سال نو مبارک….

20 03 2009

img_8569

به نام خداوند بخشنده و مهربان

بچه ها سلام

فرا رسیدن سال نو وفصل رویش طبیعت رو به همه شما دوستان خوب و صمیمی تبریک و شاد باش عرض می کنم…

و در این سال جدید برای همه دوستان وبلاگ نویس و کسانی که من را مورد تفقد قرار دادند ارزوی سلامتی..شادی و موفقیت دارم….

نوروزتان مبارک


کارها

اطلاعات

118 responses

21 03 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربوووووووون
عمو عمو جوننننننننننننننننننننننن عمویییییییییییییی چه عیدیه قشنگیییییییییی
عمو جونم نمیدونم از خوشحالی چی بگم
عمویییییییییییییییییی عیدیه ما رو فراموش نکردین آخ جونننننننننننننن
عموووووووووووو دست خودم نیست جیغغغغغغغغغغغ میکشم!البته تو دلم!مامانم اینجاست کلی داره بهم میخنده…آخه دیگه فکرشو نمیکردم الان بیام با این دست نوشت مواجه میشم!!!تا دیدم از رو صندلی پریدم هوا دوباره نشستم!!!
عمو جونم الان مسافرتین…ان شاالله بهتون خیلیییییییییی خوش بگذره…عموووووو مامانم سلام میرسونه
واستون پیام داره:
.
سلام
با تبریک سال نو ..سالی سبز …سالی پر از دعای خیر برای شما و خانواده محترمتان
تمام لحظات سال 88 رو براتون آرزوی سلامتی و عاقبت بخیری دارم..امیدوارم با گذراندن هر لحظه از این سال به خدا و امام زمان(عج)نزدیک تر شوید..خانواده فرهادروش از 80 ساله(مامان بزرگ) تا 18 ساله(دخترتون!) سخت به شما وابسته اند و ندیدن برنامه شما به مدت طولانی برامون ناراحت کننده است.به قدری به شما عادت کردیم که شما را یکی از اعضای صمیمی خانواده میدونیم ..هر روز سر ساعت برنامه شما سی دی های برنامه های قدیم را میبینیم …
امیدوارم زودتر از مدتی که گفتید برگردید…
از خداحافظی خوشم نمیاد !به امید دیداری سبز!
.
.
عموجون نمیدونین چقدررررررررررر خوشحال شدم که این عیدیتونو دیدم عمو تنهامون نذاری..
(دخترتون)

21 03 2009
ژاله فرهادروش

عمو مامانم امسال بهم گفت شگون(املاشو نمیدونم چون مامان بزرگم میگه شگوم!!!نیدونم کدومشه!)
بشم …منم اول ذوق کردم چون به شگون عیدی میدن دوباره!!!!!!!!!بعد دوباره نشستم سر جام آخه عمو مامانم سیده دلم میخواست مثله پارسال خودش شگون بشه..!!!
عمو امروز اول از مامان و بابا عیدی گرفتم بعد رفتم پیش عزیز جونم بهم عیدی داد یه توپه قل قلی داد!!آها نه…یه 5000تومنی داد!!!نمیدونم چرا عیدی عزیز جونم بیشتر میچسبه!!از خونه عزیزم که برگشتیم دیدیم شما هم واسمون عیدی گذاشتین…ذوق مرگ شدم!عمو عیدیه شما مزه اش عینه عیدیه عزیزجونم بود…عمو اصلا دیگه نمیخوام جوابه اون قول و اون سوالمو بدین !!!عمو ما که خیلی دوستون داریم حتی اگه شما یه روز بیاد که دیگه دوسمون نداشته باشین یا ما رو از برادرزاده های تنی تون کمتر دوس داشته باشین!… با عرض شرمندگی اون دنیا هم همه با همییم البته اگه ما هم وقتی بزرگ شدیم مثله عمومون خوب باشیم ..!!!!راستی عمو به مناسبت سال جدیدواسه وبم آهنگ گذاشتم وقتی برگشتین اگه دوس داشتین سر بزنین ببینین خوبه؟!اما حیف که قول دادم مطلب نذارم!!!
(دخترتون)

21 03 2009
ژاله فرهادروش

آخیییییییییی عمو دلم سوخیدددددددد!حالا که با دقت عیدیتونو نگاه میکنم میبینم چقدر با عجله اینو واسمون گذاشتین…هیچوقت لاک نمیگرفتین…هیچوقت حرف جا نمینداختین!نوروتان=نوروزتان!واییییییییی حالا ارزش این دست نوشته واسم چند برابر شد…راستی عمو بچگیتون موهاتون فشن بوده؟خب مهم اینه که الان فشن نیست!!!(شوخی کردما عمو جونم)آها …کاش ماجراهای بچگیتون اینجا با نقاشیه شما ادامه پیدا کنه!!!وای عمو لباس خرسیتون خیلی قشنگ بود عمو ما در حالت عادیشم یادمون میره شما از ما بزرگترین دیگه حساب کنین تو قسمت وقتی پورنگ بچه بود ما چه حسی داشتیم!!!وقتی گریه میکردینا دولم میخواست خودمو برسونم جام جم آرومتون کنم که گریه نکنین اونجوری!یا وقتی بغض میکردین دلم کباب میشد…
(دخترتون)

21 03 2009
محدثه

سلام
خسه نباشید
نوروز باستانی برهمه شماعزیزان مبارک باد

21 03 2009
زهرا جعفرزادگان

در لحظه اي كه زيباترين ملودي ها از اسمان جاريست؛به فردا گوش بسپار ودل انگيزترين موسيقي عالم را درياب…اغاز سمفوني بهار مبارك!!!

21 03 2009
زهرا جعفرزادگان

راستي ديروز من از8صبح كه بيدار شدم تلويزيون رو روشن كردم!!!
بااينكه گفته بوديد موقع سال تحويل اما ميترسيدم زودتر نشون بده…..
تازه بقيه ميخواستن بقيه شبكه هارو ببين بخاطر همين مجبور شدم تك وتنها بشينم تو اتاقم و همينطور زل بزنم به شبكه1 به اميد اينكه عموپورنگ پخش كنه….وقتي ميخواستم برم حمام گذاشتم رو ضبط ورفتم كه يه هو تواين نيم ساعت پخش نشه….سرسال تحويل تا بعد سريال بماني هفتم هم رو ضبط بود چون مجبور بودم توي سالن پيش بقيه باشم…..
.
.

.
اما عموپورنگي دركار نبود!!!!!!

21 03 2009
زهرا جعفرزادگان

ولي اميدوارم كه امروز نشون بده….البته چون امروز همه خونه مادربزرگم مهمون هستيم مجبورم كامپيوترو بذارم روي ضبط و برم خونشون!!!! فكركنم تابرگرديم كامپيوترم بتركه!!!!!(نيشخند)
اونجاهم پسرخالمو ميشونم پاي تلويزيون كه هروقت شروع شدبهم بگه!!!!(نيشخند)
راستي نقاشيتون خيلي خوشگل بود…ولي عمو خداييش بچگي هاتون اين شكلي بوديد؟؟(نيشخند)
.
.
جدا از شوخي ممنون كه به ياد بچه ها بوديد و قبل از رفتنتون عيديتونو به بچه ها داديد……
.
.
اميدوارم كه خدا توي اين دفتر365برگ جديدتون بهترين هارو واستون رغم بزنه….
.
.
ماهم احتمالا ميريم مسافرت…..
.
اگه ديگه نتونستم بيام معذرت ميخوام….
.
.
موفق باشيد…….

21 03 2009
زهرا متقي

به نام خدا

با عرض سلام و تبريك سال 1388 به عموي گلم و همكاران گل و همه دوستان عزيز.

از دست نوشته زيبا ممنونم ودست عمو جون درد نكنه خيلي نقاشي خوشگليه .
اميدوارم عمو جون به سلامتي برگرديد ما منتظرتون هستيم.
راستي ميخواستم بگم كه چرا ديروزي گزارش عمو پخش نشد (ناراحت)
حتما امروز گزارش رو بزارين.
عمو جون دلم واستون خيلي تنگ شده .عمو جون دعا ميكنم كه زود زود دوباره مثل هميشه مهمون ما بشين .
براتون بهترين ها رو ارزو ميكنم ودر پايان شعري كه شما عمو جون واسمون خونديد رو تقديمتون ميكنم:

عيد اومده دوباره مبارك مبارك ********************* روي همه رو ببوسيد همگي بزرگ و كوچك
يك بوسه و دو بوسه هزار هزار تا بوسه ****************** پاك ميشه رنگ كينه از دلامون بابوسه

ياد اون روزا بخير.

عموجون زود زود زود زود زود زود زود زود بياين .
ما منتظرتون هستيم.
به اميد روزي كه دوباره شما رو ببينيم.
سفر خوش

دست علي يارتون خدانگهدارتون

21 03 2009
بهار

به نام خدا سلام عموی مهربونم من وهمه دوستام این عید رو به تو همکارهاتون تبریک میگم من دوستام دلمو ن برای همتون یه ذره شده عمو این همه گفتیم سر سفره هفت سین برامون دعا کن دعا کردی مهر بون

21 03 2009
الهه درزی

سلام عموییی سال نوشما هم مبارک. امیدوارم سالی توام با موفقیت وکامیابی داشته باشید.

21 03 2009
darya andnahal

به نا م خدا
سلام عمو ي مهربون سال نو شما هم مبارك
ما هم براي شما ارزوي سلامتي و موفقيت داريم.

21 03 2009
مریم خواجه پور

سلام عموجونم عیدتون مبارک***صدسال به ازاین سال ها**

عمو من دیروز هرچقدر نگاه کردم اون گزارش رو که گفته بودید رو ندیدم یعنی فکر کنم پخش نکردند درسته؟؟؟

عموجون خیلی دلم براتون تنگ شده اما امیدوارم خیلی زود برگردی

عمویی دوست دارم

21 03 2009
فاطمه متقي

سلام عمو جون عيد تون مبارك .

عموجون دلم براتون تنگ شده تورو خدا زود برگرديد ومارو شاد كنيد.

عموجون دست نوشت خيلي قشنگ بود.

عمو جون توروخدا گزارشي كه قراره در شبكه جام جم پخش بشه منظورم گزارش سفر تون روميگم در شبكه يك هم پخش كنيد .
عمو ارتباط زنده هم با شبكه يك هم داشته باشيد .
…….*I♥U*…………..*I♥U*…….
…*I♥U**I♥U*…..*I♥U**I♥U*….
.*I♥U*….*I♥U*.*I♥U*….*I♥U*..
.*I♥U*………*I♥U*……….*I♥U*..
..*I♥U*………………… ….*I♥U*..
…*I♥U*…………………….*I♥U*…
……*I♥U*………………….*I♥U*……
……..*I♥U*……………*I♥U*……..
………..*I♥U*…….*I♥U*………..
…………..*I♥U**I♥U*…………..
…….*I♥U*…………..*I♥U*…….
…*I♥U**I♥U*…..*I♥U**I♥U*….
.*I♥U*….*I♥U*.*I♥U*….*I♥U*..
.*I♥U*………*I♥U*……….*I♥U*..
..*I♥U*…………………. ….*I♥U*..
…*I♥U*……………ـ………..*I♥U*…
……*I♥U*………………….*I♥U*……
……..*I♥U*……………*I♥U*……..
………..*I♥U*…….*I♥U*………..
…………..*I♥U**I♥U*…………..
…….*I♥U*…………..*I♥U*…….
…*I♥U**I♥U*…..*I♥U**I♥U*….
.*I♥U*….*I♥U*.*I♥U*….*I♥U*..
.*I♥U*………*I♥U*……….*I♥U*..
..*I♥U*…………………. ….*I♥U*..
…*I♥U*………………………*I♥U*…
……*I♥U*…………………*I♥U*……
……..*I♥U*……………*I♥U*……..
………..*I♥U*…….*I♥U*………..
…………..*I♥U**I♥U*…………..
…….*I♥U*…………..*I♥U*…….
…*I♥U**I♥U*…..*I♥U**I♥U*….
.*I♥U*….*I♥U*.*I♥U*….*I♥U*..
.*I♥U*………*I♥U*……….*I♥U*..
..*I♥U*…………………. ….*I♥U*..
…*I♥U*………………………*I♥U*…
……*I♥U*…………………*I♥U*……
……..*I♥U*……………*I♥U*……..
………..*I♥U*…….*I♥U*………..
…………..*I♥U**I♥U*…………..
دوستون دارم
. . . . .. . . . . .*** . . * . . *****
. . . . . . . . . . .** . . **. . . . .*
. . . . . . . . . . ***.*. . *. . . . .*
. . . . . . . . . .****. . . .** . . . ******
. . . . . . . . . ***** . . . . . .**.*. . . . . **
. . . . . . . . .*****. . . . . **. . . . . . *.**
. . . . . . . .*****. . . . . .*. . . . . . *
. . . . . . . .******. . . . .*. . . . . *
. . . . . . . .******* . . .*. . . . .*
. . . . . . . . .*********. . . . . *
. . . . . . . . . .******* . ***
*******. . . . . . . . .**
.*******. . . . . . . . *
. ******. . . . . . . . * *
. .***. . *. . . . . . .**
. . . . . . .*. . . . . *___ ‹**,,,,

* خدانگهدار*

21 03 2009
نرگس

به نام خدا سلاااااااااااام عمویی مهربونم ساله نو شماهم مبارک چقد نقاشی که کشیدید قشنگه.عموجون دعامیکنم امسال یکی از بهترین سالهایه زندگیه شماوهمه دخترعموها وپسرعموهام باشه و عمویه مهربونم وهمه دخترعموها وپسرعموهام به آرزوهاشون برسن وانشا الله ماامسال دوباره یه روز عمومونو با برنامه زنده ببینیم.وبزرگترین دعام اینه که خدا به همه مردم دنیا عیدی بده وامسالو ساله ظهوره آقامون امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)قرار بده.عموجون من دیروز تقریبا ازوقتی که بیدارشدم تا شب تلوزیونو نگاه کردم ولی شمارو ندیدم بچه ها شماعمورودیدید؟انقدتلوزیون نگاه کردم بخاطره این که عمومو ببینم که سردرد گرفتم….عمویییییییییییییییییییییییی عیدت مبارررررررررررررررررررررررررررک.خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوستت دارم عمویی ازاینجا تابه آسمون فرشته رویه زمین همیشه عمویه مابمون

21 03 2009
نیلوفر

به نام خدا
سلام عموجون
وای چه قدر غافل گیر شدم دستون درد نکنه چه نقاشی قشنگی عید شما هم مبارک
از بس این روزا حواسمون به درس خوندنه
عمو واسه ما هم دعا کنید
موفق باشید
خدا نگه دار

21 03 2009
تینا

سلامممممممممممممممممممممممممممممممممممم عمو جون

واییییییییییییییییییییییییییی چه عیدی خوبی دستتون درد نکنه عمو جون .

راستی عمو سال نو مبارک براتون بهترین ها را ارزو ها را دارم .

سفر بهتون خوش بگذره عمو جون .

راستی به آجی های خوبم و دختر عموهای گلم سال نو را تبریگ میگم و امیدوارم سال خوبی را داشته باشند.

عمو جون مواظب خودتون باشید .

(دوستدار همیشگی شما تینا .)

21 03 2009
شیوا محجل

به نام خدا
سلام عموجون.سال نو شما هم مبارک باشه.عموخیلی دوستتون داریم. خیلی ممنون از عیدی…
عموجون شما از ما چی عیدی می خواهید؟هر چی بخواهید ما آماده ایم!!!!!!!
عموجون تورو خدا از ما یه عیدی بخواهید!!!!!خواهش می کنم…….جون من!
راستی عمو چرا گزارشتونو نشون نداد؟؟؟؟؟خیلی منتظر موندیم………
عمو سفر به خیر(راستی سفربخیرتون خیلی قشنگه عموجون). خوش بگذره
عموجون دلمون براتون خیلی تنگ شده…………زود تر برگردید تلویزیون.
****************عموجون خیلی دوستتون دارم******************
راستی عمو تبریز هم بیایید دیگه.مگه تبریزی ها دل ندارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یاشاسین عموپورنگ. عموپورنگ سیزی چوخ سویوروخ. گینده گلین تلویزیونا

دست علی یارتون خدانگهدارتون
تو قلب ما می مونه امید دیدارتون تو برنامه جدید………

21 03 2009
اميد زماني

سلام عيدتون مبارك

21 03 2009
sahar

به نام خدا
سلام بر دريا دل آشنا
سال نو مبارك
اميدوارم سال 88 ، خداي مهربون لطفش رو در حق ما كامل كنه و امام زمان (عج ا.. ) با قدم مباركشون روز هاي پاييزي و زمستاني قلب هاي عاشقانش رو بهار كنه……
و براي شما و مادر گلتون و خانواده محترمتون وهمكاراي مهربونتون ….. سالي همراه با سلامتي ، موفقيت و شادي و آرامش و…… آرزو مي كنم.
همچنين آرزو مي كنم ، خدا وند بيشتر از قبل شما رو مورد لطف قرار بده وبا نور وجودش مسير زندگيتون رو روشن كنه و در پرتو حمايت خداوند به بهترين ها دست پيدا كنيد…..
ما سر سفره هفت سين به ياد شما بوديم ، اميدوارم وقتي قرآن رو باز كرديد به ياد ما افتاده باشيد و برامون دعا كرده باشيد….
هر جا هستيد خوش باشيد وسلامت
التماس دعا

21 03 2009
sahar

به نام خدا
نرگس جونم سلام
عزيزم ! نامه قبلي ات رو خوندم….. چرا اينقدر آشفته اي ؟!
باور كن دلم پر پر مي شه وقتي اينقدر پژمرده مي بينمت…… با اينكه نديدمت ،دوست دارم…
برات دعا مي كنم ، اگه لياقت داشته باشم وخدا صدام رو بشنوه…..
خواهر خوب وعزيزم ، گل نرگسم ! نتونستم اونجور كه تو مي خواهي برات آرزو كنم ، اما از خدا يه چيز بزرگتر برات مي خواهم كه هميشگي باشه ، چون دوستت دارم….
برات آرزو مي كنم ، خداوند بهت آرامش بده ، مشكلات زندگي رو حل كنه وبه تو و خانوادت خوشحالي حقيقي بده…. آرزو مي كنم غمها از دلت بيرون بره …..و موفق باشي …… مي دونم دوست داري دكتر بشي ….
ان شاء ا.. با آرامشي كه خدا نصيبت مي كنه به هدف قشنگت هم برسي…..
نبينم گل نرگسم پژمرده باشها….. به خدا مي گم با مهر وسيعش وجودت رو آبياري كنه…
مواظب خودت باش…. تو هم برام دعا كن ….
دوست دارت : سحر – گيلان

22 03 2009
ژاله فرهادروش

به نام مهربونیاش…
سلام عموجون
عمو توی فامیل یکی از آجیم پرسید ژاله طرفداره چه بازیگریه؟آجیمم گفته عموپورنگ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!عمو آخه من چیکار کنم؟!!!عمو خیلی لجم میگیره وقتی اینجوری میگن…
عمو آخه کجای دنیا یه بچه ای میگه طرفداره عموشه که من دومیش باشم؟؟؟؟؟؟؟کاش توی تلویزیون نبودین تا ملت بدونن ارتباط ما با عمومون خیلی فرق داره ..(منم چه چیزا میگما!!اگه تو تلویزیون نبودین من چجوری عمومو میدیدم!!!)عمو امروز تازه یکم فروردینه اووووووووووه هشت روز دیگه باید صبر کنیم تا برگردین …
عموجون برگرد دیگه..عمو امروز یکی از دخترعموهام تماس گرفته بود من خودمو زدم به اون راه عیدو تبریک گفتم جوری که خودمم باورم نشد شادم!!!اما پشت خط فقط صدای گریه میومد!عمو خنده ام از بین رفت ..
گفتم چکار میکردی؟گفت:با عکسه عمو حرف میزدم!عمو داره میخنده!گفتم عمو بایدم بخنده از دسته کارای تو!عمو من با این دخترعموم هم سنیم اما عمو من واسه آروم کردنش عینه بچه 7 ساله باهاش حرف زدم تا یه کوچولو خندید!!خودمم موندم این چه طرز حرف زدن با دختره 18 ساله بود!اما خب عمو دسته خودم نبود..
عمو شما دورین از ما شما یه نفرین اما ما چندین هزار برادرزاده…عمو یه جاهایی واقعا بهتون نیاز داریم میخوایم صحبت کنیم…درد دل کنیم…اونجاست که یه اتفاقات عجیب و غریب پیش میاد و ما با شما صحبت میکنیم بدونه اینکه خودتون بدونین!جسمتون نمیتونه در لحظه پیشه همه برادرزاده هاتون باشه اما عمو خدا کاری کرده که روحتون در توی بعضی شرایط خاص با ماست…دوست دارم عمو..
تنهامون نذاری عمو..
(دخترتون)

22 03 2009
امین فرزامی

سلام.
با خوبی ها و بدی ها ، هر آنچه که بود ، برگی دیگر از دفتر روز گار ورق خورد،برگی دیگر از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت و سال نو از راه رسید.
روزها تون بهاری و بهارتون جاودانه باد.
سال نو مبارک.

22 03 2009
صفيه

salam amoo joon
eyde shoma ham mobarak
man fekr mikardam faghat manam ke in hame yani kheyli kheyli ziad shoma ro doost daram
vali mibinam ke kheyli ha shomaro be andazeye man doost daran
omidvaram sale khobi dashte bashin

22 03 2009
سمانه كاوياني

به نام خدا
خدای خوب و مهربون
خدایی که مهربونترین عموی دنیا رو به ما بچه ها هدیه داده.
و سلام
سلام به شما عموی مهربونم
خسته نباشین
***عموجونم عیدتون مبارک***
ببخشید من دیر تبریک گفتم ، خب راستش عمو من روز جمعه هرکارکردم سایتتون برام باز نشد که بیام و تبریک بگم سال نو رو و دیروز هم … بازم نتونستم بیام نت و بالاخره امروز اومدم
امیدوارم این تاخیر منو ببخشید عموی خوشگل و بهترینم.
عمو اگه بدونین جمعه چش از تلویزیون برنداشتم همش منتظر بودم که گزارشتون رو پخش کنن(آبجی مینا بهم گفت و واقعا دستش دردنکنه که انقدر به فکرمه)،عمو مامانم اینا همش میرفتن سر میزدن به همسایه ها و فامیلا ولی من تو خونه نشسته بودم آخه عمو میترسیدم میگفتم اگه منم برم ممکنه گزارشتون پخش شه و منم نبینم.که پخش هم نکردن0(ناراحت)(قلب شکسته)
عمو بخاطر عیدی قشنگتون واقعا متشکرم
عمو نمیدونین چقدر خوشحالم
خوشحالم از اینکه انقدر به فکر ما هستین.
عمو جونم نمیخوام ایندفعه بگم دوستتون دارم چون خودتون میدونین،من همیشه میگم انقدر زیاد دوستون دارم که حد نداره و اندازه اش رو فقط و فقط خداجون میدونه
ولی الان وقتی دیدم که شما انقدر به فکرمون هستین و اینجا پیشمون هستین و درددلامون رو میخونین فهمیدم که واقعا دوسمون داریم درست عین برادرزاده هاتون.
حالا حس میکنم که شما هم اندازه شو میدونین
اندازه چی؟
اینکه چقدر زیاد دوستتون داریم.(قلب)
عمو جونم عیدتون مبارک و امیدوارم که این سال یه سال پربرکت و خیلی خوبی باشه برا شما و خونواده محترمتون(قلب)
و امیدوارم تو این سال جدید به همه آرزوهاتون برسین و همیشه تنتون سالم لبتون خندون و دلتون شاد باشه و این ایام بهتون خیلی خیلی خوش بگذره.(قلب)
عموجونم دوستتون داریم ما بچه ها از دل و جون
وای ببخشید من قرار بود ایندفعه رو نگم دوستون داریم چون خودتون میدونین.
ولی چکار کنم من و آبجیام انقدر دیگه دوستون داریم که اندازه شو خودتون دیگه میدونین.
و فعلا
دست علی یارتون
خدا پشت و پناهتون.
.
.
.
(یکی از برادر زاده هاتون)

22 03 2009
عارفه مؤذني

سلام عمويي:
عيدت مبارك…

اما شما كه تهران نبودي… اصلا وطن نيستي.. دلم برات خيلي تنگ شده.. زود تر برگرد..

من سال تحويل گيلان بودم.. كنار دريا!! و به ياد شما

22 03 2009
شیوا محجل

به نام خدا
سلام عموپورنگ.
ببخشید تو نظر قبلی اشتباهی نوشتم»سفر به خیر» ببخشید. اسم برنامه تون سفر بی خطره!!!
خب انسان جایزالخطاست….
عموجون کی برمی گردید تلویزیون؟! دلمون براتون خیلی تنگ شده.
دوست داشتن تنها چیزی است که نوبتی نیست. پس عموجون خارج از نوبت دوستتون داریم…
این گل تقدیم به عموپورنگ عزیزمون که خودش گله……

_______@@@@@@@@
_______@@@_______@@_____@@@@@@@
________@@___________@@__@@@______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@______@@@@@___________@@
__@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
__@@____________@@@@@@@@@_______@@
_@@____________@@ عموپورنگ @@@_____@@
_@@____________@@@@@@@@@___@@@
_@@@___________@@@@@@@______@@
__@@@@__________@@@@@________@@
____@@@@@@_______________________@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@___________@@
________@@@________@@@@@@@@@@@
_________@@@_____@@@_@@@@@@@
__________@@@@@@@
___________@@@@@_@
____________________@
____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
______________@@@@__@__@_____@
_____________@_______@@@___@@
________________@@@____@__@@
_______________________@
______________________@
_____________________@

دست علی یارتون خدانگهدارتون
تو قلب ما می مونه امید دیدارتون

22 03 2009
شیوا محجل

به نام خدا

راستی عمو
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

تولدتون مبارک ک ک ک ک ک ک ک ک ک ک….
تعجب کردید؟؟؟!!!
الان درست 2938 ساعت و 45 دقیقه مونده به تولدتون…
خب تولدتون پیشاپیش مبـــــــــــــــــــــــــــــــــــارک!!!!!

عموتا روز تولدتون بیایید دیگه……اخه دلمون براتون تنگ شده.

دست علی یارتون خدانگهدارتون
تو قلب ما می مونه امید دیدارتون

22 03 2009
م‍ژگان ذوالفقاري

سلام عموي مهربونم
حالتون خوبه؟؟
عمو جون دلمون خيلي براتون تنگ شده من كه هر شب خواب برنامتون رو مي بينم
عمو جون منم از روز سال تحويل زدم شبكه ي يك تا آخر شب ولي هيچ نشوني از شما نبود.
واي عمو چقدر نقاشيتون قشنگه.ماشالله به زنم به تخته كه اينقدر عموي گلمون هنرمنده.
عمو جون اميدوارم در هر جا كه هستين بهترين لحظات رو تجربه كنيد و هميشه گل لبخند روي لبتون باشه ما رو هم از دعاي خيرتون بي بهره نكنيد ما هر جاي اين كره ي خاكي باشيم عموي عزيز و نازنينمون رو فراموش نميكنيم.
سايه ي حق سلام عشق سعادت روح سلامت تن سر مستي بهارسكوت دعا سرور جوانه و بهترين آرزوها براي بهترين عموي دنيا.
خيلي دوستون داريم عموي مهربون.
يا خق.

22 03 2009
نرگس احمدی

به نام خدا سلام عمویی مهربونم.عموامروزبا دوستم حرف میزدم بهم گفت چرا اینجوری حرف میزنی بهم گفت توهمیشه باحرف زدنت بهم انرژی میدادی ولی امروز…بهم گفت عموپورنگه خونت کم شده…..ای عموووووو….بایدمیدیدی عمو من چه ادمه پرانرژی بودم توکاره روحیه دهی به مردم بودم حالا باید یکی… یعنی کی دوباره ما شمارومیبینیم؟…من که نشستم مناسبتهایه ساله بعد رو نگاه کردم تا سه خرداد هیچ مناسبتی نبود…وووووووووووووووووووای که عمو چقددله همه واستون تنگ میشه خداکنه سه خرداد برنامه داشته باشید…*گرچه هنوزم این اعتقادو دارم وبابتش خداروشکر میکنم که اینکه تنه عمویه مهربونم سالم باشه ودلش شاد خیلی بهتر از هرروز برنامه زنده داشتنه *خدایاشکررررررررررررررررررررررررررررررت*عمویی توقلبه ما همیشه هست امیده دیدارتون*

22 03 2009
نیلوفر

به نام خدای مهربون
عمو جون سلام
عمو امروز شیش روزه رفتین دلم براتون تنگ شده وای به حال 6 ماه دیگه
عمو از بس درس خوندم سرم درد گرفت
عمو واسمون دعا کنید
عمو چه قدر جاتون خالیه عمو ساعت دو نیم که میشه حسرت اون روزا رو می خورم که برنامه داشتین
اون موقع برنامتون رو نگاه می کردیم وکیف و حالمون به راه بود هیچ وقت فکر نمی کردیم یه روزی از پیشمون برین
(چرا من سر هر جمله می نویسم عمو؟؟؟؟؟؟؟؟)
دوستون داریم عمو تو رو خدا منتظرمون نذارین
دست علی یارتون********* توقلب ما می مونه امید دیدارتون

22 03 2009
شیوا محجل

……..::::: به نام خدا :::::……….
سلام عموجون. حالتون خوبه؟ عموجون کاش برنامه تون تموم نمیشد.عموجون یه سوال داشتم: تهیه کننده محترم برنامه گفتند که » می خواهیم برنامه ای بسازیم که تو هر برنامه 300-400 تا بچه ها به همراه پدر و مادرشون شرکت کنند»
عمو مگه این همه ادم تو استدیو جا میشه؟؟؟؟؟300 تا بچه 300 تا پدر 300 تا مادر!جمعا 900 نفر
با عوامل پشت صحنه و شما و……. تقریبا 1000 نفر.عمو نکنه به جای استدیو می خواهید تو استادیوم برنامه اجرا کنید؟؟(شوخی کردم…. ناراحت نشید عموجون)
عموجون دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم……..
خدانگهدارتون

22 03 2009
زهراناظمي

به نام خدا..
سلام به عموي عزيز و همكاران خوبشان..
اول خسته نباشيد مي گم..
و بعد هم تبريك سال نو..
انشاالله سالي سرشار از موفقيت در پيش داشته باشيد…
شاد باشيد

23 03 2009
سمانه كاوياني

اول به نام خدا
بعد هم سلام به شما
خسته نباشید عمو
هم شما هم همکاران
همکارای مهربون،عموی شیرین زبون و یکی یه دونه ی ما بچه ها
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام عموجونم.
خوبین؟
سلامتین روله جان(نیشخند)
عمو نمیدونم چی بنویسم.
عمو امیدوارم سفر بهتون خیلی خیلی خوش بگذره(قلب)
قربونتون برم الهی ای عموی یکی یه دونه ام.
عمووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو نمیدونم چی بنویسم.
کم آوردم(نیشخند)
عمو فعلا بای تا
نمیدونم شاید همین الان دوباره برگردم
الهی قربونتون برم من
و فعلا
دست علی یارتون
خداپشت و پناهتون

23 03 2009
سمانه كاوياني

عمو برگشتم
عمو فقط اومدم بگم
دوستتون دارم هرچند خودتتون هم میدونین(قلب)(نیشخند)
و فعلا
*دست علی یار شما_-_- عموی مهربون ما_-_- میخوام اینو بدونین_-_- تو قلب ما می مونین_-_- واسه همیشه عمو جون_-_- خدا پشت و پناهتون*

23 03 2009
تینا

.به نام خدا. سلاممممممممممممم به عمو جونم و دختر عموهای گلم عیدتون مبارک بچه ها همیشه شاد باشید.

خانم جویکار مهربون عید شما هم مبارک و ممنونم از عکسهای زیبایی که گذاشتین ..ممنون..

(دوستدار همیشگی شما تینا )

23 03 2009
نیلوفر

به نام خدا
عمو جون سلام
همکارای خوب عمو جون سلام
عکساتون خیلی قشنگ بود ممنونم
دست حق پشت و پناهتون

23 03 2009
sahar

بنام خداي بخشنده ومهربان
سلام به دريا دل آشنا
دريا دل آشناي من ! هر جاي دنيا كه هستي ، من اينجا كنار درياي خيالي ام مي شينم و با تو حرف مي زنم…..
وسعت اين دريا آنقدر زياده كه موجهاش صدامو هر جا كه باشي به دل دريايي ات مي رسونه…….
بهار اومده و گيلان مهمانپذير مسافران شده ، باز دريا وكوههاي سبز وجنگلهاي دوباره زنده شده طبيعت ، سفره هاشون رو باز كردند …. تا به رسم مهمان نوازي از مسافران پذيرايي كنند….
تا حالا دقت كرديد هر جا بريم فقط يه صاحبخونه اصلي داريم ، آره درسته ؛ خدا تنها صاحبخونه است……
اگه ما خونه هاي كوچكمون رو واسه بهار آماده پذيرايي مي كنيم ، خداي مهربون به رسم مهمان نوازي تمام طبيعت رو دوباره زنده مي كنه…. اما چون اين اتفاق هر سال مي افته ديگه ما نسبت بهش بي توجه شديم…..
واي اگه خداي نكرده يه بار خداي مهربون ، ما رو از اين نعمت زيبا محروم كنه ، چي مي شه ؟!!!
شما هم الان هر جا كه هستي ، خدا اونجا حضور داره ….. ومن به خودش مي سپرمتون…..
اميدوارم سفر بهتون خوش بگذره …..
مي دونيد چند روز پيش داشتم به حرف هاي يه دكتر روانشناس گوش مي دادم ، ما بين حرف هاش يه جمله اي رو از قول يك شاعر فرانسوي گفت ، خيلي خوشم اومد ؛ اين جمله بود :
.
.
» حرف هايي هست براي گفتن كه اگر گوشي نبود نمي گوييم…… وحرف هايي هست براي نگفتن ، حرف هايي كه هر گز سر به ابتذال گفتن فرود نمي آورند….. وسرمايه ماورايي هر كس ، حرف هايي هست كه براي نگفتن دارد…… حرف هايي كه پاره هاي بودن آدمي اند و بيان نمي شوند مگر آنكه مخاطب خويش را بيابند»
.
.
من اين حرف رو خيلي قبول دارم ومعتقدم كه كه بهترين مخاطب خداست چون فقط اونه كه ظرفيت اين همه حرف نگفته رو داره….. اما قسمتي از حرف هاي نگفته ام رو هميشه كنار همين دريا با شما گفته ام و مي گويم…
شايد اين به خاطر همون دل دريايي شماست….
امروز هم از اينجا ميگذرم ، البته با بهترين آرزوها براي شما….. اگه خدا بخواد باز بر مي گردم….
آرزومند آرزو هايتان : سحر – گيلان

24 03 2009
نیلوفر

به نام خدا
سلام
خانم جویکار امروز با شما حرف دارم
بعد از ظهر که خوابیده بودم خواب دیدم شما ناظم مدرسه ی ما شده بودین وبرای من 10 تا سی دی از برنامه های عمو رو آوردین وای منم از شدت خوشحالی پریدم تو بغلتون انقدر ذوق زده شده بودم که خدا می دونه
ولی بعد از خواب پریدم و سی دی هام همشون رفتن دلم سوخت…..
من می دونم آخرش عقده ی سی دی برنامه های عمو به دلم می مونه.
اما به هر حال دستون درد نکنه تو خواب خیلی خوشحالم کردین.
راستی خسته نباشید اگه با عمو ارتباط تلفنی داشتین حتما بگین که دلمون خیلی براشون تنگ شده
ممنون خدا حافظ.

24 03 2009
شیوا محجل

……..::::: به نام خدا :::::……….
سلام عموجون مهربون.عموجون ما زير سايه شما تقريبا زبونها و لهجه هاي قشنگ ايروني رو ياد گرفتيم. ميگي نه. نگاه کن:
سلام کفين ياخجيدي؟(آذري) منالگان خاصه؟(کردي) همکارها خارنه،ما شما رو خيلي دوست دارمي(مازندراني) ايشه!تي احوال چطوره؟ خوبيسي؟ تي بلا ميسه.(گیلکی) عموجون مگمه(همون میگم که یزدی)کی برمی گردید؟
مدنم اما نمگم(میشهدی) سایتتون خیلی خوبس عموجون(اصفهونی) خیلی دوستتون داریم (فارسی)و….

*********************************عموجون دوستت داریم*********************************
*********************************عموجون دوستت داریم*********************************
*********************************عموجون دوستت داریم*********************************
*********************************عموجون دوستت داریم*********************************
*********************************عموجون دوستت داریم*********************************
*********************************عموجون دوستت داریم*********************************
*********************************عموجون دوستت داریم*********************************
*********************************عموجون دوستت داریم*********************************
*********************************عموجون دوستت داریم*********************************
*********************************عموجون دوستت داریم*********************************
*********************************عموجون دوستت داریم*********************************

عموجون یادتون نره…..اگه میشه از ما یه عیدی بخواهید عموجون*
خدانگهدارتون

24 03 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلام عموی عزیزم
عمو جون دلم براتون خیلیییییییی تنگ شده…دیشب کارت نداشتم نتونستم بیام نت …با اینکه میدونم الان وقت ندارین به اینجا سر بزنین اما وقتی مینویسم فکر میکنم شما خوندینش!!!!عمو جونگزارشتون پخش نشد آخه چرا؟؟؟؟
عمو یه مدته وقتی میخوایم غذا بخوریم من از اول شروع میکنم میگم…یه جویدن!2 جویدن!
خوش عطر!…خوش طعم…خوشمزه!(مامانم میگه:بی مزه!)
عمو دیشب داشتم تست زبان میزدم که یهو چشمم افتاد به کلمه ی uncle !!!وای عمو یهو دلم تنگ شد اشکم دراومد!!!بلند صداتون کردم عمووووووووووووووووووو!!!!عمو 4 روز دیگه برمیگردین ان شاالله..

عموییی جونم وقتی به دیوار اتاقم نگاه میکنم میرم تو فکر…خیلی واسم جالبه که عکسه عموم روی دیوار اتاقمه!!!قدیما همه چیز واسم فانتزی بود…اما الان همه چیز واقعیه…حالا دیگه با دیدن این عکسا فقط یاد خنده هاتون نمیفتم!..حالا سفارشاتون،مهربونیاتون،داد زدناتون،و..یادم میاد و افتخار میکنم که عموم یه جاهایی داد زد چون نمیخواست بچه بازی درآریم …! عموی خوبم خیلی دوست دارم
خدا پشت و پناهتون باشه..
عمو واسم دعا کنین …
(دخترتون)

24 03 2009
ژاله فرهادروش

راستی عمو جونم اگه فرصت داشتین به وبلاگم سر بزنین کلا خونه تکونی کردم!!!البته بدونه مطلبه جدید!امیدوارم خوشتون بیاد عموی خوبم.
(دخترتون)

25 03 2009
مینا اصلاح پور

سلام عمو پورنگ عزیز
عمو پورنگ امسال بدون شما خیلی سال غریبی شده . هر سال عید روزها و لحظه ها رو به شوق دیدن برنامه های شما طی می کردم ولی الان هیچ شوقی برام باقی نمونده .
ای کاش از دلهای ما خبر داشتید .
عمو پورنگ شما رو به خدا قسم می دم زود برگردید . شش ماه خیلی زیاده ، من نمی دونم شما چطوری می خواهید شش ماه دوری از بچه ها و اجرا رو تحمل کنید ولی باور کنید تحمل نبودن شما برای ما سخت تر از شماست . عمو پورنگ می دونم ممکنه درگیر ضبط برنامه های آیندتون بشید ولی ترو خدا ما رو فراموش نکنید .
به قول آقای علی پور : بچه ها گفتن عمو پورنگ ما رو زیاد منتظر خودت نزار .
عمو پورنگ وقتی شما نیستید من چطوری می تونم غصه هامو فراموش کنم و شاد باشم . می دونم خدا بهترین یار و یاور ماست ولی خداوند انسانهای خوبی مثل شما روی زمین گذاشته تا ما بتونیم از وجودشون بهره بگیریم و ازشون چیزهای خوب یاد بگیریم .
عمو پورنگ ما رو از وجود خودت بی بهره نکن .

25 03 2009
مینا اصلاح پور

تقویم سال 87 من پر شد از اتفاقاتی که شما داشتید و من خبر دار شدم و دیدم .
اولیش برنامه های عید 87 شما که خیلی شاد بود ، بعد مسافرت شما به خرمشهر ، بعد حظور شما توی برنامه اردیبهشت ، بعد خداحافظی شما توی خرداد ماه ، بعدش مسافرت شما به شیراز و برنامه های اونجا ، بعد حظور شما توی برنامه آقاجون سلیمون ، بعدش حظور شما توی برنامه روز از نو و بعد برنامه پردیس و بعدش مصاحبه تلفنی توی برنامه تازه ها ، بعدش برگشت شما با برنامه ی جدید توی مرداد ماه ، بعد برنامه های قشنگ شما توی ماه رمضان و حظور شما توی برنامه ای از شبکه تهران ، بعد سفر شما به لندن ، بعد مسافرت شما به شهرهای استان خوزستان ، بعد خداحافظی شما برای ایام ماه محرم ، بعد جشن 22 بهمن و مسافرت شما به اصفهان و بعد مسافرت شما با مادرتون و پخش شدن یه شایعه خیلی بد و دروغ ، در آخر خداحافظی ناراحت کننده شما برای شش ماه دیگه …
ای کاش تقویم سال 88 هم همینطور عمو پورنگی پر می شد …

25 03 2009
مینا اصلاح پور

عمو پورنگ ترو خدا هر موقع شد به وبلاگ من سر بزنید ، باور کنید باعث ناراحتی شما نمیشه ، باور کنید با تمام صداقت بچگی من نوشته می شه . اگه اومدید قدمتون روی هر دو چشمم .
اینم آدرسش :
http://www.donyaye-kodaki.blogfa.com

25 03 2009
مینا اصلاح پور

سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحر گاه رفتن

سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق

خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من

تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا

اگر شب نشینم ، اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد

اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه

اگر سبز رفتی ، اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نو بهار همیشه

25 03 2009
مینا اصلاح پور

اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم

خداحافظ ای نوبهار همیشه

25 03 2009
سمانه كاوياني

به نام خدا
سلام عموجون
خسته نباشین
منم بخاطر عکسای خوشگل قشنگی که برامون گذاشتین تشکر میکنم.
و فعلا
دست علی یارتون
خدانگهدارتون

25 03 2009
حسنا حسینی

سلام
.
.
امیدوارم سال خوبی داشته باشین ….. نوروزتان مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!

25 03 2009
شیوا محجل

به نام خدا
سلام عموجوووووووووووووووون
تلویزیونمون روشن بود…… فیلم سینمایی «پسرها سرباز به دنیا نمی آیند» رو نشون می داد.یه لحظه احساس کردم صداتون داره میاد…. رفتم نزدیک تلویزیون صداشو زیاد کردم دیدم تو خونه اونها تلویزیون روشنه و برنامه شما رو نشون میده داشتید شعر «دوستی که خوب و عالیست و ….» رو می خوندید و بعد اومدید و سلام دادید و بعد اون پلان تموم شد…….
عموجون دلمون واستون تنگ شده خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی زیــــــــــــــــــــــــاد
زودتر بیایید. ما تحمل دوری شما رو نداریم……………
خیلی دوستتون داریم بی نهایت
هیچ وقت از یاد و خاطرمون نمیرید عموجون…….!!!
به امید دیدار

25 03 2009
ز

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد به
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد
با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!

25 03 2009
sahar

به نام خدا
سلام به دريا دل آشنا
نمي دونم الان كجايي ….!!! اما هر جا كه هستي برات آرزوي سلامتي مي كنم……تا حالا فكر مي كردم اگه يه روز ، مثل اين روزها پيش بياد …. رد پاهات فقط توي دلها مون پيدا مي شه و همينجا كنار دريا…..اما حالا مي بينم كه رد پات خيلي جا ها هست… يه جاهايي كه حتي انتظارش رو نداريم ……
واي نمي دونيد چقدر جالبه كه رد پاي كسي كه برات مهمه رو يه جايي ببيني كه اصلا انتظارش رو نداري….!!!!
ديشب توي يه فيلم سينمايي شبكه 3 ، تلوزيون خيلي از دوربين دور بود و هنرپيشه اون فيلم جوري جلوي دوربين بود كه از دور فقط يه مقدار كوچيك از تلوزيون ديده مي شد…..
صداي تلوزيونشون هم خيلي پايين بود ….. اما تن صداي شما رو توي اون فضا شنيدم ، واسه همين تمام توجه ام به اون تلوزيون جلب شد ، به اندازه چند ثانيه از برنامه شبكه كودك شما بود ….
همين هم غنيمتي بود …. اونم جايي كه اصلا انتظارش رو نداشتم……….. كليپ تون در برنامه شبكه 1هم پخش مي شه….. اما جا تون خاليه ……
من به خواسته شما احترام مي گذارم ، مطمئنم تجربه شما اونقدر در زمينه كارتون زياد شده كه مي تونيد روش درستي رو انتخاب كنيد تا با بچه ها وحتي بزرگترها ارتباط برقرار كنيد……. مطمئن باشيد كه ما جاتون رو هميشه خالي نگه مي داريم……. كسي نمي تونه اين جا رو توي قلب پر كنه……..
فعلا با بهترين آرزو ها براتون از اينجا مي گذرم….. به اميد خدا باز برمي گردم…..
هميشه به يادتونم…..براتون دعا مي كنم ….. خدا پشت و پناهتون
شما هم برام دعا كنيد…
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

25 03 2009
محمدهادی_محمد حسین _ امید

عموپورنگ خوشحالیم که برنامه تون تمام شده ولی دست نوشت هاتون نه

25 03 2009
تینا

سلاممممممممممممممممممممممممممممممم به عمو جون و همه ی بچه های ایران

25 03 2009
تینا

سلاممممممممممممممممممممممممممممممم به عمو جون و همه ی بچه های ایران

دوستدار همیشگی شما تینا .

25 03 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون

سلام عمو…عمو اعصابم خورده…الان ساعت 5/11 شبه داشتم درس میخوندم یهو تلفن زنگ زد مامانم گفت ژاله بیا عموپورنگگگگگگگگگگگگگگ!بدو بدو رفتم تلویزیونو روشن کردم دیدم بلههههههههه گزارشی که 6 روزه منتظرشیم داره پخش میشه!حالا به هر کی خواستم خبر بدم گوشیش خاموش بود(خودمون قرار گذاشتیم گوشی هامون تا کنکور خاموش باشه فکر اینجا رو نکرده بودم!) الان نمیدونم سولماز و شیوا و رامینا و تینا و….دیدن یا نه …با عذاب وجدان نشستم نگاه کردم!زهرا مسافرته از بوشهر تماس گرفته بود وسطش دوباره زنگ زد گفت گوشیو بذارم جلو تلویزیون !…حتما برقشون رفته بوده…
عمووووووووو آخه چرا اینجوری کردن؟برنامه عموپورنگو 11 شب پخش میکنن؟؟؟وای سرم درد گرفته عمو..
عمو خیلی قشنگ بود خیلییییییییی…عمویییییی دلم تنگ شد..
عمو کاش دوباره پخش بشه ..واقعا تعجب آوره…فکرشم نمیکردم ساعت 11 شب بخوان پخش کنن…
(دخترتون)

25 03 2009
نرگس احمدی

به نام خدا سلاااااااااااااااااااااااام عمویی بلاخره گزارشتونو نشوووووووووووووووووووون داد خداروشکر دیدم ولی چقد دلم براتون تنگیییییییییید. من که به دخترعموهایی که شمارشونو دارم گفتم گرچه نمیدونم پیغامم رسید یا نه .عموچون دیشب یه برنامه مشابه پخش شد حدس زدم توهمین شبها شمابیاید برایه همین زدم شبکه یک یکدفعه گفتم مامان عمووووووووووووووووووووووووو بعد تلفنها شروع شد دوستم ودادشم بهم زنگ زدن منم چون حواسم به برنامتون بود به مامانم گفتم بیا پیامک بنویس که عموداره که بفرستم واسه دخترعموهام بیچاره مامانم داشت وضومیگرفت.عموووووووووووووووخیلی دلم بدجور براتون تنگید یعنی میشه یه روز دوباره….اره میشه ادم باامید زندگی میکنه. …راستی سحرجون مممممممممنون یه ارامشه عجیبی اومده تووجودم دیگه گریه نمیکنم وافسرده نیستم خداکنه بابرگشتنه عمو این ارامش باشادی همراه بشه..عموخیلی جالبه هروقت شما برایه مدته طولانی میرید من چندروز بدجورافسردگی میگیرم عموافسردگی خیلیییییییییی شدیدی میگیرم ولی بعدش خدا همچین ارامشی بهم میده که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده وتاوقتی که شمابرگردید این ارامشه باهام هست قربونه خدا برم که انققققققققققققد مهربونه گرچه بنده خوبی نیستم ولی خیلییییییی کمکم میکنه یعنی همرو کمک میکنه…عمویه مهربونم به امیده دیدارتون خداحافظ……..

25 03 2009
تینا

به نام خدای مهربون دوست داشتنی .

سلام به همه ،مخصوصا عمو جون و اجی های گلم .

خوبین ؟ خوش میگذره؟ با دوری عمو چه میکنید بچه ها ؟

بچه ها امشب برنامه عمو را از شبکه یک گذاشت که رفته بودن تو بیمارستان به بچه ها سر بزنند. خیلی خوب

چقدر دلم واسشون تنگ شده بود . وقتی دیدمشون گریه م گرفت ، بچه ها من آن موقعه که برنامه را دیدم به

آن آجی های که تلفنشون را داشتم تماس گرفتم . یه عده ای گوشیشون خاموش بود یه عده ای در دسترس

نبود ن یه عده ای پیام که دادم تایید ارسالش برام نیامد. یه عده ای هم برداشتن برنامه را نگاه کردن

ولی من حدس زدم که بیشتر بچه ها برنامه را ندیدن امدم تو سایت شبکه یک و روابط عمومی شیکه یک

درخواست کردم که یک بار دیگه بذارند چون آن موقعه همه داشتن مرد دو هزار چهره را میدیدند ، شما هم

بچه ها همین کار رو بکنید البته اگه ندیدن این هم بگم نمیدونم بچه ها دیدن یا نه ها! گفتم حدس زدم ،شاید هم همه دیده باشند!؟

به هر حال من شرمنده انهایی که پیامم بهشون نرسیده، شاید بعدا بهشون برسه ،

گفتم بیام خبرتون کنم ،هر چند خودتون برنامه عمو را دیدن میدونم دیدین!(نیشخند)

به هر حال منو ببخشید آجی های گلم .

اخ ببخشید یادم رفت تشکر کنم از عمو بابت این برنامه بسیار زیبا دستتون درد نکنه عمو جونم .امیدوارم

هر کجا هستین سالم سر حال باشید عموووووو.

عمو جونم منتظرتون هستیم تا بیایین .

عمو دوستتون دارم یه عالمه .

(دوستدار همیشگی شما تینا .)

26 03 2009
زهرا متقي

به نام خدا

عموجون سلام اميدوارم سفر بهتون خوش بگذره و به زودي برگرديد و دوباره مهمون خونه هاي ما بشيد .
عمو جون راستي چقدر گزارشتون قشنگ بود .
من ارزو مي كنم كه همه مريضان به سلامتي كامل دست پيدا كنند .
عمو جون نميدونين وقتي ديشب گزارشتون رو گذاشتند از خوشحالي گريم گرفته بود و نمي تونستم جلوي گريمو بگيرم من هميشه منتظر چنين روزي بودم.
عمو جون زود پيش ما برگرديد
به اميد ديدار دوباره

26 03 2009
زهرا متقي

به نام خدا
توجه ! توجه !

بچه ها او نهايي كه گزارش عمو در بيمارستان رو ديشب نتونستيد ببينيد . تكرار امروز 6/1/88 ، ساعت 10: 11 از شبكه يك در ويژه برنامه ( بهشت و بهار )
من فقط مي خواستم شما دوستان عزيز كه منتظر اين گزارش بوديد رو اگاه كنم.
اميدوارم حتما اين گزارش و ببينيد.
خدانگهدار بچه ها

26 03 2009
مریم خواجه پور

سلام عموجون دیشب گزارشتون پخش شد خیلی قشنگ بود

همون موقع بود که فهمیدم سلامتی چه نعمت بزرگیه

وباید قدرش رو بدونم و برای همه مریض ها دعاکنم

عمو لااقل ازسفرتون چند تا عکس قرار بدید

ممنون

دست علی یارتون **خدانگه دارتون

26 03 2009
مهدي

سلام بر عمو پورنگ عزيز…
عمو ميخواهيد بازيهايي كه توي صفحه زير هست توي سايتتون بگذاريد؟
http://amoo.ir/forum/viewtopic.php?f=15&t=2355

26 03 2009
مهدي

سلام
آقاي فرضيايي. پيام هاي قبلي مارو كه جواب نداديد!
ما توي سايتمون به آدرس http://www.Fanaei.com بازيهايي براي شما ساختيم و توي انجمن سايت شما هم گذاشتيم. بد نيست نگاهي بهشون بندازيد و اگر موافق بوديد توي سايتتون هم بگذاريد. تشكر:
http://amoo.ir/forum/viewtopic.php?f=15&t=2355

26 03 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلام عمو جون…عمویی عموجونم بازم الان گزارش پخش شد..ای خداااااااااااااااااااااا…عمو 11 صبح پخش شد!!!!عموووووووووووووو بازم از همون قسمتی دیدم که دیشب دیدم اونم !بعضی موقع ها یه چیزی رو صد بارم پخش میکنن آدم از یه قسمته خاص میبینش نمیدونم چرا!!!تازه مامانم صدام کرد وگرنه من در خواب به سر میبردم!!!!عمو چند شبه خوابتونو میبینم بیدار که میشم یادم میره چی گفتین!!!!!!!حافظه ام ضعیف شده!
عموجونم 3 روز دیگه برمیگردین ان شاالله…آخ جووووووون
(دخترتون)

26 03 2009
شیوا محجل

……………………..::::: به نام خدا :::::……………………………
سلام عموجون. گزارشتونو نشون داد چند دقیقه پیش. مامانم زد شبکه یک صدام کرد گفت عموپورنگ رو میده.
فقط تونستم آخرهاشو ببینم.عموووووووووووووووووووووووووووووو جون
خدا همه مریضها رو شفا بده….. وقتی بچه های کوچیکو می بینم که رو تخت بیمارستانند،دلم کباب میشه و می فهمم که خدا چه نعمت بزرگی (سلامتی) رو بهم داده که باید قدر دانش باشم.
عموجون کاش گزارشتونو دوباره پخش کنند.
*عموجون خیلی دوستتون داریم*عموجون خیلی دوستتون داریم*عموجون خیلی دوستتون داریم*
عموجون فدای دل مهربونتون بشم که به فکر بچه های مریض هم هستید.
عموجون.دیروز، تو نظر قبلیم به جای خداحافظی گفتم: به امید دیدار، امروز گزارشتونو نشون داد پس بازم میگم تا زودتر تو تلویزیون ببینیمتون.دلمون براتون تنگ شده.
به امید دیدار

26 03 2009
نرگس احمدی

راستی عمو یه چیزه جالب من دیشب سرم درد میکرد حالمم زیاد خوب نبود ولی شمارودیدم چسبیدم به تلویزیون دیگه اصلا یادم رفت که سردرد داشتم نیم ساعت بعده برنامه شما یادم افتادسردرد داشتم ولی دیگه تقریبا خوب شده بود…ژاله من میگم چرا همزمان گوشیه تو وسولماز خاموشه نگو شماخودتون خاموش کردید.انشاالله که همه بچه ها برنامرو دیده باشن.وایییییی عمو من مطمئنم اون بچه ها بادیدنه شماخیلی زودتر ازبیمارستان مرخص میشن عمو یی خیلییییییییییییییییییییییی دوسسسسسسسسسسست دارم …عمو بااینکه من تصمیم گرفتم هیچ کدوم از برنامه هایی که از شمادارم وشعرهاتونو گوش ندم چون وقتی گوش میدم یاده گذشته میفتم بددددجور غصم میگیره ولی برنامه دیشب خوشحالم کرد والبته بیشتر دلتنگم کرد…عموجون دسته علی یارتون خدانگهدارتون توقلبه ما میمونه***امیده دیدارتون****

26 03 2009
زهرا

به نام خدا

عمویی سلام عیدتون مبارک.احتمالا دیروز یا امروز تشریف اوردید ایران انشاءالاه که بهتون خوش گذشته باشه.به ما که نه .تا حالا که خوش نگذشته البته نا شکری نمی کنم خدا را شکر.روز 30اسفند بود که خواستم بیامو عیدو بهتون تبریک بگم که یکدفعه مودم کامپیوترم سوخت.شما که عمویی برامون حواس نذاشتید از بس ناراحت بودمو حواسم پرت بود به اشتباه سیم ایترنتو به برق زدم.داشتم میمردم حالا دیگه نه شما برنامه داشتیدونه دیگه میتونستم بیا م سر دستنوشت.توی این مدتم مغازه ها بسته بود.خلاصه خیلی ریاضت کشیدم.

عمویی دلمون خیلی زیاد براتون تنگ شده برنامه ها هیچ صفایی نداره تازه عمویی 10روز از رفتنتون گذشته و اینقدر دلتنگیم وای به حال 6 ماه.سر سفره هفت سین برا همه همه ی بچه ها همه ی دختر عموهای گلم دعا کردم که به همه ی ارزوهای قشنگشون برسند.برای شما هم عمویی دعا کردم سال 88 سال پر از شادی پر از سلامتی وموفقیت براتون باشه.سایه مادرتون از سرتون هیچ موقع کم نشه.واگر مشکلی هم دارید به یاری خدا هرچه زودتر حل بشه.از خدا خواستم گفتم خدایا به دل اقای اقاجانزاده بنداز برنامه رو تولیدی نکنه و با همون برنامه زنده هرچه زودتر برگردند.
راستی عمویی چقدر ناراحت شدم فهمیدم دیشب گزارش شما رو پخش کرده.این همه روز منتظر بودم اخرشم نتونستم ببینم.عمویی ازشون خواهش کنید گزارشو یک بار دیگه در برنامه ی کودک شبکه یک پخش کنند.
عمویی توی این مدت تنهامون نذارید .اگرم قراره برنامه ای از شما جایی پخش بشه ازتون خواهش میکنیم زودترش بهمون بگید.عمویی خیلی خیلی دوستون دارم.فعلا….

26 03 2009
نیلوفر

وای نههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
یعنی چی ؟؟؟
من گزارش عمو رو ندیدم
آخه ساعت 11 شب موقع گزارش پخش کردنه
مامان…
عمو وقتی خبر بچه ها رو خوندم یه مشت محکم زدم رو میز الانم دستم درد می کنه
آخه چرا من انقدر بد شانسم
چرا ندیدم
می دونم گریه زاری فایده ای نداره ولی چی کار کنم
عمو دیشب خوابتون رو دیدم
یعنی از وقتی رفتین هر شب خوابتون رو میبینم
خواب دیدم اومدین اصفهان رو سی سه پل برنامه اجرا کردین بعدشم رفتیم با هم تو خیابونا گشتیم انقدر خوش گذشت …
وای عمو دلم سوخت اصلا فکر نمی کردم که ساعت 11 شب گزارشتون پخش بشه
اینم از بد شانسیه منه
عمو دلم براتون خیلی تنگ شده کاشکی می دیدمتون …

26 03 2009
sahar

به نام خدا
سلام به دريادل آشنا
حالا كه اومدم اينجا ، مي بينم كه ميگن بلاخره گزارشتون پخش شده ….. اي بابا ! من نديدم…..!!!
آخه ما ديشب مهمون داشتيم…… ومهمون حبيب خداست…. با اينكه خيلي دوست داشتم ببينم اما اشكال نداره، ميذارم به حساب اون همه كه رفتيد وهيچ كس نديد غير از خدا ….. با اين تفاوت كه اين دفعه خيلي ها ديدند ومن نديدم….. با اينكه نديدم اما تمام اون صحنه ها رو مي تونم تصور كنم ……
يه بار فكر نكنيد من آدم بي تفاوتي هستم…..!!! باور كنيد اينطوري نيست…..!!! اتفاقا زياد از حد احساساتي ام…
اما بازي هاي دنيا رو زياد ديدم….. همينطور كه گفتم من از بچه هاي اين جمع بزرگترم ( البته از نظر سني )
تا زماني كه بچه ايم ، بچه بودن اصلا سخت نيست…. اما وقتي بزرگ مي شيم …. بچه موندن دقيقا مثل شنا كردن در جهت خلاف جهت رودخانه هست ……
بايد ياد بگيري چه جوري در اين جهت خلاف شنا كني …… بايد بچه بموني اما بچه بازي نكني…… وگرنه رودخونه موفق مي شه تا تو رو به سمت آبشارش بكشونه از اون بالا پرتت كنه پايين……
و در بين اون همه آدم كه دارند در جهت رودخونه شنا مي كنند…… تو جزو محدود نفراتي مي شي كه داره در جهت خلاف جهت رودخونه شنا مي كنه ….. واسه همين خيلي ها دركت نمي كنند……. بعضي ها سرزنشت مي كنند…. بعضي ها كه دوستت دارند تلاش مي كنند بكشوننت توي جهت رودخونه ….. بعضي ها مسخره ات مي كنند و……
بايد ياد بگيري چه جوري احساساتت رو كنترل كني…… به هر حال خيلي سخته و كلي انرژي بايد خرج كني…!!!
اينها تجربياتيه كه در طول مسير زندگيم كسب كردم…….. ياد گرفتم كه دست و پا زدن بي خودي فقط موجب آزار واذيت خود آدم ميشه…..
فقط توكل به خدا وكمك خواستن از اونه كه مي تونه راه گشا باشه….. وهمدلي با اونهايي كه هم مسيرمون هستند…..
بزرگترين چيزهايي كه ميشه از خدا خواست : قرار گرفتن در مسير درست زندگي ، سلامتي ، آرامش ، موفقيت در امتداد تلاش ها وسايه حمايت خداوند ، احساس خوشبختي، مفيد واقع شدن براي ديگران و…..
همه اينها رو برات آرزو مي كنم……. اميدوارم تمام اين بچه ها هم به اين چيزها برسند……. اميدوارم از دعاي ديگران خودمم بتونم بهش برسم….
با بهترين آرزوها براتون باز از اينجا مي گذرم ….. خدا پشت و پناهتون …. اگه خدا بخواد برمي گردم…
برام دعا كنيد
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

26 03 2009
ژاله فرهادروش

عمو امروز با اینکه تکرار گزارشتونو داشت نشون میداد میخکوب شده بودم پای تلویزیون بعد وسطش زلزله اومد از اون زلزله ها که یه لحظه شدید میاد بعد دیگه اثری از آثارش نیست!عمو خیلی با مزه بود تنها حرکتی که کردم این بود که ایستاده تلویزیونو نگاه کردم در هر صورت بیرون نرفتم!!!!!!!
.
.
عمو این گزارشو از سروش سیما میگیرم خیلی قشنگ بود..

غلام همت دردی کشان یکرنگم
نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیه اند…
.
عمو دعامون کنین…دعا کنین بزرگ نشیم…
راستی عمو توی وبلاگ عموباربد آخر آهنگشو شما خوندین؟اونجایی که میگه با هم میخونن قدر همو میدوننننننن !عمو اینقد ذوق کردم…این شعر رو خیلی دوس داشتم و دارم همیشه توی کودکستان میخوندم توی خونه هم تنها که میشدم یه عالمه شعر میخوندم…!
(دخترتون)

26 03 2009
نازلی

سلام عمو پورنگ ( ببخشید اما من هم شما رو به اسمی که بچه ها صداتون میکنند صدا میکنم ) امیدوارم که حالتون خوب باشه
راستش من کم و بیش با شما و کارهاتون آشنا بودم مخصوصا که برنامه هاتون رو با امیر محمد عزیزم خیلی خیلی دوست دارم
اولین بار هست که به سایتتون میام و اصلا قضیه از اونجا شروع شد که 2 روز پیش برنامه رفتن به بیمارستان مفید رو از تلویزیون دیدم
من چندین ماه پیش با گروهی به اون بیمارستان و اون بخش میرفتیم ، سعی میکردیم با بچه ها چند دقیقه ای بازی کنیم گاهی پول جمع میکردیم و براشون اسباب بازی میخریدیم بلکه بتونیم لبخند رو به روی لبهاشون بیاریم
اما مدتی بخاطر مسافرت های اجباری و گرفتاری من از این گروه عقب افتادم و متاسفانه هیچ دسترسی بهشون ندارم
با دیدن برنامه تون فکری به ذهنم رسید ، اگر موافق باشید و دوست داشته باشید شاید بشه یه برنامه ای رو هفتگی یا ماهی 2-3 بار گذاشت و گروهی تشکیل داد . یک گروهی که بریم اونجا و چند دقیقه ای کنار بچه ها باشیم
بچه ها از نظر من فرشته های زمینی هستند… هیچ وقت یادم نمیره روزهایی که در کنارشون بودم میتونید یکی از نوشته هام رو در این مورد اینجا بخونید http://nazli-va-dostan.persianblog.ir/post/275/
این موضوع رو با شما در میان گذاشتم چون مطمئنن بچه ها از دیدن شما خیلی خوشحال میشن امیدوارم که بشه همچین برنامه ای رو عملی کرد
منتظر جوابتون هستم

راستی ! سال نوتون هم مبارک باشه

26 03 2009
تینا

به نام خدای مهربون دوست داشتنی

سلام به عمو جونم و آجی های گلم

خیالم راحت شد پس بیشتربچه ها برنامه عمو را دیدن خدا را شکر . کاش بازم بذار که نیلوفر جون ببینه البته اگه تکرارش امروز ندیده باشه ،ابجی ژاله ممنونم گلم من برنامه را دیدم فقط شیوا ندیده بود که امیدوارم امروز دیده باشه .

ان اشاله همه مریض ها شفا پیدا کنندو برگردن به خونه خانواده ان اشااله.

عمو جونم منتظرتون میمونیم ….

0دوستدار همیشگی شما تینا )

26 03 2009
شيوا صرامی

*به نام خدای مهربون*
سلامی به زيبايی شکوفه های بهاری
سلام عموی مهربونم،خوب هستين عمو؟
سال نوتون انشالله که مبارک باشه،انشاالله که سال خوب و پربرکتی داشته باشيد،انشاالله که به همه ی آرزوهای خوشگلتون برسيد.
شرمنده عمو جونم دير اومدم،واااااااااااااااااااااااااايی کلی ذوق کردم وقتی ديدم شما برامون دست نوشت گذاشتين،اخه من ۲تا دست نوشتهای جديدتون را نديده بودم،از اول عيد نتونستم بيام نت تا امروز
عمويی ممنونم که به فکرمون هستين.
عمويی من نتونستم هيچ کدوم از گزارش هاتون را ببينم،بچه ها به من اطلاع داده بودن که گزارش شما پخش شده ،ولی من به دليل اينکه گوشيم خاموش بود و بعضی اوقات اخر شب روشن می کردم پيامها اون موقع به دستم می رسيد که گزارش شما تموم شده بود(گریـــــــــــــــــه)
عمويی من اين چند روز خونه ی مادربزرگم بودم چون کل خانوادمون رفته بودن شمال،منم به دليل اينکه کنکور دارم نتونستم باهاشون برم و پيش مادربزرگم موندم واسه ی همين اين چند روز دسترسی به اينترنت نداشتم،تلوزيون را هم اين چند روز که بابام و مامانم نبودن کنار گذاشته بودم،الان خيلی پشيمونم که چرا تلوزيون را نگاه نکردم(گــــــــــــــــــــــــريه)
عمويی چقدر نقاشيتون بامزه ست،معلومه خيلی با عجله کشيدين،ولی با اين حال خيلی بامزه شده،مخصوصا بچگيتون(خنـــــــــــده)
از امشب ديگه چشم از تلوزيون بر نمی دارم.
عمويی ديگه بيشتر از اين مزاحمتون نميشم،خيلی دوستون دارم،اميدوارم هرجا هستين شاد و سلامت باشيد.
*عـــــــــــــــــيدتـــــــــون مبـــــــــــارک عمـــــــــــــو*
خيلی دوستت دارم
به اميد ديدار

26 03 2009
نیلوفر

به نام خدا
عمو جون سلام خسته نباشید
خیلی جالبه عمو مثل اینکه دوباره گزارشتون پخش شده ولی من ندیدم
ساعت یازده داشتم ادبیات می خوندم
وای ژاله جون حق با تو هست تازه بیشتر از همه آدم از این لجش می گیره که یه برنامه دوبار پخش بشه ولی نتونی ببینی دلم برا خودم سوخت اصلا الان که دوباره کامنتت رو خوندم شکه شدم نمی دونم بخندم گریه کنم خونسرد باشم یا بی تفاوت…اصلا قاطی کردم.
عمو دلم براتون تنگ شده …

26 03 2009
نیلوفر

راستی ژاله جون سی دی زنجان عمو رو برام می فرستی ؟؟؟

27 03 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلام سلام عموجووووون
عمو امروز آزمون داشتم عمومیم خیلی خوب بود وقت اختصاصی تند تند ورق زدم تا اول زیست رو جواب بدم!اما چشمتون روز بد نبینه عموووووووووو هر چی نگاه میکردم سوالا اونایی نبودن که من انتظارشو داشتم اینقدر سوالای زیستو نگاه کردم که بیچاره از رو رفت!عمو من اشتباه خونده بودم باید زیست سوم رو میخوندم نه دومو!!!اعصابم خورد شد کاش دقت کرده بودم…جالبش اینجاست که توی خونه هر روز غر میزدم که چرا اینقدر وقتمون کمه چجوری تموم کنم و…حالا نگو اشتباه از من بوده که کل کتاب دوم رو خوندم و تست زدم!!!!مامانننننننننننننننننننن!
عمویی امروز اینقد دلم میخواست توی راهه خونه شعر بخونم …آخه تنها بودم حوصله ام سر رفت!اما نمیشد که…عمو یاد 13 سالگیم افتادم…منو دوستم خیلی شعرای استاد اصفهانی رو دوس داشتیم و داریم وقتی بیکار میشدیم با هم میخوندیم…عمو یه بار توی راهه خونه شروع کردیم به خوندن…تنها ماندم
تنها ماندم…تنها با دل برجا ماندم
چون آهی بر لبها ماندم…!!!…صدای ما بین صداهای خیابون گم بود با سوز و گداز داشتیم میخوندیم که احساس کردم یکی هی داره بهمون نزدیک تر میشه…مشکوک میزد!یه خانومی بود یهو اومد جلو خندید و گفت چقدر قشنگ میخونید بچه ها..آفرین!!!!!!!عمو ما خشکمون زد!فکر نکنم اونقدرم که اون خانومه ذوق کرده بود قشنگ خونده باشیم !!!!!!دیگه از اون روز به بعد با هم توی راه شعر نخوندیم!!!
عموییییی جونم دو روز دیگه برمیگردیننننننننننن…
(دخترتون)

27 03 2009
ژاله فرهادروش

عمووووووووووووووو خیلی ذوق دارم واسه تغییرات وبم عمو حتما سر بزنین عمویییییییییییی کلی گشتم تا این آهنگو پیدا کردم
(دخترتون)

27 03 2009
نیلوفر

به نام خدا
عمو جون سلام
عمو خیلی ناراحتم دلم براتون تنگ شده و حتی تو خونه نمی تونم عکساتونم نگاه کنم
عمو دیروز وقتی فهمیدم گزارشتون پخش شده ولی من ندیدم با همون حالت عصبانیت رفتم مسواک زدم .به خاطر همین سیم ارتودنسیم یه ذره از جاش در اومد(چون از شدت عصبانیت و ناراحتی خیلی محکم مسواک زدم). توی این روزای عیدی هم که دکترم نیست نمی تونم برم پیشش تازه اگه مامانم بفهمه کلی دعوام می کنه به خاطر همین بهش نگفتم.
عمو واقعا نمی دونم چی بگم ولی دلم خیلی گرفته حتی حوصله ی مهمونی رفتن و مهمون داری رو هم ندارم به بهونه ی درسام امسال فقط رفتم خونه ی خانم جونم …
عمو هر جا هستید امیدوارم دلتون شادو لبتون خندون باشه
امیدوارم زودتر برگردید…

27 03 2009
darya andnahal

به نام خدا
مداد رنگي ها مشغول بودند به جز مداد سفيد
هيچ كس به او كار نمي داد همه ميگفتند تو به هيچ درد ي نميخوري. يك شب كه مداد رنگي ها توي سياهي كاغذ گم شده بودند مداد سفيد تا صبح كار كرد. ماه كشيد مهتاب كشيد و انقدر ستاره كشيد كه كوچك و كوچك و كوچك تر شد .
صبح توي جعبه ي مداد رنگي جاي خالي او با هيچ رنگي پر نشد.

27 03 2009
ژاله فرهادروش

عمو راستییییییییییییییی!دو شب پیش مامانم از بازار اومد گفت بیا ژاله اینم خرما!منم ذوق کردم ماست و خرما رو قاطی کردم گفتم عمو و سولماز گفتن خوشمزه اس پس خوشمزه اس!اما عمو متاسفانه فقط تا 5 قاشق تونستم بخورم!!!مامانم چپ چپ نگام کرد گفت بخور دیگه میگفتی خوشمزه اس که!!!گفتم نههههه مشکل از ماسته…آخه اونجا حتما ماست محلی بوده!!!!این پاستوریزه اس خوشمزه نمیشه!
(دخترتون)

27 03 2009
رامیناحسینی

سلام عموجونم
سال نومبارک!!!!!!!!!!!!!!!باتاخیز7روزه….خیلییییی عذرخواهی میکنم که اینقدردیرشد!!!!
عموجون.فکرمیکردم امسال اولین نفری هستم که عیدوبهتون تبریک میگم…و10روزقبل از عیدباچه ذوقی نامه وکارت تبریک ونقاشی برای شما.عموباربد.امیرمحمد وخانم جویکار پست کردم….اما درست نیم ساعت بعداز سال تحویل متوجه شدم که انگار 6 تا گونی نامه براتون اومده بوده وچون برنامه تموم شده تاسری بعدی برنامه کسی سراغ اون نامه ها نمیره!!!!!!!!
عموجونم بازم عذرخواهی میکنم که خیلییییییییییییییییییی دیر اومدم……
راستش اصلا متوجه نشدم 7روز عیدچطوری گذشت!!!!منکه فقط جمعه بعدازسال تحویل رفتم از خونه بیرون…7روز رو همشو تو خونه بودم و درس خوندم!!!!اصلا شبیه عیدنبود!!!
انشاالله سال88سالی باشه سرشار از موفقیت برای شماوهمکاران محترمتون….
امیدوارم هرجاهستین سالم وسلامت وموفق و موئد باشین…..

27 03 2009
darya andnahal

نيلوفر جون تكرارش رو فرداش گذاشت

27 03 2009
رامیناحسینی

سلام عموجون.امیدوارم حالتون خوب باشه….
***سال نو مبارک***
عذرخواهی میکنم از اینکه اینقدر دیر اومدم….به خدا از اول عید فقط همون 30 اسفند بعدازسال تحویل ازخونه رفتم بیرون تابه امیروز که آزمون قلمچی داشتم پامو ازخونه نذاشتم بیرون…..چون فقط درس خوندم…..اصلا این7روز که شبیه عید نبود!!!!!ومتوجه نشدم چطوری گذشت…………!!!!!
امسال من وخانواده توی هیچ مهمونی شرکت نکردیم.!!!بازم بخاطر درسهای من!!!!عمو…هیچوقت اون لحظه وصداتون که اون روز 23شهریور87وقتی اومده بودیم پیشتون یادم نمیره….جلوی پله ها….صداتون همیشه توی ذهنمه…..**فقط درس درس درس***هروقت کتابم رو باز میکنم اول این جمله میادتوی ذهنم…وباانرزی دزسمو شروع میکنم
چون میدونستم ممکنه وقت نکنم بیام نت…10روز قبل ازعید براتون نامه وکارت فرستادم…..اما بعدا فهمیدم انگار 6تا گونی نامه براتون رسیده وتا سری جدید برنامه شروع نشه سراغ نامه ها نمیرن/
عموجونم کاش زودتربرگردین…..ببخشید ولی کاش. همون بشه که اقای اقاجانزاده گفتن:شمادلتون تنگ شه وبعداز1ماه دوباره بیاین!

عموگزارش بیمارستانتون هم عالی بود…اولین بار11شب که ..من داشتم تو اتاقم درس میخوندم….یکی از همکلاسیهام زنگ زد بهم گفت!!!!!!! تاگفت عموپورنگو میبینی بدون خداحافظی قطع کردم!!!!!!!!صبحش هم انگاربهم الهام شد!!!اومدم تلویزیونو روشن کردم!!!!
واااایییی عمو….کاری کردم که مامانم اینا گفتن کاش نمیذاشتیم بری رشته تجربی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!واقعا همینه……..من اصلا طاقت ندارم…..بخاطرهمین پزشکیو بیخیال شدم…..منم فقط هدفم پزشکی یا داروسازیه…که فهمیدم پزشکی نمیتونم…..تصمیم گرفته بودم متخصص اطفال بشمممم…….اماتازه فهمیدم روحیاتم اصلا جور نیست!!!!!!صبح تاشب باید گریه کنم!!!
مامانم میگفتن:من نمیدونم داری واسه عمپورنگ گریه میکنی یابچه ها؟؟؟؟؟؟؟؟خودم هم نمیدونستم اما بیشتربخاطردیدن بچه های بیمار بود انگار……..
عموجونم
امیدوارم سال88سالی باشه سرشارازموفقیت برای شما عموی مهربونم وهرکجاکه هستین صحیح و سلامت باشین…
خدانگهدار

28 03 2009
نرگس احمدی

به نام خدا سلاااااااااااااااااام عمویییییی مهربونم اول ازهمه میخوام دعاکنم خدایا به حق حضرت زینب (سلام الله علیها )ظهوره اقام امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)روخیلیییییییی خیلی نزدیکتر بفرماوخدایا به حقه دله پاکه همه ادمهایه خوب همه مریضا روشفابده اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم ….بچه ها این برنامه بهشت وبهار که توش عمورونشون داد هرشب پخش میشه حدوده ساعت ده ونیم تویه تیتراژه تهش یه لحظه عمورونشون میده اینجوری مامیتونیم تا روزه اخره تعطیلات عموروووووووووووبیبینیم من که خداروشکر میکنم همینم غنیمته…امسال که عموعید نیومد باعث شدانشاالله دیگه ساله بعد عید که اومد من یکی قدرشو بیشتربدونم وحرفاشو بیشترگوش کنم…وای عموالان بچه هایه ایرانی مقیم خارج چه غبطه ای میخورن به حاله ما چون ما یه عموداریم که تویه دنیالنگه نداره خیلییییییییییییییییییییییی گله

28 03 2009
نرگس احمدی

راستی من برنامرو دیدم برایه اونایی که ندیدن تعریف میکنم البته ببخشید اگه یه تیکه هاییش یادم رفت:اولش نشون داد عمورفت بیمارستان بعد رفت ازسرپرستاراجازه گرفت تا بره به بخشهایه مختلف سربزنه اول از همه رفت یه اتاقی که یه دختره بود اسمش پانته آ بود عموبهش گفت به پدرومادرت حرفی داری بگی گفت مواظبه خواهرم باشن عموگفت اسمه خواهرت چیه گفت پارمیدا وشش سالشه وعموگفت اگه بخوای یه دعا واسه من بکنی چه دعایی میکنی؟گفت دعامیکنم هیچوقت نیاید بیمارستان ومریض نشیدعموبهش گفت تومثله دخترم می مونی ومثله خواهرزادم میمونی پانته آ گفت شمادختردارید؟عموگفت نه ولی دوست داشتم خدا یه دخترمتینی مثله توبهم بده عمورفتنی گفت بای بای کن دیگه.رفت یه اتاق یکی از بچه هاداشت گریه میکرد عمورفت تویه اتاق ساکت شد.یه دختره کوچولوبود که اسمش کیمیا بود عمو سربه سرش گذاشت گفت اسمت مریمه گفت نه بازعمو سربه سرش گذاشت عموبهش گفت مریض شدی گفت نه عمو گفت پاشو واستابعدگفت دستاتوببربالا دختره کلی ذوق میکرد که میتونه کارایی که عمومیگه بکنه…عمورفت یه اتاقی یه پسری بودبیماری خونی داشت واسمش محمدرضابودبه عموگفت دعامیکنم همه مریضا شفاپیداکنن عمو گفت خیلی جالبه من پیشه هرکی میرم میگه همه مریضانمیگه فقط خودم چرا؟پسره جواب نداد عمو گفت چون مهربونی.رفت یه اتاقی یه پسره بوداسمش عرشیابودهمش پتورو میکیشید روسرش وعمو هم پتورو از رو سرش میکشید عموخیلی دلشو شاد کرد پسره خمیره بازیشو دراورد عموگفت بااین خمیر نون بپزیم بخوریم پسره گفت نه نمیشه خورد پسره دلش نمیخواست عموبره ولی عمویه جوری رفت که دلش نشکنه…رفت پیشه یه پسری که بیماری کلیه داشت عموبهش گفت اگه الان بهت امکانات واسباب بازی بدن خوبه یا سلامتی پسره گفت سلامتی عموگفت یه شعربخون پسره نخوند عموگفت اردک تک تک تک تک پسره گفت اردک عموگفت خواننده این شعر کیه؟ عموگفت همون پسره که تو تلویزیونه پسره گفت امیرعلی عمو گفت امیرعلی کیه ؟اون امیرمحمده .وای دلم کباب شد وقتی عمورفت پیشه یه پسری که ماسک روصورتش بود به نظرم صداش سخت درمیومدخیلی نازبود عموبهش گفت خواهر برادر داری؟گفت نه عموگفت تک قلویی بعد پسره یه تیکه از شعره درقندونو خوند بعدم عموباهاش بای بای کردورفت خداکنه حالش زودتر خوب شه خداکنه حاله همه مریضاخوب شه..خداکنه…

28 03 2009
sahar

به نام خدا
سلام بر دريا دل آشنا
الان 11 روز از آخرين بار ي كه به طور مستقيم جلوي دوربين حاضر شديد ، مي گذره …… جاتون خيلي خاليه ….!!!
با اينكه دلم براتون خيلي تنگ شده …… اما احساس نمي كنم كه نيستيد و اينجا حضور نداريد …….. انگار حضور قلبتون رو احساس مي كنم ……. ولي از همه بيشتر حضور خدا رو هر لحظه احساس مي كنم ……. و هديه بزرگ اين همه حضور ،آرامشيه كه دارم ……..
ديشب جلوي تلويزيون نشسته بودم واصلا حواسم بهش نبود ، نمي دونستم برنامه چيه ولي داشتم نگاش مي كردم ، داشتم به شما فكر مي كردم ….. همينجور نشسته بودم كه يهو ديدمتون داريد مي خنديد ودست تكون مي ديد ، يهو شكه شدم ….
اصلا فكرش رو نمي كردم اون لحظه ببينمتون ….. ساعت 1:5بامداد بود…..و اين صحنه يك تكه از اون گزارشتون كه رفته بوديد بيمارستان بود …… توي تيتراژ برنامه بهشت و بهار ……. باور كنيد تا چند دقيقه بيخودي لبخند روي لبهام بود واصلا اون تصوير از جلوي چشمم نمي رفت كنار….
شايد بعضي ها فكر كنند كه اگه ديگه به صورت زنده برنامه اجرا نكنيد ، اين ارتباط ها كمرنگ مي شه……!!!!
من هم قبلا از اين مي ترسيدم ….. اما الان احساس مي كنم …….. پل ارتباطي ما بالاتر از اين فركانس زنده تلويزيونيه …….. اين از فركانس قلبهامونه كه ارتباط ها پررنگ شده…….
باور مي كنيد عكسهاي شما مثل خودتون بعضي وقتها شيطنت مي كنند …..؟!!!!!
چند روز پيش مي خواستم عكسهاتون رو در رايانه ام مخفي كنم …..( براي اينكه توي اين مدت اگه كسي سراغ رايانه ام اومد اونها رو نبينه ) …….آخه نمي خواستم نقطه ضعفم رو پيدا كنند……. اما وقتي عكس هاتون رو انتخاب كردم ، ديدم از هر عكس چند برابر ظاهر شد …….!!!
در كمال تعجب كپي ها رو حذف كردم …… و دوباره عكسهاتون رو انتخاب كردم و موفق شدم مخفيشون كنم…..
ولي وقتي دوباره به اون فايل رفتم …. با كمال تعجب ديدم ، از اون عكسها چندين سري كپي ديگه وارد صفحه شده …..
تا الان همچين چيزي سابقه نداشت …… خند ه ام گرفت …. گفتم : من تسليمم ، عكس هاتو مخفي نمي كنم …. بذار ببينند ، مگه چي مي شه …؟!!! بعد عكسهاي اضافه رو حذف كردم و دوباره عكسهاي اصلي رو آشكار كردم ….. و ديگه مشكلي پيش نيومد……
اين هم ماجراي بازي عكسهاي شما با من بود ….. ديدي چه بهانه هاي كوچيكي پيدا مي شه واسه خنديدن….!!
مهم اينه كه هنوز قلبهامون حضور داره ……. اميدوارم هيچوقت اين حضور كمرنگ نشه……
اميدوارم هر جا كه هستي خدا پشت و پناهت باشه ….. سلامت باشي و شاد……
دقت كردي من مثل ننه ها هميشه دارم دعات مي كنم …….. پير شي ، البته در كمال صحت وسلامت جسم و روح……موفق شي ، البته در مسير درست زندگي …….. شاد باشي ، البته شادي اي خدا پسندانه …..همه ميگن : الهي دست به هر چي مي زني برات طلا بشه ، اما من مي گم: الهي دست به هر چي ميزني ، تمامش تبرك شده خدا باشه بوي خودش رو بده و در سايه حمايت خدا و نور حضورش توي زندگيت به بهترينها دست پيدا كني ….. و اميدوارم در تمام لحظات زندگيت آرامش خاطر داشته باشي …… و احساس خوشبختي كني….
براي من هم دعا كنيد
با بهترين آرزوها برات باز هم از اينجا مي گذرم …… اگه خدا بخواد برمي گردم…..
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

28 03 2009
شیوا محجل

……………………..:::::::::::::::::: به نام خدا :::::::::::::::::…………………

سلام عموپورنگ…… حالتون خوبه؟ از مسافرت نیومدید؟

عموجون شما بهترین عموی دنیایید…. ما شما رو خیلی دوست داریم. دلمون براتون خیلی تنگ شده عموجون.

کاشکی زودتر برگردید. ما تحمل دوری شما رو نداریم. عموجون خیلی ازتون ممنونم که اینجا برامون می نویسید.

*******عموی مهربونمونی-آخ که چه مهربونی-دوستت دارم یه عالمه-اینو خودتم می دونی********

عموجون زودتر بیایید………………………..

به امید دیدار

28 03 2009
زالهه درزی

موقع تحویل سال از پیش تلویزیون جنب نخوردم تا شاید دوباره عمومو ببینم
.چشمام دیگه سیاهی میرفت از بس به صفحه خیره شدم.
اخرسرهم نشون ندادند
حالاکه خونه نبودم بایدگزارشو نشون میداد. رفته بودم شاه عبدالعظیم ،دعاکنم تادوباره عمو
با برنامه زنده بیاد.

خوب دیگه این ازشانس ماست.نشد که بشه ………….

28 03 2009
تینا

به نام خدای مهربون دوست داشتنی

سلاممممممممممممممممممممممممممممممم به عمو جونم که فکر کنم فردا به ایران باز میگردن.

و سلام به آجی های گلم .

(دوستدار همیشگی شما تینا )

28 03 2009
زيزي

amu jun salam

28 03 2009
زيزي

با نا اميدى اومدم دستنوشت
فكر نميكردم وقتى نيستين هم باز دستنوشت بذارين
هر چند كه يه كم ديره اما بالاخره اومدم و دستنوشت قشنگ شما رو ديدم :*

28 03 2009
سروش بیات پور

سلام عمو خوب هستید شما؟
بنده آدرس این وبلاگ رو از خانوم جویکار دریافت کردم.
حرفی نداشتم فقط میخواستم بگم واقعا یه همچین چیزی لازم بود آخه طرفدارای زیادی وجود دارن که میخواستن با شما در ارتباط باشن که حل شد.
خوشحال میشم یه سری هم به وبلاگ من بزنید. اما یه سوال که از آقای صارمی هم همین الان پرسیدم و منتظر جواب ایشون هستم: شما دیگه برنامه ندارید؟ (آخه روز آخر یکی از دوستام اس ام اس داد گفت بزن شبکه یک خانوم جویکار رو داره نشون میده منم فقط به همون قسمتش رسیدم و بقیشو نفهمیدم چی شد!؟!؟)
مچکرم!
خدانگهدار …

28 03 2009
سمانه كاوياني

اگه دستم به جدایی برسه
اونو از خاطره ها خط میزنم
از دل تنگ تموم آدما
از شب و روز خدا خط میزنم
**********************
هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره هست مال ما بچه ها
*******************************
تو شروع آسمونی میدونستم نمیمونی
چشم تو آخر دنیاست خودت اینو نمیدونی
*********************************
رفتی و چیزی نگفتی گریه رو بهونه کردی
ما سوال ساده ی تو، تو جواب مشکل ما
رد پای رفتن تو ،روی صحرای دل ما بچه ها
*********************************
بذار خیال کنیم هنوز ترانه هامونو میشنوی
هنوز هوامونو داری و هنوز صدامونو میشنوی
بذار خیال کنیم هنوز یه لحظه از نیازتیم
بذار خیال کنیم که هنوز ترانه سازتیم
*****************************
شوق سفر نداشتی
قصد گذر نداشتی
ما باتو زنده بودیم
اما خبر نداشتی
اما خبر نداشتی
رفتی و توی قلبمون یادتو جا گذاشتی
*****************************
منتظرتون می مونیم.
تروخدا خیلی ما رو منتظر نذارین.
تروخدا زودتر برگردین.
******************
سلام ای غروب غریبانه ی دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
**************************
***در پی هر گریه ، آخر خنده ای است***

28 03 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلام عمو جونم
عمویی کجایی؟چرا پس نمیایی؟!!!!
عمو دلمون تنگ شدههههههههههههههههههههههههههههه!
عمو دیشب مهمون داشتیم دخترشون 8 سالشه با هم خیلی جوریم!عمو ایندفعه واسم عیدی آورده بود خیلی ذوق کردم!بعد مثله همیشه اومدیم توی اتاق من درم بستیم تا صدای بزرگترا مزاحم بازیمون نشه!!!!
عمو پریماه عادت کرده تا میاد توی اتاقم اول نقاشی کنیم!ایندفعه خودش گفت ورق بیار یه نقاشی جدید یاد گرفتم!عمو اولا بهم میگفت ژاله جون چون خجالت میکشید اما الان یادش رفته من بزرگترم!!!!عمو آهنگای شما رو میذاشتم بعد نقاشی میکشیدیم با هم شعراتون میخوندیم جاتون خالی بود…یهو پریماه گفت ژاله یادته عموپورنگ رفته بود مکه موهاشو کوتاه کرده بود توی برنامه کلاه میذاشت سرش؟!من چشمام گرد شد عمو!گفتم پریماه مگه تو سال 85 رو یادته؟!!!!!!!!!!گفت آره !آخه اون موقع 5سالش بود فکر نمیکردم اینقد با دقت برنامه رو نگاه کنه!بعد یه فیلم از سال 84 گذاشتم دیدم کاملا دکور یادشه ببلی رو هم یادش بود!!!بعد نقاشی رو که تموم کردیم رفتیم بازی کنیم از اون بازیا که جای یه وسیله ای رو عوض میکنیم بعد یکی میره بیرون …عمو پریماه از اتاق رفت بیرون بعد مامانم خندید گفت ژاله کجا میخوای قایم شی حالا!!!(مامانم فکر کرد قایم موشک بازیه)!گفتم قایم موشک کجا بود!خلاصه تا 5/11شب بازی کردیم کاش شما هم بودین!عمو خیلی وقت بود دلم میخواست بازی کنم اما هیشکی اطرافم نبود که ازم کوچیکتر باشه…کوچیکم که بودم صد بار از آبجیم التماس میکردم که بیاد باهام بازی کنه اما اون 4سال بزرگتره واسه همین توی آفتاب تابستون حوصله نداشت بیاد لی لی بازی کنه آخرشم معلم بازی میکردیم تازه همیشه اون میشد معلم!!بعد واسه اینکه بازی زودتر تموم شه یه امتحان الکی میگرفت بهم صفر میداد منم جدی میگرفتم باهاش قهر میکردم میگفتم اصلانم نمیخوام بازی کنیم!بعد دوباره دلش میسوخت غروب باهام خاله بازی میکرد!!!
(دخترتون)

28 03 2009
زهرا

به نام خدا
عمویی سلام.خوبی؟خوشی؟کجایی؟عمویی دلمون براتون اندازه ی کله ی مورچه شده.عمو شما چی؟ شما هم دلتون برامون تنگ شده؟پس چرا خبری ازتون نیست؟

راستی عمویی اگر میشه عکسای سفرتونو برامون بذارید.

منو خیلی از بچه ها هم نتونستیم گزارشتونو ببینیم.یعنی خیلی تلاش کردیم ببینیما ولی تلویزیون بد قولی کرد وساعتی گذاشت که اصلا فکرشو نمیکردیم. گزارشم اگر میشه خواهش کنید ازشون یه بار دیگه در برنامه ی کودک نشون بدند(البته شبکه ی اول)

عمویی خیلی دوستون داریم .منتظرتون هستیم.زیاد منتظرمون نذاریند……….
فعلا خدافظ

28 03 2009
شیمادهقان

با عرض سلام خدمت عموی عزیزم:
عید رو به شما و همه ی همکاران عزیز و محترم مخصوصا خانوم جوکار تبریک می گم ایشاالله که سال خوب و خوشی داشته باشین
عمو رفته بودیم اصفهان در پارکی قدم می زدیمو می خواستیم بریم سی و سه پل که یهو دختر خالم با شوهرش جیغ کشیدن شیما عمو پورنگ(برای سرکار گذاشتن من)
در اطلاعیه ای نوشته بود جشن بهاری با حضور عمو خوشرنگ چون هوا هم تاریک بود من از دور خوشرنگ رو پورنگ خوندم !!!!!!!!!!دیگه خدا می دونه به چه حالی افتادم دستام می لرزید فشارم افتادقلبم از جاش دراومد!!!!
همه هم هرهر برای من می خندیدن رفتم نزدیکتر دیدم خوشرنگه ….اینقدر ضایع شدم !!!یه کم هم حرص کشیدم از اینکه از شما تقلید کرده
راستی عمو دست نوشتتون خیـــــــــــــــــــــــــــــــلی قشنگه متشکرم

28 03 2009
ژاله فرهادروش

به نام مهربونیاش…

آن سفر کرده که صد قافله دل همراه اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

…..عموی خوبم دلم تنگ شده

(دخترتون)

28 03 2009
نیلوفر

به نام خدا
سلام عمو جون.خسته نباشید
الان داشتم کلاه قرمزی رو نگاه می کردم عمو برقشون رفته بود کاه قرمزی و پسر عمش می تر سیدن می گفتن اژدر پشمک به سر قراره بیاد.عمو خیلی با مزه بود
عمو منم از تاریکی می ترسم البته اگه تنها باشم از بچگی می تر سیدم
عمو بعدش آقای مجری به پسر عموی کلاه قرمزی نون داد تاآواز نخونه انقدر قشنگ نون می خوردکه هم آقای مجری گرسنش شد هم کلاه قرمزی هم من الن هم که دارم براتون می نویسم دارم نون می خورم با حلوا ارده
جاتون خالی …
عمو حالا که شما نیستید ما شبا کلاه قرمزی می بینیم هر چند جای خالیه شما رو که اصلا واسمون پر نمی کنه
ولی خوب واسه تفریح خوبه حداقل برای مدتی دوریه شما رو فراموش می کنیم…
نوشتن توی این صفحه خیلی کیف داره من این جا رو خیلی دوست دارم اما حیف که خانم جو یکار دیربه دیر دیدگاه هامون رو تایید می کنن …اما اشکال نداره حتما سرشون شلوغه ..
.
خوب عمو جون متاسفانه باید برم…..
ولی زود برمی گردم…
فعلا…

28 03 2009
شیوا محجل

بنام خدا
سلام، سلامی به زیبایی گل ها به بهترین عموی دنیا، عموپورنگ عزیز
کاش دل تنگ شقایق ها شویم…..
به نگاه سرخشان عادت کنیم. کاش وقتی تنها می شویم با خدای یاس ها خلوت کنیم….
کاش فاصله ها را با خطوط دوستی مبهم کنیم…..
کاش با چشمهایمان عهدی کنیم که وقتی به دریا می رویم، دردهای آبی را بشنویم….
کاش با حرفی که چنان سبز نیست، قلب های نقره ای را نشکنیم…..
ما همه روزی از این جا می رویم، کاش این رفتن را باور کنیم…. کاش!!!
امیدوارم که در تمام لحظات و امور زندگی پیروز و سرافراز باشید و سالی پر از موفقیت را براتون آرزومندم.
«عموپورنگ خیلی دوستتون دارم» دلم براتون تنگ شده، لطفا هرچه زودتر با برنامه جدید بیایید.
به امید دیدار…

29 03 2009
زهرا جعفرزادگان

به نام خداي مهربون….
سلااااااااااام…
بلاخره من برگشتم!!!
خيلي خوش گذشت جاتون خالي…
.
.
مي بينم كه همه توفاز گزارشن….
.
.
واي عمو بيچاره ژاله نزديك بود سكته كنه وقتي بهش زنگ زدم!!
.
.
ما داشتيم مرد2هزارچهره رو نگاه ميكرديم بعد اگهي گذاشت…
گفتيم تا اگهي هاش تموم بشه بقيه شبكه ها رو ببينيم ….
يه هو ديدم شماييد…
جيييييييييييييييييييييييييييييغ كشيدم گفتم بذار همين باشه….حالا بقيه ميخوان سريال ببين من ميخوام عموپورنگ نگاه كنم!! اما طبق معمول حرف من مورد قبول واقع ميشه(نيشخند)
ساعت11شب بود….
اول همه زنگ زدم به گوشي ژاله ديدم خاموشه…زنگ زدم خونشون مامانش برداشت گفتم بهش شبكه1عموهه بدوووووووو….
بعد زنگ زدم به ندا وپگاه(دوستاي مدرسم)بهشون گفتم برام ضبط كنن اما اونام داشتن سريال مي ديدن و نشد…..شماره بقيه بچه ها رو هم حفظ نبودم كه بهشون زنگ بزنم…اخه گوشي خودم رو نبرده بودم باگوشي مامانم تماس گرفتم اونم كه شماره بچه هاتوش سيو نبود….
.
.
بعد ساعت حدود5/11-12بود زنگ زدم استديو!!!
پرسيدم اين گزارشي كه الان از عموپورنگ پخش كرديد رو فردابعد اخبارساعت2هم پخش ميكنيد؟
گفتن بله…اين طرفداراي عموپورنگ نصفه شبم دست ازسرشون برنميدارن(نيشخند)
دوباره زنگ زدم هم به ندا هم به پگاه گفتم فردا بعد اخبار ساعت 2حتما نشون ميده حتما برام ضبط كنيد…
خلاصه من 2نفرو تواصفهان گذاشتم سركار(نيشخند)
.
.
اخه فرداش به جاي بعد احبار ساعت 2ساعت11گذاشته بود….
من اون موقع كنار دريا بودم و نديدم…ژاله بهم گفت….
خيليييييييي حالم گرفته شد….اخه من بااينكه ديده بودم اما ضبط شدشوهم ميخواستم…
.
.
من موندم يعني 1نفر نيست كه برنامه پخش برنامه هاي شبكه اول رو بدونه….
همه يا نميدونن يا اشتباه ميگن…ميگن2بعد11پخش ميشه….
.
.
اما خداروشكر كه ديدم وگرنه بدجوري مسافرتم خراب ميشد(چشمك)

29 03 2009
زهرا جعفرزادگان

ولي عمو خداييش خيلي مسافرت خنده داري بود…
.
.
من كلي سيدي ازشما دنبالم برده بودم….هم تصويري و هم صوتي….سيدي سفربي خطرتون هم برده بودم…..
.
.
بعد توي ماشين من ميخواستم عموپورنگ گوش بدم يا ببينم بقيه ميخواستن اهنگ گوش بدن(نيشخند)
بعد دعوامون ميشد….و اخرش هم همه باهم عموپورنگ مي ديديم!!!!
.
.
سيدي سفر بي خطرتون رو1000دفعه گذاشتم….بابام ازبس ديد ديگه حفظ شده!!!
.
.
منم خودم شده بودم هميارپليس…سرعت رو نذاشتم از100-120ببره بالا تر…اين درمسافرتهاي مابي سابقه بود!!!!
.
.
تازه سبقت ممنوع بود…..هييييي سيدي سفربي خطر رو ميذاشتم و ميگفتم ببين يادبگير(نيشخند).
.
.
اهنگهاتون رو هم ازبس1000دفعه گذاشتم همه ديوونه شدن(نيشخند)

29 03 2009
زهرا جعفرزادگان

عمو وقتي ميرفتم كنار دريا همشو ياد شما بودم….
تابستونم كه رفتم شمال همينطور بود….
.
.
.
يادمه تو يكي ازمصاحبه هاتون گفته بوديد وقتي ميرم كنار دريا غصه هامو بهش ميگم…وقتي ميرم كنار دريا اروم ميشم….منم نشستم وسط اب!!!
نشستم وبه جا خيره شدم…احساس كردم دارم بااب حركت ميكنم….
.
.
.
منم مثل شما غصه هامو به دريا گفتم….سعي كردم كه از ارامشش ارامش بگيرم….
هرچي موجهاي دريا رو مي ديدم ياد شما مي افتادم….هم درياي طوفاني هم درياي اروم..هردوش قشنگه
.
.
.
ما هتل دلوار بوديم….خيلي نزديك ساحل بود…براي همين خيلي رفتم كنارساحل…براي همين خيلي يادشمابودم…هرچندكه….بگذريم…..

29 03 2009
زهرا جعفرزادگان

يادتونه شمال كه رفتم 1كلاه خريدم مثل كلاه شما….
حالا هي اون كلاهه رو ميذاشتم سرم….
بابامم بهم ميگفت كلاه عموپورنگي!!!
هرچي ميخواستيم عكس بگيريم يافيلم بگيريم من الزاما بااين كلاه ميگرفتم(نيشخند)
همسفري هامون همش به كاراي من مي خنديدن….يكيشون همسن خودم بود…
كاراي من به نظرش مضحك ميرسيد….
خودمم ميدونم مضحكه اما خب ….ميخواستم يه چيزي بگم اما نميگم!!!

29 03 2009
زهرا جعفرزادگان

خب من ديگه برم سر درسم….
نميدونم ديگه كي وقت كنم بيام…يه پروژه زيست دارم تحويل بدم..واسه اونكه بيام اينترنت دوباره ميام اينجا….
.
.
عمو1هفته ديگه مدرسه هاشروع ميشه….چون رفتم مسافرت خيلي كارام مونده….
بايد به اونها برسم….برام دعا كنيد….
.
.
درپناه حق….

29 03 2009
شیوا محجل

به نام خدا
سلام عموجون. هنوز نیومدید از مسافرت؟ امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه.
عموجون چرا امسال نیستید؟؟ حالا ما چیکار کنیم؟!
26 فروردین تولدمه. واااااااااای عمو…….
یه خاطره:عموجون من 2 سال پیش بعداز ظهری بودم.برنامه شما 4.30 پخش میشد. نمی تونستم ببینم. صبحها نیم ساعت تکرار میداد.اونو می دیدم. 26 فروردین بود که تلویزیون رو روشن کردم اومدید و شعر تولد رو خوندید از خوشحالیم صدای تلویزیونو تا آخرش بلند کردم و گوش دادم (هنوز انرژی اون روز واسم مونده) از مامانم پرسیدم که دیروز برنامه عموپورنگ این بود؟ گفت: نه! یکمی که دقت کردم دیدم این تکرار مال روز های نوروزه( همون روزی که شما ناراحت بودید) بعد که شما رو اونجوری ناراحت دیدم ناراحت شدم. راستش هم ناراحت بودم و هم خوشحال…؟!؟!
ولی امسال چی؟!!؟؟؟! امسال شیفت صبحم اما شما نیستید و بازم نمی تونم برنامه تون رو ببینم…..
عمووووو…… از الان دلمون براتون تنگ شده. ما چطور می تونیم 6 ماه تحمل کنیم؟!!!!!!!!
عموجون خیلی دوستتون دارم…
خدانگهدار

29 03 2009
تینا

به نام خدای مهربون دوست داشتنی

سلامممممممممممممممممممممم عمو جونم

عمو نمیدونم الان امدین ایران یا نه ولی اگه امدین خوش آمدین ،ان اشاله سفر بهتون خوش گذشته باشه .

عمو دلم براتون خیلی خیلی تنگ شدههههههههه

عمو جون منتظرتون میمونیم .

(دوستدار همیشگی شما تینا .)

30 03 2009
وجيهه هاديزاده

سلام عموي مهربون سال نو شما هم مبارك.
عمو به وبلاگ من هم سربزنين
http://vaji1388.persianblog.ir/
ممنون

30 03 2009
نیلوفر

به نام خدای مهربون
عمو جووووووووووووون
عموووووووووووووووووو
دلم خیلی براتون تنگ شده عمو امروز تازه 13 روزه که رفتین وای به حال 6 ماه دیگه .عمو من هنوز باورم نشده که بعد عید برنامه ندارین .وای عمو یعنی واقعا ما دیگه نمی تونیم تصویر زندتون رو ببینیم؟؟؟!!!!
عمو خیلی سخته تو رو خدا این کارو نکنید..عموووووووووووو …
برنامه ی تولیدی هیچ صفایی نداره تازه اونم یه بار در هفته عمو نکنه می خواین ما بچه هارو دق مرگ کنید؟؟؟؟
ما همون 5شنبه جمعه رو با زجر می گذروندیم و لحظه شماری می کردیم که عصر شنبه زود بیاد تا برنامتون رو ببینیم…اون وقت یه هفته رو چه جوری تحمل کنیم!!!!!
وای عمو امسال همش با دل تنگی واسه شما می گذره خدا کنه هممون صبرمون زیاد بشه…

30 03 2009
وجيهه هاديزاده

عمو به وبلاگم سر بزنين

30 03 2009
هما

سلام عموجون
خوبین؟؟؟
نمیدونم کی میایین از قضایاهم کمی بی خبرم .
الانم خیلی وقته نیومدم .میدونم از ساعت تحویل سال خیلی گذشته اما دلم میگه عموی مهربونه من تبریکم رو قبول میکنه پس عیدتون مبارک.
عمو موقعه ی سال تحویلی ارزوهای خیلی قشنگی داشتم برای شما و همه ی دوستاتون همهی اونهایی که دوستتون دارن وهمه ی اونهایی که شما دوستشون دارین .امسال سال تحویلمون زیاد جالب نیود اخه طعم تنهایی رو زیاد نچشیده بودم . امه اون موقع منو بابامو مانم فقط خونه بودیم ابجیم با همسرش حرم وبرای اولین سال داداشم توی خونه ی خودش.
منم که توی اتاقم چشمم به تلویزیون بود و پای کامپیوتر داشتم فال میگرفتم .
البته متنبه شدم و رفتم پای قران . اهان راستی بابامم خواب بود . اخه طفلک خیلی خسته بود گفت بیدارم کنین اما نشد دیگه…
یکی نیست به من بگه اینا چین دارم میگم اخه..
عمو نه ناراحتم نه خوشحال عمو همش به خودم تلقین میکنم که امسال قراره سال خیلی خوبی برام باشه چون شماهم متولد همین سالین اما از طرفی به خودم میگم سالی که نکوست از بهارش پیداست وبهاری که عمو توش نباشه واقعا شما بگین اون بهاره؟؟؟؟
عموجون از عیدیتون ممنون
ای کاش من اونقدر لایق بودم که میتونستم من هم به عموجونم یه عیدی بدم.
اون گزارشتونم بهم زنگ زدن و خبر دادن والا …..
راستی عمو من از وقتی که تعطیل شدم باهیچکدوم از دوستام حرف نزدم . چیزی نمونده که اونا فکر کننن که دیوونه شدم.
ولش کنید عموجون اصلا هرچی میگمو باور نکنین عمو ما همگی دوستتون داریم و موفقیته عمومونو میخواهیم پس خیلی چیزهارو حاضریم تحمل کنیم حتی ندیدن عموجونمونو.
عمو یه چیزی بگم.
راستش حرفایی که میزنم گاهی اوقات به دله خودمم نمیشینن همیشه میگن حرف دل به دلا میشینه وبه خاطر همینم گاهی اوقات شک میکنم که واقعا اینا حرفای دله منن؟؟؟
به هر حال ایناهمونایین که بدون فکر کردن دارن انگشتامو به حرکت در میارن.
خیلی حرف زدم ببخشید.
بازم عیدرو به همگی تبریک میگم.
خدانگهدارتون.

30 03 2009
عارفه مؤذني

سلام عموييييييييييييييييييييييييي:
رسيدن به خير! خيلي خوشحالم كه برگشتي ايران. خيلي…………

30 03 2009
نیلوفر

به نام خدای مهربون
سلام عمو جون
امروز از صبح هوا ابری بودوبلاخره پیش از ظهر بارون بارید عمو جاتون خالی نمی دونین گوش کردن به صدای بارون چه قدرکیف داشت… با خودم گفتم خوش به حال آسمون هر وقت دلش می گیره راحت می باره تازه گوش دادن به باریدنش باعث لذت ما میشه …
میگن موقعی که بارون می یاد هر آرزویی کنیم برآورده میشه…منم آرزو کردم بعد عید برنامتون تولیدی نشه
خداکنه آرزوم براورده شه …!
.
.
فکر کنم 13 به در امسالمون تواصفهان بارونی باشه وای خیلی بامزه میشه.خیلی ها از ترس این که تو آب برن خونه می مونن خیلی ها هم از آسمون سنگ هم بباره می رن و روز طبیعت رو جشن می گیرن
یادش به خیر سالای پیش من 13به در زورکی میرفتم بیرون انقدر غصه می خوردم مامانم می گفت حتما باید دنبالمون بیای ولی من دلم می خواست برنامه ی شما رو ببینم به خاطر همین اصلا بهن خوش نمی گذشت…
.
عمو خیلی دوستون داریم …زود بیاین..

30 03 2009
شیوا محجل

به نام خدای بخشنده و مهربون
سلام عموجون. خوبید؟؟؟؟
عموجون داشتم یه کتاب می خوندم. خیلی مطالب خوبی داشت، یه قسمتهاشو انتخاب کردم که واستون بگم.

«شفای مریض با صلوات»
زنی شفای پسر کر و کور خد را از حضرت رسول(ص) خواست. آن حضرت فرمود: برو بر من بسیار صلوات بفرست. آن زن هم به هر قدمی که برمی داشت یک صلوات می فرستاد.چون به خانه رسید، پسر او سالم شد. نزد حضرت برگشت و سلامتی پسرش را به آن حضرت گفت. حاضرین شاد شدند. جبرئیل نازل شد و گفت: خداوند می فرماید:چنانچه اعضای این پسر را به برکت صلوات بر تو و آل شفا دادم، روز قیامت نیز به برکت صلوات بر تو، گناهان امت را می بخشم.

«ثبت نشدن گناه تا سه روز با صلوات»
پیغمبر خدا(ص) فرمود: هر کس یک مرتبه بر من صلوات بفرستد، آن دو ملکی که محافظ رفتار او هستند، تا سه روز هیچ گناهی برای او نمی نویسد.

«شرط قبولی دعا»
امام علی (ع) فرمود: هیچ دعایی به آسمان نمی رسد مگر این که دعا کننده بر محمد(ص) و آل او صلوات بفرستد.

«صلوات بین نماز ظهر و عصر»
امام صادق(ع) فرمود: هرکس بین نمازهای ظهرو عصر، بر پیغمبر خدا و آل او درود فرستد، آن دعا برابر با هفتاد رکعت نماز خواهد بود.

«دیدار امام عصر با صلوات»
امام صادق فرمود: هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید:«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم» نمی میرد تا این که حضرت مهدی را درک کند و به ملاقاتش نایل آمد.

عموجون دلم براتون تنگ شده………. خیلی دوستتون دارم………..
موفق باشید. خدانگهدارتون!

30 03 2009
نیلوفر

به نام خدا
سلام عمو جون رسیدن به خیر خسته نباشید
با اینکه هیچ کدوم از گزارشاتون رو ندیدم ولی میدونم که گل کاشتید .دستون درد نکنه
عمووو من خیلی دل خورم چرا خانم جویکار دیگه دیدگاه همامون رو تایید نمی کنن الان این نهمین مطلب منه
عمو دلمون واستون تنگ شده…ولی میدونم که دوباره زود برمیگردین پیشمون
من امروز خیلی دختر بدی شدم از صبح تا حالا هرچی چیز خوردم مسواک نزدم الانم که ساعت 11 ونیمه من هنوز مسواک نزدم…عمو ببخشید قول می دم وقتی اینو نوشتم بدوم مسواک بزنم عمو ناراحت نشینا…
من رفتم…
بای… بای..

30 03 2009
نرگس احمدی

راستی بچه هاهرکی دوست نداره برنامه عموتولیدی بشه به روابط عمومی بگه بچه ها فقط اگه میشه زود نظربدید چون اگه دیربشه ممکنه عمواینا دکورشونو بسازن وبرنامرو بسازن ودیگه نشه کاری کرد بیشتر از نیم ساعت وقت نمیگیره ولی عوضش فکرکنید اگه نظراته ماجواب بده عمو دوباره با برنامه زنده برگرده… شمارش واسه شهرستانیا:0212781برایه تهرانیا162اینم ادرسه ایمیله روابط عمومیهprsima@irib.ir اینم ادرسه ایمیله شبکه یک
sima1@irib.ir
اینم ادرسه سایته دکتراحمدی نژادwww.ahmadinejad.ir
http://ch1.iribtv.ir/index.php?option=com_fabrik&Itemid=307بچه ها این قبلیه هم ادرسیه که توش واسه شبکه یک پیغام میذارن .این یکیم ارتباط بامدیرشبکست
http://ch1.iribtv.ir/index.php?option=com_contact&Itemid=146بچه هاخواهش میکنم فقط نیم ساعت وقتتونو میگره ولی فکر کنین اگه خدا بخواد ونظره ما تویکیشون تاثیربذاره عموبرمیگرده بابرنامه*زنده*اگه براتون سخته یه پیغام بنویسین واسه همه این ادرسا کپی کنین همون پیغامو بچه ها عمو خیلی خوبی درحقه ما کرده وماحالا باید باکمکه خدابرش گردونیم خواهش میکنم همه اونایی که وبلاگ دارن این ادرسارو تووبلاگاشون بنویسن وتومای پردیس هم به دوستاتون بگید به هرکی که طرفداره عموئه بگید…بچه ها فقط زود اینکاروکنید یکم بگذره شاید دیگه خیلی دیرشده باشه….

31 03 2009
sahar

به نام خدا
سلام بر دريا دل آشنا
شايد اين نامه ها توي اين چند روز باز نشه ، اما بازهم ميام واينجا براتون پيغام ميذارم ……. به هر حال الان تعطيلات نوروزه و سر همه شلوغه ….. بعضي ها هم در سفر هستند….. اميدوارم شما و همه اين بچه ها و همكاراتون مخصوصا خانم جو يكارعزيز ، كه قبل از همه نامه ها رو مي خونند وقبول زحمت كردند….. هر جا كه هستيد سلامت باشيد ونوروز 88 براتون با بهترين خاطرات سپري بشه…..
دلم براي همتون تنگ شده …… آخه چند روزه كه از حال بقيه بي خبر موندم….
واقعا نامه نوشتن اينجوري خيلي سخت شده ، آخه چي مي شه گفت وقتي از جايي خبري نداري و كسي هم چند نامه قبلي ات رو نخونده…..؟!!!
ولي من كه نااميد نيستم…. حتي اگه هيچكي هم اينجا حضور نداشته باشه ….. خدا هست…… ولي نه !!! من مطمئنم تمام بچه ها هم هستند…….اونهايي هم كه رفتند سفر قلب هاشون اينجاست …… اگه خوب گوش بديم صداشون رو مي شنويم …… حالا كه دارم خوب نگاه مي كنم ، مي بينم همه هستند……
يه چيزي رو گذاشته بودم وقتي از سفر برگشتيد وخستگيتون در رفت ومشغول پروژه جديد كاريتون شديد بهتون ياد آوري كنم ، اما حالا بهترين موقع هست چون خودم الان بيشتر اين موضوع رو لمس كردم…
مي خواستم بگم : بهتون احترام ميذارم و معتقدم حتما با تجربه اي كه داريد حتما بهترين روش رو براي ادامه برنامه هاتون انتخاب مي كنيد ……
فقط يك چيز كوچيك رو ياد تون نره ، حتي اگه برنامه هاتون توليدي شد ؛ فاصله بين توليد وپخش رو كم كنيد و توليد همزمان با پخش رو انتخاب كنيد ، مي دونم كه خودتون بهتر مي دونيد …. فقط محض ياد آوري گفتم چون تجربه ثابت كرده سيستم بدون بازخورد ( دريافت نتيجه عملكرد ) نمي تونه خيلي موفق باشه ….. اگه از اين روش استفاده كنيد ، حتي اگر در ابتداي كار با ضعف همراه باشيد ، در مسير با دريافت بازخورد به نتيجه مطلوب مي رسيد…..
مي دونم چقدر خسته مي شيد …. واقعا خسته نباشيد ……
همه بچه ها آرزو دارند برنامه شما زنده پخش بشه …… من دركشون مي كنم ….. اما بيشتر معتقدم اگه آدم يه كاري رو از روي اجبار انجام بده ، براي موفق شدن اونقدر بايد انرژي صرف كنه كه از نظر روحي داغون مي شه …..
واسه همين به نتيجه مطلوب نمي رسه…
شما هم مدت هاست خسته شديد ….انگار بيشتر دوست داريد داريوش فرضيايي باشيد تا عمو پورنگ….. اما چون سروكارتون با بچه هاست مجبوريد تا كم كم اونها رو با تحول روبرو كنيد…..
اگه يادتون باشه قبلا گفته بودم ، تحول مثل زلزله مي مونه وخيلي ها چيزهايي رو كه دوست دارند توي زلزله از دست مي دند…..
يادتون باشه اين حادثه رو فقط خدا ، زمين وزمين شناسان درك مي كنند …… اما اونهايي كه تمام دلبستگي هاشون در اين تحول نابود مي شه نمي تونند درك كنند….
باور كنيد زمين هميشه لايه هاشو جابه جا مي كنه ، تا گاز درونش رو خالي كنه اما بيشتر وقتها اينقدر آروم اين كار رو انجام ميده كه ما متوجه نمي شيم …….ولي بعضي وقتها تمام چيزها وكسهايي كه دوست داريم رو از بين مي بره تا تحولي صورت بگيره …… در اين مورد فقط گذشت زمان مرحمي واسه مردم مي شه ….اما هيچوقت فراموش نمي شه….!!!!
يادتون باشه بچه ها روي دوش شما خونه ساختند ، پس لطفا آروم آروم اونها رو با تحول آشنا كنيد……
ببخشيد كه جسارت مي كنم و نظرم رو مي گم …. باور كنيد آرزوي من موفقيت شما در هدف هاي قشنگتونه … وكمترين آسيب براي اين بچه ها….
خيلي دوست دارم كمكي براتون باشم…… مي دونم به اندازه شما تجربه ندارم ….. ومي دونم چيزهايي رو مي گم كه خودتون بهتر مي دونيد ….. فقط محض ياد آوري اينها رو مي گم…….
هميشه براتون دعا مي كنم ……. مطمئنم موفقيت از آن توست …….هر جا كه هستي سلامت باشي و شاد….
شما هم براي من دعا كنيد
باز هم معذرت مي خواهم…..
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

31 03 2009
نیلوفر

به نام خدا
آخ جوووووووووووون بالاخره این دیدگاه های ما تایید شد .
خانم جویکار ممنونم .
راستی سلام ببخشید .عمو خسته نباشید
خداحافظ

17 04 2009
s m d a

دیدگاه های من چرا تا یید نمیشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

16 03 2010
آرزو

سلام عمو جونم.
عید شما هم مبارک.عمو پورنگ قول بدین موقع سال تحویل همه ی ما بچه ها رو دعا کنین. سال خوبی داشته باشین.




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: