آرزوی خواهش

28 08 2009

واقعا از دست همتون عصباني هستم ديگه دلم نمي خواد شماها رو دوست خودم بدونم چون تازه فهميدم که کيا هستيد آره يه روزايي مي گفتم هرکي عوض بشه امکان نداره طرفداران عمو عوض بشن هميشه به خودم مي گفتم عموپورنگي هاي نتي هيچ وقت پشت عمو رو خالي نمي کنن. اما تازه فهميدم که شما عمو رو فقط چون يه مجري تلويزيونيه و چون برنامه اش براتون خنده دار و بامزه است دوستش داريد نه اينکه عموپورنگه ، نه اينکه هنوز کودکه، نه اينکه دنياي اوهم مثل دنياي ما با دنياي آدماي ديگه فرق داره،شما عمو رو دوست داشتين چون مي اومد و ساعتي سرگرمتون مي کرد و مي رفت اما هيچ وقت به اون حسي که باهاتون از اون ور تلويزيون برقرار مي کرد توجه نمي کرديد آره خودتون بزرگ شديد و ديگه تحمل حضور بچه هاي کوچولو کنار عمو رو نداريد اونوقت مي گيد که عمو تغيير کرده. اما نظر من اين نيست. چرا هيچ وقت خودتون رو مقصر نمي دونيد؟ هميشه فکر مي کنيد خودتون کار درسته رو انجام داده ايد و هرچي کار خرابيه مال عموپورنگه. مي گيد عمو چند سال پيش به بچه هاي نتي بيشتر اهميت مي داد اما الان خبري از اون محبت ها نيست نميدونم واقعا محبت هاش رو نمي بينيد يا خودتون رو مي زنيد به کوري شايد تا جايي هم حق با شما ها باشه که مي گيد عمو چند سال پيش به بچه هاي نتي بيشتر اهميت مي داد اما الان خبري از اون محبت ها نيست اما باز هم مقصر شما ها هستيد يادتون نمياد روزي که براي اولين بار شماره عمو به دستتون رسيد چقدر راحت توي تمام اينترنت بخشش کرديد که کساني که عمو رو دوست ندارن براش مزاحمت ايجاد کردند ؟ يادتون نمياد روزگاري عمو به تمام تلفن ها جواب ميداد اما بعضي هاتون سوء استفاده کرديد و با حرفهاتون اونو آزار داديد؟ يادتون نمياد اون وقتا هر اسمي به عمو ميداديم سريع توي برنامه اش مي خوند اما همين اسم خوندن باعث شد که افرادي خود را داريوش فرضيايي معرفي کنند؟ يادتون نمياد روزي عمو گفت تنها سايت رسمي من عمو دات اي ار است و به وبلاگ هايي با نام من سرنزنيد هيچ کدومتون گوش نکرديد و به جاي اينکه از اون وبلاگها دوري کنيد مرتبا بهشون نظر ميداديد؟

اين حرفاي زهره ص.ر بود به نظر شما چه پاسخي مي توان در باره صحبت هايش داشت ؟

pooorang

این عکس هم هنر  زهره  ص – ز  می باشد

اين هم صحبت هاي آغاز پايان ..

به خاطر عمو ….. سلام نميخوام خيلي حرف بزنم سخن دل رو خونديد وبلاک عمو رو ميگم کم مينويسم که به قانون عادت کنم بچه هاي پرديسي بياين با هم يه عهدي ببنديم عهد ببنديم که از عمو بت نسازيم عهد ببنديم که قوانين رو زير پا نزاريم عمو هم مثل ماست کار داره زندگي داره اذيتش نکنيم نه ….اذيت به اون معني نه همين کامنت ها حرف هاي زياد و مثل خودم اصرار زياد براي گرفتن جواب و sms دادن هرشب و صبح به عمو من از خودم شروع ميکنم من عهد ميبندم که تا آخر عمر به خاطر خودم کسي ديگري و اذيت نکنم بچه ها تا حالا فکر کردين فقط ما از عمو جواب خواستيم هرچي عمو گفته گفتيم چشم ولي فقط چشم گفتيم ايا عمليش کرديم ؟ ميدونم ما عمو رو دوست داريم چون تا حالا هيچ کس مثل عمو به فکر بچه ها نبوده ولي گناه اون بنده خدا اينه که بچه هارو دوست داره بچه ها عمو نياز داره که بعضي وقت ها تنها باشه با خودش و خداي خودش خلوت کنه مثل همه ماها ….. بياين قول بديم با خود خواهي هاي خودمون عمو رو اذيت نکين دعوام نکنيد ميدونم همومون اين حرف ها رو مي دونيم ولي يادمون رفته يادمون رفته که فقط خودمون نيستيم خود من منتظر جواب عمو براي يکي سوال هام بودم ولي حالا ديگه نيستم بچه ها .. پرديسي ها .. عمو پورنگي ها … آهاي کساييکه بچگيتون رو تازه نگهداشتين قول بدين از ته دل گه هيچ وقت قواننين رو از ياد نبريم من اولين نفر قول ميدم قولي که اسمشو ميزارم عهد که همه بايد ببندن چون عمو اينطوري راحت تره و بيشتر ميتونه استراحت کنه عمو خستس خسته از اين همه جواب دادن به محبت هاي بچه ها بچه ها خسته نباشيد ولي بياين يه خسته نباشيد به عمو بگيم اونم با رعايت قوانين بلاگ عمو . من عهدمو بستم شما هم بنويسين که عهد ميبندين منتظرتون هستم …………………………. ببخشيد زياد شد قول ميدم که ترک کنم بزرگ مرد کوچک ما خسته نباشي

در ضمن موضوع برنامه امروز شنبه 88/6/7 نيز هنر است در ماه مبارک رمضان آگاهانه خودمون را از نعمات و بخشش هاي خداوند محروم نکنيم همه تون رو دوست دارم التماس دعا

کامنت برگزیده

مشکات89.165.26.249 Submitted on ۱۳۸۸/۰۶/۰۶ at ۹:۱۹ب.ظ

اقا ……..عز یز ……..جناب ……..کی گفته همه عمو پورنگ رو به خاطره معروف بودن و برنامش دوست دارن ………..

نه به خدا اصلا اینطو ری نیست حداقل راجع به من اینطو ری نیست ……..همه ی دنیا میدو نند …….همه ی دوستام . ……… همه ی فامیلمون و همه ی اطرافیانم ……همه می دو نن که مشکات عمو پورنگ رو فقط وفقط به خاطره خودش دوست داره به خاطره اون چشم ها یه پاکش ……به خاطره اون قلبش که مثله یه گنجیشک می مونه به قوله خودش ……….

به خاطره بچگی هاش ………..به خاطره دنیای کودکانش که درست عینه خودمه …….به خاطره مهربونی هاش ………

به خاطره اینکه با همه فرق داره دوستش دارم اره من عاشقه ادم های متفا و تم و عمو دا ر یوشم رو برا یه این تفاوتش هست که دوست دارم یه تفاو ت کاملا ملموس و دوست داشتی یه تفاوته کاملا مثبت ………

من عمو پورنگ رو برا یه اینکه عمو پورنگه دوست ندارم برایه اینکه قبل از عمو پورنگ شدنش

((((((((((دا ر یوش فرضیا یی ))))))) هستش دوستش دارم یعنی این شخصیه اصلیش هست که برام مهمه نه معروفیتش و نه موقعیتش ………..

به خاطره همینه که همیشه میگم عمو دا ر یوشم دوستت دارم در هر شرایطی …یعنی اگه یه روزی دیگه عمو پورنگ نباشه تو تلو یز یون ….بازم چون دار یوش فرضیا یی هست و چون یه ادمه پاکه و متفاوته برا یه من عز یز ه به خدا قسم ………
عمو پورنگم هر جا هستی دوستت دارم نه یکی نه دو تا هزار تا ……….(((((((مشکات بهداد فر ))))))))


کارها

اطلاعات

60 responses

28 08 2009
??

سلام
خسته نباشيد.
فقط مي تونم بگم حق باشماست.همين
التماس دعا

28 08 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام عمو
قبلا این دو مطلب رو خونده بودم…عمو بازم امروز یه شک بهم دادین…اول که خوندم فکر کردم نوشته ی خودتونه…واقعا از دست همتون عصبانی ام! عمو یعنی تاییدش میکنین؟عصبانی هستین عمو؟
خدایا..
عمو من نمیدونم چی بگم..من هیچ نظری ندارم..
عمو به خدا من موندم چکار کنم تا عصبانی نشین…ننویسم؟کم بنویسم؟ ادا در بیارم تو نوشته هام که تکراری نشه؟(حرفای دلمو ننویسم!)
مثل دوستای هم سن خودم رفتار کنم؟یعنی هیجان زده نشم و ننویسم؟..
عمو تا حالا هر چی نوشتم با تموم وجودم بوده و به قول معروف چیزی نگفتم که گفته باشم..
عمو خواهش میکنم چند خط خودتون بگین چطوری راحت ترین ما همون کار رو انجام بدیم..
(دخترتون)
(دخترتون)

28 08 2009
ژاله فرهادروش

عمو هر روز که میام توی دست نوشت همین بحث قوانین از همه داغ تره..
عمو میدونین اگه تموم قوانینی که تا حالا اینجا گفته شده رو پشت هم بنویسم چند خط میشه؟عمو اینهمه قانون؟به خدا گیج شدم..خیلی بده که موقع نوشتن خط به خط همش قوانین بیاد تو ذهنم..عمو باور کنین اگه خودتون انتظاراتتون رو از ما مینوشتین اینهمه قانون نیاز نبود..من از کلمه قانون بدم میاد..حداقل اینجا..
انتظارات بهتره..انتظار عمو از ما چیه؟
کاش خودتون بگین عمو..دست نوشت قبلی چه رمزی توش بود که هیچکسی حرفی از قانون نزد اما کامنت ها خیلی خوب بودن؟ چرا تا عمومون اومد این همه قوانین ریخت به سرمون!؟عمو چرا باید چون شما کنارمونین و جواب میدین نوشته هامونو تغییر بدیم؟عمو کامنت های نوشته های قدیمتونو بخونین..واسم هیچ چیزی تغییر نکرده..دلمم نمیخواد که تغییر کنه..اگه تغییر کنه یعنی با عموم رو دربایستی دارم یعنی قبلا حس نمیکردم کنارمه اما حالا که رد پاشو میبینم میخوام بگم من با همه ی بچه هایی که اینجا براتون مینویسن فرق دارم!دوس ندارم با نوشته های عجیب و غریب بخوام که بیشتر از بقیه دوسم داشته باشین..
من فقط حس همون لحظه امو دوس دارم..چیزی که توی قلبمه…نه چیزی که از نظر ادبیات و هنر قشنگ تره..عمو از بچگی تا حالا هر وقت خواستم براتون نقاشی پست کنم خودم کشیدمش خود خودم…نه کمک گرفتم نه از روی طرحی کشیدم..حتی یادمه یه طراحی رو از آجی سحرم کمک خواستم زیادی کمک کرد منم هیچوقت دلم راضی نشد اونو براتون بفرستم چون کار خودم نبود..با حس ژاله ی موخرگوشیتون نقاشی نشده بود..هنوزم دلم میخواد براتون نقاشی بکشم..همونجوری..پر از ایراد..اما با دستای خودم.با فکر خودم.
عمو بذارین همونجور که از شما یاد گرفتم رک صحبت کنم.عمو من بدم میاد بیام اینجا حرفایی رو بنویسم،متن های قشنگی رو بنویسم که خودم حوصله خوندنشونو ندارم..
با تموم وجودم بهتون میگم عمو..پس دلم میخواد با تموم وجودم همون چیزی که اون لحظه توی فکرمه و مال خودمه رو براتون بنویسم و به این فکر نکنم که قشنگه یا نه…بقیه به به و چه چه میگن یا نه…صد بار ویرایشش نکنم…میخوام خط خطی بشه نوشته هام …میخوام جوهر نوشته هام همیشه قرمز باشه..
(دخترتون)

28 08 2009
ژاله فرهادروش

عمو اشکمو درآوردین..
آرزوی خواهش؟
عموییی چرا صحبت شما با ما باید توی دو کلمه بیان بشه؟!دو کلمه ای که خیلی ها الان شاید اصلا ندیدنش..
کاش باور کنین شماعموی واقعیمونین…واقعی تر از همه ی کسایی که کنارمون هستن..خودتون برامون بگین عمو..خودتون..
(دخترتون)

28 08 2009
مبینا

سلام عمویی
من نظر خاصی ندارم…اما قول می دم اشتباهات گذشتمو تکرار نکنم… نمی خوام عموی نازنینم ازم
برنجه…عمو جون فقط التماستون می کنم که نرید و حلالم کنید…بگید که نمی رید و حلالم می کنید…
عمو اگه نگید که حلالم کردید،من هیچ وقت خودمو نمی بخشم…(با گریه و زاری)
عموجون التماس دعا…
خداحافظ…
(دختر گناهکارت)

28 08 2009
ژاله فرهادروش

خب عمو خودتون بیان کنین تا نشه» ظن من ،یار من»تا نشه» آرزوی خواهش»
عمو باور ندارین که همون بچه های قدیمیم؟همونایی که تا عموشون یه چیزی بهشون سفارش میکنه هزار جا مینویسنش تا فراموشش نکنن؟
قبولمون ندارین که اگه انتظاراتتون رو بگین ما مثل قدیم توی ذهنمون هزار بار تکرارش میکنیم تا مبادا عموییمون ازمون ناراضی باشه؟..دلم براتون تنگ شده عمو..دوستت دارم عمویی :-(
(دخترتون)

28 08 2009
بهار

عمو دارم گریه میکنم،هنوز دستام میلرزه. عمو این چه کاری بود؟داره سرم گیج میره! واقعا این حرف دلتونه؟
«واقعا از دست همتون عصبانی هستم دیگه دلم نمی خواد شماها رو دوست خودم بدونم چون تازه فهمیدم که کیا هستید آره یه روزایی می گفتم هرکی عوض بشه امکان نداره طرفداران عمو عوض بشن همیشه به خودم می گفتم عموپورنگی های نتی هیچ وقت پشت عمو رو خالی نمی کنن.»

عمو واقعا این چیزیه که تو قلبتونه؟
الان دیگه چیزی برای گفتن ندارم!!!

28 08 2009
عارفه مؤذني

سلام:
نميدونم پشت خالي كردن يعني چي؟ مگه ما چيكاركرديم كه اينو ميگيد؟
(يه حرفي خواستم بزنم الانم تو كاغذ نوشتم اما صلاح ديدم نگم. شايد شما ناراحت بشيد. آخه فكر كنم روحيه حساسي داريد)
يه نكته(سرنماز بهش فكر كردم )
اينكه بنظرم كاري كنيد بچه هاي اينترنت در درجه اول به عنوان يك دوست اينترنتي شما رو بشناسند تا يه مجري مشهور. اگه بتونيد عمليش كنيد فوق العاده كارتون تو اينترنت سبك ميشه. مطمئن باشيد.
كامنتم رو طولاني نميكنم تا به بقيه كاراتون هم برسيد. اگه خواستيد بگيد تا درباره اين نكته بيشتر براتون بگم.

پ.ن: گاهي اوقات كه ميام براتون حرف بزنم فراموش ميكنم شما هموني هستيد كه هر روز عصر براي بچه ها برنامه اجرا ميكنيد!
پ.ن2: هنوز منتظر جواب اون كامنتم هستم.
يا علي

28 08 2009
عارفه مؤذني

آخ آخ… يادم نبود كه با بچه ها قهريد

28 08 2009
ژاله فرهادروش

فکر کنم دارم قوانین رو زیر پا میذارم..
عمو یه چیز دیگه رو هم بگم دیگه امروز اینجا کامنت نمیذارم زیاد صحبت کردم..
عمو همه با هم میخواستیم بریم یه مسافرت قشنگ..مسافرتی که مقصدش رضای خداست..
عمو چرا اینهمه سر پلیس راه نگهمون میدارن؟!عمو ما میخوایم زودتر به مقصد برسیم…همه با هم..اینجوری خیلی طول میکشه..نمیشه هوایی بریم که پلیس راه نباشه؟ :-(
___________________________________________________________________
معذرت میخوام اگه منم این مدت عصبانیتون کردم..من نمیدونستم دارم ناراحتتون میکنم..
(دخترتون)

28 08 2009
sahar

به نام خداي مهربون
دريا دل آشناي من ! سلام
همون اسم اول قشنگتر بود » ظن خود ، يار من » آره همينجوريه… هر كسي از ظن خود يار شما شد….
يادتونه بهتون گفتم شما يك شهر درست كرديد و همه اونهايي كه مي خواستند قلبا بچه بمونندرا به شهرتون دعوت كرديد ؟!!! حالا خيلي از ساكنين شهر شما نوجوانها و كودكان و حتي جوانها هستند. من نشانه اشتباهات را به سمت خودم مي گيرم… جايي كه نبايد سكوت مي كردم ،سكوت كردم و جاييكه نبايد حرف ميزدم ،حرف زدم.
اما خدا شاهده كه هيچكدوم از كارهايي كه زهره جون گفت انجام ندادم… قبلا هم گفتم بچه بده شهر شما هستم…. تا حالا اصراري بر جوابتون نداشتم جز يك بار اون هم براي دفاع از قانون تقسيم غمهامون.
اما يه چيز را باور دارم براي خيلي از بچه هاي اينجا شما فقط مجري تلويزيون نيستيد .البته براي يكسري شايد باشيد شايد اونها با بغض شما بغضي در گلويشان نرود…اما اين انصاف نيست به همه اينجوري نگاه كنيد.
اين همه احساس سرزنش بچه ها بخاطر بغض توي گلوي شما بود… هر كسي خودشو مقصر دونست. من خودم دو شب بيدار بودم و اشك ريختم ، شايد شما خواب بوديد و مشكلات اينجا را فراموش كرده بوديد. البته شب دومش با عذاب بيشتري بود چون خودم را توي بغض شما مقصر مي دونستم. خيلي از بچه هاي اينجا هم براي بغض شما گريه كردند. انصاف نيست….. خوبه حداقل آخرش گفتيد : » همتون را دوست دارم » .
من شما را مثل يك انساني ديدم كه خواست كاملتر باشه در عين حال كودكي اش را حفظ كنه… اصلا واسه اين اومدم اينجا و موندگار شدم….. واسه پاك بودن اومدم اينجا… آخه اون بيرون دروغ زياده ، ريا فراوونه ، خدا كمرنگه ، غرور زياده … كسي به داد ديگري نمي رسه ، تهمت و بد دلي و حسادت وجود داره…… نميشه اونجا نفس كشيد. شما هم مثل ما انسانيد با تمام نقاط قوت و ضعف… اما همونطور كه گفتم فقط پررنگتريد… چون بنده بهتري هستيد واسه خدا نسبت به ما… شايد واسه همين نگاه بعضيها فقط به شماست…. شايد چون دارين بهشون نشون ميديد ميشه بهتر بود.
در پايان فقط يك خواهش دارم : شما به ما بگيد هدف با هم بودنمون چيه ؟!!!! فقط شادي و شيطنت كودكانه ؟!!!
يا كمك كردن به هم ، رفع غمهاي يكديگر ، ياد گرفتن كارهاي خوب از همديگر ، نزديكي به خدا و دوري از اشتباهات در محيطي شاد و پاك و كودكانه. هدف كجاست ؟!!! خدا يا …………
خيلي مراقب خودتون باشيد. التماس دعا
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

28 08 2009
الهه درزی

عمــــــــــــــــــــــــــــــوقلبم وایساد..

28 08 2009
بهار

عموی عزیزم خیلی دوستت دارم،عمو نمیدونم چی بگم؟ اول فکر کردم خودتون نوشتید به خط دوم نرسیده سرم تیر کشید اشکم در اومد… هر چند خودتون ننوشتید ولی خب حرف دلتونه!
عمو کاش به جای اینکه از کامنتای بچه ها استفاده کنید مثل همیشه خودتون با قلم خودتون باهامون حرف میزدید! عمو اگه الان اینجا بودی و قیافمو میدیدید خودتون متوجه حالم میشدید! اما الان تو این دنیای مجازی چی میتونم بگم به جز ببخشید! ترجیح میدم از این به بعد با عملم نشون بدم…
عموی مهربونم شک عمیقی بود،توقعشو نداشتم،هنوز قلبم داره تند تند میزنه!!!
عمو حالا که اینا رو گفتی،حالا که غم عالمو ریختی تو دلمون ،حداقل بگو که الان باید چه کار کنم،حداقل اگه احیانا ازمون راضی شدی بگو که هنوزم همون ها هستیم برات…عمو بگو!!!
عمو دلم گرفت؛درمونده شدم … من الان باید چه کار کنم؟ آخه تو این دنیای مجازی چی میتونم بگم به جز معذرت میخوام،غلط کردم؟ که میدونم اصلا هم روت اثر نمیکنه؟!!!
عمو هر قدر سعی میکنم نمیتونم چهره ات رو موقع گفتن این حرفا تصور کنم،یا حتی صداتو! عمو شک عمیقی بو
د شایسته اش بودیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هنوز دستام داره میلرزه….
..

28 08 2009
بهار

عمو چرا حرفای خودتو نمیزنی؟؟؟
مگه همیشه رک نبودی؟ پس چرا الان برای 2 کلمه صحبت از حرف بچه ها استفاده میکنی؟؟؟
عمو جون چرا واضح و شفاف نمیگید ازمون چه انتظاراتی دارید؟؟؟
عمو باورکن تا زمانی که خودتون با قلم خودتون با ما صحبت نکنید این جا هیچی تغییر نمیکنه! ما تلاش میکنیم،زور میزنیم…اما تغییر نمیکنه!!!
عمو داریوش مهربون به ما بگید هر چی که تو دلتونه…عمو با ما صحبت کن!!!

28 08 2009
حسنا حسینی

سلام عمو.
.
نمیدونم اگه این افراط و تفریط از ما ایرانی ها بگیرن چی ازمون میمونه؟ …

28 08 2009
فائزه(دریاچه)

سلام
آره عمو حق با شماست حق با زهره است حق با ژاله است ولی فقط برای برخی افراد
زهره جون به نظرت تمام طرفدارای عمو تو دست نوشت وپردیس و …………. اینجورین یا نه فقط یه سری؟آره واقعا هستن آدمایی که به این دلایل برنامه عمو رو نگاه میکنن ولی هستن آدمایی که فقط به خاطر عمو برنامه هاشو نگاه میکنن،به خاطر عمو میان نت وبا طرفدارای عمو طرح دوستی میریزن.چون میدونن عمو دوست داره همه طرفداراش باهم دوست باشن ودر کنار هم پشت عمو باشن.زهره جون اتفاقا یکی ازدلایلی که باعث میشه ما عمو رو دست داشته باشیم کودک درون عمو.

*****
کیا میگن توجه عمو نسبت به بچه های نتی کم شده اصلا هم اینجوری نیست نمونه بارزش همین جا.
کی میگه هرچی کارخرابیه مال عموپورنگه؟
کی میگه همه طرفدارای عمو خودشون کاردرسته رو انجام میدن؟
مگه همون طرفدارای عمو نبودن که به همه حرفهای عمو گوش میکردن؟مگه همونا نبودن که هرچی عموپورنگ میگفت میگفتن درسته ودیگه حرفی روش نبود؟مگه آخر همه ی حرفهای عمو چشم گفتن بچه ها نبود؟مگه همون طرفدارا نبودن که هرحرفی میزدن یا هر چیزی تو نت مینوشتن منتظر تایید از طرف عمو بودن؟
چرا؟چرا اسم اونایی که میگی انقدر راحت شماره عمو رو تو نت پخش کردن میذاری طرفدار عمو؟اونا طرفدار عمو نیستن که اگه بودن هیچ وقت همچین کاری نمیکردن؟مگه خیلی از ماها شماره عمو رو نداریم؟پس چرا پخشش نمیکنیم؟چون ما اسماًوظاهراً طرفدار عمو نیستیم.
وابنکه میگی همه طرفدارای عمو فکر میکنن خودشون کاردرسته رو انجام میدن؟
فکر میکنم معنیش این باشه که حرفهای عمو براشون مهم نیست.
میخوام راجع به این بحثت بگم وراجع به شماره شخصی عمو…
چقدر بودن بچه هایی که برای عمو اس ام اس میفرستادن؟ولی با خوندن قسمت کامنت یا اس ام اس پشیمون شدن وعذر خواهی کردن؟چقدر بودن بچه هایی که هیچ وقت تو اس ام اس هاشون خودشون رو معرفی نکردن ولی با خوندن دست نوشته عمو همین جا اعتراف کردن ودست از کار ناپسندشون برداشتن؟
میخوام اینو بگم طرفدارای عمو به حرفهای عمو گوش میدن هیچ کدوم از حرفاش رو پشت گوش نمیندازن.اونا حرفهای عمو رو گوش میدن چون میدونن عمو همیشه کاردرسته رو انجام میده.

*******************************

آره عمو گفت سایت رسمی فقط وفقط عمو دات آی آر و گفت که ما باید اونو به رسمیت بشناسیم(یعنی من اینجوری برداشت کردم)شناختیم وفقط به اون سرزدیم.شناختیم که وقتی وارد اینترنت میشدیم مستقیم آدرس سایت عمو رو وارد میکردیم.شناختیم که دیگه سایت های سرچ شده تو گوگل برامون بی معنی شدن.وشناختیم که وقتی سایت فیلتر شد آه از نهاد همه طرفدارای عمو بلند شد وهمه خواستار دوباره باز شدن اون بودن.

********************************
ببخشید طولانی شد شرمنده.
نماز وروزه قبول وخدانگهدار

28 08 2009
حسنا حسینی

الان دارین افطار میکنین؟ دعا فراموش نشه … ما 20 دقیقه دیگه داریم تا اذان …

28 08 2009
حسنا حسینی

این متن از توی وب نجف زاده که البته برای یه شخصیت دیگه نوشته بود پیدا کردم دیدم واقعا اینجا جاشه که بزارم البته متن بیشتر بود اون قسمت که به این حال و هوا میخوره میزارم:
.
.
.نگرانم از خودمان .از ما مردمي كه هميشه يكي را تا هفتمين طبقه آسمانها اسطوره مي كنيم و يكهو چنان زير پايش را خالي مي كنيم كه از همان بالا زمين بخورد طوري كه دست و پايش هيچ ،بلور دلش هزار تكه شود.
نگرانم .نمي خواهم زير چشمهايت چين هاي تازه اي بخورند.
/
.
همین.
.
.

28 08 2009
آغازپايان

سلام ونه خسته
عمو جان اين حرف ها از ته دلم بدو از توجهتون ممنون
در ضمن اسم من آغازو پايان نيست
آغاز پايان اسم منه :)

28 08 2009
مشکات

سلام ………….وای گفتید هنر موضوعه برنامه ی فرداست …………چه خوب ………..راستی عمو هم خودش رشتش هنره ها ………..یعنی تو دانشگاه هنر خونده ………

منم هنر مندم ها ………….یه جورایی ……….رشتم هنره ………

28 08 2009
فائزه طرفدار هميشگي عمو پورنگ مهربون

به نام خداي مهربوني كه بهترين بنده اش واسه ما بچه ها يعني شما رو آفريد…
سلام عموي خوبم…
سلام دوستاي مهربونم…
عمو قبل از هر چيزي مي خوام بگم كه نماز و روزه هاتون قبول…
_______________________________________________________________________________
عمو جون منم قبلا هر دو تا نوشته رو خونده بودم تو ماي پرديس و اونجا نظرم رو بيان كردم…
اما چون ديدم كه شما هم نظر ما بچه ها رو درباره ي نوشته هاي آبجي خوبم زهره و دوست خوبم آغاز پايان خواستيد پس لازم دونستم كه بيام و باز هم اينجا نظرم رو بيان كنم…
________________________________________________________________________________
پاسخي كه مي تونم درباره ي حرفاي آبجي زهره ي گلم بگم:
آبجي جونم من يه بار تو ماي پرديس جواب نوشته ي خوبت رو دادم اما اينجا مي خوام كامل تر نظرم رو بيان كنم…
آره آبجي اونايي كه فكر كردن عمو تغيير كرده عمو رو مقصر مي دونستند و هنوزم مقصر مي دونن…
در حالي كه به نظر من عمو اصلا تغيير نكرده و همون عموي سال 81 هست…
به نظر من اين برنامه ي عمو هست كه تغيير كرده نه خود عمو…
عمو هيچ وقت تغيير نمي كنه…اينو مطمئنم…چون مي دونم و اين واقعيت داره كه عمو هيچ وقت تغيير نكرده و تغيير نخواهد كرد…
من برنامه ي عمو رو فقط به دليل سرگرمي و اينكه وقتم پر بشه و حوصله ام سر نره نمي بينم…
من به اين دليل برنامه ي عمو رو مي بينم چون برنامه اش رو دوست دارم…
چون عمو نقش بازي نمي كنه…عمو خود خودشه…از هيچ كسي تقليد نمي كنه…
چون عمو دوست داره كه كودك درونش هميشه كودك بمونه و شاد و پر انرژي و فعال و بيدار باشه و هيچ وقت بزرگ نشه…چون عمو مي خواد كه هميشه كودك درونش زنده باشه و هيچ وقت بزرگ نشه…
چون به قول خودت:دنياي عمو مثل دنياي ماها با دنياي آدم بزرگا فرق داره…
زهره جون و عموي خوبم كه الان داريد نوشته ي منو مي خونيد:اگه به من بگن تو اين جمله رو 1000بار ديگه هم
تكرار كن و بنويس من مي نويسم.اين جمله رو ميگم:من هيچ وقت شماره ي عمو رو نداشتم و ندارم و نمي خوام
داشته باشم…اگرچه بعضي وقتها بهم گفتن كه مي خواي شماره ي عمو رو داشته باشي؟ يا برام شماره ي عمو رو نوشتن اما من هيچ وقت نخواستم و نمي خوام كه شماره ي عمو رو داشته باشم يا اون رو توي ذهنم
داشته باشم و حفظش كنم…
به نظر من عمو اتفاقا خيلي به بچه هاي نتي در واقع چه به ماهايي كه اينجا مي آييم و نظر مي ديم يا چه به اونهايي كه به اينترنت دسترسي ندارن خيلي اهميت ميده و خيلي هم بهمون محبت مي كنه…
به خدا اين رو هم دارم راست ميگم:به اون خدايي كه بالاي سرمه و هميشه داره منو و اعمالمو مي بينه هيچ وقت با عمو تماس نگرفتم و براش مزاحمت ايجاد نكردم و هيچ وقت هم نمي خوام كه اين اتقاق ها نه تنها براي من بلكه براي هيچ كسي نيفته و براي عمو مزاحمت ايجاد نكنه…
آره منم توي بعضي از سايتها و وبلاگها ميديدم كه بعضي ها خودشون رو عمو پورنگ يا داريوش فرضيايي معرفي مي كنن و بعضي وقتها هم به اين موضوع شك مي كردم اما وقتي خود عمو گفت: كه تنها سايت رسمي من:
amoo.ir هست مطمئن شدم كه عمو فقط تو اين سايت هست و همه ي اونها…
بگذريم…
عمو يادمه اين جمله رو توي يكي از آپ هاي قبلي تون براتون يك بار نوشتم:من مي دونم خدايي بالاي سرمه كه دائم داره اعمال و رفتار منو مي بينه پس من نمي خوام پيش خدا و پيش هيچ كدوم از بنده هاي خدا و پيش بهترين بنده اش واسه ما بچه ها يعني شما شرمنده باشم…
من هيچ وقت صداي عمو رو از پشت گوشي نشنيدم و با عمو حرف نزدم.من حرفايي كه مي خوام به عمو بگم رو ميام و اينجا براي عمو مي نويسم…پس لازم نيست كه حتما با عمو صحبت كنم…
خيلي وقتها شده كه اگه كسي خدايي ناكرده به عمو توهين كرده و چيز بدي يا صفت بدي رو به عمو نسبت داده
يا درباره ي عمو شايعه گفته من همون موقع خيلي جدي از عمو دفاع كردم و و اونها هم كوتاه اومدن و دفاع خواهم كرد …
چون هنوزم اين جور افراد هستند كه خيلي دوست دارن نه تنها براي عمو بلكه براي افراد ديگه هم شايعه بسازن
بگذريم…
عمو من دوباره ميام و درباره ي نوشته ي زيباي دوست خوبم آغاز پايان نظر ميدم…
التماس دعاي فراوون…
بدرود…
امضا:فائزه طرفدار قديمي و پر و پا قرص و هميشگي عمو پورنگ مهربون…

28 08 2009
حسنا حسینی

عمو شما چرا خودتون حرف نمیزنین …. راحت راحت …. این طوری بهتر نیست؟؟؟؟

28 08 2009
بهار

عمو یه چیزی یادم اومد باید بگم،امروز مطمئنم با دیدن اسم من داره دیگه کم کم حالتون بهم میخوره،اما چه کار کنم دلم پره!!

عمو درسته که شما هر کامنتی رو که زخم زبون زده باشه رو زودی بذارین تو پست؟
اینجا همش همه میان میگن عمو ببخشید!عمو معذرت!عمو تکرار نمیشه!عمو حق با شماست!عمو درسته!به خدا هیچ کس اینجا نمیدونه موضوع از چه قراره! فقط چون میدونیم ناراحتیت هی عذرخواهی میکنیم!!!
عموی مهربونم کی باید راه حل بده؟ کی باید نظارت کنه؟ کی باید حرف آخرو بزنه؟ کی قراره ما رو راهنمایی کنه؟
عمو چرا این بحث تموم نمیشه؟ مگه قراره ما چقدر اینجا باشیم که این حرفا رو میزنیم؟ عمو مگه نمیتونستیم الان به جای این قر زدن ها،به جای این بحث کردن ها،به جای این گریه کردن ها حرف های دیگه ای بزنیم؟

عمو توجه کنید،همه ما بچه ها داریم یه چیزو تکرار میکنیم! همه مون ازتون یه چیز میخوایم! همه مون یه چیز داریم میگیم با زبون های مختلف!!
عمو داریوش عزیزم نیازی نیست وقت بزارین به تک تک ما جواب بدین،10 خط هم برای همه ما صحبت کنید و واضح بگید چی شده کافیه؟ همه چیز تموم میشه…
خواهش میکنم خواهش میکنم خواهش میکنم

28 08 2009
مشکات

اقا ……..عز یز ……..جناب ……..کی گفته همه عمو پورنگ رو به خاطره معروف بودن و برنامش دوست دارن ………..

نه به خدا اصلا اینطو ری نیست حداقل راجع به من اینطو ری نیست ……..همه ی دنیا میدو نند …….همه ی دوستام . ……… همه ی فامیلمون و همه ی اطرافیانم ……همه می دو نن که مشکات عمو پورنگ رو فقط وفقط به خاطره خودش دوست داره به خاطره اون چشم ها یه پاکش ……به خاطره اون قلبش که مثله یه گنجیشک می مونه به قوله خودش ……….

به خاطره بچگی هاش ………..به خاطره دنیای کودکانش که درست عینه خودمه …….به خاطره مهربونی هاش ………

به خاطره اینکه با همه فرق داره دوستش دارم اره من عاشقه ادم های متفا و تم و عمو دا ر یوشم رو برا یه این تفاوتش هست که دوست دارم یه تفاو ت کاملا ملموس و دوست داشتی یه تفاوته کاملا مثبت ………

من عمو پورنگ رو برا یه اینکه عمو پورنگه دوست ندارم برایه اینکه قبل از عمو پورنگ شدنش

((((((((((دا ر یوش فرضیا یی ))))))) هستش دوستش دارم یعنی این شخصیه اصلیش هست که برام مهمه نه معروفیتش و نه موقعیتش ………..

به خاطره همینه که همیشه میگم عمو دا ر یوشم دوستت دارم در هر شرایطی …یعنی اگه یه روزی دیگه عمو پورنگ نباشه تو تلو یز یون ….بازم چون دار یوش فرضیا یی هست و چون یه ادمه پاکه و متفاوته برا یه من عز یز ه به خدا قسم ………
عمو پورنگم هر جا هستی دوستت دارم نه یکی نه دو تا هزار تا ……….(((((((مشکات بهداد فر ))))))))

28 08 2009
مشکات

کا ش عمو دار یوشم یه ذره به من توجه داشت ……..کاش یه ذره قدره منو میدو نست ……..میدونه که چقدر برام عز یز ه ……….پس چرا هی تکرار کنم که عمو دار یوشم دوستت دارم حتی اگه دوستم نداشته باشی ……….همیشه حواسم بهت هست اگه حتی یه لحظه هم حواست به مشکات نباشه ………

28 08 2009
مشکات

عمو اینجا یی …….صدامو میشنوی عز یز ……….چرا این روزا اینقدر کم حرف شدی ………چرا جواب نمیدی ……..دلت گرفته ………ناراحتی ………از دسته من ………پس چرا هستی ولی جواب نمیدی ………عمو یه میخوام بگم ناشناس اما دلم نمیاد میگم عز یز …………دعا گو یه ما باش در این ماهه قشنگ خدا ……….

28 08 2009
مبینا

سلام بهترینم…
عمو دلم تا فردا طاقت نیاورد…عمو من بانظر فائزه جون کاملا موافقم…
عموجون،حاجی…از قدیم گفتن:تا توانی دلی به دست آور….دل شکستن هنر نیست…
خدا رو خوش نمیاد که ما اذیتتون کردیم…اما خدا رو خوش میاد که با سکوتتون دلمون رو بشکنید؟؟؟
عمو چی کار کنیم که راضی بشید؟چی کار کنیم که حلالمون کنید؟ این همه عذر خواهی بس نیست؟
آخه عمو شما که نمی گید…عمو به چی قسمتون بدیم؟آخه ما هم دل داریم…
دل من که آروم و قرار نداره…همش میگم خدا خدا تا کی باشیم ازش جدا؟
****عمو به حرمت این ماه عزیز از ما بگذر**** اگه از ما گذشتی یه یا علی بگو…
**عمو این سکوت رو بشکن ولی باهاش دل ما رو نشکن**
دعا:خدایا تو را به این ماه پربرکت قسم می دهیم که عمومونو به ما برگردون و دلش را از ما
راضی کن چرا که تو ارحم الراحمینی….
عمو منتظر یا علیت هستیم….
التماس دعا…

28 08 2009
حسنا حسینی

عمو جون یه چیزی میگم به این ماه عزیز قسم به خداوندی خدا منظورم شما نیستی … همون یه بار که شما رو با بقیه هنرمندا یکی کردم متوجه اشتباهم شدم:
.
.
میدونین مشکل ما ایرانیا چیه؟؟؟ اینکه وقتی کسی به جایی میرسه انقدر خودشو میگیره و از بالا به مردم نگاه میکنه و فکر میکنه که از بقیه بهتره که واقعا این تصور در ذهن مردم به وجود میاد که اره فلانی از ما بهترونه
.
.
به همین خاطر وقتی مردم یه هنرمندو تو خیابون میبینن نعوذبلله فکر مینن خدا رو دیدن و وقتی یه شماره ازش پیدا میکنن دیگه فکر میکنن کل جهان به نامشون زدن
.
.
و حالا وقتی کسی مثل شما پیدا میشه که واقعا از مردمه و دلش میخواد با مردم باشه به خاطر رفتار اون عده کثیر از هنرمندا گوشه گیر میشه و نمیتونه ازادی عملشو داشته باشه
.
.
چون واقعا اذیت میشه
.
.
عمو جون به خدا فرهنگ ما مشکل داره …. مشکل مردم نیست …. منم جزیی از همین مردمم
و نمیخوامم خودم ازشون جدا بدونم.
.
.
عمو جونم بازم دارم میگم به همون خونه خدایی که رفتین منظورم شما نبودین … به خدا قسم عمو جونم … که اگه شما از اونا بودین مطمئنا هر گز از شما طرفداری نمیکردم ….
.
ناراحت نباش عمو انشالله این مشکل تا 100-200 سال اینده حل میشه.
.

28 08 2009
بهار

عمووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
میشنوی چیا میگن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

28 08 2009
بهار

جواب بده…..خواهش میکنم،نه به من! به هر کی که دلت میخواد،فقط جواب بده!!!!

28 08 2009
مشکات

وای خدا چه عالی ……..باورم نمیشه پیامه من بالاخره برگزیده شد ممنون عز یز ……….خیلی خوشحال شدم ………

بی خود نیست میگن انچه از دل بر اید بر دل نشیند …….همینه به خدا که همه ی حرفام از تهه دلم بود به عمو پورنگم خدا خودش می دونه که هیچ کدومش شعار و دروغ نیست همش عینه حقیقته ………وای که چقدر دلم میخواست عمو دا ر یوش…… حسم……. باورم را با نهایت وجود ت درک میکردی ……..

به هر حال عز یز ممنون که ما رو هم قابل دونستی و پیاممون رو برگزیده کردی ……….

28 08 2009
نرگس احمدی

به نامه خدایی که دل نمیشکونه..عمودلموبدشکوندی..عمو دارم خفه میشم انقدحالم بده الان که برم زار زار گریه کنم..باشه عمو دل میشکونی اونم تو ماه رمضان….ما اینجوری هستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟عموبچه هایه اینجا به این پاکی شمانباید به احترامشون این پستومیذاشتید اره شاید حرفه زهره درست باشه ولی از هرصدنفر دوتا…عمو نشکسته بود دلم تااین حدفک نمیکردم یه روزعمویه من عمویه پاکم دله منوبشکونه…..عمو به خدا انقدحالم بده همین الانه بیفتم از غصه بمیرم.. ابجی ژاله هم سرش تیرمیکشه..عموچیکارکردی باما؟؟؟؟؟خدایاتوشاهدی توشاهدی ماچقد بخاطره عموتهمتو حرف شنیدیم چقدبدبختی واسه دیدنه برنامش…خدایاببین عموبادلایه ماچیکرکرد ..خدا.یاببین عموچه پستی برامون .گذاشته ببین خدایا عمو به صداقته دلایه ماشک داره به حرفامون…عموبرنامتون موضوعش تهمت بود نه!!!!!!!!!!!!این برنامه ها به چه درد میخوره وقتی ……..عمو به خدامیگم میگم عمو دله برادرزادشوشکوند… عمو..باشه….من برایه همه حرفهایه زهره جواب دارم ولی الان انقد حالم بده که……عمو……….

28 08 2009
نیلوفر

به نام خدا
سلام عمو جون
دستتون درد نکنه . جواب اون همه احساسات ما این بود ؟
واقعا دستتون درد نکنه .
میدونین برای چی ناراحتم .به خاطر اینکه باید پاسوز بقیه باشم برا چی ترو خشک رو با هم میسوزونید .
عمو منم با حرف ژاله موافقم خسته شدم از این همه قانون .عمو خسته شدم .برا چی حالا که خودتون هستین ما باید همه ی کارامون رو تغییر بدیم .حرف زدنمون موضوع صحبتمون حتی مقدارش .از بس قانون قانون کردن .دیگه خسته شدیم . ما فکر میکردیم این جاییه که راحت میتونیم حرفامون رو برا عمومون بزنیم .اما نمیدونستیم هر کاری میکنیم .عمو بازم ناراحت میشه .حرفا از طرف خودتون نبود ولی بی دلیل هم تو این صفحه قرار نگرفته .در ضمن طرفدارای نتی عمو پورنگ 4 نفر آدمی که دور خانوم زهره هستند نیستن .
شما با این کارتون .احساسات مارو هم زیر سوال بردین .اونم درست وقتیکه تصمیم گرفتیم بر گردیم به گذشته به 81 .
خانوم زهره فکر میکنن ما انقدر کم شعوریم که وابسته به یه برنامه ی تلویزیونی بشیم ؟ اگه این طوریه چرا طرفدار بقیه ی برنامه های کودک نیستیم اگه ما عمو پورنگ رو به خاطر داریوش فرضیایی دوست نداشتیم میرفتیم فیتیله نگاه میکردیم .و 8 سال یه برنامه رو دنبال نمیکردیم .
برا چی خودتون یه کلمه حرف حساب با ما نمیزنین یعنی انقدر بی ارزشیم که لیاقت شنیدن حرفای شما رو هم نداریم عمو این بار واقعا بهم بر خورد واقعا .وهرچی فکر میکنم میبینم کاربدی نکردم که بخوام عذر خواهی کنم.
از این لحن بدم معذرت میخوام …ولی جدا اعصابم ریخت به هم

28 08 2009
بهار

ایول مشکات ………….بارک الله مشکات…………ماشاالله ماشاالله بهش بگید:ماشاالله!(خنده)
آفرین دختر عالی بود،عمو داریوش کامنتتو برگزیده اعلام کرد.خیلی قشنگ نوشتی.
بله… عمو داریوش!کیف کردی؟؟؟
این یعنی دوست داشتن بدون منت و توقع….که از هر چیزی قشنگتره!!!
بله عمو داریوش عزیز اشتباه به عرضتون رسوندن! ما اول داریوش فرضیایی رو دوست داریم،بعد عمو پورنگو! تمام کامنتای منو بگردید یه جا ننوشتم عمو پورنگ سلام! چون آخر این داستان میرسه به داریوش فرضیائی،هر چند اولش از عمو پورنگ شروع شد. این داریوش فرضیائیه که این همه مهربونه،این همه با گذشته،این همه دوسش داریم،نه عمو پورنگ!این داریوش فرضیائی که وجودش موندگاره تو قلبامون نه عمو پورنگ!
شب خوش

28 08 2009
sahar

به نام خداي مهربون
يه باره ديگه سلام به دريا دل آشنايم !
اين كلمات را با گريه دارم براتون مينويسم….. ماه مبارك رمضانه. كاش به جاي رو كردن اين تيترهاي جديد كه همه بوي قانونهاي زميني ميده يك كم از راه اصليمون مي گفتيد و كمك مي كرديد بهتر و زودتر به مقصد برسيم.
بعضيها حج راصرفا در رفتن به كنار خونه خدا مي دونند اما اين يك قانون زمينيه…. خوش به حال اونيكه نرفته حج وحاجي شده.
حالا كار ما افتاده… اين همه قانون زميني ، واسه ما كه ميخواستيم بريم پيش خدا. پس شما كجاييد ؟!!!
دلم داره مي تركه ، داره از جاش در مياد… قرار بود با هم باشيم… گفتيم رمضان ماه عمل به وعده هاست. گفتيد هميشه كنارتونم و خواهم موند…. پس كجاييد؟!!! چرا حالا كه نصف راه را تا خدا بالا رفتيم داريم دور ميزنيم به سمت زمين.
خيلي از بچه هاي اينجا مثل من دستشون توي دست شماست ، قرار بود بريم سمت خدا …. مثل ژاله ، نيلوفر ، سولماز و…. كساني كه اونقدر زيادند نميشه اسم برد. ما ها قرار گذاشته بوديم…. با شما ، كنار شما.شما براي ما مجري تلويزيون نيستيد… ما براي اشك وغصه دل شما به اندازه خودمان ارزش قائليم… ما قانون تقسيم غم را براي اين گذاشتيم چون آسموني بود… بوي خدا ميداد .
ما جواب نمي خوايم ، فقط ميخواهيم دستهامون را ول نكنيد… برگرديم سمت آسمون خدا…. خواهش مي كنم.
باور كنيد اين خودش بزرگترين عبادته. هدف ما خيلي بزرگه ….
آدرسشم اينه : اتوبان صداقت ، تقاطع همدلي ، اتوبان همياري ، خيابان دوستي ، كوچه رضاي خدا ، پ 1 ، خانه قرب الهي.
مراقب خودتون باشيد…. التماس دعا.
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

28 08 2009
نرگس احمدی

عموباشه….عمومن که ازاونوقت که شماوبلاگ داشتید اینترنت بودم دقیقا یادمه کی شمارتونو بهم دادا از طرفدارایه قدیمیتون بود… خدامیدونه چقد من به این بچه هااصرارکردم نمیدادن…من خودمم هیچوقت شمارتون به کسی ندادم چون ازخدامیترسیدم ……عمومابرنامه شماروواسه تفریح نگاه میکنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟…عمو….ترجیح میدم هیچی نگم…. اره من یه بار رفتم تو نوستالژی پیغام گذاشتم ولی تاجایی که یادمه شمانگفته بودید اون وبه من نیست وگرنه عمرا پیغام نمیذاشتم بعدا خودم کشف کردم واسه شمانیست دیگه واسش پیغام نذاشتم…عموبچه هایه اینجا خیلی پاکن!!!!!!!سوء استفاده… اره یکی سوءاستفاده کرده ولی نه بچه هایه اینجا….اره عمو اونوقتا که وبلاگ داشتید به وبلاگهایه بچه ها سرمیزدید ولی یه مدت کم شد چون سرتون شلوغ شد ولی حالا ازهمون وقتتونم بخاطره ماگذشتیدمن تاجایی که یادمه بچه هازیاد ازاین موضوع معترض نبودن انتظاره دو سه نفرونمیشه به حسابه همه بچه ها گذاشت…عمو اکثره ماهیچوقت نگفتیم شماعوض شدید گفتیم برنامتون عوض شده اون قبلیاساده تربود وقشنگتر خودتونم گفتید …عمو توباید خودت جوابه زهرو میدادی میگفتی برادرزاده هایه من اینطوری نیستن..عموبگوبگو که این نظراته تو نیست؟بگوعمووووووووووو….خدایااین همه صداقتوپاکی دوست داشتنه ماکجارفت؟؟؟؟؟؟؟؟چراعمواز صداقتمون دفاع نمیکنه؟؟؟؟عمو فقط توبودی که باورمون داشتی یعنی ماانقد تنهاییم …..باشه عمو خداکه میدونه ماچیکاراکردیم ….میدونی این صفتها به برادرزاده هایه واقعیه عمونمیچسبه…..(ای کاش گریه هامومیدید وقلبم که شکست…..)

28 08 2009
لازم نيست اسممو بگم

انگار داره با احساس ما بازي ميشه. آخه شما ديگه از احساسات پاك بچه ها چي ميخواييد؟
چه جوري بچه ها بايد ثابت كنند كه دوستتون دارند؟ شما چرا اينو يادتون نمياد كه هرچي داريد از بچه ها داريد؟ حتما ميدونيد كه محبوبيتتون را مديون مردم و بچه ها هستيد. اما انگار ميخواييد خودتونو بزنيد به كوچه علي چپ.
انگار عادت داريد با احساساتمون بازي كنيد. اگه ميگيد هنوز از دنياي بچه ها خارج نشديد پس چه جوري طاقت مياريد اين همه مدت باهامون قهر باشيد؟ بچه ها هيچ وقت قهرشون طولاني نيست. هيچ وقت.
اون از وبلاگتون توي پرشين كه 5-6سال پيش مينوشتيد و با رفتنتون گرد غم و نا اميدي رو بر وبلاگهاي ما ريختيد. اون از تالارگفتگوي پرديس كه 3سال پيش باعث شد همه باهم دعواشون بشه و نسبت به هم بي اعتماد بشن . اينم از حالا كه با شور و اشتياق اومديد و شروع كرديد به تك تك كامنتها جواب دادن وحالا قهر كرديد.
از قهر كردن مــــــــتـــــــــــــــــنـــــــــــــــــفـــــــــــــــــــرممممممممممممممممم
يعني چي اين حركات. چرا مثه آدم بزرگا ميخواهيد ما رو تنبيه كنيد؟ چرا اون كسي كه همه ي اميد بچه هاست اينجوري بايد باعث اين بشه كه دلشون بگيره؟
چرا صاف و پوس كنده حرفتونو نميزنيد؟
ميخوايين بيشتر از اين بچه ها دوستتون داشته باشن؟ چجوري بايد بهتون ثابت كنيم؟ بخدا خسته شديم. از همه جا بايد رنج بكشيم. همه بايد بغض ما بچه ها رو بشكنند.
اگه ما عموپورنگ رو بخاطر برنامه ش دوست داشتيم توي اون مدتي كه نبودش همه فراموشش ميكرديم.
ما هيچ وقت زير قولمون نميزنيم. بچه ها قولشون مردونه تر از مرداست.

28 08 2009
sahar

به نام خداي مهربون
يه بار ديگه سلام به دريا دل آشنايم !
چون واقعا دوستتون دارم و واقعا براتون ارزش قائلم دارم از حرص خوردن مي ميرم. چه جور دلتون مياد ؟!!!!!
اولين نفري بودم كه اينجا نوشتم ، داريوش فرضيايي ، داريوش فرضيايي است. عمو پورنگ منهاي داريوش فرضيايي مساوي صفر. گفتم اين معادله در قلبهايمان ثبت شده.
حالا هم مي گم داريوش فرضيايي يك انسانه ، جايز الخطاست… اما پر از حسنه. حسنش اينه كه توي دنياي پاك كودكان زندگي مي كنه . قلبش كودكه… سرشار از صداقته… ما هم برامون فقط خودش مهمه نه اين القاب شاهانه و شهرت برانگيزش…. (عمو پورنگ ) .داريوش فرضيايي دوست ماست.
دوستي كه اومد راه را نشونمون داد…. راه رسيدن به خدا. صداقت ، مهربوني.
حالا اين آدم به چه روزي افتاده كه توي ماه خدا توي نقطه خودش گير كرده… دوستتون دارم كه دارم اينو بهتون مي گم. دارين كم كم روي نقطه خودتون گير مي كنيد…. دست كيو گرفتيد كه دستهاي ما را ول كرديد و داريد برمي گرديد زمين. ما همينجا منتظر شما مي مونيم تا بياييد و با هم بريم پيش خدا. ما بدون شما از اين نقطه تكون نمي خوريم…… لطفا برگرديد. بچه ها نماد پاكي و خدايند…. اينو فراموش نكنيم.
منتظرتونيم….. منو ببخشيد چون دوستتون دارم بهتون گفتم…. حالم اصلا خوب نيست . دوست ندارم سقوط بهترين بنده خدا را از اينجا تماشا كنم. دستهاي ما را بگيريد به رسم دوستي…. كاري كه شما بارها براي ما كرديد… بارها داشتيم مي افتاديم پايين ، دستمون را گرفتيد و چند پله هم جهشي رفتيم….
دست دوستي محكم بديم….. يا علي.
مراقب خودتون باشيد ، اين جاده از اينجا به بعد خيلي نا همواره. دوستتون دارم.
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

28 08 2009
شیوا محجل

به نام خدا
سلام.. عهد می بندم قوانین رو رعایت کنم …
ولی عمو اینو بدونید من شما رو بخاطر خودتون دوست دارم نه به خاطر مشهور بودنتون.. ( الله اعلم)
چه عموپورنگ باشید چه نباشید همیشه عموی من هستید.

28 08 2009
گلبرگ

سلام
از همتون معذرت ميخوام ولي ژاله گلم من اصلا دلم نمي خواست اداي بزرگترها رو در بيارم و بهتون بگم كه چه كاري درسته ، چه كاري غلط … من خودم پر از اشتباهم فقط دلم نمي خواست از دستشون بديم ؛ دلم نمي خواست برن ؛ حالا كه كنارمونن دلم نمي خواست از محبتهاي بينهايتشون خسته بشن .من از خوندن خاطراتتون و حرفاتون وحتي خوابهاتون لذت ميبردم وهنوزم دلم ميخواد بشنوم ولي دلم نمي خواد از دستمون خسته بشن .
سحر گلم دلم گرفت وخواستم درد دل كنم گفتم كه همه بدونيم كه خيلي ها ميان ونوشته هامون رو ميخونن ، جوري رفتار كنيم كه شايسته طرفدار بودن باشيم .
سميه گلم ممنون كه سراغم رو گرفتي ممنون كه بيادم بودي!
اميدوارم شرشرخوشبختي تو زندگي همگيتون سرازير بشه … دوستتون دارم
التماس دعا…….تو اين ماه قشنگ ما رو هم ياد كنيد محتاج دعاهاي نابتون هستم.

28 08 2009
رامینـــاحسینی

عمو دارم خواب میبنم یه خواب وحشتناک!!!!!!!!
چرا کسی بیدارم نمیکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو خواب همه دارن ازتون عذرخواهی میکنن اما هیچکی نمیدونه چرا…
همه دارن دق میکنن….نفسشون بالا نمیاد…هیچکی باورش نمیشه که….

چرا این خواب اینقدر طولانیه؟؟؟؟؟؟؟؟
یکی بیدارم کنه توروخداااااااااا یکی بیدارم کنه!!!!!!!!!

من شک دارم حتی به خودم…..ببخشیدشماوقعاعموپورنگی؟؟؟؟؟؟؟؟

28 08 2009
??

سلام
مشكات نوشته هات چقدر با احساسه..
ژاله مهربون اگه پلبس راهنمايي نباشه هيچ وقت نمي تونيم به مقصد برسيم..نه تنها توي جاده ها بلكه در هر جايي از زندگي همه ما نياز بيك پليس راهنمايي داريم تا بتونيم با كمكش راه درست رو انتخاب كنيم.اين پليس راهنمايي مي تونه:پدر..مادر..برادر..خواهر..يك دوست دلسوز..ويا يك معلم مهربون مثل عمو باشه..و راميناي دوست داشتني اسم شما رو هم گفتم كه مجبور بشيد كامنتم رو بخونيد
و همگي حتما كه نبايد تك تك اسم ها نوشته بشه تا بتونيم با هم ديگه حرف بزنيم.
بهتره ديگه تمومش كنيم.توي كامنت هاي پست قبلي «جوهر قرمز»ديدم خيلي ها از رفتن عمو حرف زدند..من نمي فهمم اصلا كي گفته كه عمو مي خواد بره؟شما اينو از كجا متوجه شدين؟
حالام كه تصميم گرفتيم توقعات خودمونو رو پايين بياريم.دم به ساعت مي آييم و مي گيم عمو دلخوري؟عمو ناراحتي؟عمو بغض كردي؟عمو دوستمون نداري؟..عمو كه داره كامنت هاي ما رو مي خونه..همين كافي نيست؟همين كه عمو داره كامنت ها رو مي خونه و از كامنت هاي ما به عنوان پست اصلي استفاده مي كنه اين يعني اينكه داره به حرفا و خواسته هاي ما بها مي ده..عمو مي خواد همه كسانيكه به اينجا مي آيند با همديگه تعامل داشته باشند اينو توي پست قبلي هم نوشته بودند..مائده گفت:از اينكه عمو توي برنامه ماه عسل گفته:بچه هاي امروز آهني هستند دلم گرفته..حالا به اين نتيجه رسيديد كه اون حرف عمو راست بود؟
چرا اجازه نمي ديد اين تعامل و ارتباط دوستانه بين همه مون برقرار بشه؟
يكي از دوستان گفته:عمو خودت بنويس.عمو كه اين همه نوشت..كي به حرفش گوش كرد؟
يه نمونه اش:
عمو قبلا هم توي جواب ها نوشته بودند كه دوبار در ماه به كامنت ها پاسخ داده ميشه.از طرفي پي نوشت پست دلتنگي يادتونه؟عمو نوشته بودند: با فرارسیدن ماه مبارک از همه شما استدعا دارم اجازه دهید که همه با هم در این ماه پربرکت به عبادت و روزه داری بپردازیم .
اينا رو خود عمو نوشته..ولي من از اون روز تا به حال كلي كامنت ديدم كه از عمو خواستند عمو جواب بده..عمو حرف بزن..عمو امروز پنج شنبه و جمعه ست چرا به قول خودت عمل نكردي؟
اميدوارم خيلي زود به يك نتيجه مشترك برسيم .
موفق باشيد

28 08 2009
عارفه مؤذني

لازم نيست اسممو بگم من بودم..

28 08 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
و سلام
هنوز حرفاي بچه ها بوي غم ميده، هنوز انگار از دستمون حسابي دلخورين، شما كه گفتين به اميد خدا هستين، نگين كه كم آوردين، خيلي چيزها ازتون ياد گرفتم، اونقدر زياد هست كه اگه بخوام بگم باز قوانين رو زير پا گذاشتم
نمي خواين كه بهم ياد بدين دل شكستن جديدا شده هنر
عمو
مي دونم خيلي خسته ايد
ما فقط حدود نيم ساعت برنامتونو مي بينيم، در حالي كه اون طرف خيلي چيزها هست كه ما ازش بي خبريم
از ساده ترينش كه حفظ متنه گرفته تا سرو كله زدن با مسئوليني كه هميشه آدمها رو محدود ميكنن، يه چيز شبيه به همون جريان عوض كردن مبلمان برنامه ي ماه عسل
هر چي باشه ما هم تو يه مقياس كوچيكتر كار گروهي كرديم، و چقدر كه سخته اين گروهي كار كردن
اما اگه اينجاييم
اگه ميايمو باهاتون حرف مي زنيم چه درد دل، چه خاطره، چه…
باور كنيد همش خودخواهي خودمون نيست، شايد اينجوري بتونيم بگيم خسته نباشيد
اين همه بچه هاي قد و نيم قد از خيلي از كارامون مي زنيم از خيلي از تفريحاتمون، ميشينيم اينجا تا با حرفامون يه لحظه هم كه شده شما رو از تنهايي در بياريم
عمو اگه شما فقط براي ما يه مجري بودين به نظرتون ما الان اينجا بوديم؟! اين همه مجري، نمي دونم، اما من سراغ ندارم مجري رو كه مخاطبينش اينقدر صميمانه باهاش حرف بزنن، هر روز اين جوري بهش سر بزنن
عمو
اگه يه لحظه در عمو بودن شما شك مي كردم نمي گفتم عمو
اگه مي گم عمو نه به خاطر عمو پورنگ بودنتونه كه به خاطر مهربونياتونه، به خاطر خوبيهاتونه
اينها هندونه شب يلدا نيست، حقيقته
مي گن هيچ وقت از كسي جلوي خودش تعريف نكنيد، اما مي دونم خدا بهتون اون قدر ظرفيت داده كه هم حرفام رو باور كنيد و هم مغرور نشيد
مي دونم همه ي ما نياز به تنهايي داريم، ولي اين تنهايي ها اگه زياد بشه،آدم توش گم ميشه، تجربه كردم كه ميگم
اما حق مي دم، به تنهايي كه بخواد با خدا پر بشه، من يكي رو ببخشيد آخه افق هاي اينجا با اونجا يه نيم ساعتي فرقشه، هر چند گاهي صحبت هامون با خدا يهويي پيش مياد
عمو
از يه بابت خوشحالم
اينكه جزء هيچ كدوم از اون هايي نبودم كه تو حرفاي زهره خانوم بود
بخوايد پسورد ايميلمو مي دم چك كنيد، كل ايميلهاي من به info@amoo.ir بود، تموم اس ام اسهام به 3000014 ، و فقط يه چند بار به يكي از وبلاگها نظر دادم، اما نه اونجوري كه الان از دستم ناراحت بشيد
اين كل مزاحمت من بوده
مي دونم اين خودخواهيه كه بخوايم تا آخر عمر باهامون بمونيد، اما توضيحات اضافه در كامنت بعدي، انشاءالله

29 08 2009
. . . . .(م ع)

هر روز جنگ و دعوا …………. لوس بازي ………… ناز كردن شما ………. ناراحتم ….. خستم ….دركم نميكنيد …….. شما بچه ها عوض شديد ……..

تا كي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

يه زماني اينارو كشتين براي تموم شدن برنامه … هرروز اشك و اه بود ………. من برنامم تموم شده و بايد به تازه شدن فكر كرد و از اين حرفا ……….

امروزم يه جور ………… نميدونم واقعا هدفتون از اين كارا و حرفا چیه؟؟؟؟؟

مدام اين بچه ها در حال عذرخواهي هستن !!!!!!! متاسفم

29 08 2009
مشکات

سلام سرکار خانم تاجیک عز یز و مهر با نم ……….بازم ممنون که از اون پیام قشنگا تون رو واسم گذاشتین ……..خوندمش همش رو ………..

وای که چقدر شما قشنگ حرف می زنین ….عاشقه این حرف های بی شیله پیلتو نم …….حرفاتون نوشته هاتون همیشه به من ارامش میده اینو جدا میگم ……..شوخی نمیکنم ها ……..

گفتید 2 باره خونمون وای خانم تاجیک هی من میاد یه ذره خونه ی کودکیم یادم بره هی شما ازش حرف میزنین ……..اما اکشالی نداره من دوست دارم شما راست میگین ما ادم ها باید به خونه ها جون بدیم ……..اما نمیدونم خانم تاجیک منو مامان و بابام هر کار میکنیم هر چی طابلو و هرچی عروسک مروسک به در و دیوار میزنیم باز جون نمیگیره ………اخه برا یه اینه که هنوز دلمون اونجاس ………جدا میگم ها ………شوخی نمیکنم ……..

اما گفتید از یه پیشنهاد و یه خواهش …….خواهش میکنم عز یز ……..من رو پیشنهاد تون خیلی فکر کردم ……شما حق دار ین من باید یه جوره دیگه شکم رو ابراز میکردم یه جوره دیگه که اگه عمو اینجا باشه ازش ناراحت نشه و بدش نیاد …….حرفاتون راجع به عمو چقدر درست بود اره عمو از موضع گیری بدش میاد …….اره عمو همیشه میگه بگید لطفا تا حرفتون خوا هان داشته باشه ……..

ببینید خو به ……خانم تاجیک اینطوری میخوام حرفتون رو گوش کنم ……..

اقا ی((( عمو دار یو ش من ))) (((عمو پورنگ مهربون و خوشگلم ))) میشه لطفا خواهشا اگه اینجا هستید اسم

((مشکات بهداد فر )) رو هم تو برنامتون بگین تا باورش شه که اینجا هستید ……….تا شکش برطرف

شه ………ممنون میشم ها ………

د یدید خانم تاجیک چه بچه ی با ادب و حرف گوش کنی ام من زودی حرفتون رو گوش کردم ………

راستی گفتید خانم تاجیک دوست دا ر ید نوشته هام مثله قدیما مثله اون موقع ها که تو سایت عمو بودیم بشه راستش اون اولش بود ولی وقتی مشکوک شدم دیگه هر کار کردم نتو نستم اینجا بگم اون جمله رو که دوستش دا ر ین و میدونم که عمو هم دوستش داره البته یه ذره شما عوضش کر دین ها ………این بود اصلش ………

عمو پورنگم :

(((((( اینو همیشه یادت باشه که مشکات بیست و یکی دوستت داره 20 تا به خاطره 20 بودنت و یکی هم به خاطره تک بودنت ……….))))))))))

عاشقتم عسلم ……… ((((((((((مشکات همیشه به یاد و دعا گو یه شما )))))))

یادتونه خانم تاجیک یادش بخیر چه روزا یی بود اینم اینجا نوشتم واسه دله شما واسه دله خودم واسه عمو پورنگم …..راستی شما خیلی عمو دا ر یو ش منو بیشتر از من میشنا سیدش ها ………

به هر حال بازم از محبت هاتون از دل دا ری هاتون که عاشقشم ممنونم و به پیشنهادتون هم خیلی خیلی فکر میکنم تا به یه نتیجه ای برسم شاید به قو له شما به همون 1 در صد هم بشه اطمینان کرد ………..

با تشکر ((((((((((مشکات بهداد فر ))))))))

29 08 2009
الهه درزی

به نام خدا
سلام عمو
شما خودتون وجای من بذارید کل بعدازظهرو داشتم دنبال ناراحتیتون میگشتم
کامنتای اجی هارو مثل جورچین کنار هم میذاشتم وهردفعه به نتایجی میرسیدم
تااومدم اینجاواپ جدیدتون و دیدم از همون خط اولش شروع کرده بودید
«واقعا از دست همتون عصبانی هستم»
خیلی صاف مستقیم قاطع.
فکرکردم دست نوشت خودتونه{ گرچه حتمابه حرف دلتون نزدیک بود که به عنوان این پست گذاشتید}
این بود که تا ایست قلبی رفتم(شوخی)ولی شوک بزرگی بود

29 08 2009
الهه درزی

اوضاع داره نگران کننده میشه وهرکس هم برداشت های خودشو میگه
اما من دوست دارم خودتون بگیدیعنی خواهش میکنم خودتون بگید
خدای نکرده از دست ماناراحت نیستید که
عمویی خیلی سخته.. خیلی سخته که کسی که این همه دوستش داری ندونی از دستت ناراحته یا نه
ندونی الان از دست تو بغض کرده یانه
حرفای بهارخانم و قبول دارم
عموداشتم امروز با خودم فکرمیکردم که کاش این جور نمیشد باور کنید برای ما خیلی اسون تره که حرفامون و تو دلم نگه داریم وبا عکستون حرف بزنیم
تا اینکه ازدستمون بعض کرده باشید واحیانا روزه سکوت گرفته باشید..
خواهش میکنم
با اقتدارتون وضع اینجاروسروسامون بدید..
شبتون قشنگ
التماس دعا

29 08 2009
کتایون

سلام آقای فرضیایی یا همون عموپورنگ…
تقریبا هر روز به اینجا سر میزنم و نوشته هاتونو میخونم ولی هیچوقت به خودم اجازه ندادم که بهتون کامنت بدم خودمم نمیدونم چرا؟!
منم میگم حق با شماست قبول دارم حرفاتونو…

29 08 2009
زهرا

به نام خدا
عمویی جونم سلام..ببخشید…من از طرف کسانی که شما رو اذیت میکنند معذرت میخوام…
عمو به خدا این جور که شما فکر میکنید نیست …من خودم شخصا شما رو نه به خاطر اینکه عموپورنگیدو محبوبو مشهورید دوست دارم …من شما رو به خاطر صداقتتو ن -مهربونیتون و اون قلب پاکتون دوستون دارم….عموتورو خدا این جوری فکر نکنید اون موقع هست که دلمون میشکنه هاااااا.عمویی ما شماو موقیتتونو درک میکنیم .

عمویی دوست دارم …..دوست دارم…..دوست دارم…..دوست دارم……دوست دارم…..دوست دارم……..فقط به خاطر خودتون…

29 08 2009
شیرین

سلام عمو جونم
عمو به خدا داشت قلبم وای میستاد…عمو وقتی داشتم خط اول رو میخوندم ..خط دوم ..خط سوم که شد همین طوری اشک ریختمو کامپیوترو خاموش کردم :-( عمو خیلی گریه کردم به هق هق افتادم شانس اوردم کسی خونمون نبود ……
چند دقیقه بعد روشنش کردم با ارامش تا اخرشو خوندم……وقتی فهمیدم حرف خودتون نبود بی اختیار یه سجده کردم سجده شکر….عمو یکم خیالم راحت شد یکم ارامش گرفتم …..یه نفس عمیق کشیدم…
.
عمو داریوش این چه حرفایی که میزنی!! عموجون چرا این جوری شدی!!!به خدا اگه ایمان نداشتم شک میکردم که اینجا رو خودتونم اداره میکنید…..عمو سر افطاری حسابییییییییی حالمونو گرفتینا!!!
عمو یعنی شما به ما ایمان نداری به اینکه صادقونه دوست داریم از ته ته ته دلمون..
من عمو داریوش فرضایی رو دوست دارم(نمیگم عمموپورنگ)
من مامان فاطمه گیلان پور رو دوست دارم
من بابا ذبیح الله فرضیایی رو دوست دارم…..
دوست دارم درکمون کن……………………………!!!
بای عمو داریوش فرضایی

29 08 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
.
سلام مجدد
راستش تموم طول مسير رفت و برگشت رو داشتم به پست جديدتون فكر مي كردم
شايد يكي از دلايلي كه پست هاتون اين تيپي شده، اين باشه كه هر كسي با خودش خلوت كنه و ببينه چرا اينجاست
منم داشتم به همين فكر مي كردم
داشتم به دليل آشناييم با شما و برنامتون فكر مي كردم
به اينكه چطور برگشتم به دنيايي كه كلي ازش فاصله گرفته بودم
اگه كسي اين حرفا رو به من بزنه باور مي كنم چون تجربه اش كردم، اما نمي دونم شما هم مي تونيد باور كنيد، هرچند بهم ثابت كرديد كه مي تونيد
من واقعا برگشتم به كودكيم
و باعث و بانيش شما بوديد
نمي دونم چي شد، بين اون همه مجري كه كار كودك مي كردن چرا من كودكيم رو تو برنامه ي شما پيدا كردم!
يادمه اولين ايميلم به سايتتون مال يه خورده بعد از زمان برگشتتون از حج بود، فكر كنم تو بهمن فرستادم
هنوز متن اونها رو يادم مياد خندم مي گيره، التماس مي كردم جوابمو بدين و باهام حرف بزنين
دنبال كسي بودم كه بهم نخنده، تازه افكار كودكانه ام داشت شكل مي گرفت
گذر سختي بود
مثل حركت در خلاف جهت تند باد اما اگه غير اين مي بود حكم ماهي مرده اي رو مي داشت كه در جهت رودخونه روي آب شناوره
پس تصميم گرفتم براي اينكه بگم زنده ام تموم سختي اش رو تحمل كنم، من براي دنياي آدم بزرگا ساخته نشده بودم، نمي تونستم با افكارشون كنار بيام
هنوزم نمي دونم چرا شما
اما همه چيز از برنامه ي شما شروع شد
.
بعد از اتمام شبكه كودك پورنگ و اينكه به دلايلي امكان نداشت آخرين برنامه هاتون رو ببينم
مدام ميومدم اينجا
همه حرف از رفتنتون مي زدن
.
.
فاصله گرفتن از برنامه كه در حقيقت تموم كودكي باز پس گرفتم رو بعد از خدا مديون اون بودم باعث شد احساس كنم بايد با گذر زمان كنار بيام، من بزرگ شدم و اين يه حقيقته، هيچ كس نمي تونه قبول كنه كه من مي خوام كودك بمونم و بچگي كنم، پس اين منم كه بايد كوتاه بيام و مثل خيلي وقتها گذشت كنم و بايد دوباره قيد كودكي رو بزنم، با تموم سختي كه براي بدست آوردنش كشيدم
و آمدم تا آخرين حرفم رو بزنم و براي آخرين بار تشكر كنم و برم
» واگويه» اين جوابي بود كه به من داديد، شايد به ظاهر يه كلمه ي ساده بود اما خيلي كلمات ديگرهم مي شد جايگزينش بشه ، (دروغ چرا معنيش رو نمي دونستم تا اينكه تو فرهنگ لغت پيداش كردم)، تعجب كرده بودم، مگه عمو تموم نوشته ها و حرفاي قبلي من رو خوندن كه …
و اين پايان، شروعي دوباره بود
حس كردم تموم خيالات و تصوراتم واقعي بوده، حس كردم عموي خيالي من واقعي است
آمدم
با همون حس كودكانه كه هنوز در وجودم باقي بود
و شروع كردم
تاييد كامنت هام و جوابتون به اونها بهونه اي بود براي ادامه تا اينكه…
يه اشتباه خيلي بزرگ و ناخواسته، وقتي متوجه شدم با خودم گفتم عمو براي هميشه پرتم مي كنن بيرون
نصيحتم كردين (هفت نكته…)
دعوام كردين
اما بيرونم نكردين
يه بار با اشاره به حرم امام رضا(ع) و بار ديگه با وعده ي ديدار و داشتن يه بحث حسابي خواستين بهم بفهمونيد مي شناسيدم و من باور نمي كردم چون در اون صورت از پذيرش خودم تو جمعتون متعجب مي شدم
اما چشم هام رو بستم و دلم رو زدم به دريا
خودم رو معرفي كردم ، اشاره كردم دانشجويم و اين يعني سن و سالي بيشتر از يه كودك رو دارم
اما اشتباه نكرده بودم
بازهم بيرونم نكرديد
با تاييد نظراتم، با برگزيدن كامنتم كه مي تونستيد خودتون جور ديگه اي بنويسيدش، اجازه دادين بمونم
اگه بگم شما با همه آدمهايي كه مي شناسم فرق داريد، اغراق نكردم، شما بهم ثابت كرديد كه ميشه گاهي آدم ها رو ، حرفاشون رو باور كرد
همونطور كه شما؛ من ، حرفام و كودكيم رو باور كردين
هميشه منتظر فرصتي بودم كه ازتون تشكر كنم، و حالا هر روز كه مي گذره به حجم تشكراتم اضافه ميشه
گاهي آدمها بدون اينكه بدونن، اونقدر در حق يكي خوبي مي كنن كه نميشه گفت
امشب كه تصميم گرفت فقط براي خودم برم زيارت، وقتي دم در منتظر بابام بودمو از فرصت استفاده كردم، تكيه زدم به ديوار صحن، چشمم رو دوختم به پرچم آستان قدس كه بالاي گنبد داشت تكون مي خورد، داشتم تو ذهنم با امام رضا(ع) حرف مي زدم، تشكر مي كردم كه بهم اجازه مي دن تقريبا هر شب ضريحشونو از نزديك زيارت كنم، در همين حين ناخودآگاه به زبونم اومد و گفتم » خدا، انشاءالله باعث و بانيش رو خير بده»
من تنها يه نفر از جمع كثيريم كه ازتون چيزهاي خوب ياد گرفته
خوش به حالتون
چقدر دعاي خير در حقتون ميشه
التماس دعا
پر حرفيم رو ببخشيد
اين آخرين پر حرفي عمرم بود
بابت همه چيز هم ممنون
خدانگهدارتون

(عمو، ديدم تيتر موضوعتون هست » نوشته هاي ديگران درباره ي عمو پورنگ» گفتم همين جا نظرمو بگم و الا
مي خواستم به عنوان درد دل تو سنگ صبور بنويسم ، تاكيد نمي كنم كه ثبت نشه، دوست داشتين ثبتش نكنيد)

29 08 2009
شیرین

عمو جمله اخرتونو دوست دارم که گفتین* همتونو دوست دارم*
عمویی یعنی دیگه از دستمون ناراحت نیستی!!!
خداروشکر:-)
عمو یه خواهش دارم ازت : نوشته بعدیت دیگه غم و غصه برامون نداشته باشه :-(
عمو مگه تو به خدا عهد نکردی که بنده های خدا رو شاد کنی!!!عمو جون تو که داری دقمون میدی با این سکوتت…..

29 08 2009
شیرین

ابجی زهره به خدا ما اینطوری که فک میکنی نیستیممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم!!!
هیج کدوممون……………..
….
..
.
عمو داریوش شبت قشنگ :-)
امیدوارم یکم بیشتر به حرفامون فک کنی………
بای

29 08 2009
aseman

کامنت وبلاگ زهره خانم رو قبلا خونده بودم…..
ولی از این تعجب میکنم که شما در وبلاگتون گذاشتیدش..خطاب پستتون رو مربوط به خودم نمیدونم ، به دلایلی که شاید اشاره های کوچکی در کامنت های تایید نشده ام (به خواست خودم ) بهش کرده باشم و حتما در آینده بیشتر خواهم گفت…………..
حرف خاصی ندارم، ولی این مطلب را میگویم :
درسته که بیشتر طرفدارانه عموپورنگ اون رو بخاطر خودش میخواهند ، ولی هستند دوستانی که علاوه بر عموپورنگشون ،قبول دارند باور های رقبای عمویشان را، در مقابل عمو پورنگشان می گویند فقط حرفها و اعتقادات تو را قبول داریم ، غافل از اینکه به رقبای عمویشان هم همین را میگویند ،این افراد کساانی هستند که اگر اسمشان آورده شود ، هیچ کسی باورش نمیشود که جز درسهای عمو پورنگ ،درسهای رقبای عموپورنگ هم مورد پسندش باشد……کسانی که (به قول خودشان) از طرفداران همیشه گی عمویشا هستند………………………………………………………………………!
*
*
به هر حال………..
میخوام بگم در دنیا آدمای زیادی هستند که خوب حرف میزنند …………….
آدم های زیادی هستند که سعی میکنند خوب باشند……….
آدم های زیادی هستند که ادعا میکنند خوب هستند……….
هستند کسانی که شجاعت ندارند حرف خود را بگویند و با دروغ ، علاقه را ابراز میکنند…………..
هستند کسانی که نمیدانند چه طور حرف دلشان را بگویند…………..
چه طور احساساش را ابراز کنند ………………
ولی کسانی هم هستند که صادقانه و خالصانه عموپورنگشان را قبول داشته باشند و حرف او را به عنوان حرف بزرگترشان بپذیرند و نصیحت هایش را در زندگی شان به کار بگیرند،هستند ولی خیلی کم…. طرفدارانه واقعی …….(من چندتا از آنها را میشناسم )

*
خلاصه دنیای ما آدمای متفاوت زیادی دارد، همیشه مراقب باشیم که دوست را از دشمن تشخیص دهیم….
*

* * *به هر حال احساس میکنم نباید به این قسمت می آمدم و کامنت میگذاشتم ، چون همان طور که گفته بودم، مربوط به من نبود،من شما را فقط در قسمت پیامک ها پیدا کردم و از این به بعد هم سعی میکنم
فقط در قسمت پیامک ها با شما باشم…
*
*
آرزو دارم همیشه دلشاد و دنیا به کامتان باشد………….

29 08 2009
کتایون

سلام آقای فرضیایی یا همون عموپورنگ…
با حرفاتون کاملا موافقم و قبول دارم… امیدوارم همه قول رو بدن نه همینجوری با عمل کردش.
من هرروز تقریبا میام تو این وبلاگ ولی هیچوقت به خودم اجازه ندادم که براتون کامنت بذارم. نمیدونم چرا؟!
فقط یه حرفی هست که 5 ساله تو دلم نگهش داشتم حوصله اش نمیاد که کلشو براتون توضیح بدم… فقط یه چیزی؟ اونم اینکه شما که کوچیک بودید برای برنامه کودک مورد علاقه تون نامه مینوشتید شده بود تا حالا یه نامه بنویسید ولی اون نامه 4 سال بعد در بیاد برای شرکت تو مسابقه؟ برای برنامه ای که همه جونتون به اون بسته است؟ برای برنامه ای که مسافرتاتونو بخاطره اون کنسل میکردید؟ حالا 4 سال بعد نامه در میاد موقعی که دیگه خیلی بزرگ هستید برای شرکت تو مسابقه؟ آره؟ شده آقای داریوش فرضیایی؟ ولی هنوزم دوستون دارم هنوزم برنامه هاتونو میبینم هنوزم به یاد اون سالها که نامه مینوشتم گریه میکنم بغض میکنم..
و حالا 18 سالمه و خیلی دیره برای شرکت تو مسابقه…این نصفی از ماجرا بود… فعلا

29 08 2009
مائده

به نام خدایی که ارامش بخش قلب نا آرامم هست …
سلام بهترین عموی دنیا … ساعت ها فکر کردم که چی بگم … در برابر توهینی که به احساس پاکم شد … سکوت کنم یا برای هر کلمش هزار تا جواب بدم … اصلا من کی باشم که بخوام نظر بدم …؟؟؟؟ من یه نقطه ی کوچیکم بین میلیون ها آدمی که شما به قلبشون راه پیدا کردین … اما حالا که خودتون میخواید بشنوید میگم ….
یه کودک 9 ساله از دنیا چی میخواد ؟؟؟ آرزوش چیه ؟؟؟ رویاش چه شکلیه ؟؟؟اینو شما که کودک درونتون همچنان زنده و پر جنب و جوش هست حتما میدونید …. تو ماه عسل گفتید : یه بچه پاچه خواری نمیدونه یعنی چی ؟؟؟
بزارین من براتون بگم که یه بچه نمیدونه مجری بودن و معروف بودن چقدر مهمه … گفتین برای ما عمو پورنگ فقط یه مجری و یه وسیله ی سرگرمی بوده … پس یا قضاوت شما اشتباه هست یا ما احمقیم … وگرنه کجای این دنیا کسی برای سلامتی وسیله ی سرگرمیش گریه میکند به خاطر غمش تب میکند و حتی حاظر از جانش هم برای او بگذرد …
چه قضاوت ظالمانه ای … وقتی 10 سالم بود شایعه شد که داریوش فرضیایی بیماری قلبی داره و معلوم نیست چقدر دیگه بین مردم باشه … تا 1 سال هر شب براتون گریه میکردم و دعا میکردم … میدونید یه بچه ی 10 ساله تا چیزی رو واقعا نخواد به خاطرش دعا نمیکنه … من دعا میکردم و با تمام وجود از خدا میخواستم که اگه عمو پورنگم قلب لازم داره خوب قلب منو بگیره بده به اون … من هنوزم همون آدمم
به خاطر چی بود ؟؟؟ به خاطر سرگرمی ؟؟؟؟ یعنی راه دیگه ای برای سرگرمی نبود ؟؟؟
یعنی مریم اگه حالا با 20 سال سن مورد تمسخر خیلی ها هست اما یه لحظه ام کودکیش رو رها نمیکنه به خاطر اینه که میخواد سرگرم بشه …
یعنی رامینا اگه مثل خیلی از همسن هاش خیلی کار ها رو نمیکنه به خاطر سرگرمی هست …
یعنی ما به خاطر سرگرمی اینجاییم ….
به خاطر سرگرمی دستای دعامون بدون اوردن اسم عمو بلند نمیشه …
یا ما خیلی پرتیم … یا خانم زهره
خانم (زهره .ص .ر ) تافته ی جدا بافته که میگن یعنی شما ؟؟؟… خوش به حالتون که انقدر راحت میتونید تمام احساسات پاک 8 ساله ی این آدم ها رو ببرید زیر سوال …
امروز روزمو با اشک باز کردم … با اشک شوری که نشون از یه دل شکسته داشت … عمو دلمو شکوندید … با این انتخابتون با این حرفتون … از کجای این سال ها بگم که بزرگی حظورتون تو لحظه هامونو باور کنین …
یه چیز عجیب این اولین باری بود که قلبمو واقعا شکستید … اما بازم موقع دعا اولین اسم هایی که تو ذهنم نقش میبست اسم شما بود و مادرتون و …
میدونید تک تک تکه های شکسته ی قلبم هم دوستتون داره … بعضی اسم ها هیچ وقت از توی قلب آدم پاک نمیشه …
چون از کودکی با شکل گرفتن احساست تو تار و پود وجودت گره خورده …
کسی که تا همیشه برای عموش بهترین ها رو میخواد مائده

29 08 2009
پریسا

عموی صبورم دلم میخواد اینو همه بخونن
قبل از هرچیز همه ی این حرفارو اول به خودم میزنم بعد به بقیه
بچه ها ازتون خواهش میکنم کامنتی رو ننویسینم که عمو دلش بگیره و لبخند از رو لباش بره نمیتونم تصور کنم عمو نمیخنده هر چند اونم مثل ما گاهی غمگین میشه .عصبانی میشه و…ولی خواهش میکنم اصلا التماس میکنم که حداقل ما که خودمونو دوستای عمو میدونیم وبرای داشتنش خدارو شکر میکنیم ما با حرفامون باعث غمگین شدن ودلگیر شدن عمو نشیم بیاین همه با هم وقتی داریم کامنتی رو واسه عمو مینویسیم تصور کنیم اگه بخونتش خوشحال میشه یا ناراحت.؟
عمو پورنگ ما تمام زندگیش توی این فکر بوده که چه جوری ما رو شاد کنه پس ما چرا این کارو واسه عمو نکنیم .دوستای عمو دوستای منم هستن بیاین همدیگرو دوست داشته باشیم همدیگرو شاد کنیم مخصوصا عمو رو.این هنره .مگه نه عمو ؟

29 08 2009
فاطمه

سلام عمویی
عمو جون میگم بد نیست با مقدمه میگفتیاااااااااااااا
به خدا قلبم وایساد باهمون دو خط اول به خودم گفتم وای ببین چی کار کردیم که عمو داره اینجوری میگه…
—————————————————————————————————————————–
عمو یه سوال این بحث قوانین و مقررات قرار نیست تموم بشه خوب اگه واقعا اینقدر عصبانی هستید چرا نمیگید چه کار کنیم ما که اینجا جز معذرت خواهی و عمل کردن به قولمون نمیتونیم کاری بکنیم؟ آخه اونایی که طرفدار واقعی بودن فهمیدن و قبول کردن بقیه هم حتما طرفدار نیستن
——————————————————————————————————————————
زهره خانوم سلام اول از همه یه خواهش دارم:لطفا همرو با یه چوب نزن
طرفدارای عمو هیچوقت عوض نشدن و نمیشن ببین دارم میگیم طرفدار پس اونایی که عوض شدن و توقع زیادی دارن و خستگی و کارای عمو براشون مهم نیست دیگه طرفدار نیستن.طرفدارای واقعی عمو هیچوقت پشتشو خالی نمیکنن همونطور که عمو نکرده.
هرکسی یه نظری داره شما که توی دل ما نیستی تا بدونی چرا و چقدر عمو رو دوست داریم ؟
کی گفته عمو فقط یه مجریه؟! عمو برای ما یه دوسته یه همدمه یه برادره یه عموه.یه دوست از جنس صداقت یه همدم از جنس سنگ صبور یه برادر از جنس مهربونی و دلسوزی یه عمو از جنس واقیعت.
آره عمو برای ما همه اینا هست ولی با این حال ما طرفدارا از خستگی و ناراحتیه عمو خوشحال نمیشیم. ما 8 سال ننشستیم تا فقط 1ساعت عمورو ببینیم و یه کم بخندیم ما 8 سال با عمو زندگی کردیم » با عمو خندیدیم و باهاش گریه کردیم » با عمو گفتیم و ازش شنیدیم » از عمو یاد گرفتیم و عمل کردیم. به خاطرعمو بود که یاد گرفتیم کودک باقی بمونیم وگرنه تا الان همه ما یه آدم بودیم از جنس آدمای اطرافمون همون اطرافی که پر از دروغه پر از نامهربونیه پر از …
کی گفته عمو مقصره و ما بی گناه؟!
اگه اینطوری فکر میکنی بهتره یه بار دیگه به کامنتای بخشای دیگه سر بزنی تا ببینی که قبل از طرح قوانین و بعد از اون چند نفر به خاطر کاراشون از ته قلب از عمو معذرت خواهی کردن. میدونم گفتن ببخشید کافی نیست و به عمل نیاز داره که اگه بازم دقت کنی میبینی خیلیا به قولشون عمل کردن.پس ما خودمونو مقصر میدونستیم و عمو رو بی گناه که باید ساعت ها بشینه و حرفای مارو بخونه به خاطر همین خواستیم از دلش در بیاریم نمیدونم دراومده یا نه (ظاهرا که نه ) ولی ما همه تلاشمونو کردیم تا عمو از کارش پشیمون نشه و تنهامون نذاره. من میگم عمو الان حتی بیشتر از قبل به بچه های نتی اهمیت میده پس این جوابا برای چیه برای اینکه بدونیم عمو مثل همیشه به ما اهمیت میده درسته قبول دارم هنوزم بعضیها انتظارجواب از عمو دارن واین اصلا خوب نیست …
ما عمورو دوست داریم ولی نه مثل دوست داشتنای امروزی که توی صداقت لنگ میزنه ما عمو رو دوست داریم به اندازه عروسکامون یعنی همون اندازه ای که اندازه نداره.ما دوستش داریم چون عمو پورنگه چون کودکه چون توی همه چیز صادقه چون از جنس بچه هاست پاک و معصوم و بدون آلایش ویژگیهای عمو بیشتراز این حرفاست و قبول دارم این خصوصیات نباید مورد سوء استفاده قرار بگیره…
ما طرفدارای صادق دیگه دوست ندارم عمو خسته بشه چه جسما و چه روحا ما دیگه منتظر جواب از عمو نیستیم و بازم میگیم با همون قلب مهربونت ترخدا مارو ببخش.
ببخشید میدونم قانونو زیر پا گذاشتم ولی این بار مجبور شدم آخه به غیرت و احساس صادقانه ام بر خورد.بازم ببخشید.
——————————————————————————————————————————
عمو خواهشا حتی اگه حرف بچه ها حرف دلت بود ولی خودت بهمون بگو بذار اون جوهر قرمز بازم جریان داشته باشه چه در وجود تو چه در وجود همه ما.
دوست دارم به اندازه ای که اندازه نداره
فعلا
بازم ببخشید زیاد نوشتم

29 08 2009
دریای بی تاب تو

به نام خدا
سلام زهره جان همه اینهایی که نوشتی کاملا غلطه نمی دونم شاید زود قضاوت میکنی چون همه ما پورنگیها اینطوری نیستیم من عمو رودوست دارم چون صداقت وسادگیتیش رو دوست دارم منعمورو دوست دارم چون دنیای شیرین وقشنگ وبی دردسر کودکی رو دوست دارم من عموم رو دوست دارم چون وجودش رو دوست دارم چون هرنفسی که میکشه من لذت میبرم و نه صرفا به خاطر اینکه مجریه تلویزیونه ومیتونه مارو بخندونه دوسش دارم چون خوشحال میشم از اینکه توی برنامه زنده بدون هیچ خجالتی بالا وپایین میپره وبچگی میکنه دوسش دارم چون تقریبا همه ویژگیهای خوب وقشنگ رو داره وخودت هم میدونی که انسانها خوبیها وزیباییهاروبی شک از بدی هابیشتر دوست دارند گفتم تقریبا بد برداشت نکن چون توی این دنیا هرچه قدر بگردی نمیتونی کسی رو پیداکنی که همه ویژگیهای خوب وقشنگ رو باهم داشته باشه به جز پیامبرهاوخدای خوب ومهربونمون
درمورد اینکه بعضیها فکر میکنن عمو تغییر کرده وبهشون اهمیت نمیده هم باید بگم واقعا براشون متاسفم چون فکر این رو نمیکنن که عموواقعا بعضی وقتها خسته است و شاید سرش شلوغه ونمیتونه به سوالات وکامنتها جواب بده بایدبه عموحق دادچون کار کردن بااون همه بچه که توی استودیو هستن خیلی سخته عموجون باید باهمه اون بچه هاکار کنه تابتونه یه برنامه خوب تحویل بده اونم فقط برای دل ما بچه بزرگاوکوچولوها باید باامیرمحمدو سهندو متین وعلی واون بچه دو قلوهای بامزه کلی کار کنه تا یه وقت سر برنامه زنده مشکلی پیش نیاد
خوب این همه سرت رو درد آوردم فقط میخواستم بگم که عموی ما اصلا تغییر نکرده وبرای ما همون عمو پورنگ چند سال پیشه
من خیلی دوسش دارم وامیدوارم هم توی زندگی وهم توی کارش موفق باشه این رو هم بدون که بااین همه حرفای تلخت به شدت آزارم دادی
قلب من فقط برای عمو وکودکیهاش میتپه




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: