قناعت و جشن رمضان

17 09 2009

ramazan

برای دیدن فیلم  جشن رمضان روی عکس بالا کلیک کنید

به نام خدا

سلام به دوستان

موضوع امروز پنجشنبه 88/6/26 فوق برنامه قناعت است. امیرمحمد پس از شرکت در  جشن تولد دوستش و دیدن  اسباب بازی های و وسایل  زندگی او  ناراحت می شود  از اینکه چرا  او آن چیزها را ندارد  و مدام  می گوید می بایست  چیزهایی که دیگران  دارند نیز من باید داشته باشم تا اینکه …

شما هم می توانید تا ساعت ۱۶ امروزپنجشنبه 88/6/26نظرات و تجربیات خودتون رو در اینجا ثبت کنید

در باره این عکس  بالا  و این عکس پایین هم نظر و دریافت خودتون رو بنویسید

moscowبرای ثبت نظر روی  عکس بالا  کلیک کنید



کارها

اطلاعات

171 responses

17 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای بخشنده و مهربون
سلام عمویی عزیزم.این عکس یعنی تو جشن رمضان شرکت میکنین..یعنی جواب اون آجیمون..خب خداروشکر..اون عکسی هم که دارین دعا میکنین خیلی به چشمم آشناست فکر کنم تو وب آجی سولمازم دیدم..اگه اون باشه که خیلی خوشحال میشه.دوستت دارم عموی گلم.
(دخترتون)

سلام دخترم در جواب پی نوشت۲: من هنوز هم از تو و تمام دوستانت راضیم ..مراقب خرسی ات باش از روی میز کامپیوترت پایین نیفته گناه داره همیشه موفق باشید

17 09 2009
MAHE-ASAL

سلام عمویی جونم.قربونت برم الهی که اینقدر تو ماهی .(شعر گفتم.)
عمو جونم بخدا منم آدم قانعی ام .فقط یه بار اگه جوابمو بدی همه ساختمونمونو شیرنی میدم.

عمویی عکس که خیلی جالبه ولی منظورتون اینه که تو جشن رمضان شماهم برنامه اجرا میکنید؟آیا؟
سپس میتونم ازاتون تمنا کنم لااقل جواب سلام این جانب را صادر فرمایید؟ عاجزانه! ملتمسانه؟ جواب سلام واجب می باشد.

راستی یه چیزی بگم؟
این پیامک آنلاین موضوعش چیه؟چطوری میشه؟ هر چی روش کیلیک میکنم نمیشه.

فدات شم عمویی. ماهت عسل. خداحافظ.

17 09 2009
ژاله فرهادروش

عموووووووووووووو؟خرسی؟اسمش کوچوله..بعدا که بزرگتر شد تونست دوری رو تحمل کنه میارمش واسه شما..
عمویی نمیدونین چقدر خوشحالم کردین..نگرانی من فقط همین بود که..ازم راضی نباشین..به جونه خودم فقط همین.دوستت دارم عمو.چند لحظه…(کوچول رو بیارم)
عمو خجالت میکشه صحبت کنه مثه خودمه!وای خاک به سرم بغض کرده عمو…نباید جلوش میگفتم میخوام بیارمش واسه شما!وای برم منت کشی.صبح بخیر عمویی عزیز تر از جونم
(دخترتونننننننننننن)

17 09 2009
MAHE-ASAL

وای عمویی مردم ازبس به این عکس که برام گذاشتین خندیدیم.
وای دل درد گرفتم. وای خدا.

یعنی واقعا به نظرتون من این شکلیم؟ فدات شم با این تصورات قشنگت.

گاهی به جای خرواری یاس یک شاخه هم قناعت میکند.

گاهی تابش نور خورشید از لای پنجره هم نشانه خوبی است .

نشانه مهر است.

فدات شم لطفا اگه جواب دادی راجع به علیخانی هم بهم بگو ،که اگه نمی تونی کمکم کنی یه فکر دیگه کنم.

راستی اگه بخوام بنویسم ،باید به کجا بفرستم؟

ماهت عسل . خداحافظ.

17 09 2009
MAHE-ASAL

راستی یادم رفت .من میخوام وبلاگ نویسی رو شروع کنم هیچی هم ازاش سر در نمیارم . شما کمکم میکنی؟

میگین چطور باید شروع کنم؟از کجا ؟

ماهت عسل. دیگه واقعا خداحافظ.

17 09 2009
هماي عمو

سلام عمويي خوبين؟
هوراااااااااااااااااااااا
عمو خيلي خيلي ازتون ممنونم
پس ميايين؟ اره عمو؟؟؟
خيلي خوشحالم كردين عمويي.
عمو راستي اين دوتا عكستون ازون عكساي قشنگيه كه منم دوسش دارم.
عمو راستش اون موقعي كه گذاشتين رفتين خب خيلي ناراحت بودم ديگه داشتم دق ميكردم اينو واقعا ميگم عمو.
البته شما خيلي وقتا حالوروزه برادرزاده ها و خواهرزاده هاتونو بهتراز خودشون ميدونين.
بعد عمو اون موقعي همش هي كليپ واستون درس ميكردم بعد اين عكسه دعا رو كه توش ميزاشتم عمو باهاش زار ميزدم خيلي دلم بيشتر باديدنش تنگ ميشد اما الان كه ياد اون موقعه ها مي افتم هم خندم ميگيره هم گريه ام…(خجالت)

17 09 2009
هماي عمو

راستي عمويي بابت سايت هم ، هم از شما ممنونم هم از همكارانه گل و دوست داشتنيتون.
واقعا دستتون درد نكنه .
اي كاش ايندفعه نقض قوانين بشه و خوشي ها پايدار باشه واسه هميشه.

17 09 2009
نسترن

عمو فرضیایی عزیزم یعنی ما فردا شما رو تو برنامه ی جشن رمضان میبینیم چقد عالی

راستی عمو در مورد قناعت آره قناعت خوبه ولی تو محبت کردن قناعت نکنیم تو دوست داشتن قناعت نکنیم ولی قناعت کنیم به داشته های مادیمون قناعت کنیم به اینی که هستیم داریم نفس میکشیم قناعت کنیم به اینی که برگزیده شدیم اینی که بیای تو دنیا و لذت ببری از بودنت دیگه چی می خوایم یه جا شنیده بودم خیلی ها منتظرن که به این دنیا بیان پس چرا حالا که ما هستیم حالا که عشقش کشیده تو رو بیاره تو دنیاش که بگردی حالا چرا ناسپاسی می کنیم چی از این بهتر

کاش که اگه دوست دارم زیاده خواه باشیم تو چیزای خوب باشه

علی علی

17 09 2009
ژاله فرهادروش

اینا همون عکسایی هست که گفتم شبیه عکسیه که گذاشتین:(آلبوم خاطره هامون تقدیم به عمویی و آجی های عزیزم)



این عکستون با ببلی خوشگلم که دلم براش یه ذره شده:
http://night-skin.com/upload/images/ogi5a2ahkqw23k1ubj.bmp
اینجا امیر متنش رو فراموش کرد و کلا برنامه رو خراب کرد ..خیلی خنده دار بود..نمیدونم یادتون میاد یا نه..همون روزی که مثلا مغرور شده بود..قوری گرفته بودش!
http://night-skin.com/upload/images/h0o8t0n8mk9inh3dtpj8.bmp
این روزیه که طومار» سیده فائزه «رو نشون دادین:

عمو این همون لباس سبزتونه که هفته قبل خودمو کشتم نشونه هاشو بدم تا بپوشینش!!:
http://night-skin.com/upload/images/385vf11j932dnl966bnx.bmp
این پوستر اگه یادتون باشه شوخی شوخی ساخته شد!!سال 82_83 فکر کنم اولین پوستراتون بود:http://night-skin.com/upload/images/00s76cvcq5kzgfz3rlg.jpg
بازم بود اما آپلود نمیشد..عمویی الان میگه خب خداوشکر برو دیگه پسرخاله!!
(دخترتون)

17 09 2009
بهار

سلام عمو داریوش گلم
سحرتون بخیر!
اومدم بهتون یه چیزی بگم دوباره مهربونیتونو دیدم …. دلم لرزید! ممنونم عموی خوبم:به خاطر همه چیز!
واااااااااای عمو جونم جوابتون به اون کامنتی که گفتم حس میکنم شما به وبلاگ های ما سر میزنید….رو الان دیدم! وای عمو نمیدونی چقدر خوشحال شدم! نمیدونی این موضوع چقدر برام اهمیت داشت! تقریبا چند وقت پیش بود که آنلاین شدم و یه لحظه ناخودآگاه حضور شما رو حس کردم….پس قلبم هیچ وقت بهم دروغ نمیگه….
هر وقت آپ کردم حتما بهتون میگم…همین که بدونم شما می رید و میخونید برام یک دنـــــــــــــیــــــا ارزش داره….مرسی عموی گلم!
دیشب موقع خواب یه چیز دیگه هم اومد تو ذهنم….اینکه این چند وقته من به لباس شما خیلی گیر دادم! امیدوارم دلگیر نشده باشید.معقوله لباس یه موضوع کاملا شخصیه و من این چند وقته پامو از گلیمم خیلی دراز تر کردم و انگار به نوعی بی احترامی کردم…ببخشید!
و امـــــــــــــــــــا درباره این پست: عمو جانمی جان! پس شما تو جشن رمضان میرید! عمو جان کی؟ بگید که من از چند روز قبل تلویزیون و رزرو کنم!
قناعت هم موضوع خوبیه….اینکه کمی از بخش برنامه رو اینجا توضیح دادید هم ایده خوبیه…
و اما یه هدیه کوچیک:

عمو اگه دیر باز شد،نبندیش ها….منتظر بمونید تا باز بشه….
عمو خیلی دوستت دارم…
خیلی خیلی خیلی دوستت دارم…

17 09 2009
بهار

عمو راستی:
درباره اون کامنت دیشب که گفتم عصبانی! هم بگم که باور کنید من منظوری نداشتم….این نهایت آرزومه که شما هیچ وقت عصبانی و ناراحت نباشید،باور کنید!
دیروز خیلی اینجا کامنت گذاشتم….امروز دیگه کمتر میذارم؛باشه؟!
قول!
_____________
تو را می شناسم
تو چون آینه
روشن و ساده ای
و مثل پرنده
دلت را به آبی ….به آبی ….
به آبی تر از آسمان داده ای
________________
05:32

17 09 2009
سمانه کاویانی

به نام خدای خوب و مهربون
سلام عموجون
خسته نباشین
نماز و روزه هاتون قبول باشه انشاالله
عمو خیلی خیلی موضوع قشنگیه……فقط یه چیزی…..هیچی عموجون…..منم که نظر خاصی ندارم…..انشاالله که امروز هم مثل روزای قبل و انشاالله که بهتر تر از روزای قبل بشه برنامه تون……ایشاالله که موفق باشین عموی یکی یه دونه ام.
خب دیگه من بیشتر از این مزاحم نمیشم.
فعلا
دست علی یارتون
خدانگهدارتون
توقلب ما می مونه
امید دیدارتون

17 09 2009
سمانه کاویانی

راستی عموجون
این جشن رمضان، یه برنامه ست که قراره شما رو دعوت کنن؟؟؟؟
ببخشید من قرار بود بیشتر مزاحم نشم…..ولی اخه عموجون این عکسه چی چیه؟؟؟ عمووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
آبجی ژاله اگه تو میدونی حتما بهم خبر بده….
یا ابجی های دیگه ازتون خواهش میکنم

17 09 2009
آدامس بادکنکی یا آدم فضاییه یه پا

سلام عمویی گلم
اول یه سوال:
این چیزی که راجب امیر گفتید واقعا اتفاق افتاده یاتوی برنامه قراره اتفاق بیافته؟
حتما تو برنامه دیگه آخه امیر که از این اخلاقا نداره………پسر گلیه……..
(عمو ببخشیدا ولی اگه راجب برنامه است میشه خواهش کنم دیگه داستانو لو ندید؟ببخشیدا ولی آخه اینجوری برامون تازگیه همیشگی رو نداره……بازم ببخشید)
قناعت موضوع خوبیه به درد الان که بچه ها درگیر خرید وسایل مدرسه هستن هم میخوره……منظورم اینه که مثلا بعضیا با اینکه کیف سال قبلشون سالمه بازم امسال کیف میخرن……… یا میرن هزارتا خودکار و مداد میخرن که یه وقت کم نیاد تو سال ولی به زور میتونن دوتاشو تموم کنن اونوقت میان الکی باهاشون مینویسن یا خط خطی میکنن که زودتر تموم شن(حالا اصلا ربط داشت یا نه؟ اخه والا موندم راجب قناعت چی بگم….)
راجب عکسم که باید بگم خب حتما مشکات به آرزوش میرسه دیگه خوش به حالش
ولی عموووووووو(ناراحت)
پس ما که تهران نیستیم چه کار کنیم؟ما که نمیتونیم برنامه رو ببینیم خب اونوقت غصه میخوریم دیگه (ناراحت)(گریه)
**ژاله جون**سلام
منم دوستت هستم؟
آخه میخوام ببینم عمو از منم راضیه یا نه؟
(معلومه که نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(ای بابا عجب دختریما……….خودم اعصابم از دست حرفام خورد شد چه برسه به عمو…..
من معذرت میخوام……..پوزش…………
ولی موندم چرا من همش تو این عکسا مشغول ترسیدنم…….یه پا هم که ندارم ماشالله)

17 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

پيامبر اكرم(ص) فرمود:

طوبى لمن هدى للاسلام و كان عيشه كفافا و قنع به؛ (۱۹۳)

خوشا به حال كسى كه به اسلام راه يافت و زندگى‏اش در حد كفاف بود و به آن قانع شد.

***********************************
گويند حضرت موسى از پروردگار پرسيد بى نيازترين (داراترين) بندگان تو كيست؟ فرمود: قانع‏ترين آنها به آن چه كه او را عطا كردم

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
سلام خسته نباشین . نماز روزه هاتون قبول . خواستم جواب ایمیلتون رو بدم ، نتونستم . یعنی اینکه هم کم آورده بودم هم حرف توی دهنم نیومد .

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
اون عکس بالا : دقیقا نمیدونم چه ساعتی برنامه شروع میکنه اما فکر کنم بعد از اذان باشه . پس جشن رمضان ، شبکه ی تهران منتظرتون هستیم . فقط میشه روز و ساعت دقیقشو بگین ؟ ممنون

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
ژاله جونتو خرسیت رو بیشتر دوست داریو منم لاکیمو . از بین تموم اون عروسکایی که دارم فقط لاکی . آخه بابام خریدش ( نیشخند )

17 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

عکستون بی نظیره . کم کم دارم حسودی میکنم بهتون . فایده نداره . باید بگم فتوشاپو نصب کنن برام

علی یارتون

17 09 2009
آدامس بادکنکی یا آدم فضاییه یه پا

**مرضیه جون** سلام
خانومی اخه این چه حرفیه؟!!!!
بابا جمع دوستانمونو بهم نزنید دیگه…. هی همش تا یه چیزی میشه میگید خدافظ خب بالاخره هرکی اشتباه میکنه دیگه عمو هم به هممون تذکر داد نه فقط به تو که…..
نرو دیگه آبجی………..(ناراحت)
**نرگس جون** سلام
خداروشکر که بابات خوب شده میگما چه کارکرد که خوب شد؟دکتری دارویی؟
ولی این بابای من فقط بلده من بیچاررو حرص بده میگم روزه نگیر میگیره حالا خوبه دکترم گفته ضرر داره ها آخه بگو خدا هم که گفته در صورت ضرر داشتن واجب نیست چه اصراریه تو روزه بگیری آخههههههههههههههههههههه…….. دکتر گفته برو سونوگرافی ولی گوش نمیده که میگه نمیرم خوب شدم (ایشالله خوب بشه) ولی یکی نیست بگه از هوا خوب شدی وقتی درد داری آخه؟!!!
فقط و فقط میخواد منو حرص بده(گریه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

17 09 2009
آدامس بادکنکی یا آدم فضاییه یه پا

**شیواجون** سلام
نمیشه من بعداز ماه رمضون بخونم؟ اخه فکر نمیکنم برسم بخونم

17 09 2009
آدامس بادکنکی یا آدم فضاییه یه پا

عمو چون خودت گفتی اینجا میپرسما:
جواب ایمیلارو خودت میدی یا هرکی ایمیل بده بهتون همون جوابو اتوماتیک میگیره؟
آخه دستت خیلی تنده ماشالله بزنم به تخته
من که غش کردم وقتی جواب دادی
ممنون
خیلی دوست دارم

17 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

باز هم سلام .

این بچگیهاشه ( متاسفانه وقتی 6 ماهش بود آوردیمش خونه . این 6 ماهش نیستا ) :

متاسفانه عکسی ازش نداشتم اما نمونشو گیر آوردم :

الان اگه بخوام حساب کنم یه 3 یا 4 سالی سن دارن

17 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

اِ اِ اِ اِ اِ اِ کار کرد .فکر نمیکردم درست باشه

17 09 2009
رویا

سلام عمویی
دیشب که شب بخیر نگفتین ولی من الا میگم صبح بخیر .
عمو واقعا میاین تو جشن رمضان؟؟؟
عمو بازم به خاطر دیروز ممنون (عمو الان لالا کرده)
عمو دیشب دعا کردما شما چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

17 09 2009
رویا

عمو به کامنتم که نگاه میکنم صد تا عمو توشه (قبلا میگفتن تو انشا اگه کلمه ای رو تکرار کنی ازت نمره کم میشه )
ولی عمو من دوست دارم 24 ساعت شبانه روز 1000 بار بگم عمو
عمو
عمو
عموووووووووووو……..

17 09 2009
حسنا حسینی

سلام عمو..
.
چی بگم عمو راجع به عکس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب این طور که به نظر میاد اینه که شما قناعت کردین رفتین عرش اقای شهریاری قاعت نکرده همون رو فرش مونده….خوب چی بگم؟؟؟.
.

17 09 2009
زهرا متقي

سلام عموجون صبحتون بخير
موضوع امروز هم خيلي خوبه .
عمو راستي موقع مدرسه ها برنامه ساعت چند شروع ميشه همون ساعت 5:30 شروع ميشه يا نه ؟

دوستون دارم يك عالمه هر چي بگم بازم كمه .

يا حق

17 09 2009
حسنا حسینی

اهاااااااااااا کمی فکر کردم: تو ماه رمضان چون ما کمتر از خوراکی ها استفاده میکنیم و ودر واقع قناعت میکنیم و با این کار بیشتر به خدا نزدیک میشیم… و در این ماه عزیز بیشتر به تزکیه نفس میپردازیم چون از امور مادی و زمینی کمی غافل شده ایم و یا میخواهیم که غافل باشیم.
امروز مثل دیروز نمیتونم زیاد حرف بزنم.چون قناعت واژه ایی که کل ایرانیها البته استثنا هم داره با هاش بیگانن.
.
به جای اینکه رعایت کنن جک میسازن غبطه میخورم که چرا نسل ما این بلا سرش اومده
.

.

17 09 2009
دارینوش

سلام عمووووو…
یادم وقتی بچه بودم یه بار خانوادگی رفته بودیم مشهد… وااااای چشمتون بچه جیغ جیغو و بهانه گیر نبینه !!! اره خودم می گم هر جا می رفتیم هر چی رو می دیدم می گفتم باید برام بخرین … و گرنه مشهد رو میذاشتم رو سرم . البته بابا واسم می خرید قربونش برم …
شاید اون موقع بچه قانعی نبودم… شاید هم معنی قناعت رو نمی دونستم!!!
ولی الان بهتر شدم! دیگه بهانه نمی گیرم … چون چیزهایی که واقعا می خوام رو نمی شه با پول خرید … مثل سلامتی .
قناعت فقط در مورد چیز هایی که با پول میشه اونا تهیه کرد معنا میده نه؟؟؟

17 09 2009
فاطمه متقي

سلام عمو ممنون كه ديالوگ هاي اميرمحمدم رو گفتيد.
درضمن من (منتظر چشمك ستاره زنديگم هستم )

17 09 2009
مریم بی آت

سلام حاج عمو.

خوشحالم توی جشن رمضان شرکت می کنید.

عمو برنامه ی دیروزیتون هم معرکه بود با اون لباسای شیک،واقعن بتون میاد.

عمو گفتی قناعت،بچه های امروزی نه می دونن قناعت چیه،نه به جیب مامان باباشون فکر

می کنن فقط می گن بخر.مثل عروسکهای کوکی،بخربخربخربخربخر…اونو می خوام،اینو

می خوام….

عمو این چشم روهم چشمی هم کار خودشو خوب داره انجام می ده،بچه ها رو هم دامن

گیر خودش کرده از هر وسیله هف-هشتاد تا دارن،اونوقت از اون وسیله جدیدشو دوباره

میخوان.از هیچ کدومم استفاده نمی کنن،به قول یکیشون خجالت می کشم از وسایلهای

پارسالم استفاده کنم.خصوصن لوازم و التحریر.

عمو من خودم،دروغ نباشه،از خدا پنهون نی ست از شما چه پنهون یه جامدادی رو هشتاد

سال می برم.*O*

می بینمتون ساعت پنج حاج عمو.

فعلن…

17 09 2009
مبینا

سلام عمو جون…خوبید؟عبادتتون قبول
عمو جون ماه عسل(ماه رمضان)داره تموم میشه…چه قدر زود گذشت…امیدوارم همه تونسته باشن از این ماه پربرکت که فرصتی بود برای خود سازی استفاده برده ببرن.
عمو جون موضوع خوبیه…آدم باید به هر چیزی که داره قانع و خدا را شاکر باشه
الهی شکر…
عمو جون قراره تو جشن رمضان شرکت کنید؟من که از این تصویر اینطوری برداشت کردم.
عموجون فتوشاپتون حرف نداره هااااااااااااااااااااااااااا…ماشاءالله…بزنم به تخته(تق تق تق
صدای ضربه به تخته بود)
دوستدار همیشگی و ابدی شما:مبینا(دخترتون)

17 09 2009
آغاز پايان

قناعت …..عاليه فكر كنم بچهها… كوچولو هارو ميگم اصلا با كلمش آشنا نباشن روي موضوع هاي خوبي دست ميزارين ممنون
و اما در مورد عكس … نظرم اينه كه يه ذره بيشتر توي انتخاب صورت شما دقت ميكرد كه اينجوري دالبور دالبور نشه و در يافتم از اين عكس… فكر كنم امروز يا فردا يا پس فردا يا پسون فردا ميخواين برين جشن رمضان …
نه خسته بزرگ مرد كوچك

17 09 2009
نرگس احمدی

به نام خدایه مهربوووووون..سلام عمویی..یه چیزی بگم؟؟منم فک کردم شماباعصبانیت اونونوشتیدولی جوابتون به بهاروکه خوندم خیالم راحت شد….عموولی اولش دخترم نداشتا…..عمو این عکس میگه ماهایی که توشهرستانیم نمیتونیم روزه عیده فطر عموروتواین برنامه ببینیم وبجایه پسته بایدغصه بخوریم!!!!!!!!البته اصن اشکال نداره اززیره زمینم که شده برنامروگیرمیارم…عموچقد خوب که ازمن راضیییییییین!!!!!!!(الان عمومیگه همه دوستایه ژاله به جزتو!!!!)چقدادم کیف میکنه عموش ازش راضی باشه(الان عمومیگه منکه گفتم ازتوراضی نیستم)عمویی گناه دارم این یه قلمومشتری شید عمو……عمویی دوستتون دارم..قده همه ستاره هایه آسمون؟نه!ازاینجاتابه آسمون؟نه!خیلی خیلی زیاد؟نه!هوارتا؟نه!خیلی خیلی خیلی بیشترازهمه اینایی که گفتم انقدزیادکه فقط خدااندازشومیدونههههه….

17 09 2009
??

سلام
در مورد اون عكس نمي دونم.راستش اطلاع چنداني از رفتن هاي قبلي شما به اين جشن ندارم.خيلي از بچه ها توي كامنت هاشون پرسيده بودن كه شما امسالم به جشن رمضان شبكه تهران مي آييد؟فكر مي كنم به اون ربط داشته باشه.
فكر مي كنم شما به برنامه جشن رمضان شبكه تهران ميريد.اگه اشتباه حدس زدم ببخشيد.
بهره هوشي من همين اندازه تونست كمكم كنه.

17 09 2009
مائده

به نام خدا ….
سلااااااااااااااااممممممممممممممممم عمو جونم …. عمو جواباتون خیلی با نمک شده …. (خنده)
وایی عمو … اون یه نفر کی بود که فهمید شما به وبلاگ هامون سر میزنید ؟! فکر کنم بهار بود دیگه ؟؟ واقعا به هوشش غبطه میخورم … عمو شما میدونید چه جوری فهمید ؟؟؟؟
عمو خوب نه نه نه یعنی سر نزنید … نه سر بزنید … ولی خوب چرا بی خبر ؟؟!
بگید ما یکمی وبلاگامونو وبلاگ تکونی کنیم بعد تشریف بیارین …
وایی … من که وبلاگم واقعا یه ویرایش جانانه میخواد … عمو منو که دیگه شناختید وقتی دلم میگیره و ناراحتم یه موقع هایی یه حرفایی میزنم …. (ناراحت )(عصبانی)
آخه عمو من وبلاگمو با فرض این که شما هیچ وقت نمیبینیدش نوشتم ….
خوب من از کجا میدونستم …. ؟؟!!! با خودم گفتم عمو کجا و اینجا کجا …
عمو ممنون که هر چند وقت یه بار خیالمون رو راحت میکنید که از دستمون ناراحت نیستید … من که هر چند روز میشینم کل کامنت هامو میخونم بعد فکر میکنم واقعا اگه از دستم ناراحت باشید باید چی کار کنم ؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عمو جوابتون به مرضیه رو که خوندم (البته و صد البته که حق کاملا با شماست ) عمو باور کنید انقدر ترسیدم که از جام بلند شدم ده دقیقه دیگه برگشتم … عمو تو رو خدا خشن نگامون نکنید …. (گریههههه)
عمو این کلمه رو که می خوندم واقعا دست و پام داشت میلرزید»تذکر جدی » …
واییییییییییییییییی …. البته بعدش که به بهار گفتید شما را عصبانی نخواهد دید کلیییی ذوق کردم …
عموووووووووووو دیدید کوچول آبجی ژاله رو … خالش قربونش بشه … خیلی نازه نه ؟؟
دیگه فعلا همین !!!
التماس دعا !

17 09 2009
مائده

و اما درباره ی این پست :
قناعت …. باز هم یه موضوع تازه !!!
راستش چیز هایی تو این دنیا هست که ارزشش خیلی بیشتر از مادیات هست … مثلا پدر و مادرمون … سلامتیمون … عمو پورنگمون ….
خوب واقعا همه چیز رو نمیشه تو یه مقطع از زندگی داشته باشی …
شاید بهتره یاد بگیریم از همون امکانات محدودی که داریم بهترین استفادرو ببریم …
چیزی که به انسان ها ارزش میده عیار قلبشون هست نه جیبشون …
درست نیست که فکر بکنیم کسی که دارایی بیشتری داره آدم قابل احترام تر و یا حتی خوشبخت تری هست … این خود ما هستیم که باعث میشیم محیط اطرافمون تحت تاثیر قرار بگیره …
یه جایی میخوندم لباس به آدم ها شخصیت نمیده آدم ها هستن که توی یه لباس یا توی یه جایگاه به اون اباس و جایگاه شخصیت و ارزش میدن ….
یه هنرمند خیلی خیلی محبوب میگه :بهترین هدیه لبخند است … (مجله ی صبح زندگی _ فروردین 86 _ داریوش فرضیایی )
خوب چرا نمیگه بهترین هدیه گرونترینش هست ؟؟؟ چون واقعا این طور نیست چه فایده ای داره آدم خیلی چیزا رو داشته باشه ولی قلبا احساس خوشحالی نکنه …
__________________________________________
و اما عکس این بالا …
خوب اول لباستون تو این عکس که خیلی وقته نپوشیدنش خیلی قشنگه …
آقای شهریاری از مجریهای واقعا توانمند هستن ….
و اما جشن رمضان و حظور عموی مهربونمون ….
واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی …(با جیغ بخونید )
یعنی امشب ..؟؟؟ جدی جدی ؟؟؟ خیلی ماهیییییییییییییییی عموییییییییییییییی
فقط یه چیزی …(ناراحت )
من نمیتونم بیام (گریهههههههههههههههههههههههههههههههههههه)
بچه ها شما ها میرید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
(گریههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه)

17 09 2009
دریای بیتاب عمو

عموجون سلام صبح قشنگت به بخیر عمواین موضوع خوبه البته اگه کسی این روزابهش توجه بکنه مگه این چشم وهم چشمی میذاره کسی به فکر قناعت باشه این روزا همه دیگه به قول خودشون رو مد زندگی میکنن چیزی رو که دارن قدرشو نمیدونن وبه فکر یکی بهتر ازاونن امیدوارم برنامه امروزتون برای اینجور آدما کارساز بشه
عمو جون خییییییییییییییییییییلی دوست دارم
فعلا

17 09 2009
فروغ

سلام عمویی…خوبیییییییییییییییین؟
عمو این عکس یعنی شما امروز میاین تو جشن رمضان؟؟؟؟
ایولللللللللللللل هووووووووووووووووووووووووووورراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
عمو با امیر میاین دیگههههههههههههه؟
هوووووووووووووووووووووورااااااااااااااااااااااااااااااااا …
.

17 09 2009
فائزه طرفدار هميشگي عمو پورنگ مهربون

بسم الله الرحمن الرحيم…
به نام خداي مهربوني كه بهترين بنده اش واسه ما بچه ها يعني شما رو آفريد…
اللهم عجل لوليك الفرج…الهي آمين..آمين يا رب العالمين…
سلام سلام عمو جون…اي عموي مهربون…بهترين عموي دنيا…واسه تموم بچه ها…
سلام سلام دختر عمو هاي گلم…
عمو جون (قناعت)موضوع جالب و خوبيه…
عمو جون اگه اميرمحمد اين كارها رو انجام ميده پس يعني فكر كنم يه جورايي هم داره به دوستش حسادت ميكنه و افسوس مي خوره…
پس موضوع اين دفعه ي فوق برنامه تون يه جورايي به حسادت هم ربط داره…
عمو خدا ما ها رو سالم آفريده…پس ما بايد به همينكه خدا ما رو سالم آفريده قانع باشم و
شكرگذارش باشيم اما بعضي از ماها نه اينجوري نيستيم همش ميگيم نه پس چرا من
اين شكلي ام؟يا دائم از وضعيت ظاهري خودمون شكايت مي كنيم و با اين كار خدا خيلي
ناراحت ميشه…خدا اين همه به ماها نعمت هاي قشنگ و خوب داده اما بعضي از ماها به همين قدر قانع نيستيم و همش مي خواهيم كه بيشتر از اين داشته باشيم…
عمو من اين جمله رو خيلي دوست دارم:
وقتي از خدا چيزي بخواي بهت ميده اگر ديدي دير شد مي خواد بهترينشو برات آماده كنه.
تو يه جا شنيدم:اون دسته از بنده هايي كه دائم از خدا چيزاي مختلف مي خوان خدا سريع
بهشون ميده تا به همونا قانع باشن اما اون دسته از بنده هايي كه از خدا چيزاي خوب مي خوان خدا به اونها صبر ميده تا بهترينشو بهشون بده…
عمو چند تا سوال فقط اگه ميشه تو رو خدا زودي جواب بدين:
1- عمو جون شما ديشب مهمون برنامه ي جشن رمضان بودين؟آخه من ديشب ساعت
9:35 دقيقه رفتم روضه و تا ساعت 12 اونجا بودم.و نتونستم اين برنامه رو ببينم…
2-عمو شما امسال هم مثل سالهاي پيش تو برنامه ي جشن رمضان ميايين؟
اگه ديشب مهمون برنامه شون نبوديد تو رو خدا زودي بگيد كه كي مياييد به برنامه شون تا
ما ها بتونيم تو اين برنامه شركت كنيم…
3-عمو منم چند بار به خاطر يكي از نظرهام كه تو قسمت مطلبتون مربوط به برنامه ي
ماه عسل بود ازتون معذرت خواهي كردم و شما هم هيچ دفعه جواب منو ندادين اما الآن
كه جوابي كه به دختر عموي گلم ژاله جون رو داديد خوندم ديدم كه شما جواب داديد:
من هنوز هم از تو و تمام دوستانت راضيم پس يعني منو بخشيديد؟عمو جون تو رو خدا زودي بگيد…به خدا هنوز هم به خاطر اون نظرم فكر مي كنم كه شما هنوزم از دستم ناراحتيد…
4- عمو بيشتر ما بچه ها دلمون واسه نظر گذاشتن تو اون يكي وبلاگتون يعني:blog.amoo.ir خيلي تنگ شده…هنوز هم دوست داريم و مي خواهيم وقتي كه شما مطلب هاي جديد گذاشتين اونجا هم نظر بديم…عمو خواهش مي كنم كه اين امكان بازم
براي ما بچه ها فراهم بشه…ممكنه؟
5- عمو شما به وبلاگ من اين دفعه سر بزنيد…به خدا من هر روز به اين اميد ميام و نظرهاي وبلاگمو مي خونم بلكه شما هم نظر گذاشته باشيد و من خوشحال بشم و كلي انرژي بگيرم…عمو جون تو رو خدا اين دفعه به وبلاگم سر بزنيد و حتما نوشته ام رو بخونيد…مطلبم به نظر خودم جالبه آخه يه جور بازيه و من به چند تا از سوالها جواب دادم…عمو حتما بياييدهااااااااااااااااااااااااااااااااا.
واي ببخشيد كه اين قدر سوالهام زياد شدن…
پس عمو جون و دختر عموها منتظرتون هستم تا به وبلاگم سر بزنيد…
بهترين بنده ي خدا واسه ما بچه ها و همه ي دختر عموهام التماس دعاي فراوون…
بدرود…
امضا:فائزه(بند انگشتي طرفدار عمو)…
و ( دختر عموي همه ي اونهايي كه ميان و اينجا نظر ميزارن)…
************************************************************
كي از همه خوشتيپ تره؟عمو عمو عمو عمو
كي از همه مهربونتره؟عمو عمو عمو عمو
كي از همه بهتره؟عمو عمو عمو عمو
كي بهترين بنده ي خدا واسه ما بچه هاست؟عمو عمو عمو عمو

17 09 2009
فائزه طرفدار هميشگي عمو پورنگ مهربون

عمو جون يادم رفت آدرس وبلاگمو براي شما و دختر عموهام بذارم.
البته شما كه آدرس وبلاگمو مي دونيد:
http://www.amoodf.blogfa.com
عمو جون من ديگه رفتم…
التماس دعاي فراوون…
بدرود…
امضا:فائزه (بند انگشتي طرفدار عمو)…
و دختر عموي همه ي اونهايي كه ميان و اينجا نظر ميزارن…

17 09 2009
??

سلام
قناعت يعني قانع بودن و بسنده كردن به داشته هاي خود.به نظر من ريشه همه رفتارهاي خود خواهانه و متكبرانه و حريصانه انسان ها به دليل قانع نبودن به داشته هايشان است.
كسي كه نمي تونه قناعت كنه و به عبارتي به قسمت و داشته هاي خودش راضي نيست،قطعا آرامش خيال و آسودگي هم نداره.ذهن و روانش مدام پريشان و مغتشش ميشه.
خيلي خوبه كه اين موضوع رو انتخاب كرديد.بخصوص اينكه داستان از جاي خيلي خوبي شروع ميشود. جرقه اوليه اش توي همين جشن هاي تولد،جشن هاي فارغ التحصيلي يا محيط مدرسه زده ميشه.من خيلي ديدم بچه هايي رو كه وسع مالي پدر و مادرشون نمي رسه ولي بچه ها درك نمي كنند و مدام خواسته هايي دارند كه خارج از توان پدر و مادرشونه.اينطوري خدام ازمون ناراضي ميشه.طمع كردن و چشم داشتن به داشته هاي ديگران يعني اينكه ما به داشته هايي كه خداوند بهمون داده راضي نيستيم.انسان همواره بايد راضي باشه به رضاي خداوند.
حالا يه مورد ديگه ام بگم:به نظر من خيلي خوبه كه عمو موضوع هر روزه برنامه رو بصورت يك پست جداگانه اينجا قرار مي دهند.اينطوري پرداختن اين موضوعات تنها منحصر به برنامه فوق برنامه نميشه.خداييش همه ماها كه مي آييم اينجا اين قناعت كردن رو اينجام رعايت مي كنيم؟
اينكه مي گن:»دانستن اينكه چكار بايد بكني كافي نيست بلكه بايد به دانسته هاي خود عمل كني» همينه.
من اون همه در مورد قناعت كردن حرف زدم.ولي حالا به اين وبلاگ و كامنت دادن و جواب گرفتن از عمو كه رسيده اصلا يادم رفت اينجام بايد قناعت كنم.
التماس دعا

17 09 2009
سمیرا

سلام عمو حالتون خوبه امیدوارم که همیشه خوب باشید

این عکس رو که دیدم گفتم از شما بپرسم که معنی این عکس اینه که می خواهید به برنامه جشن رمضان برید ؟
لطفا اگه اینطوره یه جوری ما رو هم در جریان بگذارید.

عمو اگه می شه باز هم یکی از دست نوشته های خودتون رو اینجا برای ما بگذارید

عمو من یه خواهر کوچکتر از خودم دارم که پنج سالشه شعر در قندون شما رو خیلی دوست داره ( البته خود شما رو هم که خیلی خیلی دوست داره تازه اون روزهایی که شما نمی آمدید قهر می کرد که عمو پورنگ چرا نیومده زنگ بزنید تلویزیون بگید که زودتر عمو پورنگ بیاد ) اگه می شه این شعر رو امروز یا حداقل یه روز دیگه یا نماهنگش رو پخش کنید یا خودتون این شعر رو بخوانید منتظریم یادتون نره لطفا .

دست علی یارتون خدا نگهدارتون تو قلب ما می مونه امید دیدارتون
دوستدار و طرفدار همیشگی شما

17 09 2009
aseman

سلام…
حــــــاضـــــــــــــــــــــــــر..

17 09 2009
مائده

سلام عمو ی مهربونم … خیلی زیاده ولی برای آبجی مریم هست
چون میدونم میاد اینجا …. در هر حال معذرت به خاطر طولانی بودنش …
سلام آبجی مریم جونم … خوبی ؟
من اصلا خوب نیستم ….
میگی چرا ؟؟
نمیدونم آبجی … حال و روز عجیبی دارم … مثل یه کامپیوتر شدم که لازم داره دوباره ویندوزشو عوض کنن … دارم هنگ میکنم !!
دیشب دقیقا 45 دقیقه زل زده بودم به عکس عمو رو جلد مجله ی کولاک …
راه راه های پیراهنشم شمردم … 18 تا بود {خنده} آهان خط های کف دست عمو هم نگاه کردم … ولی من که طالع بین نیستم !!{تعجب} … به این فکر میکردم که الان چی احتیاج دارم … میدونی چی میخوام ؟؟؟
یه کتیبه و زنجیر که برم سال 81 ….
سال خوبی نبود … یعنی کلا این سال هایی که گذشت خیلی هم خوب نگذشت … بالا و پایین زیاد داشت .. غم و شادی … هم برای ما و هم برای عمو …
اما اون موقع خیالم راحت بود که میتونم عمو رو ببینم …
اما الان …. از همه طرف دارن بهم میگن درس خوندن برای کنکور رو شروع کنم .. من که تا همین امسال نهایتا روزی نیم ساعت درس میخوندم الان باید برنامه ریزی کنم برای روزی 6 ساعت مطالعه ی مفید تو خونه … (ناراحت )
تازه این اولشه ….
بعد باید برم دانشگاه …. بعد باید برم سرکار … بعد باید زدواج کنم ….
آه …. چقدر همه چیز داره باسرعت اتفاق می افته مگه نه ؟؟
من اصلا حوصله ی هیچ کدوم از اینا رو ندارم …. ولی خوب همه به اینا میگن زندگی کردن …
مریم یادته اون شب که تا صبح با همدیگه بیدار بودیم … عهد بستیم که تا صد سالگی عمو هم منتظر بمونیم تا اون سرش خلوت بشه و حرفامونو بشنوه …
مریم تو تنها کسی هستی که میدونی هنوز هم پر ازحرفم …
حرفایی که هیچ کدومشو نمیدونم باید بگم یا نباید بگم …
این جا که میام خودم احساس میکنم دارم هذیون میگم … تو کاغذ هام پر شده از نامه هایی که قصد دارم تایپشون کنم … ولی پشیمون میشم … مدام احساس میکنم که هر حرفی میتونه قلب عمو رو برنجونه … و من نمیخوام از دستم ناراحت بشه …
شبا کابوس میبینم از من ناراحته … یکی از همون خواب هایی که برام تعریف کردی … تو میری سراغش و اون نمیخواد ببینت و تو میشکنی … التماس میکنی که برای یه ثانیه گوش بده و زانو میزنی و گریه میکنی و اون میره ….
آبجی کس دیگه ای رو نداشتم که باهاش درد و دل کنم ….
که بهش بگم من نمیخوام بزرگ بشم … من از کنکور میترسم ….
اما میدونی چیه بین همه ی این ها امید روزی که تلاش هام نتیجه بده و عمو بهم افتخار کنه تنها چیزی هست که برام باقی مونده ….
اما بازم بعضی وقتا فکر میکنم که واقعا موفقیت یا عدم موفقیت من که تاثیری برای عمو نداره …
ولی بعدش خودمو سرزنش میکنم و با خودم میگم عمو تمام زندگیشو وقف کرد تا نسل آینده نسلی روشن باشن آدم هایی که بودنشون با نبودنشون فرق داشته باشه …
آبجی راه عجیب و غریبی پیش رو دارم …. یه راه پر پیچ و خم … اما میخوام تا ته تهش برم میخوام کاری کنم که همه بفهمن توی کلاس عمو چه چیز های یاد گرفتم … میخوام به همه ی اونایی که باور نکردن ثابت کنم ….
دیگه همین …. ببخشید آبجی که سرتو درد اوردم …. معذرت !!!
التماس دعا !!

17 09 2009
aseman

آقای مهربون این تصویر چه ارتباطی با قناعت داره؟
راستی…. فکر میکنم برای جشن عید فطر به استانی دیگه سفر کنید ..

17 09 2009
مرضيه

حضرت علي:» قناعت پيشه كنيد زيرا قناعت مالي است كه تمام نمي شود.»

حضرت علي:»هيچ كس از شخص قانع عزيزتر نيست.»
(در ضمن موضوعتون خيلي قشنگه)

17 09 2009
aseman

تقـــــــــدیـــــــــتم بـــــــه آقـــــــــای مـــــــــهــــــــربــــــــون :

___________@@@_@@________@@@@@@
_______@@@________@@_____@@______@@
________@@___________@@__@@______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@___ __________________@@
__@@@@@@@@@______________@@@@@@@
__@@_____________@@@@@______________@@
_@@______________@@@@@____________@@@@@
_@@__________ ____@@@@@___________@@@@
_@@@___________@@@@@@______@@@@
__@@@@__________@@@@__________@@
____@@@@@@_______________________@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@___________@@
________@@@________@@@@@@@@@@@
_________@@@_____@@@_@@@@@@@
__________@@@@@@@
___________@@@@@_@
____________________@
____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
______________@@@@__@__@_____@
_____________@_______@@@___@@
________________@@@____@__@@
_______________________@
______________________@
_______________________@
______________________@
_______________________@
______________________@
_______________________@
______________________@
_______________________@
______________________@

17 09 2009
مریم بی آت

دوباره سلام حاج عمو.

عمو…

بابا اینکه شبکه ی پنجه عمو…

پس ما چی؟

17 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خداي هربون دوست داشتني *
سلام به عمو جون خودم خوبين ؟ نماز روزه قبول باشه .
عمو من هنوز از دست خودم خيلي ناراحتم هنوز نتونستم كنار بيام واي عمو نميدونم چرا اين كارا كردم . عمو اصلا اين ماجرا را براي شما چرا ميام مينويسم تازه شما بيشتر ناراحت ميشيد ميريزم تو دلم اره اين جوري بهتر ، ميام درد دل كنم تازه عمو يه وقت ناراحت ميشن .
عمو موضوع برنامه امروز هم جالبه .خيلي خوبه كه قناعت تو زندگي ادمها باشه ان موقعه است كه آدمها راحتر و آسوده تر زندگي ميكنند وغمي هم نيست . اگه خانواده ها قناعت داشته باشن باباي خونه شب راحتر ميتونه سرشو بذار رو بالش و خوابهاي خوب ببينه عمو . ما ايراني هميشه برعكس رفتار ميكنيم .
عمو ما ايراني ها تو عبادت هامون قناعت ميكنيم تا بقيه ي مسائل. (كاش تو زندگيمون يه كم قناعت ميكرديم به هر چي داشتين را ضي بوديم . ولي تو عبادتمون…..)شايد الان من اشتباه گفتم يه چيزه ديگه را با يه چيزه ديگه قاطي كردم نه ؟؟؟؟
نميدونم اما موضوع خيلي جالبه .حتما برنامه را ميبينم عمو جون منتظرتون هستيم .
اگه امروز گيج و هنگ حرف زدم ببخشيد گفتم با خودم كنار نيامدم .
دوست دارم عمو جونم و خيلي مهربوني .
به اقاي سليمي هم سلام برسونيد (خجالت)
(برادرزادتون تينا)

17 09 2009
مبینا

ببخشید با کدوم برچسب میشه حروف رو به صورت کشیده نوشت؟
راستی بچه ها ماه عسل چی شد؟پیامک دادید؟چند نفر پیامک دادید؟
عمو جون 2تا سوال:موضوع برای فوق برنامه پیشنهاد داد؟
بخش پاسخ به سولات شما کجاست؟
دوستدار همیشگی و ابدی شما:مبینا

17 09 2009
سمیرا

دوباره سلام عمو پورنگ عزیز

ببخشید عمو اینقدر خوشحال بودم که می تونم اینجا براتون کامنت بذارم که هم آدرس ایمیلم رو ناقص تایپ می کردم هم از همه چیز حرف می زدم جز موضوع برنامه شرمنده ام باز هم ببخشید

راستی موضوع برنامتون خیلی خوبه مخصوصا برای اون کوچولوهایی که توی فامیل دخترخاله و پسرخاله و… هم سن خودشون دارن می خوان هر چی اون داره خودشون هم داشته باشن

راستی عمو یادتون نره یه جوری به ما خبر بدید که به جشن رمضان مثل سال های گذشته می روید یا نه ؟
البته یه جورهایی مطمئنم که به اونجا می روید

آخ آخ ببخشید بازهم مثل اینکه زیاد حرف زدم

دست علی یارتون خدا نگهدارتون به امید دیدارتون

17 09 2009
aseman

من از خدا خواستم به من توان و نیرو دهد
و او بر سر راهم مشکلاتی قرار داد تا نیرومند شوم .
– من از خدا خواستم به من عقل و خرد دهد
و او پیش پایم مسایلی را گذاشت تا آنها را حل کنم .
– من از خدا خواستم به من ثروت عطا کند
و او به من فکر داد تا برای رفاهم بیشتر تلاش کنم .
– من از خدا خوستم به من شهامت دهد
و او خطراتی در زندگیم پدید آورد تا بر آنها غلبه کنم .
– من از خدا خواستم به من عشق دهد
و او افراد زجر کشیده ای را نشانم داد تا به آنها محبت کنم .
– من از خدا خواستم به من برکت دهد
و خدا به من فرصت هایی داد تا از آنها بهره ببرم .
– من هیچ کدام از چیز هایی را که از خدا خواستم دریافت نکردم ولی به همه ی چیزهایی که نیاز داشتم رسیدم…

به نظرتون اون طور که ما میخواهیم،خدا جواب پاسخ هایمان را میدهد؟/حکمت؟

17 09 2009
قائدی

سلام
ببخشید اول به یکی از بچه ها یه نکته رو یاد آوری کنم عموتون نعوذبلله خدا که نیست از دل شما خبر داشته باشه یه بزرگی می گه اگر آدمهارو بیش از حد بالا ببری ممکن باعث بشی با سر سقوط کنند آدمها ممکن الخطا هستند.
در ضمن عکس هم حتما یعنی اینکه شما تو برنامه جشن رمضان شرکت می کنید احتمالا هم الان نیست عید فطره اما دوستان توجه بکنند که عمو دوبار می رود یه بار برای جسن روزه اولی ها یه بار هم برای برنامه تلویزیونی البته تا سالای قبل این طوری بوده اما امسال ممکن روال تغییر کنه آدم ها عوض شدن حتما روش کارشون رو تغییر می دادن .
اما دوستانی که نمی تونن شبکه 5 را ببینند ناراخت نباشند چون یه برنامه مذخرفی این جشن رمضان که حد نداره اما ناراحت نشید آقای فرضیایی الان طرفداراتون شروع می کنند توهین کردن به منخیلی خوب شما که می رید انشا الله خوبه. اما بچه ها ببینید امروز عمو تون می گه که کی می آد اگر نگفت یعنی یا نمی آد یا عید فطر می آد اونایی هم که نمی تونن ببینن به سایت http://www.iransima.ir سر بزنن اونجا تا چند روز بعد معمولا هست توی آرشیو امید وارم این بار هم باشه.

17 09 2009
aseman

من از خدا خواستم به من توان و نیرو دهد
و او بر سر راهم مشکلاتی قرار داد تا نیرومند شوم .
– من از خدا خواستم به من عقل و خرد دهد
و او پیش پایم مسایلی را گذاشت تا آنها را حل کنم .
– من از خدا خواستم به من ثروت عطا کند
و او به من فکر داد تا برای رفاهم بیشتر تلاش کنم .
– من از خدا خوستم به من شهامت دهد
و او خطراتی در زندگیم پدید آورد تا بر آنها غلبه کنم .
– من از خدا خواستم به من عشق دهد
و او افراد زجر کشیده ای را نشانم داد تا به آنها محبت کنم .
– من از خدا خواستم به من برکت دهد
و خدا به من فرصت هایی داد تا از آنها بهره ببرم .
– من هیچ کدام از چیز هایی را که از خدا خواستم دریافت نکردم ولی به همه ی چیزهایی که نیاز داشتم رسیدم…

به نظرتون اون طور که ما میخواهیم،خدا جواب دعاهایمان را میدهد؟/حکمت؟

17 09 2009
حدیثه حقیقت خواه**فقط خدا**

دوباره سلام عمو جان.
چه عکس خوبی…حالا نمیدونم اونجا میخواید برید یا نه!شاید آره چون هر سال تشریف میبرید امـــــــــــــــــــــــــــــــــا یه چیزی بگم در مورد آقای پور شهریاری!
راستشو بخواید من از اول ماه رمضون هر شب این برنامه رو دیدم البته تکه پاره چون آدمی نیستم که مثل بچه آدم سر هر برنامه یی تا آخرش بشینم فقط برنامه شماست که از این لحاظ فرق میکنه!داشتم میگفتم پریشب بس که آقای پور شهریاری گفتن دردو بر شما – درود بیکران بر شما من غش کرده بودم…حالا نمیدونم چرا از پریشب تا حالا هر وقت برنامه رو می بینم نمیتونم جلو خنده امو بگیرم تا جایی که به دوستام اس دادم گفتم:
سلام…درود بر شما
چه خبــــــــــــــــرا؟…درود بر شما
چطوری؟….درود بر شما
اصلا برام شده لطیفه دقیقا مثل بوسه های حمید گودرزی تو سال 64(منو دوستم اسمشو گذاشتیم بوسه سال 64،خیلی باحاله!اصلا نمیفهمم چه جوری اونجوری میشه)
در مورد آقای شهریاری هم میدونم تکه کلامشونه ولی خیلی زیاد میگن!!!!!!!!
با اجازه اتون دیروزم درود بر شماهای شمارو تو برنامه شمردم…3 بار گفتید درود بر شما
کلی خدارو شکر کردم چون زیاد نبود.
ای وای اون بالا نوشتم آقای پور شهریاری باور کنید تقصیر من نیست…همش تقصیر بابامه که فامیلیارو عوض میکنه!دقیقا پریروزم فامیلی شمارو عوض کردن!
میگه:این صدا پیشه ی پنگول داریوش پور فرضیایی نیست گفتم:نه خیرم هومنه که فایمیلیشو نمیدونم(اصلا صداشون تابلوئه)
دیشبم میگه:داریوش پور فرضیایی نمیاد تو جشن رمضان؟!
تازگیا فکر کنم خیلی بهتون علاقمند شده!!!!!!!!!!!!!!!!البته بماند که من همیشه با بابام سر برنامه شما کل کل دارم…میاد میبینه کامپیوتر روشنه دارم برنامه تونو میبینم(آخه من تو تی وی نمیبینم چون مادرم گناه داره به خانه بر میگردیمو می بینه منم دلم نمیخواد اذیت بشه خیلی وقتا شده برنامه تونو برفکی دیدم!)میگه:دوباره عمو پورنگ بچه 50 سالته خجالت بکش به خدا میام خاموش میکنما!!!!!!منم میگم:ریز می بینمت جرات داری بیا خاموش کن(شانس آوردم خانواده با برنامه اتون مشکلی ندارن وگرنه روزگارم سیاه بود)در اصل بابام خیلی باحاله بیشتر برنامه هایی که از شما ضبط میکنمو پدر گرامی لطف میکنن دی وی دی میکنن…
من به این نتیجه رسیدم که ما بچه های بزرگ چون رو برنامه اتون فوق العاده حساسیم همه دوست دارن 2 تا چیزی به ما بگن 4 تا چیزیم به شما چون شما مرد هستید و قضیه فرق میکنه!ولی امیدوارم تمام کسانی که دارای این خصوصیت هستند اخلاقشونو بذارن کنار چون این خودش یه خصوصیت اخلاقی بده.
در موردم قناعتم!!!!!!!!!!!!!!اگه بشه خوبه،که نمیشه!!!

17 09 2009
فرزانه

بنام خالق قناعت پیشگی* سلام عمو خوبید؟؟؟ خداروشکر…نماز وروزهاتون قبول. موضوع قشنگیه ***امیدوارم موضوعات برنامهاتون بچه هارو تحت تأثیر قرارداده باشه وبده.. عمو نظرات چندتا از بچه ها رو بالا خوندم من هم براتون آرزو میکنم موفق باشید عمو به امیر وسهند سلام مخصوص مخصوص من رو برسونید وبگید برای اون ها هم آرزوی موفقیت دارم چه تو برنامه شما چه برنامه های دیگه.***** اگه زحمتی نیست این اسمها رو تو برنامتون بخونیدممنونتون میشم: مهرشاد حیدری7ساله. نیایش وهدیه نجفی 3روزه.. فرزانه خسروی 14ساله ممنونم عموحاجی موفق ومؤید باشید انشاءلله…..*******

17 09 2009
شیما دهقان

میگن اونایی که دوست خوشگل دارم میرن بهشت حال می کنی مفتی مفتی می ری بهشت؟؟!!(شوخی کردما!!!)
عموجان سلام خسته نباشید برنامه دیروز واقعا عالی بودهر لباسی که می پوشید بهتون میاد.
عمو (سهند ومتین وامیرمحمد ) خیلی بامزه اند برنامه رو قشنگ تر کردن…
عمو چون کامنت های منو تایید نمی کنید می گفتم دیگه براتون کامنت نمی ذارم اما من اینقدر شما رو دوست دارم که با یک کامنت تایید نکردن شما دلسرد نمی شم وبازم میام و می نویسم بعد از چند سال آزگار یه عمو پیدا کردم نمی تونم به این راحتی ها از دستش بدم گفتم که گفته باشم. هاااا

سلام ممنون از لطف شما

17 09 2009
فرزانه

بنام خالق قناعت پیشگی..سلام عمو خوبید؟؟؟خداروشکر..نمازوروزهاتون قبول. موضوع قشنگیه. امیدوارم تمام موضوعات برنامهاتون بچه هارو تحت تأثیر قرار داده باشه وبده. عمو نظرات دوستان رو بالا خوندم من هم برای شما آرزو دارم موفق باشید عمو ازطرف من به امیر وسهند سلام مخصوص مخصوص برسونید وبهشون بگید براشون آرزوی موفقیت دارم چه تو برنامه شما چه برنامه های دیگه… عمو اگه میشه این اسمهارو تو برنامتون بخونید ممنون میشم:مهرشاد حیدری 7ساله* نیایش وهدیه نجفی 3روزه* اسم خودم رو هم اگه شد بگید فرزانه 17ساله….***** موفق ومؤیدوپیروز باشیدانشاءلله***

17 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام
خسته نباشین
نماز روزه هاتون قبول

* فاطمه جون * اون کاری که بابات انجام میده ( روزه گرفتن ) اصلا خوب نیست . تازه یه جور گناه به حساب میاد . وقتی براش ممنوع شده دیگه چرا روزه میگیره ؟

17 09 2009
بهار

سلام عموی گلم
معذرت می خوام یه لحظه:
*قائدی * عزیز شما چرا این شکلی صحبت می کنی؟!
عمومون نعوذ بلله معلومه که خدا نیست… اما دوست داشتن هر کسی رو که خدا دوست داره،یه سعادته!یه نعمته!
در ضمن طرفدارای عمو اینجا هیچ وقت به هیچ کس *توهینی*نمیکنن!

همه با هم در این وبلاگ دوست هستیم

17 09 2009
نشمین

سلام. نماز وروزه قبول. این عکس یعنی اینکه شما در برنامه جشن رمضان حضور داشته اید و ما که در کرمانشاه هستیم برنامه شما را ندیدیم. اگر میشه ضبط شده این برنامه رو توی وبلاگ بذارید که ما ببینیم. مثل ماه عسل. راستی اسمشو خوندید ممنون. خدانگهدار

17 09 2009
مائده

سلام عمو ی مهربونم ….
سلام آبجیای گلم ….
(((((((((((((((((((((((((آپم))))))))))))))))))))))))))
آبجیای مهربونم … با تشکر از همه ی اون هایی که دیروز اس ام اس دادن … امروز تماس با روابط عمومی فراموش نشه …
آبجی دریا آبجی الهه آبجی مریم آبجی پریسا آبجی شیرین و آبجی نرگس و …
نظراتتون راجب این آپم برام مهمه ….
عمو شما هم میشه بیاید ؟؟؟
اسرار نمیکنم چون میدونم سرتون شلوغه ولی حظور سبزتون خیلیییییییییی بیشتر از چیزی که فکر میکنید خوشحالم میکنه ….
التماس دعا !!!

17 09 2009
aseman

سلام آقای فرضیایی خوبید؟
انشالله همیشه تندرست و موفق باشید…..
امیدوارم برنامه ی امروزت هم عالی باشه…
نماز روزه هات قبول…
التماس دعا…

سلام ممنون از لطف تون نماز و روزه های شما هم قبول الله …همیشه پایدار باشید

17 09 2009
شیما دهقان

قناعت گنجی است که تمام نمی شود
قناعت توانگر کند مرد را

17 09 2009
زينب صائمی

سلام
فقط در مورد عكسه ميگم
منظورتون اينه كه امسال هم ميرين جشن رمضان؟

17 09 2009
aseman

من ضبط شده ی این برنامه رو دیدم و دارم،همون که شما مثل آقای شهریاری صحبت کردید و همه خندیدند، امیر محمد هم همراهتونه….

17 09 2009
قائدی

به نام خدا
طرز تهیه کباب کوبیده به شکلی که وا نره :
اول میروید دم قصابی می گید گوشت کبابی چرخ کرده می خوایم می گیرید تشریف می آورید خونه برای چهار نفر 2 تا پیاز نیاز هست شما با رنده با قسمت ریز پیازهارا رنده می کنید حتما باید با رنده, رنده کنید با دستگاه هرگز نباید خورد بشه بعد آن پیاز را می ریزید توی سبد ریز تا آب پیاز جدا بشه اما نگهش می دارید بعد پیاز را با گوشت قاطی می کنید نمک و زردچوبه به مقدار لازم خیلی چنگ می زنید این قسمت خیلی مهمه خیلی بعد گوشت رو به سیخ می کشید د برای اینکه به دستتون نچسبه از آب پیازا یکمی به دستتون می زنید بعد گوشتو بر می دارید. در ضمن حد اقل 1 ساعت قبل از اینکه روی شعله بگیرید باید گوشتارو به سیخ بزنید و بگذارید تا خوب به سیخ بچسبه اما در مرحله بعد روی شعله می گیرید تا نیم پز بشه کف یه سینی نون می گذارید چون تو این مرحله گوشت آب باز می کنه می گذارید رو نون تا آب گوشت جذب نون بشه بعد دوباره روی شعله ملایم می گیرید تا مغز پخت بشه.

17 09 2009
صباح

سلام عمو
سوال هوش پرسیدین؟(خنده) خب معلومه میخواین برین برنامه ی جشن رمضان دیگه ، عمو خدا رو شکر گفتین اخه من از اونجا که شما هر سال توی این برنامه میاین هرشب میشستم این برنامه رو میدیدم و در به در دنبال شما،حالا دیگه مطمئنم که میرید.
عمو همه حتی اون ادم به ظاهر مومناش دم از قناعت میزنن ،اما خدا وکیلی شما خودت یه نیگا کوچیک توی این جامعه بنداز ، از همون خانواده های به اسم مومنش هم شروع کن،زندگیشون سرار تجمله ، از همه چی باید بهترینشو داشته باشن ،وسایل بچه هاشون که دیگه سربه فلک میزنه ، حتما باید روی اپنشون انواق و اقسام وسایل باشه: سرخ کن ، مایکروفر ، قهوه ساز ، ماساژورو…
با این اوضاع ادعا داریم که ما جامعه ی مسلمان داریم .عجب مسلمونای حرف گوش کنی

17 09 2009
صباح

عمو جونم چرا شکلک نمیذارین تا ما بخاطر بیان قیافمون لازم نباشه هی تو پرانتز بنویسیم چه حالی داریم؟
راستی عمو یادتونه دیروز گفتم حالم زیاد خوب نیس ، امروز خیلی بهتر شدم ، با احوالپرسی های نرگسم خیلی خیلی بهترم شدم .عمو بعد شما نرگس بهترین دوست دنیاس ، میدونستین؟خیلی ماهه .
عمو میشه بی زحمت از اون حافظای قران که مهمون برنامتون میشن بپرسین چه جوری و از کجا تلفظ حرفا و کلمات عربی رو یاد گرفتن؟

17 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام .
خسته نباشین .
نماز روزه هاتون قبول
یه چیزی :

* ژاله جون * کجایی ؟ کارت دارم . واجبه در حد المپیک .توی وبت واست کامنت گذاشتم جوابمو بدیا .

علی یارتون . خدانگهدار

17 09 2009
بهار

سلام *مبینا***
برای کشیده نوشتن حروف کلید shift رو نگه دار و کلید J رو فشار بده! هر قدر بیشتر نگه داری کشیده تر می شه !برچسب نیاز نداره آجی!
_____________
عمو میگم من تصمیم داشتم که بیام تو جشن رمضان،اما فکر کردم اونجا احتمالا اینقدر شلوغ میشه که عمرا من نتونم بیام پیشتون…تازه فکر کنم اصلا اجازه ندن اون همه جمعیت نزدیکتون بشن،نه!؟ میترسم بیام اونجا حتی نتونم از دور هم ببینمتون اینجا حداقل از تلویزیون چهرتونو که میبینم! تازه برنامه رو هم میخوام ضبط کنم… عمو دلم براتون تنگ شده…دوباره امروز دارم زیادی کامنت میذارم،دیگه تا بعد از برنامه نمی ذارم،چشم!
راستی ممنون که ادامه کامنت قبلی منو پیش گرفتین،راستش یه لحظه خیلی بهم برخورد… مخصوصا از اون نقل قول مثلا بزرگونه و فلسفه ای!!!

17 09 2009
آغاز پايان

از اين همه جارو جنجال و قهر و دوستي و ناراحتي و ببخشيد و ….

خسته نباشيد
همين

سلام ای گفتی …

17 09 2009
صباح

عمو شما مطمئنا امشب میرین اونجا؟ همین امشب؟اخه عمو میخوام به بابا بگم با هم بیایم اونجا، ولی مطمئنم کنین که همین امشب میاین ، یعنی من میتونم ببینمتون؟خدایا

17 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلام سلااااام…اول یه خبر خووووووب..آجی ها به گوش آجی ها به هوش!!!آجی سولماز اومده…چی چی آورده؟آپدیت خوشگل…با صدای چی؟با صدای پیشوله سولماز(اسم گربه اشه خیلی هم لوسه)میو میو میوووو!http://5252525252.blogfa.com
عمویی جونم امروز رفتیم خرید واسه دانشگاه..عمو من از بچگی اون کیف رو دوشی شما رو خیلی دوس داشتم همون مشکیه که توی مجله رشد باهاتون مصاحبه کرده بودن..از اون موقع تو فکرم بود هر وقت خواستم برم دانشگاه از اون کیفا بخرم.حالا امروز رفتیم از اونا پیدا کردم اما آجیم گفت واسه کتابای شونصد صفحه ایت خوب نیست..مجبور شدم یکی دیگه بخرم اما عمو بلاخره میخرمش..عمو حالا این کیف رو گرفتم دستم خنده ام گرفته…اصلا همه کارای مربوط به دانشگام واسم خنده داره هیچ چیزشو نتونستم جدی بگیرم..اصلا این کیفه اینقدر بزرگونه اس من خنده ام میگیره وقتی باهاش راه میرم!عمو من فعلا قناعت کردم به این کیف اما این قناعتم زیاد طول نمیکشه دلم پیش اون کیف شماست!!!
______________________________________________________________
مهر فروتن عزیزم ..رشته ام: کارشناسی شیمی کاربردی گرگان..قربونت برممم
مرضیه جون رامینا الان تهرانه…
بچه ها برای شفای سولماز دعا کنین!! :-) بچه ام از اون روز که عمو اسمشو تو برنامه آورده همینجور غش میکنه حال میاد غش میکنه حال میاد غش میکنه…وای مردم از خنده با این پیامای آجی سولمازمون!

(دخترتون)

17 09 2009
صباح

عمو شمام خسته شده بودین؟از جوابتون به اغازپایان فهمیدم، حالا خدا رو شکر که تموم شد

17 09 2009
مائده

سلام ….
امروز زمان چرا نقدر دیر میگذره ؟؟؟ چرا انقدر آسمون ابریه دلم گرفت …(گریه)
**بهار** دستت درد نکنه … الان اومدم همینا رو به خانم قائدی بگم … دیدم شما زحمتشو کشیدین و عمو جونمون هم که تائید کردند …
بهار جونم این پیامک آنلاین چه کاربردی داره ؟؟؟؟ یعنی خوب وقتی عضو شدیم بعد چی میشه ؟؟؟
**ژاله ** رامینا میدونی کی میرسه تهران ؟؟؟ راستی آبجی ژاله من با تو دوستم دیگه ؟؟ عمو میگه از تو و دوستات راضیه … {نیشخند} آخی کوچول طفلکی … یه سوال کوچولم پفک دوست داره ؟{نیشخند} راستی الان از دستتت عصبانیم مگه قرار نبود هر وقت آپ کردی اینجا خبرمون کنی …{ناراحت}
**فروغ ** آبجی جونم … چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا فکر کردی من قهرم … من و قهر …. !!!
فدات شم اتفاقا من خیلی میام وبلاگت چون شعر وبلاگتو گوش میدم …. فقط نمیدونم چرا نمیتونم قسمت نظرات هیچ وبلاگی رو باز کنم …
**پریسا ** فرقی نمیکنه عزیزم …چه اینجا و چه در وبلاگم نظراتتو میخونم …
خوشحالم که اشکات از روی ناراحتی نبود …
آخه من اصلا دلم نمیخواد باعث بشم دل آبجیای گلم بگیره ….
خوشحالم که تو هم خاطرات و احساسات مشابهی رو تجربه کردی …. این خیلی برام مهمه که اگه بچه ها هم احساس من رو تجربه کردن بهم بگن …
عمووووووووووووووووووووووووووو دلم خیلی گرفته …. عمووووووووو میشه به من بگید : سلام …
دیوونه نشدم عمو … خوب الان یه ماهه پایین هیچ کدوم از دیدگاه هام حرفای قشنگ شما نیست …(گریههههههههههههه)
الان میگید: خوب کمتر پرت و پلا بگو !!!
چشم … این قناعت خیلی سخته ها … مخصوصا تو وبلاگ عموت …
دیگه همین … التماس دعا !!! (گریههههههههههههههههه)

17 09 2009
مبینا

عمو جون سلام ببخشید…با اجازه میخوام جواب بدم
بله… طرفدارای عمو اینجا هیچ وقت به هیچ کس *توهینی*نمیکنن.بلکه اگه کسی مرتکب اشتباهی شدراهنماییش میکنن.
زشته…عیبه…بده…یعنی چی که مذخرفته خواهر/برادر من؟؟!!
اوناهم برای برنامه زحمت میکشن حالا شما خوشت نمیاد دلیل نمیشه که بگی برنامه ی مذخرفیه جناب قائدی عزیز.
ما عمومونو دوست داریم … ما هرچی میگیم رو دیدیم که میگیم…خوبی های عمو رو دیدیم که میگیم و عمو رو بالا میبریم…ضمن اینکه عمویی که ما میشناسیم هیچ وقت به خاطر تعریف و تمجید های ما مغرور نمیشه…مگه نه عمو؟
به قول بهار جون:***همه با هم در این وبلاگ دوست هستیم ***
دوستدار همیشگی و ابدی شما و آبجی های گلم:مبینا

17 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام . خسته نباشین . قبول باشه .

* قائدی جون * ممنون از لطفی که در حقم کردی ( بوس )

علی یارتون

17 09 2009
شیرین

سلاممممممممممممم عمویی :-)
عمو جون خیلی ماهییییی عمو امشب میری جشن رمضان؟وایییی عمو خیلی خوشحالم ولی نمیتونم بیام اونجا اخه بابام کار داره ولی عمویی حتما برنامشو نگاه میکنم عمو از اول ماه رمضون منتظرتون بودم….یوهووووو
عمو الهی من قربونتون برم عموووو تیپ بزنیا!!از این لباسایی که تو برنامه میپوشی بپوش نمیخواد لباس مردونه بپوشی….. :-[
عمویی چقدر خوب شد که جواب ابجی ژاله رو دادی…..ابجی جونم تبریک دختر بوووووووس :-)

17 09 2009
??

سلام
آغاز پايان*خيلي دختر با جنبه و با ظرفيتي هستي.آفرين.از اين خصلتت خيلي خوشم اومد.
بهار* همه با هم در این وبلاگ دوست هستیم*.آفرين
آسمان* مـــــــــهــــــــربــــــــون متني كه گذاشتيد خيلي قشنگ بود.خداوند هميشه بهترين ها رو برامون رقم ميزنه.
خانم فروتن*حالا نوبت منه.كجاييد؟چرا امروز نيامده ايد؟

17 09 2009
شیرین

عمو چه عکسی دارم من…. :-)
ادم یاد دراکولا مییوفته…(خنده)
عمو الان دارم به شما خشن نگاه میکنم…..

17 09 2009
sahar

به نام خداي بخشنده و مهربون
دريا دل آشناي من ! سلام
طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق.
خدا يك ماه از سال را رمضان كرد تا لذت خوبيهايش را بچشيم و 11 ماه ديگرش را مثل رمضان كنيم. ان شا ء ا..
» قناعت » ….. يعني به آنچه خدا بهت داده و آنچه در حد توانت هست راضي باشي.
اما فقط بايد سرجاي خودش استفاده بشه وگرنه تبديل به خساست و يا خصلتهاي بد ديگه ميشه. مثلا نبايد هيچوقت از نظر داشتن اخلاق پسنديده ، به آنچه هستيم قانع باشيم .
آدم ها از نظر روحي و معنوي و فكري نياز به تكامل دارند…. بايد براي انجام كارهاي خدا پسندانه دست از قناعت كشيد…. تعادل داشتن قناعته…. نه افراط و نه تفريط.
اما متاسفانه اينجاها قناعت بيشتره و توي مسايل مادي چشم و هم چشمي و زياده طلبي فراوون.
بعضيها هم فكر مي كنند قناعت يعني بيچاره بودن و چيزي نداشتن….. از اينور سقوط مي كنند. مثلا لباسشون پاره و خراب شده و قابل پوشيدن نيست …. پولش را داره يك دست لباس تهيه كنه اما ميگه من به هميني كه دارم قانع ام. ايكاش اينجور آدمها پولهاشون را صرف كار خير كنند… متاسفانه براي پول زندگي مي كنند . ايكاش بدونيم اين قناعت نيست.
خواسته هاي بيجا و بالاتر از توان ، دشمن قناعت در هر امريه . بچه ها هم بايد حد توان خانواده هاشون را بدونند…. بدونند اگر قرار باشه هر چيزي كه كسي داره اونها هم داشته باشند بايد تمام دنيا در خدمتشون باشند و اين غير ممكنه.
و اينكه براي داشتن خاسته هاشون ممكنه چه چيزهاي با ارزشي را فنا كنند.
اين داشتنها نسبيه… هر كسي ثروت و دارايي اي داره ، ايكاش ثروتهاي اخلاقيمون زبانزد عام و خاص بشه.
براتون موفقيت آرزو مي كنم…. مراقب خودتون باشيد.
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

17 09 2009
شیرین

ابجی ها سلامممممم
یه سوال تکنیکی؟
قضیه ماه عسل چییه؟قضیه پیامکا & روابط عمومی؟
یکی منو از کنجکاوی(کلمه مودبانه فضولی )بیرون بیاره……
کمک ای ایحن ناس

17 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
مرضیه جان؟!این کارت که در حد مسابقات بین المحلی بود!مامان:خرداد…بابا رو نمیدونم.
عمو راستییییی خواهش میکنم وقت ارتباط تلفنی رو بیشتر کنین گناه دارن عمو هزار تا چیز تو فکر بچه هاست که میخوان بهتون بگن اما اصلا وقت نیست..برای اینکه وقت برنامه رو زیاد کنن به کی بگیم که واقعا جواب بگیریم؟!ما میتوووونیم عمو…دختراتونو دست کم نگیرین!!
(دخترتون)

17 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
سلام عمو
ببخشيدها اما آرزو به دلم موند يه بار بگم » سلام عمويي» اما ترسيدم بگين «پررو»، بعدم ناراحت بشين!!!!!
شوخي كردم، ناراحت شدنتونو، اما در اسرع وقت توضيحات لازم رو در جواب » آي گفتي» هاتون خواهم داد
راستي اميدوارم جوابايي كه تو وب ژاله دادم رو نخونده باشين، مي ترسم ناراحتتون كرده باشم!!!
ببخشيد دارم باز زيادي شوخي مي كنم ، مي دونم آخرشم ناراحتتون خواهم كرد
عمو، ديدين چي شد؟ اينقدر تو وب ژاله حرف زدم از دستم ناراحت شد قسمت پاسخ پستشو حذف كرد
و اما عكس، فقط مي تونم بگم، حيف كه مشهد شبكه تهران نمي گيره ، حيف كه از تلويزيون فقط برنامه هاي شما رو مي بينم و لاغير و ديگه اينكه احتمالا امروز هم لباس ديروزتونو مي پوشين!
راستي امروزم بي زحمت يه خورده بلند تر صحبت كنين
عمو
شرمنده اما چرا «قائدي» محترم اين قدر خشنن
بابا ما توهين نمي كنيم اگه يه خورده لحنمون تند ميشه زودي عذرخواهي مي كنيم ، شما پس چي؟ تو اين مدت اين قدر گفتين، ما گفتيم دارين بهمون توهين مي كنين؟
در ضمن هر برنامه اي در كنار قوتهاش، ضعف هايي هم داره، اما فكر كنم هر برنامه اي مثل برنامه ي عمو به مخاطبينش احترام بذاره و انتقاداتشون رو در حد امكان پذيرا باشه، بهتر نيست با 162 تماس بگيرين و ايرادات رو مطرح كنيد، ضمن اينكه من و شما فقط اين طرف يه صفحه رو مبينيم كه آدمها توش حرف مي زنن، شما كه واردترين مي دونيد كه چه مشكلاتي تو اجرا و ضبط و پخش يه برنامه وجود داره
اميدوارم حرفام رو به حساب توهين نذارين
.
ديگه اينكه چه خوب شد بالاخره ياد گرفتم تصوير رو خودم انتخاب كنم از تمامي دوستاني كه مرا در اين امر خطير ياري نمودند كمال تشكر رو دارم، و چه به موقع هم بود، چون اگه الان يكي از اين آدم فضايي ها كنار اسمم مي ديدم ديگه….
عمو
ببخشيد اگه ناراحتتون كردم!!!!!
اما جدي جدي فكر كنم دارين ناراحت مي شين اگه يه بار ديگه بگم ناراحت شدين، بذارين به حساب تموم كامنت هايي كه در جوابش مي گفتين «براي طرح سوالات فقط اينجا»
التماس دعا
جشن رمضانم بهتون خوش بگذره انشاءالله
راستي، يه نكته كه گاهي فراموش ميشه: قناعت با خساست فرق مي كنه اينو لطفا يادآور بشيد كه وقتي كسي قانعه نگن تو از روي خسيسيته !
فعلا
خدانگهدار

17 09 2009
شیرین

کی از همه خوشگل تره؟؟؟ عمو داریوش عموداریوش
کی از همه مهربونتره؟؟؟عمو داریوش عمو داریوش
کی از همه شیطونتره؟؟عمو داریوش عمو داریوش(عمو داری خشن نگاه میکنی! :-) )
.
.
.
عمو یه خواهشی دارم ازت ….عمو من به شخصه عقده ای شدم &اعصابم خورد شده و …..
عمو چرا شعر گیلان رو نمیخونید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حیف که دلم نمییاد یه لحظه هم باهاتون بقهرم :-( :-( عموووووووووووووو اخه من گناه دارم
یه دانشجوی جدیدالورود زیست شناسی ازتون خواهش میکنه…..
(خواهش)

17 09 2009
شیوا محجل

سلام عمو..
خداوند تو قرآن مي فرمايد: اکلوا و اشربوا ولا تسرفوا… بخوريد و بياشاميد اما اسراف نکنيد
پيامبرگرامي اسلام و امامان ما خيلي رو اين مسئله سفارش کردند.
دو گروه هستند که هيچ وقت سير نمي شوند.. طالب دنيا-طالب علم..
قناعت بزرگترين ثروته.. ادم قانع هميشه ثروتمنده حتي اگه چيزي نداشته باشه و ادم حريص هميشه گداست حتي اگه تموم دنيا مال اون باشه..
فعلا عموجان.. به اميد ديدارتون تو ساعت پنج

17 09 2009
معصومه ی زمینی

به نام خدا
حاجی نازنینم سلام
طاعات و عباداتتون قبول امیدوارم که در شبهای قدر من رو اون گوشه ای دلتونم که شده جا داده باشین و دعام کرده باشین،من که دعاتون کردم حتی اگر یادم می رفت خدا یاد آوریم می کرد.
واسه این میگم خدا یادآوریم میکرد چون شب نوزدهم تو مسجد نشسته بودم یه بچه جلوم بود یکدفعه دهنش رو جمع کرد مثل شما و من یاد شما افتادم.شب بیست و یکم تموم مدت یادتون بودم.شب بیست و سوم داشتیم قرآن می خوندیدم سوره عنکبوت آیه 8 خدا می فرماید به پدر و مادر خود نیکی کنید من باز یاد شما افتادم.پس می بینید حسابی براتون دعا کردم حالا شما هم در این روزهای پایانی ماه مبارک من رو دعا کنید امروز وقتی یادم افتاد 2،3 روز دیگه این شعر رو زمزمه می کنیم که:
عید رمضان آمد ماه رمضان رفت **** صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
یهو دلم گرفت.کاش خدا به همه کسانی که تا حالا ماه مبارک رمضان رو درک نکردند و بی ثمر سپریش کردند کمک کنه تا این چند روز آخر این توفیق رو پیدا کنن.انشاالله
حاجی راستی از اینکه اسم خواهر زاده های عزیزم رو در برنامتون خوندید واقعا ممنون ساحل خیلی خیلی خوشحال شد یه دنیا تشکر.
با این لطفی که کردید ساحل گلیم تصمیم گرفته حافظ قرآن کریم بشه تا بتونه در برنامه بی نظیر و عالیتون شرکت کنه.
التماس دعا
دوستدار ابدیتان معصومه

17 09 2009
معصومه ی زمینی

به نام خدا
آجی های دوست داشتنیم سلام
طاعات و عباداتتون قبول امیدوارم در این روزهای آخر ماه مبارک من رو هم دعا کنید
هورااااااااااااااااااااااااااااااااابالاخره من اومدم
دلم حسابی واسه تک تکتون تنگ شده بود خیلی خیلی تنگ
آجی های گلم من حالم خوبه اگر این چند وقت نتونستم بیام دلیلش قطع ناگهانی و طولانی خط تلفن مون بود من هم عادت به کافی نت رفتن ندارم این شد که چند وقتی از اینجا دور بودم.
هر چی حاج عمو گفت ماه مبارک رمضانه بیشتر به فکر عبادت باشین کمتر بیاین اینجا من گوش ندادم دیگه خدا خودش وسیله ارتباطم رو قطع کرد(با خنده)
آجی ها شرمنده می دونم حرفهای که الان می خوام بزنم همش با تاخیر باید ببخشید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آجی تینا رادفر نژاد عزیزم
می دونم که خیلی وقته گذشته اما وظیفه ام هست که بهت بگم گلم زیارتت قبول ممنون که من رو هم دعا کردی.خانمی راستی حال مادر بزرگت چطوره؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آجی سحرم گلم
ممنون که به فکرم بودی نازنینم
آره آجی دیدم حاج عمو اسم ساحل و امیر ارسلان رو در برنامه عالیشون خوند وای آجی ساحل انقدر خوشحال شد کلی کیف کرد.
آجی تی جان قربان ممنون از لطفت خدا نگهدار چشمت باشه گلم اما فکر نکنم دانشگاه قبول بشم(با خنده)
خواخور جان راستی ممنون که بهم گفتی رشته خشکار چیه این جور که شما به گفتی حتما باید خیلی خوشمزه باشه دفعه دیگه که اومدم شمال حتما حتما باید بخورم آخه منم عاشق آغوززززززز حالا حتما می گی چه خواخور شکموی دارم من(باخنده)
خواخور جان توجه کردی به لطف حاج عمو و شما من گیلکی رو از زبان مادری خودم هم بهتر بلدم تو خونه ام همش گیلکی حرف می زنم به ساحل گفتم تی فدا گفت خاله یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب بریم سراغ اسم امیر ارسلان آجی بهش خوشگله پسر میگم اما اسم اصلیش سمج قلی عذابه البته من اهل اسم گذاشتن رو آدما نیستم اما به قول مامانش خیلی اسم با پر معنیه و خیلی هم به ارسلان می خوره آخه آقاااااااااا خونه خودشون اما وقتی میاد خونه ما ساعت 2 نصفه شبم به زور می خوابه تازگیام می خواد همش باهاش بازی کنن اگرم باهاش بازی کردی و بعد ولش کنی بری انقدر گریه میکنه که بیا و ببین خلاصه خیلی لوسه من همش بهش می گم آخه پسرم مگه انقدر لوس میشه.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آجی رامینا توانام
آجی واقعا می خوای کتاب ما می توانیم رو بنویسی(با خنده)
آجی درسته که اینجا ما با هم دوستیم اما اینکه گفتم دلم می خواست من هم مثل شما ها یه دوست عمو پورنگی داشته باشم منظورم این بود که دوستی داشتم که وقتی باهاش می رفتم بیرون و مثلا یه سی دی پوستری چیزی از حاج عمو میبینم بتونم راحت بخرمش و مجبور نباشم خریدش رو به زمان دیگه ای موکول کنم یا اینکه بخوام الکی وانمود کنم که دارم برای ساحل می خرمش،یا وقتی می خوام برای حاج عمو نامه پست کنم دوستم هم می خواد باهام بیاد آخر سر من مجبور نباشم هر طور شده بپیچونمش یا اینکه باز………………….
آجی رشته ام هم مهندسی معماری البته من کاردانی به کارشناسی شرکن کردم جوابش هنوز نیومده اما مطمئنا قبول نمی شم ممنون از لطفت گلم.
آجی راستی داشت یادم می رفت برات تعریف کنم رامینا باید اونروز بودی می دیدی چه خراب کاری کردم 9/6/88 همین چند هفته پیش ساعت چهار بود من منتظر شروع برنامه بودم شرایط جوری شد مجبور شدم برم بیرون حالا به خواهرم گفتم برنامه رو برام ضبط اما با این حال تمام مدت من با گوشیم داشتم تلویزیون نگاه می کردم منتظر شروع برنامه بودم وقتی رسیدیم خونه برنامه تازه شروع شده بود من هم عجله کردم برم داخل زودتر برنامه رو ببینم واینسادم بابام ماشین رو کامل ببره داخل زود درو بستم بیام داخل که ماشین خورد به در و یه خورده داغان شد بیچاره بابام انقدر ناراحت شد.
آجی اونروز رفتم خونه ساحل اینا ساحل موهاش رو خرگوشی بسته بود یاد ژاله افتادم و شروع کردم از ژاله واسه ساحل تعریف کردن.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آجی مشکات عزیز
بهت تبریک می گم هم دانشگاه قبول شدنت رو هم اینکه حاج عمو اسمت رو تو برنامه خوند من که خیلی خیلی خوشحال شدم خیلی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آجی مهر مهربونم
ممنون که به یادمی گلم من بهت لطف ندارم دوست دارم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آجی ژاله عسلم
خوشحالم که دانشگاه رشته مورد علاقه ات اون هم شهر خودتون قبول شدی خیلی خیلی خوشحال شدم امیدوارم که همیشه و در همه مراحل زندگیت موفق باشی.گلم من نمی دونم سولماز عزیزم نتیجه دانشگاش چی شد اگر لطف کنی خبرش رو بهم بدی ممنون می شم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آجی مریم عزیز
از قول من هم به خواهر زاده های گلت حمیده و دانیال تولدشون رو تبریک بگو و ماچشون کن.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آجی بهار نازم و آجی شیرین عزیزم
با تاخیر قبولی دانشگاه رو به شما و بقیه آجیا یی که من حضور ذهن ندارم که بخوام اسم ببرم تبریک می گم و برای همتون آرزوی موفقیت و پیروزی روز افزون دارم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آجی مائده مهربونم
از کامنت برگزیده ات ممنون عزیزم گلم خیلی خوب تونستی به حاج عمو بگی که همیشه چه راهنمایی خوبی برامون بوده و هست.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آجی فیاضی عزیز
هر وقت رفتی حرم گلم من رو هم دعا کن.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خانم عباسی عزیز
ممنون از راهنمایی دوستانتون برای نحوه قرار دادن عکس.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
داداش محمد هادی عزیز
از اینکه به اینجا اومدی خوشحالم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به همه دوستانی عزیزی که نامی ازشون نبردم بگم که من خدمت تک تکتون عرض ارادت دارم و همیشه از خداوند متعال بهترین ها رو براتون آرزومندم.
آجی معصومه که همیشه به یادتونه

17 09 2009
صباح

عمو جون این صباح جوابشو بدین دیگه!امشب میاین؟
عموی هوای الانو دوس دارم ،همیش بارونو دوس داشتم، به قول الیاس :بارون عشق بازی خداس با بنده هاش.به به

17 09 2009
معصومه ی زمینی

به نام خدا
حاجی نازنینم سلام
حاجی باورتون نمیشه من هم می خواستم بیام همین موضوع رو پیشنهاد بدم وقتی دیدم نوشتین قتاعت گفتم ای وای و خندیدم.
واقعا موضوع خوبیه اخه اصلا بچه های این دوره قناعت بلد نیست مثلا همین خواهر من اون موقع من می رفتم مدرسه یه کیف رو 5 سال داشتم اما حالا خواهرم همین پارسال کیف مدرسه اش رو خریده کیفش چیزیش نیست اما باز دوباره از بابام خواست که امسال براش کیف بخره بابای بیچاره ام هم 22 هزارتومون داده براش کیف خریده!!
این هم یه معضل دیگه است که بچه های این دوره قناعت کردن رو بلد نیستن.
بی صبرانه منتظر دیدنتون هستم
دوستدار ابدیتان معصومه

17 09 2009
صباح

واییی عمو دومین عکسه خیلی فنیه. اون عکسه تاج محله؟عمو هوش ما رو خیلی دست بالاگرفتینا،یه راهنمایی لطفا
لنگه کفش نندازین رفتم

سلام تاج محل؟؟؟؟؟؟

17 09 2009
مهر فروتن

آقا اجازه! از ما ناراحتین؟؟!!!
سلام! این یک شوخی بود. موضوع خوبیه! قناعت یعنی همینی که اینجا بچه ها به جواب های کلی شما قناعت نمی کنند و دنبال جوابند. درسته؟
خوب از دیروز دوباره یک سونامی جدیدی در اینجا شکل گرفت که عده ای از بچه ها همین جوری حس کردند شما بدجوری از دستشان ناراحتید. واقعا خسته نباشید. من که واقعا کم آوردم. خدا بهتان صبر بدهد!
اما این موضوع در مورد لوازم التحریر خریدن هم هست. می دانید موضوع شما فقط یک موضوع نیست بلکه موضوع مهم چشم و هم چشمی را هم در بر می گیرد. چند وقتی اینجا بحث خرید لوازم التحریر هری پاتر شد یاد چند سال پیش افتادم که برای اولین و آخرین بار دو تا دفتر هری پاتر خریدم. همان موقع ذوق داشتم اما باور کنید از در مغازه زدم بیرون و به طرف مدرسه رفتم چنان عذاب وجدانی گرفتم که نگو و نپرس. آخه به اندازه ی قیمتش اصلا ارزش نداشت. گذشته از این هیچ زیبایی هم نداشت.
این بود انشای من!!

نمره انشاء : 20

17 09 2009
شیرین

عمو جون از این به بعد موضوع برنامه رو لو ندین…….
بای بای تا نیم ساعت دیگه که صورت ماهتو ببینم

17 09 2009
فروغ

دوباره سلام عمو…
عمو داشتم نظرات رو میخوندم…بعد به نظر مائده رسیدم…
اجازه هست جواب بدم؟
قوربونت برم مائده جون…آخه آجی نگران شده بودم …خیلی وقته نظر برام نذاشتی!
.
همین دیگه!
.
نه یه چیزی مونده…یکی از همکلاسی هام که دوست صمیمی ام هست …گفتش که بهتون بگم خییییییییییییییییییلیییییییییییییییییییی دوستون داره…اسمش هم «فاطمه بافنده»هست…
فقط نمیدونم چرا خودش نمیاد!عمو هرطور شده راضیش میکنم دست از خجالت برداره و بیاد اینجا نظر بده…
.
راستی یه چیز دیگه هم بگم و برم…شیرین گناه داره لطفا براش شعر گیلان رو بخونید…!
به امید روزی که تو کندکتور(از نظر املایی درست نوشتم؟) برنامتون شعر گیلان هم باشه!
.
.
تقریبا نیم ساعت دیگه برنامتون شروع میشه…
فعلا خداحافظ…

17 09 2009
شیرین

سلام معصومه جون ممنونم گلم (ذوق کردم)

17 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام
خانوما آقایون توجه کنین راجع به عکس دوم توضیح میدم بازم اگه سوالی بود در خدمتم:
عمو میخواد یه مسابقه نقاشی برگزار کنه که ما هم میتونیم توش شرکت کنیم برندگان مسابقه رو میبرن اینجا که تو عکس میبینید بهشون جایزه میدن.اما موضوع نقاشی رو نمیدونم اینو دیگه خود عموجون زحمتشو بکشه بگه..عموجون تشکر لازم نیست وظیفه ام بود توضیح بدم و بچه ها رو از سردرگمی دربیارم.
(دخترتون)

17 09 2009
مهر فروتن

سلام!
خانم عباسی عزیز! خوب هستید؟ من به اون سایتی که شما گفتید رفتم و شکم شد یقین. شما ایرانسل را با تالیا اشتباه گرفتید یا اینکه تالیا را با ایرانسل. این دو شرکت کاملا مستقل از هم هستند و تالیا قبل از این که اپراتور دوم یعنی ایرانسل کنونی به بازار بیاید بوده و خدماتی را ارایه می کرد. اما بعد از ایرانسل دیگر چندان مورد توجه نیست. حالا دانستید علت این همه علامت سئوال من؟ آن پیش شماره ها هم مال تالیاست نه ایرانسل. خوب من از همین تعجب کردم که شماره های پشتیبان پیامک ایرانسل چیز دیگری است و حالا شما می گویید 3000 و 4000 و 5000!!! به هر حال ممنون که صبر آهنین شما که در این دو روز به سئوالات من پاسخ دادید. خوشحال شدید؟ دیگر نفس راحت می کشید.
راستی! آن قهرتان آشتی شد؟ کی با شما قهر کرده؟ خانم عباسی! به قول جوان های امروزی!!! از شما بعیده!
در مورد آن ایمیل مشکل دار پرسیدید. باید بگویم اشکال از میل باکس مبدا بوده. مثلا پیشرفته اش کرده اند با فارسی هم خوانی ندارد.
باز هم ممنون از شما!

17 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام . خسته نباشین .

* ژاله جون * ممنون اون یکی رو خودم میپرسم . رامینااااااااااااااا …. تهرااااااااااااااااان ؟؟؟؟؟؟؟
تازه میخواستم آدرس ازش بگیرم که اگه تونستم واسش یه چیزی بفرستم ( تونستن که نه حتی اگه شده مجبور بابام میکنم که برام انجام بده ) . کی برمیگرده ؟

* شیرین جون * گفتیم به ماه عسل اس بدیم که آقای فرضیایی رو بیارن توی برنامه ، البته واسه بار دوم

* صباح جون * تاج محل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تاج محل که این شکلی نیستش .

این مسکو نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آدم که نگاش میکنه یاد کیک میوفته . دقت کنین بهش ( باید تو عمق این فاجعه برینا ) ، یه جوری برق میزنه . همش رنگا و رنگه . من که اصلا دلم آب نشد . چون زیاد کیک خور نیستم . مخصوصا اگه خامه زیاد داشته باشه . اییییییییییییییش

* آقای فرضیایی * میخوام بهتون ایمیل بدم اگه تا ساعت هشت و نیم جوابمو بدین که خیلی خوب میشه . ممنون

التماس دعا

علی یارتون

17 09 2009
حسنا حسینی

سن که بالا میره ارزو هم بزرگ میشه….
.
ارزوی بچه ها داشتن یه خونه گرم و با محبته که اونو با رنگهای قرمز صورتی و نارنجی رنگ میکنن…..ارزو هاشون تو دفتر نقاشی جا میشه …. اما هر چه بزرگتر میشن ارزوهاشونم بزرگتر میشه…..
.
اونا دیگه ارزوهاشون تو دفتر نقاشی جا نمیشه….اخه همه مداد رنگیهاشون تو بچگی تموم کردن….
.
.
.

17 09 2009
بهار

سلام عمو جونم
سلام دوستای گلم:
**مائده جان** عزیزم به جان خودم اگه بدونم کاربرد این پیامک آنلاینو! من هم اونجا عضو شدم اما راستش از کاربردش زیاد خوشم نیومد(به عمویی هم گفتم) فکر کنم فکر کنم این طوریه که تو می تونی با موبایلت اس ام اس بدی تا اونجا برای عمو ظاهر بشه(مطمئن نیستما) که به نظر من چه کاریه!؟ البته عمو حتما برای هر کاری دلیل خاص خودشو داره که ما بی خبریم دیگه…
__________________
بعد *مبینای عزیزم* و *خانم عباسی* گلم ممنون از لطفتون…. اما تو کامنتم این جمله:***همه با هم در این وبلاگ دوست هستیم *** رو من ننوشته بودم این جمله آخر رو *عموی گلم* اضافه کرده بود!
البته شما به من گفتین آفرین اشکالی نداره ها…در این جور مواقع من و عمو نداریم که !(خنده)
_______________
عمو این جایی که عکسشو گذاشتین که تو مسکو هست رو نمیدونستم کجاست،رفتم تو گوگل درباره ش سرچ کردم و اسمشو پیدا کردم….اما فایده نداره که نمی گم بچه ها از خودشون بگن!

17 09 2009
حسنا حسینی

عمو یه چیزی بگم؟ عمو من نسبت به یه جمله شما خیلی الرژی دارم و اون جمله اینه(در جواب به بعضی از کامنتهای دوستان).
.
مثلا طرف یه چیزی میگه و شما میگین: خوبه شما یکی متوجه میشین…..
.
عمو جان لطف کن دیگه این جمله رو به کار نبر … البته با عرض معذرت خیلی زیاد

17 09 2009
مهر فروتن

سلام معصومه جونم! کجا بودی خواهر؟!! وای که دلم برات تنگ شده بود. منم دوست دارم. منو که می شناسی یک سئوال بیشتر بلد نیستم. آب و هوا چطوره آبجی اهوازی؟ علی بن مهزیار رفتی ما را هم دعا کن.
ژاله ی عزیز ممنون از جوابت. مثل اینکه شما حلوا پز قهاری هستیا اصلا منو تحویل نگرفتی. قربونت برم. موفق باشی!
آغاز چکار کردی (به شیوه ی چهارشنبه ای بخون) که لوح با جنبه بودن بهت دادن؟! هستی این جا. یه سر بیا اون ور اتاق کارت دارم!!
صباح جان! من هیچی ندیدم! تاج محل؟؟ آهان لابد گرسنه شدی؟! ولی خوب من هم یک کمی گرسنگی مغزم رو از کار انداخته، فکر کنم اینجا یکی از مساجد شکلاتی مسکو باشه یا شاید هم مال ترکیه بود! چقدر هم به هم ربط داشتند!!

17 09 2009
حسنا حسینی

راستی فکر کنم امسال هم میرین جشن رمضان……
.
ای دل بسوز که سوز تو کارها میکند….دعای نیمه شب رفع صد بلا میکند.
.
حالا شما ربط این شعر و با جمله بالا بگین…..
.

17 09 2009
زينب صائمی

عكس دوميه مال مسكو و روسيه و غيره هستش؟

17 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام داداش . ای وای ببخشید . آقای فرضیایی
خسته نباشین
عالییییییییییی بوووووووووود . ممنون .

حالا که به صندلی تکیه دادین سعی کنید صاف بشینید . اینطوری بهتره .

همون ، سکو رو بردارین .

چه عجب واسه یه بار هم که شد متین دیالوگ داشت . خواننده ی خوبی میشه ها

از شعر امیر محمد خیلی خوشم اومد . اگه هر 5 شنبه ها بخونه خیلی خوبه .

آخی یادش بخیر منم یه زمانی کلاس زبان میرفتم .توی یکی از ترما این شعر رو داشت و حفظ کردم . یادش بخیر .

فاطمه سلام میرسونه . فاطمه گیر داده میگه عکس میخوام ازتون . میگه یکی خودتون تنهایی ، یکی هم دسته جمعی (بچه های فوق برنامه + خودتون )
چی کار کنم ؟

برنامه ی جشن رمضان چه ساعتیه ؟

17 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلااااااااااام عمویی واقعا لذت بردم چی بگم جز اینکه:خدا قوتتتتتتتت عالی بود عمو جونم
عمو..فوق برنامه خیلی قشنگ تر از شبکه کودک پورنگه..واقعا تنها مشکلش وقت کمشه…عمو عالیییییییییییی بود…
و اما یه خبر خوب..بچه های دست نوشت سال قبل عمو توجه توجه!آجی فرزانه یادتونه؟
همون که یزدی بود…بعد خونشونو عوض کردن نتونست بیاد نت…وبلاگ مدادرنگی…خب؟الان پیام داد که دوباره میتونه بیاااااااااااااد…دسسسست دستتت..آجی فرزانه دوست داریم…آجی فرزانه دوست داریم..دستا شلهههههه!اینم آدرس وبش آجی هاش برن بهش خوش آمد بگن تا نیومده:http://www.medadrangi21.blogfa.com
مائده جونم آجی، رامینا الان تهرانه دیگه!
ای خدااااااااااا رامینا از تهرانم ولم نمیکنه تا عمو جان لطف کردن و دوباره گفتن اقدس به علامت دق دادن من بهم تک زد…عموووو رامینا خانومم بلقیسه…بله.
آجی معصومه ی خوشگلم دلم برات تنگ شده بوووود :-(
شیرین جان ،مادر! خدا بهت صبر بده!
آجی فیاضی چیییییییییی میگیییییییییی؟!مگه دیوونه ام؟اینهمه منتظر بودم بیای وبم..نظرات پست آخرمو دیروز بستم چون بحثش تموم شد رفت!نظرات پست قبلم باز قربونت برم.
(دخترتون)

17 09 2009
شیرین

سلاممم عمویی :-)
عمو برنامه امروزتونم عالییییی بود .الان زنگیدم 162 تشکر کردم از برنامتون .
عموووو عیبی نداره ما رو تحویل نگیر!!!گیلان….
عمویی سهند و متینم دارن خوب بازی میکننا!ولی امروز چرا نقش امیر کم بود؟
عمو داریوشم خیلی ماهی
وقتی صداتونو عوض میکنید و میگین*خجالت بکش*خیلی بامزه میشین :-)
@>—– این گل تقدیم بهترین ادم روی زمین….

17 09 2009
مبینا

عمو ســـــــــــــــــــــــــــــــــلام
**ممنـــــــــــــــــــــــــــــــــون بهــــــــــــــــــــار عـــــــــــــــزیزم.**
**خستــــــــــــــه نباشید…**
عمو جون امروز عالـــــــــــــــــی بودید. در ضمن متوجه یه اشتبــــــــــــــــــــاهتون بودید؟
انگشتــــــــــــــــاتون رو میگم…وسط برنامه انگشتاتون رو میشکوندید و استخونتون
چـــــــــرک چـــــــــرک صدا میداد…دیگه تکرار نکنیداااااااا مراقب خودتون باشید عموجان
شما از ما خواسته بودید که اینکار رو انجام ندیم حالا خودتون انجامش میدید؟؟؟!!!
واااااااااااااااااااااا…(باملایمت بخونید-من هیچوقت سر عموم داد نمیزنم)
نمـــــــــــــــره انضباط:19.75…..اگه قول بدید دیگه تکرار نکنید…میدم 20
شـــــــــــــــــــــوخی کردم شما همیشــــــــــــــــــــه 20هستید عمو جون.
راستی قضیه ی عکس دومی چیه؟؟؟
دوستدار همیشگی و ابدی شما:مبینـــا(دخترتون)

17 09 2009
فروغ

سلام…سلامتی داره!
عموووووووووووووووووووووووووووو برنامه امروزتون بیسته بیست بود…
خیلی قشنگ بود…
اومدم همینو بگم…
فعلا خدانگهدار تون

17 09 2009
رویا

عمویی سلام
برنامتون فوق العاده بود
عمو عکس داداشیمو نگاه :

(البته یکم تیره است)
عمو بازم یه سوال حالا من که هیچی داداشیمو دوست داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عمو داریوش این یکی داریوش تا برنامتون تموم شد زد زیر گریه ( عمو راستی داداشم یه سال و 7 ماهشه )

17 09 2009
مبینا عبدی بسطامی

عمو جون برنامه ی امروزتون خیلی خیلی عالی بود . اگه برنامتون فقط 1 ثانیه ی دیگه ادامه داشت من از خندیدن قش کرده بودم . از شما (عمو پورنگ – امیر محمد – سهند و متین )ممنونم بااجرای فوق العادتون .راستی عمو جون اون دختر یاسمین بود که جزء 30 قرآن رو از حفظ بود.باتوجه به اون شعری که خوند معلوم بود که lets go1 بود . ولی من lets go 6 رو تموم کردم و وارد کتاب بزرگسالان میشم . لطفا من رو برای برنامتون دعوت کنید .باباجان من یک ماهه که نامه نوشتم براتون.

17 09 2009
رویا

عمو به جان خودم دقیقا نیم ساعت شد تا این عکسه تغییر سایز بده
عمو اونی که کنارشه من نیستما من تازه ا روزمه
عمو دلم براتون تنگیده (اوه اوه اوه …………)

17 09 2009
فاطمه متقي

عمو سلام خوبيد عمو درباره اين عكس بايد بگم كه مسابقه نقاشي تو مسكو اره درست حس زدم عمو
من منتظر چشمك ستاره ام هستم

17 09 2009
فاطمه متقي

عمو منتظر چشمك ستاره زنديگم هستم

17 09 2009
نرگس احمدی

به نام خدا…سلام عمویی خسته نباشید..عمومن وقته برنامتون یه اتفاقی واسم افتاد باتیتراژتون نشستم گریه کردم ویک ناشکری کردم نتیجش؟وسطه برنامتون برقامون رفت.(عموبه این خوبی چراناشکری! احساس کردم خدااینومیخوادبهم بگه).گرچه رفتم ازموبایل بقیشونگاه کردم ولی خب چنددقیقشوازدست دادم(حقم بودمگه نه؟)آخه….ای کاش دل شکستن مالیات داشت…..ولی واقعا شکر که خداشماروبهمون داد شکررررررررررت خدااااااا…من حاضرم به هیچکدوم ازچیزایی که واسه خودم میخوام نرسم ولی شماهیچوقت تنهامون نذارید…..برنامتون خیلی قشنگ بود…مخصوصااینکه دره قندونم کلیپشوگذاشتید. عموانشاالله دلتون همیشه شادباشه.عکسه که نوشتش میادمسکویعنی یه مکانه تاریخی تومسکوئه؟ شمامیخوایدبریداونجابرنامه اجراکنید؟(عموالان ازم ناامیدمی

17 09 2009
نرگس احمدی

ناامیمیشه

17 09 2009
نرگس احمدی

ناامیدمیشه عموببخشیدهمش تقصیره کامپیوترمونه صفحه وبتونو میپرنو..بعدمن درج نظرمیزنم بعدمیبینم اشتباه شد..نه اینکه میپره نمیتونم بخونمش ببینم درسته یاغلط….

17 09 2009
سولماز نوری

((بنام مهربانترین عالم….))
سلام عموی مهربونم…
امروز این ژاله خانوم خیلی به من گیر داد که بیام اینجا منم اومدم…دلم واستون کلی تنگ شده بود عموی مهربونم….خیلی زیاد
عمو یه موقع خدایی نکرده خدایی نکرده خدایی نکرده فکر نکنین من دلم نمی خواد باهاتون حرف بزنم…نه بخدا اینجوری نیست..آخه من که گفتم ، از این به بعد فقط تو دفترچه خاطرات خودم واستون می نویسم….
اینجوری هم حرفامو با شما زدم و هم دیگه شما رو با پرحرفیام اذیت نمی کنم…یه چیز دیگه ، اینجا دختر عموهای گلم هستن که برای شما می نویسن…اگه هم سوالی برای من تا بحال پیش اومده باشه بین حرفای اونا دیدم که ازتون پرسیدم پس دیگه دلیلی نداره که دوباره همون سوال رو تکرار کنم و سر شما رو به درد بیارم ها؟؟
اینجا دارن اذان میگن عمو…هیچکس خونه نیست…امروز قراره تنها افطار کنم…یه حس عجیبی دارم ، تا بحال تنهایی افطار نکرده بودم…
همیشه من بودم ، بابا بود ، مامان…در واقع همه بودن…………………….
اشکالی نداره ، به هر حال هر چیزی رو آدم باید تجربه کنه تا اگه درش قرار گرفت بهش عادت داشته باشه…تنهایی هم یکی از اون چیزاس
دوستون دارم عموی مهربونم…از ته دلم دوستون دارم ، سر سفره افطار منو هم دعا کنین ، دعا کنین که راهم رو پیدا کنم و اونجور که خدا دوست داره زندگیمو ادامه بدم
دعا کنین که آدم بودن رو یاد بگیرم…آدم باشم به معنای واقعی……………………..
خدا پشت و پناهتون باشه
راستی دختر عموهای گلم فکر نکنین از شماها فراموش کردم…نه ، همیشه به یادتونم و برای تک تکتون دعا میکنم که انشاالله به آرزوهاتون برسین…
فدای همتون بشم………………فعلا
دست علی یارتون……………………………………..خدا نگهدارتون
تا بعد……………………………………………………………………………….یا حق

17 09 2009
سارا

سلام عمو جون شما هميشه يك ساعت قبل از برنامه ميرين اونجا
خسته نباشيد عمو چون برنامه ي امروز خيلي قشنگ بود
همين طور خنددار عمو شما فردا برنامه دارين
اخه عيد ميدونين كه حتما ميدونيد
عممو راستي شما بعد از ماه رمضان برنامه دارين ؟
اگه داشتين از 6 به بعد بزارين باشه
اخه من يعني ما چون من اول راهنمايي هستم بقيه رو نميدونم
بايد تا ساعت 5 بعد از ظهر مدرسه باشيم و درس بخونيم
عمو ما كه براي شما دعا ميكنيم منتظريم شما برامون دعا كنيد
چون دل شما خيلي بزرگه به اندازه همه ادم ها
عمو سايت خود خودتون چيه
راستي قرار 2 روز عيد بريم مسافرت
راستي چرا پست الكترونيك منتشر نميشه
چرا اينن صورت متين سياه بدبخت
شعري كه امير محمد خوند خيلي قشنگ بود
دوستتون دارم براي هميشه
خدانگهدار

17 09 2009
شیرین

سلام عمویی
عمو وقتی یه نگاه به اون عکس دومییه بکنی یاد بچگی مییوفتم یاد مداد شمعی یاد نقاشی(عمو من اصلا بلد نیستم چیزی بکشم همبشه امتحانای نقاشی مامیم کمکم میکرد به عبارت دیگه تقلب…عمو خوش به حالت گرافیست)
عمو مثل مسجده اخه گنبد داره نه عمو؟
اما اگه مسجد باشه چه مسجدی چه چیزی ما که مسلمونیم همچین چیزی تو کشورمون نداریم!!!اره این یه مسجدیه که توی روسیه هستش اخه دائیم رفته بود اونجا یه همچین عکسی گرفته بووود…..درست گفتم؟عمو 20 سوالی بودا!!اما خیلی قشنگه و خیلی رنگارنگ و حس کودکانه داره…
عمو بگو ببینم این چییه!!

17 09 2009
شیوا محجل

سلام عموجان .. ممنون از برنامه قشنگتون..
جشن رمضان رو ساعت چند میده؟
این عکس مسکو هست؟ درست گفتم؟

17 09 2009
معصومه ی زمینی

به نام خدا
حاجی نازنینم سلام
حاجی برنامتون عالی بود اما حیف نه خواهرم و نه برادرم هیچ کدوم نتونستن برنامتون رو ببینن حیفففففففففففففففف
دوستدار ابدیتان معصومه

17 09 2009
بهار

سلام عمو داریوش عزیزم
عمو هوای امروز رو می بینید؟! خیلی قشنگه،نه؟! هروقت که بارون میاد با خودم میگم حتما خدا ازمون راضیه… چونکه رحمت خودشو از ما دریغ نمیکنه!…حتما خوشحاله!..خدا الان داره لبخند میزنه!! عمو اگه وقت بارون دعا کنیم دعاها زودتر مستجاب میشه … خواهش می کنم برای انتقالی دانشگاه منم دعا کنید…این روزا شدیدا ذهنم خسته س از این همه فکر و خیال های مختلف!
******************************************
عموووووووووووووووووووووووووو خسته نباشید! برنامه امروز محشر بود،عالی بود،هر روز بهتر از دیروز!
امیدوارم خسته نباشید…دلم براتون تنگ شده بود..
عموهم لباستون،هم کفشتون خیلـــی قشنگ بود…همیشه قشنگه! بازی بچه ها هم عالی بود!
عمو درباره ی افتادنتون از اون بالا دیگه هیچی نمیگم! امروز مخصوصا شدیدتر این کارو کردید…
بــاشــه!
تازشم دسته گل به این تازگی و خوشبویی و رنگارنگی و زیبایی و…کجاش پلاسیده س؟!
راستی عمو چرا به آغاز پایان گفتید: ای گفتی…؟ عمو ما که دیشب تمومش کرده بودیم،نکرده بودیم؟! این طوری با حسرت میگید خب آدم دلش میگیره ، آدم دلش میشکنه!
عمو نکنه امشب برید جشن رمضان! عمو من ساعتشو نمیدونم ها!تا حالا جشن رمضان و نگاه نمیکردم… قبلش به ما بگیدها!
اذان و گفتن…قبول باشه ./

17 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام .
خسته نباشین
قبول باشه .
همون ، شهر مسکو پایتخت روسیه
اینم یه نمونه از همون بنا ( کنار کلیسا ساختنش )

مصلاي مسيح منجي
در تاريخ 25 دسامبر 1812 الكساندر اول، امپراتور روسيه، بيانيه‌اي را مبني بر تأسيس كليسايي به افتخار پيروزي روسيه بر ارتش ناپلئون امضا كرد. طراحي و ساخت اين كليسا به الكساندر ويتبرگ سپرده شد. وي قصد داشت عمارت را بر كوه‌ «وارابيووي گوري» بنا نهد، اما كوه به دليل سنگيني سازه نشست كرد و پروژه ناتمام ماند. بعد از به قدرت رسيدن نيكلاي دوم، ساخت اين پروژه در سال 1832 به «كنستانتين تن» سپرده شد. ساخت و نازك‌كاري درون مصلي چهل و چهار سال كار برد و در نهايت در سال 1883 به پايان رسيد. كليسا طي مراسمي باشكوه در تاريخ 26 مه 1883 در حضور الكساندر سوم و خانواده سلطنتي متبرك شد و گشايش يافت. محل قرارگيري مصلي بسيار مناسب است، زيرا از هر نقطه مسكو قابل رؤيت است و نزديكي آن به كرملين، پيوند عميق مصلي را با تاريخ و فرهنگ روسيه نشان مي‌دهد.

توضیح خط آخری به احتمال زیاد درباره ی همون بنای کنار کلیسا هستش .
محض اطلاع هم عکس هم توضیحشو دادم

17 09 2009
آغاز پايان

عمو عكس پاييني شبيه يه روياست مثل نقاشي هاي كارتوني ميمونه شما اونجا رفتين؟
شبيه رويا بود….
رويا در واقعيت ….
نظر در باره عكس جديده و جالب ….
ممنون

17 09 2009
آغاز پايان

*؟؟*ممنون شما لطف دارين
ولي از كجا فهميدين؟!

17 09 2009
مائده

به نام خدایی که تنها اوست که میداند بر دل رنجدیده ام چه گذشت …
سلام عمویی مهربونم … قبول باشه ! التماس دعا ! از امشب که ببینمتون تا یک شنبه دیگه نمیتونم ببینمتون … شنبه شب رو تو قطار هستم …
عمووووووووووووو شما واقعا فرشته ی زمینی ما بچه ها هستین … امروز از همیشه بهتر بودید … عمو چی کار میکنید که این همه صداقت تو تک تک کلماتتون موج میزنه ؟؟؟ صداقت و یکرنگی که آدم رو محو کلامتون میکنه ….
از امیر محمد هم ممنونیم … آهنگی که خوند باعث شد دلم تا خود جمکران پر بزنه …
عمو جون امشب هم خود خودتون باشید … امشب هم تو جشن رمضان خود خودتون باشید … مثل ماه عسل …عمو امشب آخرین شب جمعه ی ماه مبارک هست … تو رو خدا التماس دعامون رو بی جواب نگذارید … دوستتون دارمممممممممم
عمو امشب پنجمین دعای توسل رو هم میخونم … چه زود گذشت 5 هفته از اومدنتون گذشته … کاش تا ابد پیشمون بمونید …

حال عجیبی دارم امشب … کاش که امام زمان خودش دستمون رو بگیره و شفاعتمون رو بکنه …

التماس دعا …

17 09 2009
aseman

*خــــــــانــــــــم عـــــــــباسی* ممنون از شما…

17 09 2009
شیرین

عمو حتما چون نظراتو تائید نکردی پس امشب میری جشن رمضان 1 ساعت دیگه
یوهوووووو

17 09 2009
مائده

عمووووووووووووو تست هوشه دیگه ؟؟؟
باشه ….
من که گفتم من و فکر …. بعیده !!!
اما حالا متفکر شدم ….
دیدم اینجا اصلا شبیه تاج محل نیست پس فعلا عموی ما با هندوستان کاری نداره … {خنده}
رفتم روی عکس نوشت مسکو ….
جواب رو خودتون لو دادین که ؟؟؟
میزاشتین علامت سوال باشه بهتر نبود ؟؟؟
خوب این اطرافش هم که نقاشی کشیده شده اون هم نقاشی کودکان ….
حدث میزنم شما قراره برید مسکو به جشنواره ی نقاشی های کودکان ….
درسته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عمو چرا اون جوری نگام میکنی من که از اول گفتم تفکر از من بعیده !!!
یکمی هم که فکر کنم نتیجش این میشه دیگه …
عمو حالا اگه درست بود من جاییزه میخوام …. {رضایت}
نه نه نه فعلا جاییزه رو فراموش کنید … عموووووووووووووووووووووو خدا کنه حدثم اشتباه باشه وگرنه برای مدتی عمو بی عمو …. (گریهههههههههههههههههههه)
عمو حدثم درست نبود مگه نه ؟؟؟

17 09 2009
رویا

عمویی کجایی ؟
واقعا حالا این عکس کجاست عمو نکنه شهر بازی هندی تو ایران تاسیس شده !!!!!!!!!!!؟؟؟

شایدم خونه شکلاتی هانسل و گرتله ( عمو جادوگر هم توش هست ؟؟؟؟؟؟؟)

17 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام به داداش گل . ( مالِ من جوگیریه )
خوبین ؟ نماز روزه هاتون قبول . خسته نباشین .

**********************************8
سلام به آجی ها . خوبین ؟ خسته نباشین. نماز روزه هاتون قبول.

یه سوال :

کدوم یک از آجی ها شیرازی هستن ؟

جواب بدینا

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^6
التماس دعا .
علی یارتون

17 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام داداش . خسته نباشی
عالیییییییییییییی بود .
جشن رمضان رو میگم . گذاشته بودن یه شبکه ی دیگه گفتم بذارین شبکه ی تهران . گذاشتنو تا آخرش نگاه کردیم . واقعا عالی بود .

مسافرت ؟ این مسافرت رفتنتون مربوط به اون عکس دوم نیست ؟ آخه بی دلیل عکس نمیذارین .
نخندینا اما میخواین برین مسکو ؟ آخه گفتین میخواین برین مسافرت .یا داخلیه یا خارجیه . اما فکر کنم مسافرتتون خارجی باشه.

سلام برسونین به خانواده .
التماس دعا
علی یارتون

17 09 2009
سیده فائزه

سلام اقای فرضیایی
امیدوار م خوب باشید
خد قوت

برنامه عالی بود….

امیر محمد شعر زیبایی میخواند انتهای این شعر همیشه اشک از چشمانم سرازیر میشه

ماشالله….

یه تشکر از دوست خوبم که خیلی پیش چشم عموش عزیزه

ژاله

بکنم.مرسی عزیزم اره اون طومار من بوده…البته دیگه رونقی نداره مثل ا ون زمان

فیلمشم دارم از نسیم گرفتم بزدی رو میکنم…..

اما عمو اون مان خیلی ذوق کرده بود…………

ما به همون سال قناعت میکنیم!

بازم مرسی عزیز دلم.

17 09 2009
سیده فائزه

در مورد عکس ها نظری ندارم.در ورد جشن رمضان هم بیشتر توضیح بدید.
فعلا….

17 09 2009
صباح

سلام عمویی
عالی بود عمو…ماه بودین ماه ..خدا همیشه شما رو واسمون نگه داره،امیرم خیلی نازه شده بود..اخرشم نتونستم بیام عمو..ولی اگه میومدم هم فکر نمیکنم میتونستم ببینمتون

17 09 2009
سیده فائزه

ضمنا یه چیزی ژاله معنی اسمت

بارش شدید باران بهاریه!

عکسمم شکل باکتریه…واییییییییییی

17 09 2009
نرگس احمدی

عمویکی ازابجیاگفت شماالان توشبکه تهرانید..منم عمومو میخواااااااااام..ای روزگار……..شماگفتیدقانع باشیم..ولی بعضی وقتاچقدقانع بودن سخته مخصوصاوقتی پایه عمویه آدم به میون میاد…سخته عمو..سخته……

17 09 2009
شیرین

سلام عمو جون چقدر ماه بودین توی برنامه جشن رمضان :-)
عمو تو انسان نیستی….تو فرشته ای!!! تو اشتباهی اومدی زمین!!!تو مال اینجا نیستی….
عمو تو فرشته ای….
عمو جون دوست دارم فقط یه چیزی عموووو هیچ وقت مارو تنها نزار(گریه)عمو تورو خدا تورو به جد مامان فاطمه قسم هیچ وقت از پیشمون نرووووو
اگه بری من میمیرم(هق هق)
شبتون قشنگ

17 09 2009
شیرین

عمو میخوای بری مسافرت!!؟؟اقای شهریاری لو دادن!!
عموووو چرا به ما نگفتی؟حالا کجا میری؟کدوم شهر ؟واسه اجرا؟

17 09 2009
بهار

سلام عمو،
عمو از دستتون خیــــلـــی ناراحتم! عمو حقش نبود که به ما میگفتی امروز مهمون جشن رمضان هستی؟! شاید ما می خواستیم بیایم اونجا و شما رو ببینیم! عمو شاید دیگه هیچ وقت نشه… عمو این عکس رو گذاشتی و گفتی برداشتتون رو بگید من حدس هم نمی زدم که امروز باشه! گفتم وقتی برای ماه عسل اون طوری اطلاع رسانی کردید حتما این بار هم تاریخ و ساعتشو بهمون می گی!
من برنامه روضبط کردم اما نمی دونی بلافاصله که دیدمتون چه حالی شدم…خدا شاهده الان بغض کردم…عمو خب میگفتی که امروزه،چی می شد؟!
ای خدا چقدر من بدبختم،باور کنید اول نمیخواستم بیام…اما بعد از ظهر نظرم عوض شده بود و میخواستم بیام! با خودم میگفتم شاید عمو رو از نزدیک نبینی اما بلاخره فاصله ش با تو خیلی کمه،برای من همین کافی بود!حستون میکردم ! عمو این همه امروز بچه ها اینجا خودشونو کشتن که عمو کی؟ عمو خب جواب یکیشونو میدادی دیگه….من دیدم جواب نمی دید دیگه مطمئن شدم که امروز نیست و شما مثل همیشه به موقع ش بهمون می گید…
این همه بچه اونجا جمع شده بود…ما هم بودیم چی میشد؟ عمو نگران شدید یهو جمعیت اونجا دیگه خیلی زیاد بشه؟ مگه اینجا چند نفر تهرانی هست؟
تو اون اوضاع حال بدم وقتی فهمیدم که مسافرید که دیگه مردم! عمو دوباره چند روز دوری؟!
عمو خیلی ناراحتم….دارم دق می کنم….دارم حسرت می خورم….کاش….

17 09 2009
شیرین

عمو اگه یه وقت کسی (حالا فک کنید من)بیام جلوی درب جام جم برای اینکه شما رو ببینم…شما اجازه میدین؟؟
عمو من منتظر جوابتون هستم……ناراحت نمیشین!!
عمو تورو خدا جواب بدین(خواهش)

17 09 2009
شیرین

خیلی پرحرفی کردم
میدونم
خداحافظ همن حالا
خیلی دوست دارم بهترینم :-)

17 09 2009
شیرین

خیلی پرحرفی کردم
میدونم
خداحافظ همن حالا
خیلی دوست دارم بهترینم :-)
بووووس

18 09 2009
شیوا محجل

به نام خدا
سلام .. به عمو تورنج.. (نزاشتن که بقیه شو بگید.. میشه بقیشو اینجا بگید)
چه قدر قشنگ بود جشن رمضان.. البته زیبا شد با حضور شما..
عمو وقتی گفتید آذری ها کین؟ ما رو هم دیدید پشت شیشه تلویزیون؟!
عموجون خیلی دوستتون داریم.. همیشه به یادتونیم و براتون دعا می کنیم..

سلام ..یا وقتی که شما دوتا ( من و امیر محمد) دنبال هم می کنید مثل اون سگ و گربه میشید ما تو خونه آی می خندیم آی ریسه میریم که نگو !!!

18 09 2009
بهار

باشه!

18 09 2009
نسترن

جشن رمضان امشب عالی بود بابا دق کردیم 27 تا برنامه رفتند ولی هیچکدوم هیجان امشب رو نداشت عمو از امیر محمد به خاطر شعر قشنگش تشکر کنید اگه تو کار اجرا نموند حتما خواننده ی بزرگی میشه راستی سفر خوش بگذره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

علی علی

18 09 2009
بهار

عمو جان حداقل نمیگید کی میخواید برید سفر؟!

18 09 2009
سیده فائزه

قضیه مسافرت چیه؟؟؟؟؟؟؟

18 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
عمـــــــــــــــــــــــــــو
سلام
من ناراحتم، خيلي ، نه به اين خاطر كه جشن رمضانو نديدم ، به خاطر اينكه اون دعوتو رد كردم
عمــــــــــــــــــــــــــــو
اجازه هست عكس ها رو تفسير كنم؟، نمي دونم دوستان ديگه چي گفتن چون نظر همه رو نخوندم اگه شباهتي داشت شرمنده
تفسير 1: احتمالا چون خواستين برين جشن رمضان، عكس اونجا رو گذاشتين، احتمالا عيد فطر يا بعد از اون مهمون ايراني هاي مقيم مسكو هستين!!!!!
تفسير 2: گنبد هاي رنگي خيلي قشنگ اين بنا با مداد رنگي هاي توي تصوير خيلي همخواني داره انگار يكي نشسته و با مداد رنگي رنگشون كرده
تفسير 3: (البته از تفسير ژاله هم استفاده كردم) مسابقه ي جهاني نقاشي؛ يا رتبه آوردين، يا مجري برنامشين، يا قراره در مسكو برگذار بشه
تفسير 4: (يه خورده كارشناسانه) بناي قشنگيه با مقياس انساني كه هر بيننده رو به خودش جذب مي كنه، گنبد هاي رنگيش و تفاوت شكل معماريش به جذابيتش افزوده و … – استادمون مي گفتن توي تبريز بازاري هست كه چندين گنبد دارم اما هيچ دو تاي اين گنبدها شبيه هم نيستن – راستش برخلاف رشته ام هيچ گونه اطلاعاتي نه تنها از اين بنا كه از هيچ جايي جز ايتاليا ندارم (اونجا هم به اين دليل كه سفر شما با يكي از مباحث درسم كه مربوط به رم بود هماهنگ شده بود!) اما فكر كنم بالاي گنبدها صليبه، پس مسجد نيست (چقدر خوبه كه استادام نمي دونن من اينجا چي مي نويم وگرنه ازم نااميد مي شدن)
تفسير5: اما معماري گنبدها و پيچشش منو ياد سنباد شايدم صنباد يا سند باد يا احتمالا صندباد و علي بابا و غول چراغ جادو ميندازه
تفسير 6: عمو يه چراغ جادو پيدا كردن
تفسير 7: فعلا بهش فكر نكردم
.
.
عمو ، من مفسر خوبي مي شم نه؟!
ميشه لطفا وقتي من ميام اينجا كامنت تاييد نكنيد، اينترنتم همينجوريش تعطيله!!!!!
فعلا
التماس دعا

18 09 2009
سیده فائزه

مبارکه این وقت شب تو اینترنت چی کارر میکنی پسرم؟

عمو: خودت چی کار میکنی ننجون!

18 09 2009
سیده فائزه

راستی در مورد فوق برنامهو سیاهی متین گفتم.

گفتم به خاطر رنگ لباسشه….لباس هاشون خوب نیست ننه!

18 09 2009
نسترن

چی …. چی….. عمو می خوای بری مسکو واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

خوش به حال اونا عمو عید پیششونه هییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ما که بخیل نیستیم به همهشون خوش بگذره

علی علی

18 09 2009
farnaz

عمو سلام الان که فهمیدم امشب جشن رمضان بودین از ته دل ناراحت شدم که ندیدم عمو دلداریم بدین توروخدا خیلی ناراحتم اشک تو چشام جمع شده

18 09 2009
سارا

لام عمو جون حال شما
خوبيد خوشيبد
ميخواين برين مسافرت اينم از بدشانسي ماست ديگر
حالا كي ميخواين برين من كه از همه بد شانس ترم
اخه يه بار خواستم بيام تهراان اينم شما دارين ميرين
خدايا چرا من اين قدر بد شانسم
هميشه همين جوريه
تا من ميرم اونجا از كساني خيلي دوستشون دارم ميرن
مثلا همين خاله ام خيلي دوستش دارم 2 سال پيش از پيشم
رفت ديگه از همون موقع از خودم بدم اومد
نميدونم چرا

شايد هيچ كس منو دوست نداشتههه باشه ولي من هنوز اميدوارم
عمو راستي اين عكس يعني شما تو جشن ماه رمضان شركت ميكنيد
عموجون من بدم خيلي ناراحتم كه شما نيستين
دوستتون دارم
خداحافظ

18 09 2009
سارا

عموجون حالا راستي راستي ميخواين برين مسكو
جان مادرت بگين بهم واقعا ميخواين برين
اگه برين كي ميرين جان مادرت بگو
كي مياين حتما بخاطر من ميرين اگه بخاطر من
بايد بگم كه اصلا خونمون تو شهر تهران خيلي دور
شمال غررب تهران
اصلا من فقط يك روز خواستم بيام تهرالن كه شما رو ببينم
ولي حيف كه نيستين و استاديو تعطيل
امير محمد همراتون مياد
ميشه برنامتون و تو تلويزيون پخش كنيد
اگه اين كار بكنيد خيلي ممنون ميشم
من وقتي ناراحت ميشمش از تو چشم اشك در مياد
نميدونم چرا
من اونجا فقط يك رو ميمون اونم روز عيد كه من ميخواستم پيش عمو
جونم باشم اينم كه شما نيستين من هممممون جا تنها ميمونم
چون كه شما نيستين من پيشش باشم من فقط12 سالم
شما فكر نكنيد كه من 24 سالم نه به جان مادرم راست ميگم 12 سالم
فقط خواستم بيام پيشتون كه خو.دتون و امير محجمد و از نزديك ببينم

18 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

خوب جواب هم نمیدی واقعن ناامید شدم من خیلی ناراحت شدم خوب پس منم کاری باهات ندارم دیگم برنامت را نگاه نمی کنم دیگم اسمت را فراموش می کنم من رانگاه کن فکرمیکردم همچین عموپورنگی که خیلی مهربون بود جوابم رابده ولی نه

سلام همون مینوی سابق شما گویا مطلب 7 نکته اخلاق وبلاگی رو نخوندید؟ بچه هایی که خوندند مان برات توضیح میدن

18 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

خوب جواب سلام نمیدی

18 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خداي مهربان دوست داشتني *
سلام عمو جونم ببخشيد دير امدم اخه ديروز مهمان داشتيم و امروز هم كه ديگه خيلي سرم شلوغه وايييييييييييييييييييييييييييييييييييي عمو امروز من خيلي خوشحالممممممممممممممممممممممممممممممممم . عمو جونم برنامه ديروز خيلييييييييييييييييييييييييييييييييييي قشنگ بود دستتون درد نكنه . عمو جونم اگر براي دنيا يه نفر باشي ولي براي ما همه دنيايي (كاش درست گفته باشم )
دوسستتون دارم
التماس دعا .
(برادرزادتون تينا )

18 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
سلام مجدد
فقط خواستم بگم، ببخشيد اونها مداد رنگي نبود، اشتباه كردم، مي دونم چيه اما اسمشو بلد نيستم فقط مي دونم با حرف «پ» شروع ميشه، شبيه گچه و براي موندگاريش از اسپري استفاده ميشه، درست گفتم؟!، اومدم توضيح دادم نگين اين حواسش خيلي پرته چشماشم عيب برداشته!!!
كاش حال و هواي ديروز پري روز رو مي داشتم

18 09 2009
نشمین

سلام. حتما عکس مسکو دیگه ولی چه شبیه نقاشی های رویایی میمونه.حتما شما میرید اونجا.این گچ یا مدادشمعی هم به نظر من نشون میده که یه مسابقه نقاشی تو اونجا برگزار میشه. خداحافظ

18 09 2009
فائزه(دریاچه)

سلام عمویی جونم
عمو اول نظرم راجع به عکسا میگم.
اولین عکس یعنی برنامه دیشب شبکه تهران.
عمو دیشب داشتم تلفنی با دوستم که تو کرج صحبت میکردم،خیلی صحبت کردیم وخلاصه خداحافظی آخه نانایی(اسمش ناهید بهش میگیم نانایی) کار داشت.عمو وقتی تلفن قطع کردم بعد از چند دقیقه دوباره زنگ خورد دیدم شماره نانایی ورداشتم گفت فائزه بدو بزن شبکه 5 عموپورنگ اومده،منم انقدر هول شدم سریع گوشی رو قطع کردم وبدو بدو از پله ها اومدم پایین شروع کردم به گشتن بین کانال ها.
وسط پله ها فکر کردم نکنه شبکه تهران ومیگه؟
که برام پیامک زد وگفت ببخشید شبکه تهران.
وعکس دوم نشون دهنده سفر شما (احتمالا) به مسکو وکشور روسیه.
فکر کنم اینجوری باشه
عمو جونم همین الان اذان تهران گفت. روزتون قبول درگاه حق
سفر بهتون خوش بگذره.
عمو یه زحمتی هم براتون دارم
یه دختر عمو دارم هفت سالشه امسال میره کلاس اول همیشه برنامه هاتون رو نگاه میکنه میشه اسمشو تو برنامه بخونید؟ممنون میشم
(ملیکا بهروزی نژاد)عمو ممنونم.
تا کامنت بعدی خدانگهدار.

18 09 2009
شیرین

عموووووو

18 09 2009
سارا

سلام
عموجون نماز روز تتون قبول حق باشه
خيلي نامردين عمو ما اين قدر از احساساتمون بهتون ميگيم اما شما بي خيال
عمو شما كه اين قدر بي رحم نبودين نميدونم چرا اين حرف ها رو بهتون ميزنم
شايد جلوي كسي روم نميشه هر وقت حرفي رو به ديگران ميزنم اون ها منو مسغره ميكنن
حالا سفرتون كي هست عمو اين رو بهم بگين عمو خواهش ميكنم عمو
چرا شما بامن قهرين عمو مگه من چه گناهي كردم كه به وجود اومدم
كار كار خدا ست دست من نيست كه همش مردم از من بد ميگن نميدونم
چرا شايد وجود من لازم نيست نميدونم چرا دلم گرفته شايد بخاطرشما و بقيه مردم
تازه دلم از دريا به ساحل رسيد ه بود ولي دوباره غرق دريا شد

18 09 2009
شیرین

عمو جون خیلی ماهی

19 09 2009
سارا

عمو جون بهتر شما هيچ عمويي رو نديم
چون كه شما خيلي مهرباني من 7 تا عمو دارم ولي شمااز همشون بهتري
عمو چرا اين فيلم نمياره هرچي ميزني هيچ نمياره
نميدونم چرا عمو مگه جشن يه روز نيست يعني يك شنبه نيست
به هر حال شايد اشتباه شده
نماز روزه هاتون قبول باشه انشالا

19 09 2009
دریای بیتاب عمو

سلام عمو جون دارم دیوونه میشم چراهرچی کامنت میذارم خودم نمیبینمشون؟؟؟؟؟؟؟؟؟

19 09 2009
farnaz

عمو دوست دارم دلم برات تنگ میشه.عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو زود برگرد

22 09 2009
محیا م ح ی ا

سلام عموی قشنگم بی تو زندگی برایم معنایی ندارد دوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسست داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم از سمیم قلبم
نمیگم دوست دارم نمیگم عاشقتم میگم دیونتم که اگه یه روز از دستم ناراحت شدی بگی بی خیال دیونست

21 05 2010
ارغوان

به تام خدا
سلام عمو
امیدوارم نماز و روزه هاتون مورد قبول درگاه الهی قرار گیرد.
خسته نباشید
متشکرم

2 06 2010
ناشناس

دا عمو عمو عمو عمو




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: