اولین گزارش سفر…

3 04 2009

به نام خدا

دوستان عزیز سلام

امیدوارم تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه…..من هم بعد از چند سال تونستم عید امسال رو به مسافرت برم.

 جدا که مسافرت چقدر می تونه تو روحیه انسان تاثیر مثبت بذاره

بیخود نیست که می گن:»بسیار سفر باید رفت تا پخته شود خامی»

.

.

خدمتتون عرض کنم اولین جایی که من به اتفاق امیر محمد و دوستان رفتیم شهر رم در کشور ایتالیا بود

بعد از اجرای برنامه از اونجا راهی میلان شدیم(قابل توجه علاقه مندان به تیم اینترمیلان!)

بعد از اجرای یک برنامه شاد و توپ رفتیم به شهر وین در کشور اتریش….چقدر زیبا بود و چقدر هم هواش سرد بود.

تا جایی که مجبور شدیم لباس های ضخیم بخریم.اما چیزی که می تونست بیشتر از اون لباس ها گرممون کنه دیدن

ایرانی هایی بود که در جشن برنامه ما حضور داشتند و با تشویق هاشون موجب دلگرمی من و دوستانم می شدند

خلاصه بعد از اجرای برنامه در وین با قطار به کشور چک و شهر زیبای پراگ رفتیم..من که به شخصه از دیدن شهر پراگ

بیشتر از بقیه جاها لذت بردم چون بنا ها و اثار تاریخی زیبایی رو در خودش جا داده و ارامش و هوای دلپذیر تری نسبت

 به جاهای دیگر  داشت.

این هم از سر فصل سفر…تو دست نوشت های بعدی اتفاقات و خاطرات زیبایی رو که برام رخ داد براتون تعریف می کنم.

منتظر دیدن عکس ها هم باشید.

.

در ضمن توی سال جدید سعی کنید با توکل به خدا و پشتکار بیشتر به در س هاتون برسبد و و انشالله که تو کارهاتون موفق خواهید شد.

.

فعلا خدانگهدار

88/1/13


کارها

اطلاعات

43 responses

4 04 2009
ژاله فرهادروش

به نام خداي مهربون
سلام عموجون….
من تو زمستون87اتفاقات خيلي بدي واسم پيش اومد كه روي درسم شديدا تاثير گذاشت ودرسم خيلي افت كرد…..حالا اين سفارش شما يك تلنگري شد كه دوباره از فردا خيلي خيلي خوب شروع كنم…شماهم خيلي دعام كنيد…..خيلي خيلي استرس دارم…..
خيلي دلم تنگ شده….ممنون كه تنهامون نميذاريد…..
(دخترتون)

4 04 2009
sahar

به نام خدا
سلام بر دريادل آشنا
خوشحالم كه سفر خوبي داشتيد ، ديدن كشور هاي مختلف وفرهنگ هاي متفاوت و بناهاي تاريخي كشورهاي ديگه كه نشانه هايي از قدرت تفكر انسانهايي است كه ديگه بين مردمشون نيستند اما حاصل زحمتشون هنوز وجود داره…… خيلي ميتونه آدم رو دگرگون كنه……..
من ديدن آثار تاريخي رو خيلي دوست دارم ، خيلي جالبه كه در زمانهايي دور بدون اين همه پيشرفت علم ، انسانهايي بودند كه چنين چيزهايي راخلق كردند…..ايكاش از دوره زندگي ما هم چيزهايي باقي بمونه كه حيرت آيندگان رو برانگيزه……
.
.
روزها پشت سر هم ميان وميرند ….. نوروز88 هم گذشت، خوشحالم كه بهتون خوش گذشت وبعد از مدتها به مسافرت رفتيد ….. اميدوارم امسال سال خوبي واسه همه باشه….. سال ظهور امام زمان ( عج ا..) ، سال شفاي مريضها چه كوچيك وچه بزرگ…، سال موفقيت براي شما واين بچه ها…. ، پشت كنكوريها برند دانشگاه…
البته در رشته مورد علاقه شان ( چون در غير اينصورت با قبول شدن چيزي عايدشون نمي شه ) ، سالي دور از بلاها براي همه …… اميدوارم تمام مردم در آرامش زندگي كنندو لحظات زندگيشون پر از لذت چشيدن طعم خوشبختي باشه…….
.
.
بي صبرانه منتظر خواندن خاطرات زيبا وعكس هاي سفر تون هستيم…..
فعلا از اينجا مي گذرم و دريايي از آرزوهاي خوش براي شما اينجا به جا ميذارم …… به اميد اينكه هر لحظه از زندگي ات با قطره هاي اين دريا سيراب بشه ودل دريايي ات به درياي آرزوها پيوند بخوره و در سايه حمايت خداوند به تمام آرزوهاي قشنگت برسي وتمام عمر گرانقدرت را در سلامت جسم وروح سپري كني و به بهترينها دست پيدا كني….. و تمام لحظات زندگي ات پراز آرامش وخوشبختي باشه….
.
اگه خدا بخواهد باز برمي گردم………… برام دعا كنيد( براي نالايق ترين بنده خدا )
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

4 04 2009
زهرا

به نام خدا

عمویی سلام.خوبید؟انشااله که همیشه همینطور شاد باشید.ولی عمویی تو روخدا یه خورده دیگه استراحت کنو زودتر برگرد. (با برنامه ی زنده……به اصرارو خواهش همه ی بچه ها) ما بچه ها رو بیش از این چشم انتظار نذار(بیش از این مارو دق نده) عمویی الان که تعطیلات تموم شده بعد ظهرا ما چی ببینیم؟کیو ببینیم؟عمویی دلمون براتون خیلی خیلی خیلی …..تنگ شده.باور کنید این دلتنگیا که اینجا نوشته میشه ساده نوشته نشده همگی از ته دلمون شما رو دوست داریم. دوریتونو خیلی نمیتونیم تحمل کنیم.

منتظرتون هستیم عمویی…

4 04 2009
محدثه

سلام
خسته نباشید
خیلی عالی و جالب بود
منتظر گزارشها و عکسهای زیباتون هستم
به امیر جان سلام برسونید
دوستتون دارم
M

4 04 2009
حنانه

به نام خدا
خدا رو شکر می کنم که عید خوبی رو پشت سر گذاشتید مشتاقانه منتظریم که خاطراتتون رو برامون بنویسید.(شادی شما آرزوی همیشگی ماست)
ان شاالله همیشه شاد و مسرور باشید.

4 04 2009
مهسا روحی

سلام وخسته نباشيد از سفر دور و دراز
منم خوشحالم كه شما فرصتي پيدا كردين تا سفر داشته باشين با اينكه دوري شما براي ما زياد جالب نبود …
عمو ي خوبم مطمئن باشيد كه هميشه به فكر شماييم و نبود شما رو در بودن معني مي كنيم تا اين روزهاي سخت رو سپري كنيم …
ولي شما هم در حق ما كم جفا نكردين اين دوري و توليدي شدن برنامه بيشتر مارو فنا كرد …
به نظر من توليدي شدن برنامه چاهي است كه با دست خودتون كندين تا به برنامه ي پورنگ پايان بدين .. كاري نكنيد كه بعدا پشيمان شويد چون زمان برگشت پذير نيست …
من كسي نيستم كه درباره ي برنامه تصميم گيري كنم ولي به عنوان عضوه كوچكي از خانواده ي پورنگي حق نظر دارم ..پس من فقط اظهار نظر كردم و همين …اميدوارم حرف هاي منو به فال نيك بگيريد …به خاطر ارزشي كه به شما قائلم دوست ندارم شما را در ناراحتيه اينده ببينم ….دوستون دارم.

4 04 2009
مهسا روحی

سلام اين دفعه روي سخنم به آقاي آقاجان زاده هست
مي خواستم درباره ي توليدي بودن برنامه بنويسم
چرا برنامه رو توليدي مي كنيد مگر نه اينكه دغدغه ي شما در ابتداي شروع طرح پورنگ زنده كردن برنامه بود مگه تلاش هاي خودتونو براي زنده كردن برنامه فراموش كرديد
اگه در نظر شما توليدي بودن برنامه باعث پيشرفت مي شه چرا هفت سال قبل به اين نتيجه نرسيديد هفت سال قبل تمامي برنامه ها توليدي بود پس مي شد به راحتي ههمون وقت برنامه رو توليدي كرد چرا نكرديد بزار بگم
برنامه ي توليدي ضعف منحصر به فرد خودشو داره درحالي كه برنامه ي زنده هم ازاين ضعف به دور نيست ولي براي ايجاد يك ارتباط صميمي با بچه ها برنامه ي زنده بهترين راهه شما اون زمان اينو فهميده بوديد ولي حالا دوست داريد اين ارتباط صميمي رو به يك ارتباط مرده تبديل كنيد نمي دونم چرا شايد ازدست بچه ها خسته شديد
يادتون نره قبل از شما هيچ برنامه اي زنده نبود اين ابداع شما سبب شد كه بيشتر برنامه ها زنده بشن اگه زنده شدن برنامه يك پيشرفت نبود پس چرا همه راه شما رو ادامه دادن
پس با صراحت مي گم كه شما راه پيشرفتتونو محدود مي كنيد
شما گفتيد كه همه ي راهها رو براي برنامه زنده امتحان كرديم
درسته همه ي راههايي كه قبلا به گونه ي ديگه در برنامه هاي ديگه بود امتحان كرديد ولي هنرمند اونه كه در زمان كه همه احساس عجز مي كنند با ذهن خلاقش نور اميد در قلب ديگران ايجاد كنه نه اينكه عقب نشيني بكنه
همه بلدن كه در هنگام برخورد با مشكلات عقب نشيني بكنن وبه همين دليل ادمايي مثل ابو علي سينا زكرياي رازي تو تاريخ ما كم پيدا مي شه اونا كسايي بودن كه در مقابل مشكلات ايستادن ما نمي تونيم اونا بشيم ولي مي تونيم كه حداقل براي نجات خودمون هم كه شده خنجر رو تو قلب مشكلات فرو ببريم
من چيزي از اين ما جرا نفهميدم جز فرار يه عده ادم از حقيقتي كه در گيرآن هستن

4 04 2009
تینا

به نام خدای مهربون و دوست داشتنی

سلامممممممممممممممممممممم عمو جونم

دستتون درد نکنه عمو جون که برامون از سفرتون نوشتین .

عمو جون خیلی خیلی دلم براتون تنگ شدههههههههههههههههه ،راستی منتظر عکسهای زیباتون هم

میمونیم .

عمو منتظرتون میمونیم…!

مواظب و مراقب خودتون باشید .

(دوستدار همیشگی شما تینا .)

4 04 2009
وجيهه هاديزاده

به نام خدا
عموي مهربون سلام
چقدر اين دست نوشتهاتون ما را خوشحال مي كنه
خوشحالم كه سفر بهتون خوش گذشته
به وبلاگ من سر بزنيد من اين وبلاگ را براي شما و بچه هاي سايت و همكاراتون راه اندازي كردم
خوشحال ميشم اگه به وبلاگم سر بزنيد
ممنون
اين هم ادرس وبلاگhttp://vaji1388.persianblog.ir/
دست علي يارتون
خدانگهدارتون
تو قلب ما ميمونه
اميد ديدارتون

4 04 2009
زهرا متقي

عمو جون عزيزم سلام
عمو جون مطمئنا اينجور كه نوشتيد سفر خيلي عالي بود و به شما كلي خوش گذشت .
ما منتظر عكساي زيباتون هستيم زود بزارين.
عمو جون از شما تنها خواهشي كه داشتم اينه كه برنامه را توليدي نكنيد اخه عمو براي ما خيلي سخته پس از گذشت چند سال كه شما براي ما به طور مستقيم برنامه اجرا ميكرديد حالا برنامه توليدي بشه !
راستي عمو جون اگه امكانش بود گزارش سفرتون رو در شبكه يك هم بزارين .
عمو از خدا ميخوام كه دل شما رو شاد كنه چون شما دل همه بچه ها حتي بزرگتر هارو شاد ميكنيد .
و از خدا ميخوام كه اين روزا مثله برق و باد بگذره و دوباره مهمون خونه هاي ما بشيد .
عمو جون يه توضيح : ببخشيد كه من تو همه دست نوشتام جمله تكراري ( دوباره مهمون ما بشيد ) گفتم اخه من اين حس رو دارم كه وقتي شما برنامه داريد احساس ميكنم كه داره يه مهمون عزيز مياد خونمون عمو اميدوارم دوباره اين مهمون عزيز دره خونمون رو بزنه .
دست علي يارتون *** خدانگهدارتون
تو قلب ما ميمونه *** اميد ديدارتون
تا دست نوشت بعدي
خدا نگهدار

4 04 2009
نیلوفر

به نام خدا
سلام عمو جون خوشحالم که بهتون خوش گذشته
عمو دستون درد نکنه منتظر خاطره های بعدی وعکسای قشنگتون هستیم
عمو من که ایام عیدی کولاک کردم وحسابی درس خوندم آخه چیزی دیگه به کنکورمون نمونده توی این چند ماه آخر دیگه حسابی باید بخونیم عمو ممنون که ما رو تنها نمی زارین …تو رو خدا زور تر برگردید دلم واستون خیلی تنگ شده
عمو تو رو خدا برامون دعا کنید
از لطفتون ممنونم
خیلی دوستون دارم
به امید دیدار

4 04 2009
کیمیا عادلی فر

سلام عمو جون.خوبین؟
سفر به خیر!
من از طرف همه ی بچه ها اومدم که بهتون بگم:
دلمون براتون خخخخخخخخخخخخخخخیییییییییییییییییییییییییلللللللللللللللللیییییییییییییییی تنگ شده!!!! دوستتون دارم.

4 04 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلام عموجون
عمو امروز بابا جونم از مسافرت برگشت خیلییییییییی دلم تنگ شده بود تا از پله ها اومد بالا پریدم جلوش!
عموووووو همین الانم نماهنگ الو مامان پخش شد از تو اتاقم پریدم بیرون جلو تلویزیون منم باهاتون خوندم…الو عمو دوست دارم میخوام برات گل بیارم
کاشکی میشد که زیر پات لاله و سنبل بکارمممم!
عمویی عمو جونم دلم خیلییییییییییییی تنگ شده بابامم تا اومد خبر شما رو گرفت منم گفتم که واسمون عیدی گذاشتین و….عمووووووووووووو دوست دارم
دعام کنین عمو جون
(دخترتون)

4 04 2009
ژاله فرهادروش

عمو الان آجی شیوا پیام داده میگه آجی ساعت از پنج گذشته پس چرا عمو نمیاد؟؟؟؟؟؟!
عمو دلم کباب شد!
خوبه حالا نماهنگ پخش شد…عمو جون آدرس وبمو اینجا میذارم…عمویی آهنگشو حتما حتما حتما گوش کنین باشه؟آهنگ مورد علاقه ی شماست هر چند ربطی به وبلاگم نداره اما مهم اینه که شما دوسش دارین:
http://www.amoovamehraboonihash.blogfa.com/
ممنون عمو جونه مهربونم
راستییییییییی!عمو امسال عید اصلا شوق و ذوق نداشتم اما عیدی های امسال بیشتر از سالای قبل چسبید!نمیدونم چرا!مخصوصا دست نوشته شما…
(دخترتون)

4 04 2009
شیوا محجل

به نام خدا
سلام عموجون. خیلی خوشحالم که بهتون خوش گذشته. این چند ساله برامون خیلی زحمت کشیدید حتی نتونستید برید مسافرت.این خودش فداکاری بزرگیه. عموجون از شما و تمام کسایی که واسه برنامه تون زحمت می کشند، تشکر می کنم و خسته نباشد میگم.
راستی عمو اولین روز مدرسه تو سال 88 به من که خیلی خوش گذشت. هر کاری که می کردم یاد شعرهای شما می افتم. وقت رفتن شعر خرگوش ناز و تپلی رو می خوندم.زنگ آخر ورزش داشتیم وقتی معلممون داشت ورزش می داد من شعر ورزش رو می خوندم بعد که توپ دادن بازی کنیم. توپ سفید و ابی و زرد بود منم می خوندم: توپ سفید و آبی چرا در پیچ و تابی….
رو دیوار باشگاه پرچم ایرانو زده بودن منم می خوندم: هر کشوری تو دنیا رنگی و نقشی داره پرچمی که اسمشو سر زبونا میاره…… و…….
عموجون خیلی دوستتون دارم… بی صبرانه منتظر عکس هاتون و برنامه تون هستیم…..
خدانگهدارتون عموجون مهربون

4 04 2009
دریا دوستدار عمو

به نام خالق بهار
سلام عمو جون!
عمو تا کی میخواین ما رو با نبودنتون شکنجه بدین؟آخه این انصافه؟!

خوشحالم که برگشتین ولی این انصاف نبود که ما رو اینجا منتظر بذارین و برین برای بچه های اونور آب برنامه اجرا کنین!

عمو نمیدونم میتونین احساس ما رو درک کنین یا نه؟!ولی مطمئنا شما هیچ وقت جای ما نبودین و نیستین!
عمو من به عنوان یه نفر که تو این هفت سال همیشه برنامه تونو دیدم حق دارم که این چیزا رو بگم…این انصاف نیست که یهویی بخواین ما رو با نبودنتون عادت بدین…باور کنین عمو خیلی سخته…از اینکه میبینم بقیه برنامه های کودک داره پخش میشه ولی ما حق نداریم برنامه دلخواهمون ببینیم غصه دار میشم…عمو باور میکنین روز آخر هر شعری که پخش میشد من به جای اینکه احساس خوشحالی داشته باشم گریه ام گرفته بود چون بوی خداحافظی میداد…
عمو باور کنین من نمی تونم ناراحتی دوستامو ببینم از اینکه دیگه نمیتونن شما رو ببینن خیلی ناراحتن چون من باهاشون در ارتباطم امیدوارم درک کنین…
اینم بگم که من……یا بهتر بگم هیچ کدوم از بچه ها برنامه تولیدی رو دوست ندارن آخه این انصافه که برنامه ای که اولا هر روز زنده پخش میشد که بعدش یک روز در میون شد یه دفعه تولیدی بشه و یک بار در هفته پخش بشه…آخه شما مگه برا بچه ها برنامه اجرا نمیکنین پس چرا به حرفای بچه ها گوش نمیکنین…مگه شما به حرفای بچه ها احترام نمیذارین؟
عمو میدونین چیه؟!وقتی یه برنامه ای تولیدی میشه من فک میکنم که به بیننده اهمیت داده نمیشه…
من دوست ندارم وقتی برنامه تون پخش میشه شما یه جای دیگه باشین و مشغول کار دیگه ای باشین…من دوست دارم به طور زنده شما رو ببینم…از رفتارتون چیزای خوبی یاد بگیرم…شما خودتون به خوبی میدونین که برنامه تولیدی نتیجه اش به خوبیه برنامه زنده نیست!اگه اینجوری نبود هیچ وقت نمایش بچگیاتونو زنده اجرا نمیکردین!
عمو من دوست ندارم با تولیدی کردن برنامه تون درصد بیننده هاتون کمتر بشه!
عمو شما گفتین که روزگار سپری میشه چه با پورنگ چه بی پورنگ!ولی مگه شما تو شعر نیکوکاری نمیگین که «خدا کنه با هم باشیم همیشه …. مگه زندگی بی هم دیگه میشه… نه نمیشه!»حالا من میگم که زندگی بدون شما نمیشه!باور کنین!

اگه یه جایی طوری حرف زدم که ناراحت شدین ببخشید فقط حرف دلمو گفتم شرمنده!

4 04 2009
فرزانه

به نام آنکه اول هر نخستین است و آخر هرگونه آخری
سلام
عمو جون من به قشنگی بچه ای دیگه بلد نیستم حرف بزنم اما همه ی حرف دلم اینه :
همونطور که تو توی این مدت ما رو خندوندی و شاد کردی منم دلم می خواد تو شاد باشی و آرامش داشته باشی .البته بچه ها اینو به شما هم می گم ،بیاین با عمل کردن به حرفای عمو خوشحالش کنیم نه این که مزاحمش بشیم .بیاین به عمو ثابت کنیم که دوستش داریم نه این که فقط براش بنویسیم .این که به حرفای پدر و مادرمون گوش بدیم و بهشون احترام بذاریم،این که بچه های درس خون و مودبی باشیم ،این که برای عمو دعا کنیم،این که دلتنگی هاشو درک کنیم به نظر من بهترین هدیه واسه عمو جونه .عمو برای من مهم اینه که تو هر جای دنیا هم که باشی دلت همین جاست.
لبات همیشه خندون

4 04 2009
شيوا صرامی

*به نام خدای مهربون*
*شاید، سوسوی یه ستاره کوچیک وتنها نتونه تو ظلمت آسمون موثر باشه،ولی شاید حداقل بتونه ، بین روشنایی و تاریکی ، تفاوت قائل بشه*
سلام عموی مهربونم
خاطره ای که تعريف کردين خيلی زيبا بود،بازم منتظر خاطرات زيباي شما هستيم(منتظر عکسهاتون هم هستیم عموی مهربونم)
امروز خيلی منتظرتون بودم عمو،ساعت از ۱۷:۳۰دقيقه گذشت ولی شما نيومدين.
منتظر می مونيم عمويی،تو رو خدا برادرزادهاتون را زياد منتظر نذار عمو جونم[ناراحت]
خوبه که کلیپهاتون را پخش می کنند.
عمويی دعامون کنيد که موفق باشيم،توکل به خدا ما هم تلاشمون را می کنيم.
التماس دعای فراران عمو جونم.
دوستتون داريم عمو به اون اندازه که نمی تونيم بنويسيم و بگوييم،پس شما با دلتون که دريای بيکران است احساسش کنيد.
منتظرتون می مونيم.
به اميد ديدار شما عموی مهریونم.

4 04 2009
زهراناظمي

سلام عموجان..
از اينكه به شما اينقدر خوش گذشته خوشحالم.. انشاالله كه هميشه شاد و سلامت باشيد..
منتظر عكس ها و خاطرات قشنگ شما هستيم.. شاد باشيد

4 04 2009
شیمادهقان

عمو جان سلام:
از خوندن گزارش سفر هاتون بسیار لذت بردم و بی صبرانه منتظر گزارش های بعدی تون می مونم در ضمن عمویی من طرفدار تیم منچستر یونایتد هستم گفتم که گفته باشم!!!یعنی اینکه اگه به شهر منچستر هم سفری داشتیدلطفا سلام منو به آقای فرگوسن و آقای کریستیانو رونالدو برسونید!!!
عمــــــــــــــــــــــــــــــــو می گما یه چیزی بگم ….. عمو! عمویی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عمو پنج روز مونده به تولدم ها چهارشنبه 19 فروردین تولدمه!!!!!به قول بابام که هی می گه چهارشنبه تولد بقالی سر کوچه مون هست براش جوراب گل منگولی می خرم(چه شود!!!)منم هی حرص میکشم!!
عمویی من اصلا جز شما عموی دیگه ای ندارم برای همینم اصلا هیچ عمویی تو عمرم تولد منو تبریک نگفته برای همینم آرزو دارم که یه بار از عموم بشنوم …………
عمو تونستم منظورم رو برسونم؟؟؟؟؟؟؟!!!! اره دیگه همون D-: !!!!!! (البته آرزو بر نوجوانان عیب نیست!)
عموجونم من شما رو خیلی دوست دارم براتون دعا می کنیم برامون دعا کنید
خدا نگهدارتون

4 04 2009
شیرین

سلام عمو داریوش انقدر خوشحال شدم که واسمون مطلب گذوشتید که نگو ………….خیلی خوشحالم که به فکر ما هستید.راستی خدا وکیلی دلم برات تنگ شده فکر نکنم بتونم 4 ماهه دیگه هم طاقت بیارم!!!!! عمو نمیشه اقلا تو این چند ماهی که برنامه نداری گلچین برنامه هاتون رو پخش کنید البته من اینو میدونم که اصلا از برنامتون نمیتونن گلچین درارن اخه برنامت همش عالی عالی عالی……….فعلا بای بای

4 04 2009
حنانه

به نام خدا
سلامی دوباره……
یک نصیحت*مواظب خودتون باشید
یک خواهش*هیچ وقت عوض نشید
یک آرزو*فراموشمون نکنید
یک دروغ*دیگه دوستتون نداریم
یه حقیقت*دلمون براتون تنگ شده
رفتن ایشون به خاطر خودمون بوده پس نیاز نیست پافشاری کنیم تا زودتر برگردن حتما ایشون برای رسیدن به هدفی بالاتر وبهتر مجبور به رفتن شدن پس دوستای گلم به جای پافشاری کردن بهتره که به ایشون دل گرمی بدیم تا در آرامش به کارشون برسن. فراموش نکنیدما با هم هستیم پس دلتنگی هامون با هم تقسیم می شه!!
تا بعد……….

5 04 2009
سيمين

ايول ايول عموجون ايول عمويي منم ميخوام ……..شوخي ميكنم همين كه شما رفتين و بهتون خوش گزشته برا ما هم خوشحاليم انشال.. تنتون سالم باشه و به جاهاي ديگه ي دنيا هم سفر كنين دوستون دارم

5 04 2009
sahar

به نام خدا
سلام به دريا دل آشنا
قدم به قدم ميام جلوتر وميشينم كنار درياي آرامش و با كسي كه دلش درياييه حرف مي زنم در حضور خالق يكتايي كه همه اين چيزها رو آفريده …….
دريا دل آشناي من ! داشتم فكر ميكردم واقعا خوشبختي چه تعريفي داره ؟!!!… يا آرامش چه زماني ايجاد مي شه؟!….مي خواستم بگم زماني كه غم وغصه اي وجود نداشته باشه و دنيا كاملا به كام آدمه ، آدم آرامش داره……………… اما خوب كه فكر كردم ديدم اگه واقعا آدم طعم غم وغصه رو نچشيده باشه و هميشه دنيا به كامش باشه ، اصلا قدر اين همه نعمت بزرگ رو نمي دونه و با طمع چيزهاي بيشتري رو طلب مي كنه …..شايد روزهاي سخت و پر غم ما آدم ها يك قدم قبل از رسيدن به شادي ها باشه و فقط ما از اون بايد يادبگيريم كه قدر روزهاي خوش رو بدونيم……..
مي گن همه آدم ها توي مسير زندگي بالا وپايين رو تجربه مي كنند……. خوش به حال اونهايي كه از پايين به بالا ميرند….. چون با تجربه سختي گذشته بيشتر قدر دان روزهاي خوشي هستند……..
اما جالب اينجاست تعريف آرامش وخوشبختي براي هر كسي متفاوته…….. اما همه از يك راه فقط مي تونند بهش برسند…… چون براي رسيدن به خوشبختي اول از همه بايد به آرامش رسيد…….
و تنها راه رسيدن به آرامش توكل به نيرويي ماوراييه…….آرامش فقط زماني ايجاد مي شه كه باور كنيم اگربراي تحقق آرزو هامون ، كاري رو با تمام توانمون انجام داديم وعلت وجودي معلولي رو تكميل كرديم …… به وجود اومدن اون معلول به دست تواناي پروردگاره…….اگه بهت داد ، سپاسگزاري كنيم و اگه نداد ، بدونيم اون با علم كاملش ومهر وسيعي كه بهمون داره صلاحمون رو در اين دونسته……. شايد پذيرش شكست كلا در هر زمينه اي از زندگي سخت باشه ، اما شايد اين شكست مقدمه اي براي پيروزي بزرگتر باشه…… كي مي دونه ؟!!!
يك قدم بعد از آرامش رسيدن به خوشبختيه…….. خوشبخت ، اون كسيه كه در مسير رسيدن به آرامش اون چيزهايي رو كه واقعا دوست داره بدست مياره ودر كنار چيزها وكسهايي كه دوست داره زندگي مي كنه…… و با توكل بر خدا و ايمان بهش ، در اين دنيا و آن دنيا سر بلند وشاده……
.
.
اينها رو گفتم تا بهت بگم ، برات بزرگترين آرزوها رو دارم ……سلامتي ، آرامش وخوشبختي
با بهترين آرزوها برايت باز از اينجا مي گذرم ، اميدوارم به خواست خودم واجازه خداوند برگردم…..
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

5 04 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدایی که دوسمون داره خیلی زیاد…
سلام
عمو…
عمویی..
عمو خدا رو شکر که پارسال توی انتخاب رشته ام اشتباه کردم…خدارو شکر…حالا میفهمم حکمت خدا رو…نمیدونم شایدم هنوزم مونده تا بفهمم!اما عمو اگه توی یکی از اون رشته هایی که انتخاب کرده بودم قبول میشدم الان افسردگی میگرفتم …عمو من هم عاشقه شیمی ام هم عاشقه زیستم هم عاشقه نقاشیه کودک و تصویرگری و… هم عاشقه شازده کوچولوها..امسال اگه خدا بخواد میخوام با توجه به این یکی عشقم انتخاب رشته کنم!شازده کوچولوها!
عمو من دلم میخواد معلم ابتدایی بشم …دیگه تصمیمو گرفتم عمو!درسته همیشه عشقه شیمی توی دلم می مونه اما بدونه شیمی میشه زندگی کرد اما بدونه شازده کوچولو اصلا امکان نداره…اگرم بشه دیگه زندگی نیست مردگیه!!!فقط موندم خدا چرا اینهمه عشقه شیمی رو تو وجودم گذاشت!معمولا دلیل خیلی چیزا رو چندین سال بعد متوجه میشم ..!
عمو دعام کنین
(دخترتون)

5 04 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلااااام عموییی جونم
عمو من چند وقته دیر از خواب بیدار میشم …مامانم به هر شیوه ای که فکرشو کنین صدام میکرد تا بیدار شم اما نشد که نشد!تا اینکه دیشب به مامانم سفارش کردم صبح شعر دوستی رو بذاره گوشیشم بذاره کناره گوشم!(شعراتون توی گوشیه مامانمه!)عمو امروز بیداااااااااااار شدمممممممممم!
البته مامانم اشتباهی شعر گیلان رو گذاشته بود تو خواب غر غر کردم که این که شعر دوستی نیست گیلانه!
بعد خودم با چشمای بسته شعر دوستی رو گذاشتم وای عمو دیگه خوابالو نیستم….تازه بعد از این مامانم رفت صبحانه آماده کنه منم در اتاقو بستم شعر ورزش رو گذاشتم!!!!عمو جاتون خالی ورزش کردم اما کاش این شعرتون طولانی تر بود!عمو خیلی شاد و سر حال بودم رفتم که صبحانه بخورم دیدم مامانم جلو تلویزیون خشکش زده!میگه عموپورنگ…گفتم عموپورنگ چی؟؟؟؟برنامه روز از نو بود داشتن چند تا خبر میخوندن..درباره بیمارستان صحبت میکردن ….عمو قلبم داشت وامیستاد! پرسیدم مامان مگه چی گفتن اولش؟…آخه خودم به آخرش رسیدم که مجری میگفت:این ضایعه ممکنه واسه هر کسی پیش بیاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!عمو هر چی صبح ذوق کردم اینجا حالم گرفته شد!
مجری درباره بیمارستان رفتن و ..این چیزا اولش صحبت کرده بعد گفته مثله عموپورنگ که رفتن بیمارستان و…!عمو جونم به لبم رسید….تازه فهمیدم اون گزارشتونو میگفتن!
مامانمو بگو!اینقد نگران شده بوووووووووود اما هیچی نمیگفت تا من سکته نکنم!
عموی خوبم آرزو دارم همیشه سلامت باشین هم شما هم خانواده ی مهربونتون….عموییی مواظب خودتون باشینا…التماس دعا..دوست دارم عمو
(دخترتون)

5 04 2009
شیوا محجل

به نام خدا
سلام عموجون. می خواستم یه خبر خوش بدم
امروز تو مدرسه رفته بودم حیاط وقت برگشتن یکی از بچه ها ازم مشتلق خواست و گفت که تو مسابقه آزمایشگاهی فیزیک ناحیه قبول شدم.وااای خدایا شکرت. از مدرسه ما 4 نفر شرکت کرده بودن که 2تامون قبول شدیم. راستش من خودم مایل نبودم شرکت کنم چون باید زنگهای درس می رفتیم و آزمایش می کردیم. منو به زور بردن. خانوم مسئول آزمایشگاه گفت باید بیایی کس دیگه نمی تونه انجام بده.هر چقدر گفتم که من بلد نیستم (اخه اون یکی دوستام قبل از اینکه من انتخاب بشم چند باری رفته بودن ازمایش کرده بودن و یه معلمی اومده بود بهشون درس داده بود ولی من چی؟؟؟ ) فقط به کمک خدا بود که تونستم ببرم….
هنوز اون یکی 3 نفر یه امتحان ورودی هم داده بودن اخه خیلی از افراد می خواستند تو مسابقه شرکت کنند.
من اونم نداده بودم. 3 روز مونده صدام کردن که بیا باید بری مسابقه.
هرچی شکر خدا کنم بازم کمه……….
عموجون خیلی دوستتون دارم. دیروز وقتی شیمی می خوندم وسطش یه لحظه شعر کمربند ایمنی رو با خودم می خوندم عمو گفتم: هر کاری تو هر شهر یه نظمی داره قانون تا همه باشیم حلال (به جای همیار) اون قدر خندیدم. آخه درسمون محلول ها و حلال ها بود.
عموجون دوستون دارم…. دلمون براتون تنگ شده
زود برگردید …
خدانگهدار

5 04 2009
زيزي

khaste nabashin amoo joon

5 04 2009
معصومه.خ(ژورنگ)

سلام عمویی خوبی ؟؟

کاشکش زودتر بیاین و خاطرات مونده دیگه رو تعریف کنین!!

راستی از ژاله خانوم هم میخام جواب نظرای وبشو بده و راستی چرا قالبت شبیه قالب منه؟؟

عمو کاشکی دستونشته های خودتونو میذااونطوری بیشتر حس میکردیم گفته هاتونو!!

راستی امسال میخام دیگه حسابی بشینم پای درسهام!! ترم اول که حساب یخراب کردم معدلم شد 19 و 40 صدم امیدوارم این ترم بتونم جبران کنم!!

دیگه به خودم هم قول دادم سر نماز صبح تنبلی نکنم…… کمتر بیام اینترنت …حساب تلفن رو هم بکنم

خب عمویی یکم سبک شدم…فعلا خدانگه دارتون

5 04 2009
تینا

*به نام خدای مهربون و دوست داشتنی *

عمو جونم سلام :

عمو نمیدونم چرا این روزها خیلی دیر میگذره امسال عید برای من خیلی خیلی طولانی شده بود ،کاش این روزها

هم زود بگذره و تمام بشه مخصوصا این 6 ماه ،(ای کاش).

عمو ممنونم که ما را تنها نمیذارید و برامون دشت نوشت میذارید و با ما در ارتباطید ( خیلیییییییییییی مممنونم )

عمو جونم مواظب خودتون باشید ها .

منتظرتون میمونیم …!

(التماس دعا عمو جون ).

(دوستدار همیشگی شما تینا .)

5 04 2009
نرگس احمدی

به نام خدا سلااااااااااااااااام عمویی مهربونم خداروشکر که بهتون خووووش گذشت خداروشششششششششکر

5 04 2009
معصومه.خ(ژورنگ)

سلام

عمو ساعت 8 و نیمه!!

دارم کاستی که عید پارسال ضبط کردم و امروز پیدا کردم گوش میدم ….البته خیلی کیفیت اش اومده پایین !!

پارسال دلم براتون تنگ میشد حرفی داشتم ضبط میکردم !! الان گوش میدم بازم بغض گلومو میگیره..امسال واکمنم خراب شد ندادم درست کنن یه دفتر برداشتم تو اون همه چیزو نوشتم !!

همه رو امشب دوره کردم …ئلم میگیره بخونم …..
ببخشید نمیدونم چرا بهتون گفتم !!

5 04 2009
نیلوفر

به نام خدای مهربون
عمو جون سلام
وای عمو انقدر دلم براتون تنگ شده که خدا می دونه ولی نماهنگاتون رو نمی تونم ببینم بعد عیدی سرم خیلی شولوغه صبح تا ظهر مدرسه هستم و بعدشم تا شب باید برسم به درسامو کارای عملیم حتی آهنگاتونم نمی تونم گوش بدم
عمو امشب از اون شباییه که تا صبح باید بیدار بمونمو کارامو انجام بدم خوش به حال آجی ژاله چه قدر زود به زود میاد نت ولی من سرم خیلی شلوغه .عمو نمی تونم بیام نت یه موقع فکر نکنید فراموشتون می کنما هر شب براتون دعا می کنم به یادتون هستم عمو ما درس می خونیم ولی تو رو خدا شما هم برامون دعا کنید
منم دعا می کنم که دلتون شاد باشه وهمیشه بخندید …
دوستون دارم
به امید دیدار…

5 04 2009
Mahboobehjoon

سلام عمویی خیلی خوشحالم که بر گشتید امید وارم که سال خوبی داشته باشید دل همه ی ما براتون تنگ شده باور کنید
Mahboobeh joon az Mashhad

5 04 2009
نرگس احمدی

بازم سلاااااااااااااااااام عمویی عموجون ببخش اون پیغام قبلیونبایدمیذاشتم ااصلا خداکنه خانم جوکار تاییدش نکنه البته عمو بگمااااااا زیاد م گریه نکردم اخه نمیدونم چرا تازگیا اصلا گریم نمیادعمونه به ساله پیش که بعده رفتنه شما روزی دوشیشه ابغوره میگرفتم نه به الان که امروز تازه سرم درد میکرد حالمم زیادخوب نبود داداشمم رفت دانشگاه شهره دیگه دلم براش تنگید عکسه عمو جونمم دیدم دوقطره اشکم دراومد عموببخش عصرحالم خوب نبود ولی الان خداااااااااااااااااااااروشکرخوبم …راستی عمومیگم خوش بحاله بچه هایی که دخترعموژاله معلمشون میشه ….من به شوخی به دخترعموپیامک زدم گفتم سره کلاس به بچه هامیگی بجایه شعره حفظی شعره عموپورنگوبخونن که البته فک کنم بهش نرسید میگم ژاله نمیشه شیمی یاداروسازی تویه دانشگاه بخونی ولی بعدش بری معلم شی که به هردوتا رشته مورده علاقت برسی؟عمویی منم خیلیییییییییی دوست دارم دکترکودکان شم یعنیییییی میشه عمو؟عمو واسه همه بچه ها دعاکنید منم میخوام باتوکل به خدا از فرداحساببببببببببببی بخونم پس اگه دیربه دیر براتون پیغام گذاشتم ببخشید…عموهوارتا دوستتتتتتتتتتتتتتت دارم

6 04 2009
عاطفه(نجوای دل)

به نام خدای دوستی و مهربونی
سلام سلام سلام
سلام عموی مهربونم
خوبین؟؟؟؟
سال نوتون مبارک امیدوارم سالی پر از شادی و سلامتی و برکت داشته باشید و به همه ی آرزوهاتون برسید
چقدر خوشحالم که مسافرتتون این قدر شیرین و به یاد موندنی بوده
امیدوارم همیشه خوش باشید
خیلی حیف شد که گزارشتون رو ندیدیم اما خوشحالم که یه عمو دارم که قلبش بزرگ و پر از محبته
عمو جون خیلی خوشحالم که هنوز اینجا می نویسی آخه توی ایام عید اینترنت نیومده بودم برای همین خبر نداشتم و حالا که با خبر شدم خییییییییییلی خوشحالم
عمو جون ممنون که همیشه سعی داری خوشحالمون کنی
امیدوارم خدا هم همیشه دل شما رو شاد کنه
مواظب خودتون باشید
دست علی یارتون خدا نگهدارتون
پشت و پناهتون باشه خدای خوب و مهربون

6 04 2009
تینا

به نام خدای مهربون دوست داشتنی

سلام عمو جونم :

عمو جونم شهادت حضرت فاطمه معصومه (س) به شما و همه دختر عمو های گلم تسلیت عرض میکنم

عمو جون التماس دعا .

عمو منتظرتون میمونیم …!

(دوستدار همیشگی شما تینا .)

8 04 2009
dsfs

با سلام.خدمت شما آقای فرضیایی امید وارم حالتان خوب باشد .با زحمت های من چه کار میکنید.من همونیم که اون نامه انتقاد رو براتون نوشته بودم .اتفاقا دبروز 26اسفند به برنامتون نگاه می کردم شما رو هم دیدم.حرف هاتون رو هم شنیدم.حالا می خواهم خودم را بهتون معرفی کنم.البته اسمم را نمی خواهم بهتون بگم اول می خوام سوابق و فعالیت هایم را در زمینه کار کودک براتون بگم.من حدودا به صورت 7و8سال به صورت عملی تو حوزه فرهنگی هنری و همچنین کودک فعالیت داشتم.حدود دوسالی هم در این زمینه مطالعه کرده و نوشتم.اون نامه ای که برایتان فرستادم خود به خود نوشته نشده بود شاید اصلا نخوندین اون نامه بر اساس گفتگو بین چند مربی در همین زمینه و چند جامعه شناس و یک روانشناس به صورت تفننی و سطحی نوشته شده بود .بلکه یک مقدار برنامه های کودک اصولی و زیر ساختی ساخته شود .اون هم که……….حالا خوب بگذریم اگه میشه بعد از عید میخواهم با شما در این رابطه گفتگوی تلفنی داشته باشم حداقل 10یا15دقیقه.حتما انقدر وقت دارین.شماره تلفن هم رو هم بعد از اینکه با شما از طریق ایمیل هماهنگ شدم.براتون میفرستم.چون میخواهم در این زمینه باهاتون همکاری کنم.البته نه به دلایلی که الان به ذهنتون میرسه فقط میخاهم خدمتی در این زمینه به بچه ها کرده باشم و البته به خاطر رضای خدا.اگه واقعا به گفته های من نوعی ارزش و احترام قائل هستین. این هماهنگی را انجام بدین.خوشحال میشم.بعد از عید منتظرتون هستم..متشکرم. به امید سرافرازی کشور عزیزمان ایران در تمامی دنیا.عید خوبی داشته باشید.و همیشه تمامی عوامل برنامه شبکه کودک در زیر سایه خدا سالم و تندرست یاشند.فعلا خدانگهدار.در ضمن اون نامه انتقاد و پیشنهاد را به ایمیل info@amoo.irفرستاده بودم.حتما نخوندین.بالاخره منتظرتونم.به امید خدا.

9 04 2009
dsfs

یادمه معلمی داشتم که همیشه می گفت:خداوند یکتا علمی است که با داشتن آن می توانیم کتاب موفقیت را بخوانیم پس سعی کنیم همواره به یادش باشیم.بنابرین به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام آقای فرضیایی امیدوارم حالتان خوب باشد6و7 سالی است که برنامه هایتان را به همراه داداش کوچکم دنبال می کنم و از خداوند منان برای شما آرزوی سلامتی و نشاط و موفقیت در این برنامه را خواستارم و باز خدا را سپاس می گویم که شخصی چون شما را سرراه بچه های امروزی قرار داد.برنامتون نسبتا خوب است ولی یک سری کم و کاست هایی دارد-البته بی ادبی است ولی خودتان در برنامه از مخاطبان خواستید تا هر گونه پیشنهاد و انتقادی دارند به برنامه ارسال کنند –من هم این اجازه را به خود داده و این نامه را نوشتم و اگر از گفته هایم ناراحت شدید –کمال پوزش را می طلبم.من ازشما چه در تلویزیون و چه در روزنامه و مجله مصاحبه هایی را شنیده و خوانده ام-بارها گفتید:هدف من از اجرای برنامه ی کودک صرفا شادکردن آنهاست. و من با این موضوع موافقم-چرا؟چون بچه های امروزی و این نسل و به قول معروف نسل های قبلی طعم واقعی و حقیقی شادبودن و خندیدن را نمی دانند و این طعم را نچشیده اند..!!!! پس در واقع کار شما یک کار مثبتی است.ولی این هدف شما پاسخگوی نیاز بچه های امروزی نمی باشد.آقای فرضیایی عزیز نیاز بچه های امروزی فقط و فقط خنداندن آنها نیست.در کنار خنده آموزش هم باید باشد.من نمی گویم در برنامه شما آموزشی وجود ندارد-ولی متاسفانه خیلی سطحی است-من منظور خاصی از بیان این مطلب ندارم ولی منظور من این است که مثلا شما در برنامه درباره عیادت کردن از مریض-نحوه پوشیدن لباس در سرما و پذیرائی کردن از مهمان و مواردی از این قبیل صحبت می کنید در صورتی که این آموزش محسوب نمی شود-در جامعه ی امروزی و دیروزی کودکان در خانواده ها با اجتماعی شدن آگاهانه کم کم این گونه مسائل را یاد می گیرند پس نیازی به مطرح شدن این گونه مسائل نیست و این نوعی تشویق بچه ها به سطحی نگری است که اگر با این روند ادامه داشته باشد در آینده مشکل ساز خواهد بود.چون برنامه شما مخاطبان خیلی زیادی دارد شما باید نقش کاتالیزور رادر این امر داشته باشید.آقای فرضیایی عزیز –آیا بچه های امروزی با این همه پیشرفت-نیازشان در همین مواردی که در برنامه هست-برطرف می شود؟اصلا بچه های امروزی قابل قیاس با بچه های 10یا20سال پیش هستند؟10یا20سال پیش یک طور دیگر خانواده ها در گیر مسائل جامعه بودند و الان یک طور دیگر و با دید ومنش وباورها و هنجارهای کاملا متفاوت؟ آقای فرضیایی در گذ شته و در چندین سال پیش خانواده ها و جامعه شان یک جامعه کاملا سنتی و توسعه نیافته ای بود-نه موبایلی-نه رایانه ای-نه ماهوارهای- ونه سواد کافی –ونه اطلاعات کافی و عمومی راجع به برخورد با هم دیگر-که این مساله در نحوه ی برخورد والدین با فرزندان هم صادق است.چرا؟چون تعداد بچه ها در خانواده ها زیاد بود-جامعه استبدادی بود-ایستا بود-تحرکی وجود نداشت و عموم و والدین از امکانات موجود در دنیا بی خبر بودند-عموم و والدین در عین سادگی و پاکی و بدون ارتباطات برون مرزی زندگی می کردند و یا در فرهنگ و آداب و رسومی که در جامعه حاکم بود-پیش می رفتند و خنده و شادی حقیقی در خانواده ها معنی ساده ای به خود گرفته بود.ولی الان چطور؟در جامعه ی امروزی بچه ها از بدو تولد آموزش دیده بار می آیند –لذا استعدادشان قوی تر و شکوفا تر و به نابر گذشته اجتماعی تر بار می آیند-چرا؟چون جامعه ی ما از لحاظ فناوری و ارتباطات-اینترنت-رایانه-ماهواره ها و رسانه های بین المللی و عمومی پیشرفت کرده-و شب و روز بچه ها با این گونه وسایل بمباران می شوند.پیشرفت این علوم و تکنولوژی به جای والدین نقش بازی می کند و نقش سمعی و بصری در جهان امروز پر رنگ تر شده و حرف اول را می زند.ولی شما با خنداندن و یا شاد کردن جلو می روید-بیایید بدانیم خنداندن بدون انتقال یک سری معلومات ضروری و به جا موثر نمی باشد.انگار این گونه برنامه ریزی شده ایم-شرطی شده ایم تا همه چیز را با دید سطحی نگاه کنیم و با خیال راحت از آن بگذریم. در ضمن-جامعه ی ما را تنها یک قشر خاص-با یک سطح افکار و سطح امکانات و رفاه و هم چنین سطح رشد یکسان-پوشش نمی دهد و فقط همین قشر بیننده ی برنامه هایتان نیست.کشور ما از چندین قشر مختلف و با 70میلیون افکار گوناگون و همچنین با تغذیه افکار از طرف برنامه ریزان اجتماعی –با سطوح رشد مختلف وبا جامعه پذیری گوناگون و از همه مهم تر سطح رفاه و امکانات (که حرف اول را میزند) تشکیل شده است.به نظر من برنامه ی کودک باید همه جانبه باشد-امید است منظور من از بیان این جملات معلوم باشد.در مورد برنامه ریزی و نحوه برنامه ریزی آن:برنامه شما برنامه خوبی است.شما و همه عوامل تهیه و تولید در این برنامه بسیار زحمت می کشند و سعی می کنند تا یک پیام آموزنده ارائه بدهند. و این کاملا کارپسندیده ای است. اجرای برنامه و چیدمان قسمت های مختلف برنامه طوری تنظیم شده که یک مقدار در هم و برهم است و فکر می کنم تا مجری توضیح ندهد-بچه ها قادر به تمیز دادن آنها از هم دیگر نیستند چیز دیگری که می خواستم مطرح کنم –مربوط به مقوله ی سیستم آموزشی برنامتون است.انتقال معلومات و رفتار مناسب و خوب مستلزم یک سیستم آموزشی مناسب است.سیستم آموزشی برنامه شما مبتنی بر سیستم آموزشی مستقیم و سیستم آموزشی دستوری است.(قسمت پیام باز آموزی) و این تاثیر 10یا20%خواهد داشت و نمی توان نتیجه ای خوبی با این نوع نگرش به دست آورد و این نوع نگرش در جامعه امروزی با این طرز تفکر و برنامه ریزی های رفتاری اصلا جواب نمی دهد.به نظرمن سیستم اموزشی غیر مستقیم و سیستم اموزشی رهنمودی نسبت به آموزش مست
قیم مفهومی و زیر ساختی تر است.عمو پورنگ بیایید به طور مثال به صورت غیر مستقیم با زبان بچه گانه و همراه با خنده به بچه ها یاد بدهیم ادب و خویشتنداری را.یاد بدهیم مردانگی بی تظاهر را.تقوا را.سخاوت و پرهیزگاری را نه فقط در کردار بلکه در افکار-ساده زیستی راکه به عادت های مرسوم اغنیا و جامعه ی امروزی با همین متد شباهتی نداشته باشد.یاد بدهیم که سرشان به کار خودشان گرم باشد.از شایعات دوری کنند-یاد بدهیم کار های پیش و پا افتاده انجام ندهند!!!!!!! ارزش واقعی خودشان را به آنها بفهمانیم!بچه ها را با فلسفه ی کار ها نسبت به گروه سنی شان آشنا کنیم.تاریخ و شخصیت های تاریخی را به آنها بشنا سانیم-آقای فرضیایی عزیز ما با تاریخ خیلی بیگانه ایم-آقای فرضیایی شخصیت بچه های امروزی محتاج تربیت و مراقبت است-چرا؟ چون در معرض خطر است.پس ما نباید با یک سری آموزش های نظری و انتزاعی بخواهیم مواعظ اخلاقی یا توصیفات خیالی آنها را به بیراهه بکشیم!!!! به بچه هااموزش دهیم تا سطحی نگر نباشند و عقل گرا باشند-(اگر همه عقلمند بودند تا به حال نظرات و پیشنهاد هایی را نسبت به بهتر شدن برنامه ارائه میکردند)به بچه ها یاد بدهیم وقار ومتانت را-که در زمان سختی این را حفظ کنند-البته بدون جلوه فروشی……یاد بدهیم انعطاف پذیر باشند–معنای دقیق زندگی را به آنها بفهمانیم-معنای عزت نفس.صداقت را به آنها بفهمانیم –آنها را به پرسش کردن درباره مسائل پیرامونشان عادت دهیم-عمو پورنگ اینها در جامعه امروزی ما کم رنگ و کم است-پس سعی کنیم این گونه مسائل را گسترش دهیم تا بچه ها از همین الآن یاد بگیرند-تا در آینده جامعه ای به از این داشته باشیم.نه عمو پورنگ……..؟یاد بدهیم اگر کسی دانش زیاد داشته باشد-به رخ کسی نکشد-یاد بدهیم عیب جویی را کنار بگذارند.در بچه ها عشق واقعی به حقیقت-عدالت و عشق واقعی به پدر و مادر و خدارا داشتن را یاد بدهیم-آنها را با هنر آشنا کنیم و به آنها یاد بدهیم هر کاری که میکنند عاری از هر گونه سوءنیت باشد-یاد بدهیم تسلیم یاس و اندوه نشوند-شادمانی تحمیلی و مصنوعی انجام ندهند-یاد بدهیم مسائل دوروبرشان را با موشکافی و صبر و حوصله بررسی کنند-نظر و برداشت سرسری نکنند-دوراندیش بودن را یاد بدهیم –یاد بدهیم تحمل شنیدن انتقاد ها را داشته باشند-نه هر انتقادی-چون بعضی از انتقادها مبتنی بر چاپلوسی و نابودی طرف مقابل است ووو………………………….وو…..
به هر حال زمان و بعضی از مسائل و هم چنین مشغله درسی و کاری و فراگیر بودن این مقوله(اجتماعی کردن کودکان)اجازه نوشتن به اینجانب را نمی دهد.پس بیایید تا زمان هست و همه بچه ها با توجه به بعضی مسائل جذب جعبه ی جادویی هستند.کاری بکنید.متشکرم-
اما در مورد سرودهایی که می خوانید:به نظر من مضمون سرود ها طوری باید باشد علاوه بر پر کردن وقت برنامه و به عنوان نوعی تفریح بچه ها را به فکر کردن از همان اوان کودکی وا دارد تا سطحی نگر نباشند.قسمت مشاور برنامه هم خوب است ولی با توجه به نحوهی گفتگویی که بین مشاور ومجری در این قسمت می شود حواس بچه ها بیشتر به نحوه گفتگو بین این دو نفر معطوف میشود تا به خمیر مایه بحث………!!!!
قسمت هندی برنامه شما کاملا بی محتوا است.می دانید چرا؟موسیقی هندی یک موسیقی خیلی سطحی و کاذبی است.همانطور که در جامعه می بینید قشر نوجوان و جوان جامعه به سمت فیلم هاوموسیقی کاذب هندی کشیده می شوند ومتاسفانه…………………….و این نوعی تشویق بچه ها به این امراست و چون بچه ها شما را دوست دارند زودتر به…………………………البته یک جنبه مثبت هم می تواند داشته باشد آن هم این هست که حداقل معرفی کشور می شود و این باعث بالا رفتن اطلاعات عمومی بچه ها می شود ولی باز هم این قسمت این کار را نمی کند…؟به جای آن می توانی از فرهنگ و تمدن هزارساله خودمان استفاده کنید در این تهاجم فرهنگی………………………
قسمت مجری کیه؟ به نظر من این قسمت کاملا بچه ها را به تک بعدی بودن عادت می دهد
پس بیایید به بچه ها یاد بدهیم چند بعدی باشند-همه ی بچه ها می خواهند مجری شوند؟فکر می کنند که فقط با این کار می توانند مشهور شوند و مطرح شوند(مدارج بالا و هم چنین شغل های خوب) پس بیاییم نیاز واقعی بچه ها-کمبود ها-هدف های واقعی و چیز های مورد علاقه ی خودشان را به آنها هدیه کنیم؟ آنها را به طرف علاقه خودشان سوق دهیم تا احساس کمبود نکنند-ارزش واقعی خودشان را بفهمند-در ضمن این قسمت بیشتر نظر خواهی در مورد برنامه هست؟و بیشتر بچه ها هنگام پاسخگویی به سوالات و نظر سنجی در رابطه با برنامه به پشت صحنه نگاه می کنند به نظر شما چرا؟……………..هر برنامه ای تاریخ مصرف خاص خودش را دارد و در ضمن در برنامتون خیلی هیاهو هست و نظم زیر ساختی در آن حاکم نیست مشخص نیست چه برنامه ای با چه هدف و محتوایی در حال پخش است………………………………………………..!!!!!!!!!!!!!!!در ضمن چیزهایی که نوشتم شاید برای بچه ها سطح بالا باشد ولی با زبان بچه گانه به همراه خنداندن می توانیم
این گونه مسائل را به آنها بفهمانیم و در آنها نهادینه کنیم.امید است برداشت سرسری و کورکورانه و هم چنین مطالعه ی اجمالی از نوشته های اینجانب نشود و به هر حال این نامه می توانست بهتر از این نوشته شود ولی متاسفانه کمبود زمان و سایر مسائل اجازه ی نوشتن به اینجانب را نداد. امید وارم این نامه به پیشبرد برنامه کمک کند و شبکه کودک پورنگ و همچنین سایر برنامه های کودک بهتر از این ساخته شود.اگر نسبت به بهتر شدن برنامه پیشنهاد هایی از من خواستید به من ایمیل بزنید.در خدمتم.صحبت پایانیم را این گونه تمام می کنم :استادی داشتم –همیشه به من می گفت:در اسارت آزادی بی هنران مدعیان هنرند…………!!!!!!!!!!!!!!!.با تشکر ن.ی از کشور زیبای ایران

15 04 2009
ليلا

سلام عموي خوبم اميدوارم همينطور كه گفتيد امسال را با خاطره اي خوش آغاز كرده باشيد اميدوارم كه امسال سالي نيك و با بركت براي شما و همه ايرانيان در هر نقطه از اين زمين خاكي باشد اميدوارم كه زودتر ما شما را از پشت اين جعبه جادويي البته به طور زنده ببنيم
به اميد آن روز مي مانيم البته هر روز دعا مي كنيم كه اين روز زودتر برسد
دوستتان داريم
مي دانيم كه شما هم ما را دوست داريد

17 04 2009
s m d a

فقط زود زود زود زود زود زود زود زود زود زود زود زود …………………………… بیا

21 04 2009
ارزو علافیان

سسسسسسسسسسسلام عمو پورنگ مثل این که خیلی خوشت میاد ما بچه ها رو منتظر خودت بذاری . اقای اقا جان زاده بزار عمو پورنگ همون برنامه ی زنده اش را اجرا کنه …لطفا و خوا هشن… چی میشه قبول کنین دیگه … به خدا گریه ام میگیره.

13 08 2009
طيبه ثابت

منم با بچه هايم و براي اونا مينويسم با اونايم و با اونا دنيا رو ميبينم . خداييش ها هيچ چيز به غير اونا به من انرژ ي نمي ده اقاي فر ضيايي. خدا قوت بهتون بده اما دلم مي خواد به وبم سر بزني . يه چيز ديگم بگم كه من اينجا در روزنامه شهر ارا يك اتاق فكر از كودكان و نوجواناي مشهدي دارم كه توشون خبر نگار نويسنده شاعر و … هست . يكي از بچه ها نابينا و يكي هم ناشنواست يكي هم بيماري خاص داره اونا رو اگي خواستي ببيني مي توني برام بگي كه به مدير مسئولم اقاي فياضي بگم و خلاصه بياي مشهد و هم زيارت هم بچه هايي رو خوشحال كني كه دوستشون داري.

عمو پورنگ : سلام ممنون از حسن توجه تون در لیست برنامه هایم قرار می دهم




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: