سنگ صبور

به نام خدا

سلام به دوستان

اینجا هر چه دلتان می خواهد برایم بنویسید در نزد من محفوظ خواهد ماند و اگر دوست داشتید اشاره کنید که نوشته تون در این پست ظاهر شود و یا نه بدون تایید بماند هدف از این کار مشخص شدن موضوعات وبلاگ و همچنین باور برخی دوستان که من به همه شون احترام خاصی قائلم

لینک سنگ صبور قبلی اینجا کلیک کنید 1

لینک سنگ صبور قبلی اینجا کلیک کنید2

لینک سنگ صبور قبلی اینجا کلیک کنید3

لینک سنگ صبور قبلی اینجا کلیک کنید4

Advertisements

915 responses

9 10 2009
مرضیه احمدزاده

به نام خدا
عمو پورنگ مهربون سلام
اون موقعی که برنامتون رو دیدم 10سالم بود . وقتی مدرسه ام تعطیل میشد بدو بدو میومدم و غذا مو با برنامه شما میخوردم و اگه اون روز ناراحتی چیزی داشتم خود به خودفراموشم میشد. دوست داشتم از نزدیک ببینمتون حالا هم بعد از 8 سال دوست دارم یه روز اگه خدابخواد ببینمتون.حالاهم تا کنکور بدم هر روز منتظر برنامتون هستم.
عمو برای سلامتی تون دعا میکنم.
عموببخشیداگه جمله پس وپیش شد با عجله نوشتم.شرمنده.
عمو آدرس فوق برنامه رو توی کامنت های قبلی خواستم ازتون بنویسید .عمو آخه من
این کاردستی رو برای شما درست کردم میخوام براتون بفرستم عمو مینویسید؟
عمو خدا پشتو پناهتون باشه .
طرفدار 8ساله برنامتون.(تا حرفهای بعدی..)
دست علی یارتون خدانگهدارتون.

9 10 2009
زینب

سلام عمو من یکی از بچه های مسکو هستم. دلم از شما خیلییییییییی پرررررر. یعنی شما عکس بچه های مدرسه ی روسیه رو به ما ایرانی ها ترجیح میدین. چرا عکسای ما رو نذاشتین مگه ما دل نداریم.
(اگه هم عکسا رو ندارین من دارم می تونم بهتون بدم ولی …..)

9 10 2009
زینب

سلام عمو من یکی از بچه های مسکو هستم. دلم از دست شما خیلییییییییی گرفته. یعنی شما عکس بچه های مدرسه ی روسیه رو به ما ایرانی ها ترجیح میدین. چرا عکسای ما رو نذاشتین مگه ما دل نداریم.
(اگه هم عکسا رو ندارین من دارم می تونم بهتون بدم ولی …..)

9 10 2009
مرضیه احمدزاده

به نام خدا
عمو ببخشید بازم سلام
عمو الان مطلب جدید تو سایت گذاشتید میخواستم اونجا بنویسم ولی نظرات خاموش بود
خب اینجا مینویسم .عمو شرمنده من به قول معروف دیگه سمج شدم آدرس برنامه رو امروز توی برنامه بگید .آخه من آهنگهاتون رو ضبط میکنم آدرس هم بنویسم.
طرفدار 8ساله برنامتون.(تا حرفهای بعدی..)
دست علی یارتون خدانگهدارتون.
خدا یارو یاورتون.

9 10 2009
دریا

سلام

9 10 2009
دریا

این رو گفتم (منظورم سلام بالا است) چون از کلمه ای بهتر از این برای گفتن به بهترین عموی دنیا پیدا نکردم .

9 10 2009
دریا

عمو پورنگ شما در حرف هاتون گفته بودین کوتاه بنویسیم تا شما فرصت جواب دادن داشته باشید پس لطف کنید و به حرف هاتون عمل کنید.

10 10 2009
نسترن

سنگ صبور من شما که از من بی خواب تری میدونی قشنگش کجاست اینی که 5 بخوابی 6 پاشی بری دنبال کارت امشب کلی حسرت بچگیم و خوردم اون موقع ها مامان چقد قشنگ لالایی میگفت من چقد راحت خوابم میبرد الان چی کاشکی کوچولو بودم کاشکی

10 10 2009
كرانه دل.

خدايا: من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري! پس اي خدا! هيچ مي داني كه بزرگوار آن است كه گمشده اي را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج ياري تو ، رحمت تو ، توجّه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهرباني تو ، و در يك كلام … محتاج توام !

10 10 2009
كرانه دل.

تا تواني دلي به دست آور دل شكستن هنر نيست .
شما با آوردن شادي به خونه هاي بچه ها قطعا سزاوار پاداشيد نه تنها شما بلكه هر كسي
كه اين كار خير رو انجام ميده نه پاداش زميني بلكه آسماني .

10 10 2009
پریسا

سلام عمو یصبورم
عمو روز جهانی کودک به همه ی بچه هایی که توی خیابون میدیدم تبریک میگفتم اونها هم میخندیدند ومیگفتن مرسی ومن میگفتم عمو گفته بگین ممنون …یه بچه ی5 یا 6 ساله بود که داشت دستمال کاغذی میفروخت رفتم ازش دستمال خریدم وبهش گفتم روزت مبارک ولی اون بهم نگاه کرد وتوی نگاهش یه جوری بهم گفت امروز چه روزیه دوباره گفتم امروز روزه جهانی کودکه روزت مبارک …ولی اون دوباره فقط بهم نگاه کرد وحتی لبخند هم نزد یه جوری بهم فهموند چه فرقی به حاله من داره .. میخواستم بشینم همون جا پیشش گریه کنم اما…. چرا من نمیتونم به کسی کمک کنم چرا این بچه های پاک ومعصوم باید کار کنند عمو…
عمو جونم دلم واست تنگ شده کاش..
(کودکه درونم که دخترتونه)

10 10 2009
فرشته شیخ زاده

سلام
عمو جون دیروز آقای علی خانی تشریف آورده بودن مشهد که من به خاطر شاد کردن دل دختر داییم همراهیش کردم تا برای عرض ادب خدمتشون برسیم توی راه با خودم فکر می کردم ای کاش الان داشتیم می رفیم عمو رو ببینیم آ خه چرا وقتی تشریف میارین اطلاع نمی دین که ما آرزو به دل نمونیم سال 86 چهار بار اومدین اما کی فهمید ؟ کاش برای سفر هاتون رو یک اطلاع رسانی جمعی انجام بدین خیلی دلم ….
فعلا خدا حافظ

10 10 2009
ملینا

سلام عمو پوررنگ،
دخترم ملینا 4 سالشه و عاشق برنامه شماست.ما در دوبی زندگی میکنیم و ملینا هر روز برنامه شما را نگاه میکند. امروز که داشتید اسم بچه ها رو میگفتید ملینا فکر کرد که اسمشو بردید و کلی خوشحال شد. می خواستم خواهش کنم اگه ممکنه اسمشو تو برنامه تون ببرین. ملینا واقعا شما و برنامه قشنگتونو دوست داره.

10 10 2009
پــــرتو

اونجاش گفتین که شتر در خواب بیند پنبه دانه دقیقا حکایت من شد مثل من ارزومه شما رو از نزدیک ببینم اونوقت تو خواب شما رو از نزدیک میبینم میبین توروخدا اخه عمو من جوشم از اینه که سرنوشتم مثل اون سجاد بشه همین سجاد رو میگم که تو زلزله ی بم مُرد اهان اون سجاد رو میگم شما دلتون میاد سرنوشت منم مثل اون سجاد بشه اره عمو نه دلتون میاد
عمو بزارید یه چیز دیگه هم بهتون بگم من فقط برای اینکه یه روز بیام تو برنامتون 3 تا مشکل دارم یکی همین مشکل پام
دوم باز شدن مدرسه ها
سوم تو کرمان زندگی کردم
میبینین چقدر مشکل دارم فقط واسه اینکه یه روز بیام تو برنامتون حالا بازم نه نه بیارید عمو جون فقط شما بگید باشه بیا من تمام مشکلاتم رو می زارم زیر پام و میام اونجا جان من فقط یه روز رام بدید عمو حال و حوصله ی اینکه دوباره زنگ بزنم وقت بگیرم رو ندارم شما ایا معلوم نیست کی بهم راه بدید عمو چی میشد بدون وقت قبلی بیایم اونجا عمو هفته دیگه تولدمه بزارید لااقل اون روز بیام نه اخه عمو دلتون میاد سرنوشتم مثل سرنوشت سجاد بشه نه اخه دلتون میاد روز تولدم دپرس باشم تو خونه و برنامه ی شما از تو خونه نگاه کنم اخه دلتون میاد عمو جان من این تن بمیره بزارید واسه یک بار هم که شده شما رو از نزدیک ببینم درسته می دونم 1000 نفر تو نوبتن باید وقت بگیریم همه چیز رو می دونم عمو اگه جا ندارید من پشتصحنه میشینم عمو بخاطره من یه باشه بیایی بگید جان من بیام عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو اه چی مشد بدون وقت قبلی میومدم بیام دیگه عمو جان من بگید بیا فقط باید 2 کلمه بنویسید

10 10 2009
دریا

سلام عمو پورنگ :
می خواستم از شما خواهش کنم که آخر برنامه از بچه هایی که مهمان برنامه هستن بخواهین تا برای همه کسانی که برای رسیدن به هدفشون تلاش مکنند از ته ته دلشون دعا کنن مطمئنا اگر عمو پورنگشون ازشون بخواهد این کار رو میکنن از شما خواهش می کنم که این کار را بکنید .

11 10 2009
بهار

سلام عموی گلم
عمو حالتون خوبه؟! آخه وی ویو رو دیدم..یه لحظه احساس کردم دوباره…چرا من اینقدر حس کردن هام قویه؟!!!
عمو از خودم خنده م میگیره(خنده) آخه مثل این عقده ایا تا وقت میشه میپرم اینجا(خنده) عمو این عکسه رو گذاشتی کنار جوابم!!!منم؟!(خنده) یا شمایید دارید به من میخندید؟(خنده)اما عمو جدا هم این ماجرا خنده داره ها…عمو مرسی از جوابتون!از اون «نه» گفتنتون! درسته مجازی بود..ولی یه لحظه اقتدار و جدیتتون رو حس کردم!!! عمو ممنون مهربونم.حتما!خیلی خوشحال شدم..اصلا امروز خوشحالم!آخه یه اتفاق خوب دیگه هم افتاد! چی؟چی؟چی؟
دانشگام منتقل شد تهران!(لبخند) امروز جور شد..از صبح خیلی خسته شدم،ولی بلاخره جواب داد..تازه همون رشته خودم،گرافیک! عمو باورت نمیشه حتی یه لحظه هم نمیتونم تصور کنم تو یه شهر دیگه ای که شما نیستید باشم! حتی روزانه ی دانشگاه دولتی سمنان که 2 ساعت با اینجا فاصله داره!!! خیلی دیوونه ام نه؟! اتفاقا همه میگن!(خنده)
عمو بازم ممنون…باید یه جوری انتخاب واحد کنم تا روزای فرد باشه..به برنامه شما نخوره..از هفته دیگه هم کلاسام شروع میشه..
عمو خیلی مواظب خودتون باشید..هم جسمی هم روحی…
فعلا بای./

11 10 2009
مائده

به نام خدایی که به جز امید به رحمت اون امیدی ندارم ….
سلام عمویی مهربونم … خوبید ؟؟ احساسم بهم میگه دل دریاییتون گرفته … ویویو هم احساسمو تائید میکنه … و اشک های آجی پریسا که دلش شکسته .. و سوال امروز صبح خودم چرا نباید با موچول ( عروسکم) حرف بزنم … چرا نباید با عموم حرف بزنم … مگه من بجز عموم تو این دنیا چی دارم ؟؟؟
عمو شما رو هم باور ندارن ؟؟ چه خنده دار … عمو …. عمو نکنه حتی یه لحظه فکر کنید ما باور نداریم که شما 18 سالتون … نه نه نه 7 سالتونه ….
عمو به … آخه به چی قسم بخورم که باورتون داریم ….. عموی مهربونم دیروز داشتم به پریسا میگفتم میگفتم شیطنت کودکانه هر حظه تو چشماتون موج میزنه …. اما … اما چرا گریه ….
الهی که من بمیرم و مروارید های اشکای عموم رو حس نکنم …. (قضیه ی همون ماهیس که تو دل آبه ها …) عمو منو ببینید همه جا مجبورم ادای آدم بزرگا رو درارم … چون نقششون رو خوب بازی نمیکنم همیشه سرزنش میشم …. اما اینجا که میام بهونه ها و گریه های کودکانم را هم با خودم میارم …. آخه حتی وقتی کوچولو بودم (شناسنامه ای ) هم فقط شما باورم داشتید … فقط شما حرفامو مفهمیدید ….عمو این یه حقیقت تلخه که همه نمیتونن این دریای بی انتهای صداقت رو باور کنن …. عمو اصلا کاش همین جا درد و دل میکردین … همین جا برای کسایی که باور دارن کودکی صادقانه و قشنگ عموی مهربونشون رو …
دوستتون دارممممممممممممممم ….. من و پریسا دوستتون داریمممممممم ….
پریسا گفت از طرف جفتاییمون بگم خوب …..
کاش …. کاش میشد یه کاری کنم که هیچ وقت نگید ای کاش …..
{اگه دوست داشتین تائید کنین }
التماس دعا … یا حق !!

11 10 2009
دریا

سلام عموپورنگ:
همه آدم بزرگها به بچه های کوچیک مگن گریه نکن و بهانه نگیر پس عمو پورنگ شما هم اگه هنوز کودک هستید باید به حرف بزرگترتون گوش بدین.عمو پورنگ لطفا مثل بچه های کوچیک
معنی گوشه و کنایه های آدم بزرگ ها رو نفهمید واین قدر غمگین نباشید .عموی ما همیشه باید بخنده وخوشحال باشه تا بتونه ما رو خوشحال کنه.

11 10 2009
پــــرتو از کرمان

اُعمو دیدین چی شد من 1000 تا جک بلدم اصلا یادم نبود که براتون بفرستم امیدورام از جک هایی که براتون نوشتم خوشتون بیاید اگه میشه این نظرم رو تایید نکنید چون نمی خوام بقیه هم یادشون بیفته و براتون جک بنویسنن

یک مورچه و یک زرافه باهم ازدواج می کنند
شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته پیداش می شه
بعد زرافه بهش می گه : این همه مدت کجا بودی ؟
مورچه می گه : تو راه بودم که بیام بوست کنم
_____________________________________________________________________
سه نفر توی هواپيما برای هم كلاس می ذاشتند .
اولين نفر با موبايل
دومين نفر با لب تاپ
سومين نفر می بينه داره كم مياره ، ميره يك دستمال كاغذی رو لوله می كنه ميگذاره توی جيبش ( البته يك گوشه از دستمال كاغذی را از جيبش بيرون ميذاره )
بعد میاد پيش دوستاش
يكی از دوستاش ازش می پرسه : اين چيه از جيبت بيرونه ؟
ميگه وای خدای من ، كی برای من فكس فرستاده !!!؟؟؟
_____________________________________________________________________
يارو به پسرش ميگه: پسرم هيچ مي دوني ناپلئون وقتي به سن تو بود، شاگرد اول كلاسش بود؟…
پسر به پدر جواب داد: پدر جان هيچ مي دوني كه ناپلئون وقتي به سن تو بود، امپراتور بود؟!!!!!!
____________________________________________________________________
یارو لب دریا همش داد میزد آفرین، ما شالا ….
،ازش میپرسن چه کار میکنی؟
میگه :پسرم 1 ساعته رفته زیر آب هنوز بر نگشته …عجب نفسی داره ها ..؟!
___________________________________________________________________
به پشه ميگن : چرا زمستونا پيدات نيست؟
ميگه : نيست تابستون خيلي رفتارتون خوبه!!!! زمستون هم بيام؟؟
___________________________________________________________________

از یکی میرسن ساعت چنده ؟
طرف هم بلد نبود ساعت بخونه. گفت : بدو بدو دیرت شد.
____________________________________________________________________
نامه یک دانش آموز به معلم برای تشکر:
معلم اضيظم عذ اينكه به من خاندن و نوشطن عاموخطي حذار بار اضط ممنون
____________________________________________________________________
یارو میره ته استخر تا میاد بالا می گه : کاشی کاره عجب نفسی داشته !!!
____________________________________________________________________ پیرزنه تو اوتوبوس هی می گفته : نی نای نا نای نی نای نای
همه هم دست می زدن براش.
بعد یهو دست می کنه تو کیفش دندوناشو در میاره
می گه : نیاوران نیگه دار !
____________________________________________________________________
سرهنگه داشته امتحان رانندگی می‌گرفته.
از یارو می‌پرسه : اگه یه نفر وسط خیابون بود، بوق میزنی یا چراغ ؟
طرف می گه : برف پاک کن جناب سرهنگ !
سرهنگه کف می‌کنه می‌پرسه : یعنی چی ؟
یارو می گه : یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف

12 10 2009
bahare

سلام عمو جون
عمو یه خواهشی داشتم
از اونجایی که من به عکس خیلی علاقه دارم(مخصوصا عکسای شما)
خلاصه اینکه بیشتر عکس بزاریدعمو
باید رکوردم بیشتر بشه یا نه؟؟؟؟؟

12 10 2009
صنم بچه ننم

سلام عمو
این چیزایی که می گم واقعیه
مدرسه ما مشرف به یه مدرسه پسرونه راهنماییه ، زنگای تفریح شلوغ میکنن ، خوب پسرن ، انرژی دارن ، اما یه ناظمی دارن خیلی ………..
بچه ها رو میزنه ، یه بار اینقدر محکم سیلی زد بچه پخش زمین شد ، یه با با صندلی محکم کوبوند تو سر یکی دیگه ، اینقدر این صحنه ها دلخراشه که خدا میدونه . میگیم زندان گوآنتانامو بعد بغل گوشمون از این چیزاست اون بچه چی کار کرده که باید اینجور کتک بخوره و لام تا کام حرف نزنه
عمو بیاین دعا کنیم نسل این جور آدما برچیده شه ، اون بچه ها هم زودتر بزرگ بشن و از اون مدرسه بیان بیرون .جایی پیدا بشه که بتونن حرف بزنن. اینا رو گفتم چون شما بچه هارو دوست داری

12 10 2009
كلاه قرمزي

سلام عمويي صبح كه كامنتم تأييد نشد،حذف شد ترسيدم (نميدونم چرا نميتونم آروم باشم سريع جا ميزنم.)فكر كردم حرف بدي زدم اصلأ بيخيال خواسته ام شده بودم .ولي عصر يه عالمه خوشحال شدم .الانم فقط ميتونم با چند تا كلمه ي محدود بگم:واقعآ ممنونم. به قول شما سپاسگذارم.شبتون بخير…

12 10 2009
دریا

سلام عمو پورنگ :
من نمودونم بالای این صفحه می نویسه 21 جواب ولی من هیچ جوابی نمی بینم برای تنوع هم که شده به یکیشون جواب بدید راستی خیلی ممنون که دعایی رو که خواهش کرده بودم آخر برنامه بگید رو نگفتید(شوخی کردم) ولی ازتون باز هم خواهش میکنم من واقعا به دعای شما و بچه ها احتیاج دارم .

13 10 2009
پرستو

سلام عموی خوبم خوبی عمو جون دلم انقدر برات تنگ شده بود که فقط خدا میدونه شنبه دیدمت دوشنبه هم دیدمت اما کم بود اینترنت خالمم سوخته بود نمیشد بیام تو سایتت اما عوضش هروقت دلم خیلی خیلی برات تنگ میشد عکستو نگاه می کردم می دونی کدوم عکس همونی که گذاشتی تو سایتت همونی که نقاشی ونامه منم توش بود میدونی چی کار کردم عمو قابش کردم گذاشتم رو میز کنار تختم پیش عکس بابام حالا شبا هم هروقت که میخوام بخوابم و به بابام شب بخیر می گم به شما هم می گم به امیر پارسا هم گفتم نباید به عکس شما اصلا دست بزنه برای اینکه ممکنه بیفته زمین و قابش بشکنه اخه یه باری امیر پارسا قاب عکس بابا رو شکوند من انقدر گریه کردم انقدر دعواش کردم مامانی یه قاب عکس جدید برام خرید اما خوب من ان موقع خیلی دلم سوخت که قاب بابام شکست اما عمو نگران نباشها من نمی زارم امیر پارسا قاب شما رو بشکنه خودش هم مواظبه دوشنبه که برنامتونو نشون میداد دست منو گرفت برد تو اتاقم عکس شما رو نشونم دادو گفت عمو بعد دوباره برگشت تو اتاق تلویزیون به شما اشاره کرد و گفت عمو گفتم اره این همون عمو بعد میدونی چی گفت عمو گفت امیر دست نه نه نه یعنی اینکه امیر به عکس دست نمی زنه انقدر بهش گفتم دست نزن یاد گرفته عمو عمو جون من خیلی خوش حال بودم که فردا تعطیله اما الان نیستم اخه چرا شما فردا برنامه ندارید می دونم شهادته اما خیلی بده که شما برنامه ندارید عمو شنبه خیلی دیره خوب به جای فردا جمعه بیاید چی میشه مگه اصلا عمو مگه جمعه روز زوج نیست اگه پنجشنبه فرد پس جمعه هم باید زوج باشه دیگه عمو شنبه خیلی دیره خیلی خیلی خیلی دیره عمو راستی شما از روی کاغذ دعا می خونید ؟ اخه دیروز موقع دعا کاغذو گرفتید تو دستتون عمو شنبه خیلی دیره من تا شنبه طاقت ندارم
عمو جون من خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی دوستت دارم می دونید چرا چون شما بهترین بهترین بهترین عمو تو همه دنیایید

13 10 2009
فرشته شیخ زاده

سلام
ببخشید عمو جون جواب این کانمت هایی که تایید نمی شه کجا می ره لطف کنید توی ایمیل نفرستید چون این پست الکترونیکی که ازش استفاده می کنم مال دوستم و رایانه اونم الان خرابه و من نمی تونم ایمیلتون رو بگیرو اگر صلاح می دونید همین جا جواب بدین
با تشکر
فعلا خدا حافظ

13 10 2009
دریا

سلام عمو پورنگ:
امیدوارم که شما حالتون مثل من بد نباشه.امیدوارم که هیچ وقت احساس نا امیدی بهتون دست نده .امیدوارم که هیچ وقت احساس تنهایی نکنید .من در این چند سالی که از خدا عمر گرفتم باوجود این که همیشه دورم شلوغ بوده ولی هیچ کدام از ان ها حرف من را گوش ندادند . من هم دیگه بعد از چند وقت بیش تر از اون که لازم بوده با کسی حرف نزدم .من هر وقت که به خودم اومدم دیدم که گو شه اتاقم نشستم و دارم درس می خونم یا این که دارم حرف هام به خدا میگم .تا این چند وقت پیش فکر می کردم که حداقل خدا به من گوش میده ولی الان فکر می کنم که خدا هم با من قهر کرده .یک بغض خیلی بزرگ توی گلوم گیر کرده. احساس خیلی بدی دارم .دلم می خواد از خدا بپرسم دلیلش برای آفریدن من چی بوده . دلیلش فقط این بوده که من به این دنیا بیام و حس تلخ تنهایی رو بچشم و دوباره به خواست او برگردم پیش خودش .من واقعا از این همهتنهایی خسته شدم .ولی من هنوز هم به خدای خودم امیدوارم .

13 10 2009
دریا

عمو پورنگ:
من چون این چیز هایی رو که نوشتم نمی تونم به کسی بگم. یعنی اگه بگم برای کسی مهم نیست .می خواستم بدونم اگه شما هم گاهی اوقات مشابه احساس من را دارید(البته امیدوارم که این طور نباشد)چه کار می کنید تا حالتان بهتر شود.

13 10 2009
شیرین

عمو دوست دارم جوابتو بدونم

13 10 2009
شیرین

عمو لطفا همین جا جوابمو بدین اخه ایمیلم مشکل داره نمیتونم ببینمش
خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
دارمممممممممممممممممممممممممممممم
*:-@

13 10 2009
ربابه

سلام عمو چرا کامنتم ثبت نمیشه

13 10 2009
ربابه

سلام عمو خیلی ممنون که اسممو توی برنامتون خوندید به خدا خیلی خیلی خوشحال شدم

24 01 2010
فیاضی

به نام خدا
.
.
سلام عمو
خیلی قالب جالبیه، قبلیه به قول یکی از دوستان آدمو یاد ادارات می انداخت، دست شما و دوستتون(!) درد نکنه
راستی، عکس های عروسکتون باز نمیشه!!!
و اینکه، بازم برگشتیم اینجا!
و دیگه …
ممنون که سنگ صبور برگشت، یادتونه گفتم وقتی یه چیزی رو گم می کنیم و درست زمانی که بهش نیاز داریم پیداش نمی کنیم، اما تا از خیرش می گذریم، به خودی خود پیدا میشه؟!
جریان سنگ صبوره!!
همه ی حرفام یادم رفت!!!
انشاءالله همیشه موفق باشین
راستی عمو، دیشب امتحانمو … نمی دونم اما احتمالا خراب کردم، خیلی وقت کم آوردم، همش نقاشی بود!!
دعا کنین به خیر بگذره
عمو
التماس دعا
خدانگهدار

24 01 2010
فاطمه عيوض زاده

سلام عمويي
خوفي؟؟؟؟؟؟
واااااي فردا قراره كارنامه ها رو بدن اومدم از همه بخوام شديدا واسم دعا كنين
در ضمن من همچنان منتظرم يه اروميه اي از اين جا يافت بشه بياد وب من
و در ضمن من هم چنان منتظرم كه عمو جون اسم من و خواهر زادم رو تو برنا مه بخونه مبين حسني رو ميگم ديگه عمو
باي

24 01 2010
فاطمه عيوض زاده

سلام عمويي
خوفي؟؟؟؟؟؟
واااااي فردا قراره كارنامه ها رو بدن اومدم از همه بخوام شديدا واسم دعا كنين
در ضمن من همچنان منتظرم يه اروميه اي از اين جا يافت بشه بياد وب من
و در ضمن من هم چنان منتظرم كه عمو جون اسم من و خواهر زادم رو تو برنا مه بخونه مبين حسني رو ميگم ديگه عمو
شوستون دارم خيلي زياد
باي

24 01 2010
محیا (ماهی)

سلام عمو خوبی؟
عمو وقتی صدای بشقاب در آوردی من ترکید از احساسات
آخه خیلی قشنگ بود عمو
واییییییییییییییی خدا
عمو عمو
من تو این قالب جدیدتون وحشتناک گیج شدم

24 01 2010
کودک تنها

سلام خوش به حالتون که با بچه هایید من عاشق بچه هام خودمم بعضی وقتا یادم میره بزرگ شدم باید خانوم باشم می دونید من دوست دارم تو دانشگا بدوم بلند بخندم مثل مدرسه اما هربار این کار رو میکنم دوستام یاد اوری می کنند بزرگ شدی زشته ندو بلند نخند و…. ومن یادم میاد که بزرگ شدم و ارزو می کنم کاش بزرگ نمی شدم کاش وارد دنیای پر از فریب و پراز ریای ادم بزرگا نمی شدم و تو دنیای صاف و ساده ی بچه ها می موندم
راسی فوق برنامتون منو برای چند دقیقه به دنیای خودم می بره و به خاطر این ازت ممنونم عمو پورنگ

24 01 2010
محیا (ماهی)

عموووووو دلم برات تنگ شده بود نمی دونم چرا
عمویی ببخشید کامنتام زیاد شده شرمندتم
عمو موبایلتم مثه خودتون بود
خیلی با نمک

24 01 2010
پـــــرتو از کرمان

سلام عمو جون دیروز خدا بگم چکارتون نکنه دیروز یه شوک حسابی بهم وارد کردین ها فکنم این روابط عمومی کار خودشو کرد عمو قبلا 100 بار 200 بار زنگ می زدم به روابط عمومی زنگ می زدم هیشکس گوشی رو ور نمی داشت وای عمو وقتی گرفت داشتم می مردم از استرس زبونم بند اومده بود فجیع اصلا مگه می تونستم حرف بزنم عمو جون ازتون ممنونم که اسمم رو خوندین ولی بدش نفس بالا نمیومد نه عمو نترسین شوخی کردم اصلا فکرش رو هم نمی کردم اسمم رو بخونین اگه بگید چقدر خوشحال شدم می خواستم بعد از برنامه فوری بهتون نظر لدم ولی از شانس کچلم صبحی امتحان ریاضی داشتم تا الانم داشتم یه درس دیگه ای رو می خوندم بخاطر همین این نظر دادنم این دیر شد عمو خوب دیگه چخبرا عمو جون عمو برنامه ی چهارشنبتون خیلی باحال بود مخصوصا اونجاش که شعری در مورد اقای علی پور خوندید خیلی باحال بود عمو می تونم یه چیزی بگم میشه فردا عصر اون سویشرت مشکی تون رو بپوشید اخه خیلی بهتون میاد زیرشم بلوز صورتی اگه اینارو بپوشید ممنونتون می شم عمو ازتون خوشم میاد بخاطر اینکه به تمام بچه ها گیر میدید مخصوصا وقتی به متین بخاطر چشمش گیر می دید وقتیم اداشو در میووردید از خنده مرده بودم فقط خلاصه عمو جون همچین امسال برنامتون نسبت به سالای دیگه بهترتر شده ترکوندین ها همه دارن راجعبتون وبلاگ می زنن منم خیلی دوست داشتم راجعبتون وبلاگ بزنم اما وقت ندارم ایشاا… هرموقع وقت کردم براتون می زنم راستی عموجون دیروز بردنمون امادگی دفاعی عملی نشونمون دادن اینقدر باحال بود عمو از چنتا مدرسه دیگه هم اومده بودن بعد من چنتا از دوستای قدیمیمم دیدم البته ما رو بردن یه مدرسه دیگه ای اونا هم بردن همونجایی که مارو بردن الان گرفتین مطلب رو ببخشید فهمیدین مطلب رو خوب عمو یه برجا برپا با حالی می کردن عمو که حد نداره خلاصه شنبه بهم خیلی خوش گذشت عمو شما هم که عصرش اسمم رو خوندینو خلاصه حال داد عمو کی سهند میاد تو برنامه هنوز امتجاناش تموم نشده اخه سه هفته هست نیومده بدون اون برنامتون مزه نمی ده عمو دیگه بهش بگین دوشنبه بیاد دیگه عمو راستی من همش فکر می کردم به نظرتم اهمیت نمی دین ولی وقتی اسمم رو تو برنامه گفتین ها فهمیدم به نظارت من بدبختم بین این همه نظر توجه می کنین خیخلخوب دیگه عمو جون من رم به کارام برسم دیگه حرفی گفتن ندارم بازم بهتون سر می زنم پس فعلا خدافظ تا نظر بدی………………….

25 01 2010
سعيده استادي

بنام خدا
آقاي فرضيايي سلام
از زحماتتون ممنونم!
من تاحالا چندتا ميل براتون زدم و فكرميكنم 19شهريور ماه بود كه نامه اي رو با پست پيشتاز براتون فرستادم!شمارو بخدا!به روح سجاد قسم ميدم بريدو اونها رو بخونيد!اينو ملتمسانه ازتون ميخوام!
استادي از دامغان

25 01 2010
فاطمه علوی

عمو جون سلام
من جمعه تولدمه خیلی خوشحال می شم اگه شعر تولد یا دختر بخونید
ممنون

25 01 2010
پریناز.ب.ک

سلام عمو جون امیدوارم حالتون خوب خوب باشه»عمو برنامتون حرف نداره وای عمو اون پسر بچه خیلی شیرین بود همون که شما متین صداش کردین خدا برا ی پدر ومادرش نگه داره.همیشه دعاتون میکنم.

25 01 2010
شیرین

سلام بابا داریوش*:)بابا بمب انرژی (بزنم به تخته) آخرشی به مولا *:) وایی دلم چقدر خندیدم *:) تو منو بکشتی رِ *:) **خبر خبر** قد قد قدا جیک و جیک و جیک قار و قار و قار *:) فوق العاده بابایی فردا دخترتون میره مشهد هورااااا*:) دست *:) سوت *:) جیغ *:) نایب الزیاره هم از طرف شما هم از طرف آجی های گل خودم *:) بابایی فکر کن بعد از 10 سال داریم میریم *:) یوهووو من شادم ها *:)راستی بابایی سه تا جا اضافه داریم اگه خواستی با مامان فاطمه بیاین *:) بابایی نزن خب شوخی کردم *:)جمعه ظهر تهران هستیم میومدید،خوش می گذشت بهمون ها *:) خیلی گلی بخدا**بابایی این شعارای ایشاالله خیلی خوب بود خصوصا اون موقعی که گفتید داماد بشی من از طرف شما گفتم ایشاالله *:) شوخی کردما به دل نگیر*** راستی بابا داریوش امروز آخرین امتحانم بود تموم شد *:) یوهووو*:) یه ماه استراحت *:) هوراااا *:) بای بای *:) مش شیرین دخترتون *:)*:)*:)

«…از طرف شیرین…»

25 01 2010
ابوالفضل

با سلام و خسته نباشید به شما
و همکارانتان
لطفاً اسم پسر من ابوالفضل موسوی قهفرخی را به عنوان پسر خوب بخوانید. او برنامه شما را با اینکه 2 سال دارد می بینه باز هم از شما بخاطر برنامه خوبتون (فوق برنامه) متشکرم.
کاش یک برنامه ای شاد پیرامون مسائل مذهبی هم درست می نمودید.

26 01 2010
عاطفه

سلام عموی بی نظیر بچه های ایران زمین امیدوارم همیشه خدا توی راهی که توش قدم گذاشتین پشت و پناه تون باشه وبزرگ ترین چیزی که از خدا می خواهین کوچیک ترین چیزی باشه که بهتون میده همیشه ی خدا تنتون سالم باشه خنده تون از ته دل و گریه تون از سر
شوق باشه
به وبلاگ من هم سر بزنید البته بیشتر واسه اونایی خوبه که بزرگ هستن ولی دوست دارن همیشه بچه بمونن
خداحافظ همین حالا

26 01 2010
سیمین

سلام عمو قالب جدید مبارک

26 01 2010
همای عمویی

سلام عمویی.
من گم شدم تواینجاا. عینه یه بچه ای که از مامانش یکمی دور شده باشه و توی کوچه پس کوچه ها حالا هی بگرده دنباله مامانش. و هی بگه که مامانم گم شده اویییی(گریـــــــه)
نمیدونم چیرو کجا بگم. البته الان به این نتیجه رسیدمااا. به خاطر همین احتمالا یه چندتا اشتباه بزرگ هم کردمو بعضی مطالبو شاید جابه جا بهتون گفته باشم. که بابتش معذرت میخوام ازتون.
فقط اینجاست که اسمو رسمشو خوب میفهمم و میدونم واسه چیو واسه کیه و کجاست.
پس بای تا هایی دیگر عمویی.

26 01 2010
سماء طالبي از اورميه

عمو ما ناهار قلمه سبزي داشتيم امروز جاي شما خالي بود .خداحافظ

26 01 2010
محیا (ماهی)

سلام سلام عمو خوبی؟
عمو یه کم نا راحتم
عمو دیروز که داشتی سرفه می کردی اشکم در اومد
اولش نفهمیدم داری فیلم بازی می کنی
نمی دونم شاید هم اولش واقعی بود به هر حال
……
عمو دیگه نکنی از این کارا
قربونتوووووون برم مننننننننننننن
عمو ی گلم

26 01 2010
محیا (ماهی)

عمو برنامه ی نه گفتن خیلی خیلی قشننننننننگ بود مرسی ولی با این همه شادی نمی دونم چرا فک کردم یه کم خسته بودید
شبش دیر خوابیده بودین؟
عمو ممممممنون
جز تشکر چیزی ندارم

26 01 2010
ازاده

سلام عمو میبینی روزگاررو؟مثلا بعد چند وقت میخواستم برم بهشت زهرا یادم نبود جمعه ازمون دارم اگر عاقل بمونم و بتونم دلتنگی رو تحمل کنم هفته دیگه میرم
راستی این شعررو امروز گفتم تقدیم میکنم به بهترین دنیا:
به چشم این دل بارونی دیگه خواب نمیاد به سیاهه اسمونش دیگه مهتاب نمیاد
شب شده افتابم رفته بری خواب نمیدونم چرا جاش بیصدا مهتاب نمیاد
به گمونم اومده طواف چشمای سیات که نتونسته تو تاریکی اسمون بیاد
مهتابم اگر میری طواف اون چشمای ناز بگو که عاشقش هنوز چشم به راهشه بیاد
راستی تاییدش نکنید،برای ازمونمم دعا کنید

26 01 2010
ساناز

سلام سلام عمو جون . خسته نباشید . خوبید ؟

بالاخره من کارنامم رو گرفتم. عمو عمو حدس بزنید که معدلم چند شد ؟؟ چند ؟
.
.
.
.
19/98 شد. فقط فیزیک شدم 19 که وقتی با درسای شیمی و زیست حساب شد . علومم شد 75/19.نفر اول توی کلاسمون شدم. حالا کلاسای دیگرو نمیدونم . آخه آخرین زنگ بهمون دادن . عمو دوست دیگم که اسمش فاطمه است نفر دوم شد که معدلش 89/19 شد و دوست دیگم هم که اسمش نیلوفر هستش سوم شد ولی خیلی ناراحت بود و کارنامش رو بهم نشون نداد و فوری رفت .ولی فکر کنم اون 88/19 شده.
عمو جون با لاخره نتیجه ی تلاش زیاد و صبح زود بیدار شدن رو گرفتم . می خواستم بعد از این که از مدرسه اومدم فوری بیام اینجا ولی کامپیوترمون خراب شده بود و بابام برده بود که درستش کنه.
عمو جون خیلی حرف برای گفتن دارم . یکیش اینکه دیروز برنامتون رو دیدم . مثل همیشه عالی بود . ولی عمو جون از اونجایی که گفتید که بگید نه . می گم نه . من یکی که حتی توی امتحانام هم برنامتون رو نگاه می کنم . آخه برنامتون جالبه و کاری می کنه که ما با انرزی بریم سر درسامون . این یه تجربه هستش که خودم داشتم ها ..
دوم اینکه ممنون از دعا هاتون برای همه ی ما که امتحان داشتیم .
سوم اینکه قالب جدید مبارک .( البته توی سایتتون نه اینجا ) خیلی قشنگ شده .
بعد عمو جون من خیلی سعی کردم که فیلم سکرت رو براتون بفرستم ولی نشد . بازم سعی می کنم .
خیلی زیاد شد ببخشید . اصلا حواسم نبود .
ممنون بخاطر همه ی زحماتتون که برای ما ها می کشید و بهمون خیلی چیز ها رو یاد می دید.

26 01 2010
ساناز

راستی عمو جون یادم رفت که بگم برف این رحمت الهی امروز توی کرمانشاه اومد ولی خیلی کم بود فقط زنگ اول کلاسمون که شیمی داشتیم ولی روی کوه ها پر برفه .
عمو از خدا ممنونم بخاطر همه ی نعمتاش از بارون وبرف بگیر تا سلامتی و موفقیت .

عمو جون راستی هوا سرد شده ها … مواظب خودتون باشید عمو جون

26 01 2010
ساناز

عمو جون یه چیز دیگه یکشنبه رفتم دندون پزشکی برای ارتودنسی . الان من 5 ماهه که ارتودنسی کردم . یکشنبه برام کش گذاشت . چقدر بده. مخصوصا یکشنبه و دوشنبه خیلی درد داشت ولی حالا باهاش عادت کردم .
انشاا… فردا برنامه ی خوبی رو داشته باشید . راستی عمو جون از خانم قمشه ای و خانم مهدیه کاکوئی ممنون . برای اسکن کردن مجله ها .

26 01 2010
زينب_تبريز

سلام عموجونم.
عموووووووووووووووووووووو؟
نميدونم چي بگم يه لحظه دلم براتون تنگ شد(گريه)
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
چيكارش كنم اين عموي يكي يه دونه رو؟

27 01 2010
پریناز.ب.ک

سلام عموی خوبم.کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه این که مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه ی مادر همه چیز را فراموش میکردم.

27 01 2010
زینب

سلام
خوبین؟
عمو جون… یه چیزی….
نه نمیخواد!!
هیچی!!
خوبین؟ سلامتین؟ ایشالا که خوب و سلامتین
خداحافظ

27 01 2010
دریافرضیایی

حاج داریوش سلام
قربونت برم خوبی حال شما
داریوشم تو رو خدا امروز به بچه ها بگو برام دعا کنن حالم خیلی بد شده بیماریم دوباره اوت کرده داره از پا درم میاره داریوش بچه که بودم وقتی برنامه هاتو می دیدم می گفتم ای خدا چی می شه من یه بار داریوش رو از نزدیک ببینم حالا هم که بزرگ شدم هنوزم این آرزو رو دارم اما اما…
می دونم اجل محلتم نمی ده و می رم حالم خیلی بده توی قسمت ارتباط با ما نوشته بودم که می خوام برات هدیه بفرستم اما آنقدر حالم بده که چند هفته ای هست که نمی تونم بیرون برم اما بهت قول می دم قبل از رفتنم به یکی بسپارم که هدیه ام رو برات بفرستن فقط فقط از ازت می خوام وقتی رفتم مثل سجاد حد اقل روی قبرم یه فاتحه بخونی به خدا دارم اشک می ریزم و می نویسم اینو بدون که من من خیلی دوستت دارم به خدا هر وقت مشهد یا جا های زیارتی دیگه که رفتم فقط فقط برای تو دعا کردم ببخشید اگه نا راحتت کردم نمی خواستم نا راحتت کنم دوست نداشتم بچه های سایت هم ناراحت کنم اما دیگه وقت رفتن توی این سال ها دوست نداشتم بیام و برات ایمیل یا کامنت بگزارم اما دیدم حیف که یه دوست داشتن که انقدر پاک و قشنگه رو شما ندونید بیماریم زیاد وحشد ناک نیست ناراحت نشی ها تو رو خدا اگه خواستی برام چیزی بنویسی یا همین جا بنویس یا توی برنامه بگو عزیزم ایمیلم مشکل داره خدا نگه دار.

27 01 2010
بیانیه مشترک زلزله و ولوله

سلام .ما می دونیم که شما زحمت می کشین و همه ی یادداشت هارو می خونین به همین دلیل گفتیم کمتر بیایم ، همیشه بیایم و زحمت شمار و کمتر کنیم در ضمن من(زلزله)ممکنه خیلی کمتر بیام.عمو:بهتر!مث اینکه ندیده ی روشونم چه خودشونم تحویل میگیرن اوفه.زلزله: حالا که اینجوریه منم شکلات میخوام.عمو :چه ربطی داشت؟ولوله :ربطی نداشت همین جوری گفت.خدا حافظ

27 01 2010
ولوله

سلام! ی چی بگم ؟من ودوستم هر مطلبی که می نویسیم چه جدی چه شوخی همش دستپخت خودمونه اونایی رو که از جای دیگه ای پیدا میکنیم حتما میگیم تنها دلیل شم اینه که بگیم ما ام هستیم.

27 01 2010
ولوله

از سازمان فضایی ناسا با شما تماس می گیریم .شما به عنوان ستاره ی سال انتخاب شدید.

27 01 2010
ناهید

بازم سلام عمو جون.( سلام سلامتی میاره )
وای عمو نیستین و ببینین زنجان چقدر برف باریده طوری که مدارس در تمام مقاطع امروز تعطیل شدن.
عمو ,عموی مهربونم یه چیز بگم دلم براتون خیلی تنگیده ( گریه ).اخه تو این دوره و زمونه کدوم برنامه کودکی اون هم از نوع بهترینش فقط 40-42دقیقه زمان داره؟!

27 01 2010
دنیا تذکری

سلام بچه ها چه خبرا وای ماشاالله تو این یکی دو روزه که امتحان داشتم دوستان کم کاری نکردن.بچه ها مرسی

27 01 2010
دنیا تذکری

سلام ساناز عادت می کنی کش ثابت برات گذاشت یا متحرک.من واقعا احساستو درک می کنم.

27 01 2010
هدي قاسمي

عمويي جونم سلام مي بينم همه دارن كارنامه هاشون رو مي گيرن اونم با معدل بالا . منم بگم :كارنامه ام رو گرفتم عمويي خيلي خوشحالم چون معدلم رو 20 شدم

27 01 2010
پريسا

سلام عموي صبورم
دخترت داره گريه ميكنه………. كم آوردم …خسته ام……….برام دعا كن عمويي
(كودكه درونم كه دخترتونه)

28 01 2010
زینب

سلام
یادم نیست که این موضوعو توی فوق برنامه داشتین یا نه. اما اگه نداشتین یه برنامه با موضوع حسودی داشته باشین بد نیست

28 01 2010
ساناز

سلام عمو جون خسته نباشید . خوبید ؟

برنامه ی دیروز خیلی قشنگ بود عمو جون . ستایش هم خیلی بچه ی دوست داشتنی بود ( فک کنم که اسمش ستایش بود) . عمو جون خیلی خوبه که شما تازگی ها توی برنامتون شعر های قدیمی رو هم پخش می کنید .

سلام دنیا جون . کش متحرک برام گذاشته . ممنون از محبتت گلم.

28 01 2010
ساناز

راستی عمو جون من جمعه آزمون ریاضی و فیزیک دارم . آزمون گروهیه . ایشا ا… که خدا توی این آزمون هم کمکمون کنه . عمو حتما حالا می گید چقدر آزمون و امتحان دارید . آره خدایی هممون ( یعنی بچه های کلاسمون ) خسته شدیم . عمو میشه دوباره برامون دعا کنید .منظورم برای گروهمونه . ممنون عمو جون ….

28 01 2010
عاطفه

عمو پورنگ به انتهای خود رسیده است حداقل برای من یکی که این گونه است

28 01 2010
راضيه اللهياري

سلام عمويي
سنگ صبورم
برام دعا كن !!!!!!
عمو دلم براي خودم يه وقتايي تنگ ميشه!!!!
عمو دعا كن تا حالم خوب باشه!!!!

28 01 2010
دنیا تذکری

سلام رفتم تو اون قسمت نقاشی گذاشتم تائید نشد اومدم ای جا بذارم


http://aksupload.ir/pic/Jan/Picture 009(5).jpg

28 01 2010
دنیا تذکری

بچه ها نظرتونو می گین به نظر شما من یه روز یه انیماتور خوب می شم .انیماتور کسی که انیمیشن کار می کنه از طراحی تا اجرای کار.
واییییییییییییییییییی
خدا راضیه فکر کنم من به دعا بیشتر احتیاج داشته باشم دیونه شدم.

28 01 2010
محیا (ماهی)

عموووووووو
آخ ببخشید سلام
عمووووو
من نمی تونم کامنت بذارم
پیغام میده میخواد یه چیزی ران کنه اما نمی شه :(

28 01 2010
ژاله فرهادروش

وای چرا اینقد زیاد شد؟شرمنده..خودمم از کامنتم ترسیدم…اصلادو هفته خودمو ورود ممنوع میکنم به سنگ صبور.قول
(دخترتون)

29 01 2010
سعيده استادي

بنام خدا
سلام ممنون از برنامه خوبتون

29 01 2010
سماء طالبي7 از اورميه

اول از همه ما امروزنهار قلمه سبزي داريم جاي شما خالي است.و خواهرم مهسا خواب شما ديده كه در يك باشگاه ورزشي شما ودوستشما بوده كه به بازي فوتبال نگاه مي كرديد . خواهرم به دختر عمو من ميگه اين اقاي داريوش فرضياي نيست .دختر عمو گفته اره خودش است وبا شما حرف ميزنه وبا شما عكس مي اندازند و…………………… عمو اين هارا در خواب ديده ها واقعي
نيست كه شما از نزديك ديده باشه.نهار هم كه گفتم خيلي بوي خوشي داره هم مزه خوبي داره.

29 01 2010
سماء طالبي7 از اورميه

و از شما متشكرم اسم پسر دايم كيانوش نقيب سادات را خوانده ايد .عمو خواهرم مهسا ان را نوشته بود كه قول داده بود به دختر دايم كه اسم دادشش را بخواندكه خيلي خوب است.از شما متشكريم از طرف پسر دايم

29 01 2010
ساناز

سلام عمو جون . دیروز درباره ی موضوع برنامه ننوشته بودم اومدم بنویسم و بگم که المپیاد گروهی ریاضی و فیزیک رو دادیم . میشه گفت خوب دادیم حالا باید ببینیم خدا چی میخواد . عمو امروز برای من چقدر زود گذشت . ساعت 7 بیدار شدم و 8 رفتم سر جلسه برای امتحان ریاضی . ساعت 11 برگشتم نهار خوردم و درسی خوندم و ساعت 5/1 رفتم سر جلسه ی فیزیک . ولی خاطره ی قشنگی رو امروز با دوستام گذروندم . خدا رو شکر .
دیگه برم درباره ی مو ضوع برنامه ی فردا نظر بدم .

30 01 2010
سميرا تدين.كرج

سلام عمو جون 5شنبه شب ضريح قتلگاه امام حسين و اورده بودند تو حرم حضرت عبدالعظيم هر جور شد خونوادمو راضي كردم و ساعت 12شب رفتيم اونجا خيلي حس خوبي بهم دست داد اخه پيش ضريحي بودم كه قرار بود بره كربلا و دست عاشقاي حسين بهش گره بخوره خيلي خوشحال بودم و از سر اين خوشحالي اشك شوق مي ريختم جاي شما خيلي خالي بود اما نه سبز بودو كلي يراي شما و مادرتون دعا كردم و از اقا خواستم كه خيلي زود شماو مادرتونو بطلبه و برين زيارتشون كربلا.يه تيكه پارچه سبز هم همرام بودو اونو تبركش كردم به ضريحه اقا به نيت شما اميدوارم كه هر چه زودتر ببينمتونو اين هديه كوچيكو بهتون بدم.راستي عمو مشكل كوچيكي دارم كه از شما ميخام برام دعا كنيد.عمو جون ديروز وقتي از زيارت برگشتيم به برادرزادم كه 3سالشه(مهديسا)گفتم:چه دعايي كردي خيلي ساده بهم گفت:براي عموپورنگ دعا كردم.گفتم چي گفتي؟گفت:به خدا گفتم برنامش هيچ وقت تموم نشه.خوش به حالتون كه از كوچولو ترين تا پدر بزرگها و مادر بزرگامون دعاي خيرشون بدرقه راهتونه.پس يادتون نره كه وقتي رو سجاده عشق نشستين من و بقيه رو فراموش نكنين.خيلي دوست دارم كامنت هايي كه براتون ميزارمو تا اخر بخونين اخه تنها دلخوشيه من همينه كه شايد اسم من هم توي ذهن شما باشه(به عنوان يه دوست)كه اسم كوچيكه منو تو دست نوشته هاي بزرگ و با ارزشتون بيارين و منو هميشه و همه جا همراه خودتون و برنامه قشنگتون بدونيد.شنيدم به بعضي از كامنت ها جواب ميدين ميشه منم جزء اونا باشم؟با ارزوي بهترينها براي شما و مادر گلتون………..سميرا.

30 01 2010
مژگان ذوالفقاري

به نام خدا
سلام عمويي دلم خيلي گرفته. عمو خيلي گشتم دنبال يه نفر كه باهاش درد و دل كنم ولي نشد گفتم بيام با عموم درد و دل كنم آخه با شما احساس راحتي ميكنم عمو دلم داره مي تركه احساس ميكنم قفسه ي سينم سنگين شده و هر از گاهي ميسوزه..عمو از زندگي خسته شدم همش بايد سختي بكشم همش بايد تهمتاي اين و اون و بدون اينكه بتونم از خودم دفاع كنم قبول كنم آخه كسي حرف من و گوش نميكنه..عمو من چه گناهي كردم دوست دارم تو اين سنم شاد باشم و از زندگيم لذت ببرم ولي عمو انگار حق خنديدن و ازم گرفتن انگار محكومم كردن كه تا آخر عمر درد و رنج بكشم…..عمو جونم حالم بده خسته ام اينقدر دلم و شكوندن كه ديگه چيزي واسه شكستن ندارن…عمو خيلي راحت بهم تهمتاي خيلي زشت مي زنن كه وقتي ميشنوم آرزوي مرگ ميكنم….عمو هيشكي حرفم و باور نميكنه…نميتونم حرف دلم و راحت بزنم….خيلي خسته ام الان يه روزه كه نه خوابيدم نه لب به غذا زدم فقط دلم به شما خوشه كه براي چند ساعتي ميتونم از ته دل شاد باشم…عمو دعا كنيد كسايي كه اينقد راحت دل يكي و ميشكنن و بهش تهمت ميزنن به راه راست هدايت بشن و وجدانشون براي چند لحظه اي بيدار شه ….عمو جونم اگه ميشه نظرم و ثبت نكنين ممنون ميشم. فقط لطفا آخر برنامتون براي كسايي كه دل ميشكنن دعا كنين.ممنون عمو جون.
خدانگهدار.

30 01 2010
نیلوفر پاکدل

عمویی خوبم فکر نکنید فراموشتون کردماااااا این روزا انگار حرفم نمیاد .عوضش شما هم راحت میشین

30 01 2010
sh

سلام
دنیا تذکری عزیزم دوست گلم نقاش هات خیلی قشنگن من مطمئنم که اگه بخوای یه روز میتونی یه انیماتور خوب بشی خواستن توانستن است منم دوست دارم انیماتور بشم یه کتاب جالبم دراین باره خریدم اسمش شیوه های گام به گام متحرک سازی نویسنده اش تونی وایت
مترجمش تهمینه سرباز زاده است اگه دوست داشتی بخونش جالبه

30 01 2010
فاطم

سلام.اقای فرضیایی شما واقعا به اینجا سر میزنین؟؟نمیدونم چرا احساس میکنم الکیه.اگر میشه به من اطمینان بدین.چون یه چیز مهم میخوام بهتون بگم.اگر الکی باشه واقعا خیلی افسوس میخورم.منتظر جوابتون هستم.

30 01 2010
بهارساری

به نام خدا

سلام عموی مهربون و صبورم
عمویی برنامه ی امروز عالی بود…خسته نباشید واقعا…
ممنون که به کامنتهای قسمت برنامه توجه می کنید..تروخدا اگه وقتتون اجازه داد فونت نوشته های سایت رو کمی بزرگ تر بکنید..من اینجا احساس غریبگی میکنم…احساس این تازه واردها رو دارم!!
عمو یه چیز دیگه هم بگم و برم..
اینکه تا 10 روز هر روز میاید و برنامه دارید و می تونیم ببینیمتون،*اولین چیزی بود که توی این چند هفته واقعا خوشحالم کرد…واقعا یه لحظه نفس کشیدم…باور کنید!خدارو شکر…خداروشکر …
عمو الان یه حسی دارم! دلم می خواد اندازه ی یه کامنت طولانیه طولانی باهاتون حرف بزنم،اما …………………………………………………………………

مراقب خودتون باشید..دوستتون دارم عمو..

شب بخیر ./

:)

31 01 2010
محبوبه

راستي ميخوام به فاطمه هم اينو بگم كه : عمو پورنگ خوب و مهربونه و همه اينا رو ميخونه چون ميخواد اين همه لطف بچه ها و ديگران رو اينجوري جبران كنه، نه (-؛

31 01 2010
ملیحه و امین

به نام خدا
سلام
عمو جون واقعا» واقعا» دستتون درد نکنه آخه عمو جون اینه رسمش که بدون هیچ اطلاعی برنامتون رو زودتر پخش میکنین … دیگه هر کسی شانس داشت و اون لحظه پای تلویزیون بود که بود و میتونسته ببینه و گرنه کسایی مثل ما که یه همچین شانسی نداشتن و بعد اذان برنامتون رو دیدن دیگه دستشون تو حناست اره؟؟؟ واقعا» از اینکه اینقدر با برنامه هستین ممنون (اگر هم مقصر نیستین حرف ما رو که از طرف اکثر بچه هاست به مسئول این
بی برنامگی برسونید)
دیگه عرضی نیست
خدانگهدار

31 01 2010
راضيه اللهياري

سلام عموپورنگ
امروز حالم بهتر بود خدا رو شكر !!!!
يكم از بار مشكلاتم كم شده …خدا رو شكر!!!!
دنيا جان تو يه چيزي فراتر از انيماتوري….باور كن راست ميگم!!!!
عمو نميدونيد چه قدر خوشحالم كه شما 10 روز برنامه داريد…ديروز وقتي شنيدم داشتم بال در مي آوردم!!!!!
ولي اي كاش جمعه برنامه نداشته باشيد آخه من سر ظهر جايي بايد باشم و اگه برنامه داشته باشيد نميتونم ببينم!!!!
عمو برام خيلي زياد دعا كن ….خيلي زياد دعا كن!!!!
عمويي دوست دارم!!!!

31 01 2010
سماء طالبي7 از اورميه

عمو ابجي مي گه اين سه روز فقط در خواب شما را ميبينه كه امديد به شهر ما در اين جا بر نامه اجرا مي كنيد. عمو مي دوني كاش خواب هاي كه خواهرم مي بيند واقيت داشت كاش شما يك روز مي امديد اينجا برنامه اجراء مي كرديد.و من هم به شما نگاه مي كردم و به اهنگ هاي شما كه مي خوانديد گوش مي دادم.:) ولي ان شاءالله خدا به خواهد يك روز شما را از نز ديك مي بينم.مي بوسمتون خدا حافظ

31 01 2010
فرناز پرتو

به نام داننده رازها و شنونده آوازها
سلام آقای فرضیایی،شاید منو به یاد بیارین چون من سال 84 دو نامه یا بهتره بگم دل نوشته برای شما پست کردم.من همراه اولین دل نوشته مقداری تربت کربلاو پارچه ی سبز تبرک شده حرم آقا امام رضا(ع) را برای شما فرستادم،خیلی وقته که دلم میخواد بدونم به دستتون رسیده یا نه،اما نمیدونستم چطور باید اطلاع پیدا کنم تا اینکه با سایت شما آشنا شدم . خواهش میکنم حتمأ جوابتون رو برای من ایمیل کنید.واسم مهمه.منتظرم
چند خط از نامه هایی که براتون پست کردم(ای کودکی چه سود گر بگویمت ترا به خواب دیده ام،ترا و تمام سادگی هایت را،تو یک خیال دوری که دیگر بر نمیگردی،میدانم که دیگر نمیتوانم ردپایت را دنبال کنم وبه تو برسم.من صدای گذر زمان را میشنوم ،گوش کن هفته ها،ماه ها و سالها دارند میگذرند ومرا از تو دورتر و دورتر میکنند…)
حرف آخر:، از خدای مهربون برای شما و مادرتون درخواست میکنم که همیشه در آرامش به سر ببرید وشاد باشید.آمین

31 01 2010
دنیا تذکری

سلام به همه بخه sh و راضیه جون و همه ممنون از شما که به من امید می دین.

31 01 2010
دنیا تذکری

راستی ممنون از این که اسممو خوندین.

31 01 2010
يلدا

عمو جون يه بغض گنده دارم !!!!!!!!!!!!!!! خيلي خيلي گنده كم كم داره ميتركه عمو تو كمكم كن؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

31 01 2010
عماد توسي فر

سلام عمو جون خيلي دوستت دارم من تو شوفازي كار ميكنم؟؟؟؟؟؟
سلام عماد جان من هم تو رو دوست دارم همیشه زنده باشی گل پسر من

31 01 2010
يلدا

عمو چرا كامنت منو تائيد نكرديد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

31 01 2010
رها

سلام عمو
عمو جون امتحانای من امروز تموم شد .عمو حالا چه کار کنم.عمو به زودی زود زود میبینمتون.
عمو نمیدونم اما وقتی شما جواب منو نمیدین واقعآ دلم مگیره.چه کار کنم که جواب منو بدین.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ عمو از تموم زحمت و خستگی های مکررتون ممنون.و میتونم بگم خدا قوت

31 01 2010
فیاضی

ببخشید
خوب من که نمی دونم وقتی دارم اینجا تایپ می کنم این قدر زیاد میشه!!!
عذرخواهم
خدانگهدار

1 02 2010
حسنا حسینی

ســــلام عمو.خوبین شما؟ خوبه این چند روزه که برنامه دارین منم خونم ! موفق باشید.

1 02 2010
آلاء

سسسسسسلام عمو جون…………….خداقوت………………………

نمیدونید از اینکه قراره شمارو هر روز ببینیم چه قدر خوشحالیم، باور کنید نه تنها من بلکه تمام اعضای خانوادم …….اون لحظه که گفتید 10 روز برنامه دارید از خوشحالی یه ههههههههههههههههوووووووووووووووررررررررایییییی کشیدم که یه لحظه احساس کردم بقیه به عقلم شک کردند ، ولی مهم نیست به هر حال خوشحالیم رو یه جوری باید بروز میدادم!!!!!!!!

موفق باشیدبهترین عموی دنیا

1 02 2010
نیلوفر پاکدل

آخی عمو درکتون میکنم .
برنامه رو میگم .
عمو الهیییییییی متین هنوز چشماش خوب نشده .؟تو سریال جدیدم که بازی میکنههههه «به کجا چنین شتابان .گون از نسیم پرسید دله من گرفته اینجا .حوس سفر نداری…….
عمو
من صبا که از خواب پامیشم یه عالمه خسته ام اصن حاله تکون خوردن ندارم .بهم یه پیشنهادی بدین تا صبا سر حال شم ورزش نه ورزشو دوست ندارم یه راه حل بدین عمو

1 02 2010
نیلوفر پاکدل

عمو چرا عماد و یلدا و رها عکسشون یکیه ?

سلام خودشون جواب بدن بهتره

1 02 2010
اسما باژگون

سلام عمو جون.
عمو دلم خیلی براتون تنگ شده بود.اخه مودممون هر لحظه خراب میشه.من به زور میتونم بیام نت.اخه میدونید چیه داداشم با کامپوتر کار میکنه.اگه هر روز بیام نت کامپیوترمون خراب میشه.
میخواستم باهاتون دردو دل کنم.عمو من تا حالا نتونستم دانشجو بشم.وقتی میبینم بچه هایی که از درس و دانشگاه حرف میزنند.حسرت میخورم.الان براتون تعریف می کنم.من رشته ی هنر میخونم.توی قم دانشگاه هنر نیست.بابام هم میگه فقط اجازه داری توی قم بری دانشگاه.پارسال با هزار بدبختی تونستم کنکور هنر بدم ولی قبول نشدم.چون هیچی درس نمیخوندم چون امیدی به دانشگاه رفتن نداشتم.بابام گفته بود حتی اگه بهترین رتبه رو بگیری نمی گذارم شهر دیگه دانشگاه بری.عمو من عاشق بازیگری و فیلم نامه نویسی هستم.من تا حالا از چندتا مسابقه فیلم کوتاه و بازی توی تئاتر رتبه کسب کردم و جایزه گرفتم.اما هیچوقت کسی منو تشویق نکرده.عمویی دلم خیلی گرفته….چرا کسی منو نمیفهمه.باور کنید من توی بازیگری تئاتر استعداد دارم اما کسی نمیگذاره این راه رو ادامه بدم.منم به جز این کار یعنی هنر به هیچ چیز دیگه ای علاقه ندارم.عمو میخوام دانشگاه علمی کاربردی رشته ی گرافیک شرکت کنم.از 20 بهمن هم دفترچه هاش میاد.واسم دعا کنید عمو..اگه ایندفعه هم دانشگاه قم رشته ی گرافیک نداشته باشه.دیگه هیچوقت نمیتونم برم دانشگاه.این اخرین شانس منه.من میخواستم رشته ی نمایش بخونم.اما انگار خدا نمیخواد…..
ببخشید کامنت زیاد شد.هر چه سعی کردم نتونستم از این کوتاه تر بنویسم.
دوستتون دارم
مواظب خودتون باشید

1 02 2010
فاطم

سلام.یه جورایی مطمعن بودم عمو پورنگ اینجا سر نمیزنه.فقط میخواستم کاملا مطمعن شم که شدم.الانم فقط میخوام جواب دوست عزیز محبوبه خانم رو بدم.محبوبه جان در اینکه عمو پورنگ خوب و مهربونه شکی نیست.ولی به نظرم عمو پورنگ ترجیح میده بیشتر با بچه ها بیرون از این فضای مجازی ارتباط داشته باشه.من شک ندارم عمو پورنگ یا اصلا اینجا نمیادواگر هم بیاد به ندرت میاد.مصلمه همه ی ما ادما ارتباط مستقیم رو بیشتر میپسندیم.

1 02 2010
رها

سلام عمو.
چرا زمان برنامتون انقدر کم شده.؟؟؟راستی عمو نمیدونم چرا پیغام که میذارم پاک میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا؟؟؟عمو منو راهنمایی کنید؟؟؟

2 02 2010
مهسا

سلام.
عمو سه سال قبل که میخواستم کنکور بدم همه میگفتن تو اینقدر برنامه ی عمو رو میبینی قبول نمیشی.ولی من رشته ی مورد علاقم رو تو یه دانشگاه خوب قبول شدم.
سه سال گذشته و سال دیگه آزمون کارشناسی ارشد دارم.تو 9ماه گذشته خیلی اذیت شدم.خیلی ها خواستن منو از مهسا بودن دور کنن.ولی خدا رو شکر دوباره دارم میشم مهسا و خودم رو پیدا میکنم.واسم دعا کن اینبار هم قبول شم تا همه بفهند عمو امید به زندگی به آدم میده نه اینکه باعث عدم موفقیت باشه.
ممنون از برنامت.

2 02 2010
فاطمه

سلام.دوست خوب من خانوم فاطم ،کلمات (مطمعن و مصلم) غلط املایی داره.به صورت (مطمئن و مسلم) درسته.

2 02 2010
راضيه اللهياري

سلام عمويي
خيلي خوشحال شدم وقتي ديدم كه جمعه برنامه نداريد ….
عمو دنيا بهم ميگه نوشته هام نا اميده …. به نظر شماراست ميگه؟
عمو ولي من تازه اميد وارم شدم ……
تازه خودم و خدام رو پيدا كردم.
عمو من ….بگذريم .
راستي عمو توي برنامه روز دوشنبه حالتون خوب بود؟
آخه با تخته شاسي يه بار امير و زديد ..يه بار هم رو دست سهند كوبيديد.
عمو به نظر مشوش و پريشان بوديد ….يا اينكه مثل كسي بوديد كه نگران چيزيه!!!!!!!!!
نميدونم ولي در هر حال برنامه رو خوب اجرا كرديد .
دست همتون درد نكنه!
راستي عمو يادت باشه كه برام زياد دعا كني!

2 02 2010
ساناز

عمو راستی خیلی خیلی خیلی خوبه که این 12 روز هر روز برنامه دارید ها . مخصوصا این که قبل اذان می دید درسته که من دیگه کلاس زبان نمی رم ولی این طوری تا از خواب بیدار میشم 10 دقیقه ی بعد برنامتون شروع میشه .
عمو پریروز عموم از اکراین زنگ زد . با هاش حرف زدم . با آرین هم حرف زدم . ما شا الله خوب یاد گرفته فارسی حرف بزنه . عمو جون بهش گفتم که برنامتون رو میبینه ؟ فهمیدم که خودشو و آرینا نگاه می کنن و خیلی هم شما رو دوست دارن . عمو کاشکی میشد اسمشونو بگید تو برنامه که آرینا و آرین وارسته از اکراین برنامتون رو نگاه می کنن . البته خودم می دونم که هیچ نوع سفارشی پذیرفته نمی شود ولی عمو عموم ( ما شاالله این قدر عمو دارم که نگو ) گفت که نوروز به احتمال زیاد نمی تونه بیاد . ایشا الله که کارشون راه بیفته و بتونن که بیان ولی فعلا انگاری عمه ام می خواد بیاد پیش مامان بزرگم . ولی دختر عمه ام و شوهرش نمی یان . ما که فعلا باید اسیر بشیم تو خونه . درس بخونیم دیگه .

2 02 2010
سیما اقایی

سلام عمو پورنگ .

اگر می شود اسم ما را در برنامه بخونید .سیما اقای = فرزانه اربابی= فاطمه فیروزی = طاها فیروزی = مانی کندری = بهناز کهرازهی= پوریا حاج پور = محمد امین مالکی= محمد مجتبی مالکی= احسان شه بخش= مهدیه فقیری= نازنین صالح زهی=

2 02 2010
گل ای جان از لاهیجان

سلام مشتی پورنگ..ای بی وفا ای بی وفاااااا…دیگه فراموشم کردی..این نامه ی منو رشتی بخوان!..یادت رفت منم یه روزی بودم؟باشه اشکال نداره..فقط آمدم بگم دل ما برات تنگ شده!..یادته برات میخواندم اَهَ اَهَ اَهَ اَهَ….گل پسر سلام میرسانه…امیرمحمد و سهند و متین آمدن منو فراموش کردی…خب دیگه..ننه ام صدام میکنه!خودانگهدار

2 02 2010
محیا خزائی(ماهی)

سلام عمو خیلی خیلی با حال می اجراییید D:
عمو شرمنده ی اخلاقت نمی تونم این چند وقت سرتو درد بیارمم
دهی فجر رو هم تبریک می گم عمو گلللللللم
فعلا
میسپارمتون دست خود خدا و صاحب زمان
قررررررررررررربونتون

2 02 2010
محیا خزائی(ماهی)

عمو من عاشششششششششق عدد سیزدهم D:

3 02 2010
دنیا تذکری

سلام به به یه ردپایی از عمو جان پیدا شد عمو مرسی جواب بعضی از دوستان رو دادید.

3 02 2010
دنیا تذکری

عمو یه چیزی بگم من روم نمیشه عمو اون پیرهن آبی نفتی که دیروز پوشیده بودین بهتون نمیومد.آخه سنتونو بالا برده بود .ببخشیدا شاید نظر منه ولی رنگای شاد و خالص بیشتر بهتون میاد و جذاب تر می شین.

3 02 2010
آزاد

سلام. امروز اس اس بازی داره. به امید پیروزی.

3 02 2010
دنیا تذکری برای اسما باژگون

سلام اسمای عزیزم مهربون آبجی خوبی نبینم که افسره هستی
عزیزم برای رسیدن به اهدافت باید تلاش کنی تنها گذشت زمانه که به تو کمک می کنه .عزیزم گرافیک شرکت بکن و ولیسانسش رو بگیر بعد کنکور کارشناسی ارشد تو رشته نمایش شرکت کن مگه چند سال داری که این قدر ناامیدی
منم چند سال چیش مثل تو بودم من رشته ی انیمیشن رو خیلی دوست دارم و فکر می کنم از پسش بر میام .اون موقع هنرستان ها هم این رشته رو نداشت .حتی تهران .اون موقع من در اردبیل سکونت داشتم به خاطش حاضر بودم بیام تهران ولی نبود و اونی که هم بود مختص پسرها بود
خلاصه رفتم گرافیک
2 سال تو هنرستان .2 سال کاردانی تو همون اردبیل و حالا که هم برات می نویسم ترم 6 رو تموم کردم می رم ترم 7 ودر شمال. سال دیگه رسیدن به آرزوی دیرینه قبولی از رشته ی انیمیشن.عزیزم اینا رو نوشتم که بدونی همه درگیر آرزوهاشون هستن ولی نباید ناامید بشی
یه توصیه برات دارم گرافیک تو رشته های هنر قابلیت تبدیل داره چون از هر رشته ای یکم توش داره.پس تنها کاری که می تونی بکنی با توجه به شرایطی که داری همینه .عزیزم امیدتو از دس نده.درسته یه کم سخته که 4 سال یه رشته بخونی تا به رشته ی مورد علاقت برسی ولی چاره چیه؟
هر قدر برای رسیدن به هدفت تلاش بکنی وقتی بهش برسی بیشتر قدرشو می دونی.
تازه این جوری تو صاحب 2 تا مدرک می شی.
امیدوارم سرتو درد نیاورده باشم بیاد یه روزیکه شاهد اجراهای قشنگت در زمینه ی تئاتر و تلویزیون باشیم .و اسمه قشنگ اسما باژگون رو از همین الان به خاط خواهم سپرد.

3 02 2010
دنیا تذکری

سلام عوامل محترم فوق برنامه من نمی دونم چی کار کنم طرحای من حجمشون زیاده چون اجرا کردم قطع یکیشون 50 در 70 و من با ید تو آرشیو بیارم و نشون خانم یعقوبی بدم طرحا شمال هستن من می خوام بدونم اگه عنایتی نسبت به این 2 .3 تا طرح من دارین که من بیارم و اگه نه که من تکلیفمو بدونم و فقط خودم بیام تهران
راستی بالاخره فینا 17 -19 یا 21 تو کدوم یکی از این روزا می تونه بیاد البته فرقی نمی کنه چون شما روزای فرد هم برنامه دارین می تونه 18-20 هم باشه.
(ولی این یه نکته رو خیلی خوب می دونم که خیلی پررو هستم.شما ببخشید)
بازم عذر خواهی می کنم .تائید نشه من از کجا بدونم که چی می شه
من فردا دارم میام تهران
به من تا غروب یه میل می زنین لطفا
می دونم سرتون شلوغه و کلی مار دارین
و همه ی این کارا رو در حق منو امثال من انجام می دین.

3 02 2010
آزاد

ووااااااااااااااااااایییییییییییییییییییییییییی!!!!!!!!!!!11 اس اس باخت.
من خیلی عصبانی و ناراحتم. اونا اصلا بازی نمیکردن، فقط شانس اوردن.
شششششششششااااااااااااااااااااااااااااااااااااننننننننننننننننننسسسسسسسسسسسسس

3 02 2010
آزاد

راستی دنیا جان تو خیلی دختر مهربونی هستی. همیشه موفق باشی.

3 02 2010
فیاضی

به نام خدا
.
.
سلام عمو
یه سوال تخصصی!!
اداره ی یه سایت در کنار یه وب یا بهتر بگم اداره ی یه وب در کنار سایت
اصلا اینجوری بگم اداره ی این همه….
عمو، قاطی کردیم خوب
اون طرف می ریم می بینیم نیومدین، این طرف میایم می بینیم اینجایین!!
خوب آخرش کجایین؟!
همون قالب قبلی هر چی که بود خوبیش این بود همه یه جا بودیم، به قول این آقای تو حرف اضافه برنامه صبح بخیر ایران «دور هم بودیم»
عمو، می گم ها دارم فکر می کنم ندیدن برنامتون چندان هم…. (قبل از اینکه دوستان دیگه دارم بزنن از ادامه ی این جمله ی جدا خودداری می نماییم)
البته تا ساعت 5 برنامه رو می بینم، چقدر اون قطار پر از خاطره است، دلم براش تنگ شده بود، چقدر خوبه گاهی یادی از گذشته کردن
البته بنده زدم تموم نوشته هایی که تو سیستمم سیو کرده بودمو حذف کردم، آخه هر کدومو می دیدم یه دنیا خجالت پشتش بود، وقتی فکرشو می کنم از کارها و حرفام خندم می گیره، سولماز می گفت «تو حکم جوک سایت رو داری» باور نمی کردم
عمو؟
هیچی… دیدم چهارشنبه است گفتم شاید پست جدید گذاشتین!! اما نذاشتین، شاید بذارین، اما اگه نذارین، بالاخره که می ذارین، حالا یا می ذارین یا نمی ذارین، اصلا به من چه؟!!
عمو، این برادرزادتون قاطی کرده به قول شما در حد جام جهانی! البته قول می دم برای حفظ آبروی شما هم که شده جایی نگم برادرزادتونم!
عمو؟
خوب چیه؟ دلم تنگ شده بود بیام بگم «سلام عمو» بعد شما داد بزنین «فیاضی کامنتات هنوزم طولانیه» بعد من با گریه بگم «عمو، این بار که فقط گفتم سلام»
….
همه ی اینا شوخی بود، ببخشید
اما یه چیز جدی…
هنوز که هنوزه دارم فکر می کنم چرا خواستین با اون کار منو ساکت کنین؟! با گذاشتن اون عکس تو اون کامنت!!
چقدر اینجا پر از سوال شده و البته علامت تعجب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
زیاد به تصمیم کبرایی که گرفته بودم مطمئن نیستم
لطفا ثبت………. نمی دونم !!!
خدانگهدار

3 02 2010
فیاضی

به جون خودم نمی دونستم این قدر زیاد شده، ببخشید

3 02 2010
پريسا

بنام خدا
سلام عمويي
دلم براتون خيلي تنگ شده دعا كنيد زود فردا بياد وشما بياين…..
عمويي مراقبه خودتون باشين
(كودكه درونم كه دخترتونه)

4 02 2010
آلاء

سسللللاااااااااااااااااااااااام عمو خوبی………….خداقوت…………….

خیلی خوبه که شما اینقدر به اینجاسرمیزنید و هر دفعه ما رو خوشحالتر و امیدوارتر میکنید که بیشتر به اینجا بیاییم.میدونید چند وقته برامتون رو ندیدم؟؟؟ و این برای من یعنی… وتنها پل ارتباطی من با برنامه و شما همین وبلاگه، خدا این وبلاگ برامون حفظ کنه!!!!!!!!!

………………………………………………..موفق باشی عموی عزیز……….

4 02 2010
فائزه

بهر آرام دلم نام دل آرام بگو
سلام.خوبی.
16 بهمن تولد بندست. از هیچ کس انتظار ندارم تولد مو تبریک بگه الا *تو*! فک نکنی به همین راحتی میتونی جا بزنی! درسته 16 بهمن اربعینه، امروز و شنبه رو که خدا ازت نگرفته…ببیییییییییین من اومدم تولدت عکسای قشنننننگ گرفتممممممم.کیلومتر1000راه اومدم 1000 کیلومترم برگشتم . فقط برای 2 ساعت.اما خوش گذشت.هرچند شیرینی هم به ماندادی.کادو هم گرفتی .البته من 13 بهمن دوباره متولد شدم.اما این روزا رو (16 بهمنو میگم) خدا گذاشته برای جبران خسارت . روز تولدم بهم چی میدی؟ بعد 8 سال!کادو هم بپیچ.نری از حراجی بخری.

سلام  تولدت مبارک   از زحمات شما در سایت قبلی بی نهایت تشکر می کنم و بهترین آرزوها رو برای موفقیت در زندگی برای شما دارم  موفق باشید
سیده فائزه حسینی فر تولدت مبارک
سلام  تولدت مبارک   از زحمات شما در سایت قبلی بی نهایت تشکر می کنم و بهترین آرزوها رو برای موفقیت در زندگی برای شما دارم  موفق باشید

4 02 2010
مطهره

بنام خدا
عموجون سلام
راستش عموازتون یه انتقاد کوچولوداشتم
عمو بچه های اینجا دیگه حال و هوای گذشته رو ندارن
انگارهمه چیز حتی درد دل کردن باشماهم
به شوخی گرفته میشه
خلاصه کلام اینکه اومدم تاباهاتون درددل کنم
امامث اینکه فضا….فضای درددل نیست
عمو ازتون میخوام اگه تونستین ایمیل بعدیم و
حتما بخونین
قربونتون برم یاحق

4 02 2010
آزاد

آخی! چه عکس نازییی واسه فائزه گذاشتین. منم تولدتو تبریک میگم. فائزه خانوم.

4 02 2010
سیده فائزه حسینی فر

این جارو هم دیدم.همونیه که میخواستم.چه کادوی قشنگی!

4 02 2010
محیا خزائی (ماهی‌)

عمووووووو شما تا حالا امامو دیدین ؟
زمانی‌ که زنده بودن بودید دیگه ؟ یه کم ازشون واسه ما میگید ؟
اونی‌ که یادتونه
;)

4 02 2010
دنیا تذکری

سلام تولدت مبارک مهربونم ان شاالله که همیشه به شادی و خوشی سالهای دیگه هم جشن تولدت رو همین جا بگیریم.

4 02 2010
دنیا تذکری

سلام آزاد منظورتو نمی فهمم از این که دختر مهربونی هستم چرا فکر می کنی که این طوره؟

4 02 2010
دنیا تذکری

سلام عمو پس چرا نظرتونو دربارهی ی نقاشی های من نگفتین من منتظرما
راستی اگه دلتون نمی خواد طرحامو ببینین اصلا اشکال نداره.فقط فینا رو میارم عمو به من بگین که دلتون می خواد یانه همین

4 02 2010
هدي قاسمي

عموي گلم سلام،نمي دونين امشب چه حاليم خوابم نميبره خب عمويي امروز روز بدي بود برام ديگه از صبح كه از خواب بيدار شدم حس بدي داشتم آخه ميدونستم امروز نميتونم برنامه تون روببينم عمويي ميدوني تصويرشو ديدم اونم نصفه كاره اما اصلا صداتون رو نشنيدم عمويي تازه يه اتفاق خيلي خيلي بد هم برام افتاده همين امروز فهميدم خونه ي پدر بزرگم آتيش گرفته وهمه چي سوخته اما خودشون زياد آسيبي نديدن فقط پدربزرگم دستشون سوخته عمويي مادر بزرگم خيلي ناراحتن خواهشا براشون دعا كنين حالا ميفهمم كه وجود آتش نشان ها چه قدرضروريه . خيلي دوستتون دارم فعلا

5 02 2010
نجمه

سلام دوستون دارم مثل بچه گي يام..هنوز برنامه تون و مي بينم

5 02 2010
نجمه

مي دونين من الان دانشجو شدم الن هم همراه برادرم ميشينم برنامه و مي بينيم

5 02 2010
نسترن

سلام عمو جون
وای دوباره اینجا چقد فضای سیاه و سفید اینا روحمو اروم میکنه عمو من قشنگ ترین خاطره هام تو این7 ماهیه که تو نت باشما بودم تو این قالب و اون قالب اوله است همونی که بالاش یه عالمه خط خطی بود
عمو کاش دوباره برگردیم به اونجا سایت شما الان خیلی قشنگه ولی…………..
عمو ببخشیدا اینجا خیلی بهتره

علی علی

5 02 2010
دختر ِ عمو

به نام خدا

سلام عموی خوبم
عمو پستتون رو خوندم .. اما باور کنید فعلا چیزی درباره ش نمی تونم بگم! امروز که پستتون رو خوندم احساس کردم یه چیزی کم داره!!! الان دیدم نخیر جبران شد،جبران کردید!!!

عمو جونم انرژیم ته کشید امروز!! دلم گرفته خیلی عجیب …. یه چیزایی داره میشه پشت سر هم! عمو پشت سر هم!! خیلی عجیبه … دو هفته ست من هر قدر سعی می کنم ، یا وانمود می کنم ، نمی تونم به چیزای خوب فکر کنم(اینو به من گفته بودید،نمی تونم به حرفتون گوش کنم)!! بخدا همیشه این کارو می کردم اما الان ………

عمو یه صدایی میگه همیشه تردید قوی ترین ترین چیزیه که باعث میشه احساست رو سرکوب بکنی .. راست میگه نه؟! خیلی صادقانه بگم : من دچارش شدم!! یه چیزی که نمی تونم به هیچکی بگم..دارم تنهایی باهاش مبارزه میکنم …. الانم خسته ام!!!!!! گاهی فقط یه نــه شنیدن قاطعانه می تونه آدم رو قانع و آروم بکنه ، اما اگه نشنوی ……
گاهی نیاز دارم فقط بگید نه!!
داره بارون میاد … .
.
.
عمویی گلم یه چیزی درست کرده بودم برای دل خودم،امروز اما نمی دونم چی شد که تصمیم گرفتم همه ببینن ، فکر هم نکنم اشکالی داشته باشه … اگه دیدینش ناراحت نشید . براتون تکراریه … اما باور کنید برای من فقط مثل یه آلبوم می مونه ، یه چیزی که دوستش دارم ..یه یادگاری…نمی دونم یه جور احساس … همین!

عمویی دوستت دارم … برنامه امروز هم خیلی خوب بود ، خسته نباشید . برای متین ناراحتم ….

شب بخیر ./

5 02 2010
بهار ساری

عمو چقدر زیاد شد ! ببخشید تروخدا…
عمو اون چیزی که گفتم رو تو صفحه اول وبلاگم میشه پیداش کرد … عمو الان اینجا چقدر آرومه!! من یه نفر آنلاینم . عمو فکر کنم آخرین باری که من بودم بعد شما هم آنلاین بودید 4 5 ماه پیش بود! نمی دونید چقدر دلم تنگ شده … یادش بخیر تابستون که من می نشستم پشت سیستم ، آنلاین بودم شما رو تماشا می کردم !!! وای چقدر خوب بود …
الان دلم خیلی براتون تنگ شده … یادتونه یه وقتی کنار جوابا عکس های خوشگل می ذاشتید؟اون بچه بود که می خندید .. یادتونه؟!(خنده) با نمک بود … الان این عکسه که برای فائزه گذاشتید رو دیدم، یادش افتاده :)

عمویی دیگه واقعا شب بخیر .

5 02 2010
ناهید

سلام عمویی.حالتون خوبه؟عمو دیشب خوابتون رو دیدم.دیدم که داره بارون میاد و شما در هوای ازاد در یه فضای خارج از استدیو ,برنامه اجرا میکنید.شما گفتید که بچه ها تلفن داریم .یه خانم بود به شما گفت من مریض دارم از شما میخوام که حداقل براش دعا کنید.شماهم دقیقا همین جمله هارو گفتید(( اصلا یه پیشنهاد: هر کس امروز برنامه ما رو میبینه برای سلامتیش به نیت 14معصوم,14 تا صلوات بفرسته )).
عمو جون مراقب خودتون باشید.

5 02 2010
تارا

سلام

5 02 2010
مهسا طالبي از اورميه

عمو من براي شما يك كليپ درست كردم ولي نمي دانم در كجا ان را قراردهم تا شما نگاه كنيد .

5 02 2010
مهسا طالبي از اورميه

عمو مجري گري واقعا سخت است در بازي با خواهرم سماء اين را فهميدم كه شما واقعا خسته مي شويد تا يك بر نامه خوب براي ما بگذاريد

5 02 2010
مهدیه

سلام خوبین؟خسته نباشین.عمویی چرا جواب کامنتمو ندادین و جوابو برام ایمیل نزدین خیلی ناراحت شدم عمو هر روز می یومدم و به ایمیلم سرمی زدم ولی شما جوابمو ندادین و من هر روز بیشتر از روز قبل ناراحت می شدم.

5 02 2010
رها

عمو چرا دیگه در اینجا جواب بچه ها رو نمیدین؟
عمو من از شما تشکر میکنم اگر دلیل قانع کننده ای بگید؟
ممنون؟

6 02 2010
نسترن

سلام دلم گرفته خیلی
برام دعا کنید

6 02 2010
حسنا حسینی

سلام عمو جون…خوش حال شدم به فائزه تبریک گفتین …خیلی.به نظرم خیلی خوش حال شده.فکر کنم حسابی از دلش در اومده.عمو جون یه چیزی بگم؟؟عمو میگما من نمیدونم چرا از محیط سایتتون خوشم نمیاد!البته سوئ تفاهم نشه من از نوشته ها و همه قسمتاش دوست دارم فقط فضای حاکم بر سایت اصلا نمیپسندم .حس میکنم دیگه زیادی لوس شده.یعنی لوسش کردن!!!حس میکنم بچه ها اون طور که باید معنای کودکی نفهمیدن … عمو اگه همه ما بخوایم تو 3-4 سالگی بمونیم پس کی ایران بسازه؟کودکی از نظر من یعنی خندیدن به مشکلات در ان واحد.گریه کردن برای دردهای دیگران.خیانت نکردن.بخشیدن به اسنی.از حقت خودت گاهی گذشتن.کینه به دل نگرفتن.پاک بودن و پاک ماندن….نه اینکه عکس همه حرفای من بشه …نه…تائید این کامنت محال به نظر میرسه نه؟ببخشید زیاد شد اینا تو دلم بود باید میگفتم

6 02 2010
حسنا حسینی

ببخشید از قلم افتاد…و البته فکر نکنم منظور شما هم از زنده نگه داشتن کودک درون ادای بچه ها رو در اوردن و …. باشه…فکر میکنم رسالت شما بزرگتر از این حرفاست اما حیف که….!!!

6 02 2010
زینب

سلام عمو جون
منم مثل خیلی های دیگه از اون اولی که شما برنامه داشتید و من 10 ساله بودم تا حالا که 18 ساله هستم برنامتون رو نگاه میکردم ومیکنم و با تمام وجودم لذت میبردم و میبرم . همیشه از خدا خواستم که شما رو ببینم ،من بچه تهران بودم ولی حالا 4ساله اومدم خمین، تا فبل از اینکه بیام خدا من رو به ارزوم رسوند، اگه یادتون باشه سه سال پیش شما روز خانواده برای شب اومده بودید وزارت کشور برنامه اجرا کردید،اون موقع هنوز امیر محمد نیومده بود،
خیلی لذت بردم و همیشه از خدا ممنونم که تا قبل از اینکه بیام شهرستان شما رو دیدم
امیدوارم ما بچه های 10 ساله قدیم و 18 ساله امروز رو فراموش نکنید
به امید موفقیت روز افزون شما
حق نگهدارتون
یا علی

6 02 2010
پریناز.ب.ک

سلام عمو جون امیدوارم حالتون خوب باشه فقط اومدم یه حالی ازتون بپرسم و برم راستی فائزه جووووووووووووووونم تولدت مبارک ببخشید دیر شد آخه اینترنتمون خراب بود تازه درست شده.خداحافظ

6 02 2010
goli

سلام
خدمت شما عرض کنم که شما فقط برای یک گروه سنی خاصی برنامه اجرا می کنید در صورتی که بینندگان برنامه ی شما از هر گروه سنی و از هر جنسی می باشند. در ضمن نحوه ی اجرا اینقدر تکراری هست که من تا موضوع برنامه را می بینم تا ته برنامه را میرم!!! لطف کنید متفاوت باشید نه امروز و فردا بلکه هرروز نسبت به روز قبلش متفاوت باشید. غیر منتظره باشید! این رمز موفقیت شماست.

6 02 2010
دریا

سلام من بچه اصفهونم دفعه اولم برات پیام میزارم درباری موضوع میخواستم بگم من ازشما خبر ندارم ولی خودم را هنوز پیدا نکردم میشه اونجاها را بگردید ببنید من اونجاها نیستم . درضمن چون از شهرستان پیام میزارم از من را نمیخوانید ودنبالم نمیگردید با تشکر لیو ناردوداوینچی

6 02 2010
دریا

لام عمو من یک پیاتم برای شما درسنگ صبور همه بچهها ثبت کردم لطفا بخوانید و جواب دهید منتظرم

6 02 2010
goli

سلام
نمی دونم چرا از شما متنفرم؟ اما بدتر اینکه نمی دونم چرا با اینکه ازتون متنفرم براتون کامنت میذارم؟! بدتر از این دو تا اینکه چرا من برای این سئوالام جواب ندارم؟!!
حس صادقانه بودن در شما دیگه نیست…. می دونید چرا؟ چون تو یکی از مصاحبه هاتون خوندم که گفتید بچه های خارج از ایران بیشتر از بچه های داخل ایران می فهمند.. شما حق ندارید هوش و ذکاوت بچه های داخل را با بچه های خارج مقایسه کنید

6 02 2010
ناهید

عمویی ممنونم که تاییدم کردید.چون واقعا داشتم دق میکردم!

6 02 2010
زهرا متقی

به نام خدا

عموجون عزیزم سلام

عمویی خداقوت

برنامه امروز مانند همیشه عالیییییییییییییییی بود *
عمویی خواستم بگم که منم عاشق خنده های بداهه شما و داداش امیرهستم
عمویی ببینین این فاطمه حرفامو میدزده آخه دزدی تو بعد از ظهر تاریک ( نیشخند )
بله دیگه بدی ما دو خواهر همینه که حرفای همدیگر و میقاپیم اِ اِ اِ ، عمویی ببخشید
آخه چه کنیم ما خاک پاک عموییمونیم دیگه عمویی جونم خیلی دوستون داریم
عمو یه چیزی بگم ، بعد برنامه رفتم خونه مامان بزرگم بعد رفتم سراغ رایانه خالم عموووووووووو بگین چی دیدم ؟
عمو دیدم خالم اومده تو سایت
بعد دیگه لووووووووورفتم ( نیشخند )
گفتم خالــــــــــــــــــــه!!!

همیشه سلامت و سربلند باشید .
به امید فردای خوش برای شما

التماس دعا

» یا حق «

7 02 2010
دنیا تذکری

سلام آقای فرضیایی و همکاران محترمتون در فوق برنامه .از شما نهایت تشکر رو دارم که در حق فینا لطف کردید ببخشید که یه کم دیر شد اومدم که از شما تشکر کنم .

7 02 2010
دنیا تذکری

سلام محدثه جونم خوبی.ممنون عزیزم بابت…
راستی وبلاگت رو خوندم خیلی خوب بود راستی من رشته ی تحصیلیتو نهمیدم.
نوموخوام نمی دونم دقیقا چیه…
ببخشیدا من فضولما

7 02 2010
goli

سلام خانم دریا از اصفهان
اول اینکه سعی کن بدون غلط و با دقت بیشتری اینجا پیام بنویسی! دوم اینکه اگر برا عمو پیام می خوای بذاری همین جا نه جاهای دیگه! چون عمو یه وب سایت رسمی داره بقیه مال هواداران عمو هستند.
راستی چند سالته؟!

7 02 2010
شيمادهقان

عمويي خوب ومهربون و عزيزم سلام:
عمو يه اعترافي كنم ؟؟؟
عمو شما خيلي دوست داشتني و مهربون و بانمك هستيد و خيلي هم با برادرزاده هاتون صميميت برقرار كرديد اما عمو نمي دونم چرا يك جذبه اي دارين< در عين اينكه خيلي خيلي دوستتون داريم يه ذره هم ازتون حساب مي بريم !! اكثر دوستام و طرفداران شما هم همين عقيده رو دارند حالا نمي دونم قضيه اش چيه؟؟؟!!!

7 02 2010
بلقیس

سلام عمو جان میدانم که این کامنت های که ما میگزاریم کسی توجه نمیکند ولی برای دل خودم از شما می خواهم وقت برنامه زیاد شود به طوریکه هر موقع تلوزیون راروشن میکنیم فقط شما را نشان دهد . در ضمن لباس یقه اسکی شما را ده سال پیرترنشان میدهد.وهمچنین این قدر کلاس نزار وتو عیدهم بیا.میمیرم برات عزرائیل.

7 02 2010
بلقیس

سلام خانم گلی از نمیدانم کجا من غلط مینویسم تا هوش شما را امتحان کنم در ضمن سن خانم های با شخصیت را نمی پرسند پورنگ نه تنها عموی من بلکه همه زندگی من است وانقدر کامنت می گزارم تا روزی عمو حتی با فوش من راطرد کند . شما حق نداری به پورنگ من توهین کنی.فففففففففففففففففففففففففففففففففففهههههههههههههههههههههههههههمممممممممممممممممممییییییییییییییییییییییییییییییییددددددددددددددیییییییییییی از اصفهان

7 02 2010
نیلوفر پاکدل

به نام خدا سلام عمو اومدم بگم التماس دعا .امشب نتایج کنکور میمه متمرکزمون اعلام میشه

7 02 2010
خاطره

سلاااااااااااااااااااااااام سلام عموی قشنگم دلم براتون تنگه بازم میام فعلا دلم نیمد وب قشنگتون نیام قالب نو مبارک هر چند کمی دیر گفتم ببخشید شب خوش

7 02 2010
صنم بچه ننم

کلاه قرمزی داشت می رفت تهران ، واسه دیدن آی مُجی(آقای مجری) واسش شعر هم میخوند: آقای راننده ، یالا بزن تو دنده ، دارم میرم به تهرون، میخوام برم تیلویزیون
میخواست بهش بگه که منِ بچه شهرستانی هم دوست دارم ، میخواست بهش گل بده. فقط همین!
بچه قصه ما هم داشت میرفت تهران تا مجری محبوب خودشو ببینه، درست مثل کلاه قرمزی.
کلاه قرمزی که رسید جام جم ، آقای نگهبان دعواش کرد ، آی مجی هم تحویلش نگرفت، دل کلاه قرمزی شکست. اما بچه قصه ما که رسید جام جم ، همه باهاش مهربون بودن ، بهش کمک میکردن مجری رو ببینه. تعجب کرد.آخه فیلم کلاه قرمزی رو دیده بود.اما همچنان نگران مجری بود: – اگه مثل کلاه قرمزی بشم!؟ مجری آمد. مجری با لب خندان آمد.مجری به سوی بچه شهرستانی قصه ما آمد.دست گلشو گرفت، یادگاری براش نوشت. بچه ما گریه اش گرفته بود ، چون فقط اومده بود بگه دوسش داره اما طوری تحویل گرفته شد گویا میشناختش!
جام جم زمین نبود، یه قطعه آسمونی بود
رفت تا از خدا تشکر کنه، تا واسه کلاه قرمزی نامه بنویسه که چه مجری خوبی داره.

8 02 2010
زهره

سلام وای وقتی اینجا می یام یاد خودم می یام که یک زمانی………………………….
بی خیال توضیح نمیدم.راستی عمو اینجا که خیلی رسواست که بخوایم درد دل کنیم کاش یک جور دیگه میشد واسه شما درد دل کرد.صحبت کردن برای عمو فکر کنم خوشگل باشه.دوستتون دارم یک دنیا.خواهش میکنم منو راهنمایی کنین که چه جوری میشه حرفامون رو به عمو بگیم.تا بعد

8 02 2010
نسترن

سلام عمو
من امروز از صبح با شما بودم یعنی اول رفتم پشت سیستم تا برنامتون شروع شد بعد دوباره اومدم سرا غ برنامه های قدیمیتون یادش به خیر
عمو امشب تو یکی از برنامه هاتون شما داشتین با یه دختری اسمش غزاله بود مسابقه اجرا میکردین بعد خمیازه کشیدین من بلافاصله خمیازه کشیدم فکر کردم اتفاقیه دوباره سه چهار دقیقه بعد برگردوندمش عقب دوباره همون اتفاق افتاد شنیده بودیم خمیازه مسریه ولی نه از پشت مانیتور

چقدر برنامه های قدیمیتون خوب بود شما بودین و یه میزه قشنگ …
صداتون و عوض میکردین …..لطیفه تعریف میکردین اصلا مسابقه هاتون یه جوره دیگه بود عمو یادته یه سری جمله میگفتی بعضی جاها زبونتون میگرفت تا اونی که پشت خط بود درستش و بگه
این دی وی دی رو خیلی دوست دارم چون همش قدیمیه مثلا اون جایی که شما خوابیدین میون یه عالمه گل دارید حرف میزنید بعد زنبور نیشتون می زنه یا اون الاغ قهوی ای کوچولو که سوارش شده بودید من امرو ز با شما یه روز خوب بدون هیچ شلوغی وبا یه عالمه آرامش شروع کردم امشب خیلی راحت می خوابم خیلی

علی علی

8 02 2010
سحر

سلام عمو
ممنون از برنامه ي قشنگتون.

8 02 2010
محبوبه

به نام خداي مهربون كه آفريد….

سلام خوبي بازم اومدم به خاطر برنامه امروز دوشنبه
بنام خدايي كه نوشتم اول اين كامنت، اول شعريمه كه چند سال پيش درمورد تو نوشتم. برات نميخونمش انشاالله بعداً.

راستي قبل از شروع، «تو یکی از مصاحبه هاتون خوندم که گفتید بچه های خارج از ایران بیشتر از بچه های داخل ایران می فهمند.» اينو گلي گفته. من فكر ميكنم منظورت چيز ديگه اي بوده كه اون بد متوجه شده نه؟ يعني بد برداشت كرده.

من كاري ندارم كه قبلاً كي بودم. اما حالا فكر ميكنم دوست خوبيم برات واقعاً نقش آينه تمام قد رو خوب بازي ميكنم، نظر تو چيه؟ تعريف خاصي بود از خودم نه؟! اما به خدا از رو غرور نبود
ميخوام بجز اينكه به قول خودت دوست يكرنگيم برات و چيزاي خوبي تو به من و من به تو ياد ميدم، بگم كه: من باتو روبرو نبودم كه با اخلاقت آشنا بشم و با توجه به چيزايي كه تو اين جعبه جادويي ازت ديدم و مصاحبه هايي كه ازت خوندم، يه عيبي داري. نه اتفاقاً تند تند صحبت نميكني خوب بعضيا اين جوري هستن ديگه مثل خود من و يا دكتر آزمنديان، اون كه خيلي ديگه نوارش تند ميره اما مهم اينه كه حرفها دلنشين باشه. شغلت اينجور ايجاب ميكنه. عيببت اينه كه به نظرم اومده و مياد كه زود عصباني ميشي. همين و دوست دارم كه اينم از سرت برداري. چون ميدونم بدت نمياد و ناراحت نميشي گفتم.
اما خوبيهات كه اونم باز حسمه يعني با توجه به ديدنت و خوندن بيوگرافيت. خوبيهات اينه : مغرور نيستي، مهربوني، كودك دوستي، كودك درونت زندست، با خدايي، بي ريايي، با خانواده و خانواده دوستي، هنرمندي و واقعاً برآزنده اين شغل، صادقي و خلاصه دوست داشتني. البته اميدوارم همينطور باشي و هميشه همينطور باقي بموني و تغيير نكني و از نعمتي كه خدا بهت داده يعني بدست آوردن دل كودكان مغرور نشي. اميدوارم و انشاالله
تو هم كه اصلاً منو نميشناسي اما من خودم ميگم كه بديهاي زيادي داشتم خيلي اما شكر خدا الان خيلي خوب شدم خيلي، شكر خدا.

عمو همين الان يه حسي بهم يهو دست داد. ميشه بعد از خوندن اين كامنت روي مادرت رو از طرف من ببوسي. من هر دو مادربزرگهام فوت كردن. دلم براشون تنگ شد. خدا مادرت رو برات نگه داره.
عمو هميشه شاد باش هميشه. خواهش ميكنم. آخه ناراحتي و بي حوصلگي و نااميدي و عجولي مال آدماي با خدا نيست. نه اينكه تو هستي ها نه، اما گفتم نكنه يه وقت بشي.
يه چيز ديگه، دعاي نادعلي رو بخون با معنيش ببين چيه و چي ميبيني و ميفهمي ازش.
خدا كنه و خيلي دوست دارم و اميدوارم كه واقعاً همينطوري باشي كه فكر و حس و قلبم ميگه.
راستي دست بذار رو قلبت خوب حالا با هر تپش اون صداي خدا رو ميشنوي كه بهت ميگه من هميشه با توام من با توام. پس هر وقت احساس كردي فكر يا كار بد يا نگراني بهت دست داد به صداي قلبت گوش كن. اينو خودم درك كردم ها از جايي نگفتم. آخه در هر نفسي دو نعمت موجود است و براي هر نعمتي شكري واجب. صداي قلبت و نفسهات نشان از اينه كه تو به عنوان يكي از قائم مقامهاي خدا زنده اي و فرصت زنده بودن رو داري پس هراسي نداشته باش از زندگي و آدمهاي اون. و نهايت استفاده و لذت رو از زندگيت ببر.
من اگه اينا رو ميگم نه اينكه تو عكس اينايي و من ميخوام تغييرت بدم نه. و يا من از تو بهترم نه. فقط جنبه يادآوري و بهتر شدنه. باور كن، اينو جدي ميگم كه منم تو اين پنج سال خيلي چيزا از تو ياد گرفتم. خيلي از اين حرفهام ثمره كمكهاي تو بوده و هست.
ميخواستم مثلاً كم حرف بزنم ها. ببين چي شد. باور كن فقط و فقط من دوست دارم اين حرفهام رو به تو بزنم. يه كميشون رو كه براي كساني ميگم بعدش پشيمون ميشم. چون فكر ميكنم تو ميفهميشون و دوست داري. تو هم از طريق كامنتها و برنامه هات به من مي آموزي. خوشحالم كه تو زندگيه دنيويم با تو آشنا شدم. باور كن…..
see you and by by

8 02 2010
پـــــرتو از کرمان

بّه سلام عمو جان من خوبم شما خوبین اخ بعد از چند وقت تونستم بهتون نظر بدم اومدیم بریم رشته ی هنرستان که راحت تر باشیم بدترمون شد بهتر مون نشد فکنم درسای ما سخت تر از رشته های ریاضی فیزیک باشن عمو باید بشینیم برنامه بنویسیم که من بلد نیستم برنامه بنویسم یعنی هنوز اولاشیم بعدش روون میشم چقدر سخت و مسخره ام هست ولی من چون دوست داشتم کامپیوتر رفتم رشته ی کامپیوتر به زور که نرفتم حالا درسارو ول کنین عمو جون می خواستم بگم که برنامه ی امروزتون و برنامه ی شنبتون خیلی باحال بود شنبه که شما خودتون مرده بودین از خنده اصلا نمی تونستین متن رو اجرا کنین همون جایی رو می گم که امییر گفت یکی از عجایب جهان خیلی باحال بود ولی من هر چی فکر می کنم جای خنده داری نداشت یعنی امیر چیز خنده داری نگفت که شما زدین زیر خنده ،عمو جون من دیگه حرفی واسه گفتن ندارم الانم اشپز باشی شروع میشه من رفتم ببینم فعلا…

8 02 2010
محیا خزائی (ماهی‌)

loooooooooooootfan taid nakkkkkkkkoooooooooooonnnnnnnnnnidd :D
salam amooooooooi man
amoo joon kheyli vaghtam por shode
delam por tar az vaghtam
ama ba barname haye shoma behtar misham
amoo kheyli khoobin
laghar shodin amoo ? :D
amoo joon delam havai shode
havaye shahid hemat khorde behesm
kheyli bahale
vaghtetoono nagiram
faghat misparameton daste khode
eltema3 2a

8 02 2010
محیا خزائی (ماهی‌)

amoo joonam khaharam az kharej az keshvar bargasht ke vase tahsil rafte bood
alan daram ba labtope oon minevisam
amooo nazarate bache ha ro hamishe too safheye aval mikhoonam
kheyli ghashange
delam nemiyad in safharo kharab konam ama daste khodam nis amoo joonam

9 02 2010
راضيه اللهياري

سلام عموپورنگ
دو ، سه رو زي نبودم !
يا بهتره بگم به نت دسترسي نداشتم!
اما برنامه اتون رو ميديدم!
واقعا گل كاشتيد!
دست شما درد نكنه! خسته نباشيد!
راستي تو رو خدا مراقب خودتون باشيد!
ديروز كه افتاديد من فقط خدا رو شكر كردم كه به خير گذشت….آخه خيلي بد جور بود!
عمويي برام دعا كن كه خيلي به دعا احتياج دارم!
خيلي زياد!!!!!!
راستي دنيا تذكري خوش به حالت كه به هواي خواهرت تو هم عمو رو ديدي!!!!!

9 02 2010
زینب

سلام عمو جون
یه تصمیم تازه گرفتم
تصمیم گرفتم هر سال 2 شهریور ساعت دوازده و بیست و یک دقیقه رو جشن بگیرم…
اگه گفتین چرا؟
چون زمانیه که شما برای یه بار هم که شده یه اهمیتی به خواهش من دادین و به وبم سر زدین و از خودتون رد پا به جا گذاشتین…..
:X:X

9 02 2010
دنیا تذکری

سلام عمو جون فقط اومدم ببینم که منو بخشیدین یا نه .اگه بخشیدین به من بگین چون شیرینی اومدم به جام جم با رفتن به خونه و شنیدن حرفای مامانو و بابام بابت کفش دوزک به تلخی زد کاش نمیومدم جام جم .عمو آدما تو خیالاشون یه عالمه فکر دارن و می خوان اونایی رو که دوست دارن خوشحال کنن .مامان گفت که الان دیگه هیچ شکی ندارم که کاملا بچه هستی با این طرز فکرت.من نمی دونم تو چه طوری می ری دانشگاه و درس می خونی …تازه مامانم موضوع نامه ها رو فهمیده بود دیگه توصیف عکس العملش این جا امکان نداره.همش می گفت می خواستی بری جام جم که این ها رو ببری بدی به عمو .که چی بشه.می خواستم به مامانم بگم که عمو این جوری نیستن عمو خیلی مهربونن عمو از خلاقیت خوشششون می یاد و.. نتونستم به زبون بیارم خلاصه دیشب من داشتم تو خونه محاکمه می شدم .من الان دارم می نویسم .تنها دلگرمی من اینه که شما منو ببخشید.راستی وقتی دیروز تو برنامه گفتید که برای درست کردن دسته گل خلاقیت به کار برده شده مامانم خونه نبود.که ببینه شما خوشتون اومده می خواستم یه تنوع ایجاد بشه.خلاصه اون گل ها رو از طرف همه ی بچه های نت به شما و همکاراتون که برای ما زحمت می کشید تقدیم می کنیم.
راستی اقای خلیفه منو بخشیدن ترو خدا بگین من دارم دیونه می شم من تا احساس می کنم که کسی رو اذیت کردم باید فورا ازش حلالیت بگیرم مطمئن باشم که منو بخشیده فقط یه کلمه آره یا نه نه بیشتر نه کمتر.
همیشه شاد باشین و سبز.
ممنون که کامنتمو تائید نکردین.

9 02 2010
دنیا تذکری

سلام مهمدیه جون ببخشید دیشب خوابم برده بود خیلی خسته بودم و اعصابم خرد بود.

9 02 2010
رها

عمو سلام .
دلم میخواست هر لحظه شما منتظر پیامم میبودید:
عمو دیروز اتفاقی واسه من افتاد که فهمیدم بچه بودن به اینکه آدم بپره هوا و گاهی خودشو واسه مامانش لوس کنه .و گاهی هم گریه کنه نیست.نتیجه ی دیروزمو میگم. دیروز 2 شنبه میخواستم برم 1 دوست عزیزی رو ببینم اما نشد و از این بابت خیلی ناراحت شدم.بعد اون بچه به من گفت که چرا لبت آویزونه . چرا ناراحتی..و شروع کرد به حرف زدن: ببین خیلی از چیزا وجود دارند که ما رو ناراحت میکنند. و خیلی هاشون بیخودی اند.یعنی ما واسه 1 چیز بیخودی ناراحت میشیم و غصه میخوریم.
رها کاری نکن که فردا که از خواب پا میشی بگی کاش دیروز به خاطر 1 چیز بیخودی ناراحت نمیشدم. و روزمو خراب نمیکردم.سعی کن که واسه هر چیزی که میخوای بهش برسی تلاش کنی مثل من که تلاش کردم و همه ی نمره های کارنامم عالی بود و الانم خوشحالم.( و خیلی صحبتای دیگه) که من یواشکی با حرفاش گریه میکردم…
عمو همه ی این حرفارو 1 بچه ی 7 ساله به من گفت .
دیروز برای اولین بار اون منو خندوند.
دیروز اون به من درس داد. اصلآ انگاری1 کتاب فلسفه کرده باشند تو مغزش.
ماآدم بزرگا خیلی ادعای داریم و فکر میکنیم همه چیزو میفهمیم..اما ما با مشکلات خیلی خودمونو میبازیم.
در صورتی که راه خیلی راحتی هم دارند…. عمو شما دلتون نمیخواد با همچین بچه ای روبرو شوید.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


سلام دخترم راستش تو مدت 8 سال با خیل عظیمی از بچه هایی برخورد داشته ام که از هر کدام آنها مطالبی در خور توجه یاد گرفته ام همواره در کلیه امور موفق باشی

9 02 2010
فیاضی

به نام خدا
.
.
سلام عمو
عمو؟ یه چیزی بگم نمی گین باز داره از خاطرات روزانه اش می گه؟! آخه برام خیلی جالب بود، وقتی دیدم جا خوردم،کاش همیشه یادم بمونه
کتاب «دور دنیا در هشتاد روز» رو وقتی خیلی کوچیک بودم خریدم، هنوزم نگه داشتم، چند وقت پیش دختر داییم که 10-11 ساله اشه اومدو برای تحقیقش کتابو ازم گرفت، وای که من چقدر سفارش کردم
گذشت تا دو شب پیش که اومدن خونمون، اومد تو اتاقمو ازم خواست باهاش ریاضی کار کنم، هر از گاهی از اتاق می رفتم بیرون، متوجه نشدم کی این کار رو کرد
دیروز خیلی اتفاقی چشمم افتاد به یه کتاب که زبر تخت بود، گفتم لابد از کتابهای درسیه افتاده اون زیر اما وقتی برداشتم دیدم یه کاغذ تا شده روشه، متن تو کاغذ این بود «نمی توانستم رودر رو با هم باشیم، پس این را بخوان: مرا ببخش چون امانت دار خوبی نبودم، علیرضا در ماشین از دستم گرفت و یک دفعه انداخت و پوشش پاره شد. مرا ببخش، می بخشی؟» و پایین صفحه یه امضا با دو تا پرنده که رو بروی همن، بالای یکیش اسم من و بالای ایون یکی اسم خودش
اول یاد جریان «عمو بخشیدین؟» اینجا افتادم، خندم گرفت، گفتم طفلی چقدر ترسیده؟!
بعد داشتم به این فکر می کردم چرا پرنده؟
و هنوز دارم به این فکر می کنم که چه صادقانه!!
جالب تر برای من اینجا بود که لای نامه برای جبران خسارت چندتا از عکس برگردون هایی که خیلی دوستشون داشت رو برام گذاشته بود!
کاش تو دنیای آدم بزرگها هم همه چیز به همین سادگی بود
کاش ما آدم بزرگ ها هم اشتباهاتمون رو می پذیرفتیم
کاش…
کاش به خوبیه دختر داییم بودم
عمو، اگه براتون گفتم برای این بود که همیشه طرفدار کارهای خوب بچه ها بودین، وگرنه می دونم که به این کار می گن «وب نویسی» اتفاقا می خوام برای اینکه همیشه یادم بمونه اونجا ثبتش کنم
خدانگهدار

9 02 2010
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام…وای عمو! دیگه دارم شک میکنم که شما با بابا مامان من هماهنگین!!اون از برنامه نظم و ترتیب..این از فراموش کاری!!! اعتراف میکنم به شدت فراموش کارم…اصلا همیشه یه موضوعی هست که بهش فکر کنم و حواسمو پرت کنه!فکر کنین عمو مامان میگه برو ماست رو از یخچال بیار من میرم جلو یخچال میایستم بعد چند دقیقه تازه میپرسم چی بیارم؟؟!!!
یا گاهی هم همینم نمیشنونم!! عمو مامان میگه میری بیرون کلید ببری ها پشت در نمونی!حتی کلید رو میذاره جلو چشمم اما بارها پیش اومده بازم کلید رو برنداشتم وپشت در موندم..یا مثلا زیر کتری رو روشن میکنم میرم پی کارم!بعد کتری جزغاله میشه بعد مامان یه جیغ بنفش سرم میکشه!..از فراموش کاریام هر چی بگم تموم نمیشه!عمویی امروز خوب به حرفاتون گوش میکنم.
(دخترتون)

9 02 2010
رها

عمو سلام.
وقتی میبینم وقت گذاشتین و جواب پیام منو خوندید پس لازم میدونم که ازتون تشکر کنم.
و بگم شما را نمیشناسم جز با صداقتی که در نگاتون وجود دارد.من یا بهتره بگم ما به همین صداقتتون اعتماد کردیم.
پس من از طرف خانواده ام نیز تشکر میکنم.
کاش میشد همه ی مردم دنیا این پیام رو بدونن که ما با همیم اگه کمی به بقیه حتی خردسالان فرصت بدیم….. تشکر.

10 02 2010
بهارساری

به نام خدا

شیرین :

سلـــــــــــام بابا داریوش من ..الهی پیر شی :) الهی خوشبخت شی :) الهی که ……….بابایی راستی دیشب انتخاب واحدامو انجام دادم:)17 واحد فقط برداشتم آخه همه کلاسا پر شده بود نشد زیاد بردارم . خیلی کمه نه؟ بابا: عیبی نداره دخترم. حالا همین 17 واحد 700 تومن شد!.واسه همین فعلا نمی تونن واسم کامپیوتر بخرن :( البته بابا داریوش تا آجی ای گلی مثل نرگس و … دارم غم ندارم .راستی بابا پست جدیدتو دیشب خوندم :) خیلی باحال بود .راستی اسم منو هم تو لیست بچه ننه ها وارد کن.خب همه ماها بچه مامان باباهامون هستیم دیگه،منم که دختر شما و دختر بابا داریوشی..خیلی گل و مهربونی بخدا:)بابایی برنامه عالی بود :) خداروشکر آرپی چی انرژی بودی:)حرکت دوربینتونم خیلی عالی و شاد بود :)اینطوری فضا شادتر میشه:) جیگیلی جیگیلی جیگیلی:)تو همیشه دوست مایی ما هیچ وقت فراموشت نمی کنیم :)بابایی خیلی گلی :) بابایی گل دسته ای..بای بای *شیرین دخترتون*
.
.
.
سلام عموی گلم..از طرف شیرین..یه سری ازین شکلکا و انیمیشنا و جیگیلی جیگیلی های اس ام اسی هم خودتون به سلیقه خودتون توش اضافه بکنید!! من هر قدر فکر میکنم نمی دونم چطوری اینجا اس ام اسای شیرین رو تصویرش بکنم :)!!! عمویی خیلی خسته ام دارم بیهوش میشم وگرنه کلی حرف میخواستم بگم..عموداریوش گلم،آخه موضوع رو دقیقه نود نزدیک برنامه میگین من نمی تونم ، نیستم گاهی که نظر بدم :( من نظر ندم اصلا نمیشه (می دونید که؟!) عمو جون ما رو دق ندید…برنامه محشر بود..بعد از آبی ، سبز قشنگ ترینه..دوستت دارم عمو!!! شب بخیر ……………………………………………………..
.
**نگار عزیزم** ممنون،جواب سوالت رو کجا بدم؟ اگه دوست داری یه آدرس ایمیل واقعی بگو تا بهت بگم … سخت نیست،طولانیه وگرنه همین جا میگفتم .

10 02 2010
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام عموی خوبم
امشب خواستم به حرفتون گوش کرده باشم زود بخوابم!5/8 شب خوابیدم 12 بیدار شدم!!الانم اصن خوابم نمیاد!عموجون امروز نمیدونم چرا مطمئن بودم با اینکه میگم کامنتم تایید نشه شما تاییدش میکنین!الان که اومدم دیدم خنده ام گرفت..اشکال نداره عمویی فقط میخواستم به قول شما سوپ ریز باشه برای آجی هام.من متوجه نشدم راضی بودین یا نه…نمیذارم تو وبم اینجوری خیالم راحت تره…مسافرتی که میخواستم جور شد فردا انشاالله میریم فارسیان…میرم تا وقتی برگشتم همون دختر شادتون بشم..اینقد نق نزنم..عموجون الان نمیدونم چی بگم که حسمو بیان کنه فقط اینو بگم که این 3 روز اگه حرفای عجیب غریب زدم به خاطر ترسی بود که گفتم. دوس نداشتم حوصله شما رو سر ببرم اما باید باهاتون صحبت میکردم..عمو..عمو؟..اگه اذیت شدین ببخشین..دوست دارم عمو..خیلی زیاد..قده تموم ستاره های کویر…دلم براتون تنگ میشه این 3 روز دسترسی به نت ندارم عمویی.
(دخترتون)

10 02 2010
خاله ی سارینا

سلام امروز تولد ساریناست یادتون نره اسمشو بخونید.سارینا رضایی از اصفهان 3 ساله میشه .

10 02 2010
حسنا حسینی

سلام عمو.گاهی با دلی پر از درد و گله و شکایت میام اینجا…گاهی با دلی شاد و سرزنده اما خیلی وقته یاد گرفتم اینجور جاها نه جای ابراز شادیه نه ابراز درد…جای گفتن دو کلام حرف حسابه…که هیچ وقت از زیون کسی نشنیدم…(منظورم شما نیستینا)..نسبت به اون اوایل خیلی بزرگتر و صبورتر شدم..اینو خودم کاملا حس میکنم

10 02 2010
سولماز نوری

بنام خدا

سلام عموی مهربونم
یادش بخیر…..یادم رفته بود از اینجا
البته نترسین عمو…نمی خوام زیاد حرف بزنم…
فقط اومدم سری بزنم و برم….عمو دلم گرفته
همه جا سیاه شده…..بازم تنها شدم
عمو صدامو می شنوین؟؟؟؟؟؟؟…..کاش………………!!
دوستون دارم
دست علی یارتون
خدا نگهدارتون
تابعد………………………یاحق

10 02 2010
زینب خانوم

چقدر خوبه که به مامانها بگیم وقتی دارن نهار میخورن بچه شون رو هم صدا کنن ( تنها کسیکه به غیر خودشون توی خونه هست) خب آخه شاید بچشون ناراحت بشه خب…
خوبه بهشون بگیم که سر هر چیز بیخودی با بچه هاشون قهر نکنن
مثلا به مجازات اینکه بچشون تا لنگ ظهر خوابیده
یا مثلا قهر کنیم چون بچشون سالاد درست نکرده و گفته حالشو ندارم
قهر بودن اصلا خوب نیست
چون بچشون دلش میگیره (خودمو میگما…)

10 02 2010
زینب خانوم

میدونم که اینا رو باید به خود مامانم بگم نه شما، اما خب گوش نمیده… چیکار کنم؟ مجبورم بیام به شما بگم که حد اقل به یکی گفته باشم :(

10 02 2010
عسل از گرگان

سلام…………..عمو 22 بهمن روزشروع کامیابی رو پیشاپیش به شما و همه ی اجیا تبریک میگم و پیشنهاد می کنم واسه اینکه بزنیم چش و چال ضد انقلابا رو کور کنیم تو راهپیمایی شرکت کنید و شهادت اقا امام حسن مجتبی و رحلت پیامبر اکرم رو هم تسلیت می گم امید وارم همه ی ما پیرو راه ایشون باشیم نه نامشون

10 02 2010
فاطمه زارع از یزد

به نام خدا..سلام ..خانوم گلی من فکر کنم عمو گفتن فرهنگ بچه های خارج از کشور با ما فرق میکنه .. نگفتن که بچه های داخل ایران نمیفهمند که؟! شما این تفاوت رو قبول نداری؟
ببخشید عمو مگه میتونم حرف نزنم؟!!!

10 02 2010
ساناز

سلام عموجون . خوبید ؟ چه خبر ؟ هشت یا نه روزه که اینجا نیومدم . ولی حالا دیگه اومدم . خب امتحان جامع یا آزمون سراسری رو دادم و باید منتظر جوابش باشم .
عمو امروز یکی از بهترین روزای زندگیمه . می دونید چرا ؟
1. جایزه گرفتم امروز به مناسبت 22 بهمن مدرسمون برنامه داشت ساعت 1 تا 15/2 . به شاگرد اول ها جایزه دادن . تازه عکسمم توی برد ستارگان فرزانگان بود . البته کلاس های دیگه هم شاگرد اول زیاد داشتن. به من هم سکه پارسیان دادن . 300/0 گرمیش که بالاترین بود اونم از دست نماینده سمپاد کرمانشاه( تیزهوشان )
جایزه دومم هم برای آزمون مر آت بود . فکر کنم که بدونید این آزمون کدومه . آخه بچه ها چند بار تو کامنت ها گفته بودند . نفر دوم و سکه پارسیان 200/0 گرمی. عمو جون اولین باری که اسمم رو خوندن کلاسمون با جیغ و هورا گفتن نشمین … نشمین …. .( می دونید که اسم خودم ساناز نیست که ) بازم بخاطر دعاهاتون ممنون .
2- دلیل دوم این بود که سر صف شعر انقلاب رو خوندیم و به ما از همون پرچم ها دادن که توی برنامه دست بچه هاست . قراره پنج شنبه ی هفته ی آینده بریم ناحیه.
3- تونستم بیام اینترنت و بیام اینجا .
4. چند روز تعطیله دیگه و از همه مهمتر قراره عمو جون برنامه داشته باشه دیگه . و همچنین عمه ام هم الان توی راهه و داره میاد کرمانشاه . قرار بود هفته ی پیش بیاد که نتونست .
راستی عمو جون شنبه یه عالمه اینجا برف اومد و مدرسه ها تعطیل شد .
عمو راستی فردا برنامه دارید که ؟ تو برنامه بگید عمو جون .
عمو یه چیزی راستی توی روزنامه ی جام جم فکر کنم بود که نوشته بود شما و برنامه ی فیتیله قراره توی رادیو بیایید و اینکه تا پایان سال 88 هم به طور آزمایشی اجرا بشه . درسته ؟ خیلی زیاذ شد ها …

10 02 2010
ساناز

عمو جون من هم بچه ننه هستم . همه ی چیزارو به مامانم میگم و ازشون چیزی رو مخفی نمی کنم . برای بیشتر کارا باهاشون مشورت می کنم.
عمو راستی سه شنبه بعداز برنامتون رفتم دکتر با مامان و بابام . چندتا دارو نوشت و الان حالم خیلی بهتر شده به شکر خدا . با تعطیلی یکشنبه برای برف هم خوب استراحت کردم .

عمو دوشنبه رفتم پیش مامان بزرگم . عمو مامان بزرگم خیلی کسله . اصلا نیرو و توان نداره . حوصله ی هیچی هم نداره . خیلی براش ناراحتیم . بابام از یکی از دوستاش که مادرش دکتره پرسید که چه دوایی خوبه برای ایجاد توان و نیرو در پیرا . یه کپسول معرفی کرد و بابام اونو براش خرید . دیروز برد براش و اونو داره می خوره . امیدوارم که براش خوب باشه و حالش بهتر بشه . عمو برای همه دعا کنید که هرکی مریضه یا مشکلی داره حل بشه . من و مامان و بابام که خیلی براش ناراحتیم آخه تا حالا اینطوری نبوده . جمعه میریم پیشش که ببینیم چه طوره . شایدم با اومدن عمه ام حالش بهتر بشه . امید وارم …. .

10 02 2010
فاطمه عيوض زاده

سلام عمو جون گل گلاب
چه خبر عموييييي؟؟؟؟
من خوب خوبم!چي از اين بهتر كه 9 روز مدرسه نمي رم !!!واااااي چه حالي كنم اين 9 روز!
آخه اين چند روزه يا تهران ميايم يا ميريم خوي!
سه شنبه هم به مقصد مشهد بيليط داريم.
ايول!!!!!!!!!!

10 02 2010
فاطمه عيوض زاده

امروز خيلي خر كيفم چه درس هاي سختي داشتيم!!!!
زنگ اول ادبيات بود كه ننوشتم
زنگ دوم رفتيم كوه تا وسطاي فيزيك(البته چند نفر بوديم نه همه كلاس)
برگشتني جيم شديم نماز خونه كلاس نرفتيم يه كوچولو بلوتوث بازي كرديم و عكس گرفتيم و زنگ چهارم آمادگي و دوباره بازي با گوشي!!!!
وااااااي
شوست دارم
باي

10 02 2010
نیلوفر پاکدل

سلام عمو تایید نکنید .فهمیدین چی شد ؟؟؟ قبول نشدم ….
عمو تا کنکور فقط 4 ماه مونده .برام خیلی دعا کنید

11 02 2010
مژگان کریمی از علویجه ی اصفهان

سلام عمویی!
دیروز رفتم دیدنش.فکر نمیکردم اینقدر خوشحال بشه.همه تعجب کرده بودن. رفتم کنار تختش باهاش دست دادم.مثل همیشه دستمو فشار داد،همه دور تخت حلقه زده بودن دیگه جا نبود منم نشستم لبه ی تخت.عموم میگفت حالت امروز خیلی بهتره.با غرور به جای داداشی گفتم خب معلومه منو دیده ذوق کرده،ولی داداشی خندید و با شیطنت گفت نخیر امروز 2برابر مسکن زدن بهم.
عمویی داداشی باید عمل بشه،ولی الان نمیتونن بیهوشش کنن آخه ضعیف شده.پس حالا حالاها باید بستری بمونه.یه مشکل دیگه هم هست اینکه دیگه نباید برگرده سر کار قبلی، برای اینکه واسه ریه اش مثل سَمّه.
موهای قشنگ و به قول شما پر کلاغی اش رنگ سفید رو قبول کردن.یه عالمه لاغر شده بود.عین استخون روکش دار! ولی خوشحالم، که 2روزه میتونه غذا بخوره5قاشق کمه ولی بازم خوبه،خیلی خوشحالم که از دیدنم خوشحال شد.خداروشکر…

11 02 2010
آزاد

سلام دنیا جان! واسه این گفتم مهربونی: اخه تو همیشه به همه بچه هایی که اینجا میان و دردل میکنن امید میدی. مهربون بودن خیلی صفت بزرگیه.
امیدوارم به همه آرزوهای قشنگت برسی.

11 02 2010
آزاد

راستی عمو پورنگ دیروز که اون کوچولو واسه توپ گریه کرد،بغلش کردین خیلی صحنه قشنگی بود اونجاش که دماغشو با دستش گرفت.
شما واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، خیلی مهربونید!!!!!!!!!!

11 02 2010
روشنک

سلام;دلم واستون خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی تنگ شده اندازه ی سوراخ جوراب مورچه توی این مدت که ندیدمتون دلم میخواست بمیرم امابعدش فورابه خدامیگفتم نه بزاریه باردیگه ببینمش بعدبمیرم راستی دیروزدیدمتون ازاول تااخر;وقتی من نیستم که ببینمتون خیلی فوق العاده تراجرامیکنید;این دوسه روزه همش بیمارستان بودم پیش مامانم اخرش هم عملش نکردندتابعدازتعطیلات بعدش هم که اوردیمش خونه توروخداواسش دعاکنیدتوی بیمارستان باورکنیدیک دقیقه هم نخوابیدم راستش توی محیط بیما ر ستان اصلاخوابم نمیبره همش داشتم به شمافکرمیکردم بعدازبرنامه ی امروزتون میخوام برم فیلمهایی روکه دوستم ازتون گرفته بودبیارم ببینم واسه همین خیلی خوشحالم دست علی یارتون خدانگه دارتون توقلب من میمونه امیددیدارتون الان برنامتون شروع میشه واااااااااااااای خدای من…[ازتون خواهش میکنم تاییدنشود]

11 02 2010
دریا فرضیایی

به نام خدای مهربون
داریوش عزیزم سلام خوبی قربونت برم تی بلا می سر
عزیزم امروز وقتی فهمیدم برنامه رو از قبل ضبت کردین کلی ناراحت شدم آخه وقتی برنامه از قبل ضبت شده دیگه اون شیرینیشو نداره اما کار خیلی خوبی کردی قربونت برم بعد از 10روز کار از 7صبح تا 7 شب اونم برای اجرای 1ساعت برنامه واقعا خسته شده بودی درکت می کنم منم وقتی از سر کار بر می گردم کلی خستم امید وارم پنج شنبه و جمعه ی خوبی داشته باشی و دوست دارم شنبه با انرژی ببینمت اینو یادت باشه که خیلی خیلی دوستت دارم دست مامان جونم از طرف من ببوس یادت نره ها قربونت برم دوستت دارم خدانگه دار

11 02 2010
روشنک

ببخشید که دوباره کامنت گذاشتم وقتی دیدم برنامتون زنده نیست برشانس بدخودم لعنت فرستادم لباستون خیلی بهتون میاداین همه روزواسه امروزلحظه شماری کردم اون وقت شما…همش میزنیدتوذوق ادم واقعاکه خواااااااااااااهش میکنم تاییدنشود

11 02 2010
بلقیس

با سلام عمو جون چرا برنا مه ی امروزت زنده نبود دوست داشتم به طور زنده تما شا میکردم آخه چرا اینقدر حرص میدی عمو آیا پیام قبلی منو خوندی ممنون میشم اگه توجه کنی در ضمن شما در همه کار موفقی جز کار گروهی

عمو جون لطفا پیام منو تا یید کن این همه ز حمت می کشم تا برات بنویسم در ضمن اگه قابل دو نستی اسم منو چهار شنبه تو بر نامه بگو خیلی ممنون میشم

11 02 2010
راضيه اللهياري

سلام عموپورنگ عزيزم
خسته نباشيد توي اين ده روز گل كاشتيد!
ولي چرا امروز توليدي؟؟…..دقيقا روز آخر؟؟؟؟
ياد پارسال افتادم اصفهان…….
ولي خوب كه فكر ميكنم ميگم چه خوب كه توليدي بود!!!!!!
عمو نرفته دلم براتون تنگ شد!!!!!
عمو من آپ جديد مي خوام!!!!
راستي عمو يه چيز مهم تر …..يادت كه نرقته برام دعا كني ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه الان ديگه واقعا به دعا نياز دارم!!!
برام دعا كن!!!
.
.
.
.
براي دنيا تذكري
سلام دنيا جوني
من نميدونم كه به تو توي جام جم پيش عمو و گروهش چه گذشته!!!!
اما اينو بدون كه عمو خيلي مهربونه حتي اگه ما كار بدي هم مثل همين بچه بازي ها يا كارهاي خلاقيتي بكنيم عمو ما رو مي بخشه!!!!
تو هم خودت رو ناراحت نكن ….به جاش براي من دعا كن(خنده)!!!!!!
درضمن شيريني رفتن و ديدن عمو رو اينطوري خرابش نكن !!!!
دوستون دارم!!!!!!!

11 02 2010
عطیه(عتیقه)

سلام،یه سلام ویژه به عمویی که بعداز چند سال تازه پیداش کردم
امیدوارم هر جا هستی شاد و سرحال و سرزنده باشی
امروز برنامتون اون شادی همیشگی نداشت،آخه گرمی برنامتون به حضور مستقیم شما وابسته است
عموجون تازه با این سایت اشنا شدم،یه تازه وارد با یه عالم حرف دل
از این به بعد اگه خدا به من عمری بده،خیــــــــــــــــــــــلی مزاحمتون میشم
خیلی دوست دارم از نزدیک ببینمتون
راستی من خیلی دوست دارم یکی از همراه های همیشگیتون باشم،جایی برای من دارین؟
در پناه حق شاد و سلامت باشید
زیباترین ستایش ها نثار کسی که کاستی هایم و لغزشهایم را می داند و باز هم دوستم دارد.

11 02 2010
بهارساری

عمو؟
میگم کاشکی خبر داشتیم که امروز برنامه زنده نیست … نمی دونید یهویی چه حالی شدیم! یهو دلمون تنگ شد از همون نوع عجیب و غریبی که وقتی رفته بودید مسکو تنگ شد … یادتونه؟!
عمو؟
شما که می دونید دل ماها چقدر کوچولوه … مثل بچه ها زود ناراحت میشیم…زود خوشحال میشیم…زود عصبانی میشیم…زود پشیمون میشیم! کودکانه شکایت می کنیم و قهر..کودکانه معذرت خواهی میکنیم..عمویی دلمون خیلی تنگ شده … اگه حرفی زدیم بذارید به پای همین فقط! باشه؟؟

عمو هرجا هستی انشاءالله همیشه خوب و خوشحال و سرحال باشی…خسته هم نباشید .

*Bahar*

11 02 2010
ایزدی

سلام
اومدم یه چیزی بگم و برم! گلای من، دوستانی که اینجا پیام می ذارید، یادتون باشه فردی که دارید اینجا باهاش حرف می زنید یک مرد 38 ساله است. اولا حرمت بزرگتری را نگه دارید و عمو پورنگ را «شما» خطاب کنید نه»تو». هرچی باشه ایشون بزرگترن و با درست خطاب کردن می تونیم احترام بذاریم بهشون! دوما شما 90 درصدتون دخترهای جوان این مملکت هستید ! بدانید گفتن هر حرفی ازخوشایند نیست.(امیدوارم منظورما فهمیده باشید)
از شما آقای فرضیایی می خوام نظرتونا درمورد حرفم بگید، برام مهمه بدونم چون دارم مردم شناسی می خونم!!

سلام هر کس از ظن خود شد یار من …ممنون از لطف همگی تون اما اینجا همه آزادن اینجا دنیای کودکی حاکمه که سن و سال نمیشناسه

11 02 2010
لیلی علیزاده

سلام.فردا جمعه 23 بهمن تولدمه.طبیعی و معمولیش اینه که خوشحال باشم اما نیستم.میدونید چرا؟د بیر فیزیکمون اقای صادقی پور یکبار سر کلاس برامون صحبت میکرد. نزدیکای عید بود و همه ی خیابونا شلوغ.اقای صادقی پور میگفت:( بچه ها به نظرتون چرا وقتی عید میشه همه خوشحال میشن؟چرا همه جا انقدر شلوغ میشه؟چرا هیچکس به این فکر نمیکنه که یک سال پیر تر شده؟) از اون موقع همیشه به این موضوع فکر میکنم که چرا ما ادما توی روز تولدمون یا وقت تحو یل سال فقط خوشحالیم و حتی ذره ای ناراحت ا ین نیستیم که یک سال پیرتر شدیم؟.23 بهمن که برسه 19 سالم تموم میشه و متاسفا نه وارد 20 سالگی میشم. به جای هزاران بار تبریک و هزاران بار شاد باش باید گفت هزاران بار حسرت و هزاران بار افسوس برای ا ین که یک سال پیرتر شدم.

12 02 2010
راضيه اللهياري

سلام عموپورنگ
تو رو خدا يه خبري از خودتون به ما بديد دارم از غصه ميميرم!
عمو نميدوني چه حالي دارم از بي خبري!!!!
عمو تو رو خدا فقط بگو حالت خوبه…سالم هستي!!!!
اميدوارم كه هر جا كه هستي سالم و سر حال باشي!!!!
فقط ما رو از خودت با خبر كن!!!

12 02 2010
رویا

سلام عمویی عمو بابام رفته مسافرت (کیش) شاید پس فردا برگرده عمویی دوست داشتم بابام واسه فردا که مامان بزرگ نذری داره خونه بود اما… عمویی همه دایی هام اومدن وای نمی دونین چقدر قشنگه وقتی همه خونواده جمع میشن . دیشب داییم بهم گفت رویا بیا یه بوس آبدار بکن که صداش تا خونه همسایه هم بره بعد من هم داییمو بوس کردم بعد گفت این چی بود دیگه خود من هم صداشو نشنیدم و من هم این بار محکم تر بوسش کردم عمویی سر حلیم فردا حتما واستون دعا میکنم قول میدم

12 02 2010
صنم بچه ننم

بسم الله
سلام. ما تو دهات زندگی میکنیم. ما تلویزیون نداریم. اما همسایه بداخلاقمان تلویزیون سیاه سفید دارد. . اگر کارهایمان را انجام داده باشیم ، یعنی گوسفندان را به چرا برده باشیم ، شیر گاو را دوشیده باشیم و درسهایمان را خوانده باشیم و تلویزیون آنتن دهد و پدر و مادرمان اجازه دهند ، ساعت 5 برنامه کودک میبینیم. اسم این آقا پورنگ است. ما وقتی اورا میبینیم ، خیلی خوشحال میشویم چون با خنده اش میخندیم، این آقا انگار از دل ما حرف میزند ، از همه مهم تر با زبان محلی ما حرف میزند و به آن افتخار میکند. این باعث شده که اگر به تهران بیایم ، از خودم خجالت نکشم. من عمو پورنگ را دوست دارم . اما دوست داشتم فقط یک بار به عمو میگفتم که چقدر دوستش دارم . عمو دعاهای خوبی میکند ، میگوید ظهور امام زمان نزدیک شود ، من هم دعا میکنم امام زمان بیاید تا کمک کند به عمو پورنگ بگویم دوستش داریم. مهندس شهر ما میگوید با کامپیوتر میشود با عمو حرف زد ، اما کاش میشد یک بار ……
…………………………………
همه ما همان بچه شهرستانی هستیم که در شهر زندگی میکنیم.و تنها فرق ما این است که با سایت در ارتباطیم.از اولین کامنتی که اینجا گذاشتم تو این فکر بودم که بدون بچه های شهرستانی که از داشتن این امکانات مبری هستند ، حرف زدن با عمو جایز هست؟
حرف زدن به کنار ، با گذشت زمان پرو شدم و جواب هم خواستم.دوستای شهرستانی، ما رو ببخشین ، اگه از این فرصت بیجا استفاده کردیم، اگه قدر یه کامنت رو ندونستیم ….

12 02 2010
پريسا

بنام خدا سلام عموي صبورم
عمويي كجايي؟ميدونم كه نبايد اين سوال رو بپرسم وانتظار جواب هم ندارم ولي عمويي عمو عمو جونم يكمي از يكمي بيشتر دلم براتون تنگ شده ونگرانتونم …عويي خدا كنه هر جا هستين خوشحاله خوشحال باشين وبخنديد ….عمو …مواظبه خودتون باشين …

13 02 2010
دریافرضیایی

به نام خدای مهربون
داریوش جون سلام
خوبی خیلی خیلیییییییییییییییییییییییییییی نا راحتم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عزیزم چرا من فقط فقط من هر چی کامنت می گزارم پاک می شه این نشون می ده که فقط فقط خود شما رهبری سایت رو بر عهده ندارین نمی دونم نمی دونم کی باعث می شه که کامنتام رو نخونی ولی من ازش نمی گزرم و از خدا هم میخوام که ازش نگذره یعنی چی من ساعت ها وقت برای تایپ و اتصال به اینترنت و فکر کردن که چی برات بنویسم می گزارم اونوقت یکی که نمی دونم کی هست خیلی راحت کامنتامو فرت می کنه حتی چیزهایی هم که توی سنگ صبور می نویسم پاک میشه اگه خود شما رهبری سایت رو بر عهده دارید پس چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مثلا من شما رو سنگ صبور خودم می دونم که از شادی ها و ناراحتی هام برای شما می نویسم ولی؟؟؟؟؟؟؟؟خدانگه دار

سلام دخترم خوب برخی نوشته ها نیازی نیست که تایید شود

13 02 2010
عطیه(عتیقه)

سلام عمویی
کجایی؟ نیستی؟ تو پیستی؟ توریستی؟ خدای نکرده مریض که نیستی؟ راستی با اینکه با ما نیستی-ولی اول لیستی- یعنی بیست بیستی….
عموجون دلم برات یه ذره شده،یه خبری یه کامنتی
دلم خیلی براتون تنگ شده
خدا پشت و پناهتون

13 02 2010
بلقیس

چرا آقای فرضیایی صحبت های قبلی من را ثبت نکردید چون میدونستی انتقاد بود چرا انتقاد پذیر نیستی اعتقاد نداری که انتقاد شما را بیشتر پورنگ میکند ولی تعاریف را بیشتر ثبت میکنی تا هر چی میری مغرورتر میشی آیانیازی نداری بچه ها واقعیت تو را که من با حس ششم فهمیدم قطعا به آن یقین دارم بفهمند و بین همه بر ملاء شود

در ضمن فردا ظهر بیا سر خیابون پیروزی یا بالای برج میلاد کارت دارم
انجمن یلان استان اصفهان

13 02 2010
پـــــرتو از کرمان

اونجایی که نوشتم جیغای سهند تو گوشم می پیچید قبل از چهار شنبه بود دوشنبرو می گم وای همش فکر می کردم شما تو کرمانید و توی کوچه ی ما درضمن قبل از همین جوریم می باستم کاما بزارم یادم رفت همین………

13 02 2010
نیلوفر پاکدل

به نام خدا
سلام عمو
دلم براتون خیلی تنگ شده .روزی 12 ساعت درس میخونم …
امیدوارم هر جا هستین دلتون شاد باشه .
شبتون به خیر

14 02 2010
عسل از گرگان

سلام……………..
عمو 22 بهمن ییهو کجا رفتین ؟هیچ کس انتظار نداشت برنامه ضبطی باشه……نگران تون شدم

14 02 2010
پريسا

بنام خدا
سلام عموي صبورم
عمويي نميدونيد چقدر خوشحالم كه اومدين كامنتهارو تاييد كرديد …آخه عمو جونم يهو غيبتون زد از چهار شنبه ديگه خبري ازتون نبود درسته بعد از 21 دوروز بعد اومدين چند تا كامنت تاييد كرديد ولي بازم يهو غيبتون زد عمويي ببخشيد ولي آخه شما هميشه اگه ميخواستيد چند روز نت نياين يا مثلا برين مسافرت يا اگه خبري راجع به برنامه بود بهمون ميگفتين ولي فكر كنم اونقدر سرتون شلوغ بود كه حتي نگفتين برنامه 5شنبه توليديه عمويي ميدونم نبايد توقع داشته باشم كه شما بهمون اينها رو بگين ….عمويي حرفهامو بزار به حساب بهونه گيريهاي كودكانه عمو خوب دلم تنگ شد براتون ….خدارو شكر كه حالتون خوبه ..خدا كنه كه هميشه خوشحال باشين …عمويي ببخشيد اگه نبايد اين حرفها رو ميزدم..آخه من فقط همين يه عمورو دارم عمويي خيلي دوستتون دارم
(كودكه درونم كه دخترتونه)

14 02 2010
عسل از گرگان

سلام عمو جان.
عمو……………………….می خوام اشتراکم روتو اینجا تایید کنم نمیشه میگه فیلتر شده……….چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟…………………………..هیچ کی نیست کمک کنه

14 02 2010
عسل از گرگان

عمو جون بازم سلام
عمو من گاهی اوقات قطعه ی ادبی می نویسم البته واسه دل خودم….موضوعش بسته به اتفاق ها داره البته شخصی نیست……….نزدیکان نوشته هام و دوست دارن و نظر میدن و دوستانم من و نویسنه ی کلاس می خونن البته بر خلاف رشته ام که ادبیات نیست ریاضیه ولی ادم باید در هر ضمینه ای فعال باشه…..حال خوندن دارین ؟؟چون دوست دارم نظر بهترین عموی دنیارو در مورد نوشته هام بدونم………………………………….

14 02 2010
پـــــرتو از کرمان

عمو جون تازه هنوز نگفتم چرا اینجوری شدم عمو جون یک ماه پیش نه ماه قبلش فرصت نکرده بودم بهتون نظر بدم تمام حرفامم روی هم تلنبار شده بودن گفتم بیام شب عاشورا شب تا صبح بشینم براتون بنویسم از صبحش 10 بار براتون نوشتم پاک شدن بدش که تا 3 یا 4 صبح نشستم براتون بنویسم فقط یه کلیک باعث شد همه چیز پاک بشن بدش دیگه تا صبح گریه تا ساعت 7.5 صبح داشتم گریه می کردم که بدش تا 11.5 صبح خواب رفتم حالا من کلی کار پای کامپیوتر داشتم پنجشنبش امتحان ریاضی داشتم حالا هی مامانم و خواهرم گیر ی دادنکه ریاضی بخون ریاضی ما هم چقدر چچرت بود ولی سخت بود حالم از ریاضی امسال بهم می خوره عمو جون چرت ولی سختش کرده بودن تمام چیزایی رو که پارسال خوندیم رو اوورده بودن تو ریاضی امسال حالا اینا بکنار همه چیز رو پیشبینی میکردم قیافم خیلی وحشتناک شده بود حوادث رو پیشبینی می کردم بعدش از خدا می خواستم یه راهی نشونم بده حالا اینارو دااشته باشید بعدا بقیرو براتون تعریف می کنم …………….

14 02 2010
آزاد برای ایزدی

سلام خانم ایزدی(البته فکر کنم خانومید) میبینم که خوش بحالت شده و عمو پورنگ جوابتو داده[شوخی کردم] البته ببخشیدا که منم دارم جواب میدم فقط خواستم بگم عمو پورنگ 38 سالش نیس کمتره.راستی رشته تحصیلیتم خیلی باحاله.موفق باشی.

14 02 2010
دریافرضیایی

به نام حضرت دوست که هرچه دارم از اوست
تو رو خدا من………… خدا نگه دار.

14 02 2010
آزاد

همین الان عذر خواهی کنم چون خیلی زیاده!!!!!!!!!!!
سلام دوست داشتنی من، از بس بچه ها اینجا نوشتن چرا تائید شد چرا نشد چرا جواب دادی چرا جواب ندادی، منم که اصلا واسم مهم نبود شدم مثله اونا(اخه از نظر من همینکه خودت میخوندیش کافی بود) حالا باحالیش اینجاس که من میگم تائید نشه بعد که نمیشه میگم نکنه حرفه بدی توش نوشته بودم!!!! جک شده. حال میده واسه خندیدن!!!
اخه من استعداد عجیبی در بدآموزی دارم. شدم قضیه اون طنزه:معلم میخواد به دانش آموزاش معنیه «وسوسه» شدنو یاد بده میگه: «مثلا شما وسوسه بشین با چاقو از توی قلکتون پول در بیارین، یکی از بچه ها میگه عجب کاره باحالی تا حالا بهش فکر نکرده بودم.»
یا چند روز پیش رفته بودم خونه اون دوستم -که بهت گفتم جدیدا مامان شده- مامانش داشت واسم تعریف میکرد که یه همکار جدید اومده توی ادارشون و داره زیر آب خیلیا رو میزنه تا مقام بهتری پیدا کنه وداشت منو ارشاد میکرد «اگه رفتی سرکار احترامه بقیه رو نگه دار» منم فکر کردم چه باحال، کاش میشد منم زیر آب استاد ملکی زاده (استاد زمین شناسی توی همون دانشگاهی که من رفتم مدرکمو گذاشتم تا واسه تدریس بهم خبر بدن) میزدم دیگه حتما میرفتم جای اون کار میکردم. میبینی شیطان شدن در کمتر از ایکی ثانیه!!!!!!!!!! [اما خب من فرشته بودنو ترجیح میدم]
تائیدش نکن حرفای دله من فقط واسه خودته. همیشه شاد ومهربون باشی.
راستی میخوام بهت میل بدم.حتما افیس که رو لپ تاپت نصبه، آخه این میلی که میخوام بهت بدم با اکسل باز میشه. خیلی باحاله. واسه من که به دنبال کار میگردم خوبه.
این ترانه زیبا هم از آقای میلاد تهرانی تقدیم به تو!!!

تنها من عاشق گرماي نگاه تو نيستم .
ببين …
پرنده ها هم ، به هر کجا که مي روي ،
کوچ مي کنند !!!

14 02 2010
روشنک مرادی

سلام;اولا ازتون خواهش میکنم منوببخشیدکه درکامنت قبلی لحنم تندبودتوروخداحلالم کنیداصلامن کی باشم که به شمابگم دوست داشتم برنامتون زنده باشه…میدونم دلتون ازدریای خزرهم بزرگتره که همه ی خوبیها ومهربونیهاتوش جامیشه پس خواهش میکنم منوببخشید;دومممممابه خدااین قدرازدستتون عصبانی هستم که الان یخ زدم ودستم داره می لرزه اینجااسمش روگذاشتیدسنگ صبورواون بالای بالانوشتیداگه دوست نداشتیدکامنتتون درصفحه ظاهربشه اشاره کنیدکه تاییدنشودیعنی شماواسه قشنگی اون رونوشتیدواقعاخودتون کامنتهاروتاییدمیکنید;من که هیچ کسی روندارم باهاش دردودل کنم نه خواهری نه برادری وبه شمااعتمادکردم وتوی هرکامنتی التماستون کردم که تاییدنشوداونوقت شمااینطورجواب اعتمادمومیدیدمن روزی بیست باربه سایتتون سرمیزنم امااولین باری که تصمیم گرفتم کامنت بزارم قراربودفقط یه چیزروواستون بنویسم ودیگه هم کامنت نزارم اماخداروشکرنظرم عوض شدواین حماقت رونکردم اقای فرضیایی دقیقامیدونم واسه این تاییدکردیدکه دیگه کامنت نزارم خوب خیلی راحت میتونستیداین روبگیدنیازی به این کارنبودباشه من ازاین به بعددیگه واستون کامنت نمیزارم وشماهم یه نفس راحت بکشیدمن یه عمردارم توی رویاهام زندگی میکنم ازاین به بعدهم میتونم توی رویاهام باهاتون درددل کنم کارهمیشگیمه امافکرنکنیدکه شماروازیادمیبرم وعشق وعلاقه ام به شماکم میشه چون من بدون شمابه پلک زدن میمیرم امیدوارم همیشه موفق باشیدوخوشبخت بشیدچون خوشبختی شما خوشبختی من هم هست من تموم لحظه هامو ;زندگیموباشماویادشماگذروندم اماشمایک ثانیه هم…میبینیددنیاچقدربی رحمه…به خدایی میسپارمتون که شمارو افریدتامن بارویاتون زندگی کنم واحساس خوشبختی کنم…[توروبه حق ابروی فاطمه زهرادرصفحه ظاهرنننننننننننننننننننننننننننننننننننننننکنید]

14 02 2010
پرستو

سلام عموجون عمویی نمیدونم چرا اینقدر دلم براتون تنگ شده از عصری یهویی دلم براتون تنگ شد رفتم چند بارهم کلیپهاتونو دیدم با اون قسمت از برنامه هایی که اسم منو توش خوندید عمویی جونم نمیدونید چقدر خوشحال میشم وقتی اسم خودم از زبون شما میشنوم شما خیلی خوبید خیلی مهربونید عموجون دیروز وقتی که شله زرد هم میزدم انقدر خداروشکر کردم که میتونم باشما اینجا حرف بزنم عمویی جونم یه وقتهایی دعا میکنم زود بزرگ شم تا بتونم تو همه کارها به مامانم کمک کنم اما یه وقتهایی دوست ندارم بزرگ شم میترسم اگه بزرگ شم شما دیگه عموجون من نباشید عموجون همیشه عموی من بمونید حتی اگه خیلی بزرگ شم خب
عمویی خیلی دوستون خیلی زیاد اینو از ته قلبم میگم عموجون من غیر از مامان و بابام دیگه هیچکسو به اندازه شما دوست ندارم
عموجون شبتون بخیر خوابهای خوب ببنید

15 02 2010
رها

سلام عمو.بازم منتظرم هستید؟
منم این روزا رو به همه تسلیت میگم..و همینطور از همه میخوام که فردا شب دعا کنند چرا که فردا شب شب ربیع الاول میباشد.و خیلی ها میدونند که فردا شب هر دعایی کنی مستجاب میشود….به امید روزی که همه از براورده شدن آرزوهاشون که به صلاحشونه شاد باشند.انشاالله..

شما خیلی خوبید.دلم براتون تنگ شده بود.صادقانه مثل دل 1 بچه گفتم.. راستی عمو اگه مایل باشید من اسم اون بچه ی 7 ساله که گفته بودم رو بگم : البته اگه شما از خوندن اسمش ناراحت نمیشید؟؟؟؟؟؟میخواین بدونید؟؟

15 02 2010
زینب

اگه من یه روز بمیرم…
این روزا همش به این فکر میکنم
به نظرم میاد اصلا هم بد نیست اینجوری فکر کنم. مثلا دوستم اعلام میکنه فلان جا یه مطلبی رو زدن به دیوار. موقعی میگه که داریم از دانشگاه میریم خونه. یه فرصت کوچیک که گیر میاد: سمانه من میرم اون کاغذه که گفتیو ببینم
سمانه میگه: اووووو… حالا فردا میای ببین.
– اومدیم و من همین امشب سرم گذاشتم زمین و مردم… آرزو به دل نمیرم…
این جور فکر کردن باعث میشه که آدم نسبت به اتفاقهای اطرافش یه کم متفاوت تر باشه
اما وقتی یه کم میگذره اطرافیان به این مردن من عادت میکنن
اونوقت اگه واقعا بمیرم انگار که همشون خیلی وقته خبر دارن زمان مرگ منو، حتی یه ذره هم براشون اهمیت نداره که زیزی رفته زیر خاک…
کاش میتونستم بفهمم چیکار کنم
خیلی سوالها توی ذهنم هست
اما وقتی شروع میکنم به پرسیدن همه خسته میشن :( خب اگه من نپرسم از کجا باید بفهمم آخه

15 02 2010
m.g

هوالحق
سلام عمو خوبي؟
عمو دستتون درد نكنه كه كامنتم رو تاييد كرديد و گفتيد كه كامنتم به دستتون رسيده خيلي ممنون.
اما عمو ميشه كامنتم رو برداريد . عمو خواهش ميكنم.
عمو فكر نكنيد بي جنبه هستم ها
نه اين طور نيستم.
اما عمو هيچ كدوم از اعضاي خونوادم نميدونن ميام اينجا. و اگر داداشم بياد اينجا اسم منو ببينه بياد ميگه و ……………
آخرش خيلي تلخه.
عمو اين داداشم با اينكه 1 ساله ازدواج كرده اما همش دوست داره منو اذيت كنه و…………………………
ميدونم كه اسمم رو نمينويسم اما تمام فابلاي من به بنام m.g هست و حرفام و من نميتونم هيچ جور منكرشون بشم.
عمو نميدونيد وقتي كامنتم رو ديدم چه حالي پيدا كردم. رنگو رو م سفيد شد.
عمو تازه شما بي كمو كاست تاييد كرديدو خيلي طولاني بودنش چشم نواز بود.
راستي ديروز رفتيم امازاده قاسم تو نياوران.
اصلا ميخواستم بهتون آدرس اونجا بگم اما؟
حالم اومد سرجاش ميام ميگم.
عمو ميشه يه خواهش بكنم؟
اون كامنت رو بر ميداريد. خواهش ميكنم.
تازه يه جور درد دل بود نميخوام ديگران بخونن
عمو………………………….
لطفا تاييد نشود.

15 02 2010
صنم بچه ننم

سلام.
هرکسی از ظن خود شد یار من! ایول عمو .وقتی از دیگران میپرسی برنامه عمو پورنگ رو دیدن،یه نگاه بهت میکنن ،میگن «دوسش داری؟» میمونی چی بگی.از دنیای کودکی که هیچی ازش نمیفهمن یا سکوت که فکر میکنن علامت رضاست.واسه همین توجه نمیکنم.
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
ولی عمو خیلی حال دادی،مثل یه بابای مهربون وایسادید و از ما حمایت کردین .یعنی آقا برو خودتو درست کن!حالا حس میکنم مثنوی رو خوب میفهمم!

15 02 2010
دوست جوون

به نام خدا
سلام عمو جوونم. دلم براتون خیلی تنگ شده بود. تازه خیلی خوشحالم که بالاخره سنگ صبور هم برای من باز شد.
عمو جوون 98 درصد بچه های سایت از اینکه برنامه شما تولیدی بشه ناراحت هستند و اصلا اصلا دوست ندارند برنامه شما تولیدی بشه. به خاطر همین هم بیشترشون از برنامه 5شنبه که تولیدی بود خیلی گله کردند.( میدونی چرا؟ چون ما احساس میکنیم برنامه شما افت پیدا میکنه رتبه خودش را بین بچه ها از دست میده چون همه ی ما بر این باوریم که برنامه زنده یه چیز دیگه است. و دلیل دیگه این که وقتی برنامه زنده است ما حداقل میدونیم حال شما و روزگارتون چطوره. اخه عمو جان وقتی شما خوش هستید روزگار هم برای ما خیلی خوش است.)
عمو جوونم لطفا تولیدی نشید و اگه واقعا میخواید تولیدی بشید حداقل برای ما یه توضیح کوچولو بدید چرا؟؟
عمو جتم ما حاضریم شما یه مدتی برنامه نداشته باشید ولی تولیدی نشید هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت
دوستتون دارم.

15 02 2010
دوست جوون

عمو جوونم باورتون میشه کامنت بالا را که براتون گذاشتم مثل اولین باری بود که براتون کامنت میذاشتم دست هام از استرس و خجالت یخ زده بود.
عمو من دلم نمیخواد شما را اذیت کنم و بهتون غر بزنم باور کنید تمام حرف های من برای اینکه شما را واقعا و از ته دل مثل افراد خانواده ام دوست دارم.

15 02 2010
دوست جوون

عمو فهمیدی بد بخت سدم.
عمو من برای اینکه بتوانم برنامتون را ببینم روزهای زوج عصر ها کلاس نگرفتم و به خاطر همین هم مجبور شدم روز های فرد سنگین کلاس بگیرم. عمو جان سه شنبه ها اول کلاس دینامیک دارم که 3 واحد هستش و بعدش کلاس مدارالکتریکی دارم که اونم 3 واحد و مطمئنم 3شنبه ها از مخم دود بلند میشه. عمو جان دقیقا هم پشت سرهم.
یعنی کلاس اولم 14:50 که تموم میشه دقیقا کلاس دومم 14:50 شروع میشه.
عمو جان برام دعا کن این ترم هم خداوند توی درس هام بهم کمک کنه تا جلوی خانواده ام سر بلند بشم.

15 02 2010
دوست جوون

عمو جان همیشه به خودم میگم , واقعا چقدر سخته عمو پورنگ بودن.
من که حتی یک لحظه هم نمیتوانم جای شما باشم.
پورنگ بودن ظرفیت میخواد …….

16 02 2010
راضيه اللهياري

سلام
براي دوست جون و همه بچه هاي دانشجوي طرفدار عمو :
دوستاي خوبم درس و دانشگاه رو سخت نگيريد منظورم اين نيست كه درس نخونيد بلكه بخونيد ولي نه با خود كشي!!!!
روز هاي دانشجويي روز هاي خوبيه كه سپري ميشه اما فقط خاطره هاش با يه مدرك براي آدم ميمونه !!!
زندگي فراتر از درس خوندنه …..پس با ناله كردن سر واحد هاي پاس شده و نشده يا زيادي واحدها خودتون رو اذيت نكنيد بالاخره اين روزا هم ميگذره ….
يه توصيه به خودم و به همه اين كه زندگي رو سخت نگيريم!!!!
ميدونيد چيه ؟ توي اين تعطيلات يك سر رفتم بهشت زهرا آخه سال روز فوت عموم بود !
توي يكي از قطعه ها مراسم تشييع و تدفين دونفر بود كه هر كدوم از والدين شهدا بودند دو تا قبر خالي هم بود دولا شدم توي قبر هاي خالي رو نگاه كردم راستش رو بخواهيد اولش ترسيدم…..
اما وقتي كه با خودم فكر كردم ديدم يه جاي نمناك و فوق العاده تاريك جايگاه همه ماست واين اعمال و رفتار ماست كه اونجا رو نوراني ميكنه و ترس ما رو كم ميكنه ….
در همين حين خانمي كه بالاي سرم ايستاده بود گفت خونه ي جديد هر كسي كه هست مباركش باشه!!!
آره خونه ي آخر آخر ما چند متر پايين تر از زمين وحدود يك متر جا ست و لباس ما هم چند متر پارچه سفيد !!!!
پس خدا آخر و عاقبت همه مارو ختم به خير كنه!!!!!
پس خيلي به اين دنياي فاني نبايد دل بست!!!!!
قصدم نصيحت نبوده مخصوصا براي شما دوستاي دانشجو به هر حال ازتون معذرت ميخوام!!!
اگه ناراحتتون كردم حلالم كنيد !!!
راستي برام دعا كنيد!!!!

16 02 2010
دریافرضیایی

به نام خدای مهربون
عمو جون آقا داریوش فداتون بشم سلام
خوبی می رم سر اصل مطلب ببین کلی با خودم کلنجار رفتم و بغضم رو خوردم که بدون دخا لت احساساتم بنویسم چرا آخه چرا فکر می کنید که برنامه باید تولیدی بشه ؟؟اصلا کی گفته که برنامه ی تولیدی بهتره ها ؟؟ درسته شاید شما فکر می کنید که برنامه یه نواخت شده افت پیدا کرده و چه می دونم هزار مشکل دیگه اما اما به خدا راهش این نیست که برنامه تولیدی بشه واقعا برنا مه ی تولیدی هیچ هیچ ارزشی نداره درسته که توش زحمت می کشن ولی شیرینی و جزابی برنامه ی زنده و اتفاقاتی که توی برنا مه ی زنده وجود داره رو باید ازش کم کرد که …خودتون فکر کنید چی ازش می مونه ها؟؟ببین من نمی دونم مثلا چرا برنامه ی شبکه ی کودکتون رو تموم کردین در صورتی که اصلا تکراری نشده بود و جذابیت داشت من من درکتون می کنم هم شما رو و هم گروهتون رو من فکر می کنم که گروهتون فکر می کنه ببین دارم می گم فکر می کنه که ایده ی جدیدی نداره اما اصلا این جوری نیست من کلی ایده دارم که می شه توی برنامه ی زنده اجرا کرد و اصلا تکراری نبود درسته اگه بچه ها می گن تولیدی نشه روی احساس می گن و شاید تعداد کمی به عقلشون توجه کنن اما من دارم با دلیل می گم برنامه ی تولیدی یعنی صفر شما می تونید آیتم ها و برنامه ها و قسمت های زیاد آموزنده و خوب جدیدی اضافه کنید برنامه زنده باشه و هیچ گونه بحث تولیدی شدنم نباشه مگه خود شما آقا داریوش نمی گید بچه ها رو دوست دارید مگه نمی گید همه ی بچه های من مگه توی اولین مصاحبه هاتون ننوشته بودین که عاشق بچه ها هستین خوب اگه واقعا از ته دلتون اینا رو گفتین که من توش شک ندارم پس به نظرشون اهمیت بدین به خدا به قرآن دارم گریه می کنم دارم زار می زنم کلی نذر کردم که برنامه تولیدی نشه دون واسه کبوترای امام رضا نذر کردم و کلی چیز دیگه که برای خوب شدن سرطان خودم هم نذر نکرده بودم من خودم نویسندم و همچنین شاعرم خواهرم هم فوق لیسانس تربیت و ارتباط و مشاوره کودکانه باهاش مشورت می کنم به خدا شده شب و روز رو به هم بدوزم متن می نویسم و کار میکنم و شعر می گم اما نمی زارم برنامه تولیدی بشه من صداتونو توی رادیو تصویرتونو و برنا مه های یکی و تکی و تورنگ و پورنگ و باز باران و مسابقه ی حباب ها ووو همه ی برنا مه هاتون رو دیدم می دونم که شما کار زنده رو هزاران هزار برابر بهتر از تولیدی اجرا می کنید فعلا بغض و گریه امونم نمی ود تو رو خدا نظرتون رو بگین دوباره سر می زنم راستی چند بار اون کامنت رو که معزرت خواسته بودم رو نوشتم اما تو اینقدر بزرگی که نشونش ندادی قربونت برم روی حرفام فکر کن خدا نگه دار .

16 02 2010
فرشته شیخ زاده

سلام
عمو جون برنامه ی بعدی تون کیه ؟ مگه چهارشنبه برنامه ندارین . آخه می خواستم در مورد موضوع برنامه نظر بدم ( منم که چه قدر نظر میدم !!!!. همیشه مگه نه…) دیدم موضوع برنامه رو ننوشتین. جدا برنامه ی بعدی کیه ؟

16 02 2010
فرشته شیخ زاده

عمو جون عکس من چرا این شکلی شده؟ یعنی چرا باعکس دریا جون یکی شده ؟
اشکالی نداره ؟

16 02 2010
دنیاتذکری

سلام آقای فرضیایی حالتون خوبه .با زحمتای ما … چه خبرا دیدید به قولم عمل کردم خیلی وقته که این جا کامنت نذاشتم .برام سخت بود ولی آخه قول دادم باید بهش عمل کنم.
راستی خانم یعقوبی از اصفهان اومدن این قضیه برای من مهمه که تائید ایشون رو بگیرم .موضوع پایان نامه ی من در مورد طراحی صحنه برنامه ی کودکان است.و من در هدفی که دنبال می کنم از جمع دوستان نیز نیازمند حمایت می باشم.با وجود استعداد ی که در این زمینه دارم و فرصتی که در این برهه برایم به وجود آمده از شما تقاضا دارم خبر این موضوع را به اطلاع من برسانید.
آقای خلیفه در جریان کامل این موضوع می باشند.
با سپاس

16 02 2010
فرشته شیخ زاده

عمو راستی اون دوستم رو یادتون هست ماندانا رو می گم خدارو شکر عمو جون اون نماز اول وقت خیلی کمکم کرد نه تنها شخصیت قبلی من داره کم کگم بر میگرده بلکه ماندانا هم خیلی بهتر شده حالا دیگه خیلی راحت بابت اشتباهاتش عذر خواهی می کنه عمو خیلی لطف کردین من از شما کمال تشکر رو دارم می دونم هر دو ماه یک بار هم که میام ایقدر کامنت می زارم که حوصلتون سر میره .

16 02 2010
رویا

عمویی دوباره سلام
اخ عمویی دیدین چه زود پیر شدیم رفت !!! عمویی 10 ساعت دیگه من میرم تو 16 سالگی چقدر زود بزرگ شدم عمو ووووووووووو ؟!! عمو می شه به جای کادو تولدم یه خواهش ازتون بکنم ؟؟ عمویی میشه برام امشب دعا کنین ؟ میشه عمویی ؟؟؟

16 02 2010
بلقیس

آقا – الآقا – هذا فی مکان سنگ صبور ماذا –لا ادراک لااحساس :
برادر من هر کس خودش را پشت نقاب خیمه شب بازی پنهان کرده و شخصیت تو خودش را پشت نقاب تک بودن پنهان میکند تو چطور برای همه رازهای بچه ها سنگ صبور هستی ولی برای درد و دل من شن و ماسه ی صبورنیستی 8 سال آزگار ما را پیچوندی فکر کردم حالا (با دست زدن ) بابا تو دیگه کی هستی چطور بچه های دیگه که البته به قول خودشان همه ی آن ها دانشجو هستند و دیگر بچه نیستند صحبت ها یشان را از روح پاک کودکا نه می گوین ولی حر ف های کودکانه ی مرا نمیدونم چی حساب میکنی
به سلامتي ديوار، چون كه هر مرد و نامردي بهش تكيه ميكنن! به سلامتي كلاغ نه براي سياهيش، براي يك رنگيش، به سلامتي كرم خاكي، نه براي كرم بودنش، براي خاكي بودنش، به سلامتي گاو، چون نگفت من، گفت ما! و به سلامتي ما، كه دوست داشتن يادمون نرفته . من فکر کردم حالا تو خاکی هستی و قبل برنامه میری خودت رو می تکونی ولی شخصیت پورنگ با شخصیت واقعی تو خیلی متفاوت است با تمام این حر ف ها از دل پر من از این که چرا حرفا مو ثبت و تا یید نمیکنی در ضمن تو رو خدا جوابمو بده
انجمن دل پران استان اصفهان- زرین شهر

16 02 2010
ژاله فرهادروش

سلام عمویی؟دارم به این فکر میکنم همیشه شبه برنامه زنده که میرسه شما انگار حالتون خوب میشه!!!یا نه بهتر بگم..سعی میکنین که خوب بشین..شاید حس مسئولیتتون در برابر بچه هایی که منتظرن شما رو ببینن باعثش میشه شاید …هرچی که هست خدا خیرش بده!
عموجون ..آدما با همو تنهان؟…یه چیز بگم؟..وقتی با شماییم تنهاییمون پر میشه..اصلا هیچ حس تنهایی نمیکنیم..ما با شماییمو حس تنهایی نمیکنیم..شما هم با مایین اما حس تنهایی میکنین….کوچیکیم آره..اما تموم این 5 روز و تموم اون روزای قبل خواستیم بتونیم مثل شما باشیم…نشد که نشد……………
(دخترتون)

16 02 2010
رها

عمو سلام.
ببخشید درسته این جا 1 جای پر از احساس پاک کودکانه است.اما باید عرض کنم که چرا در قسمت خانه ی دوست کجاست من شعر اصلی سهراب سپهری رو نوشتم اما غیر از اینکه پاک کردین و تاییدش نکردین کسی دیگر از این مطلبی که من گذاشتم سو استفاده کرده ….>؟؟؟؟؟؟؟واقعآ ببخشید اما چرا اینجوریه؟یعنی نباید در اینجا هم اطمینان خاطر داشته باشیم؟؟؟؟؟؟؟ منم یکی از طرفدارای قدیمی این وب هستم .چرا شما در این مورد چیزی ندارین بگین ؟چون من واقعآ ناراحت هستم؟؟؟

17 02 2010
ژاله فرهادروش

دارم جریمه مینویسم!یعنی جریمه تایپ میکنم!!دنبال کامنت های داریوش فرضیایی میگردم تو پستای قبل!!نه به اینکه اصن نگاشونم نمیکردم نه به امشب که دنبالشون میگردم!خب چی کنم؟من چه میدونستم این داریوش فرضیایی خودتونین عمویی آقا؟!
(دخترتون)

17 02 2010
حسنا حسینی

سلام عمو…میدونین میخوام یه اعتراف کنم…اعترافی که شاید باعث بشه دیگه جایی اینجا نداشته باشم…میخوام اعتراف کنم که از کودک ماندن و بزرگ نشدن بدم میاد…میدونین چرا؟ چون یه کودک قلبش مال خودشه…اما من میخوام بزرگ بشم…خیلی بزرگ…دیگه از کودک موندن بدم میاد…میخوام انقدر بزرگ بشم که قلب هم بزرگ بشه …بزرگ به اندازه همه ادمها دنیا…و به اندازه غمهاشون…اگه کودک بمونم قلبم مال خودمه و غمهای خودم…و این چیزی نیست که من میخوام…دلم میخواد بزرگ بشم و به همه بچه ها هم بگم بزرگ شین…دنیای کودکی دنیای محدودیه…..خیلی محدوده عمو…خیلی محدود

17 02 2010
عسل از گرگان

سلام عموی بهتر از جان
عمو جون چند وقت پیش داشتم در مورد فضای اینجا فکر می کردم و به این نتیجه رسیدم که نظرم رو بگم …..عمو هر کس در اینجا با شما گفتگو می کنه و نظر خودش رو د ر قسمت های مختلف می گذاره و شما هم می خونیدو نظر می دید اما عمو ایا بهتر نیست در این فضا که ساد گی و پاکی حاکم هست بچه ها با هم نزدیک تر باشند همدیگر رو در اینجا بشناسند باهم گفتگو کنند در مورد موضوعات اینجا با هم بحث کنند و شما هم در مورد نتیجه ی کلی بحث یا نظر برخی بچه ها نظر بدین؟ یا بچه ها عضویتی رو تایید کنند؟فکر می کنم این طوری هم بچه ها با هم صمیمی تر می شن و هم کار برای شما اسان تر می شه…….البته این تنها نظر منه ….تصمیم گیری و نظر نهایی باشما دوست خوبم………پیروزو سربلند باشید

17 02 2010
سمیرا تدین برای دنیا تذکری

سلام دنیا جون به خاطر عکسها که راهنماییم کردی ازت یه دنیا ممنونم.ببخشید جای دیگه ازت تشکر کرده بودم ولی نمی دونم چرا ثبت نشده بود.بای بای

17 02 2010
مهساروحی

سلام عمو …..اخه من درد دلمو به کی بگم …
دل من اونقدر پره که بلد نیستم چه طوری بنویسم ..هیچ وقت نتونستم احساسمو به درستی تو نوشته بیان کنم ..
من افسرده ام ..که اینو همه هم بهم می گم ..همه ی شادیام ساختگیه …
اون از شبها که از درد بدنم یه خواب درست و حسابی ندارم( به ترکی ما می گیم:داریخیرام)..اینقدر اذیت می شم که وقتی هوا تاریک میشه حالم از زندگی بهم می خوره .. دکتر هم رفتیم ولی نمی دونن از چیه ؟
حتی شما هم از نوشتم حدس زده بودین این همه نا امیدی رو ….
شما که عموی خوبی هستین به من بگین من علاج دردمو از کجا پیدا کنم ؟؟؟تو حسرت یذره ارامش موندم ..

17 02 2010
ایزدی در جواب آزاد

سلام
در جواب دوستم آزاد بگم که مهم نیست عمو چند سالشونه مهم اینه ما چجور برخورد کنیم؟ استادم ازم خواست خودم و دیگران را با یه حرف بشناسم! منم اینجا کامنت گذاشتم و خوشبختانه تونستم خودمو بشناسم! فهمیدم که ابراز احساسات برای من خیلی سخته، منم به اندازه شما داریوش فرضیایی را …… یعنی از ایشون خوشم میاد ولی جرات ندارم اون احساس واقعیمو بگم! این باعث شده تا من در جمع یک آدم مغرور جلوه کنم. می خوام خودم را عوض کنم اما نمی دونم چجوری می تونم مثل شماها راحت ابراز احساس کنم. کمکم می کنید؟

17 02 2010
ایزدی

راستی من یادم رفت یه چیز دیگه را بگم!! من عاشق زبان ترکی هستم شما کتابی، سایتی یا منبعی سراغ دارید که من بتونم زبان ترکی را یاد بگیرم؟
منظورم زبان ترکای شمال کشورمونه ها!!! خیلی زبانشون دلنشینه کاش بتونم یاد بگیرم!

17 02 2010
زینب خانوم

سلام عمو جون
با اینکه ایندفعه خیلی تعطیلاتم زیادتر از همیشه بود و به هرکی میگفتم کلاسام 1 اسفند شروع میشه از تعجب شاخ در میاورد اما بالاخره تموم شد. اگه یه ذره از بابت شروع شدن کلاسهام خوشحال باشم اون بخاطر اینه که دوباره دوستامو میبینم،من نمیدونم آخه این درس خوندنو کی اختراع کرده…
یه نظر هم میخوام بدم
الهی که پیر بشی …. ایشالا ایشالا
از
کی از همه شاد تره….. من من من من
با نمک تر و بهتره :)

17 02 2010
دریافرضیایی

عزیزم اشکالی نداره که شعرم رو پاک کردی تو رو خدا فقط فقط نظرت رو دربارش بگو خدا نگه دار

17 02 2010
دریافرضیایی

ببخشید یادم رفت توی پیام قبلیم سلام کنم سلام

17 02 2010
ساناز

سلام عمو جون . خوبید؟ من دوباره اومدم . عمو جون امروز برای این اومدم اینجا چون دختر خالم سارا اومده خونمون . عمو ما باهم برنامه ی قشنگتون رو دیدیم . عمو خیلی جالب بود . یاد خاطره ی روسیتون افتادم که تو هواپیما بودید.چقدر سارا شعراتونو دوست داره . همه ی شعرا رو مثل خودم حفظه و با شما می خوند . عمو یادتونه یه بار بهتون گفتم که یه دختر خاله دارم که شما رو خیلی دوست داره و گفتم لطفا اسمشو تو برنامه بخونید . سارا پور سلطانی . شما لطف کردید و اسمشو خوندید . خیلی خوش حال شد . از اون موقع شما رو خیلی بیش تر دوست داره . امسال کلاس سوم دبستانه . خب عمو جون من یکی که زیادی حرف زدم . بهتره که خودش با هاتون حرف بزنه . باشه ؟ پس کامنت بعدی از طرف سارا پور سلطانی دختر خالم.
راستی عمو جون باید بگم که فعلا وبلاگمو حذف کردم و اگه قسمت بشه بعدا سر فرصت یکی دیگه خوشگل تر از اون درست می کنم .

17 02 2010
سارا پور سلطانی

سلام عمو پورنگ . من سارا هستم . خوش حالم که برای شما نامه می نویسم .من شما را خیلی دوست دارم و برنامه ی شما را همیشه نگاه می کنم . من تک فرزند هستم و از این بابت خیلی خوش حالم چون دوستانم همیشه به من می گویند که از دست برادر یا خواهرانمان ناراحت هستیم .برنامه ی امروز شما خیلی قشنگ بود . نمی توانم بگویم که کدام قسمتش بیشتر خوشم می آید چون همه ی همه اش را دوست دارم . خیلی قشنگ بود .عمو جان من از شما خواهش می کنم که برنامه ی تام و جری را بیشتر پخش کنید. از ان آهنگ که یه قسمتش می گوید :مرغه به بچه هاش میگه مواظب باشید نشید شکار . لطفا این شعر رو زیاد پخش کنید چون خیلی قشنگه .من از شما برای برنامه ی خوبتان تشکر می کنم و با توجه به این که توی نوشته ی جدیدتان درباره ی زنده یا تولیدی بودن حرف زدید و ساناز ( نشمین ) برایم فرق بین برنامه ی زنده و تولیدی را توضیح داده دوست دارم برنامه زنده پخش شود . دوستتان دارم همیشه سارا پورسلطانی.

17 02 2010
شيوا صرامي

*به نام خدای مهربون*
سلام عمو جونم…خوبین؟
خسته نباشین عموی خوبم.
خیلی وقته توی قسمت سنگ صبور چیزی ننوشتم…دلیلش را هم خودم نمی دونم!!!
عمویی جونم به اندازه ی ستاره های آسمون کویر دوستون دارم.
التماس دعا حاج عمو

17 02 2010
نیلوفر پاکدل

سلام عمو راستی امروز به افتخار ما هم دست هورا گفتین بزنن بچه هااااا
ماهایی که برنامتونو نگاه میکنیم چیزای خوب خوب یاد میگیریم .
دستتون درد نکنه عمو جون .
..

17 02 2010
رها

سلام عمو:
عمو خیلی به این فکر کردم که بنویسم یا نه اما 1 موضوع جالبی است:
آخی برای نوشتن در هر موضوعی اول موقعیت رو میسنجم بعد مینویسم:
اینکه در 1 نسل بالاتر از شما یعنی ماها اگه بدونید چه قدر اسم (داریوش-دریا-دانیال) زیاد میشه که نگو..و اینها همه واسه اینکه بخوایم شما تو یادمون بمونید و هیچ وقت شما فراموش شده نیستید .من که اگر عمری باقی باشه 1 روز اینو به بچه و نوه ام میگم که روزی کسی بود که دل ما رو زنده نگه داشت……..

18 02 2010
حسين نادري

شبکه خبر

پرس تی وی Press Tv

آی آر آی بی ان ان IRIBNN

فاکس نیوز Fox News

الجزیره Aljazeera

سی ان ان CNN

العربیه Alarabia

بی بی سی BBC

ان بی سی NBC

.

.

همه تایید کردند که :

تو عزیز دلـــــــمــــی

18 02 2010
حسين نادري

کاش تو چایی بودی و من قند !

تا خودم رو فدات میکردم تا تلخی روزگار رو حس نکنی !

.

18 02 2010
حسين نادري

شنيدم تو 3 ساعت 3 کيلو لاغر کردي ، اي ناقلا ! دماغتو عمل کردي !؟5 تا داداش پولاشونو رو هم ميذارند تاکسي مي خرند بعد از چند وقت ورشکست مي شند اگه گفتي چرا ؟
اخه پنج تايي با هم مي رفتن مسافرکشي
عمويي فقط ميخوام بخندي قصد جسارت ندارم ها

18 02 2010
حسنا حسینی

سلام عمو…به این سایت سر بزنین ..جالبه…هر کتابی که بخواین از هر نویسنده ایی میتونین اینجا پیدا کنین و دانلودش کنین…البته قبلش باید عضو بشین http://www.ketabnak.com

18 02 2010
حسين نادري

خواننده تو عروسي ميگه: خانوما، آقايون، دستا بالا، مي‌خواهيم بريم بندر! طرف داد ميزنه: كجا؟ ما تا شام نخوريم هيچ‌جا نميريم

———————————
یارو میره یخ بخرد ، طرف میگه: یخ ها قالبی ۲۰۰۰ تومان است. یارو که پول نداشته میخواست بهونه بیارد یه دست به یخ ها میزنه ، میگه: ببخشید از این یخ ترش را ندارید
به غضنفرمیگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم
به غضنفر می گن تو همیشه لپ لپ می خری
میگه آره
بهش می گم حالا جایزه هم توش داره؟
میگه : فکر نمی کنم من لپ لپو واسه کیفیتش می خرم
تو ایران خطی خرابتر از ایرانسل نیست… ایرانسلتیم !!!
غضنفر پسرش رو میبره میزاره تو مدرسه ای تو لندن که درس یاد بگیره بعد از یه سال میاد یه سری بهش بزنه…بچه های مدرسه از دورمیگن:اکبر ددن گلدی…

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اسبه زنگ ميزنه سيرك ميگه : آقا جون اونجا اسب استخدام نمي كنيد ؟ ميگن مگه شما چه هنري داري ؟ اسبه ميگه بي شعور نمي بيني دارم حرف مي زنم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

18 02 2010
حسين نادري

خداوندا

اگر روزي بشر گردي

ز حال ما خبر گردي

پشيمان مي شوي از قصه خلقت

از اين بودن از اين بدعت

خداوندا

نمي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا

چه دشوار است

چه زجري مي کشد آنکس که انسان است

و از احساس سرشار است

18 02 2010
حسين نادري

کودکی که آماده تولد بود …

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از پرسید می گویند که فردا مرا به زمین می فرستی اما

من به این کوچکی و ناتوانی چگونه می توانم برای زندگی آنجا بروم؟خداوند پاسخ داد از میان

فرشتگان بیشمارم یکی را برای تو در نظر گرفته اما و در انتظار توست و حامی و مراقب تو خواهد

بود.کودک همچنان مردد بود و ادامه داد : اما من اینجا در بهشت جز خندیدن و آواز و شادی کاری

ندارم.خداوند لبخند زد:فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او

را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.

کودک ادامه داد:من چطور می توانم بفهمم که مردم چه می گویند در حالی که زبان آنها را

نمی دانم؟ خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زیباترین وشیرین ترین واژه هایی راکه ممکن

است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت

کنی. کودک با ناراحتی گفت: اما اگر بخواهم با تو صحبت کنم چه کنم؟

و خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دستهای تو را در کنار هم قرار خواهد داد و

به تو می آموزد که چگونه دعا کنی .

کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام در زمین انسانهای بد هم زندگی می کنند؛ چه کسی

از من محافظت خواهد کرد.

خدا گفت فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش هم تمام شود.

کودک ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که نمی توانم تو را ببینم غمگین خواهم بود.

خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد، اگر چه من همشه

در کنار تو هستم.

در آن هنگام، بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین به گوش می رسید. کودک می دانست که

بزودی باید سفر خود را آغاز کند. پس سوال آخر را به آرامی از خداوند پرسید: خدایا، اگر باید هم اکنون

به دنیا بروم لااقل نام فرشته ام را به من بگو. خداوند او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات

اهمیئت ندارد ولی می توانی او را مادر صدا کنی …

18 02 2010
حسين نادري

——————————————————————————–

نامه ی آبراهام لینکلن به آموزگار فرزندش
به فرزندم بياموزيد در مدرسه بهتر است مردود شود، امّا با تقلّب به قبولی نرسد.

ارزش های زندگی را به او ياد بدهيد و به او ياد بدهيد كه در اوج اندوه، تبسّم كند.

به او بياموزيد كه در اشك ريختن خجالتی وجود ندارد. به او بياموزيد كه می تواند

براي فكر و شعورش مبلغی تعيين كند، امّا قيمت گذاری برای دل بی معناست.

اگر می توانيد نقش مهم كتاب را در زندگی آموزش دهيد.

در كار تدريس به فرزندم ملايمت به خرج دهيد، امّا از او يک ناز پرورده نسازيد.

توقّع زيادی است امّا ببينيد كه می توانيد چه كار كنيد!

18 02 2010
مهساروحی

مهسا در جواب ایزدی….
بابا راحت باش ..
سایت می خوای چیکار من خودم منبع زبان ترکی هستم ..ولی اینو بگم ترکی از فارسی هم سختره ..عمو 70ساله پیشه باباشه بخاطر همین مسلط هستش اونم چه مسلطی ..بتره بگم زبان عمو ترکی میخی هستش..طرز جمله بندی زبان ترکی با فارسی فرق می کنه ..من به تو یه پیشنهاد دارم سعی کن یه دوسته ترک پیدا کنی که کمکت کنه با تمرین یاد بگیری!!!
ببینم تو اهل کجایی؟

18 02 2010
دنیاتذکری

سلام به تمامی عوامل محترم فوق برنامه ممنون از زحماتتون.من منتظر جوابما .خواهش…..
شدم دنیای بچه عمو من چی کار کنم.می خوام بدونم که آیا طرحاهای من به درد یه برنامه کودک ایرانی می خوره یا نه.دوستام به من می گن طرحات هنوز خامه .استادم می گن دستت قویه .هر کی یه چیز می گه .و در آخر همه می گن که یه طراح صحنه بهتر به تو کمک می کنه و همه بدون این که من بگم فوق برنامه.طراح صحنه این مجموعه رو معرفی کردن. و منم که خوشحال شدم.ولی استادمون گفتن که نمی تونی بری پیش طراح صحنه .مگه الکیه.گفتم می رم حالا منو پیش استاد ضایع نکنید من خیلی استرس دارم .
آخرای ماه هم باید تائید نهایی موضوع رو بگیرم.اگه تائید نشه طرحام باید به فکر یه موضوع جدید باشم تازه کارورزی هم دارم .من نمی خوام اشک تمساح بریزم.ولی اگه نمی شه و خانم یعقوبی وقت ندارن حداقل به من بگین که به فکر راه چاره باشم.
اون گلا یه قسمتی از اتودامه.ولی نمی دونم چی کار کنم .
بازم ممنون که کامنتای منو تائید می کنید.

18 02 2010
فیاضی

به نام خدا
.
.
اینجا هم سلام
خانم عباسی** خواخور جان کجایی که آبجیتو کشتن؟؟
چی شده؟
هیچی موندم دلمو بگیرم از خنده یا…
بابا ! جدا هر چیزی حدی داره
دیگه واقعا کار از حرفای کش دار گذشته
شنیدین می گن «کار ما از گریه گذشته است بدان می خندیم؟» حالا کار ما از کشدار گفتن گذشته است بدان ریز می نویسیم
الان عمو چپ چپ نگاه می کنن که باز تو اومدی…؟؟
خوب چیه آخه آدم یه چیزهایی یه جاهایی می بینه می مونه به قول مشهدیها همــــــــوجـــــــــــــــــــــــــــــــــور
موفق باشین
خدانگهدار

18 02 2010
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام عمویی…اول یه سوال!مهسا؟؟ترکی میخی رو جدی گفتی؟!یعنی چی؟
بسم الله الرحمن الرحیم!!..استغفرالله..!!
خانوم محبوبه..خانوم دانشجوی ترم آخر..یک سوال داشتم از حضورتون..اومدین اینجا پیام گذاشتین برای عموی ما..چرا به داریوش فرضیایی رو عمو خطاب کردین؟؟؟ ببخشیدا عمو برای ما کلمه ی مقدسیه..بعد از مادر..واقعا متاسفم.
عمو خب یعنی چی ما هم میگیم عمو ایشونم میان اینجوری مینویسن میگن عمو..خانوم محبوبه»به نام او که در غفلت هم مراقب ماست» ؟؟؟؟؟؟؟؟

18 02 2010
بهارساری

به نام خدا

عمو شنبه تازه میرم برای انتخاب واحد…دعا بکنید درست و حسابی واحدا رو بدن روزای زوج نیفته!!

عمو

عمو

عمو

خسته نمیشم از صدا کردن ..به قول ژاله حیف کلمه ی عمو!! کلمه ی آسمونی ایه … من آبی می بینمش ..واقعا حیف … حیف سنگ صبور … حیف بعضی از احساسات پاک بچه ها … حیف بعضی از محبت های ساده و بی ریا….. حیف ِ ………..!!!

هنوز هم دلخوشی ها کم نیست عمو؟!؟!؟!؟! نه؟!

اومدم بیرون عمو! از اتاق تردید ها اومدم بیرون! اونجایی که در و دیوارش پر از سوءتفاهم بود..اومدم بیرون! چرا منتظر بودم که کسی من رو بکشونه بیرون؟!؟!؟! خودم اینکار رو کردم..بجز خودم کسی دیگه ای نمی تونست .. من امتحان کردم این رو!!

….

التماس دعا

:)

18 02 2010
بهارساری

عمو؟

یه چیزی میگم ناراحت نشید فقط یه جور… نمی دونم همون یه جور درددله..خب؟
میگم نمیشه بی خیال قالب سایت بشید و همین قالب این وبلاگ رو برای اونجا بذارید؟؟ عمویی اون اولش گفتید که آزمایشی گذاشتید دیگه… عمو من عادت نمیکنم خب به اون قالب چی کار کنم؟ :(
عمو بخدا دلم میگیره یه جورایی ازش .. همه چیز توش تیره ست! عمو ناراحت نشید .. ببینین این جا رو .. عکس خودتونم که توی هیدرش هست،همین یه دنیا ارزش داره عمو….

انتقاد نبود..پیشنهادم نبود..درد دل محسوب میشد هــا..

:)

18 02 2010
مهسا طالبي

عمو دلم برات تنگ شده است ا.خيلي زياد

18 02 2010
بهارساری

این رو میگم به جان خودم دیگه رفتم… عمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو موفق شدم بعد از چند ماه همزمان با شما بیام اینجا :) :) :) من می تونــــــــــــــــــــم:):):)

عمویی دعا…

دوستتون دارم عمـــــــــــو:):)

:)

18 02 2010
بلقیس

ای ول ای وله ای ول عمو تاج سره ایول عمو گل پسره ای ول (شعر از بلقیس ده نمکی )
پورنگ جان آخرش مرغت یک پا داره و هیچ وقت نمی خوای جوابمو بدی ولی فکر کنم جواب یکی از کامنت هامو توی برنامه چهار شنبه گفتی ولی بدون پورنگ :من مثل کلانتر با روح و بنیه ی خسته دلان با بهترین دسترنج آشپز باشی و شاید سالهای پس از مشروطه آنقدر برایت کامنت های رنگارنگ میگذارمتا اهل دل نوازان بشم و تو در قطار ابدی مسافران خواهم نگه داشت و بدون من همیشه برای تو هشدار برای پورنگ 11 هستم .

18 02 2010
خاله ی سارینا

سلام
نمی تونم به زبون بگم که چقدر خوشحال شد.باید می دیدید فقط می گم که ذوق مرگ شد
لطف کردید ممنون

18 02 2010
مهدیه

سلام عمو خوبین؟عمو تعطیلات خوب بود خوش گذشت؟جاتون خالی ما رفتیم شمال شما چی؟عمو حس می کردم شما هم تو شمالین ولی اصلا ندیدمتون.همش یه توهم بیشتر نبود. عمو یه سوال روانشناسی می پرسم خواهش می کنم جواب بدین فک نکنینا من روان شناسی می خوانم من حالا امسال می خوام انتخاب رشته کنم.خوب و اما سوال
عمو اگه وارد یه باغ بشین کدوم گل می چینید؟رز سرخ یا رز سفید رنگ ویا هر دو؟

18 02 2010
مهدیه

عموبرنامه ی چهارشنبه مثله همیشه عالی بود عمو خیلی خنده دار بود مخصوصا قسمت هواپیما عمو ولی بعدش یه شک حسابی بهم وارد شد میدونین چی ؟اخر برنامه که گفتین تا دوشنبه خدافظ ولی بعدا اومدم سایتو دیدم منظورتون شنبه بود.

18 02 2010
پـــرتو از کرمان

بُه سلام عمو جون ،عمو جون عمو جون عمو جون باشه بابا می گم الان می گم شما منو دعوا نکنین عمو جون می خواستم که عمو من 12 اسفند وقت دکتر گرفتم برای تهران بعدش می خوام بیام دم جام جم راستی عمو من نامم فرستادم که دیگه بهانه ای نداشته باشید بدش 2 تا سوال داشتم اول اینکه می شه ادرس جام جم رو بهم بدین بدشم می خواستم بگم که اگه بیام دم جام جم شما رو می تونم از نزدیک ببینم یا نه البته یه راه حلی دارم که وقتی اومدم اونجا شما رو از نزدیک ببینم ولی می خوام از زبون خودتون ببشنوم می تونم ببینمتون یا نه می دونم کار دارید ولی جواب دادن به این سوالات من وقتتون رو نمی گیره راستی عمو می شه اینم بگید که دریا فرضیایی چکارتون می شه اگه جواب اینم بدین ممنونتون می شم کلی حرف دارم براتون بزنم اما کار دارم شما فعلا جواب اینا رو بدید واسه هفت پشتم بسه بعدا میام باهاتون حرف می زنم پس فعلا……………..(اگه کامنت من بی جواب ببونه خیلی از دستتون ناراحت می شم)

19 02 2010
نگار

سلام عمویی. فقط میخوام بهتون بگم دوستون دارم. تو موضوعات قیبلیم کلی کامنت گذاشتم اما… دوستون دارم عموی نازنینم خیـــــــــــلی زیاد. ایشالله سایه مامان باباتون همیشه رو سرتون باشه. عمویی چرا فضای اینجا عوض شده عمو؟؟؟؟ دیگه اون صمیمیت قبل تو کار نیست. چرا ما که دوستون داریم باید تو آتیش مزاحمت بقیه بسوزیم؟ ما چرا باید تاوان پس بدیم؟

19 02 2010
نگار

چندتا جمله قشنگ هدیه به شما عموی نازنینم…
اگه خدا تو رو تا لب پرتگاه برد بدون يا از پشت تو رو گرفته يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده…
مهم نيست غزال هستي يا شير با طلوع خورشيد دويدن را آغاز کن…
سنگینی باری که خدا بر دوش ما میگذارد انقدر زیاد نیست که کمرمان را خرد کند انقدر است که ما را برای دعا به زانو درآورد…
روی هر پله که باشی خدا یه پله از تو بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست! به خاطر اینکه دستتو بگیره…
وقتی از همه جا ناامید شدی برو در کوه فریاد بزن که آیا هنوز امید هست؟ خواهی شنید که هست… هست… هست…

19 02 2010
سارا

سلام عموجون.
وای عمویی بالأخره این سنگ صبور برای من بازشد.خدایا شکرت….
عمو این همه وقت می خواستم بیام اینجا باهاتون حرف بزنم ولی نمی شد؛ حالا که شده نمی دونم چرا حرفم نمی یاد!!!
یا علی….

19 02 2010
مهدیه کاکوئی(شاپرکی)

عمویی وآبجی هامن به روزم
باخاطره ی دیدارآبجی دنیاتذکری باعمویی.
سربزنین
http://shaparak71ghasedak52.blogfa.com
راستی عموشماوقتی کاغذآجی دنیاروامضامیکردین توجه کرده بودین که اسم من بالاش نوشته بود؟
آخه آجی دنیامیگفت خیلی خسته بودین.فک نکنم متوجه شده باشین.
منتظرم
مهدیه(دخترکوچولوتون)

19 02 2010
مهدیه کاکوئی(شاپرکی)

عموووووووووووووووووووووووووو
حدسم درست بود.
*آبجی بهارازساری*من وآبجی مبیناهم ساری هستیم.
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااامبیناجونم کجایی که یه عموپورنگی دیگه ازساری پیداشد.
البته الآن خودم زنگ میزنم به مبیناهم میگم.
آخ جووووووووووووووووووووووووووونمی جووووووووووووووون.
*دنیاجونم*من بایدمعذرت خواهی کنم که نصف شبی هوس کردم واسه همه بچه های نت ازبالاتاپایین تک بندازم!
اونم چی؟واسه هرکدوم 10تا!
هرچندتونستم فقط تا حرفsپیش برم.
داشتم واسه سمانه کاویانی تک مینداختم خوابم برد!
*آجی ژاله*اگه اومدی بابت دیشب ازت خیلی خیلی معذرت میخواااااااام.
نمیدونم یهوچی شدخوابم برد.توکه گفتی الومن بیدارشدم دیدم به به نصف شبی همه روازخواب بی خواب کردم.
آبجی مینااصلاح پورهم که هرزمان ازشبانه روزتک میندازم بیداره…
*آبجی بهارازساری*اگه تونستی بیاوبم…
مهدیه(دخترکوچولوتون)

19 02 2010
مهدیه کاکوئی(شاپرکی)

عموسنگ صبورچرااینقدکامنت داره؟؟؟
آدم تابخوادازاون بالاخودشوبرسونه پایین نفسش میگیره!
*ایزدی*
اولااینکه عموتوی شناسنامه 36سالشونه.متولد52حساب کنین.
بعدشم اینکه عموخارج ازشناسنامه17سالشونه.(مگه نه عمو؟)
مطلب بعدی هم اینکه مااینجامیاییم تاکودکی کنیم.اینجاتنهاجایی هست که اگه هرقدرهم بچه باشی کسی بهت نمیخنده.
اگه اینجوری نباشه اینجاهم میشه مثل هرسایت دیگه ای.پس به چه دردی میخوره؟؟؟
مطلب بعدی هم اینکه برای من وهمه ی بچه های دیگه که اینجامیان سن شناسنامه مهم نیست.
باورکنین من سه سال ونیمم فقط!(روی نیمش تعصب دارم!)
عموجان تعجب نکنید.ببینیدوقتی شمامیگین 17سالتونه بایک حساب سرانگشتی متوجه میشن که من سه سال ونیم تازه زیادهم گفتم!
یابچه های دیگه هم فوقش برسن تا10سال.بیشترنمیشن.
ماعمویی خودمون دوسشون داریم ومنم عین اجی ژاله معتقدم عموبرای مایک اسم مقدسه.
عمویی جونم دوست دارم یه دنیااااا…
مهدیه(دخترکوچولوتون)

19 02 2010
مهديه كاكوئي(شاپركي)

سلام عمو!
دلم براتون خيلي تنگ شده.واسه خودخودتون.
عموپورنگ نميگم!
البته واسه عموپورنگم شداماكم تر.
كاش يه برنامه تلويزيون ازتون دعوت ميكرد.آخه تواوناخيلي فرق دارين.
من هنوزهروقت بيكارميشم صندلي داغ وماه عسل ميذارم نگاه ميكنم!
ولي اون برنامه بودكه صبح كانال2ميده،دوسال پيش مهمونش بودين،اونوندارم.
اون خيلي قشنگ بودولي نصفه ديده بودم.
يادش بخيريكي ازبچه هاي نت 8صبح ازخواب بيدارم كرده بود ببينم!
مهديه(دختركوچولوتون)

20 02 2010
الهه حمیدی

ای کاش همه این جمله رو درک می کردن :((هر واقعه به صورت یک رویاست آنگاه اتفاق میافتد))
این جمله از کارل سند برگ هستش که همیشه به من امید میده . هروقت جلوی بزرگترها یه آرزوی بزرگ میکنی با دریل ذوقت رو سوراخ میکنن آخه مگه داروساز و مدیر یه باشگاه فوتبال خارجی و کارگردان و نویسنده و شاعر بودن عیبی داره خوب من تو همشون استعداد دارم ولی هیچکس این استعداد رو تو من کشف نمیکنه و این ذوق و شوق داره حیف میشه عمو جون توبیا و یه فکری به حال ما بکن میگن فوتبال پسرونست،کار تلوزیونی پول و دنگ و فنگ داره ،شاعری و نویسندگی آدمو عاشق میکنه ، دارو سازی هم رتبه بالا میخواد که تو نمیاری من تازه 13 سالمه و اینطوری نا امیدم میکنن من تو مدرسه نمونه دولتی اهواز درس میخونم و به نظرم خدا جونم همه این استعداد هارو تو وجودم قرار داده مگه نه؟مگه هنرمند شخ و دم داره؟

20 02 2010
مهساروحی

سلام..
مهسا به ژاله فرهادروش:
در مورد سوالت ..عمو خودش فهمیده من دارم چی می گم !!!
نه تو میخی رو بی خیال شو برو همون اذری رو یاد بگیر یا اگه دوست داشتی استانبولی …
مهسا به عمو پورنگ :
آی شلوغ !

20 02 2010
مهساروحی

کی به عموی من چپ نگاه کرده هن؟
ژاله جان شما خودتو نگران نکن ..ادرس بده من بهش یاد بدم عمو کیه و برای ما چقدر باارزشه !!!!!!

20 02 2010
راضيه اللهياري

سلام عموپورنگ عزيزم
نميدوني چه حالي دارم الان….
عمو تو رو خدا برام دعا كن!
عمو من از چهارشنبه ها ميترسم …..عمو نميتونم برنامه رو ببينم !
دست خودم نيست ….ديگران دارند برام تصميم ميگيرند ….
عمو ديگه خودم هم نميدونم چي كار بايد بكنم ؟
اي كاش كاري از دستم برمي آمد تا انجام بدم اما براي خودم خيلي متاسفم !
عمو برام دعا كن …خيلي زياد!
من چه شما رو ببينم و چه نبينم باز هم دوستون دارم!

20 02 2010
ژاله فرهادروش

به نام خدا
نوموخواااااااااااااااااااااااااام…هوم؟؟..خب سلام :-( نوموخوااااااااام ِ جیغی!عمو عمووووو عمو؟مهسا منو مخسره کرده!!نوموخواااااام …مهسا ببین یه کاری نکن منم لری بنویسما..نوموخوااااااااامممم
بچه چَنی ری داری.خوب شد؟(ژال کانالت عوض شد!ژاله کانالت عوض شد!)بله که میرم آذری یاد میگیرم اصنم الانم یه کم بلدم..از غصه میرم کامل یادمیگیرم تا تو و عمو آقا هی آذری صحبت نکنین منم با چشمای گرد فقط نگاتون کنم :-(
(دخترتون)

20 02 2010
زینب

آخ عمو….
من نمیدونم چرا اینقدر دوست دارم توی خونه باشم و بگیرم بخوابم….
قبلا اینطوری نبودم….
تنبل شدم….
از فردا بنده دوباره دانشجو حساب میشم….
البته اگه برم….
که احتمالا میرم…
یکشنبه دوستام کلاس ندارن و بنده تنهام احتمالا….

20 02 2010
عسل از گرگان

عمو جون سلام
عمو نگفتی؟چند تا از نوشته هام رو بفرستم براتو ن که در مورد قلمم نظر بدی؟

20 02 2010
زینب

سلام عمو…
یه درد دل مونده توی گلوم….
کاش میشد به مامانها گفت: وقتی دارم یه آهنگیو گوش میکنم، یا وقتی دارم با شوق عمو نگاه میکنم و میبینین که من (بچتون) شیرجه رفتم توی صفحه تلویزیون و میخندم …..
چه خوبه اینموقع ها یاد تعریف کردن خاطره یا یاد دادن آشپزی یا اینکه اونروزی آقاهه تخم مرغها رو چه جوری رنگ کرد نیفتین….
به خدا دارم یه کار دیگه انجام میدم… :(
حالا مگه تموم میشه توضیحات؟…. همینجوری ادامه داره…
آخه عمو جونم، داداشم رک به مامانم میگه که دارم تلویزیون نگاه میکنم الان موقع تعریف کردن خاطره نیست بعد مامان ناراحت میشه….
پس یعنی نمیشه بهش بگم مامان بیخیال تعریف کردن شید لطفا…. :(

20 02 2010
پـــرتو از کرمان

عمو جون امروز از شوخی گذشته امروز سرحال نبودید من 8 سال باهاتون بزرگ شدم من نفهمم شما کی سرحالید کی شادید باید سرمو بزارم بمیرم……
ما عمومونو شاد می خوایم نه اینکه بی حال برامون برنامه اجرا کنه من نمی دونم چرا بی حال بودید ولی عمو شما عجب بازیگری هستین ها وقتی شاد نیستید خوب بلدید خودتون رو شاد نشون بدین، البته حس ششمم بهم می گه بی حال بودید اخ عمو اگه صورتک چشمکی بود یُِک چشمکی براتون می زدم……
ای خدا ارزوی اون کسی رو که بچه ها رو می خندونه رو براورده کن……

20 02 2010
مهساروحی

مهسا به ژاله …
من هیچ وقت کسی رو مسخره نکردم و نمی کنم …چرا من باید تورو رو مسخره کنم ؟
ایشاا..تو هم مثل ما روزی یاد می گیری ….

خب چی میشه ما هم میریم لری یاد می گیریم …
بیزده باشاروخ دا..

20 02 2010
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام.ماماااااااااااااان ..عموووووووو…نوموخوام!»بیزده باشاروخ دا..»یعنی چی؟؟
مهسا منم نگفتم مسخره کردی!گفتم «مخسره» کردی!!..بذار یه دوره لُری از بابام یادبگیرم با دایره لغات بسیار بالا میام!!!قدیما که 4_5 ساله بودم بابا واسم آموزش لری میذاشت!منم ذوق میکردم..آخرشم بابا از اینهمه دقت و ذوقم خوشحال میشد و شروع میکرد به قربون صدقه رفتن…ژاله خانوم!آینه تموم قدتم!..من میگفتم:خاک پاتم..ژاله خانوم!قربونتم!..من میگفتم:فرش زیر پاتم!..بابا عشق میکرد…یادش بخیر..اون وقتا راحت میگفتم خاک پاتم…الان خجالت میکشم که بگم بابا دوستت دارم….دلم تنگ شده…من چم شده؟؟چرا نمیتونم بگم؟!کاش یکی به بابام بگه دخترش خیلی دوسش داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!
عمو از فردا کلاسام شروع میشه این دو سه روز که کامنت زیاد گذاشتمو جبران میکنم…اما..منکه جیک جیک میکنم برات…بذارم برم؟؟(الان نرگس میاد میگه من جوجیه عمواَم، نه تو!!!)..الان عموابراهیمم تماس گرفت..تهرانه..گفت تا 11 میرسه گرگان..گفت آماده باش واسه نقشه تهران! عمو اگه بدونین..عمو تا از راه میرسه میاد تو اتاق من یه امتحان تهران شناسی ازم میگیره!جایزه هم میده!!بیشتر خیابوونای تهران رو از طریق جاهایی که شما باهاش سرو کار دارین حفظ کردم..و..خونه ی بهار ..خونه ی شیرین..خونه مائده..الهه..اینجوری حفظ کردم!!برم نقشه بخونم تا آبرو نرفته!!…التماس دعا
(دخترتون)

20 02 2010
مهدیه

عمو امروز برای اولین بار بود که برا خودتون دعا کردین چون گفتین خدایا ارزوی اون کسی رو که بچه ها و مردم و شاد میکنه براورده کن. الهی امین.
عمو به قول پرتوجون مثله این که امروز حوصله نداشتین.

21 02 2010
سیروان

عمو برنامتون خیلی خوب بود.

21 02 2010
خاطره

سلام شب خوش من يخ خواهش داشتم من درك ميكنم اسم بچه هايي كه اينجا ميام زيادن وقته شما محدوده شما نميتونيد واسه ي همه ي ما نيم ساعت وقت بذارين اين همه طرفداربزنم به تخته من توشون گمم ميدونم…….اين همه اسم شما تو 2 ساعت وقت برنامه چندتا اسم ميخونيدميدونم همه روميدونم من با اين حال ازتون ميخوام اسم دوستامو اگه وقت كردين اگه دوست داشتين بخونين مريم رضوان سولمازاسما راضيه محدثه بهار زينب خاطره اگه محدوديت وقت اجازهنداداسم منو نخونيدولي اگه ميشه روزي اسم يكي ازدوستامم كه شده بخونيد حتماخوشحالميشن ببينن اسمشون خوندهميشه

21 02 2010
خاطره

سعي ميكنم اخر هفته رو روزه بگيرم ميگن واسهي سلامتي مسافر روزه گرفتن خوبه سفرتون خوش باشه از خانم دريا فرضيايي هم ميخوام به وبلاگم سربزنيد تو داريوشوخيييييييييييييييلي دوست داري حق دارين اگه نداشتين بايدتعجب ميكردم كيه كه عاشق فرشته نشه؟ اگه دوست داشتي و قابل دونستي سر بزن اميدوارم بتونم اسباب شاديتونو فراهم كنم

21 02 2010
مهديه كاكوئي(شاپركي)

سلام به عموي بهترازجانم.خوبين؟
من امروزبرنامه نديدم.
اي روزگار!خسته بودم خوابيدم!امروز55دقيقه صف تاكسي بودم،توبارون!ديگه ازعلف دراومدن زيرپام گذشته بودباغ دراومد!اونم چه باغي!
زنگ آخرباهزارجورترفندمعلممون فرستاديم خونه،بچه هاميخواستن سينمايي دل شكسته ببينن،من گفتم ديدم ميرم خونه!انقدصف ايستادم كه باساعت2تعطيل ميشدم فرقي نكردانگار!
مدرسه مون شده سينما!اوندفه ترديد،گيس بريده،ادل شكسته!تازه معلم دين وزندگي اول هاگفت ايندفه فيلم كتاب قانون ميارم دورهم ببينيم!آخه اينم شدمدرسه عمو؟همش درس ميخ
مهديه(دختركوچولوتون)

21 02 2010
مهديه كاكوئي(شاپركي)

آبجي*مريم صلاحي*وآبجي*راضيه اللهياري*بي ممنونم كه به وبم سرميزنين.

21 02 2010
پریسا

بنام خدا
سلام عموي صبورم
عمو اينقدر خوشحال ميشم به بعضي از كامنتها جواب ميديد جوابي كه توي «سلامي دوباره» به ژاله داده بوديد رو خوندم عمويي الهي بميرم چه دله پري داريد عمو من وقتي ميخوام بيام توي وبلاگتون وباهاتون حرف بزنم خيلي خوشحال ميشم ويه عالمه ذوق ميكنم به مامانم ميگم مامان من دارم ميرم پيشه عمو وباهاش حرف بزنم مثلا فلانچيزو بهش بگم ولي گاهي باخودم فكر ميكنم شما هم وقتي مياين وكامنتهارو ميخونيد اينقدر خوشحال ميشيد؟اصلا واستون قشنگه ؟خستگيتون از بين ميره ؟يا نه خداي نكرده بيشتر خسته ميشيد … عمويي مثلا بعد از برنامه كه ميخوام بيام وواستون بنويسم مامان ميگه عموت خسته است مواظب باش چيزي نگي كه خستگي اش بيشتر بشه سعي كن خوشحالش كني …. عمويي من هيچ وقت نتونستم خوشحالتون كنم ولي هميشه خدا خدا ميكنم كه حتي با يه كامنتم شمارو ناراحت نكرده باشم خدا كنه تا حالا ناراحتتون نكرده باشم….عمو بعد از مامانم شادی وسلامتی شما از همه چی مهمتره عمویی واسم دعا کنید که هیچ وقت هیچ وقت شمارو ناراحت نکنم واسم دعا کنید یکمی فقط یکم بتونم خوشحالتون کنم مامانم میگه اگه دختر خوبی باشم وهمیشه بخندم شما خوشحال میشد…
(كودكه درونم كه دخترتونه)

21 02 2010
ژاله فرهادروش

واقعا متاسفم که دوست داشتن رو به جواب دادن..کامنت گذاشتن توی وبلاگ…جواب اس ام اس دادن و…معنی میکنن…عمو هدفم از اینکه کامنتشو اینجا گذاشتم این بود که بگم دختراتون…بچه های81 هیچوقت دوست داشتنشون تو این چیزا خلاصه نمیشه..میخواستم بدونین بهتون افتخار میکنیم بابت اینکه به پیامک های بی مورد جواب نمیدین..خوشحالم که ارتباط شما با دختراتون اینقدر قوی و از ته قلب هست که اگه هیچکدوم از این امکانات هم نباشه و سالی یه بارم ازهم خبری نداشته باشیم بازم دلامون با همه…برای هم دعا میکنیم..عمو شما خیلی راحت میتونین این وبلاگ رو ببندین..چرا نمیبندین؟چرا چند نفر که همیشه شاکی ان به این فکر نمیکنن؟؟عمو نیازی داره که نوشته هاشو اینجا بذاره؟؟تو دفترش بنویسه که راحت تره!..میگه درک نمیکنمش چون همه ی آرزوهام برآورده شده!!خنده داره..من از سال84 اولین بار شما رو از نزدیک دیدم…4 سال قبلش چی؟4سال قبلشو یادم نمیاد؟..به وبلاگا سرمیزدم..خاطره های بچه ها رو میخوندم..جواب دادن شما..همه رو میدیدم اما هیچوقت هیچوقت نگفتم عمو فقط داره به اونا توجه میکنه..همیشه از ته دل شاد میشدم..دوس داشتم شیما…زهرا..بیشتر از خاطره هاشون بنویسن..ذوق میکردم..الانم همینطوره…ولی بچه های جدید دیگه کم پیش میاد اینطور باشن..همش درحال مقایسه ان..من نمیدونم مثلا چی میشه اگه هر روز زیر کامنتاشون جواب ببینن.. متاسفم که دوست داشتن رو با این چیزا مساوی میبینن و کوچیکش میکنن..به قول یه بنده خدایی ما خیلی چیزای مفید تو وبلاگامون مینویسیم که اینقدررر اصرار میکنیم عمو بیا وبلاگمون؟؟!…خسته شدم از این حرفای خاله زنکِ ..انگار عمو بچه کوچیکه که اینجوری میگن…اگه عمو رو قبول داری که جوابتم نده دلیل داره..یا نیازی به جواب نبوده..اگرم قبول نداری و بی عدالتی میکنه که دیگه وضعیت مشخصه…از اول با اصرار و با گله و شکایت اومده تو وبلاگتون اونوقت انتظار جوابم داره..
خسته شدم دیگه..میگن بچه ایم بچه ایم اونوقت عین بزرگا غیبت میکنن عین اونا حسادت میکنن عین اونا …………………………التماس دعا..دوستت دارم عمویی
(دخترتون)

21 02 2010
ژاله فرهادروش

اینم کامنت پریسا شریفی:
هیچی مهمتر از نفس کشیدن وخندیدنه عمو نیست نه جواب ازش میخوام نه توجه ….همین که یه روز در میون عمورو میبینم از سرمم زیاده خدا رو شکر …
__عمو الان واقعا نمیبینن که پری یه بارم زیر کامنتش جواب شما رو ندیده؟؟یا سولماز…به این آجی هام افتخار میکنم.دوست داشتن یعنی این.
(دخترتون)

21 02 2010
بهارساری

به نام خدا

سلام عموی خوبم..خسته نباشید عموجان برنامه دیروز خیلی خیلی قشنگ بود :)
عمو کلاسای ما از هشتم شروع میشه..یه هفته ی دیگه! یه هفته وقت دارم هنوز :)
عمو جان برید به سهند امیدوار بشید اگه اون 180 سالشه این 280 سالشه!! عمو سوم راهنماییه …

دلم خیلی تنگ شده براتون… انشاالله که به همه ی آرزوهای قشنگتون برسید…یادتونه یه بار به ژاله گفتید که نمیدونید وقتی خبر موفقیت یکی تون رو میشنوم چقدر خوشحال میشم؟؟ عمو باور کنید من هر لحظه منتظرم اینجا ، یا هر جای دیگه یه لحظه احساس کنم واقعا خوشحالید،یا بگید که مثلا به فلان چیزی که میخواستم رسیدم…..
برای همینه که هروقت احساس کنم یه چیزی از طرف من باعث شده یه لحظه کلافه بشید،بهم میریزم و نمیتونم خودم رو ببخشم و فراموشش کنم….

بندر عباس خوش بگذره عموی مهربونم :) برنامه از تلویزیون پخش میشه که اعلام کردید دیگه عمو ، نه؟؟
عمو به نظر من شما در نهایت عدالت و مهربونی و گذشت با «همه ی بچه ها» یی که اینجا هستن برخورد کردید..
همیشه سعی کردید با تمام توان همه رو راضی کنید عمو غیر از اینه؟ عمویی همه از شما راضی هستن و اگه کسی هم اینطور نیست در کمال بی انصافی این احساس رو داره.
:)

21 02 2010
بهارساری

«مهدیه» جان
نه گلم ساری نیستم من تهرانم!! آجی انگار برای اولین باره که داری اسمم رو میبینی نه؟؟
مبینا مگه نگفته بود؟؟
وبلاگت هم قبلا سر زده بودم..یادت نیست؟..الانم رفتم ولی نظراتت برام باز نشد منم باید سریع برم :) یه چیزی رو میدونی؟؟هر دومون متولد 19 مرداد هستیم،اما با تفاوت سال تولدامون .. ماه و روزش اما یکیه! من عاشق مردادم …

:)

21 02 2010
راضيه اللهياري

سلام عموپورنگ عزيزم
برام دعا كن!
عمو آخر هفته براي جشنواره مراكز استان ها مي خواي بري بندر عباس …..ايشاا… كه با موفقيت برنامه را اجرا كني!
ولي حيف كه من نميتونم ببينم….عمو من 3 روز آخر هفته تهران نيستم و مجبورم برم شهرستان ، جايي كه يك نقطه كور براي من به حساب مياد چون به هيچ عنوان به تلويزيون دسترسي ندارم ….
نميدونم كه چه كار بايد بكنم …. عمو برنامه شما براي من همه چيز بود ….اي كاش ميتونستم بيشتر براتون توضيح بدم ….
از همه آدم هايي كه من رو به خاطر ديدن برنامه كودك ، مخصوصا ديدن برنامه شما مسخره ميكنند بدم مياد …
عمو از همه آدم هايي كه نمي خوان آدم رو بفهمند و با تحقير كردن من مي خوان خودشون رو بزرگ نشون بدن بدم مياد!
عمو نميدونم چي كار كنم؟؟؟؟؟؟؟؟
عمو به علاوه همه اينها توي بدترين شرايط قرار دارم …. ديگران برام تصميم ميگيرند…..اي كاش ميشد كه با يكي درد دل كنم …
اي كاش شما اينجا جوابم رو ميداديد …..اي كاش اين ارتباط يك طرفه نبود !
عمو برام دعا كن ….عمو دارم ديوونه ميشم .
ديشب از خدا مي خواستم وقتي مي خوابم ديگه بلند نشم و بميرم !
عمو ….عمو …..عمو ….برام دعا كن.
عمو برات دعا ميكنم تا بهترين برنامه رو اجرا كني!
عمو برات دعا ميكنم تا سالم و سلامت بري و برگردي!

21 02 2010
هما

سلام عمویی خوبین؟
نمیدونم چرا اونور واسم باز نمیشه ارور میده.
اینجا هم که فقط تو همین قسمت میتونم براتون بنویسم.
عمویی الان عینا همون بچه ایم که از…
بیخیال مثلم به من نیومده.
فردا حساب امتحان دارم. خیلی دعامون کنین عمویی.
خوشحالم که اخر هفته میرید بندر. امیدوارم درکنار زحماتی که قراره اونجا واسه بچه ها بکشین بهتون خوش هم بگذره.
امیدوارم به سلامتی برینو برگردین.
وای عمویی هردف که میخوام بیام کلی حرف جموجور میکنم واسه گفتن اما اخرش وقتی میام و پشت این سیستم میشینم همش میپره. واقعا کدومشو باید اول گفت. اصلا باید گفت؟
بیخیال.
خانه ی دوست گفته بودین کجاست….
خب واضحه دیگه داریم میگیم دوووست پس تو قلبه ماست دوغ شیر پنیر…(نیشخند)
اما راجبه مادر گفتین…
وای که چه خوشگل گفتین عمویی.
انصافا قلمتون حرف نداره عمویی. میدونین عمویی … اینکه ادما بتونن حرفایی که توی دلشون یاذهنشون ورجوورجه میکنه رو راحت بگن . و اینکه درواقع خوشگل بگن. اما نه همون راحت بگن. چون انچه که از دل براید رلاجرم بردل اتراق(درست که ننوشتم… میدونستم(نیشخند)) کند. پس خوشگلیش به خاطر دلی بودنشه.
ای بابا منو باش چرا تحلیل راه انداختم؟؟؟
لپ کلام ممنون.
خیلی چیزا فهمیدیم یعنی همون یاد گرفتیم.
عمویی نخندخب من از امروز تاحالا دومرتبه بدجور سکته زدم.
یکی موقع بیدار شدنم. یکیم از در که اومدم توی کلاس. بچه ها جیغ ویغ ،به خاطر موهام همه ریختن کله ام.
بیخیال عمویی….
بازم میگم سفر به سلامتی انشالله.
براتون بهترین ارزوهارو داریم.
وای راستی عمویی چهارشنبه ای پیرهنتون بهتون خیلی بزرگ بود پس به گمونم ماله خودتون نبود. یکی دیگه ام اینکه همه ی بچه ها بهم میگفتن که عینه 18ساله ها شده بودین. فک کنم چون موهاتون زیادی کوتاه شده بود. البته شایدم پیرهنتون خیلی بهتون میومد.
راستی عمویی چهارشنبه که گفتین بای تا دوشنبه منم واخوردم.
گفتم عمویی حتما داره میره جایی.
شنبه هم خوبه یه نگا انداختم والا جامیموندم از برنامه.
البته همینطوریشم خیلی جاموندم ازش عمو.
از پنج دقیقه به پنج پای برنامه بودم.
اشکام در اومد واقعا
اما بازم به قوله همون اقاهه این نیز بگذرد.
———-
دلم تنگولیده.
خیلیم تنگ شده.
وای بازم نقض قوانین…
شرمنده عمویی.
پس به مامان بزرگ خوب و مهربونمون سلاممونو حتمیه حتمی برسونین.
خدا پشتو پناهه همیشگیه شما عموییه گله گلاب و مامان بزرگ مهربونمون و اجیهای خوبم و همه و همه باشه انشالله.
بازم میگم سفر به سلامتیو خوشی انشالله
خیلی همگی مراقبه خودتون باشین.
فعلا…

21 02 2010
عسل از گرگان

عمو جون سلام……………………
عمو جون شما که جواب نمیدی تایید میکنی البته انتظار ندارم می دونم کار داری یکی از نوشته هامو سرفرصت براتون میل می کنم ولی عموووووووووووووووووووو از بس من و ابجیم نشستیم برنامتون رو نگاه کردیم و ضبط کردیم و از این حرفا مامان بابامم دیگه وابسطه برنامتون شدن همین پنج شنبه بود که از مدرسه اومدم دیدم مامانم بهم می گه پس عمو پورنگ نداره؟ یکم مکث کردو گفت اهان روز های زوج داره کلی من و ابجیم بهش خندیدیم …..تازه عمو همکار مامانم می گفت تا داییش برنامتون رو نبینه سر کار نمی ره……….این خبرای دست اول خونه ی ما بود…………روز خوشی داشته باشین

21 02 2010
تينارادفرنژاد

به نام خدا
عمويي سلام اينجا امدم فقط سلام كنم نميدانم چرا ؟؟
ســــــــــلام.

21 02 2010
رویا

عمویی دوباره سلام عمو من دیروز حسابی خجالت کشیدم : اون روز من یه خودکار خریده بودم رنگش خیلی خوشگل بود بعد داداشم اومد و ازم گرفتش و وقتی آوردش خوب نمی نوشت فرداش بابام یکی واسه داداشم خرید اما داداشم نمی خواستش و بابا گذاشت تو جیب کاپشنش که تو مدرسه همراش باشه عمویی من هم گفتم خوب بابام که نمی خواتش و با خودکار خودم که خراب شده بود عوضش کردم . دیشب هم من یه خودکار صورتی همون شکلی گرفتم اولش یکم پس میداد و من هم گفتم بابا اینا چرا این جورین ؟ گفت : اینا همشون همین جورن من هم یکی رو یه مدت گذاشته بودم تو جیب کاپشنم بعد دیدم خراب شده !!

21 02 2010
مردشتی

آهای گیله مردان ، آهای گیله مردان شیمه هیمته بالای بنازم

سلام عمو پورنگ،
2تا سوال میپرسم ، اگه وقت داشتین و بلد بودین جوابشو بدین:
1) معنی کلمات زیر را به فارسی سلیس بنویسید:
پیسلینجه ،شکاتم(کلمات به زبان گیلکی هستند)

2)معنی کلمات زیر را به گیلکی سلیس بنویسید:
تخمه ،نلبکی(همونی که زیر استکان میزارن)

پ.ن:کمک گرفتن از مامان به منزله تقلبه!

21 02 2010
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام عمو…فردا 5تا7 کلاس دارم…این خیلی بده…بد..بد..بد :-( اما..این ترم میخوام معدلمو اولین نفر به شما بگم..پس..کمتر غر میزنم!مامان با گوشی واسم ضبط میکنه…البته امروز روزه حذف و اضافه بود منم فارسی چهارشنبه ها رو حذف کردم..کلا برنامه ام بهتر شد!الان فقط مشکلم دوشنبه هاست..که اینم:چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند/گر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگیر!!!!!!…
و فردا انشالله به روزم…شبتون بخیر عمویی خوبم…سر نمازتون واسه دختراتونم دعا کنین…دوست دارم عموجون.
(دخترتون)

22 02 2010
دوست جوون

به نام خدا
سلام.
داداشی دیروز بعد از اینکه گفتین میخواهید برید بندر عباس خیلی دلم گرفت. این گرفتگی دلم تا الان ادامه داره و تا وقتی که برگردید حتما ادامه خواهد داشت.
داداشی الان پیش خودت میگی این دختره چقدر بخیله!!! همه اش میخواد من تهران پیششون باشم مگه بچه های شهر های دیگه دل ندارن؟؟؟؟
داداشی باور کن من از تهران متنفرم و تنها عاملی که باعث میشه این شهر را تحمل کنم اینه که میدونم توی همون شهری که من دارم نفسم می کشم شما هم دارید نفس می کشید.
داداشی یه چیز بگم بخندی.
سال اول که اومده بودم تهران مثل ندید و بدید ها همه اش توی خیابون وماشین ها را نگاه میکردم شاید شما را ببینم. داداشی ماشین ها هم با سرعت رد می شدند و من توی همشون را نگاه میکردم(فضولی نمی کردم تا میدیدم شما نیستید نگاه می کردم توی ماشین بعدی.)
اینقدر سرم در حال رفت و آمد توی ماشین ها بود که وقتی میامدم خونه سرم گیج می رفت.
داداشی اینکار برام شده بود عادت. رفته بودم اصفهان سر بزنم هم. هی توی ماشین ها را نگاه میکردم تا شما را ببینم. بعدش یادم میامد که من الان اصفهانم!!!!!
البته الن دیگه خانوم شدم نگاه نمی کنم.
داداشی پارسال هم در حال رد شدن از خیابون بودم یهو توهم دیدن شما را زدم حواسم نبود وایستادم وسط خیابون ببینم واقع شمایید( که خودتون نبودید) ماشین داشت زیرم میکرد. فقط خدا بهم رحم کرد.
عمو اگه میمردم سر قبرم می نوشتند دانشجوی ناکام که دلش میخواست عموش را ببینه.
داداشی خوب یه چند تا از این برنامه ها هم که همه بتوانند توش شرکت کنند برای اون هایی که تهران زندگی می کنند هم بگذارید. خوب!!!!
مردم آرزو دارند. مردم جوان دارند. اگه من میمردم جواب مامانم را چی میدادی؟
عمو:خوب حالا که فعلا نمردی.

22 02 2010
مهساروحی

سلام به عمو جون مهربونم
سلام به دوستای مهربونم
اول از همه ژاله جان ….بیزده باشاروخ یعنی ما هم بلدیم این ازاین!!!!!
ژاله جان من با تمام حرفات موافقم
من به این معتقدم که عمو با اینکه هیچ مسئولیتی نسبت به ما نداره ولی خوب مارو زیر بال و پر خودش گرفته ..که این نشانه ی انسان دوستی و درک عمو از دوست داشتنه ..
شاید عمو سکوت رو ترجیح می ده ولی من مطمئنم که با غم ما ناراحت میشه و با خوشحال شدن ما خوشحال میشه همینطور که ما عمو رو حس می کنیم و از احساسات قلبیش خبر داریم اونم همین حالتو نسبت به ما داره ..
این یعنی ارتباط دل به دل …
عمو ..ببینم بندر عباس چه طور روی ما رو سفید می کنی !!!
یاشاسین عمو جان

22 02 2010
مهساروحی

عمو از ته دل از خدا می خوام که به همه ی ارزوهاتون برسین و خواهان طول عمو برای شما و مادرتون هستم

22 02 2010
مهساروحی

طول عمو دیگه ندیده بودیم…عمو بیشتر عرضیه تا طولی ….منظورم طول عمر بود

22 02 2010
ولوله

سلام عمو ببخشید اینقدر مزاحم میشماااااا.یه سری به این سایت بزنید حتما خوشتون میاد شایدم قبلا خوشتون اومده باشهwww.iran_ehda.com

22 02 2010
ناشناس

سلام .چقدر دلم تنگ شده بود .میگما روم به دیوار چند وقتیه که خیلی لاغر شدین .حرص نخور غذا بخور برار.

22 02 2010
زلزله

سلام چقدر دلم تنگ شده بود .میگم چند وقتیه روم به دیوار خیلی لاغر شدین. حرص نخور غذا بخور برار.

22 02 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا سلام عموي گلم دلم براي سايت تون خيلي تنگ شده بوده چون نزديك به يه هفته ست هر روز از مون امتحان مي گرفتن راستي عمو قبلا كه موضوع برنا مه رو ميگفتين ما يه حرفي واسه گفتن داشتيم اما حالا چي واينم بگم خيلي خوشحالم كه متين چشماش خوب شده .عمو اون يه هفته بود كه شما نيومديد منم كه دلم براتون تنگ شده بود ونتونستم به سايت تون بيام و براتون با زبون كردي از دل تنگي هام بگم اما به ياد اون هفته اي كه گذشت ميگم زبان كردي كردستاني=دلم زور تنگ (دلم براتون خيلي تنگ شده)و كردي كرمانشاه ي=دلم فره تنگ(دلم براتون خيلي تنگ شده) .عمو از برنامه خيلي قشنگ تون ممنون و از اينكه به شهر ما نميا ين خيلي ناراحت… .

22 02 2010
مائده

بنام خدا …
سلام عموی صبورم …. هوراااااا …. بالاخره سنگ صبور برام باز شد تا دوباره سنگ صبورم بشید !
عمویی فکر کنم چند تا کامنت حذف شده بچه ها برام گفته بودن که … ولی پیداشون نکردم !!!
عمویی حقیقت اینه که وقتی آپ آجی ژالمو { خودشم میدونه 1000 تا دوسش دارم } خوندم دلم یکمی شکست!!!
خب … من …. اصلا هیچی !!!
عمویی هیچ چیزی برام تو این وبلاگ به اندازه ی آرامشتون مهم نیست ، اصلا گاهی این وبلاگ هم مهم نیست !!! یادش بخیر اون اوایل که اومده بودین همه نگران سلامتیتون بودن ! چشم های شما در حال دو دو بود …. ژاله پفک می خورد {خنده} منو رامینا میتوانستیم !!
اولین جوابرو تو وب خودم بهم دادین … و قشنگترین پاسخی که به کامنتم دادید «دخترم بخند تو که کاری نکردی ….» یادتونه عمو ؟ پست آرزوی خواهش و دو شب بیداری ما ها … و این که فهمیدیم منظورتون رو اشتباه متوجه شدیم …. قدیمی ترین پیامکی که تو گوشیم سیو هست نرگس برام فرستاد » عمو کامنتتو برگزیده کرده بدو برو ببین » اولین بار که اسم هامونو خوندین من از خوشحالی یکم میخندیدم یکم گریه میکردم …. موقع سحری تائید کامنت ها سفارش بچه ها که سبزی بخورید تشنتون نشه !! هک شدن وبلاگ و…. 7 ماه گذشت !!
7 سال گذشت !!
عمویی ممنون که اینجا هستید … خوشحالم که پیشمون هستید خیلی خوشحالم …. الان 4 ماهه به کامنتام جوابندادید !! ناراحت نیستم …. خوشحالم !!! خیلی خوشحالم …. چون نفس می کشید هنوز گاهی از ته دل میخندید …. کاش دوباره هممون خوشحال باشیم …. بچه ها پست «سلامی دوباره » عنوانش با هامن حرف میزد ؟؟
بیاید یا علی بگیم و دوباره شروع کنیم …. اگه گله و شکایتی هست با همدیگه حلش کنیم …. هر کی برای سلامی دوباره آمادس «یا علی »
عمویی دوستتون دارم …. ببخشید که گاهی خستتون می کنیم … بذارید به حساب … نمیدونم ….
ولی میدونم هر چی هست دوستتون داریمممممممممم هممون …
التماس دعا !!!

22 02 2010
دریافرضیایی

به نام خدای مهربون
سلاااااااااااااااااااااااااااااام آقا داریوش جووووووووووووون خوبی
یه خواهش دارم تو رو خدا قسمت می دم جوووووووووووووووون مادرتون ازت خواهش می کنم بعد از این کامنت دو تا کامنت می نویسم خواهش می کنم تو رو قرآن قسمت می دم بشین و با دقت بخونشون زیادن اما اما تمنا می کنم بخونشون و جوابم رو همین جا بده ایمیلم خراب شده نوشته های بعدیمو اینجا نشون ندی ها فقط فقط اگه خوندی یه کلمه بنویس خوندیش نه سلام و نه خدانگه دار فقط فقط یه کلمه بنویس که خوندی به خاطر اینکه بدونم دوتای بعدی رو خوندی این رو تایید کن خدا نگه دار

22 02 2010
مه رو

چطوری عمو جونم خوبی؟
چند وقت نتونستم به وبلاگتون سربزنم نمیدونم چی شده ولی چرا مثل قبل موضوع
برنامه رو نمیذارین؟
به قول بعضی ها عمووووووووو … عمو جووووووون…عمو جونم
یه سوال داشتم بپرسم باشه میپرسم
شما که سنگ صبور بقیه هستین پس سنگ صبور شما کیه؟
خیلی دوست دارم بهترین عموی دنیا
راستی سفر به سلامت بهتون خوش بگذره
سوغاتی یادتون نره

23 02 2010
الناز

سلام عمو جون جونیه خودم
خوبین؟
خسته نباشید
عمو من این ترم برنامتونو از گوشی نگاه می کنم، از این گوشیا گرفتم که تلویزیونم نشون میده. آخه کلاسام از شانس بده من افتاده دقیقن روزای زوج 1:30 تا 5:30. امروز یکی از دوستام بهم میخندید آخه تو اتوبوس داشتم برنامتونو نگاه میکردم با گوشی البته، منم بد تهدیدش کردم البته با خنده بعد هیچی دیگه فهمید با منو عموم نباید شوخی کنه. ولی خدایی من از نظر دوست شانس آوردم چون وقتی میگم برنامه عمو رو نگاه میکنم مسخرم نمیکنن. از این بابت خدارو شکر میکنم
عمو انگار زیاد شد شرمنده
ایشا… به همه آزوهاتون برسیین
مواظب خودتون باشید
دوستون دارم خیلی زیاد

23 02 2010
خاطره برای دریا فرضیایی

سلام خانوم دریا فرضیایی ازشما دعوت میکنم اگه شما این کامنتو خوندید و دوست داشتین به وبم بیایین امیدوارم بتونم اسباب شادیتونو فراهم کنم http://www.135246.blogfa.com

23 02 2010
خاطره

شب شمام بخیر عموی گل

23 02 2010
دوست جوون

به نام خدا
سلام. عمو داریوشم امیدوارم سفر خوب و بی خطر را داشته باشید.
امیدوارم توی این سفر هم بهتون خوش بگذره و خاطرات قشنگی را در کنار مردم خونگرم جنوب داشته باشید. براتون ارزوی سلامتی می کنم و 4شنبه و 5 شنبه منتظر اجرای زیبا و پر نشاط شما از بندر عباس هستیم. راستی عمو داریوشم اگه میشه لطفا 5شنبه شعر آقا سلام(آقای خوبی) امیر محمد را پخش کنید.
عمو منم چند بار میخواستم بهتون بگم ولی گفتم شاید زشت باشه ولی دیدم بچه ها هم گفتن با اجارتون منم میگم.
عمو شما خیلی لاغر شدید. معلومه خیلی فشار کاری روتون زیاده. عمو ما عموپورنگ لپ تپلی با موهای چتری روی پیشونیش که وقتی میخنده لپ هاش گل می انداره را خیلی دوست داریم.
عمو داربوشم به قول قدیمی ها: غصه نخور پسته بخور

23 02 2010
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام!عمو وو؟ ببینین من نمیخواستم پفک بخورما اما فکر نمیکردم مائده دلش واسه پفک خوردنم تنگ شه!..ماماااااااااان؟مامااااااااان؟_ بله؟ من: پفیش میخوااااام!!…پفیش خیلی بهتر از پفکه..ضرر نداره…به به!!!..مائده دوستت دارم…ببخش ..باید مینوشتم..حالا ازمن ناراحتی یا از واقعیت؟!!…عمو سفر خوش بگذره..مراقب خودتون باشین..
سخن یک مامان با بچه اش!:گل پسرم کاپشن یادت نره…سرما بخوری ناراحت میشما…باشه؟آفرین.
(دخترتون)

23 02 2010
محبوبه

راستي تا يادم نرفته براي نوسسنده، آقاي سليمي نوشتم كه فردا چهارشنبه تولده نرگسه. اميدوارم يادش نره بهت بگه. 5 اسفند، 11 سالگيش رو فوت ميكنه. تولد نرگس ترك از ملاير
اميدوارم بهت بگه
ببخشيد كه باز اسم بچه خوب رو براي خودت هم نوشتم. آخه گفته بودي كه ننويسم ديگه، به هر حال معذرت..

ممنون و خدانگهدار

23 02 2010
مهدیه

سلام خوبین؟عمو گزارش تصویری یاخاطرات خوبتون حتما تو سایت بزارین.مرسی.
عمو اینو شنیدین در باغ شهادت همیشه به روی هموطنان باز است. هواپیمای توپولوف.
پس لطفا و در صورت امکان از سوار شدن به هواپیمای توپولوف جدا خودداری کنید.مرسی.
امیدوارم خوش بگذره.

24 02 2010
زهرا گرزین

عمو سلام………………
عمو می دونی چیه؟ تمام شبکه های استانی رو داریم جز همین شبکه ی هرمز گان اخه من چقد بد شانسم…………………………………………….عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو………………………..خوش بگذره

24 02 2010
نگین

سلام.برنامتون عالی بود;پیرهنی روکه پوشیده بودیدخیلی خیلی بهتون میومدمواظب خودتون باشیدامیدوارم بهتون خوش بگذره*

25 02 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا سلام عمو جون اميدوارم حالتون خوب باشه وبهتون خوش بگذره راستي عمو سلام ما رو به بندر ي هاي گل وخون گرم برسونيد .دست علي يارتون*خدا نگهدارتون*تو قلب ما ميمونه*اميد ديدارتون*

25 02 2010
زینب

سلام بر عموی سنگ صبوری که الان بندر عباسین..
اومدم که سر زده باشم
فقط همین عمو جون!

25 02 2010
مطهره

بنام خدا
عمو جون سلام خسته ی سفر نباشین
…………………………………………….
عمو الان دقیقا دوساعته که پای این کامپوتر(ببشخید رایانه) نشستم
تا دوکلمه باهاتون حرف بزنم
عمو: چشمم روشن میخوای چهار پنج ساعت دیگه هم بشین
بلکه فرجی بشه و زبونت وا شه…….
نه عمو چهار پنج ساعت که نه……….آخه یه
ساعت دیگه برنامتون شروع میشه
عمو: ماشاالله رو که نیست…بچه جان من کاردارم
باشه عمو حالا ما شدیم بیکار
عمو خداییش می بینی چه بچه ی بااستعدادیم
قوه ی تخیلم در حد تیم ملی فعاله (برای رفع بیکاری بد نیست)
گذشته از شوخی باور کنین که فقط روزای تعطیل
وقت آزارو اذیت دارم
خلاصه کلام اینکه چه دعایی کنم بهتر ازاین که خدا پنجره ی باز اتاقت باشد
قربونتون برم یاحق
عمو: آخیش رفت….. راحت شدم.
عمو شنیدم چی گفتین ها….

25 02 2010
عطیه(عتیقه)

سلام عمویی
خوب هستین؟ سفر خوش می گذره؟ انشاالله هر جا هستین شاد و سرزنده و سرحال باشین
عموجون یه خواهش ازتون دارم. می دونم یه کم پررویی… توی یکی از پست هاتون خوندم که دیگه اگر کسی اسم بچه ای رو بذاره نمی خونین
اینم می دونم که همه ی بچه های ایران،بچه های خوب و ساکت و بانمکی هستن
عمو،خواهر یکی از دوست های من هم یکی از همین بانمک هاست
بهش قول دادم که اسمشو بخونین(البته به خاطر این کارم منو ببخشید)
قول میدم این اولین و اخرین اسمی باشه که بهتون می دم
میشه اسمشو بخونین(مائده فرشچیان)
ازتون خیلی ممنون میشم
خدا پشت و پناهتون
طفیل هستی عشق اند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری

25 02 2010
بلقیس

عمو نظرت در رابطه با این جمله چیه ؟یه راهنمایی تو بندر عباس گفتی :
تنظیم SNG

25 02 2010
بلقیس

با سلام عمو من میخواستم این نامه را در قسمت زیر پای مادر ثبت کنم ولی نشد شوما هرجا مرامته ثبت کن داداش:مادر
سلام به مادر عزیزم مامان جان می دونم که سواد خواندن ونوشتن را نداری ولی سواد عشق ومحبت داری. ومن حرفهای قلبم را همراه با باران چشمام ورعد وبرق ناگهانی قلبم را به صورت جز یی از اقیانوس حر ف های تمام نشدنی لایق بر روی
صفحه می نگارم تا کمی سبک شوم مامان عزیزم در دوران خرد سالی دست نوازش پدر مهربانم از سرم کوتاه گشته ولی با وجود دستان پر محبت تو که نمیگذاری من این احساس غریبی و این کمبود بزرگ را بکنم برای من جای شکر را باقی گذاشته مادر جان حتی باوجود هستی ات نمی توانم لحظه ای حتی فکرت را در زمان نیستی به ذهنم بیاورم چون خدا می داند و تو هم می دانی که من در غربال غم و غصه همیشه شکر گزار بودم ولی امیدوارم خداوند از بی وجودی تو نخواهد مرا محک بزند آیا پیش گو گفت غم انگیز بودن من در آینده به خاطر از دست دادن زنی است وفقط دختر پر شور و هیجانی تو باران غم را به چشمانش پذیرا شده که نکند پیشگو خدایی نکرده بانویی همچون تو را گفته . مامان جان تو زندگی را با نا همواری هایش و مصائب و بیماریهایش را پشت سر گذاشته اکنون موقع فرح و شادی تو از جهت فرزند به روشنایی می انجامد ولی با فکر کردن نبودن تو این شادی هنوز از راه نرسیده را غم پیشواز آن رفته من همیشه در زندگیم در همه پیچ و خم هایش به کسی متوسل می شوم که عالم همه دیوانه ی اوست وهمیشه قربونش بشم مرا بی فیض و بهره نگذاشته ولی از همان سرور زیبا تمنا دارم که موقعی اقیانوس وجود مادرم را در برابر منه مرداب جدا نکند و همیشه فانوس وجود مادرم روشن باشد تا شمع وجود من که قطره قطره آب میشود ولی با شوق وجود آب می شود که موقعی از دوری تو نابود نشود
مادر جان من بی تو هیچم

25 02 2010
پـــرتو از کرمان

بَه سلام عموی بهتر از جانم خوبین شما چه خبرا؟بندر خوش گذشت ما که تا حالا 4یا5 بار رفتیم بندر قشم و کیشم رفتیم تا دلتون بخواد خرید کردیم حالا بگذریم
خوب عمو جان چخبرا خوبین خوشین سلامتین؟خوب خداروشکر
عمو جون بعد از یه هفته اومدم بهتون بگم که عمو جون یادتون برنامه ی دوشنبتون در مورد قدم نو رسیده مبارک بود می خواستم بگم که ما هم یه بچه ی 7یا8 ماهه داریم اینقدر عمو این بامزست خدا می دونه و تایی من رو میبینه عمو یه ذوقایی میزنه به من می گه پَ خاله پرتو نمی تونه بگه می گه پَ بعدش عمو عاشق برنامه های شماست وقتی برنامتون شروع میشه ها یه ذوقایی می زنه خدا می دونه مخصوصا وقتی شعراتون رو گوش میده فقط می خواستم همینارو بهتون بگم دیگه حرفی واسه گفتن ندارم فعلا خدافحاظ تا نظر بعدی……..

26 02 2010
همای عمویی

سلام عمویی خوبین؟
یکمی نـــق…
جــــــــــانه من….
خب چشماتونو ببندید. چی؟ تلپاتی؟ خب باشه گوشاتونم بگیرین. ای بابا اصلا برید لالا.
عمویی اگه من این نقمو نزنم توی گلوم باد میکنه اونوقت مریض میشمااا.
اخیش خب باشه پس زودی تمومش میکنم. چشــــــــــــم.
عمویی خانوممون بهمون گفته باید واسه هر شاعری تاریخچه و زندگی نامه و… شو مثله یه داستان بنویسیم. به منم دامغانی افتاده عمویی.
من حتی اسم کوچیکه اینو نمیدونم. چه برسه به اثارو زندگیش. عمویی من باید چیکار کنم الان؟؟؟ اتنا که خب خیلی کوچولوهه. اما عمویی اگه ریحانه … خب اونم کوچولوهه اماا ای بابا اصلا اگه دریای اینده ی خودتون بود چیکار میکردین؟ من بگم؟ خب مطمئناا این حاج عمویی با احساس و خلاقه مااا یه داستان توپ واسه دخترخوکشلش مینوشت نه؟؟ اخجونمی جون فهمیدم پس منم رفتم که بدم باباییم واسم بنویسه البته باباییم خلاقه هااا ولی نه به اندازه ی شما که عموییمونین اما خب هرچی باشه بهتر از من مینویسه مگه نه عمویی؟؟ اااااا… عمویی چرا کانالاتون برگشت؟؟؟
باشه خب خودم مینویسم اما اگه صفر شدم نگین چراهاااا….
گریــــــــــــــــــــــــــــه.

26 02 2010
ااررارزو

خاقعا خوش به حالتون که اینقدر شادید. خیلی دوست داشتم جای شما بودم.شایدکمی از سن من برای دیدن برنامه های شماگذشته باشه.اما مدتی هست که سعی میکنم با دیدن برنامه هاتون یه چند دقیقه ای رو شاد باشم.به حدی دیدن برنامه های شما من رو فارغ از افکارم میکنه که از وقتم برای خوندن درس برای کنکور ارشد میزنم و پای برنامه تون می شینم.از ته دل ارزو میکنم که شاد باشید و سلامت.

26 02 2010
دریافرضیایی

سلام سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
آقا داریوش ناز خودم پسر خوب شما از بس خوابیدی خسته نشدی ؟؟با با پاشو یه آبی به سر و صورتت بزن قربونت برم مسا فرت خوش گذ شت ؟؟سوغاتی چی آوردی فدات بشم عکس های ناز گرفتی برام عزیز دلم خستگیت در رفت تی فدا تی بلا می سر ر ما مان جون خوبن دستشون رو به جای من ببوس راستی دوتا کامنت قبلیم رو بخون باید برم نذ رم رو ادا کنم داریوش جون شنیدم واسه عید برنامه نداری ؟؟راسته؟؟قسم خوردم اگه نیای خودمو بکشم می دونی که این کار رو می کنم اگه اون دو تا کا منت زیادم رو خونده باشی می دونی که قبلا هم این کار رو کردم ولی …دوستت دارم دوست داشتنم رو باور کن فدات بشم الهی دوست دارم شنبه موهاتو چتری کنی بندینک به اون شلوار مشکیت بزنی اون لباس قرمز و مشکی نازت رو بپوشی و مثل همیشه عزیز دلم بشی .هوای تهران بارونیه قربونت برم مراقب خودت باش که سرما نخوری خوب آفرین پسر خوب دوستت خدانگه دار .

26 02 2010
دوست

با سلام عمو جان قسم ات می دهم به دل پاک بچه ها که به وبلاگ من سر بزنی و مصاحبه ات را بخونی به تمام دوستات قسم ات می دم که یک رد پای کو چولو برایم بگذاری

26 02 2010
ناشناس

bebakhshid aval ke fingilish minvisam akhe nadaram farsifont
taaaaaaaaaaaaaid nasheeeeee
khob salaaaaaaaaaaam
khoobi amooi?
bandar abas khosh migzare ? ya gozasht?
amoii?
delam vasat tange shoma chi ?
mishe begam to ?
na zeshte ama amooooooooooooooi age bedooni …. kheili harf daram basatoon
ye arm tarahi kardam baraye ali tarin magham rasmi keshvar
khoda kone ghabool konan
amoo barnameye bandar abbasetoono didam
man mardome jonoobokheylikheyli dos daram
bandar abbasi ha ham hatman khodet / khodeton didi ke cheghad khoon garman
motefavetan mage na ?
asan kolan joonoob boye khoda mide bishtar az hame jaaaaaa
amoo didi rigi ro gereftan ?
kheyli senesh kame vali …. :((
rasti amoo ….
yadam raft :D
amoo joonam dooooooset daram
felan khoda hafez

27 02 2010
دنیاتذکری

salam khobid amoo khaste nabashid
mikhastam babte in ke agaie khlife gabol kardan reihane ba barname ertebate telefoni dashte bashe tshakor konam midonam ke khaste hastin o taze az rah residin
bazam mamnon az zahamate shoma

27 02 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا سلام وخدا قوت به بهترين عموي دنيا واي عمونمي دونيد چقدر ديروز تو كرمانشاه بارون باريد/برسركوه ها برف بردل زمين بارون /عموجون انشاالله همه جاي كشورمون بارون به باره راستي عمو ميشه شعر مدادو بگير تو دستات رو امروز پخش كنيد ممنوم.

27 02 2010
دنیاتذکری

rasti be dadash amir salam beresonid kheili ba hale midonam ti estedio ne mitone on gori zang bezane vali to bandar abas khodesh o khali kard.midonam shoma ro ie kam asabani kard .ie zare
kheili khob bod barnamatoon.kash ma ham onja bodim rasti bebakhshid man dargahan ro be eshtebah dargahgah neveshtam va be in natije residam ke aslan be man che rabti dasht bazam ashe dahan soz shodam midonam ke mesle hamishe mano bakhshidin omidvaram.amoo rasti man kheili eshtebah karam
1.chera man az khaterate daneshgah harf zadam aji asma bajhgon narahat mishe chon nemitone to qom reshteie morede alagash nist
2. chera omadanam be jam jam pakhsh shod bazi az ajiha ham mikhan vali to shahraie dige hastan
va dalaile dige amoo dige namikham ke ziad biam inja o hama chi benevisam komakam konid ta khodamo eslah konam
bebakhshid mano az in be bad ba ip :loke khosh shans : comment mizaram nemikham asari az man inja bashe ba name donya tazakory chon man dele kheili ha ro shekastam
amooo taid nashe lotfan

27 02 2010
مه رو

سلام بر عموی مهربون خودم حالتون چه طوره؟
سفرا بی خطر بهتون خوش گذشت برنامتون خیلی قشنگ بود دست گلتون درد نکنه تا دوشنبه خدانگهدار
دوست دارم

27 02 2010
محبوبه

عمو جون بيا ديگه هنوز خستگي سفر تو تنته نه!
عمو بيا آخه در رابطه با برنامه پنج شنبه و شنبه هم نظر دارم. بيا ديگه )-:

عمووووووووووووووو كجايييييييييييييييييييي بيييييييييييييا ديگگگگگگگگگگگگه

27 02 2010
الاء

سلام بهترين عموي دنيا……………خدا قوت……………………….

جقدر كامنتا زيادن رسيدن به اين قسمت داستانيييييييه ………………

ولي عمو مسؤليتتون جقدر سنكينه؟!فقط خدا ميتونه كمكتون كنه و قلبي به جه بزركي بهتون عطا كنه !

اميدوارم هميشه و در تمام جنبه هاي زندكي باياري خدا موفق باشيد .

27 02 2010
محیا خزائی(ماهی)

سلام عموی گل من خوبی؟
برنامه ی امروزتون باز هم عااااااالی بود
راستی عمو کجا می ریری عید؟
ما نمی دونیم کجا می ریم D:
خب عمو جون خیلی دوست دارمممم
عمو چرا دیگه موضوعو تو وب نمی ذارید؟
خب عمو جووووووووونم
خیلی دوس دارمت
عمو خدا حفظت کنه
فی امان خود خود خود خود خدا

28 02 2010
سیده فائزه حسینی فر

!!!!

28 02 2010
سیده فائزه

این علامت تعجب رو گذاشتم …دیدم داری از دلتنگی میترکی
خواستم ازترکیدگی در بیارمت
در مورد آسمان هم (هر طور راحتی*) و دوس داری فک کن!البته اگه فک کردن…؟!؟

28 02 2010
سل از گرگان

عمو سلام………………….
عمو جون دیروز خوابم برد برنامتون رو از بعداز فوتبالیست ها دیدم اخ دلم سوخت…………عمو راستی واسه عید فوتبالیست ها می خوایم چی کار کنیم ……..اخه عمو کجا می خوای بری؟…………..شما که جواب نمیدی ..بگذریم…………….
عمو چه خوب می شد یه صفحه می ذاشتین واسه اموزش زبان گیلکی و اذری …نمی دونم چرا بهش فکر می کنم خنده ام می گیره … ولی نه جدی می گم …….خوبه هااااااااااااا…….هممون گیلکی و اذری یاد می گیریم…….

28 02 2010
رها

عمو سلام:
چرا دیگه موضوع برنامه نمینویسید؟؟؟؟؟؟؟؟

28 02 2010
لوک خوش شانس

سلام عمو جون و عوامل محترم زحمتکش برنامه .دیروز آقای خلیفه و علی پور یه لحظه نشون داده شدن نمی دونم آقای مینایی بودن یا مرعشی .حالا .برنامه با مزه و خوب بود ولی حیف شد اون 3 تا اسمو نخوندین می شه 2 شنبه بخونین
1.النا نادری
2 .امیر علی نجاتی

3.شهسا و آناهید زاهدی از تهران
ممنون از شما راستی عمو خیلی وقته یه چیزی تو دلم مونده می خوام بگم روم نمی شه
عمو وقتی من به اشتباهاتم می رسم و می بینم که اشتباه کردم میام اینجا می گم از شما می خوام که تائید نشه نمی دونم چرا تائید می کنین .یعنی می خواین به من بگین که آره اشتباه کردو من که خودم اعتراف می کنم که بعضی وقتا اشتباه می کنم و عذز خواهی می کنم الان هم اومدم عذر خواهی کنم
1.بابت گیر های زیادی که بابت اومدنه فینا به برنامه می دادم و ممنون هستم از شما به خاطر لطفی که در حق فینا کردید و عمو این لطف شما همیشه تو ذهن منو و فینا و حتی ایلماز 3 ساله می مونه.
2.ببخشید یه مدت هم بابت شیر وارنا مزاحم شما شدم
3.یه مدت هم که برای مصاحبه با یه انیماتور وقتتونو می گرفتم
و دور از انصاف نیست و هر با ر شما جواب منو می دادین و من معطل نمی شدم و خیلی ممنونم و این که هر بار می گفتم این آخرین باره که مزاحم می شم ولی انگار تو مرام من آخرین بار وجود نداره نمی دونم .
ولی عمو بازم من درگیر علاقه به طراحی کاراکتر و طراحی صحنه شدم خیلی دوست دارم و لی نمی دونم از کجا چه طوری
همه ی برنامه های کودک رو تماشا کردم تو این 4 سال که دانشجو بودم و این فقط برنامه ی شما بود که هر سال متنوع تر و با دکورهای متفاوت روی آنتن می رفت.و اینا همش به همفکری گروه شما بستگی داره.طراحی صحنه ی شما از لحاظ بصری خیلی حرف واسه گفتن داره با این که عناصر تشکیل دهنده ش بیشتر رنگا هستن ولی بازم جذابه.اینا رو گفتم تا بدونین که شما و گروهتون خیلی فعال هستید
من فقط یه مشکل کوچولو دارم بین شخصیتها و فضای تشکیل دهنده ی اونا گیر کردم .فضایی که نمی دونم گرایش شرقی داره یا غربی اگر خانم یعقوبی لطف کننن و قبول که من 1 ساعت از وقت ایشون رو بگیرم ممنون می شم از ایشون.اگه تا پایان امسال می تونستم ایشون رو بینم که خیلی خوب می شد ببخشید از اون طرف هم به آقای خلیفه زحمت دادم و کلا شرمنده هستم و طبق معمول هیچی رو نمی دونم ولی اینو خوی می دونم که خیلی پر رو هستم.

28 02 2010
لوک خوش شانس

دلیل عوض کردن آی پی رو هم به این نام این دلیل رو براش می تونم بیارم که همه به من می گن خیلی خوش شانسی مثل لوک خوش شانس.(دنیا تذکری)سابق

28 02 2010
رویا

سلام عمویی . خوبین ؟ اگه دیرتر میومدین اینجا متابولیسم تمام سلولهای من متوقف میشد عمو! دیروز برنامتون خیلی خوب بود عمو بابام همین که فهمید موضوعتون نق زدنه گفت امروز خیلی برنامشون خوبه بشین قشنگ نگاه کن !! عمو نموخوام من که نق نمیزنم! عمو بابام این روزا هر وقت خونه هست میشینه پای تلویزیون همراه من برنامتون رو نگاه میکنه … . عمویییییییی الان داریوش نشسته داره میگه : عموووو پورنگ نازی ! عمو پورنگ نازی ! ( ی نازی رو کشیده بخونین)

28 02 2010
آآآزاد

سلام عمو پورنگ. میشه یکی ا ز موضوعای برنامتون درباره شانس باشه؟
مثلا چقدر استقلال بدشانسه و بقیه تیما چقدر خوش شانس. ما حمله میکنیم ما زحمت میکشیم بقیه تیما میبرن. داور به نفع بقیه تیما سوت میزنه. و اینکه من دارم الان از عصبانیت منفجر میشم.
اینکه توی زندگی شانس اگه نباشه…

28 02 2010
بلقیس

در رشت سه چیز است هر وقت که بخوا هی ترشی تره و با قالا قاتوق اشپله ماهی
آره اشپله ماهی آره اشپله ماهی 2 بار پورنگ گل پورنگ گل خوشگل پورنگ
آهای آپلو 12 آهی اپلوی 13 ووشو ووشو تو را نخوام بلایی تو را نخوام
مغروری تو را نخوام حرفا نا آبنه کنار
انجمن آهنگ سازان 6و 8 تان اصفها ن – زرین شهر
عمو جان این شعر را برای شما نوشتم و میخواهم کمی ترکی برای خانم ایزدی بنویسم تا شما برایش معنی کنید
سلا م ایزدی خانم حال خوبدو هار دایایی سن الکی ازییه یرودما تا ترکی ارگنین چون بیلمری اینگ نرا یسی و کیشی کهن
بو عمی نه کو بیز واروموز الی آقروماسون امیر محمد دگینه کو نومورتا نه د مسن یوقورما
انجمن صدا پردازان استان اصفهان –زرین شهر

28 02 2010
مهدیه

لطفا تایید نکنین.
سلام عمو خسته نباشید . عمو ترو خدا التماستون میکنم خواهش میکنم به سوالم جواب بدین وجوابو برام ایمیل بزنین.عمویی شاید سوالم خیلی مسخره است ولی چون به اندازه ی داداش نداشتم و بیشتر از اون دوستون دارم به خاطره همین پس ترو قران جواب بدین.
عمو من می خوام گوشیمو عوض کنم و بابا برام یه گوشی دیگه بخره چون بیشتر روزه هام و گرفتم و نماز میخوانم و به خا طره کارنامم ولی نمی دونم چه مدلی بخرم پس خواهش می کنم مدل گوشیتونو بگین و اگه به جای من بودین چه مدلی می خرین خواهش میکنم جوابو برام ایمیل بزنین.مرسی.
دوستون دارم.

28 02 2010
سعیده استادی

بنام خدا
سلام عمو
جواب منو حتما بده!!!!!
شما به خواهش هایی که بهت میشه فکرمیکنی بهترینم!؟ جوابت واسم خیلی مهمه!!اگه آره حتما به میلت سربزن!خواهش میکنم سر بزن!
دوست دارم همیشه!

1 03 2010
لوک خوش شانس

سلام آجی مهدیه جونم خوبی گلم .مهربون آبجی این چه سوالیه از عمو پرسیدی این خود تو هستی که باید مدل گوشیتو انتخاب کنی با توجه به شرایط خرید بابات و استفاده هایی که از گوشی می خوای بکنی.ناراحت نشی ها از دست من .

1 03 2010
دریافرضیایی

به نام خدای مهربون
داریوش جونم سلام خوبی امیدوارم که حالت مثل من نباشه هیچ وقت هیچ وقت
عزیزم کاش یه روز خوب داشتم تا از اون روز برات می نوشتم کاش می شد با حرفام بلور زیبای قلبت رو نمی شکستم اما چه کنم که بعد از خدا فقط تو حرفامو گوش می کنی داریوش جون توی شهر ما مردم توی جاهلیت موندن و هر که دختر داشته باشه انگار ننگه دوست دارن دختراشونو بکشن اما با رفتاراشون کم کم ما رو از بین می برن اینجا اگه دختری مثل من انسان واقعا می گم انسانی رو مثل شما دوست داشته باشه حکمش اعدامه حکمش اعدام تدریجیی دیشب به خاطر تو دوباره خونمون کتک و کتک کاری بود فقط جای سوراخای کمربند روی بدنم سالم بود دیشب با اشک یه فال گرفتم و توی کامنت بعدیم برات می نویسمش و با اشک خوابیدم و خوابت رو دیدم …خیلی خیلی دوستت دارم اگه به خاطر شما جوونم هم بدم بازم کمه دست مامان جون رو به جای من ببوسین به ایشون بگید که خیلی دوستشون دارم ای کاش دختر ایشون بودم تو رو خدا عید بیا خونوادم که من رو با خودشون مسافرت نمی برن بزار با دیدنت دل شاد باشم خدا نگه دار

1 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا سلام وخداقوت عمو جون برنامه ي شنبه تون خيلي جالب وخنده دار بود راستي اميرمحمدسياه شده بود وخيلي با نمك تر از قبل.عموجون بارون ماشاالله ماشاالله كه امون نميده كه بياي بيرون ولي يكي دوساعت كه ديگه بارون نمي باره عمويي ميشه يه مسابقه درمورد بهترين سفره هفت سين تو سايت تون برگزاركنيد .ودراخر ازبرنامه خيلي خوبتون ممنون واميدوارم كه شما و همكاراتون هميشه سالم وتندرست باشيدومنتظر برنامه خيلي جذاب تون هستم .دست علي يارتون*خدانگهدارتون*

1 03 2010
ارزو

نمیدونم این همه پیام رو کی وقت میکنید بخونید.اما همین که براشون یه وبلاگی باز کردید تا با هاتون درد ودل کنند نشون میده که چقدر بچه ها رو دوست دارید.من یه برادر زاده کوچولو دارم که فقط سه سالشه.وقتی پای برنامتون میشینه وقتی از ته دل می خنده من واقعا شاد میشم.هر دفعه ازمن سوال میکنه من رو می ببری اونجا؟ .من نمدونم چطور بچه ها میتونن تو برنامه شرکت کنند.خواهش میکنم اگه کسی میدونه بهم بگه.بازم ممنونم

1 03 2010
خاطره

سلام شب خوش هنوز نميدونم يعني شايدم ………..ديگه اصلا در موردش حرف نميزنم ……خب برا ي خانوم دريا فرضيايي فقط ازشون ميخوام اگه ممكنه يه نشون شماره تلفن يا ادرس برام بذارن قول نميدم تماس بگيرم اما اگه بتونم كمكش كنم حتما باشون تماس ميگيرم

1 03 2010
مهسا طالبي

عمو امروز در فكر اين بودم كه چطوري مي شود وحدت داشته باشيم وجواب دادم به خودم يعني باهم بودن يك وحدت است وپس عمو وبچه هاي كه در ايجا هستيد بياين باهم وحدت داشته باشيم وبه هم ديگر خوب كنيم

1 03 2010
رها

سلام
عمو جان میشه بگید که چرا دیگه مثل اولا دیگه سر به وبتون نمیزنید.واقعآ اگه اتفاقی افتاده ما رو با خبر کنید .شاید از دست صحبتی ما خسته شدید؟

و موضوع بعدی اینکه هر چی به ایمیلتون پیغام میزنم جواب بطور اتوماتیک همیشه 1 چیزی میاد؟
پس باید به چه آدرسی ایمیل بزنم؟؟؟؟؟؟؟

2 03 2010
مهساروحی

با این حال ممنون از اینکه برای ما وقت می گذارید

2 03 2010
رویا

سلام عمویی . امروز سر کلاس ادبیات معلممون داشت درباره شغل دندون پزشکی حرف میزد میگفت خیلی پول توشه . من هم همین جوری گفتم خانوم من میخوام جراح مغز و اعصاب بشم . بعد دوستم گفت آره بعد وسط عمل مغز بچه ت میگه مامان مامان بدو بیا عمو پورنگ شروع شد اون موقع هم تو هم مریض بیچاره رو ول میکنی بدو میای عمو پورنگ نگاه کنی!!! بعد هم من گفتم آخ راست میگی من اصلا به این جنبه ش فکر نکرده بودم احتمالا باید پزشک کودکان نوزادان بشم که تو مطب فقط شعرای عمو رو بذارم!!!!

2 03 2010
الهه صابر

سلام
عمو پورنگ….
وای شما با نمک ترین عموی دنیا هستین.هیچ می دونستین؟
لطفا به وبگاه من بیاین

2 03 2010
ولوله و زلزله

سلام !بعضیا متوجه نیستن که شما برنامه کودک اجرا می کنین نه حل مسائل جزایر قانقاریا .هی ایراد می گیرن که این اقا با این سنش!!!چرا اینقدر بپر بپر می کنه؟ این جلف بازیا!!!چیه؟چرا جنگولک بازی!!!می کنه؟خجالت نمیکشه ؟حالا چرا مارو میزنی؟!داریم نقل قول میکنیم وگرنه ما می دونیم که شما یه پارچه پیرهنی ببخشید آقایی .بیاین برا یه بارم که شده یه جور دیگه جواب اینارو بدین تا بفهمن آب گلالود چقد ماهی داره .یه برنامه بسازید که مثلا برا بزرگاس .کت شلوار بپوشید یه جا بشینید شمع و گل بذارید و شعر اردک تک تک و هدیه رو دکلمه کنید مثل برنامه های دهه ی 70 .موضوع برنامه ام مثلا کودک و اقتصاد باشه و با اون 3تا وروجک درباره ی پول تو جیبی و این حرفا یه بحث مصنوعی جدی کنید .هر چند جواب نادان خاموشیه ولی زبون طنز مارو از سوراخ می کشه بیرون.چشم دشمنتون و دشمنمون کور!!!کمک کمک ما دیگه هیچی نمی بینیم.شکر چایی شیرینتیم قاطی کن حل شیم.

2 03 2010
صنم بچه ننم

هر چی فکر میکرد ، یادش نمی اومد یه روزی ، یه کسی ، به حرفاش توجه کنه. کسی که دوسش داشته باشه. کسی که بچه بودن رو دوست داشته باشه. اون روز رفته بود کسی رو ببینه که دیده بود به آرزوهاش نزدیکه. میدونست عمو پورنگ دوست نداره کسی تو حرفاش بپره ، چون قبلا امیر محمد این کارو کرده بود و نتیجه شو دیده بود اما داد زد : عمو پورنگ؟! عمو پورنگ برگشت نگاش کرد. گفت چیه ، چی کار داری؟ پرید و به جای همه ی دوست داشتناش ، عمو رو بوس کرد. پیش خیلی ها ابراز احساسات کرده بود ، اما واکنش اونا……
عمو خیلی خوب برخورد میکرد ، میدونست تون لحظه چقدر خوشبخته!
عمو میدونستین بعضی موقع ها یه کارایی میکنین که انگار تموم آرزوهامونو یه جا برآورده کردین؟
………………………………………….
من هی تو دستای عمو دنبال یه سوزنی ، جسم نوک تیزی میگشتم که با اون بادکنک ها رو بترکونه. اما دقت که کردم ، آموزش های لازم رو دیدم : دست رو دور بادکنک محکم فشار میدیم. ناخن های محترم رو فرو میکنیم ، یه دفعه……تق!!!!!!مهارت میخوادا، آسون نیست!

2 03 2010
رها

ولوله و زلزله خیلی با حال نوشتی خوشم اومد.

عمو 4 شنبه یعنی فردا این اسما رو میخونید؟
نهال عابد
غزاله عابد
رها بهمنی

2 03 2010
نگین

به نظرمن اگه کل برنامه های دنیاروهم به شبکه دومنتقل کنند نمیتونندبه اندازه ی برنامه ی شماموفق باشندچون شماخودتون هستیدنقش بازی نمیکنیدتعجب میکنم برنامه ی فوق العاده ی شماروبابرنامه ای مثل شادونه مقایسه میکنند;خواهش میکنم به شبکه دونریدودرکناراون برنامه های ضعیف قرارنگیرید;درمورداون نوشته[دوبله فارسی]واقعاخنده داره نمیدونم چی بگم…این کامنت مربوط میشه به صفحه یک یادواماچون کامنتم دراونجاثبت نمیشدمجبورشدم اینجاثبتش کنم ببخشید*

2 03 2010
elahe

salam amojonam matino sahando amir chetoran amo toro khoda basam ye chizi benevis be hame salam bereson elnaz khaharam ham salam miresone be omide in ke javabeto to hamin web bebinam amo man 13 salame

2 03 2010
سعیده استادی

بنام خدا
سلام فکرنمیکنم کسی دوست داشته برنامتون به شبکه2منتقل بشه!!!ولی بیشتراز اون ما دوست نداریم برنامتون متوقف بشه!!!!!ازتون تمنا میکنم کاری کنیدکه این اتفاق نیفته!!! راستی شما و همکارانتون نمیتونید راضی شون کنیدتا از تصمیمشون منصرف شن!؟ازته دل دعامیکنم این اتفاق نیفته!واقعاکه خبربدی بود خیلی بد!!!
همیشه دوستتون دارم!!
التماس دعا!

3 03 2010
نگار

عمویی جونم. میشه خواهشا جواب این کامنتمو بدین؟ عمویی شما به کسی که دلش برای کودکیش به طرز وحشتناک و تحمل ناپذیری تنگ شده باشه چه جوری دلداری میدین که با این دلتنگی که به هیچ عنوان نمیشه جبرانش کرد کنار بیاد؟ اون شخص منم عمویی جونم! منم که به طرز وحشتناک و تحمل ناپذیری دلم برای دوران کودکیک تنگ شده! اون آهنگ بخواب کوچولو رو یادتون هست که از رادیو ساعت 9 پخش میشد؟ شبا اون رو گوش میکنم و آروم اشک کیریزم و به خدا میگم : خدایا چرا این فرصت رو بهمون ندادی که یه بار دیگه فقط یه بار دیگه بتونیم برگردیم به اون دوران پاک و دوست داشتنی؟
حالا شما عمویی چطوری منو دلداری میدین؟ چطور با خودم کنار بیام عموی نازنینم؟!!


سلام دخترم الابذکرالله تطمئن القلوب؛قرائت قرآن حداقل یک سوره کوچک

3 03 2010
نگار

راستی عمویی ببخشید سلام یادم رفت!!!
ســــــــــــــــــــــــــــــلام…
آخه میدونین عمویی، کامنتمو داشتم تو قسمت «زیر پای مادر» (که واقعا خاک پای مادرم هستم) مینوشتم. اما یادم افتاد که گفتین فقط درمورد اون مطلب و مختصر نظر بدین. بنابرابن آوردم اینجا نوشتم.کپی کردم متنمو آوردم اینجا واسه خاطر همین سلامو یادم رفت. ببخش عمو جونم. اما توروخدا جواب کامنتمو بده. خواهش میکنم…
دوست دارم عموی نازنینم

3 03 2010
عسل از گرگان

عمو جون سلام…………………….عمو دیروز ساعت 7 بعداز ظهر فهمیدم که شما دیروز سه شنبه گرگان بودین…………………..خیلی عصبانی شدم ………البته باکمی تعجب…..خوب عمو من اصلا تبلیغاتی…پوستری…یا چیز دیگه ای از شما ندیدم…………….من چقد بد شانسم……… کلی غصه خوردم…………….

3 03 2010
عسل از گرگان

عمو جون راستش………….یه پست تصویری از پشت صحنه ی برنامتون …..جایی که تمرین می کنین…..یا عواملتون……………استودیویی که شعر می خونین ……..میشه تهیه کنید……….اخه خیلی دوست دارم که ببینم …فکر کنم برا بقیه هم جالب باشه………….هر جا هستید سلامت باشید…………………….

3 03 2010
عسل از گرگان

چه خوشحالم که فردا تولد پیامبر و امام صادق هست این روز ها رو به شما عمو ی گلم و تمام اجی ها تبریک می گم……………………………………………………………..

3 03 2010
آآآزاد

سلام با ناراحتی. تلویزیون ما از دوشنبه رفته تعمیر، امروزم ساعت شش میاد خونه یعنی دقیقا وقتی برنامتون تمون میشه. من میخوام برنامه عمو پورنگ ببینم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بیچاره من.

3 03 2010
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام…چه میکنه دوست خوبه عمویییییییی!پرنده ها در وبلاگ عمو پرواز میکنن به به!!فکر کنم کلاغ باشن..نه؟مشکی ان آخه!!..جالب بود
عمو جون دیشب خیلی دلواپس بودم با اون تعریفی که شما از جاده کردین مگه میشد بخوابم!!دره و مه و…!!!الانم تا امروز تو برنامه نبینمتون دلم آروم نمیشه..
عمو جون کاش زودتر پنجشنبه و جمعه برسه و شما استراحت کنین :-( راستی امروز برنامه دیدن تو خونه ی ما جالبه!همون حرف خودتون!بابا با لنگه کفش!!…اما نه 3 نفر به یه نفرِ! الهی بمیرم عمویی با این خستگی چطوری میخواین برنامه اجرا کنین :-(
عموجون یه ایمیلم براتون میفرستم که خیلی مهمه..فرصت کردین ایمیلاتونو چک کنین…دوستت دارم عمویی

3 03 2010
آآآزاد

عمو پورنگ مهربونم اقای میلاد تهرانی سایتشونو اپ کردن با یک فایل صوتی. وااااای محشره همون ترانه ای رو دکلمه کردن که من خیلی دوسش دارم. حتما که میدونید باید عضو باشید.
تا بتونید شعرا و فایلاشو دانود کنید.
حتما برید دانلودش کنید واقعا استحقاقشو داره. http://www.milad-tehrani.com
فک کنم بخاطر این تبلیغات پرشوری که من درباره با سایت بقیه انجام میدم باید یه حقوق بهم بدن یا لااقل بیمه ام کنن.(شوخی کردم)

3 03 2010
رویا

عمویی امروز درباره آنتی ژن و گروه خونی و اینها خوندیم عمو بعد از کلاس یکی از بچه ها ازم پرسید رویا گروه خونی عمو چیه ؟ بعد گفتم ای وای نمی دونم … عمویی نمی گین گروه خونی تون چیه ؟؟ ( فکر کنم الان نشستین دارین میگین وای چقدر این دختر فضوله آخه به گروه خونی من چی کار داری ؟ ) عموووووووووو نموخوام ! خوب واسه ما ریست شناسان و پزشکان آینده (فکر کنم از بس گفتم میخوام دکتر شم از هرچی دکتره متنفر شدین) مهمه دیگه !! (عمو یه وقت نیاین اون جمله رو که تو پرانتز اولی نوشتم پررنگ کنینا !!!! )

3 03 2010
دریافرضیایی

****************ولوله و زلزله *******************
سلام بابا کلی با نوشتت حال کردیم ایول داداش خوشمون اومد کلی ذوق کردم و خندیدم خدا خیرت بده خیلی وقت بود نخندیده بودم اونم از ته دل پیامم رو توی قسمت یک یا دو البته با اون بد و بیراه هایی که من گفتم محاله عمو تایید کنه رو بخون البته اگه خواستی اجبار نیست ولی خیلی نوشتت رو دوست دارم راستی به فکر اینم که یه هزار متر پارچه سفید بگیرم و بخوام که طرف دارای عمو امضا کنن که برنامه خدایی نکرده خدایی نکرده زبونم هزار بار لال بشه تعطیل نشه و برای شبکه 2 بفرستم قربونت برم خیلی دوستت دارم خدا نگه دار

3 03 2010
مهسا

سلام عمو.
عمو نه میدونم چی بگم و نه میتونم که بگم.
فقط واسم دعا کن

حال و هوام بارونیههههه

3 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا سلام وخدا قوت به بهترين عموي دنيا وهمكاراي عزيزش .عموجون بلاخره به يكي از ارزوهام رسيدم ميدونيد چي بود اينكه اقاي خليفه ي مهربون رو تو استديو ديدم عمونميدونيد چقدر خوشحال شدم لباس تون خيلي خوشيگل بودخيلي هم بهتون مي اومدبرنامه تون هم خيلي خوب بود خيلي چيزا ياد گرفتم.

3 03 2010
رها

عمو سلام
1 کم غصه خوردم اسم ها رو که دادم نخوندین فردا به حق روز خجسته خدا هر آرزویبی تو دلتون هست بهتون بده البته اگر به صلاحتون باشه..

میشه 5 شنبه این اسما رو بخونید لطفآ

نهال عابد
غزاله عابد
رها بهمنی
همه از تهران و خیلی گل هستند.

3 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا سلام عمو باورم نميشه عمو جون شما دل منو شكستيد يادتون رفته عمو جون كه گفتيد =من هيچ وقت برادر زاده هامو تنها نمي زارم پس چي شد عمو جون حتي تو شعراتون هم ميگيد ادم اگه قولي ميده بايد به هش عمل كنه شما هم قول داديد اخه يعني چي كه ميخوان شغل شما رو ازتون بگيرن برنامه شما كه اين همه ماشا الله طرفدار داره عموشايد شما مارو فراموش كنيد اما ما هيچوقت شما رو فراموش نميكنيم عموجون من هيچ برنامه اي رو به اندازه برنامه شما دوست ندارم اخه هيچ برنامه اي به پاي برنامه ي شما نميرسه من هميشه برنامه تون رو از ته دلم نگاه ميكنم وهرچيزي رو كه شما ميگفتيد گوش ميدادم عمو جون تورو خدا مارو تنها نذاريد اخه ما چيكار كنيم .اي پيامبر خوب خدا حضرت محمد(ص)وامام جعفر صادق(ع) از ته دلم ازتون خواهش ميكنم ازخدا بخواين هيچوقت برنامه ي عموي گلم تموم نشه تورو خدا يه عيدي خوب به ما بچه ها بدين واونايي كه ميخوان شغل عموي عزيزمون رو ازشون بگيرن پشيمون شون كنيد (امين)

3 03 2010
مه رو

سلام عمو
عمو درسته برنامتون شاید انتقال پیدا کنه شبکه دو ولی تا بعد از عید که برنامه دارین نه
عمو تورو به خدا بگو که برنامتون تموم نمیشه

3 03 2010
مهدیه

سلام عمو به نظرتون ما همو بچه های این جا زنگ بزنیم به روابط عمومی قبول میکنن یا کار از کار گذشته عمو تروخدا یه کاری کنین ما رو تنها نزارین عمو بغض کردم شدید یعنی بغضضم بترکه نمی شه کنترلش کرد عمو خواهسش می کنم تروخدا حداقل این سایتو نبندین .
عمویی خیلی دوستون دارم خیلی.

3 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا بازم سلام عموجون/عموميخوام اين پيام رو به اقاي مير كياني و اقاي مشكيني بگم كه ما هيچوقت عموي خوبمون رو تنها نميزاريم وخيلي ببخشيد اگه كاري رو به اجبار به خودشما بدن ايا واقعا قبول ميكنيد واگه هم قبول كنيدبازم از روي ميل نيست كه درسته حالا خودتون قضاوت كنيد .اصلا ما نميخوايم عموپورنگ به شبكه ي دو بره چرا قطارشبكه ي كودك به شبكه ي اول نمياد اين جوري بهتره .تورو خدا برنامه ي عموي خوبم رو متوقف نكنيد خوب مگه چيه كه شبكه اول روزي1ساعت برنامه كودك داشته باشه شما با اين كارتون ميدونيد دل چند نفر رو ميشكنيد .

3 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا سلام عموجون نميدونم چي بگم ازكجا شروع كنم ولي عمو به نظرمن بهتره به شبكه دو برين از اين بهتره كه برنامه تون ديگه پخش نشه ولي نه هرچي خودتون صلاح ميدونيد انجام بديد بازم ازتون ميخوام برنامه تون تموم نشه واينم بدونيد عموي گلم ما هيچوقت شما رو تنها نميذاريم. عمويي به اقاي فرجي هم ميگم واقعا كه اصلا به بچه ها توجهي نكردن ونميدونن با اين تصميمي كه گرفتن دل چند نفر از بچه ها رو شكستن.

3 03 2010
مه رو

ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد

که امشب با ناله ای بغض آلود
بر دیار این دل خسته
اشک می ریزد

4 03 2010
نگار

سلام عموی گلم… نمی دونید با جواب دادنتون چقدر خوشحالم کردین!!! بهترین راه ممکن رو پیش پام گذاشتین ممنونم عموی نازنینم! من همیشه تو تنهایی هام ذکر میگم. شاید باورتون نشه عمویی یا شاید فکر کنید که میخوام غلو کنم اما گاهی احساس میکنم که آقامون پیشم هستن! گاهی بی اختیار سرمو بر میگردونم انگار که یکی صدام کرده! عمو جون تو این شب عزیز که میلاد حضرت محمّد مصطفی هست دعا کنید! عمو جون توروخدا دعا کنید واسه ظهور آقا…
اللّهم عجل لولیّک الفرج… اللّهم عجل لولیّک الفرج… اللّهم عجل لولیّک الفرج…
آمین یا رب العالمین… اللّهم صلّی الی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم
ظهور آقامون ان شاالله نزدیکه… بیاد!

4 03 2010
نگار

دوستون دارم عمو جون. ایشالله خدا هزاران هزار برابر بیشتر از اون چه که شما دلمو با جواب دادنتون شاد کردین، دلتونو شاد کنه. خیلی دوستون دارم عموی نازنینم

4 03 2010
نگار

عیدتون مبارک عموی گلم. ایشالله هر حاجتی دارین فردا از حضرت محمّد (ص) عیدی بگیرین…
منکه فقط آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خونوادتون دارم و امیدوارم همیشه با ما بمونین. خیلی دوستون دارم عموی نازنینم…

4 03 2010
مامور ... مامور ... مامور خواب ... س ... ب ... د ... ف ...

نه نه نه نه نه

خيلي وحشتناكه

باورم نميشه

اين تصميم درست نيست

عاقلانه نيست

عادلانه نيست

نبايد برنامه عموپورنگ تمام بشه نبايد نبايد نبايد

عموپورنگ سلطان دنياي بچه هاست

و سرزميني كه سلطان نداشته باشه نابود شده و ويران شده هست

با پايان برنامه عموپورنگ دنياي ما بچه ها آتش ميگيره نابود ميشه ويران ميشه

عموپورنگ نرو خواهش ميكنم نرو التماس ميكنم نرو با رفتن تو دنياي ما تبديل

ميشه به سياهي و تباهي

خدايا خدايا خدايا دارن عمو پورنگ را از ما ميگيرند دارن سلطان سرزمينمون را بيرون

ميكنند خدايا پروردگارا خودت كمكمون كن خدايا خودت نگذار كه سلطان سرزمينمون را

بيرون كنند خدايا خودت نگذار كه دنياي ما را بدو ن عموپورنگ كنند

خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خودت كمكون كن خودت به داد و فريادمان برس

4 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا دوباره سلام عمو ي خوبم ببخشيد كه اين همه مزاحم تون ميشم خوب چي كار كنم ناراحتم عموجون هواي دل من مثل اسمون امروز باروني شده واونايي كه اين كار رو انجام دادن بدونن كه جواب اين چشم هاي اشك الود ما رو حتما ميدن .عموخيلي دوست دارم وما رو هيچوقت ترك نكن.

4 03 2010
نگین

عیدتون مبارک ازصمیم قلبم ارزومیکنم همه ی ارزوهاتون دراین روزعزیزومبارک مستجاب شه وارزوی خیلیهاومن هم که موندن شماست واینکه همیشه ی همیشه برنامه اجراکنیدبراورده شه وامیدوارم شماوخونواده ی عزیزتون مخصوصا مادرمهربونتون همیشه سلامت وتندرست باشیدوبه تموم خواسته هاتون برسید;دیشب خوابتون رودیدم کاش دیگه هیچوقت بیدارنمیشدم;بابت کامنت قبلی ممنونم که مثل دفعه ی قبل…برعکس عمل نکردیدالتماستون میکنم نریدو…………..

4 03 2010
نگین

پس چرانیومدیدبرنامه اجراکنیدازصبح تاحالاپای تلویزیون میخکوب شدم سرم داره منفجرمیشه باورکنیدچشمام درست وحسابی نمیبینه نمیدونم تقصیرچه کسی بوده تاحالا نیومدیدبرنامه اجراکنیدامااگه کاراقای فررجی باشه به حق این روزنمیبخشمش هنوزهم وقت هست توروخدابیاین برنامه اجراکنیدتاببینمتون توروخدابیاین*

4 03 2010
نیلوفر پاکدل

سلام عمویه خوبم .چشممون روشن .دیگه حالا پایین برنامتون اعلام میکننن هم اکنون .فلان برنامه تو فلان شبکه ؟؟؟؟؟
دستم به مدیر شبکه 1 با کسی که کنداکتور پخش برنامه ها رو مینویسه برسه .میکشمشون .

4 03 2010
نرگس

عمومن خیلی دوستت دارم……..
عموتصمیم گرفتم همون نرگس شم..دیگه جوجوتون نمیشم اخه دیگه توانه جیک جیک کردن ندارم…………ازدیروزبعدبرنامتون تاحالاغذانخوردم…….
عمواشکام خشک شده………
عمویه سال خیلی زیاده……..
عمونرو……
عمویی برواستراحت کن ولی 1سال خیلی زیاده عمو…خیلی…….
عموژاله میگفت خیلی خسته اید…….
پس مانتونستیم…….
عمونگوخداحافظ………
عموبذاردلخوش باشم……..
عمو عمومون بمون…..
عموماه رمضون برامون شعراهای اهای مهمونیروبخون باشه عمو؟
عمو1سال خیلی زیاده……….
عمو1سال خیلی زیاده………
عمودله من گنجشکیه بیشتراز4 5ماه طاقت دوریه عموشونداره…..
عمومن خیلی دوستت دارم…………
خیلی………..
تنهامون نذار………………..
عمو………

4 03 2010
samoo

عمو حق داری بری اخه تو هم دل داری اما مگه تو اجرای برنامه خسته میشی ؟
حلامیری کی میای؟ عمو دارم میگم جون من بهم ایمیل بده
اگه ندی میمیرما
نکنه سجاد تو نامه اش جون خودشو قسم خورده بود که بهش ایمیل بدی؟
اخ اخ مامانم میخواد به خالم زنگ بزنه
گفتم خاله یاد پسرخالم افتادم 6سالشه اسمشم ایلیا شیرین سخن هست خیلی دوست داره یه عالمه با ادبه از من بهتر حرف میزنه
در مورد شعرام نظر بده
قربونت خداحافظ

4 03 2010
samoo

عمو سوتی رو داشتی گفتم به سجاد ایمیل ندادی منظورم نامه بود
خوب شد یادم اتاد بگم متینم که چاق شده چیز خورشون میکنی؟
عیدت مبارک
حالا که تو نیستی واس من که مبارک نیست
دیگه واقعا خداحافظ

4 03 2010
samoo

عمو مثل این که نمیشه خداحافظی کنم اخه ایزایمر دارم
داشتم فیلم هندی من
اینجام را میدیدم شاهرخ خان رو که میدیدم یادت می افتادم خیلی شبیهت هست مخصوصا حرکاتش
پیشنهاد میکنم ببینی (main hoon na یعنی من اینجام)
واسلام نامه تمام
خدا نگهدار

4 03 2010
نگار

سلام عموی گلم خوبین؟ خسته نباشین. فقط اومدم بگم خیلی دوستون دارم عموی نازنینم. بیشتر از اونچه که فکرشو کنین. دوستون دارم نازنین عموی من…

4 03 2010
نگار

خطاب به : مامور … مامور … مامور خواب … س … ب … د … ف …
عزیزم کسی قرار نیست عموی خوبمون رو بیرون کنه. نمیتونن بیرون کنن. نه اونقدر قدرتشو دارن نه ما میذاریم. بدون عمو هم نمیشیم. عمو فقط میخواد مکان برنامه شو تغییر بده. که شاید این حتی به نفعش باشه! کسی نمیدونه. منم مثل شما حس خوبی نسبت به ابن قضیه ندارم اما همش دعا میکنم که اتفاقی بیفته که به نفع عمو باشه. بهتره شما هم همینطور دعا کنید واسه موفقیت عمو جون. عمویی گلم ایشالله همیشه موفق و سلامت باشین. دوستون دارم عموی نازنینم

4 03 2010
مه رو

ادم عزیزانشو فراموش نمیکنه بلکه به ندیدنشون عادت میکنه

4 03 2010
نگار

خطاب به عزیزانی میگم که هی میگن عمو از پیش ما نرو…
دوستان گلم آروم باشین. مطمئنا عمو اینقدر عاقل و بالغ هستن که بدونن چه کاری درسته چه کاری غلط. منم اول دستپاچه شده بودم اومدم کلی غر زدم به عمو (جسارت نباشه ها!!!) اما بعد که یکم فکر کردم گفتم عمو شاید مکان برنامه ش تغییر کنه یا حتی نتونیم با چشممون ببینیمش (که البته امیدوارم هرگز این موضوع پیش نیاد) اما عمو جاش تو قلبمونه… نزدیکتر از اون صفحه شیشه ای که بابای چشمونو در میاره!!! ما که نمیتونیم جلوی رفتن یا نرفتن عمو رو بگیریم. پس بهتره واسه موفقیت عمو دعا کنیم. من در حال حاضر فقط دارم دعا میکنم که اتفاقی بیفته که به نفع عمو جونمون باشه. من برای تسلّی قلب ترک دارمون (که وضعیتش تا معلوم شدن اوضاع عمو معلوم نیست) جمله ای رو که عمو بهم گفتن رو بهتون و به خودم پیشنهاد میکنم : الا بذکر الله تطمئن القلوب… قرائت قرآن حداقل یک سوره کوچک. خدا خودش پشت و پناه عمو جونمون باشه. دعای ما الان بهترین کمک واسه عمو هستش! واسه سلامتی خودشون و خونوادشون و موفقیتشون دعا کنیم. دوستان…
عمو هیچ جا نمیره. اگرم رفت فقط تصویرش رفته، خودش که تو قلبمونه! ما تصویر مجازی عمو رو میخوایم که با تعدادی پیکسل تشکیل شده یا خود عمو رو؟حالا همه باهم یکصدا میگیم :
«دوســــــــــــــــــــــت داریــــــــــــــــــــــــــم عمــــــــــــــــــــــــــــــــــو جـــــــــــــــــــــــــــــون»

4 03 2010
نگار

دوست دارم عموی نازنینم…

4 03 2010
نگار

آره دوستان… یه چیزیو هم میدونید؟ شاید اصلا عمو جون تو این قضیه نتونه کاری کنه! شاید یکی دیگه داره جای عمو تصمیم میگیره!!! پس بهتره این موضوع رو بسپریم دست خدا تا خودش عمل درست رو نصیب این قضیه کنه! الهی آمین… اللّهم صلّی علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم.

4 03 2010
رها

سلام عمو

اما 1 چیزی رو به جرات میتونم بگم که شما برنامه ی زنده رو با احساس بیشتری اجرا میکنید تا تولیدی یا ضبطی …

5 03 2010
دوست جوون

به نام خدا
سلام. میدونم خیلی دیر اومدم برای گذاشتن این کامنت ولی دارم سعی می کنم کمتر مزاحمتون بشم تا کمتر خسته بشید.
عمو جوون اجراتون توی بندرعباس من را یاد یه خاطره انداخت.
خاطره اومدنتون به اصفهان.
عمو یادم وقتی 15 سالم بود شما اومده بودید اصفعان.
وقتی مامانم قبول کرد بیارتم میدان امام کلی ذوق کردم.
عمو لباس هام را که اتو زدم بعدش نشستم جوراب هام را هم اتو زدم. برادرهام مسخره ام میکردن و می گفتند: هووووووو حالا انگار پورنگ تو را میان این جمعیت میبینه؟؟؟ حالا چرا جوراب هات را اتو می کنی؟؟ پورنگ که دیگه داخل کفش ت را نمی بینه.
من هم می گفتم : دلم میخواد وقتی عمو را می بینم مرتب باشم.
ولی عمو جوونم خدایی اش خیلی شلوغ بود هان. مگه نه!!!!!!!!!
عمو

5 03 2010
نگین

سلام;مگه بمیرم که بزارم برنامتون تعطیل بشه اصلامگه فررجی وارث کل تلویزیونه حتی اگه شده پیش اقای ضرغامی ورییس جمهورورهبربرم وبه دست وپاشون بیفتم نمیزارم این اتفاق بیفته خیلی ناراحت شدم که برنامه ی امروزتون زنده نبوداگه بدونیدچه روزی روگذروندم کلی حرص خوردم کلی گریه کردم کلی هم دعواکردم هی بهونه میگرفتم وبه مامان وبابام گیرمیدادم اخه شماعزیزترین کسم هستیداگه نتونم توی این صفحه ی شیشه ای تلویزیون هم ببینمتون بایدچه خاکی برسرم بریزم درسته همیشه دراعماق قلبم هستیدوسندقلبم روشیش دونگ به اسمتون زدم وبامردنم هم ازقلبم بیرون نمیریداماتکلیف چشمام چی میشه…[توروبه جون مادرعزیزتون تاییدش نکنید]*

5 03 2010
رویا

سلام عمویی عمو دیرز اینقدر عصبانی و ناراحت بودم که خدا میدونه … لطفا از کامنت دیروزم ناراحت نشین وای عمو آخه چرا باید برین ؟ البته فکر کنم الان باید به خدا توکل کنم تا هرچی صلاحتون هست اتفاق بیفته

5 03 2010
مهدیه

عمویی میدونم حالا وقته این حرفا نیست ولی به بزرگی خودتون ببخشید عمو بالاخره گوشی انتخاب کردم و احتماله نودونه و نیم درصد اونو بخرم .
مدل کوشی n85ببینید خوبه یا نه?

5 03 2010
سیل

برای؟؟؟؟؟؟؟:
خودت برو جمع کن این آت و آشغال هارو حالم بهم خورد وب به تو نیومده .

5 03 2010
نگار

سلام عموی گلم… دلم برات تنگ شده عمویی! تا فردا باید صبر کنم واااااااااااااااااااااای…!!!
خیلی دوست دارم عموی نازنینم

5 03 2010
نگار

راستی نازنین عمو، دیروز اون مستند سفر بی خطرتونو خریدم. من خیلی از فیلم و سریالای روز باخبر نیستم! خبر ندارم کی فیلم و ازین جور چیزا میاد بیرون. با مامان رفته بودم واسه هفت سین ماهی بخریم و واسه خودم گل، اومدم رفتم سی دی فروشی که نیش زنبور رو بگیرم. ایستادم ببینم دیگه چی داره که شما و امیرمحمد رو دیدم پشت ویترین!!! انقد ذوق کردم که نگوووووووووووو… خیلی چیزا یاد گرفتم عمویی ازتون. ممنونم. من گواهینامه ندارم، درس خوبی بود برام. ایشالله همه قوانین رو رعایت کنن تا سفر بی خطری رو داشته باشن. راستی عمویی اون آقا واقعا پسر داییتون بودن؟؟؟؟؟ میشه لطفا بهم بگین؟ منتظرمــــــــــــا!!!
دوستون دارم عموی نازنینم

5 03 2010
نگار

عموی گلم دیشب قبل از خوابم از ته دلم واستون دعا کردم. واسه سلامتی شما و مادر گرامیتون. واسه همه خونوادتون. عمویی ایشالله همیشه سالم و تندرست باشین. دوستون دارم عموی نازنینم

5 03 2010
نگار

عمو فکر نکنین که فقط همین دیشب واستون دعا کردما!!!!!! نه… من هرروز و هرشب و هر ثانیه دارم واستون دعا میکنم. خیلی دوستون دارم نازنین عموی خودم.

5 03 2010
فاطمه.23

انسان بزرگ کسی است که قلب کودکانه اش را از دست ندهد.درقلب منی.

5 03 2010
مطهره

بنام خدا
عموی گلم سلام
عموخودمونیم ها دیروز خوب حالمونو گرفتین..
کلا درزمینه حالگیری اونم آخرسال مهارت دارین
عمویه سوالی داشتم سراجرای تولیدی توی روزای عیدچیه؟
نمیگم بده اماآمار برنامه های تولیدیتون رفته بالا…
فعلا یاحق

5 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا سلام/ ديگه لبخند رولبام نميشينه/ديگه اشك از چشام تمومي نداره/ديگه واژه ي عمو(بدون عموپورنگ)معنايي نداره/ديگه بعدازظهرها بدوبدو ازمدرسه نميام كه عمو رو ببينم(اون موقع كه گروه ظهر بودم)/ديگه ساعت مو ساعت چهار ونيم بعداز ظهر كوك نميكنم كه برنامه ي عمو رو ببينم/.عموجون ما بچه ها رو تنها نذار خواهش مي كنم اخه بدون شما ما چي كار كنيم.

5 03 2010
آآآآزاد

وقتی جهان از ریشه جهنم
و آدم از عدم
وسعی از ریشه های یاس است
وقتی که یک تفاوت ساده در حرف
کفتار را به کفتر تبدیل میکند
باید به بی تفاوتی واژه ها
و واژه های بی طرفی مثل
نان دل بست
نان را از هر طرف بخوانی
نان است!!! (قیصر امین پور)

5 03 2010
آآآآزاد

سلام داریوش مهربونم. به قول مرحوم قیصر:

انگار این روزگار چشم ندارد…
زیرا هر چیز و هر کسی را که دوستتر بداری
حتی اگه یک نخ سیگار
یا زهرمار باشد
از تو دریغ میکند…

توی ایران همه چیز جبر تمامه. داریوش بزرگ من امیدوارم اگه دارن برنامتو تعطیل میکنن اونم با شگرد خودشون اقلا تو رو ناراحت نکنن.
بقیه بچه ها حق دارن ناراحت بشن. منکه دیگه سنی ازم گذشته نمیدونم بدون تو برنامه ها چه جور میشن.
منکه تلویزیون نگاه نمیکردم. فقط برنامه تو و برنامه نود. که اگه تو بری فقط نود میبینم.یادته که اونم داشتن میبستن… راستی امروز اس اس بازی داره.
نمیدونم آرزوی پیروزی بکنم یا نه. فعلا که شانس از اس اس برگشته.
پاینده و بزرگ باشی مثله اسمت داریوش!!!و همیشه تا ابد آبی!!!

(محسن چاووشی)
هر روز عمرم از دیروز بدتر…
بی دوست زندگی
مرگ از تو بهتره
اون روبه روم داره پرواز میکنه
میبینمش هنوز از پشت پنجره
هی دس تکون میدم
هی داد میزنم
اون سنگدل ولی هم کوره هم کره!!!

5 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا بازم سلام عمو جون. عمو به قول معروف ميگن=در نا اميدي بسي اميد است پايان شب سيه سپيد است.عموي خوبم بايد به خدا توكل كرد خدا خيلي بزرگ ومهربونه وهمه ي بنده هاشو دوست داره من مطمئن خداي مهربون حتما كمك تون ميكنه وهيچوقت تنهاتون نميزاره همون طور ما بچه ها كه هيچوقت تنها تون نمي زاريم.دوست دارم عمو جون ودوباره ميگم ما رو تنها نزار.

5 03 2010
من

سلام عمو پورنگ…میخواستم بگم اون که نوشتی زندگی خالی نیست….خیلی چرته و عامیانه هست زندگی خالی تر از اونه که فکرشو بکنی قسمت اخرشم که گفتی صبر باید بگم تنها کاریه که خوب یادش گرفتیم تو این جهنم دره …….اگه اهل کتاب خوندنی بهت پیشنهاد میکنم کتاب ملیونر زاغه نشین رو بخونی به نظرم قشنگ بود ..دوستت داره عمویی چرا نمبشه هیچ وقت دور از غوغای ادما تو سکوت یه جای امن باهات حرف بزنه چرا؟واقعا دلیل این دوریا چیه؟خدا چه چقدر سنگدله ادما رو فرستاده این پایین مثل گلادیاتورها با هم سر احساسشون بجنگنو خودشم بخنده قاه قاه…از خدا دلگیرم اخه همیشه لبخند میزنه

6 03 2010
عسل از گرگان

عمو جون سلام…………….
عمو میگم فقط زورشون به بر نامه ی شما رسیده برن بر نامهی مسخره ی خاله شادونه یابخیر بچه های زاقار تو درشو تخته کنن ……………………………عمو جون به کجا اعتراض کنیم………..شما بگین………….یه بر نامه هم که خوبه این جور ی می کنن

سلام دخترم همه همکاران من برای شما بچه های ایران زحمت می کشند و بنابراین احترام شون واجبه منطقی تر برخورد کنیم

6 03 2010
رویا

سلام عمویی امروز یه چیز بد برام پیش اومد که تا عمر دارم فراموشش نمیکنم حالام افسردگی شدیدی گرفتم و فردام امتحان ریاضی داریم امیدوارم زودتر آروم شم ولی هرچی یادم میره باز یادم میاد و ناراحت میشم …برام دعا کنین

6 03 2010
ولوله وزلزله برای دریا فرضیایی ورها وعمو

سلام .عزیزان. بابا!ما دونفریم یعنی دوتا روح در دو جسد.یعنی ما دو نفر اندازه ی یه نفر ارزش داریم که مارو یه نفر خطاب میکنید؟ما چون خیلی با هم عیاقیم بعضی وقتا با هم یادداشت می ذاریم.عمو باشما ام هستیما.

6 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا سلام عمو جون اميدوارم حالتون خوب باشه برنامه تون خيلي عالي بود دست تون درد نكنه .عمو راستي نگفتين اقاي فرجي ازتصميم شون منصرف شدن؟ انشالله دعا هايي كه امروز گفتين براورده بشه(امين).دوست دارم عمو پورنگ وهميشه به *خدا* توكل كن.

6 03 2010
لوک بد شانس

سلام عمو آره احترامشون واجبه ولی اونا هم باید به ما که بیننده ی برنامه هستیم احترام بذارن
اول باید یه نظر سنجی می کردن و بعد تصمیمشون رو می گرفتن
برنامه برای ما تهیه و تولید می شه و می ره روی آنتن
اه

6 03 2010
ژاله فرهادروش

به نام خدای بزرگ
سلام عموی مهربونه دل نازکم…خوبین ان شاالله؟..اومدم درد دل!عمو..مشکل میدونین چیه؟مشکل اینه که خیلی هامون میگیم عموپورنگ فرشته اس!! با این لقبی که روی شما میذاریم خیلی چیزا رو در مورد عموپورنگ غیرممکن و غیرطبیعی میدونیم..عموپورنگ همیشه مهربونه مثل فرشته ها!عموپورنگ عصبانی نمیشه داد نمیزنه..عموپورنگ اشتباه نمیکنه..چون عموپورنگه!..بعد میرسیم به جایی که عموپورنگ عصبی میشه…مثل همه ی آدما داد میزنه..و همه انگشت به دهن میشن و میگن:اِ عموپورنگ چرا عصبانی شد؟اینه مهربونیش؟! و دیگه عموپورنگ رو میذارن کنار چون بهشون ثابت میشه عموپورنگ فرشته نیست!مثل خودشونه…عمو از همون 11 سالگیم که پای برنامه میخکوب میشدم بابا و مامان یه چیز خیلی خوب بهم میگفتن همش یادآوری میکردن:ژاله جان…دخترم عموپورنگ خیلی خوبه اما یه آدمه مثل ما واسه خودت بت نساز..بزرگترم که شدم بازم در کنار همراهیشون همیشه یادآوری میکردن عموپورنگ هم یه بنده خداست…حالا هم که بزرگتر شدم قضیه واسم جا افتاده..وقتی میبینمتون انگار عموابراهیممو میبینم..بدون استرس اضافه..ذوق زیادی دارم اما همش یه ذوق کودکانه اس..ذوق از ته قلبم..و اگرم بغض کنمو اگرم گریه ام بگیره معمولا وقت خداحافظیه!مثل وقتی عزیزجونم میومد خونمون و من کفشاش رو قایم میکردم و آخرشم موقع رفتنش بغض میکردم…همین…حالا که بیشتر باعموییم درارتباطم از رفتارهای عموداریوشم جا نمیخورم..عموداریوشم خیلی ماهه اما گل بی خار خداست..عموداریوشمم حق داره داد بزنه مثه همه ی آدما..مثه بابا!!بابا هم خیلی از رفتاراش شبیه شماست…عمو جالبه میگم عمو خسته اس میگن: یعنی چی؟!مگه چقدر خسته اس که یک سال بذاره بره؟!…همه ی آدما خسته میشن..استراحت حق طبیعی هر انسانیه…خدا رو صد هزار مرتبه شکر که هیچوقت نگفتم عمو فرشته اس..و حالا میتونم خیلی زیاد عمومو دوست داشته باشم..دوستت دارم عمویی قده تموم ستاره های کویر
(دخترتون)

6 03 2010
نگین

سلام;خیلی خوشحالم اونقدرکه مامانم مجبورم کردهمه ی کارهای خونرومن انجام بدم خواهروبرادرنداشتنم این بدیهاروداره دیگه فکرمیکنم امروزخوشحال بودیدشماخوشحال باشید حتی اگه من دراوج ناراحتی هم باشم خوشحال میشم ومرتب پشت سرهم جیغ میکشیدم طوری که الان صدام گرفته[ادم روسگ بگیره جونگیره]واقعاعکسهاتون حرف نداشت اخرعکس بودانشاالله لبتون همیشه خندون باشه ودلتون همیشه شادخنده های شماازهمه چی دراین دنیازیباتره;عسل ازگرگان خیلی خوب نوشته بودحرف دل من بود;تی بلامی سردستتون خوب شدالاهی من بمیرم میخواستم بزنم زیرگریه خودم روکنترل کردم توروخدامواظب خودتون باشید.

7 03 2010
خاطره ی تنها برای دریا فرضیایی

سلام دختر گلم تموم تلاشم کمک به تو است اگه زنده موندم قول میدم کمکت کنم تا اونجاکه ازم برمیا قلب پاکی داری برام دعا کن ایمیلم خرابه هر چی درست مسکنم خراب میشه نمیدونم چرا اگه خواستی شمارتو بذار سعهی میکنم بت زنگ بزنم بای

7 03 2010
دریافرضیایی

به نام خدای مهربون
سلام تو رو خدا عزیزم کامنتامو تایید کن نمی دونم چی بگم اگه فیلم کتاب قانون رو دیدی اگه قرآن می خونی پس باید بدونی اگه کسی دو روز با کسی قهر باشه از دین خارج شده و شما 3 یا 4 روزه که با من قهری بابا حد اقل فهشم بده یه کاری بکن که بدونم نوشته ها مو خوندی چرا؟آخه چرا از من می ترسی چرا پیامی که برای ولوله و زلزله گزاشتم رو تایید نکردی واقعا اینقدر کینه ای هستی اما اما این رو بدون که همه جوره دوستت دارم خدانگه دار

7 03 2010
هدي قاسمي

سلام عموي گلم ،عمويي دير شروع شدن برنامه ي پنج شنبه به نفع من بود آخه ما به خاطر اينكه حال مادرجونم خوب نبود مجبور شديم بريم كاشمر و اونطوري ديگه من نميتونستم برنامه تون رو ببينم واز اين بابت خيلي ناراحت بودم خلاصه عمويي اونجا كه رسيديم بعد از يك ساعت ديدم برنامه تون شروع شدخيلي تعجب كردم آخه شما گفتين بعد از اخبار ساعت 2وهمين طور هاج و واج مونده بودم .واي نميدونين انقد خوشحال شدم .دوستتون دارم .فعلا.

7 03 2010
sana tajfar

salam haj amoooooo poorang ………..!!!!!!!!!!!!!!! be khoda age ie bare dige to monasebat ha barnamaton tolidi bashe nega h nemikonam!!!!!(mage shoma be kasi ke barnamatono negah mikone ia hamon binande ahamiat midin)amoo konjkav shodam azato beporsam che rangi ro dost darin?bachehaie irano dar che had dost darin? che varzeshi ro dost darin? dost darin bahaton cetor raftari beshe?mamnon misham age javabamo bedin.

7 03 2010
عاطفه

سلام عمو جون
به نظر شما تو این دنیا جز کدوم 4 دسته ی زیر هستین؟
دسته ی اول:آنان که وقتی هستند هستند و وقتی که نیستند نیستند
دسته ی دوم:آنان که وقتی هستند نیستند و وقتی هم که نیستند نیستند
دسته ی سوم:آنان که وقتی هستند هستند و وقتی که نیستند هم هستند
دسته ی چهارم:آنان که وقتی هستند نیستند و وقتی نیستند هستند

7 03 2010
رویا

سلام عمویی دیروز یکم ریاضی خوندن برام مشکل شده بود اما خوشبختانه امتحانم خوب شد (خدایا شکرت) امتحان تقریبا مشکلی بود چون خیلی عملیات داشت …
عمو حیاط ما پر شده از بوی بهار . درختامون بهار کردن . امروز مدیرمون میگفت من دارم سعی میکنم که اگه شد زودتر از مدرسه های دیگه تعطیلتون کنم (چون شبانه روزی هستیم ) پس اینقدر نپرسین کی تعطیلیم! از دعااتون ممنون اما بازم التماس دعا

7 03 2010
سارا

سلام عموجون
عمو اومدم اینجا ازتون یه خواهش کنم؛ میشه آخرین قسمت برنامه یه تیکه های از اولین برنامتونو بذارید؟(منظورم همون 8ساله پیشه ها) البته عمویی اگه پیدا کردنش سخته یا کلاً براتون دردسر داره که هیچی؛ ولش کنید.
یا علی…

7 03 2010
مه رو

ممنون عمویی از عکسهای قشنگتون
خیلی دوستتون دارم

7 03 2010
نگار

عمو جان… نمیخواین جواب کامنتارو بدین خب ندین! دیگه چرا تاییدشونو رد میکنین؟ میدونین اینکارتون خیلی ناراحتمون میکنه؟!

8 03 2010
قائدی

سلام بعد از یه مدت طولانی دارم کامنت می زارم
چقدر خوب بود جای تعریف از هم انتقاد سازنده می کردیم افراط و تفریط هر دو بد هستن نه؟؟؟….
سعی می کنم از امروز هر روز که سر زدم با همراهی هم یه نکته از برنامه رو بررسی کنیم
فعلا یه فکری راجع به متن داشته باشید بر می گردم.

8 03 2010
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام…آی خودااااا آی خوداااا! سرما خوردم در حد جام جهانی…آی عمووووو…یکی دیگه از راه های انتقال ویروس سرماخوردگی وبلاگ شماست اینو تازه کشف کردم…اول مائده سرما خورد بعد بقیه…آی خودااااا…دیشب نه تونستم خودم بخوابم نه گذاشتم بقیه راحت بخوابن!عمو سرما نخورین ها…مراقب خودتون باشین…عمو امروزم میگین دختر عمو کیه کیه؟!اگه بگین سرماخوردگی همه جوجوهاتون خوب میشه از ذوق!!
(دخترتون)

8 03 2010
نگار

سلام عمو. دیشب چون کامنتمو تایید نکرده بودین واستون دعا نکردم! واسه داداش بهروزتون هم فاتحه نخوندم! گاهی اوقات طوری رفتار میکنین که انگار ازتون سوالای سیاسی کردیم!!! نه به اون مواقعی که آغوشتونو واسه بچه ها باز میکنین و همچین بغلشون میکنین که انگار دخترو پسر خودتونن نه به الان که جواب سوالامونو نمیدین هیچ نوشته هامونم تایید نمیکنین! دیگه نمیخواستم بیام تو وبتون و کامنت بذارم اما چیکار کنم که بهتون وابسته شدم!؟ یادتونه اون موقع که میخواستین برین یه خانوم پیر بهتون زنگ زده بودو شمارو نوه خودش خطاب میکردو با گریه ازتون خواست که نرید؟ جواب اون خانومو دادین اما جواب ما بچه هارو که از بی توجهی پدرو مادرمون به شما پناه آوردیمو نمیدین! مگه خودتون تو مجله همشهری خانواده یا خانواده همشهری که 23 دیماه منتشر شد نگفتین که من دارم جور پدر مادرها رو هم میکشم؟ مگه نگفتین بچه های الان خیلی تنها هستن؟ هم زبون براشون پیدا نمیشه؟! اگه اون جمله تون که گفتین » من عاشق بچه ها هستم» معنیش اینه…!!! دیگه برام مهم نیست که کامنتامو تایید کنید یا نه! خودتون میدونیدو خدای خودتون…

8 03 2010
عسل از گرگان

بنام خدا

سلام عمو جون بله درسته اون روز واقعا قاطی کرده بودم قصدم تو هین نبود خیال کردم تایید نمی کنین…..عذر می خوام واسه همین برا فوق برنامه نامه ای نوشتم البته به صورت شعر……..

بنام حضرت باری تعالی/بدین صورت شروع شد نامه حالا

به رسم خوب ایام رفاقت/نوشتم نامه تا گیرم سراغت

سلام عمو پورنگ حالت چه طوره؟/بگو تا دانم احوالت چه طوره؟

هنوز کیفت به کوکه شادی حاجی؟/تورو هیچ کس ندیده تو حراجی

گمانم برده ای مارا ز یادت/منم شرمنده خوبیه زیادت

چو ایام خوشی باهم سپردیم/چه بحث و گفتمان هایی که کردیم

مث برق و مث طوفان گذشتا/بیادت هست همان 88تا

چه ذوقی و چه شوقی داشتیم ما/ز دیدار عمو ی گل دنیا

حدودا چند ماهی خوش گذشتا/هوای دل بهاری مثل رشتا

بله یادش بخیر از ان قدیما/از 7سال گذشته و همین ها

همه سر خوش ز برنامه ی زنده/این کار همش باز به تو بنده

به یادم اید از شبکه ی کودک/کارشناسی ها…طنز ها..اخبار کوچک

عمو یادت میاد از عید اون سال/که پیش ما بودی هرسال و هر سال

حالا دیدی چه جور شد بعد اونسال/دیگه عمو نیومداز عید پارسال

عمو امیر چه طوره خوبه حالش؟/عمو اگه میشه اینجا بیارش

بادیدن فوق برنامه امسال/دیگه حرفی نمونده خیلی داد حال

از ان تخته سیاه و صندلی ها/و از حرف و طنز و خوردنی ها

اخی چار شنبه ها یادش بخیرا/جواب های خراب برترینها

چه شادمانی..خوشحالی..چه سروری/عجب از حال ما با ان صبوری

دوباره بعد ازان اعتراض ها/عمو امد به برنامه شگفتا

عمو جون زودبه زود میری عمو جان/اخر ما چه کنیم با شایع نویسان

عمو کاشکی که بودی عید امسال/برا ماها نمی شد باز ضد حال

امیر را که ماشاالله خود تواناست/از ان حرفای خوبش در دل ماست

سهندم که قدش رشد کرده بالا/متین هم که فقط می خنده حالا

عمو شبکه ی 1 یا2 نداره/عمو این کاراشون هم لج دراره

عمو خلیفه چه طوره خوب حالش/همش خوشحال اونم..خوش بحالش

علیپور..اقاجان زاده..سعیدی/ازاین ها هم تو کار بد ندیدی

کودک درون همگان باز/برا خدافظی سر میده اواز

عمو می افتادی ازاون بالا/که سنت لو میرفت از کار دنیا

عمو دوست داریم هر جا که باشی/سلامت رو به راه داماد بشی

خانم یعقوبی سلام برسان/خدا قوت بگو به ان رئیسان

از ان تصویر های اکشنیتان/تشکر بنمااز مرعشی جان

از رمضانی و الله یاری عامو/بکن بازهم سپاس گذاری از او

بر ان کارگردان های خوب و بسیار/درود رسان باز بااین همه کار

از ان جمع هنر دوست و هنر خواه/تمام همکاران دور و اشنا

خدا قوت بگو باز هم عمو جان/به اهالی خوب برنامه تا

تموم شد فرصت بنده ولیکن/حکایت همچنان باقی ست عمرا

برو هرجا که دوست داشتی سفر کن/عمو فکر برنامه از سر بدر کن

برو ایتالیا ..قسطنطنیه/برنامه رو دودره کن کی به کیه

در اخر این تو واین مخاطبان/می خوای بمان…نمی خوای هم بپیچان

عمو من که از تایپ کردن خسته شدم امید وارم شما از خوندنش خسته نشین…ایام خوشی داشته باشین

8 03 2010
رویا

سلام عمویی یه عالمه کار دارم فقط اومدم سلام کنم برم ….

8 03 2010
فیاضی

به نام خدا
.
.
سلام عمو
عمو هنوز ناراحتین؟
خوب ببخشید دیگه!!
تازه یه چیز دیگه رو الان یادم اومد
اونو بگم دیگه کلا ناراحت…
عمو؟ ناراحت شدین؟ خوب ببخشید
عمو؟
دیروز، خوب؟
دو تا از برادرزاده هاتون، خوب؟
داشتن باهم از طریق دنیای نت، خوب؟
حرف می زدن، خوب؟
بعد، خوب؟
در مورد شما هم می گفتن، خوب؟
غیبت نبودها! خوب؟
ذکر خیر بود، خوب؟
راضی باشین، خوب؟
مشخصه که یکی از اونا من نبودم که؟! نه؟؟؟
عمو؟ عمو؟ عمو؟
خوب ببخشید دیگه
باور کنین غیبت نبود
عمو؟ بخشیدین؟ ناراحت شدین؟
.
.
نه حالا جدا راضی باشین، لطفا
.
عمو راضی نباشین میام هی می گم «عمو ناراحت شدین؟ عمو ببخشید؟» ها
خوب امیدوارم ناراحت نشده باشین، ما رو هم ببخشید؟
عمو بخشیدین؟ ناراحت نشدین؟
عمو:….. (اینقدر ناراحت شدینو نمی تونین ببخشین که اصلا حرف نمی زنین)
عمو جدا شرمنده، نمی دونم چرا اما دوباره حس آزار دادنم گل کرده!! لذتی داره ها
انشاءالله همیشه موفق باشین
خدانگهدار

عمو ناراحت شدین؟ بخشیدین؟

8 03 2010
فیاضی

عمــــــــــــــــــــــــــــــــــو؟ (مثل بچه هایی بخونین که جرات ندارن حرف بزنن)
عمو؟
عمو؟
عمو؟
خوب من برنامه شنبه رو ندیدم، الانم فقط اولشو دیدم

این کوهه چقدر شبیه… یا خوابیده یا کلا ناراحته!!
عمو: بیکاری ها؟!
من: عمو؟ شما یه فرد تحصیل کرده هستین! منو بیکاری؟! خوب حس روانشناسانم هم گل کرد اومدم بگم متوجه این تصویر شدم
عمو: آفرین دخترم، حالا برو بذار به کارمون برسیم، خوب؟
من:چشم عمو

خوب چیه عمو؟ من بی تقصیرم، همش تقصیر ژاله است… (هنوز دلیلی برای اثباتش پیدا نشده)
«شوخی هم حدی داره» «حرف نمی زنم«…
بچه گناه داره، می رم قول می دم
خدانگهدار

8 03 2010
رها

سلام عمو جان
عمو من امروز خیلی ناراحتم به نظرم 1 موضوع دیگه هم درباره خجالت بذارید
عمو امروز سر کلاس آزمایشگاه صندلیم خراب بود خوردم زمین.و بعد از این اتفاق تا الان دارم عصبی میشم و خود خوری میکنم ….آخی خیلی خجالت کشیدم.تو راه به خودم گفتم عمو با این سنش جلوی میلیونها آدم میخوره زمین مگه طوری شده اتفاقه دیگه پیش میاد ..اما بعدش بازم این فکر منو اذیت میکنه.چه کار کنم ؟؟؟این قدر ناراحتم که میگم دیگه سر هیچ کلاسی نرم….عمو میشه در این مورد راهنماییم کنید..شما که این همه کتاب میخونید به نظرتون چه کار کنم که این فکر که داره اذیتم میکنه از ذهنم بره بیرون؟؟؟؟؟

8 03 2010
بلقیس

باسلام عمو منو ببخش به خاطر تمام حرفهایی که برات نوشتم عمو تو خودت سریع تا اشتباه میکنی عذر خواهی میکنی پس عذر منو بپذیر تا منهم نوشته هام رو بهتر کنم و دیگه با حرفام ازار ت ندم تازه امروز سر کلاس بحث معجزه شد و استاد ما گفت اگر انسان بتونه ببخشه یا کسی رو ازار نده بزرگترین معجزه را کرده اگر منو نبخشیدی ودل سنگت رو بهم نشون دادی پس تمام بلقیس هایم رو پاک کن تا من خیالم از تو هم راحت بشه وبرم به غربت سابقم ادامه بدم ولی بدون روز قیامت جلوی راهتو می گیرم تقاص این عمری که از دست رفته را ازت میگیرم به ارواح خاک پاک عزیزم وبه بزرگترین عشقم یعنی امام حسین شکسته های مرا بیشتر شکستی.

8 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا سلام به بهترين عموي دنيا برنامه تون خيلي قشنگ بود راستي ديدين من چقدر بخشنده م چون به بچه هايي كه پيام گذاشتن يكي 10 امتياز دادم راستي اين دستا واسه امتياز دادنه؟عمو پورنگ عزيزم خيلي دوستون دارم واميدوارم هر چه زودتر گرفتگي صداتون بر طرف بشه.عمو چرا نمي گيد كه برنامه تون چي ميشه شبكه ي اول ميمونيديا نه؟ عكساتون هم خيلي قشنگ بود.

8 03 2010
???

سلام عمو. برنامه امروزتون مثل همیشه خوب بود . یه وبلاگ درست کردم اما هنوز مطالبش خیلی ناقصه درمورد کودکان . اما هنوز خیلی خیلی ناقصه . آخه نمی خوام مثل وب های دیگه مطالبم کپی از سایتها و وب های دیگه باشه واسه همین دارم مطلب جمع می کنم تا بیام یه کتاب بخونمو مطالبشو خلاصه کنم کلی طول می کشه البته به رشته درسیم هم مربوطه فکر نکنم به این زودیها بتونم کاملش کنم.
موفق باشید خداحافظ

8 03 2010
دنیا تذکری

سلام عمو من درد دلمو بردارم کجا برم عمو داری می ری دم عیدی چرا می زنی تو ذوق ما مامگه دل نداریم .می دونم تقصیر شما نیست ببخشید
عمو امروز شعر خبر خبر رو خوندید وای دل منو چه شاد کردین راستی اون کوچولو چی شد آخی حالا چقدر خجالت کشیده پیش خودش نازی
عمو بچست دیگه عمو شما چه مهربونی
چرا /من هم می خوام مهربون باشم تو فامیل همه ی بچه ها از کت و کول من می رن بالا
آخه من براشون نقای می کشم
عمو یه بار رفته بودم مدرسه ی فینا (فینا که 19 بهمن اومده بود جام جم و براتون گلای کاغذی لاله رو اورده بود)راستی عمو گلا رو بردین و به مامان فاطمه نشون دادین
حالا ..
خلاصه عمو یادتونه سریال پنجمین خورشید اون دختر کوچولو نازه که اسمش هما بود عمو تو مدرسه ی فینا اینا بود وای نمی دونین چه بامزست.شاگرد خاله مه
عمو یادتونه با ایلماز صحبت کردین گفت عمو بیا خونه ی خاله ژیلا .شب داشتیم شام می خوردیم و اف اف به صدا دراومد دایم بودن ولی ایلماز گفت:عمو پولنگه وعمو باورتون نمیشه دور خونه دوید تا دایی اود تو خونه جیغ زد و گفت پس عمو کو……….
خلاصه نمی دونم چه طوری ساکت شد و خوابش برد ولی اینو بدونین که از تو قلب بچه ها هیچ وقت پاک نمی شین
و الان من دارم به این نکته فکر می کنم که اگه شما یک سال اجرا نداشته باشین من با ایلماز چی کار می تونم بکنم .پدر منو در میاره می گه CD عمو پولنگ بذار فکر کنم که کلیپای شما تو این یه ساله نادر بشه
که می شه
بریم مواظب CD هامون باشیم.

8 03 2010
نگار

مرسی عمو جون… دوستون دارم عموی نازنینم!

9 03 2010
شيوا صرامي

*به نام خدای مهربون*
سلام عمویی جونم!

9 03 2010
ژاله

به نام خدا
سلام…خانوم فیاضی…شوخی هم حدی داره…
!!عموووو/ غیبت میکنهههههه….منو ئیروز ترسوند…یه عالمه :-(
(دخترتون)

9 03 2010
دریافرضیایی

به نام خدای مهربون
داریوشم تو رو خدا راهنماییم کن اگه خود شما توی این جور مشکلی گیر می کردی چه کار می کردی تو رو خدا جون مادرت کمکم کن .دوستت دارم همیشه زندگی یه لحظه هم بدون تو نمی شه .خدانگه دار

9 03 2010
دریافرضیایی

به نام خدای مهربون
سنگ صبورم نمی دونم چه جوری باید با خودم کنار بیام همه ی بچه ها یه جورایی با خودشون کنار اومدن اما اما من نمی تونم می خوام اما نمی تونم خوب چی کار کنم به گفتتون عمل کردم دیشب یه سوره ی کوچولو که هیچی باور کن نصف قرآن رو به جز سوره ی بقره خوندم تا صبح هم بیدار بودم به خدا خیلی دلتنگم نمی شه حالا تا تابستون استراحت کنید و مثل پارسال تابستون برگردید تو رو خدا خواهش می کنم دوستت دارم مادر جونت هم جای من ببوس به جای من هم توی تمیزی خونه کمکشون کن خدا نگه دار

9 03 2010
فیاضی

به نام خدا
.
.
سلام
می خواستم برم که دیگه برنگردم
اما قبل از اینکه همه منو متهم کنن بگم: بابا به جون خودم اون سه تا نقطه ی اولو خودم گذاشتم ، عمو که سانسور نکردن
از دیروز همه اومدن می گن مگه کوهه شبیه چی بوده که عمو اینجوری جوابتو دادن
شرمنده، اما دارم غش می کنم از خنده!! (نه انگار منم بلدم با قافیه حرف بزنم)
اون کوه شبیه نیمرخ چهره ی یه انسانه، همین؛ اگه نقطه چین گذاشتم دلیل داشت
و اما آقای عمو پورنگ در مورد «شوخی هم حدی داره و…»
از اونجایی که اون خط به حساب جواب شما رفته، خوب عو حرف نزنین، مگه کسی گفته شما حرف بزنین؟ چه کاریه؟!
بعدشم، اگه راست می گین این رو هم می گفتین «برم دیگه بر نگردم»
نه واقعا فکر کردین من این بار..؟؟
اما جالبیش اینجاست هنوز هم شک دارم جدی بود؟! خوب بچه می ترسه با خشونت حرف می زنین
خوب شما که دیدین یه بار خورد تو ذوق بچه، چرا دوباره؟؟
اصلا حالا که این طور شد این دو تا رو هم تحویل بگیرین:


یه بار دیگه بیام ببینم زدین تو ذوق من، ……………….. (این نقطه چین ها هم کار خودمه ها)
عمو، شما یه فرد تحصیل کرده هستین…
نموخوام
عمو، یه سوال می پرسم، جدی جدی!!
ناراحت شدین؟ نه جدی می گم!
……………………….. (اینا هم کار خودمه)
خدانگهدار

9 03 2010
فیاضی

ببخشید آقای عمو پورنگ، اون قدر بدجور زدین تو ذوق بچه، اون طفلی بچه ی کنار کامنتم جرات نکرد بیاد

9 03 2010
پـــرتو از کرمان

باشه عمو هم حذفش کردین هم جوابم رو ندادید باشه عمو باشه ،بقیه ی حرفام رو میام و بعدا می زنم فعلا…………..(ناراحت)

9 03 2010
زهرا گرزین

عمو جون سلا م علیکم
عمو جون دیروز منو ابجیم اتاقمون رو رنگ زدیم………سبز کم رنگ کم رنگ…..با حال شده…… به همه کسایی که تو خونه تکونی کمک می کنن یه خدا قوت جانانه می گم…..وای که چقدر گردنم درد می کنه……………واسم دعا کنید عمو

9 03 2010
عسل از گرگان

سلام …………..
بهترین کلمه همینه ………..فقط سلام

9 03 2010
مهساروحی

سلام علیک …
ما نفهمیدیم ..“شوخی هم حدی داره” “حرف نمی زنم“…یعنی چی ..فیاضی جان برا ما هم یه توضیح کوچولو بده که موضوع از چه قراره !!!البته به من مربوط نیست ها ولی فضولیم دیگه چیکار کنیم!!
می خوام باهاتون ترکی حرف بزنم :
بیر سوالیم وار !!!
بیزیم هان چی ایشیمیز سیزی هر ذادان چوخ اینجی دیر؟؟

9 03 2010
عشق تلخ

من شعری در وصفت گفتم امیدوارم خوشت بیاد اون روزا حق با تو بود تو راست می گفتی کارمون کجا کشید بهم می گفتی اما اصلا» فکر نمی کردم که یه روز نبا شی دنبالت می گردم من که عاشق شدن بلد نبودم روزای جدایی ندیده بودم از همه عاشقی ها و جدایی ها تو کتابا یه چیزایی خونده بودم حالا که عاشق شدم یه کاری کن دیگه بی خیال شدم یه کاری کن .پورنگ تو باید بدانی که اگر این بچه ها نبودند پورنگی وجود نداشت تو تموم شهرت مسخرت و مدیون این بچه ها هستی وهمیشه تظاهر میکنی که مهربونی و کودک درونت زنده اس و از رفتنت ابایی نداری به این کوهها ی شمرون به اون کوهی که توجمعه رفتی اینها همش تظاهره.چهار اخلاق خیلی ناپسندت اول برعکسی دوم لجبازی سوم مغروری و مهمتر از همه خیلی خیلی پولکی هستی وبا بچه های فقیر اصلا خوب نیستی چون فکر میکنی یه موقع بخوان تو کمکشون کنی. سریع خودتو عوض کن.. چون داری بحرانی میشی من اینو از این ادا اصولات می فهمم.

9 03 2010
رویا

سلام عمویی عمو امروز بالاخره بعد از 6 ماه میرم کلاس خوشنویسی . دیروز کلی عجله داشتم به خدا نمی دونستم راه برم یا مدادمو بردارم یا کتاب بگیرم تو دستم آخه هم امتحان زبان داشتم هم امروز امتحان زیست صبح هم ساعت 3:30 به سلامتی بیدار شدم ولی امتحان زیستم کامل نمیشه و ای خداااااااااااااااا (البته خیلی هم وحشتناک نیست چون خدا کمکم میکنه ) راستی عمویی من دیگه ناراحت نیستم که برنامه داره تموم میشه وقتی هم کلاسی هام بهم میگن میخوای بدون عمو چی کار کنی تو دلم خدا رو شکر میکنم که شما این جا هستین و به وبلاگامون هم سر میزنین … مثل همیشه بازم التماس دعا عمویی

9 03 2010
n

سلام هديه خدا عزيز جانم دوستت دارم

9 03 2010
بلقیس

سلام عمو جان چند وقتی بود که بر من خرده گرفته بودی ومن جایگاهی در این خیمه صمیمی ات نداشتم دیشب به اسمان ستاره ریز نگاه دوخته بودم وبه پرواز ناگهانی ات فکر می کردم به اینکه چرا بالهایت را هنوز در جایگاه قلب ماباز نکردی وبالهایت را گشودی برای پرواز از جعبه ی جادوئی ولی اگر ققنوس دل ما از گریختن ابایی نداردماهم از تنهائی هراسی نداریم وتو نا جوان مردی که پرواز را به ما یاد ندادی می خواهی بروی ایا تو همان نیستی که غواص دل های شکسته را بر دوشت گرفتی تا جزیره ی میان اقیانوس پهناور غم باشی تا رخصتی بدون ملال از زندگی ماشینی لحظه ی شاد باشیم ارزو می کنم پروردگارشمع سوزان وجودمان را فوت نکند تا با فانوس به دنبال پرتو نور بگردیم عمو جان موقعی که حرف از فراق میزنی فقط سیاهی نبودنت را برایمان به ارمغان میاوری در شب لیله الرغائب ارزو کردم کسی که بخواهد بین ما بچه هاوشما جدایی بیفکندخداخودش را با عزیزش دور کند واکنون با عزمی راسخ ارزویی استوار از خدا می خوا هم هر کس می خواهد سر شما چنین بلایی بیاورد خدا فراقی عظیم با عزیزش به سرش بیاورد عمو جان همیشه در قلب منی والان قلبم تیری کشیداحساس می کنم پایت را دراز کردی. ,

پورنگ جان همیشه در قلب ما می مانی

9 03 2010
بهارساری

به نام خدا

سلام سلام
عمــــو جون؟
عمو : بله؟
عمـــــو جون؟
عمو: بله
عمــــــــــو جون؟
عمو: جونم به لب رسید بگو!!
عمــــو فردا کلاس ندارم *:) قد قد قدا..جیک و جیک و جیک..قار و قار و قار برین کنار!! چه ربطی داشت؟؟ آها…خب ابراز احساسات بود *:) اما جدی عمویی اینقدر خسته ام که نمی دونید چقدر خوشحالم که فردا کلاس ندارم….
عمو دو سه روز پیش با یه پدیده ی اعجاب انگیز رو به رو شدیم!! عمو تو حیاط داتشگاه نشسته بودیم،بعد داشت نم نم بارون میومد..عمو هر قدر بالا سرمون رو نگاه می کردیم هیچ ابری وجود نداشت!!!عمو هیچی هیچی ها!!به جان خودم ..مونده بودیم از کجا داره بارون میاد!!آسمون صاف صاف بود!!!
بعدش یه خراب کاری کردم…! عمویی در نهایت آرامش و بی خیالی ماشین بابام رو کوبوندم به یه ماشینه!! عمو فکر کن!!! اصلا یادم نمیاد چرا ترمز نگرفتم ها…اما آقاهه بهم چیزی نگفت
،ماشینش چیزی نشد. بابام نبود،مامانم کنارم بود…با هم یه تصمیم خبیثانه گرفتیم که به بابا آقای محترم چیزی نگیم *:) خوشِم میاد که بابام هم فهمید آخر *:)

عمویی اگه بیاید خونه ی ما رو ببینید وحشت می کنید!! عمو فرش نداریم!! اثاثامون رو هوا…به من ِ کودک توجه نمیشه (!) آخه من دردم رو به کی بگم؟؟ اما نه تنها جایی که مرتب و منظمه اتاق خودمه چون کارام میمونه اگه سالم باقی نمونه!!!

بهار؟
خوردی نهار؟
نــــــــــــــــــــه *:(
الان دارم میرم بخورم!! دارم میرم شام بخورم دیگه نه نهار!!هی ی ی ی ی روزگار..وقتی میگم به من ِ کودک توجه نمیشه همینه دیگه..پس فردا من افسردگی روحی و روانی بگیرم کی میخواد جواب بده؟؟! *:(
.
.
…….

9 03 2010
دنیا تذکری

سلام ابجیا یادتوننره منتظرم
محدثه جمع و جور کن بیا بدوووووووووووووووو
بدوووووووووووووووو
محدثهdvdهایادت نره
دوست دارم یه عالمه
پیش فروش که یادته منتظرم ببینمت
وای خدا به دادت برسه ………..
نه بابا من مهربونمو اذیت نمی کنم.

9 03 2010
دنیا تذکری

سلام آزاد چرا این جوری می نویسی اسمتو؟
آآآازادمی تونم دلیلشو بپرسم
ناراحت که نمی شی.
راستی از اس اس ها چه خبر می بازن یا می برن؟
وای متنایی که انتخاب می کنی و می نویسی خیلی خوبه
لحظه ها در عبورند
ثانیه ها در تچش
ضربان موجود نیست
تنها چیزی که هست
سکوت ،سیاهی
من در حیرتم از فرار این لحظه های ناب
که چرا می روند سمت سیاهی
بیا دست در دست یکدیگر فریاد بر آوریم
تا سیاهی بترسد و فرار کند
ما برنامه ی کودک سفید و زیبا می خواهیم
یا علی
عمو حس شاعری هم به کمک ما اومده
چی کار دیگه می تونیم بکنیم
منظور شاعر_(خنده)
لحظه های ناب اشاره داره به این که یا بهتر بگم
استعاره از عصرای روزای زوجه
خلاصه 4 قسمت مونده تا اتمامبرنامه هییییییییییییی
چه زودتموم شد آخخخخخخخ
ما تا آخرش هستیم.

9 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا سلام به شيرين ترين عسل دنيا عمو پورنگ عزيزم اميدوارم كه حالكد خاص بود .عموجون ديشب خوابت رو ديدم حالا بگو :چي ديدي خواب ديدم كه اومدين خونه مون اگه بدونيد چقدر خوشحال بودم شما بوديدو امير واقاي سليمي واي خدا تو خواب داشتم بال در مياوردم بعد شما با ماشين تون رفتين منم يادم رفت ازتون خدا حافظي كنم بدو بدو اومدم و ازتون خدا حافظي كردم وبعد در ماشين رو رو باز كردم وشما رفتين. عمويي خيلي دوست دارم وميخواستم ازتون معذرت بخوام به خاطر اون حرفي كه به شما گفتم (شايد شما ما رو فراموش كنيد)عمو جون ببخشيد اخه اون لحظه خيلي ناراحت بودم البته الانم ناراحتم .

9 03 2010
پـــرتو از کرمان

سلام عمو جون من اومدم و بعد از عمری باهاتون دردودل کنم نمی دونم از کدوم بدبختیام بگم از کدوم حرفام بگم از کدوم….. امسال هم من شما رو خیلی اذیت کردم ببخشید امیدوارم ازم کینه ای بدل نداشته باشید هم شما منو حالا دیگه هیچ حسابی با هم نداریم یادتون عمو همش بهتون گیر می دادم که اسمم رو بخونین شما هم اخرش با گیر دادن های من خوندین که چقدرم ذوق زده شدم وقتی اسمم رو بردید هیچ فکرش رو هم نمی کردم اسمم رو بخونین اون موقع پیش خودم می گفتم نبابا عمو اسم من رو نمی خونه ولی یهو دیدم گفتید پرتو از کرمان یه لحظه خوشک شدم بچه های تو مدرسه هم اسمم رو شنیدن دیگه لازم نبود دو ساعت براشون توضیح بدم عمو یادتون چقدر بهتون گیر می دادم که بیام تو برنامتون هنوزم دارم گیر می دم هنوزم ارزومه که شما رو از نزدیک ببینم
عمو جون خاطرات بد یه ماه پیش رو یادتونه چقدر سختی کشیدم من که از یادم نرفته هر کار می کنم یادم بره البته وقتی سرگرم کاریم یادم میره یا وقتی تو مدرسم یادم میره ولی وقتی تنها می شم وجدانم درد می گیره عمو وجدان درد گرفتم چه وجدان دردی هر کار می کنم وجدانم اروم بگیره نمی گیره نمی دونم وقتی اومدم اونجا و شما رو از نزیک دیدم چجوری تو چشماتون نگاه کنم همین جوریش که دارم برنامتون رو میبینم بزور تو چشماتون نگاه می کنم دیگه وقتی رسیدم اونجا نمی دونمچجوری تو چشاتون نگاه کنم یادتونه چه حالی داشتم عمو عمو چکار کنم که خاطرات بد زندگیم از یادم برن خاطرات خوش جاشون رو بگیرن عمو نمی ونید یه کلام دو کلام سه کلام باهام حرف بزنید یا اینجا یا با گوشیم بلاخره باهام حرف بزنین اگه باهام حرف بزنید چی میشه بخدا راه دوری نمیره نذارید این ارزو توی دلم بمونه دیگه داره کم کم صبرم تموم میشه ها یهو می زنم به سیم اخر دیدید که چجوری صبرم تموم شد خلاصه از من گفتن بود از شما نشنیدن

9 03 2010
پـــرتو از کرمان

سراغ بقیه ی حرفام عمو جون من هفته ی پیش سه شنبه حرکت کردم تهران با ماشبین برای اینکه می بایستم برم پام رو نشون بدم خوب رفتیم تهران سه شنبه که گذشت چهارشنبه که فکنم موضوع برنامتون درمورد ساده لوح بود رفتم دکتر البته قبل از برنامه می بایستم برم دکتر تو دکتر بگی نگی برنامتون رو دیدم بدش دکتر پام رو دید خلاصه گفت بهتر شده بدش گفتش که باید تلاشتو بیشتر کنی تا بتونی بهتر راه بری خوب خیالمون که راحت شد اینم از چهارشنبه حالا فردا صبحش که شما برنامه داشتین میلاد حضرت محمد و امام جعفر صادق که بود بدش شما روز قبلش گفته بودید که پنجشنبه ساعت 2.30 برنامه داریم گفتیم بریم دم جام جم البته اوایل سالم می خواستم به بهانه دکتر بیام تهران و بیام دم جام جم اما درس داشتم نمی تونستم بیام خلاصه عرضم به حضورتون پنجشنبه صبح ساعتا دهی حرکت کردیم 11 رسیدم دم جام جم هی انتظار هی انتظار هی انتظار دیدیم نخیر شما نمیاید بدش هرچی به داداشم اصرار که بریم دم نگهبانی بگیم چی کار کنیم چی کار نکینیم داداشم نمیومد اخرش خودم مجبور شدم که بریم منی که خجالتیم تاحالا یکبار هم نشده که برم خرید مجبور شدم برم دم نگهبانی داداشم منو از پله ها برد بالا و اومد پایین رفتم بالا گفتم اقا اگه بخوام برای برنامه ی عمو پورنگ تست بازیگری بدم باید چی کار کنم گفت عموپورنگ بازیگر نمی خواد گفتم اگه بخوام از نزدیک ببنمشون باید چی کار کنم گفت عمو از 1000 تا در وارد میشه معلوم نیست از کدوم در میاد تو بدش گفت برو با راهبر روبرویی هماهنگ کن منم رفتم اونجا و گفتم اگه بخوام عمو رو از نزدیک ببینم باید چی کار کنم گفت عمو امروز نمیاد گفتم چرا اخه امروز برنامه داره گفت منم شنیدم برنامه داره ولی امروز نمیاد خلاصه ضدحال خوردم بدجور با قیافه ای گرفته برگشتم خونه تمام رویاهام به باد رفتن دیگه نمی تونم بیام تهران تا وقتی که شما برام دعوت نامه نفرستادید نمی تونم بیام تهران عمو تروخدا بهم ضدحال نزدید نزارید عیدی عید بدی برام باشه شما اگه برای نظاراتی که بهتون می دم احترام قائلید من رو تو برنامتون دعوت کنین ببخشید سرتون رو درد اووردم دیگه حرفی واسه گفتن ندارم عموجون اگه میبینید دیر به دیر میام نظر می دم بخاطره اینکه درس دارم الانم بزور براتون نوشتم فعلا خدافظ تا نظر بدی امیدوارم بقیه ی حرفام رو وقتی شما رو از نزدیک دیدم بزنم قعلا…………

9 03 2010
oخاطره برای دریا فرضیایی

سلام دریای گل من دریای زیبا و مواج خوبی عزیزم انقدر غصه نخور خدا با ماست بهت حق میدم وبابت کاری که کردی سرزنشت نمیکنم اگرم کامپیوتر ویروس گرفته عکسا رو دوباره میتونی از وبلاگهای مختلف جمع کنی این که نگرانی نداره نگران نباش ویروس کش باید نصب میکردی دوباره عکسارو جمع میکنی نگران نباش عزیزم
منم وضعم بهترازتونیست این راه داره اماتایید نشدن……..نمیدونم چی بگم در هر صورت سعی میکنم کمکت کنم منتظرتم برنامه هم فکرنمیکنم تموم شه تو مجله ی شهرزاد نوشته بود نمیدونم در هر صورت منتظرتم

9 03 2010
oخاطره

سلام خوبی سنگ صبورم شب بخیر وبلاگم اپ عزیزم دوست داشتی تشریف بیارین حتما منتظر نظرای قشنگتون میمونم دلم برات یه ذره میشه نمیدونم میای بازم تو برنامه یا نه خوشحال میشدم بدونم ببخشید زودتر خبرتون نکردم دیشب خیییییییییییییییلی عجله ای شد کلی درس داشتم فقط اومدم اپ کردمو رفتم دوستت دارم

9 03 2010
oخاطره

سلام عزیز دل چرا نظری رو که واسه ی دریا گذاشتم تایید نکردی خب منتظر جوابه فکر میکنه من بی محلی کردم جواب ندادم

9 03 2010
نگار

سلام عمویی. خطاب به دوستان میگم اینو… نبودن هیچگاه به سختی فراموش کردن نیست!

10 03 2010
خاطره

سلاااااااااااااااااااااااام شب بخير خوبي خاهش ميكنم تاييد كنييييييييييييييييييييييييييد فقط ميخاستم بگم دريا جان نظراي من براي توتاييد نميشه

10 03 2010
دریافرضیایی

به نام خدای مهربون
داریوشم سلام خوبیسی حال شما احوال شما مادرجونت بابا جونت خوبن ؟
خیلی خیلی خوشحالم کردی که کامنتم رو تا یید کردی خدا رو شکر مثل اینکه مورد بخششت قرار گرفتم خوب خدا رو هزار مرتبه شکر می گن شکر نعمت نعمتت افزون کند جون من فقط فقط بگو تابستون بر می گردی ؟
چند روزی بود که فقط فقط اهنگ های غمگین احسان خاجه امیری رو گوش می دادم و از اینکه از دستم ناراحتی و …های های گریه می کردم اما امروز حالم خیلی بهتره آزما یشاتم هم بهتر شده خدا رو شکر امسال خدا بخواد سال تحویل بیمارستان نیستم نمی دونی اینقدر دلم برات تنگ شده راستی یه همسایه برام اومده خودم براشون خونه ساختم یه کوچولو فکر کن …
یه خونه برای دوتا یا کریم درست کردم اینقدر نازن تازه صبح ها با صدای اونا بیدار می شم چند وقتی بود که میومدن پشت پنجره ی اتاقم منم از اونجا که دلم اندازه ی یه گنگیشک تو چولو ی نازه دلم سوخت و براشون لونه ساختم گفتم ثوابشم بره برای آقا بهروز داداشت خوب کردم ؟
راستی نظرت رو راجع به شعرم می گی ؟خواهش می کنم ؟ خسیس من قربونت برم فدات بشم تو رو خدا اون عکس هایی که گفتم رو مثل یه فایل بزار توی سایت تا من بتونم دوباره داشته باشمشون به خدا سکته می کنم ها داریوشم فرهاد کوه کن رو می شناسی همشهری ما اون کوه بیستون رو به خاطر عشقش کند من کوه غرورم رو هزاران بار به خاطر شما شکستم دوستت دارم بیشتراز اونی که فکر می کنی داریوش اینقد دوست دارم من و تو دوتایی خادم امام رضا (ع ) باشیم همیشه ی همیشه دستای مامان جون و بابا جونت رو جای من ببوس گل پسر خوشگله پسر داریوش فکر کنم کردی بلد نیستی ها درسته خوب من یه جمله نشونت می دم شما توی برنامه بگو باشه خوب نوشتم مِلا لیل گِشتتان دوس دِرِم ملالیل یعنی بچه ها گشتتان یعنی همتون دوس درم یعنی دوست دارم داریوشم دردت و بان سرم یعنی دردت روی سرم دوستت دارم خدانگه دار .

10 03 2010
نگار

سلام عمویی. امروز صبح خاله شادونه رو دیدم. الحق و الانصاف هیچی نداره! هیچی… هیچی… فقط اون زرق و برقای لباساشه که توجه آدمو جلب میکنه. وگرنه هیچ نکته اخلاقی ای نداره برنامه ش. با اون عروسک مسخره که اسمش از خودش مسخره تره که همه شم داره کارای بد رو به بچه ها یاد میده! همه چیش مسخره و غیر واقعیه! اونوقت از بین این همه برنامه مزخرف فقط زورشون رسیده به شما که کلی چیزای آموزنده به آدم یاد میدین. گاهی اوقاتم چیزایی و ازتون میشنوم که اصلا قبلا حتی به گوشم هم نخورده! مثلا من نمیدونستم که اگه مدارک شخصی یکیو پیدا کردیم باید بندازیمش تو صندوق پست! عمو، بعضی از آدم‌ها زیادی غلط دارند و بعضی غلط‌ های زیادی! من میخوام یه چیزیو بدونم عمو. اگه قرار بود که شبکه اول اصلا برنامه کودک نداشته باشه چرا الان تازه یادشون افتاده که باید اینکارو کنن؟ موندن تا ما بهتون اینجوری وابسته شیم تا بیشتر عذابمون بدن؟ عمو به مامانم گفتم که یه همچین مشکلی پیش اومده. میدونین چی گفت؟ گفت عمو پورنگ هرجا که میخواد باشه، باشه! فقط ما عمو پورنگ رو ببینیم همین! فقط بتونیم ببینیمش… ببین عمو!؟ مامان من 50 سالشه اینهمه دوستون داره. ایشالله این مشکل بزودی حل بشه عمو جونم. خیلی دوستون دارم. یا علی…

10 03 2010
سمانه

سلام عمو
یک راست حرف اصلیمو بی مقدمه میگم
آدم بزرگا مشگلات ازارشون میده و جای حل مسئله صورتشو پاک میکنن اما بچه ها همیشه مشکلو حل میکنن حتی اگه اشتباه برن بالاخره حل میکنن
اگر امکان داره یک میل بهم بزنید تا میلتونو داشته باشم.میخوام بیشتر باهاتون صحبت کنم
ممنون که پیاممو خوندید.موفقو مؤید باشید

10 03 2010
رویا

سلام عمویی امروز دختز معلممون مریض شده بود ما هم بر خلاف هر روز که ساعت دو میایم 12:30 تعطیل شدیم
عمو دخترتون وقتی رسید خونه تندی رفت سر قابلمه ! خوب گشنم بود دیگه ! عمو رفتم یکم از دمپخت نپخته مامان رو برداشتم خوردم مامانم میگفت : اخه چرا نپخته میخوری؟! عمو اون روز چشم یکی از هم کلاسی هامو گرفتم ( از پشت ) تا بگه من کیم ! اون هم هر چی فکر کرد نفمید. یهو یکی از بچه ها خواست کمکش کنه بلند جیغ زد عمو پورنگه ! خوب اونم فهمید منم !

10 03 2010
فائزه(درياچه)

سلام عمو خوبید؟
اینجا چه خبره؟
چرا محتوای کامنت ها بوی ناراحتی وغم میده؟
خوب بچه ها عمو بعد چند ماه اجرا میخواد بره استراحت این ناراحتی داره؟ درسته تحمل دوری عمو سخته ولی اینجوری……..
یه نگاه به کامنتاتون بندازین!بچه ها میان اینجا تا شاد بشن نه اینکه غمشون چند برابر بشه.
من نمیدونم عمو کی برمیگرده وکی برنامه شروع میشه ولی مطمئنم برمیگرده دیر وزود داره اما…………………
عموجون من هم مثل بچه های دیگه از اینکه برنامه داره تموم میشه ناراحتم ولی به این امید دارم که مثل امسال بعد چند ماه برمیگردین.ودوباره مهمون خونه هامون میشین.
در ثانی برنامه عمو هنوز تموم نشده وقتی هم تموم شد این سایت برای حرف زدن با عمو هست.نیست؟
عمو اومدم یه خبر خوب بدم ولی با دیدن کامنت ها یادم رفت واسه چی اومدم نت
بگذریم
همین چند دقیقه پیش نمره پایانی زبان رو مشاهده کردم. وای عمو نمیدونید چقدر خوشحالم رفتم ترم چهار. نتونستم نفر اول بشم ولی قبول شدم .برام دعا کنید تا آخر یه ضرب برم بالا.
منتظر برنامه امروز هستم.
میدونم مثل همیشه عالی وبی نقصه.
موفق باشید.
خدانگهدار.

10 03 2010
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام عمویی…موقع رفت و برگشت دانشگاه چشمم به اون مسجدِ…
…دیشب به اشتباه از اینجا گذشته ای/تا باشد ای عزیز از این اشتباه ها…
(دخترتون)

10 03 2010
پـــرتو از کرمان

راستی بچه ها من هرموقع میایم اینجا یادم میره شما رو دعوت کنم که به وبلاگم بیاین وبلاگم در مورد بیوگرافی بازیگراست خوشحال می شم به وبلاگم یه سر بزنین و من رو با نظرات خوبتون خوشحالم کنین مطمئنا خوشتون میاد عمو شما هم بیاید یه نظزر برام بزارین بخدا راه دوری نمیره یه کلیک کنین اگه خوشتون نیومد نظر نزارین…………

10 03 2010
نگار

عمویی سلام. بنازم به این معرفت و همت دوستان. یعنی یه شیر پاک خورده ای پیدا نمیشه بهم بگه چه جوری میتونم این عکس کنار اسممو عوض کنم؟؟؟ خانم ل-عباسی کجاییــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

10 03 2010
نگار

راستی عمویی امروز برای چندمین بار سفر بی خطرتونو دیدم. فقط امروز اون پروانه پخشش رو هم دیدم. چشمم که به سال تهیه افتاد شدم رنگین کمان!!! سبز، آبی، بنفش با خال خال صورتی… 84؟؟؟؟؟؟؟ من چقد از دنیا عقبم عمویی ها خودمونیم!!!!!!!!!!!! جهان پنجم شیشمم نه؟؟؟ کاشکی بگین این چیزایی رو که تهیه میکنین عمو!…

10 03 2010
نگار

آن سوی ناکامی ها خدایی است که داشتنش جبران همه ی نداشته هاست…

10 03 2010
عباسي

سلام
نگار**********نگار جان**********دخترم********خواهرم**********عزيزم*******
من اينجام.اين بار سومه كه دارم طريقه گذاشتن و عوض كردن عكس كنار كامنت رو اونم بطور اختصاصي براي شما نگار عزيزم مي نويسم.اگه باورت نميشه به اين دوتا لينك سربزن.
http://farziaee.ir/?p=893&cpage=12#comment-12426
http://farziaee.ir/?p=908&cpage=7#comment-12621
نگار *** و سایر دوستانی که می خواهید کنار کامنت هاتون عکس باشه.قبل از هرچیز به این سایت برید
http://en.gravatar.com
و عضو بشید.برای عضویت گزینه
sign up
رو بزنید.
یه کادر میاد که جلوش نوشته
Email
ادرس ایمیلتون رو اونجا بنویسید و روی گزینه
sign up
کلیک کنید.(یادتون باشه آدرس ایمیلتون رو کامل بنویسید همراه با
.@
و
yahoo
یا
Gmail.com
به ایمیلتون سر بزنید و ایمیل جدید رو چک کنید. اونجا یک لینک فعال سازی هست که روش کلیک می کنید.بعد از کلیک کردن یه پنجره باز میشه که ازتون می خواد
Username
یک اسم می نویسید پایینم یه پسورد و پایین ترم تکرار پسوردتون رو می نویسید.سعی کنید پسوردتون فقط ازاعداد یا فقط از حروف نباشه ترکیبی بنویسید تا راحت تر قبول کنه.روی
Signup
کلیک می کنید.یه صفحه براتون باز میشه که آدرس ایمیلتون اونجاست و جلوشم یه عکس آبی قرار داره.بالای صفحه نوشته
My Account
موس رو ببرید روی
my account
و روی گزینه
Add an Image
کلیک کنید.عکس مورد دلخواه رو آپلود می کنید.گزینه
Next
رو می زنید.حالا برای اینکه سایز عکسمون رو کوچیک کنیم یا قسمت مورد دلخواهش رو انتخاب کنیم عکس رو کروپ می کنیم .بعدم روی
Crop and finish
کلیک می کنیم.اونجا ۴ تا گزینه میاد که شما اولی یعنی
G
رو انتخاب کنید.تموم شد.
اگرم از عکستون خوشتون نیومد یا خواستین تعویضش کنید بازهم موس رو ببرید روی
my account
گزینه manage
رو انتخاب کن.پایین صفحه نوشته
Choose an image (below) to use for the selected email (above) or add a new image
می تونید با رفتن روی گزینه
add a new image
یه عکس دیگه انتخاب کنید.ونکته قابل توجه برای دوستانی که چند تا ادرس ایمیل دارند و می خواهند برای ایمیل هاشون عکس بگذارند.نیازی نیست که جداگانه برای هر ادرس میل توی سایت
Gravatar
اکانت جداگانه درست کنید.کافیه با یک اکانت چندین آدرس ایمیل رو عکس دار کنید. موس رو ببرید روی my account
گزینه ad an email address
رو انتخاب کنید.صفحه ای باز میشه که ادرس ایمیل دیگرتان را خواسته.ایمیل را نوشته و روی گزینه
add
کلیک می کنید.به این طریق تمامی آدرس ایمیل ها و جی میل هایتان را می توانید دریک اکانت
add
کنید.
موفق باشید.

10 03 2010
پریسا

بنام خدا
سلام عموی صبورم
عمویی ممنون که هفته ی آخر هر روز میاین توی خونه هامون …
عمو ممنون که سکوت جنگل رو شکستید ….
عمو ی خوبم معذرت میخوام من نمیخوام ناراحتتون کنم….
عمویی میدونم اونقدر سرتون شلوغه که شاید اصلا منو یادتون نمونه وبه احتماله زیاد نمیدونید که چرا دارم معذرت خواهی میکنم حق هم دارید ….به هر حال عمویی از دخترتون راضی باشید ….
(کودکه درونم که دخترتونه)

11 03 2010
خاطره

سلاااااااااااااااااااااااااااام سلام
مسابقه مسابقه مسابقه ی بی سابقه حضور چند تا نابغه تو ایستگاهه مسابقه یکی سوالش ورزشیه علمی تفریحی گردشیه پورنگ میگه ایران کجاست؟جواب میدی تو اسیاست خلاصه میخای یاد بگیری شاد بمونی مسابقه مال شماست مسابقه جای شماست
یادته اون اولا که اومده بودی تو برنامه این شعرو چه قدر میخوندید؟دلم بر ای اون روزا تنگ شده میشه این اواخر سال برای اینکه یادی هم از اون سالا کرده باشین یه بار این شعرو بخونید مروری بر خاطراته دیگه گاهی وقتا خوبه ادم دفتر زندگیشو ورق بزنه

11 03 2010
نگار

خدا را دوست دارم، به خاطر این كه با هر username كه باشم من را connect می كند.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی كند.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه با یك delete هر چی را بخواهم پاك می كند.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی كند.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه اینهمه friend برای من add می كند.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه اینهمه wallpaper كه update می كند.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه با اینكه خیلی بدم من را log off نمی كند.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه می گذارد هر جایی كه می خواهم Invisible بروم.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی كند.
خدا را دوست دارم، به خاطر اینكه همیشه اجازه undo كردن را به من می دهد.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه من را install كرده است.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه هیچ وقت به من پیغام line busy نمی دهد.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه اراده كنم ON می شود و من میتوانم باهاش حرف بزنم.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه دلش را می شكنم اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی كند.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، كافیه فقط به دلم سر بزنم.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه تلفنش همیشه آنتن می دهد.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه شماره اش همیشه در شبكه موجود است.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه هیچ وقت پیغام no response نمی دهد.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه هرگز گوشی اش را خاموش نمی كند.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می كند.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه نامه هاش چند كلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو كارش نیست.
خدا را دوست دارم ، بخاطر این كه وسط حرف زدن نمی گوید وقت ندارم، باید بروم یا دارم با كس دیگری حرف می زنم.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه من را برای خودم می خواهد، نه خودش.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه فقط وقت بی كاریش یاد من نمی افتد.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم. نه اصلا نیازی نیست بگویم. خودش میتواند نگفته حرف ام را بخواند.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی كند.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه تنها كسی است كه می توانی جلوش بدون اینكه خجل بشوی گریه كنی و بگویی دلت براش تنگ شده.
خدا را دوست دارم، به خاطر این كه می گذارد دوستش داشته باشم وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم.
خدا را دوست دارم به خاطر این كه از من می پذیرد كه بگویم : خدا را دوست دارم…

یا خدا…

11 03 2010
نگار

عمو شنیدین میگن کمال همنشین در تو اثر کرد؟ میخوان شما رو ببرن کنار اون برنامه های مزخرف شبکه دو بذارن بلکه کمال شما در اونها اثر کنه، شاید برنامه شون یه رونقی گرفت…

11 03 2010
خاطره

سلام درياجونممنونمفعلاكمي سرمشلوغه راستي دوستدارمنظردوستانه ديگه روهم درمورداين اپ وي‍ه بدونم تايكهفته باي

11 03 2010
ناهید از تهران

سلام آقای فرضیایی
یه سوال
ببخشید،ولی فکر نمیکنین زیادی بچه های این سایت رو به خودتون وابسته کردین؟؟؟؟؟
انگار همه ی کار و زندگی و فکر و ذکر این بچه ها شده داریوش فرضیایی، اینطور که معلومه اکثرشون حداقل روزی یک بارهم که شده میان اینجا و چند تا کامنت برای شما میذارن . بهتر نیست بهشون تذکر بدین ، نظرتون چیه؟؟؟

سلام من بارها در این باره مطلب نوشته ام

11 03 2010
رها

سلام عمو جان:
من از شما تقاضا دارم 1 هفته بیشتر که نمونده پس خواهشن هیچ کسی رو بی جواب و چشم انتظار نذارید.بدترین لحظه ها اینه که یک آدمی منتظر بمونه و طرف مقابل هم هیچ اهمیتی نده…اگر کسی غرورشو زیر پا گذاشت و از شما تقاضایی کرد خواهش میکنم احترام بزرگ و کوچیکی حداقل یادتون نره…؟؟؟؟؟؟؟ اگر واقعآ سرتون شلوغه حرف بزنید و اینو بگید نه اینکه 1 خوانواده یا آدم رو مسخره خودتون کنید؟؟؟
هر آدمی یک ظرفیتی داره..شما واقعآ چطوری میتونید انقدر بی اهمیت از کنار موضوع به این مهمی رد بشید؟؟؟ حتمآ مهم بوده که دلشو به دریا زده و اومده جلو….. به هر حال هر کاری که کنید نشونه ی شخصیتتونه؟؟؟؟
بازم میخواید بی جواب بذارید؟؟؟
((((((((( هر چند که خودم تازه فهمیدم)))))))))

11 03 2010
رها

ببخشید از شدت ناراحتی (خانواده) رو اشتباه نوشته بودم.

11 03 2010
مهدیه

نگار جونم ممنون واقعا نوشتت بی نظیر و عالی بود گلم زبان فارسی را پاس بدار.

11 03 2010
مطهره

بنام خدا
سنگ صبورم سلام
چی چی هو _ چی چی هو _ قطار اومده؟ _ کو کو کو
…………………….
نبینم این روزای آخر دل عمویی گرفته… قربونت برم عمو
توروخدا این قدر حرص نخور عوضش یه کیلو کشمش بخور(پسته گرونه)
عمو نمیدونم درباره ی نوشته هاتون چی بگم . تا الانم
خیلی عمویی کردی و مارو تحمل کردی
راستی عمو توی نوشته هاتون بعداز مورد 12 شماره 14 ثبت شده
فکرکنم واسه خوندن مورد 13 چشم برزخی لازمه…
عمو (به شیوه امیرمحمدی)میشه شعر قطار نوبهارو بخونین؟
هرکی ندونه فکرمیکنه عید ندیدم
خلاصه اینکه عموی 15سالم و اذیت نکنین میره دیگه هم برنمیگرده ها!
یاحق

11 03 2010
نگین

سلام میدونم سوالی روکه میخوام بپرسم تکراریه اماواسم خیلی مهمه اگه میشه یه جایی گوشه وکنارسایتتون بنویسیدکه کامنتهاروخودتون تاییدمیکنیدیانه باورکنیدزیادوقتتون رونمیگیره فقط درحدیه اره یانه خواهش میکنم*

11 03 2010
بلقیس

ببین آقای فرضیایی :
تو فکر کردی که با کی طرفی من هم از 8 . 9سالگی با تو بزرگ شدم الان هم دانش جوی سال دوم هستم و تمام روحیات تو در من رخنه کرده ولی جدیدا احساس می کنم اعصابت خورده و می خوای تمام اعصاب خوردیتو سر من خالی کنی ولی بذار یه چیزو بهت بگم تو این کا را را می کنی که من دیگه برات کامنت نگذارم (ما را باش داریم روی دیوار کی یادگاری می نویسیم ) پس بدون عشق تلخ خودم بودم که با وبلاگ خواهرم بدون اجازه از او که مطمئننا اجازه نمی داد این کامنت و برات گذاشتم و وقتی امروز صبح از تو گلایه کردم: تو چون تهرونیا را خیلی تحویل میگری ثبت نکرد ی و ترسیدی حالا تموم اخلاقت به خدا تظاهره خیلی هم خودتو دست بالا گرفتی تازه هیچکس از ظن خود نشد یار تو چون اولا تو غیر از این جمله هیچی بلد نیستی و ثانیا تو جا دو یشان کرده ای
در صفحه ی اول 15 مطلب برای بچه ها زدی ولی بعد میگی من با همتون اخت گرفتم ولی تنها با من دشمنی طوری نیست من ذهن خلاق و قلب پاکم رو حراج تو کردم و تو جدی بودنتو بی اهمیت بودنتو خرج من کردی که خیلی برام گرون تموم شد قلبم شکست ولی برات مهم نیست دیگم نمیام برات پیام بذارم و برو به همون بچه های نتی دیگت برس بازم تاکید میکنم تمام توصیف خوب بو دنت تظاهره ولی بدون یه جایی که خودتم نفهمی خدا بد جور جوابتو می ده برای همیشه راحت باش و از نا راحتیه من لذت ببر ولی بدون زمان همه چیزو روشن می کنه

11 03 2010
مهدیه

عمویی ببخشید دیر دیر می یام این جا بخدا درسام خیلیه هر روز یکی دوتا امتحان داریم عمو دیگه خسته شدم یه دانش اموز 15ساله مگه چقدر کشش داره اونم اسفند ماه که همه ی ادما فکر و ذکرشون شده عید مغزم هنگ کرده.

11 03 2010
پریسا

بنام خدای مهربون
عموی صبورم سلام …
عمو به خاطر همه ی صبوری هات ممنونم …میدونم گاهی خوندنه بعضی از کامنتهایی که واستون میزاریم ممکنه عصبانی تون کنه یا غمگینتون کنه ….یا خسته کننده باشه …عمو میدونم که صبوری میکنید …میدونم وقتی اون بالا نوشتین سنگ صبور یعنی کار سختی رو انتخاب کردید …گاهی با خودم فکر میکنم عموی مهربونه من که سنگه صبورمن و تمامه بچه هاست چه کسی سنگه صبور حرفهای دله اونه….نمیدونم…. حقی هم ندارم که بدونم…. ولی مطمئنم و میدونم که شما هم مطمئنید که خدا همیشه نگاهتون میکنه همیشه وهمه جا به تمامه حرفهایی که توی دلتون میزنید و حتی به زبونم نمیارید گوش میده … کمکتون میکنه وتنهاتون نمیزاره ….حتی وقتی که میگید «ومن چه تنها»…. وقتی میگید «تنهایی من… تنهایی او»….خدا تنهاتون نمیزاره….
عمو گاهی بعضی از کامنتهارو که توش با شما بد حرف زدند یا حرفهایی زدند که دوست ندارین رو میخونم …دلم میخواد داد بزنم تروخدا… التماس میکنم با عموی من اینجوری حرف نزنید عموی من دلش به پاکی ومهربونیه کودکی هست که فقط شادی هاشو داره باها مون قسمت میکنه …….ولی عمو میدونم که نباید دخالت کنم اینجا ماله شماست…. فقط میگم» خدایا دشمنانه عمورو در صفه دوستانش قرار بده»…..الهی امین….
(کودکه درونم که دخترتونه)

11 03 2010
نگار

سلام خدمت عموی نازنینم و ممنون که کامنتمو تایید کردین. خسته نباشین. عمو جان جان…
سلام مهدیه جونم. مرسی گلم. گفتم شاید مفهوم نباشه واژه فارسیش، انگلیسی نوشتم. اون که صد البته… فارسی جای خود دارد. شک نکن در این مورد عزیزم :)

12 03 2010
نگار

عمو فقط بهتون بگم که من ذوق مرگ شدم وقتی گفتین که از شنبه هرروز برنامه دارین! ذوق مرگ شدم من… دیگه خودتون به بقیه ش فکر کنید. فکر نکنم لازم به توضیح دادن باشه!!! :))
دوستون دارم عموی نازنینم

12 03 2010
نرگس

سلامی گرم خدمت شما . می خواستم ازتون تشکر کنم از سالی که برنامه شما شکل گرفت بیننده برنامتون بودم تا الان بگذریم با وجود اینکه سنم از کودکی گذشته ولی گاهی اونقدر غم دارم که با برنامه شما لبخند رو لبهای منم مهمون میشه ،گاهی انقدر از دنیا و آدماش ناراحتم که حتی یادم میره منم یه آدمم ….خب بگذریم .تابعد

12 03 2010
نگار

شب بخیر نازنین عموی خودم… خوابای خوش ببینی

12 03 2010
عاطفه

سلام عموی مهربون
ببخشید که این موقع شب مزاحمتون شدم تازه از درس خوندن تموم شدم گفتم یه سری هم به این جا بزنم و جواب سوالی رو که ازتون پرسیده بودم خودم بدم.
عمو جون شما جز دسته ی سوم هستین وبه قول دکتر شریعتی: آدم هایی معتبر و با شخصیت کسانی که در بودنشان سرشار از حضور اند ودر نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که همواره به یادمان می مانند دوستشان داریم و برایشان احترام قایلیم.
عمو جون امیدوارم که خیلی زود برگردین ولی این رو بدونین که تو این 8-9 سال انصافا حق مطلب رو ادا کردین من خودم وهمه ی اونایی که اهل بودن از شما زیادی یاد گرفتیم مابقی رو هم که نقدا خط می کشیم. به قول امام: ما مکلف وظیفه ایم نه مکلف نتیجه. شما وظیفه تون رو به بهترین شکل انجام دادین،خوش درخشیدین و لایق بهترین ها هستین.
به شما و همکارتون از ته ته ته قلبم درود می فرستم و خسته نباشید می گم و بهترین ها رو براتون آرزو می کنم.
عمو جون دیگه داریم به کنکور نزدیک میشیم و من باید تلاشم رو بیشتر کنم، یه4-5 ماهی نیستم و شما راحتترین. دعا می کنم بعد از کنکور برنامه پر انرژی تون رو ببینم.
واسه من و همه ی کنکوری ها خیلی دعا کنین.
پیشاپیش سال نو رو به شما خانواده تون و همه همکاراتون تبریک می گم،فکر کنم اولین کسی هستم که عید رو بهتون تبریک گفتم.
دنیا رو براتون شاده شاد و شادی رو براتون دنیا دنیا آرزو میکنم
می سپارمتون به خدا التماس دعا شبتون قشنگ!

12 03 2010
رها

آدمیزاد طومار طولانی انتظار است اما تا چقدر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!……………….

12 03 2010
مطهره

بنام خدا
عموسلام
یادم باشه حتما یه سری به چشم پزشک بزنم
عمو خداییش این مورد 13 رو اضافه کردین یا
چشای من مشکل داره؟
عمو:یا چشای تو مشکل داره بچه اینقدر عیب نگیر دیگه.
یا حق

12 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا سلام عموجون دلم براتون تنگ شده بود من همون پريسا مسعودي قبليم ها ولي چون ايميل مون مشكل داشت مجبور شديم يه كمي ادرس ايميل رو تغيير بديم . واي عمو ديروز يه اتفاقي افتاد ميدونيد چي شد عمو يه ماشين سنگين از تو كوچه مون رد شد اخه شهرك ما تازه ساز وخونه هاي زيادي توش مي سازن به محض اينكه ماشين سنگينه رد شد چون راه نداشت وحواسش نبود زد به تير برق وتير برق هم كج شد رو ديوار حياط ما خيلي وحشتناك بود عمو بعد سريع از طرف اداره برق اومدن البته منم سريع زنگ زدم به اداره برق وبعدشم نشد ديگه واسه ي شما پيام بزارم برنامه ي چهار شنبه تون خيلي خوب بود وخيلي دوستون دارم.

12 03 2010
نگار

سلام عمو جونم خوبین؟ روزتونو خوب شروع کردین؟ ایشالله روز خوبی داشته باشین. چقدر زمان دیر میگذره!!! کی فردا میشه؟؟؟ راستی عمو جون خواهشا مطلبی رو کهواسه چهارشنبه سوری ارائه میدین جدی و بدون شوخی باشه تا بچه ها یه خورده بترسن. بلکه نرن سراغ اینکار! بهتون بگم عمویی من تا حالا حتی به سوخته ی ترقه و از این جور چیزا هم دست نزدم. فکر بد نکنین راجع به منــــــــــــــا!!!؟؟؟ خیلی دوستون دارم نازنین عموی گل خودم. مواظب خودتون باشین. یاعلی

12 03 2010
نگار

خانم عباسی سلام. عکسم تغییر نکرده. دارم میرم خودمو دار بزنم!!!! خداحافظ

12 03 2010
عطیه(عتیقه)

هر سال از اوایل اسفند شروع می کنم به خریدن لباس عید،حتی اگر مدل های جدید نیومده باشه
هر سال یک هفته مونده به تحویل سال از خونه بیرون نمیام(فقط مسیر خونه تا مدرسه رو میرم)
هرسال شب چهارشنبه سوری حتی تا سر پشت بوم خونمون هم نمیرم
آخه عموجون نمیدونی چقدر بده که وقتی4سال بیشتر نداری،دوستای داداشت یه ترقه بندازند زیر پات
عمو چهارشنبه سوری نزدیکه تو رو به خدا قسم می دم به بچه ها بگین چهارشنبه سوری فقط همین ترقه و… نیست، هر شهری در سنت های فدیمیش در شب چهارشنبه سوری کارهای جالبی انجام میدادن،حالا اگر نمیخوان اون کارهارو انجام بدن،چرا با جونشون بازی می کنن؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

12 03 2010
نگین

سلام;اون جملتون که نوشته بودیدادمیزادطومارطولانی انتظاراست خیلی زیباست خیلی…

12 03 2010
پریسا

بنام خدا
سلام عمویی
عمو پشیمونم ………..میدونم اونقدر خوب هستین که با اینکه ناراحتتون کردم میبخشین وشاید فراموش کنید ….ولی من فراموش نمیکنم که شمارو ناراحت کردم….
به قوله سهراب:
اکنون دارم میشنوم
آهنگ مرغ مهتاب
و گلهای چشم پشیمانی را پرپر میکنم….
(کودکه درونم که دخترتونه)

12 03 2010
ژاله فرهادروش

ممنون…عمو…
دوستت دارم…خدا حفظتون کنه..از همه بلاها..مخصوصا بلای دنیای آدم بزرگا….
………عمویی…
(دخترتون)

12 03 2010
عباسي

سلام
نگار***عزيزم عكسي كه انتخاب كردي يكي از همون عكساي عموست كه روي تراس دفتر برنامه گرفته اند.يه كلاه سفيدم سرشونه كاپشن شونم انداختند روي شونه شون.حالا ديدي؟؟ديدي كامنت هات عكس دار شده؟ بخاطر اينجور چيزهاي پيش و پا افتاده آدم زود دلسرد و مايوس ميشه؟هميشه راهي هست.ديگه ام از اين حرفا نزنيا.باشه؟
3تا راه حل بهت ميدم كه با حوصله بخونشون.حتما اين دفعه ديگه مشكلت درست ميشه.
1) ريفرش كن يا كليدF 5 رو از كيبورد كامپيوترت بزن.اگه درست نشد گزينه هاي دو و سه رو بازم با حوصله بخون.
2)برو به اكانتت اسم و پسوردت رو بنويس و وارد شو.بعد از ورودت حتما ميتوني عكس يا عكس هايي رو كه خودت براي ايميلت انتخاب كردي بصورت كوچك ببيني.كافيه روي اون عكسايي كه اونجا قرار دادي كليك كني بعد از اينكه كليك كردي يه صفحه باز ميشه كه نوشته confirm روش كليك كن و منتظر باش همون عكس مياد كنار آدرس ايميلت
3)ممكنه بعد از ورودت به سايت هيچ كدوم از عكسايي رو كه انتخاب كرده بودي اونجا نبيني پس بالاي صفحه نوشته My Account برو روش و گزينه ad an image رو انتخاب كن حالا روي My computer’s hard drive كليك كن.روي browse كليك كن و عكس مورد دلخواه ات رو از روي كامپيوترت انتخاب كن.بعدم next رو بزن.بقيه مراحل رو هم كه اون بالا گفتم فقط يادت باشه حتما از بين 4 تا گزينه ها حتما G رو انتخاب كني.
.اگر با اين 3راه حل هم مشكلت حل نشد مشكلت رو دقيق تر بگو تا كمكت كنم.موفق باشي.

12 03 2010
ژاله فرهادروش

عموجون..الان فهمیدم کنجکاوی کوچول به کی رفته!!..عمویی بالای جوابتون دو تا مربع با ضربدر قرمزه!!حالا این مربع چیه باز نمیشه …. کوچول به من نرفته هااا….
(دخترتون)

12 03 2010
نگار

سلام عمو جونم. خیلی میام اینجا نه؟ میدونم. آخه دلم خیلی زیاد براتون تنگ میشه. گاهی اوقات میام و تا میخوام کامنت بذارم میگم نه! الان عمو منو دو میده!!! الان میگه بچه تو مگه کارو زندگی نداری هی اینجاها پلاسی؟؟؟ من تا بعد از تعطیلات نوروز بیکارم عمویی. نگران درسم نباشین. خودم به فکرش هستم. راستی جمله تون خیلی زیباست عمویی. آدمیزاد طومار طولانی انتظار است… ایشالله سال 89 آخرین سالی باشه که منتظر ظهور آقا هستیم. الهی آمین! یه صلوات محمّدی بفرست…

12 03 2010
نگار

♥ وقتی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا فقط خودت باشی و خودش…

♥ چه بسیارند کسانی که زیاد حرف میزنند بی آنکه چیزی بگویند و چه کم اند کسانی که کم حرف میزنند اما بسیار میگویند…

♥ یادت باشه که در زندگی یه روز به عقب نگاه میکنی و به آنچه گریه دار بود میخندی…

♥ جایگاه انسانیت قلب خاموش اوست نه دهان پر حرفش…

♥ رویای مرگ بهانه ایست برای تحمل کابوسی به نام زندگی…

♥ چی میشد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده؟ چون ما دیروز وقت نکردیم از او تشکر کنیم…
چی میشد اگه خدا فردا دیگه ما رو هدایت نمیکرد؟ چون امروز اطاعتش نکردیم…
چی میشد اگه خدا امروز با ماهمراه نبود؟ ون امروز قادربه درکش نبودیم…

♥ آدمی را آدمیت لازم است. عود را گر بو نباشد هیزم است…

13 03 2010
رها

سلام آخر
بعضی موقع ها احساس میکنم شما و بقیه تون احساس پاک بچه ها رو به تمسخر میگیرید مثل شماره ی ۱۳ که نوشتید
این نتیجه گیری من از نوشته هاتونه حالا هر کسی ۱ نظری داره.اما اگر خسته ی کار هستید اینو رو حساب دیگه نگذارید.همیشه مجبوریم منتظر نوشته های جدیدتون باشیم..اما شما کی منتظر یکی از کامنت گذارا بودید..و حرفشو با دقت دیدید و خوندید؟؟؟؟؟؟
خداحافظتون
اگر بار گران بودیو رفتیم اگر
نا مهربان بودیمو رفتیم.

اما ۱ روز افسوس نخوری که کاش تردید نمیکردم و حرف های نشنیده ی رها رو با گوش جان میشنیدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام دخترم
خیلی وقتا بعد از کلی کار خوندن کامنت های شما خستگی کار رو از تن من بیرون میکنه و این مطلبی که گفتی اصلا درست نیست

13 03 2010
عسل از گرگان

عمو ی عزیزم سلام
عمو چند تا سوال داشتم …اونم اینه که عمو جان سری جدید برنامه تون کی شروع می شه؟ اصلا برنامه ی جدیدی در کار هست یانه؟و عمو جان بازیگرای فوق بر نامه هم در اون برنامه هستن؟………………………..روز خوش

13 03 2010
زهرا گرزین

عمو باسلام و ارادات
اخ عمو 4شنبه حالم گرفته شد رفتم که flashام رو formatکنم تا برنامه تون رو ضبط کنم …عموووووووووودیدم موسم کار نمی کنه …خراب شده…….با سرعت هر چه تمام تر رفتم از دوستم(همسا یمونه هاااا)گرفته…….اما اول برنامه تون رو از دست دادم………………هر جا هستی سالم باشی

13 03 2010
نگار

سلام عمویی گلم… کاشکی یکی از اون کامنتهایی که خستگی رو از تنتون بیرون میکنه کامنتهای من بوده باشه : ( فقط یکیشون، ای کاش… رها جون کجا رفتی؟!…

13 03 2010
نگار

عمو جون خواهشا این کامنتمو تایید کنین. خانم عباسی باید اینو بخونن!
سلام خانوم عباسی. پس یعنی عکس تغییر کرده و من نمی بینم؟؟؟ اگه اینجوری باشه که خوبه! دوباره اون مراحل رو میرم چشم! قبلا هم با دقت خوندمو انجام دادم مراحل رو. من نا امید نیستم خانم عباسی! اتفاقا اگه من همه چیزمو از دست بدم امیدم هیچوقت از دستم نمیره… حرصم گرفته بود اون موقع گفتم دارم میرم خودمو دار بزنم!!! اتفاقا موقع نوشتن هم داشتم میخندیدم به نوشته خودم :)) ممنون که راهنماییم میکنین. در حال حاضر مشکل من فقط اینه که بعد از این که اون مراحل رو انجام میدم برخلاف اون چیزی که باید بشه، میشه! یعنی عکسم وقتی کامنت میذارم تغییر نمیکنه. حالا دوباره انجام میدم و میگم خدمتتون. یه عذرخواهی به شما و عمو جونم بدهکارم. هم مزاحم شما شدم هم این صفحه رو با کامنتهام الکی پر کردم!!! امیدوارم منو ببخشین عمو جون… نیم ساعت دیگه برنامه تون شروع میشه آخ جوووووووووووووونم. خیلی دوستون دارم عموی نازنینم. بازم ممنون خانم عباسی عزیز

13 03 2010
نگار

الان اون مراحل رو با دقت انجام دادم شونصد بار هم ریفرش و Confirm کردم. دیگه با خداست!!!

13 03 2010
samoo

عموچرا اون شعرمو تایید نکردی دوستم میگه حتما خیلی ازش تعریف کرذی
عمو اون یکی دوستم میگه عموم (عموی واقعی) رفته خونتون یخچال درست کرده بعد باشما احوال پرسی کرده بعد شما محل نذاشین (من باور کنم؟ )
راستی اون یکی دوستم از شما ازش تعریف میکنم چند سال پیشا که توی دانشگاه برنامه داشتین داییش دانشجو بوده اونم رفته بعد با شما عکس انداخته شما هم دستتون را رو سرش گذاشتین (ای کاش من به جاش بودم)
یه شعر دیگه هم در مورد عید گفتم سر کلاس ریاضی خوندم همه گفتن قشنگه اما معلمم گفت یکم ایراد داره درست میکنم میفرستم

13 03 2010
samoo

عمو یکی از افتخاراتم اینه که:
من ماه مرداد به دنیا امدم 14 مرداد را بهم تبریک بگو دیگه خوب؟

13 03 2010
نگار

سلام عمویی گلم… بالاخره عکسم عوض شد!!!! هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــورا…
ممنون خانم عباسی. Samoo جان منم مرداد ماهی هستم باعث افتخار همه مونه :)

13 03 2010
نگار

عمویی آخر برنامه موقع دعا داشتین به چی میخندیدین؟؟؟ بگین ما هم بخندیم :)

14 03 2010
نرگس

بنام کسی که احساس را آفرید .سلام .امشب هم مثل بقیه شبا خیلی دلتنگم دلتنگی از دنیا و آدمایی که نمی تونم درکشون کنم گاهی فکر می کنم شاید من زیاد سخت می گیرم راستش آرزو یا امیدی ندارم که براش … اصلا یه چیز دیگه دفعه پیش که براتون پیام گذاشتم فکرنمی کردم اونو ببینم امیدوارم خواننده این مطالب خودخودخود خودتون باشید گرچه اگرهم اینطور باشه فقط فقط … هیچی .روزهای قشنگی داشته باشین وشبهای پرخاطره.
برنامتون خیلی خوبه از دلتنگی دنیای خشن بی رحم بزرگترها دورم می کنه گرچه از نظر خودم هنوز خیلی بچه ام ولی ……..باعث می شه ناخود آگاه بزرگ شم دوست ندارم ،دوست دارم مثل بچگی ام انقدر حرف بزنم که باباجون و مامان جونم کلافه بشن گرچه از اون بچه هایی بودم که زودتر از سنم بزرگ شدم و همینطور عاقلتر که ای کاش اینطور نبود…. .شب بخیر.

14 03 2010
نگار

ما هرروز دریافتی های موبایلمون رو باز میکنیم و پیامهایی رو که دوستامون فرستادن رو میخونیم، اما چندبار قرآن رو باز میکنیم و پیامهایی رو که خدا فرستاده میخونیم؟!
پس با خدا باشیم! عمو بسم الله یادت نره… دوستون دارم نازنین عمو…

14 03 2010
فاطمه

عمو به وبلاگ من سر بزن

15 03 2010
عسل از گرگان

سلام عمو………………
وای عمو می گن کنکور حذف شده…………..البته اگه نظر شون بر نگرده……….دیگه باید بخونم واسه امتحان نهایی…..عید امسال هم که باید بشینیم کتا با رو دوره کنیم………………البته تابستون باز هم باید بخونم چون به هر حال دانشگاه های خوب یه ازمونی چیزی می زارن….همین جوری که نیست……….خلاصه اش باید بخونی…………..ولی خداییش اینجوری بهتره…….نه؟

15 03 2010
محبوبه جون

به نام خدا

سلام

فقط اومدم دو تا پيام بدم و برم:

1: خدايت يار تا آندم كه از هستي نشان باشد، دعايت ميكنم سهمت هميشه آسمان باشد..

اين دعا رو واقعاً و از ته دل برات دارم

2: وقتي در وسيع زمين و زمان به مضيغ پوچي مي افتم؛ نام دلگشاي علي رمز دوباره زيستن است..
من چون به امام علي (ع) خيلي ارادت دارم اينو قاب كردم و زدم به ديوار اتاقم. خيلي سال پيش. اما الان چشمم افتاد بهش گفتمن واسه تو هم بنويسمش.

باي (-؛

15 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا سلام عموي مهربونم اميداورم كه حالتون خيلي خيلي خاص بود وهميشه لب تون خندون عمويي برنامه ي شنبه 1شنبه ودوشنبه تون خيلي عالي بود دست تون درد نكنه وانشالله كه سال جديد سالي پربركت وپراز موفقيت براي شما وهمه ي مردم عزيز كشورمون باشه دوستون دارم وبهتون قول ميدم كه ترقه بازي نكنم هرچند كه هيچوقت دست به ترقه نزدم اخه عمويي خيلي از ترقه مي ترسم.

15 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا سلام عمويي برنامه تون عالي بود دست تون درد نكنه دوستون دارم و خدا حافظ خيلي عجله دارم اخه بايد برم كمك مامانم .

15 03 2010
مهدیه

سلام عمو جونم خوبین؟عمو امروز تلویزیونمون خراب شده بود و من بدبختانه نتونستم برنامه ی شما رو ببینم وای عمو اول عصبانی شدم بعد گریه کردم و بعد خوابیدم خیلی بد شد.
بچه ها می شه یکی در مورد موضوع برنامه و چه اتفاقاتی افتاد برام بگه ؟مرسی.

15 03 2010
نگین

سلام;خیلی خوشحالم که امروزخوشحال بودیدبااین خنده هاتونه که من زنده ام دیگه بادکنکه بدجوری باهاتون لج کرده بودامیدوارم همیشه ازاعماق وجودتون شادباشید

15 03 2010
رها

سلام آخر آخر
نمیدونم چرا اما میذارم رو حساب عادت که بر خلاف میلم دارم مینویسم:
عمو پورنگ من کاری اشتباه نکردم که عذر بخوام .اما باید عرض کنم شما که میفرمایید:

( خیلی وقتا بعد از کلی کار خوندن کامنت های شما خستگی کار رو از تن من بیرون میکنه و این مطلبی که گفتی اصلا درست نیست )
چرا درست نیست ؟ پس یعنی میفرمایید تا به حال هر کسی از شما خواهش کرده که متنی رو بخونید و جوابشو حتمآ بدید عمل کردید؟ ..فقط بگویید آره یا نه؟؟؟

15 03 2010
نگار

سلام عمو جون گلم… ممنونم خداروشکر! خیلی دوستون دارم نازنین عمو… دست علی یارتون

15 03 2010
نگار

عمویی هرسال ترسم از چهارشنبه سوری بیشتر میشه! جون هرکی دوست دارین مواظب خودتون باشین عمویی!!! من امروز که داشتم با دخترداییم بیرون میرفتم واسه خرید قبل اینکه از خونه بیام بیرون به مامان و سیّد خانم (چون سادات هست سید خانم صداش میکنیم) که خونمون کار میکنه گفتم دعا کنید سالم برگردیم. بخدا به دلم بد افتاده بود! ولی خداروشکر خبری نبوذ! خدا پشت و پناهتون باشه عمویی. من هر لحظه براتون دعا میکنم. اما شما هم احتیاط کنین عمو جونم. مواظب خودتون باشین توروخدا! دشت علی یارتون خدا پشتو پناهتون… خیلی دوستون دارم عمو جون

16 03 2010
نگار

عمویی چرا کامنت قبلیم هنوز بلا تکلیف مونده!!! جا گذاشتینش؟! دوتا بالاتر از این کامنت…
عمو مواظب خودتون باشین. یا علی…

16 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا سلام عموجون شيمي برنامه رو به نازم برنامه تون خيلي خوب اموزنده وخنده دار بود بازم خدا قوت .عمويي خدا اين شب چهار شنبه سوري رو نصيب هيچ كس نكنه بابا صد رحمت به قديميا مامان بزرگم برامون تعريف ميكنه مام اين وسط حال ميكنيم مثل الان نيستش كه انگاري وسط ميدون جنگ نشستي اصلا نزاشتن ببينيم اين سينمايي به روح پدرم چي شد خلاصه عمويي سرتو درد نيارم ميخوام يه تغييري توي پيام هام ايجاد كنم حالا بعدن متوجه ميشين دوستون دارم شب خير عموجون واميدوارم (خو ويل خوش بيني)خواب هاي خوب ببيني .

16 03 2010
saharاز طرف تينا رادفر نژاد

*به نام خدای مهربون*
امروز جمعه ، یکی از روزهای بهاری سال 83 .
تقدیم به معلمی که تا به الان درس های خوبی به من یاد داده .
نمیدونم شاگرد خوبی براتون بودم یا نه… ؟ چقدر درس هایی که یاد گرفتم رو انجام دادم… ؟
هر روزی که برنامه های شما رو می بینم یک مطلب جدید یاد میگیریم .
البته شاید خیلی از این مطالب رو قبلا شنیده باشم ولی گفتن با گفتن فرق داره .
و اینکه چه کسی و چه طوری مطلبی رو به تو گوشزد می کنه .
اگر معلمی بودی با زبونی خشک و بی روح … اگر همه ی درس هایی که می دادی حالت نصیحت کردن داشت … شاید هیچوقت به حرفهاتون گوش نمی کردم و یا حتی بدتر از قبل می شدم و تمام حرفهایی که می زدین پشت گوش می انداختم …
از همون روز اول فهمیدم که معلم بسیار خوبی هستین . شوق درس دادن رو توی چشماتون دیدم … دیدم که با چه انرژی وقتتون را برای تعلیم به ما صرف می کردین و همینطور هر روز که می گذشت به تجربه های خودت هم اضافه می شد .
و حالا من دیگه اون آدم قدیم نیستم . دیگه خیلی از رفتارهام تغییر کرده . از ظاهرم بگیر تا باطنم . من آدم جدیدی شدم و این فقط به خاطر حرف های دلنشین شما بود .
نوشته هامو روی کاغذ نوشتم ولی شاید هیچ وقت به دستتون نرسه …
ای عموی مهربونم ، تا ابد قدردان محبت های شما خواهم بود …
نقطه تمام. زمستون ۸۳

17 03 2010
نگار

وای خدا عجب سوتی ای!!!!!!!!!!!!!!! عمو کامنت بالامو نگاه کنین!!! نوشتم دشت علی یارتون!!!! وای خدا مردم از خجالت…

17 03 2010
نگار

عمویی گلم الان ساعت 1:35 بامداد چهارشنبه ست! عمویی خواب به چشمم نمیاد. تا سه ساعت پیش مهمون داشتیم. پسرخالم با خانومش و بچه هاش اومده بودن اینجا. هیچی از مهمونی نفهمیدم! همش تو فکر برنامه فرداتون بودم و هستم! عمویی چرا این بلاها داره سرمون میاد؟! چرا انقد اذیتمون میکنن؟ اون چند وقت که نبودین بس نبود؟ اون چند مدتی که من ازتون غافل بودم بس نبود؟ عمو شما هم درست عین آقا امام زمان هستین. اومدین مارو وابسته به خودتون کردین و حالا هم دارین میرین پشت پرده. فقط آقا حرفه ای تر عمل کردن. ایشون ندیده خاطرخواه کردن بعدش رفتن پشت پرده! عمویی میدونم اگه دست خودتون بود همینجا پیشمون میموندین! فقط سوال من اینه که چرا بعد این همه مدت دارن یه همچین کاری میکنن؟ اما کسی نیست که جواب بده. تازه داشتیم با راهنماییهاتون رو غلتک میفتادیم. چرا همیشه هرسال آخر سال که میشه باید تنمون بلرزه؟ چرا همش تو عید باید تنها باشیم و نتونیم به کسی که دوسش داریم پناه ببریم، از شر سر و صدای مهمونامون که بعضیاشونو ممکنه حتی نشناسیم! عمویی چرا؟ چرا روزگار هرکیو که دوسش داریم ازمون میگیره؟؟؟ حالا بهمون بگین تو مدتی که نیستین به این وب همچنان سر میزنین و کامنتارو میخونین یا نه؟ توروخدا فقط یه آره یا نه بهم بگین عمو. توروخدا!!! اگه شما برید عمو جون دیگه جز خدا کسیو ندارم. هرروزمو با امید به برنامه شما به شب یا همون غروب میرسوندم. با هیجان اینکه امروز عمو چه لباسی، چه رنگی تنشه؟! امروز قراره سهند و متین و امیرمحمد چه دست گلی به آب بدن؟ قراره چه اتفاق از پیش تعیین نشده ای بیفته تو برنامه، مثل افتادن اون روزتون! با خودم بازی میکردم، سعی میکردم حدس بزنم که برنامه اون روزتون موضوعش چی میتونه باشه؟ عمویی دارم میشکنم. منی که اونهمه به بچه ها دلداری میدادم که دوستان نترسین عمو هیچ جا نمیره. عمو مارو تنها نمیذاره. نمیذاریم بره… حالا اینطوریه وضعم! عمو تورو به کسی که میپرستی قسمتون میدم فردا حداقل بگین تا کی باید صبر کنیم؟ تا کی؟ تا کی؟ 1 ماه؟ 2 ماه؟ 1 سال؟ 2 سال؟ چقدر؟… تا کی؟ عمو دوستون دارم. دوستون دارم عمو جون… خیـــــــلی دوستون دارم عموی نازنینم… این کامنتم تایید نشه لطفا فقط بخونینش عمو و اگه میشه یه چیزی بهم بگین. هرچی که بشه حتی فحش! خواهشا… خیلی دوستون دارم عمو جون. خیلی دوستون دارم. عمو میشه تو برنامه فردا اسم منم بخونین؟ نگار شکوهی از لاهیجان. جون هرکی دوست دارین اسممو بگین عمو. توروخدا!!! حدااقل بذارین این دم عیدی دلم شاد بشه عمو! خواهش میکنم. خدا پشت و پناهتون باشه. تا فردا…

17 03 2010
نگار

عمویی شما منو از خیلی از اشتباهات نجات دادین. اشتباهاتی که حتی ممکن بود به آیندم صدمه بزنه. درست مثل تیتراژ سریال «سلام» شما بیراهه هامو به مقصد رسوندین! من هیچوقت نمیتونم زحمات و محبت هاتونو جبران کنم. تنها کاری که میتونم بکنم اینه که قدر خودتون و محبت هاتونو که نعمتی هستین از جانب خدا بدونم. این تنها کاریه که میتونم انجام بدم در قبال شما عمو جون. تا وقتی زنده م قدردان محبتهاتون هستم عموی گلم. خیلی دوستون دارم عموی نازنینم…

17 03 2010
نگین

سلام;شیمی چشمان نازه بنازم خدامنوبکشه اشکوتوی چشمای مهربونتون نبینم بالاخره میخواین برین به شبکه ی دومیدونم دست خودتون نیست اماهرکسی که این کاروکرده حتماپشیمون میشه شبکه یک باوجودشمابه شبکه ی یک تبدیل شدشماهرکجاکه باشیدمایه افتخارواسه اون شبکه هستیدراستش روبخوایدولی خیلی ناراحتم که ازاین شبکه میریدهرچی باشه هشت ساله که توی شبکه یک برنامه اجرامیکنیدامامهم اینه که شماباشیدوهمیشه برنامه اجراکنیدتوی هرشبکه ای که باشه یه مرواریددردل یه صدف حتی اگه درمیون بی ارزش ترین واشغالترین چیزهاقراربگیره بازباارزشه و هیچی ازقیمتش کم نمیشه مرواریددل من هم هرکجاکه باشه بازهمون مرواریدی خواهدبود که تاالان بوده راستی پیرهنی روکه امروزپوشیده بودیدخیلی بهتون می اومدازماه هم زیباترشده بودیدتی جانه قوربان درسته دیروقته امابه خداتاالان نرم واستون اسپنددودکنم خوابم نمیبره پس من دیگه برم اسپندرودودکنم به خدامیسپارمتون*خواهش میکنم تاییدش نکنید

17 03 2010
saba duste ramina

salam amu purang man saba hastam duste samimie ramina,ramina felan ta 1 mah nemitune biad net,yani bayad esterahat kon,ina ro goft behetun begam,albate 4shanbe behem goft:(ba arze salam khedmate amu junam ke nemiduna ejaze midan hanuz amu sedashun konam ya na!midunam ke dge didgahetun nesbat behem avaz shode ama man faghat un shab ehsasati shodam ke payam dadam nemidunestam chera narahat shodid hamash fekr mikardam mage dafaate ghabl tu barnamehatun moshkeli ijad kardam?ke badan jale behem goft negareshe payamam bad bude amu man konjkavi nakardam bade 8 sal dge hame dusto ashna midunan man amu poorangiam amu be khoda rah vase konjkavi hamishe dashtam ama nakardam jale goft manzuramo bad goftam ama amu faghat vase inke zoghzadeo hol budam nemidunestam bayad chekar konam bekhoda dustam goft khale shadune ham hasten manam hamintori goftam un lahze aslan tu in hava nabudam ke shoma narahat beshin amu nemidunam chera in etefagha oftad torokhoda bavar konin ke man ghasde bi ehterami behetun nadashtam amu 1 hafte pish mikhastam behetun zang bezanam va hame inaro telefoni begam ache gharar bud jarahi konamo mitarsidam ke badesh dge…vase hamin chand bar shomaratuno gereftam ama tarsidam ghat kardam amu bugh nakhord…ama baz mitarsidam bugh khorde bashe kheili mazerat mikham. Amu mano mibakhshid?amu fekr kardin manam gharare mesle 1nafar besham?!amu ino ke shenidam kheili az shomao az khodam khejalat keshidam!akhe chera in fekro kardid?naamu!dorost nemidunam un che karayi kard che etefaghayi oftad…ama midunam man ahle aberurizi nistam.chon mohemtar az khodam aberuye maman babamo amume va man hich vaght nemikham kari konam ke aberushun bere unvagt man chejuri bayad kari konam ke una azam narazi bashan bedunin ke hichvaght hazer nistam ke khatayi azam sar bezane ke mama, babamo tarze tarbiat kardane bachashun bere zire soal.dust nadaram hich vaght joloye shoma va una sharmande besham hich vaght ghasde aziat kardan va narahat kardanetun ro nadaram bebakhshid ke un shab manzuramo bad goftam!amu jun man5shanbe jarahi dashtam felan net nemitunam biam vasam doa konin zudtar halam khub she va betunam mesle ghabl dars bekhunam kash barnamatun tamum nemishod raje be etmame barname dge nemitunam chizi begammchon har lahze amadeam vase gerye kardan chon man net nemitunam biam hamash ru takht khabidam faghat foghe barname budo halam ke…deltangi ro chekar konam???amu junam dustetun daram ghadre tamume setarehaye asemun ham shoma ro ham hameye abjihaye mehrabunam ro kheili vaghte azashun bikhabaram va delam barashun tang shode sale no ham pishapish mobarak daste ali yaretun khoda negahdaretun

17 03 2010
مطهره

بنام او
عموجون جون سلام
شمارش معکوس تا….. عمو واقعنی واقعنی
دارین میرین؟
راستی عمو دلتون بسوزه شعرقطار نوبهارو تودلم خوندم
واسه هیچکسم نمیخونم….. من اصلانشم عیدندیده نیستم….
یه سوال خیلی تخصصی داشتم آیا آقای تهیه کننده
پول بادکنک های ترکیده و نوارقلب امیر رااز حقوقتان کم میکند
یا بادکنکهارا ازدسترس شما دورمیکندویا هردومورد؟
خلاصه اینکه نمک درنمکدان شوری که داره
دل من طاقت دوری نداره……
خسته نباشید
ایشالا جشن صدسالگی برنامتون
توجه:عمو همچنان 18 ساله میماند…
یاحق

17 03 2010
عسل از گرگان

سلام عمو جونم………………………………..دلم گرفته عمو.نمی دونم چرا؟ شاید به خاطر اینکه از امروز به بعد نمی بینمتون….نمی دونم……….البته از یه چیز دیگه هم هست……..عموجون حکمت خدا رو نمی دونم …ولی من 6 ساله که یه مطلبی رو از خدا می خام……………خودمو به هر دری زدم.هر کاری که شما بگین…………هر دعایی که اسمشو ببرین……………………….ولی یاباز هم باید صبر کنم یا ……….ولش کن…………….امید وارم همیشه شاد باشین

17 03 2010
عسل از گرگان

عمو یه چیز یادم رفت بگم……..البته یه کوچولو دیر شده هااااااااا…دیروز سیستمم ویروسی شده بود قاطی کرده بود…عمو مطلبیه در مورد 4 سوری…………..
این رسم از3700سال پیش در ایران مرسوم بوده و این شب شبی بوده که مردم با خداوند راز و نیاز می کردن…..به این صورت که اخر شب وضو می گرفتند و یه کاغذتاریخ دار برمی داشتند و هر ارزویی که داشتن روی اون کاغذ مینوشتند وباتمرکز اون ارزوی خودشون رو تجسم می کردن…………واز روز بعد برای رسیدن به مقصود خودشون با امید تلاش می کردن.و من خوندم که ارزو هاشون تحقق پیدا می کرد(البته بنا به اعتقادی که داشتن)………..ایشاالله سال دیگه ازش استفاده کنین………………داغ دلم تازه شد یادم اومد که امروز اخرین بر نامه است………روز تون خوش

17 03 2010
بادمجان!!!!!1

عمو خیلی دوووووووووووووووووووووست دارم فقط فوتبالیس ها رو حتما در شبکه ی دو بزارید دلم تنگ می شه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! به وبلاگم هم سر بزن: http://eshraghi1.blagfa.com
اشراقی 12 ساله از مشهد

17 03 2010
بلقیس

سلام هر چند من با تو قهرم وتو هم به جز تهران به جایی دیگر کار نداری ولی از طرف بچه ها ی اصفهون ازت تشکر میکنم که نر فتی و ما را فقط میخواستی به خاطر حال به حال بودنت ما را اذیت کنی وبدون یکبار خدا همین طوری سر کارت می زاره و ما از خوشحالی باز گشت تو به محفلمان امشب وسط زاینده رود می خواهیم شب پنجشبه سوری راه بندازیم واز زور خوشحالی صدای جیغ و هورایمان را تانه تنها شما بلکه تا اوبا ما برسونیم در ضمن این قدر امروزتپق زدی برای مثال به متین گفتی مکین……….

17 03 2010
فائزه(درياچه)

سلام عمویی
آخرین برنامه تون تو شبکه یک واقعا فوق العاده بود
وقتی گفتین میرین شبکه دو حس جالبی نداشتم قبلا هم تو پست یک یا دو نوشته بودم ولی خوب چه میشه کرد؟تصمیمیه که گرفته شده
عمو بعد از اینکه گفتین مهم پاکی چشمه است به این فکر کردم که شما تو هر شبکه ای باشین بازم برای ما همون عموپورنگ صاف وصادق هستین
شبکه یک برای ما پر از خاطره است خاطره هایی که طی هشت سال به وجود اومد از حالا به بعد شبکه دو مولد خاطره های خوب ما خواهد بود.
عمو از همه اینا بگذریم واقعا خوشحالم که چهارده فروردین برمیگردین.
آرزو میکنم هر کجا که هستین همیشه موفق باشید
شاد وپیروز باشید.
خدانگهدار.

18 03 2010
جوجوي تازه موخرگوشي شده ي تا به تاي عمويي

سلام عمويي
عمويي از وقتي رفتي دارم گريه ميكنم / شعرات ، عكسات / دلم برات تنگ شده / ميدوني هم خوشحالم هم ناراحت، ناراحت از اينكه دوري سخته و خوشحال از اينكه طولاني نيست به اندازه پارسال و اين عيدم شايدم بتوني با خيال راحت استراحت كني اگر بذارن ، اين مدتم يه جوري سر ميكنم ديگه فعلا كه حدودا 10 ساعتش گذشت ، تازه وبلاگم هست ، اصلا عمويي تو خوشحال باشي منم خوشحالم ، نيستي؟/ به آبجي فائزه هم زنگ زدم / با هم شعراتونو گوش داديم / گريه ميكرديم هيچكدوم باور نميكرديم كه… / رسيد به شعر خداحافظي / گفتم يعني خداحافظيشم كرد؟ / آجي گفت : اخرين شعر عمو تو شبكه يك
آجي گفت : يادته عمو ميگفت دختر عمو كه موهاتو خرگوشي بستي نشستي برنامه ميبيني ، ما هم موهامونو خرگوشي ببنديم
گفتم : آجي تو الان خرگوشي بستي؟
گفت: آره تو هم ببند
كلي ذوق كردم ، بعد از حرفامون رفتم خرگوشي بستم ، خيلي ناز شد ولي نميدونم چرا دلم نخواست زياد تو آينه نگاه كنم ، اومدم جلوي مانيتور ، تصويرم افتاد توش ، صورتم معلوم نبود ولي خرگوشيام واضحه واضح بود ، با خودم فكر كردم: تا الان شايد فقط در برخورد با چيزايي كه با عمو در ارتباط بود بچه بودم شايدم داشتم نقش يه بچه رو بازي ميكردم ولي …
ولي عمويي با ديدن خرگوشيام تو مانيتور انگار حس واقعي و قشنگ كودكي بهم القا شد واقعا احساس كردم يه دختر 6-7 سالم كه از ذوق تغيير قيافش ميخواد زودي بياد پيش عموييش و بهش خبر بده و بگه: ببين عمويي چقدر ناز شدم
تازه الان دارم ميفهمم كودكي واقعي چه مزه شيريني داره…
ورود خيلي رسمي تر خودمو به دنياي صورتيه عمو پورنگيا تبريك ميگم
هولا هولا ، هولا هولا (ناراحن)
همه خرگوشي بودن جز منو عسل كه دوتامون به جمع خرگوشيا اضافه شديم فقط يه اشكالي داره…همين تا به تا بودنم ، آخه عمويي هكيش صولتيه هكيش شبز ، خب نداشتم اصنشم ، اكشال نداره فعلا هه طرف صولتيشو ميبينم تا بِلم بِخَلَم
عمويي ژودي بيا شبكه هِك دلم بلات خلي تنگ شوده
عمويي خلي دوشت دالمممممممممممم
جيك جيك جيك جيك
باباي عمويي جونم

18 03 2010
جوجوي تازه موخرگوشي شده ي تا به تاي عمويي

عمويي ببخشيد اينم بگم ديگه ميرم
خواستم از شما و همه عوامل برنامه اين مدت خيلي زحمت كشيدين و خستگي تو چهره هاتون امروز مشخص بود تشكر كنم
اميدوارم اين مدت بتونيد استراحت كنيد تا مثل هميشه پر انرژي باشيد
فعلا

18 03 2010
مطهره

بنام خدا
سنگ صبورم سلام
اول ازهمه یه خسته نباشید حسابی
دوم ازهمه یه خداحافظی حسابی
داریم میریم مسافرت اگه خدابخواد سال تحویل
پابوس امام رضاییم
عموتابحال ناخن انگشت وسطی پای چپ مورچه رو
دیدین دلم همونقدر واستون تنگ میشه…
عموسال تحویل منواز قلم نندازین هاحسابی دعام کنین…
تاچندروز ازدستم راحت میشین…پس تامیتونین
نفس عمیق بکشین(قافیه رو داشتین)
دست علی یارتون خدانگهدارتون
یاحق

18 03 2010
مطهره

ببشخید اصل کاری رو یادم رفت
عیدتون مبارک.
واقعنی واقعنی یاحق.

18 03 2010
18 03 2010
محبوبه

به قول آقاي سليمي. به نام سلام

سلام عمو جون

چيزي ندارم كه بگم يعني نميخوام كه بگم. فقط يكي اينكه التماس دعا دارم حتماً سر سفره هفت سين يكي از دعاهات و اشخاصي كه گذري به ذهنت ميان، من باشم. آخه آدم وقتي مكان و فرصت دعا كردن براش پيش مياد، مثلاً تو مكان هاي زيارتي، همه دعا ها و اشخاص ملتمس دعا مثل جت گذري از ذهنت عبور ميكنه. سفره هفت سين هم همين خصوصيت رو داره. و دوم اينكه فكرهات رو كن و كمكت رو از من دريغ نكن. اينو بدون كه من وابسته به تو نيستم كه ازت با التماس كمك بخوام. نه، تو شايد فقط كمك خداوند به من رو نزديكتر و راحت تر كني برام. چون ايمان دارم كه خدا صد در صد كمكم خواهد كرد. فقط فكرهات رو كن و تو سال جديد جوابمو بده و منو از بلاتكليفي دربيار. ان شاالله و اگه منو با بقيه يكي نكني.

عيدت مبارك و اميدوارم براي خودت و خانواده ات، سال آتي سرشار از شادي، سلامتي، موفقيت و خوشبختي باشه. به اميد پروردگار جهانيان

18 03 2010
ربابه نادري

سلام عمو خيلي دلم براتون تنك شىه عمو سال تحويل ميشه برا كنكوريها هم ىعا كنيى عمو كلمات صفحه كليىم جابجا شىه نميتونم بيشتر اؤاين باهات ىرى ىل كنم ببخشيىد

18 03 2010
مهدیه

عمو خیلی خیلی ببخشید فوضولی نشه ها قرار به سلامتی ایشاا… عید کجا برین؟خیییییییلیییی ببببخخخخششششییییید

19 03 2010
پریسا

بنام خدا
سلام عموی صبورم
خوبین ؟عمو سبزه عیدتون سبز شده ؟عمویی من یه گلدونه کوچولوی دیگه هم خریدم عمو گلهای صورتیه کوچولو داره …عمو امروز شیرینی درست کردم همشو رنگی رنگی درست کردم مثله جوجه رنگیهاتون….عمو …عمویی…سال تحویل بعد از مامان وبابام شمارو دعا میکنم…عمو دلم براتون تنگ شده….
عمویی مراقبه خودتون باشین …عیدتون مبارک عمو جونم…عیدتون مبارک عمویی…..
(کودکه درونم که دخترتونه)

19 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا سلام عمويي اميدوارم كه حالتون خوب باشه .عمو عجب همكاراي باحالي يكي از يكي گل تر خوش به حالتون ميدونيد چرا اخه عمو جون همه شون كودك درون شون زنده س مثل شما راستي برنامه تون هم خيلي عالي بود مخصوصا مصاحبه اقاي تهيه كننده وشما .عمواگه برين شبكه ي دو ساعت پخش برنامه هاتون هم تغيير ميكنه يا همون ساعت يك ربع به پنج اگه ميشه اعلام كنيد اي كاش همون ساعت باشه .واي اينقدر دوست دارم اولين نفرتو سايت باشم كه عيد نوروز رو به شما عموي گلم تبريك بگم دوستون دارم ودست علي يارتون.

19 03 2010
پريسا مسعودي

به نام خدا بازم سلام واي عموجون دست گلتون درد نكنه واسه اينكه همون شكل قبلي رو برام گذاشتين اخه واقعا من عينكي هستم .راستي تا يادم نرفته پيامي كه گذاشتين واقعا عالي واين سوال تون خيلي خوبه همين كه دنياي ادم بزرگا چه شكلي؟ اي كاش ميشد اين صفحه رو بيشتر بزاريد اخه من دارم از بيشتر فاميل هامون سوال ميكنم وبا نظر خودم مقايسه كنم وبراي شما هم بنويسم.

19 03 2010
مهدیه

یه سلام با بوی بهار خدمت بهترین عموی دنیا
عمو جون امیدوارم امسال براتون سالی خوش و پر برکت باشه و بهترین اتفاقا تو این سال براتون بیفته عمویی در ضمن حتما هنگام سال تحویل دعام کنید و عید را به خانواده ی محترمتون به خصوص مادر گلتون تبریک بگین عید مبارک.

19 03 2010
بهار

به نام خدا

یه نفر میگفت سال 88 رو باید گذاشت سال سوء تفاهم ها… راست میگه به نظرم!(اونطرف سلام کردم ها!)
اما خوب آدم باید سعی کنه تا اونجا که می تونه کاری بکنه که سوتفاهم به وجود نیاد،و اگه میاد هم حلش بکنه!! اما خوب بعضی موقع ها….
عمو؟ شما با کسی قهر هستید؟
من امروز نشستم حساب کردم ببینم با چند نفر قهرم… 2نفر!! با 2 نفر قهر هستم،بیشتر از 3 روز….
فکر کردم چقدر راحت آدم گناه می کنه..

20 03 2010
ملیحه

به نام خدا
سلام و خسته نباشید
راستش من خیلی تو وب سایتتون