تر ها هيچي نداره جز يه مشت زحمت!!!!!
به نظر من ادم ميتونه تو بزرگياش هم يه عالم بچه گونه براي خودش داشته باشه مثل شما!
چون زنده دلي ادما از بچگيهاشون سر چشمه ميگيره.

28 04 2010
papaver65

سلام
منظور این بابا آقا این بوده که 10 15 سال دیگه این فاطمه خانم هم بزرگ می شوند و گرفتار بزرگترها!

8 05 2010
fahimeh

dooset daram

8 05 2010
من

سلام به همه ی بچه های مثه خودم..
هیچ وقت نمیخوام بزرگ بشم برام دعا کنید…
تا حالا که نشدم…

10 05 2010
ناشناس

به نام خدای مهربان

س سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
ل للللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل
ا اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
م مممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
* ******************************************
اندازه کل این مدت که نبودم سلام خوبی ؟ خوشی ؟ سلامتی ؟ خوش می گذره ؟
الهی قربونت برم دلم برات یه ذره شده بود خوشحالم که الان اینجام …………
احساس می کنم دارم باهات حضوری حرف می زنم چیزیکه همیشه تو خواب
اتفاق می افته…..
می گم تواین یه ماهی که نبودم اینجا چقدر تغییر کرده وای خدا همه
کوچه ها اِ ببخشید پست ها فرق کردن اول که اومدم فکر کردم اشتباه اومدم
می خواستم بی سر و صدا برگردم که دیدیم نه، درست اومدم
خونه ی عمو جونم همین جاست ……………
الهی دورت بگردم اگه بدونی چقدردلم برات تنگ شده آخه خیرلی زیاد
دوستت دارم ………..
کودکانه بگم اندازه همه ستاره های آسمون ، شاعرانه بگم اندازه
همه ترانه های ناگفته، پورنگی بگم اندازه همه شیطنتهای کودکی ،
اندازه شیرینی خنده هات ، ای جان اندازه اون شکلکهای بانمکت مخصوصا
اونی که لباتو غنچه می کنی تو آخرین برنامه وقتی این
شکلک رو دیدم انقدرذوق کردم که جیغ کشیدم ………
تو این مدت که نبودم اکثر برنامه ها رو می دیدم درسته که اینجا نبودم
اما همیشه دوستت داشتم و دارم ، تازه تو همین یه ماه چند بارخوابت رو دیدم
آخریش همین دیشب بود
عموجونی الهی قربونت برم خبر داری که چقدر مهربونی !!!!
آخه تو این مدت که من نمی یومدم اینجا تو می یومدی تو خوابم
که از دل تنگیام کم کنی …….!!!!!!!!!!!!
خدا کنه زودتر این یه ماه بگذره تیر برسه دوبا ره بیای
البته تا اون موقع بازم می بینمت
– کجا تو خواب ؟
آره هم تو خواب هم تو سایت
ببخشید خیلی حرف زدم خسته شدی خب یه ماه نبودم دلم تنگ شده بود
ولی چون دوستت دارم بقیه حرفا رو میزارم واسه بعد
دوستت دارم *

10 05 2010
دریا دل

به نام خدای مهربان

س سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
ل للللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل
ا اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
م مممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
* ******************************************
اندازه کل این مدت که نبودم سلام خوبی ؟ خوشی ؟ سلامتی ؟ خوش می گذره ؟
الهی قربونت برم دلم برات یه ذره شده بود خوشحالم که الان اینجام …………
احساس می کنم دارم باهات حضوری حرف می زنم چیزیکه همیشه تو خواب
اتفاق می افته…..
می گم تواین یه ماهی که نبودم اینجا چقدر تغییر کرده وای خدا همه
کوچه ها اِ ببخشید پست ها فرق کردن اول که اومدم فکر کردم اشتباه اومدم
می خواستم بی سر و صدا برگردم که دیدیم نه، درست اومدم
خونه ی عمو جونم همین جاست ……………
الهی دورت بگردم اگه بدونی چقدردلم برات تنگ شده آخه خیرلی زیاد
دوستت دارم ………..
کودکانه بگم اندازه همه ستاره های آسمون ، شاعرانه بگم اندازه
همه ترانه های ناگفته، پورنگی بگم اندازه همه شیطنتهای کودکی ،
اندازه شیرینی خنده هات ، ای جان اندازه اون شکلکهای بانمکت مخصوصا
اونی که لباتو غنچه می کنی تو آخرین برنامه وقتی این
شکلک رو دیدم انقدرذوق کردم که جیغ کشیدم ………
تو این مدت که نبودم اکثر برنامه ها رو می دیدم درسته که اینجا نبودم
اما همیشه دوستت داشتم و دارم ، تازه تو همین یه ماه چند بارخوابت رو دیدم
آخریش همین دیشب بود
عموجونی الهی قربونت برم خبر داری که چقدر مهربونی !!!!
آخه تو این مدت که من نمی یومدم اینجا تو می یومدی تو خوابم
که از دل تنگیام کم کنی …….!!!!!!!!!!!!
خدا کنه زودتر این یه ماه بگذره تیر برسه دوبا ره بیای
البته تا اون موقع بازم می بینمت
– کجا تو خواب ؟
آره هم تو خواب هم تو سایت
ببخشید خیلی حرف زدم خسته شدی خب یه ماه نبودم دلم تنگ شده بود
ولی چون دوستت دارم بقیه حرفا رو میزارم واسه بعد
دوستت دارم *

11 05 2010
دریا دل

به نام خدای دوست داشتنی

سلام خوبی ؟خوشی ؟ سلامتی ؟

عمو دیدی چی شد اون کامنت قبلی ها رو میگم ؟
میدونی اون کامنت ناشناس قضیه اش چیه؟
خب اول که کامنت رو می خواستم ثبت کنم از ذوق زیاد یادم
رفت اسمم رو بنویسم بعد از اینکه زدم ثبت تازه دیدم اِ اسممو
ننوشتم برا همین دوباره اسممو نوشتم و ثبتو زدم اون موقع من فکر
کردم بدونه اسمه ثبت نشده خوشحال شدم اما الان که دیدم یه کامنت
مثه کامنت خودم به اسم ناشناس تایید شده فهمیدم که ثبت شده بوده
خب چیکار کنم از بس دلم تنگ شده بود ذوق زده بودم واسه حرف زدن
نتیجش شد یه کامنت ناشناس
اشکال نداره اینم یه خاطره ای شد مگه نه؟

18 05 2010
حسن

داريوش بالاخره پيدات كردم آقاجون خودت رو مسخره كردي يا ما رو گرفتي
ببين من ميخوام دعوتت كنم استانمون تا بياي براي بچه هاي اين خطاه از استان هم برنامه اجرا كني بايد چطوري اينكار رو انجام بدم ( دوست عزيزم داريوش جان ميخواهيم شما رو دعوت كنيم به شهرمون لطفا به ما ياري برسون ازت خيييييييييييييلي متشكريم 0915977586
حسن محبي هستم در استان خراسان شمالي بجنورد

20 05 2010
نگین

سلام عمو امید وارم که خوب باشید.عمو لطفا با بچه ها سری هم به کیش بزنید.وبرنامه ی- تان همیشه پخش شود

20 05 2010
دریا دل

به نام خدای بزرگ و مهربان

سلام عمو جون خوبی ؟
عمو جون لطفا برام دعا کن دلم خیلی گرفته دوستت دارم الهی هیچ وقت دلت نگیره ……………

2 06 2010
دریا دل

به نام خدایی که بهشت را زیر پای مادر آفرید

سلام عمو، حالتون چطوره ؟خوبی عمو جون ؟

عمواگه گفتی این چیه ؟
* * * * *( ) * * * * *

این ساعت مچیمه عقربه هاشو برداشتم تا یادم بره چند روزه ندیدمت
البته جای شکرش باقیه که گلچین برنامها پخش میشه عمو خودتم گلچین
برنامه هاتو می بینی خیلی با حال عمو حتما ببین کلی می خندی ،
برنامه های اول برات مرور می شه، تازه این طوری می شه تکرار
چیزهایی که خیلی دوست داری رو ببینی …………
راستی عمو ولادت حضرت فاطمه (س) مبارک باد .
روز مادر رو به مامان گلم و مامان فاطمه گل وهمه ی مامانهای گل
دنیا تبریک می گم .
مامان گل ودوست داشتنی و مهربانم دوستت دارم ، روزت مبارک،
کاش می تونستم مهربونی هات و محبتهای قشنگت رو جبران کنم
دعا می کنم همیشه شاد و سلامت باشی و
خدایی که از مهربونیش تو وجود پاک تو گذاشته و تو رو بزرگ آفریده
نگهدارت باشه خدایا فرشته ای که اسمش رو گذاشتی مادرو پرهای مهربونش
رو بر وجودم گسترانیدی تا به من بگویی دوستت دارم ، همواره برایم حفظ فرما
عموبه مامان فاطمه گل سلام برسون، تبریک بگو و روی ماهش رو ببوس
وبهش بگو با اینکه هیچ وقت ندیدمش اما دوستش دارم .
مادرهای گل دنیا روزتون مبارک .*****

3 06 2010
حسنا حسینی

گاهی شیرین…گاهی تلخ..

5 06 2010
دریا دل

به نام آفریدگار مهر

سلام ، خوبی عمو ؟ حال و احوال چطوره ؟

عمو دلم برات تنگ شده …………..دیشب خوابت رو دیدم ،
همه جا تو بودی چقدر از دیدنت خوشحال بودم…….
عموخدا کنه این دو هفته هم سریعتر بگذره تا دوباره ببینمت
عمو چون دلم برای خنده هات تنگ شده می خوام برات لطیفه بگم بخندی
تو جه توجه : عمو تاکید میکنم دلم برای خنده هات تنگ شده پس عمو قربونت
اگه تکراری هم بود بازم بخند،، ممنون که داری از الان می خندی ….
و اما لطیفه :
به یه لاک پشت میگن خالی ببند میگه دویدم ودویدم…
به یکی می گن با زود ، تند ، سریع جمله بساز میگه ویژ.
به یه نفر خبر میدن پسرت رکورد المپیک رو شکسته میگه
غلط کرده من که پولشو نمی دم .
یه نفر تو آتیش سوزی می میره
پزشکا اعلام میکنن 10درصد سوختگی 90درصد کوفتگی
بعد که تحقیق میکنن میفهمن دوستاش آتیش رو با بیل خاموش کردن .
ای جان ، عمو خنده هات خیلی شیرینه ممنون که خندیدی خوشحالم .
الهی
گل خنده همیشه برلبانت شکوفا باشد…… *

12 06 2010
دریا دل

به نام خدای مهربان

سلام عمو؟ خوبی قربونت برم ؟
وای عمو چقدر از خوندن پست جدید خوشحال شدم خدا قوت عموجون
ولی عموچرا وسط تیر من فکر می کردم اول تیر می بینمت
خوشحال بودم که شمارش معکوس شروع شده اما انگار باید یه کم بیشتر
صبر کنم عمو عکست حرف نداره ولی فیلم رونتونستم ببینم
که البته ندیده میگم اونم حرف نداره شاید شبیه خوابی باشه که دیدم ،
تو یه سالن بزرگ که نمی دونم کجا بود اجرا داشتی
عمو همه دور سالن ایستاده بودن اما من دقیقا روبه روی تو بودم
وقتی وارد سالن شدی به هم سلام کردیم وای عمو انقدر خوشحال بودم که
نگو عمو یه شعر خوشگل خوندی ،به زبان ترکی، خیلی ذوق کرده بودم
آخه عاشق زبان ترکی ام حیف که بلد نیستم البته یه چیزایی از خود شما
یاد گرفتم ……
تازه عمو دیشب خواب دید م همسایه ایم قبلا هم شبیه این خواب رو
دیده بودم……

عمو تا بیای هزار دفعه دیگه خوابت رو دیدم ….
خیلی دوستت دارم عمو همیشه مواظب خودت باش *

12 06 2010
دریا دل

به نام خدای دوست داشتنی

سلام عمو؟ خوبی قربونت برم ؟
وای عمو چقدر از خوندن پست جدید خوشحال شدم خدا قوت عموجون
ولی عموچرا وسط تیر من فکر می کردم اول تیر می بینمت
خوشحال بودم که شمارش معکوس شروع شده اما انگار باید یه کم بیشتر
صبر کنم عمو عکست حرف نداره ولی فیلم رونتونستم ببینم
که البته ندیده میگم اونم حرف نداره شاید شبیه خوابی باشه که دیدم ،
تو یه سالن بزرگ که نمی دونم کجا بود اجرا داشتی
عمو همه دور سالن ایستاده بودن اما من دقیقا روبه روی تو بودم
وقتی وارد سالن شدی به هم سلام کردیم وای عمو انقدر خوشحال بودم که
نگو عمو یه شعر خوشگل خوندی ،به زبان ترکی، خیلی ذوق کرده بودم
آخه عاشق زبان ترکی ام حیف که بلد نیستم البته یه چیزایی از خود شما
یاد گرفتم ……
تازه عمو دیشب خواب دید م همسایه ایم قبلا هم شبیه این خواب رو
دیده بودم……

عمو تا بیای هزار دفعه دیگه خوابت رو دیدم ….
خیلی دوستت دارم عمو همیشه مواظب خودت باش *

12 06 2010
دریا دل

به نام خدای بزرگ

عمو جونم دوباره سلام

عمو باور کن این بار دیگه تقصیر من نیست که کامنتم دوبار تایید شده
خب دفعه اول که ثبت رو زدم سایت قبول نکرد گفت تکراریه برا همین
یه کوچولو تغییرش دادم و دوباره ثبت رو زدم ، بعد از اینکه ثبت شد
دیدم کامنت دوبار ثبت شده فهمیدم اون دفعه اول هم ثبت شده بوده
_ خب بس که عجله داری عمو جون، با این حال من به این دوباره کاریهای
تو دارم عادت می کنم
عمو خب سایت ، من ، عمو ، کامنت ، دوبار ، ثبت اصلا به من چه

9 07 2010
دریادل

به نام خدای بزرگ و مهربان

سلام عمو جون حالت چطوره ؟ خوبی قربونت برم ؟
عمو یی خیلی دلم برات تنگ شده بود خوشحالم که دوباره دارم باهات حرف می زنم ………
عمو جون دوسسسسسسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم *

9 07 2010
دریادل

به نام خدای مهرگستر

سلام عمو جون ؟ حال شما چطوره ؟ خوش و سلامتی ؟
عید بزرگ مبعث مبارک باد ………..*
عمو جون دعا یادت نره ………..*
شب خوش……………..*

11 07 2010
نیلوفر

عموووووووووووووووووووو!
من توی فرضیایی دات آی آر نمی تونم نظر بذااااااااارمممممممممممممممممممممممم :(

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: