سلامی دوباره….

31 03 2009

به نام خدا

دوستان خوب و بهاری سلام.

از مسافرت برگشتم!

با کلی خاطرات و عکس های قشنگ که انشالله در اینده و سر فرصت براتون تو سایت می ذاریم.

کامنت هاتون رو خوندم و پیام های تبریکتون بهترین عیدی واسه من بود.

مواظب خودتون باشید.

فعلا خدانگهدار





عموپورنگ : سنگ صبور بچه ها

26 03 2009

به نام خدا سلام به دوستان اینجا هر چه دلتان می خواهد برایم بنویسید در نزد من محفوظ خواهد ماند و اگر دوست داشتید اشاره کنید که نوشته تون در این پست ظاهر شود و یا نه بدون تایید بماند هدف از این کار مشخص شدن موضوعات وبلاگ و همچنین باور برخی دوستان که من به همه شون احترام خاصی قائلم





سال نو مبارک….

20 03 2009

img_8569

به نام خداوند بخشنده و مهربان

بچه ها سلام

فرا رسیدن سال نو وفصل رویش طبیعت رو به همه شما دوستان خوب و صمیمی تبریک و شاد باش عرض می کنم…

و در این سال جدید برای همه دوستان وبلاگ نویس و کسانی که من را مورد تفقد قرار دادند ارزوی سلامتی..شادی و موفقیت دارم….

نوروزتان مبارک





یک یادداشت…

18 03 2009

به نام خدا

دوستان سلام.

دیروز وقتی برنامه تموم شد بی اختیار به در و دیوار استدیو و دوربین و دکور نگاه می انداختم و احساس می کردم چقدر به این فضا و مکان عادت کرده بودم.

تبسم وشادی همکارانی که برای خداحافظی به سوی من می امدند..این نوید رو به من می داد که حداقل در طول این 7 سال رابطه خوبی باهاشون برقرار کردم از سوی دیگه با خودم فکر کردم خدا کنه اون کسانی که از طریق لنز دوربین هم در این مدت من رو همراهی می کردند هم خاطره خوبی ازم در ذهنشون داشته باشند اخه در استدیو فقط با سه دوربین صحبت می کردم.حالا می فهمم این دوربین ها من رو تا کجاها بردند جاهایی که شاید هرگز فکرم نیز بهشون نرسه.

خداوند را شاکرم چون من رو تو شرایطی قرار داد که برای بهتر شدن و درست زندگی کردن..بچه ها معلم من باشند چون بچه ها پاک…معصوم و بی الایشند..اقرار می کنم خیلی از چیز های رو که الان یاد گرفتم و خیلی از چیز هایی رو که باید فراموش می کردم به کمک شما بچه ها بوده

.

.

.

شاید باورتون نشه حتی در تنهایی هم احساس می کنم شما با من هستید.بچه ها نکته ای که باید بدونید اینه که ن در ارتباط با کار کودک و اجرای برنامه کودک نه تجربه داشتم و نه قبلا اموزشی در این رابطه دیده بودم بلکه به دنبال زنده شدن دوران شیرین کودکی خودم سعی کردم دوباره همه اون خاطرات رو تکرار کنم برای همین برگشتم به گذشته…..با شما بازی کردم…با شما شعر خوندم و با شما صحبت کردم.

امروز اگر این گونه براتون می نویسم…افتخار می کنم چون شاید اگر اوایل کارم می خواستم حرفی از کار کودک بزنم این قدر ساده و صادق نبودم اما الان چون به عینه کودکی ام را دیدم راحت می تونم بهتون بگم در کنار همه سختی ها بی خوابی ها بی مهری ها و دشواری ها همچنان کودکی ام را حفظ کردم.

.

.

راستی

بعد از اخرین برنامه شبکه کودک پورنگ بهم گفتند که می خوایم یک گزارش کوتاه  ازت ضبط کنیم که به هنگام تحویل سال از شبکه یک پخش بشه….و پرسیدند :»فکر می کنی کجا بریم که خودت راحت باشی؟»

به ذهنم رسید بد نیست پیش بچه های مریض برویم از طرفی دیگر چون دوربین باهام بود با خودم گفتم «نکند دیگران احساس کنند اومدم خودنمایی و به قول معروف به خاطر چهره ام کار های شعاری انجام بدم ولی بعد پیش خودم گفتم :»خدایا تو بهتر از درون من خبر داری اگر دفعات قبل تنها و بدون هیچ همراه و دوربینی می رفتم تو بودی که ناظر بر اعمال من بودی و امروز هم تو می دونی دوربین فقط وسیله است و هدف عیادت و شادی بچه هاست»

خلاصه سرتون رو درد نیارم رفتم «بیمارستان کودکان مفید»

دوربین مستند همه چیز رو ضبط می کرد و من هم فراموش کردم که دوربین همراه من تصاویر رو ضبط می کنه.

نمی خوام همه چیز رو توضیح بدم چون مطمئینا وقتی پخش بشه با نگاه تیز بینتون متوجه حالات درونی من خواهید شد اما چیزی که دوربین به خاطر تموم شدن نوار نتونست ضبط کنه دیدن دختری به نام زهرا که 12 ساله بود و در اتاقی تاریک داشت تلوزیون تماشا می کرد به محض دیدن من با همه ناتوانی و دردی که داشت به مادرش گفت:»مامان!صبح یادته بهت گفتم احساس می کنم امروز عمو پورنگ میاد اینجا؟؟»

شنیدن این جمله من را تکان داد و از نگاه های بهت زده مادر و تایید جمله دخترش که:»دخترم درست گفته عمو پورنگ امروز صبح به محض به هوش اومدن بعد از اتاق عمل همین جمله رو به زبون اورد!!!!»شگفت زده شدم…

خدایا چقدر دل ادم ها به هم نزدیکه!!!

با این حال فکر می کنم زمانی که این گزارش پخش بشه من ایران نباشم.

برام دعا کنید

البته من هم براتون دعا می کنم.

تا دست نوشت بعدی…..خدانگهدار.

.





در استانه سال جدید….

17 03 2009

به نام خدا

خدایا حالا که قراره یک بهار دیگر را در البوم زندگیمان تجربه کنیم دوست دارم مثل همه ادم ها با هات درد و دل کنم…

خدا جون قبل از هر چیز ازت می خوام توی سال جدید همه بیماران رو شفا بدی تا برگردند کنار خانوادشون…خدای مهربون تو انسان رو فطرتا پاک افریدی پس کمک کن بیشتر به خوبی های افراد فکر کنیم و دعا کنیم هر چی بدیه ازمون دور بشه….

خدا جون همه ما در معرض خطا و لغزش هستیم ازت می خوام توی سال جدید ب ما کمک کنی تا از زشتی ها و پلیدی ها در امان باشیم و ما ر و هرگز به حال

خودمون نگذاری….

خدای مهربون به ما قلبی پر از عاطفه و مهربونی بده تا همه ادم ها رو دوست داشته باشیم…به ما چشمی بده که فقط پاکی و زیبایی و خوبی دیگران رو جست و جو کنه و بر عیب هایشان بسته باشه.

خدا جون تو بخشنده و رحیمی پس به ما که مخلوقت هستیم کمک کن در سال جدید بخشندگی و گذشتمون در زندگی بیشتر از قبل باشه.

خدای مهربون همه اطرافیان..دوستان..خانوادمون رو در پناه خودت حفظ کن و در سال جدید شادی و سلامتی رو ازشون دور نکن….

در پایان:

خدای مهربون به ما قدرتی بده که به هنگام سختی ها استوار و در برخورد با بدی ها با گذشت و در مقابل خوبی ها قدر دان باشیم….خدای مهربون دوستت دارم…..

سه شنبه

27/12/87





چند نکته….

12 03 2009

به نام خدا
بچه ها سلام.
نظراتتون رو خوندم..ضمن تشکر از شما لازم دونستم این دست نوشته رو بنویسم.
سال 77 زمانی که برای اولین بار جلوی دوربین تلوزیون امدم هرگز فکر نمی کردم تا اینجا ادامه پیدا کند چون مثل خیلی از ادم ها که عاشق اجرا بودند من هم دوست داشتم در برنامه ای حضور پیدا کنم.به همین دلیل هم توان و قابلیت هامو به کار گرفتم تا ثابت کنم می توانم در این کار موفق باشم.اما حالا با گذشت سال ها احساس می کنم تنها من نیستم که تصمیم می گیرم بلکه تقدیر و سرنوشت نیز تاثیر بسزایی در زندگی دارد چرا که امروز دیگه فقط به فکر اجرا در تلوزیون و بودن روی انتن نیستم.چرا که با تجربه در این چند سال متوجه شدم انسان برای تکامل نیاز به پیشرفت و تحول دارد.
امروز ما زاییده افکار و ورویاهای دیروز ماست پس بیایید از همین الان افکار بهترو بزرگ تری در ذهنمان داشته باشیم تا در سایه توکل به خدا و همت و تلاش خودمان در اینده به ان ها برسیم
.
.
دوستان خوبم نگرانی شما به نوعی من رو شرمنده و متاثر می کند ولی مطمئین باشید در فضای فعلی که همه برنامه ها بدون شک شباهت های زیادی به یک دیگر پیدا کرده اند ادامه این روند برای خود من غیر منطقیست چرا که ما همیشه به نو شدن و تازگی فکر می کنیم وبا این هدف مخاطبین ما نیز سلیقه و گرایششان قطعا تغییر خواهد کرد و بدین دلیل به جای دیدن برنامه های روزمره برنامه هایی که می تواند اگاهی و سطح بینش شما را افزایش دهد انتخاب می کنید.
.
امیدوارم که مانیز در این راستا به اهدافمان برسیم. هر چند هر کاری دشواری ها و نقایص خاص خودش را خواهد داشت اما چون هدفمان متعالیست ان اشکالات به مرور برطرف خواهند شد.
یادتان باشد که زندگی ازمون و خطاست و در سایه این تجربیات است که انسان به تکامل می رسد.
.
.
تا دست نوشت بعدی…..دست علی یارتون خدانگهدارتون





فصل بهار…

5 03 2009

به نام خدا

شادتر از همیشه می گم سلام.

می دونم سخت مشغول خونه تکونی و نظافت هستید برای همین یک خسته نباشید جانانه بگم به بچه هایی که بدون غرولند به مامان و باباشون کمک می کنند.

این جوری که بوش میاد بهار داره از راه می رسه به غیر از بوش صدای پاهاش هم داره میادو اگه خدا بخواد قراره یک فصل تازه دیگری رو در زندگی تجربه کنیم…..

خدا کنه بهار امسال به جای 3 ماه 12 ماه طول بکشه چون این طوری سر تا سر سال بعدمون بهاریه…!

اااااااااااا راستی تا یادم نرفته تولد بچه هایی که تو ماه اسفند به دنیا اومدند رو بهشون تبریک می گم.

تا دست نوشته بعدی

.

.

دست علی یارتون خدا نگهدارتون

عمو پورنگ….15/12/87