چراغ راه

30 08 2009

poorang

به نام خدا

سلام دوستان عزیز و گرامی

قبلا هم گفته بودم  ولی  مثل اینکه  کسی  گفته های منو  باور نکرده است به ناچار  دوباره  خیلی ساده و صمیمی  می خوام بگم   که  من  به غیر از این وبلاگ  جای دیگه ای هم  نیستم  که  بخوام با شما  در ارتباط باشم  و اگر این طور باشد  حتما  لینک  آن را برایتان در این وبلاگ خواهم گذاشت  از اینکه  از طریق پیامهای مهربانه تون  منو مورد  لطف خودتون قرار  می دهید  متشکر و سپاسگزارم

چند وقتی است که در کامنت ها و ایمیل هایی که از برخی از شما ها  به دست من می رسد که  تاکید هم شده است که اونا رو تایید نکنم  بر این مسئله  پافشاری شده  که من نسبت  به محبت ها و دوستی های بی غل و غش اونا  بی تفاوت هستم  …به این ماه عزیز  این طور نیست  من  سراسر وجودم مملو از عشق و دوستی به تمام کسانی است که  معصومیت پاک کودکانه آنها همواره چراغ راه من بوده است و مرا  از دنیای زشتی ها بدور نگاه داشته است  اما در این مدت کوتاه هم  باور بفرمایید  کار سختی رو  برگزیدم   اونم  جواب به  کامنتهای شما  بود …  بابا  خسته شدم از بس  کامنت خوندم    از شوخی گذشته کار طاقت فرسایی است و اگر نبود  عشق به کارم و دنیای بچه ها    محال بود که  بتوانم   دوام بیاورم امروز  که برنامه زنده نداشتیم با خودم  گفتم   بیام  و با شما در باره برخی از ویژگی های  سری جدید  یعنی همون فوق برنامه  صحبت کنم  .

در این سری  پس از  بررسی  برنامه های گذشته  بنا را بر این گذاشتیم  که  با تفکیک  مسولیت ها و سپردن  هر یک  از آنها به یک  نفر  تجربه  تازه ای  را در جهت بهبود کیفی  برنامه  انجام  دهیم  در این  راستا  آقای  احمد  علی پور  به عنوان  کارگردان  هنری  انتخاب  شد  که ایشان  در سری های  قبلی هم به عنوان کارگردان  آیتم های نمایشی و تولیدی  بود  نویسندگی برنامه  بر عهده  آقای سلیمی گذاشته شد که  به اتفاق  گروهش  نوشتن موضوعات  روزانه برنامه را بر عهده  دارند  و   برخلاف  هفت سال گذشته که  وظایف کارگردان هنری  و ارائه ایده اولیه و خلق موقعیت های طنز نمایشی   بر دوشم بود  در فوق برنامه  تنها مسولیت من  در مقام مجری برنامه  است  البته  طراحی دکور  و صحنه  بر عهده  خانم  رویا یعقوبی   است که  علاوه بر  فوق برنامه  دکور  برنامه شبکه کودک نیز کار ایشان بود  .جا دارد همینجا  از  خانم عاتکه  لاله هم یادی بکنم که  زحمات زیادی  برای  دکور برنامه های قبلی کشیده  بودند  از زحمات زیاد گفتم  و فورا  اسم  آقای حسین خلیفه  به ذهنم رسید که واقعا  فرد زحمتکش و  دستیار برنامه  است  تهیه کننده هم که  بزنم به تخته همچنان  آقای  مسلم  آقاجانزاده است

از آنجا که همواره نظریات شما برایم  بیش از اندازه مهم  بوده است  ازتون درخواست می کنم  چنانچه  پیشنهاد  انتقاد  و ایده خاصی  را  در جهت  بهبودی  کلیت  برنامه  دارید  حتما  با ما  در میان  بگذارید  مطمئن باشید  با این کارتون همه عوامل  گروه فوق برنامه  رو خوشحال خواهید  کرد  یادتون نره  که  در فوق برنامه من  فقط  در مقام  مجری هستم    التماس  دعا


کامنت برگزیده :

فیاضی

78.38.137.50 Submitted on ۱۳۸۸/۰۶/۰۹ at ۱۲:۲۵ق.ظ

با با کچلمون کردین
شما دوستان محترم رو می گم
عمو از سخن دل می گن همه شاکی که “ما رو می گین؟ ببخشید و…”
از آرزوی خواهش می گن، صداتون در میاد، ” ما نبودیم و ببخشید و…”
از برنامه ی زنده نداریم می گن، می گین ” ما رو ببخشید و…”
حالام که عمو اومدن و دوستانه می گن ” چراغ راه
باز قهر و…
من یکی خسته شدم
عمو از چی بگن که شما تمومش کنین؟!
بابا عمو اگه می خواستن بگن کامنت نذارین، خوب اصلا کامنت ها تایید نمی شد
تمومش کنید
تا حالا از عمو می خواستم، حالا باید از شما بخوام؟!
خواهر من، برادر من، دختر عمو، پسر عمو، دختر دایی و …
تمومش کنید
همین
تمام
عمو دارن می گن ” از اینکه از طریق پیامهای مهربانه تون منو مورد لطف خودتون قرار می دهید متشکر و سپاسگزارم
شما می گین ، منظورشون اینه که کامنت نذاریم
عمو دارن می گن”من سراسر وجودم مملو از عشق و دوستی به تمام کسانی است که معصومیت پاک کودکانه آنها همواره چراغ راه من بوده است و مرا از دنیای زشتی ها بدور نگاه داشته است
شما می گین “عمو گناهه من اینه که مثل عموم دوستت دارم.عمو برو از خدا بپرس برو از سجاد بپرس…”
عمو می گن”بابا خسته شدم از بس کامنت خوندم از شوخی گذشته کار طاقت فرسایی است و اگر نبود عشق به کارم و دنیای بچه ها محال بود که بتوانم دوام بیاورم
شما می گین”اگه خسته شدی موردی نداره ،حق داری،دیگه کامنت نمیذاریم! چرا حرفاتو کم کم میگی؟ یه باره بگو کامنت نذارید،خلاص”
خوب البته این آخری رو راست می گین، به استثناء آخر آخرش
ولی خوب عمو به شوخی گفتن خسته شدن، از بابا گفتن اولش پیداست، متوجه نشدین؟
هر چند در واقعیت هم خسته شدن
عمو
عمو
عمو
شما رو می گم عمو
حرفم با بچه ها تموم شد
عمو
خسته نباشین
خدانگهدار

کامنت برگزیده

مائده


85.133.178.84 Submitted on ۱۳۸۸/۰۶/۰۹ at ۱۲:۱۴ب.ظ

به نام خالق تموم مهربونی ها …
سلامممممممممم عموی مهربونم … خوبید ؟
بچه ها من نبودم جام خالی بود مگه نه ؟ (چشمک )
بگین آره دیگه پیش عمو از خودم تعریف کردم !!!(شوخی )
عمو جون خسته نباشید … خدا قوت !! عمو اون قسمت اول آپتون رو که ازمون تعریف کردید چند باری خوندم … عین این تعریف ندیده ها !!!(خنده )
بین این همه جمله ی قشنگ چرا بعضی ها فقط کلمه ی (خسته شدم ) رو دیدن ؟
ولی من که کلی خندیدم وقتی گفتید : «بابا خسته شدم انقد کامنت خوندم » … کاملا حق دارید … ولی من خسته نشدم انقد کامنت نوشتم … این یعنی این که قرار نیست از رو برم و کمتر کامنت بذارم …(خنده )
آهای ملت … من واسه عمو کامنت نذارم واسه کی بذارم ؟؟ آخه برم کجای دنیا عموی به این ماهی پیدا کنم ؟ باور کنید تکه … عمو رو میگم لنگه نداره … عکس اون بالارو ببینید یعنی این که یه دنیاست و یه عمو پورنگ …
عموی واقعی من نه ساله منو ندیده اسمم فکر نکنم یادش باشه … اونوقت من روزی ده بار میام اینجا میگم : عمووووووووووووووووووووووووو… (خنده )
الان یه کوچولو دلم برای عمو سوخت … فکر کنم دیگه اسم منو که تو کامنت ها میبینه گریش میگیره ..
آخی طفلکی عمو …
اما میبینید بازم تائید میکنه … انقدر این عمو فوق العادس آدم نمیدونه چی بگه ؟؟؟ کلمه ها این جور وقتا کم میارن … بعد یاد اون شعر میوفتم … میگم هدیه به عمو چی باشه ….؟؟؟ شاید یه جمله مثل دوستت دارممممم …(این جمله ی آخریرو با جیغ بخونید )
عمو راجب (چراغ راه ) باید بگم به قول یه خواننده ی محبوب : تو آسمون دله من خورشید بی غروبی تو …
یه چراغ شاید فقط اطرافشو روشن کنه اما شما تو آسمون ما بچه ها خورشیدی هستین که تا قیامت غروب نمیکنه و از نور بی دریغش هست که مامیتونیم زیبایی ها رو ببینیم … حرفاتون واقعا همونخورشد هست … درسته نور خورشید باعث میشه بتونیم با چشم سرمون ببینیم … نور حرفای شما و راهنمایی ها و دلسوزیاتون باعث میشه … چشم دلمون ببینه … ببینمه که میشه توی همین شلوغی ها و هرج و مرج های هزاره ی سوم قلبمونو با پاکی و عشق آشتی بدیم … ببینه که لحظه ی دعا چقدر آسون میشه دلو پرواز داد و به اوج آسمون رسوند ….
از طرف خودمو همه ی بچه های اینجا و همه ی بچه های دیگه ای که بین ما نیستن ولی دلشون پیش شماست میگم : تا قیامت آسمون ما رو از نور خودت دریغ نکن … ما ها از شب و تنهایی میترسیم ..
فکر کنم زیادی ادبی شد نه ؟؟؟ (خنده )
یه ستاره کوچولو که از دوردورا به همتون چشمک میزنه مائده

Advertisements

کارها

Information

112 responses

30 08 2009
زهره ص.ر

هورااااااااااا فکر کنم اول شدم
عموجون منم الان توی اینترنت هستم
موقع افطار منو از دعای خیرتون فراموش نکنید
حتما دعاتون می کنم

30 08 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام
عمو باهات قهرم.قهر قهر…از ته دلم.
از اول میگفتین خسته شدین..از اول میگفتین عمو..یادتونه گفتم اما شما گفتین راحت باشین!؟
عمو دلتو یه بار شکستم اما دلیلشم گفتم ..دلمو شکستی اما دلیلشم نگفتی.
شب بخیرا رو از امشب توی دلم میگم..حرفامم همینطور..
ممنون عمو.
(دخترتون)

30 08 2009
ژاله فرهادروش

عمو..مشکل من اینه که یادم میره شما عموپورنگ هستین..این چیزیه که باعث کلافگیتون میشه..
اینکه همه روحیه منو میشناسن همه باورم کردن،خانواده دوست فامیل…اما عموم که خودش کودک مونده حس الان منو میذاره به حساب لجبازی بزرگتراو فکر میکنه اینا اداست به خدا برام از همه چیز سخت تره..دارن اذان میگن..
عمو ..اگه سجادم الان بود…اگه توی این جمع بود..مطمئن باشین از منم بیشتر براتون مینوشت..و ..هیچی عمو.
بدونین که خیلی دوستون دارم..ما منتظر بودیم صحبت کنین باهامون اما نه درباره برنامه..عمو من از رفتار عذاب میکشم.
دست علی یارتون/خدانگهدارتون
(دخترتون)


عموپورنگعمو پورنگ :
سلام ممنون از شما دخترم اگر توجه کنی صحبتهایم دو بخشه بخش اول رو هم ببین همه دوستانی که برای وارد شدن به اینجا مشکل دارند بگویید از این آدرس بیایندhttps://amoopourang.wordpress.com

برای دیدن برنامه زنده عموپورنگ و احسان علیخانی در ماه عسل کلیک کنید

30 08 2009
بهار

عمو عنوانش کو پس؟!
عموی مهربونم خیلی رک و صادقانه بگم،اگه خسته شدی موردی نداره ،حق داری،دیگه کامنت نمیذاریم! چرا حرفاتو کم کم میگی؟ یه باره بگو کامنت نذارید،خلاص!
یه چیزی هم درباره ی خودم میگم: برای همه ی علاقه و عشقی که تو وجودمه نیازی به اینجا یا کامنت گذاشتن ندارم! اگه میام کامنت میذارم فقط به خاطر رفع دلتنگیه،وگرنه اگه یه همچین جایی هم نبود در اصل احساسم فرقی ایجاد نمیشد!
دست خوش عمو داریوش***


عموپورنگعمو پورنگ :
سلام بهارجان ممنون از شما من کجا همچین حرفی زدم؟؟ کمی منصفانه رفتار کنید در ضمن عنوانش هم هست در همچین مواقعی که مشکل داری یکبار کلید کنترل با اف 5 رو با هم فشار بده همه دوستانی که برای وارد شدن به اینجا مشکل دارند بگویید از این آدرس بیایندhttps://amoopourang.wordpress.com

برای دیدن برنامه زنده عموپورنگ و احسان علیخانی در ماه عسل کلیک کنید

30 08 2009
بهار

یه چیز دیگه،
درک کردن هدفتون خیلی سخته،مخصوصا….هیچی!
عمو داری درباره مسئولین برنامه صحبت میکنی؟ عمو این طوری هاست؟! باشه هر طور راحتی! ما اینجا چه کاره ایم؟ به قول خودتون»چرا اینقدر نگرانیم،امروز یه پست میذارید فردا یه پست دیگه»
چیز دیگه ای اینجا مهم نیست……به قول ژاله نباید یادم بره عمو پورنگید!!!
یادم باشد یادم نرود….
تحت هر شرایطی من همون بهار میمونم………عمو داریوش دوستت دارم.بای!

30 08 2009
ژاله فرهادروش

چند جمله هم با بچه ها:
سلام
ازتون خواهش میکنم شما هرچی تو دلتون هست رو بنویسین،با حرفای من کاری نداشته باشین.من زیادی دلم گرفته اما دلم نمیخواد خوشی شما هم از بین ببرم.اینجا ساخته شده تا شاد باشین..کسی که شاد نیست نباید بنویسه تا روحیه دیگران رو خراب کنه.قربونتون برم.خیلی دوستون دارم…اونقدر که نمیتونین تصورشم بکنین…به یادتونم…التماس دعا..وقتی عمو خسته اس من چی بگم.توی وبم هستم.قربونه دلای پاکتون.
(دخترعموی موخرگوشیتون)

30 08 2009
ژاله فرهادروش

عمو دم افطاره تو رو خدا گریه ام ننداز…عمو چرا جوابمو دادی…عمو من نمیخوام مزاحمتون باشم…عمو دلم لرزید..اگه میدونستی این شبا چه حالیم این کار رو نمیکردی..عمو گناهه من اینه که مثل عموم دوستت دارم.عمو برو از خدا بپرس برو از سجاد بپرس…سجاد که به ما زود جواب میده پس به شما هم حتما زود جواب میده.

30 08 2009
عارفه مؤذني

سلام:
خوبيد؟
الان بايد برم افطار. اما حرفاتون خيلي قشنگ بود… خيلي… به دلم نشست..

ميام براتون مفصل تر حرف ميزنم درباره ش

20:04

30 08 2009
??

سلام
خسته نباشيد.
قلب شما درست مثل آب پاك و زلاله
شما كه نمي تونيد از اين احساس پاكتون بگذريد پس
به شما پيشنهاد مي كنم از عينك مخصوص كامپيوتر استفاده كنيد
واقعا كار شما خيلي سخته.. راستش من اين چند روزه كه همه كامنت ها رو خوندم چشمام خيلي درد كرد
سري جديد برنامه شما از نظم خيلي خوبي برخوردار است و فكر مي كنم اين نظم مرهون همان تقسيم مسئوليت هايي است كه گفتيد.
بابت تلاش ها و زحمات بي وقفه شما سپاسگزارم
شمام منو حلال كنيد من با كامنت هام شما رو خيلي اذيت مي كنم

30 08 2009
شیوا محجل

به نام خدا
سلام عموی گلم.. عموجونم ازتون سپاسگزارم.. بخاطر اینکه وقت میزارید و کامنتهامون رو می خونید.. کار سختیه..
می دونم تو این مدت خیلی واسمون زحمتت کشیدید.. خدا قوت!
عموجون هدف ما از گذاشتن کامنت فقط این بود که بهتون بگیم چقدر دوستتون داریم و چقدر برامون عزیز و با ارزش هستید.. هیچ وقت قصد خسته کردنتونو نداشتیم و نداریم…
ببخشید که باعث خستگی تون شدیم..
انشالله به همه ارزوهای قشنگیتون برسید و همیشه شاد و سلامت باشید
یکی از هزاران برادرزاده هاتون که دوست نداره شما رو خسته ببینه.
دوستتون داریم.
خدا پشت و پناهتون

30 08 2009
آغاز پايان

سلام نه خسته
ما شما رو قبول داريم ميگم ما چون همه اينجا حرفشون يه چيزه اونم جواب دادن به محبت شما
عمو من تعجب ميكنم كه شما بعد از 8 سال كار مداوم بدون خستگي باز هم داريد براي ما كار ميكنيد
واقعا خسته نباشيد عمو جان ما ايده زياد داريم ولي با چارچوب هاي صدا سيما خيلي آشنا نيستيم و ممكنه خيلي از اين نظر ها و پيشنهاد ها قابل اجرا نباشند
عمو جان برادر من توي صدا و سيماست تدوين گره و يه زره من اين قوانين رو ميشناسم
ميدونم چه قدر اجراي يك طرح جديدسخته و بايد مراحل زيادي رو طي كنه
برنامه عاليه ولي اي كاش مسابقه كامپيوتري داشت
اي كاش بيشتر تيزر هاي قديميتون رو نشون ميدادين ميدونين همش خاطرس
بازم نظر دارما اما چون دارم ترك عادت ميكن و سعي ميكنم قوانين رو رعايت كنم بقيشو بعدا مينويسم
:)

30 08 2009
مشکات

سلام سلام سلام عمو دار یو شم ………من اومدم عمو ………….عمو بالا خره با هزار زور و زحمت برنامه ی دیروز رو دیدم همین چند دقیقه پیش از سایت ایران سیما اومدم عمو یی جونم دیدم دیدم که اسمم رو دیروز

گفتی دیدم گفتی((( مشکات بهداد فر ))) عمو چقدر هم قشنگ و اروم گفتی تا من بفهمم ……….

وای هنوز هم تو حیرتم باورم نمیشه خدایا میلیارد ها مرتبه شکرت ………عمو دار یوشم میلیارردها مرتبه

ممنو نتم ……….وای که الان میتونم دوباره مثله همیشه بگم ((((عاشقتم عسلم ……….))))))) چون دیگه مطمئنم که اینجا یی عمو پورنگم چقدر تو مهربو نی هیچ وقت این لطفت رو فراموش نمیکنم ……

دیروز وقتی بچه ها اینجا بهم گفتند عمو اسمت رو گفته همین طوری دهنم 4 متر باز موند عمو یه هو اشک چشمام رو گرفت داد زدم وای ……. مامانم تو اشپز خونه بود رفتم بغلش کردم با چشمه گر یون گفتم مامان با لا خره اسمم رو گفت ……….مامانم هم از همه جا بی خبر گفت چی می گی مشکات چرا گر یه میکنی کی اسمت رو گفت کی کجا ؟

گفتم مامان عمو پورنگ اسمم رو تو برنامش امروز گفت به خدا راست می گم ما مانم باورش نمیشد عمو ……..

عمو جونم دوستت دارم می دو نستم از همون روزه اولی که اومدم تو این وبلاگ می دونستم که اگه خودت باشی حتمی اسمم رو میگی ………می دونستم دلت نمیاد مشکات از اینجا بره ………

وای که حالا میتونم راحت مثله اون قدیما بگم عمو دا ر یوشم مشکات بیست و یکی دوستت داره 20 تا به خاطره
20 بودنت و یکی هم به خاطره تک بودنت عاشقتم عسلم ……….

میتونم راحت بگم عمو جونم دوستت دارم یه دنیا نه یکی نه دوتا هزار تا ……..وای همه ی این حرف ها تو دلم عقده شده بود از بس که نگفته بودمشون این چند وقت عمو ببخش سر ت رو درد اوردم ……….اخه خیلی خوشحال و هیجان زدم دیشب از ذوقم اصلا خوابم نبرد تا خوده سحر بیدار بودم تا زودی صبح بشه برم سایت ایران سیما برنا مه رو ببینم ………
ببینم عمو چه جوری اسمم رو گفته ……..عمو دیشب اینقدر به فکرتون بودم که بعد از سحر خوابتون رو دیدم ………عمو راستی ممنون که دیروز در مورد عکاسی وشعر هم که من گفتم حرف زدید ممنون عمو یی……..

عمو جونم دوستت دارم عمو جونم چه ماهی عمو جونم ممنو نتم عمو ی خوش قلب و خوشگلم بازم ممنون ……..

30 08 2009
بهار

عمو داریوش عزیزم
الان نمیدونم باید چی بگم! عمو باور کن میدونم چی میگی،فقط خودمو میزنم به اون راه! عمو گاهی حاضرم همه زندگیمو بدم یه ثانیه ناراحت نباشی…بعد حالا خودم با دستای خودم دارم اینقدر اذیتت میکنم!! عمو خیلی متاسفم،میدونم میدونم میدونم دردی ازت دوا نمیکنه! بخوره تو سرم این تاسفم!
خیلی بزرگواری که جوابمو دادی،این دومین بار بود،اما انگار من هر دفعه پررو تر میشم،انگار هر بار خودمو بیشتر به کوری میزنم.خیلی خجالتم دادی…عمو دوستت دارم،کاش میتونستم کاری کنم.
اینو تقدیمت میکنم،امیدوارم منو ببخشی!

30 08 2009
شیوا محجل

تو این دنیا که همه به دنبال پول و مقام هستن کمتر کسی پیدا میشه به حرفامون گوش بده.. با مهرو محبت باهامون حرف بزنه.. عمو داریوش یکی از اون استثناهاست که وقت میزاره و به حرفهای دلمون گوش می ده.. ما نباید بی انصاف باشیم و محبتهای عمو رو نادیده بگیریم.. هیچ کس مثل عمو داریوش مهربون نیست.. بخدا نیست..
تو این زمونه همه سرشون شلوغه خیلی وقتها تو این دنیای شلوغ بزرگترها گم میشیم.. صفا و صمیمیت و دوستی و یک رنگی و محبت و.. یادمون میره تنها کسی که تو این دنیای پر از شیله پیله به دادمون میرسه عمو داریوشه.. شاید اگه عمو نبود من تو سنین کودکی هم کودکی یادم میرفت..
من همیشه گفتم و میگم من همه زندگیمو مدیون عموداریوشم هستم چون اگه عمو نبود من با الانم خیلی فرق داشتم.. رفتار و اخلاق و خصوصیتهام شاید مثل الان نبود..
خیلی چیزها از عمو یاد گرفتم
(حرفهای دلم بود)

30 08 2009
مشکات

سلا م دوستا ن گلم ………سلام ((در یا جونم)) در یا خیلی ازت ممنو نم از اینکه بهم تبریگ گفتی گلم ……….

سلام(( فاطمه ی خو بم)) از تو هم خیلی ممنونم که گفتی عمو اسمم رو خونده نمی دونم اگه تو و در یا رو نداشتم باید چی کار می کردم اخه اول از طر یقه پیامه شما متوجه شدم عمو اسمم رو گفته کلی متعجب شدم وقتی پیامه تو و در یا رو خوندم تازه دو زاری افتاد ………..

در یا جونم فاطمه جونم خیلی دوستتون دارم ………..

از همه ی دو ستانه عز یزه دیگه هم تشکر میکنم از اینکه بهم تبر یک گفتید از …….((.شیر ین عز یزم ……. ))نگران نباش برنا مه ی عمو رو دیدم از سایت ایران سیما تازشم گلم می تونم به مدت یک ماه هر روز اون برنا مه رو به صورت انلاین اونم مجانی ببینم ………

از رامینا سادات …….از مائده …….از سحر گلم ……..از خانم فرهاد روش …….. از بهار گلم …….از خانم عباسی ……….از همتون خلاصه ممنونم که به من لطف دا ر ید ………….

وقتی اومدم اینجا د یدم همتون راجع به برنامه ی دیروز و اینکه عمو اسمم رو گفته حرف زدید کلی کیف کردم بابا با تبر یک هاتون منو شرمنده ی خودتون کر دید ها ……..بابا دست خوش ……….ترکو ندید اینجا رو با معرفتتون ….

30 08 2009
مشکات

عمو جونم یه سوال از دسته مشکات که ناراحت و عصبا نی نیسید به خاطره اون شکه همیشگیش ………..

30 08 2009
نسترن

عمو فرضیایی عزیزم چراغ راه رو خوندم اما اونی که چراغ راهه واسه اینهمه بچه اونی که اگه نبود یکی مثل من که فقط داره گیج می زنه این وسط که چه جوری بچه بمونه اگه بخواد بچه بمونه جواب اونایی که ازش توقع دارن بزرگ شه چی میشه شما چراغی چراغ خیلی کمه شما خورشیذی واسه من که تو این راه هنوز دارم میرم امید دارم به اون چیزی که می خوام میرسم چون مطمئنم خورشیدی مثل شما راه منو روشن کرده که خودمو پیدا کنم بچگیمو دوست عمو فرضیایی موندن تو این دنیای بچگی سخته ولی من می تونم علی علی

30 08 2009
بهار

دوستان عزیزم اگه کسی تونست ماه عسلو از این آدرسی که عمو گفتن ببینه،لطفا منم راهنمایی کنه.
من پیدا نکردم ،نبود!
ممنون
___________________________________________________________
عمو جونم مرسی

30 08 2009
مشکات

عمو یی ببخش منو اگه این مدت با شکم اذیتتون کردم ………می دونم که خیلی تو این چند وقت از دسته من کشید ید ……..

عمو دا ریوشم ببخش دیگه سکوت نکن بگو که منو بخشیدی ……….بگو که از دستم ناراحت نیستی ……..من قبول دارم که اشتباه کردم ………

عمو بخند دیگه ……..بخشیدی ………..لطفا ببخش اگه ز یاده روی کردم تو این چند وقته ………ببخش اگه بی ادبی کردم …………

به خدا اگه می دونستم از همون اول که خود تو نید اینجا اصلا این قدر پا فشاری نمی کردم ………

عمو دا ر یوشم خودت خوب می دونی که تما مه دنیا ی منی ……..پس لطفا عمو جونم منو ببخش و اینجا واسم

جواب بذار که منو بخشیدی ……….عمو اگه نگی بخشید یم به خدا مثله دیشب خوابم نمی بره ها از عذاب

وجدان ……….دو ستت دارم به ترین عمو ی دنیا …………..

30 08 2009
مشکات

عمو راستی یادم رفت بگم این عکسی که تو این پست گذاشتید خیلی قشنگه الان سیو ش میکنم ………

عمو با این عکس ثابت کر دید گرافیست هستید ها ……. اونم از نوعه ماهرش ……..ثابت کردید فتو شاپتون

تو په …………

30 08 2009
شیما دهقان

عموجان ما احساسات پاک شما رو با تمام وجود باور داریم وهمیشه بهش احترام قائلیم
عمو واقعا حق باشماست خوندن کامنت ما و برآورده کردن خواسته های ما واقعا کار خسته کننده ای هست
پس یه خسته نباشید جانانه وخداقوت بهتون می گم.
همچنین از تمام همکارانتان تشکر می کنم مخصوصا آقای آقـــــــــــاجانزاده!!!
عمو جان یادتون نره شما در فوق برنامه علاوه برمجری، عموی ما هستید و ما همواره به راهنمایی های شما نیاز داریم…

30 08 2009
نرگس احمدی

به نامه خدایی که خیلیییییییییی دوستش دارم…..سلام عمویی…عموواقعاطاقتم تموم شده بود عموماهمه چیمون مثه بچه هاس مامثه بزرگترانیستیم که قهراشون چندسال طول میکشه ماقهرامون چندساعتس فوقش یه روزه بعد دلمون تنگ میشه میایم خدامیدونه چقددلم براتون تنگ شده بود ولی گفتم اگه واسه عموپیغام بذارم پس اون تهمتایی که نثارمون شد چی میشه؟؟؟؟؟عموآشتیم چون گفتی باورمون داری…عمومن تاحالا اینجا دوتاچیز ازت خواستم یکی اینکه دعایه امام زمانوبگی یکیم اینکه جوابه زهره روبدی …ولی حالا میخوام ازت میخوام جوابموبدی عموبه همین ماهه عزیزقسمت میدم(خدامیدونه من اهله قسم خوردن نیستم ولی الان مجبورم)عموچرااون پستوبرامون گذاشتی؟میدونم عموازصدنفر دونفر اونجورین ولی اون پست خطاب به همه بود عموجوابممونوبده تا دلایی که شکست شادشه مثله قبل..عمومن هیچوقت ازت نخواستم جوابموبدی چون درک میکنم عموهم زندگی داره ولی این یه بارو خواستم چون اکثره ابجیام بااین حرف دوباره مثله قبل شادمیشن خودمم همینطور…عمو توبااین جوابت دله همه ماروشادمیکنی اونم توماه رمضان…عموفقط بگوحرفایه زهره رو قبول نداری؟بگوعمووووووو خواهش میکنم…….بخاطره خدابگو….فقط یه کلمه بگوبرادرزاده هایه من اونجوری نیستن..بگوعمو

30 08 2009
آغاز پايان

درود به كل عوامل نه اصلا كل سازمان :)

عمو يه خواهش بيمزه ميشه اسم يه نفرو توي برنامتون بگين شرمنده واقعا ببخشيد بچس ديكه دلش به اين خوشه مرجان طاهري منش از تهران
عمو به جان خودم باره اول و آخره شرمنده ناراحت نشينا بهش قولدادم
ببخشينا
نه خسته بزرگ مرد كوچك :)
ترو خدا ببخشيد شرمنده اشتباه كردم باره آخرمه

30 08 2009
نیلوفر

سلام عمو جون خسته نباشین
عمو واقعا خسته شدین …من نمیدونم چی بگم .ولی از این که دیگه کارکردان هنریه برنامه نیستین ناراحت شدم …عمو روز به روز داره نقشتون کم رنگ تر میشه هااااا ..من من دکورای خانم لاله رو خیلی دوست داشتم واقعا بی نظیر بودن .
عموووووو وقتی میگین خسته شدم .من دیگه حرفم نمیاد خب …
خدا حافظ

30 08 2009
نرگس احمدی

عمویه سوال دیگه هم دارم نمیرم بخشه سوالات چون مربوط به همین آپتونه..عمو به یکی ازبچه ها گفته بودید نامشو همینجا آپلودکنه خب یعنی همینجامیخونیدش دیگه….عمومیخواید دیگه اینجابراتون ننویسیم نامه براتون بنویسیم هروقت که وقت کردید بخونید؟؟؟؟؟؟خواهش میکنم جواب بدید..عمو بچه هایه دیگرو ولی کودکه درونه منوهیچکس باورنکرد اگه حرفاموبه شمانگم به کی بگم؟عمو ازاین به بعد نامه بنویسیم ؟؟؟؟خواهش میکنم بگید…عمویی خیلیییییییییییی دوستت دارم بیشتر ازازاینجاتابه اسمون فرشته رویه زمین همیشه عمویه مابمون*برادرزادتون نرگس که عموشوفراموش نمیکنه هرگز*

30 08 2009
نرگس احمدی

جملم ناقص شد…بچه هایه دیگرو نمیدونم ولی کودکه درونه منو هیچکس درک نکرد عمو…..چراشما درک کردید …..ممنووووووووووون عمویی …

30 08 2009
aseman

برنامه ی شما بسیار عالی ست ، فقط تنها ایراد را میتوان از دکور برنامه ی تان گرفت ، کودکانه نیست……………
کم نور است………………….
رنگ های تند و شاد و کودکانه ندارد………………….
یه جورایی دکور برنامه ی تان بیشتر به برنامه های بزرگسالان شباهت دارد ، اگر کودکانه باشد بهتر است….
دکور برنامه ی قبلی تان بسیار زیبا تر و شاد تر بود…………..
با تشکر از شما و همکارانتان….
*
به امید موفقیت هایتان…..

********************************************************************
********************************************************************

31 08 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
.
سلام عمو
سلام به همگي
سلام به «تینا رادفرنژاد » عزيز، زيارتتون قبول باشه انشاءالله
چرا بايد ناراحت بشم، مگه حرف خاصي زده بودين؟!
فكر كنم من اينجا تنها كسيم كه ناراحتي برام بي معناست، مگر خودم كسي رو ناراحت كرده باشم، كه از ناراحتيش ناراحت بشم
بابت ساعت هم ممنون، اما حيف كه تا حالا پيش نيومده سحر برم حرم، ولي خوب از حق نگذريم الانم خلوته
.
.
.
.
راستي، خطاب به تمام دوستان
ما كه كوچيك تر از اونيم كه لايق باشيم
اما
امشب نايب الزياره ي همتون بودم
چند تا عكس هم به ايميل عمو فرستادم كه اگه دوست داشتن بذارن اينجا تا شما هم يه زيارتي داشته باشين، اگه گذاشتن، التماس دعا
.
.
.
يه چيز هم به » مشكات» عزيز
راستش تا نگي بخشيدم دست بردار نيستم، آخه تو چند تا از كامنت هاي قبلي هم عذرخواهي كردم اما خوب مطمئنم نديدي
پس اينجا هم مي گم ببخشيد، منظوري نداشتم و…
.
.
.
ادامه حرفهام گلايه است پس باشه براي كامنت بعدي

31 08 2009
aseman

دکور برنامه هاتون قبلا خیلی جذاب بود………..
خیلی خوشکل بود،خانم عاتکه لاله واقعا کارشون عالی بود……….
اون دکور تلفونه تون…..، یادتونه ؟ عالی بود…….
یه چیز دیگه هم بگم، نذارید صمیمیت برنامه هاتون کم بشه،فرق شما با برنامه های دیگر در دوستانه و صمیمی بودن اجراتونه…..لطفا نذارید این صمیمیت برنامه هایتان از بین برود………

********************************************************************
********************************************************************

31 08 2009
زهرا

به نام خدا

عمویی جونی سلام..اخ اخ که امروز چقدر دلم واستون تنگ شده بود با این که برنامه داشتید ولی نمیدونم چرا اون حسه همیشگی منتقل نمیشد..امروز اصلا نمیتونستم با خنده هاتون بخندم چون احساس میکردم که این خنده ها تاریخ گذشته اند…..برای همین بود عمویی که همه ی ما اصرار داشتیم برنامه تولیدی نشه چون هیچ چیز جای برنامه ی زنده رو نمیگیره…….

عمیی دوست دارم اندازه ی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………نمیدونم……………………..
خدافظ.

31 08 2009
سحر

سلام عمو جون.میبینم که خیلی فعال شدین.از این بابت خیلی خوشحالم.راجع به برنامه هم باید بگم راستش نمیدونم چرا هیچی اون برنامه های سری قدیم شما نمیشه.یادمه اون وقتا خیلی ذوق می کردم وقتی برنامتون شروع میشد.حتی یادمه تا وقتی که من دبیرستان هم می رفتم چون من بعد از ظهری بودم و ساعت یک ربع به 6 تعطیل می شدیم از مدرسه تا خونه می دویدم تا به برنامه ی شما برسم.ولی نمیدونم چرا الان این جوری نیستم.نمیدونم ایراد از خودمه یا… .
در هر صورت شاید هنوز بچه هایی هستن که به عشق دیدن برنامه ی شما از مدرسه تا خونه می دون یا اگه برنامه رو ندیدن می زنن زیر گریه…
یادش بخیر که چه روزای خوبی بود.
برنامه خوبه و میتونه بهتر از این هم بشه.موضوعاتی که انتخاب میشه خوبه و بهتره که موضوعات برنامه به روز باشه.خودتون که میدونید بچه های الانی دیگه از ما هم بیشتر میدونن…به نظر من این موضوع راز داری و کلا برنامه ی امروز خیلی خوب بود فقط ای کاش که برنامه زنده بود.وقتی برنامه تولیدی میشه ی جوری میشم انگار برای همه ی بچه ها جا افتاده که برنامه ی عموپورنگ باید همیشه زنده پخش بشه.
در کل برنامه خوبه و اینکه بچه ها هم حضور دارن خیلی بهتره فقط نمیدونم چرا مثل قدیما زیاد با بچه ها شوخی نمیکنین و باهاشون سروکله نمیزنین و شاید این هم به خاطر وقت کم برنامه باشه.کاش مسابقاتی که تو برنامه اجرا میشد عملی بود مثل صندلی بازی و چشم بستنی و بشین پاشو که من و هر کس دیگه ای از این بازیا خیلی خاطره داره…اما مطمئنم که می خواید بگید وقت برنامه کمه.
به نظر من برنامه ی شما طوریه که باید کارتونایی که وسطش پخش میشه کمتر بشه.آخه حیف نیست که برنامه به این خوبی که می تونه خیلی از اینا بهتر بشه بینش کارتون پخش بشه؟؟؟و ای کاش کارتونایی که پخش میشد حداقل کمی از اینا بهتر بود…البته اینکه بین برنامه کارتون پخش میشه به نفع شماست و ی فرصتی که بتونید بخش بعدی رو بخونین و ی کم تمرین کنین.و با بچه ها صحبت کنین.
ولی در کل برنامه ی خوبیه ببخشید که این همه انتقاد کردم.ولی فکر کردم انتقاد کردن میتونه خیلی موثرتر از تعریف کردن باشه.
من واقعا میدونم که عوامل برنامه همگی کلی زحمت می کشن.از شما میخوام که از قول من از همشون تشکر کنین مخصوصا آقای تهیه کننده که مسوولیت بزرگی از اول تو این برنامه داشتن.
دیگه ببخشید که این همه حرف زدم.شرمنده.شاید از حرفای من خسته شده باشید.بازم بهتون سر میزنم.

31 08 2009
aseman

امیدوارم ایمیلم را خوانده باشی ، آقای مهربون ، آقای فرضیایی…
********************************************************************
********************************************************************
در این شب های رمضان برای من هم دعا کنید……..

31 08 2009
فياضي

با با كچلمون كردين
شما دوستان محترم رو مي گم
عمو از سخن دل مي گن همه شاكي كه «ما رو مي گين؟ ببخشيد و…»
از آرزوي خواهش مي گن، صداتون در مياد، » ما نبوديم و ببخشيد و…»
از برنامه ي زنده نداريم مي گن، مي گين » ما رو ببخشيد و…»
حالام كه عمو اومدن و دوستانه مي گن » چراغ راه»
باز قهر و…
من يكي خسته شدم
عمو از چي بگن كه شما تمومش كنين؟!
بابا عمو اگه مي خواستن بگن كامنت نذارين، خوب اصلا كامنت ها تاييد نمي شد
تمومش كنيد
تا حالا از عمو مي خواستم، حالا بايد از شما بخوام؟!
خواهر من، برادر من، دختر عمو، پسر عمو، دختر دايي و …
تمومش كنيد
همين
تمام
عمو دارن مي گن » از اینکه از طریق پیامهای مهربانه تون منو مورد لطف خودتون قرار می دهید متشکر و سپاسگزارم»
شما مي گين ، منظورشون اينه كه كامنت نذاريم
عمو دارن مي گن»من سراسر وجودم مملو از عشق و دوستی به تمام کسانی است که معصومیت پاک کودکانه آنها همواره چراغ راه من بوده است و مرا از دنیای زشتی ها بدور نگاه داشته است»
شما مي گين «عمو گناهه من اینه که مثل عموم دوستت دارم.عمو برو از خدا بپرس برو از سجاد بپرس…»
عمو مي گن»بابا خسته شدم از بس کامنت خوندم از شوخی گذشته کار طاقت فرسایی است و اگر نبود عشق به کارم و دنیای بچه ها محال بود که بتوانم دوام بیاورم»
شما مي گين»اگه خسته شدی موردی نداره ،حق داری،دیگه کامنت نمیذاریم! چرا حرفاتو کم کم میگی؟ یه باره بگو کامنت نذارید،خلاص»
خوب البته اين آخري رو راست مي گين، به استثناء آخر آخرش
ولي خوب عمو به شوخي گفتن خسته شدن، از بابا گفتن اولش پيداست، متوجه نشدين؟
هر چند در واقعيت هم خسته شدن
عمو
عمو
عمو
شما رو مي گم عمو
حرفم با بچه ها تموم شد
عمو
خسته نباشين
خدانگهدار

31 08 2009
فياضي

يه چيز ديگه عمو
دقت كردين كدوم پست ها سنگين ميشه و به سختي باز ميشه
همون هايي كه من توش حرف زدم، بس كه حرف زدم
نظرتون چيه ديگه ديدگاه هام رو ثبت نكنيد ؟!
براي كمك به جامعه بشري مي گم ها
مي گم ها من همون فياضي قبليم،( fs )، توضيحات قبلا داده شده
ديگه خدا نگهدار

31 08 2009
نسترن

عمو فرضیایی عزیزم گفتی خسته ای چرا ؟ از این همه احساس قشنگ خسته ای ؟ از این همه محبت خسته ای ؟ شاید از اینی که پورنگ شدی خسته ای؟ عمو پورنگ چند ساله عمو پورنگ بچه هایی ؟8سال ؟ فقط به خاطر 8 سال محبت خسته ای ؟ واسه اینی که 8سال شدی نماد هر چی خوبیه تو دنیا خسته شدی؟ این نماد که میگم واسه من یا هر کسی که خوبی رو تعریف میکنه تو بی بهونه خندیدن خوب بودن یعنی اینی که واسه خوشحال بودن دنبال بهونه ی بزرگ نباشیم خوبی یعنی با صداقت بچگیت حرف بزنی و از کنار علامت سوال که بالای سر بزرگتر ها نقش می بنده که پس کی می خوای بزرگ شی بی تفاوت رد شی من همه ی اینها رو تو شخصیت پورنگ دیدم اون شد تندیس واسه ذهن من تندیس هر چی خوبیه تو دنیا عمو امروز خانم خامنه رو شبکه 5 دیدی؟ با گذشت این همه سال هنوز با بچه ها بودن حتی با بچه های دیروز ایشون خسته نبودن از ارتباط با این همه بچه حتی بچه هایی که دیگه حالا بزرگ شدن خسته نبودن خوشحالم که دوباره بر میگردن حالا عمو واسه این خسته ای ؟ باشه دیگه جواب نده ولی نگو خسته ای علی علی

31 08 2009
فياضي

باز خجالتمون دادين عمو
از لطفتون
ممنون
التماس دعا
شبتون بخير
.
.
.
يه چيزي بپرسم جواب ميدين؟
عيب نداره كه گاهي جواب دوستان رو تو «پاسخ به سوالات» مي دم؟ ناراحت كه نميشين؟
جدي دارم مي پرسم
.
.
بازم ممنون
خدانگهدار

31 08 2009
نسترن

فیاضی عزیزم دوباره اول شدی خوشحالم علی علی

31 08 2009
فياضي

نسترن جان
كاش آدم تو زندگي اول باشه
البته دروغ چرا
نسترن جان، باور كن ديگه خسته شده بودم دلم پوسيد بس كه گريه و زاري ديدم

31 08 2009
بهار

عمو داریوش عزیزم سلام
*فیاضی* عزیزم سلام
دوستانه بهت میگم که آفریـــن!!! واقعا که قشنگ نوشتی،کامنتت برگزیده شد،آفریـــن!!!
«بابا کچلمون کردین
شما دوستان محترم رو می گم» ….من؟؟؟ شما با من بودی؟ نه فکر نکنم،از من که چیزی نگفتی،گفتی؟ چقدر جالبه که آقای فرضیائی اینقدر کمک دست دارن! چقدر خوبه که بعد از خودشون،بقیه هستن که دوباره جواب بدن که اگه احیانا موضوع جا نیفتاده،بیفته! چقدر خوبه که آدم فقط به خاطر حضور کسی که بی نهایت دوسش داره،بی نهایت دوسش داره، از جواب دادن بگذره و فقط سکوت کنه…سکوت.
*فیاضی* عزیز خواهرانه میگم آفرین!!! عالی بود،واقعا قشنگ نوشتی! حتی عمو هم نمیتونست اینقدر قشنگ منظورشو بیان کنه….کامنتت برگزیده شد،آفرین!!!
و….سکوت!

31 08 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلام..
خب..
دارم امید عاطفتی از جناب دوست
کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست
دانم که بگذرد ز سر جرم من که او
گرچه پری وش است و لیکن فرشته خوست
چندان گریستم که هر کس که برگذشت
در اشک ما چو دید روان گفت کاین چه جوست!…
___________________________________________________
این خانوم فیاضی از همون اولش میخواست منو نفرین کنه!دیگه ازت میترسم،خشن.
عموووووووووووووووووووووووو آشتی!فردا میریم تو کشتی!باشه؟
عمو امیدوارم باور کنی این 3 ساعت قهرم برام عذاب بود…عمو اصلا هر چی دوس دارین بگین!
الان اشک تو چشمام هی میره هی میاد!یعنی تبدیل نمیشه به گریه تا راحت شم!
عمو ببینین واسه اینکه بخندین براتون چند تا عکس آوردم..عمویی از ته ته ته دلم دوست دارم..
عمویی اخم نکنین..عمو ووو عموجونم الهی فداتون شم دلم بدجور گرفته بود نتونستم تحمل کنم…ببخشید.
تقدیم به عمویی که الهی فداش شم:


(به این عکس خنده ام میگیره گفتم شاید شما هم یه کم بخندین!)
عمویی التماس دعا
(دخترتون)

31 08 2009
هماي عمو

عمو سلام
راستش حرفه زيادي واسه گفتن ندارم.
اما چيزي كه هست جديدا بهش پي بردم اونم اينه كه:
عمو راسيتش اين طور كه پيداس يا شايدم احساسم اينجوري ميگه اما شما انگار حرفاتونو باعنوانه مطالبتون ميزنيد يا شايدم گاهي اوقات حرف دله ماهارو . اما به هر حال عنواناتون بشتر از مطالب پست هاتون باهامون گپ ميزنن.
ممنون.
راستي جاداره از تمومه عوامل برنامه هم به خاطر زحماتشون تشكر كنم عمو اينو به گوشه تك تكشون خب نه كار سختيه اما به گوششون برسونين.
والبته يه تشكر ديگه هم از تمومه اوناييي بايد بكنم كه توي عموشدنه شمااا نقش داشتن . حتي اگه خيلي كمرنگ. اما واقعا از ته تهاي دلم متشكرم از تمومشون چون به من يا بهتر بگم به ماها يه عمويهههه ماه و مهربون دادن عمو نه عموپورنگ .

در اخر هم خسته نباشيد عموجون.
راستي عمو اينو شوخي نميكنمااا اما هويج واقعا كارسازه واسه چشماي خوشگلتون . عمو اگه خوردين ياده منم بكنيناااا چون خيلي دوست دارم حتي خيلي وقتااا به دور از چشماي مامانم من مدرسه هم ميبردم . اخه يكي خيار يكيم هويج اصلا نميتونم تركشون كنم خيلي دوسشون دارم واقعا خوشمزه هستنااا البته هويج و همين طوري بخورمااا نه اينكه پختشووو به قولي اييششششششه .

واما مثله هميشه خدا پشت و پناهه هميشگيه شماعموييه گل و مهربونمون و خانواده ي پر مهر و باصفا و دوستداشتنيتون باشه الهي.

31 08 2009
بهار

عموی گل و گلابم سلام
الان سحره….
همینجوری اومدم!
خیلی دوستت دارم- بهار

31 08 2009
مریم

بنام خدا
سلام عموی مهربونم
بابت اون کامنت قبلیم واقعا متاسفم شرمنده
به خدا قسم به مین وقت عزیز سحر نمی خواستم که ناراحتتون کنم. تو رو خدا ببخشید . او دیروز تا حالا به خاطر این اشتباهم و این عصبانیت کنترل نشده ام پشیمونم دارم از خجالت شما اب میشم که چرا من نوشتم. اره برای چند دقیقه ای دلم شکست وتو همون لحظات …. توروخدا ببخشید عمو جون عذاب وجدان گرفتم که شما عموی عزیزم عموی یکی یدونه ام را ناراحت کردم. توروخدا ببخشید.
من به شما حق میدم که شما یکه و تنها در برار این همه بچه ها خیلی سخته وقعا سخته که تنهایی جوابگوی این همه رو بدین.
واقعا خسته نباشید .
—————————————————————————————————
اما درمورد فوق برنامه تون دست شما و همه ی همکارانتون دردنکنه خدا قوت به یکا یکتون.
شما هر موقع که دعا می کردین یادمه می گفتین که اخر هر دعایی سه تا صلوات برای براردن دعاهامون بفرستیم ولی شما الان تو این برنامه وقتی دعا میکنید بیشتر اوقات صلوات نمی فرستین و از بچه ها اخر دعا می خواین که دست و جیغ بکشند.
اگه اخر برنامه و اخر دعاتون هستید به جای دست زدن از بچه بخواین که صلوات بفرستند.
————————————————————————————————–
عمو جون برای همه بیماران و برای مامان گل منم دعا کنید.
نمازوروزه تون قبول.
التماس دعا خدانگهدار.
———————————————————————————————-
مائده گلم سلام ابجی جونم
الهی قربونت برم. من این دنیامو دوست دارم
بهت قول 200% میدهم که هیچ وقت نرم حتی اگه پیر بشم.
قول قول.
نمازوروزه هات قبول.
التماس دعا.
خدانگهدار.

31 08 2009
مریم

عمو جون امروز برای اولین بار خانم گیتی خامنه ای رو دیدم خیلی دوست داشتم ایشون رو ببینم که کی هستند که شما و بقیه ازشون از خوبی هاشون تعریف می کنید. و دیدم و از دیدنم خوشحال
که با بچه های دیروز و امروز هنوز ارتباط گرم و صمیمی ای دارند. و واقعا به بودن شما اینگونه که هستید که درون و بیرونتون یکی است ایمان داشتم و بیشتر ایمان اوردم.
که افرادی رو الگو داشتید که این گونه بودند.
موفق باشید.

31 08 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
.
سلام عمو
خسته نباشين
ديشب فراموش كردم بگم، حالا مي گم
وفات حضرت خديجه (س) را به شما، همكاراتون و دوستاني كه اينجا حضور دارن تسليت مي گم
التماس دعا
خدانگهدار

31 08 2009
مریم

یه چیزی ببخشیدا عمو جون به مائده می خوام یه چیزی بگم چون اینجا میاد البته با اجازه…

مائده جونم سالام گلم عزیزم دلم برات تنگ شده یه سر به وبت بزن . باشه؟
منتظرم.

31 08 2009
آغاز پايان

عمو ببخشيدا فياضي راست ميگه اگه خسته شدين چرا سايت زدين وبلاگ هم ببندين و خيال همه رو راحت كنين ماهم ديگه از اين حرف هاي شما خسته شديم يه حرفي ته دلتون هست بگين خيال خودتون رو مارو راحت كنيد والا ماهم خسته شديم ……
ببخشيدا …. شرمنده …. به خدا عصباني شدم…….
ولي خوب خودتون رو بزاريد جاي ما چه حالي بهتون دست كيده كسي كه هميشه فكرميكني به حرفات گوش ميده حالا نميده ؟؟؟؟؟؟ خوب سخته ديگه

31 08 2009
آغاز پايان

عمو شرمنده كه انقدر حرف ميزنم ميگم امتحاني يه چند وقتي وبلاگتون رو ببنديد ببينيد چي ميشه
ببخشيدا منظورم اينه آخرش شما دلتون تنگ ميشه زود تر مياين يا ما عمو مگه نميگين اينجا يه پاتوقه خوب خيلي از اين حرف هاي تو پاتوق شايد مربوط به شما باشه ولي حتما كه نميخواد جواب بدين ما قبول كرديم كه زياد حرف ميزنم ….كمش كرديم …..ولي شما چي يه كم برگردين به عقب …….نگين بروباباها از اينجا هم معلومه دارين چي ميگين
وبلاگ رو ببنديم شاهكار نكنينا قبلش بگين بعدش ببندين والا ما هم اينجوري رحات تريم
دوريو دوستي نه ؟

31 08 2009
آغاز پايان

عمو شرمنده ما هي ميگيم صميميت اينجا مثل قبل كم كه نشده هيچي زياد هم شده دلمون رو اينجوري خوش كرديم
اونوقت شما …….
مقصر اصلي خودتونيد مطمئن باشيد

31 08 2009
تاجیک

دوستان کامنتی سلام
ژاله پرجنب وجوشم
ممنون از لطفت نازنینم ، راستش من هرشب نوشته های قشنگ همگیتان را می خوانم می شود گفت شده لالایی قبل از خوابم ، کلی هم قربان صدقه هر کدامتان می روم ولی نوشتن یکم برایم سخت است جمع کردن حواسم آن هم آخر شبها ،مثل جمع کردن گرد وغبار از هوای تهران است خیلی خیلی ها سخت است ولی قول می دهم 5شنبه جمعه ها با نوشته هایم حتماً خسته یتان کنم ! مهربانم بابا تبریک ،گرفتن اولین پروژه ی کاریت را می گویم! گفته باشم من شیرینی می خواهم آ !(شوخی کردم) راستی یک توصیه کوچک اگر داستان از خودت نیست چندین بار داستان را بخوان آن قدر که شخصیتها برایت جان بگیرند و روبروی ذهنت بایستند،آن وقت است که طراحی موجودات و شخصیتهایی که درکشان کرده ای خیلی آسان می شود(من این را در طرح هایی که از دوستانم گرفته ام تجربه کرده ام هرچند کار من با شما متفاوت است ولی شاید این تجربه یک جورایی بدردت بخورد) امیدوارم پرکار باشی و موفق ! اما در مورد قوانین زیاد دنیای کامنتی !گلم ، فکر کنم اگر یک قانون را رعایت کنی کافی باشد،قانون بین المللی «هرچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند» فقط کافی است قبل از ارسال کامنتت یک نگاهی به آن بیاندازی و با خودت بگویی اگر من جای خواننده ی این کامنت بودم از خواندنش، دلم می گرفت و ناراحت می شدم ، خسته چی خسته می شدم،…. ؟!!! هرچند نوشته های تو انقدر باحاله که آدم خستگی یادش می رود (البته بجز این چندوقت اخیر که همش دارید معذرت خواهی می کنید) ممنون از بوسهای شکلاتیت کلی انرژی گرفتم ، امیدوارم دل کوچولویت که به وسعت دریا ست همیشه پاک و بی کینه باشد!
سلام به سولماز مثل ماهم برسان !

تینای مهربانم
زیارتت قبول بهترینم، گلم از آن دعا ها کردیا!نازنینم، خلوت شدن سر من معنی اش بیکاری کامل است ،راستش اگر من بیکار باشم دپرس شدم رفته! گفتم زودی بیام بهت بگویم آخر با این دل پاکی که تو داری ترسیدم همین فردا دعایت درموردم برآورده بشود، آن وقت من چکار کنم ، به شیوه ی شنبه ی سریال چهار خانه بخوان!!!همگیش شوخی بودمهربانم ، ممنونم که با دل پاکت برایم دعا می کنی راستی از فینگیلی ها چه خبر ، ستایش چی کارمی کند ؟!!!دلت شاد و لبت خندان مربی فینگیلی ها !

حدیثه نازنینم
این مشکل عموپورنگت هست که بالای چشمهایش ابرو دارد ، ما بی تقصیریم !!(شوخی کردم) امیدوارم خدا خودش محبت وطرفداری کردن از عموپورنگت را در قلبت متعادل کند! بهترینم فقط یک چیز بهت می گویم قلب آدمها آن قدر بزرگ است که هر کسی درونش جایی داشته باشد یک جای مخصوص برای خودش ، عمو پورنگ تو هم قرار است در قلبت یک جا داشته باشد، حالا شاید جایگاهش مخصوص باشد ولی فقط قرار یک جا داشته باشد ، فکر نمی کنم عمو پورنگ مهربانت هیچ وقت دوست داشته باشد، به خاطر اینکه او جای بزرگ تری در قلبت داشته باشد، بقیه آدمهای دوست داشتنی را از قلبت بیرون کنی!!!
مهربانم دعاهای خیلی قشنگی کرده بودی امیدوارم همگیشان برآورده شوند ، راستی به دریای زلالم(دوستدار عمو) سلام برسان بگو برای آبجی بزرگه گفتنش خیلی دلم تنگ شده ،بهش بگو آبجی کوچولو خیلی دوست دارم !

؟؟ مرموزم
در دنیای کامنتی ما هیچی تصنعی نیست نه گریه هایمان نه خنده هایمان ، مهربان ، شما تازه با بچه ها آشنا شدید آن هم در دوره ای که همگیشان در جو گرفتگی آن لاین بودن عمو پورنگشان بودن ، کمی صبر داشته باشید خانمی با گذشت زمان شناخت بهتری از آنهایا شاید بهتر است بگویم از ما پیدا خواهی کرد. ما قانون های نا نوشته یی داریم که در دلهایمان ثبت شده است ، بیشتر با ما باشی درکشان خواهی کرد اما در مورد اینکه جواب افرادی را می دهیم که در کامنتشان اسممان بوده است خوب این برمی گردد به یک اصل ساده که علاقه نام داردو برمی گردد به حرمتی که ما به شخصیتهای کامنتی می گذاریم ، مهربانم ما وقتی چند باری اسم دوست کامنتی را در کامنتهایمان می آوریم و از او جوابی نمی گیریم متوجه می شویم که او علاقه یی به ارتباط وصحبت کردن با ما را ندارد پس به خواسته ی او احترام می گذاریم وتنها از اینکه در کنارمان است خوشحالیم ! باز هم می گویم به جمع ما خوش آمدی امیدوارم هر چه زودتربتوانید با تمام قوانین نانوشته ما آشنا شوید!
سحرم
همیشه خوبم امیدوارم تا ابد خوب بمانی !

مشکات نازنینم
امیدوارم هیچ وقت مسأله ای پیش نیاید که به عزیزترین کسانت شک پیدا کنی ؟؟!!

دوستان کامنتی
من در وبلاگم (درددل خانه) مطلبی گذاشتم که خیلی دوست دارم نظر شما را هم در موردش بدانم
اگر وقت کردید حتماً یک سری به آن بزنید.آدرسش این است :www.ddha22.blogfa.com
اگر سر زدید حتماً در مورد سؤالی که کردم نظر بدهید ، خیلی دوست دارم بدانم در تصورات بچگی شما …
بی خیال دارم الکی بزرگش می کنم! راستی سر سفره افطار دعا برای شفای مریضها را فراموش نکنید به خصوص شفای مادر ناز گل مریم ومادر بزرگ تینا جون ومادربزرگ یکی دیگر از دوستان که اسمش را فراموش کردم !

خدایا به حق این ماه عزیز به ما فقط یکم صبر بده ، یکم صبر تا اول نوشته ها و حرفهای عزیزترین هایمان را درک کنیم و بعد به آنها جواب بدهیم ، خدایا میگن دل شکسته بد ترمیم می شود ، به ما کمک کن حداقل در این ماه دلی را نشکنیم !
التماس دعا !
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

دوستدار همیشگیتون

31 08 2009
زهرا متقي

به نام خدا

*سلام به عموجون عزيزم و همه ي دوستان گل *
عموجون خيلي دلم براي نوشتن و كامنت گذاشتن تنگ شده بود يعني روزاي قبل ميومدم ها !
مگه ميشه من نيام اينجا ، عموجون تا پستتون رو نخونم نميتونم به كارام برسم .
عموجونم اومدم بهتون يك خداقوت حسابي بگم ، عموجون فوق برنامه واقعا فوق العاده است ، عمويي خيلي دوستون دارم .
عموجون يادتون نره منم دعا كنين .
ديگه وقتتون رو نميگيرم .
عموجون شما رو به خداي بزرگ و مهربون ميسپارم .
تا كامنت بعد
دست علي يارتون خدا نگهدارتون / توقلب ما ميمونه اميد ديدارتون

31 08 2009
آغاز پايان

ترو خدابخونيد دنبال كامنت هاي دوستاتون نباشيد
بچه ها دلم گرفت با اين حرف هاتون چرا اينجوري شدين چرا خودتون رو باور ندارين بسه بسه بسه شبا دارم خواب ميبينم من تا حالا با هيچ كدوم شما تلفني حرف نزدم من تازه اومدم يه 5 ماهيه ولي شبا توي خواب دارم باحاتون حرف ميزنم به خدا راست ميگم بياين عوض شيم هممون رو ميگم
هي ميگين اينجا اين طوري نبوده صميميتش بيشتر بوده يه بارشد بگين چرا اينطوري شده تقصير خودمونه به خدا دستام الان داره ميلرزه نميتونم خوب بنويسم بياين همون طوري بشيم كه ميخوام چرا واقعا انقدر بي احساس شدين چرا انقدر سخت ميگرين چرا فقط كساييكه يه زره باهم راحت ترن به هم كامنت ميدن
دعوا ندارما خودمم هستم ولي الان با همه ام به عمو ايراد نگيريم عمو مثل هميشس ما داريم عوض ميشيم به خدا دارم سكته مينكم نميدونين چه تپش قلبي گرفتم بزارين اگه توي دنياي بيرون آدم هاي بدي هستيم يا خيلي هامون رومون نميشه به دوستامون بگيم ما عمو پورنگ نگاه ميكنيم حد اقل اينجا تو نت اين جوري نباشه ترو خدا يه زره فقط يه زره آرو م باشيم يه زره دنيارو قشنگ تر نگاه كنيم
اصلا يه كاري هركي خواست كامنت بزاره يه لطيفه هم بنويسه مگه چه اشكال داره بزارين اينطوري بخنديم بچه ها انقدر سخت نگيرين انقدر توي كامنت هاتون نگين صميميت كم شده ادم بدتر حالش گرفته ميشه ديگه نگين قول بدين ديكه حرف از كمي صداقتو صميميت نزنين بگين خوبه صداقت بچه هاي وبلاگ قابل تحسينه
بچه ها كجاي اينترنت توي سايت ها و وبلاگ ها انقدر بچه ا هواي همديگرو دارن حاله همديگرو ميپرسن فقط يه پردسه تازه اونم به وبلاگ عمو كه نميرسه صداقت اينجا به هيج كجا نميرسه
بچه ها من 5 ساله وبلاگ دارم 5 ساله شب و روز توي اينترنتم 5 ساله عضو درج يكه خيلي از تالار هاي گفتگو بودم ولي به خدا اينجا كم اوردم چرا اينجوري نميگين چرا اينهارو نگاه نميكنين قشنگ نگاه كنيد صداقت بين بچه هاي اينجا تا توي خونه ها توي قلب ها حس ميشه به خدا هيچ وبلاگي اين گرما رو نداره اين حس هارو نداره صداقت اينجا هيچ كجا نيست خدا زيادش كنه الهي آمين
راستي ببخشيد كه زياد شد يه لطيفه:
یارو با احساس يكي بازي ميكنه 0- 3 ميبازه
برره ايه سوار آسانسور ميشه مي بينه نوشته:ظرفيت 12 نفر با خودش ميگه:عجب بدبختيه ها!حالا 11نفر ديگه رو از كجا بيارم!!
یک نفر رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!
معلم:از شاگرد میپرسه: الفباي فارسي رو بگو ببينم. بچه: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت… معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. بچه: ا – بي – سي – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد… معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. بچه: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنج‌تا … معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. بچه: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت…

31 08 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام..عمویی اذیتتون کردم دیشب.عمو باور کنین حالم خوب نبود..حس میکنم اون لحظه تموم غصه هامو ریختم سر شما..دوستت دارم عمو..قده تموم فرشته های بارون..هیشکی تعداد قطره های بارونو فرشته هاشو نمیدونه..
(دخترتون)

31 08 2009
دارینوش

سلام عمویی!!!
وسلام به همه دوستان گلم … من هم با نظر فیاضی عزیزیم موافقم …
بچه ها چرا این اواخر این قدر بهانه می گیریم ؟؟؟
مدام می گیم اینجا دیگه مثله سابق نیست !درسته اینجا دیگه مثله سابق نیست چون حالا دیگه خود عمو اومده و تک تک نظر های مارو می خونند و با جون و دل جوابمون رو می دن …
یه خورده انصاف داشته باشیم …این که میگیم اینجا مثله سابق نیست شاید به خاطره اینه که ما دیگه مثله سابق نیستیم… فکر نمی کنید یه خورده متوقع شدیم؟
بیایید به جای اینکه اینقدر بهانه بگیریم یه خورده رو رفتارمون فکر کنیم… فکر کنیم که اخلاق ما عوض شده یا عمو…؟؟؟
ببخشید قصد نصیحت نداشتم … التماس دعا

31 08 2009
دریا

به نام خدای مهربانی که عمویم را که نه عمویمان به این مهربانی آفرید.
عموی خوبم سلام ….
عمو جون برنامتون روز به روز داره بهتر میشه بزنم به تخته
عمو فقط علی کجاست؟دلمون براش تنگ شده
عمو آقای قلی لپ گلی جربرزه دار که یادتون هست حتما من خییییییلی دوسش داشتم بی نهایت مثل ببلی مثل گلیجان مثل خیلی هایی که شما و گروهتون بهشون شخصیت دادید و حالا پیشنهادم این که با توجه به این که هر مدرسه ای یک مشاور داره آقای قلی لپ گلی جربرزه دار رو به عنوان مشاور بذارید .چه طوره ؟
عمو خیییییییلی پاک و مهربونی خیییییییییییلی .
عمو از خاطره ها گفتم ……..
عمو از خاطره ها تو وبم هم گفتم خاطراتی که حتی شاید شما بعضیهاش رو ندونید ولی من عاشقشون هستم.
پس از شما خواهش می کنم که به وبم بیاید:www.love-amoo.blogfa.com

31 08 2009
بهار

*لطفا در حین خواندن این کامنت چهره من را شطرنجی فرض کنید!*
عمو داریوش عزیزم سلام
من از دیروز تا حالا به اشتباهات خودم خیلی فکر کردم و به چندین نتبجه مناسب رسیدم:
1_اول از همه اینکه فهمیدم تا شما پست جدید میذارید،من خیلی سریع اونو میخونم و اولین فکر و احساسی که تو ذهنم میاد رو تایپ میکنم،بدون هیچ سبک سنگین کردنی!!!
2_دوم اینکه فهمیدم(خدا وکیلی) وقتی از مسائل زندگی روزمره مون ناراحت و عصبانی میشیم،میایم اینجا و همه دق و دلمونو اینجا و در حضور شما خالی میکنیم!!!
3_ سومین نتیجه ام که از همه کوتاهتر ولی مهم تره اینه که:*لطفا طلبکار نباشم و مثل اونا رفتار نکنم!*
*
عموی مهربونم،من اینجا و در حضور همه دوستان نتی عهد میبندم که تا زمانی که اینجا حضور دارم اشتباهات بالا رو تکرار نکنم و از این به بعد عاقلانه ،منطقی و منصفانه کامنت بذارم…قول میدم قبل از حرف زدن فکر کنم!
عموی داریوش گلم،دوستت دارم… منو ببخش و حلالم کن!(میدونم از این جمله خسته شدی)

31 08 2009
فاطمه عيوض زاده

سلام عمو جون
بابا من كه شاخ در اوردم يه آپ تازه!!!!!!!!!!!!
رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود
اين قضيه ي شماست
من عموم رو مي شناسم ديگه الان يه مدت ديگه واسه چند ماه آپ نمي كنيد
آهسته و پيوسته بهتره نه اينجوري!!!!!!

31 08 2009
دریا دوستدار عمو

به نام خالق هستی
سلام به عموی…(خوبم ، مهربونم ، عزیزم ، با صداقتم ، واقعیم!)
عمو از اینکه حرفای زهره رو گذاشتین برا پست اصلیتون منظورتون چی بود؟
عمو شما به دوست داشتن ما شک کردین؟…اگه اینطور نبود هیچ وقت حرفای زهره رو تائید نمیکردین؟
عمو مگه نمیگن که دوست داشتن دل میخواد نه دلیل؟…پس شما الان از ما چی میخواین؟…میخواین که برا دوست داشتنتون دلیل بیاریم؟…میخواین مطمئن باشین که شما رو برا خودتون دوست داریم؟…یعنی واقعاً عمو شما تا حالا به این نتیجه نرسیدین؟…عمو من نمیدونم زهره هر چند وقت به چند وقت بیخودی همه ما رو با هم متهم میکنه…نمیدونم چرا؟…شاید دور و برش آدمایی که شما رو نمیشناسن زیاد دیده؟…ولی این انصاف نیست که شما هم ما رو متهم کنین؟
ما برنامه شما رو به خاطر تفریح میبینیم؟
اگه من به شخصه برنامتون رو برا تفریح میدیدم هیچ وقت برنامتون رو به اردوی مدرسه ترجیح نمیدادم…هیچ وقت برنامتون رو به بودن با دوستام ترجیح نمیدادم…من همیشه دوست داشتم که با عموم باشم تا با دوستام…تا از عموم چیزای خوبی یاد بگیرم…من با برنامه عموم زندگی کردم نه تفریح…اگه قرار بود برنامه تون رو به خاطر تفریح نگاه کنم هیچ وقت به خاطرش این همه سرزنش نمیشدم…هیچ وقت به خاطرش گریه نمیکردم…هیچ وقت با داداشم سر برنامه تون دعوام نمیشد…هیچ وقت هشت سال پای برنامه تون نمیشستم…
راستی عمو مگه اشکال داره که بعضیا به خاطر تفریح برنامه تون رو ببینن؟…کسایی هستن که افسرده هستن و به برنامه هایی مثل برنامه شما احتیاج دارن…چرا میخواین لحظات شاد رو ازشون بگیرین؟…عمو مگه شما نبودین که میگفتین تو لحظه هایی بچه ها رو خندوندم که بعدش حس کردم که چقدر تنهام…
عمو من نگاه کودکانه ام رو به شما مدیونم…البته من از اون اولا هم بچه ها رو خیلی دوست داشتم همیشه دوست داشتم با بچه های زیر پنج سال بازی کنم…الانم همینجوری هستم…ولی الان که هنوزم کودک موندم همراهی کردن شما تو این 8 سال بوده…چند روز پیش با دوستم رفته بودم بیرون و من هر چی بچه کوچولو موچولو میدیم کلی نگاش میکردم و میگفتم آخی ( بَبَ : یعنی بچه)…دوستم بهم میگفت خوش به حالت که نگاه دیگه ای به دنیا داری…خوش به حالت که آدم بزرگا رو نمیبینی…واقعاً هم نمیتونم ببینمشون…چون همین که من داشتم به بچه ها نگاه میکردم دوستم با یکی از هم دانشگاهیاش سلام علیک کرد گفت اون هم دانشگاهیمو دیدی؟…گفتم کو؟…گفت آقای فلان بود دیگه رد شد…گفت مثل اینکه واقعاً تو آدم بزرگا رو نمیبینی!…گفتم اگه دختر بود امیدی به دیدنش بود ولی چون پسره از محالاته که ببینمش…عمو من خودم به شخصه این شرم و حیا رو از شما یاد گرفتم…شمایی که وقتی یه دختر بچه زنگ زده بود شانسی ازش پرسیدین که خواهرت چند سالشه؟…اونم گفت:26 سالشه…دیدم که چجوری شدین…وقتی خواستین با مامان و باباش حرف بزنین خونه نبودن مجبور شدین با خواهرش حرف بزنین…شرم و حیایی که موقع صحبت با خواهرش رو داشتین از صد فرسخی معلوم بود…من اینا رو از شما یاد گرفتم یاد گرفتم که راه به راه تو صورت این و اون که نامحرمن نگاه نکنم…ولی هیچ کس نمیفهمه که اینا به خاطر شماست…شمایی که 8 سال ما رو تنها نذاشتین تا ما منحرف نشیم…
هیچ وقت نخواستم که با داشتن وبلاگ بهتون ثابت کنم که دوستون دارم…همیشه با دعا کردن براتون برای خدای خودم ثابت کردم که دوستون دارم…مهم نیست اون یکیا چی فک میکنن مهم اینه که من همیشه عمومو دوست داشتم و دارم…در ضمن اگه ما شما رو برا خودتون دوست نداشتیم هیچ وقت برا سلامتی و موفقیتتون براتون صلوات نمیفرستادیم…
فک نکنم کسی از طرفدارای عمو باشه که به قول زهره خانم شماره شما رو پیدا کنه و بخواد تو اینترنت پخشش کنه؟…اگرم اینطوری باشه اونا خودشون اشتباه کردن که به هر کسی اعتماد کردن…تازشم همین زهره خانم نبودن که شما هر کاری میکردین براتون وبلاگ درست میکردن…را به را وبلاگ…چه معنی میده…در صورتی که هیچ کدومشم نمیتونستن مدیریت کنن…عمو بچه ها کاری کردن که هر کی وبلاگ نداشته باشه یعنی شما رو کمتر دوست داره…ولی شما نباید بذارین؟…مگه شما نبودین که با وبلاگ داشتن مخالف بودین پس چرا مسابقه وبلاگ نویسی راه میندازین؟…عمو تو رو خدا یه چیزی بگین؟
عمو دیروز از وقتی که این پست آرزوی خواهش و دیدم کلی بهم ریختم…کلافه شدم…از اینکه این حق من نبود…این انصاف نبود…
عمو بازم میگم که دوست داشتن دل میخواد نه دلیل؟…من نمیتونم بشینم برا کسایی که هیچی از دنیای کودکی نمیفهمن توضیح بدم که چرا عمو رو دوست دارم؟…در ضمن اینجا کسایی هستن که همش دارن ادعا میکنن که شما رو یه جور دیگه دوست دارن…شما رابطه تون با اونا یه جور دیگه اس!…عمو یعنی چی؟
راستی ببخشید که این نظرمو تو پست خودش نذاشتم…چون من دیر متوجه شدم و قرار نبود بیام ولی دیگه نتونستم طاقت بیارم و این حرفا رو بهتون نگم.
تازه عمو اینجا قبل از اینکه شما بیاید و جواب بچه ها رو بدین خانم جویکار که نظرای ما رو تائید میکردن خیلی خوب بود…بچه ها همیدیگرو بیشتر دوست داشتن…شما یه چیزی میگفتین و همه درموردش نظر میدادن…ولی الان چی؟…همه دارن متهم میشن…همه میخوان به نوعی از خودشون دفاع کنن…من خودم به شخصه تو هیچ کاری دخالت نداشتم ولی باید بیام و از خودم دفاع کنم برای کاری که نکردم…من دوست ندارم اینجا اینجوری باشه…دوست ندارم…
راستی عمو من هر وقت کلمه word press رو میبینم یاد خرمگس لعنتی میوفتم…

31 08 2009
فاطمه عيوض زاده

فدات شم عموييييييييييييييي
دعا كن همين امروز قراره جواب آزمون رو بدن!!!!!!!!!
شوست دارم عمو ي مهربونم
برنامه ي ديروز قشنگ بو ولي چون زنده نبود نچسبيد!!!!!!!!!
چسب زاضي رو به شما پيشنهاد مي كنم
باي

31 08 2009
رامیناحسینی

سلام عمو جون
باحرف سحرموافقم…..برنامه خیلی قشنگ میشه وقتی بابچه های استدیو بازی میکنین و مسابقه میذارین وشوخی میکنین….از اولشم موافق بودم بااینکار…اما حیف که وقت برنامه تون کمه!!!!!!!!!البته شما هرروز اینکارو میکنین… برنامه تون هم خیلییییییییییییییییییی قشنگه…..
از شماو تمامی همکاران محترمتون هم سپاسگزاریم….

واایی وای وای وای وای واییییییی خدامرگم آغازپایان جان توروخدا از این پیشنهادا نکن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

عموجون بلاخره به نظر من تو این خونه اهمیت داده شد!امروز بندرترکمن نمیریم!ومن میتونم برنامه امروز و ببینم!هوراااااااااااااااااا

دوستتون دارم
دست علی یارتون خدانگهدارتون×××

31 08 2009
نرگس احمدی

به نام خدایی که مهربونترین عمویه دنیاروتوبهترین ماهش به ماداد… سلام عمویی مهربونم باشه عمو اگه دوست ندارید نگید منم قسمموپس میگیرم..هروقت بچه ها اومدن پیشتون ازشون میخوام از خودتون بپرسن….عمویی ابجی فرزانه ازم خواست ازتون تشکرکنم که برایه باباش دعاکردید خداروشکر حاله باباش خوبه وعموجون ابجی شیوامیخواست بیاد ولی چون حاله مامانبزرگش بدبود نتونست ازم خواست بهتون بگم دلش برتون تنگ شد ودوستون داره واگه تونست حتما میاد وواستون مینویسه عمویی یه خوابه قشنگ دیده بود درباره شماکه خودش بیادبهتون میگه… خب حالا شعاره همه برادرزاده هایه عمو*:دست به دست هم دهیم به مهر دستنوشت عموروکنیم اباد*(منظورم ازابادمثله قدیما شادوصمیمی بنویسیم)..خب عموجون خیلییییییی دوستتون دارم انقده زیاد که فقط خدااندازشومیدونه…دیگه میخوام باابجیام حرف بزنم شمادیگه ازاین به بعدشو نخونیدچون چشمایه قشنگتون اذیت میشه عمویی.*برادرزادتون نرگس که عموشو فراموش نمیکنه هرگز*..ابجیا، ابجی شیوا ازم خواست بهتون بگم دومین ختمه قرانو به نیته سلامتی وبراورده شدنه ارزوهایه عمویه یکی یه دونمون میخواد بذاره هرکدوم از ابجیا یه جز بخونه بچه ها برید به وبه ابجی شیوا وثبت نام کنید اینم ادرسش:ابجی مشکات منم بهت تبریک میگم حالا همه باهم هوراااااااااااا…..ابجی فاطمه ممنونم من که دیگه تصمیم گرفتم شادباشم چون عموگفته باورمون داره …رامیناجون ازتوهم ممنونم این شعرم درجوابه شعرت رامینا شادی کن که من اومدم …ابجی تینابازم بهت زیارت قبول میگم..ابجی فیاضی انصافا دیشب که داشتم فک میکردم من یکی که واقعاعمورو کچل کردم اخه ماخیلی میترسیم عمو ازمون دلخورباشه واسه همین بچه هاهمش تند تندعذرمیخوان..ولی انصافا اون پسته منویه دوربرد اون دنیا…اغازپایان:ابجیمی دیگه؟اخه واقعاصمیمیت کم شده بچه ها اینو میگن که به خودمون بیایم ومثه قبل شیم،ولی قبول دارم صداقتش کم نشده ونمیشه…مائده جون ازتوهم ممنوووووووووونم ابجیا خیلی گلید..*ابجیتون نرگس که ابجیاشو فراموش نمیکنه هرگز*

31 08 2009
بهار

و امـــا دیدگاه اصلیم درباره این پست(لطفا دیدگاه های قبلی نادیده گرفته شوند!)
اول از همون بالا ی بالا شروع کنم: چراغ راه! عمو چه عنوان قشنگی! اما آرایه ایهام داره،ما چراغ راه شماییم یا شما چراغ راه مایی؟ فکر کنم ببشتر شما کمتر ما!
بعد عکس: بابا خلاقیت….بابا هنر……بابا فتوشاپ…..بابا کره زمین…..بابا گرافیست!
خیلی قشنگه،همه دنیا دارن دورت میگردن!!!
بعدنوشتتون:عموی گلم،کی گفته؟؟ همه ی ما محبت و تمام عشقی رو که تو قلب مهربون و کوچیکته رو میفهمیم،و همه شو از این فاصله دریافت میکنیم! الهی قربونت بشم،اونجایی که گفتی به همین ماه عزیز،چقدر معصومانه گفتی،چهره ات اومد تو ذهنم!
بله عموی گلم کار سختی انجام میدی،و اگه خسته هم شده باشی حق داری! شما هم یه نفری دیگه!اما فقط آدمایی که روح بزرگی دارن اینطور بی دریغ محبتشونو نثار میکنن….خیلی بزرگوار و معصوم هستی!
و بعد برنامه: برنامه عالیه…..محشره……حرف نداره!از همه مسئولین برنامه تشکر میکنم! حتی دکور برنامه هم به نظر من جا افتاده؛و نباید عوض بشه.
اما اونجا که گفتید من فقط مجری ام،منظورتونو نفهمیدم! یعنی فقط درباره اجرای شما نظر بدیم؟ یادمه قبلا عنوان کرده بودید که یکی از نویسنده هام هستید که…. در هر صورت شما هر عاملی تو اون برنامه باشی بدون که: بهترینی….زیباترینی…..مهم ترینی……اول برای من عمو داریوش ترینی وبعد هم عمو پورنگ ترینی!
بی نهایت دوستت دارم عمو داریوش عزیزم
به امید دیدار

31 08 2009
مبینا

به نام خدا
سلام…عبادت قبول
همین اول به خاطر طولانی شدن این کامنت عذر خواهی میکنم و همینطور از این که می خوام رک حرف بزنم…
عموجون من به شما کاملا حق میدم.منم اگه جای شما بودم خسته میشدم…
بچه ها مگه قول نداده بودید کامنت های طولانی ننویسید؟ مگه قول نداده بودید قوانین رو رعایت کنید؟
منظورم عده ای از شما ها هستید…آخه هر چیزی جایی داره…خیلی ها سوالاتشون رو توی پست های مختلف
میذارن…خیلی ها طومار مینویسن…خب عمو اینجوری خسته میشن نه به خاطر ابراز محبت زیادی ما
عمو خسته میشن چون همه روز پخش زنده دارن و فقط روز جمعه رو میتونن راحت استراحت کنن که بازم
نمیشه گفت را حت چون آخر هفته باید به کامنت ها جواب بدن…شما ها خودتون رو بذارید جای عمو و بعد
ببینید حق باکیه؟ یه ذره منصفانه رفتار کنید…راه دوری نمی ره
در پناه حق…

31 08 2009
محمدهادی

چرا عمو جواب کامنت های من را نمی دهد؟
من از شما درخواست کردم که یه سری به این جا بزنید….
ما نیمی از طرفداران شما و دوستداران تون رو اینجا حمع کردیم فقط میخوایم یه سری بزنید…
http://dadashi.mihanbb.com/

عموپورنگعمو پورنگ : سلام ممنون از شما قبلا هم گفته بودم ولی مثل اینکه کسی گفته های منو باور نکرده است به ناچار دوباره خیلی ساده و صمیمی می خوام بگم که من به غیر از این وبلاگ جای دیگه ای هم نیستم که بخوام با شما در ارتباط باشم و اگر این طور باشد حتما لینک آن را برایتان در این وبلاگ خواهم گذاشت از اینکه از طریق پیامهای مهربانه تون منو مورد لطف خودتون قرار می دهید متشکر و سپاسگزارم شما خیلی تو این فرومی که راه انداختید زحمت کشیده اید اما من نمی تونم به بچه ها توصیه کنم اونجا بیان چرا که من فقط در همین وبلاگ می تونم شخصا مدیریت داشته باشم چه اشکالی داره همه تون بیایید اینجا دور هم جمع شویم ؟ سایر دوستان هم در این باره حتما نظر بدهند ممنون از گل پسرهای زحمت کش و دوست داشتنی به ویژه محمد هادی عزیزم توصیه می کنم این مطلب را حتما بخوانید کلیک کنید

31 08 2009
حسنا حسینی

لام عمو.
.
.
باشه.
.
.
عمو جون ببخشید ها اما مقصر خودتونین … عمو جون از اول خیلی تند رفتی.
..
.
من از همون اول هم بهتون گفتم … اما متاسفانه گوش نکردین …عمو من وقتی حرفی میزنماز رو دلسوزی
و برای خودتونه … همین …

31 08 2009
حسنا حسینی

واییی ببخشید ….. خواستم بنویسم … سلام .

31 08 2009
حسنا حسینی

عمو اون باشه مال قسمت دوم حرفاتون بود…. فوق برنامه !!

31 08 2009
بهار

**دوستان عزیز خودم**
از همه تون معذرت خواهی میکنم؛میدونم مسبب خیلی از خراب کاری های اینجا منم،و خوب احساستونو درک میکنم. از من به دل نگیرید،جبران میکنم….قول!
معذرت میخوام از:
*فیاضی* عزیز:روشنم کردی،ممنون!
*؟؟* گلم
*آغاز پایان* مهربونم:ببخش تورو خدا!
*مائده* دوست خوبم
*همای عمو*
*شیرین* عسلم
*ژاله* خوبم
*آسمان* دوست داشتنیم
*رامینا حسینی*
*تاجیک*مهربون
*مشکات بهدادفر*
*مریم*
*نسترن*
*زهره*
*عارفه*
*و شیوا محجل*
*نرگس احمدی*
*شیوا دهقان*
*پریسا*
همه ی دوستان گلم که اسمشون تو خاطرم نیست…منو ببخشید!
این تقدیم به همه:

31 08 2009
رامیناحسینی

آغازپایان عزیزم پیشنهادتون منظورم بستن وبلاگ عمو بودا….
بالطیفه موافقم….لطیفه هات خیلی قشنگ بود…ممنون
من یکبار به یکی از بچه ها اتفاقا گفتم که جوک هم بنویسیم….بهم گفت تو خودت جوکی ! جوک نمیخواد بنویسی…………….

یکی ماشین مدل بالا میخره میره باهاش مسافرکشی…
3تا مسافرسوار میکنه.اولی به مقصد میرسه ومیگه نگهدار.راننده میپرسه تو از این ماشینا داری؟ میگه نه!راننده میگه پس بشین. دومی به مقصد میرسه ومیگه نگهدار.راننده میپرسه تو از این ماشینا داری؟ میگه نه!راننده میگه پس بشین.
سومی به مقصد میرسه ومیگه من از این ماشینا دارم نگهدار.راننده:قربونت.بگو ترمزش کدومه؟
(شرمنده…. لطیفه بسیاااااااااااااار قدیمی بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!! )

خانوم؟؟عزیز ممنون گفتین یکی معصومه داریم….نمیدونم چرافکرمیکردم2تاهستن!

اینم واسه **معصومه** جونمممم
اگر فکر میکنی که میتوانی … به یقین میتوانی…اندیشه تو من حقیقی تو…وجود حقیقی توست…

دوستتون دارم…
موقع برنامه عمو امروز بهتون خوش بگذره…
**لبخند بهانه ایست برای زنده ماندن…لحظه هایتان سرشاراز این بهانه باد…**
خدای مهربونی ها وشادی ها نگهدارتون

31 08 2009
مائده

به نام خالق تموم مهربونی ها …
سلامممممممممم عموی مهربونم … خوبید ؟
بچه ها من نبودم جام خالی بود مگه نه ؟ (چشمک )
بگین آره دیگه پیش عمو از خودم تعریف کردم !!!(شوخی )
عمو جون خسته نباشید … خدا قوت !! عمو اون قسمت اول آپتون رو که ازمون تعریف کردید چند باری خوندم … عین این تعریف ندیده ها !!!(خنده )
بین این همه جمله ی قشنگ چرا بعضی ها فقط کلمه ی (خسته شدم ) رو دیدن ؟
ولی من که کلی خندیدم وقتی گفتید : «بابا خسته شدم انقد کامنت خوندم » … کاملا حق دارید … ولی من خسته نشدم انقد کامنت نوشتم … این یعنی این که قرار نیست از رو برم و کمتر کامنت بذارم …(خنده )
آهای ملت … من واسه عمو کامنت نذارم واسه کی بذارم ؟؟ آخه برم کجای دنیا عموی به این ماهی پیدا کنم ؟ باور کنید تکه … عمو رو میگم لنگه نداره … عکس اون بالارو ببینید یعنی این که یه دنیاست و یه عمو پورنگ …
عموی واقعی من نه ساله منو ندیده اسمم فکر نکنم یادش باشه … اونوقت من روزی ده بار میام اینجا میگم : عمووووووووووووووووووووووووو… (خنده )
الان یه کوچولو دلم برای عمو سوخت … فکر کنم دیگه اسم منو که تو کامنت ها میبینه گریش میگیره ..
آخی طفلکی عمو …
اما میبینید بازم تائید میکنه … انقدر این عمو فوق العادس آدم نمیدونه چی بگه ؟؟؟ کلمه ها این جور وقتا کم میارن … بعد یاد اون شعر میوفتم … میگم هدیه به عمو چی باشه ….؟؟؟ شاید یه جمله مثل دوستت دارممممم …(این جمله ی آخریرو با جیغ بخونید )
عمو راجب (چراغ راه ) باید بگم به قول یه خواننده ی محبوب : تو آسمون دله من خورشید بی غروبی تو …
یه چراغ شاید فقط اطرافشو روشن کنه اما شما تو آسمون ما بچه ها خورشیدی هستین که تا قیامت غروب نمیکنه و از نور بی دریغش هست که مامیتونیم زیبایی ها رو ببینیم … حرفاتون واقعا همونخورشد هست … درسته نور خورشید باعث میشه بتونیم با چشم سرمون ببینیم … نور حرفای شما و راهنمایی ها و دلسوزیاتون باعث میشه … چشم دلمون ببینه … ببینمه که میشه توی همین شلوغی ها و هرج و مرج های هزاره ی سوم قلبمونو با پاکی و عشق آشتی بدیم … ببینه که لحظه ی دعا چقدر آسون میشه دلو پرواز داد و به اوج آسمون رسوند ….
از طرف خودمو همه ی بچه های اینجا و همه ی بچه های دیگه ای که بین ما نیستن ولی دلشون پیش شماست میگم : تا قیامت آسمون ما رو از نور خودت دریغ نکن … ما ها از شب و تنهایی میترسیم ..
فکر کنم زیادی ادبی شد نه ؟؟؟ (خنده )
یه ستاره کوچولو که از دوردورا به همتون چشمک میزنه مائده

31 08 2009
کوثر

سلام…کمی اینجا احساس بلانسبت کلم بودن می کنم…حرف خاصی ندارم…ایشالله سری جدید برنامه بهتر از سری های قبل.موفق باشید و التماس دعا

31 08 2009
آغاز پايان

بچه ها دوستاي خوبم چرا با هم دعوا دارين
ترو خدا بس كنيد يه كم آرو تر
دريا دوستار عمو اين چه حرف هايي كه ميزني زهره دوست ماست يه كم ناراحت بوده بايد دلداريش بدي نه
اينكه با هاش دعوا كني بابا يه ذره آروم به خدا زشته يكي بياد اين كامنت هارو ببينه چه فكري ميكنه
باخودش ميگه اين ها طرفدارهاي عموپورنگن
من به خاطر عمو گفتم وبلاگ بسته شه بازم كه دارين فكر دلتنگي خودتون رو ميكنيد پس عمو چي ؟؟؟؟
يه هفته فقط يه هفته وبلاگ بسته باشه هم عمو استراحت ميكنه هم ما بيشتر راجع به هم ديگه و كامنت هامون فكر مينيم
اينطوري بهتر نيست نه عمويي بد ميگم ؟

31 08 2009
آغاز پايان

يه لطيفه : یه گروه 100 نفری میره اورست فقط یه یارو زنده بر می گرده میگن آقا انگیزتون چی بود.میگه: والا من اینا سرم نمی شه بار خورد ما هم رفتیم..

یه یارو بی هوا از خونه رفت بیرون خفه شد مرد.

یه یارو وارد ورزشگاه میشه با یک آشنا دست می ده تو رودرواسی گیر می کنه با 120هزار نفردست میده

31 08 2009
زهره ص.ر

عموی گلم سلام خسته نباشید.
درباره ی متن تون اومدم با بچه ها یکم صحبت کنم:
دوستان عزیز سلام
دفعه ی پیش که باهاتون صحبت کردم یه خورده تند رفتم
اما دیدم فایده نداره
این بار اومدم به اون تندی کمی محبت اضافه کنم شاید کار ساز شد
خیلی از شماها سوال تون اینه که واقعا نویسنده ی این وبلاگ
عموپورنگ خودمونه؟
آره بهتون حق میدم که چنین سوالی براتون ایجاد بشه
آخه ماازوقتی که پامون رو گذاشتیم توی اینترنت
وبلاگ های زیادی که نام نویسنده شان داریوش فرضیایی بود رو دیده ایم
اما ازتون خواهش میکنم کمی فکر کنید اینکه اینجا مال عموپورنگه
که کاملا درسته چون وابسته به سایت رسمی عموست-amoo.ir-
اما اینکه نویسنده ی وب عموپورنگه یا همکاران وی سواله؟
یادم میاد اوایل که این وبلاگ ساخته شد
متن ها رو عمو می نوشتند و خانم جوکار (یاجویکار) اونا رو به ثبت می رسوندند
البته اون موقع ها عمو جون این موضوع رو خیلی راحت اعلام کردند
اما حال تنها نویسنده ی این وبلاگ عموپورنگه دیگه احتیاج نیست
که باورنکنید اخه اگه غیراز این بود عمو توی این ماه مبارک حتما می گفتند
درضمن من بهتون یه توصیه میکنم :
هرگاه احساس کردید که
جواب سوالی رو نمی دونید
یا احساس کردید سر دوراهی قرار گرفته اید:
از خداجون کمک بخواهید و سپس به ندای قلبتان(ندای درونتان)
گوش بسپارید مطمئن باشید که خداوند کمک تان کرده
و پاسخ پرسش تان را به صندوقچه ی قلبتان ارسال کرده
و مطمئن باشید که اگر روزی عمو دیگر نویسندگی این وبلاگ رو
کنار بگذارد حتما قلب تان خبرتان خواهد کرد.
شرمنده عموجون طولانی شد
باید حرفام رو میزدم
دوستون دارم قد مهربونی هاتون

این عکس هم برای این نظره:

عموپورنگعمو پورنگ : سلام ممنون از شما مطمئن باشید و به همه دوستان هم بگویید اینجا نویسنده اش خود من هستم داریوش فرضیایی روزه و نمازاتون قبول الله توصیه می کنم این مطلب را حتما بخوانید کلیک کنید

31 08 2009
نرگس احمدی

راستی عموجونم یادم رفت بگم من که برنامه شمارو دیدینی شمارو به عنوانه مجری نمیبینم مثه عموم میبینم که هرروز میاد واسه برادرزاده هاش کلی حرفایه قشنگ میزنه،عموفرق نمیکنه شماهرکجاکه باشید کارگردان هنری،نویسنده عمویه ماییدوتوقلبه مایید..عموفوقه برنامه قشنگه ولی راستش دیروز بااینکه مثله برنامه هایه قبلتون بود ولی چون زنده نبود یه جوری بود انگارشماهمون لحظه باهامون حرف نمیزدید ،دست تکون نمیدادیداین کلمه زنده پایینه ارمه شبکه یک جادومیکنه عمویی…عموفقط دکورتون تیرست عمو منم ازهمه همکاراتون بخصوص اقایه علیپورتشکرمیکنم هیچوقت یادم نمیره ساله پیش که شماداشتید میرفتید اقایه علیپور حرفه دله همه برادرزاده هاتونو به شما گفت ای کاش میشدازشون تشکرکنم…خب منم چندتالطیفه بگم؟رامینا دوستت راس میگه توواقعا جوکی ،رامینامیگم باهمکاری متین برو یه مجموعه کتابه مامیتوانیم چاپ کن..خب اول لطیفه معروفه عمورومینویسم کی بلده؟؟؟یه مرده میخوره به نرده برمیگرده(اااااا پس چراهیچکس نخندید حالا اگه عموتعریف میکرد همه ازخنده روده برمیشدن)
خب حالا لطیفه هایه خودم:معلم:حسن بگو ببینم حمام چندبخشه؟حسن:اقا اجازه دوبخشه،زنانه مردانه
2_خریدار اقاپول ده تاموز به شمادادم پس چرایکیش کمه؟فروشنده:یکیش خراب بود من براتون انداختمش دور(بابا بخندید دیگه……)
3_معلم:حسن بگوببینم،شاه عباس چطورپادشاهی بود؟حسن هرچی فک کرد نتونس جواب بده واخرگفت:میدونید چیه اقا،اصلا خوب نیس پشت سره مرده حرف بزنیم
4_روزی یه اقایی میره مهمونی وقتی میخوادبرگرده میبینه کفشاش نیس باخودش میگه:اااا.. من کی رفتم؟
ببخشید اگه بی مزه بودن..ابجی بهار این حرفاچیه من باید معذرت بخوام..وای الان عمو بازم میگه ایناشروع کردن..دوستت دارم عمویی زیاااااااد…اینم ادرسه وبه ابجی شیوابچه هاحتما برید
http://amoojoon1352.blogfa.com/

31 08 2009
بهار

سلام. عموی گلم یه اس ام اس:
یه نفر روزه میگیره از حال میره از پذیرایی در میاد!
(خنده) عمو جون حقا که شاگرد خودتونم.
از دلتون در اومد؟؟؟
من که از رو نمیرم.کم نمیارم!
______________________________________________________________________________
پس حالا یه ام ام اس برای عموی خودم. عمو جون خودم ساختماااا،با یه دنیا عشق:

در اومد؟؟؟
دوستت دارم:خیلی خیلی خیلی…
______________________________________________________________________________
مائده* چقدر کامنتت قشنگ بود…کیف کردم! راست میگی واقعا عمو تکه:
با گذشت…بزرگوار….صبور…..مهربون……مومن……معصوم…….شیرینی…….عسل…….زولبیا بامیه
(پاچه خواری نبودا،بچه چی میفهمه پاچه خواری چیه؟ از ته دل بود.)
عمو در اومد؟؟؟ درش بیار دیگه!
فعلا،بای

31 08 2009
حدیثه حقیقت خواه**فقط خدا**

سلام عمو جان
امروز داداشم یه چیزی گفت که من هنوز دارم میخندم!!!!!!!!!!!!!!
گفت:عمو شبیه…………….من گفتم بیچاره اون بازیگره زنه(خارجی بودو معروف)
فکر میکنم دومین باریه که از ته دلم میخندم!!!!!!!!!!!!!!
با خودم عهد کردم فقط از این راه بهتون بگم
واقعا یعنی ارزش داره من این همه راه بکوبم بیام اینجا!!!!!!!!!!!!!!!!!!
لطفـــــــــــــــــــــــــــــــا تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــایید نکنید

31 08 2009
مائده

به نام خالق تموم مهربونی ها …
سلامممممممممممممممممم عموییییییییییییییییییییییییی
هوراااااااااااااااااااااااااااااا
الان جیغ زدم یه جیغ وحشتناک … فکر کنم دو سه تا از همسایه هامون سکته کردن …..
همین الان نرگس اس داد گفت کامنت من … من حقیر …. منی که از همه کوچیکترم … من خوشبخت …
برگزیده شده …
خوب عمو نکن این کارو … نمیگی قلب من با باتری کار میکنه از خوشحالی میمیرم …
الان عمو میگه : طفلکی تا حالا هیج جایی به کامنتاش بها داده نشده بوده … کمبود محبت داره که انقد ذوق کرده … (خنده )
وایییییییییییییییییییییییییی …..
یکی منو بگیره … الان زدم تو صورت خودم ببینم بیدارم … انقدر محکم زدم درد میکنه!!!

من الان واقعا نمیدونم چی بگم … فقط میگم سپاس گذارم … شرمنده ام …

و الان دارم از خوشحالی سکته میکنم …

باورم نمیشه این همه خوشبخت شده باشم … یعنی عمویی که تا 1 ماه پیش آرزوم بود فقط فقط یه خط از نوشته هامو بخونه الان انقدر به حرفای بی سر و تهم بها داده …

خیلیییییییییی ماهی عمووووووووووووووو …..

دوستتون دارم …. هم خودتون رو دوست دارم هم لپ تاپتون …. ایشالله هیچ وقت هنگ نکنه ( خنده )

فعلا … التماس دعا !!!
یا حق

31 08 2009
??

سلام
چه اتفاقات جالبي اينجا افتاده..هنوز اين بحث تموم نشده؟
آغاز پايان چه لطيفه هاي بامزه اي نوشتي
خانم تاجيك شما كه از صميميت حرف مي زنيد..و دنبال صميمت هستيد پس چرا كامنت هاي قبلي منو نخونديد؟..كوتاهي از من نيست..خطاب شما با نام مرموز نشان دهنده همين امر است
مشكات خيلي خوشحالم كه از شك بيرون اومدي..ديگه راستي راستي داشتي دست پوآرو،مارپل و كاراگاه علوي رو از پشت مي بستي
خانم فياضي ممنون كه دعامون كرديد
.
.
نمي دونم..فقط مي خوام يه چيزي رو از همه بپرسم..اينكه واقعا مفهوم دوست داشتن اين بود؟
مفهوم دوست داشتن اين بود كه تا عمو يه بار جوابمون رو نداد يا يه حرف خاصي گفت خيلي زود موضع بگيريم و انگشت اتهام به طرف عمو بگيريم؟
مفهوم دوست داشتن اين بود كه عمو رو انقدر محكوم كنيم؟
..*عمو پورنگ *بودن خيلي سخت تر از اونيه كه فكرشو مي كنيم… يه چيزي رو مي دونيد؟من يه ثانيه ام نمي تونم جاي عمو باشم..براي اينكه نمي تونم تحمل كنم انقدر محكومم كنن..انقدر زخم زبون بهم بزنند..
واقعا مفهوم دوست داشتن اينه؟؟؟

31 08 2009
رامیناحسینی

سلام مائده جوووونم
کامنتت برگزیده شد…………..واقعا عالی بود
به افتخار دوست جون خودمممممم ابراز احساسات شاده شاددددد…..
دست دست دست دست دست دست دست دست
دست دست دست دست دست دست دست دست
دست دست دست دست دست دست دست دست
دست دست دست دست دست دست دست دست
دست دست دست دست دست دست دست دست
دست بزنید دیالا…

————————————————————
نرگس جونم سلام
اون دوست که میگم همین ژاله بود…..!!!!!!!!!!!

گل گفتی نرگی جونم باشه من و متین و معصومه….کتاب ما میتوانیم…
ممنون از پیشنهادت…
من برم نوشتن کتابمو شروع کنم!

31 08 2009
مبينا

با سلا دوباره و خسته نباشید…
عمو من کاملا قبولتون دارم.
ببخشید یه سوال میدونم اینجا جاش نیست اما مثل اینکه به این جا بیشتر سر میزنید:
مگه قرار نبود جواب کامنت ها رو آخر هفته بدید؟خب پس چرا الآن میدید؟
بازم ببخشید…درپناه حق
دوستدار همیشگی و ابدی شما مبینا

31 08 2009
مشکات

اقا ……….عز یز ………..جناب …………..من نمی دونم چرا اینجا همه چیز رو با هم قاتی میکنید ………..

اخه کی ما چنین حرف ها یی رو به عمو ی خو شگلمون زدیم ……..اینکه عمو شما دوست ندا ر ین ما کامنت

بذا ر یم ؟

این یه دفاعیه هست از همه ی بچه های ناز اینجا عمو یی جونم ………

عمو دار یوشم اگر شما بگید خسته شدم از اینکه این همه کامنت خوندم ……….اون وقت ما بچه های اینجا میگیم عمو یی جونم خدا قوت خسته نباشید ما سعی میکنیم کامنت هامون رو خلاصه تر کنیم اما جذاب تر ……

عمو دا ر یوشم وقتی شما میگید من از همه ی محبت ها و دوستی های شما ممنونم ………اون وقت ما بچه های اینجا میگیم عمو جونم ما هم ممنو نیم از محبتتون و می دونیم که تک تک ما براتون عز یز و مهمیم و میدونیم که اون قلبه مهربون و گنجیشکیتو ن همش واسه ما می تپه ………

عمو دا ر یوشم وقتی شما بگید من جز این وب سایت جای دیگه ای نیستم ما …………..اره ما و همه ی دوستای گلم اینجا میگیم باشه عمو یی جونم ما فقط اینجا دوره هم جمع میشیم و واسه بهتر ین عمو ی دنیا فقط اینجا پیام میدیم ………

همه ی این ها رو عمو اینجا گفتم تا بگم کی گفته بچه ها خلاف حرف های شما رو متوجه شدن .نه عمو ی نازم بچه ها تمامه حرفاتون رو با تمامه وجودشون درست متوجه شدن ……….و اگر هم کسی چیزی گفته فقط و فقط وفقط از روی عشق و علاقش نسبت به شما گفته که نکنه یه وقت تنها مون بذا ر ین که مطمئنم هیچ وقت پشتمون رو خالی نمی کنین …اخه عمو ی ما بهتر ین عمو ی دنیاست اینو همه میدونن ……..

عمو دا ر یوشم دوستت دارم یه دنیا ………نه یکی ….نه دوتا ..هزار تا ………….(((مشکات بهداد فر )))

31 08 2009
تينا رادفرنژاد

به نام خداي مهربون دوست داشتني *
سلام به بهترين عموي دنيا :(نماز روزه قبول )
عمو جون ممنونم كه هميشه به فكر ما هستين .عمو بهتون حق ميدم كه (خسته شدين البته به شوخي كه خودتون گفتين ها ) بخواين اين همهههههههههه كامنت ها را بخونيد و جواب بدين واقعا خسته نباشيد تازه بعض از كامنت ها هم كه ماشالله طولانييييييييييييييييييييييييييييييييييييي من كه ميخوام بخونم چشمم درد ميگره. اخي عمو جون..، عمو جون جونم امروز ميبينمتون . راستي عمو چراغ راه خيلي خوب بود جالب بود
التماس دعا.
(برادرزاده شما تينا )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام ابجي سميه عزيزم خوبي دلم برات تنگ شده بود .نه بابا اين قدر هم كه ميگي دعام نميگيره عزيزم .
من تابستون نميرم مهدابجي اما از ستايش خبر دارم خوبه هر روز بهتر از ديروزشه خداراشكر .
دوستت دارم ابجي جونم التماس دعاي فراوان .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام ابجي فياضيگل ممنونم عزيزم .دوستت دارم .

31 08 2009
تينا رادفرنژاد

به نام خداي مهربون دوست داشتني *
بازم سلام :
عمو با اجازه تون چند كلام حرف دارم البته با بچه ها :
بچه هاي خوب .اجي هاي خوبم … بياييد به هم يه قولي بديم 1- بيايد قول بديم : اگه غصه اي داريم براي عمو ميخوايم بگيم بريم تو سنگ صبور حتي شادي هم داريم بريم تو سنگ صبور عمو جون اين سنگ صبور براي همين درسته كرده اگه دلمون گرفته ميخوايم به عمو جون عموي خودمون ميخوايم بگيم بريم سنگ صبور حالا تاييد شدنش علاقه هر فرديه كه دوست داره تاييد بشه دوست داره تاييد نشه (البته اگه شاديهامون به عمو بگيم خيلي بهتره ) ميدونييد چرا اين و گفتم اخه بعضي ها فقط فقط از غصه هاشون ميگن .اگه خودتون بوديد و يه نفر بيادفقط فقط از غصه هاش بگه چقدر ناراحت ميشي ؟ خوب معلومه خيلي ،پس از شاديهامون هم به عمو جون بگيم . تا عموخوشحال بشن .(اينو به ان دسته افرادي ميگم كه غضه هاشون را توي هر كامنت عمو ميگن )
2-بيايم قول بديم: اگه عمو حرفي زده تو كامنت هاشون ما به بد نگيرم بيايم اول كامنتو با ارامش بخوينم بعد واسه عمو جون بنويسيم ، نه اينكه هنوز نخوانده هنوز مفهوم كامنت عمو را متوجه نشديم بريم بنويسيم بچه ها عمو دوستمون دارن و هيچ وقت ازمون خسته نميشن اگه خسته ميشدن نميامدن واسمون بنويسن نميامدن به تك تكمتون جواب بدن نيامدن تو سنگ صبور حرفامون گوش بدن و…. چرا بايد اين فكر بكنيم چرا ؟؟؟ يادتون عمو ميخواستن براي يه مدت طولاني برن و با برنامه توليد برگردن يادتون همه همه امديم دست به دست هم داديم و گفتيم عمو برنامه توليدي نه، برنامه زنده ميخوايم يادتون ؟ حالا عمو با يه برنامه زنده زنده برگشتن چند ماه هم طول نكشيد ن امدن ، پس عمو دوستمون داره ازمون خسته نيست .درسته ؟
3- بيايم قول بديم : كامنت هامون طولاني نشه تا جايي كه ميتونيم كامنتهامون كم باشه تا عمو چشمشون اذيت نشه اخه بعضي ها ميان يه طومار واسه عمو مينويسند .خودتون هم اگه ميخواييد از بچه ها را بخونيد چشماتون دو دو ميزنه ديگه واي به حال عمو جون … . بچه ها بعضي ها واسه اينكه عمو جوابشون بدن ميان اين جا. مينويسن عمو چرا جواب كامنت منو ندادي آخه چرا ؟بيايم به هم قول بديم واسه عمو بنويسيم نه به عنوان جواب.عمو خودشون هر جور صلاح بدونند به كامنتهاتون جواب ميدن . تازه من ميبينم يه سري از بچه ها خيلي ميان نت، ما بچه ها البته يه سري از بچه ها قول داديم سفر كنيم به سال 81 و كمتر از نيم ساعت نيايم نت (بيشتر نشه ) عمو به ما گفتن مديون هستين كه بيشتر از نيم ساعت بياين نت ما هم قول داديم كه كمتر بيايم نت … بعضي از بچه ها فقط عمو عمو ميكنند اما حرفشون گوش نميدن چرا ؟؟ ما اگه عمو را دوست داريم اگه ميگيم حرفاتون گوش ميكنيم عموجون ، بايد عمل هم بكنيم (گوش كردن آسونه ولي عمل كردن سخته ) پس باييد همه با هم قول بديم .هركي حاضره قول بده بگه، دستا بالا؟؟؟ (اميدوارم از دست من ناراحت نشين اين حرفهايي بود كه خدايش بعضي هامون انجام نميداديم )ناراحت نشين ها ابجي ها .
دوستتون دارم.(خواهري شما تينا )

31 08 2009
مینا اصلاح پور

سلام
چند تا خواهش از همه کسایی که به اینجا میان دارم .
تروخدا اگه می خواید عمو اینجا بین همه برادرزادهاشون بمونن یک سری قوانین ساده رو رعایت کنید .
اول اینکه بدونید هدف اصلی عمو از راه اندازی اینجا به مصداق این شعره که : ما برای وصل کردن آمدیم ، نی برای فصل کردن آمدیم . یعنی دوستی های قدیمی رو به دشمنی تبدیل نکنید ، با هم دعوا نکنید ، به هم توهین نکنید ، بحثهای بی خودی که فکر همه رو خراب می کنه راه نندازید .
دوم اینکه از خط قرمزها تجاوز نکنید و به حریم خصوصی عمو پورنگ کاری نداشته باشید و حد و مرز خودتون رو بدونید . جای تعجب اینجاست که خودتون هم می دونید بعضی سوالات بی جای شما عمو پورنگ رو ناراحت می کنه ، پس چرا می پرسید !
سوم اینکه گاهی بعضی ها متن های طولانی از آب خوردن تا راه رفتنشون رو برای عمو می نویسن . به نظر خودتون این متنها چه فایده ای داره ؟ جز خسته کردن چشمهای عمو پورنگ ؟؟؟ خواهش می کنم کوتاه و زیبا بنویسید . البته بعضی ها با اینکه طولانی می نویسن اما قشنگ می نویسن ولی خب اگه اونها هم خلاصه تر صحبت کنن بهتره . هر طور به صلاح عمو پورنگ هست عمل کنید .
چهارم اینکه خواهش می کنم کاری نکنید که عمو ناراحت بشن و صاحب این خونه از اینجا برن . ترو خدا با عمو محترمانه صحبت کنید . اول فکر کنید و بعد بنویسید .
ببخشید من کوچکتر از اونم که بخوام به شما امر و نهی کنم ولی دیدم اگه بعضی رفتارها همین طوری ادامه پیدا کنه دیگه اینجا عمویی برای ما باقی نمی مونه . چون بعضی ها اصلا رعایت نمی کنن .
و با این کارها حق بقیه کسایی که دوست دارن آرامش اینجا حاکم باشه رو از بین می برن .
پس بیایید همه با هم خوب باشیم ………………. ممنون از شما …

عموپورنگ شما با نظر من موافق هستید ؟؟؟؟؟؟؟؟

31 08 2009
مینا اصلاح پور

عمو پورنگ سلام
یه انتقاد کوچولو از برنامتون دارم که مطمئنن شما رفعش می کنید .
عمو به نظرم نور برنامتون خیلی کمه .
یعنی کم نیست ولی چون شما خواستید به سبک جدید نورپردازی کنید یه جورایی نور کم شده .
اینم یه انتقاد بود دیگه . بخدا برنامتون بی عیب و نقصه . هیچی کم نداره . خسته نباشید . هم شما و هم همکاران مهربونتون . التماس دعا

31 08 2009
شیوا

به نام خدا
سلام.. سلام صدتا سلام هزار و سیصد تا سلام به عموجون و تموم دوستدارانش
خدا رو شکر فضا خیلی شاد شده….
مصاحبه مجله کولاک… اینم ادرسش:

هموتونو دوست دارم… التماس دعا

شیوا (همون شیوا محجل)

31 08 2009
نرگس احمدی

اغازپایانه عزیز…یه دوست دله دوستشونمیشکنه…من حرفایه دریارومیفهمم از صمیمه قلبم نمیخوام ناراحتتون کنم وگرنه میگفتم بابام چه حرفایی که بهم نگفت بخاطره عمو بازخوبه دریا توفقط باداداشت دعوامیکردی منودعواکردن اشکال نداره چون صداقته عموارزششوداشت….اونوقت اغازه پایان میگی مادلداریش بدیم مگه ماچیکارکردیم که مستحقه اون حرفابودیم؟میدونی من همه اینترنت اومدنام مخفیانست بابام بفهمه کارت تی وی خریدم منومیکشه…اصن برام مهم نیستاااااا ولی به دریا وماحق بده بعده اینهمه سختی بهت بگن واسه تفریح برنامه عمورومیبینی..باورکن این حرف ازفحشم بدتره….قرارشد شادبنویسیم ولی باید ازدریادفاع میکردم چون واقعا درکش میکنم چی میگه…..

31 08 2009
مائده

به نام خالق تموم مهربونی ها
سلام عموی گلم … سلام آبجیای مهربونم …
کلییییییییی حرف دارم … البته بیشترش برای آبجیای مهربونم هست … با اجازه عموی خوبم ؟؟
_______________________________________________________________________
سلام هما جونم … مریم گلی …ژاله موخرگوشی … الهه سنگ صبورم …. رامینای شیطون ! … نرگس عزیزم … شیرین هم محلی …. کوثر خانم (شما سور مایید شکست نفسی نکنید ) …. فروغ کم پیدا … دریای گلم که دلم برات لک زده اس هم که نمیدی به من ؟! … و همگی …
این روزا انقدر رفتم بلاگفتا و دیدم برام نوشتید : چرا آپ نمیکنی ؟؟؟ دیگه دارم از رو میرم و امروز کلی فکر کردم تا ایده ی یه آپ جدید بیاد به ذهنم … یکمی باید روش کار کنم ظرف دو روز آینده حتما … چشم … آپ هم میکنم …
و این که باید بگم شرمنده ی مهربونیاتون هستم و خودم رو لایق این توجهتون نمیدونم دستای مهربونتون رو از همین جا بوسه بارون میکنم ….
___________________________________________________________________________
سلام مریم عزیزم …

فدات شم میفهمم چی میگی … منم یه وقتایی خجالت میکشم یه چیزایی رو اینجا بگم … اما لعنت به این تکنولوژی که من ازش انقدر عقبم … اینترنت اکسپلوررم رو عوض کردم این یکی پیچیده تره نمیدونم چشه که اصلا نمیتونم باهاش قسمت نظرات وبلاگ ها رو باز کنم … ؟؟
اما هر وقت دل کوچولوت گرفت مطمئن باش من به حرفات گوش میدم جوابتم زیر نظرات وبلاگم یا همین جامینویسم …. دوستت دارم یه عالمه … راستی میدونی من کلا بچه های محل شما رو دوست دارم … یعنی اون جا آدم های خیلی خوبی سکونت میکنن (خنده )

_______________________________________________________________________
سلام هما جونم ….
نه بابا دختر … ناراحت چیه ؟؟؟ اتفاقا خیلی خوبه که هر وقت دلت خواست از قدیما بگی بیای پیش خودم … ما خاطره بازیم …(خنده ) ….
__________________________________________________________________________
سلام الهه سنگ صبورم …
من نظرات وبلاگم رو یه کمی دیر به دیر چک میکنم ولی تو تمام نظرایی که اینجا میذارم به یادتم …
مگه من چند تا سنگ صبور دارم ؟؟؟
خیلیییییی دوستت دارم …. من تقریبا با خیلی از بچه های نت حرف زدم اما حرفای تو یه جور دیگه آدمو آروم میکنه …
___________________________________________________________________________
سلام رامینا ی شیطون ….
ایول …. بالاخره تموم شد … فکر کن من و تو و قهر ( چه حرفا ؟ )
میدونستم تو هم طاقت نمیاری حرف نزنی …
ما همه چیرو میتونیم … این یکی رو جدی جدی نمیتونیم …(خنده )
بابا تو رو به خدا یکی به من توجه کنه …
انقدر دست و پا زدم … دو روزه دارم میگم تو یا ژاله لینک خاطره ی دیدارتون با عمو تودفتر کارش رو برام بذارین هیچ کدومتون نمیذارین …(گریه )
______________________________________________________________________________
سلام حسنا حسینی عزیزم …
عمو که اسم خواهرتو اون روز خوند من ذوق مرگ شدم …
منتظرم بازم نوشته های قشنگتو بخونم …. آپ تولدتو تا حالا دیگه حد اقل 40 بار خوندم … به عمو هم بگو بخونش … انقدر کنجکاوم نظر عمو رو بدونم …
________________________________________________________________________________
سلام بهار عزیزم …
ممنونم … از این فرشته ی زمینی هر چی بگیم کم گفتیم …
به است خیلی قشنگه ها !!!
بهاری باشی !!(خنده )
________________________________________________________________________________
سلام آبجی نرگس …
خیلی خوش خبری دختر …
اون روز که از اون کودک سرطانی برام گفتی کلی تحت تاثیر قرار گرفتم …
بهم کمک کرد حرفات تا حرفای زهره رو برای خودم حل کنم .. ممنونم
_______________________________________________________________________________
سلام دریای عزیزم …
به یادتم به خدا ….
ولی وبلاگت باز نمیشه !!!
همین روزا آپ میکنم همین جا هم خبرت میکنم … دوستت درم …یه دریا !!!
_____________________________________________________________________________
سلام شیوای عزیزم …
حتما فدات شم … حتما به وبلاگت میام … ممنون که منم ثبت نام کردی اگه از غافله جا میموندم دلم میشکست …
واسه سلامتی عمو هم که حتما … حتما حتما ثبت نام میکنم …
_____________________________________________________________________________
وایی میدونم خیلی ها از قلم افتادن ولی … فعلا خدا فظ !!!
یا حق

31 08 2009
آغاز پايان

عمو جان اينها حرف هاي حديثه حقيقت خواه بود توي پرديس جواب كامنت ( ترو خدابخونید دنبال کامنت های دوستاتون نباشید) منو داده حالا چي ميگين ؟
حديثه جان شرمنده كه اين كارو كردم ببخشيد آخه مهم بودي ديگه :)
سلام عزیزم
چه اونجا چه اینجا همه با هم صمیمی هستن فقط من احساس میکنم کسی وقتشو نداره من خودم به سرعت نور میام نت و بر میگردم
فقط یه چیزی برام مهمه یه دستنوشت عالی از عمو جان ببینم
یعنی تمام مشکلاتمو فراموش میکنم
از وقتی عمو اومده ماشالا کلی محفلمونو نورانی کرده
۱۳۸۸ نهم شهريور توسط حدیثه حقیقت خواه**(فقط خــــــــــــــــــــــدا)**
آيا هنوز اينجا صميميت قبل رو نداره؟

31 08 2009
sahar

به نام خداي مهربون
دريا دل آشناي من ! سلام
يه چيزي خيلي برام جالب بود توي اين كامنتهايي كه خوندم ، اينكه هر كسي يك قسمت جمله ها را گرفت…
اما من خوشحالم ، مي دونيد چرا ؟!!! چون شما مثل ماها حرفي را زديد كه دوست داشتيد بگيد با صداقت ، همون صداقتي كه در شما هست.
اون لحظه دوست داشتيد در مورد احساس قلبيتون و حتي نشون دادن كمي خستگي اين كار و كارهاي برنامه با ما صحبت كنيد. فكر مي كنم گوشهاي ما داره حساس ميشه . چون به اشتباه داريم كم كم علاقمند ميشيم شما اونچيزي را بگيد كه ما دوست داريم بشنويم ولي درست اينه كه ما گوشهامون را واسه حرفهاي صادقانه شما باز نگه داريم. حتي اگر بگيد ديگه دوستتون ندارم… چه فايده داره قلبا دوستمون نداشته باشيد و زباني بهمون بگيد :» دوستتون دارم «؟!!! ما به دنبال ارتباط قلبي بوديم و هستيم ، چيزيكه هيچوقت از بين نره.
خواهش مي كنم هميشه با صداقت اونچيزي كه بهش فكر مي كنيد واحساس مي كنيد برامون بنويسيد… چه حس غم داشته باشه چه شاد ولي حرف خودتون باشه از زبان خودتون حتي اگر يك جمله يا يك خط باشه.
آرزو مي كنم امروز هم توي كارتون پر انرژي و شاد و موفق باشيد.
مراقب خودتون باشيد.
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

31 08 2009
aseman

*
سلام….
*
پست بعدی تون رو کی میذارید؟ ما منتظریم….

**************************************************************************
**************************************************************************

31 08 2009
نیلوفر

به نام خدا
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام یه سلام گرم .چون الان گرمم شده …
اول از همه به عموی گله خودم .دوم به آجی های مهربونم .امیدوارم حالو احوال همگی خوب باشه
عمو…دو ساعت دیگه برنامتون شروع میشه .دلم تنگ شده چون منه بدبخت روزای فرد نمیتونم برنامتون رو ببینم البته آجی نرگسم که الهی قربونش برم برام همه رو قراره بفرسته .آجی سحرم هم برام قرار بود تعریف کنه …ولی زد زیر قولش …
بگذریم…(تازه جواب میلام رو دیر میده تازگیااا)
عمووووووووووووووووووووووو ..یه خبر !قراره چهرشنبه .بی حرف پیش منو آجیام (یعنی منو شیوا . تینا و زهرا )قراره با هم بریم بیرون .هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا چون عمو من آجی شیوا و آجی تینام رو میبینم .حالا همه با هم هورااااااااااااااااااااااااااااااا
تازه زهرا قراره بعده…نه .بیخیال قراره سیدیهای برنامتون رو بده به من .وای عمو نمیدونین چه قدر خوشحالم .
آجی نرگس .جوکات اولیش خنده دار بود البته بعدیهاش هم بد نبوداااااا یه ذره کم نمک بود .آشپزیت خوب نیست …!!!!!!!!!!!!!

31 08 2009
شیرین

سلام بهترینم …..عموی واقعی خودم :-)
سلام سلام عمو جون ..چطوره حال شما
عمویی چقدر نوشته هاتو دوست دارم.چقدر این صمیمیتتو تو نوشتن دوست دارم همین کاراته که ما رو عاشقت کرده عموی گلم…
راستی عمو دیروز خوش گذشت؟از صبح تا شب پیش مامیت بودی…..
الهی قربونت برم با این حرف زدنات(بابا خسته شدم از بس کامنت خوندم)به قول ابجی مائده منم کلی خندیدم…
اما عمو یه خواهش جوابای کامنتای ابجی ها رو هم همین طوری بده با شوخی با خنده
عمو یه خداقوت بهت بدهکارم میدونم چقدر سخته چقدر خسته میشی که کامنتارو بخونید…عمو تقصیر خودته میخواستی اینقدر مهربون نباشی :-)…میخواستی سنگ صبورمون نباشی….به خدا عمو من اینقدر که با شما حرف میزنم با عموی خودم حرف نمیزنم …..یه روز اومده بود خونمون بیچاره حتی نمیدونست من چند سالمه !!
خیلی دوست دارم :-)
سرتو درد نیارم شب بازم مییام پیشت….
بای عموی مهربونم :-)

31 08 2009
رها

عموجون سلام
خسته نباشید
عمو از کجا باید اسم بچه های خوب رو به شما بگیم؟
اگه میشه این اسم رو توی برنامتون بگین،خیلی شما رو دوست داره
تهمینه زارعی 7ساله از همدان
ممنون

31 08 2009
زينب(معروف به زي زي )

واي عمو
من كه اصلا حوصله اينجا اومدن رو ندارم
هر چند كه حس كنجكاويم منو ميكشونه اينجا
اما هميشه خسته هستم :(
خوابم مياد اما خوابم نميبره، اين موقعها ميام اينجا…
خدا قوت گل عمو جان!!

31 08 2009
هماي عمو

بازم سلام
عمو خوبين؟؟؟
بچه هااا شماها چطورين؟؟؟
خانوم فياضي بابت مطالبتون ممنون.
مائده جونم بابت مطالبه تو هم ممنون.

اما بچه هاااا يه پيشنهاد :
بهتر نيست در كنار اين لطيفه هاي تپل مپلي كه ميزارين يه بازيم راه بندازيم؟؟؟
اينطوري بيشتر كيف ميده هااا .
تازه كمترم وقت ميكنيم كه بريم سراغ غمو غصه ها.

خب فعلا باي
خدا پشت وپناهه هميشگيه شما دوستاي گلم و عموي مهربون وماهمون و خانواده ي دوست داشتني مهربون و باصفاشون باشه الهي

31 08 2009
نرگس احمدی

عمومیشه منم دخترتون بشم؟

31 08 2009
شیرین

عمو برنامه امروز عالییییییییییییی بود……

31 08 2009
حسنا حسینی

نمیدونم مخاطب مستقیم این وبلاگ کی هست .
و هر چه گشتم امکان ارتباط مستقیم با عمو پورنگ رو پیدا نکردم .
امیدوارم که ایشون این پیغام رو بخونن چون متاسفانه من در رده سنی نیستم که بیننده برنامه های ایشون باشم اما چند باری که دیدم لذت بردم .
و اما اصل مطلب … چند روز پیش که مثل همیشه در حال سفر و عکاسی بودم . در شهرستان خواف استان خراسان رضوی در روستای نشتیفان پسرکی رو دیدم که ازم خواهش کرد سلامش رو به عمو پورنگ برسونم .
منم عکس ایشون و میزارم اینجا تا اگر جناب پورنگ امکانش رو داشتن در برنامه نمایش بدن .
لطفا حتما اسم روستا ذکر شود . من باز هم میگردم تا شاید سریعتر ایشون و پیدا کنم اما از همه خواننده ها و نویسنده های نوجووون این سایت هم میخوام اگه براشون ممکنه به عمو پورنگشون بگن که یک نفر تو روستاش منتظر سلام عمو نشسته . بار امانت خیلی سنگینه هرچند کوچیک باشه .
بچه ها جون اگر کسی تلفن یا ایمیلی از عمو پورنگ داره به من ایمیل بزنه و یا به ایشون حتما لینک عکسی که فرستادم و بده .
ممنونم از همگیتون

اینم لینک عکس


………………………………………………………………………………………
سلام عمو
.
.
سال 84 بود اگه اشتباه نکنم !! همه بچه ها با هم یه وب گروهی درست کردیم و با هم مینوشتیم.
.
خلاصه پارسال این نوشته رو که دقیقا توی ماه رمضون یه اقایی گذاشته بود و تو کامنتا دیدم اما بهتون دسترسی نداشتم که بدم بهتون !!!! الان بعد مدتها یادم افتاد گفتم برسونم دستتون ….
.
.
همین!!!!


عموپورنگعمو پورنگ :
سلام ممنون از شما واقعا متعجبم که نوشته اید : و هر چه گشتم امکان ارتباط مستقیم با عمو پورنگ رو پیدا نکردم . …خوب چه امکان مستقیمتری از این وبلاگ ؟؟؟ روزه و نمازاتون قبول الله همه دوستانی که برای وارد شدن به اینجا مشکل دارند بگویید از این آدرس بیایندhttps://amoopourang.wordpress.com

برای دیدن برنامه زنده عموپورنگ و احسان علیخانی در ماه عسل کلیک کنید

31 08 2009
حسنا حسینی

فکر کنم عکس اون طفلکی فیلتر کردن !!!! عکس خوشگلی بود من قبلا همون یه سال پیش دیدمش !!!

31 08 2009
شیما دهقان

عموجان سلام …خسته نباشید برنامه تون عالی بود عموووووو چقدر خوب آذری حرف می زنید من که کلی ذوق می کنم خیــــــلی ممنونم عمویی..
عمو کامنت مائده خیلی قشنگ بود منم با حرفاش موافقم…

31 08 2009
حسنا حسینی

عمووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو دیوونم نکن من این متنو از توی یه وبلاگ دیگه دیدم

منم اینو نوشتم 4 سال بعد اگه خواستی واسه ی اون بنده خدا بگذار !!!

31 08 2009
الهام فراهانی

سلام

من خودم از ته دل به عمو حق میدم قبل از اینکه این حرف ها هم پیش بیاد پیش خودم فکر میکردم

عمو چه حوصله داره جواب این همه کامنت رو بده من که خودم به شخصه حوصله ی خوندن 5 خط

کامنت رو ندارم چه برسه به هزاران کامنت در روز .

عمو واقعا بهت خسته نباشید میگم توی این مدت هم خیلی برای بهتر شدن اینجا زحمت کشیدی.

اما در ارتباط با برنامه و انتقاد و پیشنهادی که گفته بودید لطفا به اینجا سر بزنیدhttp://elham1371.blogfa.com/

سخنی هم به دوستان و عزیزانی که اینجا برای عمو کامنت میذارن :

میدونم همه ی شماها از عمو توقع دارید که جوابتون رو بده یکی خود من که از همتون پرتوقع ترم ولی حالا

واقعا به این نتیجه رسیدم که باید به عمو حق بدیم گناه داره توی ماه رمضون با زبون روزه بیاد و جواب ماها رو

بده بیایم همگی با هم توی این ماه عزیز مراعات عمو رو بکنیم و کمکش کنیم و توقع زیادی هم نداشته

باشیم.حرف هایی رو هم که زده شده بزارید بر حسب خستگی عمو به قول خود عمو ذره ای از محبتش

نسبت به ما کم نشده فقط خسته شده ما هم بیایم چند مدت هم به عمو زنگ تفریح بدیم .از همه ی

دوستان گلم ممنون میشم.

خدانگهدار التماس دعا

31 08 2009
حسنا حسینی

عمو جان لطفا یه خورده با دقت بخون … ممنونم عمو جان … لطف میکنی عمو جان … شرمنده میکنی عمو جان … ببخشید عمو جان

31 08 2009
حسنا حسینی

باشه … کلی به جوابتون خندیدم … همین !!! از اونجایی که من همه چی پشت گوش میندازم احتمالا این متنو 4 سال که چه عرض کنم 20 سال بعد براش میزارم … حس انسان دوستی و کمک به هم نوع من همیشه در حال فورانه !!!

31 08 2009
هماي عمو

سلام عمو خوبين؟؟
عمو نميدونين كه من دق كردم تا شما نقطه ي پذيرفتن رو گذاشتين.
راستي اين دندونه ها واقعا مشكله منه هيچ وقت درست نميزارمشون البته ماله شما كه اتفاقي بود اما ماله من بيشتر وقتااا همينجوريه يعني كمو زياد ميشن.
عمو اون موقعه اي كه گفتين كي ميخواد دختره عمو بشه خب به خودم گفتم واااا مگه نيستيم؟؟؟ بعد دوباره ديدم كه انگار گفتين دختر عمو نه دختره عمو. (نيشخند)
ويه چيز مهم عمو امروز پيشدستي كرديناااا اخه هميشه من قبله شما ميگفتم سلام عمو بعد شما سلام عليكماتونو شروع ميكردين اما ايندفعه ييهو يا من حواسم نبود يا شما زودي گفتين خلاصه عليك السلام(نيشخند)
ديگه چي؟؟ اهان عمو سوالايي كه از اين دوسته گلمون امروز تو برنامه پرسيدين خيلي خوب بود ممنون. راستي ميگمااا واقعا خدا بهشون سلامتي بده اما عمو حفظ كردنه قران به اين اسوني هاهم نيستاااا من تو مهد بقره و جزء سيرو حفظ كردم اما الان با شرمندگي و تاسف فراوون ميگم كه هيچيش يادم نيست . اون موقعه اي خيلي خوب حفظ كرده بودمااا منتها شايد چون ادامه ندادمش ديگه اينجوري شدم. ولي كار سختيه.
اما اين مدرسه هامونم خيلي مقصر هستنااااا ولش كنين اصلا بيخيال.

راستي عمو ديالوگاي امروز خيلي نمكي بوداااا. (ماااااااااااااااااااچ) اينم يه ماچه از راهه دور واسه ي دستاي
حاج اقا نويسنده (نيشخند)
اما عموييي اجراي شما امروز هم مملو از صميميت بود واي چه قشنگ باهامون حرف ميزنينااااا.
عمو عمو يه چيزي الان يادم افتاد گفتم بگم اين كه هي كانالتون عوض ميشه خيلي نمكيه هاااا عمو اين نكنه جايگزين همون اقاي صدابردار صداي عموجونو عوض كنينه؟؟ عمو اينجا صدا نداره كه اما گاهي اوقات كانالتونو عوض كنين اي كاش . اخه بانمك ميشه والبته صميميتر( چشمك )

خب ديگه همينااا
فقط اخرش يه چيزي به رامينا بگم بااجازتون.

راميناجونhello اباجي
how are you تون چطوره؟؟؟
خانومي جواب توي سنگ صبورتو ميدمااا .
اول اينكه ممنون از احوال پرسيهاي شمااا ( نيشخند) اما نه بي شوخي خوبم . جاي پنجه هاي اقاگاوه هم روي صورتم يكم كم شده( نيشخند) اما غشه خيلي كيف دادااا.
راجبه راننده تاكسيه هم چه جالب واقعا؟؟ البته منم يه دف يه راننده تاكسي شبيه اقاي ساعي ديدمااا اما شبيهش بود البته صداش خيلي بيشتر شبيه بود اما عينه اون نبود. اما اون راننده تاكسيه اي كه من گفتم واقعا خوده خوده سلمان خان بوداااا يعني خيلي شبيهش بود واقعا. شنيدي ميگن هركي تو دنيا يه بدل داره؟؟ باور كن بدله سلمان خان همين بود .
اما عيننه عموجونو من تاحالا نديدمااا اما تاحالا ديدم كسانيو كه خيلي شبيه عمويي باشن اما عينه ايشون نه.
واقعا تو هم شبيه فاميلاتوني؟؟
منم يه چيزي تو مايه هاي تو هستم البته تو فاميلاي خودمون كه زياد زياد نه اما هركي منو ميبينه دوست و اشنا همش بهم ميگن تو چقدر شبيه دختر خالمي . نميدونم چرا همشم دختر خاله؟؟ البته يكي دومورد دختر عمه و دختر دايي هم به پستم شايد خورده اما خيلي كم.
راستي درباره ي فيلمها هم كه والا منم عينه تو هم اخرش نوفهمم چي شده اما به گمونم اين يكي نه نشده دختره طبق اطلاعاتي كه از مهناز به دست اورده بود سوپراستار قصه رو سر كار گذاشت. اما از نوعه مفيدش .
البته اين نظر منه اما اگه بقيه هم ميدونن بگن تا فيض ببريم.( نيشخند)
ديگه همينااا.

اما يه صحبت باتمومه دوستاي گلم.
اباجيااا و داداشياااا يه سلام به تك تكتون و روزه نمازاتونم قبوله درگاهه حق و اينكه شرمنده تك تك نميتونم اسم ببرم واقعا سخته اخه خيليههه نميشه كه يكيو بگي يكيو نگي خب يهو ناراحتي پيش مياد اما خداييش اينو از ته تهاااي قلبم ميگم همتونو به شدت دوست دارم و براتون خوشگل ترين ارزوهاي دنيارو دارم و دعاهاي سر نمازم واسه همتون هست واسه تك تكتون به خدا. بازم ميگم كه خيلي دوستتون دارم.

دراخر خدا پشت و پناهه هميشگيه عمويه گلمون و خانواده ي مهربونشون و تماميه همكارانه زحمتكشه ايشون و تمامه خانواده هاشون و تماميه شما دوستاي گلم و خانواده هاي گلتون باشه الهي.

بازم دوستتون دارم
بازم ممنون
بازم بخشيد
بازم باي

31 08 2009
هماي عمو

واي عمو بازم پرحرفي كردم.

31 08 2009
نسترن

مائده عزیزم خوشحالم از اینکه کامنت تو برگزیده شد خیلی خوب نوشته بودی بهت تبریک می گم علی علی

31 08 2009
نسترن

فیاضی عزیزم همه ی این موفقیت های کوچیک مقدمه است تا به اون نقطه ی روشن که تو زندگی ههمون هست برسیم راستی گریه چرا؟ تا آدم می تونه به این قشنگی بخنده چرا گریه فکر کنم بچه مشهد باشی اگه رفتی حرم قول بده آخر آخر آخر دعات من باشم از طرف من به امام رضا بگو یه نقطه ی کوچیک یا نه اصلا یه نقطه ی کور توی تهران درسته خیلی کوچیکه ولی عاشق شماست امروز زیاد خوب نبودم احساس کردم اینجوری آروم می شم علی علی

1 09 2009
aseman

الو … الو… سلام
الو … الو… سلام
کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟
مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟
پس چرا کسی جواب نمیده؟
یهو یه صدای مهربون! مثل اینکه صدای یه فرشتس ، بله با کی کار داری کوچولو؟
خدا هست؟ باهاش قرار داشتم… قول داده امشب جوابمو بده.
بگو من میشنوم . کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟ من با خدا کار دارم …
هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم .
صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟
فرشته ساکت بود ، بعد از مکثی نه چندان طولانی : نه خدا خیلی دوستت داره مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟؟
بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما…
بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛
بگو زیبا بگو، هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو..
دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد وگفت:خدا جون خدای مهربون، خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا…
چرا؟این مخالف تقدیره چرا دوست نداری بزرگ بشی؟
آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ، ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟
نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟ نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟ مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.
مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم مگه ما باهم دوست نیستیم؟ پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد…
خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:آدم ، محبوب ترین مخلوق من … چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه… کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت
کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند . دنیا برای تو کوچک است …
بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی …
کودک کنار گوشی تلفن، درحالی که لبخند برلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت………..

*************************************************************************

*************************************************************************
*
*
ســـــــلام، آقـــــــای فرضـــــــیایی ، آقـــــــای مــــــــهربون ، داســـــــتان قشـــــــنگی بـــــــود؟؟؟؟؟؟

3 09 2009
نسترن

aseman عزیزم مطلبت آسمونی بود علی علی




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: