کودک درون

12 08 2009

4441

به نام خدا

دوستان سلام

ای کاش ما آدمها بعضی مواقع جاهامون رو با هم  عوض می کردیم  اون موقع بهتر می تونستیم  شرایط  زندگی دیگران رو  درک  کنیم   از  اظهار نظرهاتون  لذت بردم از  برخوردهای   محتاطانه برخی  گرفته  تا  مهربانی  برخی  دیگر   حتی  کسانی که  مرا  مورد  انتقاد  خود  قرار داده بودند  به هر حال این انتقاد خود گویا این واقعیت  است  که   آنها هم وقت گذاشته و برنامه مرا دیده بودند  و این  برایم باارزش  است  .اماباز هم  با همان  زبان کودکی  خود می گویم به خدا خیلی چیزیها  که  در رفتار و گفتار من  اتفاق می افتد غیره منتظره و اصلا هم هماهنگ شده نیست و این  رو مرهون کودک درون خود می دانم خیلی دوست دارم  که بدونید به هنگام اجرا  اصلا به دوربین فکر نمی کنم  و راستش رو بخواهید  فکر می کنم  الان  فقط  همه بچه ها  هستند که دارند منو می بینند و به بزرگترا  منو با شادی فراوان نشان میدهند ..باور کنید  بعضی اوقات  دوست دارم  بلند فریاد بزنم   ترو خدا مرا  به عنوان یک کودک نقد کنید  نه به عنوان یک آدم بزرگ  ..که همه چیز را بایستی درست و بی عیب و نقص انجام  بده ..بخدا بعضی وقتا خیلی از چیزهایی که آدم بزرگا  می گویند  من اصلا سر در نمی آورم  البته  شاید بخندید و تو دلتون بگویید ……….البته بهتون حق می دهم که این عبارت رو بکار ببرید اگر می خواهید به خاطر کودک درونم مرا مورد تمسخر قرار دهید اصلا ناراحت نخواهم شد….چه سعادتی  بالاتر از اینکه  بچه ها با صدا و آواز من   بالا و پایین بپرند و شادی کنند ؟..چه چیزی  قشنگتر  از این که من هم  مثل اونا باشم  و از همه مهمتر اینکه  بچه ها منو باور دارند   ای کاش  از منظر  بچه ها  منو می دیدید و باهام حرف می زدید   البته من به همه پدر و مادرها و بزرگترها احترام خاصی قائلم  و برای اینکه  بدونید نمی خواهم به خودم دروغ  بگویم …برخی از  نوشته های شما  کودک درون مرا به گریه می اندازد ….دست همه تون رو می بوسم  در پناه حق


کارها

اطلاعات

8 responses

12 08 2009
sahar

به نام خدا
دريا دل آشناي من ! سلااااااااااااااااااام
باورم نمي شود بار ديگر خوابم به تعبير نشسته ………….
خوشحالم بعد از مدتها دوباره برايمان نوشتيد. امروز وقتيكه برنامه اجرا مي كرديد بيشتر از هميشه اين حس به من منتقل شد كه شما وقتي به لنز دوربين نگاه مي كنيد ما را مي بينيد. اين را حقيقتا مي گويم.
به نظر من شما موفق هستيد چون حس كودكانه اي كه داريد خوب منتقل مي كنيد. هميشه در تمام لحظات كنار شما بوديم و وقتي برايتان مي نوشتم مي خواستم بدانيد ما هيچوقت فراموشتان نكرده ايم و از حس و حال كودكي دور نشديم . خواستم بگويم هر تجربه نيازمند وقت است و ما هميشه در كنارتان مي مانيم تا تجربياتتان به ثمره خوش موفقيت برسد.
اينكه به شما و خلاقيتتان اعتماد كامل داريم و مي دانيم شما موفق ترين خواهيد شد.
هيچوقت از شما انتقادي نكردم چون چيزي براي انتقاد نديده بودم. پيشنهاد خاصي نداشتم چون به روشتان و شما اعتماد داشتم.
اينكه شما در كنار بچه ها و با بچه ها شادي مي كنيد و بالا و پايين مي پريد اصلا مورد تمسخر نيست. خداوند انسان را خلق كرد تا شاد باشد و از زندگيش لذت ببرد و ديگران را در شادي خود شريك كند. شايد نگاه بعضي بزرگترها ، مانعي باشه واسه اين شاديها …. اما در نهايت مهم رضايت خالق قلبهاست كه مطمئنا دوست نداره كسي دلش غم داشته باشه .
مي خواستم بدونيد كه من هم باورتون دارم ومعتقدم در كارتون و حرفهاتون صادقيد.
براتون بهترين آرزوها رو دارم …. باور كنيد بيشتر از حدي كه براي خودم دعا كنم هميشه براي شما دعا مي كنم.
آرزومند آرزوهايتان : سحر _ گيلان

عموپورنگ : سلام ممنون دخترم همیشه موفق باشی

12 08 2009
sahar

به نام خدا
باز هم سلام به دريا دل اشنايم !
آنقدر ذوق دارم كه دست و پايم مي لرزد.تعبير خوابهايم هم مرا خوشحال مي كند و هم مي ترساند.
در تمام اين مدتي كه برايمان ننوشتيد هر روز به احترامتان به اينجا سر زدم. مي خواستم حداقل خودم بدانم كه فراموشتان نكرده ام. خوشحالم كه شما هم به ياد ما بوديد و دوباره به سمت اين پل ارتباطي آمديد.
در تمام اين مدت به خودم گفتم كه شما موفق شديد به هدفي كه خواستيد برسيد. چون ارتباط قلبي را برقرار كرديد. مطمئن باشيد اين نوع ارتباط هيچوقت از بين نمي رود.
هميشه در كنار شما هستيم.
ايكاش همانطور كه گفتيد ميشد آدمها به جاي هم قرار بگيرند تا بهتر حس و حال همديگر و حتي موقعيت زندگي هم رو درك كنند. اما شايد در اين كار خدا هم حكمتي بود كه نخواست ماها جاي هم قرار بگيريم اما اجازه داد در كنار هم باشيم.
بهترينهاي خدا را برايتان آرزو مي كنم . هميشه شاد ، موفق و سلامت باشيد. من هم كودكم با اينكه از نظر سن وسال بزرگ شده باشم …. هيچوقت از گفتن اين جمله ابايي نداشتم. شايد به نظر بعضيها مسخره بيايد اما من افتخاري مي دانم كه بشود حس و حال كودكانه را حفظ كرد.
پس به شما افتخار مي كنيم. مطمئنم موفقيت از آن شماست.
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

عموپورنگ : سلام سحر خانم ممنون بابت این همه لطف و اظهار نظر

13 08 2009
مهر

سلام! کودک درونتان همیشه سرزنده و شادکام!! خوب شاید حق با شما باشد و گاهی هم نه! ناراحت نشوید. کودکی شماست که بدون شک این همه آنسانهای جور وا جور را دور شما جمع کرده است اما…
اما خوب به هر شما کمی هم بزرگ هستید. به هر حال به عنوان یک بزرگتر که به کودک علاقه دارد، در موردشان مطالعه می کند، اضهار نظر می کند در این زمینه گام برداشتید. یک کودک که به این چیزها نیازی ندارد. سرش را می اندازد پایین می رود دنبال کار و زندگی خودش. حالا هر کی هر چی می خواهد بگوید! امیدوارم توانسته باشم بدون اینکه آن کودک درونتان را ناراحت کنم و بدون اندکی اشک ریختن و گریه منظورم به شما برسانم. خوب بهتر است همین جا بگویم من متاسفانه تا امروز نتوانستم برنامه ی جدید شما را ببینم. البته کمی از اولین برنامه تان را دیدم و یک بار هم کلیپ شهر یزد را.

15 08 2009
محدثه

عمو جان سلام
کودک درون منم زنده اس
یعنی امیدوارم زنده باشه
راستی به نظرشما کودک درون من زنده اس؟؟؟؟؟؟
یه سر یه ایمیلهای سایت بزنید
به ایمیلی که از دبستان کرباسی براتون اومد !!!!!!!!
از اون کار من میشه فهمید کودک درون من زنده اس یا نه ؟؟؟!!!
آخه اون کار یک باره و ناخداگاه به ذهنم رسید……..
جوابم رو بدید ها عمو جونم
ارادتمند شما
M


سلام میشه خواهش کم یه بار دیگه برام به اونو همینجا بگذارید ممنون

16 08 2009
شیرین

سلامممم عمو داریوش
الهی من فدات بشم …عمو دلم برای نوشته هاتون تنگ شده بووووود :-( عمو دلم گرفته
عمو گریم گرفته نمیدونم چطوری میتونم ازت تشکر کنم که دوباره برامون کامنت گزوشتی عموووووووووووووو
دوست دارم عمو به خاطره تموم مهربونی هات ….به خاطر تموم چیزایی که بهمون یاد دادی…..به خاطره اینکه کودک درونمونو بهمون نشون دادی عمو من همسن شماهستم(عمو همون 18 سالو میگما!!)عمو جون دوست دارم ازت ممنونم که کودک درونم رو زنده کردین :-)
عمو عمو خیلی باحالی
دوست دارم جوابمو بدین اگه این کارو بکنین خودکشی میکنم اخه هیچ وقت جوابمو ندادین …خواهش
.
:-) بای

عموپورنگعمو پورنگ : سلام ممنون از شما جواب به کامنت ها فقط روزهای پنجشنبه و جمعه انجام می شود موفق باشید دست علي يارتون خدانگهدارتون **** توقلب ما ميمونه اميد ديدارتون

17 08 2009
شیرین

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای عمو ازت ممنونم جواببببببببببببب دادی عمو دارم غش میکنم وای عمو داریوش مردم :-) وای عمو قلبم داره وای میسه :-)
ببخشید سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم :-) :-) :-)

9 05 2010
ناشناس

من تازه این متنو خوندم، خیلی قشنگ بود، حتی توی نوشته هاتونم صداقت موج میزنه عمو خیلی به دل آدم میشینه. اولین جمله تون منو یاد این نوشته انداخت: «خدایا به من فرصتی عطا کن تا قبل از این که در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنم، اندکی با کفش های او راه بروم…» یه چیزی رو من در خودم می دیدم وقتی شما برنامه اجرا می کردید: من همیشه عاشق کارتون بودم و هیچ وقت دوست نداشتم مجری بیان صحبت کنن حوصلم سر میرفت ولی وقتی برنامه ی شما رو می دیدم وسط کارتونی برنامه ای حوصلم سر میرفت به خودم می گفتم پس عمو کی میاد! بعد خودم تعجب می کردم. حقیقت اینه که شما با تمام وجودتون برنامه رو اجرا می کنید و «آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند». مطمئن باشین کسی اگه شما رو به خاطر کودک درونتون مورد سرزنش قرار میده،خودش در حسرت اندکی کودک بودنه.عمو فقط بچه ها نیستن که با شعرای شما ذوق می کنن به خدا من توخونه که راه میرم دارم شعرای برنامه رو می خونم مدام،ولی خواهرم که اونم دانشجو هست هی میگه مگه تو بچه ای نخون،بعد وسطای شعر که میرسم می بینم خودشم داره با من میخونه!میدونین چرا؟چون ناخودآگاه آدم دوست داره که آرامش کودکی رو داشته باشه و جذب این سادگی میشه.من هنوزم وقتی مجله ای می خرم سراغ بخش کودکشم میرم،نقطه هارو به هم وصل می کنم تا شکلا درست بشن و قصه و شعرا رو میخونم و اون شعری رو که دوست داشته باشم حفظ می کنم تازه میرم واسه بقیه هم به زور اجرا می کنم! شما با اطمینان کامل برنامه رو اجرا کنین و بدونین ما هم کنار کوچولوها نشستیم داریم از دیدن شما ذوق می کنیم. همیشه پر انرژی باشید، سپاس. «معلوم شد اسمم چیه؟!»

9 05 2010
دوست کودک درون شما!

من تازه این متنو خوندم، خیلی قشنگ بود، حتی توی نوشته هاتونم صداقت موج میزنه عمو خیلی به دل آدم میشینه. اولین جمله تون منو یاد این نوشته انداخت: «خدایا به من فرصتی عطا کن تا قبل از این که در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنم، اندکی با کفش های او راه بروم…» یه چیزی رو من در خودم می دیدم وقتی شما برنامه اجرا می کردید: من همیشه عاشق کارتون بودم و هیچ وقت دوست نداشتم مجری بیان صحبت کنن حوصلم سر میرفت ولی وقتی برنامه ی شما رو می دیدم وسط کارتونی برنامه ای حوصلم سر میرفت به خودم می گفتم پس عمو کی میاد! بعد خودم تعجب می کردم. حقیقت اینه که شما با تمام وجودتون برنامه رو اجرا می کنید و «آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند». مطمئن باشین کسی اگه شما رو به خاطر کودک درونتون مورد سرزنش قرار میده،خودش در حسرت اندکی کودک بودنه.عمو فقط بچه ها نیستن که با شعرای شما ذوق می کنن به خدا من توخونه که راه میرم دارم شعرای برنامه رو می خونم مدام،ولی خواهرم که اونم دانشجو هست هی میگه مگه تو بچه ای نخون،بعد وسطای شعر که میرسم می بینم خودشم داره با من میخونه!میدونین چرا؟چون ناخودآگاه آدم دوست داره که آرامش کودکی رو داشته باشه و جذب این سادگی میشه.من هنوزم وقتی مجله ای می خرم سراغ بخش کودکشم میرم،نقطه هارو به هم وصل می کنم تا شکلا درست بشن و قصه و شعرا رو میخونم و اون شعری رو که دوست داشته باشم حفظ می کنم تازه میرم واسه بقیه هم به زور اجرا می کنم! شما با اطمینان کامل برنامه رو اجرا کنین و بدونین ما هم کنار کوچولوها نشستیم (باور کنین فقط 25 سالمه!) داریم از دیدن شما ذوق می کنیم. همیشه پر انرژی باشید، سپاس. «معلوم شد اسمم چیه؟!»




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: