همه ادم ها خوبند…

26 06 2009

به نام خدا

اری همه ادم ها خوبند چرا که خالق انسان خداست و خدا نهایت خوبیهاست پس ما که مخلوق او هستیم چگونه
می توانیم خوبی ها رو انکار کنیم؟؟
بیاییم به بهتر بودن و خوب بودن بیندیشیم و برای رسیدن به این مقصود از بدی ها چشم بپوشیم و انها را فراموش کنیم.
من…شما و هر کس دیگری تا به حال مطمئینا به این موضوع فکر کردیم اما شاید گاهی مواقع اشتباهات و بدی ها بیشتر به نظرمون
بیاد.
اشتباه امر همین جاست.
باید به خدا و فرصتی که در اختیار ما قرار داده فکر کنیم و به دوستان…نزدیکان و اطرافیان خود مثبت نگاه کنیم.
حتی اگر در گذشته اشتباه یا بدی ای در بین ما وجود داشت بذر محبت رو در دل بکاریم و برای همه ادم ها دعا کنیم
که شاید از دعای ان ها ما نیز به ارزو هایمان برسیم.
هیچ کس نمی تواند صد در صد در یک مقطع همه چیز را تجربه کند این زمان و شرایط است که به انسان می اموزد
در امتداد این حوادث با خوبی و مثبت نگری می توان به نتیجه ای درست رسید.
خدایا کمکم کن تا خوب باشم…خوب فکر کنم…خوب ببینم و خوب زندگی کنم…
بچه های خوب!
مواظب خودتان باشید.
تا دست نوشته بعدی خدانگهدار


کارها

اطلاعات

92 responses

26 06 2009
sahar

به نام خدا
سلامي به پاكي قلبهاهاي آيينه اي به دريا دل آشنايم!
خدا مي داند چقدر دلتنگ شنيدن حرفهاي شما بودم …… منتظر بودم ، اما صداي درونم فقط با سكوت مي توانست اين ميزان انتظار را بيان كند…… حالا شكسته شد ولي اين تنها سكوتي بود كه آزارم نداد……
شايد براي اينكه نمي توانستم تلاطم دريا را در پشت حرفهايم پنهان كنم……
به نظر من هم بايد مثبت انديش بود…… شايد براي اينكه هيچ انساني به طور مطلق خوب يا بد نيست ، بي نقص فقط خداي يكتاست….. تنها انسانهايي كه آيينه او مي شوند خوبيها را نمايش مي دهند.
همه ما تركيبي از خوبي و بدي هستيم…. ولي اين نسبت خوبي و بديه كه توي آدمها متفاوته….. و حتي تفاوت در ميزان آشكار بودن اين نسبتهاست….. اگه هر كسي كه روي ديگران ايراد ميزاره و فقط عيبها و بديهاي ديگران رو ميبينه فقط يكم عادلانه به خودش و كارهايش فكر كنه ميبينه خودش هم پر از ايراد و بديه…..
حالا اگه اين قلبها آيينه اي بشه و به جاي گرد و غبار كينه و بددلي به ديگران و دشمني و…… صاف و جلا خورده بشه ….. ميشه آيينه خدا و محبت همه توش جا ميگيره…..
اونوقت ميشه همه رو دوست داشت ….. همه رو بنده خدا دونست….. و براي همه دعا كرد…..
كي مي دونه كي نزد خدا عزيزتره؟!!!!!!…… شايد هموني كه ما رويش هزارتا عيب و نقص گذاشتيم و بي رحمانه از دلمون اخراجش مي كنيم ، نزد خدا عزيزتر باشه…… واقعا كي مي دونه؟!!!!
دنيا به من آموخت ، با ديدن بديهاي ديگران فقط خودم آزار مي بينم…… و ياد گرفتم هيچوقت بدي ديگران را كاملا ناديده نگيرم ، چون از همانجا ضربه مي خورم…… ياد گرفتم خوبي و بدي ديگران را يكجا ببينم….. از خوبيهايشان ياد بگيرم كه خوب باشم و از بديهايشان ياد بگيرم كه بدي نكنم……هر وقت ايراد كسي را ديدم ، آن ايراد را در خودم جستجو كنم …. اگر در خودم هم وجود داشت سعي كنم آنرا از بين ببرم و وقتي خوبيهاي كسي را ديدم از او ياد بگيرم……
ياد گرفتم حتي اگه كسي دلم رو شكست از دلم اخراجش نكنم…… آنرا در گوشه شكسته دلم ميهمان كنم و با دواي دعا برايش به قلبم مرحم بگزارم…… دعا كنم تا ديگر دل كسي را نشكند و در بهترين نقطه قلب ديگران خانه داشته باشد.
ما همه آيينه يكديگريم ، فقط لحظه اي تصور كنيد اگر همه خوب مطلق بودند….. چه كسي معني خوب بودن را مي فهميد و اگر همه بد بودند چه كسي مي دانست كه بد است؟!!!!!
اگر تمام مسايل اطرافمان را فقط وسيله اي براي ارتقاي شخصيت انساني خودمان ببينيم ، هم از خوبي افراد درس مي گيريم و هم از بدي …… فقط اينگونه هست كه مي توانيم خوب باشيم و خوب فكر كنيم و خوب زندگي كنيم……
خدايا ! به من هم كمك كن تا از بين اين همه صفات خوب و بد ، خوبيها را گلچين كنم…… تا خوب ببينم ، خوب در ك
كنم، خوب فكر كنم و خوب زندگي كنم…… قلبم را آيينه خودت كن…. و از غبار و آلودگي پاك نگه دار….
اميدوارم شما هم به بهترينها دست پيدا كنيد….. و نور خدا در ايينه قلبتان هميشه تابنده و راهگشا باد.
دوستت دارم ….. مراقب خودت باش.
اگر عمري باشه و خدا اجازه بده ، بر مي گردم.
آرزومند آرزوهايت : سحر – گيلان

26 06 2009
گلبرگ

سلام
واييييييييييييييييييييي از خوشحالي نمي تونم حرف بزنم .
چقدر واقعا خوب گفتين . دعا در حق ديگران آرامش بخش ترين كاري كه ميتونيم انجام بديم ، وقتي براي بقيه دعا ميكنيم تازه ميفهميم كه ما چقدر دوست اطرافمون داريم ، چقدر آدمهاي خوب تو دنيا زيادن ، چقدر عشق ومحبت هست ، چقدر انسانها دوست داشتنين!!!!!!!!!
خيلي لطف كرديد برامون دست نوشت گذاشتيد آخه آجياي گلم امتحان دارن خواستم بگم براشون دعا كنيد منم براي موفقيتشون قرآن خوندم و ميدونم خدا مهربون دعاهامون رو مستجاب ميكنه .
انشاا… همگي بهترين نتيجه رو ميگيرن چيزي كه به خير وصلاح اين دنيا و اون دنياشون باشه اميدوارم موفق بشن.

26 06 2009
سیده فائزه

سلام عمو پورنگ…
بالاخره تموم شد!
چی؟ امتحاناتمون……………..اووووووه….

26 06 2009
سیده فائزه

کاش فقط خوب نوشتن را بلد نباشیم

بلکه خوب بودن را در عمل ثابت کنیم…نه در زبان.

26 06 2009
سیده فائزه

در این دنیا خوب بودن بخدا سهل ترین کارست

26 06 2009
نیلوفر

سلاااااااااااااااااااااااام عموی جونم خوبین وای عمویی من نمیدونستم دست نوشت گذاشتین آجی سحر خبرم کرد به خاطر همین تو دست نوشت قبلی براتون پیام گذاشتم تو نظر بعدی براتون میزارم

26 06 2009
سیده فائزه

خوبی در عمل انسانها ثابت میشه….

و چه عالم بی عمل بماند به زنبور بی عسل….

ولیک زنبور بی عسل به از….

26 06 2009
سیده فائزه

اما این خیلی قشنگ تره حتی از خوبی کردن

یاد خوبیای ادم ها باشیم و اگر روزی بهمون ازشون اسیبی رسید به خاطر همون خوبی ها هم که شده

ببخشیمشون….مواظب باشیم دلشون نشکنه….

بیایید همه با هم خاطرات بد گذشته رو فراموش کنیم!

26 06 2009
نیلوفر

دوباره سلام عموووووووووووووووووووووووووو وای خدا نمیدوننین چه قدر دلم تنگ شده بود براتون وقتی نامه ی آجی سحرم رو خوندم که خبر داده بود که شما دست نوشت گذاشتین … وای عمو بلند شدم ناخواسته دست میزدمو میپریدم بالا پایین ورزش میکردم !!!!!!!!!!
عمویی دستتون درد نکنه که برامون مطلب گذاشتین وای عمو جونم ذوق مرگ شدم دارم میمیرم .عمویی یعنی فردا نمیاین آخه حرفی نزدید که قراره بیاین عمو یعنی فردا هم منتظرتون نمونیم ای خدا…
باشه عمو اشکالی نداره ماکه 99 روز صبر کردیم بازم صبر میکنیم
عمویی جونم دوستتون دارم .
خدا نگهدار

26 06 2009
سیده فائزه

مواظب خودتون باشید

خدانگهدار

26 06 2009
ژاله فرهادروش

به نام خداااااااااااااااااااااااااااااااااا !
عمووووووووووو عموجونم عمویییییی باور کنم؟؟؟
عموجووووووووون…عموییی مهربونم…سلااااااااااام :-) عموجون همینجوری اومدم..وای آخ جوووون
عمو نمیدونم از کجا بگم!اینقد اتفاقات افتاد و نگفتم که .. :-( عموجون اول از کنکور بگم!
عمو دیروز از ساعت 6صبح بیدار شدم تا 11 شب 3 تا کتاب زیست 3تاشیمی و یک دینی رو دوره کردم!!!داشتم از خستگی میمردم!!رامینا هم داشت یه چیزایی میخوند..بعد دیگه خوابیدیم تااا 5 صبح!5 صبح تا 6 بازم دینی خوندم!!آخه اصلا استرس نداشتم گفتم پس یه کم درس بخونم!بعد رامینا پیام داد که جلوی در دانشگاهه..منو مامانمم بدو بدو رفتیم!کلی گشتم تا پیداش کردم..بابای رامینا رو اولین بار بود میدیدم خیلی مهربونن :-) مامانامونم با هم آشنا شدن ما هم ذوق کردیم!عمو تا گفتن بریم تو من دست رامینا رو گرفتم که گم نشیم!بعد گفتم خب!نمیخوای کنسرتمون رو اجرا کنیم؟!میگفت کدومو بخونیم؟حالا شیش ساعتم بحث سر این بود که کدومو بخونیم!بعد من شروع کردم:یک مال من دو مال تو سه مال اونه! رامینا هم میخوند مثلا!(آروم میخوند!)بعد اونجا که میگین:ماله من ماله توست فرقی نداره..من شیرموزمو طرف رامینا بردم!اینقد خندید!..بعد اون رفت یه سالن دیگه منم یه سالن دیگه! :-( عمو کنکورمون که تموم شد زود اومدم بیرون تا رامینا رو پیدا کنم اما نبود که نبود!بعد رفتم پیش مامانش اونا هم منتظر بودن…یهو یادم اومد رامینا خان!عادت داره بعد از امتحان گریه کنه!!!واسه همین دیگه دنبالش نگشتم!واستادم کنار مامانم که از قرآن خوندن و صلوات فرستادن ضعف کرده بود بنده خدا! :-) رامینا بلاخره اومد حدسم درست بود!تو بغل مدیرشون های های گریه میکرد!منم میخندیدم! آخه گریه هاشو نباید جدی گرفت، مردمو میذاره سر کار!آخرش بهترین نتیجه رو میگیره!(انشاالله)عموییییییییی شما واسمون دعا کردین؟؟؟حس میکنم دعا کردین!دیشب که شب آرزوها بود داشتم از خستگی میمردم چون 11ساعت یه بند درس خونده بودم دیگه نتونستم نماز شب لیله الرغائب رو بخونم..اما واسه شما و عزیزجون(مامانتون)آرزو کردم..عمویی خیلی دلم تنگ شده…عمو برگردین دیگههههه!…راستی!دست نوشت!ممنون از شما و خانوم جویکار و کسایی که پی گیری کردن،واقعا دوری از اینجا واسمون عذاب آور بود :-( ..عمو خیلی دلم میخواد الان آپ کنم اما هنوز خیلی خسته ام فردا هم میرم اراک تا یک هفته خونه عموابراهیم!پسرعمومو یک ساله ندیدم :-( الان دیگه تپل شده!12 سالشه به منو آجی سحرم میگه آجی..دلم براش یه ذره شده :-( عموییییییی عمو ابراهیمم کارش از عسلویه منتقل شده به علی آباد حالا هر هفته بهمون سر میزنه اینقد ذوق میکنممممممم..عمو کاش..!(از اون آرزو ها ست که واسه بقیه خنده داره!شاید واسه شما هم خنده دار باشه اما از ته قلبم آرزو کردم عمو!)
عمویییی ممنون از دست نوشت قشنگتون …
دوست دارم عمو جونممممممم….راستیییی آجی سولمازم کنکورش رو خوب داد خدااااااااا رو شکر :-)
التماس دعا عمویییی جونم
(دخترتون)

26 06 2009
ژاله فرهادروش

اینو یادم رفت بگم!
عمو تا از سر جلسه اومدم خونه میدونین چکار کردم؟رفتم اون دو تا بسته آلوچه ای که مامانم خریده بود و چون گفته بودین طی امتحانا نخوریم طرفش نرفته بودم جاتون خالی خوردمش!!!به آرامش زاید الوصفی رسیدم! :-) آخه یک ماه تموم بهم چشمک میزد منم اخم میکردمو در فریزر رو میبستم! :-)
یه کار دیگه.. یه کتاب هفته پیش به دستم رسید که هدیه اس! مطمئن بودم اگه بازش کنم تا تمومش نکنم دست از سرش برنمیدارم کتابشم ماشاالله 300 صفحه اس،به عبارتی اگه میخوندم بدبخت میشدم درسام می موند! حالا امروز تا رسیدم شروع کردم به خوندنش…اسم کتاب (( دا)) نویسنده: سیده زهره حسینی.
حالا یکی یکی کارایی که این یک سال انجام ندادم میاد به فکرم و از لجم درجا میرم سراغش! :-)
(دخترتون)

27 06 2009
امین فرزامی

عمو جون سلام
خسته نباشید
خیلی خوشحالم که می بینم دست نوشت جدید گذاشتید.

27 06 2009
فرزانه

به نام خدا
سلام
من گفتم فردا دیگه حتمامیاین اما به قول نیلوفر انگار خبری نیست!!!!!!!
آجیای کنکوری خدا قوت !!!!!!!

27 06 2009
کوثر

سلام…درست می گید!
اما هدف رو متوجه نشدم!
راستی چیزی به جشنواره ی دستهای کوچک دعا نمونده…

27 06 2009
زهراناظمي

سلام عمو..
اره.. همه انسان ها خوبن..
مي دونيد من چطور فكر مي كنم/؟
من هميشه به خودم مي گم حتي اين شخص كار بدي رو انجام داده من به خاطر اينكه يك روز كودك بوده و پاك از هرگونه گناه ، بايد بهش احترام بذارم..
همه انسان ها پاك بودند..
و خوب..
اما گاهي بعضي ها با اشتباهات كوچك و بزرگ دلشون رو تيره مي كنن..
و خدا اين فرصت رو بهشون مي ده كه جبران كنن..
اميدواريم هممون خوب باشيم و خوبيمون رو حفظ كنيم

27 06 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام عمویی….عموووووووووو مردم از خستگی!عمو از روز کنکور تا الان نخوابیدم! اصلا وقت نمیشه!
امروز با دوستم بعد از ده سال رفتیم بیرون ..عمو تو هر خیابونی میرفتیم 90% بچه های کنکوری و دانشگاهی بودن که از درس آزاد شده بودن! :-) عمو عمو اگه بدونین چی خریدمممممم!
کتاب (قصه هایی برای پدران ،مادران،نوه ها) از ..از…بلهههه عموجون دیگه تو خوابم ازتون بپرسن جواب میدین از پائولوکوئیلو!! :-) عمو خیلی ذوق دارم واسه خوندنش اما اون یکی کتاب حالا حالا ها تموم نمیشه..هر دوشونم دوس دارم..عموووووو از کنار خیابون داشتیم رد میشدیم چشمم افتاد به جوجه و خروس!!! به دوستم گفتم من جوجه میخوام!(وسط اون شلوغی و گرما و قلب درد و پا درد و دست پر از وسیله، واستاده بودم میگفتم جوجه میخوام!)دوستم دستمو کشید واز منطقه ی جوجوها دورم کرد!یکیش قیافه اش جلو چشممه خیلی ناز و ف بود..من میخوامش…ای خداااا تا کوچیک بودم مامانم واسم نمیخرید حالا دوستم نمیذاره!البته خب حق دارن!جایی واسه نگهداریش ندارم :-(
عمو امروزم نمیاین…هیییییییی پس کی عمو؟؟ :-(
از همه ی بچه ها و عمویییییییی جون که این شبا واسمون دعا کردن ممنونم.
التماس دعا
(دخترتون)

27 06 2009
ماه نقره اي

بی خبر از هم خوابیدن چه سود؟
بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید
ورنه بر سنگ مزارش اب پاشیدن چه سود؟
گر نرفتی خانه اش تا زنده بود
خانه صاحب عزا خوابیدن چه سود؟
گر نپرسی حال من تا زنده ام
گریه و زاری ونالیدن چه سود؟
زنده را در زندگی قدرش بدان
ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود؟
گر نکردی یاد من تا زنده ام
سنگ مرمر روی قبرم وا نهادن ها چه سود؟…

27 06 2009
شیرین

سلام عموجونم ممنونم واقعا ممنونم که دوباره برامون مطلب گذوشتین از 15 خرداد تا الان ازتون خبری نبود :-( اما الان خیلی خوشحالم :-)
عمو از برنامه جدیدتون چه خبر ؟؟ کی برمیگردی فسقلی ! نمیگی ماها دلمون برات میتنگه !

*سلام اجی ها * چطورین با تعطیلات چه کار میکنین؟
بچه های کنکوری تجربی با درسا چه کار میکنین؟ سراسری سخت بود نه !!
اجی ها توروخدا برام دعا کنید اخه این جمعه ازمون(غیر پزشکی)دارم ممنون

**الهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم یا زهرا **

27 06 2009
تينا

به نام خدا
سلامممممممممممممممممممممممممم به عموي نازم :
عمو جونم چقدر دلم براي اين جا تنگ شده بود براي آجي هام براي شما كه ديگه نگوووووووووووووو ….
عمو پس كي ميايين دلم براتون خيليييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي تنگ شده ….
عمو جونم عموي نانازم امتحاناتم تمام شده اخيييييييييييييييييييييييييييييييي راحت شدم مردم از بس استرس داشتم .امتحاناتم بد نبود خوب بود ولي يكي از درسام خيلي سخت بود واسم دعا كنيد از اين درس …. :D عمو جونم منتظرتون هستم !راستي بابت دست نوشت ممونم عموي خوشگلم .راستي شب ليله الرغائب تا اذان بيدار موندم اين هم زير آسمون خدا واسه شما و خانوادتون و تمام آجي هاي گلم دعا كردم. من عاشق اين شب هستم واقعا دوس داشتنيه .راستي عمو امروز رفتم اسمم را براي اعتكاف بنويسم ديدم دو تا برنامه شما را من نميتونم ببينم ناراحن شدم ولي با اين حال اسممو نوشتم البته با التماس (اخه عمو تمام مساجد پرشدن )، برام جالب بود عمو هنوز اول ماهه چقدر امدن اسم نوشتن و چقدر مشتاق داره اين مراسم واقعا برام جالب بود :D
عمووووووووووووووووووووووووو خيلي دوستتون دارم.
(برادرزاده شما تينا )
********************************************
اجي هاي گلم سلام :
دلم براتون خيلي خيلي تنگوليده …. دوستتون دالم. :D
********************************************
(خانم جويكار بي نهايت تشكر )

28 06 2009
ياس كبود

سلام عموپورنگ مهربون بچه ها….
خسته نباشيد….
مطالبتون واقعا زيباست….
برايتان ارزوي موفقيت دارم….
شاد باشيد….

28 06 2009
نازآفرین

سلام عمو من تازه یه وبلاگ به کمک خاله ام درست کردم. می شه بیای ببینی؟
ممنون

28 06 2009
سمانه كاوياني

به نام خدای خوب و مهربون
و سلام به شما عموی یکی یه دونه ام …… که جاتون هست برا همیشه توی دلم
خوبین؟
خسته نباشین عموی یکی یه دونه ام.
عموجونم خیلی خوشحال شدم که آپ کردین :-)
ولی هنوز آپ قشنگتون رو نخوندم ;-) پس بذارین بخونم و دوباره میام :D
فعلا…

28 06 2009
سمانه كاوياني

خدایا کمکم کن تا خوب باشم…خوب فکر کنم…خوب ببینم و خوب زندگی کنم…
الهی آمین
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
.
عموجونم
چند سال پیش یه مصاحبه کرده بودین با مجله راه زندگی …. خب….تو اون مصاحبه یه جمله ی خیلی قشنگ گفته بودین که من همیشه وقتیکه از دست کسی ناراحت میشم اول با خودم میگم دیگه اصلا باهاش حرف نزنم …ولی بعدش وقتی یاد اون جمله قشنگ شما می افتم اگه کینه ای از اون کس به دل گرفته ام از بین میره….و جمله ای که گفته بودین خلاصه اش اینطوری بود که: «بچه ها سعی کنین همه بچه بمونین و بچگی کنین و هیچوقت روزای قشنگ کودکیتون رو به امید اینکه بزرگ شدین از دست ندین و واسه اینکه دوست داشتن رو تمرین کنین همه رو دوست داشته باشین»
عمو این جمله تون رو خیلی زیاد دوست دارم….درسته خیلی جمله های قشنگ زیادی گفتین ولی این جمله مخصوصا اینجا که گفتین «برا اینکه دوست داشتن رو تمرین کنین همه رو دوست داشته باشین»
چون با به یاد اوردن این جمله ی شما اگه یه وقت خدایی نکرده ازکسی کینه یی به دل گرفتم …با به یاد اوردن این جمله کینه هم از بین میره :-)
عموی یکی یه دونه ام
حالا اصلا از کسی کینه یی به دل ندارم……درسته حالا بعضی ها هستن که از دستشون یذره ناراحتم ولی بجان خودم اصلا کینه ای از اونا هم به دل ندارم.
و تا جایی که میدونم همیشه سعی میکنم که بیشتر خوبیهای دیگران رو به یاد بیارم تا اشتباهاتشون رو….و از خداجون میخوام که هم به من و هم همه ادما کمک کنه که هیچوقت….یا خیلی کم از اشتباهات دیگران یاد کنیم…..و بجاش خوبیهاشون رو به یاد بیاریم :-)
حالا عموی یکی یه دونه ام یه خواهش
عموجون اجازه هست به اجی تاجیک یه چیزی بگم؟
«وااااااای قربونتون برم که انقدر مهربونین»
.
اجی تاجیک سلام….خوبی؟
عزیزدلم همونطور که بهت قول داده بودم برا تو اومدم و همینجا توضیح دادم که چه جوری و کی هدیه رو برا عمو بفرستی :-)
یه سر برو به «گاهی خنده…گاهی گریه» …..اونجا کامل برات توضیح دادم. :-)
قربونت و دست علی یارت و خدانگهدارت.
.
حالا عموجونم چرا دیروز برنگشتین؟؟؟ :-( پس دیگه کی برمیگردین؟؟؟ :-(
عمووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو تو چشمم رفته یه موووووووووووووووووووووووووووووو :D منتظرتون هستیم بهترین عموی ما بچه ها :-) :-)
.
خب دیگه عموی یکی یه دونه ام ….مثل همیشه ، مثل خودتون میگم
«دست علی یارتون
خدانگهدارتون
تو قلب ما می مونه
امید دیدارتون»
(برادرزاده ی کوچولوتون)

28 06 2009
سمانه كاوياني

ببخشید بازم برگشتم :D
عموجون یه حدیث از مولا علی (ع) میخوام بگم :-) همه ادما خوبن و هرکسی بدیهایی هم داره ولی چه خوبه که بجا اینکه بدیهاشون رو تو ذهن و دلمون بذاریم ، خوبیهاشون رو به یاد بیاریم :-)
.
خدایا بهمون کمک کن تا بیشتر خوبی ها رو بینیم :-)
الهی امین
.
حالا حدیث….عموجونم درسته شاید این سخن امام علی که اینجا براتون مینویسم به موضوع این آپتون اصلا نیاد ولی خب عموجونم من این سخن مولا علی رو خیلی خیلی زیاد دوست دارم :-)
مولا علی(ع): «اگر دیدی گناه کسی نزد تو غیر قابل بخشش است بدان که این از کوچکی روح توست نه از بزرگی گناه او»
عمو چطور بود؟؟؟ من که خیلی این حدیث رو دوست دارم. :-)
عموجونم این سخن رو
دبیر دین و زندگی سال اول دبیرستانمون همیشه علاوه بر درسامون چیزای غیر درسی راجع به دنیا و اخرت و خدا و این چیزا برامون حرف میزد….وچقدر هم حرفاشون قشنگ و شیرین بود :-) و روز اخر که دیگه مدرسه ها داشت تعطیل میشد بهمون گفت: بچه ها دفتراتون رو دربیارین و این جمله ای رو که مینویسم تو دفتراتون یادداشت کنین.و ازتون میخوام که این رو برا همیشه یادتون باشه و هیچوقت فراموشش نکنین.وماهم همگی یادداشت کردیم.
سخنی که برامون نوشتن همین سخن زیبای مولا علی بود :-)
عمو یه چیز دیگه هم بگم
خب راستش با به یاد اوردن این سخن مولاعلی(ع) اگه از کسی ناراحت باشم ….ناراحتیم کمتر میشه :-)
و با به یاد اوردن جمله ی شما اونکسی که از دستش ناراحتم رو …..بازم تو دلم براش جا میذارم :-) چون میخوام دوست داشتن رو تمرین کنم…..و یاد بگیرم :-)
این دوتا جمله رو هیچوقت فراموش نمیکنم :-)
دست علی یارتون و خداپشت و پناهتون :-)
.
(برادرزاده ی کوچولوتون)

28 06 2009
الهه درزی

ممنون از دست نوشتتون.
خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــلی دوستون دارم.
دوست دارم خیلی زیاد از اینجا تابه اسمون فرشته ی روی زمین همیشه دوست من بمون

28 06 2009
تينا

به نام خدا
سلام عموي نازم دلم براتون تنگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ شدههههههههه .

عمو جونم زود بيا زود زود ديگه طاقتم تمام شده :-(

دوست دارم عمو جونم خيلي . :D
‹‹برادرزاده شما تينا ››

28 06 2009
شیوا صرامی

*بــــه نــــام خــــدای مــــهـــربــــون*

کشتی در طوفان شکست و غرق شد . فقط دو مرد توانستند به سوی جزیره کوچک بی آب و علفی شنا کنند و

نجات یابند .

دو نجات یافته دیدند هیچ نمیتوانند بکنند . با خود گفتند بهتر است از خدا کمک بخواهیم . دست به دعا شدند .

برای اینکه ببینند دعای کدام بهتر مستجاب میشود به گوشه ای از جزیره رفتند .

نخست از خدا غذا خواستند .

فردا مرد اول درختی یافت و میوه ای بر آن . آن را خورد .

مرد دوم چیزی برای خوردن نداشت .

هفته بعد مرد اول از خدا همسر و همدم خواست .

فردا کشتی دیگری غرق شد . زنی نجات یافت و به مرد رسید .

در سمت دیگر مرد دوم هیچکس را نداشت .

مرد اول از خدا خانه – لباس و غذای بیشتری خواست .

فردا به صورتی معجزه آور تمام چیزهایی که خواسته بود به او رسید .

مرد دوم هنوزهیچ نداشت .

دست آخر مرد اول از خدا کشتی خواست تا او و همسرش را با خود ببرد .

فردا کشتی آمد و در سمت او لنگر انداخت .

مرد خواست بدون مرد دوم به همراه همسرش از جزیره برود .

پیش خود گفت : مرد دیگر حتمآ شایستگی نعمتهای الهی را ندارد . چرا که درخواستهای او پاسخ داده نشد . پس

همین جا بماند بهتر است .

زمان حرکت کشتی ندایی از آسمان آمد که میپرسید :

چرا همسفر خود را در جزیره رها میکنی ؟

پاسخ داد : این نعمتهایی را که به دست آورده ام همه مال خودم است . همه را خود درخواست کرده ام .

درخواستهای او که پذیرفته نشد . پس لیاقت این چیزها را ندارد .

ندای آسمانی مرد را سرزنش کرد و گفت :

اشتباه میکنی . زمانی که تنها خواسته او را اجابت کردم این نعمتها به تو رسید .

از تو چه خواست که باید مدیون او باشم ؟

از من خواست که تمام خواسته های تو را اجابت کنم .

باید بدانیم که نعمتهایمان حاصل درخواستهای خود ما نیست بلکه نتیجه دعای دیگران برای ماست

******************
سلام عموی مهربونم،خوبید عمویی؟
دلم خیلی تنگ شدهههههههههه عمو ،پس کی میایید؟ :-(
ممنون از دست نوشت زیباتون عموی مهربونم.
کنکورم را خوب دادم(خدایا شکرت) :-)
خدا کنه رشته ی مورد علاقم قبول بشم،دعام کنید…
عمو جونم و همه ی کسانی که واسه ی ما کنکوری ها دعا کردین از همتون ممنونم :-)
خیلی دوستت دارم عموی مهربونم….
التماس دعای فراوان…
**دست علی یارتون**خدانگهدارتون**تو قلب ما می مونه**امیددیدارتون**

28 06 2009
نرگس احمدی

به نام خدا سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام عمویی مهربونم خوبید عموجون؟عموییی دق کردیم پس نمیاید؟ تا شنبه رو خب گفتیم شما حتما بخاطره بردارزاده هایه کنکوریتون نیومدید ولی الان چرا نمیاید؟عمودلم براتون به اندازه به اندازه به اندازه یه کوچیکترین ذره ای که میتونید تصورکنید نه ..کوچکتر از اون شده براتون….عمویی عوضش ایندفعه که اومدید حسابی قدرتونو میدونیم گرچه احتمالا من نیستم عمویی.اخه میخوام برم اعتکاف بچه خوبی شم ،دیگه شمارو اذیت نکنم ….بچه ها شما هم اگه تونستید حتما برید خیلیییییییییییی خوبه من ساله پیش برا اولین بار رفتم بااینکه حالم خوب نبود ولی خیلی بهم خوش گذشت سه روز از دنیا بی خبر بودن وباخدابودن نمیدونید چه حالی داره…خیلی خوبببببببه بااینکه من زیاد بدونه مامانم نمیتونم بمونم(الان همه به اتفاق میگن چه بچه لوسی)ولی اصلا فراموش شده بودن همه اونجا خیلیییییییی خوبه بچه ها از دست میدین اگه نرین…البته انشاالله من رفتم واسه همتون دعا میکنما…راستی ابجی معصومه اون نرگسی که وبلاگ داره یکی دیگست من هنوز وبلاگ نزدم،راستی میخوام برم دوتا جوجه بخرم اسمشونم بذارم کوچول وموچول(اسمه کوچولواز اسمه عروسکه ژاله که البته اونم از اسمه عروسکه سولماز برداشته بودبرداشتم اسمه موچولم مامانم پیشنهاد کرد)…توخونمون میگن این چه اسمیه؟ولی مگه بچه هایه من نیستن من باید اسمشونو انتخاب کنم دیگه…

28 06 2009
ياس كبود

سلام…حال شما؟خوب هستيد؟
خسته نباشيد….
درست ميگيد….بيشتر مواقع بدي ها بيشتر به چشم ميان ومتاسفانه بدي هام بيشتر تو ذهن ميمونن….
حرفاتون خيلي قشنگ وضمنا خيليم اموزنده است….
با توجه نوشته هاتون ميشه نوع شخصيتتون رو تا حدودي تشخيص داد….
خيلي خوبه كه اينقدر فكر روشني داريد….واقعا تبريك ميگم…چون اين نوشته ها حاكي از شخصيت محكم و درعين حال مثبت نگر شماست…..
راستي شما به عنوان مجري تلويزيون و باتوجه به شخصيت اجتماعي كه داريد و نوع ارتباطتون كه عمدتا با بچه ها سروكار داريد چطور روحيه اي داريد؟
باتوجه به جريان زندگي مطمئنا شما هم ناراحت شديد….قطعا در مقاطع زماني مختلف اشتباهات ديگران شمارو هم ازرده خاطر كرده…
اما باتوجه با صحبتهاتون و روحيه لطيفي كه داريد برام جالبه بدونم كه وقتي از دست يه نفر ناراحت ميشيد تا چه حد ميتونيد گذشت داشته باشيد؟
براي اين ميپرسم كه ميخوام بدونم يه انسان با چنين روحيه قوي چقدر با ادماي عادي تفاوت داره؟
اگه يكي از همكاراي شما يا حتي يكي از طرفدارانتون چندين مرتبه متوالي شما رو ناراحت كنه بازهم روحيه بخشش داريد؟يا نه ميتونيد خيلي راحت دور 1نفر رو خط بكشيد و بگيد نمي بخشمش؟
ميدونيد واسه چي اينا رو ميپرسم؟واسه اينكه بعدمدتها يه نفرو پيداكردم كه روحيه مثبت داشته باشه…
براي اينكه ميخوام بدونم هنوز هم ادمهاي خوب تو اين دنيا هستن؟؟؟!!!!

28 06 2009
نرگس احمدی

عمو من تا یکی دوسال پیش همرو خوب میدیدم وحرفه همرو باور میکردم…اخه خیلی ساده بودم ..عموسادگیرو دوست دارم ولی ادم بعضی وقتا خیلی ضربه میخوره…ولی دوست دارم هنوز همرو خوب ببینم گرچه یکسری رو که همیشه خوب میدونستم توچشمم خراب شدن..چقدبد شد… ولی خب عموجون شماراست میگید بهتره تاجایی که میتونیم همروخوب ببینیم وحرفاشونوباورکنیم…عمویی دوستتون دارم خیلیییییییییی زیاد بیشتر از ازاینجا تا به اسمون فرشته رویه زمین همیشه عمویه مابمون..خدایابه حقه حضرت زینب(سلام الله علیها)ظهوره اقامون امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف )رو نزدیکتر بگردان..اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم…

28 06 2009
sahar

به نام خدا
سلامي به زلالي دريا به دريا دل آشنايم !
امروز اومدم ديدگاه يك شخص ديگه رو واستون بنويسم ديدگاه شاعري كه من شعرهاش رو خيلي دوست دارم
ديدگاه «مهدي سهيلي» .
از اونجايي كه آدمها وقتي فقط بديهاي ديگران رو ببينند توي قلبشون نا خود آگاه كينه و دشمني نسبت به اون شخص پيدا مي كنند ، اصل اول براي پاك شدن دل اين هست كه اين غبار پاك بشه و تا در آينه قلب ، نور خدا متجلي بشه و مهر همه انسانها توش جا بگيره…..
حالا شعر » مهدي سهيلي»:
بر در خانه دشمن
.
من چو آئينه ز دنياي صفا مي آيم ………… پيش جور تو به تسليم و رضا مي آيم
ساز نازكدلم و تار من از موي خيال………..كه ز آهنگ نسيمي به نوا مي آيم
ناله يي گر كه برآري ز سر صدق و نياز……… با دل خسته به دنبال صدا مي ايم
رهرو كعبه ي مهرم من و با گرد سفر………. تا در مروه ي دلها ز صفا مي ايم
كينه ي كس به دلم راه ندارد هرگز ………….. بر در خانه دشمن به دعا مي ايم
دشمنا ! در به رخم گر كه ببندي ، همه شب…….. چون نسيم سحر از پنجره ها مي ايم
اي غريبان ! همه شب با دل درد آلوده…………..همره اشك به بالين شما مي ايم
.
اميدوارم همه ما آدمها اينگونه باشيم ، چون با كينه و دشمني هيچ چيز درست نميشه فقط دردي بر ما اضافه ميشه و به عبارت ديگه باري بر دلمون افزوده ميشه……
اما با محبت و ديد مثبت داشتن به ديگران ، آرامش و صفاي قلب و نزديكي به خدا نصيبمون ميشه كه شيرين ترين هديه هاي خداست.
آرزومند آرزوهايت : سحر – گيلان

28 06 2009
محدثه

سلام
خداجون شکرت که بازم عمو برامون دستنوشت گذاشت و ما رو از تنهایی در آورد. :-)
عمو جون امروز آقا جون گفتش ک برنامه اشون تموم شد
یعنی فردا شما می آیید :D
خدا کنه که بیایید
من که مردم از انتظار و چشم به تلویزیون و مانیتور دوختن تا بلکه یه خبری از شما بشه
:-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-)
خب منتظریم که بیاید
دوستتون داریم
:D

28 06 2009
زهرا

به نام خدا

عمویی جونم سلام…کجا بودید این چند وقت..چقدر دلم واسه ی شما وبچه ها ی اینجا تنگ شده بود…..اصلا باورم نمیشه……اینجا فیلتر شده بود ومن هرچی سعی میکردم باز نمیشد…الانم از طریق پیوندهای زهرا ناظمی اومدم…عمویی پس کی میای…………………………..؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عمو جوراب مورچه رو دیدی …………..یه سوراخ داره …من دلم براتون اندازه ی اون سوراخ جوراب مورچه شده………

یه خسته نباشید جانانه میگم به همه ی بچه های کنکوری..ایشالاه که همشون رشته ودانشگاهی که دوست دارند قبول بشند….ایشالاه.

عمویی کاری ندارید …پس فعلا…

28 06 2009
شیرین

سلام عموی گلم :-) عموی نازنینم :-) عمو داریوشم :-)
عمو امروز روز سختی بود برام…امروز ساعت 5 از خواب بلند شدم کلی کار داشتم درس خوندم اخه جمعه هم کنکور غیرپزشکی دارم :-( طرفای ظهر بود رفتیم کارتو گرفتیم چقدرم هوا گرم بود انگار اتیش میبارید وحشتناک گرم بود مخم اب شد…..الانم عمو جون سرم داره میترکه فکر کنم وقت منفجر شدنش فرا رسیده :-)
عمویی پس کی مییای؟ خیلی باحالی نمیخوای خبر بدی کی مییای!! امروز مامان بزرگم هم دلش براتون تنگیده بود هی میگفت پس پورنگ کجاست ؟!!
عمو یه نگاهی به تقویم بنداز 7 روز از تابستون گذشته البته تابستون ماها که هنوز شروع نشده ولی بیا دیگه
** بای عموجونم** :-)

28 06 2009
شیرین

*سلام ابجی ها*
میخواستم بگم با هاتون قهرم دلم نیومد میخواستم بگم خیلی نامردین بازم دلم نیومد(اخه همتونو مثل خواهر نداشتم دوست دارم)
به خدا اگه از دیوار سوال میپرسیدم 2-3 روز بعدش جوابمو میداد…….
سوالم راجع بع عمو داریوشه راجع به هدیه تولدش اون صلواتا باید چند تا صلوات بشه ! از کی باید شروع کنیم!(لطفا جزییاتشو بهم بگین)
pleaz help me
thanks
بای اجی ها :-)

29 06 2009
نیلوفر

به نام خدای مهربونم
سلام عمو جونم عمویی امرزو خوشحال شدم آقا جون سلیمون خدا حافظی کردن و…یعنی اینکه شما هم به زودی برمیگردید
داشتم کامنت سمانه جون رو میخوندم . این جمله یشما من رو هم خیلی تحت تاثیر قرار داد همیشه پیش خودم میگفتم که عمو جون چه طوری همه رو دوست داره.. عمویی یه سوال ؟؟؟؟
چه جوری همه رو دوست دارید؟؟؟ من گاهی فکر میکنم که آدما همشون دوست داشتنی نیستن!!!
ولی فکر میکنم این مشکل از قلب منه که برا بعضی ها جا نداره .این طور نیست آخه اگه بخوایم واقعیت رو در نظر بگیریم آدما همه قابل احترام هستن چون دست کم روح خدا درونشونه دیگه اینکه ماموریتشون برای ما چیه خدا عالمه …
ولی عمویی خدایش خیلی کم پیش میاد از کسی بدم بیاد جدی میگم اهل خود پرستی هم نیستم ولی اگه کسی بهم یه نامهربونی هم بکنه .ممکنه که ناراحت شم …اگه شدت زیاد باشه هم ممکنه پیش خودم بگم که دیگه من با طرف اصلا حرف نمیزنم .ولی خداییش یه کم که عصبانیتم فرو کش کرد میبخشمش .
انتقام هم هیچ وقت نمیگیرم .ولی عمو من یه مشکل دارم اونم اینکه ظلمی که در حقم میکنن رو هیچ وقت فراموش نمیکنم همیشه زخمش به دلم میمونه ولی جدا تلافی نمیکنم .ولی آخرش ته دلم .ناراحتم .
و یه درس خیلی خوبی که ازتون گرفتم اینکه برا کسایی که اذیتم میکنن دعا کنم .اوایل برام سخت بود ولی .. بعد تونستم
عمویی شما چه قدر مهربون و دوست داشتنی هستید دلتون مثل دریا میمونه .هم پاکه هم هر کی بخواد شما تو دلتون راه میدین .اون وقت هرکی جاش تو قلب شما باشه شما با مهربونی دل اون رو هم پاک میکنید مثل ماهی ها دیدین چه قدر تمیز هستن و چه رنگای قشنگی دارن به خاطر وجود دریاست .
دل شما هم همین طوریه
خیلی ممنونم عمو جون که با سخاو تمام به ما چیزای خوب یاد میدین .
عمو جونم خیلی .خیلی خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوستتون دارم
منتظرتون هم هستیم .
خانم جوکار عزیزم .من یه معذرت خواهی به شما بده کارم .اون کامنتی که گذاشتم جاش اینجا نبود.. ببخشید جو منو گرفت اون رو نوشتم .معذرت …و ممنونم که تاییدش نکردید.
به امید دیدار عمو جونم

29 06 2009
يلدا

سلام به عمو پورنگ عزيز
دست نوشتتونو نخوندم
اما دوستون دارم.
يادم مياد سال پيش براتون يه نامه نوشتم.اما پستش نكردم.
نمي دونم چرا.
موفق و پيروز باشيد
خدانگهدار

29 06 2009
سمانه كاوياني

به نام خدای خوب و مهربون
و سلام به شما عموی یکی یه دونه ام….که جاتون هست برا همیشه توی دلم
خوبین عموی یکی یه دونه ام؟ :-)
خسته نباشین .
عمو من که دیروز اومدم و دیدگاه گذاشتم اصلا به تاریخ دستنوشته دقت نکردم :D عمووووووووووووو شما این دستنوشت اخریتون رو کی نوشتین؟؟؟
چرا اکثر اجی هایی که تا حالا دیدگاه گذاشتن مال 5 تیر بوده؟؟؟
چرا من پنجم اومدم و این اپتون رو ندیدم و تو اپ «گاهی خنده…گاهی گریه»دیدگاه دادم؟؟؟ :-(
یعنی من چشام خوب ندیده؟ :-(
حالا بگذرم…. :-)
عمو دیروز اقاجون خداحافظی کرد……یعنی عمو …اقاجون رفتن تا شما بیاین؟؟؟ نوبتیه؟؟؟حالا عمو شما امروز برمیگردین؟؟؟منتظرتون هستیم :-)
فعلا
دست علی یارتون…..خدانگهدارتون
تو قلب ما می مونه…..امید دیدارتون
عموی یکی یه دونه ام خدا پشت و پناهتون :-)
(برادرزاده ی کوچولوتون)

29 06 2009
دریا دوستدار عمو

به نام خالق گیتی
سلام به عموی مهربونم که هنوزم نمیخواد ما رو از انتظار در بیاره!
و سلام به خانم جویکار ، که اگه لطف کنن و نظر قبلی رو تائید نکنن ممنون میشم.
اصلاً فک نمیکردم این شکلی ثبت بشه واقعاً خیلی ضایع شد ، جون من خانم جویکار ثبتش نکنینااااااااا اصلاً یادم رفته بود که اولش باید یه چیزایی بنویسم تا عنوانش این شکلی نشه!….مثلاً خواستیم خلاقیت به خرج بدیم….هه…هه…هه…
.
___________❀___________
__________❀❀____________
_________❀__❀__________
________❀____❀____________
_______❀❀❀❀❀___________
______❀________❀___________
_____❀__________❀___________
____❀____________❀________
.
❀❀ـــــــــــــــــــــــــــــــــ❀❀_______
❀ــ❀ــــــــــــــــــــــــــــ❀ـــ❀_______
❀ــــ❀ــــــــــــــــــــــــ❀ـــــ❀__________
❀ــــــ❀ــــــــــــــــــــ❀ـــــــ❀__________
❀ــــــــ❀ــــــــــــــــ❀ـــــــــ❀__________
❀ــــــــــ❀ــــــــــــ❀ـــــــــــ❀___________
❀ــــــــــــ❀ــــــــ❀ـــــــــــــ❀____________
❀ــــــــــــــ❀ـــ❀ــــــــــــــــ❀___________
❀ــــــــــــــــــ❀ـــــــــــــــــــ❀___________
.
_________❀❀❀❀_________
_______❀________❀_________
_____❀____________❀_________
____❀______________❀__________
____❀______________❀_________
____❀______________❀_________
____❀______________❀________
____❀______________❀________
____❀______________❀________
_____❀____________❀________
_______❀________❀___________
_________❀❀❀❀______________
.
_________❀❀❀❀_________
_______❀________❀_________
_____❀____________❀_________
____❀______________❀__________
____❀______________❀_________
____❀______________❀_________
____❀______________❀________
____❀______________❀________
____❀______________❀________
_____❀____________❀________
_______❀________❀___________
_________❀❀❀❀______________
.

                                                                       ” اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم”

29 06 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلام سلام عموجون :-)
یواش یواش صدا میاد/صدای کفش پا میاد!!!!!!!!!
3،2،1…3،2،1/ تاتی تاتی از راه میرسهههههه…
عموییی دیگه دارین میاین نه؟؟آخه دیروز بعد از چند ماه نشستم پای برنامه کودک..دیدم آقاجون خداحافظی کرد…عمو منتظریمااااااا!
راستیییییییی!عمو جون با اجازه ی شما بعد از 5 ماه وبلاگ عمو و مهربونیاش آپدیت شددددددددد :-)
عمو جون امیدوارم سر بزنین…
آدرس:
عموجون التماس دعا
(دخترتون)

29 06 2009
ژاله فرهادروش

آدرس وبلاگم جا موند!!!

http://amoovamehraboonihash.blogfa.com

29 06 2009
دریا دوستدار عمو

به نام خالق گیتی
دوباره سلام به عموی نازم!
گفتم زشته بیام و در مورد چیزی که نوشتین نظرم رو نگم ، البته این به این منظور نیست که خودمو زیادی تحویل میگیرمااااااااااااااااا…..نه؟!
اومدم یه داستانک براتون بذارم شاید کمی تا قسمتی بتونم منظورم رو برسونم.
تقدیم به همه اونایی که مثل خالقشون خوبن:
.
________________________________کرم شب تاب_____________________________________
.
روز قسمت بود. خدا هستی را قسمت میکرد. خدا گفت:چیزی از من بخواهید. هر چه که باشد شما را خواهم داد. سهمتان را از هستی طلب کنید زیرا خدا بسیار بخشنده است.
و هر که آمد چیزی خواست. یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن. یکی جثه ای بزرگ خواست و آن یکی چشمانی تیز. یکی دریا را انتخاب کرد و یکی آسمان را.
در این میان کرمی کوچک جلو آمد و به خدا گفت:من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم. نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ. نه بالی و نه پایی ، نه آسمان و نه دریا. تنها کمی از خودت ، تنها کمی از خودت را به من بده.
و خدا کمی نور به او داد.
نام او کرم شب تاب شد.
خدا گفت:آن که نوری با خود دارد بزرگ است ، حتی اگر به قدر ذره ای باشد. تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگی کوچک پنهان می شوی.
و رو به دیگران گفت:کاش می دانستید که این کرم کوچک ، بهترین را خواست. زیرا که از خدا جز خدا نباید خواست.
هزاران سال است که او می تابد. روی دامن هستی می تابد. وقتی ستاره ای نیست چراغ کرم شب تاب روشن است و کسی نمی داند که این همان چراغی است که روزی خدا آن را به کرمی کوچک بخشیده است.
_________________________________________________چلچراغ شماره 39-عرفان نظر آهاری
.
منظور من از این داستانک این بود که ما باید همیشه از خدا خوبی خودش رو بخوایم چون که خدا همیشه بهترینه و خودش گفته که از خدا نباید جز خدا را خواست.
پس همه انسانهایی که آفریده شده اند خوبن ، چون خدا از خوبی خودش در وجود اونا گذاشته ، فقط بعضی موقع ها بعضیا در شرایطی قرار میگرن که یادشون میره که نباید در حق کسی بدی کرد چون خدا دوست نداره و این برای همه کافیه.
واقعاً اگه ما همیشه حس کنیم که در محضر خدا هستیم هیچ وقت چنین اتفاقایی نمی اوفته.
عمویی جونم زودتر برگرد……………
.

                                                                       ” اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم”

29 06 2009
فرزانه

به نام خدا
سلام
دیگه آقا جون هم رفت ….
عمو دیگه بیاین دیگه……
چشممون به این تلویزیون سفید شد!!!!!!!

29 06 2009
حسنا حسینی

سلام عمو
امتحانات منم تموم شد…الان دیگه همه وقتم مال خودمه…از این بابت واقعا خوشحالم…هنوزم مثل سالهای گذشته برای اومدن تعطیلات شور و ذوق دارم
………………
گرچه این دستنوشت جدیدتون کمی برام مبهمه…نمیدونم منظورتون شخص خاصیه یا…
به هر حال من حرف دل خودم میزنم
…………….
منم با شما موافقم (گرچه گاهی خودم این نکته رو فراموش میکنم)اما این درست نیست که با یک اشتباه تمام سابقه فرد زیر سوال ببریم…. و خوبی ها و محبتاشو نادیده بگیریم….
……………………….

29 06 2009
زهراناظمي

سلام ..
عمو من فردا دارم مي رم سوريه
براتون دعا مي كنم….
عمو اگر اين مدت از من رنجيديد ، حلال كنيد…
شاد باشيد
خدانگهدار

29 06 2009
محسن

عمو سايت تون چرا فيلتر شده

29 06 2009
نرگس احمدی

به نام خدا سلام عمویی با اجازتون یه حرفی با ابجی شیرین داشتم:شیرین جون برو به این سایت تا قضیروبفهمی http://dariushgan.blogfa.com/

29 06 2009
مهر

سلام!
مجبور شدم برای دیدن دست نوشتتان از جستجوی گوگل استفاده کنم. بالاخره پیدا کردم! نمی دانم چرا این دست نوشت را نوشتید. مطمئنم به خاطر همین ماجراهای این چند وقت است. نمی دانم چه اتفاقی افتاده اما آرزو می کنم در سلامتی کامل باشید.
سخنتان درست است. همه ی انسانها خوبند مگر آنکه خلافش ثابت شود. گاهی اوقات شرایط، زمانها و حوادث زندگی چهره ی واقعی انسانها را می نمایاند. گاهی اوقات قدر ناشناسی و حتی طمع، انسانها را آنگونه که هستند نشان می دهد.
قبل از فیلتر شدن سایتتان خواستم بیایم برای گفتن خاطره ای از سالها پیش. آن هم بر اساس یک گفته ی شیرین دوست عزیزی که بعد از امتحانات پایان ترم دوباره آمده بود. خاطره ام درباره ی سنتان است! اما …
حس و حال از کرخه تا راین مرا به سکوت باز می دارد. بعدا باز هم می آیم.
«سمیه تاجیک» گلم کجاست؟
به بقیه ی دوستان هم سلام می کنم.
به امید دیدار!

29 06 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
در میان شما هر که کوچک تر باشد همان بزرگترین شما خواهد بود . *انجیل لوقا،باب9،آیه 48*
عمویی سلام
عمو با اینکه چند بار دست نوشتتون رو دیدم اما الان یه لحظه تیترش رو اینجوری خوندم: همه ی آدم ها خوابند!!!
عمو خطای دید بود اما..اما گاهی وقتا یه جاهایی حس میکنم همه ی آدم ها خوابن..یه خواب سنگین که انگار قرار نیست دیگه هیچوقت بیدار بشن..عمو دعام کنین خواب نمونم :-(
عمو جون الان خیلی خوشحالم…وقتی با آرامش و بدون دلواپسی برای درسم میتونم کارای مورد علاقه امو انجام بدم…میتونم داستان های قشنگ بخونم و وقتی از یکیش خیلی خوشم اومد با خودم بگم آخ جون عمو داریوشمم اینو خونده..
عموجون واقعانم نباید این کتابای کوئیلو رو از خودتون جدا کنین!!واقعا لذت بردم…عمووووووووو ممنون…الان هنوز تمومش نکردم اصلا دوس ندارم تموم شه..وقتی هم تموم شه دوباره میخونمش شایدم 3 باره…10 باره!!!مثل شازده کوچولو که دیگه حسابش از دستم رفته و نمیدونم چند بار خوندمش و لذت بردم..
همیشه دنبال همچین کتابی بودم تا نزدیکاش (کتابای خلیل جبران)رفتم اما بازم پیداش نکردم تا اینکه شما
توی مصاحبه اتون معرفیش کردین…عموووووووووو ممنون خیلی خیلی خیلی!
عمو از عید تا حالا تنها برنامه ای که گاهی نگاه میکردم «بیست» بود..دلم نمیخواد تموم شه اما خب!تموم میشه!! یادش بخیر قدیما که برنامه نوجوان نیم رخ بود و من خیلی کوچولو بودم و حرفای آقای مدرس رو درست متوجه نمیشدم و گاهی هم از یه قسمتایی از برنامه میترسیدم چون تاریک بود توی تاریکی یه صدایی جدی صحبت میکرد من میترسیدم!!!اما اون قسمتایی که فه فه میومد یادمه خوشحال میشدم و نگاه میکردم..حالا اون فه فه دوباره اومده..توی برنامه ی بیست..همش غروبایی یادم میاد که با آجی و مامانم برنامه کودک و نوجوان نگاه میکردیم..بعدش کبوتر دات کام…بعدشم که سیمای نوجوان اومد…الانم هیچی!!
چراشو نمیدونم..اما ..اما انگار نوجوونا رو به اندازه ی بچه ها دوس ندارن..عمو من با نیم رخ درارتباط نبودم اما با سیمای نوجوان خیلی..اون موقع ها نامه میخوندن جواب میدادن..خیلی صمیمی بودن به عنوان یکی از دوستام دوسشون داشتم…اما یهو نمیدونم چی شد..ازمون دور شدن..خیلی دور..یکی از چیزایی که اعصابمو خورد میکرد این بود که توی برنامه های مخصوص نوجوان درباره چیزایی صحبت میکردن که واقعا نوجوان رو یه موجود وحشتناک عصبی جلوه میداد!!کاش یه روز برسه که واسه نوجوونا یه برنامه ی شاد بسازن یه برنامه ای که خنده هاش مصنوعی نباشه و همش از کلمات مثلا پر انرژی استفاده نکنن چون واقعا خسته کننده اس!گاهی با خودم میگم کاش شما برنامه نوجوان هم اجرا میکردین…اگه اینجوری بود نوجوونا مثل بچگی هاشون عاطفی و ملوس می موندن!!دیگه پشت هم نمیومدین که بگین نوجوونا به اعصابشون مسلط باشن و اونا هم به این فکر نمیفتادن که پرخاشگری و عصبانیت حق مسلمشونه!ااگه شما بودین…
عموجون دوست دارم
(عمو آجی سولماز سلام میرسونه…عمویی بازم مشکل اینترنت داره فعلا وصل نمیشه.. :-( )
(دخترتون)

29 06 2009
فاطمه

سلام عموجون
ترخدا بیا دیگه دلم برات تنگ شده بابا تابستون تموم شد پس کی میای؟
دلمون به سایت وعکسای خوشگلت خوش بوداونم که فیلتر شده
آخه چراااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ترخدا بیا دیگه فکر کردم امروز میای ولی بازم مثل همیشه باید منتظر باشیم
انتظار سخته به خدا
خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی دوست دارم
سایتت یادت نره
فعلا

29 06 2009
sahar

به نام خدا
سلام به آجيهاي گلم !
اميدوارم خوش و سلامت باشيد
.
آجي شيرين عزيزم ! خوشحالم كنكورت رو خوب دادي …. برات آرزوي موفقيت مي كنم ، اميدوارم دنيا هميشه به كامت شيرين باشه و شاد باشي و سلامت.
عزيزم ! قاعدتا جواب سوالت رو بايد آجي سمانه عزيزم بده …. اما دوست داشتم دل مهربونت بشكنه و از آجيهات ناراحت باشي واسه همين با اطلاعات ناقصم بهت مي گم اين هديه از 23 تير بايد فرستاده بشه و ميزان صلوات رو خودت بايد انتخاب كني . براي ثبت نام هم بايد حداكثر تا 15 تير بايد توي وبلاگ سمانه جون بري و ثبت نام كني….
من ديگه بيشتر از اين اطلاعات ندارم ، عزيزم ! بقيه اش با خودت …. دوستت دارم . فكر نكن فراموشت كرديم .
خوش باشي….
.
آجي هاي كنكوري ! نيلوفر جون ! سولماز جون ! نرگس جون! ژاله جون ! شيوا جون ( صرامي) ! و بقيه آجيهاي كنكوري براتون آرزوي موفقيت مي كنم . اميدوارم همتون به رشته مورد علاقه تون وارد بشيد و در سايه حمايت خدا به بهترينها دست پيدا كنيد.
.
اللهم عجل لوليك الفرج
اللهم صل علي محمد وآل محمد

29 06 2009
sahar

به نام خدا
دوباره سلام به اجيهاي خوبم !
.
اول از همه شيرين جون ! ببخش اونجا مي خواستم بنويسم دوست نداشتم دل مهربونت بشكنه اما حرف ((ن ))
جا افتاد ببخش معني جمله ام كلا عوض شد …. خدا نكنه كسي دلش بياد دل مهربونت رو بشكنه …. دوستت دارم.
.
آجي درياي عزيزم !خوبي ؟!! راستي من اون روز باهات شوخي كرده بودم …. آخرش هم نوشته بودم شوخي . اما اگه ناراحت شدي من رو ببخش. دقيقا منظورم اين بود دنياي بچه ها پر از صداقته … به نظرم تو اين صداقت رو داشتي و گفتي اسمت چيز ديگه است…. اصلا دو تا اسم داشتن ايرادي نداره . خود من هم دو تا اسم دارم يكي توي شناسنامه ام و يكي هم از بدو تولد به نامش صدا شدم كه همون سحر هست…..
ديگه به آجي بزرگه بگو نياد حسابم رو برسه آخه من جايي براي فرار كردن بلد نيستم ( شوخي ) دوستت دارم .
.
مهر مهربونم ! اميدوارم امتحانات دانشگاهت به خوبي سپري بشه و با انرژي كامل دوباره بيايي و اينجا بنويسي…. به يادت هستم… دوستت دارم … ممنون كه بهم گفتي.
.
سميه جون ! گلم هميشه به يادت هستم…. من رو ببخش كه نمي تونم بشينم و الان برات راجع به كتاب بنويسم .
چيز خاصي هم نشده كه برات توضيح بدم اما نمي دونم چرا وقتي مي خوام برات بنويسم حرفهام زياد ميشه ….
پس خودم جلوي حرفهام رو مي گيرم. امروز بعد از ظهر كلي برات نوشتم اما قبل از ارسال برق رفت و….
من هم ديگه از گفتنشون صرف نظر مي كنم…. دوستت دارم ، موفق باشي.
.
معصومه جان ! خوبي عزيزم ؟!!! اميدوارم خوب وخوش باشي… كم پيدايي !!! دوستت دارم.
.
تينا جون ! اميدوارم دنياي رنگين كموني مهد كودك برات هميشه شيرين باشه… خوشحالم امتحاناتت با موفقيت سپري شد… اميدوارم اون امتحان سختت به بهترين نحو برات شادي بياره …. بهترين نمره نصيبت بشه .
دوستت دارم.
.
اللهم عجل لوليك الفرج
اللهم صل علي محمد وآل محمد وعجل فرجهم

30 06 2009
sahar

به نام خدا
دريا دل آشناي من ! سلام
عقربه هاي ساعت روي ديوار دارند روي صفحه اش قدم ميزنند…..هر لحظه كه مي گذره نشانه اينه كه يك لحظه به
لحظه شروع دوباره حرف هاي يك دل دريايي نزديك ميشيم. دلي كه با حرفهاش ميليونها نفر ديگه رو دريايي مي كنه
دلي كه توي دل ميليونها نفر جا داره. مي تونم حدس بزنم اين عقربه ها بايد چند بار صفحه ساعت رو طي كنند تا بياي…..اون روز دور نيست ، لا اقل نسبت به اين همه دويدن عقربه ها توي روزهايي كه گذشت.
يك چيز بگم تا يادم نرفته ، الان كه داشتم دوباره به حرف قشنگتون فكر مي كردم ….. احساس كردم نظر من يه كوچولو با شما متفاوته…. من نظرم اينه كه » همه آدمها مي توانند خوب باشند » ولي شما مهربانانه تر گفتيد كه » همه آدم ها خوبند » . من فكر مي كنم كه انسانها بنا به ظرفيتي كه خداوند توي وجودشون گذاشته مي تونند خوب يا بد باشند…. اين بستگي به خودشون داره كه چه ميزان از خوبيها و يا بديها رو توي وجود خودشون پرورش بدهند….
البته همه آدمها وجدان دارند كه همون سرزنشگر وجودشونه وقتي كار بدي انجام مي دهند . اما اين وجدان هم تا زماني بيدار مي مونه كه كفه خوبيها از بديها سنگين تر باشه ….
اگه همه ما خوب بوديم چه نيازي به جهنم وجود داشت …. ؟!!! اما من مي گم ما انسانها در جايگاهي نيستيم كه قضاوت كنيم چه كسي خوب و چه كسي بده مگر اينكه به عالمي فراتر دست پيدا كنيم و اونقدر به خدا نزديك بشيم كه همه چيز رو از ديد خدا ببينيم…… ولي از همه شايسته تر به مقام قضاوت خداي متعاله.
فكر مي كنم ما براي نداشتن شناخت كافي از انسانهاي پيرامونمون بايد نسبت به اونها مثبت نگر باشيم و همه انسانها رو خوب بدونيم….. و از صفات زشتشون كه در نظر ما كريه اومده چشم بپوشيم ، چه بسا اون شخص صفات ارزنده اش از ما بيشتر باشه و ما با ديدن يك صفت زشت از اونها قافل شديم…..
شايد اصلا حكمت اينكه ما خوب مطلق نيستيم اين باشه كه مكلف بشيم تلاش كنيم كه هم خودمون وهم ديگران رو به سمت خوبيهاي بيشتر سوق بديم( امر به معروف و نهي از منكر)….. انسان ظرفيت خوب مطلق شدن رو داره….. واقعا چقدر لذت بخش لحظه اي كه انسان تمام صفات زشت رو توي خودش كشته و شده يك آينه از بهترين صفات خدا…… البته همه ما آينه خداهستيم ولي اون شخصي مي تونه خدا رو كاملتر و زيباتر نشون بده كه صفات بيشتري مشابه صفات خدا داشته باشه …..
كسي هم كه مثل من وجودش آميخته خوبي و بدي باشه ، يك آينه نصفه نيمه از خداست….. اما من مطمئنم هيچ آدمي نيست كه حداقل ذره اي از وجودش آينه خدا نباشه …. چون خدا در وجود همه ما خانه اي دارد ( قلب)
و در وجود همه ما از روح خودش دميده ……………. خوب كه نگاه مي كنم مي بينم همه هستي و موجودات آينه تمام نماي خدا هستند.
خدا همه چيز رو اونقدر زيبا و ماهرانه خلق كرد تا در عمق اين همه زيبايي ، به زيبايي او پي ببريم و از آن همه مهارت به توانايي اش معترف شويم…… حيف كه بعضي وقتها در آن همه زيبايي او را گم مي كنيم و گاهي با ديدن مهارت محدودي از وجود او كه درون ماست به خودمان مغرور مي شويم……..خدايا ! دوستت دارم ، كمك كن هيچوقت از يادت غافل نباشم.
برات بهترينها رو آرزو مي كنم : سلامت – سعادت – موفقيت – آرامش – قرب الهي
اگه عمري باشه و خدا اجازه بده بر مي گردم
آرزومند آرزوهايت : سحر – گيلان

30 06 2009
نیلوفر

به نام خدای مهربونم
عموی جونم سلام عمو ببخشیدا ولی من هر چی سعی کردم منظور این صحبت شما رو نفهمیدم .ببخشید هر بار که میخونم بیشتر نمیفهمم
خب عمویی دیشب از ساعت 12 تا 4 صبح داشتم برا معلمم نامه مینوشتم وای عمو اگه بدونین چه قدر دلم براشون تنگ شده برا همین نامه ام 4صفه ونیم شد .دیگه از بس برا رسیدن به هر چیزی صبر کردم خسته شدم شما که نمیاین معلمم رو هم که نمیدونم دیگه کی میبینم .عمویی تورو خدا یه فکری به حال این دل ما که دیگه از تنگی نابود شد بکنید من که دیگه روزا تو خونه راه میرم دنبال یه چیزی انگار همش میگردم .هرچند کمبودتون این دفه زیاد حس نشد ولی من که نمیتونم دم به دقیقه بیام دست نوشت .آخه وقتی میام این جا بیشتر حس میکنم که پیشمونین اگرنه شما که تو دل ماهستید.ولی خب
راستی عمو من یه مشکل بزرگ هم دارم .تو این چند وقت هرچی اتفاق بد برام افتاده گریه نکردم.نمیدونم چرا گریم نمیاد حتی حتی برای رفتن شما هم از وقتی برنامتون تموم شد گریه کردم تا شب که میخواستم بخوابم با گریه خوابیدم .بعدش دیگه گریه نکردم تا حالا ولی خداییش عمو جون این دفه خیلی بد خدا حافظی کردین من که شک کردم که شمارو بازم میتونم ببینم مخصوصا با جریانی که قرار بود برنامتون تولیدی بشه همه یمارو سکته دادین الانم غصه هام تو دلم همه جمع شده مخصوصا تو گلوم میترسم دق کنم بیشتر از همه به خاطر اینکه این روزها رزو شماریمون جدی تر شده ولی هنوز از عمو جون خبری نیست
عموی شما که بد قول نبودین الان 8 روز از تابستون گذشته خب چرا پس نمیاین؟؟؟؟؟
اصلا قهرم .جدی میگم

30 06 2009
سمانه كاوياني

به نام خدای خوب و مهربون
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم
سلام به شما عموی یکی یه دونه ام…..که جاتون هست برا همیشه توی دلم
خوبین؟خوشین؟سلامتین عموی یکی یه دونه ام؟ :-)
عمو جونم میخوام از این به بعد….بعد از نام خدا حرفامو با صلوات بر حضرت محمد(ص) شروع کنم :-)
قربونتون برم عموی یکی یه دونه ام دستتون درد نکنه که انقدر چیزای خوب خوب بهمون یاد میدیدن :-)
مثلا همین اپتون :-)
عموجون من فعلا برم …. ولی الانه دوباره میام و مینویسم ;-)
فعلا
بدرود
(برادرزاده ی کوچولوتون)

30 06 2009
سمانه كاوياني

دوباره سلام عموجونم :D
خسته نباشین عموی یکی یه دونه ام :-)
و یه سلام پر از مهر و محبت تقدیم به همکارای گل عموجونم :-) همگی خسته نباشین :D و دست همه تون دردنکنه :-)
حالا عموجونم بذارین تو دیدگاه بعدی بگم :-)
چیو؟
خب بذارین الان میگم ;-)

30 06 2009
سمانه كاوياني

عمو بازم نمیخوام بگم «عمووووووووووووووو تو چشمم رفته یه موووووووووووو ;-) عموجونم کی برمیگردین؟» :-)
چون میدونم که بزودی زود برمیگردین :-)
اها میخواستم ازتون تشکر کنم :D بخاطر همه چیزای خوبی که بهمون یاد دادین :-)
مثلا اینکه همیشه کارامون رو با نام خدا شروع کنیم.
و بیشتر وقتا بعد از نام خدا همیشه یه صلوات میفرستادین و بعد شروع به حرف زدن میکردین.(ودر فوق برنامه هم انشاالله همینطور) :-) …ما هم از شما اینا رو یاد گرفتیم.
اخر برنامه همیشه با دعا برای ظهور اقا(عج) خداحافظی میکردین.(و دراینده هم انشاالله همینطور)
و یه عالمه چیزای خوب دیگه که اگه الان بشینم و تک تکشون رو بگم باید تا فردا صبح یا شایدم چند روز هی بنویسم :D :-)
و فعلا هم اخرین چیزی که از شما عموی یکی یه دونه مون یاد گرفتیم اینه که «همه ادم ها خوبند» :-) اینکه تا میتونیم خوبیهای دیگران رو ببینیم :-)
عموی یکی یه دونه ام
بخاطر همه چیز متشکرم….بخاطر همه زحمتهایی که برای کودکان دیروز …. کودکان امروز …. و کودکان فردا میکشین :-)
بخاطر همه چیزای خوبی که بهمون یاد دادین :-)
متشکریم :-) و منتظریم ….. منتظریم که دوباره برگردین و بازم بهمون خیلی چیزا رو یاد بدین :-)
و خدایا
متشکرم….خدایا از تو سپاسگذارم بخاطر همه نعمتها و هدیه های بزرگی که به ما دادی.
بخاطر پدر و مادر مهربان و دلسوزی که به ما دادی.
بخاطر عموی مهربانی که به ما بچه ها هدیه داده ای.
و بخاطر خودت که انقدر نسبت به بنده هایت مهربان و دلسوز هستی….حتی دلسوزتر و مهربانتر از مادر و پدر.
بخاطر بزرگیت ترا سپاس میگویم.
خداجونم دوس دارم شاعرانه بنویسم ولی بلد نیستم ;-) پس همینطور با زبان ساده ازت تشکر میکنم.
بخاطر بزرگی و مهربونیت….همیشه وقتیکه خیلی تنهاهستیم ، تو تنها کسی هستی که پیشمونی….حتی وقتیکه خیلی کارای بد میکنیم و ازت غافل میشیم….حتی اونموقع هم تنهامون نمیذاری و بازم میای کنارمون و دستمون رو میگیری و کمکمون میکنی….خداجونم ازت متشکرم….وازت میخوام که هیچوقت تنهامون نذاری….وخدایا به حق این ماه عزیزو پربرکت از گناهان ما بگذر و کمک کن تا همونطوری بشیم که میخوای….اگه تاحالا بنده ی بدی بودیم و خطاهای زیادی کردیم ما رو ببخش و کمکمون کن.مثل همیشه که وقتی اهسته صدات کردیم اومدی و دستمون رو گرفتی….خدایا حالا نمیخوام اهسته صدات کنم بلکه میخوام بلند داد بزنم و اسمتو فریاد بزنم و بگم «خدایا ما رو ببخش و کمکمون کن تا بتونیم بنده ی خوبی برات بشیم».
خداجونم خیلی دوستت دارم….خیلی خیلی زیاد….اندازه ی مهربونیت….اندازه ی بزرگی و بخششت….اندازه ی لطف و محبتت.
.
عموجونم
دست علی یارتون . خدانگهدارتون
تو قلب ما می مونه . امید دیدارتون
و خدا پشت و پناهه شما عموی یکی یه دونه ی ما بچه ها :-)
(برادرزاده ی کوچولوتون)

30 06 2009
دریا

به نام خدا
عموجووووووووووووونم سلام خوبید وایییییییییییی داشتم می مردم از دلتنگی عمو کارنامم رو هم گرفتم به به……………. عمو حدس بزنید چند شدم؟ عمو اجتماعی 19.75 اون وقت ریاضی 20!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اجتماعی!!!!!!!!!! عمو من هرگز از این درس خوشم نیود عمویی با دوستامون جشن سیکل گرفتن گرفتیم جا تون خالییییییییییییی خیلی خوش گذشت!

**************************توجه توجه دختر عمو های گلم توجه********************
کی میخواد تو کادوی مشترک همه دختر عمو ها شرکت کنه؟؟؟هر کی میخواد برای اطلاعات بیشتر به http://www.love-amoo.blogfa.com
مراجعه کنه و بگه که موافقه
دوووووووووووستون دارم

30 06 2009
دریا دوستدار عمو

به نام خالق گیتی
سلام به بروبچه های دستنوشت عمویی جونم!
بذارین اول از خانم جویکار تشکر کنم که اون کامنت رو تائید نکردن واقعاً خوشحال شدم!آخه خیلی ضایع ثبت شده بود!
.
شیرین جونم!
بابا قهر نکنیااااااااااااااااا…..سمانه جون که توضیح داد در مورد صلوات ها………تو کامنت قبلی برا آبجی بزرگه (تاجیک)توضیح داد…….
ولی برای احتیاط من اینجا هم میگم…..
صلوات ها 36 هزارتا هستش که به اندازه سن عمویی هستش توام میتونی هر چقدر که میخوای بفرستی که از روز 23 شروع میکنی هر روز یه تعداد مشخص میفرستی تا برسی به روز تولد عمویی که اونروز هم به غیر از صلوات یه صلوات حضرت زهرا رو هم میفرستی…اگه بری وبلاگ سمانه حتماً متوجه میشی…اگه رو اسم سمانه کلیک کنی میتونی بری تو وبلاگش….
حالا خانم راضی شدی؟؟؟….ولی من جدی ندیدم که تو ازمون سوال کنی!…شرمنده!
.
آبجی بزرگه!
پس کجایی بابا؟؟؟؟؟؟؟؟؟دلم برات تنگ شده!!!!!!وای چقده بده که آبجیت کلی کار داشته باشه و توام محکوم به این باشی که سروصدا نکنی و حواسشو پرت نکنی!راستی آبجی بزرگه شما نمیخوای آدرس میلتو به این آبجی دریای کوچیکت بدی؟….البته اگه نمیخوای اینجا آدرسشو بذاری ، اگه آبجی سحر اجازه بده من بهش میل میزنم و ایشون هم لطف میکنن و آدرس میل آبجی بزرگه رو برام میفرستن!….آره آبجی بزرگه؟!
.
آبجی سحرم!
آبجی سحر شما هم جوابمو ندادیااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟نکنه این آبجی بزرگه دعوات کرده!!!….نه بابا فک نکنم…. خلاصه نکنه از حرفای من ناراحت شدین؟!….خب یه چیزی بگین من خیالم راحت شه!….راستی آبجی سحر شما اجازه میدین که بهتون میل بزنم؟!….ببخشیدا شما شدین پل ارتباطی!
در ضمن نگفتین که آغوز همون گردوئه یا نه؟!
                                                                           ” اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم”

30 06 2009
تينا

به نام خدا
سلام عمو جونم : :D

خوبي؟ :D
خوشين ؟ :D
خسته نباشين ،ميدونم الان خيلي سرتون شلوغه :D عمو جونم امدم بازم بگم خيلي دلم براتون تنگ شده
عمو ناناز خودم، خيلي دوست دارم، مواظب خودتون باشيد، راستي به اميرمحمد كوچول هم سلام گرم برسونيد :D
عمو نازم منتظرتون هستيم ها …!
(برادرزاده شما تينا ) :D

30 06 2009
شیوا صرامی

:-) سلام عموی مهربونم،سلام دوستای گلم :-)
:-) خوشحال میشم به وبم سر بزنید :-)
:-) بعد از مدتها اپدیت شد :-)
:-) ادرسشم اینه:http://amoojoon1352.blogfa.com :-)
:-) دوستون دارم :-)

30 06 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربونی که یه آجی سولماز ناز به من داد :-(

سلام..عموجون خوبین؟..عمو خیلی دلم گرفته اومدم پیشتون درد دل کنم..
(میخوای با من حرف بزنی سنگ صبور تو بشم
یا وقتی غصه داری تو بار غمت رو بکشم)
عمو از شب قبل از کنکور هنر آجی سولمازم حالش بد بود،تلفن میزد فقط گریه میکرد :-( عمو اون شب مثلا قرار بود باهم صحبت کنیم تا فرداش با انرژی و سرحال بره کنکورش رو بده..اما همش شد غصه!..به هر شکلی بود خندوندمش و یه کم بهتر شد اما موقت بود!فرداش که کنکورش داد بازم زیاد چیزی به من نگفت گذاشت منم کنکورمو بدم بعد…جمعه شب کلی باهام صحبت کرد منم پشت خط فقط مونده بودم چی بگم که دلش خوش بشه!هیچ چیزی هیچ راهی برای شاد کردنش نداشتم..باز گذشت تا امروز!یه غصه ی جدید به غصه هاش اضافه شد :-( عمو سولماز دیگه نمیتونه بیاد نت دیگه نمیتونه آپ کنه..کلا دیگه دسترسی به اینترنت نداره…خیلی با هم فکر کردیم اولش بدجور ناراحت شدم بهش گفتم سولماز خیلی خودخواهی!!چون اون وبلاگ فقط مال تو نیست که میخوای حذفش کنی..من و بقیه بچه ها دوسش داریم باهاش خاطره داریم…اما بعد از کلی فکر و بحث به این نتیجه رسیدیم که راهی نیست :-( گفت پسوردشو میده به من تا وبلاگش رو حذف کنم..اما من نمیتونم…قبول نکردم.عصبانی شد گفت خب خودم حذفش میکنم…رفت کافی نت…منم رفتم باشگاه..توی راه همش خدا خدا میکردم نره حذفش کنه..وقتی برگشتم اول اومدم نت…دیدم خداروشکر حذف نکرده…تماس گرفت..گریه میکرد میگفت ژاله بیشتر از 20 بار حذف رو تایید کردم اما وبم حذف نشد همش ارور داد..عمو خیلی خوشحالم که نمیتونه وبش رو حذف کنه اما خودش خیلی ناراحته میگه دلش نمیخواد وقتی نمیتونه بنویسه وبلاگی که برای شما فعالیت داشته خاک بخوره بهتره که نباشه تا..عمو هر وقت بهش زنگ میزنم بغض کرده یا داشته گریه میکرده میخواد خودشو بزنه به اون راه که من ناراحت نشم اما دیگه از خودم بهتر میشناسمش.. :-( عمو حالا دیگه بهش نمیگم خودخواهه چون میدونم واقعا هیچ راهی برای نوشتن نداره..اینم دوتا از پیامایی که الان بهم داد:
واسه خودمم دل کندن از اون فضا کار آسونی نیست،واسه تولد عمو کلی نقشه داشتم،میخواستم از همه بهتر باشم،میخواستم عمو وقتی اومد وبم ذوق کنه اما نشد.دلم میخواست براش بنویسم،تو دست نوشت،تو وبم،اما خب بازم نشد،دلم واسه وب خودم،وب تو…تنگ میشه :-(
میدونی واسه خودمم حذف کردن خاطراتم کار مشکلیه.وبم مثه بچم می مونه…باورکن جدی میگم،کاش میشد نذارمش سر راه یا رهاش کنم.. :-(
عمو سولماز خیلی دلش شکسته اینقدر که با هر چیز کوچیکی اشکش درمیاد نمیدونم چکار میتونم کنم تا دوباره سولماز همون آجی شادی بشه که واسم فیلمشو که کلی توش شیطونی کرده بود.. :-( عمو بدتر از همه واسم اینه که امشب سولماز با آبجیش ساعت 3صبح از گرگان میگذرن و ما نمیتونیم همدیگرو ببینیم :-( عمو کاش میشد چشمامو رو هم بذارمو الان مشهد باشم پیش آجی سولمازم :-( عمو اومدم بگم آجیمو خیلی دعاش کنین تا حالش بهتر بشه و افسرده نباشه.. عمو حالا وقتی به کفشام به سارافونم به نامه ها ونقاشی هام که واسه شما کشیدم نگاه میکنم یه بغض گنده گلومو میگیره..آخه عمو حتما میدونین که قرار بود ایندفه با آجی سولماز و رامینا بیایم پیشتون …اما حالا..عمو مثلا قرار بود لباسامون همرنگ باشه تا وقتی توی پارک ملت همدیگرو میبینیم زودی بشناسیم و مهم تر اینکه به قول شما دوقلوهای به هم نچسبیده بشیم آخه منو سولماز روز تولدمونم با هم 4 روز اختلاف داره..نمیدونم عمو الان همه چی داره دور سرم میچرخه :-( با چه ذوقی شبا با هم صحبت میکردیمو میگفتیم حالا که نمیشه با عمو وسط بازی کنیم میشینیم منچ بازی میکنیم!منم میگفتم مهره ی سبز مال من چون از بچگی سبز رو دوس داشتم..زردم مال عمو چون امسال زیاد زرد میپوشه و دوس داره!.. :-( میگفت واسه عمو جیلی بیلی میارم!!منم غصه میخوردمو میگفتم گرگان سوغات خاصی نداره که واسه عمو بیارم! :-( چجوری امسال بیام بدونه سولماز؟ چه جوری فراموش کنم اونهمه ذوقشو؟
امروز ازم خواست که وسایلی رو که میخواست بیاره برام بفرسته و من براتون بیارم..وای عمو…قبول کردم اما چه جوری بدون سولماز؟ :-(
یادش بخیر چند روز پیش!!!میگفتیم کنکورمونو میدیمو خلاص!میگفتیم شادی های ما در راهه!!!به به چقدر شادی !!حتما خوشی زده زیر دلم! :-(
عمو عموجون..برای دیگران باورش سخته که 2نفر از راه دور بدون اینکه همو دیده باشن بتونن اینقدر به هم وابسته و دلبسته باشن و (خودمو میگم)نفسش به نفس اون یکی بند باشه..اما ما دیگه واسمون عادی شده..اول این اتفاق قشنگ در رابطه با شما پیش اومد بعدش بین ما و برادرزاده های دیگه تون ..همشون فرشته ان..فرشته های کوچولویی که گاهی بال های خوشگلشون زخمی میشه..عمویی هموتون فرشته این …همتونو دوس دارم خیلی زیاد.. :-(
خوشحالم که با فرشته های زیبای خدا در ارتباطم..عموجونم دلم بدجور گرفته خواهش میکنم واسه آجی سولمازم دعا کنین اینقدر خودشو اذیت نکنه اینقد گریه نکنه دیگه تحمل شنیدن بغض معصومانشو ندارم..عمو سولماز خیلی دوستون داره خیلی خیلی خیلیییییییییییییییییی زیاد :-( عمو یه کم آروم شدم دیگه بیشتر از این سرتونو درد نیارم..التماس دعا..
راستی آجی ها خواهش میکنم اونایی که شماره ی سولماز رو دارن اصرار نکنن وبش رو حذف نکنه من خیلی سعی کردم راهی پیدا کنم اما واقعا اینجوری خیالش راحت تره..خواهش میکنم اصلا درباره این قضیه باهاش صحبت نکنین ..اصلا اگه خدا نخواد نمیتونه وبشو حذف کنه مثل امروز مثل پارسال…ممنون فرشته های خوشگل آجی..
عمو جون امیدوارم هر چه زودتر بیاین حتما تو روحیه اش تاثیر میذاره و دوباره آجی سولمازم مثل قدیما مثل یک ماه پیش!!!میخنده..عمویی بیا..خیلی دوست دارم عمو
عمویی سولماز یه کنکور دیگه هم در پیش داره..واسش دعا کنین
یا حق :-(
(دخترتون)

30 06 2009
شیرین

سلام بر عموداریوش نازم :-)
البته من که با ابجی ها قهرم …..ولی من عمو جون مثل هیچ کدومشون نامرد نیستم سلام اجی ها
عمو جون پس کی مییای ؟ نکنه میخوای بذاری دوشنبه هفته دیگه که روز پدر بیای!!!
من تا اون روز از دوریت میمیرم :-(
عمو عمو عمو دلم برات تنگه :-(
بای عمو جونم عموی ماهم………….

30 06 2009
شیوا محجل

به نام خدا
سلام عموجان.
دستنوشت خوبی بود.. پر از حرفهای خوب…
بی صبرانه منتظر شروع فوق برنامه هستیم…
بیشتر از این منتظرمون نزارید…
دست علی همراهتون

1 07 2009
نیلوفر

به نام خدا
سلام عمو یی دیشب اومدم ایتجا باهاتون قهر کردم بدش شب حالم خیلی بد شد امروز با کسالت هر چه بیشتر از خواب پاشودم بعداز ظهر هم زورکی رفتم خونه خانوم جونم نمیخواستم چیزی بنویسم ولی کامنت ژاله رو که خوندم دلم طاقت نیاورد
عموو وو کامنت ژاله رو خوندم دارم گریه میکنم عمویی ببینین برا دلخوشیه سولماز هم که شده زودی برگردین تورو خدا من درک میکنم وقتی ژاله میگه سولمازسر هرچیزی بغض میکنه الان چه حالی داره عمو
یادتونه همون اولا که رفته بودین گفتم تا بیاین برگردین برادر زاده هاتون از نصف هم کمتر میشن .همشون دق میکنن .بفرما خودم اولیش دومیشم ُسولماز عمو تورو خدا زودی برگردین
راستی الانم دیگه قهر نیستم دلم نمیاد با شما قهر کنم آخه شما خیلی مهربونین

1 07 2009
sahar

به نام خدا
سلام به همه گلهاي خوشبوي باغ كودكي!
سلام به آجيهاي گلم !
سلام به دريا جون ! راست مي گي يادم رفت بهت بگم ……. آره عزيزم ! آغوز همون گردو هست.
آجيه گلم ! اشكالي نداره برام ميل بزني تازه خوشحالم ميشم….. اما آدرس ميل سميه جون از اين باكسم پاك شده آخه من و سميه جون از طريق گوشي و پيامك ارتباط داريم …. كه اون هم به لطف اتفاقات اخير ، از طرف من پيام كوتاه بهش ممكن نيست…. خيلي وقته كه اون هم نميتونه از گوشيش براي من پيامك بفرسته….
من هم براش زنگ نمي زنم آخه مي ترسم مزاحم كارش بشم ، از طرفي هم مي ترسم فكر كنه فراموشش كردم.
اگه سميه جون دوست نداره اينجا ميلش رو بذاره براي من يك ايميل بفرسته تا من در جواب ميلت بهت بدم.
خوشحال ميشم باني ايجاد يك رابطه دوستانه باشم.
خيلي دوستت دارم آجي . هيچوقت فكر نكن از شوخي و حرفي كه مي زنيم دلگيرم….
.
اللهم عجل لوليك الفرج
اللهم صل علي محمد وآل محمد و عجل فرجهم

1 07 2009
ياس كبود

سلام عموپورنگ….خسته نباشيد….
از محيط اينجا خيلي خوشم مياد…از اينكه يه جايي شده واسه درودل…ازاينكه بچه هايي كه هركدوم تو يه شهرن اينجا همديگه رو خواهر يا همون اجي خطاب ميكنن…خوش بحالتون…واقعا خوشبحالتون..چون اينقدر دلتون بزرگه كه شديد سنگ صبور همه…
جالبه برام چون شما واقعا به حرفاتون عمل ميكنيد…

ميخواي با من حرف بزني…سنگ صبور تو بشم…
يا وقتي غصه داري تو …بارغمت رو بكشم…

شما يه نفره شديد شريك شادي هاي بچه ها…يه نفره شديد شريك غمهاشون….يه نفره شديد سنگ صبورشون….خوشبحال بچه ها كه شما رو دارن…حالا كه همه اينجا ميتونن در ودل كنن منم ميخوام در ودل كنم..اجازه هست؟
.
.
بعد حرفايي كه بهتون زدم داشتم به خودم فكر ميكردم….به اين كه خودم چطوريم؟
من مثل شما اينقدر خوب نيستم…..اينقدر با گذشت نيستم…عمده ترين مشكل من اينه كه خيلي زود به همه اعتماد ميكنم…فكر ميكنم همه خوبن…دقيقا مثل عنوان دستنوشت شما….
من از خيلي ها حتي نزديك ترين دوستام اشتباهاتي ديدم…اشتباه نه1 بار نه 2 بار…اشتباهي كه از روي قصد بود…اما بازم بخشيدمشون…چون اونام مثل خودم بچه ان..يه بار از كسيكه جاي پدرم بود هزارتا حرف شنيدم …بخاطر اينكه ناخواسته برنامه هاي غلطشو ريخته بودم بهم ….اما اونم بخشيدمش…اما يه نفرو يه بار نتونستم…
منم فكر ميكنم همه ادمها خوبند…
اما من بخاطر همين طرز فكر به همه اعتماد ميكنم….يعني ميكردم الان ديگه اينطوري نيست…
ميدونم الان چي ميگيد…ميگيد همه ادمها خوبند اما دليل نميشه كه تو به همه اعتماد كني…حرفتون درسته چون خوب بودن دليل بر قابل اعتماد بودن نيست….من بدي خيلي ديدم ..اخرشم به حرف شما عمل كردم وبخشيدمشون اما يه نفر رو هميشه براش دعا ميكنم اما هرگزنميتونم از ته دل ببخشمش…ميدونيد چرا؟
من فقط 15 سالمه و تو اين چند سال وبخصوص اين اواخر بخاطر اعتمادم بخاطر صداقتم و قابل اعتماد نبودن كسايي كه خيلي براشون احترام قائل بودم بازي بچگي رو باختم….بخاطر اينكه هنوز سياست داشتن تو زندگي رو ياد نگرفتم…بخاطر اينكه نتونستم به كسايي كه فكر ميكردم خيلي ادمهاي مهربون . وقابل اعتمادوباگذشتي هستن دروغ بگم…من به اونا دروغ نگفتم چون دروغ گناهه…چون 7سال يادم داده بودن دروغ نگو…بهشون دروغ نگفتم اما الان ميفهمم كه اونا دروغگو ترين ادماي دنيان…اره من كسيكه بعد از پدرمادرم بخاطر تمام خوبيهايي كه تو بچگي به من كرده بود…كسيكه تو تمام دنيا فقط 1دونه است رو از دست دادم…..اره فقط بخاطر اعتمادم به دوستاش ازدست دادمش…اون كسيكه دارم ازش حرف ميزنم خيلي دور نيست….همين نزديكي هاست…خيلي نزديك…خوب نگاه كنيد ميتونيد ببينيدش…

يه روزي هرجا ميرفت بااسم من روبرو ميشد…يه روز وقتي اسممو ميشنيد ميخنديد اما حالا چي؟
حالا ديگه همه چيز تموم شده…البته براي اون…من براي اون مردم…امابراي من اون هنوزم همونه..
اون كسيكه ميگم نتونستم ببخشمش باعث تمام اين اتفاقات شد…اون بخاطر حفظ جايگاه خودش منو فروخت…بچگي منو گرو گذاشت…با لباس بره اومد اما بعدا فهميدم گرگه…
با دادن يه سري اطلاعات و جواب دادن يه سري سوالات در رابطه با همون كسيكه دوستش داشتم اعتماد منو جلب كرد و ازپشت خنجر زد….حالا ميفهمم چرا اون همه حرفايي كه ميخواستم بدونم يا روحمم ازشون خبر نداشت رو به من ميگفت…خيلي دعا كردم…دعا كردم هم اون راهشو عوض كنه هم كسيكه دوستش دارم چشماشو باز كنه و حقيقت رو بفهمه….

يادش رفته كه من همون دختر بچم كه خودش ميگفت…يادش رفته فقط15سالمه…يادش رفته يه بچه هيچ وقت اينقدر بد نميشه….از من يه ديو ساخته….اما نميدونه يا نميخواد بدونه كه من ديو نيستم بلكه اشكال من فقط اينه كه سادگي و صداقت رو از حد گذروندم…اشكالم اينه كه 15 سالمه اما به اندازه يه بچه 5ساله هم سر وكله زدن با ادم بزرگا رو بلد نيستم….اشكالم اينه كه هنوز زندگي كردن رو ياد نگرفتم…من بخاطر دوست داشتنم كسيكه دوستش داشتمو از دست دادم…باورتون ميشه؟
.
.
بگذريم…
.
.
برام دعا كنيد…
دعا كنيد كه منم مثل شما با گذشت بشم…دعا كنيد اين روحيه پاك شما رو همه داشته باشن…
شما قلبتون خيلي عميقه….خيلي به خدا نزديكه…دعاهاي اين قلب عميق خيلي زود مستجاب ميشه…
پس براي منم دعا كنيد چون واقعا محتاج دعاتونم….
.
.
اميدوارم سايه شما هميشه بالاي سر همه بچه ها باشه….
اميدوارم كه خدا اين بنده خوبشو به تمام ارزوهاش برسونه….
.
.
برايت دعا ميكنم كه خدا از تو بگيرد…
هر انچه كه تورا از خدا ميگيرد….
.
.
البته مطمئنم كه هيچ چيز نميتونه شما رو از خدا بگيره…چون پاكي روح شما قابل جداشدن ازخدانيست…
.
.
در پناه حق…
شاد باشيد…

1 07 2009
فرزانه

خدا حافظ……………………….

1 07 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام…اومدم واسه آجی های گلی که واسم نظر خصوصی گذاشتن توضیح بدم…
آجی ها اول اینکه ببخشین ناراحتتون کردم و حال سولماز رو گفتم اما اگه به عمو نگم دق میکنم..بعدشم اگه نمیگفتم و یهو حذف میکرد خودتون بدتر ناراحت میشدین :-(
آجی سولماز کلا دسترسی به اینترنت نداره این راه هایی که شما گفتینو باور کنین منم بهش گفتم اما نمیشه…کافی نت نمیشه…چرا؟ خیلی ساده اس!چون مدیریت یک کافی نت معمولا با یک آقای فشنه!!و به جز اون کلا کسایی که اونجا رفت و آمد میکنن آقایون هستن :-( پس سولماز نمیتونه بره کافی نت و واسه تولد عمو آپ کنه..
گفتیم با اینترنت موبایلش بره اما بازم نمیشه چون کامپیوترشون ویروسی و داداشش درس و امتحان دانشگاه داره نمیتونه واسش کارا رو رو به راه کنه و حالا اگرم درست میکرد به نظرتون میشه با موبایل یه آپ درست و حسابی کرد؟ :-(
این یکی از ناراحتی های آجیمونه…یکی دیگه اش که یک هفته اس منو سولماز فهمیدیم مربوط به یکی از دوستای مشترکمونه که مشکلی واسش پیش اومده که واقعا فقط خدا باید کمکش کنه از دست هیچکس کاری ساخته نیست :-( ازتون میخوام واسه این دوستمون دعا کنین خیلی زیاد..و اینکه گفتین اینا چه ربطی به نرفتن سولماز پیش عمو داره..خب بچه ها مشکل برمیگرده به همین دوستمون…وقتی اون در وضعیت بدی هست و بزرگترین آرزوشم دیدن عمو جونه ما دچار عذاب وجدان شدیم که بخوایم بیایم پیش عمو اما اون… خودمم موندم چکار کنم از یه طرف به سولماز قول دادم هدیه ها و نقاشی هاشو به دست عمو برسونم از طرف دیگه میگم بدون سولماز و اون دوستمون چه جوری بیام پیش عمو.. :-(
کلا همه چی با هم اتفاق افتاده..سولمازم بچه ی بی تفاوتی نیست که بگه به من چه..وقتی صدای شیطون آجی سولماز رو که چند ماه پیش ضبط کرده بودم گوش میدم دلم آتیش میگیره ..آخه دیگه الان از اون صدای شاد و شیطون خبری نیست :-(
بچه ها خواهش میکنم از ته دل واسه سولماز دعا کنین..واسه دوست مشترکمون که اصلا خوب نیست دعا کنین…اگه دوستمون خوب شه نصف غصه ها هم برطرف میشن
..مامان و بابای آجی سولماز خیلی نگرانن بایدم باشن چونیه بند آجیمون داره گریه میکنه ..دکترم گفته سولماز مدلش اینجوریه که غصه هاشو جمع میکنه یهو گریه میکنه!!!
جالبه از اینورم رامینا هنوز داره به گریه کردنش ادامه میده..هنوز نتایج نیومده انگار علم
غیب داره که قبول میشه یا نمیشه..
..واسه قبولی رامینا هم دعاکنین تا اگه به صلاحشه پزشکی قبول شه :-(
خدایا ای خدای مهربونم خدای عزیز ازت خواهش میکنم حال آجی سولماز و دوستمون خوب بشه …خدای دلشونو شاد کن…الهی آمین
عمویی بازم ببخشین که ناراحتی هامونو اینجا انتقال میدم :-( آجی سولماز امروز حرکت میکنن به طرف شمال(دیشب اشتباه کردم) یه موبایل تلویزیون دار داییش واسش آورده که خیالش راحت باشه اگه شما این روزا برگشتین بتونه توی راه هم برنامه رو ببینه!! :-) ……………التماس دعا………یا حق…. :-(
(دخترتون)

1 07 2009
سیده فائزه

پس از مراسم گلابگیری در نیاسر
عمو پورنگ در سازمان همیاری شهرداریهای استان اصفهان

«داریوش فرضیایی»، معروف به «عمو پورنگ» که به منظور شرکت در مراسم گلابگیری شهر نیاسر که با همت شهردار نیاسر بر پا شده بود حضور یافت، سری هم به سازمان همیاری شهرداریهای استان اصفهان زد و با مدیر عامل سازمان دیداری صمیمانه داشت.

«عموپورنگ» نوید برنامه جدید خود را با چهره های جدید که یکی از آنها دختر خواهد بود را اعلام کرد و از ویژگیها و سختی های کار کودک و ویژگیهای کارگردانی و آموزش بداهه آفرینی «امیرمحمد» خاطراتی را بیان کرد.
«عموپورنگ» پس از این دیداراز مجموعه فرهنگی رفاهی شهروند بازدید نمود و ابراز امیدواری کرد در دومین جشن خانوادگی شهرداران استان اصفهان حضور داشته باشد.

1 07 2009
شیرین

سلام عمو جونم و سلام اجی های گلم :-)
عمو جونی دلم برات تنگیده ……..دیگه طاقت دوریتو ندارم ! عمو بسه دوری ……از اسفنده تا الان برنامه نداشتی…..خوب درسته تو نقره دیدمت ولی کم بود خیلی کم ببیتی……
عمو دیگه به این جور زندگی عادت کردم حتما میپرسی چه زندگی….. از اینکه روزای زوج بشینم پای تلویزیون صدای تلویزیونم قطع کنم و بشینم جلوش درس بخونم و اگه عمو اومد یا کلیپی ازش پخش شد یا تیزری از عمو نشون دادن رو ببینم تازه اگه اصلا هیچ کدومشون رو نشون ندادن دپرس بشم و برم تو اتاقم…..عمو خیلی بدبختم نه
عمو این تنها کار من نیست بلکه کار تمام کسانیه که عاشق برنامتن و دوست دارن ///////
عمو یه فکری به حال ما بکن به خدا گناه داریما !!!
مگه نگفتی تابستون مییای! عمو داریوشم امروز 10 تیره یعنی 10 روز از تابستونی که میشود با دیدن برنامه هات شاد بشیم ولی نشد گذشته ها…..
عیبی نداه ما طرفدارات مثل این بیدا نیستیم که با این بادا بلرزه
منتظرتیم………
بای

1 07 2009
شیرین

سلام اجی ها ازتون واقعا ممنونم الان میرم ثبت نام میکنم
راستی ابجی نرگس*اجی سحر*اجیدریا ازتون خیلی ممنونم:-)
من که دلم نمییاد باهاتون قهر کنم!!

2 07 2009
شیرین

عمو جون

2 07 2009
shirin

;-)

5 07 2009
maryam

salam amu

7 07 2009
ساجده

سلام

10 07 2009
بانو

به نظر من همه ي اين حرف ها ساختگي هستند.چون اصلا خوبي تو دنيا وجود نداره.

سلام بیشتر این نوع جملات که شما استفاده کردید ساختگی می باشد

10 07 2009
ميلاد

سلام
منم مجري ام ، اما نه به خوبي شما
اگه ميشه جوابمو بدين
18 سالمه
ممنون ميشم

22 07 2009
مشکات

سلام عمو یی دار یوشم حالت خو به گلم عمو دوستت دارم مهربو نم …………………..

22 07 2009
مشکات

پ

22 07 2009
مشکات

عمو یی گلم من مشکات برگشتم اره عمو من دوباره اومدم تا بهت بگم گلم دوستت دارم ……..

عمو خیلی ناراحتم از اینکه سایت فیلتر شده خیلی ناراحتم از اینکه عمو واسه درست شدنش اقدام نمیکنی اخه چرا عمو سایت اینطوری شده اونم الان حالا که فردا بزرگ ترین روز واسه من و واسه خودته …………

وای نکنه عمو ییی یادت رفته که فردا اول مرداد ماه هستش ها گلم اره فردا روز میلاد ته روز تولدت و من این روز رو با تمامه وجودم به بهترین عمو یه دنیا تبریک میگم ………..

عمو نمیتونستم تو دست نوشت اولی واست پیغام بذارم چون بسته بود و نمیشد گلم امیدوارم اینجا رو بخونی و بدونی که مشکات حواسش به تولدت هست هر چند من چند ماه پیش عمو به عنوان اولین نفر پیشا پیش تولدت رو بهت تبریک گفتم اره اولین نفر و اولین کادو یه امسالت رو بهت دادم اگه یادت باشه عمو یادته یه شعر بود که واسه تولدت و فقطو فقط واسه خودت با یه عالمه احساس خودم گفتم و بهت تقدیم کردم عمو وای که چقدر واسه تولدت نقشه کشیده بودم تا خوشحالت کنم تا غافلگیرت کنم اما یه هم سایت اینطوری شد و هوه نقشه هام نقشه بر اب شد ……………

اما اشکالی نداره وظیفم بود تا عمو تولدت رو که فرداست بهت تبرک بگم چه تو پیغام هام رو بخونی و چه نخونی دوستت داره عمو یی مهربونم و همیشه به یادتم و میگم بهترین عمو یه دنیا تولدت میلیارد ها بار مبارک ………..

22 07 2009
مشکات

عمو امیدوارم امروز که اومدی برنامه اجرا کنی تو برنامتون واست یه تولده توپ بگیرن من که نتوستم اما شاید همین پیام ها بتونه بهترین کادو واست باشه به اضافهی همون شعری که چند ماه پیش واسه تولدت خودم گفتم و حالا هم دو باره واست مینویسمش تا یادت بمونه کادو یه مشکات رو ………..

راستس عمو یادم رفت که بگم وقتی دوشنبه بعد از 4 ماه برگشتی چقدر خوشحال شدم قلبم از خوشحالی داشت می یومد تو دهنم عمو باورت میشه یه هو فشارم افتاد خیلی خوشحالم که دعا هام مستجاب شد و عمو ییم دوباره برگشت عمو یادت مثله همیشه میگم و اینو همیشه یادت باشه ………

اینکه مشکات بیست و یکی دوستت داره 20 تا به خاطره 20 بودنت و یکی هم به خاطره تک بودنت ………

عاشقتم عسلم ………..

22 07 2009
مشکات

عمو یی جونم الهی قربونت برم مهربونم چرا امروز تو برنامتون برات حتی یه تولده کوچیک هم نگرفتند عمو چرا حرفی از تولدت نزدی گلم چرا نگفتی فردا تولدته عزیزم میلادت مبارک باشه ………….

عمو ناراحت نشی ها اما دلم خیلی ازت گرفته اصلا حواست به مشکات هست حواست هست عمو صدام رو حرفام رو میشنوی با توام عمو اره با تو ……………..

عمو خیلی خیلی خیلی دوستت دارم و با تنگنا و ذره ذره ی وجودم زاد روزت رو یعنی اول مرداد ماه رو بهت تبریک میگم ……….

عمو کاش الان پیشت بودم کاش میتونستم تو چشمات زل بزنم و بهت بگم عمو تولدت مبارک ……..

کاش میتونستم واست خودم تولد بگیرم عمو کاش میتونستم به جایه این شعری که واسه تولدت گفتم یه کادو یه بهتر بهت میدادم عمو کاش ای کاش و ای کاش اره هزاران بار افسوس ………….

عمو این جمله ی مشکات رو که هنوز یادته ………….

((عمو اگه یه وقت دلت گرفت رو فکر کردی که تنها تر ینی اینو همیشه یادت باشه ((( یکی هست که همه ی دلتنگی ها و تنها یی هاش رو فقط وفقط با تو پر میکنه …..اره عمو یکی هست که عاشقانه دوستت داره …….

تولد تولد تولدت مبارک عمو دار یو شم ………………عمو گر یم گرفت چون پیشت نیستم چون پیشم نیستی

چون حواست به من نیست اره حواست نیست گلم ……………..

22 07 2009
مشکات

عمو خیلی خوب باشه دیگه بیشتر از این اذیتت نمیکنم دیگه وقته اینه که کادو یه تولدت رو بهت بدم اره عمو همون شعری که واسه تولدت پیشا پیش چند ماه پیش تقدیمت کردم و حالا دوباره اینجا می نویسمش تا یادت بمونه که مشکات همیشه حواسش بهت هست ……..

عمو امیدوارم بخونیش ها حتمی چون کلی واسه گفتنش زحمت کشیدم و کلی عرق روح ر یختم عمو جونم …….

عمو این شعر رو که اسمش رو (((ز یبا ترین رو یا ی من ))) من گذاشتم که شما باشی و مخاطبه این شعر فقط و

فقط خودتی عمو یی جونم بهت تقدیم میکنم ……….و میگم عمو تمامه احساساته ناب و پاکه من نثاره تو نثاره تو

که بهتر ینی و نثاره تو که عاشقانه دوستت دارم ……………مشکات ))

22 07 2009
مشکات

عمو دار یوشم فر یاد می زنم میلیار دها بار تولدت مبارک گلم اینم کادوت ……………..عمو خودم این شعر رو گفتم
ها برات ….

((((( ز یبا تر ین رو یا ی من )))))

به آوا یه من گوش بسپار ای ز یبا تر ینم

تو باید صدا یه قلبم را بشنو ی آری تو ….

تو که از جنس تمامه رو یا های منی

تو که ناب و پاکی و حتی پاک تر است از باران دست ها یت ….

تو که نسیم عشق را با خود به همراه داری و عطره صداقت می دهی ….

تو که جای جا یه وجودم مملو ء از تو ست …..

تو که بهتر ینی از تمامه آرزو هام

تو که صادق تر ینی از تمامه رو یا هام

و تو که عاشقانه دوستت دارم …آری تو …..

تو که ناب تر ین پاک تر ین و جذاب تر ین خیا لا تم را در بر می گیری :

با تو أم با تو أم عمو آره با تو …. دقیقا با خوده خو دت ……….

همین تموم شد عمو امیدوارم این بهترین کادو یه امسالت باشه و خوشت بیاد کاش عمو اگه خوشت اومد یه

جوری بهم می گفتی تا منم خوشحال شم کاش منو درک میکردی به هر حال این کوچک تر ین کاری بود که

میتونستم واسه فردا یعنی روز تولدته عمو یی که عاشقشم انجام بدم ………….

عمو پورنگم بازم میگم تولدت میلیار د ها بار مبارک من همیشه شب ها قبل از خواب به اسمون نگاه میکنم و

واسه شما. عمو و واسه مادر تون ارزوی سلامتی و خوشبختی مینکم به خدا راست میگم عمو

عمو یه حرفه تازه یه شعره تازه که خودم خیلی دوستش دارم واسه حسن ختامه پیامم واست اینجا مینویسم مطمئنم خوشت میاد ……..

عمو جو نم:

(شمردن ستاره ها برا یه من سخت نیست اگر تو بگو یی به اندازه تمامه ستاره ها دوستم داری )

(((مشکات ))) همیشه به یاد و دعا گو یه تو ……………. بهتر ین عمو یه دنیا میلاد و زاد روزت مبارک ….گلم … . .

23 07 2009
مشکات

بازم سلام عمو یی گلم …………..

عمو نمیدونم چرا پیام ها یی که دیروز واست نوشتم هنوز تایید نشده …. عمو اخه امروز اول مرداد ماهه ………

عمو پورنگم تولدت مبارک ……………اینو با تمامه احساساته نابم گفتم ……………..

عمو حتمی کلی امروز کادو گرفتی اره ………. کاش عمو امروز که پنجشنبه هست برنامه داشتی به جای دیروز ……..

راستی عمو یی امروز دیگه 36 سالت تموم شد و رفتی به سلامتی تو 37 سالگی ها گلم …..مبارکه تولدت میلیاردها بار …

عمو همیشه هر لحظه و هر ثانیه با تو و یادت می مونم ……….

بازم بهترین عمو یه دنیا قدم نهاد نت رو به سنه 37 سالگی بهت با تمامه وجودم تبر یک میگم ……

عمو بازم یه شعره جدید که خودم گفتم و خیلی هم کو تا هه واسه پایانه پیامم واست مینو یسم اینجا فقط خدا کنه

اینجا رو بخونی یعنی خدا کنه پیام هام تایید شه اصلا یعنی میشه ………

عمو جو نم :

وقتی به تو فکر می کنم همه چیز ز یباست …

حتی رو یا های نا ممکن ذهنم

با تو ممکن می شود ………….

همین بود بازم امروز که روزه تولدت هست رو عمو بهت تبر یک میگم با تمامه وجودم کاش شما هم تولده منو یادت بود عمو ……….

و تو روز تولدت بهتر ین و پاک تر ین و ناب تر ین ارزو ها رو واست میکنم عمو ….

دوستت دارم بی نها یت مهربو نم ….

اگه خواستی پیام هام رو نخون عمو اما همیشه بدون من به یادتم و دعات میکنم ………

((مشکات )))
همیشه به یاد و دعا گوی شما

26 07 2009
شیرین

سلامممممممم عموجون چرا دیگه اپ نمیکنید :-(
ها ها
شاید این کامنتو بخونی…………….ت.لدت هزاران بار مبارک:-)
بای

سلام ممنون از اظهار لطف تون

27 07 2009
شیرین

عمو جون برنامت عالیه

27 07 2009
شیرین

چرا دستنوشت رو درست نمیکنید؟؟؟؟ :-(
ما نمیتونیم تو فوق برنامه کامنت بزاریم……………….

سلام دست نوشت درست درسته

30 07 2009
بهار -تهران

عموی خوب بچه ها سلام
من بجه نیستم 19 سالمه ولی خوب همیشه برنامه تونو نگاه میکنم.خیلی خوبه که حتی وقتی که یه دنیا غم تو دلتونه هم برنامه رو با شادی اجرا میکنین.اما خوب چشم ها دریچه ی قلب آدماست نه؟! بگذریم…
راستی عمو رشته منم گرافیکه ها!!!
داریوش خان عشق بی منت همیشه زیباست،به نظرم این تنها چیزیه که تو دنیا استثنا نداره!
کاش واقعا اینارو میخوندید،خدا قوت!

سلام شادی های من متعلق به همه بچه هاست موفق باشید

31 07 2009
مشکات

عمو چرا سایت رو درست نمیکنید




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: