فوق برنامه

8 09 2009

amoopourang


کارها

اطلاعات

237 responses

8 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام داداش . خوبی ؟ خسته نباشی
هر چی فکر میکنم نمیدونم چه چیزی درباره ی فوق برنامه بگم . فقط این پسره تازه وارده خیلی خشنه . باید زیاد روش کار کنین . خیلی هم ساکته .
ایمیلتون رو هم چک کنین ، لطفا

موفق باشی .
التماس دعا .
علی یارت

8 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

راستی داداش این قسمت زیاد جالب نیست . نمیشه قسمت اون یکی نظرات رو درست کنی ؟

ممنون میشم اگه درستش کنی

8 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام عمویی عزیزم.بله عمو..آخخخخخ 23 شهریور؟؟؟آخخخخخخخخخ عمویی یکسال گذشت..23 شهریور سال قبل منو رامینا پیشتون بودیم…کاش زمان به عقب برمیگشت و شما یکسال زودتر وبلاگ میزدین و زودتر آجی های جدید رو میشناختم و دیگه دو نفری نمیومدیم پیشتون…اون موقع با همه ی آجی ها میومدیم..هیییییی چقدر زمان زود میگذره عمویی.
(دخترتون)

8 09 2009
آغاز پايان

عمو شب هاي قدر مارو هم دعاكنيد
ولي ببخشيدا اين يه ضعف توي كارتون نيست كه اين روزهاي اينشكلي يا وفات ها برنامه ندارين؟ اتفاقا اين موضوع ها خيلي حرف براي گفتن داره ….نداره ؟
شما اگه معلميد يا اگه مربي براي بچه ها هستيد اين روزها بهترينه براي آموزش .
ببخشيد بازم فكر خودمو كردم شرمنده يه عامه معذرت ببخشيد
اشتباه كردم خوش بگزره ….. شب هاي قدر و ميگم
چرا خوش نگزره….. آدم با خداي خودشه حتما خوش ميگزره حتي اگه همش گريه باشه
نه خسته

8 09 2009
زهرا

به نا م خدا
عمویی سلام .واقعا ممنونم از اجرای قشنگتون .فوق العاده هست .کلی ازتون انرژی میگیریم.برنامه داره روز به روز بهتر میشه.کاش مثل ماه رمضون هرروز پخش میشد.
چند تا پیشنهاد عمویی:زمان برنامه رو بیشتر کنید.

زمان بیشتری به مسابقه هم تلفنی وهم بازی با بچه ها بدید.

نقش خودتونو در برنامه بیشتر کنید وبرعکسش نقشه سهند ومتینو کمتر.

هر ز گاهی یادی از برنامه های قبلیتون کنید چون ما ها خیلی لذت میبریم.

واگر تصمیم گرفتید که در اینده برنامه رو تولیدی کنید هرچند……………………ولی خواهشا در کنارشم برنامه زنده داشته باشید یعنی هر دوش باشه هم تولیدی وهم زنده.این جوری حداقل دل طرفدارای قدیمیتونم بدست اوردید.

ممنونم عمویی …..دوستون دارم……خدافظ……..

8 09 2009
بهار

سلام عمو داریوش گلم
عمو دوباره چرا اومدیم این طرف؟!!!
اشکال نداره همین جا می گم،
اول تشکر کنم به خاطر برنامه عالی امروزتون. مرسی عمو جون خیلی شاد و پر انرژی اجرا کردید…اما کاشکی علی رو نمی اوردید،آخه خیلی کوچولو بود گفتن دیالوگا واسش سخت بود… خسته نباشید
_________________
چشم عمو! پس برنامه بعدی دوشنبه س. امیدوارم که تو این چند روز از این شبای سبز نهایت استفاده رو ببرید و یه استراحت حسابی هم بکنید تا خستگیتون رفع بشه.برای ما هم دعا کنید…
دلم تا 2 شنبه بی نهایت براتون تنگ میشه… مارو از احوال خودتون تا اون موقع بی خبر نذارید.
اینم به مناسبت این شبای عزیز:

شاد باشید
بهار خیلی دوستتون داره…دعاش کنید.
ممنون
فعلا

8 09 2009
شیوا محجل

بنام خدا
سلام- شبهای قدر ما رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید عمو.
ما هم براتون حتما دعا می کنیم.
به امید خـدا

8 09 2009
الهام فراهانی

سلام عمو

امشب اولین شب قدره برای همه دعا کنید اگر وقت کردید برای منم دعا کنید

خیلی خیلی التماس دعا

8 09 2009
شیوا محجل

التماس دعا

8 09 2009
محدثه

عمو جان سلام
به خاطر این مدت اجرا واقعاً خسته نباشید
خواستم بگم که
.
.
تو این شبهای قدر واسه منم دعا کنید
.
از مادر مهربانتون بخواهید که واسه منم دعا کنن.
از راه دور دستشون رو میبوسم
التماس دعا
توروخدا واسم دعا کنید باید یه جواب سرنوشت ساز بدم.
دعام کنید.
M

8 09 2009
سیده فائزه

سلام خوبید.خوبه اما بچه هاش بایدد بهتر بشن.

8 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام داداش خوبی ؟ خسته نباشی
داداش داشتم یکی از آپ هاتون رو میخوندم یهو چشمم افتاد به اسم یکی .
آقای دکتر شیبانی سفیر محترم ایران در اتریش ( درست گفتم ؟ )
داداش این فامیلی شیبانی چه قدر طرفدار داره .
توی کتاب دین و زندگی : شیبانی
ناظم مدرسه : شیبانی
سفیر محترم ایران در اتریش : شیبانی
کسی نبود ؟ همینا بودن ؟
داداش اینقدر از این ناظمه میترسیم که نگو
یه بار باهام دعوا کرد . دیگه هر وقت میخواستم درس جواب بدم استرس میگرفتم ( یعنی استرس داشتما اما بیشتر شد ) طوری شدم که موقع درس جواب دادن یا گریه میکردم یا همه چی یادم میرفت

البته این کامنت ربطی به این پست نداشتا همینطوری گفتم .
البته در کنار خانم شیبانی یکی دیگه هم بود که باهام دعوا کرد . معاون مدرسه . این یکی دیگه هم به خودم هم به مامانم توهین کرد . دیگه خودم نبودم . احساس میکردم خوردم راه نمیرم . سست شده بودم . خدا بگم چی کارش نکنه . حالا ناظممون تهمت نزد بهم واسه همین بخشیدمش اما معاونمون رو نه . فقط واسه پول کار میکنه . بوی پول روکه بفهمه باهات خوش اخلاقه وگرنه سلامت هم نمیکنه
. شرمنده . زیاد شد ( نیشخند )
التماس دعا
علی یارت

8 09 2009
تينارادفر نژاد

به نــــام خـــدا ي بخشنده مهـــربان*
عمو جونم سلام :(خسته نباشيد عمو )نماز روزه قبول عمو جونم.
عمو عمو جونم برنامه امروزتون عاليييييييييييييييييييييييييييييييييييييي بود دستتون درد نكنه عمويي خيلي قشنگ راستي اين لباستون هم بهتون ميامد ولي ان سبزه و بنفشه يه چيزه ديگه است عمو . واي عمو تا شنبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ،زياده . اما خوب اشكالي نداره شما هم عوضش يه استراحت خوب ميكنيد عمو .
عمو جونم امشب و شبهاي ديگه مخصوصا اين شبهاي قــــــدر مرا هم فراموش نكنيد ها .
التماس دعـــــاي فـــراوان عمو جونم .
من الان بايد زود برم دوستتون دارم يه عالمه دلم براتون تنگ ميشه .
برادرزادتون تينا *

8 09 2009
تينارادفر نژاد

اه عمو اني ناراحته اشتباه يادم رفته فاصله بذارم ببخشيد ها

8 09 2009
8 09 2009
نسترن

فوق برنامه توپه توپه !!!!!!!!!
عمو فرضیایی تا وقتی نگی منو بخشیدی از اینجا نمییییییییییییییییییییییییییییییرم !!!!

امشب شب علی منو یادتون نره علی علی

8 09 2009
نرگس احمدی

به نام خدا سلام عمویی..اره عمو مانمیتونیم شمارو درک کنیم حرفه اسمان درسته ولی عمو شما مارو درک کنید…عمو آزادیشو ازدست داد ولی عوضش خیلی چیزایه باارزشی به دست اورد کلی قلبه پاک به دست اورد که اولین دعاشون سره افطارونماز دعا واسه عموشونو..بچه هایی که میرن زیارت واسه هرکی یادشون نباشه ولی واسه عموشون همیشه یادشونونمازبخونن وعوضش زیارت کنن..ایه الکرسیایی که واسه سلامتیه عموفرستاده شد..ختم قرانهایی که برگزارشد…دلهایی که فقط عموتونست شادکنه بچه هایه مریضی که توسخترین شرایط بابرنامه عمولبخنداومدبه لبشون وخدامیدونه بااینکارش چه ثوابی برد به نظرت ایناارزشش بالاتر از ازادی نیست؟؟؟؟**عشق همیشه داشتن نیست**خیلی جمله قشنگیه ولی فقط قشنگه مثله خیلی ازجمله هایه دیگه که خیلی قشنگن ولی عمل کردن بهشون واقعاسخته..ماها دلامون مثله دله گنجشکه هنوز اونقدبزرگ نشدیم که بتونیم از کسی که جونمون به جونش بنده بگذریم….عمومادرکت نکردیم ولی تومارو درک کن عمو.تولیدی نکن برنامروعمو…عمودلایه ماگنجشکیه زود میشکنه….(عمواین7سال به من خیلی سخت گذشت چون خانوادم نتونستن درک کنن عمویعنی چی؟؟،البته به جزمامانم،..عمواونوقت بعده اینهمه سختی توبذاری بری..عموپس اینهمه سختی همش پر….عمودرکمون کن…تنهامون نذار)شب احیاست دعامون کن عمو……امروزرفته بودم امامزاده واسه همه ابجیام وشما دعاکردم ..ودعاکردم شماازمون دلگیرنباشیدوبرنامتون….عمودلم گنجشکیه وقتی ازدم دلگیری بدجورغصه میخوره….عمووووای کاش ای کاش ای کاش یه روز جایه مابودی تامیدونستی چه فرشته ای هستی وگذشتن ازت چقدسخته…..

8 09 2009
مائده

به نام خدای بخشنده و مهربون …
سلام عمو جونم ….
تو این شبا وقتی قلبتون میلرزه و اشک روی گونه هاتون جاری میشه بین شب زنده داری ها من رو هم از دعاهای قلب پاکتون بی دریغ نگذارید ….
التماس دعا از شما و مادر مهربونتون دارم ….
دعا کنید تمام ای کاش های بزرگ زندگیمون با ظهور آقا امام زمان به پایان برسه …
کمتر مزاحمتون میشم که هم من و هم شما بتونیم بهره ای از این شب های نورانی داشته باشیم …
دوستان مهربان خواستم یاد آوری کنم فردا شب ختم قرآن دسته جمعی یادتون نره …
علی یار و یاور شما دوستای گلم و عموی مهربونمون باشه الهی !!!

8 09 2009
حسنا حسینی

سلام عمو….التماس دعا..

8 09 2009
نانا

سلام آقاي فرضيايي
يادمه اون زمان هايي كه اوايل كار شما بود براتون فرق نميكرد كه روز شاديه يا غم در هر صورت برنامه داشتيد ولي الان چي؟
عموپورنگ شده همسفر شادي هاي بچه ها ….پس غم ها چي ؟ غم هايي كه رو دل بعضي از بچه ها سنگيني ميكنه ….بچه ها غم هاشون رو با كي بايد تقسيم كنند؟

8 09 2009
نیلوفرپاکدل

به نام خدا
سلام عمو جونم خسته نباشین .عمو دلم خیلی تنگ میشه ……یه هفته .امروزم برنامتون رو ندیدیم
عمو جونم تو رو خدا التماس دعا .برا ما که جواب کنکورمون جند روز دیگه میاد برای همه یمریضا برا دوست آجی ژاله جونم .عمو یی خیلی التماس دعا .
دلم تنگ میشه

9 09 2009
رامينا

نه مامان میگفت گریه نکن نه عمه نه زن عمو و نه……
هرچقدرمیخواستم میتونستم گریه کنم…نمیدونم …خداصدامون میشنوه یانه!
عموجونم سلام
طاعات وعبادات قبول باشه…
امیدوارم امشب دعاهای همه مستجاب بشه…
دوستتون دارم
شب بخیر
خدانگهدارتون

9 09 2009
نرگس احمدی

عموامشب شبه بخشیدنه،عمواگه ازمون دلخوری ببخشمون..عموووحلالمون کن….عموهروقت ازمون ناراحت شدی بگودیگه اون کارونکنیم..عمواگه ناخواسته ناراحتت کردیم ببخش ماروعمویی..ببخش……عموماباهمون صداقتی که شماهمیشه داشتیدحرفامونوگفتیم اگه حرفی زدیم که دله عمویه مهربونمونوشکوند ببخش عمو…..عموامروزیه چیزی ازتون خواستم توایمیلم که….دوحالته یاایمیلمونخوندید یااینکه انقدازم ناراحت بودید که….عمواگه دومیشه منوببخش اون چیزی که ازتون خواستم واسه خودم نبودولی انقدناراحتتون کردم که …ببخش عمو……ای کاش دلم گنجشکی نبود…..

سلام انشالله که خداوند مهربون همه ما رو به حرمت این شبهای قدر ببخشاید آمین

9 09 2009
هماي عمو

سلام عموييييييي
اي بابا بازم كه اينور(گريه)
عمو همين الان از جمكران اومدم من.
واي خدا چي بگم اخه من.
عمووووووووووووووووووووووووووووووووووووو يه چيزايي باعث شده شاخام همينطور بزنه بالا.
عمو مفصل بعدا ميام توضيح ميدم.
يه سري كاراهم كه وظيفم بوده درواقع رو انجامش دادم.
اميدوارم طاعاتو عباداتتون عمووييي مورد پذيرش درگاه الهي قرار بگيره.
اميدوارم هم شما و هم خانواده ي گلتون مخصوصا مامان بزرگ و بابابزگ مهربونمون هميشه ي هميشه پايدار و سلامت و شاد باشين.
عمو كلي حرف دارم واستون.
البته فقط يكيشو بگم كه اينهمه اتفاق خوبي كه واسم ميافته عمو مطمئن مطمئن مطمئنم كه كار كاره دعاهاي شماست عمو دعاهاي شما و مامانيتون واباجيام.
عمو قدر اين قلبو دلتونو بدونين هميشه عمو اي كاش رمزشو به ماهم بگين. اي كاش به ماهم بگين كه چيكار ميكنين كه خدا اينقده دوستتون داره وزوده زود دعاهاتونو ميپذيره. عمو ازت خيلي ممنونم واقعا . عمو اين مهربونيتون واقعا جاي تشكر داره. عمو از خدا خيليييييييييييييي بار ممنونم كه عمويي دبه اين ماهي بهمون داده. عمو خيلي ….
واي خدايا شكرت

9 09 2009
مریم

موسي (ع) عرض كرد: خداي من !

نزديك شدن به تو را خواهانم

فرمود: نزديكي من از آن كسي است كه در شب قدر بيدار شود

عرض كرد:

خداي من!

رحمت تو را مي خواهم

9 09 2009
مریم

بنام آنکه بهترین نام ها کلامش بهتری کلام هاست

ماه ایثار ماه عشقه ماه نور ماه ستارست

بغض آسمون شکسته بخت پیوند دوبارست

کوچه ها غمگین و خاموش فقرا چشم انتظارند

بچه ها بدون مولا یارو یاوری ندارند

در عزای شاه مردان لحظه ها راغم گرفته

در عزای مرد ایمان آسمون ماتم گرفته

از مسیر کوفه امشب دیگه همدردی نمی یاد

اونکه آیه های عشقش تا ابد می مونه در یاد

در شب نور قرآن در شب قدر بی قراریم

فرصت توبه و فریاد الفت شب زنده داری

——————————————————————————–

امام علی (ع) می فرمایند:

«محبت کردن با مردم نصف عقل است.»

——————————————————————————–

عموی گلم تو این شب ها برای شفای همه بیماران

برای کسانی که حاجت دارند

برای ملتمسین دعا

و اون گوشه ها

برای من هم

دعا کنید.

«التماس دعا»

9 09 2009
مبینا

سلام عمویی صبح قشنگتون بخیر…طاعات و عبادتتون قبول…عموجون ملالی نیست جز
دوری شما…
عمو جون من کسی نیستم تا بخوام شما رو ببخشم و از کاری که کردید ممنونم…
حالا من فقط منتظر راهنمایی هاتون هستم………………………
راستی قراره تموم قسمت ها این شکلی بشه؟ولی اون قبلیه بهتر بودا…اصلا من چی کار دارم؟!عمویی خودش میدونه که چی کار کنه.
التماس دعا……..درپناه حق
دوستدار همیشگی و ابدی شما…مبینا(دخترتون)

9 09 2009
هماي عمو

سلام عمويي
خوبين؟؟
عمو ديروز من حتي نا نداشتم تا واسه افطار از خواب پاشم اينه كه تا روزمرو باز كردم رفتمو دوباره خوابيدم.
بعد انگار داداشم ايناو… همه اومده بودن تااينكه ساعت حدودا يازده بود منو بيدارم كردن كه مياي بريم جمكران ؟
من واقعا شاخام دراومد اخه اصلا قرار نبود بريم وقتي قبلا بهشون گفتم گفتن نه نميشه شلوغه و بزاريم واسه زائراااا و…. خلاصه تا بهم گفتن پاشو بريم من عين فشنگ عمو از جام پريدم و راهي شديم. البته دسته خالي كه نه. پس منم تمومه اي كاش هاتون رو عمو نوشتمشون و بردم البته معذرتااا اما چندتا دونه هم بهش اضافه كردم عمو.البته اي كاش هاتون رو بردم چون راسيتش احساس كردم كه كلي حرف پشت هركلمه اش قايم شده بود . بعدم عمويي رفتيمو منم به قولم عمل كردم و علاوه براون اونجا واقعا عالي بود عمو همش ميگفتم كه اي كاش عموييمون هم اينجا بود. اما حيف…
عمو وقتي به اين فك ميكنم كه شما اين شبارو توي خونه مجبورين بگذرونين واقعا عذاب ميكشم.
عمو از ته دلم اونجا واقعا از خدا ميخواستم كه شما اين شبارو همونجااااايي باشين كه ميخوايين. عمو واقعا خودمو نميتونم اصلا ببخشم. همش ميگفتم اگه عمويي يهو اومده باشن اينجااا اگه من ببينمشون اصلا اصلا اصلا نميرم جلو تا مزاحم خلوتشون نشم اصلا اصلا اصلا نميرم جلو حتي اگه هزار نفر ريخته باشن سر عمو چون يكيم يكيه. عمو اميدوارم مارو باتموم اذيتامون و تموم مزاحمتهامون وباتموم مشكلات و ناراحتيهايي كه واستون به وجود اورديم بااين حال هممون رو از ته تهاي قلبتون و واقعا واقعا واقعا ببخشين.
.
.
.
.
اما عمو ميدونين چي شده؟؟ راستش قبل از اينكه ما بريم جمكرون يه اتفاقاي قشنگ برامون افتاده…
بالاخره دخترتون قراره بره مشهد. عمو هردف كه بابام اينا ميرفتن من ميگفتم نه. اما اين دفعه نميدونم چرا نگفتم. قراره واسه 25بريم . عمو اين قضيه رو مطمئن مطمئن مطمئنم كه فقط وفقط به خاطر دعاهاي شماااا و ابجيامه. عمويييي خيلي ازت واقعا ممنونم. خيلي خيلي. واقعا ديگه نميدونم چي بايد بگم….
اي كاش تشكر كردنامو تا الان خرج نكرده بود تا اين موقع حرفي واسه گفتن ميداشتم. عمو تنها چيزي كه ميتونم بگم يه ممنونمه از ته دلم.پس بازم ممنونم عمو.
ابجيااااااااااا از همگيتون ممنون . به خاطر دعاهاي شماست كه من الان احساس ميكنم خوشبخت ترين بچه ي عالمم. ابجي فياضي عزيز اميدوارم از اينكه ابجي خطابتون كردم ناراحت نشين. اما ابجي واقعا واقعا واقعا واقعا نميدونم چطوري بايد اين محبتتو جبران كنم. چه جوري بايد ازت تشكر. چه جوري بايد بهت بگم كه الان به خاطر مهربونيهاي تو چقدر خوشحالم.
عموييي وبچه هاااا. اميدوارم كه هرچيييييي دوست دارين و ارزو دارين اگر به صلاحتونه خدا بهتون بده.
.
.
.
اما…..
اما يه چيزي شبيه بغض كه از سر نگرانيه توي گلوم قلمبه شده. من بايد برنامه رو چيكار كنم؟؟؟
يعني بايد برنامه ي فوق العاده ايرو كه روز عيد فطر حتما عموايناا رو انتن ميرن رو از دست بدم؟؟
من واقعا نزديكاي برنامه تپش قلبم شروع ميشه حالا چه طوري ميتونم اخه برنامه رو از دست بدم؟؟؟ واي
ديگه نميخوام عينه دوره ي مدرسه ام موقع برنامه برم يه گوشه و گريه كنم كه چرا من پاي تلويزيون نيستم و…
نمي خوام . حتي فك كردن بهشم اشكمو در مياره.
رفتن من توي اين قضيه واقعا يه ريسك به حساب مياد .
اما نميدونم شايدم اونجا همه چي واسم جور باشه و باخيال راحت پاي برنامه تون عمو ورجووورجه كنم.
اما واقعا چي ميخواد بشه؟؟؟

9 09 2009
زهرا متقي

به نام خدا

سلام عموجون طاعات و عبادتتون قبول حق .

عموجون يادتون نره تو اين شب ها منم دعا كنين .

التماس دعاي مخصوص به بهترين عموي دنيا .

يا حق

9 09 2009
حسنا حسینی

سلام عمو.
.
سالهاست دلم میخواد شب قدر برم مسجد….اما نمیدونم چرا هر بار یه مشکلی پیش میاد
.
هنوز قسمت نشده یه شب قدر تو مسجد باشم….تو خونه چون مجبوری تنها راز و نیاز کنی خوابت میگیره….
.
اما میدونین عمو الان هیچ جا مثل حرم اقا امام رضا صفا نمیده….

9 09 2009
حسنا حسینی

عمو…ساعتش اشتباهه …

9 09 2009
حسنا حسینی

عمو شما همیشه برای من قابل احترام هستین و این به خاطر همه ویزگی های خوبتونه
.
اما عمو دیگه واقعا خسته شدم از این بحث ها….یه روز یه کامنت میزارین که مخالف نظر شماست فرداش یکی میزارین موافق نظر شماست … تکلیف ما چیه عمو؟
.
عمو جان 10000 تا از این کامنتا هم بزارین بازم حرف دل من و فکر کنم بقیه دوستان همون برگشت شما با برنامه زندس….حالا بازم از این کامنتا تائید کنین.
.
به خدا عمو فقط با روح و روان ما بازی میشه …. خودتونم میدونین من هرگز بد شما رو نمیخوام
گاهی جوش میارم حرفی میزنم اما به خدا تو دلم هیچی نیست اما با همه این حرفا باید بگم..
.
عمو جان من یکی دیگه خسته شدم….هر کاری دلتون میخواد انجام بدین…البته به حرف دلتون هم گوش کنین …. منم دیگه راجع به تولیدی شدن یا نشدن برنامه نظر نمیدم.
.
چون نظرمو گفتم و تغییر نمیکنه….به قول یه عزیزی: ادم وقتی یه حرفی زیاد میزنه بی اعتبار میشه

9 09 2009
رضا حريري

سلام جناب فرضيايي. خيلي خوشحالم كه با وبلاگ شما آشنا شدم، وبلاگي كاملآ مبتني بر وب 2! ديروز رفتم براي خواهر زاده ام از سي دي آهنگ هاي شما رو بخرم كه با سرچ توي گوگل به بلاگ شما رسيدم كه متاسفانه ديدم فيلتره! خوشحالم كه اينجا بلاگتون رو درست كرديد.

با آروزوي موفقيت بيشتر شما.
پيروز و شادكام باشيد

9 09 2009
مریم بی آت

سلام حاج عمو

همین.می خواستم سلام بدم.

راستی یادتون نره،دعا برای کنکوری ها.خسته نباشین.

فعلن…

9 09 2009
حسنا حسینی

«بیاین هرکدوممون برای یه بچه ای که بیماری خاص داره یا نه اصلا یتیمه ،یه اسباب بازی بخریم…تو این ماه عزیز.
من ازتون خواهش می کنم این کار یادتون نره.
نمی دونم یه تفنگ ،یه عروسک یا هر چی که به ذهنتون رسید براشون بخرید.
فکرش رو بکن!هر بچه ای شب با اسباب بازی ای که تو براش خریدی بخوابه…
«مرا به خواب هایت ببر..».

از همین الان بیاین به هم قول بدیم این کار رو شروع کنیم.هر سن و سالی که دارین چه فرقی می کنه.پول زیادی هم که نمی خواد.می خواد؟ حالا اگه نمی تونین یه اسباب بازی خفن بگیرین…،یه توپ کوچولو هم برای بچه ها شادی های تموم نشدنی داره.
هرکسی این کار رو کرد تو وبلاگش بنویسه.شما از من وارد ترین که چطور میشه یه بمب شادی درست کرد.چطور میشه همه رو خبر کرد که این کار رو بکنن.
يه اسمای جالبي هم ميشه براش گذاشت .»خیزش عروسک ها» مثلا!»
.
.
منبع: najafzadeh.ir

9 09 2009
هماي عمو

عمويي بازم سلام
خوبين؟؟؟
مامانم فردا ميخواد اش درست كنه.
عمويييي و بچه هااا گفتم حالا نميدونم اينطوريم قبوله يانه اما پيش خودم گفتم بيام بهتون بگم تا اگه حاجت خاصي تو ذهنتونه بگين تا به جاتون اشو هم بزنم و دعاكنم و…
حالا نميدونم اينطوريم قبوله يا نه هاااا.
عمو فك كنين دارم الان چيكار ميكنم!!
اگه گفتين؟؟
دارم چغندر اش فردا رو پوست ميكنم . واي چه قدر بد هستن. اخه من دوست ندارم.
اما چيكار كنم كه نذريه و منم كه سرتاپام دعا و حاجت و ارزو (نيشخند)
عمو مارو فراموش نكنينااااااا.
التماس دعا
فعلا باي…
خدا پشت و پناهه هميشگيه شما عمويييه گله گلاب و مهربون و خوش قلب و خانواده ي پر مهر و باصفا و دوست داشتنيتون باشه الهي.
.
.
.
.
.
عمو الان دارم به اين فك ميكنم كه اخه چي ميشد چنين شبايي هممون باهم مكه يا مدينه بوديم؟؟
وااااااااي مدينه…
ديشب چقدر يادش كردم. اينقده از خدا خواستم كه حد نداره.
عمو ميگم دعا كنين خواهشا قدر اين شبا رو اونطور كه بايد بدونيم. دعا كنين كه بتونيم همونطور كه شايسته است عظمت و بزرگيه اين شبارو درك كنيم.
عمو بادعاهاتون بازم كمكمون كنين لطفا.
…..

9 09 2009
مرضيه

عمو جون نمي دونم ميتونم 5 روز تحمل كنم يا نه اما دعا ميكنم اين 5 روز زود بگذره.
خيلي دوستتون دارم…التماس دعا

9 09 2009
دارینوش

سلام عمو…
نماز و روزه هاتون قبول…تو این شب ها دعا برای مریض ها یادتون نره…
هنوز یه روز هم نگذشته ولی دلمون واستون تنگ شده!!!
فعلا…التماس دعا

9 09 2009
مبینا

به نام خدا
ببخشید عمو دوباره سلام.
بخش***پاسخ به سوالات***کجاست؟ما سوالاتمونو کجابپرسیم؟
Rate This برای چیه؟
دوستدار همیشگی و ابدی شما:مبینا(دخترتون)

9 09 2009
ناهید

سلام عمو.طاعات و عباداتتون قبول. عمو تواین شب ها برای منم دعا کنید .ممنون{دوستون دارم یه عالمه …}

9 09 2009
یاد بچگی بخیر

سلام خانوم محترم aseman:
اولا که نام من «» یاد بچگی بخیر «» نه «» یادش بخیر کودکی»»(هرچند از نظر معنی فرق زیادی با هم ندارند)
من یعنی همه ما قبول داریم که شخصیتی به نام پورنگ مشکلاتی داره که شاید قابل درک نباشه اما اینم یادتون باشه که آقای فرضیایی 8 ساله داره کار میکنه و با همه این مشکلات آشناست و همشونو قبول کرده چون بچه هارو دوست داشته وگرنه همون سال اول با دیدن این مشکلات میرفت و الان اینقدر موفق نبود.
به نظر شما اگر آقای فرضیایی برنامه تولیدی داشته باشه بچه ها دیگه دورش جمع نمیشن;دیگه عمو پورنگ صداش نمیکنن;دیگه خسته نمیشه…
برنامه تولیدی یعنی از قبل ضبط شده یعنی آقای فرضیایی بازم باید متن حفظ کنه;بازم با بچه ها سر و کله بزنه;بازم خسته بشه…
ما نمیگیم آقای فرضایی از همه ما راحت تره اصلا مگه همچین چیزی ممکنه؟!
این ماییم که می شینیم برنامه آماده رو می بینیم اما این آقای فرضیاییه که باید ساعتها قبل از شروع برنامه بره سر کار;با بچه ها تمرین کنه;حتی ممکنه بعضی روزا غذا نخوره…
شما فکر میکنی با برنامه تولیدی انرژی ایشون تموم نمیشه؟!
نه عزیزم برنامه تولیدی هم سختی خاص خودشو داره….
حالا ما میگیم قراره این سختیها بیشتر یا کمتر تحمل بشه پس چرا برنامه زنده نباشه…
آیا این چیزیه که ایشون بهش علاقه نداشته باشن؟!
پس این 8 سال چی میشه؟یعنی این مدت هم ما بجاشون تصمیم گرفتیم؟!!!
اگه ما فقط خوشی ایشونو می دیدیم با ناراحتیشون ناراحت نمی شدیم و نمی تونستیم با توجه به لحنشون تشخیص بدیم خسته یا ناراحت هستن…
درضمن کسی ایشونو باز خواست نکرده…
ایشون هدفشونو انتخاب کردن و الان دارن راه های رسیدن به اون هدفو هموار میکنن و ما هم یه جورایی فقط راهنمایی می کنیم…
پیشنهاد می کنم یک بار دیگه متن من رو بخونید شاید ابهامات برطرف بشه در غیر این صورت کاری از دست من بر نمی یاد مهم اینه که عمو و برخی از بچه ها منظور منو متوجه شدند…
خداحافظ

9 09 2009
نرگس احمدی

به نام خدایی که هفت سال پیش توشبه قدرش یه تقدیرخیلی قشنگ واسه بچه هاقرارداد **فرستادنه یه فرشته براشون**….سلام عمویی..ممنووون عموجون..عمودقت کردیدوقتی یکی ازتون میخوادببخشیدش هیچوقت مستقیم نمیگیدبخشیدیش میگید خداهممونوببخشه… ایناهمش بخاطره فرشته بودنتونه..واسه همین خوبیاتونه که دل کندن ازتون غیرممکنه..عمویه دنیاممنوووووون که انقدخوبید.. ممنونم عمویی…آبجیاسلام التماسه دعا اونایی که نتونستن روزنامه جام جم روبخرن متنش تو وبه نسیم هست اینم آدرسش http://www.pourang1352.blogfa.com/ بچه هااینم مصاحبه عمویی بامجله جوان خانواده..مصاحبش واقعیه اخه دستخطه عموتوشه


عمویی دوستت دارم خیلییییی زیادبیشتر از ازاینجاتابه آسمون فرشته رویه زمین**همیشه عمویه مابمون**برادرزادتون نرگس که عموشوفراموش نمیکنه هرگز**

9 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خداي مهربون دوست داشتني *
سلام عمو جونم خوبين ؟
عمو اخي امروز نماييد ؟؟ باشه ولي برامون دعا كنيد ها خيلي
برادزادتون دوستتون داره .
(برادرزادتون تينا )

9 09 2009
??

سلام
آخه چي بگم؟
همه گفتني ها رو بچه ها گفتند.
*توي اين شب هاي عزيز براي ما هم دعا كنيد.*
سپاسگزارم

9 09 2009
نرگس احمدی

واییییی نگفتم این مصاحبه مجله جوان خانواده واسه قبله عیده ها..یه وقت فک نکنیدواسه الانه برید بخرید بعدببنید مصاحبه عموتوش نیستااااااا…….

9 09 2009
فاطمه

سلام عمویی
با اینکه با من قهری ها ولی این روزا دعا یادت نره
میگم عمو منظور شما از برگزیده کردن این کامنتا چیه؟
چون شاید حرف دل شما هم باشه برگزیده میشن یا برای اینکه ما نسبت به اونا نظر بدیم؟
************************************************************
سلام مرضیه خانوم
من از کجا باید بفهمم که کاسکو یعنی چی؟
************************************************************
بچه ها من نمیدونم عمو برای چی با من قهر کرده آخه مطمئنم اگه کسه دیگه ای این سوالارو از عمو میپرسید بشمار3 جواب میگرفت ولی من چی؟
حالا خواهشا یکی از شما همت کنه به من عاجز بی نوا کمک کنه هم بگه کاسکو چیه هم اگه میتونه اون صفحه از مجله عمو که بچه ها دستشونو گذاشتن روی همو برای من بذاره
خوب منم دل دارم ……… بابا در راه خدا…..

9 09 2009
پریسا

سلام عموی خوبم
عمو من هم دعا کن
دیشب حتی یه لحظه ام شما رو وهمه ی دعاهاتون یادم نرفت
عمو جونم نماز روزه هاتون قبول
(کودکه درونم که دخترتونه)

9 09 2009
مبینا

دوباره سلام عمو…
عموجون براتون فال حافظ گرفتم…با اجازه ی شما میگم…اگه دوست نداشتین میتونیند این کامنت رو حذف کنید.
حافظ گفت:**دست شما نمک نداشته و هر کاری برای دوستان کرده اید بدون قدردانی کردن
از شما،رفته اند.ناراحت مباش و به کار خیر خود ادامه بدهید و بدانید که خداوند بالاخره جواب محبت های شما را به مردم خواهد داد.**
(عمو جون انگشتم رو دو تا شماره رفت بعدیش اینه:)
**شما به چیزی دل خوش کرده اید که نمی دانید آیا برایتان سودی دارد یا زیان و امید
پیروزی از آن را دارید ولی دل نگرانید که آیا نفع دارد یا ضرر و این شما را ناراحت کرده.بزودی پرده ها کنار می رود و همه چیز برای شما روشن میشود.**
التماس دعا توی این شبا…
درپناه حق…
دوستدار همیشگی و ابدی شما:مبینا(دخترتون)

9 09 2009
9 09 2009
وجيهه هاديزاده

به نا م خدا

سلام عمو پورنگ

نماز روزه هاتون قبول
در اين شبهاي عزيز ما را هم حتما دعا كنيد ما هم شما را زياد دعا مي كنيم
جواب به پست قبلي:

بله عمو ميدونم من اشتباه كردم من رو بخاطر حرفهايي كه قبلا نوشتم ببخشيد
مي دونم ارزو داري براي يك بار هم كه شده راحت توي خيابون قدم بزني بدون اينكه كسي دور و برتون جمع بشه
ميدونم ارزو داري ديگه مزاحم تلفني نداشته باشيد و ديگه حتي يك نفر هم بهتون پيامك نزنه

ميدونم عمو ميخواي مثل همه ي مردم توي زندگيتون اسايش داشته باشي

ميدونم كه با هنرمنداي ديگه چقدر فرق داري

ميدونم كه شما هم مثل ادمهاي عادي مشكلات و دغدغه هايي داريد

ميدونم كه اين شهرت شما چقدر باعث شده كه اذيت بشيد

ولي عمو شما خيلي خوشبخت هستين نه به خاطر اينكه در بين همه شهرت داريد نه باور كنيد منظور ما اين نيست
در عوض
همه ي بچه ها شما را دوست دارند چون مثل اونا پاك و با صداقت هستيد
چون زبون اونا را خوب ميفهمي چون مهربون هستيد چون………………….
ما شما را درك ميكنيم عمو
حتي اگه خدايي نا كرده روزي برسه كه شما ديگه برنامه اجرا نكنيد بازم اونا به ياد شما هستند و شما را خيلي دوست دارند مثل قبل چه اجرا داشته باشيد چه نداشته باشيد چه توليدي باشه چه زنده

ميدونم عمو برنامه زنده اجرا كردن با بچه ها چقدر سخته ميدونم چقدر استرس داري كه نكنه يوقت…
حالا ديگه فرقي نمي كنه عمو

عموجون هر طور كه شما راحتي ما بچه ها هم راحتيم هر طور كه شما صلاح مي دونيد ما هم راضيم عمو

من اينجا فقط ميتونم نظر بدم

من كي باشم كه بخوام در مورد برنامه تصميم بگيرم

تصميم باشماست عمو

عمو جان ايا منو بخشيدي؟

سلام امیدوارم خدای مهربون همه ماهارو به حرمت این شبای عزیز قدر ببخشه و بهمون رحم کنه الهی آمین

9 09 2009
9 09 2009
هماي عمو

بازم سلام عمو.
واي عمو چرا بهم نگفتين كه دستام اين شكلي ميشه؟؟؟؟
عمو پونصدتا دستكش من بريدم و هي عوض كردم اما اخر هم دستام رنگي و خراب شدن(گريه)
اما بيخيال من دنبالشم.
اخه منم عينه جومونگ يه جورايي يه هدف والا دارم كه خيلي بدجور دنبالشم ديگه(نيشخند)
.
.
.
.
.
.
عمو يه چيزي بگم؟؟ الان داشتم به اين فك ميكردم كه اي كاش محپوش ديشب براي احيا حرم رفته باشه.
اين طوري شما به نوعي براي احياي ديشب هم توي جمكران بودين هم حرم حضرت معصومه هم حتما حرم امام رضا هم خيلي جاهاي ديگه.
عمو مابچه هااا درسته كه خيلي اذيتتون ميكنيم و واستون جز مزاحمت چيزي نداريم اما باوركنيد كه هميشه دنبال جبرانه كاراي بدمون هم هستيم عمو. مطمئنا همه ي ما عمو هروقت زيارتي ميريم جايي ميريم كاره خوبي انجام ميديم و…. به خدا ميگيم كه خداجون اين كاره خوبمون باشه واسه عمو جوري كه انگار خوده خوده خوده عمو اومده باشه اينجا يا اين كارو كرده باشه و… نميدونم خدا قبول ميكنه يا نه اما من معتقدم كه هر كاري كه از ته دله ادم باشه خدا قبولش ميكنه چون خيلييييييييييي مهربون و بخشنده و دوست داشتنيه.
.
.
.
.
.
چه عالي ختم قران هامونم كه از راه رسيد(لبخند)
بچه هاجونم ممنون.
.
.
.
.
عموييييي و اباجيام التماس دعاي فراوون .
منو يادتون نره هاااا.
دوستتون دارم.
خداپشت و پناهه هميشگيه همه ي شما و همه ي خانواده هاتون باشه انشالله.

9 09 2009
فاطمه عيوض زاده

سلام عمو جون
واي عمو بد عادتمون كردين اين روزا هر روز برنامه داشتيد بد عادت شديم!!!!
حالا بعد رمضون كه مي خواين يه روز در ميون برنامه داشته باشين چي كار كنم؟؟؟؟
واي
باي

9 09 2009
هماي عمو

حسناجان چه مطلب جالبي.
واقعا كار قشنگيه هااااا.
دوست دارم واقعا واقعا عملي شه.
ممنون ازت

9 09 2009
بهار

سلام عمو داریوش نازنینم
عمویی دیشب خوش گذشت؟ برای من که عالی بود/ ما رفتیم حرم عبدالعظیم…شما کجا رفتید؟! آخه ما با حرم همسایه هستیم(شهر ری)
عمویی از همون اول که وارد شدم اشکم در اومد!
عمویی برای شما خیلی دعا کردم..هر چیز خوبی که به ذهنم اومد اول برای شما خواستم..از خدا خواستم هیچ وقت در هیچ شرایطی شما رو به خودتون واگذار نکنه…
عمویی نمی دونم کجا رفتید،اما از ته دل امیدوارم که حداقل این شبا رو بدون دغدغه مال خودتون و خدا باشید…بدون عکس و امضا و …
عمویی راستی قبل از اینکه بیام اینجا وبمو برای دومین بار آپ کردم. یه داستان کوتاه گذاشتم که خیلی دوستش دارم هر چند فکر کنم تکراریه …اما من که دوسش دارم.
عمویی تو این چند روزه به منم سر بزنی خوشحال میشما(خوشحال که چه عرض کنم،ذوق مرگ) دفعه قبل که نیومدید…اشکال نداره،در هر صورت بی نهایت دوستتون دارم … راستی این روزا شبا بیدارید،روزا استراحت کافی بکنید یه وقت خدا نکرده مریض نشیدا!
عمو قسمت سنگ صبور برام نصفه باز میشه…نمیتونم کامنت بذارم،در ضمن اونجا از دست اون خانوم یا آقای به قول آجی فیاضی ستاره بارون خیلی عصبانی شدم،خیلی بی ادب و گستاخ و … بود.اگه من جای شما بودم بهش یه جواب حسابی میدادم تا دیگه…!
دوستتون دارم
__________________________________________________________________
سلام دوستای خوب نتی گلم
خوبید؟!
چه خبرا؟
چرا جواب کنکور نمیاد! تا مارو نکشن که رضایت نمیدن…
*پریســـا* جونم اینجایی ؟! آجی گلم من که بهت ایمیلمو دادم! تو برام چیزی ارسال نکردی!…گفتی می خوام یه چیزایی بگم بهم ایمیلتونو بدید…به منو آجی ژاله گفتی،یادته؟
در هر صورت اگه چیزی هست بیا وبم خصوصی بهم بگو…برای آبجی شدن با من که کشتن نیاز نیست(خنده)
دوستت دارم آجی گلم
___________________________________________________________________
خانم یا آقای*یاد بچگی به خیر*
اتفاقا
اتفاقا
اتفاقا
من به شما پیشنهاد می کنم خودتون یه بار دیگه اول کامنت خودتونو بعد کامنت آسمان و بخونید…
لطفا حرفتونو عوض نکنید!
از اولین جمله تون تا آخر،باز خواست کردن و متهم کردن عموی ما می بارید!!!

9 09 2009
??

سلام
خيلي ممنون
بله حق با شماست.تصوير اون دوتا دست همه گفته هاي شما رو نشون ميده.
وقتي اون دوتا دست رو مي بينم ياد ميدان هاي گلادياتوري رم قديم مي افتم.
من ديگه هيچي نمي گم.

9 09 2009
سیده فائزه

عمو جون سلام

التماس دعا تو این شب های قدر از شما دارم….

9 09 2009
مبینا

عموجون ماه عسل دانلود نمیشه!!!چرا؟

9 09 2009
سیده فائزه

ممنون از جوابتون…من خییلی استرس دارم…برامم دعا کنید…

9 09 2009
مهر فروتن

سلام بر همگی!
سلام آقای فرضیایی! اینجا فقط یک اشکال دارد و آن هم این که نوشته هایش زیادی بزرگ است. خوب شما که دیروز از همه التماس دعا داشتید برای ما هم دعا کردید؟
در مورد فوق برنامه باید بگویم طی تکامل داروینی زوایای پنهانی برنامه ی شما آشکارتر شد و به دلم نشست. از حق نگذریم برنامه ای متفاوت و جذاب است. مخصوصا آن قسمت هایی که اتفاقاتی می افتد و باعث خنده ی شما و بچه ها می شود.
دست شما واقعا درد نکند با این همه تلاش و زحمت. راستی مادرجان چطورند؟ می بخشید وسط صحبت این را گفتم. فقط یک دفعه یاد آن ناراحتی چشمشان افتادم.
امیدورام همه ی بیماران و آنهایی که حتی اندکی ناخوشی دارند در همین روزها و شبهای گرانقدر سلامتی خود را به دست آورند.
راستش کمی عنوان این دست نوشته که در واقع فقط یک عکس است و عنوان!! کمی برایم جالب است. کنجکاو شدم که در آن برنامه چه می خواهید بگویید. واقعا چی می خواهید بگید؟؟

9 09 2009
فاطمه متقي

سلام فاطمه جون خوبي كاسكو يك نوع طوطي هست اين هم عكسش

راستي آجي فاطمه خوشحال ميشم به منم سربزني اينم آدرسه وبم منتظرت هستم ها !!!
http://amir74fateme75.blogfa.com
دوست دارم آجي جونم . بوس بوس

9 09 2009
شیرین

سلام عموی گلم
عمو جون نماز و روزتون مورد قبوال حق…
عمو جون 6 روز دیگه میاین…عمو خیلی برای ما سخته اما وقتی یاد اون 5 ماهی که برنامه نداشتین می افتم این چند روز رو راحت میتونم سپری کنم….
عمو جون تو این شبا برای ما هم دعا کنیا!!
دیشب رفتیم مسجد مسجد کوچه پایینی مون عمو برای برنامتم دعا کردم …دیگه نگفتم که خدایا برنامه بعدی عموپورنگ زنده باشه ….این دعا رو کردم
خدایا هر چی صلاح عمو جونه همون بشه اگه صلاحه برنامه تولیدی باشه ..خوب باشه عیبی نداره واگه ……

9 09 2009
شیرین

امشب رحمت دوست جاریست…
مانند رود…
نه! مانند باران…
اگر دلتان لرزید بغضتان ترکید……
کسی اینجا محتاج دعاست ….

9 09 2009
مبینا

سلام…
با تشکر و سپاس فراواااااااااااااااااااااااااااااااااا..ن از** عموپورنگ** نازنینم
و
خانم**؟؟**یا**عباسی**عزیز..
حالا روشن شدم.
باتشکر…خدانگهدار
دوستدار همیشگی وابدی شما و آبجی های گلم:مبینا(دختر عمو)

9 09 2009
شیرین

عمو جونم ایشالله عاقبت بخیر باشی….
این دعای دیشبم در حق شما بوووود…
.
ایشالله مامان فاطمه همیشه سالم وسلامت باشه
اینم دعای دیشبم در حق مامان گلتون…

9 09 2009
شیرین

سلام ابجی فاطمه
کاسکو اسم پرنده ای هستش که خیلی زشته سیاه و زشت ولی خوش صدا درست مثل طوطی میمونه باهات حرف میزنه ….خیلی باحاله
یکی از فامیلامون داره من اهنگای عموپورنگ رو بهش یاد دادم …اینقدر باحال اردک تک تک میخونه که نگو دلت ریسه میره…
خوب شد ….
عمو هم باهات قهر نکرده
هیچ وقت عموجون رو مجبور به جواب دادن نکن عمو اگه صلاح بدونه جواب میده …
دوست دارم ابجی جونم
دعا یادت نره ها!

9 09 2009
تينارادفر نژاد

به نــــام خـــدا ي مهربون دوست داشتني *
با اجــــازه عمو جونم:

دختری با مادرش مرافعه داشت . او بسیار عصبانی شد و از خانه بیرون رفت . پس از طی راه طولانی ، هنگامی که از یک فروشگاه کیک عبور می کرد ، احساس گرسنگی کرد . اما جیب دختر را بید خورده و حتی یک یوان هم نداشت .
صاحب فروشگاه یک زن سالخورده مهربان بود . پیرزن دید که دختر درمقابل کیکها ایستاده و به آنها نگاه می کند ، از وی پرسید : عزیزم ، گرسنه ای ؟ دختر سرش را تکان داد و گفت : بله ، اما پول ندارم . پیرزن لبخندی زد و گفت : عیب ندارد . مهمان من هستی . پیرزن کیک و یک فنجان شیر برای دختر آورد . دختر بسیار سپاسگذار شد . اما فقط کمی کیک خورد و سپس اشکهایش بر گونه ها و روی کیک جاری شد . پیرزن از دختر پرسید : عزیزم ، چه شده است ؟ دختر اشکهایش را پاک کرد و گفت : چیزی نیست . من فقط بسیار از شما تشکر می کنم . با وجود آنکه شما من را نمی شناسید ، به من کیک دادید . من با مادرم دعوا کردم . اما مادرم من را بیرون رانده و به من گفت : دیگر به خانه باز نگرد .
پیرزن با شنیدن سخنان دختر گفت : عزیزم ، چطور می توانی این گونه فکر کنی ؟ فکر بکنی ، من فقط یک کیک به تو دادم ، اما تو بسیار از من تشکر می کنی . مادرت سالها برای تو غذا درست کرده است ، چرا از او تشکر نمی کنی و چرا با او دعوا می کنی ؟ دختر مدتی سکوت کرد . سپس با عجله کیک را خورد و به طرف خانه دوید . هنگامی که به خانه رسید ، دید که مادر در مقابل در انتظار می کشد . مادر با دیدن دختر بی درنگ خنده ای کرد و به دختر گفت : عزیزم ، عجله کن غذا درست کرده ام . اگر دیر کنی ، غذا سرد خواهد شد . در این موقع ، اشکهای دختر بار دیگر جاری شد . آری دوستان ، بعضی اوقات ، ما از نیکی و مهربانی دیگران تشکر می کنیم ، اما مهربانی اعضای خانواده مان را نادیده می گیریم .
دوستان عزیز ، آیا شما در زندگی تان با چنین مسئله ای روبرو شده اید ؟ بله ، عشق به اعضای خانواده سزاوار ستایش است .
تـــــينا*

9 09 2009
شیرین

سلام ابجی فاطمه
کاسکو اسم یه پرندس
خیلی زشت وسیاه ولی خوش صدا ..درست مثل طوطی باهات حرف میزنه
دایی خودم داره من بهش اهنگای عموپورنگ رو یاد دادم …اینقدر قشنگ اردک تک تک میخونه که نگووووو!!!
عمو هم باهات قهر نکرده …مگه یادت نیست ما قرار گزوشتیم که هیچ وقت عمو داریوش رو مجبور نکنیم که جواب کامنتامونو بده

بای ابجی

9 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خدا*
با اجازه عمو جونم :(ازاين خيلي خوشم امد )

ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد…پشت خط مادرش بود….. پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟ مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي….. فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم….. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد…..صبح سراغ مادرش رفت…..وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت….. ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود *
تـــينا*

9 09 2009
الهام فراهانی

سلام عمو

طاعات و عبادات قبول باشه دیشب ما رو دعا کردید ؟

یه خواهش میشه لطفا توی همون وبلاگ قبلی نظر بدیم آخه اونجا منظم تره

با تشکر التماس دعا خدانگهدار

9 09 2009
مائده

به نام خدایی که فقط اوست که میداند بر دل رنجدیده ام چه گذشت ….
سلام عموی مهربونم …. دیگه داره خسته کننده میشه … انقدر امروز گریه کردم …..
این حرفا چیه که من میشنوم ؟؟؟!!!
عمو قراره بره ما رو اماده می کنه چون میخواد از پیشمون بره …
برنامه ی تولیدی یعنی یه جورایی آماده بشید برای خداحافظی !!!؟؟؟
ما نمیذاریم عمو بره ماه عسل ؟؟؟!!!(خنده) این یکی که دیگه واقعا خنده داره … خوب به قول مشکات … آبجی … عزیز … سرکار … خانم …. این حرفا چیه ؟؟؟؟ تو وبلاگمم یه چند تا از بچه ها نوشته بودن همینا رو ….
بعد من میام سکوت کنم … من و سکوت !!! … خوب واقعا ازم بعیده … اینه که یه عالمه پر حرفی میکنم … در جواب بچه ها … با اجازه ؟؟؟
«آسمان » خوشحالم که حد اقل قبول داری عشق بچه ها رو … عشقی که خیلی ها قبولش ندارن …. یکی میگه عادته … یکی میگه ادعاست … یکی هم میگه دیوونه شدید …. نمیدونم از این حرفا تو هم شنیدی یا نه ؟؟؟؟
حاصل این علاقه برای ما چیز های خوبی بود …
اگه عمو نمیومد من دیگه هیچ کسی رو نداشتم که ازم بخواد بچگی کنم … خودم میخواستم بقیه نمیخواستن …
عمو به من کودکیمو داد …
عمو به من ایمانمو داد ….
عمو به من امید داد ….
عمو برام شد سنگ صبور ….
این همه چیزای قشنگ از این عشق نصیب من شد و در عوض من
از عمو آزادیشو گرفتم …
لحظه های قشنگشو گرفتم …
شاید فرصت بودن کنار یه سنگ صبور رو گرفتم ….
وغیره و غیره ….
حالا انقدر خودخواه نیستم که بخوام بازم ازش آرامش رو بگیرم … میدونی تقصیر هیچ کس نبود … یه اقیانوس عشق درسته چیز قشنگیه ولی امکان داره موج های بلندش به کسی که تو ساحل ایستاده آسیب برسونه … اگه عمو با برنامه ی تولیدی یا حتی با رفتن به آرامش میرسه حرفی نیست … فقط بدونه که تو این سکوت ما یه دنیا حسرت و اشک هست … خوب طبیعیه که دلتنگش میشیم … دل کندن از یه فرشته آسون نیست … ولی بازم هر جور که عمو انتخاب کنه … اصلا چه فرقی میکنه در هر حال تصمیم نهایی با عمو هست …
آغاز پایان حرف هایی زدش که هم حق بود و هم نا حق … گفت برنامه ی تولیدی آغازی هست برای رفتن … گفت : مگه چقد موضوع توی این دنیا هست که عمو ازش حرف بزنه … گفت : بابا بذارین عمو بره تشکیل زندگی بده مگه دل نداره ؟؟؟
آره ما نمیتونیم عمو رو بفهمیم ولی ای کاش اون ما رو بفهمه … عمو خودش قول داد که نره تا وقتی که بچه ها قبولش داشته باشن … قبولش داریم با تمام وجود … عمو حد اقل 20 سال دیگه میتونه رو آنتن باشه … تولیدی یا زنده فرقی نمیکنه …
اگه عمو بره یکی دیگه میخواد بیاد اون چی میخواد بگه ؟؟؟ خوب همونا رو عمو بگه مگه چی میشه ؟؟؟ عمو تکرار نشدنی هست …. کسی نمیتونه جای خالیشو پر کنه … حیف نیست بچه هایی که الان 3 یا 4 سالشون هست از داشتن عمویی به این خوبی به این زودی محروم بشن … خوب بابا ما چی کار داریم با عمو …؟؟؟ !!!!
اعتراف: یه موقع هایی یه حرفایی زدیم گفتیم عمو ازدواج نکن میترسیم تنهامون بذاری …
ولی مگه آقای صارمی نیستن … یا هزار تا هنرمند دیگه … چه ربطی داره آخه ؟؟؟!!! نمیفهمم …!!!! عمو که این همه 4 ماه 5 ماه میره 2 ماهم روش برای ماه عسل ….. (عمو عمرا این نظرمو تائید کنه {نیشخند} ) ولی عمو واقعا بین اون همه اشک به این جای حرفای آغازپایان که رسیدم خندم گرفت …
بعد فکرشو بکنید رفتم تو بلاگم دیدم بله …
چند تا از بچه های دیگه هم همینا رو گفتن … (خنده) (قهقهه) (تعجب)
اگه صلاح ندونستین تائید نکنید …. از حرفامم ناراحت نشید لطفا … چون چند نفر حرفای آغاز جونمو تائید کرده بودن گفتم …
دیگه همین ….
یا حق ! التماس دعا !

9 09 2009
مبینا

خیلی قشنگ بود تینا جون

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام داداش گلم خوبی ؟ روزه نمازهات قبول .
داداش اینقدر فراموش کار شدم که نگو . 3 تا ایمیل بهت دادم هر 3 مرتبط به هم هستش .
التماس دعا

##################################

سلام به آباجی های گل خودم . خوبین ؟ نماز روزه هاتون قبول . التماس دعا

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

سلام فاطمه جون . کاسکو یه نوع طوطی به حساب میاد . هم بد ریخته هم بد رنگ .
تقلید صدا هم میکنه . حالا اگه خواستی شکلشو ببینی توی گوگل قسمت تصاویر بنویس
» کاسکو » برات میاره
علی یارت

9 09 2009
رامينا

سلام عموجون
خوبین؟
پیشکسوت…نونهال….نوزاد!!!!!!!!
امروز معلم ریاضیه به منو دوستام گفتن نوزاد!وااااااااااالبته چونکه شاگرد جدید بودیم…..
کلاس ریاضیه اما گفتن ترکی هم یادمیدن…دبیرازتهران میادا ازشهرشماعمو……ولی ترک هستن!!تاچندوقت دیگه منم به زبان ترکی یاد میگیرم وهنگام عوض شدن کانال شمامشکلی نخواهم داشت!!!!
مامانم میگن شبیه سهند توی برنامه شماهستن!!!!!راستم میگن!خیلی شبیهن…اما سهند بچه ست خب…

تازه همش تو حل مسئله میگفتن(ای کاش….اینجاتوان2نبود…خیلی میگفتن ای کاش!)الان میگین چه ربطی داره؟
اماخب دیگه ماهمه چیو ربط میدیم به برنامه تون یا دستنوشتتون….

ای کاش…
ای کاش امروز میومدین…
—————————–
نرگس جون خیلیییییی ممنون که گفتی نسیم جام جمو گذاشته تو وبش!

9 09 2009
نرگس احمدی

عمویی ببخشید ..درجوابه آبجی فاطمه…من فک کنم کاسکویه پرندست(به احتماله زیاد)…فاطمه ایمیلتوبده تابرات اون صفحروبفرستم….راستی فک نکنم عموباهات قهرباشه ..عمو هممونودیشب بخشید..من که از جوابش به خودم اینطوربرداشت کردم..شایدبعضی وقتاعمو وقت نمیکنه جواب بده یاشایدبعضی سوالارو خوده عمو هم جوابشو نمیدونه بعضی سوالا هم واقعانمیشه جواب داد…..ولی به نظره من وقتی به یکی جواب میده انگار به همه جواب میده…بازم اگه سوالی داشتی بگوابجی جوووووون….به نظره من وقتی عمویه کامنتی رو برگزیده میکنه یعنی نظره خودشم همونه چون اگه غیره این باشه میگه نظرتونوراجبه این کامنت بگیدواسمشم نمیذاره کامنته برگزیده..ولی ایندفعه واقعامنم موندم که عمونظره واقعیش چیه..

9 09 2009
رامينا

سلام به ناشناس جان(اما نمیشناسمتون جدی)امافکرکنم حتما میشناسم..اما نمیشناسم الان…یعنی باید بشناسم..ببخشید خودم متوجه نشدم چی گفتم!!!!!!!

ممنون از لطف تون …توی وبلاگ نسیم بود خوندم…
بازم ممنون

9 09 2009
رامينا

ناشناس جون
بقیه کامنت تو الان خوندم….عیب نداره تازه اول ساله….مطمئن باش تو میتونیییییییییییی…خودم باورم نمیشه جدی جدی این انرژی مثبت دادنه رو یاد گرفتما…..
عمو جون ممنوننننننننننن

9 09 2009
رامينا

وااااااااااااا منو نگاه….
ناشناس همایی؟الهی بمیرم الان عمو میگن این رامینا چه گیجه!
شرمنده من تازه دیدم……
همااین چه کاری بود…ضایع شدم رفت!
رفتی مدرسه جدید دیدی بقیه زیاد درس میخونن؟خب بله دیگه….رقبای اینجوری زیادن ماشالله….بایدحواستو جمع کنی عزیز…
اماموفق میشی هماجونم هنوز دیرنشده….

9 09 2009
مائده

به نام خدا …
سلاااااااااااااااااااااممممممممممممممممممممممممممممممممم
عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
دلم تنگ شده براتون …
دلم تنگ شدههههههههههههههههههه(گریه)( جیغ)
عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
من عمومو میخوام ….. (گریه)
عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
الان دارم عین بچه ها پاهامو میکوبم زمین میگم من عمومو میخواااااااااااااممممممممممم
بعدم به خودم میگم خجالت بکش مائده …صبوری کن …
تو میتونی صبر کنی …
تو میتونی ….
ولی من نمیتونم …..
ای بابا …
کاش از صبح تا شب تلوزیون عموپورنگ نشون میداد …
کاش …
عمووووووووووووووووو ….
چرا سایت راه نمیفته ؟؟؟
یه قسمت بود تو سایت صداتون ضبط میشد بعد من هر وقت دلم میگرفت میرفتم گوش میدادم …
انقده دوست داشتم …
عموووووووووووووووووووووووووووووووووو
عمو میخوام رو دیوار چوب خط بکشم تا این 5 روز بگذره …(ناراحت)
جدی میگم … میگن باعث میشه زمان زود تر بگذره … البته اینو تو فیلما واسه زندانیا میگن …(خنده)
عمووووووووووووووووووو
هی دلم میخواد بگم عموووووووووووو
شاید این دلتنگیه کم بشه … عموووووووووووووووووووو
عمو شما اعتقاد دارین به این که میگن پشت سرت حرف میزنن گوشت صدا میده ؟؟؟
خرافاتی شدم …شایدم دارم شنواییمو از دست میدم …. (خنده)
عمووووووووووووووو هر روز این موقع تو تب و تاب اومدن شما بودم … الان تو افسردگی هستم …
عمووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو دوستت دارم …
عمو همیشه وقتی میومدین من باهاتون شعر میخوندم الان بخونم …
الان دارم هم میخونم هم تایپ میکنم …..
الو عمو دوستت دارم
میخوام برات گل بیارم (ولی نمیخوام مزاحمتون بشم … پس نمیارم !!!)
کاشکی میشد که زیر پات مریم و گل رز بکارم ..(خب مریم بیشتر دوست دارین {نیشخند})
الو .. الو … عمو جونم … قدر تو رو من میدونم
وقتی بزرگ شدم برات یه شعر بهتر میخونم …(من که قرار نیست بزرگ شم {نیشخند})
الو عمو یادت باشه …. زندگی بی تو نمیشه … یه وقت ازم جدا نشی … بمون کنارم همیشه …(رو این قسمتا تاکید دارم …)
دیگه برم … بقیه ی شعرارو برای عکستون میخونم …
دوستتون دارمممممممممممممم
مواظب خودتون باشد التماس دعا !!!

9 09 2009
قائدی

بابا این شوال رو جواب بدید خیال همه رو راحت کنید که این بندگان خدا هی خودشون نظر ندن می دونم از سوال شخصی بدتون می آد اما یه بار واسه همیشه بگین تموم شه بره دیگه.
شما ازدواج کردید یا نه ؟

9 09 2009
فاطمه متقي

عمو يك سري به ايميلتون بزنيد

جوابمو واسم ايميل كنيد

باتشكر

9 09 2009
شیرین

سلام عمو جون تو قسمت (پاسخ به سوالات شما)من 1 سوال ازتون کردم ولی هنوز اون سوال تائید هم نشده!!!
نمیگم جواب بدین لااقل تائیدش کنید گلم
بای

9 09 2009
??

سلام
قائدي*با اينكه اون بالا گفتم من ديگه هيچي نمي گم.
ولي خواهش مي كنم عفت كلام داشته باشيد.اينجا كسي جز شما اين سوال رو نپرسيده ،نمي پرسند و نخواهند پرسيد هم
براي حريم شخصي و خصوصي هر انساني بايد احترام گذاشت.

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام داداش گلم . سلام به آباجی ها .
داداش چهارمین ایمیل هم دادم . ( نیشخند )
الان داداش دیگه کفری میشه از دستم ، میگه چرا این دختره دست از سرم بر نمیداره .
شرمنده اما حافظه ی بنده کمکم نمیکنه که همه چی رو کامل به یادم بیاد .
راستی داداش اگه اونجا بودم اول ب غ ل ت میکردم بعد هم ب و س ه بارونت میکردم
( وجدان من : خجالت بکش دختر هم از لحاظ قانون هم از لحاظ شرعی مشکل داره . دیگه نبینم این کارا رو بکنیا وگرنه اماکن میاد میگیره میبرتت ) ( الان داداش میگه چه بی ادب شده این دختر )
شرمنده داداش که اینو گفتم تو دلم مونده بود باید میگفتم . یه دنیا ممنونتم داداش .
ایشالله یه روزی بیاد که بابام منو بیاره تهران از نزدیک ببینمت ( دختره ی پررو )

******************************************************

اجی فاطمه فکر کنم نزدیک به 4 نفر بهت گفتن کاسکو چیه ( نیشخند )

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

داداش واسه چی اینهمه مزاحم تلفنی داریم ؟ الان یکیشون زنگ زده میگه الو سلام خاله .
مرد گنده ( ببخشید که این کلمه رو گفتم ) به من میگه خاله . تازه میگه خاله کار واجبی باهات دارم الان میام خونتون ( عصبانیت ) عید سال هم همش زنگ میزدن میگفتن با مهناز کار داریم ، فرشته ، علی ، ژیلا ، رضا ، ……. هر چی میگفتیم اشتباه گرفتین ، مگه ول میکنن . دیشب زنگ زده میگه مهناز هست ؟ بابا بیا و وردار برو مراسم اینهمه مهناز مهناز نکن واسه ما . مردم میرن مراسم آقا یادش اومده مزاحم مردم بشه . خدا بگم چی کارشون نکنه . الله اکبر ( عصبانیت )

9 09 2009
شیرین

دوباره سلام
عموووووووووووووووووووووووووووووووووو دلم برات تنگ شده
عموووووووووووووووووووووووووووووووو کاشکی امروزم برنامه داشتی!!
عمووووووووییییییی تا 2 شنبه …عمووووووویییی خیلیه نه!
.
عمو جونم دوست دارم عمو جونم عاشقتم عمو جونم ….(تا صبح میخوام برات حرف بزنم )عمووووووووو اگه بودی الان برنامت شروع میشد :-(
عموووووووووو
الان عمو میگه بشووووو و بشین شیرین سرمو بردی :-)
عمو تکلیفمو روشن کن بشینم یا برم!! :-)
بای عمو جون پس بشوووو

9 09 2009
??

مائده*انقدر پاتو نكوب به زمين..سرمون رفت…پات درد مي گيره هااااااااااااااااااااا

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام به داداش گلم و تمام اجیهای اینجا
آبجی نرگسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
به دادم برسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
آبجی نرگسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
بی زحمت برنامه ی روز 2 شنبه رو واسم ضبط کن ( نیشخند )
آبجی نرگسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس برات زحمتی نیست ؟
آبجی نرگسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس یه دنیا ممنون میشم اگه اینکار رو بکنی ( بوووووووووووووووووووسسسسس )

داداش گلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللمممم بازم یه دنیا ممنون

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

ببینم خانم ؟؟ = عباسی ، درسته ؟
احساس میکنم بالای 20 سال سن داشته باشین . البته خیلی ببخشیدا که اینو میگم .
حالا هر سنی که داشته باشین بزنم به تخته خیلی خوب جواب میدینا .
آفرین .

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

اِ اِ اِ اِ اِ اِ داداش شما هم که آنلاین تشریف دارین . خیلی خوشحال شدم . حرف دیگه ای یادم نمیاد بزنم . ( نیشخند )

9 09 2009
نسترن

منو بخشیدین پس می یااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام!!!!!!!!!!!!

علی علی

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام مهر فروتن . چند سالته ؟ به نظر نمیاد که دختر باشی . البته تا اونجایی که من فهمیدم . از حرفایی که میزنی به نظر میاد پسر باشی . شاید من اشتباه کرده باشم

9 09 2009
مائده

(؟؟) همش تقصیر این آقای عمو هست … سلام !
همش خوبه … همش مهربونه … همش فوق العادس … بعد یه جوریه که لنگه نداره … بعدم با گذشته … صبوره … مومنه … آهان کلی هم به آدم انرژی میده …..
همه ی این خوبیا رو داره … بعد آدم دوستش داره … بعد نمیاد که آدم ببینش …
با خودش نمیگه که خوب این بچه ها دل دارن …
پیشنهاد …:
1. عمو انقد ماه و دوست داشتنی نباشه تا ما بتونیم دوستش نداشته باشیم …
2. عمو همیشه ی همیشه برنامه داشته باشه … آخه من اعصابم خورد میشه وقتی ماه پشت ابر میمونه (نیشخند)
خب چون هیچ کدومش نمیشه منم پاهامو میکوبم زمین … جیغم میزنم …(جیغ بنفش )
عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو (با جیغ بخونیدش ..{نیشخند})
خانم قائدی ….
سوال بی موردی بود …. که من فکر کردم بعد خوندن کامنت من به ذهنتون رسیده واسه همین عذاب وجدان گرفتم … اینجا کسی چنین سوالی نداره ولی شما اگه شخصا کنجکاو هستید … (من میدونم کنجکاوی چه دردیه ؟؟؟!!{نیشخند} )
میتونید بیشتر دنبال مصاحبه های عمو باشید … هر چند پیشنهاد میکنم قبلش با خودتون خلوت کنید و ببینید فایده ای داره یا نه … متتاسف شدم برای خودم که نتونستم منظورم رو طوری بیان کنم که چنین سوء تفاهم هایی پیش نیاد …(جدی میگم الان ناراحتم ..) این حتما از بی استعدادی من در زمینه ی ادبیات نشعت میگیره … شاید هم شما متوجه نشدید که من در جواب کدوم کامنت صحبت کردم … در هر حال عذر خواهی میکنم از طرف خودم و شما از عموی گلم …
عمو جونم مواظب خودتون باشید … التماس دعا !!!

9 09 2009
بهار

سلاااااااااااااام
***خانم عباسی*** جونم خیلی باحالی…ایول،اینقدر از جواباتون خوشم میاد:
صریح! محکم! رک!
خیلی خندیدم،خوشم اومد…آفرین.
خیلی دوستتون دارم…ندیده!
____________________
عمو جونم خوبی؟! عمو منتظرما …چرا پست جدید نمی ذارید؟ دلم تنگ شد براتون!
امروز خیلی دلگیره،اگه برنامه داشتین الان تازه شروع شده بود…عمو لطفا دست خط خوشگل خودتونم بذارید ….
عمو ممنونم از اینکه اون کامنتمو تایید نکردید…(خنده) خیلی گیجم،نه؟ :)
دوستتون دارم
بـهـار

9 09 2009
نسترن

یه چیزی هم به این قائدی عزیز بگم نمی دونم تو افکارت چی میگذره که بچه های اینجا رو متهم می کنی به پرسیدن این سوال مزخرف حالا یه پیشنهاد یکی از پست ها رو از بالا تا پایین بخون اگه همچین سوالی پیدا کردی پس وای به حال ما طرفدارهای عمو اگه ندیدی برو یه تجدید نظر اساسی تو اون افکارت بکن دلیل نمیشه چون این سوال تو ذهنت هست و اذیتت می کنه دنبال یه بهونه هم می گردی که چه جوری بپرسم که فقط من متهم نشم به کنجکاوی بی مورد پس دیگه حق نداری بچه های اینجا رو با خودت همراه کنی !!!!!!!!!!!!!!!!!

علی علی

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

باز هم احساس میکنم که واسه بار دوم کامنتمو حذف کردین . درسته ؟ من معذرت میخوام
:-(

سلام ..خوب تو نوشتن هاتون دقت کنید اینجا یک محل دوستانه ی دوستانه است

9 09 2009
بهار

عمو این چه وضعشه؟
جدی گفتم!
پس این تاییدی بودن کامنتا به چه درد می خوره؟
الان یه چیز دیگه بین کامنتا خوندم…من جای شما قرمز شدم!!!!
عمو؟!
ببخشید

9 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام..عمویی..دلم تنگ شده..خیلی..
التماس دعا
(دخترتون)

9 09 2009
ژاله فرهادروش

**نسترن جون **ممنون از جوابی که دادی..منم خنده ام گرفت از این روش سوال طرح کردن ایشون!! بگو بنده ی خدا خب سوالتو خودت بپرس چرا از ما مایه میذاری!!!

9 09 2009
رویا

سلام عمویی
عمو یه روز نیومدین دلم براتون تنگ شده
عمو اجازه یه چیزی بگم : عمو دیروز توی برنامه حافظ قرآنتون وقتی ازش پرسیدین چه سوره ای گفت بقره جز 4 من هم رفتم قرآن رو نگاه کردم دیدم سوره بقره تا جز 3 هست
عمو این شب ها تو رو خدا دعا یادتون نره ها
عمو ببخشید اینو میگم ولی دیروز یادتون رفت اسم داداشیمو بگین ؟
نماز روزتون قبول

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

وای داداش من معذرت میخوام . ببخشید ( گریههههههههههههههه ) ای کاش دستم میشکست و اون کامنت ها رو نمیذاشتم . داداش وقتی جوابتون رو خوندم از خجالت آب شدم . وای خدا منو وردار از رو زمین که باعث ناراحتی کسی نشم . داداش خیلی ناراحت شدم وقتی دیدم شما ناراحت شدین . ( گریههههههههههههههه ) سعی میکنم از این به بعد دیگه حرف بدی نزنم .
داداش حسابی دارم داغ میکنم . ای خدااااااااااااااا :-(
وایییییییییییییییییییییی خدا چی کار کنم . ( گریهههههههههههههههه ) داداش کمرم یه خورده تیر کشید وقتی اینو فهمیدم . :-(

9 09 2009
مائده

داستانی دیگر برای مجموعه ی:( ما میتوانیم )
نویسندگان کتاب : رامینا … مائده … متین … و…
صبح پا شدم … اونم چه صبحی ساعت 10 و نیم بود … کاملا حق داشتم چپ چپ نگام نکنید دیشب شب احیا بود خب …
هر چند من همیشه همینم … حدودا 1 هفتس اینجوریم … شب ها تا دیر وقت بیدارم … (خیلی دختر بدیم …) مگه نه ؟؟؟
تازشم … پریشب ساعت 3 شب عمو داشت نظر تائید میکرد … منم بیدار بودم یه دفعه جو گیر شدم 15 تا نظر گذاشتم … (نیشخند) بعدم پشیمون و نادم شدم …
بعد فکر کردم که لو رفتم که عمو هر چی تو برنامه میگه بچه ی خوب باید شبا زود بخوابه من گوش نمیکنم …(خجالت)
خلاصه که … با زنگ تلفن بیدار شدم …. دوستم بود زنگ زده بود میگفت : نمایشنامه داری ؟؟(من یه لحظه جو گیر شدم فکر کردم شکسپیرم …{خنده})
من هم تو عالم خواب و بیدار بودم شماره ی یکی دیگرو بهش دادم …(به اصطلاح پیچیندمش )
لباسامو پوشیدم و راهی شدم که برم کتاب های درسیمو بگیرم …(گریه) چه زود گذشت این تابستون … باید با نت خداحافظی کنم … نه کاملا ولی یکم باید خداحافظی کنم {نیشخند}
از خواهرم پرسیدم که کتاب فروشیه کجاست … اونم بهم گفت … تا حالا از اون سمت نرفته بودم چهاراه سیدالشهدا … از خونمون تا اونجا اون طوری که من همیشه میرفتم 20 دقیقه راه بود خواهرم بهم آدرس داد که مثلا 10 دقیقه ای برم … منم که هنوز تو جو خواب دوزاریمم که کج کجه …..
خلاصه که دوستانی که با این منطقه آشنایی دارند (مثلا شیرین ) شاید بفهمن من چی میگم … به جای خیابونی که خواهرم گفته بود خیابون موازیشو رفتم پایین … هر چی رفتم نرسیدم … بعد به ذهنم رسید که اگه یکم دیگه برم میرسم به متروی علم و صنعت … (خنده) بعد از 30 دقیقه پیاده روی از یکی پرسیدم چهار راه سیدالشهدا چه جوری باید برم ؟؟؟
گفت : خیلی راهه … با ماشین میخوای بری دیگه ؟؟؟
حالا قیافه ی من رو تو این حالت تصور کنید گفتم نه … همین جوری …
گفت این خیابونو تا انتها برو میرسی به فلکه ی دوم تهرانپارس … بعد برو به سمت بالا …
بله …
خودمو که تو فلکه ی دوم دیدم هم خندم گرفته بود هم گریم …
دوباره 15 دقیقه راه پیمایی کردم و بر گشتم … و بالاخره کتابامو گرفتم …
و این بار از راه درست برگشتم خونه … بالاخره تونستم و یاد گرفتم …
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
داشتم میرفتم که سر کوچه خواهرم رو دیدم داشت میرفت سرکار … با خودم خدا خدا میکردم که الان نپرسه که واسه چی 1 ساعت و نیم طول کشید …(خجالت ) منم روزه نمیتونستم دروغ ببافم … راستشم اگه میگفتم مسخرم میکرد … هیچ چی نپرسید …(نیشخند)
بچه ها برام دعا کنید … یه دفعه دیدید غرق در افکارم بودم خودمو گم کردم … (خنده)…
دیگه همین …
عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو دلم برات تگ شده …
التماس دعا !!

9 09 2009
شیوا صرامی

*به نام خدای مهربون*
سلام عمویی جونم…
قبول باشه…
عمو دلم کلی براتون تنگولیده….
عمو التماس دعا

9 09 2009
نسترن

ژاله عزیزم قابل نداشت مطمئنا اون دوست عزیز وقتی داشت این سوال رو اینجا می ذاشت خوب فکر نکرده بود
علی علی

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

کاش کور بودم
کاش لال بودم
کاش دستم میشکست و اون کامنت رو نمیذاشتم
انگشتای پام یخ کرد اما بدنم داغ کرد از حرفی که بهتون زدم . اگه یکی بهم دست بزنه بهم میگه چه قدر تو داغی . وای از حرفی که زدم پشیمونم . دارم عرق میکنم ( گریییییییهههههههه )
وای خدا نهههههههههههههههههههه :-(
داداش منو ببخش . من معذرت میخوام . ای خدا چرا یه همچین اشتباهی کردم :-(
اگه شما ببخشین من خودمو هرگز نمیبخشم ( گرییییییییییییهههههه )

9 09 2009
شیوا صرامی

http://amoojoon1352.blogfa.com
ابجی های مهربونم فردا شب یادتون نره ختم قرآن داریم،یه سر به وبلاگم بزنید ;-)

9 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
************************توجه توجه**************************
آجی ها امشب شب ختم قرآن برای شادی روح عموبهروز هااااا یادتون نره…شیوا دلواپس بود که یه وقت فراموش کنیم…لطف کنین به دوستاتون که تو ختم شرکت کردن یادآوری کنین…ممنون
خبر دیگه اینکه ،فردا صبح اعلام نتایج سراسری…احتمالا از 12 شب رو سایته..
عموییییییییییییییییییییییییییییییی …
(دخترتون)

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

داداش گلم :-( و تمام آباجی های اینجا : سلام

میخوام واسه یه مدت زمانی برم .

بهتون خوش بگذره .

نماز روزه هاتون قبول .
التماس دعا .
دست علی یارتون . خدانگهدارتون

9 09 2009
نسترن

عمو فرضیایی عزیزم چرا اون کامنت رو تایید کردین ؟ نمی خواین بگین تایید کردن اون کامنت یعنی تایید کردن صحبت های اون دوست عزیز

عمو اگه اینجوریه باید شک کنم به همه ی حرفام باید فکر کنم که فقط تظاهر کردم به بچه موندن عمو مطمئن باشم که فقط شعار دادم عمو واقعا اینجوریه ؟
اگه نیست تایید کردن اون کامنت چه معنی می تونه داشته باشه؟ عمو بگو اشتباه می کنم

علی علی

9 09 2009
الهام فراهانی

سلام

بازم اومدم بگم التماس دعا

عمو خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی التماس دعا

عموخسته شدم خیلی خسته

عمو التماس دعا

9 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا.سلام.مرضیه چقد با مزه میگی داداش!برام جالبه..یکی به عموم بگه داداش!
قابل هضم نیست برام..میدونی یاد چی می افتم؟نخندیا..یاد وقتی پورنگ بچه بود..ترنج به عمویی میگفت برار جان!..برار پورنگت گیله مرده!! :-)

9 09 2009
فاطمه الياسي

سلام خوبي عموجونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم؟
الان كه دارم اين رو مينويسم در حال گريه كردنم چون خيلي دلم واستون تنگيده
19 شهريورم (يعني فردا)تولدمه

من آدرس ايميلتونو ندارم
دوست دارم اندازه 10 تاي بچه گيهام(اون موقع 10 تا خيلي بودا)

با باي

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

بعضی روزا فکر میکنم بار گناهم
کاری کرده با من که پیش تو رو سیاهم
از خجالت بسته نگاهم ( اگه این قسمتو درست گفته باشم )
درونم میسوزه از سوزش آهم
یاد گرفتاریم می افتم
یاد اون لحظه ای که میبرنم
به یاد غسل و کفنم
یاد فشار قبرمو فریاد زدنم
یاد عذاب و بدنم
یاد اون لحظه ای که دو تا ملک سوال کنن
یاد ساکت شدنم
یاد اون شلاقایی که میزنن روی تنم
که بگو خدات کیه ؟ قبلت کجاست
خدات کیه ؟ قبلت کجاست ؟
چیه کتابتو اسم پیمبرتو بگو
کمکم کن نمونه
کمکم کن نمونه
جوابم توی گلو
سوال اولی رو بگم علی
دیگه هر چی که بگم ، بگم حسین

شرمنده . تا همینجاش بیشتر نداشتم . ربطی هم به پستتون نداره
یهو جوگیر شدم نوشتمش :-(

9 09 2009
فاطمه الياسي

زندگي خوردن و خوابيدن نيست /زندگي جنبش و جاري شدن است/از تماشاگه آغاز حيات/تا به جايي كه خدا ميداند
دوست دارم اندلزه 10 تاي بچه گي هام
با باي

9 09 2009
مهر فروتن

سلام بر همگی!
خانم عباسی! خوب هستید؟ چه خبرا؟
مرضیه همان مینوی سابق. بنده مهر فروتن سن زیادی ندارم و نمی دانم چرا فکر کردی پسرم. برام جالبه بدونم چه بخشی از سخنام شما را به این نتیجه ی عجیب و جالب رساند. منتظر هستم. در ضمن شما چرا این قدر خودتو ناراحت می کنی؟ یک اشتباهی شده دیگه. حالا شما هی گریه کن. نکن این کارو لااقل قبلش بگو قایقامونو بررسی کنیم، غرق نشیم.

9 09 2009
مهر فروتن

ببخشید چرا به نظر من این کاسکو خوشگل اومد؟ این کجاش زشته؟؟!

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام داداش :-( ( دارم با ترس اینو میگم )

میخواستم یه نظری راجع به وب سایتتون بگم . نمیدونم جای درستش کجاست . آخه وب سایتتون واسه من یه جورایی پر پیچ و خم هستش .

ولش کنید نمیگم . میترسم از گفتنش ناراحت بشین .

یه حسی بهم میگه از دو تا کامنت حذف کردن به سه تا کامنت رسید . یعنی اینکه اون سومی هم کامنت خوبی نبود ؟ اون که آدرس شکلک وب سایتتون رو داشت نشون میداد

:-(

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

چرا من نمیتونم کامنت بذارم ؟

9 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
عمویی الان اذان تهرانه دیگه…قبول باشه..
عمو دیشب خواب دیدم اومدین مدرسه امون.عمو کلی باهامون بازی کردین…وسط بازی گفتم عمو،عموییی،عموجون!بازی بسه دیگه..از خاطره هاتون بگین..
الان این قسمت خوابم یادم اومد!!اگه توی واقعیتم بود مطمئنم که همینو ازتون میخواستم!!!
(دخترتون)

9 09 2009
شیوا محجل

به نام خدا
سلام عموجان
عمو نمی خوام زیاد حرف بزنم و وقتتونو بگیرم .. فقط 2 تا مطلب..
1. ببخشید اگه خیلی به زنده بودن برنامه تاکید کردم.. انسان جایزالخطاست.. ببخشید عمو.. هرچی خودتون صلاح دونستید.. به حرمت این شبهای عزیز اگه ازم بدی دیدید و ناراحتتون کردم منو ببخشید و حلالم کنید
2.التماس دعا

9 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلاااااااااااااااااااااااام آخ جووووووووون
بچه هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا آجی سولماز اومدههههههههه…آپ کردههههههه
http://5252525252.blogfa.com
(دخترعموی موخرگوشیتون)

9 09 2009
شیوا محجل

*** دوستان عزیز ***
اگه تو این مدت حرفی زدم که باعث ناراحتی تون شده منو ببخشید.
حلالم کنید. التماس دعا

9 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خــــداي مـــهربون دوســـت داشتني *
سلام به بهترين و پاكترين عموي دنيا * (نماز روزتون قبول حق )
عمو جونم دلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم براتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون تنگ شده .
عمو جونم برامون كامنت جديد نميذاريد ؟؟
عمو جونم امشب خيلي خلي برامون دعا كنيد ها(ماها هم براتون دعا ميكنيم مخصوصا فرشته من )….؟؟؟…..؟؟؟؟ چي فرشته خوب اگه حدس زديد من به كي ميگم فرشته خوب معلومه ديگه مامان فاطمه گلمو ميگم (البته با اجازتون ميگم مامان )خب ميگم خانم گيلان پور خب چپ چپ نگاه كردن نداره ،عمو اصلا بچه كه زدن نداره (شوخي كردم ).
عمو جونم التماس دعا .
(برادزادتون تينا )

9 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خــــــدا *
بااجــــــــازه عمو :

يكي بود ، يكي نبود، چهار شمع به آهستگي مي سوختند و در محيط آرامي صداي صحبت آن ها به گوش مي رسيد.

شمعاول گفت: «من «صلح و آرامش» هستم، اما هيچ كسي نمي تواند شعله مرا روشن نگه دارد. من باور دارم كه به زودي مي ميرم.» سپس شعله «صلح و آرامش» ضعيف شد و به كلي خاموششد.

شمع دوم گفت: «من «ايمان» هستم. براي بيشتر آدم ها، ديگر در زندگي ضرورينيستم. پس دليلي وجود ندارد كه روشن بمانم.» سپس با وزش نسيم ملايمي، «ايمان» نيزخاموش شد.

شمع سوم با ناراحتي گفت: «من «عشق» هستم ولي توانايي آن را ندارمكه ديگر روشن بمان. انسان ها من را در حاشيه زندگي خود قرار داده اند و اهميت مرادرك نمي كنند. آن ها حتي فراموش كرده اند كه به نزديك ترين كسان خود عشق بورزند.» طولي نكشيد كه «عشق» نيز خاموش شد.

ناگهان كودكي وارد اتاق شد و سه شمعخاموش را ديد. چرا شما خاموش شده ايد؟ شما قاعدتا بايد تا آخر روشن بمانيد. سپسشروع به گريه كرد. آنگاه شمع چهارم گفت: «نگران نباش تا زماني كه من وجود دارم مامي توانيم بقيه شمع ها را دوباره روشن كنيم. من «اميد» هستم!»

کودکبا چشماني كه از اشك شوق مي درخشيد، شمع «اميد» را برداشت و بقيه شمع ها راروشن كرد.

تـــــينا*

9 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خدا
عمو عمو ببخشيد از اين خيلي خوشم امد : (مبينا جان ممنونم )

یک شایعه در جنگل غوغای بزرگی به پا کرد. به گوش ساکنان جنگل رسیده بود که خرس یک فهرست مرگ تهیه کرده و همه می خواستند اسامی آن فهرست را بدانند.
یک روز آهو همه جراتش را جمع کرد و وارد لانه خرس شد. از او پرسید: خرس، بگو ببینم اسم من در فهرست تو هست؟ خرس گفت: بله. اسمت در فهرست من هست.
دو روز بعد جیوانات دیگر جسد آهو را در دل جنگل پیدا کردند. سرآسیمگی و بیم ساکنان جنگل بیشتر شد. سوال همه این بود که در آن فهرست مرگ نفر بعدی کیست؟ پس از آهو گراز اولین حیوانی بود که کلافه شده و پیش خرس رفت و از او پرسید که آیا اسمش در فهرست هست یا نه ؟
خرس جواب داد:بله اسمت آنجا است. گراز که ترسیده بود با عجله از لانه خرس خارج شد و دو روز بعد هم کشته شد. در این موقع تمام جنگل را وحشت فرا گرفت. پس از آن فقط خرگوش بود که جرات پیدا کرد و پیش خرس رفت. از او پرسید آیا من هم در فهرست مرگ هستم؟
خرس گفت: بله تو هم در آنجا هستی.
خرگوش باز پرسید: آیا می شود اسم مرا حذف کنی؟ خرس گفت: بله، مسئله ای نیست!
تـــــينا *

9 09 2009
رامينا

مائده×××جون سلام
چطوری؟مادر پانکوب!پات درد میادااااااااا…..
به به یک داستان جدید برای کتابمون..ایوللللل….شرمنده اما کلی خندیدم…یاد اون روزی افتادم که دخترخالم منو باخودش برد دانشگاه…..خودشم مسیروبلدنبود….ایستگاه مترو رو اشتباه پیاده شدیم!خانوم متوجه نشدکه! رفتیم تاکسی بگیریم تازه گفت…واییییییییی اشتباه پیاده شدیم…
اون روز ماجراداشتیم….من وسط خیابون اشکام میومد اروم گریه میکردم…چون اصلا بلدنبودن خانوم!چندبارگم شدیم!

9 09 2009
زهراناظمي

:)

9 09 2009
امیر بلوکی مدیر سایت کلبه ایرانی اولین سایت بازیگران نوجوان

در کلبه ایرانی رونق اگر نیست صفا هست::
کلبه ای ساختم,سایه بانش همه عشق,زیر پا فرش غرور,حصارش همه تکرار صفاست.عمو جان حتما به سایت رسمی کلبه ایرانی هدیه کوچک من به تمام طرفدارن بازیگران کودک ونوجوان وجوان ایرانی سری بزن
————————————-
کلبه ایرانی اولین سایت وتنها سایت مخصوص بازیگران کودک ونوجوان
آدرس http://www.kolbeirani.com
info@kolbeirani.com

9 09 2009
بهار

به نام خدا
عمو داریوش گلم،سلام
عمو دارم می ترسم کم کم!
قسمت سنگ صبور باز نمیشه،
روی وبلاگ برگزیده خود را ثبت کنید هم کلیک می کنم،می گه فیلتره!
عمو فیلتر شده؟! نکنه یهو blog.amoo.ir هم فیلتر کنن :(
عمو؟
عمو؟
عمو؟
هیچی!
نه یه چیزی دیگه یادم رفت،یه هدیه ناقابل:

(عمو الان تو دلت گفتی این دختره از رو نمیره.نه؟!)
:)
عمو پست جدید نمی ذارید؟
وفتی برنامه ندارید،بیشتر نیاز به حرفاتون داریم عمو!
ممنون

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام به داداش گلم و تمام آباجی های گل گلاب .
داداش بازم معذرت .

#####################################################

آجی ژاله سلام . راستش من داداش رو مثل یه عموی واقعی دوسش دارم ( در صورتی که عموهای خودم رو دوست ندارم ) چون عموهای من مثل داداش نیستن . از لحاظ شخصیت و اعتقادات و اخلاق میگم . اول عمو صداش کردم . دیدم برام مثل شما قابل هضم نیست . عمو و برادرزاده یه خورده دور از هم به نظر میاد . بعد حاج عمو صداش زدم . دیدم تا به حال به کسی حاج عمو نگفتم و زیاد نشنیدم که کسی به بابام بگه حاج عمو ( بجز پسرعمو و دختر عمو کوچیکم که خیلی خونمون نمیان ) ( بابام هم 2 بار به مکه رفته همراه مادر گرام )
یه خورده سخت بود که بگم حاج عمو پس واسه بار سوم گفتم حاجی . چون بابام رو بیشتر حاجی صدا میزنن ، این یکی بیشتر برام جا افتاده . اما خب دیدم بیش از حد از دنیای کودکی دور میشه و خیلی هم بزرگونه میزنه . واسه همین داداش صداش زدم . اینطوری دیگه نمیفهمم چند سال از داداش کوچکترم ( حدود 19 سال از داداش کوچیکم ) ، بیشتر بهش نزدیک میشم ، رابطم یه خورده صمیمی تره . مثل شماها که عمو گفتن واستون راحتتره من داداش گفتن واسم راحتتره . احتمال هم داره که بعضی اوقات عمو صداش بزنم
اما خب وقتی عمو صداش میزنم میفهمم که داداش خیلی از من بزرگتره .
حالا متوجه شدی چرا داداش صداش میزنم گلم ؟ ( بوووووووووووووووووووووووس )

داداش شرمنده اگه زیاد شد ( خجالت )

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

مهر فروتن جان چند دلیل داره که فکر کردم پسری . منم 3 تاشو بیشتر بلد نیستم که بگم شاید کس دیگه ای بتونه بگه :
1- اسمت نیست اما فامیلیت هست ( البته نمیدونم فامیلیته یا نه )
2-مثل آدمای 20 سال به بالا حرف میزنی یعنی مثل آدمی که خیلی تجربه داره و پخته شده ( این خیلی هم خوبه ) در ضمن به نظر روشن فکر هم میای .
3-تا به حال ندیدم دختری این همه ادبی و به قول داداش متین و موقر حرف بزنه . اکثرا من مردا رو دیدم که اینطوری حرف بزنه ( که این خصوصیات هم خوبه )

من وقتی کسی از دستم ناراحت بشه ، حتی اگه منو ببخشه نمیتونم خودمو ببخشم . یه جورایی عذاب وجدان منو میگیره . شاید بعدش بتونم بازم مثل سابق باهاش حرف بزنم اما خوب اگه تو فکرش برم خیلی ناراحت میشم . میگن وقتی به اشتباهات کودکیت که فکر کنی کلی میخندی به خودت اما من برعکسم وقتی فکر میکنم بیشتر ناراحت میشم با خودم میگم چرا همچین کاری رو کردم به اصطلاحی خودمو سرکوفت میکنم .

کاسکو پرنده ی جالبیه اما خب از نظر رنگش واسه من زشته . اما خب اگه بهش عادت کنی حتی فروشش یا مرگش برات سخته . نمونش رو ما یکی داریم هم جیغ میکشه هم سوت میزنه هم سرشو بالا و پایین میبره ( به قول خودمون میرقصه ) هم سلام میکنه هم اسمامون رو میگه . تلفن هم که زنگ بزنه میگه الو . خوبی و بابا هم یادش دادیم اما خب یادش رفته . بعضی مواقع که میبینم داداشم باهاش بازی میکنه دوست دارم خفش کنم ( البته به خاطر اینکه اینجور مواقع سرشو تکون میده و دوسش دارم ) علاقه ی بیش از حده دیگه . دیگه کاریش نمیشه کرد . تازه بوس هم میکنه . اما اگه بری جلوش از خودش دفاع میکنه و میزنتت . فقط 2 تا از داداشام اجازه دارن بهش دست بزنن . اگه باباش به مدت چند روز پیشش نره تا یه مدت باهاش قهره ( نیشخند )

داداش بازم شرمنده اگه زیاد شد

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

تینا جون از هر دو داستانت خوشم اومد . گفتی بچه که زدن نداره ، یاد اس ام اس یه بنده ی خدایی افتادم که گفت : بچه که زدن نداره ، خب شب زنده داری کن .
یعنی اینکه بچه رو بخوابون بجای اینکه بزنیش :-)

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

وای رامینا جون دستت درد نکنه بابت عکسایی که از داداش بهم دادی . همیشه نگاش میکنم .
اون عکسی هست که بسته رو بهش دادی خودت گرفتی یا نه ؟اگه خودت گرفتی پس من ژاله رو دیدم که داره روسریشو درست میکنه اما خب قیافش رو ندیدم آخه داداش جلوش ایستاده بود :-(
وقتی نگاشون میکنم حسرت میخورم که چرا نمیتونم برم پیشش :-( ( حسرت )
دوست دارم امیر محمد رو هم ببینم ولی حیف
افسوس و صد افسوس .
یه بار اومد بوشهر حیف که نذاشتن بریم پیشش . ( منظورم پایگاه دریایی یا هواییه ( البته منازل مسکونیا ) ) مخصوص همون اهالی بود ( حسرت )

داداش بازم معذرت ( میترسم اینقدر معذرت خواهی کنم که داداش دور از جون حالش بد بشه )

9 09 2009
هماي عمو

بازم سلام عمويي
واي عمو نميدوني چي شده كه؟؟
اول اينكه اي بابا عموجان نميشد شما اينقدربه اين مسئله كه به مامان باباهامون كمك كنيم و… تاكيد نكنيم ؟؟
الان تازه ميفهمم كه چقدر بچه ي خوب بودن سخته….
اما عمو به عمرم (ااااا واسم دست نگيرين بابا من كه سني ندارم(عصباني)) روزي نبوده كه قده امروز توش بهم افرين بگن(نيشخند)
وقتي مامانم داشت به بابام ميگفت كه امروز چقده دختر خوبي بودماااا مدام هي بابام ميگفت افرين افرين افرين احسنت باري كلا ترشي نخوري يه چيزي ميشي هاااا تنت به كي خورده ؟؟؟ افتاب از كدوم طرف در اومده حالاااا
واي عمووووو بابام منو كشت. مامانمم كه همش قربون صدقه ام ميرفت. ميبيني عموو كاري ميكنن كه ادم ديگه دوست نداشته باشه دست به سياهو سفيد بزنه. راستي يكممم باعث جرو بحث شدم اخه هي مامانم ميگفت كه ديدي حرف من درست از اب دراومد بابامم ميگفت نه خب اگه حرفاي من نبود كه الان اينطوري نميشد. عمو دلم ميخواست اون موقعه اي دوپايي بپرم وسط حرفاشونو بگم. نخيرم خبر ندارين . كار كاره عموييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييه
ولي عمو اينا همشون بهم افرين گفتن به جز شمااا(گريه)(ناراحت)
نميدونم شايدم الان كه كامنتمو بخونيد يدونه بهم بگين. اره؟؟(خنده)
عمو پس يه دعاهم همين الانه واسم بكنين. الان بهم ميگين بوشو بشين ره.
عموجان اخر بگيد من بوشوام يا بشينم كدومش؟؟
اما عمو اگه بدونين چه كارايي امروز كردم اونوقت بهم ميگين بشينم(نيشخند)
به جز چغندر هااا بنده نخود ولوبياهارو كه پاك كرده بودن رو بازم يه نگاه كردم . سبزيهاشو هم كه قبلنيااا خودم پاك كرده بودم. واي واي واي عمو بدترين بخشش پيازاش بود ايييييييييييييييشه.
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي خونه به اين درازي رو خودم تكي جارو كردم. خونمون رو دستمال هم كشيدم.
ديگه؟؟؟ اي يه نموره هم اتاقمو…. البته خيليش مونده. اما فك كنم بقيش مدلشه(نيشخند)
وخب كاراي ديگه ام كردماااا منتها الان يادم رفته(نيشخند)
اما عمو اين اشه هاااا درواقع دست پخت منه (نيشخند) چون اخه همه كاراشو امروز من با نظارت كامل مامانيم انجام دادم. (نيشخند) جدي ميگمااا. اخه اش پختن مامانه من معمولا اين شكليه كه روز قبلش همه ي كاراشو انجام ميده بعد توي اون روز فقط عينه سيماي خانواده اون بندو بساطايي رو كه از قبل اماده كرده كله ميكنه روهم(نيشخند) نه خب يعني قاطي پاتيشون ميكنه.
خب منم امروز همشو انجام دادم ديگه تازه اونم خودم تكي. بعد فردا مامانم اينارو قاطي ميكنه درست ميشه تازه فردا هم زدنشم حتما بامنه ديگه چون بااينكه كسي تا الان از حاجت يا… اش چيزي نگفته اما تصميم گرفتم كه واسه تك تك دوستام و خب عمويييييي و … هم بزنم (لبخند)
عمو ميگم اي كاش ميشد اين اش رو هم عينه نامه هاا و هديه هامون واستون پست كنيم(ناراحت)
اخه عمو نميدونين باچه ذوقي من اين كارارو كردم كه.
حيف…
عمو حالا يه افرينه جانانه بهم ميگين يا نه؟؟
واي ممنون كه گفتين . واي عمو چه با كيفيت بود اخه الان صداش به گوشم رسيد. عمو مطمئنين تو دلتون گفتين؟؟؟ اها اره ديگه بابا دل كه به دل راه داشته باشه همين ميشه ديگه.(نيشخند)
راستي عمو الان يادم افتاد كه بگم ديشب اخرم من باقالاقاتوق نخوردماااا اخه خب من كه خوابيده بودم انگار تو خواب و بيدار به مامانم گفته بودم نميخواد درست كنه. اما من كه هيچي يادم نمياد(درحال فك كردن)(نيشخند)
اما عمو اين اشه ديگه واقعا واقعا اولين اشه زندگيم ميشه.
قابل توجه رامينااا و مائده و… من ميتوووووووووووووووووووووووووووووووونم(نيشخند)
عمويي التماس دعاي فراوون.
از اينجااا دسته شمارو واسه زحمت هاااايي كه براي ما كشيدين و دست مامان بزرگ و بابابزرگمونو واسه
زحمت هاااا يي كه واسه شما كشيدن و به نوعي هم واسه زحمت هااايي كه واسه ما كشيدن ميبوسيم.
خيلي همتون برامون باارزشين.
فعلا…

9 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
خدایاااااااااااااا شکرررررررررررررررررررر
عموییییییییییییییییییی سلام
عمووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو به عشقم رسیدم عموووووووووووووووو شیمییییییییییییییییی باورم نمیشهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
عمو دعام کردین ممنونننننننننننننننننننننن
(دخترتون)

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

فاطمه الیاسی عزیز سلام
تودت مبارک باشه
ایشالله 120 ساله شی . کمه ؟ خب ایشالله که همیشه زنده باشی ( نیشخند )
( گل ) ( گل ) ( گل ) ( گل )
( بوسسسسسسسسسسسسسسسس )

9 09 2009
ژاله فرهادروش

وای چه سخته…عمووو هی دستم میره طرف گوشیم تا حداقل بهتون تک بزنم!!!اما نههههههه نمیشهههه قول دادمممم…وای عمو زودتر بیایننننن…عموییی اول به شما گفتم..الان میرم زنگ بزنم به عموابراهیمممممممم
(دخترتون)

9 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

فاطمه الیاسی عزیز
ایمیل داداش رو میخواین ؟

amoopurang@gmail.com

داداش درسته ؟ من که به همین ایمیل میزنم .

داداش از دستم ناراحت نشینا که زودتر از شما بهش جواب دادم . ببخشید اگه دخالت کردم . ( خجالت )

9 09 2009
ژاله فرهادروش

عموووووووووووووووووووو تا شما نتیجه امو نبینین دلم آروم نمیشه عموییی بیا دیگه دخترتون منتظرههههههههههههه..
(دخترتون)

9 09 2009
هماي عمو

عمو عمو
************خبر خبر***********
نميگم تا خودش بياد بگه(نيشخند)

10 09 2009
حسنا حسینی

سلام عمو…شب خوش!

10 09 2009
رامينا

ســــــــــلاممممممممممممممممممممم عموجون
مبارکـــــــــــــــــه دخترتون قبول شد!!!!!!!!!!!!!!!ژالــــــــــه جون قبول شد….
هـــــــــــــــــورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ژاله جونم مبارکه…انشالله درتمامی مراحل زندگی موفق باشی…………..

مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه
مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه

مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه
مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه

مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه
مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه مبارکـــــــــــــــــه

10 09 2009
رويا ارام فر

سلام عمو فردا نتايج كنكور رو اعلام ميكنند برامون دعا كنيد قبول بشيم دعا كنيد جلوي پدر و مادرمون شرمنده نشيم يه سال ما رو تحمل كردند و از همه چيز از مهموني و … (اينا)زدند

10 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام داداش خسته نباشی
یه چیزی ، میخوام فول آلبومتون رو ( آهنگاتونو میگم ) دانلود کنم اما وقتی توی گوگل سرچ میکنم میزنه دانلود آهنگ عمو پورنگ برای موبایل . 8 تا بیشتر نداشت اونم با کیفیت پایین .
از کجا گیر بیارم آهنگاتونو ؟
البته از سایت amoo.ir دانلود کرده بودم اما خب روی سی دی نریخته بودم . الان هم که این سایت فیلتر شده .
از کجا گیر بیارم ؟ این آهنگتیتراژ فوق برنامه رو هم میخوام ( همون الفبا )
ممنون
علی یارت

10 09 2009
من فقط يه كوچولو ام

به نام خدا
سلام
هر وقت گريه مي كنم ، هر وقت چشمهام قرمز ميشه ؛ همه ميگند : چرا گريه كردي ؟!!مگه آدم الكي گريه مي كنه ؟!!! اونوقته كه نمي دونم چي بايد بگم ؟!!! اصلا چي بهشون بگم خوبه ؟!!!!
وقتي تنهاييهام سر به فلك مي كشه ، اونوقتهايي كه بيشتر از هميشه احساس تنهايي مي كنم ، سرم رو ميذارم روي شونه هاي خودم و با خدا درد دل مي كنم. اونوقته كه دوست دارم صدامو بلند كنم و اسمشو فرياد بزنم. اما نميشه… آخه همش بين من و بقيه يه ديوار فاصله است… گناه دارند بقيه آدمها…. نميخوام اذيت بشند. بذار من باشم و تنهاييم… بذار من باشم و خدا. اونوقت صدامو ميبرم توي قلبم و با نگاهم باهاش حرف ميزنم… كنار پنجره مي ايستم و نگاهمو مي دوزم به آسمون . منتظر چشمك يه ستاره و عبور يك شهاب آسموني…… نه اشتباه نكن !من منتظر اينها نيستمااااا… من فقط منتظر لبخند خدا ام… به هيچكي نگفتم كه اينها بهانه است… اما دارم به تو ميگم.
مگه من كيم ؟!!! من يه كوچولو ام …. يه كوچولو توي يك دنياي بزرگ. دلم از من هم كوچولوتره…. بعضي وقتها مي گيره… اما وسعت گرفتنش از من و قلبم خيلي بيشتره… قد يه آسمون يا شايدم به اندازه خدايي كه منو خلق كرده .راستي ! خدا جونم ! تو اندازه ات چقدره….. ؟!!!
حتي دل آدمهاي بزرگ هم ميگيره…. چه برسه به من…. به من كوچولو با يه دل كوچولوتر….. من خودم شنيدم كه مي گفتند آقامون علي (ع) سرش رو مي برد توي چاه و درد دل مي كرد…. ولي من كه چاه ندارم !!!!…. من حتي مثل آقامون بزرگ نيستم ، من فقط يه كوچولو ام…. اماشايد يه روزي بزرگ بشم.
من دلم خيلي زود واسه آدمهايي كه دوستشون دارم و ميميرند تنگ ميشه….. اونوقته كه باز هم واسه رفتنشون ، واسه تنهاييشون شب اول قبر ،زير خاك سرد گريه مي كنم.
ولي همه ميگند : خودت رو قوي كن….
چرا اينو مي گند ؟!!!! مگه نمي دونند كه من فقط يه كوچولو ام…. هنوز بلد نيستم قوي بشم!!!….. اما شايد يه روزي قوي بشم.خودم شنيدم كه مي گفتند خانم فاطمه ( س ) بعد مرگ پدرشون ( پيامبر (ص ) ) گريه و ابراز دلتنگي مي كردند….
من كه مثل خانوم فاطمه ( س) بزرگ نيستم…. من فقط يه كوچولو ام.
كنار ساحل درياي خدا بارها قدم زدم…. پاهام رو محكم محكم روي شنهاي ساحل فرو كردم تا يه رد پا داشته باشم تا منو پيدا كنند . رفتم تا به دريا برسم …. وقتي برگشتم پشت سرم رو نگاه كردم ،ديدم جا پاهامو باد برده بود…. دلم گرفت . رومو كردم به دريا و بعد به آسمون خدا. ديدي ! بازم من دلم گرفته بود آخه ديدم جاي پاهام خيلي زود روي شنهاي پشت سرم پاك شده.
نكنه قدرت پاهام خيلي كمه كه نتونسته يه جاي پاي محكم بذاره تا وقتي يكي از اينجا رد شد بگه… من اينجا بودم. آخه من كوچولو ام …ميترسم جاي پام نباشه و گم بشم.
ولي من شنيدم آدمهاي بزرگ هم نگران جاي پاهاشونند …. خب اونها بزرگترند و بهش مي گند…. راستي بهش چي مي گفتند….؟!!!! بزار كمي فكر كنم…
آخه من بعضي وقتها يه چيزايي يادم ميره …. از دستم ناراحت نشو… آخه من فقط يه كوچولوام.

10 09 2009
فاطمه الياسي

سلام عمو جون
بلاخره رفتم تو 18 سال
كاش اين صفحات به صورت خصوصي ديده ميشد
من ميخوام يه كاري شروع كنم (نميتونم آشكارا بگم)كه به خيلي كمك شما احياج دارم و اگه مطمئن بشم كمك ميكنيد با توكل به خدا شروع ميكنم
اما متاسفانه نه شماره تماسي ازتون دارم نه آدرس ايميلتونو
نميدونم چجوري پيداتون كنم
ماشالله اين قدرم طرفدار داريد كه صفحات پر شده و مارو نمي بينيد
اگه تونستيد و وقت داشتيد حتما يه ايميل بهم بديد
منتظرتون ميـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمونم
خيلي گلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي
دوست دارم اندازه 10 تاي بچه گي هام
با باي

10 09 2009
فاطمه الياسي كمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

يادت نره عمو جون

10 09 2009
فاطمه الياسي كمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام عمو جون
بلاخره رفتم تو 18 سال
كاش اين صفحه به صورت خصوصي ديده ميشد
عمو جونم من ميخوام يه كاري رو شروع كنم كه به كمك شما احتياج دارم(آشكارا نميتونم بگم)و اگه مطمئن بشم كمكم ميكنيد با توكل به خدا شروع ميكنم
اما متاسفانه نه شماره تماسي ازتون دارم نه آدرس ايميلتون رو
اما خدايي دارم كه مطمئنم قاصدكش يه روز خبري ازتون مياره
خيلي گلي عمو جون

دوست دارم اندازه 10 تاي بچه گي هام
با باي

تيــــــــــــــــــناراد عزيز،ژالــــــــــــــــــــــــــــــه دوست داشتني،مائــــــــــــــــــــــــده گلم،شيـــــــــــــــــــــــــــــــــــوا و ژالـــــــــــــــــــــــــــه جان و كليه دوستان عزيز اگه ميخوايد تو اين كار خير كمك كنيد و خوشحالم كنيد يه خبري از عمو برام بگيريد
ممنون خيلي دوستون دارم

10 09 2009
بهار

واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی عمو دیدید گفتم :(
عمو به خدا دیشب بهم الهام شده بود
الان سحره
رفتم اون طزف هک شده
عمو دارم دیوونه میشم
جواب بده
من زیاد از این چیزا سر در نمیارم،یعنی چی؟ عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
اومده بودم بگم قبول شدم! عمو کجایی گریه ام گرفت…
عمو؟!

10 09 2009
بهار

عمو الان چی میشه؟
عمو من بلد نیستم هک بشه چی میشه…
عمو خواهش میکنم بیا…
عمو؟!

10 09 2009
سمانه کاویانی

به نام خدای خوب و مهربون
سلام به شما عموی یکی یه دونه ام
خوبین؟خسته نباشین عموجون.
نماز و روزه هاتون قبول درگاه حق.
عموجون تو این شبهای عزیز برادرزاه هاتون رو هم خیلی دعا کنین.
قربون شما عموی یکی یه دونه ام. و منتظرتون هستیم 23 شهریور
———————————————————————————–
ابجیهای ناز و خوگشلم سلام/نماز و روزه هاتون قبول درگاه حق.
اول یه عذرخواهی کنم از همه ابجیهای نازی که همیشه لطف دارن و بهم سرمیزنن/اول ازتون متشکرم و بعد اینکه ببخشید اگه خیلی کم بهتون سرمیزنم یا به بعضی ها سر نمیزنم/تروخدا ازم دلگیر نشین اخه من زیاد نمیتونم بیام نت و وقتایی هم که میام فقط میتونم بیام اینجا و تا جایی هم که وقت کنم بهتون سرمیزنم/ببخشید.
.
آبجی ژاله جون چطوری؟ عزیزدلم کنکور چی شد؟ بالاخره جوابها اومدن؟ ایشاالله که موفق بشی/واگه شد برا خرم اباد قبول شی(نیشخند)وای کوچول خوبه قربونش برم/ابجی ایندفعه که اپ کردی و عکس ماهشو، الهی خاله سمانه فداش شه، رو گذاشتی حتما خبرم کنی هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
.
آبجی سولماز جون خوبی؟ خیلی خوشحالم که دوباره برگشتی
.
آبجی سحر شیمی احوال خوبیسه؟ ;-( آبجی میشه بگی به «دختر» چی میگن؟ فعلا همین/تا بعد…
.
آبجی تاجیک خوبی؟ ابجی کجایی؟پیدات نیست :-( ابجی سحر شماره خونه مون رو بهت داد؟ ابجی چرا دیگه بهم زنگ نمیزنی؟……دلم برات خیلی تنگ شده.
.
آبجی شیوا صرامی خوبی؟ ازت متشکرم بخاطر یاداوری :-)
.
قربون تک تک تون و اول از همه قربون عموجونمون :-)
التماس دعا و خدانگهدارتون

10 09 2009
حسنا حسینی

سلام عمو….ساییتتون هک کردن که…

10 09 2009
مي شناسيدم

به نام خدا
.
سلام
1. چون مي دونم جديدا كمتر به اون سايت سر مي زنيد، محض اطلاع وبلاگتون هك شده، بر حسب عادت كه رفتم اونجا وقتي صفحه باز شد و اون تصوير رو ديدم ، قيافم ديدني بود، پيشنهاد مي كنم يه فكري بكنن دوستتون
.
.
2. و اما » قائدي»
شما هميشه اين قدر زود فاميل ميشين؟!
فراموش نكنيد هيچ كس شبيه كس ديگه اي نيست كه حالا شما ما رو تو عقايدتون شريك مي دونيد، هر كس به هر دليلي اينجا باشه نهايت هدفش كودكيه تو دنياي كودكي سوال شما كاملا بي ربطه
ما اينجا تنها سوالي كه داشتيمو به جوابشم رسيديم حضور آقاي فرضيايي بود
سوال شما فقط سوال شماست، چون ما به خودمون اجازه نمي ديم تو زندگي خصوصي آدمها دخالت كنيم، ما فقط برادرزاده ايم، به جو دوستانه ي اينجا توجه كرديد؟! به نظر شما اگه مشكل ما حل سوال شما بود اينجا همه با هم دوست بودن
آقاي فرضيايي فكر مي كردم رو كامنت ها نظارت داريد، قرار بود حد و حدود رعايت بشه نه ايكه هر سوال بي ربطي ثبت بشه، نكنه شما هم خواستين ما رو قاطي امثال ايشون بكنيد ، هنوز فراموش نكردم وقتي از ترس همين برداشت بهتون از شرارت آدم بزرگا گفتم و شما گفتين بچه ها هم شرارت دارن
ضمنا ببخشيد كه حرف زدم ، اما قبول كنيد در برابر بعضي حرفا نميشه سكوت كرد
التماس دعا
خدانگهدار

10 09 2009
مي شناسيدم

ببخشيد
يه سوال رو يادم رفت از «قائدي» بپرسم:
براي شما فرقي مي كنه، جواب اين سوال چي باشه؟!
اگه آره، اشتباه اومدي

10 09 2009
بهار

سلام
عمو بیدار شید دیگه!
نکنه اینجا هم هک بشه یهو…
عمو میترسم
عمو :(

10 09 2009
رامينا

سلام عموجون صبحتون بخیر…
عموامروزپنجشنبه…4روزمونده هنوز تابیاین…

—————————————————–

سلام مرضیه جان!!!!!!
ژاله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کدوم عکس؟؟؟؟؟؟؟؟؟/روسری؟؟؟؟؟؟؟
منکه یک عکس بهت دادم اونم عموتنهان…………
نکنه…..وااااا
سوتی2010
اون مامانمهههههه

10 09 2009
مبینا

عمو سلام صبحتون بخیر..
عمو جون میدونید چی شده؟
http://www.blog.amoo.ir هک شده با red virus. عمو جون چرا؟؟؟
میشه آدرس اینجا رو بدید؟
دوستدار همیشگی و ابدی شما:مبینا

10 09 2009
رویا

عمو الان تو وبلاگتون رفتم دارم غش می کنم
وای عمویی اشکم در اومد
به خدا این قدر هول شدم که نمی دونم دارم چی کار می کنم (گریهههههههههههه)
اخه ……؟

10 09 2009
مبینا

سلام آقا/خانم قائدی
عمو یک بار که نه هزار بار گفت دوست نداره وارد حریم خصوصیش بشیم
ولی انگار نه انگار…به قول عمو دونستن اینا چه دردی رو از شما دوا میکنه؟؟؟
ببخشید عمو که من به جاتون جواب دادم.

10 09 2009
مبینا

سلام فاطمه جون
اینم عکسی که خواسته بودی عزیزم..

10 09 2009
مبینا

ببخشید اشتباهی شده بود..
اینجاست اون عکسه…ببخشید

10 09 2009
آغاز پايان

هك ……عموپورنگ و هك….چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هكر ها بعضي وقت ها موجودات بيخاصيتن عمو…… خدا شكر كه اينجا هست
حالا قدره اينجارو ميدونيم

10 09 2009
آغاز پايان

عمو هكرو بيخيال
دانشگاه سراسري كه قبول نشدم وليييييييييييييييييي……………..
آزاد شهر ري قبول شدم
فاطمه جان الياسي ازت پرسيده بودم شما هنرستان روشنگر كامپيوتر نخونديدي؟
aghaz.payan@gmail.com
به من ميل بده

10 09 2009
هماي عمو

سلام عمويييي
عمو حتما ميدونين كه اونر هك شده ؟؟
عمو كدوم احمق الدنگ ديوانه ايي به خودش اجازه داده كه چنين حماقت گنده اي بكنه؟؟؟
عمو دارم دق ميكنم
كارد بهم بزنن خونم در نمياد
عمو يه كاري بكنين خب
….

10 09 2009
هماي عمو

عموييي كجايين شما؟؟؟؟
عمو…..
تروخدا يه كاري بكنين.
شما نبايد به هيچكس عمو چنين اجازه اي بدين.
عمو اي كاش پيگيريش كنين.
واقعا چي بايد به اينجور ادما گفت اخه.؟؟
چرا بعضيهاااا عقل و خرديرو كه خدا بهشون هديه كرده رو اين طوري زير سوال ميبرن؟؟
خدا ….
عمو بازم خوبه اينور هست و من خيالم راحت شد والا الان من واقعا…
عمو يه كاري بكنيد خواهشا.
….

10 09 2009
مبینا

چرا کامنت تایید نمیشه؟؟؟من که حسابی گیج شدم

10 09 2009
مائده

عموووووووووووووووووووووو

کی هکتون کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وای

10 09 2009
رويا ارام فر

سلام انگار اون يكي وبلاگتون هك شده؟!

10 09 2009
هماي عمو

واي عموووو
همش دارم سعي ميكنم كه بهش فك نكنم اما نميشه.
عمويي دلم براتون تنگ شده واقعا.
اي كاش يه پست بزارين ويكمي باهامون حرف بزنين.
عمو …
عمو دلم ميخواد زار بزنم، سرمو به ديوار بزنم،زمينو زمونو….
اما اينو جدي ميگم يه چيزي تو گلومه نه اشكم در مياد نه اروم ميشم.
چرا زودتر شب نميشه؟؟
عمو دعا كنين امشب يا بازم برم جمكران يا برم حرم يا برم كوه خضر اما جمكران يه چيز ديگس.
عمو دلم گرفته…
نه به ديشب كه بال دراورده بودم از خوشحالي و نه به الان كه …
واي ببخشين عمو.
خيلي دختر بدي شدم معذرت ميخوام ازتون.
عمو الان يكم ديگه ميرم كه اشو هم بزنم الان موندم كه چه دعاهايي بايد بكنم.
ببخشين
خداپشت و پناهه هميشگيه شمااا عمويي گل و مهربون و مومن و خوش قلبمون و خانواده ي باصفا
و دوست داشتنيييي و باايمان و پرمهرتون باشه انشالله.

10 09 2009
زهرا متقي

به نام خدا

سلام عموجون ، ظهرتون بخير .

طاعات و عبادتون قبول حق باشه .

عموجون خيلي دلم براتون تنگ شده ، عمويي عزيزم براتون بهترين آرزوها رو ميكنم و اميدوارم هميشه شاد

و سلامت باشيد .

دوستون خيلي زياد

دست علي يارتون خدانگهدارتون / تو قلب ماميمونه اميدديدارتون

10 09 2009
رامينا

سلام عمو چرااون وبلگتون هک شده!!!!!!!!!!![گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

10 09 2009
رامينا

عمواز دیشب نظراتو تایید نکردین[ناراحت]
وااااااااای نکنه زبونم لال این وبلاگتون هم هک شه….
عمووو دلمون براتون تنگ میشه[گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

10 09 2009
الهه درزی

سلام عمویی
مناجات ونیایش تون مقبول حق
عمممممووووووووو اون ور چرا اینجوری شده
هکش کردن
یه عکسی گذاشتن که …ادم وحشت میکنه
باز خدارو شکر که این وب بود
عمو اومدم خداحافظی برای پدرم کاری پیش اومده یه هفته میخوایم بریم شمال
دلم واسه اینجا تنگ میشه
التماس دعا بهترین عموی دنیا

10 09 2009
مهر فروتن

سلام بر همگی!
مرضیه جان شما لطف داری. شرمنده کردی. می گم این هندوانه ها رو از کجا خریدی؟ همین هایی که گذاشتی زیر بغلم؟ آخه خیلی بزرگند منم فینگیل، دارم زیرشان دست و پا می زنم!!
جدا از شوخی یک سئوال. می تونم بپرسم کدام سخن من برای شما دلیل بر روشنفکری من شد؟ در مورد پختگی هم درست نمی دانم ولی فکر کنم با مایکروفر پختنم. زود پزم!!!

راستی آقای فرضیایی! این صفحه های اسکن شده از سروش که گذاشتید کمی حجمشان زیاد است. برای دانلود کردن مشکل پیش می آید. من فقط دو صفحه اشو گرفتم.

10 09 2009
مهر فروتن

راستی کنکوری ها!
مبارک باشه قبولی! ان شاالله ارشد، دکتری. حالا چی قبول شدین؟

10 09 2009
??

سلام
سلام
مهرفروتن*ممنون.هيچي سلامتي..ملالي نيست جز دوري شما..شما خوبيد؟
راستي يكي از بچه ها پرسيد شما پسر هستيد..خيلي خنديدم.
اين كاسكو هم خوبه ها..بگيري تربيتش كني.بعدم ببريش سر جلسه امتحان
*سيستم اينجا يه اشكالي پيدا كرده..كامنت ها ثبت نميشه*
چرا اينجا اينطوري شده؟
چرا هر چقدر كامنت ميدم ثبت نميشه؟
همش خطا ميده.

10 09 2009
هماي عمو

واااااااااااااااااي عمويي
شما يعني كجااايين؟؟

10 09 2009
??

سلام
بهار*جان منم شما و همه دوستان خوبم رو كه به اينجا مي آيند خيلي دوست دارم.

10 09 2009
10 09 2009
10 09 2009
بهار

سلام
عمویی الان اینحا آنلاین هستید…
هیچی فقط می گم،می ترسم اینجا رو هم هک کنن :(
عمو دلم گرفت…
چرا آخه؟!

10 09 2009
مهر فروتن

خانم عباسی! خندیدین. دست شما درد نکند. من چشمم به صفحه سیاه شد هی بالا و پایین کردم بلکه اشتباه شده باشه حالا شما راحت خندیدین. باشه!!
تینا جان! داستانک هایت خیلی زیباست. خودت می نویسی؟

10 09 2009
بهار

سلام عمو جون
مرسی
انگار اینجا خیلی پیشرفته س ها
اما من متوجه نشدم،اینجا که خیلی ها چند تا پشت سر هم کامنت میذارن…ومشکلی پیش نمیاد که!
عمو علامت خاص چیه؟ یعنی اینا:
اما چشم رعایت می کنیم…

سلام ..کدوما؟؟

10 09 2009
مبینا

سلام… این یه نامه برای شماست…

10 09 2009
مبینا

فکر کنم یکیش من باشم نه؟
چشم رو تخم چشام رعایت میکنم…اما این آخری یه نامه هست برای عمو
که اسکن کردم

10 09 2009
رامينا

سلام عموجون
خداروشکر…نظرات بلاخره تایید شدن!
وای عمو تاچندساعت دیگه اپ جدید…آخ جون…

منو هما داشتیم فکرمیکردیم انگار خدای نکرده وقت خداحافظی رسیده….

با جوابی که به خانم ؟؟ دادین خیالمون یکم راحت شد….
عموجون دوستتون داریم….از اینجاتابه اسمون پشت وپناهتون باشه خدای خوب ومهربون

10 09 2009
بهار

عمویی؟!
عمو وای چقدر من بدم!
یعنی تا الان بدتون میومد که از اون شکلکا میذاشتیم؟!
عمو من واقعا معذرت می خوام…اصلا نمی دونستم…باور کنید!
دیگه نمی ذاریم،چشم!
هر چی عمو جونم بگه…
اما کاش زودتر میگفتین عمو جان،خوب وقتی راضی به یه کاری نیستید بگید…
ممنون

10 09 2009
??

سلام
مهر فروتن*شما يكي از بهترين دوستانم در اينجا هستيد.راستش هم خنديدم..هم شك كردم كه اگه راست باشه چرا توي اين مدت اين همه باهاتون حرف زدم.

10 09 2009
شیوا محجل

سلام عمو.. وای دده.. وبلاگ هک شد؟!! واسه من اصلا باز نمی شه.. عموووووووووو..
عموجون میتونید پس بگیرید؟ :-(
دیشب یاد هک کردن وبلاگم افتاده بودم :-( …نگو پس اینجا (البته اینجا که نه اونجا) رو هک کردن.. فرکانسهایی از اینجا به ذهنم میرسیده.. (دلکه به دل را داره)

** تبریک میگم به همه اونهایی که قبول شدن ** موفق باشید..

منتظر پست جدیدتون هستیم عمو ..

10 09 2009
هماي عمو

عمو ديگه واقعا داشتم سكته ميكردم
چقدر خوب شد كه اومدين عمووو
واقعا ممنونم
خدايااااااااااا شكرت

10 09 2009
شیوا محجل

عموجان انگار درست شد وبلاگتون… اخه الان واسم باز شد بدون هیچگونه ایراد و نوشته ای که هک شده باشه!!! همه چیز مثل قبل درسته.

10 09 2009
هماي عمو

عمويي الان صحبت هاتونو خوندم
ميگمااا چه بلايينااا(نيشخند)
عمو واقعا خيالمو به كلي راحت كردين.
واقعا ممنون.
از دوسته گلتونم كلي ممنونم.
اما بعضي وقتهااا بعضي چيزااا خيلي جواب ميده هاا.
فعلا…

10 09 2009
هماي عمو

واي شيواجون خوش خبر باشي
من برم اونور ببينم
يعني ممكنه…

10 09 2009
شیرین

سلام عموی مهربونم
عمو جون کجایی؟از دیشب تا الان تائید نکردین….
حسابی سرتون شلوغه ها…!!

10 09 2009
هماي عمو

واي عموجووووووووووووووووووووووووووووووووون قربونتون برم من.
اره شيوا راس ميگه اونور باز شد واسم.
واااااااااااااااااااااااااااااااااااي خداجون شكرت.

10 09 2009
نسترن

کی جرات کرده عمو فرضیایی منو هک کنه ؟ الههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههی که هک بشی
عمو فرضیایی من مدیریت بازرگانی دوست ندااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم

10 09 2009
??

سلام
خانم مي شناسيدم *من شما رو شناختم.چرا اين چند روزه خبري ازتون نبود؟هر موقع رفتيد حرم براي ما هم دعا كنيد.

10 09 2009
مائده

به نام خدایی که وعده داد می بخشاید گناهانمان را هر چند به تعداد ستارگان آسمان و به سنگینی کوه ها باشد ….
سلااااااااااااااااااااااامممممممممم عمو جون جونم …
خسته نباشید …. عمو امروز نیومدی چرا ؟؟؟؟؟
عمو نکنه قهری باهامون … نکنه اتفاق بدی افتاده زبونم لال …. نکنه ….
خوب عمو دل ما به هزار راه میره وقتی نه برنامه دارید و نه اینجا هستید … خودمم میدونم دل نگرونیه بی موردی هست …. اما مگه من چند تا عموی مهربون دارم . عمووووووووووو … (گریه)
عموووووووووووووووووووووووووووووو
عمووووووووووووووووووووووووووووو
عمووووووووووو ی مهربونم
عمویی برای همیشه ….
الان داشتم فکر میکردم که خوب حق دارید که این روزا برنامه ندارید … خوب ساختار برنامتو طوری هست که باید شاد اجرا بشه …. وقتی متفکر شدم دیدم اگه منم جای نویسندتون بودم نمیدونستم برای این روزا باید چی نوشت … این تفکر باعث شد یکمی کمتر بهونه گیری کنم و به شما و همکاراتون حق بدم … مخصوصا که خیلی خوشحالم که میتونید چند روزی دور از دغدغه استراحت کنید …
فکر کنم حرف آسمان « عشق همیشه داشتن نیست » … روم تاثیر گذاشته دارم متحول میشم … (نیشخند)
عمو جونم بیشتر از همه ی دنیا دوستتون دارم ….
الان که دارم مینویسم شما رو هم دارم میبینم … باورتون نمیشه ؟؟؟
یه لباس سبز پوشیدین دارین لبخند میزنید …. درسته !!! دیگه امیدی به من نیست … توهم خونم بالاست شدیدا …(خنده)
عمو جون آپ کن …. لطفا !!!
التماس دعا ….
___________________________________________________

ژاله جون جونم …. مبارکهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
وای میدونستم …
مطمئن بودم تو میتونی ….
الان یعنی شما دانشجو هستید …. (نیشخند)

مبارکـــــــــــــــــه …………….
__________________________________________________________
رامینای شیطونم ….
پس تو هم باید مواظب باشی گم نشی …(خنده)
این کتابمون چیز جالب میشد اگه جدی جدی مینوشتیمشاااااااااااا(دارم فکر میکنم )
________________________________________________
خانم الیاسی … تنها راه ارتباطی که من میشناسم همین جاست ….
که خیلی هم خوبه ….
راستی ژاله جونمو رو دوبار نوشتی …(خنده)
_______________________________________________________________
من دلم میخواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست …
بر درش قاب گلی میکوبم …
پر نیلوفر و یاس
تا نپرسد سهراب …
خانه ی دوست کجاست ؟؟

10 09 2009
??

سلام
بچه ها ****با اينكه از اون عكسه خيلي مي ترسيدم.ولي يه بارم جرات كردم و رفتم به وبلاگ اصلي عمو**
وبلاگ اصلي عمو***درست شده.همه چيز برگشته سر جاي اولش…ديگه ناراحت نباشيد.

10 09 2009
مائده

آخ جونمی جون …
عمو جونم پیدا شددددد

10 09 2009
بهار

سلام
جل الخالق!
یعنی میشه؟
عمو شما درستش کردید؟!
ایول…نه یعنی آفرین عموی خوبم…جدا درست شدها!!!
مرسی
__________________________________________________________
***دوستای خوبم،عزیزان دل:
میشه دیگه از شکلک ها تو کامنت ها استفاده نکنید،لطفا؟!
ممنون

10 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خداي مهربون دوست داشتني *
سلام عمو جونم : نماز روزها قبول
عمو جونم وقتي امدم دست نوشت دو تا سكته زدم اولي به خاطره هك شدن دومي هم به خاطره اين عكسه عمو چرا ؟؟؟ عمو چرا اين مزاحم ها ول نميكنن برن چرا ؟؟
دلم براتون تنگ شده عمو جونم خيلي
راستي عمو قراره من با همسايمون بريم گلستان شهدا البته قراره خبرش و بهم بده مياد يا نه ؟البته بيشتر ميريم تازه عمو زهرا جون (جفعرزادگان ) هم ميبرمش بهش گفتم وقتي خواستم برم ميام دنبالت تا با هم بريم .
عمو جونم ما شما را فراموش نميكينم شماهم فراموشمون نكنيد .
دوستتون دارم يه عالمه
(برادزادتون تينا )

10 09 2009
aseman

سلام….
شاید نام کامنتتان برایتان خیلی مهم بوده ، به هر دوست عزیزی که با نام » یــــــــاد بـــچـــــــگی بخـــــــــیر» کامنت گذاشتی، در جواب کامنتهایت مینویسم…
دوست عزیز، من جزو دوستان عموپورنگیه همه ی بچه ها هستم ، ،طبق نوشته هایتان میدانم که تا چه حد عموپورنگت را دوست میداری….
دوست عزیز اگر کامنت من را کامل خوانده باشید ، کاملا میفهمید که من هم مثل شما از برنامه ی تولیدی آقای فرضیایی احساس خوشایندی ندارم،
به نظر شما هدف آقای فرضیایی چیه؟ هدفش شادی دل بچه هاست؟ درسته! ولی این دلیل بر این نمیشه که بخاطر بچه ها ، خوشی و شادی خودشون ازشون گرفته بشه ، این دلیل نمیشه که اهداف دیگرشون رو بخاطر بچه ها کنار بگذارند..
با این کامنتت واقعا پیداست که ایشون رو درک نمیکنید، چرا بهش حق نمیدید، چرا ایشون باید مثل شمع بسوزه ؟ چرا باید خواسته های دیگرشون ، که از نظر خودشون متضاد با اجرای برنامه هاشون هستند کنار گذاشته بشوند؟ چرا باید ایشون مثل انسانهای دیگه نباشه که خوشی های خودش مقدم باشه؟
آره دختر خانوم خوب….، گفتم که ..عده ای خواست شون شهرته…. عده ای پول رو خوشبختی میدونند.. …عده ای خواسته های خودشون رو مقدم بر هر چیزی میدونند، عده ای از این راضی اند که با شهرتشون وارد هر راهی بشوند ،حتی راهی که خدا نمیپسنده(افراد زیادی هستند که علاوه بر هنرمندی شان اینگونه…) ، ولی ایشون که خدا رو پذیرته مطمئنن خواسته هایی داره که پذیرفتنشون یعنی «کمترمشهور بودن»…

دوست عزیز چطور دلت میآید کسی که به عنوان عمو دوستش داری از هدفهایش دور باشه؟ اگر ایشون احساس میکنند هدفشون با برنامه ی زنده مخالفه ، چرا باید بخاطر بچه ها فقط مثل شمعی باشند که بسوزند و فقط و فقط روشنایی ببخشند؟
آقای فرضیایی هم انسان هستند ، حق انتخاب دارند، حق انتخاب آینده ی خودشون رو….نباید بخاطر دلرحمی و احساساتی بودن قلبشون با گفته هایمان مانع از انتخاب راهشون بشیم….

آقای فرضیایی هم سالهای زیادی با بچه ها سر کرده اند،آره ایشون برای سالهای اولیه اجراشون، این محبوبیت رو میپذیرفتند چون متضاد با دیگر اهدافشون نبود اما 8سال گذشته.. ، اهداف انسان ها سال به سال تغییر میکنه، سال به سال چیزهای رو میخواهند که در گذشته قبولش نداشتند، مطمئنن آقای فرضیایی با تصمیم گیری هاشون و برنامه ریزی های این 8ساله شون به این نتیجه رسیده اند که خواسته های این زمان از زندگیشون با اجرای برنامه ی زنده متضاده، چرا ما نباید بهشون حق بدیم؟ وقتی میبینیم کسی می تونه خوشبختی و سعادت خودش رو در راه دیگری کسب کنه، چرا ازش سلب کنیم آزادی هاش رو؟
من هم میگم که با برنامه ی زنده موافقم ، اما خواسته های خودم رو بر خوشی ها و آرزوهای ایشون ترجیع نمیدم، من هم از برنامه ی تولیدی خوشم نمی آید، گرچه شاید در سالهای گذشته ی اجرای آقای فرضیایی ، سن من بیشتر به مخاطبان ایشون میخورد ،اما با این حال «عــــــشق ایــــن نیســـــــت کـــــه همیـــــــشه داشــــــــته باشیـــــــمش»،..
بلاخره من هم مثل شما سالهای زیادی مخاطب ایشون بوده ام، باور کنید هر وقت صحبت از برنامه ی تولیدی میشه ، اشک من هم در می آید،ولی ایشون رو از خواسته های خودم بیشتر دوست دارم ، خوشی و سعادت آقای فرضیایی رو به همه ی آرزوهام ترجیع میدم، اگر آقای فرضیایی سعادت و هدفش رو دوری از اجرا برای کودکان بدانند، من هم سعی میکنم تولیدی بودن برنامه هایشان را بپذیرم..
حرف آخرم این هست که با این که سن مخاطبان آقای فرضیایی به گونه ای هست که شاید این حرف من رو نپذیرند و به من حق ندهند، اما بهش بیشتر از اینها درکش کنید، بهش حق بدید که خودش انتخاب کنه، بپذیرید که اگر دوستشون دارید، باید بهشون حق انتخاب بدید، حق رسیده به اهدافشون رو ، حتی اگر اهدافشون اجرای کودکانه نباشه…………..

10 09 2009
مي شناسيدم

به نام خدا
.
ببخشيد
.
خانم عباسي ممنون كه اسم نبردين، براي اينجور آمدنم دليل دارم اما براي نيامدنم هم بايد بگم …
فراموش كنيد
اينقدر لحنم ضايع است؟!
فقط يه سوال و ديگه تمام
اين جابه جايي كامنت ها جزء استعداد بالقوه شماست يا كار عمو و دوستشونه!!!!!
ضمن اينكه شما فنش رو به بقيه ياد دادين كه چه جوري با اين شرايط چند كامنت بذارن و ديگه اينكه فكر كنم آقاي فرضيايي اون توضيح رو دادن كه شما هم كمتر…
هر چند فكر مي كنم بتونم ترفند دوستشونو خنثي كنم
اما ديگه بايد برم
ببخشيد عمو
ببخشيد آقاي فرضيايي
التماس دعا
خدانگهدار

10 09 2009
مائده

….
خیلی خوشحالم که درست شد …..
آخه من با اینجا انقدر سر و کله میزنم تا باز بشه حد و حساب نداره …
اصلا راحت نیست … نمیدونم چرا ؟؟؟
فکر کنم چون خیلی پیچیدس …. اون یکی وبلاگتون خیلی راحت تره …
عمو خوب ما درگیر وبلاگ های بلاگفایی بودیم همیشه ….
اینجا در حد تجربه ی من نیست …. (خنده)
عمو 40 تا پشتیبان ؟؟؟!!!
ماشالله …
عمو فکر همه چی رو کردینا … !!!!
عمو واقعا دوست مهربونی دارید …
از طرف ما ازشون تشکر کنید به خاطر همه ی زحمتاشون …
عمو جون دلم دیگه داره میترکه ….
دلم لک زده براتون …
کاشکی ….
عمووووووووووووووو
هر وقت دلم براتون خیلی تنگ میشه صداتون میکنم ….
این جوری احساس میکنم بهم نزدیک هستید …
عمووووووووووووو
منتظر نوشته های قشنگتون هستم ….
عمو نمیدونم کجا خوندم که شما گفتید دوست دارید یه کتاب راجب خودتون بنویسید …
میشه بنویسید عمو ؟؟؟؟؟؟؟
مطمئنم کتاب متفاوتی میشه … چیزی که میتونه خیلی ها رو تکون بده …
دوستتون دارمممممممم
التماس دعا !!!

10 09 2009
آغاز پايان

يعني اين سرعتتون و ضد هكتون منون كرده ديووونه
عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
يه اي كاش مونده اينجا ميگم….
اي كاش ميتونستم تمام گلهاي دنيارو بده به شما………………………..
ولي عموووووووووووووووووووووووشما كه خودت گلي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دست همكارانتون كه دسته هرچي هكره از پشت بستن درد نكنه
نههههههههههههههههههههههههه خستهههههههههههههههههههههههههههه
ما دوستون داريم زياد از اينجا تا به آسمون پشت و پناهتون باشه خداي خوب و مهربون

10 09 2009
آغاز پايان

خيلي باحالينا…..
انقدر خوشحالم كه نميدونم چي بگم فقط دوباره اذيت هام شروع شده
عمو دانشگاه شهر ري ميدوننين كجاست ؟؟!!
من اونجا قبول شدم آدرسشو دارين؟
من خودم نميدونم كجاست :) فقط ميدونم شهر ري !!!!!
عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
خيليييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي
امروززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززز
روزههههههههههههههههههههههههههههههههههه
خوبيييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي
بودددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد
براي شما هم بود يا فقط استرس داشتين كه بلاگ درست شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :)
بازم يه عالمه نه خسته

10 09 2009
شیما دهقان

به نام خدا:
عموجان سلام،
ایام سوگواری مولای متقیان حضرت علی رو تسلیت می گم
در شبهای قدر سرنوشت آدما تا یکسال رقم می خوره
سرنوشت من وهمسن وسالهام تا حدودی بستگی به این سال داره نمی دونیم خدا برامون چی می نویسه ولی امیدوارم که هرچی هست به صلاحمون باشه اینکه قبولی از کنکوربه صلاحمون هست یانه؟؟؟
عمو شما قلب پاکی دارید برامون دعا کنید …

10 09 2009
شیما دهقان

کار اجرا برای بچه ها خیلی سخته و برنامه های متوالی خیلی خسته تون کرده این خستگی در چشم هاتون حتی در دست نوشته هاتون هم کاملا خودش رو نشون می ده در این مدت که برنامه ندارید هرچند که دلمون خیلی براتون تنگ شده ولی امیدوارم که خیلی خوب استراحت کنید. تا با انرژی ایشاالله دوشنبه برگردید.

10 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خداي مهربون دوست داشتني *

سلام به پاكترين عموي دنيا :با اجازتون .(به اجي هاي كنكوري هم تبريك ميگم )

پادشاه پیری بود که می خواست یکی از سه پسر خود را برای سلطنت آینده انتخاب کند.روزی ، سه شاهزاده را صدا کرد و به هر سه نفر مبلغ یکسانی پول داد و از آنها خواست که قبل از عصر همین روز، چیزی بخرند و با آنها یک اتاق را پر کنند.
شاهزاده اول بسیار فکر کرد و با تمام پول برگ نیشکر خرید. اما با این برگها فقط یک سوم اتاق را پر کرد. شاهزاده دوم با این پول پوشال ارزنتر خرید .اما با این پوشال ها فقط نیمی از اتاق را پر کرد.
نزدیک بود آسمان تاریک شود.شاهزاده کوچک با دست خالی برگشت، دیگران بسیار تعجب کردند و از او پرسیدند:»تو چه خریده ای؟» او گفت در راه یک یتیم را دیدم که شمع می فروشد. همه پول را به او دادم و فقط چند شمع را خریدم. اما وقتی که شمع ها را روشن کرد، نور آنها همه اتاق را روشن کرد.

تــــينا*

10 09 2009
شیما دهقان

عمو جان می شه توهمون وبلاگ خودتون بنویسید من از (wordpress) خوشم نمیاد خاطره بدی دارم همون خرمگس اینجا وبلاگ داشت :-(

سلام
1- اینکه دلیل نشد !!
2- من هنوز هم اونجا می نویسم اونجا هم وردپرس است
انشالله همه خاطرات بد از ذهنها شسته خواهد شد

10 09 2009
هماي عمو

سلام عمويي اميدوارم سلامت باشين هميشه.
عمو راستش الان خيالم حسابي راحته باور كنين.
احساس ميكنم دوتا عموي خيلي خيلي مهربون و بامعرفت و باوفا و باصفا پشت مابچه هااا هستن.
پشت شاديهامون ، خنده هامون ، دنياي كودكانمون و…
عمو خلاصه حسابي خيالمونو راحت كردين.
راستي عمو اجازه دارم از اين به بعد به ايشون هم عمو بگم يا نه بهترشو بخوايين عمو بگيم؟؟
شما اين اجازه رو ميدين عمو؟؟ ايشون چي ايشونم اين اجازه رو ميدن بهمون؟؟
ايشونو كه نميشناسيم يا شايدم من فقط نميشناسم اما واقعا الان فك ميكنم كه دوتا عموي خوب دارم .
عمو ايشون كامپيوتر خوندن؟ واي چه عالي… ميگماا اي كاش مارو بيشتر باايشون اشنا كنين البته اگه شما صلاح بدونين و من فضولي نكرده باشماااا.
.
.
.
وااي خدايا شكرت. امروز يه عموي ديگه هم بهمون دادي.ممنونتم خداجون.
.
.
واي عمو الان ياده يه چيزي افتادم. اخه بهم نخندينااا نه اينكه اين اشه يه جورايي دست پخت بنده است هي حواسم بهش ميافته بعد الان ياده خيلي وخت پيشا افتادم اخه اين اشه يه نذره كه مامانم هرسال اين موقع ميپزه بعد يه سال حدودا من شيش هفت سالم بوده بعد خونه خودمون بوديم اونجا يه عالمه درخت بود دوتا گلابي، يه انار، يه خرما، يه پسته، يه توت قرمز و دوتا انجير. بعد من داشتم انار كوچولوهاي درختمونو ميچيندم اخه من خيلي انارو تا كاله دوست دارم(نيشخند) بعد رفتم لبه حوضمون كه يهو تالاپي افتادم توي ديگ اش(نيشخند) اينقده باحال بود كه حد نداشت فك كنيد رشته هاي اش رو سرو كولم باشن(نيشخند)مامانم سه تا ديگ اش پخته بود با كلي مهمون بعد بااين كار من بيچاره همسايه هامون بي اش موندن(گريه)
اخه بهشون نرسيد ديگه(ناراحت)
.
.
واي عموجون قبول باشه.
اخه اذونه دبگه(لبخند)
….
فعلا باي.

10 09 2009
مهر فروتن

خانم عباسی خودم خندم گرفته بود از این قضیه شما هم که اینو گفتید کلی خندیدم. حالا اگه من پسر بودم دنبال اسم شما و بقیه این قدر جان و گلم و عزیز میاوردم؟؟؟ شما هم دوست خوبی برای من هستید.

10 09 2009
مهسا

سلام برام دعا کنید تو اوضاع خیلی بدی هستیم ومن و خانواده م …….

11 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خداي مهربون دوست داشتني *
سلام به پاكترين عموي دنيا *(طاعات و عباداتتون قبول حق)
عمو ….عمو جونم …. دلم براتون تنگ شده . عمو ديشب احيا بود . فكر كنم همه رفتن به مسجد حداقل هم نرفته باشن پاي تي وي نشستن . اميدوارم كه همه همه به حاجتاشون برسن (امين ).عمو كي دست نوشت درست ميشه سايت كه درست نشد حالا هم دست نوشت عمو ؟؟؟ انشالله هر چه زودتر درست بشه .
عمو جونم فراموشمون نكنيد .ممنون
(برادرزادتون تينا )

11 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خدا
با اجازه عمو جونم :
(قصه گوي كودكيم )
چهارشنبه ی دوهفته ی پیش شمع وجود کسی که تمام قصه های کودکیم را با صدای مهربانش به خاطر می آورم ، برای همیشه خاموش شد . اسم مرگ این سالها آن قدر برایم تکرار شده که دیگر به شنیدنش عادت کردم ولی این بار برایم خیلی فرق می کرد .راستش را بگویم ، نمی خواستم باورش کنم ،دلم می خواست یک شوخی باشد ، دوست داشتم یکی پیدا بشود و به من بگوید «شما دربرابر دوربین مخفی قرار دارید» قبول داشتم هر چی بهم بگویند جز واقعیت ، آخر خیلی تلخ بود ، خیلی تلخ !

همش منتظر بودم ، بالای آن چاله ی یک و نیم متری ایستاده بودم و انتظار می کشیدم ، انگار دوباره بچه شده بودم دلم می خواست مثل قهرمان قصه هایی که برایم می گفت آن کفن سفید را از روی صورتش کنار بزند و مثل نخودی بادی به غبغب اندازد و بگوید «کی می یاد به جنگ من ؟»

تلقین به گوشش خواندن ولی بلند نشد ، با سنگهای بزرگ رویش را پوشاندن باز هم بلند نشد ، اولین مشت خاک ، دومیش و….

چشم بهم زدم چاله پر شده بود ، انگار از اولش هم چاله ای وجود نداشت ، صاف صاف بود مثله زمینهای کناری ، یک لحظه به خودم گفتم نکند این همه سال را در خواب دیده ام و اصلاً عمه ای وجود نداشته ،شاید همه ی آنها فقط یک رویا ی شیرین بوده که بیداری از من گرفته است ، ولی آن ورقه ی آهنی سیاه رنگ که اسم و نشان عمه ام رویش بود مثله یک سیلی محکم از خیالات بیرونم آورد، آخ که چه دردی دارد سیلی واقعیت!!!!

حالا فقط صدایش برایم مانده که در گوشم می پیچد «یکی بود یکی نبود»….

تــــينا*

11 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خدا
عمو ببخشيد ها خيلي خوشگله با اجازه :

هديه فارغ التحصيلي
مرد جواني ، از دانشكده فارغ التحصيل شد . ماهها بود كه ماشين اسپرت زيبايي ،پشت شيشه هاي يك نمايشگاه به سختي توجهش را جلب كرده بود و از ته دل آرزو مي كرد كه روزي صاحب آن ماشين شود . مرد جوان ، از پدرش خواسته بود كه براي هديه فارغالتحصيلي ، آن ماشين را برايش بخرد . او مي دانست كه پدر توانايي خريد آن را دارد .
بلأخره روز فارغ التحصيلي فرارسيد و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصي اش فراخواند و به او گفت :
من از داشتن پسر خوبي مثل تو بي نهايت مغرور و شاد هستم و تو را بيش از هر كس ديگري در دنيا دوست دارم . سپس يك جعبه به دست او داد . پسر ،كنجكاو ولي نااميد ، جعبه را گشود و در آن يك انجيل زيبا ، كه روي آن نام او طلاكوب شده بود ، يافت .
با عصبانيت فريادي بر سر پدر كشيد و گفت : با تمام مال ودارايي كه داري ، يك انجيل به من ميدهي؟
كتاب مقدس را روي ميز گذاشت و پدر را ترك كرد .
سالها گذشت و مرد جوان در كار و تجارت موفق شد . خانه زيبايي داشت و خانواده اي فوق العاده . يك روز به اين فكر افتاد كه پدرش ، حتماً خيلي پير شده و بايد سري به او بزند . از روز فارغ التحصيلي ديگر او را نديده بود . اما قبل از اينكه اقدامي بكند ، تلگرامي به دستش رسيد كه خبر فوت پدر در آن بود و حاكي از اين بود كه پدر ، تمام اموال خود را به او بخشيده است . بنابراين لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسيدگي نمايد .
هنگامي كه به خانه پدر رسيد ، در قلبش احساس غم و پشيماني كرد . اوراق و كاغذهاي مهم پدر را گشت و آنها را بررسي نمود و در آنجا، همان انجيل قديمي را باز يافت . در حاليكه اشك مي ريخت انجيل را باز كرد وصفحات آن را ورق زد و كليد يك ماشين را پشت جلد آن پيدا كرد . در كنار آن ، يك برچسب با نام همان نمايشگاه كه ماشين مورد نظر او را داشت ، وجود داشت . روي برچسب تاريخ روز فارغ التحصيلي اش بود و روي آن نوشته شده بود : تمام مبلغ پرداخت شده است .
چند بار در زندگي دعاي خير فرشتگان و جواب مناجاتهايمان را از دست داده ايم فقط براي اينكه به آن صورتي كه انتظار داريم رخ نداده اند … ؟؟؟!!
تـــــينا*

11 09 2009
تينارادفر نژاد

ببخشيد يادم رفت با اجازه خانم تاجيك عزيزم قصه گوي كودكيم گلم ببخشيد برام جذاب بود .
دوست دارم سميه جان .

11 09 2009
آذین

سلام عمو !
برنامه اتون خیلی عالیه!!ولی این انصاف نیست …همش سهند داره حرف می زنه !!!بابا متینم آدمه!!!!!
ولی با این که شما خیلی خوبید!!شاگرداتونم با استعدادن!!!(هر کی با شما راه بره با استعداد میشه دیگه!)به متینم بگین لبخنداش مثه مریم مقدس می مونه!!!

11 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خداي مهربون دوست داشتني *
سلام عمو و با اجازه شما : (ببخشيد ها )

اسرار بهشت و جهنم

راهب پیري کنار جاده نشسته بود. با چشمان بسته, پا های جمع کرده و دستان تا شده نشسته بود. در تفکری عمیق فرو رفته بود.
ناگهان آرامش او با صدای بلند و خشن یک سامورایی شکسته شد. «پیر مرد! به من در باره بهشت و جهنم بگو!»
در ابتدا, راهب هیچ حرکتی نکرد, انگار که چیزی نشنیده است. اما به تدریج چشمانش را باز کرد, لبخندی هر چند کوچک در گوشه لبانش ظاهر شد, در حالی که سامورایی را دید که بی صبرانه کنارش ایستاده بود و هر لحظه بیشتر و بیشتر بی تاب می شد.
راهب بالاخره گفت: «تو می خواهی درباره بهشت و جهنم بدانی؟ تو که اینطور نامرتبی. تو که دستها و پاهایت پوشیده از گرد و خاک است. تو که موهایت شانه نکرده است, نَفَست خطاست, شمشیرت زنگ زده و فرسوده است. تو که زشتی و مادرت این لباسهای مسخره را به تنت پوشانده. تو از من درباره بهشت و جهنم می پرسی؟»
سامورایی ناسزایی به راهب گفت. شمشیرش را کشید و به بالای سرش برد. صورتش سرخ شد, و رگ های گردنش بیرون زد هنگامی می خواست سر راهب را با شمشیر از بدن جدا کند.
«این جهنم است.» ناگهان راهب این را گفت. درست هنگامی که شمشیر سامورایی شروع به پایین آمدن کرد.
در آن لحظه کوتاه, سامورایی از احساس تعجبی سرشار شد و از احساس شفقت و عشق به راهبی که جان خودش را به خطر انداخته بود تا به او این درس را بدهد. شمشیرش را آرام پایین آورد و چشمانش پر از اشک شد.
راهب گفت: «و این بهشت است.»
تــــينا*

11 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خداي بخشنده مهربان *
سلام عمو جونم خوبين؟ (نماز روزها قبول حق)
عمو امدم بگم دلم براتون تنگ شده ….. يكشنبه ..بايد يه روزه ديگه تحمل كنيم آه….
عوضش يكشنبه با برنامه هاي شاد شاد و با انرژي ميايد.انشالله .
عمو خيلي دوستتون دارم .
مراقب خودتون باشيد عمو جونم .
(برادرزادتون تينا )

11 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خداي بخشنده مهربان *
سلام عمو جونم خوبين؟ (نماز روزها قبول حق)
عمو امدم بگم دلم براتون تنگ شده ….. يكشنبه ..بايد يه روزه ديگه تحمل كنيم آه….
عوضش يكشنبه با برنامه هاي شاد شاد و با انرژي ميايد.انشالله .
عمو خيلي دوستتون دارم .التماس دعا .
مراقب خودتون باشيد عمو جونم .
(برادرزادتون تينا )

12 09 2009
جیران

سلام به عموی خوبم و بچه های گل و زحمت کش که برای شاد کردن دل بچه ها اینقدر زحمت می کشند.برنامه واقعا» عالی است.همتون خیلی بااااااا حااااالییییین.این سهند و امیر محمد خیلی شکم پرستند!!!!!! این متین چرا این قدر لاغره !!!!!!!!!!!سهند و امیر محمد همسن منو پسر عمو هام اند!!ما داریم لاغر میشیم این ها بدتر میشند؟!؟!؟!؟!فقط به عمو پیشنهاد میکنم قبل از برنامه دو تا قرص عصاب بخوره.سهند امیر متین و عمو بازی شون عالیه من دبی زندگی میکنم اینجا اغلب دوستام برنامه شما رو میبینند

12 09 2009
تينارادفر نژاد

به نــــام خداي مهربون دوست داشتني *
سلام به پاكترين عموي دنيا : (نمازو روزها قبول حق )
اخ جونم عمو فردا مياييد هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دلم براتون خيلي تنگ شده .راستي عمو امشب هم احيا ست . عمو امشب كه رفتم احيا حتما براتون دعا ميكنم مخصوصا براي فرشته م .عمو جونم شما هم ما را يادتون نره .
عمو خيلي دوست دارم .
التماس دعا .
(برادرزادتون تينا )

12 09 2009
تينارادفر نژاد

عمو چرا دست نوشته ها را تاييد نميكنيد ؟؟؟؟

13 09 2009
قائدی

توجه……توجه…..توجه…توجه
لطفا همه متن زیر را بخوانند..
به نام اونکه بهترین ها رو از آن انسانهای تلاشگر می کند
سلام علیکم
بروبچه هایی که ناراحتن آقای فرضیایی می خواد برنامه بعدی رو تولیدی آماده کنه یه توضیح کوچک و فکر کنم قانع کننده خوشحال می شوم همه دوستای گلمم بخونند:
می گین بخاطر اهدافش و مغایرت داشتن با اهدافش می خواد بر نامه تولیدی بسازه اما من می گم دلیل من هم منطقی تر است هم علمی تر حالا من مراحل کار تولیدی تا اونجایی که می دونم می گم خوده تون ببینید بهتر نیست:
1 فرصت برای تمرین :سکانس به سکانس تمرین می شه بعد اجرا می شه و اجرا کننده ها نیاز به یاد آدری سر ضبط نهایی نداره این احترام به شماست به مخاطب است.ا می گین این طوری بازیگری برای شما می کنند من جواب می دم الان هم دارن بازیگری می کنند برای همین می گن مجری بازیگر اصلا تمامی برنامه های کودک برای اینکه غیر مستقیم موضوع بیان بشه نیاز به بازی نمایش هست هر وقت هر آدمی متنی اجرا بکنه که دیگری نوشته نا خداگاه بازی می کنه و دلیل بر عدم صداقت نیست.
2 فرصت برای اصلاح و تکرار :اگر اشتباهی در بیان متن ایجاد بشه یا در حرکات و رفتار مجری بازیگر ها می شود اصلاح کرد اما این دلیل بر غیر واقعی بودن برنامه نیست چون به هر حال این در نهایت مجری که اجرا می کنه.
3 تدوین :مهم ترین مسئله به نظر من تدوین کردن کار است می دونید چند برنامه هست که امکاناتی به تدوینگر میده که فضای تصویر را دلنشین تر می کنه افکت ها و ویدیو گرافیک های متصل به برنامه باعث می شه کیفیت کار و رتبه کار بالا برود شما تصاویر کلیپ هایی که توی برنامه پخش می شه و یا آنوس های برنامه عمو پورنگ رو چقدر دوست دارید خوب برنامه به این ها نیاز داره شما فرض کنید با یه روش مخصوص تدوین برنامه در یه سطح بالا شما شاهد برنامه تدوین شده با آیتم های تصویری می شوید.
4 کیفیت تصویر :می دونید برنامه هایی که تولیدی هستتند از وضوح و کیفیت بالای تصویر برخوردارند اینو می تونید از سریال هایی که برای سازمان می سازند هم بفهمید.
5 ضمنا مسابقه تلویزیونی اصولا اگر تولیدی نباشه از کیفیتش خیلی کم می شه واسه همینه بیشتر مسابقات البته به جز رایانه ای ها تولیدی هستتند.
خیلی از مضایای دیگر را هم فاکتر می گیرم از جمله ثبت برنامه و … چون اگر بنا به متقاعد شدن داشته باشید همید ها کافیه اما اگر می گید که ما برنامه ای با این کیفیت بالا نمب خوایم و همین برنامه عمو خوبه باید بگم با عرض معذرت این دسته شما نیست در دنیای امروز همه داری رقابت می کنند هم شیکه ها باهم هم برنامه ها باهم هم کشور ها با هم تا کی به کمترین قانع می شید می خواید برای همیشه از رقابت های جهانی دور بمونید اگر این طوریه پس جای شما اینجا نیست ایران می خواد بهترین باشه و می شه چه در برنامه سازی چه در هر چیز دیگر ضمنا می دونید برای هر دقیقه چقدر هزینه می شه می دونید یه اطاق فرمان ساده چند صد میلون هزینه برمی داره هر دوربین چقدر قیمت داره اگر از این امکانات درست استفاده نشه حق الناس می شه. پس الکی توهم نزنید تولیدی بودن برنامه نه به شهرتش لطمه می زنه نه فرصت هایی که حالا نداره رو بهش می ده فقط به بهتر شدن برنامه کمک می کنه به موفقیت به تعالی و در نهایت به ما بچه ها و کشدر ما.
کمک کنیم تلاش کنیم و دعا کنیم .حالا که نمی گذارند ایده های ما در برنامه های خودمون اجرا بشه بگیم در برنامه سازی کمک کنیم حتی اکر خیلی چیز ها رو بلد باشیم ما هم نمی گذاریم کار بی کیفیت به ما نشان بدهند.ما بهترین ها رو در آینده از شبکه های خودمون می بینیم با دستها و ایده های خودمون می سازی. اگه حرفام رو خوندید و موافق بودید یا مخالف بگین همتون دمتون گرم………….

13 09 2009
قائدی

شما ادب داشته باش من پرسیدم که اگر جواب داد یا نداد بگم کمی به ابراز علاقه کردن هامون فکر کنیم البته خدارا شکر بنده از این مسئله به دورم اما فکر کنید که ابراز علاقه هاتون شاید در درجه اول خوشحالشون کنه اما گاهی به یه مسئله تو زندگی آدم ها تبدیل می شه مسئله هم نه مشکل از قول آقای فرضیایی نمی گم از قول روانشناسان اکتماعی هم نمی گم از طرف یه دوست کی گم واسه من مهم نیست شرایط زندگی شخصی ایشون که مجله ها رو بخونم گفتم این سوال رو تا فکر کنید به طرف مقابلتون نه فقط به احساسات خودتون.ضمنا این عموی بزرگوارتون بهتون نگفته عفت کلام رو واسه چی استفاده می کنند نگفته تا از نیت کسی با خبر نشدید تدهین نکنید؟
این در جواب همتون امید وارم خدا همون رو به راه راست هدایت کنه.

13 09 2009
قائدی

جواب همتون رو دادم

27 09 2009
poorya

pooryaghlihi

28 09 2009
محدثه

عمو جان سلام
خسته نباشید
عمو خیلی وقته نیومدم نظر بدم .همه ی دستنوشت هاتون رو بهموقع می خوندم ولی اصلاً حرفی برای گفتن نداشتم ………..
شاید هنگ کرده بودم
عمو میدونید چی شده ؟؟؟؟؟؟؟؟
هارد قدیمیمون که همه ی خاطراتم توش بود پرید !!!!!!!!
عمو همه ی هاردمون پاک شده
توی اون هارد یه پوشه کامل اسمش محدثه بود و توش چندتا پوشه دیگه یکی واسه سیو وب بچه ها، یکی مخصوص عکسهای شما که از سایت سیو می کردم یه پوشه واسه آهنگهاتون یه پوشه واسه کلیپهاتون یه پوشه واسه برنامه های متفرقه اتون واسه شرکت ها و سازمان ها ……………
.
.
..

عمو همش پرید
..
.
.
.
واسه بازگردانی هر گیگ اطلاعاتش خدا تومن پول می خاد
.
. عمو جون دعا کن خودش درست بشه
.
.
این یکی هاردمون خالیه تازه خریدیمش
.
ای کاش نمی خریدیمش
.
به همدیگه حسودی کردن یکیش کم آورد همه ی خاطراتم رو پاک کرد……….
.
.
عمو جون دعا کن
.
دوستتون داریم
4تا آبجی ها
M

1 10 2009
ربابه

سلام عمویی 19 مهر ماه تولد ربابه خانمه یعنی 18 سالگیشو تموم میکنه و19 ساله میشه البته میدونم که درست نیست خانما سنشونو اعلام کنن ولی ازتون خواهش دارم روز شنبه 18مهر تولدمو تبریک بگید مشتاقانه منتظرم

4 02 2010
فاطمه

سلام عمو جون اميدوارم حالتون خوب باشه .
من برنامه تون.خودتون.سهند.اميرمحمدومتين راخيلي دوست دارم و هميشه برنامه تون را دنبال مي كنم اما الان حدود يك ماهه كه تلوزيون ايرانمون قطع شده اخه مي دونيد ما ايران نيستيم و الان دو ساله كه من ايران رو نديدم .
عمو جون ازتون مي خوام دعا كنيد تا زود تر تلوزيونمون وصل شه تا بتونم گل روتون رو ببينم .
ممنون خداحافظ

10 02 2010
مهدی وفاطمه

سلام عمو جووووووووووووووووووووون
عمو من وبرادرم شما را خیلییییییییییی دوست داریم.
راستی عمو جون فوق برنامتون عالی عالی عالی است.
اون برنامتون که درباره ی پول بود عالی بود البطه همشون عالیه
خدا حافظ عمو جون

4 03 2010
زینب

سلام عمو
من 22 سالم ولی باور کنید برنامتون را خیلی دوست دارم
میگن قراره برنامتون تعطیل بشه نذارید اینجور بشه من ناراحت میشم.

10 03 2010
مهدیه و زینب

سلام عمو جون
چرا برنامتون میخواهد تعطیل بشود ؟ ما عاشق برنامه قشنگتون شدیم ولی حالا که شنیدیم میخواهید بروید حال بدی پیدا کردیم.
آرزوی سلامتی براتون داریم
التماس دعا.

16 03 2010
مرجان

بنام خدا

سلام عمو جون حالتون خوبه عمو برنامتون خیلی قشنگ بود !!! عمو اگر برنامتون تموم بشه باز دوباره از اول تابستون برنامه دارید یانه ؟؟؟؟؟؟؟عمو جون حتما جواب بدین ممنون می شم فعلا خداحافظ……………………

28 05 2010
آسیه

سلام عموی آرزها امیدوارم همممممممممممممممممیشه لبتون خندون باشه و تنتون سالم و خدا همیشه پشت و پناهتون باشه

خیلی دوستتون دارم و…

دیگه نمی خواهین برنامه اجرا کنید بچه ها منتظرند؟؟؟

اگه وقت کردید به وب من هم سر بزنید و کامنت بدهید !!!

بای تا دوباره




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: