فاطمیه

26 05 2009

به نام نامی یار….چشمه نور…دوستدار ال رسول

سلام به همه بچه های خوبم.

فرا رسیدن ایام فاطمیه و شهادت بی بی دو عالم   «حضرت فاطمه(ص)»  را به شما تسلیت عرض می کنم.

این شب ها اگر در هیئت یا مراسم عزداری شرکت می کنید به یاد کسانی که التماس دعا دارند نیز باشید از جمله من حقیر.

تا دست نوشته بعدی خدانگهدار

5/3/88


کارها

اطلاعات

63 responses

26 05 2009
تينا

به نام خداي مهربون دوست داشتني *

سلام *عمو جونم *:

من هم ايام فاطميه حضرت فاطمه (ص) را به شما عموي نازم تسليت ميگم .عمو جونم تواين روزها مارافراموش نكنيد ها ، ممنون عموجونم.

التماس دعاي فراوان .

عمو جونم منتظر هستيم !

(برادرزاده شما تينا )
*****************
سلام آجي هاي گلم :

بچه ها تواين شب ها ما را يادتون نره .

26 05 2009
زهرا

به نام خدا
عمویی جونم سلام.خوبید؟؟؟
منم این ایامو یعنی شهادت خانم فاطمه ی زهرا رو به شما وهمه ی دوستای عزیزم در اینجا تسلیت میگم.
عمویی مگه میشه ماها شما رو دعا نکنیم!!!!شما همیشه تو ذهن وقلب مایید..پس مطمین باشید هیچ وقت شما رو فراموش نمیکنیم…شما هم منو بقیه ی بچه ها رو یادتون نره….
التماس دعای خیلی زیاد عمویی گلم…

26 05 2009
زهرااستواری بلگوری

به نام نامی یار….چشمه نور…دوستدار ال رسول
با عرض سلام وشاد باشید عموی محبوب بچه های ایران زمین
منم فرا رسیدن ایام فاطمیه و شهادت بی بی دو عالم “حضرت فاطمه(ص)” را به شما تسلیت عرض می کنم.
وبرای شما دعامی کنم که به خواسته ی قلبی خود دست یابیدو انشاءالله به لطف ومرحمت خداوند دست می یابید.
آقای داریوش فرضیایی عزیز ترین من به خداوندبزرگ وبلند مرتبه ومهربان توکل کنید.
ودوستدار ویار همیشگی تنها یی شما زهرا

26 05 2009
نیلوفر

به نام خدای مهربون .
عمو جونم منم شهادت بانوی دوعالم رو به شما و همه آجی هام وهمین طور خونوناده ی محترمتون تسلیت میگم .
اگه خدا دعاهامون رو قبول کنه .حتما .
عمو جون برای ما هم دعا کنید لطفا .ممنونم

27 05 2009
گلبرگ

نيازي به ياد آوري نبود ما شما رو هميشه دعا مي كنيم البته اگه لياقت داشته باشيم وخدا قبول كنه منم به شما و دوستايي گلم اين ايام و تسليت ميگم و از همگي التماس دعا دارم………

27 05 2009
زهرا متقي

به نام خداوند مهربون
سلام عمو جون من هم اين ايام رو به شما تسليت عرض مي كنم .
خدا پشت و پناهتون عمو جون عزيزم
يا حق

27 05 2009
فاطمه متقي

سلام عمويي من هم مي خواستم ايام شهادت حضرت فاطمه زهرا رو به شما تسليت عرض مي كنم .
عموجون راستي من دو تا وبلاگ براي امير جون و ارميتا مرادي درست كردم به وبلاگ من هم سري بزنيد خوشحال مي شم
منتظرتون هستم
وبلاگي براي اميرمحمد عزيز = http://amir74fateme75.blogfa.com/
ووبلاگي براي ارميتا مرادي =http://fateme75.blogfa.com/
اميد وارم هميشه موفق و پيروز باشيد .
خداحافظ

27 05 2009
دریا دوستدار عمو

به نام خالق بهار
سلام بهترین عموی نایاب دنیــــــــــــــــــــــــــــــــا

منم به نوبه خودم ایام فاطمیه رو به شما و همه همکارانتون و همینطور به بچه های دوست داشتنی اینجا تسلیت میگم.

امیدوارم بتونیم شناخت خوبی از ایشون داشته باشیم.(الهی آمین)

9:46 | D.A.E ق.ظ

27 05 2009
دریا دوستدار عمو

به نام خالق بهار

سلام به برو بچه های خوب و دوست داشتنی

شیرین جونم!

این که کار بزرگی نبود که تو ازم تشکر کردی ولی یه اشتباهی داشتی که شکلکات درست نشون داده نمیشه!

بعد از دونقطه نباید آندر لاین بذاری یعنی نباید شیفت و بگیری و بنویسی همینجوری باید بدون شیفت بنویسی ( – ) چون با آندر لاین ( _ ) نمیشه!

اول : بعد – بعدشم ( رو بزنین میشه :-( (ناراحت)

اول : بعد – بعدشم ) رو بزنین میشه :-) (خوشحال)

اول ; بعد – بعدشم ) رو بزنین میشه ;-) (چشمک)

اول : بعد – بعدشم x رو بزنین میشه :-x (عصبانی)

امیدوارم همتون بتونین این کارو انجام بدین یه بارم میگم وقتی میخواین خط تیره بذارین شیف رو نگیرین و گرنه آندر لاین میشه و شکلکتون دیده نمیشه!

یعنی من امروز اول شدم یا نه؟!

9:59 | D.A.E ق.ظ

27 05 2009
nilofar

سلام عمو جونم
من هم به شما تسلیت می گویم .
از شما می خواهم که خبر های جدید درباره ی آمدنتون به تلویزیون را به ما بگویید .
مثلا درباره ی آگهی گم شدنتون .

خداحافظ ……….

27 05 2009
معصومه ی منتظر حاجی

حاجی عزیزم سلام
من هم فرا رسیدن ایام فاطمیه رو به شما تسلیت عرض می کنم و از شما می خوام در لحظه های پاک دعا من رو از دعای خیرتون بی نصیب نگذارید.انشاالله
التماس دعا
دوستدار ابدیتان معصومه

27 05 2009
رامینا سادات حسینی

سلام عمو جون
امیدوارم حالتون خوب باشه….
امروزامتحان ادبیات داشتیم…….خوب دادم فقط یک غلطی دارم که معلممون وقتی بخونن صددرصد دو ساعت میخندن…..شعر نیمایوشیج!!!!! امشب روح نیما میاد به خوابم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شعراین بود: ( بر دم دهکده «مردی تنها» کوله بارش بر دوش
«دست او بر در» میگوید باخود )
اونایی که توی گیومه گذاشتم جاخالی هاش بود……
حالامن چی نوشتم؟!
(بر دم دهکده «پیرمردی تنها» کوله بارش بر دوش
«دست او در گوش»!!!!!!!!!!!!!!!!!!! میگویدباخود…..

فکرکنم اثرات کم خوابیه……دیشب ساعت یک ونیم خوابیدم…..صبح چهارونیم بیدارشدم1!!!!!

البته
این ترم توی هر امتحان یه چیز خنده دار نوشتم!!!!

************

راستی
عمو امروز آخرین روز بود……آخرین روز مدرسه در طول زندگیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دلم گرفته……………………………باورم نمیشه که12سال درس خوندم…..یادش بخیراولین روز مدرسه همه گریه میکردن….من از همه خوشحال تر بودم!!!!!!!!!!
وقتی5سالم بود بندرترکمن زندگی میکردیم….من همیشه پشت پنجره مینشستم وبابچه های مدرسه ای بای بای میکردم و میگفتم سلام دوستم!!!!

عمه م برام مانتو مقنعه دوخته بودن……..موقع تعطیلی مدارس میشد میپوشیدم بامامانمو داداشم میرفتیم تو کوچه من چند قدم تا وسطهای کوچه میرفتم ….بعد برمیگشتم بامامانم اینا ازدور سلام میکردم بای بای میکردم میگفتم مامان من از مدرسه اومدم!!!!!!!!!!! (چه دوران قشنگی بود…..)

اما امروز دیگه همه چی تموم شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یک ساعتی تو مدرسه بودیم وعکس گرفتیم….منم زخمی شدم…..پشت در کلاس بودم که شقایق درو محکم باز کرد!!!!!!!!!!!!!!دستگیره در خورد به دستم…. دستم خراشیده شد!!!!
آخرین روز هم یک یادگاری رو دستم موند!!!!!

من فکر کردم خودم فقط بلد نیستم نیمرو درست کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یکباراینکارو کردم نزذیک بود خونه آتیش بگیره!!!!
امروز صبح مامانم مریض بود خوابیده بود………. میخواستم نمیرو درست کنم….نمیدونستم چکارکنم.به بابام بگم یانه؟!!! آخه احتمال میدادم بابام هم بلد نیست………..
خلاصه صداش کردم…………(آخیییی امروز تولد باباجونم هم هست!!!!!!!!!!!)
باباجون بلدی نیمرو درست کنی؟
بابا: بله چرابلد نباشم….ممنون که تولدمو یادت بودوتبریک گفتی…..
(وایییی بابا تازه اول صبحه………… یادم رفت ببخشید)
بابام دنبال روغن میگشت پیدا نکردیم…من کره آوردم…….
خلاصه……کره رو گذاشت تو ماهیتابه و کره آب شد تخم مرغ هم کنارگاز…..
وااااااااااای عمو
دیدم بابام شروع کرد به نمک زدن کره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و هی کره ای که آب شده بود روباقاشق هم میزد…………………………
من گفتم شاید تکنیک جدید نیمرو درست کردنه ……

دیدم نه ادامه داره!!!!

گفتم بابا تخم مرغ نمیخواد احیانا…..؟؟؟؟؟
بابا: ای وای…..حواسم نبود…….فکرکردم تخم مرغ و شکوندم!!!!!!!!!!!!!!

عمو تا الان …حتی سر جلسه امتحان که یادم میومد میخندیدم واسه خودم…… گفتم الان مراقب میگه این دختره بس درس خونده قاطی کرده!!!!!!!

عمو ازاونروز همش تو فکراون عکس هستم!!!!!!!!!!!
عمو شمافقط همون سال عکس دارین؟جدیدا که اومدین گرگان چی؟ عکس نگرفتین؟!!!

وای عمو سال82 که استدیوم ازادی برنامه داشتین…چه روزایی بود!!!!!!!!عمو قبل اون بار یکبارهم قبلش اومده بودین گرگان تالار برنامه داشتین نه؟!!!!(هروقت برمیگردین تهران من میفهمم!!!!!!!!!)
سال82
اقای طاهری یادتونه؟حسین طاهری….ارگ برنامه رو میزدن…

تازه اون موقع من کلاس ارگمو شرع کرده بودم!!!!!!!!!
از اقای طاهری خیلییییییییییییییییی خجالت میکشیدم …….اگه مثلا الان یاحتی چند ماه بعدش بودا هر2روزش از صبح بااقای طاهری میومدم پیشتون!!!!!!!!!!!!!!!!
همین الان گاهی دوستهام الکی میگن شمااومدین من فورا بهشون مسیج میدم که عموپورنگ اومدن؟ صدباربهم گفتن من نمیدونم….من ازکجابدونم؟ باز دفعه بعد……..همون مسیجو میدم!!!!

اما اون موقع خجالت میکشیدم……منشی اقای طاهری به مامانم گفت مافردا میریم صبح باعموپورنگ عکس بگیریم…………اونقدردلم اب شددددددددددددددددددد………….مامانم گفت میشه ماهم بیایم؟
گفت نه….تازه ماهم شاید اقای طاهری نتونه ببرمون…..
اقای طاهری قبلش همه برنامه هاتونو بهمون گفته بودن………….
آها عمو بعدش.1!!!!!

میدونین چی گفتن؟
اونقدرازتون تعریف کردن…خوشرو و…..آها گفتن:اره عموپورنگ سنش از من بیشتره!!!!!مامانم گفت نه………….اقای طاهری»میدونین ازکجامتوجه شدم؟میخندید صورتش چروک می افتاد!!!!!!!!!!!!!

مامانم گفت: معلومه عموپورنگ همش میخنده…….خب همینجوری میشه!!!!!!

اونروز
من ومامانم وداداشم وصباوسیناومامانشون…پرستووپردیس ومامانشون ………خالم ودینااومدیم جشن…………………همه6سال کوچتربودیم///////////////
دینا5سالش بودهنوزمدرسه نمیرفت…………اماالان امسال میره اول راهنمایی…………….

یادش بخیر……
بعدازظهرش شعراردک تک تک رو واسه اولین بارپخش کرده بودن….من حفظ کرده بودم…..تااونروز اگه شماگفتین من بلد باشم…..!!!!!!!! فکرمیکردم میبینمتون اما نشد….میخواستیم از نرده بپریم نشد!!!!!!!!!!!!! فردا تو مدرسه یکی ازبچه ها امضاتونو اورده بود!!!!!!!!!!!!!!!!

سال بعدش رفته بودم مهمونی اونجافهمیدم بچه هاشون شب قبل توی جشن شمابودن!!!!!!!!!!! مخابرات دعوتتون کرده بود!!!!!!!!!!!!

بعدشم دیگه نشنیدم اومده باشین تا پارسال…………..دانشگاه….عموبلیط شمارودوست خاله م اورد جلو درخونتون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1گفت مامانتون بودن وشمانبودین!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امسالم که باز بعدازرفتنتون متوجه شدم….فکرکردم سرویسم الکی میگه…….!!!!!!! آخه همون موقع فیتیله اومده بود……اما فهمیدم راست بوده!!!!!!!!

وای عمو کاش تابستون هم بیاین…..

دوستتون داریم
خدانگهدار

27 05 2009
رامینا سادات حسینی

ای قلم بنویس
ای تاریخ درخود ضبط کن
درمیان کوچه
یک تن یاورزهرا(س)نشد

27 05 2009
رامینا سادات حسینی

کاش از قلبم به قبرش راه داشت
کاش زهرا(س)هم زیارتگاه داشت…..

27 05 2009
زهرا جعفرزادگان

سلااااااااااااااااااااااام
الان از شدت ذوق مرگي نميدونم چيكار كنم!!!!
عموووووووووو الان عكساتونو ديدم…اون عكسا هست كه با بلوز شلوار لي گذاشتيد….
عمو تا ايناعكسارو ديدم با تمام توان جيغ كشيدددددددددم(شانس اوردم سقف خراب نشد!!)
عمو يادتونه من چه بدبختي بخاطر اين عكسا كشيدم….اقاي اقاجانزاده خوب ميدونن!!!
چون پدر 7جد اباد من در اومد تا اين عكسارو گرفتم!!عكاسيه ميگفت بايد ازتهران فكس بفرسن اصفهان تا من اين عكسارو بدم شما!!! اقاي اقاجانزاده گفتن ما كار داريم…خب بنده خدا راست گفتن…اما من ول نكردم…پاشنه دراونجا رو در اوردم تا عكسارو گرفتم!!تازه 1عكس ديگم هست نذاشتيد..اون كه تي شرت لي نپوشيديد…اون تا چندوقت پيش رو در طبقه پايينشون بود…
واييييييييييي مامان ذوق مرگ شدم رفت…يكي منو بگيره!!!!!!!
يادش بخير….آتليه عكس اصفهان…خيابون كمال اسماعيل…
تا همين چند وقت پيشم پوستر شما هم تو حياطش بود ..
الانم رو در ورودي هست و اون قاب عكس كه بااون دختركوچولوهه داريد روي ميز پذيرشه…
منم اون عكسي كه پايينش با ابي نوشته پورنگ هستا…من عكس گرفتم بااون عكسه برام مونتاژ كردن…
والان اون قاب عكس رو ديوار اتاقمه…!!!
اصلا از شدت خوشحالي نميدونم چيكار كنم!!!!!

27 05 2009
زهرا جعفرزادگان

اينقدر ذووووووووق كردم كه يادم رفت اين ايام رو تسليت بگم…
عموجون براي ماهم دعا كنيد…..
اميدوارم هميشه شاد باشيد…
التماس دعا…
خدانگهدار…

27 05 2009
مشکات

سلام عمو یی جونم من هم شهادت خانم حضرت فاطمه الزهرا سلام الله را به شما و مادر گلتون تسلیت میگم ………..

عمو شاید شاید ها فردا برم امامزاده عبد الله نمیدونم تا حالا اونجا رفتید یا نه اما اگه رفتم مثله همیشه برا یه شما و مامانتون دعا میکنم عمو برایه من فرقی نداره که هیئت برم یا عزاداری مهم اینه که دلت پاک باشه و مهم تر اینه که من همیشه چه هیئت برم و چه نرم به یاده شما هستم و همیشه براتون دعا میکنم عمو یی خوبم این روزا دلم خیلی گرفته اگه فردا رفتم امام زاده میخوام یه دله سیر گر یه کنم و بگم اخه خدا چرا …………..

حتمی براتون اونجا نماز میخونم به نیا بت از شما و براتون یه عالمه ارزوی خوب میکنم و عمو پورنگم تمامه احساساته خوب من نثار تو تو یی که بهتر ینی و تو یی که عاشقانه دوستت دارم ……..

و مثله همیشه میگم عمو اگه یه روز دلت گرفت و فکر کردی که تنها تر ینی اینو همیشه یادت باشه عز یز که یکی تو یه دنیا هست که دلتگی ها و تنها یی هاش رو فقط و فقط با تو پر میکنه اره یکی هست که عاشقانه دوستت داره مهربون دوستت دارم بهترین عمو یه دنیا ………..(مشکات ) همیشه به یاده تو

27 05 2009
شیوا محجل

«به نام خدا»
سلام عموجون. امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشید.
منم فرا رسیدن ایام فاطمیه رو تسلیت میگم…
راستی عموجون ماجرایی که می گفتم مفصله بعدا میگم اینه: اونروز تو حیاط مدرسه یه خانوم (فکرکنم معلم بودن) با ماشینشون تشریف فرما شدن رو پام… می خواست پارک کنه. منم کنارش بودم پشتم به ماشین بود اورد پارک کرد اخر پار کردن چرخ عقب ماشین رفت رو پام البته رو پاشنه پام (حالا گریه نکن کی گریه کن!)
من در تعجبم جلوی ماشین نرفت اما پشت ماشین…..! یکم زود زود فرمون رو بر می گردوند اینجوری نمیشد.
خدا رو شکر چیزی نشد (منظورم نشکست) ولی حسابی زخمی شد پام :-( جای تعجب اینجاست که تا از امتحان بیام بیرون قسمت زیادی از زخم پام هم خوب شد … و خلاصه به خیر گذشت.
عموجون شما هم واسمون دعا کنید….
خیلی دوستتون داریم….
خدا پشت و پناهتون…

27 05 2009
نرگس احمدی

به نام خدایه مهربون
یاعلی پرستویت کجاست؟آن گل صدبرگ خوشبویت کجاست؟یاعلی رفتم بقیع امام چه سود هرچه گشتم فاطمه آنجانبود…یاعلی دل به عشقه فاطمه خوش کرده ام،حج من بی فاطمه بی حاصل است..فاطمه حلال صدهامشکل است ،من طواف سنگ کردم دل کجاست؟راه پیمودم،پس منزل کجاست؟کعبه ی بی فاطمه مشتی گل است قبر*زهرا*کعبه اهله دل است…سلام عمو.منم شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)روتسلیت میگم عمو چندسال پیش یه کتاب داستان از حضرت فاطمه خوندم چقد بعدش گریه کردم ولی چندوقته بیشتر واسه مشکلاته خودم گریه میکنم…ای کاش یکم صبر حضرت فاطمه تو من بود..عموشماهم واسه ما دعاکنید..بچه ها خواهش میکنم واسه منم دعاکردنی دعاکنید..خواهش میکنم…کاش مهدی به جهان هویدامیکرد*گره ازمشکله پیچیده ما وامیکرد*کاش میامدوبا آمدنش ازراه،قبره مخفی شده*فاطمه* پیدامیکرد..خدایابه حقه حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)ظهوره آقامون امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)رونزدیکتربگردان اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم

27 05 2009
نیلوفر

به نام خدا
سلام
اومدم شکلک هارو امتحان کنم
:-( ……:-)….:-+

27 05 2009
نیلوفر

چرا فقط یکی اومد
:-)

27 05 2009
حنانه

به نام خدا.

سلامی دوباره….

یا علی(ع) رفتیم بقیع اما چه سود؟

هر چه گشتیم فاطمه(س) آنجا نبود. !

یا علی(ع) قبر پرستویت کجاست؟

آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟

هر چه باشد من نمک پرورده ام دل به عشق فاطمه (س)خوش کرده ام……….

ان شاالله حضرت زهرا از همه ی ما راضی باشن و ان شاالله روزی نرسه که از خجالت نتونیم

سرمون و جلوی این بزرگوار بلند کنیم.

***تسلیت می گم***

از خدا می خوام کاری کنه که مادرم فاطمه زهرا(سلام الله علیه)از من راضی باشن.(انشاالله)

(شما هم ما را از دعایتان بی بهره نکنید ان شا الله ایام پر برکتی داشته باشید.)

27 05 2009
مهر

سلام بر همگی! ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه(س) را به همه ی دوستان و آقای فرضیایی تسلیت می گویم. امیدوارم فقط در حد همین یادآوری های سال به سال نباشد و تک تک ما ایشان را همیشه به خاطر داشته باشیم و برای شناخت بیشترشان تلاش کنیم.

27 05 2009
ملوسک

سلام…….من هم ایام شهادت حضرت زهرا رو به شما و تمام مسلمانان تسلیت میگم.

27 05 2009
شیوا صرامی

* بــه نـــام خــدای مــهــربــون*

*السلام علیك ایتها الصدیقه الشهیده*

پیغمبری که عمری غمخوار امتش بود

روی کبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟

سلای عموی مهربونم:

منم به نوبه ی خودم شهادت بانوی عالمین وایام فاطمیه را خدمت شما و همه ی همکارانتون و همه ی شیعیان جهان تسلیت و تعزیت می گویم:-(

*حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود *

*خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود *

*ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه *

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود *

****
*الا اي چاه يارم را گرفتند*

*گلم، باغم، بهارم را گرفتند*

*ميان کوچه ها با ضرب سيلي*

*همه دار و ندارم را گرفتند*

*************************************
عمو جونم ما همیشه واسه ی شما دعا می کنیم،امیدوام خدای مهربون قبول کنه،شما هم با اون دل بزرگ و پاکتون ما را توی این شبهای عزیز از دعای خیرتون بی نصیب نگذارید.

*************************************
:-( آبجی های مهربون و پاکم التماس دعای فراوان*
اجرکم عندالله در عالم مظلومانی مثل علی (ع) و فاطمه (س) نخواهند آمد.

*************************************
:-) ابجی دریا ممنون که گفتی چطوری میشه شکلک گذاشت.ممنون گلکم.فقط خداکنه اشتباه انجام نکنم.

*************************************
;-) ابجی ژاله جونم دلم خیلی واست تنگولیده،حتما بهت میزنگم ابجی نازنازی خودم،التماس دعا خواهری.

*************************************
:-)ابجی سولماز گل و مهربون تو هیچ وقت منو ناراحت نکردی،اخه مگه میشه کسی از ابجی گلش ناراحت بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟;-)
دوستت دارم خواهری :-)

*************************************
:-)ابجی شیوا (محجل)خوشحالم که ابجی های گل و مهربونی مثل شماها دارم،دوستت دارم خانومی.

*************************************
تمامی ابجی های مهربونم:
همتون را دوست دارم و خدا را به خاطر اینکه ابجی های گلی مثل شماها به من داد شکر می کنم،بعد هم از عموی گل و دوست داشتنیمون تشکر می کنم،چون اگه عمویی نبود دوستی بین من و شماها هم نبود:-)

*************************************
عمویی و ابجی های گلم همتون را به خدای مهربون می سپارم،امیدوارم همیشه توی کارهاتون موفق باشید،توی این شبهای عزیز ما را از دعای خیرتون بی نصیب نگذارید.*التماس دعا*
خدايا به سوز دل مولا علي(ع) و به پهلوي بشکسته ي زهراي مرضيه(س)قسمت می دهيم که فرج اقامون را هر چه زودتر نزدیک بفرما…آمین
*الهم صلی علی محمد وال محمد*
*الهم صلی علی محمد وال محمد*
*الهم صلی علی محمد وال محمد*

**دست علی یارتون**خدانگهدارتون**

27 05 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلام عموییی جونم:-)
عمویی یه کوچولو حالم گرفته بود اما اینجا که اومدم از کارای رامینا کلی خندیدم…بر در دهکده پیرمردی تنها!!!دستش در گوش!!!به به به به!!!:-) …وای عمو باز رامینا یادم آورد!عمو بیشتر تقصیره بعضی از آشناهاست که ما چند باری که شما اومدین گرگان نتونستیم بیایم تو جشن شرکت کنیم!آخه عمو بعضیا در طول سال اینق الکی میگن شما اومدین که ما الکی ذوق کنیم که دیگه حرفه راستشونم باورمون نمیشه!عید غدیر پارسالم همینجور شد دیگه!شوهر استاد کونگ فو گفت شما دانشگاهین!من اصلا جدی نگرفتم..:-(
.
عمو من یه خرس کوچولوی صورتی دارم که با همه خرسا فرق داره..در لحظه حالتش عوض میشه!بوسش میکنم میخنده اما اگه بی توجهی کنم دپرس میشه…تازه گاهی هم میره تو نخه آدم!!عمو اینو فقط من نمیگم!هر کی دقیق نگاش میکنه همینو میگه!دیشب بعد از درسم رفتم یه خورده ناز و نوازشش کردم بچه ام دپرس نشه از بس کم بهش میرسم!بعد اینقد ادا درآورد که مجبورم کرد کلی ازش عکس بگیرم..این عکسا تا ساعت 3 صبح ادامه پیدا کرد!!!دیگه خودش خسته شد!بابا میگه این اگه جوون بگیره چکار میکنی؟میگم هیچی بدبخت میشم!همینجوریش با زبونه بی زبونی حرف میزنه وای به حال اینکه جون بگیره!دیگه درس و مشق باید بره کنار!!!:-)
اااااا عموووو؟عمو کی گفتین موقع امتحانا آلوچه نخوریم؟من یادم نبودددد:-( من عاشقه ترشی ام!اما حالا که آجی نیلوفر میگه شما گفتین نخوریم،چشم عمو نمیخورم تا بعد از کنکوررر(وای چه قوله سختی!)
عموییییی جونم منم این ایام رو به شما تسلیت میگم اما من که نمیتونم از خونه تکون بخورم!!شما اگه رفتین هیئت دختراتونو فراموش نکنین…
عمو من مامانتونو خیلی دوس دارم…همه دوسشون داریم..عمو با اجازه اتون بهشون میگم عزیز جون(مثله مامان بزرگه خودم)
آجی ها یه صلوات واسه سلامتی عمویی و عزیز جون:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
(راستی دریا جون آموزشت عالی بود..ممنون.)
التماس دعا
(دخترتون)

28 05 2009
sahar

به نام خدا
دريا دل آشناي من ! سلام
شهادت بانوي دو عالم ، فاطمه زهرا (س) را به همه شما تسليت عرض مي كنم.
امروز بعد از ظهر از راه رسيدم و لي اصلا فرصتي براي اومدن به اينجا نداشتم ، چون مشغول پخت آش نذري كه هر سال همين موقع مي پزيم بودم ….براي اولين بار قبل از نوشتن نتونستم كامنت هاي بچه ها رو بخونم .
اما اگر خدا بخواد فردا ميام و همه كامنت هايي كه توي اين مدت كه من نبودم و بچه ها نوشتند رو مي خونم.
فقط اومدم بگم به ياد تك تك شما هنگام هم زدن آش بودم ……بعد از آرزوي فرج آقا و مولايمان….براي شما ، سلامت ، موفقيت ، سعادت ، آرامش و نزديكي به خدا را آرزو كردم وبعد براي مادر بزرگوارتان سلامت و طول عمر خواستم.
براي خانم جويكار عزيزم هم دعا كردم و به ياد آجي هام بودم : نيلوفر جون، سميه جون ، مهر عزيز، حنانه جون ، دريا جون، معصومه جون ، سولماز جون ،تينا جون ، ژاله جون ، سمانه جون ، ، مشكات جون ، شيرين جون ، زهرا جعفرزادگان عزيز، زهرا جون ،عارفه جون ،ميناي عزيزم ، خواهر گلش ، بهار جون ، مادرش ، گلبرگ جون ، رامينا جون ، شيوا محجل عزيز ، شيوا صرامي عزيز و نرگس جون و……همه كساني كه به يادشون بودم ولي حالا از خستگي اسمشون رو به خاطر ندام.
به ياد تك تك شما ها و براي هر كدامتان جدا گانه نيت كردم ……ان شاء ا.. همه شما سلامت باشيد و به اهداف قشنگتون برسيد…..
محتاج دعاي نابت هستم ، دريايي ترين.
همچنين محتاج دعاي ناب همه گلهاي خوشبوي حاضر در اينجا.
دوستت دارم ، حيف كه نمي توانم امشب بيشتر اينجا بمانم ، بايد برم بالاي سر آش دعا بخونم ….
مراقب خودت باش
آرزومند آرزوهايت : سحر – گيلان

28 05 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای عزیز
با زحمت بسیار اگر پا میشد/دیوار عصای دست زهرا میشد
دانی که کدام غصه او را میکشت؟/این غم که علی بی کس و تنها میشد

عمویی سلام…عمو جون دلم بدجور گرفته…نی دونم چرا!!!
ی بابا!دریا جان ببین آموزشت اشکال داشته!!شکلکام درست نیست…نمیخوااااااام!
چه بحثه مهمی شده این شکلک!:-)
عمو جون امشبم بابام داره با دختره همسایه امون ریاضی کار میکنه اما امشب با خواهرش که ناشنواست اومد خونمون..عمو بابام مونده بود چجوری ریاضی یادش بده!یه کم یادش میرفت که نسرین نمیشنوه!یه کم روی کاغذ مینوشت!…الان 2 ساعته دارن کار میکنن دیگه راه افتادن..عمو منم توی اتاقم یه کلمه درس میخوندم یه دیقه میرفتم تو فکر!
اونی که به ما دست داده پا داده /خدا داده خدا داده
اونی که به ما گوش داده هوش داده/خد اداده خدا داده
…خدا رو شکر…
**آجی شیوا قربونت برم منم دلم برات یه ذره اس…دیشب خواستم به خط عموسعید پیام بدم روم نشد!!!
گفتم شاید دسته تو نباشه یا باباییت خواب باشن..سلام منو به هر دو گل های مهربونت برسون بگو فردا شب اگه دعای کمیل خوندن یه کوچولو به یاد منم باشن..التماس دعا..**
اینجا چقد قشنگ شده نه؟…
خداجونم خدای خوب و مهربون،خدایی که حواست به تک تکمون هست..خدا جونم گناهانمون رو بریز آبرومون رو نریز…خدایا،خدای عزیز،خدای مهربون به حق پهلوی شکسته فاطمه زهرا(س)و قلبه شکسته ی حضرت علی(ع) ظهور آقامون رو نزدیک برگردان و جوونای کشورمونو به راه راست هدایت کن..خدا جونم خدای مهربون قلبه عموداریوشمونو هر لحظه و هر نفس به خودت نزدیک تر کن…خدای عزیز،دله آجی هامو شاد کن و تموم مریضا رو شفا بده..الهی آمین
*اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم*
عمو جون حالا یه چیز بگم شارژ بشین؟!عمو جون خوابای عجیب و غریب برادرزاده هاتون همچنان ادامه دارد…اما..یکی از برادرزاده هاتون بهم خبر داد که به خاطر یه خوابی که فروردین ماه از شما دیده بود داره نماز میخونههههه فکر کنم از اول این هفته شروع کرده..حالا دیگه عینه فرشته هاست خیلی خیلی دوسش دارم بیشتر از قبل..عمو خوشحال شدین؟من که مردم از ذوق!.. به امید دیدار عموییه خوبم..عمو سر نمازاتون دختراتونو هم دعا کنین..
(دخترتون)

28 05 2009
تاجیک

سلام

آقای فرضیایی ، دوستان کامنتی
فرارسیدن ایام فاطمیه و شهادت بانوی مهربانی ها را به همگی شما تسلیت می گویم . امیدوارم هیچ کدام از ما لحظه های ناب دعا را در این روز های عزیز از دست ندهیم . خوبترینها یم ، آرزو می کنم خدا به حق خانم فاطمه ی زهرا (س) بهترینهایی که برایتان کنار گذاشته است را زودتر نصیبتان کند،چرا که به نظرم سختترین امتحان انتظار و صبر است ! امیدوارم همه ما در امتحانات خدا موفق و پیروز باشیم به خصوص تو «فائزه ی عزیزم » !

التماس دعا !

دریای زلالم

مهربانم ، فکر کنم این جمله را از قدیمی ها شنیده باشی که می گویند » از این بنی بشر دو پا هر کاری بگی بر می یاد » از آنجایی که من هم فکر کنم هنوز جز این بنی بشر دو پا که همان آدمیزاد خودمانی باشد به حساب می آیم فکر کنم بتوانم هر کاری را انجام بدهم ولی اینکه در آن تخصص داشته باشم یا نه ، خدا دیگر باید قضاوت کند. ولی گلم، با این همه می توانم به تو اطمینان دهم که به شغل شریف کارآگاهی اشتغال ندارم. اما اگر منظورت کنجکاوی یا همان مترادفش فضولی است که در کامنت قبلی از آن حرف زدم ، باید بگویم ، اصولا هر آبجی بزرگتری همیشه نگران چاله و چاه هایی که در مسیر پیشرفت آبجی هاو داداش های کوچکترش وجود دارد ،هست چون دوست ندارد تجربیات تلخ او برای کسایی که خیلی دوستشان دارد دوباره تکرار شود! ولی چون مطمئن هستم تو و همه دوستان کامنتیم راه را از چاه خوب تشخیص می دهید و همه جوانب کارتان را می سنجید و بعد اقدام می کنید فقط می توانم برایتان موفقیت در مسیری که انتخاب کردید را آرزو کنم ، امیدوارم به همه قله های موفقیتی که برای خود تعیین کردید برسید!تنها توصیه ای که به تو و دوستهای خوبم می توانم بکنم این است که اگر مطمئنید راهتان درست است هیچ وقت از طولانی بودن راه و موانع خسته و ناامید نشید چون ممکن است فاصله شما تا پیروزی فقط یک پیچ جاده باشد! خنده دار است که شما این سوی پیچ بشینید و از سختی و طول راه شکایت کنید و پیروزی بدبخت آن سوی پیچ جاده ی زندگی با یک دسته گل منتظر شما باشد از حرص اینکه چرا دیر کردید ، هی عرض جاده را با قدمهایش متر کند! یادت باشد خدا دریایی از توانایی است و تو فنجانی از همان دریایی با تمام خصوصیات و توانایی هایش تنها تفاوت در محدودیتِ، محدوده ی فنجان است ! همه کارهای خوب دنیا از تو ساخته است فقط باید شروعش کنی ! موفق باشی آبجی کوچیکه !

ژاله قشنگم
زبر و زرنگم ، امیدوارم با این گفته من دوباره ذهنیتت بهم نریزد ولی تا آنجایی که من یادم می آید صداپیشه ی مادربزرگه در مجموعه خانه مادربزرگه خانم هنگامه مفید بود فکر کنم همسن و سال خانم مرضیه برومند باشند! حالا که از خانم هنگامه مفیدو کارهای عروسکی حرف به میان آمد جا دارد از یکی دیگر هم یاد بشود مرحوم آقای کامبیز صمیمی مفخم که یکی از عروسک ساز ها و عروسک گردانهای حرفه ای و همچنین همسر خانم مفید بودن ،خیلی از عروسک ها با دستهای هنرمندانه او جان گرفتن، رفتنش یک شوک بزرگ بود ! فکر کنم همه شما کار داداش و باباش را دیده باشید ایشان ایفا گر نقش باباش بود البته بچه های تهرانی اگر آقای مبادا را که از شبکه تهران بخش می شد دیده باشند صدای گرم آقای مبادا را حتما به خاطر می آورند ! دوستان خوبم اگر توانستید حتما فاتحه ای برای شادی روح این هنرمند دوستداشتنی و همه خوبانی که تصویرهای قشنگ کودکی ما را ساختن ولی الان بین ما نیستند ، بفرستید! روح همگیشان قرین رحمت الهی باد !

کوثر عزیزم
بهترینم ، من درست متوجه نشدم مگر جشنواره دستهای کوچک دعا در تبریز برگزار نمی شد ؟ اگر در تهران برگزار می شود ؛عزیزترینم ،می توانی زمان برگزاری هر ساله آن را و همین طور اگر مکان خاصی دارد مکانش را، برای من در کامنتت بگذاری ؟ پیشاپیش از لطفت ممنونم گلم !

التماس دعا !
دوستدار همیشگیتون

28 05 2009
محدثه

سلام عمو جون
سلام دوستان خوبم
منم به نوبه ی حودم ایام سوگواری حضرت فاطمه زهرا (س) رو به عموی گلم،همکاران محترم و زحمتکش عمو و شما دوستای گلم تسلیت میگم :-(

(((((((((((((آجرک الله یا صـــاحب الـــزمان فی مصیبت جـــــدک)))))))))))))

این شعر رو خیلی دوست دارم ومیخاستم بنویسم ولی دیدم که شیوا جون نوشته
بااجازه شیوا منم می نویسم:

حضرت حیـــدر به نام فـــاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطـــر یــــاس بود

ای که ره بستی میان کوچه ها بر فـــاطمه

گردنت را می شکست آنجا اگر عبــــاس بود

عمو جون شما هم حتماً واسه ما دعا کنید،شما یه لحظه از ذهن ما بیرون نمیرید D-:
دوستتون دارم
********************الــــــــــتـــــــــــــمــــــــــــــاس دعـــــــــــــــــــــــــا*********************

28 05 2009
فرزانه

سلام عمو دارای مهربونم
عمو ما هر جا میریم به یاد شما هم هستیم همونطور که شما به یاد مایین…
عمو وقتی قراره برنامتون شروع بشه چند روز قبلش از همی جا بگین خب عمو؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه من چون از صبح تا شب تو دانشگاهم و خیلی کم تلویزیون می بینم البته می دون که آجیا بی خبرم نمی ذارن
عمو من همش نگران اونروزم…………
من هم ایام فاطمیه رو به شما تسلیت می گم و دعا می کنم که حضرت فاطمه خودشون پشت و پناهتون باشن…
بازم التماس دعا عمو دارا

28 05 2009
فرزانه

عمو تو این 4 تا خطی که نوشتم چقد تپق زدم مگه نه ؟؟؟ ببخشین شرمنده آخه یه کم هولم نمی دونم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

28 05 2009
دریا دوستدار عمو

به نام خالق بهار

جمیعاً ســــــــلام!

شیوا جون و ژاله جون من که کاری نکردم فقط چیزی رو که بلد بودم رو خواستم که شما هم یاد بگیرین!

در ضمن ژاله جون میدونی چرا شکلکای تو درست دیده نمیشه؟

چون تو بعد از تموم شدن حرفت فاصله نمیدی ، تو باید همین که حرفت تموم شد یه فاصله بدی بعد شکلکت و بذاری دوباره بازم فاصله بدی حرف بعدیتو بنویسی!

چون کامپیوتر ….. ببخشید یعنی رایانه که عقل و شعور نداره که بفهمه ما الان شکلک گذاشتیم!

امیدوارم این دفه این نکات رو رعایت کنی تا شکلکات درست دیده بشه!(دیگه بعد از ثبت شدن نظرت منو نفرین نکنی که ای بابا این چه آموزشی بود که این دختره به ما داد!؟)

راستی نیلوفر جون تو هم همین چیزایی که به ژاله جون گفتم رو رعایت کنی شکلکای تو هم درست دیده میشه!

ببخشیداااااااااااااااا جســـــــــــــــــــــــارت کــــــــــــــــــــــردم!

10:57 | D.A.E ق.ظ

28 05 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلام عمویییییییی جونم،عمو آخه چرا اینقد حساسین؟آخه چرا اینقد خودتونو اذیت میکنین؟!من که دق کردم تو خواب عموووو!!!!خواب دیدم شما اومدین گرگان (لباستون همون زرد سادهه بود!)من ذوق کرده بودم اما شما همش پریشون بودین…بغض کرده بودین…هی میگفتیم چی شده عمو؟چرا اینجوری اینقد ناراحتین؟!شما اولش جواب که نمیدادین بعدشم که جواب دادین با بغض گفتین:کاری رو بهم سپردن فراموش کردم..من قول داده بودم!!!!!!!بعد تو چشماتون اشک جمع شد..عموووووووو جون توی خواب بهتون گفتم خب عمو آدمیزاد اشتباه میکنه دیگه نباید خودشو بکشه که!!بعد شما راضی نشدین منم غصه ام گرفت!گفتم عمو پس منو آجی هامم که یه بار اشتباه کردیم باید بریم دق کنیم دیگه چون کارشما که چیزه خاصی نبوده اینجوری پریشون شدین پس ما…!!عمو دقیقا یادم نمیاد چی یادتون رفته بود.گرگان یه بازار داره به اسم نعلبندان بعد اون بازار به امام زاده نور(برادر امام رضا(ع))راه داره…شما از توی این بازار رفتین سمت این امام زاده نور..بعد یه لحظه منو آجی هام دیگه اونجا نبودیم وقتی برگشتیم شما اینقد خوشحال بودییییین!حالا نگو تا ما رفتیمو برگشتیم به تلافی کاری که یادتون رفته بود یه فرش بزرگ رو شسته بودین!!!!تو خواب اینقد دلم سوخید عمویی آخه حسابی خسته بودین اما با اون خستگی رفتین کمک یه سری فرشم شستین!!
وای عمو دیگه اونجوری غصه نخورینا..! :-) دوست دارم عموجونم الهی که هیچوقت غصه دار نباشین..
سحر جونم سلاااام…نمیدونم چجوری تشکر کنم..ممنون که هر جا میری به یاد ما هم هستی..منم دیشب سحر رفتم پائین پله ها تا دلم خواست زیر بارون دعا کردم واسه همه..صدای یا کریما و پرستوهامون با صدای چیک چیک بارون و صدای دعای خودم منو گیج کرده بود..چشمامو بستمو به راز و نیاز یا کریما گوش میدادم که..بابام اومد بیرون تعجب کرد گفت ژاله کجا؟(آخه جلو در بودم)چکار میکنی اون پائین؟!گفتم دعا!خندید و تنهام گذاشت..دریا جون ممنون …نه بابا این چه حرفیه قربونت برم..اینبار دیگه مطمئنم درست میشه!واقعا این رایانه چرا شعور نداره؟!!!
سمیه جون سلام..نه عزیزم دیگه فرقی نداره برام!مهم اینه که وقتی صدای مادربزرگه رو میشنوم دیگه فقط به خودش فکر نمیکنم..نمیدونم کی بهم گفتم خانوم برومند هستن؟!؟پس صداهاشون چقد شبیه همه!
عموجون خیلی خیلی دوستون دارم..اینقد دلم براتون تنگ شده که خدا میدونه..
التماس دعا عموییه مهربون و حساسم!
(دخترتون)

28 05 2009
ژاله فرهادروش

آخ جون شکلکم درست شد!این پیروزی رو به خودم و جامعه ی کاربران اینترنت در جهان و عمو جون که برادرزاده های اکتیوی مثله ما داره!!تبریک و شادباش عرض میکنم! :-)
راستی عمو خنده دارش اینجا بود که تو خواب آلو دستمون بود بعد من یکی دوتا که خوردم مثله برق گرفته ها گفتم هیییییییییییی!عمو گفت نخوریم!!!!بعد الان که بیدار شدم فکر کردم واقعا آلو خوردم و به قولم وفا نکردم بعد دیدم نه همش خواب بوده!!!!
بای بای عمویه ماهم
(دخترتون)

28 05 2009
ارزو علافیان

سلام من هم به نوبه ی خودم ایام فاطمیه وشهادت حضرت فاطمه(ص) را تسلیت عرض میکنم.
و امیدوارم که در این روز ها مارو هم در دعاهاتون شریک بدارید و مارو از این روز ها بی نسیب نگذارید.
التماس دعا برای همه ی شما دوستان عزیز.

28 05 2009
فائزه

بسم الله الرحمن الرحیم…
عموی خوبم و همکارای مهربون عمو سلام.
خوبید؟
عمو جونم منم به شما و همکارانتون شهادت حضرت فاطمه(س) را تسلیت می گم.
عمویی گلم چشم حتما بهتون قول می دم که برای شما و همکارانتون دعا کنم.عمویی شما هم بهمون قول بدین که برامون دعا کنید…
التماس دعای فراوون…
عمو تو رو خدا برام دعا کنید…اخه امتحانی که خدا برام تعیین کرده خیلی خیلی سخت شده…عمو این امتحان سخت بوده ولی الان بی نهایت سخت شده…من دارم سعی خودم رو می کنم که تو این امتحانی که خدا برام تعیین کرده قبول بشم…
راستی عمویی دیشب خوابتون رو میدیدم…
عمویی الان می خواستم از حضرت فاطمه بنویسم اما دیدم که نوشتن از حضرت فاطمه کار هر کسی نیست و نوشتن درباره ی حضرت فاطمه لیاقت می خواد…
عمو ما بچه ها منتظریم که شما با یه برنامه ی قشنگ برگردید…
عموی گلم التماس دعای فراوون.
بدرود.
امضا:فائزه…

28 05 2009
دریا دوستدار عمو

به نام خالق بهار

سلامی به زیبایی خورشید به سمیه آبجی بزرگه!

آبجی بزرگه مگه نمیدونی من 10 سالمه!(همون 92 سال!) پس چیجوری انتظار داری که این جمله رو از بزرگترها شنیده باشم! ولی خداییش نشنیده بودم شایدم یه جور دیگه شو شنیده بودم الان زیاد یادم نیست! پیر شدیم …. دچار آلزایمرم شدیم…….
ایول آبجی بزرگه همه فن حریف…همه باید از شما یاد بگیرن…..البته فک کنم شما هم مثل خودم همه فن حریفینااااااااااااااااااااااااااااااااا……..
و اما در مورد شغل شریف کارآگاهی….شرمنده من نمیخواستم بی ادبی کنم باور کنین….من فقط نمیدونم بعضی وقتا شیطتنم گل میکنه و یه چیزایی میگم که شاید شما ناراحت میشین…..به هر حال معذرت میخوام
چون من عادت ندارم بعد از حرفام بگم که شوخی کردم یا نه…..برا همین بعضی وقتا شوخی میکنم ولی اینو یادم میره که شما آبجی بزرگین و احترامتون واجبه…..بازم معذرت میخوام
راستی آبجی بزرگه این گفتمان حسابی که میگفتی منظورت همین کامنت بالایی بود؟….ایول گفتمان خوبی بود……
راستی ببخشید که بعضی وقتا فعل هایی که استفاده میکنم مفرد میشه باید جمع ببندم که یادم میره!
مثلاً باید میگفتم که این گفتمان حسابی که میگفتین منظورتون همین کامنت بالایی بود؟

ژاله جونم ، سلام!

ببین ژاله اومدی و نسازیاااااااااااااااااااااا اگه آموزش من اشکال داره پس چرا شیوا جون تونسته بذاره!

من اشکال کارتو گفتم امیدوارم تو کامنت بعدی رعایت کنی تا دیگه منو نفرین نکنی!آفرین دختر خوب!

سحرم ، سلام!

سحر عزیزم رسیدن بخیر! امیدوارم خوش گذشته باشه! راستی ممنون که سر دیگ آش برامون دعا کردی!

6:22 | D.A.E ب.ظ

28 05 2009
sahar

به نام خدا
سلامي به لطافت گل هاي بهاري به دريا دل اشنايم !
نمي دونم چه جوري ميشه تو هواي تهران تنفس كرد؟!!!!! خورشيد توي آسمونش گم شده ….. اما گرماش آدم رو كلافه مي كنه. با خواهر و دامادم اومده بودم …..خواهرم عاشق تهرانه …..هي مي گفت : چقدر دلم تنگ شده بود……………آخيش تهران!!!!!! من مي گفتم : چيه تهران رو دوست داري ؟!!!! آلودگيه هواش رو ، خشكي هواشو ، شلوغيشو……؟!!! حيف نيست شمال، دلت بگيره چند قدم اونطرفتر يك كوه سبز منتظرته تا
تنفس كني ، يا يك جنگل كه بهش پناه ببيري و تفريح كني ، ويا دريا كه بهت آرامش بده و از ديدنش لذت ببري.
آخه تهران چي داره…؟!!! مي گه: پول ، موقعيت شغلي…….
من هم موافقم آدم براي بهتر شدن زندگي بايد سختي و شرايط رو تحمل كنه ، اما نمي تونم واسه اين چيزها دوستش داشته باشم…..تحمل كردن واژه بهتريه…..!!!
وقتي توي راه برگشت بوديم ….كم كم زمين خشك سبزتر ميشد و كوه هاي خشك از جلوي چشمهام مثل پرده سينمايي كه قراره در پسش فيلم زيبايي پخش بشه كنار ميرفتند…… هرچي كوه سبزتر ميشد من زنده تر ميشدم…….. اما هيچي نمي گفتم.
وقتي از بيرون شهر لاهيجان رسيديم به ميدان شيخ زاهد كه بين لاهيجان و لنگرود قرار گرفته…..هر سه نفرمون چشممون خيره شد به كوه سبز بلند و زيباي كنار جاده كه مثل ديواري مخملي روبرومون بود . هوا خنك بود وآسمان آبي كه هم ابرها ديده ميشدند و هم ردپاي خورشيد……
و تمام ديدگانمون پر از سبزي اين ديوار بلند بود…….بي اختيار دلم خواست بر خدا سجده كنم…..زيبايي خدا را توش حس كردم و گفتم : واقعا حيف نيست ، اين همه زيبايي …اين همه اكسيژن خالص …..ميشه خدا رو اينجا حس كرد…..
هم خواهرم وهم دامادم سرشون رو به علامت تاييد تكون دادند…..هنوز سر مست زيبايي بوديم كه عطر خوش بوته هاي چاي مشاممون رو پر كرد و بي اختيار هر سه نفر يك نفس عميق كشيديم……دوباره زنده شدم.
بي اختيار روي لبم يك لبخند نقش بسته بود………خدايا ! شكرت.
چقدر حرف زدم ، توي اين مدت نبودم نفس كشيديد …….اما من نفسم داشت بند ميومد…..
خيلي دوستت دارم ، مراقب خودت باش. برات بهترينها رو آرزو مي كنم ، بهترينم!
اگه عمري باشه و خدا بهم اجازه بده برمي گردم.
آرزو مند آرزوهايت: سحر – گيلان

28 05 2009
شیرین

سلام بر عمو ی نازم و اجی های گلم * منم میخواستم شهادت حضرت فاطمه(ص) رو به شما تسلیت بگم…. عمویی امسال برام یه جوری بود باورت میشه نمیدونستم امروز روز شهادته !!!!!! خیلی ناراحت شدم که یادم نبود……… اخه تلویزیونم نگاه نکردم که حداقل بفهمم.. امسال نه عزاداری نه چیزی اگه یادم بود حداقل مسجد میرفتم ……………اه اعصابم خورد شد :-( :-×

28 05 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلااااااااااام عموییه خوبم
عموووووووو آبروم رفت!عمو از غروب ساعت 6 تا الان بابا با 4 نفر از بچه های همسایه ریاضی و زبان کار میکرد…این آخرش مامان یکیشون اومد و با مامانم گرم صحبت شدن یهو نمیدونم چی شد!همسایه امون دلش خواست بیاد اتاقه من باهام احوال پرسی کنه!حالا تصور کنین اتاقه یه بچه کنکوری چه شکلیه دیگه!!بالش یه طرف ملافه یه طرف جوراب زیر تخت!!کتابا هم که اتاقمو طبق معمول سنگ فرش کردن!!بعد عروسک رو رایانه!!!!پستونک عروسک روی میز!!!!شارژر رو قفسه عروسکا!!!…ادامه ندم بهتره!!دیگه صدای نچ نچ عمو داره به گوش میرسه!…منم داشتم درس میخوندم که مامان اومد دنبالشم خانومه!!مثله جت پریدم در رو بستم!اما در هر صورت همسایه امون اومد تو!!فقط میخواست اتاقه زیبای منو ببینه!!! :-( البته محو تماشای دیوار اتاقم شد چون همشو تزیین کردم!!عکسای شما..جینگول جینگول و از این چیزا!!
عمووو فردا آزمون دارم…دعا کنین همه ی ما رو..
عمویی نمیدونم چرا این روزا خیلی بیشتر دلم براتون تنگه :-( عموجون شبه جمعه اس…سلام مخصوص یادتون نره..ممنون
راستی آجی سولمازم نمیتونه بیاد اینجا بازم مشکله اینترنت داره..اما دلش خیلی تنگ شده براتون..
(دخترتون)

28 05 2009
sahar

به نام خدا
سلام به همه آجي هاي گلم !
*سميه جونم! خوبي عزيزم؟!!!! حرفهايي كه توي اون كامنت نوشته بودم عين واقعيت بود ……يك كاميون هندوانه واسه چي ازش برداشتي …….اون همه گل واسه بهترين گلم وجود داشت اونها رو برمي داشتي جاي هندوانه…..هر چند تو هواي تهران هندوانه بيشتر مي چسبه…..!!!!!(شوخي)
واقعا حرفت رو قبول دارم استعداد بدون دانش به نظرم مثل قايق بدون درياست، با اينكه قابليت قرار گرفتن روي آب رو داره و مي تونه طي طريق كنه اما به خاطر نبود دريا روي زمين به گل ميشينه و نمي تونه بره به جاهاي دورتر و بهتر…….
خيلي دوستت دارم……موفقيتت آرزوي منه……اميدوارم بهترينها نصيبت بشه ، عزيزم !
.
.
حنانه جونم! چطوري عزيزم ؟!!! ممنونم ازت ، گلم! آرزو مي كنم تو هم به اهداف قشنگت برسي.
هر چند اين هدفها خيلي كوچك باشند اما كمك مي كنه تا خودمون وتوانايي هامون رو بهتر بشناسيم وبه سمت هدف اصلي يعني شناخت خدا و تكامل حركت كنيم……
برات بهترينها رو آرزو مي كنم، دوستت دارم، عزيزم!
.
.
دريا جونم! خوبي گلم؟!! مشكوك ميزنيهااااااااااااااااا……حالا ديگه هدفت رو از آجيهات پنهون مي كني ….باشه ما هم غصه مي خوريم …..دلت خنك شه..(شوخي)
هدفت هر چي كه باشه ، اميدوارم خير وصلاحت در مسير هدف قشنگت قرار بگيره و خدا تو رو در رسيدن بهش ياري كنه.دوستت دارم آجي…اميدوارم خدا بهت صبر و حوصله بده تا به نتيجه برسي و لذت ببري.
.
.
سولماز جونم! خوبي آجي ؟!!!!شعرت قشنگ بود مثل نوشته هات…..از همين الان خوشحالم واسه كتاب بي مصرف من، خواننده هاي خوبي مثل شما وجود داره……زياد روي قشنگ بودنش حساب وا نكنيد ….
ميترسم وقتي خوندينش بخوره توي ذوقتون…..!!!
خيلي دوستت دارم …..اميدوارم توي كنكور موفق باشي و به آرزوهاي قشنگت برسي.
.
.
مهر عزيزم! ممنونم ، گلم ! اميدوارم توي امتحانات پايان ترمت موفق باشي ……ترم آخر هم كه هستي ، بعدش با خيال راحت مي توني بياي و برامون بنويسي…..دوستت دارم
داستان مرگ ، كه يك داستان واقعي بود ….نمي دونم راجع بهش چي بگم ….توي دانشگاه ما هم ترمي يك قربوني داشتيم ….يك اعلاميه فوت بر اثر تصادف ، پرتاب شدن از كوه و…..
اميدوارم رنگ دنياي اطرافت رنگين كموني باشه …..سياهي مال شبه ……تو اوج شب فقط به ماه و ستاره ها نگاه كن….چون ماه بازتابي از روشني خورشيده و ستاره ها منبع نور و روشني…..اميد هميشه هست.
خدا هميشه اينجاست…..اميدوارم در پس روز آفتابي زندگيت ، نم نم بارون ،هواي نفس كشيدن زندگيت رو مطبوع كنه تا توي ذهن قشنگت رنگين كمون نقش ببنده….
.
.
خانم جويكار عزيزم ! خسته نباشيد……اميدوارم هميشه سلامت باشيد و به هدفهاي قشنگتون برسيد
.
.
يك خبر بد! حادثه انفجار توي يك مسجد…….خدايا ! به خانواده هاشون صبر بده……اونها مثل هر روز رفته بودند تا نماز مغرب رو به جماعت بخونند….ديگه خيلي هاشون به خونه بر نمي گردند و خيلي ها ممكنه مثل قبل بر نگردند…..هر چند مرگشون در حال بهترين كار و عبادت بود…..اما واسه خانواده هاشون خيلي سخته.
شايد اصلا با هم خدا حافظي نكرده بودند، شايد فرصت نكرده بودند به هم بگند چقدر همديگر رو دوست داشتند.
شايد امشب قراربود بيشتر به هم توجه كنند…..شايد قرار بود فردا ……
واي آخه يك آدم چقدر ميتونه بي رحم باشه، كه با دست خودش اين همه آدم رو نا اميد كنه….!!!! چطور ميشه ديگران رو از حق زندگي ساقط كرد….؟!!!!! اون هم معصومانه در حال راز ونياز با خدا…..؟!!!!
.
.
اللهم عجل لوليك الفرج

28 05 2009
sahar

به نام خدا
ژاله جونم ! سلاااااااام گلم!
تشكر لازم نيست ، عزيزم ! وظيفه هر خواهري كه واسه آجي هاش دعا كنه…..
اميدوارم در كنكور موفق باشي و به آرزوهاي قشنگت برسي …..دنيات هميشه پاك و كودكانه باشه و هيچكس اجازه خراب كردن اين دنيا رو نداشته باشه……دوستت دارم…….محتاج دعاي قلب پاك و مهربونت هستم.
نمي دوني من چقدر ياكريم ها رو دوست دارم اصلا حيوانها رو دوست دارم مخصوصا پرنده ها…..جام خالي بود حسابيييييييييي، توي اون صحنه كلي كيف مي كردم.
.
.
درياي عزيزم ! دوباره سلام ، قابلت رو نداشت گلم!محتاج دعات هستم .

29 05 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
عموییی جونمممم 3 تا عکسه قشنگ واسمون گذاشتیییییین..شانسی عکسا رو باز کردم تا دیدم عکس جدید گذاشتین گفتم:عموییییییییییییییییییییییییی! :-) مامانم گفت عمو عکس گذاشته یا دست نوشت؟!!!!
ممنون از شما و خانوم جویکار..
عمو جون این لباس رنگی رنگیتونو خیلییییییییییییی دوس دارم خیییییییییییلی خیلللللللللللی ..آخه عمو خاطره دارم باهاش..وقتی این لباس رو میبینم یاد سجاد عزیزم میفتم ..یاد صندلی داغ که این لباس یقه اش دیده میشد!!یاد برنامه های سال 82.یاد ویژه برنامه اتون توی مشهد…یاد عکس مکه اتون…یاد اون روز که شبکه یک فکر کنم برنامه نیم رخ بود که دعوتتون کرده بودن…هییییییییییی.. :-(
عمویی اون عکسی دستتون رو به گردنتون قلاب کردینا..حالتتون خیلی شبیه عمو ابراهیمم شده!یه لحظه قاطی کردم!هر وقت خسته میشه اینجوری میکنه.. :-)
عموجونم دلم واسه دست خطتون تنگ شده..اونجوری بیشتر حس میکنم که کنارمون هستین…حتی از این راهه دور.. :-(
(دخترتون)

29 05 2009
مریم مامان نازنین

عمو پورنگ عزیز سلام.خوب هستید؟
جشن پرشین که برگزار شد و ما خبردار نشدیم با نوشین مامان هستی تماس گرفتم و کلی گله و این حرفا که چرا خبرم نکردی؟؟؟اونم گفت فکرکردم خودت خبرداری
خلاصش که اصلا این چند وقته نمیذارم دخترم بره تو وبلاگ دوستاش که عکسای هستی و بقیه دوستاش و با شما نبینه و غصه بخوره
حالا میخواستم ببینم راهی وجود داره که دخترم یه روز بیاد تو برنامتون چون واقعا دوست داره و چند بارم ازم خواسته که بیارمش
منم بهش گفتم مگه الکیه دخترم حالا نوشین جون با فاطمه جویکار عزیز در ارتباطه و ……
ولی ما چی حالا شاید خدا خواست و خودتون پارتیمون شدید
شکلکا هم نمیدونم کجاست که چند تا گل بذارم براتون

29 05 2009
فرزانه

سلام عمو
دیروز تصمیم گرفته بودم برم مراسم چون از اول فاطمیه نتونستم برم آخه درس داشتم ولی دیشب که می خواستم برم به جای مراسم رفتم بیمارستان و یه عالمه سرم و تا دلتون بخواد آمپول بهم تزریق شد خودمم نمی دونم چی شده بودم ولی خب الان خیلی بهترم …….
مامان هم دیشب به خاطر من نتونست بره
خیلی ناراحت شدم عمو……….
خلاصه دیشب که می خواستم برم دعا نشد دیگه برای همین تو خونه براتون خیلی دعا کردم…..
عمو جون :
شادیت آرزوست………

29 05 2009
زهرا

به نام خدا

عمویی جونم سلام

خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟دلم براتون خیلی خیلی تنگیده…پس کی میای عمویی …….کاش یه روز مفصل در مورد برنامه ی جدیدتون و اینکه قراره دوباره برنامتون یا بهتره بگم برناممون از کی دقیقا شروع بشه پیام میذاشتید…

دیروز که رفته بودم هیءت یاده همتون بودم …اول برای عمویی دعا کردم واز خدا از ته ته دلم خواستم که هرچه زودتر همه ی خواسته های عمویی رو اون جور که به صلاحشه براورده کنه…همین طور برای شما ابجیای گلم که با اینکه تا به حال ندیدمتون ولی احساس میکنم خیلی بهتون نزدیکم مثل زهرا جعفر زادگان عزیزم-ژاله جون-سحر گلم-سمیه خانم-نرگس احمدی عزیزم-گلبرگ جون-شیوا جون-نیلوفر جون-تینا جون-حنانه جون-معصومه جون-شیرین جون-دریا جون-ارزوجون -محدثه ی عزیز-فاءزه جون-مهر عزیزم-مشکات جون-فاطمه خانم-فرزانه جان (ایشالاه که اسم همتونو گفته باشم)اگر قابل باشم دعا کردم…ایشالاه ایشالاه که همگی به ارزوهای قشنگتون برسید…..حتی من یه ارزو کردم برای کسایی که تا به حال عمویی رو از نزدیک ندیدن وارزوشون دیدن عمویی….

سحرم ممنونم که به یاده منم بودی…همیشه دل به دل راه داره ….

عمویی دوستون دارم به اندازه ی …………………………………………….بی نهایت
فعلا خدافظ

29 05 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام..آدم وقتی دفترچه آزمون رو میذارن جلوش و شروع میکنه به جواب دادن..وقتی میرسه به سوالای شیمی که عشقشه و یهو هنگ میکنه،چه حسی داره؟..!..اینجا آخر دنیاست!..دیگه تموم شد..دیگه نمیخوام زندگی کنم..خسته ام خسته!(شبیه فیلم ها بخونید!)..(در این لحظه بابا معمولا بهم میگه: نه خسته! ترکی بخونید لطفا!)..دیگه میخوام برم آخرین غروب آفتاب رو تماشا کنم و در این درد بمیرم.. :-(
وقتی آدم مغلوب و پریشون و دلشکسته با دلی که از گشنگی ناله میکنه و چشمایی که به زور بازه از اولین آزمون جمع بندی قلم چی برمیگرده خونه و مامانش با ذوق ازش میپرسه چطور بود؟و باباش میگه:چند؟
دنیا واسش سیاه میشه!..آه ای خدای من!تو کمکم کردی اما تقصیره خودم بود که دیشب به جای اینکه زود بخوابم سوالای شیمی رو بردم توی تختم و تا 3 صبح حلشون کردم تا خیالم راحت بشه..بعدشم خواستم زودی بخوابم اما گوسفندایی که میشمردم بازم مثله همیشه موقع پریدن از روی مانع پاشون گیر کرد و هی زخمی شدن و منم تا ساعت 5 صبح دست و پای این گوسفندای بی مخ رو توی خیالم باند پیچی میکردم!!!براشون بال گذاشتم تا راحت از روی مانع پرواز کنن حداقل!تا منم بشمرمشون و خوابم ببره اما این حیوانات بی مخ زیادی پرواز کردن و رفتن!!(اینا همش جدی بودا!همه گوسفند میشمرن منم گوسفند میشمرم!)
ای خدااااااااااا همش تقصیره این گوسفندا بود که امروز اینجوری سر آزمون گیج میزدم!
عمو آقا تازه شما هم دعا نکردین… مطمئنم :-( اگه دعا میکردین گوسفندا منو اذیت نمیکردن منم زود میخوابیدم و آزمونمو خوب میدادم!!!!
(دخترتون)

29 05 2009
شیوا صرامی

**فواید دعا برای فرج**

1-فرمایش امام زمان(عج) «بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که آن فرج شمااست».
2-این دعا سبب زیاد شدن نعمتهاست
3-اظهار محبت قلبی
4-نشانه انتظار
5-زنده کردن امر ائمه اطهار
6-مایه ناراحتی ووحشت شیطان لعین
7-نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان
8-اداکردن قسمتی از حقوق آن حضرت
9-تعظیم خداوند و دین خداوند است
10-حضرت صاحب الزمان در حق او دعا می کند
11-شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حالش
می شود.
12-شفاعت پیغمبر انشاالله شامل حال او می شود
13-این دعا فرمانبری امر الهی وطلب فضل و عنایت اوست
14-مایه استجابت دعا می شود
15-ادا کردن اجرومزد رسالت است
16-مایه دفع بلاست
17-سبب وسعت روزی است
18-باعث آمرزش گناهان می شود
19-تشرف به دیدار آن حضرت دربیداری وخواب
20-رجعت به دنیا درزمان ظهورآن حضرت
21-ازبرادران پیغمبر خواهد بود
22-فرج مولای ماحضرت صاحب الزمان زودتر واقع خواهدشد
23-پیروی ازپیغمبروامامان
24-وفای به عهدوپیمان خداوندی
25-آثارنیکی به والدین برای دعاکننده حاصل
می گردد
26-فضیلت رعایت وادای امانت برایش حاصل
می شود
27-زیادشدن اشراق نورامام(ع) دردل او
28-طولانی شدن عمر
29-تعاون وهمکاری درکارهای نیک وتقوی
30-رسیدن به نصرت ویاری خداوند وپیروزی بردشمنان به کمک خداوند
31-هدایت به نور قرآن مجید
32-نزداصحاب اعراف معروف می گردد
33-هدایت به نورقرآن مجید
34-اِِیمنی ازعقوبتهای اخروی
35-وهنگام مرگ به او مژده میرسد وبااوبه نرمی رفتار می شود
36-این دعا اجابت دعوت خدا ورسول الله است
37-باامیرالمومنین دردرجه آن حضرت خواهدبود
38-محبوبترین افراد نزد خداوند خواهدبود
39-عزیزترین وگرامی ترین افراد نزد پیغمبرمی شود
40-ازاهل بهشت خواهد بود
41-دعای پیغمبرشامل حالش میگردد
42-کردارهای بداوبه کردارهای نیک مبدل شود
43-خداوند متعال درعبادت اورا تائید فرماید
44-بااین دعا عقوبت از اهل زمین دورمی شود
45-ثواب کمک به مظلوم رادارد
46-ثواب احترام به بزرگتر وتواضع نسبت به اورادارد
47-پاداش خونخواهی مولای مظلوم حضرت اباعبدالله الحسین رادارد
48-وشایستگی دریافت احادیث ائمه اطهاررامی یابد
49-نوراوبرای دیگران نیز-روزقیامت-درخشان می گردد
50-هفتادهزارنفراز گنهکاران راشفاعت می کند
51-دعای امیرالمومنین درباره اودرقیامت
52-بی حساب داخل بهشت شدن
53-ایمن بودن از تشنگی روزقیامت
54-جاودانه بودن دربهشت
55-مایه خراش روی ابلیس ومجروح شدن دل اواست
56-روزقیامت هدیه های ویژه ای دریافت می دارد
57-خداوندازخدمتگذاران بهشت نصیبش فرماید
58-درسایه گسترده خداوندقرار گرفته ورحمت براونازل میشود-مادامی که مشغول دعا باشد-
59-پاداش نصیحت مومن رادارد
60-مجلسی که درآن برای حضرت قائم دعاشود،محل حضورفرشتگان گردد
61-دعاکننده موردمباهات خداوند شود
62-فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند
63-ازنیکان مردم-پس از ائمه اطهار-میشود
64-این دعا اطاعت ازاولی الامر است که خداوند اطاعتشان راواجب ساخته است
65-مایه خرسندی خداوند میشود
66-مایه خشنودی پیغمبر می گردد
67-این دعا خوشایندترین اعمال نزد خداوند است
68-ازکسانی خواهدبود که خداونددر بهشت به اوحکومت دهد 69-حساب او آسان می شود
70-این دعا درعالم برزخ وقیامت مونس مهربانی خواهد بود
71-این عمل بهترین اعمال است
72-مایه دوری غصه هاست
73-دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور امام است
74-فرشتگان درباره اش دعا می کنند
75-دعای حضرت سیدالساجدین شامل حالش
می شود
76-این دعا تمسک به ثقلین است
77-چنگ زدن به ریسمان الهی است
78-سبب کامل شدن ایمان است
79-مانند ثواب همه بندگان به اومی رسد
80-تعظیم شعائرخداوند است
81-این دعاثواب شهید با پیغمبررادارد
82-ثواب شهید زیرپرچم حضرت قائم رادارد
83-ثواب احسان به مولای ما حضرت صاحب الزمان رادارد
84-دراین دعا ثواب گرامی داشتن شخص عالم است
85-پاداش گرامی داشتن شخص کریم رادارد
86-درمیان گروه ائمه اطهار محشور می شود
87-درجات او در بهشت بالا می رود
88-از بدی حساب روز قیامت ایمن باشد
89-نایل به بالاترین درجات شهدا درروز قیامت
90-رستگاری به شفاعت فاطمه زهرا(س)

**برگرفته از کتاب گرانسنگ «مکیال المکارم» تالیف مرحوم آیت الله سیدمحمدتقی موسوی اصفهانی (جلداول) **

*****************************************
تاکی انتظار؟ :-(

امشب به یادتک تک شبهادلم گرفت :-(

درانتظارکهنه غمها،دلم گرفت :-(

انگاربغض تازه ای ازنوشکسته شد :-(

درالتهاب خیس ورقها،دلم گرفت! :-(

ازخواندن تمام خبرها تنم بسوخت… :-(

ازگفتن تمام غزل هادلم گرفت… :-(

درانتظارتاکه بگیرم خبرزتو… :-(

دراتش گرفته سراپا…دلم گرفت! :-(

متروکه نیست خلوت سرددلم ولی :-(

ازارتباط مردم دنیا،دلم گرفت…! :-(

*****************************************
* از تو شروع می شود همه ی گلایه هایم…

*و به تو ختم می شود…

*همه بهانه هایم…

*از طلوع شنبه تا غروب پنجشنبه…

*حتی جمعه بوی تو را می دهد… :-(

*******************اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم*******************

29 05 2009
تاجیک

سلام

دریای زلالم
نازنینم ، اولا که من آنقدر آدم رکی هستم که اگر از دست هر کدامتان ناراحت بشوم ، واضح بهتان بگویم . پس مطمئن باش ناراحت نشدم ، اصولا بی ادبی ندیدم که ناراحت بشوم، گلم !دومندش ، اصولا یک نیم سال فاصله که این حرفها را ندارد که تو بخواهی فعل جمع برای من استفاده کنی ، فکر کردم نوشته ی قبلیم این فکر را در ذهنت انداخته ولی دوباره نگاهش کردم ،دیدم عمرا چنین چیزی را از تو خواسته باشم ! پس مثل قبل بامن صحبت کن (توجه «این یک نوع خواهش است») چون فعل جمع حس همسن وسال شدن با مردان نمکی را بهم می دهد. قربانت ، من حالا حالا ها وقت پیر شدن ندارم ها، گفته باشم! سومندش ، اگر مثل کارهای من ازت سر نمی زد که آبجی کوچیکه من نبودی عزیزترینم! فقط یادت باشد همه فن حریف بودن خوب است ولی سعی کن دیگران آن را همه کاره ی هیچ کاره معنی نکنند! از آنجا که فکر می کنم دوباره شاید این را هم نشنیده باشی . راستی ،من نمی دانم تو کی 10 ساله ای کی 92 ساله ، بابا یک روز زوج وفردی ، ساعت کاری و غیر کاریی برایش مشخص کن من بدانم کی باید با تو با زبان 10 سالگی صحبت کنم کی باید به زبان 92 ساله ها !شوخی بود جدی نگیری من حال و حوصله ندارم بروم تیکه کلامهای 100 ساله قبل را برای دو کلام حرف زدن با آبجی کوچیکم پیدا کنم ها !(کلا همه اش شوخی بود) ولی با این همه صفت «همه کاره ی هیچ کاره » به کسی تعلق می گیرد که همه کارها را کمی بلد است اما با این همه بیکار محسوب می شود و هیچ کاری نتواند برای خود دست و پا کند شاید بشود گفت مترادف همان بیکاره بیعار است !به به از این معنی کردن خودم لذت بردم ولی فکر کنم فقط یکم واژه نامه دهخدا را زیر و زبر کرده باشم . فکر کنم الان تو آن دنیا چند تا فرشته دهخدا رابه زور نگه داشتن که یک وقت نیاد اینجا یک مشت محکم حواله من نکند! تا دهخدا خودش را از دست فرشته ها رها نکرده و نیامده سراغم، من برم ! راستی ، آبجی کوچیکه ،آخه به این چند تا خط ناقابل می شود گفت گفتمان ، هر وقت بخواهم گفتمان کنم بهت خبر می دهم که چند تا ساندویج و یکی دوتا فلاکس چایی قبلش آمده کنی ، چون عمرا از صبح سحر تا نیمه های شب بتوانی از جایت تکان بخوری ، اصولا اجازه تکان خوردن از جایت را نداری !
دنیایی پر از پاکی همانند دل دریاییت ، برایت آرزو می کنم ! موفق باشی !

سحرم
خوبم ، آنچنان از تهران صحبت کردی که فکر کردم من هر روز با کپسول اکسیژن از خانه بیرون می روم! مهربانم ، درست است ، شهرهای شمال ایران پر از سبزی و طراوت و تازگی است ولی تهران هم قشنگی های خودش را دارد از چشمه علی که در جنوبی ترین نقطه شهرش قرار دارد و تابلوی سنگی جنب آن که مظفرالدین شاه را با آن سبیل های بلندش نشان می دهد (البته بعضی ها می گویند چهره باباخان است ولی به نظر من مظفر الدین شاه درست تر است) تا پارک جمشیدیه که می شود گفت نوک شهر تهران محسوب می شود و در بخش شمالی تهران قرار دارد با آن سر بالایی تیزش که اگر روزهای تعطیل که جمعیت درونش موج می زند سراغی از آنجا بگیری و مجبور بشوی ماشین را پایین خیابان پارک کنی و تا در ورودی پارک پای پیاده بروی آن وقت می فهمی نفس تازه یعنی چی وقتی به خاطر طی کردن سر بالایی تیز ،نفس هایت به شماره افتاده و به در ورودی پارک با درخت های کهن سال که سر به فلک کشیده اند می رسی ، آن جا نفس عمیق مزه می دهد! وقتی قدمهایت از روی آن دو جای پای بزرگ ورودی که روی سنگ سفیدی حجاری شده و مثل فرش روی زمین پهن شده ، رد می شود انگار وارد سرزمین رویا می شوی!همان جایی که پر بود از دیو و فرشته هایی که خصلتهایشان از قیافه هایشان مشخص بود، شاید آنها هم جای پای آخرین آقا دیوه باشد کی می داند ؟!
تهران هم مثل هر شهر دیگری پر است از جاهای دیدنی ، خانمی ! از موزه هایش گرفته مثل سعدآباد، ایران باستان ، کتابخانه ملی، دفینه ، جواهرات ملی ، عبرت و…. تا خانه های بزرگانی که حالا خودشان نیستند ولی در خانه هایشان به روی مردم هنوز باز است مثل خانه دکتر حسابی شاید درختهایش کم باشند و به پای جنگل های سر سبز شمال نرسند ولی مطمئن هستم اگر تو هم آن درخت سر سبزی را که از میان سقف خانه ی دکتر شاخه هایش را به سمت آسمان کشانده است ببینی مانند دیدن همان کوه سرسبز شهرت لبخند به لبهایت خواهد آمد! آخر خانه دکتر حسابی طوری طراحی شده که درختان بدون اینکه به آنها آسیبی برسد در بخشی از ساختمان قرار گرفته اند مثل اینکه یکی از ستونهای خانه باشند ولی با این تفاوت که سبز و زنده اند !
از زیارتگاه های تهران هم که چی بگویم از شاه عبدالعظیم گرفته با آن بازار دالان مانندش که هر وقت واردش می شوی چه سیر باشی چه گرسنه هوس کباب می کنی ، من یکی که باید حداقل یک بستنیی ، آب هویجی ،چیزی بخورم وگرنه نمی تونم از آنجا دل بکنم ، زیارنگاه بی بی زبیده با آن سادگی اش نمی دانی دعای توسل روزهای سه شنبه اش چه صفایی دارد ! امامزاده عبدالله ، امامزاده حسن ، امامزاده صالح، امامزاده عینعلی و زینعلی، امامزاده چیزر، امام زاده داوود و داستانهایی که برایش ساختن ، چقدر سکه 5تومانی زرد ها را به دیوار سنگی اش کشیدم که معدل سومم حتمی بیست بشود! از الاغ سواریش که همه گیتان باخبرید! آخ اگر الاغ چموش بود و تا سوارش می شدی شروع می کرد به دویدن آن وقت تو بودی و ساک خوراکی ها و جیغ های بنفش که نکند یک وقت جناب الاغ خان خیال اسب بالدار شدن به سرش نزند و باهم نرید ته دره!
وای چقدر از تهران حرف زدم خداییش اگر بخواهند طرف حقو بگیرند باید یکی از این کلید های طلایی شهر تهران را بدهند به من ، کلی تبلیغش را کردم !
ولی گذشته از شوخی شاید تهران برای من و همه تهرانی ها برای این قشنگ است که از کوچه، کوچه اش خاطره داریم اینجا افتادم ، اینجا بلند شدم ، اینجا چقدر منتظر اتوبوس شدم ،بایدم می رفتم سر یک قرار مهم ، یادش بخیر سرم را به دیوار، همینجابود، تکیه دادم و آرام گریه کردم ، بعداش چقدر احساس سبکی می کردم و……
مطمئن هستم تو و بچه های دیگر هم همین حس را نسبت به محل زندگی تان دارید ! من هم وقتی می آیم شمال چه گیلان چه مازنداران و چه گلستان از سرسبزیش لذت می برم مخصوصا از دریایش ، دلم می خواهد ساعتها کنارش بشینم و دل بسپارم به صدای موجهایش و آرامش بگیرم مخصوصا آخر شب ساعت 10 الی 11 که صدای هیچ بنی بشری نمی آید جز صدای موجها !… اما با این همه وقتی برمی گردم تهران می گویم آخیش چقدر دلم تنگ شده بود برای سر و صداش ،برای بوقهای ممتد و دادوهوار مردم بی حوصله ای که پشت ترافیک مانده اند .. حتی برای مترو وازدحام آدمهایش، حتی برای دود و آلودگیش و تابلوهای نشانگر آلودگی که تو میدانها نصب کردن و با آن چراغهای قرمز که میزان co2 هوا را در وضعیت خطرناک نشان می دهد!
وای چقدر حرف زدم، ببخش سرت را درد آوردم ،حس شهر دوستیم گل کرده بود ! اگر خدا بخواهد این بار که آمدی تهران باهم می رویم چند جای دیدنیش را می گردیم که آلودگی هایش یادت برود !
برایت بهترینهای خدا را می خواهم ، راستی ممنون که پای دیگ آش نذری به یادم بودی گلم!

دوستان کامنتی
وقت خوب نماز من را از دعای خیرتان بی بهره نگذارید !

التماس دعا !

دوستدار همیشگیتون

29 05 2009
شیوا صرامی

* بــه نـــام خــدای مــهــربــون*
:-) سلام عموی گل و مهربون…
خوبید عمو جونم؟
امروز 8خرداده،دقیقا نمی دونیم شما کی قراره بیایید ولی اینجوری که شنیدیم قراره به زودی برگردین،عمو یعنی تا 24خرداد میایین؟24خرداد 2تا مناسبت داریم1-ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) 2-تولد حضرت امام خمینی(ره)،وایی عمو اگه توی این روز برنامه ی جدیدتون شروع بشه یعنی ما فقط باید 16روز دیگه این دوری را تحمل کنیم. :-)
عموی نازنازی منتظرتون می مونیم…
دوستتون داریم اندازه ی دل دریاییتون،اندازه ی ستاره های اسمون کویر،اندازه ی بی اندازه های دنیا.
*عمویی دختراتون را دعا کنید*
;-) دست علی یارتون ;-) خدانگهدارتون ;-) تو قلب ما می مونه ;-) امید دیدارتون ;-)
:-) * :-) * :-) * :-) * :-) * :-) * :-) * :-) * :-)* :-) *
ابجی ژاله ی نانازم:
انشاالله فردا بهت میزنگم،دلم واسه ی اون صدای قشنگت تنگ شده اجیییییییییییییییییییی.
ابجی منم وقتی بابام نماز صبح می خونه اینقدر دوست دارم به صداش گوش کنم،دوست دارم اول نماز بابام تموم بشه بعد من شروع کنم نمازم را بخونم.
ابجی جونم خب چرا به گوشی خودم پیام ندادی،اکشالی نداشت نانازم ;-)
ابجی بابام اون هفته قراره بره جمکران،خوش به حالش از سه شنبه میره تا جمعه،انقده دلم جمکران می خواد :-(
حتما می گم که شما را هم دعا کنه.
دوستت دارم خواهری،*التماس دعا*
********************************
ابجی شیوا(محجل):
ابجی خداروشکر که به خیر گذشت.دوستت دارم عزیزم.

********************************
ابجی سحرم:
ممنون که موقع هم زدن آش نذری به یادمون بودی و واسمون دعا کردی،دوستت دارم ابجی سحرم.

********************************
محدثه ی مهربونم:
قربونت برم واسه ی چی اجازه؟منم خودم از جایی این شعر را نوشتم،منم وقتی خوندم خیلی خوشم اومد.دوستت دارم گلم.

********************************
بخوان دعای فرج را دعـا اثر دارد

دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد

بخوان دعای فرج را و عـافیـت بـطلب

که روزگار بسـی فتنه زیر ســر دارد

بخوان دعای فرج را کـه یـوسـف زهـرا

ز پشت پرده‌ی غیبت به ما نظـر دارد

بخوان دعای فرج را به یاد خیمه‌ی سبز

که آخرین گل سرخ از دلت خبـر دارد

*******************اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم*******************

29 05 2009
ژاله فرهادروش

چقد شاد چقد شاد چقد شاد شده اینجا!
چقد شاد چقد شاد چقد شاد شده اینجا!
ما بچه ها می آییم به جشن شادی
خوشحال و شاد می مونیم
دست به دست هم دوش به دوش هم
کنار هم میمونیم با هم میخونیم
دوستای خوب و قشنگ، بامهربونی با شادمونی
مامان باباها،عزیزه دلا چقد خوبین شماها
عموپورنگ جون،زحمت میکشی
چقد تو مهربونی!!
مامانا باباهاخوشحال میشن دلاشون
وقتی که میبینن ما میخونیم براشون!
جییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغ!!!
عمویی یاد چی افتادین؟؟ :-) کاش اون موقع منو سولماز و شیوا و….بقیه آجی هامم اونجا بودیم و از دل و جون این شعر رو براتون میخوندیم..
عموپورنگ جون، زحمت میکشی چقد تو مهربونی..هیییییی!عمویی جونم خوش به حال بچه های مشهد..مدرسه های گرگان که یه کم ذوق نداشتن یه بار دعوتتون کنن..عمویی وقتی این فیلم رو میبینم امکان نداره اشکم درنیاد!میدونین چرا؟عمو اون اول که وارد سالن شدین از بینه اون همه بچه یکی مثله پرنده مثله یه گنجشک کوچولو تا شما رو دید انگار بال درآورد با سرعت نور!پرید اومد پیشه شما واستاد 5 ثانیه نگاتون کرد بعد بدو بدو رفت سر جاش!!شما هم برگشتین نگاش کردین و خندیدین..تا این صحنه رو میبینم اشکم درمیاد عموجونه خوبم..منو آجی هامم اگه اونجا بودین همه همین کار رو میکردیم و دورتون حلقه میزدیم..حیف که وقتی اولین بار دیدمتون 15 ساله بودم و نمیشد بدوم و جیغ جیغ کنم!هر چند توی دلم یه عالمههههه جیغ زدم.همیشه وقتی خیلی ذوق میکنم سکوت میکنم!و کسی که ندونه اصلا فکرشم نمیکنه که اون لحظه من دارم ذوق مرگ میشم!.عمو جونم همیشه دلم میخواد شما قشنگترین چیزا رو تجربه کنید و شما هم خوشحال بشید اما متاسفانه شما هیچوقت نمیتونید مثله ما خوشحال بشین..شما عموپورنگ ندارین که وقتی میبینینش پرنده بشین و پر درآرین!
عموییه مهربونم دست نوشت نمیذارین؟اینقد دلم تنگ شده عمویی.. :-(
کاش جشنی بود که همه بچه های شهرستانی هم بتونن شرکت کنن و واستون شعر بخونن جیغ بزنن نامه هاشونو بدن…هییییییی! :-(
عمویی اینقد دوس دارم شما اینجا یه بازی هر چند کوتاه انجام بدین..عمو خب چرا اونجوری نگاه میکنین؟ :-( تو دلم مونده دیگه چکار کنم!!عمو بازیش خیلی آسونه سحر سلطانیه هم توی وبش توضیح داده..شما حداقل 20 تا کلمه ای که در لحظه به ذهنتون میرسه رو مینویسین!همین!عمو دیدین چقد ساده اس؟..اصلا الان خودم چند تا تند تند میگم:3…2…1آفتاب_قصه_بازی_صداقت_اشک_دونه_گریه_معمولی_ناله_راحت_ساده_بی روح_عینک_غصه_شیوا_دلیل_خنده_گل_مامانی_مرغ_تازه_لطیف_ستاره_سفید_عمویی_نازک دل_گربه_نیییی دونم :-)
خب اینا افکار من بود در این لحظه!خیلی این بازی رو دوس دارم…عمووووو شما هم دوس داشته باشین دیگه!!خب؟باشه عمو جونم؟ :-( …(عمو دارم میشنوم دارین میگین مگه من بیکارم!!خب عمویی شما با بقیه بزرگترا فرق دارین نه؟دو دیقه اس!!عمو دلم میگه شما اینو جدی نمیگیرین و باهامون بازی نمیکنین هییییی کاش دلم اشتباه بگه دلم واسه بازی تنگ شده..)
آجی هاشما هم همینجا این بازی رو انجام بدین اگه دوس داشتین باشه؟؟
عمویی ببخشید سرتون رو به درد آوردم..قده تموم ستاره ها دوستون دارم عمویی جونم.
(دخترتون)

29 05 2009
نیلوفر

به نام خدای مهربونم
سلام عمو جون .حالتون چه طوره؟
عمو دیروز با خواهرم نشسته بودیم کارت پستالامونو نشون هم دیگه میدادیم میون کارتای من یکی تولدت مبارک بود خریده بودم واسه یه بنده خدایی بعد از دادنه بهش پشیمون شدم . بعد خواهرم یه دفه گفت اینو همین الان تقدیم کن به من ….وااا گفتم خب صبر کن روز تولدت بهت میدم .اونم بازرنگی گفت نخیر.. برا تولدم باید یکی دیگه بخری (راستی تولد آجیم با شما یکیه اونم یکم مرداده)خب داشتم میگفتم ….بعد گفت که یه جمله ی قشنگ برام بنویس رو ش .گفتم الان چیزی بلد نیستم
بعد گفت فک کن برا عمو پورنگت میخوای بدی .
منم گفتم خب واسه عمو مینویسم .تقدیم به مهربون ترین عموی دنیا :-)
گفت بنویس تقدیم به مهربون ترین آجیه دنیا …منم نوشتم بعد کارت رو همون موقع تقدیم کردم بهش .
وای عمو انقده کیف داشت با اینکه زوری بود ولی خیلی کیف داشت .
آجی های گلم
شیوا جون (محجل) .الهی بمیرم حتما پات داغون شد …منم یه بار وقتی کوچیک بودم پسر خالم با ماشین رفت رو شست پام.البته کامل نرفت چون من جیغ کشیدم .ولی اگه میرفت با ماشین رو پام حتما پام از مچ قطع میشد .
الان میتونی راه بری. :-(
دریا جونم ممنونم .آموزشت عالی . :-) جدی میگم .ممنونم من همش تو کف بود ببینم این جا چه جوری شکلک می زارن :-) ممنونم
مهر عزیزم .انشاالله کنکور جدیدت خوب میشه :-) توکلت به خدا باشه عزیزم .

.
راستی عمو امروزم آزمون داشتیم خدا رو شکر خوب بود .ممنونم از دعا هاتون . :-)

29 05 2009
نیلوفر

ایوووووووووووول شکلکام همش درست شد :-) دریا جون ممنونم

29 05 2009
تينا

به نام خداي دوست داشتني *

سلام عمو جونم:

عمو جونم دلم براتون خيلي خيلي تنگ شدههههههههههههههههههههههههه :-(

عمو جونم منتظرتون هستيم ! :-)

(برادرزاده شما تينا )
************************
سلام سحرخوبم :
ممنون كه برايم دعا كردي خيلييييييييييييييييييييي ممنون :-)
دوست دارم .

29 05 2009
مشکات

سلام عمو پورنگم خو بی گلم ان شا الله که عزا داری هات قبول باشه عزیزم ………..

عمو یی همون طوری که بهت گفتم دیروز روز شهادت حضرت فاطمه با مامانم دو تا یی رفتیم امامزاده عبد الله و همون طوری که بهت قول داده بودم عمو یی اونجا به نیابت از شما نماز خوندم براتون عمو با اینکه دیروز اونجا بی نهایت شلوغ بود اما من بازم دقیقا جلو یه جلو یه ضر یح امام زاده واستون نماز خو.ندم و همون طوری که خواستید واستون مثله همیشه کلی دعا کردم و هم واسه مادرتون و گفتم خدا یا هر چی عمو یی جونم میخواد به حقه خانم فاطمه الزهرا سلام الله بهش بده و همیشه مواظبش باش ……………

عمو گفتم که بهت این روزا دلم بد جور گرفته به خاطره همین دیروز تو امام زاده کلی گر یه کردم و از خدا خواستم که مشکلاتی که این روزا برام پیش اومده رو زودی حل کنه عمو یی جونم میشه همون طوری که من یه عالمه واستون دعا کردم شما هم واسم دعا کنید تو این روزا یه عز یز عمو اگه شما دعا کنید در حقم حتما براورده میشه چون شما رو خیلی دوست دارم و میگن دعا یه کسانی رو که خیلی دوستشون داری در حقت خیلی زود تر از دعا یه دیگران میگیره عمو یادت نره ها برا یه گشایشه مشکلا تم دعا کنی ها گلم دوستت دارم ……..

امروز روز جمعه هستش عمو و امیدوارم جمعه ی بعدی اقامون بیاد ………. امیدوارم شاید این جمعه بیاید

مهدی (ع)

عمو دار یوشم مثله همیشه میگم مشکات بیست و یکی دوستت داره 20 تا برا یه 20 بودنت و یکی هم برا یه تک بودنت ……….

عاشقتم عسلم ……….

همیشه دعا گو یه تو هستم عمو یی من (مشکات ) ( یا زهرا ادرکنی )

29 05 2009
مهر

سلام دوستان و آقای فرضیایی. همون عموپورنگ خودمان! خوب هستید دوستان؟ :-) خوب خدا را شکر.
اول از همه شهادت هم وطنانم را در انفجار خالی از انسانیت باید تسلیت بگویم. برای خانواده هایشان بردباری در این مصیبت بزرگ آرزو می کنم.
**سحر نازنین**
سلام خوبم! سفرت به پایان رسید و برگشتی. خوب امیدوارم سفر مفیدی بوده باشد. ممنون که پای آن دیگ آش نذری ما را هم دعا کردی. نیازمند دعایت هستم عزیزم.
**سمیه تاجیک**
سلام دوست داشتنی! می بینم که بدجوری به غیرتت بر خورد و از تهران طرفداری کردی. ولی توصیفاتت خیلی زیبا بود. مخصوصاً آن الاغ سواری! خنده ام گرفت و نمی توانستم جلویش را بگیرم. منم که خدا نکند خنده ام بگیرد. راستی دوست من. گفته بودی داستان مرگ را برایت بگذارم تا بدانی دیدگاهم درباره ی مرگ و زندگی چگونه است. اما نظرت را ندیدم. سمیه جان می خوام فضولی کنم! متولد چه ماهی هستی؟ اگر کاملش کنی و بگویی که دیگر محشر می شود!
**دریا جان**
سلام عزیزم. چه طوری مطوری؟ مشغولی؟ موفق باشی. فکر نکن خیلی مرموزی! اگر تو را با مرموز بودن می شناسند من هم مرموزی شکنم!! آره عزیزم. ولی خداییش من هم بدجوری رفتم تو کف کارهات و برنامه ریزی هات. خوب بگو می خواهی چه کار کنی خیال همه را راحت کن.
**نیلوفر گلم**
ممنون از اظهار لطفت. این چند روز به یاد خودم که روزی کنکوری بودم برای همه ی شما کنکوری ها دعا کردم. باز هم دعا می کنم و نیازمند دعای شما دوست خوبم هستم. موفق باشی عزیزم.
**حنانه جان**
کجایی؟ چرا تو کم می آیی؟ هر کجا هستی سلامت باشی.
**معصومه جان**
سلام گلم. چه خبر از اهواز؟ آب و هوا چه طوره؟
**بقیه ی دوستان**
از کنکوری گرفته تا غیر کنکوری. نیازمند دعای تک تک شماها هستم. و برای همه ی شماها سر فرازی دعا می کنم.

29 05 2009
مهر

ایهی! ذوق کردم. این شکلک گذاشتن هم سیستمی داره ها!

29 05 2009
مهر

سلام آقای فرضیایی! عموپورنگ.
داشتم نوشته های خیلی قدیمی تر شما را می خواندم. اولین دست نوشته هاتان. آن موقع بیش تر خطتان بود و برای بچه ها نقاشی هم می کشیدید. صفای آن نوشته ها بیش تر بود. چون حس اینکه این نوشت ها را عمو نوشته است بیش تر بود. باز هم خطتان را بگذارید.
اما یک انتقاد یا شاید اعتراض.هر چه که اسمش هست. چرا بخش موسیقی و کلیپ سایت غیر فعال است؟ اصلاً چرا در این بخش کلیپ ها و شعرهایتان را نمی گذارید؟ می توانید در این بخش هم مثل بخش عکس ها کلیپ ها و شعرهایتان را برای دانلود کردن بگذارید. پیشاپیش ممنون.

31 05 2009
محمدحسین

سلام به عموی مهربون من12ساله ام وشماراخیلی دوست دارم

31 05 2009
شیرین

:-)

1 06 2009
شیرین

سلام عمویی :-)

2 07 2009
shirin

عمو




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: