گزارش یک اتفاق ساده

10 09 2009

hachamooبه نام خدا

سلام به همگی دوستان

زیاد طول نکشید ..ولی خیلی ساده بود .. امروز که  برای بازدید سرزده از چند بیمارستان  ویژه کودکان تهرانی  رفته بودم  دوستم زنگ  زد  تا سلامش را  علیک گفتم  کارش  یادش رفت  و با نگرانی  پرسید کجایی ؟؟ و وقتی فهمید  گوشی را قطع کرد  پس از سه ساعت  تازه فهمیدم که وبلاگ  دست نوشت  هک شده است  و یک گروه هکر عربی هم  چیزهایی  در آن نوشته اند که  جای دارد از  خانم  پولاد زاده مدیر محترم سایت پرشین بلاگ کمال تشکر را نمایم که پس از تماس دوستم با ایشان  در اولین فرصت ممکن اوضاع وبلاگ دست نوشت را به حالت عادی برگرداند همین جا از احساس نگرانی تمامی دوستان و خوانندگان محترم  این وبلاگ  و زحمات مسولین فنی سایت کمال تشکر را دارم

ایام سوگواری مولای متقیان حضرت علی را به همه دوستان  تسلیت  عرض می کنم .

یکی از دوستان که مطلبی در این باره نوشته است کلیک کنید


کارها

اطلاعات

176 responses

10 09 2009
بهار

سلام عمو داریوش گلم
عمو خوش به حالتون که به اون بیمارستانا سر زدید…
ممنون از اینکه مشکل اون سایتو حل کردید…تشکر.
راستی این عکس که گذاشتین هم خیلی با مزه بود…می گم گرافیستید…(خنده)
عمو من یه سوال بپرسم؟
این پایین که نوشته پاسخ برای چیه؟!
برای ماست یا برای شما؟
ممنون

سلام اون واسه پاسخ دادن به کامنت های دوستان تون به هم دیگه است و اگر موافق با نظرش باشید هم دو تا علامت انگشت شصت بالا و پایین است که می توانید از ان استفاده کنید

10 09 2009
aseman

اومدم یه حاضری بزنم بعد هم اگر این کامنتم ارسال نشده دوباره ارسالش کنم، این پستتون رو نخوندم… میخونم بعد کامنت میذارم….

سلام….
شاید نام کامنتتان برایتان خیلی مهم بوده ، به هر حال دوست عزیزی که با نام » یـــــاد بچـــــــگی بخـــــیر» کامنت گذاشتی، در جواب کامنتهایت مینویسم…
دوست عزیز، من هم جزو دوستان شما هستم ، ،طبق نوشته هایتان میدانم که تا چه حد عموپورنگت را دوست میداری….
دوست عزیز اگر کامنت من را کامل خوانده باشید ، کاملا میفهمید که من هم مثل شما از برنامه ی تولیدی آقای فرضیایی احساس خوشایندی ندارم،
به نظر شما هدف آقای فرضیایی چیه؟ هدفش شادی دل بچه هاست؟ درسته! ولی این دلیل بر این نمیشه که بخاطر بچه ها ، خوشی و شادی خودشون ازشون گرفته بشه ، این دلیل نمیشه که اهداف دیگرشون رو بخاطر بچه ها کنار بگذارند..
با این کامنتت واقعا پیداست که ایشون رو درک نمیکنید، چرا بهش حق نمیدید، چرا ایشون باید مثل شمع بسوزه ؟ چرا باید خواسته های دیگرشون ، که از نظر خودشون متضاد با اجرای برنامه هاشون هستند کنار گذاشته بشوند؟ چرا باید ایشون مثل انسانهای دیگه نباشه که خوشی های خودش مقدم باشه؟
آره دختر خانوم خوب….، گفتم که ..عده ای خواست شون شهرته…. عده ای پول رو خوشبختی میدونند.. …عده ای خواسته های خودشون رو مقدم بر هر چیزی میدونند، عده ای از این راضی اند که با شهرتشون وارد هر راهی بشوند ،حتی راهی که خدا نمیپسنده(افراد زیادی هستند که علاوه بر هنرمندی شان اینگونه…) ، ولی ایشون که خدا رو پذیرته مطمئنن خواسته هایی داره که پذیرفتنشون یعنی «کمترمشهور بودن»…

دوست عزیز چطور دلت میآید کسی که به عنوان عمو دوستش داری از هدفهایش دور باشه؟ اگر ایشون احساس میکنند هدفشون با برنامه ی زنده مخالفه ، چرا باید بخاطر بچه ها فقط مثل شمعی باشند که بسوزند و فقط و فقط روشنایی ببخشند؟
آقای فرضیایی هم انسان هستند ، حق انتخاب دارند، حق انتخاب آینده ی خودشون رو….نباید بخاطر دلرحمی و احساساتی بودن قلبشون با گفته هایمان مانع از انتخاب راهشون بشیم….

آقای فرضیایی هم سالهای زیادی با بچه ها سر کرده اند،آره ایشون برای سالهای اولیه اجراشون، این محبوبیت رو میپذیرفتند چون متضاد با دیگر اهدافشون نبود اما 8سال گذشته.. ، اهداف انسان ها سال به سال تغییر میکنه، سال به سال چیزهای رو میخواهند که در گذشته قبولش نداشتند، مطمئنن آقای فرضیایی با تصمیم گیری هاشون و برنامه ریزی های این 8ساله شون به این نتیجه رسیده اند که خواسته های این زمان از زندگیشون با اجرای برنامه ی زنده متضاده، چرا ما نباید بهشون حق بدیم؟ وقتی میبینیم کسی می تونه خوشبختی و سعادت خودش رو در راه دیگری کسب کنه، چرا ازش سلب کنیم آزادی هاش رو؟
من هم میگم که با برنامه ی زنده موافقم ، اما خواسته های خودم رو بر خوشی ها و آرزوهای ایشون ترجیع نمیدم، من هم از برنامه ی تولیدی خوشم نمی آید، گرچه شاید در سالهای گذشته ی اجرای آقای فرضیایی ، سن من بیشتر به مخاطبان ایشون میخورد ،اما با این حال «عــــــشق ایــــن نیســـــــت کـــــه همیـــــــشه داشــــــــته باشیـــــــمش»،..
بلاخره من هم مثل شما سالهای زیادی مخاطب ایشون بوده ام، باور کنید هر وقت صحبت از برنامه ی تولیدی میشه ، اشک من هم در می آید،ولی ایشون رو از خواسته های خودم بیشتر دوست دارم ، خوشی و سعادت آقای فرضیایی رو به همه ی آرزوهام ترجیع میدم، اگر آقای فرضیایی سعادت و هدفش رو دوری از اجرا برای کودکان بدانند، من هم سعی میکنم تولیدی بودن برنامه هایشان را بپذیرم..
حرف آخرم این هست که با این که سن مخاطبان آقای فرضیایی به گونه ای هست که شاید این حرف من رو نپذیرند و به من حق ندهند، اما بهش بیشتر از اینها درکش کنید، بهش حق بدید که خودش انتخاب کنه، بپذیرید که اگر دوستشون دارید، باید بهشون حق انتخاب بدید، حق رسیده به اهدافشون رو ، حتی اگر اهدافشون اجرای کودکانه نباشه…………..

10 09 2009
رامينا

سلام عموجون دستونشت درست شد…خداروشکر…

10 09 2009
aseman

چقدر خوبه وقتی آقای فرضیایی جواب کسی رو میده..

10 09 2009
مبینا

سلام عمو جون…خسته نباشید…منم متقابلا تسلیت عرض میکنم.
از دوست عزیرتون و خانم پولادزاده و شما کمال تشکر رو دارم که ما رو از نگرانی درآوردین.
امروز سایتتون یه چند لحظه از فیلتر بودن در اومد اما دوباره همون آش و همون کاسه…
سوال:ظرفیت گذاشتن کامنت برای یک نفر در اینجا چند تا هست؟
عمو جون یه نامه براتون نوشتم و گذاشتمش اینجا امیدوارم که بخونید.

دلم براتون تنگ شده.
دست علی یارتون……….خدانگهدارتون
دعا کنید برامون………..تو ماه خوب رمضون
دوستدار همیشگی و ابدی شما:مبینا(دخترتون)

10 09 2009
سیده فائزه

خوب خدارو شکر….

سلام عمو….ااخیش ااینا کی بودن دیگه!

10 09 2009
سیده فائزه

اقای فرضیایی شما هم برای ما امشب دعا کن…
رااستی من ایمیل هایتان را خواندم یادم رفتت بنویسم بیشتر برای اطلاع شخص شماا بود. دوست داشتم با خبر شوید.نظر لطف شماست…

10 09 2009
شیرین

سلام عمو جون چه خوب شد ما رو باخبر کردی
فک کن هکر ضد شیغه عمو رو هک کرده….چه خنده دار

10 09 2009
10 09 2009
شیما دهقان

عموجون خیالمون راحت شد
عمو کدوم آدم سنگ دل و بی معرفتی می تونه وبلاگ شما رو هک کنه؟؟؟می سپاریمش خدا خودش جواب بده .هیشکی نمی تونه جمع آبی و صمیمی ما رو از هم بپاشه…
ما هم از خانوم پولاد زاده خیـــــــلی تشکر می کنیم که کمک کرد تا وبلاگتون درست بشه
عموجان دعاتون می کنیم دعامون کنید خواهـــش می کنم…

10 09 2009
شیرین

سلام عموی مهربون
….عموجون شما میدونید چقدر ثواب میکنید به بچه های مریض تو بیمارستان سر میزنید
اونا خیلی خوشحال میشن….

10 09 2009
شیرین

عمو خیلی سخته که این روزا شما برنامه نداری!!!
من که حسابی دلم لرات تنگیده…عموووووووووو

10 09 2009
شیرین

عمو عمو عمو عمو
عمو فقط داریوش ….
عمو دلم برات تنگ شده ….
عمووووو
2شنبه …عمو خیلیه

10 09 2009
آغاز پايان

همگي خسته نباشيد و دستتون درد نكنه
عمو يه سوال سيستم شما xp يا unix ؟
ممنون ميشم اگه جواب بدين….
نه خسته

10 09 2009
مبینا

میشه خواهش کنم که به این موضوع خاتمه بدید؟فکر کنم اونم جوابشو گرفته باشه.
دوستت دارم

10 09 2009
بهار

سلام عموی خوبم
ممنون که بهم جواب دادین…خیلی خوشحال شدم.
عمو هکر ضد شیعه؟؟!!
الله اکبر!
عمو چی میخوان از شما آخه؟ عجب بساطیه ها…
مزاحمای این طرفی کم بودن…اون طرفی ها هم اضافه شدن!

10 09 2009
مبینا

منظورم آسمان خانم بود

10 09 2009
شیرین

سلام به ابجی های گلم
ابجی هایی که قبول شدن…بابا تبریک بهتون میگم …
.
من نمیدونم چرا قبول نشدم رتبم خوب بودا!!! (البته من همرو تهران زدم)
من که میگم همش پارتی بازیه…من که راضی نیستم….
به خدا واگذار میکنم
.
ابجی ژاله تبریک دختر….

10 09 2009
آغاز پايان

عمو ببخشيد در جواب شما به بهار كه گفتيد ميتونيم جواب كامنت دوستامونو بديم من خواستم اين كار رو بكنم يه پيغام اومد كه سيستم شما ضعيفه و نميتونيد اين كار رو انجام بديد
همچين چيزي ممكنه؟؟
شايد ممكن باشه …..
ولي براي من نه چون سيستمم كامله
هم xp دارم هم unix چه جوريه كه خطا ميده؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

10 09 2009
شیرین

فک کن مثل مامان بزرگا حرف زدم
اما عمو ادم دلش میگیره …الان همه فامیل فک میکنن من خنگم یا 47 کرومزومی ام….
عمو چی کار کنم
عیبی نداره نه عمو؟
همون زیست شناسی خیلی هم خوبه نه عمو؟
همومو میرم منم زیست شناسم…

10 09 2009
بهار

سلام
ببخشید من امروز فنر کامنتام در رفته…
عمو یه چیزی بگم؟ نه یعنی دو تا!(خدای مهربون کاری کن عمو از دستم ناراحت نشه،خدایا!)
1-میگم اگه اینجا کامنتا تاریخ داشته باشه بهتر نمیشه؟
2-میگم اگه اینجا فونت کامنتا یه کوچولو ریزتر باشه قشنگ تر نمیشه؟
.
ببخشید
ممنون

10 09 2009
??

سلام
خيلي خوشحالم كه مشكل وبلاگتون حل شد.
الهي كه مغز اين هكر هاي عربي هك بشه..آلزايمر بگيرن …به زمين گرم بخورن..برن زير 18 چرخ
چقدر نفرين كردم!!!
ايام سوگواري امير المومنين علي(ع) رو به شما و همه دوستان خوبي كه به اينجا مي آيند تسليت مي گم.

10 09 2009
شیوا محجل

سلام عمو.. خدا رو شکر درست شد..
چه کار قشنگی.. حتما بچه ها خیلی خوشحال می شن.. خدایا تو این شبهای عزیز همه مریض ها رو شفا بده.. آمین.
التماس دعا عموجان..

10 09 2009
هماي عمو

عمو التماس دعاي فراوون.

10 09 2009
مهر فروتن

امشب شب قدر است و دلم بی تاب است.
خوب به خیر گذشت. چقدر خوبه که شما دوستای به این خوبی دارید. من واقعا محتاج دعایم. امیدوارم مرا هم اون گوشه های دعاهایتان به خاطر داشته باشید.
دوستان! از شما هم التماس دعا!
من هم به اندازه ی خودم برای همه دعا می کنم.

10 09 2009
شیوا صرامی

*به نام خدای مهربون*
سلام عمو جونم…
خوشحال شدم وقتی دیدم دست نوشت درست شده….
عجب عکسی بود ادم سکته می کرد….
عمو جواب کنکور اومد….
ولی من قبول نشدمممممممممم :-(
تبریک می گم به ابجیهای گلم امیدوارم همیشه موفق باشند…
دوستون دارم عمویی…
فعلا خدانگهدار

10 09 2009
حسنا حسینی

التماس دعا

10 09 2009
مائده

به نام خدایی که فقط اوست که از درد دل رنجدیده ام خبر دارد …..
سلام عموی مهربونم …. خسته نباشید … احتمالا روز عجیبی رو پشت سر گذاشتید …
اول از همه تشکر میکنم از شما و دوست مهربونتون و خانم پولادزاده ….
توی این دنیا کمتر آدم هایی پیدا می شوند که برای احساسات کودکانه ی ما چنین ارزشی قائل باشند … این اقدام سریع شما و دوستانتون به نوعی قابل ستایش هست … دوباره از همون موقعیت هاست که من دنبال کلمه میگردم برای تشکر و پیدا نمیکنم کلمه ای رو که درخور جبران حتی ذره ای از محبت های بی پایانتون باشه …. به خودم افتخار میکنم … الان میگید همه ی کارها رو من میکنم چرا این دختره به خودش افتخار میکنه ؟؟؟(لبخند)
خوب به این خاطر که اشتباه نمیکردم … میدونید همیشه آدم هایی بودند و هستند که تمام تلاششون رو میکنند که چهره ی انسان های شریفی مثل شما رو بین مردم خراب کنند و معلوم نیست که چه سودی میبرند !!! تو این سالها بار ها با آدم های مختلف با سطح دانش مختلف و سن و سال متفاوت همکلام شدم خیلی هاشون سعی کردند به من بگن چیزی که من از شما میبینم با چیزی که واقعا هستید متفاوت هست …. ولی قلب من بهم می گفت راجبتون اشتباه نمیکنم …. و حالا میبنم که قلب ها دروغ نمی گویند!!!شما خیلی از چیزی که من فکر میکردم مهربون ترید …. خیلی صادق تر … با فروتنی که من حتی تو خواب هم فکر نمیکردم یک آدم مشهور داشته باشش … نمیدونم باید چی بگم ؟؟؟!!!
شما اولین کسی هستید که من میبینم که به واقع تمام زندگیتون رو وقف بچه ها کردید … تمام لحظاتتون رو … و این واقعا عجیبه …
انگار کار شما با بیرون اومدن از ساختمان جام جم تمام نمیشه …
به گونه ای که قسمت زیادی از وقتتون رو بین ما قسمتی رو در بیمارستان ها و…. سپری میکنید
گاهی دلم نمی خواد که این طوری باشه …
حس خوبی ندارم نسبت به این که میبینم تمام زندگیتان وقف شده … «آسمان» راست می گفت انگار که مثل شمعی میسوزید تا به زندگی ما روشنایی ببخشید …
و منی که در تمام این 7 سال قصه ی این از خود گذشتگی ها را با ستایش برای همه میگفتم … خودم امروز نمیدانم چه بگویم ؟؟؟!!!!
بار ها ساعت ها با دیگران کلنجار رفتم که بگویم عمو پورنگ عاشق بچه هاست …
و حالا من میخواهم از همه ی کسانی که انکار میکردند بپرسم … چه چیزی جز عشق میتواند باعث بشود که کسی تمام زندگیش را وقف چیزی کند … ؟؟؟
عشق پاکی که قابل ستودنست …
بارها به همه گفتم : عمو پورنگ را دوست دارم چون قلبش همچون دریاییست بی پایان که برای همه جا دارد انقدر بزرگ که همه ی کودکان ایران در قلبش جا شده اند ….
به همه میگفتم و تقریبا هیچ کس باور نمیکرد تا جایی که حتی خودم هم گه گاه شک میکردم …
حالا خودم را برای همان 2 یا 3 بار که در تمام این 7 سال شک کردم مواخذه میکنم …
و برای بار هزارم از خودم میپرسم سر این دل دریایی چیست ؟؟؟
مگر میشود که همه را دوست داشت …
همه ی آدم هایی که آرامش و آزادیت را گرفته اند … همان کسانی که نمیگذارند برای لحظه هایی هر چند کوتاه زیر درخت بید مجنون یک پارک با خودت خلوت کنی … مگر میشود همه را دوست داشت ؟؟؟؟
امروز در برنامه ی ماه عسل (تماشا کردید ؟؟؟) صحبت از این بود که گاهی تمام آرزوی یک کودک داشتن یک دوچرخه هست گاهی با خوردن یک غذا خوشحال میشود و خلاصه هر کسی آرزویی درد و به گونه ای میتوان دلش را شاد کرد …
همون موقع با خودم فکر کردم که فرقی نمیکنه در هر حال همه ی بچه ها با دیدن شما شاد میشوند …. و شاید کلید شادی آن ها دست شماست … این شما هستید که برای شاد کردن بچه ها نه عروسک میخواهید و نه پیتزا ….
داشتم به همین فکر میکردم که کاش عمو این روزا یه سری به بچه هایی که دلای کوچولوشون گرفته میزد … که انگار شما خیلی از من جلوترید …
عمو داشتن کلید این همه قلب پاک در دست یه نعمته …. نعمتی که هر کسی لایقش نیست… و خدا چه خوب بنده هاشو شناخته …
به قول خودتون پورنگ را شما بوجود آوردید … و هیچ کس دیگه ای توی این دنیا نمیتونه پورنگ باشه …. هیچ کس دیگه ای نمیتونه به این آسونی به قلب ها راه پید کنه … هیچ کس دیگه ای نمیتونه شمعی بشه که با سوختنش راهو به امثال من نشون بده ….
فقط شما میتوانید …. پس عموی مهربان ما بمانید … و باور کنید که پورنگ حادثه ای بود که دیگر هیچ وقت در قلب ما تکرار نخواهد شد ….
دوستتون دارم … به خاطر همه ی مهربونیاتونممنونم … مواظب خودتون باشید … التماس دعا !!!
یکی از هزاران کودکی که خدا بهشون یه فرشته هدیه داد … مائده

10 09 2009
نیلوفرپاکدل

به نام خدا
سلام عمو جونم
واااااااااااااااااااااااای عمو ما داشتیم سکته میکردیم عمو انقدر من ترسیدم . آجی شیوام برام پیام داد که دست نوشت رو هک کردن .عمو از تعجب شاخ در آوردم …وای عمو خیلی نارحت شدیم خدا رو شکر که درستش کردین عمو جون از خانوم پولاد زاده هم تشکر میکنم .واقعا دستشون درد نکنه .
عمو خدا همه را به راه راست هدایت کنه . که دیگه از این کارا نکنن .
عمو جون دوستون دارم .خیلی زیاد .

10 09 2009
aseman

سلام یک سوال داشتم…
ایمیل هایی که برای شما ارسال میشود را خانم سیده فائزه میخوانند؟
این که نمیشه ایمیل؟
آخه خودتون بگید این درسته که مطالبی که برای شما ارسال میشود، توسط کسی دیگر خوانده شود؟ آقای فرضیایی مگر غیر از یک نفر همکار برای وبلاگتون دارید؟ آقای فرضیایی من هیچ وقت نمیخوام حرفی بزنم که موجب رنجش شما بشه،
فقط دلم میخواد بدونم…. ، بدونم که مخاطبان من جز شما کسی دیگر هست یا نه؟ اگر کسی دیگر هم حرفهای من را بخواند باور کنید جور دیگری مینویسم…
فقط دوست دارم به من اطلاع بدین…
اگر من بدونم که کسی غیر از شما ایمیلتون رو چک میکنه، من دیگه ایمیلی برای خود شما نمیفرستم… یه ایمیل میفرستم که دست جمعی باشه،شاید کسی بخواد انتقاد یا پیشنهادی از برنامه و شخص شما داشته باشه که اصلا راضی نباشه جز خودتون ، کسی دیگر بخونش، اصلا خودتون قضاوت کنید میشه صحبت هایی که فقط به یک نفر مربوط میشه رو به همه زد؟
یک نفر همکار برای مدیریت این وبلاگتون داشتید حالا شد دوتا؟
ایمیل یعنی پست الکترونیک ، یعنی شخصی….
آقای فرضیایی اگر ایمیل شماست، چرا دیگران پسورد ایمیلتون رو دارند(به جز اون دوستتون که کمکتون میکنه)
خیلی ناراحت میشوم اگر روزی حس کنم که ایمیل هایی که برایتان ارسال میکنم را کسی از طرفداران شما، یعنی از دوستانی که اینجا سر میزنند ، میخوانند..
شما پسورد ایمیلتون رو به همه میدید؟
آخه……………………………؟
*****************
اگر ناراحتتون کردم معذرت میخوام ولی به من حق بدهید…خیلی ناراحتم

امیدوارم جواب بدهید…………

سلام فقط amoopurang@gmail.com ……..شما که چندین ایمیل دادید همونا که توش اولش تقاضا کردید………یادتون اومد؟؟ پس مطمئن باشید بقیه حرفا در حد شایعه است

10 09 2009
ESCORT

با سلام اگر لازم باشد اسكورت پشتيابني امنيتي شما را به رايگان تقبل ميكند

10 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام به همه .
تسلیت بابت این ایام .
امروز کلا دور از اینترنت بودم .

%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%

رامینا جون اون عکس رو تو بهم ندادی خودم توی نت عکس داداش رو سرچ کردم بعدش عکسای داداش رو پیدا کردم ( همونایی که خودت گرفتی ازش )

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

مهر فروتن جون اون هندونه ها رو خودم کاشتم ( نیشخند ) وقتی دیدم خیلی ادبی حرف میزنی ( بعضی مواقع ها ) گفتم مثل آدمای پخته و روشنفکر هستی . ( نیشخند )

#####################################

خانم عباسی من نگفتم مهر فروتن حتما پسره ، گفتم با این حرفایی که میزنه به نظر میاد پسر باشه . خندیدن به روی کسی خیلی هم خوب نیستاااا ( ناراحت ) من حتما یه چیزی ازش دیدم که اینو گفتم . ( ناراحت ) اگه بخوام کامنت بذارم که بخندی خب اصلا کامنت نمیذارم ( عصبی ) ( ناراحت )

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

کنکوریها قبول باشه ایشالله . ایشالله قبولیه بچه هاتون توی کنکور .( گل )

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

داداش وقتی دیدم وب سایتتون هک شد داشتم سکته میکردم . حتی تا قبل از اینکه از خونه ی آبجیم بیام داشتم از دلشوره میمردم . حالا که میبینم درست شده خدا رو شکر میکنم .

التماس دعا .
علی یارت

10 09 2009
زهراناظمي

سلام عموجان
لطفا ايميلتان را چك كنيد ( لطفا اگر نيازي به پاسخ بود ، برايم از طريق ميل ارسال كنيد )
در اين شب هاي عزيز ما را هم از دعاي خير خود بهره مند فرماييد.
التماس دعا
شاد باشيد

10 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام آسمان جون . آفرین . خوشم اومد از حرفات ( دسسسسسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتت )

10 09 2009
رامينا

http://www.kolbeirani.com/
salam bacheha inja ro didin?
axaye foghe barname!

10 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

دست خانم پولاد زاده درست . تشکر . من وقتی اون عکس رو دیدم میترسیدم توی تاریکی راه برم .

داداش چه کار خوبی کردی که رفتی پیش اون بچه ها . ( حسرت )

10 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

راستی داداش امروز رفته بودم خونه ی آبجیم . وقتی داداشم از سر کار برگشت واسه فاطمه سی دی برنامه هاتون رو آورد مالِ زمانی بود که امیر محمد تازه اومده بود یکی از دندونای جلویی هم افتاده ( الهههههههههههییییییییی ) شما هم خوشتیپ . یه پلیور قرمز و مشکی تنتون بود . امیر محمد میگفت : من ، امیر محمد متقیان ، بازیگر معروف ، محبوب دلها هستم . خیلی هم محکم میگفت . وای الهی چه بامزه بودش . بعدش که غرور آقا رو گرفته بود و پای چشمش بادمجون کاشته شده بود و شما هم توی بغل گرفته بودینشو بادمجونو پاک میکردین که یهو دستتونو با لباس امیر محمد پاک کردین ( الهههههههههههههییییییییییی )
( الهی که آبجی مرضیه پیش مرگتون بشه . خداااااااااااااااااا . خیلی بامزه بود . یه برنامه هم بود شما یه لباس سفید تنتون بود مدل کت بود ( اگه درست گفته باشم . آخه من زیاد روو مد لباس و اینجور چیزا نیستم ) همش شعر قوری گِلی رو میخوندین . الهییییییییییی .
اینقده خوشحال شدم که نگو . اهی امیر محمد چه کوچیک بود .
یه چیزی بگم ناراحت نشینا : شما هم خیلی جوون بودینا . الان هم هستین .
اگه با گفتن حرف اخری ناراحت شدین من معذرت میخوام

10 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

امیدوارم خانم عباسی کامنتمو بخونن ( ناراحت )

10 09 2009
نرگس احمدی

به نام خدا..سلام عمویی مهربوووووونم…عموخداروشکراینجارو راه انداختید وگرنه من میدیم اونجاهک شده کلی غصه میخوردم..خداروشکر که درست شد….خداانشاالله به راهه راست هدایت کنه هرکی اینکاروکرده…….عمویی التماسه دعا …خیلی برایه دختراوپسراتون دعاکنیدامشب که عاقبت به خیربشن……دوستت دارم عمویی زیااااااااد….

10 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

یک سوال : چرا آقا سهند توی عکس ، توی فیلم اینقدر خوابالو به نظر نمیاد اما توی فوق برنامه چشماش.ن باز نمیشه ؟ ! انگار تازه از خواب بلند شده

10 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

ببخشید : چشماشون .
توی تاریکی نشستم . کیبوردم هم قدیمیه و خیلی سفته . شرمنده بعضی مواقع اشتباه تایپ میکنم

10 09 2009
aseman

سلام..
آقای فرضیایی امیدوارم همین طور باشه که شما میفرمایید………
خوشحال شدم که این حرف رو زدین…….
شب قدره………
برای شما ودوستتون دعا میکنم….
برایم دعا کنید….
ممنون………..

10 09 2009
شیرین

سلام عمو داریوش الان میخوام برم مسجد واسه احیا دعا یادت نره
التماس دعا از ابجی ها و عمویی
بای

10 09 2009
نرگس احمدی

آبجی آسمان منظوره آبجی فائزه ازاینکه ایمیلهایتان راخواندم اینه که جوابی که به ایمیله من دادیدروخوندم نه اینکه ایمیلهایی که بچه هاواسه شمافرستادنو خوندم..التماسه دعا آبجی….

11 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

فکر میکردم اینجا یک مکان دوستانه ی دوستانه هستش !!!!!!!!!!!! و باید توی نوشته ها دقت زیادی کرد .

11 09 2009
بهار

سلام مبینا جان
این لینکی که گذاشتی باز نمیشه!
عمو فقط میخواستم ببینم میشه یا نه…

11 09 2009
خاطره

سلااااااااااااااااااااااااااااااااام عمو برنامه بعد از عیدتون تولیدیه؟

11 09 2009
ناشناس

سلام داداش . خوبی؟
صبحت بخیر .
خسته نباشی . داداش باز حرف بدی زدم که کامنتهامو پاک کردی ؟

11 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ نهههههههههههههههههه
داداش هیچی . الان درست شد .
فکر کردم نظراتمو حذف کردین . اون کامنتو که دادم بعدش دیدم درست شد .
شرمنده تو رو به خدا ( خجالت )

11 09 2009
شیوا محجل

eltemase doa amoo joon

11 09 2009
نیلوفرپاکدل

به نام خدا
سلام عمو جونم خسته نباشین نماز روزتون قبول باشه .انشاالله …
عمو یی اومدم از رامینا جون تشکر کنم
رامینا ممنونم این سایتی که معرفی کردی خیلی توپ بود .عکساشم خوشگل بود
عمو دلمون تنگ شده .براتون .تو این شبا برامون دعا کنین.
ممنونم

11 09 2009
نیلوفرپاکدل

راستی کسی از سحر -گیلان خبر نداره .؟
عمو جون ببخشید آجیم جواب میلام رو نمیده .شارژهم ندارم .

11 09 2009
هماي عمو

سلام عمويي
اميدوارم دعامون كرده باشين.
.
.
.
عمو واقعا چقدر عالي. واي چقدر اون بچه هااا الان خوشحال شدن. عمو خيلي حس خوبيه كه ادم وسيله باشه نه؟؟ البته نه هر وسيله اي. اما چه وسيله اي از اين بهتر ؟؟
واي چي بايد بگم اصلا.
عمو خيلي دلم ميخواست الان باهاتون حرف بزنم اما انگار هيچي ندارم واسه گفتن.
فقط من بازم هم از شما هم از دوسته گله گلابتون و هم از خانوم پولاد زاده خيلي خيلي ممنونم.
عموجون ما بچه ها وسعمون كمه . دستامون كوچيكه . شايد بعضيهامون مثله من اونقدراهم پيش خدا عزيز نباشه اما خب خيلي دوست داريم كه حمايت هاي شمارو پاسخگو باشيم و جبران كنيم اما خيلي چيزا اين اجازه رو بهمون نميده ولي…
ولي يه قوله مردونه نه يه قول با نهايت صداقت و علاقه بهتون ميديم كه هميشه ي هميشه دعاهامون رو بدرقه ي راهتون كنيم و از خدا بخواييم كه حاميتون باشه.
اميدوارم اينقدرااا پيش خدا ابرو داشته باشيم كه رومونو زمين نندازه.
دوستتون داريم.
مراقب خودتون باشين.
خداپشت و پناهه شما عموي خوش قلب و مهربونه بچه هاي عالم و خانواده ي باصفا و دوست داشتنيو پرمهرتون و دوستان مهربون و باوفاي شما باشه انشالله.
روزهاي خوشتون برقرار انشالله…

11 09 2009
هماي عمو

واااااااي عمو چقده من گشت زدم الان.
اخه ازون موقع كه اخرين كامنتمو گذاشتم تا الان كلي اينورو اونور رفتم.
راسيتش يه چندجا بود قبلنيا ردپاتونو يا نه بهتر بگم ردپاي جعلي از شما توش پيدا كرده بودم بعدرفتم ببينم چه خبراست. كه خداروشكر بعضيهاشون پاك شده بود. البته همه ي اون رده پاهايي كه گفتم جعلي نبودنااااا . راستي عمو الان بهم نگين واسه ارتباط بامن فقط اينجا بياين كه موهامو ميكنم(نيشخند) اونو كه ميدونيم عمويي اما اونجاها يه كارايي داشتم.اميدوارم از دستمم ناراحت ودلخور نشين عمويي.
بازم معذرت ميخوام ازتون.
راستي يه سرم به سايت زدم كه ديدم متاسفانه همچنان فيلتره.
يه سرم به چندتا ازدوستامون زدم .
ديگه خلاصه كلي اينورو اونور زدم من.
.
.
.
راستي عمو اين جي ميل پس دسته خودتونه ديگه اره؟؟
اوكي ، يافتم(لبخند)
.
.
ديگه…
ديگه فقط سلامتي…
خب فعلا….
راستي عمو ماه عسل پس چي شد؟؟ برنامه شو ميخواستم. عمو هنوز واسه دانلود نزاشتينش كه(ناراحت)
ميدونم سرتون شلوغه عمويي اما يادتون نره فقط.
ممنون.
باي…

11 09 2009
هماي عمو

عمو عمو يه چيز ديگه.
عمو نگي دختر توچه فضوليااا اما ميدونين همين الانه رفتم اونور بعد يكم گشت زدم ،
واااااااااااااي عمو سرم گيج رفت ماشالله.
ميگم عمو دوستتون عجب ادم دوست داشتني هستنااا. عمو درست عينهو خودتون همه جانبه فك ميكنن.
دسته گله جفتتون درد نكنه.
والبته دسته گله مامان باباهاي هردوتونم درد نكنه.
عمو ….
نميدونم اين حرفه بديه دارم ميزنم يانه اما عمووو…
نميشه مارو بيشتر باهاشون اشنا كنين؟؟
البته اگه صلاح ميدونينااا و اگه خودشون دوست دارن.
عمو اصلا اگه حرف بدي اين كامنتو تاييدش نكنين .
اما….
ببخشين خب باشه ديگه هيچي نميگم.
خدانگهدارت عمويي(ناراحت)(غصه دار)

11 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

رامینا جون منتظر بودم که بیایی توی مسنجر که خودت بهم بگی . دیدم نیومدی اینجا کامنت گذاشتم . گفتم شاید من رفته باشم و تو بیایی و من نتونم ازت سوال کنم ، که بعد اینکه کامنت گذاشتم اومدی.
( نیشخند )

11 09 2009
زهرا متقي

سلام عموجون خداروشكر كه وبلاگ درست شد دست خانم پولادزاده و بقيه درد نكنه ، عموجون وقتي ديدم كه وبلاگ هك شد اينقدر نفرينشون كردم ، خداروشكر كه درست شد .
عموجون خيلي دوستو ن دارم تو اين شبا ازمنم يادتون نره .

التماس دعاي مخصوص

11 09 2009
رویا

سلام عمو
عمو دیشب واسه ما هم دعا کردین ؟
ای کاش می شد همه شب ها شب قدر بود آخه دعا ها که تمومی ندارن.

11 09 2009
بهار

سلام عمو داریوش گلم
خوبید؟
خوشید؟
سلامتید؟
عمویی ما دیروز رفتیم حرم بی نــهــایت شلوغ بود،واقعا تا حالا این جوری ندیده بودم…
دیشب به یه دختر 4-5 ساله نابینا برخورد کردم،با اینکه چشم نداشت اما اینقدر ناز بود. دستاشو لمس کردم…گریه ام گرفت! یاد شما افتادم که رفته بودید مجتمع نابینایان…اگه منم اونجا بودم اینقدر گریه می کردم که حتما آبرو ریزی میشد!
عمویی من ازتون دلخورم یه کم….اما نمی گم چرا!
عمو یه چیز بگم ناراحت نشید ها : می گم ما با BLOG.AMOO.IR خاطره داریم…چرا بدون استفاده مونده اون گوشه؟!
دیگه هیچی دیگه…فقط سلامتی شما….
http://bahar-diyaridigar.blogfa.com
دل تنگ شما: بـهـار

11 09 2009
زينب صائمی

از اينكه اينجا رو پس گرفتين خوشحالم به شدت…

11 09 2009
آغاز پايان

نترسين عمو نميخوام هكتون كنم
يه سوال پرسيدم
ميخوام بدونم سيستم شما xp يا unix؟
ايمني سيستمتون برام مهم بود دوست داشتم بدونم
اكه نميخواين نگين……
نگفتين كه………
نماز زو روزه هاتون هم قبول باشه

11 09 2009
آغاز پايان

بابا آنلاين ها….!!!
سرعتتون منو كشته!!!
عمو خستگي در كردين؟
ايميلمو خوندين؟
دعا كردين؟
احيا رفتين؟
عموووووووووووووووووچرا دوشنبه نميشه؟!
(الان عمو ميگه بهتر )
عمو ترو خدا يه سلام بدين دلم خوش بشه
سلام …
جواب سلام واجبه ها…..

سلام
همه تون رو دعا کردم انشالله خدای مهربون همه ما رو مورد بخشش خود قراردهد آمین

11 09 2009
آغاز پايان

آخيش خيالم راحت شد :)
عمو ببخشيد مي خوام يه چيي بگم ولي جاش اينجا نيست !!!!!!!!
با اجازه ميگم ….
عمو برنامه ماه عسل فيلم هاش هست ولي دانلود نميشه
فقط ميشه منتظر بموني load ‌بشه و نگاه كني …….دانلود نميشه :(
عمو تروخدا درستش كنين
نه خسته

11 09 2009
بهار

سلام
ایول آبجی *آغاز پایان….بلدی ها(خنده)

11 09 2009
آغاز پايان

چشمتون زدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آنلاين ها كجايين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

11 09 2009
??

سلام*مرضيه *جان عزيزم.از چي ناراحتي؟
ما اينجاهمه با همديگه دوستيم.شمام از دوستان خوب من هستي.اون حرف منم به مهر فروتن*فقط يه شوخي بود.توي پست *فوق برنامه*مهر فروتن جواب منو داده.مي توني بري بخونيش.بعدم من هميشه كامنت هاي شما رو مي خونم.

11 09 2009
وفا

به نام خدا
دختربچه کوچکی که موهای بلند وقشنگش را کوتاه کردند وقراره از فردا شیمی درمانی بشه … پسر بچه شیر زبونی که تا همین چند ماه پیش برای پدر ومادرش شیرین زبانی می کرد حالا معلوم نیست تاکی باید همین طور ساکت بخوابه وآنان را چشم انتظار خودش بذاره … اینهمه مال وثروت دارند اما خدا به آنها بچه نمی ده … وضع مالی شون خوب نیست اما خدا به آنها ده تا بچه قد ونیم قد داده …تازه بعد از مدتها توانستند بهم برسند اما با یک تصادف دفتر زندگی آنها بسته می شه … مال ومکنت زیاد داره اما خسیسه ،دست ودلش راضی نمی شه دست دیگران را بگیره…. هیچی پول نداره اما دلش می خواهد به همه کمک کنه… همه چیز داره اما دلی نداره که خدا را درونش جا داده باشه …صبوری می کنه ،اما همین که خدا راضی می شه اون را به مرادش برسونه ،یک دفعه ورق بر می گرده ودیگه نمی خواهد به آرزوش برسه… دنبال چیزی که می خواد می ره ،خیلی تلاش می کنه نا امید می شه ،اما خدا توی آخرین لحظه غافل گیرش می کنه… هیچ کس را نداره جزمادر پیرش ،اما روزگار اونم ازش می گیره … دوستان خوبی هستند اما یک دفعه خیلی اتفاقی دوستیشون بهم می خوره… یک چیزی را خیلی دوست داره حاضره خودش را به خاطرش فدا کنه ،ولی توی این راه به یک چیز دیگه می رسه… می دونه سر راهش چاهه اما بازم توی چاه می افته … می دونه غرور بده اما دوستش داره باهاش زندگی می کنه… می دونه با گفتن این دروغ باید تا آخرش کج بره اما بازم دروغ می گه…. به خدا التماس می کنه که برادرش شفا پیدا کنه اما مرگ می شه جوابش … پیرزن بیچاره سنش از نود هم گذشته وهیچ کس را نداره اما هنوز زنده مانده وجوان بیست ساله ای که سکته کرده …..
اگر همین طوری به این همه قصه نگاه کنی می بینی اگر خدا عادله پس این همه داستان عجیب غریب واسه چیه!… اما اگریک جور دیگه ای به آنها نگاه کنی می بینی قصه آن طورم که فکر می کنی نیست… این همه راه را آدمها با آنهمه تنوع زندگی شان می روند تا به یک چیز برسند.بعضی از آنها می رسند وبعضی ها هم نرفته بر می گردند….قصه من وتو هم عین آنها ست تنها فرقش اینه که تو چی کار می کردی اگر جای خودت بودی وخدا چه جوری جوابت را می داد در برابر کاری که می کردی؟ گمشده من و تو حکمته نه بی عدالتی خدا… اینها قصه شب قدره اینها قصه ماست … قصه ای که انکارش غیر ممکنه .پس به جای شکوه کردن حکمتش را پیدا کن…. دنیا عجیبه واز اون عجیبتر اینه که به دنیا دل ببندی…
اینم یک نتیجه از شب قدر…
نوشته غریب.

11 09 2009
آغاز پايان

بهار جان ببخشيد چي و بلدم !!!!!!!!!!

11 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

با یه کامپیوتر دیگه اومدم ببینم بازم میتونم کامنت بذارم یا نه

11 09 2009
پریسا

سلام عموی خوبم
واقعا از دوستتون و همه ی کسایی که کمک کردن این مسئله حل بشه ممنونم و دیشب که شب احیائ بود خیلی واسشون دعا کردم عمو من واقعا داشتم دق میکردم 3 ساعته تمام گریه کردم والتماس خدارو کردم تا دوباره بتونم دست نوشته هاتونو بخونم یه عالمه ی عالم از همه ی دوستاتون تشکر میکنم عمو جون خیلی ترسیده بودم خدا رو شکر که حل شد.نماز روزه هاتون قبول منم دعا کن عموی خوبم
(کودکه درونم که دخترتونه)

11 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ چرا این یکی کامپیوتر کامنت گذاشت ؟ ! برم با اون یکی ببینم اونم کامنت میذاره یا نه

11 09 2009
رامينا

باز آمد شبهای قدر شبهای نزول قران شبهای راز ونیاز با معبود ، خواندن سبحانک یا لااله…… ، باز هوای کوفه گرفت . باز پیچید صدای ( فزت برب الکعبه ) در مسجد کوفه ، محراب رنگ شهادت گرفت باز بینوایان در پشت درب خانه مولا با ظرهای شیر و چه دیر شناختند مونس شبهای تارو ظلمت زده کوفه را خداوندا توفیق عبادتی خالص به ما عطا کن و قلم عفو خویش به عزت مولایمان بر گناهان وخطاهامان در این شبهای عزیز بکش شهادت بهترین خلق خدارا به دست شقی ترین فرد به شما دوستدار اهل البیت تسلیت میگویم
——————————————————–
سلام نیلوفرجون
خواهش میکنم….آره عکساش خوگشل بود…
——————————————————–
سلا مرضیه جون(همون مینوی سابق!!)حالت خوبه؟
یعنی چی از گوگل سرچ کردم؟!عکس ژاله نیست که!!!!!!!!!!!!من متوجه نمیشم چی میگی هنگ کردم!
مگه همونکه سایه ش توی شیشه افتاده رو نمیگی؟

11 09 2009
شیرین

سلام عموی گلم*سلام ابجی ها
عمو جون ظهرت بخیر
نماز روزت قبول

11 09 2009
مرضيه

واقعا خوشحالم كه مشكل برطرف شد.وقتي ديدم وبلاگ هك شده خيلي ناراحت شدم .گفتم AMOO.IR كه فيلتر شده .اينم از وبلاگ.فقط مونده شماره پيامك نباشه.(كه اگه اينطور مي شد واقعا وحشتناك بود)…

عمو جون خيلي دوستتون دارم.تو رو خدا وقت دعا ما رو فراموش نكنيد.

11 09 2009
aseman

یه سلام به آقای فرضیایی،آقای مهربون، نماز روزه تون قبول….
یه سلام هم به همه ……….
«بهار» جان خوبی؟
«مرضیه» جان و «مائده» عزیز ،از شما ممنونم که کامنتی که در رابطه با برنامه های تولیدی و زنده ی آقای مهربون نوشته بودم رو تایید کردید،
«دریای بی تاب عمو» کجایی؟ خبری ازت نیست…
دوست عزیز ،»نرگس» خانم از شما هم ممنون که پاسخ کامنتم رو دادید…

نرگس ، مبینا، بهار، دریا، مائده، مرضیه و …. نماز روزه تون قبول….

****************************************
****************************************
زندگي حكمت اوست…..
زندگي دفتري از حادثه هاست….
چند برگي را تو ورق خواهي زد….
مابقي را قسمت…….

11 09 2009
مهر فروتن

سلام بر همگی!
ژاله جان! سلام شیمیدان موخرگوشی. قبولیت رو تبریک می گم.
شیوا محجل عزیز! قبولی شما هم مبارک. زیست شناسی هم رشته ی خوبیه.
شیوا صرامی گل! ان شاالله سال دیگه. شما که تلاشتو کردی.
شیرین جان! شما هم ان شاالله سال دیگه. اگه دوست داشتی به من بگو رتبه ات چنده؟

11 09 2009
آغاز پايان

فروتن وقت كردي يه سر به ايميلت بزن
دلشوره مردم بابا

11 09 2009
بهار

سلام
عمویی جمعه ها همین طوریشم دل گیره…حالا که چند روزه ندیدمتون که دیگه دیوونه کننده س!
عمو خب دارم دیوونه میشم…چرا دوشنبه نمیشه…عمو نمیشه یه پست دیگه هم بذارید؟ خواهش! عمو؟ دلم تنگیده براتون!
عمو اصلا چرا برامون عکس نمیذارید؟ عمو حالا که فرصت دارید میگم نمیخواید به سایت بچه ها یه سر بزنید؟
عمو؟
عمو دلم تنگ شده خب!
__
سلام
هفته بعد حتما عکسهای پشت صحنه فوق برنامه را خواهید دید

____________________________________________
در انتهای هر سفر
در آیینه
دار و ندار خویش را مرور می کنم
این خاک تیره این زمین
پاپوش پای خسته ام
این سقف کوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خدای دل
در آخرین سفر
در آیینه به جز دو بیکرانه کران
به جز زمین و آسمان
چیزی نمانده است
گم گشته ام ‚ کجا
ندیده ای مرا ؟

«حسین پناهی»

11 09 2009
مهر فروتن

مرضیه جان نکن این کارا رو. اذیت نکن. آقای فرضیایی خودش این کار رو کرد کامنت ها کم بشه.
راستی چند سالته؟

11 09 2009
شیوا صرامی

*به نام خدای مهربون*
رمضان که از نيمه گذشت کم کم شب هاو روزهايش رنگ ديگري مي گيرند، رنگ دلتنگي، رنگ نياز، رنگ تلاش براي رها شدن از تعلقات زندگي. اما انگار رمضان که از نيمه مي گذرد تنهايي شب هاي قدر هم پر رنگ تر مي شود.
دومین شب از شب هاي قدر گذشت. چه چشماني که ديشب تا صبح از غم سنگيني گناه ها باريد. و چه ضجه هايي که دل ها را آرام کرد و زنجير اتصال به پروردگار را محکم تر.الهی العفو الهی العفو الهی العفو ….
دومین شب از شب هاي قدر گذشت و چه چشمان بي خبري که خواب ناز زندگي ماشيني را ترجيح داد به هم صحبتي با فرشتگان و پيدا کردن چراغي براي گم نشدن در پيچ و خم زندگي.
یک شب ديگر مانده است تا دور از هياهويي پاک کني بدست بگيريم و غلط هاي املايي مشق هايمان را پاک کنيم. قَدر را قَدر بگذاري قَدرت را مي داند صاحب اين شب ها. قدري که چشم بر هم بزني مي رود و معلوم نيست باز هم فرصتي براي قدر داشتنش پيش بيايد.
بر روح تمام شیعیان تیغ زدند/ بر مردترین مرد جهان تیغ زدند
خورشیدبه سینه، ماه برسر می زد/انگاربه فرق آسمان تیغ زدند.
قدر، باران رحمتی است که در جویبارِ هر فرد و هر جمع، به اندازه او جاری می‏شود
****************************************
سلام عمویی جونم….
تقدیری سراسر خیر، برکت، سلامت و سعادت دنیا و آخرت، توشه شب قدرتان باد.
دعایتان توشه ی بی برگی ما.
التماس دعا عموی مهربونم.

11 09 2009
مهر فروتن

چرا؟؟ من که این جام. قربون اون دل شورک زدنت برم!!

11 09 2009
شیرین

عموووووووووووووووووو دوست دارم

11 09 2009
شیرین

عمو جونم دلم برات تنگیده

11 09 2009
aseman

سلام..
به به «دریـــــــــای بـــــــی تـــــــاب عـــــــمو»
آره گفتم که… :-d ایشون آقای مهربون هستند.. :-B
آقای مهربون………….. :-D ;-)
مگرنه آقای فرضیایی؟… :-B

11 09 2009
شیرین

عمو

11 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام به همه

خانم عباسی درسته که شوخی کردین اما خب ممکنه بعضی ها از اینجور شوخی کردنها خوششون نیاد .

#########################################33

مهر فروتن جان منظورت چیه که گفتی اذیت نکنم ؟ من که اذیت نکردم . ( تعجب ) میشه بگی از کدوم حرف من به این نتیجه رسیدی ؟

11 09 2009
شیوا محجل

به نام خدا
سلام عموجون.. ممنون که واسه همه دعا کردید.. ما هم واسه تون کلی دعا کردیم.. پس کامنت موقع سحر ثبت شده .. من فکر کردم ثبت نشد.. حالم بد بود موقع سحر.. داشتم غش می کردم حتی نتونستم سحری بخورم.احیا هم دیشب رفتیم یه مسجدی که خیلی شلوغ بود.. نتونستم همه نمازهایی که می خواستم رو بخونم..از این بابت خیلی ناراحتم
راستی عمو هفته بعد عکسها رو کجا میزارید؟ یادتون که نرفته قسمت عکسها واسمون باز نمی شه.
التماس دعا

در جواب مهر فروتن:
سلام مهر فروتن عزیزم تو نوشتی:‌» شیوا محجل عزیز! قبولی شما هم مبارک. زیست شناسی هم رشته ی خوبیه.»
خدا مرگم بده.. منظورت منم؟؟ من که رشته ام ریاضی فیزیکه .. در ضمن من هنوز پیش دانشگاهی رو نخوندم بخاطر همین نمی تونستم سراسری بدم.. ولی ازاد (ازمایشی) می تونستم بدم و دادم .. مهندسی برق-الکترونیک قبول شدم البته نمی تونم ثبت نام کنم چون باید دبیرستان رو تموم کنم. حتما منو با کس دیگه ای اشتباهی گرفتی یا شیوا محجل دیگه ای هم اینجا هست!!

11 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام داداش . بگم عصر بخیر یا ظهر بخیر ؟
وقت بخیر ( این بهتره)
اون یکی کامپیوتر فکر کنم ویروسی شده بایدبه داداشم بگم ویندوزشو عوض کنه ( نیشخند )
ممنون از اینکه در حقمون دعا کردی
ایشالله به همه ی ارزوهات برسی داداش گلم .
یه چیز دیگه ای هم میخواستم بگم اما یادم رفته . هروقتیادماومدمیام میگم .
نماز روزه هات قبول
التماس دعا
علی یارت

11 09 2009
??

به قول عمو :عجب بدبختي گير كردمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
مهر فروتن*كجايي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به دادم برس.به اين مرضيه* بگو از اون حرف من ناراحت نشدي….

عجب 7 8 ساعت زود گذشت؟؟!!!

11 09 2009
حسنا حسینی

سلام عمو.
.
امروز داشتم به این فکر میکردم اگه چند وقت یه بار یه دلخوری بین من و عمو پیش نیاد انگار نمیشه…..
.
حالا یا شما از من ناراحت میشین یا من از شما…البته شما همیشه خوبین هااا…اما من مدلم این جوریه دیگه.
.
خوش به حال بقیه دوستان که همیشه با شما در حال صلح هستند
.
دیشب هم کلی دعاتون کردم………………………………………اگه خدا قبول کنه!

11 09 2009
شیرین

سلام ابجی مهر فروتن
عزیزم من 8000 شدم .انتخاب رشتم هم همشو تهران زدم شاید دلیلش این بود
عیبی نداره همون ازاد رو میرم
برام فرقی نمیکرد که ازاد باشه یا سراسرس مهم اینه که رشتشو دوست داشته باشم
منم زیست شناسی تهران ازاد رو میرم
دوست دارم ابجی
بای

11 09 2009
خاطره

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام میخایم سوار یه سرسره ی بلند بشیم سرسره ی کودکیوروی همون تاب بشینیمونگاهی به البوم قدیمی کودکی بندازیم به کارتون سندباد به پلنگ صورتی
میخاید برنامه رو تولیدی کنید میخاید با این کار یه نقطه بذارید اخر خاطرات ما از سر خط شروع کنید ولی ما همون خنده های قدیمی رو می خایم ما نمی خایم سبزی کودکیمون زرد بشه ما عکسای ابنباتی رو دوست داریم ما پروانه ی کودکیمون رو رو شونه ی شما نشوندیم اون پروانه رو له نکنید ما اون پروانه رو زنده میخایم ما نمی خایم سیم خاردار زمان بین کودکی بین ماو شما فاصله بندازه ما میخایم این فاصله ها رو بشکنیم
میخام قصه ی اومدنت را بگویانروز که با همان پیراهن سفید امدی در دل احساس دلهره ی عجیبی داشتش چرا چرا ترس ونمیترسیدی برای ماندن امده بودی رد پای قدمهای انروزت هنوز داخل خیابان جام جم هست
تست دادیو قبول شدی اولین روز امدنت مصادف با تولد دختر کوچولویی بود که اکنون 8 ساله است ان موقع هنوزکارتون پلنگ صورتی پخش میشد دستت را میگیرم وتو را میبرم به کنار دختر ک فال فروشی که نگاهش به نگاههایش رهگذران را دنبال میکند تافالی از او بخرند و ارزویش این است که تو نامش را بگویی کمی ان سو تر پشت سفرههای 7سین شب عید پسرکی ایستاده که منتظر امدنت است
در نان طرفتراین حصارهای بلند مو که باد شاخه های ان را تکان میدهد در گوشه ای از یک روستای کوچک دختریست که هنوز ساعت مچی تو را میبندد
هنورز در دور دستهای این جهان خاکی دراغوش تنگ شهر پسری کنار خیابان نشسته که پوستین سرد سرما او را به خود میفشارد واهسته واژه هایم در برابر شرم چشمانت اب میشوند ان پسرک هنوز در شهر پرسه میزند سراغ تو را میگیرد
یادت رفته بغض دختری را که میگف ما رودوست ندارین بغض چینی دختر شکست اگر سجاد الان زنده بود میگفت ما برنامه تولیدی نمی خایییییییییییییییییییییییییییییییییم شما این نگاههای خیس سجادو احساس میکنید دختر فال فروش من وتمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام بچه های اینجا برنامه ی سرد غیر مستقیمو نمیخان اینهااااااااااااااااااااارو نوشتم چون شما درجایی گفتین نظرتون برام مهمه این نظر من تنها نیست نظر همه است
خوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااهشا جواب این کامنتو بدید جواب این سوالو بازم میخاین برنامه رو تولیدی کنیییییییییییییییییییییییییییید؟؟؟/؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

11 09 2009
بهار

سلام عموی خوبم
عمو میدونی چی شد؟
من همین الان یه چیزی دریافتم(خودم تنهایی!!!)
عمو گفتم که کامنتا تاریخ داشته باشه،خب؟ الان تازه دیدم که کنارشون تاریخ داره!(خنده)
عمو دختر به گیجی من تا حالا دیده بودید؟ عمو میگم اینجا رو دوستتون خیلی باکلاس طراحی کرده ها… بابا گرافیکتون منو کشته…
فقط کاشکی wordpress نبود!
عمویی ولی اون یکی سایتم خوبه ها! درسته پیشرفته گی اینجا رو نداره اما من که خیلی دوسش دارم…نمیدونم چرا! اونجا بیشتر احساس می شید!

11 09 2009
حسنا حسینی

از همه سلاح هایی که بشر تا کنون اختراع کرده است.
«کلام» وحشتناکترین و قوی ترین نوع سلاح است
خنجر و نیزه رد خون به جای میگذاشتند…….
اما»سخن»یا «کلام» میتواند بدون انکه ردی بر جای بگذارد …تخریب کند!!
.
پائولو کوئیلو

11 09 2009
بهار

عمو حسودیم میشه هاااااااااااااااااااااااا
عجب جوابای با مزه ای به خانوم عباسی میدید…خوش به حالش!

11 09 2009
نسترن

عمو فرضیایی چرا سنگ صبور باز نمی شه؟

11 09 2009
نسترن

سلام عمو فرضیایی چرا سنگ صبور باز نمی شه؟

11 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

اِ اِ اِ اِ اِ اِ ببخشید بینشون فاصله نذاشتم . عادت بدی که دارم متنمو یا نمیخونم یا وقتی میخونم درست نمیخونم . ( نیشخند ) شرمنده تو رو به خدا

11 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

داداش 7 ، 8 ساعت زود گذشت ؟ واقعا ؟ یه حسی بهم میگه این جمله ای که به خانم عباسی گفتی یه دونه ایهام داره یکی اینکه واقعا زمان خیلی زود گذشته یکی دیگش رو نمیدونم ولی خب این حس منو کشته ، میگه یه ایهامی وجود داره .

خانم عباسی دیگه ادامه نده یه قضیه ای بود تموم شد رفت اما دفعه ی بعدکه …. اصلا ولش کن . حالت خوبه ؟ گفتم بیا و به وبم سر بزن سر زدی ؟

مهر فروتن من از داداش 19 سال کوچیکترم . حالا خودت حساب کن چندساله میشم ..( نیشخند )

آقا تصمیم گرفتیم سوم نظری رو که خوندیم دیگه دور درس خوندن رو یه خط قرمز بزرگ بکشیم .

اما یهو دیدی جو گیر شدیم درس خوندیم .

11 09 2009
محمدهادی

مرگ بر هرچی هکر ضد شیعه و عمو داریوش خودم
لعنت بر اوناها که حرمت اسلام و شیعه را نگه نمی دارند
وبلاگ داداشی :
http://dadashi1.blogfa.com/
انجمن داداشی:
http://dadashi.mihanbb.com/
سر بزنید

11 09 2009
مهر فروتن

مرضیه جان دختر خوب! بابا چرا این قدر این خانم عباسی رو ناراحت می کنی؟ من که ناراحت نشدم. تازه کلی هم خندیدم. اون حرف من به خانم عباسی هم یک شوخی بود. اصولا ما این جا خیلی با هم شوخی می کنیم. شوخی بازاره اما انگار این دفعه شوخی شوخی جدی شد.
در مورد اون یکی حرفم هم هیچی بی خیال شو. خوب! من گرسنگی بهم فشار آورده مغزم از کار افتاده.

11 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

راستی داداش یه عکسی ازت دارم که : تی شرت زرد تنته ، شلوار جین، یه تسبیح هم پیچوندی دور دست چپت یه انگشتر هم توی دست راستت ( یکی مونده به آخری ) . هر چند قدیمیه اما من از این صحنه خیلی خیلی خیلی خوشم اومده .
الهی که من پیش مرگت بشم

11 09 2009
مهر فروتن

خدا نکنه عزیزم! ان شاالله سالها با عزت و افتخار زندگی کنی. خوب می دونی من شما رو با شیرین جان اشتباه گرفتم نه که خیلی اسماتون شبیه هم هست منم اشتباه گرفتم!! ببخشید! خوب پس یک تبریک جدید بهت می گم که تو دانشگاه آزاد قبول شدی. بابا فعال!! می گن برق جیز داره، حواست باشه بی هوا دست نزنی!!

11 09 2009
شیرین

عمویی عمو داریوشم چه باحاله وقتی رای بدی مینویسه…ایول که رای دادی
از دست تو عمو …..
خیلی خندیدم

11 09 2009
حسنا حسینی

خوبی فائزه جان؟ … خواستم این قسمت امتحانش کنم..

11 09 2009
مهر فروتن

خانم عباسی! اقدامات لازم صورت گرفت. خواستم زودتر بیام اما گفتم لابد قضیه حل می شه خودش. خوب دیگه خاطرتون جمع.

11 09 2009
حسنا حسینی

مثل اینکه نمیشه…همون قسمت پاسخ که زیر کامنتاس منظورمه..

11 09 2009
مهر فروتن

ببخشید! عذر می خوام! پوزش می طلبم. شما که می دونید من این طوری نیستم. ولی نمی شه کاریش کرد. اشتباه نوشتم این کامنتو باید اصلاح کنم.
شیرین جان! معذرت. می دونی چشمام آلبالو گیلاس شد شما رو با شیوا محجل گل اشتباه گرفتم. پس اصلاح می کنم:
«قبولی شما هم مبارک. زیست شناسی هم رشته ی خوبیه.»

11 09 2009
حدیثه حقیقت خواه**فقط خدا**

سلام گل عمو جان
از دوشنبه نبودم دیروزم که اومدم خونه دیدم تو بلاگ نمیشه نظر داد!!!!!!!!!!!!
عمو جان ببخشیدا من از اینجا متنفرم…تورو خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااا(گریه ام درومد-برا چی التماس میکنم)……..ای کاش؟!
خسته نباشید.

11 09 2009
شیوا صرامی

الَلهُمَ كُن لِوَليِكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ، صَلَواتُكَ عَليهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِه

الساَعةِِ وَ في كُل ساعةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَينًا حَتي

تُسكِنَهُ اَرضَكَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فيها طَويلاً

الا که روح خدایی، خدا کند که بیایی ******تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی ****** شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید******سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی******دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید ******الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی****** فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها******تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی ****** زچهره پرده برافکن به ظلم شعله درافکن******تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی ******نظام هر دو جهانی امام عصر وزمانی ****** یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی ****** تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی ******تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی****** دل مدینه شکسته حرم به راه نشسته****** تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی ****** به سینه ها تو سروری به دیده ها همه نوری******به دردها تو دوایی، خدا کند که بیایی ****** ترا به حضرت زهرا، بیا ز غیبت کبری ******دگر بس است جدایی، خدا کند که بیایی

********************الهم عجل لولیک الفرج********************

11 09 2009
رویا

سلام عمو
دلم یه ذره شده روزی چند بار میام اینجا تا شاید یه خبری شده باشه ولی نه
عمو دوست ندارم چشمای پاکتون رو خسته کنم به خاطر همین زیاد کامنت نمی ذارم
ولی عمو اینجا خیلی ها آجی جدیدشونو نمی شناسن
http://www.roya-p.persianblog.ir
(اینو گذاشتم که اگه دوست داشتین بیاین )
عمو بازم التماس دعا

11 09 2009
پریسا

سلام عموی خوبم
این اتفاق برای من نه تنها ساده نبود بلکه توی اون 3 ساعت به من خیلی هم سخت گذشت
خیلی هم طولانی بود عمو جون چقدر خوبه که شما دوستای خوبی دارین که همیشه زود این مشکلات رو حل میکنند.
نماز روزه هاتون قبول عمو جونم مامانه منم دعا کنید .راستی امروز هم تموم شد 2 روز دیگه مونده .
(کودکه درونم که دخترتونه وداره انتظاره دوشنبه رو میکشه)

11 09 2009
مبینا

سلام بهار جون
ممنون که اطلاع دادی عزیزم…
دوستت دارم

11 09 2009
شیرین

سلام عمویی شبت بخیر
عمو فردا صبح میخوام برم ثبت نام دانشگاه….
فک کن 7 صبح باید از خواب بلند شم :-)
الان عمو میگه به من چه !!
اما عمو شکا عموداریوش مائید دیگه باید بدونید دیگه :-)

11 09 2009
مبینا

عمو جونم سلام……آبجی های گلم سلام
برای همتون دعا کردم مخصوصا عمو جون…امیدوارم دعا های شما هم مستجاب بشه.
عمو جون ممنون که ما رو دعا میکنید…دعای شما که حتما قبول میشه…چون خیلی پاک و مهربونید.عمو ظرفیت گذاشتن کامنت برای یک نفر در اینجا چند تاست؟
عمو دوباره متن نامه رو براتون میذارم….اگه دریافت کردید یه ندایی بدید…باشه؟

التماس دعا..
دوستدار همیشگی و ابدی شما و آبجی های گلم:مبینا(دخترتون…کوچیک همه تون)

12 09 2009
صباح

سلام عمویییییییی
حالک خسه؟
من همین امشب از کرمانشاه رسیدم ، دلم به شدت براتون تنگ شده بود ، خدا رو شکر تو این مدتی که دستنوشت هک شده بوده من نبودم و نفهمیدم تا مث بقیه نگرون شم ، حالا خیلی خدا رو شکر که درست شد

12 09 2009
نیلوفرپاکدل

به نام خدا
عمووووووووووووووووووووووووسلام دلم خیلی براتون تنگ شده

12 09 2009
هماي عمو

سلام عمو
سلام بچه هاا
انگار يكي سراغ ابجي سحرو گرفت اره؟؟
من خبر زيادي ازش ندارم منتها همين الان يه ايميل ديگه كه برام داده رو خوندم.
اميدوارم هرجا كه هست تنش سالم باشه.
——————————
ابجي جونم ممنون ازت.
ايشالله بيامو دست پخت خودتو بخورم اباجي جونم.
راستش هنوز باقالاقاتوق رو درست نكرديم. اخه انگار اونشب تو خواب و بيداري به مامانم گفتم كه نميخواد درست كنه. اما من كه چيزي يادم نيست(تعجب)(گريه)
.
.
دعاهم كه چشم . ولي ابجي تو هم منو يادت نره هاااا تواين شبا اون گوشه هاي دلتم سعي كن كه جام كني.
بازم خيلي خيلي ممنونتم.
اميدوارم تو وخانواده ي گلت هميشه پايدار و برقرار و شاد باشين.
دوستت دارم
فعلا…

12 09 2009
بهار

سلام عمو جونم
الان مامانم داره داد می رنه که پاشو…
عمو کجایی عزیز دلم؟!
اشکال نداره اتفاقا خوشحالم که دوباره نصف شب دوباره کامنت تایید نکردین…
خوب استراحت کنید..
امروز یعنی الان برای کارهای دانشگاه دارم میرم شمال…تا شب! یه امروز از دست من راحت شدید…
دوستتون دارم.مواظب خودتون باشید
یا علی
06:46

12 09 2009
هماي عمو

واي عمو اخه واسه چي اينقدر زمان دير ميگذره؟؟؟؟
بايد چيكار كنم من؟؟
هيچي دلم نمونده ديگه.

12 09 2009
فاطمه

سلام عمویی
حالتون خوبه؟ خب خدارو شکر
نماز روزه ها و عباداتتون قبول درگاه حق
چه خبرا؟!
میگما چرا هر وقت من دوروز نمیام اتفاقات بد می افته… دوروز نیومدم مجله و حرفای توش… دوباره دوروز نیومدم میشنوم هک شده بوده اون یکی وبلاگ… البته یه جورایی هم خوبه که نیومدم وگرنه درجا غش میکردم…
عمو جون دستت درد نکنه که دعامون کردی….
منتظر عکسا هم هستیم…
ای کاش…
ای کاش این دو روز هم زود بگذره ما روی ماهتو ببینیم دلمون ترکید دیگه از دوری…
عمو یه خواهش…
اگه جایی حرفی زدم که ناراحت شدید از صمیم قلب معذرت خواهی میکنم باور کنید به هیچ وجه قصد ناراحت کردن شمارو نداشتم……. امیدوارم تو این شبای عزیز هم شما هم خدا منو ببخشه…
التماس دعا
************************************************************سلام بچه ها
شما چی ؟ خوبید؟ خوب خدارو شکر
نماز روزه ها و عباداتتون قبول درگاه حق
اول از همه یه تبریک بگم به قبول شده های کنکور:
تبررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررریک
بعد هم از همه کسایی که بهم کمک کردن(راجب کاسکو) ممنون:
**مبینا جون**
** فاطمه متقی** عزیز(الان میام وبت)
**شیرین جون**(عزیزم من عمو رو مجبور به جواب نکردم یه جورایی شوخی بود اصلا مگه عمو قهرم بلده؟! من خودم از اولین کسایی بودم که گفتم انتظار جواب از عموی گلم ندارم همینکه کامنتامو میخونه و تایید میکنه برام کافیه…)
**مرضیه جون**
**نرگس جون**(این ایمیلم:
melani_gitar52@yahoo.com ممنون که قبول کردی اون صفحه رو برام بذاری ولی با هر مکافاتی بود مجله رو گیر آوردم دست گلت درد نکنه من که وب ندارم ولی خواستی ایمیل بذار خوشحال میشم)
بازم از همگی ممنون والتماس دعای مخصوص

12 09 2009
حسنا حسینی

سلام عمو…
.
عمو جان صدیقه وبلاگشو اپ کرده و خیلی دوست داره که شما هم بخونین و اگه براتون مقدوره اسمتون تو وبلاگش پادگاری بزارین
. pooorang.blogfa.com

12 09 2009
رويا ارام فر

سلاميه سوال چرا اين وبلاگي كه هك شده بود هي دچار مشكل ميشه ؟! فيلتر شد؟!!!!! و اين كه قبووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووول شدم مهندسي عمران تهران ولي دوست دارم هنر بخونم ): نقاشي

12 09 2009
هماي عمو

عمو هر كاري كه ميكنم خوابم نميبره
نميدونم اصلا چرا.
.
بيچاره شما اخه يكي مثله من خوابش نبره مياد اينجا خوابش ببره مياد اينجا ناراحت باشه مياد اينجا خوشحال باشه مياد اينجا و…
.
راستش الان داشتم عكساتونو نيگا ميكردم يه چندتا عكس پليسيتونو ديدم بعد نيگا كردم تو بعضياشون دوستاره اين تو بعضيهاشونم سه ستاره.
حالا نميدونم درجه هاي لباستون دوستاره است يا سه ستاره؟؟ اهان نكنه اون موقعي كه اقاي رويانيان بهتون درجه دادن شدين سه ستاره؟؟
عمو ستاره هاتون از اين كوچيكاست؟؟ به اونا انگار ميگن ستوان اره؟ پس شما ستوان دوم يا ستوان سوم بايد باشين اره؟؟ البته ستوان سوم رو كه ديگه نميدونم داريم يانه.
اصلا اين درجه هاا چه جورين؟؟
(بچه هاا كسي ميدونه بگه؟؟)
البته اگه حرف بابام درست از اب دربياد اينجا هيشكي نبايد بدونه چون هيشكي سربازي نرفته(نيشخند)
اخه از بابام يه دف قبلنيااا پرسيدم گفت نميدونم من ، اينارو بايد از يكي بپرسي كه سربازي رفته باشه توي خانواده ي ما هم كمپلت همه يه جورايي معافي گرفتن. بابام كه چون كف پاش صاف بوده(نيشخند) داداشمم كه يكي يه دونه بوده و واسش قبلنيا خريدن (نيشخند) دامادمونم كه عينه داداشم خريده(نيشخند)
داماد جديدمونم كه چند ماهي رفت بعد از اين قانون سه تا پسر قبلش رفته باشن سربازي استفاده كردو معاف شد اما پايان خدمت بهش دادن البته بابامم پايان خدمت گرفته هاا(چشمك)
داماد جديدمون اي كاش معاف نميشد اخه پليس شده بود بعد عينه عمو سه تا درجه هم داشت. كلاشو يه بار سرم كردم ديدم اين امير بيچاره حق داره طفلي همش كلاش ميافته. اخه اصلا توش گود نيست.
يه جوريه(نيشخند)
اما واقعا همشون از گير سربازي در رفتن . همشون يه جورايي پيچوندنش.
اما انگار قسمت نيست من اخر اين درجه هارو ياد بگيرم.
راستي ابجي مينااا تو بايد بلد باشياااا بهمون بگو . من خيلي واقعا دوست دارم. راستي قبلا ازت نپرسيدم؟
اما بچه ها شماهاا سربازي دوست نداشتين برين؟؟
چرا من اينقدر دوست دارم اخه؟؟ خوش ميگذره. دوستاي جديد . اين كه همش صبحا بيدارت ميكنن و ادم باچشماي بسته رژه بره. واي كلاغ پر. اخجون من كار با اسلحه شو خيلي دوست دارم. پيارسال كه دفاعي داشتيم مارو بردن بعد كلي كيف كرديم. تيرام همشم به هدف ميخورد. اقاهه كلي خوشش اومده بود. بهم ميگفت شما تجربه داشتين؟ گفتم نه . گفت پس شانسي ميزنين(نيشخند) ميخواستم بگم خودت شانسي ميزني اصلا. (عصباني) اما اينو بگم روحيم خشن نيستااا. ولي تفنگ دوس دارم. خصوصا تفنگ ابپاشيو(نيشخند)
واي من دوست دارم بازم برم اونجااااا. يه دف از يه اقا پليسه پرسيدم كه چطوري خانوماا ميتونن پليس بشن؟ گفتش كه براي خانومهااا تا اون سطحه بالاي بالاش نيست. منم عصباني شدم و قيدشو زدم چون اين نشون ميده كه اين شغل اونطور كه بايد قدر خانومارو نميدونه.
اما حالا بي انصافيم نكنيم شايد اينجا بهتر باشه خودمونو گول بزنيم و به اينكه جاي مرواريد توي صدفه و… فك كنيم.
اما من دوست دارم درجه هارو ياد بگيرم. خواهشا اگه كسي ميتونه كمكم كنه.
——————————————
راستي بچه ها چندتاتون باباهاتون كمپلت موهاش سفيده؟؟؟
امروز نيگام به موهاي بابام افتاد. بعد ديدم چقده جالبه اخه ماشالله همه ي همش سفيد شده.
چي از دست من؟؟
نه بابا يعني نميدونم شايد يه كمش.(نيشخند)
اما اگه موهاي بابام رو 5 قسمت بكنم ، سه پنجمش توي زندان سفيد شد . يك پنجمشم غصه ي فوت مادرو پدرش . اونوقت اگه گذر زمانو نخوايم درنظر بگيريم ، يك پنجمش از دسته من(نيشخند)
.
————————————————-
اما يه سوال مهم :
عمو يا بچه هااا هركدومتون جوابشو ميدونين خواهشا بهم بگين كه درگيرم باهاش.
البته عمويي من فك ميكنم قبلا گفتين حالا يا خودتون يا مجله ها و… اما نميدونمااا اين جوري به نظرم ميرسه.
عمو شما هميشه ميگين معنيه اسمتونو بايد بدونين. حالا معنيه اسمه شما چي ميشه؟؟ الان ميگين معنيه امه خودتونو گفتم نه اسم عموتونو كه.(نيشخند)
خب چندروز پيشاا بعداز مدتهاا يادم افتاد ديگه(دل شكسته)
عمو واقعا *****معنيه كلمه ي پورنگ***** يعني چي؟؟
البته ازاونجا كه شما معمولا هميشه دارين بهمون چيزاي خوب خوب ياد ميدين. بنده فهميدم كه بايد خودم قبلش فكر كنم و اگه نتيجه اي نگرفتم بيامو بپرسم(نيشخند)
پس نشستمو فكر كردم. اما هرچي در زدم هيشكي خونه نبود. همش ميگفت كسي خونه نيست مزاحم نشو لطفا ميخوام بخوابم.(تعجب)
پس يه كمي شروع كردم به جدا كردنش.
بعد گفتم اين يه نسبتي با رنگ بايد داشته باشه. (وا خب من كه از اول گفتم كسي خونه نبود)
بعد گفتم اين شايد مخفف پور رنگ هستش يعني قند عسل رنگ.(نيشخند) يعني همون پسر رنگ . كه اين طور ازش ميشه فهميد كه پسرك رنگي و… . بعد گفتم شايد پو معنيه پوييدن داشته باشه. يعني بشه پوييدن رنگ. يعني جستجوي رنگ. اي كلك عموجان عجب اسمايي پيدا ميكنينااا. بعد گفتم شايد پر رنگ باشه يعني پر رنگ ديگه… . عمو تورنگ يادمه قبلناا معنيشو يه جا خوندم اما پورنگو نه.(ناراحت)
حالا اخر پورنگ چي شد عمو؟؟؟ يعني چي اين واژه؟؟ واي عمو نكنه الان پاي حاجي دهخدارو بيارين وسط؟؟
الان ديسم اما اينو ميزارم بعدا ميرم سراغش. البته شك دارم جواب بگيرم(چشمك)

———————————————————

اما يه سوال ديگه عمو.
خب هر اسميو يكي واسه ادم انتخاب ميكنه ديگه مثلا همارو باباش انتخاب كرده. اما پورنگ انتخاب كي بود عمو؟؟ البته شايدم نتيجه ي همفكري بوده و پس از چندتاا نظر تكميل شده و اين شده.
چيه عمو منتظرين بگم قشنگه؟؟(چشمك)
خب معلومه كه قشنگه خيليم قشنگه. اما هراسميو خوده ادمه كه قشنگش ميكنه پس شما قشنگ ترين كه اين اسمو خوشگلش كردين. البته اينو بگم كه اين اسم به اندازه ي دارنده ي نيكي ها قشنگ نيستااا.
حتما هم چون شما خيليييييييييييييي قشنگتر و كاملترين.
————————————
فك كنم ديگه سير شدم از حرف زدن(نيشخند)
فعلا….

12 09 2009
هماي عمو

عمو الان نيگا كردم.
بفرماييد ديدين درست گفتم؟؟؟ حتي حاج اقا دهخداهم بي خبرن.
بعد عمو رفتم كه معنيشو درخواست كنم تا مفسران بشيننو سرش باهم بحث كنن.
گفت ديراومدي جانم قبلا درخواست داده شده.
ميگمااا
اي بچه هاي كلك….(نگاه بالا عينكي)(نيشخند)
بلا نگيرين ايشالله كدوماتون قبلا درخواست دادينش؟؟
نكنه …
نه بابا اينقدرام ديگه من كند ذهن نيستم بابا.(نيشخند)
بچه ها و عمويي اخر پورنگو به من بگين خواهشا.
فعلا…

12 09 2009
محمدهادی

*********** مصاحبه خیالی با عمو پورنگ***********
عموجون به نظر من شما بهترین مجری هستید…

خجالتم نده

عمو می خواهید درباره کودکی تون صحبت کنیم؟؟

می خوام می خوام چرا نمی خوام

پس یه کم از بچگی هاتون بگین.یادتونه وقتی بچه بودید به مادرتون درباره شما چی میگفتن؟

میگفتن:چه مهربونه این پسر شیرین زبونه این پسر

هم تو کوچه باادبه هم توی خونه این پسر

عمو دوست دارید الان به مادرتون چی بگید؟؟

مامان جونم چه خوبی تو

توآسمونه دل من خورشید بی غروبی تو

به پدرتون چی؟؟

بابا مخلصتم *چاکرتم*خاک زیر پاتم

عمو بچه هارو چقدر دوست دارید؟؟

از این جا تا به آسمون

نظرتون راجع به امیر محمد چیه؟؟

بین همه بچه ها راستی که بهترینه

عمو مادرتون از شما برای غذا پختن نظر میگیره؟؟

بله میگه:

میرزاقاسمی خواهی یاترشی تره بانان

اگه باقالاقاتوق خواهی آماده کنم الان

بچه ی خوب چه بچه ای هست؟؟

نمره های خوب بگیره به درس و مشقش برسه

حرف پایانی؟؟

دست علی یارتون خدانگه دارتون

وبلاگ ما_داداشی_
dadashi1.blogfa.com

12 09 2009
هماي عمو

عمو عمو يه چيزي.
الان نيگام افتاد به عكس و عنوان اين پست.(الان ميگين تو هم كه همش نگات ميافته اين ورو اونور.(نيشخند))
ميگماا اين يه اتفاق ساده بود اونوقت اين عكسه اينقدر دپرس و تو فكره حالا اگه اتفاقش بزرگ بود ديگه چي ميشد(نيشخند)
البته اينم بگم كه اوضاع ما اون موقعه اي دپرس تر و فكري ترم بود(نيشخند)
راستي خيلي ممنون از دعاهاتون.
اما بازم التماس دعا(لبخند)
فعلا…
نه ديگه ايندفعه واقعا رفتنيم اخه ميخوام بخوابم والا زبونم لال امشبو از دست ميدم.
عمو واسم نه واسمون خيلي خيلي دعا كنين.

12 09 2009
شیرین

سلامممممممم عموییی
عمو جون امروز رفتم ثبت نام کردم(هوووووورا)
عمو دانشجو شدم…..
عمویی دلم برات تنگیده :-(
عمو 2 روز دیگه مییای!کاشکی امروز برنامه داشتی…
بای

12 09 2009
حسنا حسینی

الان متوجه شدم که محمد سلیمی همون مجری افتاب شرقیه…از وقتی برنامتون شروع شده بود این سوال تو ذهنم بود که من اسم این اقا رو کجا شنیدم….؟؟؟؟؟

12 09 2009
مائده

به نام خالق تموم مهربونی ها …
سلام عموی مهربونم … خسته نباشید … خدا قوت !
دلم دیگه طاقت نداره …. انقدر دلم براتون تنگ شده که حد و حساب نداره … دوست دارم های های گریه کنم …
من عمومو میخوامممممم (گریه)
ولی احتمالا شما دارید از این تعطیلات لذت میبرید … مگه نه ؟؟؟
امیدوارم بهتون خیلی خیلی خیلی خوش بگذره و وقتی برگشتید عمومون رو از همیشه پر انرژی تر ببینیم …. به مامان مهربونتون هم سلام برسونید ….بهشون بگید که تو این شبا خیلی خیلی ازشون التماس دعا داریم .
عمو جون دیروز داشتم فکر میکردم …. من و فکر !!!….. با خودم میگفتم که تا حالا چقدر شبیه اون چیزی بودم که شما بهم یاد دادید … نمیدونم عمو ؟؟!!
کوچولو تر که بودم همون سال 81 _82 هر وقت کار اشتباهی میکردم مثلا دروغ میگفتم بعد شما میگفتید بچه ای رو که دروغ بگه دوست ندارید …. کلی ناراحت میشدم … حتی اگه به ضررم بود میرفتم راستشو میگفتم و گاهی حتی این راستگویی باعث میشد سرزنش یا تنبیه هم بشم … ولی ته دلم کلی ذوق میکردم که حالا دیگه عمو پورنگ دوستم داره …
یا عمو جون هر وقت امتحان داشتم بعد ناراحت بودم و حوصله ی درس خوندن نداشتم عکستونو میذاشتم کنار کتابم و هر وقت از خوندن کلافه میشدم بهتون نگاه میکردم و دوباره انرژی میگرفتم تا به خاطر عمومم که شده درسمو خوب بخونم … میدونستم برای شما سودی نداره ولی یه جورایی مشوقم بودید دیگه …(خنده)
کار بدیم که میکردم بهم خشن نگاه میکردید و حساب کار دستم میومد … (خنده)
همیشه دوست داشتم کاری بکنم که دوستم داشته باشید …
شما میدونید چرا همه ی بچه ها دوست دارن شما دوستشون داشته باشید ؟؟
عمو جونم من واقعا نمیدونم چقدر خوب بودم و شما چقدر دوستم دارید ؟
خوب وقتی فکر میکنم تا حالا هم دروغ گفتم هم غیبت کردم هم با مامانم دعوا کردم هم آبروی یه نفرو ریختم هم نمازم قضا شده هم …. (نمیدونم چرا من همش اینجا به گناهام اعتراف میکنم {فکر})
حالا با این اوصاف یعنی شما دوستم ندارید ؟؟؟ آره؟؟؟
حتی اگه قول بدم دیگه این کار های بد رو که باور کنید فقط چند بار انجام دادم انجام ندم ؟؟
عمو من دختر بدی بودم …. عمو من برادرزاده ی خوبی براتون نبودم …. ولی عمو جون تا تونستم سعی کردم دل کسی رو نشکنم … یا حسودی نکنم … یا …
عمووووووووووو (گریه)
اگه شما منو دوستم نداشته باشید …..(گریه)
عمو من ترجیح میدم دیگه تو این دنیا نفس نکشم ولی این را هم نشنوم که دوستم ندارید …
عمو منو میبخشید ؟ عمو الان با این حرف هایی که زدم دیگه از من بدتون میاد ؟(فکر کنم قبلا هم زیاد دل خوشی از من نداشتید {فکر})
خوب عمو باید اینا رو میگفتم … باید به این که واقعا انقدر که باید دختر خوبی نبودم اعتراف میکردم …
تو این شبا برام دعا کنید تا خدا گناهانم رو ببخشه… شما هم دوستم داشته باشید …
اگه میدونستید حتی فکر این که عمو پورنگ دوستم نداره چقدر میتونه برای یه بچه آزار دهنده باشه ….
دیگه همین …. منتظرتونم … خیلیییییییی دوستتون دارم

کسی که دوست داره تو قلب بزرگ عموش یه جای کوچولو داشته باشه مائده

12 09 2009
شیوا محجل

به نام خدا
سلام عمو.. خوبید؟ چرا دیگه از دیروز نظرها رو تایید نمی کنید؟
عموجان دیشب زنگ زدم به دوشنبه..

شیوا: سلام دوشنبه کی میایی؟
دوشنبه: چیه؟ یاد من افتادی.. تا دیروز یادی از من نمی کردی!!
شیوا: نه دوشنبه من همیشه به تو ارادت دارم.. این چه حرفیه؟
دوشنبه: تورو جون عمه ات!!
شیوا: به جان خودت دوشنبه تو برام همیشه عزیز بودی..
دوشنبه: به جان من قسم نخور..
شیوا: حالا کی میای؟ لطفا یکم زودتر بیا دیگه.
دوشنبه: بلیط ام برای یکشنبه عصره.. تا برسم صبح شده.
شیوا: حالا نمیشه با هواپیما بیایی؟
دوشنبه: نه نمی شه.. خطر داره.. اصرار نکن..
شیوا: بی صبرانه منتظرم که بیایی .. بزنم شبکه یک..
دوشنبه: پس بخاطر عموپورنگه این همه عجله داری؟
شیوا: اره.. پس فکر کردی بخاطر تو ؟!!
دوشنبه: اینجوری که شد اصلا نمی یام..
شیوا: خیلی بد اخلاقی دوشنبه.. حالا یه خواهشی ازت کردم..
دوشنبه: هرچقدر هم که بد اخلاق باشم از تو که خوش اخلاق ترم..
شیوا: ای بابا .. خداحافظ

از دست این دوشنبه .. عموجان می بینید چقدر اذیت می کنه!!
(وسط رویا پردازی ادم رو جو می گیره.. فکر می کنه واقعیه.. از دست سند باد)
التماس دعا عمو

12 09 2009
مبینا

عمو چرا کامنت هام تایید نمیشه؟
لطفا یه سری به ایمیلتون بزنید.سپاس
دوستدار همیشگی و ابدی شما وآبجی های گلم:مبینا(دخترتون)

12 09 2009
هماي عمو

سلام عمو.
واي ديگه داشتم نااميد ميشدم از خودمااا.
از ديشب تا حالا مدام هي ميام نيگا ميكردم ميديدم همون 90تاست.
اما الان كلي خوشحالم.
ممنون

12 09 2009
آغاز پايان

شيرين …مبارك باشه خانم دانشجو
عمووووو من بايد اول و دوم مهر برم ثبت نام دانشگاه
دير نيست ؟
گناه دارم
عمو چرا دوشنبه نميشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ انگار روزها و ساعت ها اصلا حركت نميكنن :(
ههه ههه ههه عمو ؟ ميگم سلام
جواب سلام واجبه ها !!!!!!!!!!! :)

12 09 2009
نرگس احمدی

به نام خدا سلام عمویی مهربونم بااجازتون چندتاحرف باآبجیاداشتم…آبجی هما عموتویکی ازمصاحبه هایه سال82 باروزنامه ماهان(اووووووه چقدزمان زودمیگذره)ازش همین سوالوپرسیدن گفته پویعنی نماد پورنگ یعنی نمادی ازرنگها..واییییی سربازی اصنم خوب نیست اخه ادم نمیتونه برنامه عموروببینه….اره منم احتمال میدم یک پنجم موهایه بابامو من سفیدکرده باشم اخه بابام توعکسایه قبله تولده من موهاش تقریبا کاملا سیاه بوده ولی الان….آبجی مرضیه نمیدونم بتونم یانه ولی سعیه خودمومیکنم..راستی فک کنم توآهنگه تیتراژه عمورومیخواستی ازاینجامیتونی اهنگ تیتراژهایه جدیدوقدیمه عمورودانلودکنی http://poorang52.persianblog.ir/ ….وای مائده بنابه اعتراف باشه من صدبرابرازتوگناهام بیشتره… عمویی انقده زیاددوستت دارم که فقط خدااندازشومیدونه

12 09 2009
رامينا

سلام عموجون
خوبین؟
وای عمو
اگه بگم دیناخونه مون بود میگید اون بچه هرروز اونجاست؟
خب بله دیگه!مامانش میره اداره!امروز باهاش بازی نکردم نشستیم فیلمامونو دیدیم….چه فیلمایی …فیلم سینمایی…سریال …
همشونم منودینا بازیگراشیم…مال چندسال پیش که داداشم هم همبازیمون بود هست!منم کارگردان و تهیه کننده هم هستم!حالا اینا مهم نیست….
بین فیلمامون همش شماهم هستید…! همشونو از تلویزیون گرفتم خوب نیست کیفیتش…اما خیلیییییییییییییییی ذوق زده شدم اصلا فکرنمیردم همچین فیلمایی داشته باشم…وای عمو سال85یک دختری ازساری زنگ زده بود…فاطمه…. هرچی شمامیگفتین گوش نمیداد و کارخودشو میکرد..100%یادتونه …قشنگ ترین مسابقه تلفنی همون بود!!!!!!!!میخواست شعربخونه با آهنگ میخوند:زیباترین ترانه برای من توهستی…./بعد شما میگفتین نه اینجوری نباید بخونی…آخرهم گفتین تواتاق فرمان بخونه……..عموخیلیییییییییییییییی اون مسابقهه خنده داره…!
عموتولدتون امیر شمع60گذاشته بود…سال85…..لباستون راه را بود باشلوار سبز…….امیر هدیه شلوارکردی و کلاه…..داد بعدش یه قلب زرد…بعدشم جانماز…….!فکرکنم اون سال بعدبرنامه ژاله اومده بودجام جم دیده بودتون…
عموجون کلی خاطره های قشنگ بادیدن اون فیلما برام زنده شد……….

دوستتون داریم خیلی زیاد ازاینجاتابه آسمون
دیناهم سلام میرسونه…میگه منتظریم تادوشنبه برسه….
دست علی یارتون خدانگهدارتون

12 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام به داداش گلم و تمام آباجی ها
خوبین ؟
نماز روزه هاتون قبول
داداش نظراتمو تایید نکردین ، چرا ؟ ( تعجب )
باز حرف بدی زدم ؟
اگه حرف بدی زدم ببخشید

12 09 2009
رامينا

عموببخشید یه چیزی یادم اومد
یعنی یادم نیومد…جوابی که بهم داده بودین و دیدم…

((سلام ممنون از شما من بندرترکمن هم آمده ام جزیره آشوراده از اونجا هم براتون خواهم نوشت ))

عمو جون یادتون نره!!!!!!!!!!!!! خودتون گفتین از آشوراده مینویسینا….
البته هروقت که خودتون صلاح دونستید….
ممنون

12 09 2009
??

سلام
مهرفروتن*خوبيد؟
ممنون از اقدام به موقع شما.و همچنين احسنت به هوش و منطق به جاي شما.
از بحث هاي دامنه دار عبث اصلا خوشم نمياد.
ممنون كه نجاتم دادين.

12 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام به همه .

آبجی نرگس دستت درد نکنه . هم بابت سایتی که دادی هم بابت اون کاری که میخوای انجام بدی . یه دنیا ممنون .

مهر فروتن جون نگفتم که تو ناراحت شدی . خودم ناراحت شدم . احساس کردم یکی داره مسخرم میکنه . ولی خب هر چی بوده گذشته تموم شده رفته . ( بووووووووووس )

نماز روزهاتون قبول

التماس دعا
علی یارتون

12 09 2009
??

هماي عمو*اين عكس رو خيلي قشنگ تحليلش كردي.آفرين

12 09 2009
??

شيوا جان*خيلي قشنگ بود.
از خوندن اين متن خيلي لذت بردم.
*تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی..خدا كند كه بيايي*

12 09 2009
مبینا

ببخشید عمو جون
چه جوری میشه به جای اون آدمکه ی کنار اسممون عکس گذاشت؟
دوستدار همیشگی و ابدی شما و آبجی های گلم:مبینا

سلام دخترم حتما باید یک عکس داخل ستینگ پروفایل ات در جی میل آپلود کنی ..خیلی فنی شد نه ؟؟ من هم مثل شما از دوستم کمک گرفتم

12 09 2009
نرگس احمدی

عمویی دلم برات تنگیدهههههههه

12 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام به داداش گلم و تمام آباجی ها .
نماز روزه هاتون قبول .
خسته نباشین .
حالتون که خوبه ؟

یک سوال فنی فنی فنی فنی از آسمان جون :

چه جوری میتونم منم مثل نوواسه خودم عکس بذارم ؟ ( منظورم همون قلبی هستش که واسه خودت گذاشتی ، اونو میگم )

اگه جوابم رو بدی که خیلی خوبه .
ممنونت میشم یه عالمه .

یه نیم ساعت دیگه اذونه .برم سفره ی افطار رو آماده کنم .

راستی فاطمه جون : وظیفم بود . سوال کردی منم جوابتو دادم .
التماس دعا
علی یارتون .

12 09 2009
الهام فراهانی

سلام عمو

خیلی خوشحال شدم که برگشتید

خدا ان شاالله ازشون نگذره حالا هک کردن ساده اشکالی نداره ولی اون عکسی که روی صفحه گذاشته بودند خیلی بد بود من که دعا کردم فقط خدا جوابشون رو بده ان شاالله خدا ازشون نگذره بی فرهنگارو

12 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

اِ اِ اِ اِ اِ مبینا هم که حرف دل منو زد ( نیشخند )( خوشحال )

12 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

این ستینگ چقدر اسمش آشناست ؟ ( در حال تفکر )

12 09 2009
آغاز پايان

آغاز :سلام عمو ….
عمو: عليك سلام آغاز …….
ايول عمو جان شما هم بلدينا؟

12 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

هر چی فکر کردم به نتیجه ای نرسیدم

12 09 2009
آغاز پايان

عمو ببخشيد كجاي ستينگ جي ميلمون ميشه عكس آپلود كرد من هيچي نديدم
تروخدا يكي بگه براي من بده ندونم عمو هيچي نبود آدرس دقيق بدين من دير ميگيرم
چرا من نميتونم :(
اي خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
كمككككككككككككككككككك
اي واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي
مردممممممممممممممممممم
خيرينننننننننننننننننننننننننننن
به منه تكنولوژي پايين كمك كنيد

12 09 2009
آغاز پايان

عمو يه سوال بپرسم؟
اين چند روز براي ما مثله چند سال گذشت
براي شما چي؟ زود گذشت يا دير؟
دلتون ميخواد كه دوشنبه نياد؟
يا حد اقل دير تر بياد؟

12 09 2009
بهار

سلااااااااااااااااااااااام عموی نازنینم
خوبید؟
من دوباره اومدم،
(عمو:ای وای دوباره این پیداش شد!)
عمو چقدر خوشحال میشم وقتی به یکی از ماها میگید *دخترم*!!!
به من بدبخت که تا حالا نگفتید…فقط اولش بهم میگید سلام! اما اشکالی نداره همونم از سرم زیاده…
وای چقدر دلم براتون تنگ شده بود…راستی شما راست میگفتید دریا خود آرامشه… امروز همش یاد شما بودم.
عمو این توضیحی که به مبینا دادید خیلی پیچیده بود.من هیچی نفهمیدم..نمیشه کمی ساده ترشو بهمون بگید.
عمو خدا کنه امشب بازم کامنت تایید کنید…
آخه خیلی دلم براتون تنگ شده!

12 09 2009
شیرین

سلام عموی دوست داشتنی :-)
عمو جون خدا وکیلی دلمون برات تنگ شده ها
عموی ما مثل گله ..گله و گله
مثل یه شاخه سنبله گله و گله

12 09 2009
شیرین

عمو جون پس کی عکس جدید میزارید!!
عموووووو تو به من گفتی عجول نباشم….اما عمو چند هفته گذشته و شما هنوز عکسارو نزاشتید×!!

12 09 2009
??

سلام
آغاز پايان*
بهار*
با اجازه عمو
توي آدرس جي ميلت.البته توي ياهو هم ميشه.اون بالا نوشته
Profile
ميري اون تو كليك مي كني روي
Setting
اونجا نوشته
Upload your photo
عكس مورد دلخواه ات رو آپلود مي كني اونجا بعدم تموم.

12 09 2009
شیرین

عمو چه جوابی به مبینا دادی!!من که هیچی نفهمیدم….
زیر سیکل بگین….

12 09 2009
بهار

سلام
سلام آنلاینی یه کیف دیگه داره:
دوباره سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
عمو فردا نه پس فردا…میشه48 ساعت دیگه….مثل 48 سال می مونه!

12 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااامممممممممممممممممممممم
به قول آبجی آغاز پایان : به من تکنولوژی پایین کمک کنید .
داداش راست میگن ، اینی رو که گفتین در حد آدمیه که کامپیوتر رو فوووول باشه . زیر دیپلمی توضیح بده داداش من .

یه چیزی : فکر نکنم همه اینجا جی میل داشته باشن . دارین ؟ !

خوبه حداقل آبجی آغاز پایان فهمید کجای جی میلش رو عکس آپلود کنه . من که اصلا نفهمیدم .

12 09 2009
شیرین

عمویی توروخدا وقتی 2شنبه اومدی شعر گیلان رو بخون والا من ***معتاد*** میشم …
عمو بهت قول میدم….عمو معتاد میشما!!!
عمو من عقده ای شدم…

12 09 2009
شیرین

سلام هما جون
یادمه وقتی از عمو سوال شد*پورنگ *یعنی چی؟عمو گفت:پو یعنی نشانه….رنگ هم همون رنگه….
در اخر *پورنگ *یعنی کسی که همش لباسای رنگی میپوشه…
ok?

12 09 2009
بهار

راستی عمو امروز که رفتم دانشگاه،خب! رفته بودم ببینمش و درباره خوابگاه پرس و جو کنم…دوباره 3شنبه میرم واسه ثبت نام. دارم غصه میخورم که اون روز نگاهم از تماشای صورت ماهتون بی بهره میمونه!(بابا ادبیات!)
آهان داشتم میگفتم،بعد عمو رفتم خوابگاهشو دیدم…از هر چی ادامه تحصیله پشیمون شدم. به مامانم گفتم،مامانم گفت بی خود کردی که پشیمون شدی(خنده)
حالا قرار شد که یا خوابگاه خودگردان بگیرم یا خونه اجاره کنم…
اما عوضش خود دانشگاه اینقدر بزرگو شیکه…
راستی *آسمان* جونم میشه شما توضیح بدی این عکس گذاشتنو؟! خواهش…عمو توضیح داد من نفهمیدم…عمو هم که میشناسی؟ یه چیز و یه بار میگه!
عمویی امشب منو دعا کنید ها.

12 09 2009
شیرین

ابجی ها
مهر فروتن & اغاز پایان از لطفتون ممنونم……
بوووووووووووووووووووس

12 09 2009
شیرین

عمو عمو عمو عمو
عمو فقط پورنگ

.عمو چرا برنامتون ارم نداره؟؟؟ارم مخصوص فوق برنامه مثل شبکه کودک….!!!!!!!!!!

12 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

داداش سلام .
اونی رو که گفتم تایید کنید رو تایید کردید .
دارم به یه نتایجی میرسم . دارم سایز عکسو درست میکنم که آپلود شه ( نیشخند )

12 09 2009
بهار

سلام *خانوم عباسی*گلم
ممنونم
همیشه شما به ما کمک کردید…
من جی میل ندارم،یاهو دارم…اما باور کنید من این یاهو رو 100 بار بالا پایین کردم پروفایل نداشت.
بازم ممنون

12 09 2009
آغاز پايان

براي نامه به خدا ….
آمين

12 09 2009
شیرین

عمو امشب دعا یادت نره ها!!!شما دلتون پاکه حتی پاکتر از فرشته ها :-)
دوست دارم عموی مهربونم…..فرشته روی زمین….
.
عموییییییییی
هیچی بای

12 09 2009
شیوا محجل

به نام خدا
عموجان ما رو هم امشب از دعای خیرتون بهره مند کنید…
التماس دعا

12 09 2009
آغاز پايان

مرضيه جان به من هم ميگي چه جوري عكس گذاشتي بهم ايميل بده
mojhan.aghaz@gmail.com

12 09 2009
آغاز پايان

بابا كمك به خدا من پروفايل نميبينم
خيرينننننننننننننننننننننننننن
كمككككككككككككككككك
من عكس ميخوام
نيستش ….
بابا به خدا نيست

12 09 2009
aseman

آقای فرضیایی با اسم و ایمیل خودم نمیشه کامنت گذاشت..
همش خطا میده…
خدااااااااااااااااااااااااااا

12 09 2009
aseman

سلام به آقای مهربون……
سلام به مــــــــرضیه خانم، گذاشتن عکس نه زیاد سخته و نه زیاد ساده ،
به این دلیل میگم ساده نیست چون باید در یک سایت جداگانه عضو شی و عکس رو در اون قسمت قرار بدی،
من باید از آقای مهربون اجازه بگیرم، و از ایشون درخواست میکنم اگر از نظرشون اشکال نداره که اینجا برای بچه ها توضیح ، حتما پاسخ این کامنتم رو بدهند تا بصورت کامل کامل بنویسم تا از این به بعد کنار کامنت هر کسی تصویری زده بشه…..
آقـــــــای فرضیـــــــایی از نظـــــــر شـــــــما اشـــــــکال داره که کامـــــــل در این صفـــــــحه توضـــــــیح بدم یـــــــا نـــــــه؟

سلام ممنون ..نه اشکالی ندارد

12 09 2009
aseman

اوه……… انگار همه فهمیدند که چه طور میشه..دوستان دیگه نیازی به توضیح من نیست؟

12 09 2009
aseman

الان ساعت حدود 11 هست مادرم داره میگیه آماده شید باید بریم مراسم احیا….
قول بهتون میدم بعد از برگشتن از مسجد برایتون بنویسم..
تا اون موقع صبر کنید،
آقای مهربون دوست دارم خودم توضیح بدم لطفا از دوستون نخوایید که در این مورد بنویسه…
خودم مینویسم اول صبح بیایید بخونید دوستان…
التماس دعا….
آقای فرضیایی خواهش میکنم بذارید خودم کامل بنویسم…
فعلا برم و برگردم….

13 09 2009
قائدی

توجه……توجه…..توجه…توجه
لطفا همه متن زیر را بخوانند..
به نام اونکه بهترین ها رو از آن انسانهای تلاشگر می کند
سلام علیکم
بروبچه هایی که ناراحتن آقای فرضیایی می خواد برنامه بعدی رو تولیدی آماده کنه یه توضیح کوچک و فکر کنم قانع کننده خوش هال می شوم همه دوستای گلمم بخونند:
می گین بخاطر اهدافش و مغایرت داشتن با اهدافش می خواد بر نامه تولیدی بسازه اما من می گم دلیل من هم منطقی تر است هم علمی تر حالا من مراحل کار تولیدی تا اونجایی که می دونم می گم خوده تون ببینید بهتر نیست:
1 فرصت برای تمرین :سکانس به سکانس تمرین می شه بعد اجرا می شه و اجرا کننده ها نیاز به یاد آدری سر ضبط نهایی نداره این احترام به شماست به مخاطب است.ا می گین این طوری بازیگری برای شما می کنند من جواب می دم الان هم دارن بازیگری می کنند برای همین می گن مجری بازیگر اصلا تمامی برنامه های کودک برای اینکه غیر مستقیم موضوع بیان بشه نیاز به بازی نمایش هست هر وقت هر آدمی متنی اجرا بکنه که دیگری نوشته نا خداگاه بازی می کنه و دلیل بر عدم صداقت نیست.
2 فرصت برای اصلاح و تکرار :اگر اشتباهی در بیان متن ایجاد بشه یا در حرکات و رفتار مجری بازیگر ها می شود اصلاح کرد اما این دلیل بر غیر واقعی بودن برنامه نیست چون به هر حال این در نهایت مجری که اجرا می کنه.
3 تدوین :مهم ترین مسئله به نظر من تدوین کردن کار است می دونید چند برنامه هست که امکاناتی به تدوینگر میده که فضای تصویر را دلنشین تر می کنه افکت ها و ویدیو گرافیک های متصل به برنامه باعث می شه کیفیت کار و رتبه کار بالا برود شما تصاویر کلیپ هایی که توی برنامه پخش می شه و یا آنوس های برنامه عمو پورنگ رو چقدر دوست دارید خوب برنامه به این ها نیاز داره شما فرض کنید با یه روش مخصوص تدوین برنامه در یه سطح بالا شما شاهد برنامه تدوین شده با آیتم های تصویری می شوید.
4 کیفیت تصویر :می دونید برنامه هایی که تولیدی هستتند از وضوح و کیفیت بالای تصویر برخوردارند اینو می تونید از سریال هایی که برای سازمان می سازند هم بفهمید.
5 ضمنا مسابقه تلویزیونی اصولا اگر تولیدی نباشه از کیفیتش خیلی کم می شه واسه همینه بیشتر مسابقات البته به جز رایانه ای ها تولیدی هستتند.
خیلی از مضایای دیگر را هم فاکتر می گیرم از جمله ثبت برنامه و … چون اگر بنا به متقاعد شدن داشته باشید همید ها کافیه اما اگر می گید که ما برنامه ای با این کیفیت بالا نمب خوایم و همین برنامه عمو خوبه باید بگم با عرض معذرت این دسته شما نیست در دنیای امروز همه داری رقابت می کنند هم شیکه ها باهم هم برنامه ها باهم هم کشور ها با هم تا کی به کمترین قانع می شید می خواید برای همیشه از رقابت های جهانی دور بمونید اگر این طوریه پس جای شما اینجا نیست ایران می خواد بهترین باشه و می شه چه در برنامه سازی چه در هر چیز دیگر ضمنا می دونید برای هر دقیقه چقدر هزینه می شه می دونید یه اطاق فرمان ساده چند صد میلون هزینه برمی داره هر دوربین چقدر قیمت داره اگر از این امکانات درست استفاده نشه حق الناس می شه. پس الکی توهم نزنید تولیدی بودن برنامه نه به شهرتش لطمه می زنه نه فرصت هایی که حالا نداره رو بهش می ده فقط به بهتر شدن برنامه کمک می کنه به موفقیت به تعالی و در نهایت به ما بچه ها و کشدر ما.
کمک کنیم تلاش کنیم و دعا کنیم .حالا که نمی گذارند ایده های ما در برنامه های خودمون اجرا بشه بگیم در برنامه سازی کمک کنیم حتی اکر خیلی چیز ها رو بلد باشیم ما هم نمی گذاریم کار بی کیفیت به ما نشان بدهند.ما بهترین ها رو در آینده از شبکه های خودمون می بینیم با دستها و ایده های خودمون می سازی. اگه حرفام رو خوندید و موافق بودید یا مخالف بگین همتون دمتون گرم………….




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: