یک یادداشت…

18 03 2009

به نام خدا

دوستان سلام.

دیروز وقتی برنامه تموم شد بی اختیار به در و دیوار استدیو و دوربین و دکور نگاه می انداختم و احساس می کردم چقدر به این فضا و مکان عادت کرده بودم.

تبسم وشادی همکارانی که برای خداحافظی به سوی من می امدند..این نوید رو به من می داد که حداقل در طول این 7 سال رابطه خوبی باهاشون برقرار کردم از سوی دیگه با خودم فکر کردم خدا کنه اون کسانی که از طریق لنز دوربین هم در این مدت من رو همراهی می کردند هم خاطره خوبی ازم در ذهنشون داشته باشند اخه در استدیو فقط با سه دوربین صحبت می کردم.حالا می فهمم این دوربین ها من رو تا کجاها بردند جاهایی که شاید هرگز فکرم نیز بهشون نرسه.

خداوند را شاکرم چون من رو تو شرایطی قرار داد که برای بهتر شدن و درست زندگی کردن..بچه ها معلم من باشند چون بچه ها پاک…معصوم و بی الایشند..اقرار می کنم خیلی از چیز های رو که الان یاد گرفتم و خیلی از چیز هایی رو که باید فراموش می کردم به کمک شما بچه ها بوده

.

.

.

شاید باورتون نشه حتی در تنهایی هم احساس می کنم شما با من هستید.بچه ها نکته ای که باید بدونید اینه که ن در ارتباط با کار کودک و اجرای برنامه کودک نه تجربه داشتم و نه قبلا اموزشی در این رابطه دیده بودم بلکه به دنبال زنده شدن دوران شیرین کودکی خودم سعی کردم دوباره همه اون خاطرات رو تکرار کنم برای همین برگشتم به گذشته…..با شما بازی کردم…با شما شعر خوندم و با شما صحبت کردم.

امروز اگر این گونه براتون می نویسم…افتخار می کنم چون شاید اگر اوایل کارم می خواستم حرفی از کار کودک بزنم این قدر ساده و صادق نبودم اما الان چون به عینه کودکی ام را دیدم راحت می تونم بهتون بگم در کنار همه سختی ها بی خوابی ها بی مهری ها و دشواری ها همچنان کودکی ام را حفظ کردم.

.

.

راستی

بعد از اخرین برنامه شبکه کودک پورنگ بهم گفتند که می خوایم یک گزارش کوتاه  ازت ضبط کنیم که به هنگام تحویل سال از شبکه یک پخش بشه….و پرسیدند :»فکر می کنی کجا بریم که خودت راحت باشی؟»

به ذهنم رسید بد نیست پیش بچه های مریض برویم از طرفی دیگر چون دوربین باهام بود با خودم گفتم «نکند دیگران احساس کنند اومدم خودنمایی و به قول معروف به خاطر چهره ام کار های شعاری انجام بدم ولی بعد پیش خودم گفتم :»خدایا تو بهتر از درون من خبر داری اگر دفعات قبل تنها و بدون هیچ همراه و دوربینی می رفتم تو بودی که ناظر بر اعمال من بودی و امروز هم تو می دونی دوربین فقط وسیله است و هدف عیادت و شادی بچه هاست»

خلاصه سرتون رو درد نیارم رفتم «بیمارستان کودکان مفید»

دوربین مستند همه چیز رو ضبط می کرد و من هم فراموش کردم که دوربین همراه من تصاویر رو ضبط می کنه.

نمی خوام همه چیز رو توضیح بدم چون مطمئینا وقتی پخش بشه با نگاه تیز بینتون متوجه حالات درونی من خواهید شد اما چیزی که دوربین به خاطر تموم شدن نوار نتونست ضبط کنه دیدن دختری به نام زهرا که 12 ساله بود و در اتاقی تاریک داشت تلوزیون تماشا می کرد به محض دیدن من با همه ناتوانی و دردی که داشت به مادرش گفت:»مامان!صبح یادته بهت گفتم احساس می کنم امروز عمو پورنگ میاد اینجا؟؟»

شنیدن این جمله من را تکان داد و از نگاه های بهت زده مادر و تایید جمله دخترش که:»دخترم درست گفته عمو پورنگ امروز صبح به محض به هوش اومدن بعد از اتاق عمل همین جمله رو به زبون اورد!!!!»شگفت زده شدم…

خدایا چقدر دل ادم ها به هم نزدیکه!!!

با این حال فکر می کنم زمانی که این گزارش پخش بشه من ایران نباشم.

برام دعا کنید

البته من هم براتون دعا می کنم.

تا دست نوشت بعدی…..خدانگهدار.

.


کارها

اطلاعات

60 responses

18 03 2009
زهرا

به نام خدا.
سلام عمویی.سلام عموی مهربونم.سلام عمویی که…………الان که دارم این مطالبو تایپ میکنم نمیدونم چرا گریه میکنم؟نوشته هاتون خیلی روم اثر گذاشت.ایشالاه که هر کجای این کره ی خاکی که هستید دلتون شاد ولبتون پر خنده باشه.عمویی خیلی خیلی دوستون داریم بیش تر از اون چیزی که فکرشو بکنید به خاطر همینه دوریتونو نمی تونیم تحمل کنیم.به خاطرهمینکه دوست داریم برنامتون زنده باشه چون دوست داریم همزمان با احساساتتون باشیم.همون موقعی که می خندید ما هم بخندیم….موقعیکه ناراحتید ما هم …………خلاصه عموی با تمام وجودمون دوست داریم وقلب کوچکمون براتون به شدت میتپد.

18 03 2009
زهره صدیق راد

عموپورنگ نازنینم و همکاران مهربون عمو جووووون سلام!
حالتون خوبه؟
عموی مهربونم توی این مدتی که نیستی شاید تنها چیزی که بتونه کمی منو
از نگرانی در بیاره متن زیر از کتاب زندگی من اثر انتوان چخوف باشه
بد نیست شماهم بخونیدش:
«داود پیغمبر انگشتری داشت که بر آن حک شده بود(همه چیز در گذر است)
وقتی انسان افسرده و گرفته باشد ، این کلمات خوش حالی می آورد و هنگامی
که انسان خوش حال اشت ، این کلمات اورا غمناک می کند.»

آره عمو جون همه چیز در گذر است توی ماه رمضون حدودا 7سال پیش
اومدی و مهمون خونه های ما شدی و حالا بعد از 7-8 سال می خوای بری
درسته دلم گرفته اما این روزا هم می گذره و دوباره روزی می رسه که
من بتونم عموی نازم رو توی قاب تلویزیون ببینم.

عمو پورنگ عزیز و همکاران نازنین عمو پورنگ به امید دیدن دوباره عمو در
تلویزیون باهاتون خداحافظی میکنم و میگم دلم برای تک تک تون خیلی تنگ شده و میشه.
دوستون دارم منو از دعای خیرتون فراموش نکنید زیرا هرگز هنگام دعا کردن فراموش تان نمی کنم.

18 03 2009
زهره صدیق راد

عموجونم دلم خیلی گرفته دیروز اخرین برنامه تون بود تا وقتی خوابم برد کلی گریه کردم ……

18 03 2009
نیلوفر

عمو پورنگ عزیزم
سلام
امید وارم حالتون خوب باشه من که خیلی خوبم وغافل گیر شدم
عمو خوش به حالم عجب عیری قشنگی قراره بگیرم
دستون درد نکه عمو خیلی دوستن دارم ممنوم که به فکر بچه های مریض هستید شما خیلی مهربونید
عمو ماهم تو این 7 سال کلی چیز از شما یاد گرفتیم درسای زندگی که خیلی به ما کمک کرد
از لطفتون ممنونم که به فکر ما هم بودید
امید وارم مسافرت عید به شما خوش بگذره وسال خبی داشته باشید
عموووووووووووو ناراحت شدم آخه ممکنه نتونم گزارشتون رو موقع سال تحویل ببینم
برای خودم متاسفم
ولی خیلی ممنونم خوش به حال اونهایی که می بینن
دوستون دارم
مواظب خودتون باشید حتما براتون دعا می کنم
دست علی یارتون ********* تو قلب ما می مونه امید دیدارتون

18 03 2009
تینا

به نام خدای مهربون .

سلام عمو جونم خوبین ؟وای عمو امروز اولین چهارشنبه ای که شما برنامه ندارین،….
.
.
راستی عمو ممنونم که بهمون عیدی میدن دستتون درد نکنه .
.
.
عمو ما هم براتون دعا میکنیم . موفق وپیروز باشید عمو جون.
.
.
(دوستدار همیشگی شما تینا .)

18 03 2009
محدثه

سلام
منم موقع خداحافظی تون بغض کرده بودم
گریه ام گرفت …..
گریه کردم …..
ولی توی تنهایی ام با خدای خودم …..
عمو جون امیر مهربونم ،همه ی همکاران زحمت کش عمو واقعاً به خاطر هفت سال شاد کردن ما ازتون ممنونم و دست همتون رو می بوسم
واقعاً ممنونم
M

18 03 2009
محدثه

راستی مگه کجا میخواهید برید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مهم نیست …
مهم اینه هر جا باشید دل ما پیش شماست و دل شما پیش ما ……..
این مهمه
سلامت باشید
واقعاً دوستتون داریم
من و آبجی هام
M

18 03 2009
darya andnahal

سلام عموي مهربون خوشحالم كه اولين نفر منم كه براتون يادداشت ميذارم عمو نميدونم خودتون اين نامه را خودتون ميخونيد يا نه ولي به هر حال هر كسي كه ميخونه ميخوام به عمو برسونه. ميخواست يه چيزي رو بهتون بگم.
عمو من اسم من دريا هاديان است از اصفهان.
البته چند نفري هستند كه توي اين سايت اسمشون درياست.
خواستم بگم كه من دختري هستم 19 ساله.من مدتي بود كه از خودم دور شده بودم و افسردگي گرفته بودم نميدونستم چيكار كنم.
خواستم بگم كه شما مرا نجات داديد و كودك درون مرا زنده كرديد
من با ديدن برنامتون خيلي چيزها ياد گرفتم و واقعا براي من اموزنده بود
من واقعا نميدونم با چه زبوني ازتون تشكر كنم.نميدونم حالا كه براي مدتي طولاني ميرويد من هنوز همون كودك ميمانم يا نه.
عمو اميدوارم كه در هر از نقطه اي از كشور ميريد سفر بهتون خوش بگذره و دوباره با انرژي بيشتري برامون برنامه اجرا كنيد.
صحبت هاي من زياد جالب نبود چون دوست ندارم كه فكر كنيد در صحبتهام اغراق ميكنم
اميدوارم مثل هميشه سلامت و با نشاط و پر انرژي باشيد
براتون هميشه دعا ميكنيم شما هم ما را دعا كنيد
مثل خودتون هميشه ميگم
دست علي يارتون خدانگهدارتون

18 03 2009
sahar

به نام خدا
سلام خداي مهربون
بعد از اون، سلام به دريا دل آشنا
خسته نباشيد…… چه نامه زيبايي رو در آستانه سال تحويل براي خدا نوشته ايد ……. چيزي نمي شه گفت غير از : « آمين يا رب العالمين »
دلم خواست تا در آستانه سال تحويل منم يه نامه براي خدا بنويسم :
.
.
» سلام خدا جون
امروز هر قدم روي اين شن ها ميذارم ، بيشتر از قبل احساس مي كنم وجودم از اين خاكه……
آروم آروم قدمم رو برمي دارم وميام تا لب دريا ، بي اختيار بر تو سجده مي كنم ……..
با چشماني پر از اشك با توحرف مي زنم : خدايا! من خاكي راچه به افلاك تو…..!
چگونه به من خاكي از روح افلاكي ات دميدي ؟! وچگونه در ميان سينه ام ، خانه اي براي خود ساختي ؟!
كاش لياقت اين همه لطفت را داشتم …….
امروز ، خاضعانه تر از هميشه سرم را بر خاك وجودم مي نهم ، چيزي كه از آن ايجاد شدم وبه آن برمي گردم ودوباره از آن برانگيخته مي شوم…….
خدايا ! اين درياي تو ، ثمره اشكهاي آسمانيست ابري ، اما درياي ديدگان من ثمره شكسته شدن قلبي است كه تو در آن خانه داري…….
بي اختيار سرم را به سوي آسمانت بلند مي كنم ، در حاليكه ميدانم نزديكتر از من به مني …….
خدا جون ! تو تنها كسي هستي كه حتي اگه چيزي هم نگم ، حرف هامو مي دوني………..و بدون اينكه نگات كنم ، به راز قلبم پي مي بري…..
خدايا ! به ما قدرت بده تا بپذيريم آنچيز را كه تو مي خواهي وما توان تغييرش را نداريم
به ما شجاعت بده تا تغيير دهيم آنچه را كه مي توانيم…… واز همه مهمتر به ما بصيرتي عطا كن تا فرق اين دو را تشخيص دهيم…….
خدايا ! من فقط از تو ياري مي خواهم ، هيچوقت ! هيچوقت ! مرا به در خانه بنده ات حواله نكن …..
خدايا ! به وسعت قلبم دوستت دارم …… پس به وسعت وجودت دوستم داشته باش……
مي دانم بندگاني را كه دوست تر مي داري ، كليد باز گشايي قفل هاي بسته ديگران مي كني …….
خدايا ! مارا جزو آندسته از بندگاني قرار ده كه بيشتر دوست مي داري……..
خدايا ! مي دانم كه دنيا مي خواهد مارا در مقابل خود به زانو در آورد ………. كمك كن تا در مقابل هيچ كس وهيچ چيز غير از تو زانو نزنيم…….
خدايا ! در تمام قلبها تو صاحب خانه اي……. به حرمت مهمان نوازي ات مارا در خانه ات مهمان كن………»
.
.
البته نامه من به زيبايي نامه شما نيست ، اما اين هم غنيمتيه. التماس دعا
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

18 03 2009
sahar

سلام بر دريا دل آشنا
شايد براتون سوال باشه چرا مدتيه كه با اين نام با شما سلام مي كنم ……!!!
باشه بهتون مي گم ، مدت ها بود كه داشتم فكر مي كردم چه جوري صداتون كنم ، توي عمق چشماتون يه دل دريايي موج ميزنه…….كه تمام خصوصيات دريا رو توي رفتارتون نمايان ميكنه ……….
گاهي مثل دريا آروم ، گاهي طوفاني ، گاهي مواج ، گاهي……. اما با اين همه تغييرمثل دريا همه دوستون دارند……
چون طوفان دريا هميشه موقتيه وخصلت وجوديش زلال بودن وزندگي بخشيه ……
بگذريم ……. مي دونم به زودي بايد دوباره درگير يه پروژه جديد كاري بشيد …….. مطمئنم كه توي اين كار جديد هم موفق مي شويد ……… مهم اون صداقت ومحبتيه كه در وجودتون هست ……. اگه با اصل وجودي خودتون دنبال كاري برويد كه عاشقانه دوستش داريد ، با حمايت خداوند حتما موفق مي شويد…..
خيلي دوست دارم بهتون كمك كنم ، اما نمي دانم چطور …….؟!
بين اين همه آدم كه يكي از از بزرگترين آرزوهاشون موفقيته ، آرزو مي كنم پلكان موفقيت كساني باشم كه هم قلبا خودشون رو قبول دارم وهم هدفشون رو……
چون باور دارم ، يه پلكان هم مي تونه موفق باشه …….. ولي حالا كه كاري از دستم بر نمياد فقط مي تونم براتون دعا كنم ……. و با تمام وجودم خدا رو براي ياريتان فرا مي خوانم …….. من اين رو باور كردم كه موفقيت از آن شماست ………. موفق باشيد
براتون آرزوي سلامتي و شادي حقيقي مي كنم و اميدوارم هر روز سالتون عيد باشه و چراغ دلتون هميشه روشن ……
آرزومند آرزو هايتان : سحر – گيلان

18 03 2009
شیوا محجل

به نام خدا
سلام عموپورنگ
نمی دونم چی بگم چون از تعجب خشک شدم و گریم میاد…عموجون ماجرای زهرا منو دگرگون کرد…..
عمو……
خدانگهدار
حالم خوب شد میام!

18 03 2009
شیوا محجل

بنام خدا
عموپورنگ شما هیچ وقت از یاد و خاطر بچه ها نمیرید.

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

دست علی یارتون خدانگهدارتون
تو قلب ما می مونه امید دیدارتون تو برنامه جدید…

18 03 2009
sahar

به نام خدا
سلام به دريا دل آشنا
چند روزيه كه هر نامه اي گذاشتم باز نشده ، مهم نيست كه ديگران بخونند ولي دوست دارم حداقل خودتون اين نامه ها رو بخونيد………براي اينكه كارتون راحت باشه دوباره همينجا مي نويسم.
خدا حافظ نمي گويم ، نمي گويم به تو هرگز
سلامت مي كنم هر دم ، دمادم لحظه رفتن
اگر رفتي به يادم هست ، تمام نغمه هايت را
مروري مي كنم هردم ، تمام قصه هايت را
نمي داند چنين دنيا ، كه تو هرروز اينجايي
سلامي مي كنم امروز ، به آنروزي كه مي آيي
خسته نباشيد….. 7 سال تلاش وكوشش تا الان واقعا يه خسته نباشيد جانانه لازم داره…..
ميدونم به زودي مسافر هستيد، اميدوارم سفر خوشي داشته باشيد وبه سلامت وبا كوله باري از تجربه برگرديد.
راه تو برو مسافر ، در امتداد رويات
نشان تو توجاده ، ستاره باشه همرات
راه تو برو مسافر ، خدا پشت و پناهت
بدون دعاي ما زود ، بعد از نماز هر روز
زيباترين بهارو ، مينشونه در نگاهت
.
.
واقعا دنيا محل گذره …….تمام دوران كودكي را به عشق رسيدن به دوران جواني سپري كرديم …….. پايمان رادر كفش مامان وبابامون مي كرديم تا ما هم بزرگ شده ايم وحالا …… تمام تلاشمان اينست كه كودك باقي بمانيم….
اما دنيا ما را محكوم كرد كه لحظه به لحظه قدم به سوي دوران پيري برداريم……
تمام دلخوشيمان اينست كه خدايي داريم كه آنقدر دوستمان دارد كه در نزديك ترين نقطه به ما ، براي خود خانه اي ساخته است ، وتنها جايي كه مي توانيم هميشه كودك نگه داريم همانجاست.(قلب)
ومطمئنم كه شما در كودك نگه داشتن قلب خود آنقدر موفق بوديد كه بچه ها اينقدر دوستتان دارند ….. فكر اينكه شما كاري را از روي ريا انجام مي دهيد واقعابراي كساني كه شخصيت اصلي شما پي بردند غير ممكن است….
خدايا ! كمك كن تا هيچوقت يادمان نرود ، روزي كودك بوديم واگر تو بخواهي روزي پير مي شو يم ،پس كمك كن تا به تمام بندگانت از كوچك تا بزرگ احترام بگذاريم.
.
.
.
بچه ها يادتون باشه كه عمر ما مي گذره ، اين اصلا دست ما نيست ….. براي دنيا مهم نيست كه ما امروز خوشحاليم يا غمگين……. تقويم هر روز ورق مي خوره و با هر ورق يه روز از عمر ما كم مي شه…… حالا كه نمي شه جلوي گذشت عمر رو گرفت ….. پس از روزهاتون خاطرات خوش بسازيد ……..بدونيد هيچوقت دنيا هميشه روي روزهاي شاد ما توقف نمي كنه…….. مهم اينه كه وقتي روزهاي سختش رو به ما نشون داد ……. ما در مقابل سختي اون محكم بايستيم و بهانه كوچكي رو براي شاد بودن پيدا كنيم ……
از قديم گفتند اگه مي خواهي دنيا بروت بخنده …… به دنيا بخند…….
اين يعني اينكه اينقدر عميق توي سختي هاي دنيا فرو نرو ……… اگه رفتي بدون كه به همين راحتي نمي شه ازش خلاص شد…..
براي همتون آرزوي سال خوش دارم ، خوش باشيد وسلامت در سايه خانواده……
آرزومند آرزو هايتان : سحر – گيلان

18 03 2009
زهرا متقي

به نام خداوند رنگين كمان************* خداوند بخشنده و مهربان

عمو جون عزيزم سلام.
عمو جون منم مثل بيشتري از بچه ها با شما خاطره هايي دارم.
عمو جون عزيزم اميدوارم سفر به شما خوش بگذره .
عمو جون امروز اصلا حوصله هيچي رو نداشتم و فقط دوست داشتم گريه كنم . و فقط از خدا يه فرصت ديگه ميخواستم كه به عقب برگردم تا دوباره با شما بخندم .
عمو اينقدر حوصلم سر رفته بود كه با خودم گفتم يه سري تو سايتتون بزنم شايد دست نوشت جديد باشه كه بود عمو من وقتي دست نوشت و خوندم خيلي خوش حال شدم .
عمو جون اميد وارم خدا دل شما رو شاد كنه كه دل ما بچه ها رو شاد ميكنيد .و به حق اين روزا همه مريضا شفا پيدا كنند.
و ديگه حرف اخر كه( اميدوارم زود اين روزهاي دلتنگي بگذره و دوباره شما مهمون ما بشيد .)

* پاييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييان *

18 03 2009
م‍ژگان ذوالفقاري

به نام خدايي كه عمو پورنگ مهربان را آفريد تا بچه ها تنها نباشند
سلام عموي مهربونم
متني كه نوشته بودين روم تاثير عجيبي گذاشت.عمو پاكي و صداقتي كه دارين همه ي ما رو جذب خودش كرده درسته كه ميگن هر چه از دل برآيد بر دل نشيند.حرفاي شما هم هميشه ما رو تحت تاثير قرار ميده.به خاطر همين چيزاست كه ما نميتونيم دوري شما رو تحمل كنيم.عمو ديروز بعد از تموم شدن برنامتون داشتيم مي رفتيم دكتر توي ماشين فقط گريه ميكردم. دنيا هم برام قشنگي هميشگيش و نداشت انگار دل آسمون هم از رفتن شما گرفته بود. آخه كلي بارون اومد.ميگن زير بارون اگه دعا كني دعات مستجاب ميشه منم كلي گريه كردم و از خدا خواستم كه دوباره شما رو با پخش زنده ببينيم.عمو جون شما هر جا كه باشيد دل ما هم در كنارتونه.
هميشه براتون دعا ميكنم.خيلي دوست دارم عمويي.

18 03 2009
زهرا متقي

اول دفتر بنام ايزد دانا ***** صانع و پروردگار حي توانا
اكبرو اعظم خداي عالم و آدم ***** صورت خوب آفريدو سيرت زيبا

سلام عموجون .
عمو اميدوارم به سلامتي بريد سفر و به سلامتي هم برگرديد ما منتظر شما هستيم و اينكه عمو جونم برنامه را توليدي نكنيد خواهش ميكنم .
و از خدا ميخواهم كه همه بيماران شفا پيدا كنند و همه بچه ها لباشون خندون و دلا شون شاد باشه و هيچ وقت روزهاي دلتنگي و غم رو تجربه نكنند (درسته كه غم و شادي كنار هم معنا پيدا مي كنه ولي خوب اميدوارم شادي هامون بيشتر از غم هامون باشه)
سفر خوش ************************* يا حق

18 03 2009
م‍ژگان ذوالفقاري

*)حافظ می گوید:

صبر است مرا چاره هجران تو لیکن

چون صبر توان کرد که مقدور نمانده ست

دلم داغ داغ !

دلم سپیدارانه صنوبر می طلبد …

دلم داغ داغ …

دلم گرفته…

18 03 2009
معصومه.خ(ژورنگ)

عمو سلام

نمیدونم تو این مدت واسه کی گریه میکردم خودم یا خودتون؟؟

اما حالا برای بچه های کوچولویی که به عشق دیدن عمو همه کاری میکنن

من تو خونه کار نمیکردم ..مامانم گفت اگه خوب زرنگ و کار کن باشی و کمکم کنی میبرمت پیش عمو پورنگ

حالا هم اصلا نمیذارم از جاش بلند شه مامانمو!

اما چه جوری شما رو پیدا کنم؟؟

راستی عمو.
وبلاگمو نبستم اما

تا وقتی برنگردین دیگه اپ نمیکنم

سعی میکنم اینجا بیام

پس لطفا زود دلتون تنگ شه تا بلاگفا زحماتمو بر باد نده

دوستت دارم عموییی نازنینم
عیدتونم مبارک
ایشالا هر چی خوبی از انه شما بشه

18 03 2009
م‍ژگان ذوالفقاري

مرو اي دوست
مرو اي دوست
مرو از دست من اي يار
كه منم زنده به بوي تو
به گل روي تو
مرو اي دوست
مرو اي دوست
بنشين با من و دل
بنشين تا برسم مگر
به شب موي تو
تو نباشي چه اميدي به دل خسته ي من
تو كه خاموشي بي تو به شام و سحر چه كنم با غم تو
مرو اي دوست
مرو اي دوست
مرو از دست من اي يار
كه منم زنده به بوي تو به گل روي تو
بنشين تا بنشاني نفسي آتش دل
بنشين تا برسم مگر به شب موي تو
تو نباشي چه اميدي به دل خسته ي من
تو كه خاموشي بي تو به شام و سحر چه كنم با غم تو
چه كنم با دل تنها كه نشد باور من
چه كنم با دل تنها
چه كنم با غم دل
چه كنم با اين درد
دل من اي دل من

18 03 2009
فاطمه متقي

سلام عموي نازينين ما بچه ها

عمو دوست دارم كه بهتون بگم از اروپا براي ما سوغاتي يك ارتباط با برنامه شبكه ي يك كه ويژه در ايام نوروز پخش ميشه داشته باشيد.

* به اميد ديدارتون *

* خدا نگهدارتون*

18 03 2009
م‍ژگان ذوالفقاري

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو

یاری از دیدن تو سیر شود بعد برو

ای کبوتر به کجا قدری دگر صبرکن

آسمان پای پرت پیر شود بعد برو

تو اگر گریه کنی بغض خدا می شکند

صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو

خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد

باش تا خواب تو تعبیر شود بعد برو

18 03 2009
زهرا متقي

سلام عمو پورنگ عزيزم
عمو من هم مثل فاطمه جون خواهرم از شما خواهش ميكنم كه يه ارتباط مستقيم داشته باشين.

سفر خوش بگذره
خدا يارو ياورتون
تو قلب ما ميمونه
اميد ديدارتون

18 03 2009
م‍ژگان ذوالفقاري

دلم گرفته از این ثانیه های بی رحم

خیلی سخته زمان به سرعت میگذره تصور کنید با هر تیکی که ساعت می زنه یه تیک از عمر آدم میگذره

تیک تیک تیک!!!!!

ولی خوب یه واقعیته و باید اونو پذیرفت

بیرحمی ثانیه ها در این نیست که عمر آدمو کم میکنن

بی رحمی اینه که آدم تو ثانیه های زندگیش فراموش بشه

18 03 2009
م‍ژگان ذوالفقاري

خدایـــا مرا ببــــخش اگر صـــدایت نــمی زنم

فــراموشـــــت نکـــــرده ام …..

خدایا مرا ببخش اگرچیزی از تو نمی خواهم

همه چیز را از تو گـرفته ام …..

خدایـــا مرا ببـخش اگرطنــــابم را گسسته ام

پوسیده بود ، محکمترش را می خواهم…..

خـــــدایا مــــرا ببخــــــش اگـــــرسوی دیگر میـــــروم

در این ســو رهیافـتــــگان کمترند …..

خدایا مرا ببخش اگرآتش عشقت را با اشکهایم بیرون میرانم

دارم شعـلـــــــه ور می شـــــوم …..

خــــــــدایا مرا ببخش اگــــــــرخـــود پرستـــــم

در وجـــــــودم تو را یافــــــته ام …..

خــــــدایا مـرا ببخش اگــــربه دنیـــــا دل بسته ام

در شوره زارش رد تو را می جویم …..

خــدایا مرا ببخش اگـردر عشــقـــت کفــــر می گویم

قلبم گنجایش این همه رحمت را ندارد …..

خــــــدایا مرا ببخش اگـــــــرچشمانم را بسته ام

می خـــواهم امشـــــب خوابتو را ببینم …..

18 03 2009
زهرا متقي

عموپورنگ سلام

عموجون توروخدا گزارش هايي كه از سفرتون كه قراره از شبكه جام جم پخش بشه در شبكه يك هم پخش كنيد.

خدا حافظتون*
در پناه حق*

18 03 2009
شیمادهقان

عموجان احساسات پاک وکودکانه شما بسیار ملموس است ما باتمام وجود شما را باور داریم حرفهایتان را درک می کنیم وخواندن نوشته های شما وگوش دادن به حرفهایتان به ما آرامش می بخشد عمو جان ازشما خواهش می کنم که هرکجا حتی اگر در ایران هم نباشید ما را فراموش نکنید و برای بچه ها دعا کنید ما هم همیشه عمویمان را دعا می کنیم عموجان خدا رو شاهد می گیرم که شما رو مثل یدونه برادرم عرفان دوست دارم و بسیار بسیار به شما وابسته ام امیدوارم که شما هم ما را چشم انتظار نگذارید و هرچه زود تر برگردید مواظب خودتون باشید….
دوستدار همیشگی عمو:شیما-تبریز

18 03 2009
زهرا جعفرزادگان

سلام…..
بهت زده شدم….اون از دعاهاي ديروزتون اينم از اتفاق امروزتون….
دعاهاي ديروزتون قشنگترين دعاهايي بودن كه شنيدم….
.
.
.
خودتون ميگفتيد دله كه به دل راه داره….
.
.
.
.
خدا خيلي بزرگه….اونقدر بزرگ كه من وشما نمي تونيم درك كنيم…
.ميتونم لحظه اي رو كه گفتيد تجسم كنم….شما عادت كرده بوديد چون 7سال خاطره اش داشتيد…
يادتونه ميگفتم انسان با خاطراتش زنده است؟؟…..
اون3تا دوربين شما رو به خيلي جاها بردن….هم روزي زمين خدا هم تو دل بنده هاي خدا….

.
.
زهراي12ساله هم مثل شما پاك بوده….بنده هاي پاك هميشه عزيزند….

.
.
.
مشخص بود كه اموزشي نديده ايد…چون افرادي كه اموزش ديده اند هميشه كارهاي تكراري ارائه ميدهند..

سر سال تحويل هركجاي دنيا بوديد براي ما هم دعا كنيد…..

چه ايران چه ايتاليا جه هرجا…

هركجا باشم اسمان مال من است….

شما هرجا كه باشيد بهشتي هستيد…

هرجا كه باشيد همون بنده مهربون خداييد….

سال خوبي داشته باشيد….

التماس دعا….

18 03 2009
زهرا جعفرزادگان

راستي نيلوفر جون….
اگه نتونستي گزارش موقع سال تحويل رو ببيني…من برات ظبط ميكنم ميارم دم خونتون….اينم عيدي من!!!

18 03 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلام عموی ماهم
عمو الان که اینو مینویسم بغضمو قورت دادم چون مامانم کنارمه و نمیخوام دلش بگیره….عمو جون این بهترین خبری بود ککه میشد به ما بگین عمو یعنی سال تحویل دقیقا سال تحویل پخش میشه؟خدااااااااااااااااا چقد مهربونههههههههههه..عمو جون امروز اولین عیدی به دستم رسید از طرف نرگس احمدی دخترعموی با محبتم…عمو دو تا سی دی…جشنی که توی زنجان رفته بودین واسه دانش آموزان و دانشجویان ممتاز پارس سویچ…عمو 2 ساعت تمام تا نزدیک ساعت 5 اینو نگاه کردم…مثلا امروزم برنامه داشتین!!!!
عمو جونم درسته شما جوابه سوالمو جوابه قولی که ازتون خواستیم ندادین اما این نوشته اتون دلمو لرزوند عمو شما میدونین که اینجا همه بالای 15 سال دارن جز دو سه نفر…خوشحالم که برای برادرزاده هاتون مینویسین…عمو درست گفتم؟برادرزاده هاتون؟!عمو جون خیلی دلم تنگ شده…
عمو الان شیوا یه پیام بهم داد که دلم آتیش گرفت…نه سلامی نه علیکی!فقط نوشته:عموووووووووووووووو(شکلک ناراحت)!
رامینا این وسط داره به من روحیه میده!!!من که میدونم حالش حسابی گرفته اس اما داره به همه روحیه میده!
سولمازم از دیشب سکوت اختیار کرده!یه کلمه هم حرف نزد!همه در یک شک بزرگ به سر میبریم عمو…
عمو یعنی سال تحویل ایران نیستین؟آخ چه حیف شد..
عمو عیدیمونو با دست خط خودتون میشه بذارین؟؟؟عمو آخه اونجوری مزه اش بیشتر تره!
عمو لحظه سال تحویل یه عااااااااااااااالمه دعاتون میکنیم شما هم ما رو فراموش نکنین مخصوصا کنکوریای دپرس رو یادتون نره عمو!
(دخترتون)

18 03 2009
مهسا یه بی قرار

سلام . شاید الان که دارید حرفای بی مصرف منو میخونید نتونید حس وحشتنناک منو درک کنید …..
با این حال شاید کمی بتونید به فکر منو کسایی باشید که دلهاشون رو به عمو مهربونی بستند که با هر لبخندش شوق به زندگی رو توی دل های ما می نشونه …..
کاش بشه دوباره 21 مرداد 87 بشه …. روزی که عمو بعد از 4 ماه چشم انتظاری برگشت …. برگشت تا دوباره آغاز روزای قشنگی رو که با رفتن عمو رفته بودند …..
حالا هم که عمو رفته بازم همه ی روزای قشنگ رو با خودش برده …..
کاش می شد نمی رفت …. طاقت ندارم جای خالیشونو بین مجری های دیگه ببینم ….
حالا عمو تکه ای از وجود منو همه ی بچه های ایرانه …..

به خدا بغض امونم نمیده …………….
برگرد عمو تو رو خدا برگرد ……………………..

بازم میام پیشتون …خیلی زوووووووووووووووود

18 03 2009
3885

mmmmmmmmmmmmooooooooooohhhhhhhhhhhheeeeeeeeeeeem
bacheha be doctor ahmadinezhad name bedin azashoon bekhyn amoo ro bargardunan albate barnameye zende

18 03 2009
ژاله فرهادروش

عمو امشب بابام ساعت 5/8یادش اومد که من یه فعالیت مهمم رو انجام ندادم!(دیدن برنامه)
باباجونم گفت:امروز مگه عموپورنگ نداشت؟؟؟گفتم برنامه عمو تموم شده…هیییییییی!
بابام جوری سرشو کج کرد گفت آخی که دلم واسه خودمو دخترعموهام کباب شد!
دیروز گفته بودم برنامه تموم شده اما یادش نبود…گفت 6 ماه نمیبینیدش آره؟؟!!!دلم سوخید عمویی!
راستی عمو من حوصله نهار و شام خوردن ندارم به جاش شیر زیاد میخورم این روزا همش موقع شیر خوردن یاد شما میفتم ..پیام بازآموزیه یادتونه؟!(وا عمو چرا اونجوری نگاه میکنین؟شام و ناهار نخوردنم به قطع برنامه مربوط نمیشه خودم همینجوری حوصله ندارم!)البته دیگه نمیخوام زیاد شیر بخورم میترسم قدم از عموم بلندتر بشه اونوقت جریان بشه مثله این جشن پارس سویچ !عمو قول میدم قدم بلندتر نشه..!
عمو جونم الان تلویزیون یه گزارش درباره سفرهای نوروزی پخش کرد حسابی دلم گرفت آخه دلم تنگ شده واسه سفر اما این درسا مگه میذارن آدم از جاش جم بخوره!!!دلم میخواست الان خونه عموم باشم(عموابراهیمم)
عموجونم این اتفاقی که گفتین خیلی قشنگ بود واقعا دلامون مهم هستن …عمو یه سری اتفاقم توی این چند سال واسه هر کدوممون افتاده که ان شاالله بعدا بهتون میگیم اونوقت مثله توی برنامه که انگشت به دهن دوربینو نگاه میکنین میشین!!!خوشحالم که خدای مهربون از این ارتباط پاک خوشش اومده و تنهامون نمیذاره و هر دفعه یه نشونه بهمون میده..
عمو سر سفره هفت سین دعا کنین که همیشه عمومون بمونید و از نق نق کردنا و غر زدنا و بی تابی هامون خسته نشین..انشاالله!
(دخترتون)

19 03 2009
نیلوفر

به نام خدا
بچه ها سلام
لازم دونستم یه مطلبی رو براتون روشن کنم
من اون نیلوفر قبلی نیستم من جدیدم فامیلم هم پاکدل
از این به بعد فامیلم رو می نویسم

19 03 2009
sahar

به نام خدا
سلام بردريادل آشنا
در تمام اين مدت كه به اينجا اومدم ، هيچ حرف مهمي نزدم وهيچوقت مفيد واقع نشدم…….. اميدوارم ببخشيد كه نتونستم كاري انجام بدم.
اومدم يه چيزي بگم كه تاييد حرف شماست ،اينكه دل آدم ها خيلي به هم نزديكه…..
شما 7 سال اومديد جلوي دوربين ، تمام اون مدت اين صميميت ورفتار صادقانه شما با عوامل پشت صحنه بود كه مي رفت روي آنتن…… با احترام به همه هنرمند ها ومجريان تلوزيون ، ولي بايد بگم فكر نمي كنم هيچ كسي مثل شما دلها را تصرف كرده باشه……
باور كنيد اين اصل وجودي شماست كه شما رو متمايز مي كنه ……. واقعا شما مجري نبوديد……. هيچوقت…!!!
من هميشه گفتم باز هم مي گم ، اوني كه مهمه حضور قلبه …….
بچه هاي اينجا ماشا ا.. ديگه بزرگ شدند …… ايكاش منم مثل اونها از دوران كودكي با شما آشنا مي شدم…….
شايد اينجوري منم راحت مي تونستم حرف بزنم…….
اما نمي تونم دروغ بگم و انكار كنم 10 سال پيش كه براي اولين بار شما برنامه اجرا كرديد ، نوجوان بودم …..
حالا اونقدر بزرگ شدم كه براي ديدن برنامه شما ممكنه مسخره بشم……. ممكنه خيلي حرف بخورم كه چرا اينقدر بچه ها رو دوست دارم ……. باور كنيد وقتي در مورد بي مهري ديگران حرف مي زنيد ، درك مي كنم نگاه سنگين كسايي رو كه اين روحيه رو درك نمي كنند………
بگذريم ….. هيچوقت قصد ندارم ازغصه ها حرف بزنم….. غصه مال دنياست …….
دقت كرديد بچه ها چقدر خواب شما رو مي بينند…….. اينها به خاطر اينه كه تمام طول روز رو به شما فكر مي كنند……..البته بعضي ها هم روياي صادقانه مي بينند…… يا شما رو با قلبشون حس مي كنند…… مثل همين زهرا خانوم خوشگل ما…… كه ان شاءا.. خدا به حق حضرت علي (ع) هر چه زودتر شفايش بده……هم اونو هم بقيه مريض ها رو……..
رسيدن به اين حس ، باور كنيد اگه يه طرفش خلوص قلب اون كسيه كه يه چيزهايي رو در مورد شما احساس مي كنه ……يه درصد زياديش هم به خاطر خلوص قلب شماست……. كه تونسته اين انرژي رو به قلب هاي ديگه متصاعد كنه….
منم اين حس رو بارها و بارها تجربه كردم ، بيشتر از اينكه بتونم بشمرمش ….. اما در مورد من يه فرقي وجود داشت ……. من فقط توسط خلوص قلب شما به اين حس رسيدم ….. شرمنده ام كه از خودم چيزي نداشتم……
منو ببخشيد كه مزاحمتون شدم …….
سفر خوشي در پيش داشته باشيد ……..سال نو هم پيشاپيش مبارك ……. سال تحويل برام دعا كنيدوقتي قرآن رو بر ميداريد ومي بوسيد و بازش مي كنيد ، من اونجام ( البته قلبا ) اون موقع برام دعا كنيد……..
اي مسافر ! تا به اونجا …….. يه ستاره بدرقه راهت………..خداوند هر جا كه هستي…….. مي مونه پشت و پناهت……
با بهترين آرزوها برايت از اينجا مي گذرم…….. اگه خدا بخواد باز بر مي گردم…..
آرزومند آرزو هايتان : سحر – گيلان

19 03 2009
زهرا جعفرزادگان

سلام….
خوبيد؟
با دوري بچه ها چيكار ميكنيد؟؟
ميتونم حدس بزنم…
همون كاري كه بچه ها با دوري شما ميكنن…
.
.
دعا…دعا براي سلامتي…دعا براي شروعي تازه…دعا براي ديداري دوباره…
.
.
راستي ژاله راست ميگه….كاش جواب سوال قبلشو ميداديد….
غير از خود من و محدثه و معصومه فكر كنم بقيه بالاي 15سالن….(اگه كسيو جا انداختم ببخشيد!!)
اين متن و ددستنوشت قبليتون از همه دستنوشتها قشنگتر بود…اخه لفظ قلم و بزرگونه ننوشتيد…
اما مثلا دستنوشت چندنكته يه كم بااينها فرق داشت….ولي همشون قشنگن…همشون…
.
.
با ارزوي موفقيت در همه زمينه ها….
شاد باشيد….

19 03 2009
مینا اصلاح پور

سلام عمو پورنگ عزیز
عمو کاش هیچ وقت شما به فکر نو آوری توی برنامهاتون نمی افتادین ، ای کاش مثل همیشه برای تغییر و تحول توی برنامتون دکور برنامه رو عوض می کردید ، شعرهای جدید می خوندید ، بخشهای جدید می گذاشتید ، اونوقت کی می تونست به شما بگه برنامتون تکراری شده .
اصلا مگه شما قرار نبود برید شبکه 2 ، مگه قرار نبود بهترین مجری کودک ، که شما هستید ، بزرگترین نقش رو توی شبکه کودک ایفا کنه .
کاش برای عید امسال ، مثل سال گذشته توی شهرک ترافیک برنامه اجرا می کردید .
عمو شما چرا باور ندارید که هیچ وقت تکراری نمی شید ، چرا صداقت حرفهای ما رو باور نمی کنید .
عمو چند وقت پیش به یه آسایشگاه معلولین رفتم ، اونجا به فکر شما افتادم و دوست داشتم ببینم اونا هم برنامه کودک نگاه می کنند و به شما علاقه دارند یا نه . از هر کدوم که می پرسیدم عمو پورنگ رو دوست داری توی جواب با صداقت و یکرنگی کامل می گفت که خیلی شما رو دوست دارند .
عمو می دونستی دلبستگی که اونا به شما پیدا کردند چقدر زیاده ؟ می دونی خیلی بچه ها توی شرایط خیلی وحشتناک ، مثل بیماری ، مثل بی پناهی ، مثل بی کسی ، به برنامه های تلوزیون دل می بندند . عمو می دونی بیشترین دلبستگی این بچه ها شما هستید . عمو وقتی برنامه شما بهترین برنامه کودک انتخاب می شه می دونید یعنی چی ؟ یعنی شما باید همیشه باشید . چون خیلی ها به برنامه شما دلبستن .
عمو اگه برنامه شما بین برنامه های کودک وجود نداشته باشه مثل اینه که قلب برای بدن انسان نباشه ، اونوقت بدون قلب مگه میشه زندگی کرد . عمو بدون شما هم نمی شه بچگی کرد . عمو بدون شما نمی تونیم بچگیمون رو حفظ کنیم .
می گن دست روی دست بسیار است ، ولی هیچ دستی تا به حال روی دست شما بلند نشده .برنامه های دیگه شبکه یک ، برنامه های شبکه 2 ، مجری های کودک ، هر چقدر تلاش کنن بازم نمی تونن مثل شما بشن ، درسته که اونها هم با عشق کار می کنند و بچه ها رو دوست دارند، اما شما برای بچه ها یه جایگاه دیگه ای دارید . جایگاهی که هیچ کس نمی تونه به اون برسه .

19 03 2009
مینا اصلاح پور

عمو توی این سال جدید می خواید از اولش نباشید ؟؟؟؟ می خواید بعد از 6 عید که پشت سر هم در کنار ما بودید امسال نباشید ؟؟؟
عید سال 82 ، عید سال 83 ، عید سال 84 ، عید سال 85 ، عید سال 86 ، عید سال 87 ، همشو به یاد دارم .
حالا عید 88 بدون شما چطور می تونه دلنشین و به یاد موندنی بشه ؟؟؟؟؟؟؟
عمو هر جا هستید و هر جا می رید خدا پشت و پناهتون باشه ، ولی بدونید ما بدون شما خیلی کم میاریم .
بدون شما دلخوشی های ما تموم میشه . پس ترو خدا زود برگردید ، و اون طور که لیاقتش رو دارید باشید .

کوچه وقتی که نباشی ، رگ خشکیده شهره
ماه تو گوش خونه گفته ، دیگه با پنجره قهره

19 03 2009
مینا اصلاح پور

سلام عمو پورنگ
7 سال به اسم عمو پورنگ با ما بودید ، از اون موقعی که من یه نوجوون بودم شما عمو پورنگ بودید و بعد از 7 سال با اینکه حالا من یه جوون شدم شما هنوز برای من و همه عمو پورنگید .
توی برنامه آخرتون آقای آقاجانزاده گفت : همه قالبها رو رفتید و برنامه هاتون رو توی بیشتر مدلها تهیه کردید و دیگه توی این قالب نمی تونید برنامه اجرا کنید .
واقعا شما هم اینطور فکر می کنید ؟ پس چرا قبلا اینطوری نبود ؟ چرا زمانی که ما بچه بودیم و شما نبودید یا حتی زمان بچگی خود شما اینطوری نبود .
چرا ما و شما توی دوران بچگیمون به یه خانم مجری خیلی ساده سالها نگاه می کردیم و اصلا از حرفاش خسته نمی شدیم ؟ حتما می گید چونکه زمان ما با الان فرق می کرد و بچه های الان توقعاتشون بالا رفته .
ولی نه عمو پورنگ ، بچه های الان با اینکه توقعاتشون بالا رفته نسبت به شما اینطوری فکر نمی کنن . شما هیچ وقت تکراری نمی شید . شما طوری با بچه ها صحبت می کنید که بچه ها خوششون میاد و اصلا از شما خسته نمی شن . بخدا خیلی از بچه ها رو سراغ دارم که فقط به دیدن شما ، حتی برای 5 دقیقه هم راضی هستن .

عمو پورنگ توی برنامه آخر دائم به نو شدن اشاره کردید . نکنه آقای آقاجانزاده می خواد عمو پورنگ رو از ما بگیره و شما بشید آقای داریوش فرضیایی تا راضی بشه که شما نو شدید ؟؟؟
عمو محبتی که 7 سال توی دل بچه ها کاشتید رو به همین راحتی می خواید پاک کنید . شما وقتی به صورت زنده اجرا می کنید بچه ها باور می کنن که شما با اونها دارید صحبت می کنید ، اما برنامه تولیدی که حداقل یک ماه از ضبطش بگذره و بعد پخش بشه چطوری می تونه توی دل بچه ها بشینه و روی بچه ها اثر بگذاره ؟؟؟
عمو پورنگ ما با صحبت های شما درباره نو آوری موافقیم ، اما نه به قیمتی که نوآوری شما برعکس عمل کنه و شما رو از ما دور کنه .
ترو خدا قبول کنید که برنامه زنده خیلی خیلی دوست داشتنی تر از برنامه تولدیه .
ترو خدا اگه قراره هفته ای یه بار هم برنامه داشته باشید ، برنامتون زنده باشه .
بخدا لازم نیست شما اینقدر با وسواس برنامه هاتون رو تهیه کنید . مگه خداوند خودش نگفته که زندگی رو باید ساده بگیرم وگرنه زندگی به ما سخت می گیره ؟
پس شما چرا این همه برای برنامتون سخت گیری می کنید ؟
بخدا برنامه شما محبوبه و نیاز به این همه وسواس نداره . بخدا هیچ بچه ای و هیچ پدر و مادری از شما اینقدر توقع ندارن که برای ساخت برنامه اینقدر سخت گیری کنید .
عمو پورنگ ترو خدا زیاد ما رو منتظر نگذارید ، تروخدا زود برگردید ، عمو6 ماه خیلی زیاده ، بخدا تحمل نبودن شما خیلی سخته .
عمو پورنگ چشم به راهمون نگذار ، زود برگرد ، اون طور که لایقش هستید برگردید .

19 03 2009
الهه درزی

به نام خدا

عموجون سلام

عموجونم اصلا باورم نمیشه یعنی باید باورم کنم. یعنی به همین زودی گذشت.یادش بخیر انگار همین دیروز بود که گفتن قراره یه مجری جدید به گروه کودک اضافه بشه…حالا7سال گذشته …خیلی زود گذشت. کاش همه ی اینها یه کابوس باشه .. یه خواب وحشتناک… خداکنه زودتر بیدار شم وببینم شما دوباره پیشمون هستید دوباره با نام ویاد خدا برنامه روشروع میکنید.
اورَیم تنگ گلوب سَنَِ

19 03 2009
ژاله فرهادروش

به نام همونکه مهربونه
دلش با دلمونه
خودش دوره ولی تو یادمونه
سلام عمو جون
عمو من از اینکه عید رو پیشاپیش تبریک بگم خیلی بدم میاد دوس دارم تا سال تحویل شد همه به هم تبریک بگن..مثله روز تولد که باید هدیه رو همون روز بدن نه روز قبل یا بعدش!!!!!!!!اما الان چاره ای نیست چون شما اگرم واسمون عیدی بذارین دیگه ایران نیستین که پیام تبریک هامونو بخونین…پس الان میگم!
عمو جونم عیدتون مبارک انشاالله امسال واسه شما و خانواده اتون سالی پر از خوبی و سلامتی و موفقیت باشه…عمو جونم اگه ایران بودین کمتر دلم تنگ میشد اما حالا که میدونم فاصله اتون بیشتر میشه دلم گرفته…اما نه..مهم دلامونه ما همیشه به یادتونیم توی قشنگترین لحظه ها..
(دخترتون)

19 03 2009
زهراناظمي

سلام..
عموجان پيشاپيش فرا رسيدن سال نو را به شما تبريك گفته و اين متن را به شما و همكاران خوبتان تقديم مي كنم..

شيشه ي عطر بهار لب ديوار شكست..
و هوا پر شده از بوي خدا..
همه جا آيت اوست..
ديدنش آسان است..
نوروز مبارك

عموجان ما هم دلتنگ شما خواهيم بود …
اما در تمامي لحظه ها به يادتان هستيم و از خداي مهربان مي خواهيم كه شما هميشه شاد و سلامت باشيد…

سبز باشيد..
خدانگهدار

19 03 2009
sababoy

مهربان تر می شوند. دوست تر می دارند. می بوسند گونه های کهنه را تا دگر شوند. تازه شوند و شکوفه های تازه دهند. اینچنین است عید. که من اینجا با تو بودن را بگویم و در آن گوشه سفره هفت نشسته، ماهی قرمزی اسیری بکشد. اینچنین است عید. دستانت را بگشا. ببین چقدر شکوفه های تازه سبز بودن رویانده. دستانم را رها کن. برو یکی آزادی بخر. زیاد گران نیست. فقط گذشت تومن است. تنگ بلورین تو را می طلبد.
عید بر شما مبارک.
Kinder, more love, kiss the old cheeks to be else. To be new and to grow new blossom. This is a celebration that I say about being with you and about a fish in captivity on corner of the seven put table-cloth. This is New Year celebration. Open your hands. See what new blossoms of being green are grown. Leave my hands. Go to buy liberation. Not so expensive. Just a remission. The crystalline bottle is waiting for you.
Happy New Year.

19 03 2009
زيزي

آخ عمو جون
اين روزا داره از شما برنامه لندن پخش ميشه… كاش ميشد نريم مسافرت و من بتونم شما رو ببينم
امروز نشون داد كه شما رفته بودين تئاتر
هموني كه 56 سال يه داستان رو توش اجرا ميكنن
-از من عكس بگير… عكس بگير…..d:
عمو جون
هر جا ميريد خوش بگذره
اما اگه تونستين يه كاري كنين تغيير و تحول ها زودتر تموم شه :(

19 03 2009
ایزدی

دوستان گلم سلام
درسته امسال عید عمو نیستن اما با غصه خوردن و ناراحتی نمیشه جای ایشون را پر کرد. سعی کنید امسال عید از تک تک لحظه هاش بیشترین لذت را ببرید!
بهار 88 را به شما دوستان عزیزم و همچنین به عمو و همکارانشون تبریک می گم و برای همه ی شما عزیزان آرزوی تن سالم دل شاد و لب خندون دارم…

19 03 2009
شیرین

سلام و صد سلام خدمت عموی خودم عموی نازم .انقدر دلم برات تنگ شده که نگو نمیدونم باید از دوریت چی کار کنم با اینکه فقط 2 روز برنامه نداری….عمویی به نظرت من تو این 6 ماه رو چه جوری دووم بیارم….اصلا به نظرت من به کنکور میرسم…………… عمو یه دقیقه به حرف من گوش بده من هر جوری حساب کردم 6 ماه خیلی زیاده….1 ماه برای فکر کردن که برنامه چه جوری باشه 3 ماهم واسه دکور زدن عمویی توروخدا تابستون دیگه بیا .عمویی عیدرو بهت تبریک میگم امیدوارم سال جدید سال خوبی برات باشه امیدوارم سال جدید زود بیای چون ماها دیگه طاقت دوریت رو نداریم بای

19 03 2009
نرگس احمدی

به نام خدا سلام عمو .عمویییی حالم خیلی بده دیشب فهمیدم دستنوشته جدید گذاشتین ولی ننوشتم براتون چون واقعا حالم خیلی بده عموبه شدت افسردگی گرفتم .حالم خیلی بده عموشک نکن اگه شش ماه دیگه بیاید اونم بابرنامه تولیدی نه من چندمیلیون بچه دق میکنن عمو اصلا نمیتونم درس بخونم دیگه دلم شاد نیست عمواین دوسال زندگی خانوادگی ما سختر شد نسبت به سابق گرچه خداروشکر میکنم نسبت به زندگیایه سخته بقیه ماخیلی خوشبختیم وعمو تواین مدت تنها چیزی که دلمو واقعا شادمیکرد از ته قلب شما بودید فقط شما…هیچکس تواین چندسالل نتونست منو از ته قلب شاد کنه…عمومن میدونم خوده شماهم الان خیلی ناراحتید شماهم دلتون واسه ما تنگ میشه…دیشب خیلی گریه کردم دعا کردم خدا شمارو ازاین طرحتون منصرف کنه…عمومن بیه قادر بودنه خدا واقعا اعتقاد دارم میدونم اگه خدا بخواد حتمامیشه…مژگان ومینا جون که مشهدید رفتید حرم حتمادعاکنید اقایه آقاجانزاده ازاین طرحش منصف شه.به نظره من این خدابود که دفعه پیش شمارو برگردوند نه معاونته سیما…خدادعایه همه مارو مستجاب کرد خدا کنه خداایندفعه هم دله ماروشاد کنه عمو خداشاهده حالم واقعا بده دوست دارم صبحها دیرازخواب پاشم چون وقتی بیدارمیشم یادم میفته…بچه ها من خیلییییییییی وحشتناک حالم بده خواهش میکنم واسم دعا کنید…بچه ها همتون دعاکنید من یه بار شنیدم با دعا حتی تقدیرم عوض میشه..بچه هاخیلی دعاکنیدآقایه آقاجانزاده منصرف شه….من مطمئنم اگه خدا بخواد این کار امکان پذیره…تازه یه جاخوندم خدا شبه پنجشنبه دعاهارومستجاب میکنه پس من عوضه هممون دعا میکنم:خدایا به حقه هرچی دله پاکه به حقه مهربونیت به حق امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)دلمونو شادکن وآقایه آقاجانزادرو از طرحی که درپیش گرفته منصرف کن وعمومونو خیلی زود دوباره بایه برنامه زنده برگردون اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم

20 03 2009
شیوا محجل

به نام خدا
سلام عموپورنگ:
عموجون چرا برنامه تون تموم شد؟! حالا ما چي ببينيم؟اميدوارم هر چه زودتر برگرديد.
.
.
.
.
******* عيدتون مبارک عموجون *********
*****دوستتون داريم خيلي زيــــاد********
******هيچ وقت مارو نبريد از ياد*********
.
.
.
خیلی کم مونده به تحویل سال
عموجون موقع سال تحويل دعاتون مي کنيم…… شمام مارو دعا کنيد…..
.
.
از اون روزي که برنامه تون تموم شده من هر روز حدود 8-9 ساعت برنامه هاتونو مي بينم (البته از سي دي)
.
.
زودتر برگرديد دلمون براتون تنگ ميشه.
.
.
سالي پر از موفقيت براتون آرزو مي کنم……..
دست علي يارتون خدانگهدارتون
تو قلب ما مي مونه اميد ديدارتون تو برنامه جديد

20 03 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلام
سلام به عمو جونم که شاید ده روز دیگه این پیامم رو بخونه!سلام به دخترعموهام و خانوم جویکار..
فقط دو ساعت دیگه تا سال تحویل مونده…
تلویزیون از صبح روشنه که مبادا گزارشه عمو پخش بشه و نبینم…
عید اومده دوباره شادی و خنده
لفطا نشه فراموش عیدیه بنده!
تفلد عیده شما مبارک
تفلد عید شما مبارک
عید شما مبارککککککک
..
.
عمو جون از دیشب تا حالا سایت باز نمیشد حسابی حالم گرفته شد ..
عمو جون دست نوشت جدید عیدی نذاشتین اما یه دنیا ممنون بابت گزارش…این یه عیدیه خیلییییییی خوبه…
(دخترتون)

20 03 2009
ژاله فرهادروش

هوراااااااااااااااااااااااااا عید شما مباررررررررررک
عمو جونم لحظه سال تحویل به یادتون بودم…امیدوارم شما هم برادرزاده های مو خرگوشیتونو فراموش نکرده باشین و واسمون دعا کرده باشین…عموییییییی از صبح پای تلویزیونم اما هنوززززز گزارشتون پخش نشده…
عمو تا یک ربع قبل از سال تحویل اگه گفتین چکار میکردم؟؟؟عمو داشتم فیلمای برنامه های قدیمو شعر هاتونو میریختم تو رایانه!!!3 دقیقه مونده به سال تحویل مامانم دست از خونه تکونی کشید(ما خیلی دیر شروع کردیم!)آجیم که پیشمون نیست 3 نفری به سمت سفره هفت سین خودمونو پرت کردیم در واقع!!!
عمووووووو تازه اگه گفتین سال رو با صدای کی شروع کردیم؟بلههههه استاد اصفهانی..
عموجون نمیدونم الان کجایین اما هر جا باشین قلبمون با شماست..
(دخترتون)

20 03 2009
اميد زماني

سلام عمو پورنگ ايشالله حالتون خوب باشه.
چرا آخه برنامه تون زنده پخش نميشه؟ همه چي ما دوست داريم زنده باشه ولي هر ططوري كه خودتون راحتيد
به اين كه درباره دختري 12 ساله گفتيد بعد از اتاق عمل اومد بيرون و اين جمله رو گفت خودم خيلي متعجب شدم
راستي چرا ايران نباشيد؟
منم براي شما دعا كردم.
موفق باشيد.
خدانگهدار

20 03 2009
سولماز نوری

سلام عمو..فکر کنم الان که براتون می نویسم ایران نباشین درسته؟؟؟؟عمو الان چند ساعتی بیشتر نیست که وارد سال 88 شدیم….
بهتون تبریک می گم…انشاالله امسال یکی از بهترین سالای عمرتون باشه و تا آخرش بخندین و شاد باشین………….
امروز دل تو دلم نبود…سر سفره هفت سین کلی دعاتون کردم…به قاب عکستون خیره شدم و وقتی سال تحویل شد اولین نفر شدم که بهتون تبریک گفتم((البته تو رویای خودم))
قاب عکستون رو بردم رو پشت بوم خونه تا صدای نقاره خونه حرم رو بشنوین….شنیدین عمو؟؟می دونم که شنیدین…………………………..
اون بالا هوا یه خورده خنک بود….کنارتون نشستم و کلی باهاتون حرف زدم….از آرزوهام گفتم و از فکرایی که دلم می خواد تو سال جدید عملیشون کنم
بهتون نگاه کردم….توی عکس رو به رو ، رو نشون میدادین…..خب یه جورایی هم جواب حرفای منو می دادین…دلم گرم شد
به این که واقعا صدام رو می شنوین…میشنیدین مگه نه عمو؟؟
عمو واسم دعا کنین….عمو من مثل بقیه بچه ها نمی خوام بگم زود برگردین با برنامه زنده برگردین….می دونین به نظر من این یه جور خودخواهیه
ما شما رو پذیرفتیم(منظورم بیننده های قدیمه)هر جور که باشین و تو هر شرایطی که باشین برنامتون رو دوست داریم و نگاه می کنیم……
اما بلاخره ببیننده جدید هم وجود داره مگه نه عمو؟؟عمو من میگم به موقع برگردین ، شاد و پر انرژی برگردین مثل همیشه………..
تجربه بد نیست….نمی دونم چرا بچه ها از برنامه تولیدی برای خودشون یه قول وحشتناک ساختن؟؟!!
می خوام بگم سال 81 که برنامه عمو شروع شد تنها برنامه کودکی بود که به صورت زنده تولید می شد…اون زمان اکثر برنامه کودک ها تولیدی بود….
کار عمو و همکارانشون یه ریسک تلقی میشد…خیلی ها فکر میکردن عمو موفق نمیشه اما همه چیز برعکس شد……..
الان تو این مرحله زمانی همه چیز برعکس شده…یعنی دقیقا زمانی که تمامی برنامه کودکها زنده تولید میشن عمو و همکارانشون می خوان به صورت تولیدی کار کنن
حرف الان ما حرف اون دسته از آدمایی که سال 81 امید چندانی به خوب از آب دراومدن برنامه عمو نداشتن…حالا ما باید صبر کنیم و ببینیم نتیجه چی میشه
به نظر من به جای این همه نق زدن و غصه خوردن برای موفقیت هر چه بیشتر عمو دعا کنین…دعا کنین تا برنامه زودتر آماده بشه و عمو برگرده پیشمون…..
هر چند به قول خود عمو جون:(همیشه در کنار هم بودن به این معنا نیست که به هم نزدیکیم….مهم دلهامونه که نزدیک هم باشه و همیشه به یاد هم باشیم)
ببخشید عمو جونم اگه زیادی حرف زدم…….دوستون دارم….انشاالله هر چه زودتر و به سلامتی از سفر برگردین و دوباره بتونین بیاین پیش ما……
خیییییییییییییییییییییییییلی دوستون دارم عموی مهربونم….
فعلا
دست علی یارتون……….خدا نگهدارتون……….بازم میام پیشتون

20 03 2009
نیلوفر

به نام خدا
عمو جون سلام
می دونم الان که دارم این دیدگاه رو واستون می نویسم شما ایران نیستید .
سال نو شد و شما رفتیدبه هر حال عیدتون مبارک .
امسال بیشتر از حال و هوای عید جای خالی شما حس میشه جدا چه قدر سالای پیش با دیدن برنامه ی شما بهمون خوش می گذشت
عمو ما هر سال عید روز اول کل فامیل جمع میشدیم خونه ی مادر بزرگم از صبح تا عصر . توی این چند سالی که شما عید برنامه داشتین من خونه ی مادر بزرگم به محض این که ناهار می خوردم از خونه می آمدم بیرون تا خونه ی خودمون می دویدم تا به برنامه ی شما برسم واز طرف فامیلمون کلی فحش می خوردم.اما این قشنگ ترین خاطره ی من تو ایام نوروز بود که امسال تکرار نمی شه.
به هر حال امیدوارم هر کجا که هستید تنتون سالم ودلتون شاد باشه وامسال با یه برنامه ی فوق العاده قشنگ
مثل همیشه برگردید
امروز گزارشتون رو ندیدم عمو دلم براتون تنگ شده کاش زود تر میومدین 6 ماه خیلی دیره ما تا اون موقع دق می کنیم
عمو تو رو خدا زودتر برگردید من میدونم شما دلتون تنگ می شه و زودتر برمی گردید پیش ما….

20 03 2009
سولماز نوری

وااااااااااااااااااااااای عمو برای خودم غلط املایی پیدا کردم…غول رو نوشتم قول….این رو با لحجه گلیجان بخونین:((ببخشید))دوستون دارم عموووووووووووووووووووووووووووو

21 03 2009
بهار

به نام خدا سلام نمیدونم چی بگم فقط عمو میتونم بگم تو تا ابد توی ذهن تمام بچه ها به عنوان یک انسان خوب ماندگاری به حدی که اگه خدای نکرده بچه ها توی بدترین شرایط هم باشند تو و خاطره هایی که با تو دارند رو فراموش نمیکنند گاهی اوقات شب ها که با یاد تو میخوابند شب ها خواب تو رو میبینند این اخرین حرفم عمو من وتمام بچه های ایران از ته دلمون برای شما و همکاراتون دعا میکنیم که شاد باشید و برای زهرا و بچه هایی مثل زهرا دعا میکنیم خوب بشن و اون ها هم همیشه بخندند یه چیز دیگه بگم همه جا گفتم بازم میگم دلم برای دل های کوچیک بچگونه همتون تنگ میشه خدا حافظ

21 03 2009
شیرین

سلام بهترینم عمویی دلم برات تنگ تنگ تنگ تنگ تنگ تنگ تنگ تنگ تنگ تنگ شده.کی میای کی میای کی میای.

23 03 2009
شیرین

سلام عمویی مگه تو خودت نگفتی کنار هم میمونیم تا وقتی دنیا دنیاس.چقدر زود دنیا تموم شد1 ا نکنه الان قیامت عمویی زود بیا زود زود زود زود زود زود زود زود بای

27 03 2009
حنانه

سلام که یکی از نام های زیبای خدای مهربونه.
محبت و ساده دلی بهترین هدیه ای است که خدای مهربون به آدما می ده و خوشا به حال شما که خدا چه هدیه ای با ارزشی به شما اعطا کرده.
نوشتن همیشه سخته اما شیرین این سایت خیلی تغییر کرده من دو سال به دلیل مشکلات نتونستم یه سر بزنم ولی خوش حالم می دونید چه قدر خوبه اهمیت دادن به کسایی که به ما اهمیت میدن .
شما نعمت بزرگی تو مشتتونه که هر کسی ارزش داشتن اون رو نداره اونم دل پاک و کوچیک بچه هاست امیدوارم که این مشت هیچ وقت باز نشه .
خوش حالم که در ایام عید برنامه نداشتید اما خیلی دل…..
هر جا که هستید خداپشت و پناهتون باشه و ایام به کامتون باشه.
برگردید زود تر از یک چشم به هم زدن.
یه خواهش دارم اگه می تونید دست نوشته ها ی خودتون رو بیشتر کنید وبیش تر از احوال خودتون بنویسید.
تا بعد……

29 03 2009
حنانه

سلامی دوباره….
فقط می خوام بگم منتظره دست نوشته ای جدید از طرف شما هستیم!
هر جا که هستید شاد باشید اما ماهارو فراموش نکنید!!!

30 03 2009
عطیه

سلام عمو جون
من نتونستم موقع تحویل سال برنامتون رو ببینم،ولی الان که فهمیدم ومتنتون رو خوندم خیلی نا راحت شدم اخه عمو دختر دایی من هم توی اون بیمارستان بستری بود الانمهر ماه از همدان میان تا تهران فقط به خاطر یه دونه امپول
عمو،امسال تمام4ساله که سرطانه خون داره،2بار اب نخاع ازش گرفتن،2بار شیمی درمانی شده…
اخه شما بگین حیف نیست یه دختره9ساله اونم به این ساکتی این همه درد بکشه و حتی یه اخم نگه
عمو براش دعا کنید،خواهش می کنم عمو
ببخشید انقدر دست نوشتتون منو در خودش غرق کرد که یادم رفت بگم:
عیدتون مبارک،صد سال به این سالها

5 04 2009
dorsa

salam amoo man dorsa hastam va 12 salame vaghti ke fahmidam darid mirid haminjoor baraye nim saat gerye mikardam man ba in ke dar canada zendegi mikonam vali hamishe barnamatono donbal mikonam va agar ham 1 rooz natonestam bebinam zang mizanam va az 1 az familamon ke mese man asheghe shomas va hamishe barnamatono donbal mikone miporsam e on rooz toye barnamaton che etefaghi oftad !!!
lotfan zood bargardid man cheshm entezaretonam
omid varam ke mosaferat beheton khosh begzare !!!
ta badan khoda negahtareton man kheali chiza az shoma yad gereftam yad gereftam ke harjaye donya ham ke adam beshe nabayad asliate khodesho faramosh kone baraye hamin man toye canada ba rosari va ba lebase poshide miram birrooon
khodfanegahtar
montazeretoon mimonam




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: