امتحان

18 09 2009

emtehan
به نام خدا

سلام به دوستان
موضوع  فردا  شنبه 88/6/28 فوق برنامه  امتحان است. فردا هم پس از  اجرای برنامه زنده  عازم یک سفر چند روزه  به خارج از کشور هستم که  فردا  طی یک پست جدید  مفصل به آن خواهم پرداخت .  عید فطر و روزهای بعد هم  برنامه ضبط شده  روی آنتن خواهد رفت

Advertisements

کارها

Information

116 responses

18 09 2009
سیده فائزه

سلام…
خوش به حال همون خارجیا.خوش بگذره عمو.خدا پشتو پناهت.علی به همرات.

18 09 2009
aseman

زندگي حكمت اوست…..
زندگي دفتري از حادثه هاست….
چند برگي را تو ورق خواهي زد….
مابقي را قسمت….

******************************

18 09 2009
نسترن

وای وای وای گفتی امتحان دست گذاشتید روی اون نقطه از دلم که دکتر گفته انقده زخمه انقده داغونه که حد و حساب نداره
من که هیچ وقت استرس امتحان و درس نداشتم میگن بی خیالم ولی من میگم اگه آدم بلد باشه چه دلیلی داره که بترسه اونی هم که نخونده دیگه ترسیدن نداره اگه می ترسید می خوند
همه ی این امتحان ها میگذره الهی که تو امتحان زندگیمون قبول باشیم
علی علی

18 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلام :-( نه عموووو چقد تند تند از پیشمون میرید…دلم تنگ میشه عمویی :-(
هیییییی خوش به حالتون جشن رمضان رو دیدین…رامینا هم شانس آورد که الان تهرانه و تونست ببینه..عمویی زود برمیگردین؟
مهر فروتن عزیزم این چه حرفیه من کی باشم که بخوام تحویل نگیرم!!آخه واسه عمو نوشته بودم دیگه…خودم نپختم!منو حلوا پختن؟محاله محال!
سیده فائزه نازم قابلی نداشت..مسابقه صباح و عارفه رو هم خواستم بذارم که آپلود نشد متاسفانه..
(دخترتون)

18 09 2009
سیده فائزه

راستی اون لوگو رو که ایمیل زدم
مهندس شرفی داده بود قرار بود واسه سایتت لوگو بسازم قسمت نشد چون فیلتر شد.خودت زحمتشو بکش .قشنگه.به اینجا هم میاد.

18 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
سلام مجدد
اولا خوش بگذره، انشاءالله
فقط مواظب آنفولانزا (املا درست يا غلط؟!) باشين
دوما «دوستان» شروع شد، برنامه ضبط شده!!!!!
سوما «عمو» چرا عيدها رو ايران نيستين، دلتون مياد، ما بچه ها هيچي خانوادتون چي، (وارد مباحث خصوصي نشيم، مي دونم)
عمو
داشتم امروز فكر مي كردم چي مي خوام براي دليل نگرانيمون از ناراحتي شما بنويسم، بعد تموم مدت خندم مي گرفت، آخه فكر مي كردم اگه جاي شما بودم بعد يه عده از جمله خود من دم به دقيقه مي گفتن » ناراحت شدين؟ ببخشيد» چه حالي داشتم!!!
اما بالاخره مي نويسم
عمو
فعلا
التماس دعا

18 09 2009
سیده فائزه

امتحان آزمایشیست برای شناخت خود به اندازه مقدار تلاشی که کردیم و نتیجه ای که از ان خواهیم گرفت…..بزرگترین امتحانو شید ممهم ترین اون ازمایش الهیست…کاش همه از امتحان الهی سربلنند بیرون بیاییم…………..

التماس دعا…

18 09 2009
سیده فائزه

شب به خیر……خدانگهدار

18 09 2009
ژاله فرهادروش

سیده فائزه:معنی اسمم شبنمیه که سحر روی برگا و گل ها میشینه…
(دخترعموت)

18 09 2009
فياضي

راستي امتحان
چيز خوبيه فقط وقتشو زياد كنن
.
.
آخ خدا من چرا نمي تونم جدي باشم؟!
عمو، خيلي سعي مي كنم اما نميشه، يه چند وقتيه زيادي خوشحالم، دعا كنيد موقتي نباشه
عمو، يه منبع غير موثقي مي گفتن مي خواين بياين مشهد، نگفته بودن ميرين مسكو!!!!!
.
.
داشت يادم مي رفت
امتحان
كاش مي شد از امتحان هاي زندگي سر بلند بيرون بيايم
.
هر وقت بحث امتحان ميشه، تقلب هم مياد وسط، به خصوص اگه سوالها تستي باشه، هنوز يادم مياد چقدر تقلب دوران راهنمايي و دبيرستان مي كرديم، وجدانم درد مي گيره
اما به خودم و خدا قول دادم تو دانشگاه اصلا اين كار رو نكنم، تا امروزم اين كار رو نكردم به جز يه بار كه سر امتحان نقشه برداري بوديم، سوالها خيلي ساده بود، منم همه رو خدا رو شكر جواب داده بودم، بيكار نشسته بودم كه يكي از … محترم كه كنار دستم بود ازم خواست جوابا رو بگم، منم مونده بودم چيكار كنم، برگه ام رو گذاشتم اگه ديد كه ديد وگرنه به من چه
مي دونم كارم درست نبود اما … چي كار كنم خوب، همه مي گن من زيادي مهربونم، حتي براي غريبه ها
اما عمو
به جان خودم زياد پيش اومده اصلا نتونستم درسي رو بخونم اما با همين قول كه رو برگه ي كسي رو نگاه نمي كنم تونستم اون درس رو پاس كنم، باور كنيد اگه ايمان داشته باشيد كه خدا جاي حق نشسته يه لحظه هم به حرف من شك نمي كنيد
خلاصه تقلب در حكم دزديه، دزدي هم گناه داره، پس تقلب ممنون
البته برادرزاده هاي عمو هيچ وقت اين كار رو نمي كنن
منم فكر كنم از وقتي شدم برادرزاده ي شما اين كار رو ترك كردم
يه چيز بگم بهم بخندين: راستش يه بار رياضي دو، امتحان پايان ترم بود، به دوستم گفته بودم هيچي بلد نيستم با اينكه خوب جزوه رو خونده بودم، دوستم برگه اشو گرفت بالا تا ببينم، يه لحظه چشمم افتاد رو برگش و اولين خط جواب رو كه ديدم همش يادم اومد، شروع كردم به نوشتن، يهو به خودم اومدم شروع كردم به خط زدن جوابي كه داده بودم، بلند شدمو برگمو دادمو اومدم بيرون، بعد دوستم پرسيد «چي شد نوشتي»، گفتم «نه نمي ديدم»، در حالي كه ديده بودم، جاتون خالي اون درس رو افتادم و ترم پيش دوباره برداشتم اما اين بار خيلي راحت پاس شد، خدا رو شكر
اما باور كنيد بيشتر تقلب مي رسوندم تا بگيرم
خوب دوست داشتم كمك كنم اما حالا مي دونم اين كار يه خيانت بزرگ در حق دوستم بود نه يه كمك
با وجود شخصيت جديد برنامتون كه مدام در حال نوشتن خاطره است، من از رو نمي رم!!!
ببخشيد ديگه
التماس دعا
خدانگهدار

18 09 2009
ژاله فرهادروش

ببخشید عمو ولی به این پستتون رای دادم..اصلا خوب نیست!عمو خب دلم تنگ میشه :-( همش خبر بد بود :-(
شب بخیر عمویی..ای خدااااا
(دخترتون)

18 09 2009
فياضي

شرمنده، blog.amoo.ir باز نمي شود
شده مثل اون دفعه كه دوستتون در دسترس نبودن (اين تيكه آخري براي يادآوريش بود)

18 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام . خسته نباشی .
نوشتی فردا ،گفتم فردا که جمعه هستش . بعد خوب که دقت کردم یادم اومد الان ( ساعت یک و نیمه ) جمعه هستش .

خواستم بگم فردا بعد از اجرا که میری روزتو چی کار میکنی ؟ بازم دقت کردم گفتم حتما افطار میکنه و میره . اما داداش از کجا معلوم یکشنبه عید باشه ؟

تا کی برنامه ی ضبط شده دارین ؟

امان از دست این امتحان . آدم استرس میگیره . ترم آخر درس مورد علاقم رو گرفتم 12 . ( خنده ) از خودم نا امید شده بودم گفتم مامانم بره کارناممو بگیره . میترسیدم واسه اولین بار تجدید بیارم . اما خداییش حجم درسه زیاد بود . همشون هم که ماشالله هزار ماشالله پدر و پسر و نوه و نتیجه ………… این قبیله . حالا برو اون قبیله .

من امتحان کتبی رو راحتتر میتونم بدم ( نه واسه تقلبی ها ) واسه اینکه راحتتر میتونم فکرکنم . شفاهی اصلا نمیتونم میرم پا تخته همش یادم میره . اگه نتونم به سوالی جواب بدم گریه میکنم ( البته جدیدا اینطور شدم ) اینقدر میخونم واسه امتحان اما اخرش خراب میکنم .

دیگه چیزی یادم نمیاد .
زیادی حرف زدم .

التماس دعا
علی یارت

18 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلام.عمو ماه رمضونم دیگه فردا تموم میشه…نمیخواااام..شما هم که چند روز تنهامون میذارین..عمو میشه فردا یا پس فردا شعر قشنگ آسمونی رو برای آخرین بار توی ماه رمضون 88 پخش کنین خودتونم باهاش بخونین؟..عمو ..آخه سال دیگه که برنامه تولیدی و مسابقه اس پس برا آخرین بار میشه..چقدر زود گذشت..عمو زیاد منتظرمون نذار دلمون تنگه از الان :-(
(دخترتون)

18 09 2009
ژاله فرهادروش

عمو دعوام نکن بذار بگم همش یه حرفو دارم تکرار میکنم شاید دلم خنک شه..عمو اصلا نخواستین تاییدش نکنین من فقط میخوام بگم..عموووو..کاش آجی سحرم الان تو اتاق نبود گریه ام گرفته..عمووو زود برگردین خب؟عموووو تو سفر به اینجا هم سر میزنین عموجونم؟
عموووو تو چشمم نرفته مو همینجوری اشکم دراومده!!!
عمویی دلم تنگ میشه*عموجون دلم تنگ شده*
حالا بیشتر قدرتونو میدونم عموجون…عموووو نروووو تو هم مثه من نمیتونی دووم بیاری
نروووو تو هم مثه من تو غصه کم میاری نرووووو آ آ نروووو!!!جو منو گرفت عمو!
دوستت دازم عمویی عزیزم..گریههههههههه…عمو 28 که رفتم سر کلاس اتفاقایی که افتاد رو به کی بگم؟همشو مینویسم برگشتین بخونین..عموووو جون خیلی خیلی خیلی دوستت دارم
(دخترتون)

18 09 2009
؟؟

سلام
بي صبرانه منتظر پست جديدتون هستم.اين تصوير چقدر جالبه!!
در مورد امتحان و امتحان دادن هم بهتره ديگه واقعا از تجربياتم نگم.ولي فكر مي كنم مشكل بيشتر بچه ها اينه كه درس رو نمي خونند و نگه ميدارن براي شب امتحان.براي همينم مثل همين تصويري كه گذاشتيد دچار استرس و اضطراب ميشن هم پدر و مادر بنده خدا رو دق ميدن هم اينكه سر جلسه امتحان دچار مشكل ميشن.
خدا كنه وقتش كه رسيد وگفتند برگه ها بالا همه ماها بتونيم با افتخار برگه هاي امتحاني زندگي مون رو بالا بگيريم.
.
.
خانم فروتن*دوست داشتني خيلي خوشحالم كه به جوابتون رسيديد.نه من تاليا و ايرانسل رو اشتباه نگرفتم.منكه بهتون گفتم اون پيش شماره ها مال تالياست.*مي دونيد منظور من از اينكه گفتم اين پيش شماره ها يعني اينكه ايرانسل خيلي دره پيته چي بود؟*همين نتيجه گيري كه شما الان بهش رسيديد.
ايرانسل با اينكه بعد از تاليا وارد بازار شده اما هنوز نتونسته تاليا رو كنار بزنه و تاليا هنوز هم خواهان داره.
در مورد اون قهرم،بله خدا رو شكر قهرمون آشتي شد.چرا از من بعيده؟
به قول قديمي ها:انسان جايزالخطاست.
منم كه سراپا تقصيرم.
التماس دعا

18 09 2009
فاطمه

(ناراحت)
سلام عمویی
(ناراحت)
به قول خانوم فیاضی برنامه ضبط شده شروع شد؟!!!
حالا تا کی ما باید غصه بخوریم؟
عمو من نمیخوام خب ماهم دل داریم دلمون میخواد مثل همیشه عیدارو با عمومون جشن بگیریم و شاد باشیم………چرا همش خارجیا؟………
به هر حال انشالله بهتون خوش بگذره……….این چندروزم از دست ما راحتید دیگه……..
بچه ها ما که نمیتونیم کاری بکنیم پس بهتره به جای قبطه خوردن دعا کنیم برای عمو که انشالله سالم بره سالمم برگرده و بهش خوش بگذره(آمین)………….
عمو نذاری بری یه ماه دیگه بیایاااااااااااااا……..زودی بیا باشه؟!!!
راجب موضوع:
تنها چیزی که میشه از امتحان نتیجه گرفت فقط استرسه عکس بالا هم خوب این موضوع رو نشون داده ولی به قول بچه ها خوبه آدم از امتحانهای زندگیش سربلند بیرون بیاد……
عمو ببخشیدا ولی ما هم آدمیم خب برنامه جشن رمضان میخوایم…..(گریه)
برامون نمیذاری ما هم ببینیم؟این همه بچه ها تعریف میکنن خب ما غصه میخوریم دیگه…… حالا امیر شعر چی خوند؟آقا سلام؟
عمو یه چیز دیگه درواقع یه خواهش دیگه:
نمیشه فردا به جای شعر هدیه شعر گیلانو بخونی آخه خیلی قشنگه تازه خیلی وقته نخوندی………آبجی شیرینم خیلی دوستش داره منم دوستش دارم یعنی فکر کنم همه دوستش دارن ………. میشه بخونی؟
دوست دارم
زود برگرد
از الان دلمون برات تنگ شده
فعلا
(گریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه)
(آههههههههههههههههههههههههههههههههه)

18 09 2009
فاطمه

سلام آبجیا
**آبجی مرضیه**
به قول عمو:آی ی ی ی گفتی
خداروشکر دیگه امروز روزه نگرفت دیروزم که گرفته بود یه کم درد داشت خب آب لازم داره دیگه………..
**آبجی نرگس**
نگفتیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا……………….
راستی بازم ایمیلو دادم……رسید؟
اصلا یه بار دیگه آدرستو بده
همتونو دوست دارم
فعلا

18 09 2009
زهرا متقي

به نام خدا

سلام عموجون ،‌عمو يعني عيد فطر برنامه زنده ندارين ، عمو دلم خيلي براتون تنگ ميشه .

عمو جون خدا پشت و پناهتون ايشاا… به سلامتي برگردين .

عمويي عزيزم خيلي دوستون دارم .

يا حق

18 09 2009
آغاز پايان

*توليدي كليد خورد *

سفر بي خطر ….

18 09 2009
آغاز پايان

سفر رفتن شما و گذاشتن برنامه ي ضبط شده هم براي شما و ما يه جور امتحانه

18 09 2009
رویا

عمو آی گفتی نمیدونی واسه ما ها (جمعیت خرخون(البته ببخشید)) امتحان یعنی چی ؟فکر کنم یعنی کل زندگی .(عمو من خرخون نیستم ولی همه بهم میگن نمی دونم شاید قیافه م شبیه اوناست )
وای عمو نمی دونی سر امتحان شیمی پارسال چه بلایی سرم اومد کارم کشید به بیمارستان من بیچاره م که کند درس میخونم….یک روز با اون کتاب گنده …
عمویی وقتی رفتم سر جلسه گریه م گرفته بود آخه تموم نکرده بودم (ولی یه وقتایی لازمه خدا بپره وسط بگه حلا میفمی من چقدر دوست دارم )از اون قسمتی که من فقط ورق زده بودم کلی سوال اومد ولی همش کاربردی و مفهومی (خدارو شکر حفظی نداشت )
همه امتحان هام به جز 3تاش که شد 19.75 همش کامل بود (بد بختی ما اینه که تو مدرسه ای درس میخونیم که 25. ارفاق گرفتن به شدت غیر ممکنه……………………..

18 09 2009
مبینـــــــا

عمو سلام…این دفعه دیگه صبحتون بخیر
عموجون اگه اشتباه نکنم میخواین برین مســـــــــکو نه؟
به هر حال هر جا که میرید خداپشت و پناهتون باشه.انشاءالله سلامت برید و سلامت برگردید.
_________________________________________
انشاءالله که همه تو امتحاناتشون موفق باشند……..مخصوصا در امتحانات الهی که مهم ترین امتحانات هستند که اگه از توش موفق بیرون بیای(انشاءالله)معلوم میشه که خوب درس زندگی و خداشناسی رو بلدی.
_________________________________________
عموجون برای چی روی عکسی که گذاشتید نوشته**Ic**؟؟؟!!!
عمو زود برگردیناااااا…دلمون تنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگ میشه…
عمو جون از جزئیات سفرتون مثل اینکه کی برمیگردینو،چند روز میمونیدو،….نمی پرسم
چون عجول میشم و شما هم قراره تو پست جدید برامون مفصل توضیح بدید.
شاید هم اصلا به من مربوط نباشه که اینارو بدونم نه؟هرچه قدر که صلاح می دونید به ما
اطلاعات در مورد سفرتون بدید باشه؟
سفر به خیر……….درپناه حق عموی گلم……..برات آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم.
دوستدار همیشـــــــگی و ابــــــــــدی شما که طاقت دوریتون رو نداره:مبینــا(دخترتون)

18 09 2009
مبینـــــــا

عمو جون ببخشید راستــــــــــــــــــــی
جشن رمضان رفتین؟
اگه رفتین بگید من طاقت شنیدنشو دارم چون ندیدم(ناراحت)
دوستدار همیشـــــــگی و ابــــــــــدی شما که طاقت دوریتون رو نداره:مبینــا(دخترتون)

18 09 2009
نرگس احمدی

به نام خدا..سلام عمویی..عمومیریدکشوره همسایه؟؟بازخوبه میریدروسیه همین نزدیکه خودمونه اوندفعه رفتید اروپاکه کلی ازاینجافاصله داشت….عمونمیدونم چه جوریه وقتی شمابرنامه ندارید ولی ایرانید باوقتی که شمابرنامه نداریدوخارجیدکلی فرق میکنه انگاردورید ازمون….عموجون خوش بگذره..ولی عموماروفراموش نکنیاااا….عمویی این یه مدت که نیستیداینجاهم تعطیل میشه؟عموازالان دلمون براتون داره تنگ میشه……
به قوله مائده ماهرچی ازبرنامه تولیدی فرارمیکنیم باسرعته نوربهمون نزدیک میشه
پیشاپیش رویته عموتوآسمون واعلامه عیده فطروبه آبجیاتبریک میگم(عموشماماهه آسمونه مایید)

18 09 2009
بهار

سلا عمو داریوش عزیزم
عمو جونم همین اول یه چیزی از دیشب بگم! یکی از اشکال های استفاده نکردن از شکلک اینه که آدم نمی تونه دقیقا بگه که چه احساسی داره! کامنت هایی که دیشب گذاشتم همش از سر ناراحتی بود عمو نه عصبانیت ها! یه لحظه دیشب خیلی دلم گرفت از اینکه نیومده بودم…و این هم تقصیر خودم بود نه شما! عمو؟ الان اگه بگم از دستم ناراحتی اینجا همه میگن ای بابا دوباره شروع شد…به خاطر همین فقط میگم به خاطر لحن کامنت های دیشبم ازتون معذرت میخوام….همین!
……………………………………………………………………………………………
درباره سفر هم بگم که از ته دل امیدوارم سفر تفریحی یا زیارتی باشه نه کاری! تا کمی استراحت کنید و خستگیتون رفع بشه.
درباره برنامه : موضوع خوبیه امتحان! یه لحظه فکر کردم امتحانات دیگه مد نظر همکاراتون بوده با دیدن عکس(راستی خیلی بانمکه!) فهمیدم منظورتون امتحان مدرسه س…لطفا فردا تو برنامه بگید که بچه ها با وضو سر جلسه حاضر بشن و قبلش حتما آیت الکرسی بخونن…
……………………………………………………………………………………………
عمو راستی درباره جشن رمضان دیشب هم نظرمو بگم؟!
عمو: نخیر لازم نکرده! نظراتتو همون دیشب خیلی خوب بیان کردی،دیگه بسه!
من : عمو خواهش میکنم! دیشب دلم گرفته بود دیگه،ببخشید…. برنامه دیشب خیلی عالی بود….فکر کنم از سر فوق برنامه رفته بودید و اصلا خونه نرفته بودید….به خاطر همین خستگی از چشماتون میبارید….تازه بعدش هم تا ساعت یک داشتید اینجا کامنت تایید میکردید! خسته نباشید،خیلی عالی بود…چقدر خندیدید! امیر محمد پشت صجنه برنامه رو تعریف کرد خیلی با مزه شد….عمو اگه آقای شهریای قضیه سفر و لو نمیداد بازم بهمون میگفتی؟ آره فکر کنم میگفتید…
………………………………………………………………………………………..
عمو باور کنید من میدونستم تو اون روز ها که برنامه نداشتید(5 روز) دارید برنامه ضبط میکنید! میدونید از کجا؟! از اینجا که تو بخش موضوع ها مینوشتید: برنامه زنده نداریم!
نمینوشتید:برنامه نداریم!
چقدر باهوشم نه!(خنده)
عمو مسافرتتون به خیر امیدوارم صحیح و سالم برید و برگردید…
من دلم براتون خیلی تنگ میشه(یعنی الان هم شده) اما دلم نمیخواد با گریه و زاری راهی بشید…امیدوارم از دست ما با دل خوش برید.

18 09 2009
مبینـــــــا

عمو جون میشه تو یکی از این روزایی که نیستید همکاراتون ضبط شده ی برنامه ی **جشن رمضان** برامون پخش کنن؟خواهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش

دوستدار همیشـــــــگی و ابــــــــــدی شما که طاقت دوریتون رو نداره:مبینــا(دخترتون)

18 09 2009
بهار

عمو دو روزه این blogfa در پیت برام باز نمیشه! اصلا دسترسی به وبلاگم ندارم…میخواستم قبل از اینکه میرید یه پست جدید بزارم حداقل شما بخونید! عمو عجب بدبختیه ها! این چند روزه همه چیز دست به دست هم رو اعصاب من راه میرن!
عمو راستی یادم رفت آخر کامنت قبلیم بگم»عمو جونم دوستت دارم»!
الان بگم؟
«عمو خیلی خیلی دوستت دارم»

18 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام به داداش گل. واقعا خسته نباشی . ایشالله به سلامت برگردی

داداش ، آجی فیاضی راست میگه ها . مراقب باشین ( همون آنفولانزا دیگه ) رعایت کنین . خب ؟

* ژاله جون * یه کاری برام مکنی ؟ برات کامنت خصوصی میذارم . جوابمو بدیا خب ؟!

راستی رامینا کی بر میگرده ؟

18 09 2009
آغاز پايان

دعا ميكنم سالم برين سالم هم برگردين
دلشوره سفرتون سخت تر از نديدن برنامه زندس باور كنيد

18 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام داداش گلم . سلام آجی ها
خسته نباشی . خسته نباشین آجی ها
قبول باشه . قبول باشه آجیها

**************************
بابا داداش که کل سال در دسترسمونه . حالا یه چند روز میره خارج واسه بچه های ایرانی مقیم خارج اجرا داشته باشه . اونا هستن که داداش کل سال در دسترسشون نیست …. مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد … لطفا شماره گیری نفرمایید ( آخ ببخشید جو منو گرفت )

ما خوشحالیم چون داداش توی ایرانه و واسمون برنامه داره . حالا یه چند روز میره و اونا رو شاد میکنه و برمیگرده ( نیشخند )

ایشالله که سالم بره و سالم برگرده

زیادی حرف زدم

التماس دعا .
علی یارت

18 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

راستی * ژاله * یه چیزه دیگه : یادته ازم پرسیدی چرا به عمو میگم داداش ؟

یه چیز دیگه ای رو یادم رفت بگم : داداش صداش میکنم چون از بچگی توی رویاهام اونو به عنوان داداش تصور میکردم نه عمو ( با اینکه 3 تا داداش دارم ) واسه همین نمیتونم عمو صداش کنم . ( نیشخند )

* آغاز جون * عجب حرف جالبی زدی : » تولیدی کلید خورد » خوشم اومد

18 09 2009
رویا

سلام عمویی
عمو واقعا میخوای بری مسافرت ؟؟؟
میشه بگین چند روز ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(خواهههههههههههههش)
عمو یه وقت نگین چقدر فزول و عجولی……………این چند وقتی که نیستین اینجا هم نمیاین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

18 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

باز هم سلام .

اِ اِ اِ اِ اِ * بهارجون * آی گفتی . blogfa ، واسه منم کار نمیده . از دیشب تا حالا هر کاری میکنم واسم نمیاره . وبلاگمم اولش نمی آورد اما حالا میاره

18 09 2009
فاطمه متقي

عمو به سلامت بريد وبرگرديد
به اميرمحمد سلام منو برسونيد
فردا منتظر چشمك ستاره ام هستم
اين هم تقديم به شما واميرمحمد:

18 09 2009
زهرا متقي

عموجون و آجي ها سلام .
عموجون ميشه برنامه جشن رمضان رو واسه دانلود بذارين خواهههههش

18 09 2009
رویا

عمو ببخشید خوب تو همون پست جدیده اینا رو جواب بدین تا دیدم مسافرت هل شدم بقیش رو نخوندم …
راستی تو مدرسه هم هرروز برنامه دارین یامثل قبل یه روز در میونه ؟
عمو جونم خوب من از همین الان شروع میکنم به دلم تنگ میشه عمو آخه وقتی شما رو تو آسمون رویت کنیم دوباره باید یک سال دل تنگی بکشی واسه ماه رمضون تازه شمام که میخواین برین ………………..وای خدا دیگه این دل طاقت کوچیکترشدن نداره اگه از فشار زیاد ترکید من چی کار کنم …………………………….

18 09 2009
رویا

عمو شاید همه این دل تنگی هام یه امتحان باشه.!!!!!!!!!!……………………فکر کنم امتحانای خدا خیلی سخت تر از امتحانای خودمونه
عمویی دعا کن تا تو همشون 20 بگیرم (راستی خدا امتحاناش از چند نمره است ؟؟؟؟؟؟؟)

18 09 2009
زهرا متقي

عموجون دوباره سلام

ببخشيد كامنت قبليم رو ناقص فرستادم اما اومدم دوباره تصحيحش كنم
عموجون آجي مبينا راست ميگه ميشه تو اين روزا يك روز هم برنامه ي جشن رمضان رو پخش كنن( خواهههههههش ) اگه نشدعموجون لينكش و بذارين بازم( خواهههههش) عمو جون خيلي دوستون دارم انشالله به سلامتي برگردين .

دست علي يارتون خدانگهدارتون / تو قلب ماميمونه اميد ديدارتون

18 09 2009
فاطمه

سلام عمویی
عمو حالا که نیستی برامون کامنت نمیذاری؟
وای نه ترخدا بذار دلمون تنگ میشه

18 09 2009
بهار

سلام
*دلشوره سفرتون سخت تر از نديدن برنامه زندس باور كنيد**
*آغازپایان* جان به قول عمو : ای ی ی ی گفتی …

18 09 2009
شیرین

سلام عمو جون :-)
بابا خارجی …بابا مسافرت خارج …. :-)
عمو من که پامو از شابدلعظیم بیرون نزاشتم(شوخی کردم)
عمو تولیدی!!!عموووووووووووو اخه چرا !!!عمو من از تولیدی متنفرم :-(
عمو میدونم شما دارین یه کاری میکنید که ما به برنامه تولیدی عادت کنیم!!!عموووو معلومه دارین این کارو میکنید دیگه…..عموووو تولیدی حال نمیدهههههه
عمو من از این پستتون خوشم نیومد بهش نمره *اصلا خوب نیست*دادم ./…..
عمو حالا چند روزه میرین؟(نه بهتره این جوری بگم ..ما چند روز باید برنامه تولیدی رو تحمل کنیم؟)
دلمون خوش بود تا اسفند برنامه عمو زنده هستش….
.
عیبی نداره عمو داریوشم
عمو ایشالله بهتون خوش بگذره :-) (به شما که سفر خوش میگذره چون خوش اخلاقین)
عمو مواظب انفولانزای نوع ا باشیدا !!!! :-@
.
عمو جون یه سوال دیگه:این برنامه برای جام جم پخش میشه ؟اگه پخش میشه به ما هم بگین ببینیم….عمو بگینا! عمو منتظرما!
.
عمو سوغاتی یادت نره….دست خالی نیایا! رات نمیدیم فرودگاه(خنده)
فعلا بای

18 09 2009
رویا

عمو باشه الان میرم ولی یه چیزی بگم فکر کنم این دعا واسه آخر برنامتون خوبه :
خدایا کمکمون کن تا از همه امتحانات سربلند بیرون بیایم (عمو آمینش رو خودتون بگین آخه داریوش الان خوابه)

18 09 2009
شیرین

عمو چند تا از نظراتم توی پست قبلیتون تائید نکردین!!!
.
.
دیشب توی جشن رمضان اقای شهریاری لو دادن شما میخواین برین مسافرت!!!من از همون دیشب فهمیدم…(عمو میگه بابا مخ)

18 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام عمویی.وای عمو حواسم به آنفولانزا نبود :-( عمویی مراقب خودتون باشین خب؟عموووو :-(
(دخترتون)

18 09 2009
sahar

به نام خداي بخشنده و مهربون
دريا دل آشناي من ! سلام
ديشب مطلبتون رو خوندم اما نتونستم چيزي اينجا بنويسم.
موضوع برنامه فردا » امتحان «…………!!!!! چه جالب . آدم ياد امتحانهاي زندگيش مي افته.
آخه اون امنحان كه شكلش بالاست يه خورده از وقتش گذشته ….
ولي خب خوبه بچه ها از اول سال درسهاشون را بخونند تا آخر سال سر امتحان اون قيافه اي نشند. تمام طول سالهاي تحصيل توي مدرسه و دانشگاه يادم نمياد يه همچنين قيافه اي پيدا كرده باشم….. از اونهايي نبودم كه خيلي درس مي خونند اما به اندازه و به وقت لازم مطالعه ميكردم و خداراشكر نمراتم خوب بود. اما سر امتحان استخدام يكي ، دو جا دقيقا با يه همچنين وضعيتي امتحان دادم. جالبه چون بيشتر خونده بودم استرس گرفته بودم…… پس استرس هميشه از نخوندن درس نيست… !!!!!
فايده اي هم نداره اين استرس وقت امتحان ….. فقط سرعت پاسخگويي و دقت آدم را پايين مياره. جالب بود كه توي همون امتحان موفق شدم رتبه اول رو بيارم اما آخرش دوباره چوب استرس رو توي مصاحبه و مراحل بعدش و…داشتن صداقت و….. را يه جا با هم خوردم.
يكي از دوستهامم اينجوري بود … بنده خدا خيلي درس مي خوند . مثلا ما توي دانشگاه كتاب رو يكبار مي خونديم ميشديم 18 ، 19 …. اون از اول سال چندين بار كتاب رو ميخوند… خيلي خوب هم ياد ميگرفت… اما سر امتحان استرس داشت ، نمره اش خيلي كم ميشد. بنده خدا براي همين قضيه چند سال كنكور هم قبول نشد….. اين دردناك تره تا اوني كه درس نميخونه و استرس داره ، بعد موفق هم نميشه….
تا باشه امتحان مدرسه و دانشگاه….. امتحان زندگي از همه سخت تره…. مثل امتحانهاي ديگه از قبل خبرت نمي كنه. يكدفعه اي ميبرتت وسط جلسه امتحان. هر چي تا اون روز از زندگيت ياد گرفتي و ميزان ايمانت فقط ميتونه نجاتت بده….. امتحانهاي زندگي فقط قسمتهاي غم انگيزش نيست…. شاديهايي هم كه به ما وارد ميشند امتحانه….. بايد جنبه هر دوتاش رو داشته باشيم وگرنه از يك طرف بوم پرت ميشيم.
مسافرهم كه هستيد…. ان شاء ا.. به سلامتي… اميدوارم سفر خوشي داشته باشيد. ان شاء ا.. سفرتون بي خطر باشه. بچه هاي اينجا بعد از برنامه فردا شما رو از زير قرآن ردتون مي كنند. به اميد اينكه خداوند توي سفرتون زير قرآن حفظتون كنه. درياي خزر كه پشت پاهاتون ريخته شده…. ان شاء ا.. به سلامت برميگرديد.
خيلي مراقب خودتون باشيد…. دلمون براتون تنگ ميشه.
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

18 09 2009
شیرین

عمو استرس گرفتم
عمو اخه هیچ کدوم از وسیله ها امن نیست!!با هواپیما !!
وایییی عمو شما تا بیاین من از دلشوره میمیرم….. :-( :-( :-(
عمو توروخدا لپ تاپتونو با خودتون ببرین نظراتو تائید کنید و ما رو از دلشوره در بیارین….
(عمو من مثل مامان بزرگام همش دلشوره دارم…تو دلم دارن رخت میشورن :-) تو سرم عروسیه :-) )

18 09 2009
دریا

عمو ببخشید این نظر برای پست نامه ی شما به خداست(خجالت)
به نام خدایی که در این نزدیکیست….
تو در سره بقره گفته ای که از رگ گردن به ما نزدیک تری و لی رگ گردن درون ماست نه نزدیک ما ….و شاید این به این معناست که تو درون مایی درون قلب مایی درون رگ های ما و من این چند شب بیشتر از هر هنگام احساست کردم…..تو نزدیکی ..این ما هستیم که از تو دور می شویم پس بار خدایا!کمکمان کن که هرگز از تو دور نشویم.
خدای خوبم !عموی خوبیها یادمان داده که » این جا و اون جا همه جاست……خدا تو قلب آدماست دلای پاک جای خداست»و من قلبی را که خانه توست چه قدر دوست می دارم……
عموی مهربونم و همه ابجیای خوبم و داداشیای مهربون سلام….
اول تبریک به ابجی ژاله که گرگان قبول شد بعدم به ابجی مشکات…..و همه یه سلام به «آغاز پایان و فیاضی و هما و همای عمو و سحر و بهار و رامینا و خلاصه همه دیگه ببخشید اگه کسی جا افتاد دیگه پیری و هزار درد و مرض ننه……
عمو اون شب تا بعد اذون بیدار بودم و دعا کردم برای همه برای آقای خوبی هاو برای شماو برای مامان فاطمه مهربون و برای همه ابجیا و داداشام و برای عاقبت به خیری همشون…..
دیگه پاشم برم
دوستون دارم

18 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

تو رو به خدا میبینی ؟ این همه دستگاه ضبط برنامه توی خونه داشته باشی ، 1- متوجهش نباشی . 2- بلد نباشی باهاش کار کنی .
به داداشم میگم دستگاه کارت tv چنده ؟ میگه میخوای چی کار ؟ میگم شاید خواستم پنگولو ضبط کنم . میگه کاری نداره ،( با قیافه ای کاملا عادی و خونسرد ) فلشتو بزن توی رسیور ( درسته ؟ ) بعد start بزن و بعدش هم ضبط کن . حالا قیافه ی من دیدنی بود ( تعججججججججججججججججببببببببببببب ) ( کمی تا قسمتی عصبی و ناراحت )

این جوری اذیتت میکنن . نه تونستیم فوق برنامه ضبط کنیم ، نه جشن رمضان .

ضد حال میزننت در حد المپیک

18 09 2009
دریا

عموی خوبم سلام
عموداریوش دیشب تا دوازده و نیم نصفه شب بیدار بودم بی تاب بودم و بی قرار ….
بی تاب سفری که برایت مهم است و رازگونه….بازهم یاد این شعر افتادم. شعری که موقع رفتن شما به سرزمین اشک و عشق و اشتیاق مدام با خودم زمزمه اش می کردم:
«برو ای مسافر من برو که سفر سلامت برای دوباره دیدن تو می شینم تا به قیامت»
تا قیامت …..تا قیامت……
راستی ممنون خبرمون کردی و ممنون که اومدی هر چند کوتاه…..البته دختر عموی گلم مائده به من خبر داد .ممنون…
ممنون که گفتید ممنون کجا می خواید برید.
راستی من این قدر خوشگل بودم و خودم خبر نداشتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا من این قدر بی ریختم ترو خدا عمو عوضش کنید
ترو خدا
خوش بگذره مواظب خودتون خیییییییییییلی باشید راستی برنامه از جام جم پخش می شه آخه ما یک روز خونه یکی از اقوام بودیم عید بود نزدیکای ساعت 2 بعد از ظهر برنامه شما در لندن پخش شد اگه میشه وقت برنامتون رو توی جام جم بگین تا نگاه کنم.
ممنون

18 09 2009
دریا

عمو شرمنده یهو یادم افتاد عمو با این توپولوفا نریدا اون وقت تا شما برید و برگردید بابام از نذر و نیازای من ورشکست میشه(چشمک)
عمو ایتهالکرسی 7 تا فراموش نکنید
صلوات و غیره…
ابجیا موافقید برای این که عمو سالم بره و برگرده روزی 52 تا صلوات بفرستیم شرمنده کمه مهم نیته مگه نه؟هر کی موافقه بیاد و بگه اگه هم نگفت فدای سرش فقط بفرستید حتما حتما فراموش نشها
خدایا خودت پشت و پناه عموی مهربونی ها عموداریوش خوبمون باش.

18 09 2009
دارینوش

صلام عمووووووووووو…
عمووووووووو… دلم واستون خیلی تنگ میشه
عمو !!!
دوباره بر میگردم…

18 09 2009
معصومه ی زمینی

به نام خدا
حاجی نازنینم سلام
این ماه مبارک رمضانی من با بدبختی برنامتون رو دیدم همش پیش خودم می گفتم ماه مبارک که تموم شد دوباره می تونم با خیالی آسوده برنامه بی نظیرتون رو ببینم اما………..
اینا رو گفتم که بدونید چقدر از خوندن این خبر ناراحت شدم اما……………….
براتون سفری همراه با صحت و سلامت رو از خدای ممنان خواستارم.
به خدا سپردمتون خداپشت و پناهتون
دوستدار ابدیتان معصومه

18 09 2009
معصومه ی زمینی

حاجی راستی یه لطفی می کنید اسم دختر عمه ام مینا جعفری از اهواز رو در برنامه فردا بخونید نمی خوام زحمتتون بدم اما طفلی پدر نداره می خوام این جوری خوشحالش کنین
اگر لطف کنین و بهم بگین حتما اسمش رو تو برنامه فردا می خونید ممنون می شم تا من هم به مینا بگم تا حتما حتما برنامتون رو ببینه.راستی اگر میشه بگید مامانش خیلی دوستش داره
ممنون از مهربونی های بی پایانتون
دوستدار ابدیتان معصومه
این عکس رو هم برای شادی دل خودم می ذارم برای یاد آوری یه خاطره شیرین که هرگز از یادم نمیره

18 09 2009
دارینوش

… سلامم رو اشتباه نوشتم …عموووووووووو…

18 09 2009
معصومه ی زمینی

آجی سولماز ماهم سلام
گلم چقدر خوشحال شدم وقتی اسمت رو اینجا دیدم امیدوارم که همیشه خوش و خرم باشی.عزیزم کاش یه خبری از جواب کنکورت به من می دادی خیالم رو راحت می کردی.
نازنینم بدون هر جا باشی من به یادت هستم
دوستت دارم معصومه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مهر فروتم عزیزم
من خدا سعادت رفتن و زیارت علی بن مهزیار رو ازم گرفته حالا گلم تو هم هی دلم رو بیشتر بسوزون(باخنده)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آجی ژاله نازم
منم دلم برات تنگ شده بود.آجی فکر کنم در مورد حلوا پختن صحبت کردی حالا بذار من یه خاطره برات تعریف کنم پیارسال شبهای قدر مامانم کار داشت خواهرم به من گفت بلدی حلوا درست کنی گفتمش آره خدایش حلوام هم داشت خوب پیش می رفت فقط مامانم یه کاسه روغن گذاشته بود کنار من نمی دونستم ادویه توشه ریختمش داخله حلواااااااااااااااااااا اما الان دیگه نه خوب خوب بلدم حلوا بپزم.

18 09 2009
aseman

ســـــــلام….
آقــــــــای فرضــــــــــــیایی ، آقـــــــــــای مـــــــــــهربون لطـــــــــــــفا به ایمــــــــــلتون ســـــــر بزنیــــــــد..

(نماز روزه تون قبول)

18 09 2009
شیما دهقان

سلام عموجان ان شاالله که خوب وخوش و سلامت باشید…ان شاالله که مسافرت هم خوش بگذره
عمــــــــــوحیف که دیشب نتونستم جشن رمضان رو ببینم آخه اصلا نمی دونستم که شما مهمون برنامه هستین … در ضمن خودمون هم مهمون داشتیم شدیدا مشغول بودم واصلا تلوزیون باز نکردم.
البته عمو امروز دوستم بهم تعریف می کرد
عمو دوستم می گفت شما خاطره ای از آذری ها تعریف می کردید کلی هم آذر ی ها رو …..
به سلام عمو ترنج…
عمو حداقل از شما انتظار چنین کاری رو نداشتیم همه جا ، همه فیلم ها وسریال ها به حد کافی آذری ها رو مسخره می کنند
دیگه شماچـــــــــــــرا؟؟؟؟
معذرت که هی میام غر می زنم ولی خیلی از دستتون ناراحت شدم.

18 09 2009
شیما دهقان

عموجان مواظب خودتون باشین به همه ی هموطنان عزیز هم سلام ما رو برسونید و زود برگردید ما منتظر شما می مونیم.

18 09 2009
مبینـــا

یـــــــــــــــــــــــــه ســـــــــــــلام و خستــــــــــــــــــــــه نباشیـــــــــــــــــــــــد بگم به شما عموجان به خاطر
تحمل کردن این همه ابرازاحساسات ما…به خاطر تاییـــــــــد کامنت هایی که ما دم به دقیقه میذاریم براتون…به خاطر عذر خواهـــــــــــــی هایی که دم به ثانیه ازتون میکنیم…وبه خاطر…
خب عمو امیدوارم در این سفر از خستگـــــــــی هاتون کم بشه و انرژیــــــــــتون مضاعف بشه…
خب بچه ها،آجی های گلم به نظر من بهتره کم کم رفــــــــع زحمـــــــــت کنیم تا حداقل این یه روز قبل از سفرشون رو استراحـــــــــــت کنن…موافقید؟ به نظر من بهترین راه خوشحال کردن عموجون اینه که بذاریم یه کم استراحت کنن.عمو نظر شما چیه؟من که دارم میرم…بای بای
عمو جون دخترتون مبینا(البته اگه منو دخترتون به حساب بیارید)سفر خوشی رو براتون آرزومنده…….درپناه حق انشاءالله سالم برگردید…خداحافظ
________________________________________________________________
دوستدار همیشـــــــگی و ابــــــــــدی شما که طاقت دوریتون رو نداره:مبینــا(دخترتون)

18 09 2009
مائده

به نام خدایی که با قلم توانمندش نقشی از عشق بر دفتر خلقت نهاد …
سلام عموی مهربون و دوستداشتنیم …
اگه بگم وقتی اومدین دیشب قلبم میخواست از سینه بیرون بزنه باورتون میشه … کاش منم اونجا بودم اگه یه روز زود تر گفته بودید اون وقت بین جمعیت یه نفر بود که از خوشحالی سکته کرده و…..
اگه بگم دیشب خیلی خوب بود حرف تکراری زدم ؟؟
واقعا خوب بود … دوستان عزیزی که ساکن تهران نیستند ناراحت نباشند به زودی برنامه رو براتون مینویسم …{البته هر چیش که تو ذهنم مونده … نترسید حافظم بد نیست …}
دیشب هم بارون میومد ….
تا صبح پلک رو هم نگذاشتم ساعت هفت و نیم بود که خوابم برد و 3 ساعتی خوابیدم …
میگن شگون نداره پشت سر مسافر گریه کنی … اما این رو برای ما نمیگن … ما که نمیدونیم مسافرمون از کدوم جاده سفر میکنه که پشت سرش آب بریزیم … ما که نمیتونیم مسافرمون رو از زیر قرآن رد کنیم … اما با یکی یکی کلمه های آیه الکرسی هامون میسپاریمش دست خدا ….
براتون یه سفر خوب و خاطره انگیز آرزو میکنم …. زود برگردید و قلب های ما رو که تو کوله پشتیتون گذاشتین بهمون پس بدید …. {چشمک}
___________________________________________________
«مسکو «…. دیشب از مامانم پرسیدم دقیقا کجاست گفت دقیقا تو روسیس … گفتم روسیه دقیقا کجاس یه چیزایی گفت که سر در نیاوردم … بعدم نصیحتم کرد که جای نقشه رو دیوار هست نه زیر تخت و این حرفا …(مدیر فنی آژانس هواپیمایی هست مامانم و عاشق نقشه ولی من اصلا از نقشه خوشم نمیاد !!!)
اما امروز احتمالا باید متوسل شم به نقشه و ….
این طوری که مامان گفت خیلی قشنگه …(من عکس میخواااااااامممممممم)
یه شهر دیگشم گفت که قشنگه ها … یادم رفت ….{خنده} بعدا از تو نقشه نگاهش میکنم … پس با این حساب من دیگه نمیبینمتون تا بازگشتتون … زیاد سوال نمیپرسم که اذیت نشین و … فقط یه سوال همراه با لپ تاپتون سفر میکنید ؟؟؟ از اینجا میتونیم پیش هم باشیم ؟؟؟ هر چند که میدونم اونجا سرتون حسابی شلوغ هست …
__________________________________________________________
برنامه ی تولیدی … الان باید خوشحال باشم که تو این روزا هم میبینمتون ؟؟؟
نمیدونم !!!
کاش «آسمان » میدونست که گذشتن گاهی آسون نیست … مخصوصا برای آدم هایی که نا خواسته مجبورند که بگذرند …
این برنامه ی تولیدی عجیب با ما گلاویز شده …
شده آش خاله …
فقط یه سوال خود عمو هنوز هم از اجرا لذت میبره وقتی که برنامه ضبط میکنن ؟؟؟
فکر کنید امروز پنج شنبس عمو به لنز دوربین نگاه میکنه و میگه : بچه ها سلام امروز عید فطر هست … نماز روزه هاتون تو این یک ماه قبول باشه … ( امروز عید فطر هست !!!)
چه احساسی دارید عمو ؟؟؟
خوش به حال اونایی که دنبال آرم زنده بالای تلوزیون نمیگردن و باور میکنن اون روز عید فطر بوده …. !!!!!!!!!!!
_______________________________________________
برنامه ی شنبه رو متاسفانه نمیتونم ببینم ….
اما ا»متحان» … الان برام فقط یاد آور اسم ترسناکی هست مثل «کنکور »
عمووووووووووو ……… دلم براتون تا یکشنبه تنگ میشه ….(گریههههههههههه)
راستی عمو جون شما که دلتون همین جوری هم همرنگ گنبد آقاست … اما باز هم اگه نذری دارید و کاری از دست من بر میاد در خدمتم …
((((((((((((((((( دوستان ساکن مشهد مقدس ))))))))))))))))))
هوا اونجا چه جوریه ؟؟؟
الان میگید : میدونوم اما نموگم … {چشمک}
_______________
حلالم کنید!!! … خانم قائدی عذر میخوام اگه جایی تند رفتم … دوستان باور کنید که تک تکتون تو قلبم جا دارید …
عمو شما رو که حسابی اذیت کردم … اگه نبود بزرگواریتون و فروتنیتون تا حالا بار ها باید از اینجا رفته بودم … شرمنده ی مهربونیای بی انتهاتون هستم … دیگه همین … التماس دعا !!!

18 09 2009
آغاز پايان

*دريا *جان ممنون عزيزم
*بهار* جوني ميبيني چقدر سخته :( اي ي ي ي ي …
* مرضيه* آجي ديدي …ديدي بالاخره آغاز انتظار به پايان رسيد توليدي شروع شد و اين امتحانيه براي عمو و ما( خدا كنه قبول بشيم …آمين )
واي ……چقدر ناراحتي عمو ميخواد بره بچه هاي ديگرو شاد كنه شاد باشين
عمو جان دستتون درد نكنه كه برنامه براي ما ضبط كردين
فكر كنين عمو ميرفت برنامه هم نداشت تا وقتي كه برگرده… چقدر سخت بود ؟
عمو ممنون
خوش بگذره 30U

18 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام داداش .
بخدا من نبودم داداش
فاطمه بود . بچه ی آبجیم
ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااا
به جون کی قسم بخورم . من نبودم داداش . داداش اصلا یه نگاهی به متنه بکن …. من اینطوری مینویسم ؟ اینکه اینهمه غلط داره . من اصلا غلط بکنم که یه همچین کاری رو بکنم .

ایییییی خدااااااااااااااااااااا ( گریهههههه )

فاطمه خدا بگم چی کارت نکنه .

داداش خیلی بهش گفتم . گفتم اگه داداش لازم دید جواب میده . اگه هم نه که نمیده . خیلی گفتم اما تو گوشش نرفت

اصلا داداش من این همه کامنت گذاشتم . سوال هم ازت کردم به کدومش جواب دادی ( غیر از ایمیلها )
هیییییییییییییییییییییییییییی فاطمه میکشمت . مگه اینکه به دستم نرسی

الان هم عصبانیم هم ناراحت
عصبانی واسه خاطر فاطمه . ناراحت واسه خاطر اینکه با اسم من اومده واستون کامنت گذاشته
میکشمش . داداش اصلا من وقتی میام سلام میکنم . ای خداااااااااااا . الان جوش آوردم . میفهمم چی کارش کنم . خانم پروو شده .
داداش احتمال داره باز با اسمم برات کامنت بذاره.
ای خدا چه گیری کردیما این ثبت بودن اسم هم واسه ما شده دردسر
100 دفعه واسش توضیح دادم اما اصلا گوش نداد

18 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

اصلا داداش اون کامنتی که در مورده رفتنم بود رو که یادتونه ؟! نوشتم باز هم یکی از 7 نکته ی اخلاقی رو رعایت نکردم … این نشون میده که من اون نکته ها رو خوندم . یادتونه ………… ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

داداش من اون هفت نکته رو خوندم .

بفرما دعواش میکنم میخنده . اما میدونم دلش پر شده . یه بدجور نگاش کنی گریش در میاد .

میکشمش

18 09 2009
سولماز نوری

((بنام خدا))

سلام…
خوش بحال ایرانی های مقیم خارج از کشور…خیال نکنین من این حرف رو به خاطر این میزنم که خدایی نکرده ایران رو دوست ندارم نه…
اما به جان خودم حاضرم شرط ببندم که تو این چند وقته اونا بیشتر از من شما رو از نزدیک دیدن…حالا من بیچاره که تو مشهدم و همین بغل….صد بار میاین و میرین اونوقت من یک بارش رو اونم به زور و زحمت متوجه می شم…اونم کی؟؟!!وقتی که کار از کار گذشته….
اما دیگه عادت کردم…خوش بگذره عمو جون ، شما که خوشحال باشین ما هم خوشحالیم…..دلم براتون یه عااااااااالمه تنگ میشه…دوستون دارم به اندازه ی بی اندازه!!!
_____________________________________________________________________
معصومه جان آجی گلم سلام…عزیزم نتیجه ی کنکور من هنوز نیومده…آخه من گرافیک و می خواستم اونم فقط نیمه متمرکز داشت ، جواب نیمه متمرکزها دیرتر از معمولی میاد…
دست علی یارتون………خدا نگهدارتون
تا بعد……………………………………………………….یا حق

18 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام
( گریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه )
داداش اصلا کجایی ؟

هان ؟

داداش زودی بیا . ( گریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه )
بیا دیگه .
ای خدا

18 09 2009
فروغ

سلام عموییییییییییییییییییییییییی…
خیلی دیر رسیدم انگار…!
ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه اس…
عمو دیشب تو جشن رمضان که اومده بودین اینقدر جیغ زدم که الان گلوم درد میکنه!
عمو خیلی دیشب باحال بود…من یکی یا داشتم جیغ میزدم یا میخندیدم…که دیگه آخرش بابام کلافه شد گفت:خب ساکت باش ببینم چی میگه…
ولی عمو کلا خیلی خوب بود مخصوصا اونجایی که شما ادای آقای شهریاری رو در میاوردین…!
.

.
راستی عمو مسافرت خوش بگذره…عمو مواظب خودتون باشید…
عمو زود زود برگردین …دلمون تنگ میشه…
عمو من گریه نمیکنم چون پشت سر مسافر نباید گریه کرد…
ولی مواظب خودتون باشید…
دوستون دارم خیلییییییییییییییییییی زیاد…
فعلا خداحافظ

18 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام…نمیخواااام :-( (الان عصبیتون میکنم عمو پس ادامه نمیدم همین نمیخوام کافیه!)
مرضیه جان متوجه نشدم…آدرس ایمیلمو میخوای یا آدرس خونمون؟!با من کار داری یا با رامینا؟!نمیدونم چند روز دیگه برمیگرده اما کمتر از یک هفته اس.
معصومه یادگاری قشنگی که گذاشتی رو دیدم…دلم برای عمو تنگ شد!دقت کردی امضای عمو هر جا یه شکلیه؟!عموییه تنوع طلبم دوست دارممممممم
(دخترتون)

18 09 2009
مهر فروتن

سلام!
من چی بگم؟ می خوام انتقاد کنم. شما که ناراحت نمی شید؟ خوب انتظار نداشتم این قدر ناقص پخش زنده تمام شود. این بدترین شیوه ی تمام کردن یک برنامه ی زنده است. برنامه ی شما با یک برنامه ی شاد در عید فطر بهتر تمام می شد. در این صورت خاطره ی این فوق برنامه بیشتر در ذهن ها می ماند. البته این نظر من است. شما هم کاری به این کارها ندارید و کار را می کنید. درسته؟
اما امتحان! چقدر جالب شد. چون من چند ماه دیگر امتحان دارم و از بعد از ماه مبارک رمضان دیگر نمی توانم بیایم. یعنی کم می آیم و کم می نویسم. در این صورت من فراموش می شوم!
خوب آقای فرضیایی! سفر خوش بگذرد. نکات بهداشتی را رعایت کنید. شستن دستها با آب و صابون!

18 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خداي مهربون دوست داشتني *
سلام عمو جونم :
عمو جونم انشالله سفر بي خطري داشته باشيد به سلامت بريد و به سلامت برگردين .عمو جونم مواظب خودتون باشيد عمو راستي ميريد خارج از كشور انفولانزا نوع A را نگيريد مواظب باشيد عمو جونم . موضوع فردا منو ياد امتحانهاي ترم انداخت واي وقتي ياد استرسش و بيخوابيهاش ميافتم وايييي نه .موضوع خوبيه عمو جونم .
عمو جون جونم بهتون خوش بگذره .
به اقاي اقاجانزاده و مخصوصا اقاي سليمي سلام گرم برسونيد (خجالت).
عمو دوستتون دارم .
(برادرزادتون تينا )

18 09 2009
شیرین

دوباره سلام عمو داریوش :-)
عمو نظراتو که هنوز تائید نکردین…..
مثل اینکه دارین اماده میشین و چمدونتونو میبندین….
عمووووو دلمون برات میتنگه
ولی عمو خیلی خوب شد تو این چند روزه برنامه داری والا ما از دوریتون دق میکردیم
خوش بگذره

18 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام . باز این دختر سرخود یه چیزی نوشت . دلم میخواد خفش کنم ( عصبی )
فکر کنم باید به روش قدیمیها کار کنم . فایده نداره . . اون کامنت آخری رو ( توی قناعت ) تایید نکنیا .
به قدری عصبانیم ازش که حد نداره . داداش من از طرف اون معذرت میخوام . شرمنده تو رو بخدا .

دلم میخواد اول کتکش بزنم ، بعد خفش کنم . کاشکی نمیگفتم وبلاگتونو دارم .
ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا
باید یه کاری کنم . نمیدونم چی کار .
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ( جیغ بنفش )
خانم واسه من پروو شده . کاش نمیگفتم اسمشو بخونی .
اومدیم ثواب کنیم کباب شدیم .
هی دل غافل
داداش من معذرت میخوام . البته خودش باید معذرت خواهی کنه . بهش میگم بیاد عذر خواهی کنه . البته با زبون خوش

18 09 2009
شیرین

شیما جون ابجی عمو اذری ها رو مسخره نکرد که…دوستت اشتباهی بهت گفته
.
عموووو حتما بگینا برنامتون از جام جم کی پخش میشه!! منتظرما…
..
عموییییییییییی حداقل تو این چند روزی که نیستید عکسایی از فوق برنامه برامون بزارید…..اقلا یه عکس جدید ازتون داشته باشیم….بای

18 09 2009
مهر فروتن

خانم عباسی! تسلیم!! هر چی شما می گید. اصلا به من چه مگه من صاحب ایرانسلم!!!
معصومه جان! ان شاءالله به زودی به زیارت می روی. مرا هم دعا می کنی.

18 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

داداش میگفتی مرضیه راحتتر نبود ؟
کامنتام خیلی خشن بود نه ؟ من همینم . خشنم ………. خشن .
اصلا یه نگاهی به کامنتش بکن . خیلی بچه گونه نوشته .

آهان ، یه چیزی الان یادم اومد . داداش بعد این همه مدت که میام اینجا و نظر میدم ، هر کدوم از آجی ها یاد آوری میکنن که اگه لازم باشه جواب میدین و بالعکس

18 09 2009
شیرین

سلام ابجی ها
ابجی هایی که برای طول عمر و سلامتی عمو جون توی وب شیوا ثبت نام کردن به وب شیوا صرامی سری بزنن ….
بووووووس

18 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
سلام
بي ربط به مناسبت امروز نيست، منظورم شعريه كه در ادامه مي گم :
.
در پهنه ي جهان
انسان براي كشتن انسان
تا جبهه مي رود
انسان براي كشتن انسان
تشويق مي شود
.
از جبهه هاي جنگ
كشتار مي كنند
يا كشته مي شوند
.
تابوت صد هزار جوان را
پيران داغدار
با چشم اشكبار
بر دوش مي كشند
در خاك مي نهند
.
…آنگاه كودكان را
تعليم مي دهند:
يك شاخه از درخت نبايست بشكند!
…………………………………………………………………….. فريدون مشيري
.
عمو
چي كار كنم آروم بشم؟، رفتارم با همه بد شده، بابام مي گن » تو روزه اي به ما چه؟!» دلم نمي خواد تموم بشه، نمي دونم شايد دو روز كه بگذره همه چي رو فراموش كنم
همينش ناراحتم مي كنه
كه فراموش كنم
عمو…
التماس دعا

18 09 2009
بهار

سلام عمو ی خوبم؛
عمو بی صبرانه(و کمی عجولانه) منتظر پست جدیدم!
عمو میدونی از چی میترسم؟ از اینکه یهو بگید 10 روز! 20 روز!!! می رم …
ای خدا….امیدوارم عمو جون بیشتر از 5 روز نخواید برید…
اومدم درباره وسیله حرف بزنم دیدم همه بچه ها گفتن دیگه من چی بگم؟ عمو یه وقت با هواپیمای توپولوف(نمیدونم اسمش اینه یا نه) نرید ها! منم خیلی دعاتون میکنم…
عمو راستی میگم دیشب بعد از اینکه خداحافظی کردید،گذاشتن بچه ها بیان به سمتتون؟ عکس و امضا و …دیگه! اما به نظر من بچه هایی که دیشب اونجا بودن خیلی بی ذوق بودن ها!البته جمعیت بچه هاشون خب خیلی کم بود…

18 09 2009
عارفه مؤذني

سلام:
هردفعه كه ميام فقط شما موضوع برنامه رو اعلام ميكنيد! اينجا فكركنم وبلاگه نه كنداكتور!!!
حالا هم ميخوايين تشريف ببرين فرنگ… خوش بحالتون ! ما كه تاحالا نرفتيم.. نايب الزياره ما هم باشين!!!

18 09 2009
فياضي

راستي يه چند وقتيه خيلي بي ادب شدم، جواب سلام دوستان رو نمي دم
سلام » دريا»
سلام «معصومه ي زميني» ، شما التماس دعا داشتي ؟ به روي چشم انشاءالله لايق باشم، حتما
سلام «خانوم عباسي»، ماشاءالله اين همه اطلاعات رايانه اي، به ما هم ياد بدين
سلام «مهر فروتن» ، تازه فهميدم يه اشتراكاتي با هم داريم!!!
سلام «آغاز پايان» ، حرف خاصي ندارم، دلم برات تنگ شده بود، همين
سلام»نسترن»، قسمت سنگ صبور رو يه نگاه بنداز، كلي باهات حرف زدم خبر نداري!
سلام «ژاله» ، من شوخي كردم، مي دونم شما دختر عمومي، پس به اين راحتي ناراحت نميشي، به اميد ديدار
راستي » هماي عمو» بود داشت ميامد مشهد؟، حواسم نبود زودتر بگم، مشهد يه خورده شبهاش خنك شده، لباس گرم يادتون نره زائرهاي امام رضا(ع)
سلام… فكر كنم «sahar» ، اگه اشتباه نكنم يه جايي يه حرفي بهم زده بودين
آبجي هاي گلم و حتي داداشهاي مهربون و البته عموي مهربونم من هميشه نايب الزياره ي همتون بودم و انشاءالله خدا قبول كنه خواهم بود، شما هم اين روزهاي آخري براي من دعا كنيد كه …
كه دلم خيلي گرفته
از تموم خواهرها، برادرها، دختر عموها، سر عموها و… كه اسمشونو نبردم عذر مي خوام، ببخشيد ديگه
عمو
شرمنده
گفتم شايد اين جوري بتونم يه خورده فراموش كنم
التماس دعا

18 09 2009
فياضي

عمو، بابت اشتباهات تايپي شرمنده ، ديگه حتي حوصله ي تصحيحشون رو هم ندارم، بعد از ارسال متوجه مي شم
ببخشيد

18 09 2009
حدیثه حقیقت خواه**فقط خدا**

به نام خدا
سلام گل عمو جان.
من نمیفهمم چـــــــــــــــــــــــــــرا دوستاتون که اینجان اینجورین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
خیلی هم غر میزنن…
زود ناراحت میشن…
همه چیزی رو به خودشون میگیرن!!!!!!!!!!(البته ببخشیدا که اینارو گفتم؛همش حقیقته دروغ که نگفتم)
دیشب تا تو جشن رمضون آهنگ شعرتون اومد بابام گفت:عمو پورنگ پور فرضیایییییی!!!
خیلی خوشحـــــــــــــــــــل شد…نمیدونم چرا؟!

18 09 2009
نشمین

سلام.عمو انگاری کامنت منو تو بیامکی برای عمو یا بخش زنده ندیدید.بس.
عمو بورنگ لطفا نامه ام رابخونید و جواب دهید.
من برنامتون رو دوست دارم. همه به من میگن:دیگه بزرگ شدی دست از کارتون و بچه بازی بردار .عمو بورنگ من ساکن کرمانشاه هستم. خیلی دوست داشتم که روزی به برنامه شما بیایم و شما را از نزدیک ببینم از بچگی تا حالا. اما نشد . نامه نوشتم که در مسابقه شما شرکت کنم . ولی نشد. برای همینه که حالا بزرگ شدم ولی برنامه ی قشنگتون رو می بینم.من برای شرکت در برنامه ی شما چند بار که به تهران آمدم سعی کردم که به خیابان جام جم بیایم ولی ترافیک زیاد و دلایلی از این قبیل نگذاشت. عمو بورنگ یه خواهش از شما داشتم عمو شما به بیشتر شهر های ایران سفر کرده اید ولی به کرمانشاه نیامده اید. کرمانشاه جاهای تاریخی و دیدنی زیادی دارد. بگویید که می آیید؟ و بچه های کرمانشاه را خوشحال کنید . لطفا جواب من رابدهید . من طرفدار سرسخت شما و برنامه هایتان هستم. باز هم ممنون. خدا نگهدار عمو به امید ان که جوابم را بدهید.

18 09 2009
سولماز نوری

((بنام خدایی که هیچ موقع بندهاشو تنها نمیذاره…))

دوباره سلام..تعجب نکنین که چرا دوباره برگشتم…!!آخه طاقت نیاوردم حرف دلم رو نزنم و برم…حرفای دلم:
حسوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووودی می کنییییییییییییییییییییم(گریه خیلی خیلی خیلی خیییییییییییییییییییییلی زیاد وحشتناک)
ای خداااااااااااااااااااااااااااااااا من چی کنم دیگه عمو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
.
.
بابا جون لطفا به جای 1 شیفت 7 شیفت کار کنین ، من می خوام برم مسکو حرفم حالیم نمیشه…زدم تو جاده خاکی……من لجبااااااااااااااااااااااااااااااااز شدم
منم می خواااااااااااااااااااااااااااااااااااام برم مسکوووووووووووووووووووو ،بابااااااااااااااا اگه واسم بلیط مسکو نگیری منم اینقدر جیغ میزنم تا………!!!عمووووووووووووووووووووووووووووووووو…نمایش دیروزتون که با سهند و متین اجرا کردین خیلی خیلی روم تاثیر گذاشت واسه همینم تصمیم گرفتم به بابام پیشنهاد بدم که 7 شیفت کار کنه و واسه من بلیط مسکو بگیره…!!
یه لحظه..می خوام به بابام تلفن کنم:
الو…الو بابا جون گوشی رو بردار منم!!
نه بابا جون اشتباه نکنین من نمی خوام واستون شعر بخونم ، می خواستم بهتون بگم بلیط مسکو فراموش نشه…و الا می دونین که چی میشه!! (نیشخند)
حالا عمو جاااااااااااان واقعا می خواین برین مسکو؟؟
حتما با من هماهنگ کنین که یه موقع بلیط اشتباهی نگیرم!!منم باهاتون میام عمو…..
تعجب نکنین!!!…آره حتما باهاتون میام البته تو خواب (یه عاااااااااااااااااالمه گریه ی شدیدتر و وحشتناک تر)
عمو الان دیگه سقف خونمون رو سرمون خراب میشه ، اینقد که من جیغ کشیدم و گریه کردم (ناراحت) عمو اگه سقف خراب بشه خرج بابام زیادتر میشه ها!!بخدا گناه داره…..آخه خب منم گناه دااااااااااااااااااااااااااااااااااارم (ناراحت) من بیشتر گناه دارم…یعنی ندارم…دارم؟؟ندارم؟؟هم دارم هم ندارم؟؟روانی شدم عموووووووووووو…اصلا به من چه!!
عمو چپ چپ نگاه نکنین….آخه خب چی کنم داغ دلم تازه شد دیگه…در حال حاضر من بسیااااااااااااااااااااااااااااااااار حسود می باشم…به کی حسودی میکنم؟؟به ایرانی های مقیم همونجایی که شما قراره برین واسشون اجرا کنین……
اصلا این حرفا رو ولش کن…مثلا من قرار بود دیگه زیاد اینجا نیام مگه نه عمو؟؟؟میرم تو همون دفترچه خاطراتم جییییییییییییییییییییییییییییغ بزنم(گریه ی شدییییییییییدتر)
یه چیزی رو هم بگم و بعد دیگه واقعا برم…من جشن رمضان رو هم ندیدم…یعنی نباید میدیدم چون از شبکه تهران پخش شده..اما این آخر نامردیه…آخه خب ما شهرستانی ها چه گناهی کردیم که نمی تونیم ببینیم؟؟نمی خوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام (بازم از همون گریه شدیدها که سیل راه میندازه) خب دیگه…:
خدا پشت و پناهتون باشه عمو جااااااااان
دوستون دارم عمو جااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان
زود برگردین عمو جاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان
خداحافظ عمو جاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان
دست علی یارتون……………………………خدا نگهدارتون
تا بعد……………………………………………………………………..یا حق

18 09 2009
فياضي

(عمو، ببخشيدها، گفتم كه دارم ذهنمو درگير مي كنم كه فراموش كنم
اگه فكر مي كنيد جوابم بي ادبانه است لطفا ثبتش نكنين، مي دونيد كه اصلا حواسم به حرفام نيست، فكرم درگيره، كاش يكي مي فهميد من چي مي گم)
اين مربوط به پست قبليه:
عمو مگه مرضيه (همون مينوي سابق) چي پرسيده؟!
اگه منظورتون اصرارش براي گرفتن جوابه، من يكي خسته شدم كه بگم «بابا عمو اگه جايي جواب مي گن، كلي مي گن، بعدم عمو قول دادن باهامون بمونن كه خدا رو شكر موندن نه اينكه جوابمونو بدن كه البته اين كار رو هم مي كنن، همين كه هستيم، همين كه هستن ، همين كه كامنت ها با نظارت ايشون تاييد يا رد ميشه يعني جواب»
اگه منظورتون حرفيه كه يه جايي گفته بود ، خوب آره درست نيست يه حرفي بزنيم بعد بگيم ببخشيد، مگه مجبوريم حرفي رو بزنيم كه مي دونيم بعدش بايد عذرخواهي كنيم، قرار بر رعايت حد و حدود بود
اگه منظورتون كامنت هاي زيادشه، خوب اين مشكل رو چون خودمم دارم نمي تونم چيزي بگم
اگه هم چيز ديگه ايه كه من يه كوچولو تموم كامنتهاش رو مي خونم بعد مزاحم ميشم براي يادآوري
.
.
.
عمو
راستش چون مي ترسم «همون مينوي سابق» فكر كنه دارم خداي نكرده توهين مي كنم فقط با اجازتون 7 نكته رو خلاصه يادآوري مي كنم، ماشاءالله اونقدر مطالب زياد شده كه ديگه تو وب راحت نميشه 7 نكته رو پيدا كرد ، خودشون بخونن بهتره:
برای بهتر شدن رابطه بين کاربران اينترنتی، مشخصاً وبلاگ‌نويسان، از شما دعوت می‌کنيم که در برخورد با ديگران به نکته‌های زير توجه بفرماييد. عمل به آنها اگر به نفع شما نباشد، به زيان شما هم نيست و شما را به عنوان يک عضو خوشرفتار وبلاگستان با شخصيتی مطبوع و پسنديده معرفی خواهد کرد.
1) مزاحم ديگران نشويد. بهترين راه برای جمع کردن خواننده انتخاب موضوع‌های جالب و خوب نوشتن و مرتب نوشتن است.
الف) از نوشتن پيام‌های اعصاب‌خردکن دوری کنيد. ديگران هم مثل شما برای نوشتن وبلاگ زحمت می‌کشند، وقت می‌گذارند و پول خرج می‌کنند. بی‌توجهی به نوشته‌ء آنها، در حالی که در آن لحظه مهمان وبلاگشان هستيد، و استفادهٔ سوء و نابجا از بخش پيام برای تبليغ وبلاگ خودتان، نهايت بی‌ادبی است. چنين رفتاری برای شما ويزيتور نمی‌تراشد، مگر اينکه کسی بيايد و به اين کار ناشايست شما اعتراض کند. از نوشتن اشعار خود و ديگران، تبليغ برای گردهمايی‌ها و برنامه‌های جمعی و مقاله‌های مفصل و بيربط با موضوع در قسمت پيام‌ها خودداری کنيد. جای اين کار در پيامگير وبلاگ ديگران نيست. اگر حرف جالبی برای زدن داريد، آن را در وبلاگ خود بنويسيد
ب) از پراکندن هرزنامه خودداری کنيد. آدرس ايميل درج‌شده در وبلاگ‌ها و وبسايت‌ها برای فرستادن پيام‌های گروهی نيست، آن هم ناخواسته. در فرنگ به اين نوع ايميل اسپم می‌گويند و فرستادنش جرم قضايی محسوب می‌شود. اسپم تنها باعث ايجاد مزاحمت برای گيرنده می‌شود و خشم و ناراحتی او را بر‌می‌انگيزد، بلکه هيچ تأثير مثبتی به نفع شما ندارد
2) نه لينک گدايی کنيد و نه برای گرفتنش تپانچه به سينهٔ مردم بگذاريد. لينک دادن، مثل بازديد از وبلاگ شما، زورکی نيست. بده بستان هم ندارد. اينکه شما به وبلاگی لينک داده‌ايد نويسنده‌ء اين وبلاگ را به لينک دادن متقابل موظف نمی‌کند. پس او را در محذور اخلاقی نگذاريد که «من بهت لينک دادم چرا به من لينک نميدی!»
3) با ديگران همانطور رفتار کنيد که می‌خواهيد با شما رفتار کنند. ادب را رعايت کنيد. دشنام نگوييد. از کلمه‌های ناشايست استفاده نکنيد. دل ديگران را از خود نرنجانيد. اگر نقد می‌کنيد اين کار را با توجه به اصول اخلاقی و احياناً علمی انجام بدهيد
4) در واکنش به نوشته‌های ديگران از خود ملايمت و نرمش نشان بدهيد. به جای «چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان» و مقابله به مثل گاهی هم کوتاه بياييد و بزرگی و ازخودگذشتگی نشان بدهيد. برای زنده نگاه داشتن دوستی و مدارا، خطاهای ديگران را ناديده بگيريد و ببخشاييد و آشتی را بر دشمنی و خصومت ارجح بدانيد.
5)…
6) از خطاهای فاحش تايپی، املايی و دستوری پرهيز کنيد. اگر وقت دوباره خواندن نوشته را نداريد، احتياج به عجله در منتشر کردن آن نيست!
7) به حقوق ديگران و ارزش ذوق و ابتکار آنان در خلق اثرهايشان احترام بگذاريد. مطالب ديگران را به نام خودتان منتشر نکنيد. اگر به ذهنتان موضوع جالبی نمی‌رسد، امروز ننويسيد. طوری نمی‌شود! فردا حتماً شما هم ايدهٔ خوبی برای نوشتن پيدا خواهيد کرد.
.
.
كامنتم دوباره طولاني شد، ببخشيد، تقصير هفت نكته بود نه حرفاي من
التماس دعا
خدانگهدار

18 09 2009
نسترن

فیاضی عزیزم یه سر به سنگ صبور بزن البته سرت و نزن به سنگ صبور سرت درد میگیره منظورم اینه برو اونجا آبجیت کلی حرف داره علی علی

18 09 2009
سمیرا

سلام عموپورنگ عزیز

اول می خوام به خاطر اینکه درخواست منو قبول کردید و پنجشنبه شعر درقندون رو پخش کردید یه عالمممممممممه از شما تشکر کنم واقعا دستتون درد نکنه چون خواهر کوچولوی منو که اون هم یکی از طرفدارهای پروپاقرص شماست رو خیلی خیلی …. خوشحال کردید بازهم ممنونم

راستی عمو دیروز برنامه جشن رمضان و خانوادگی نگاه کردیم و کلی لذت بردیم و خندیدیم نمی دونید یه دفعه که شعر شما پخش شد و شماو امیر محمد اومدید چقدر من و خواهر کوچولوم ذوق کردیم و خوشحال شدیم فقط ای کاش قبلش یه جوری می گفتید که به اون برنامه دعوت شدید چون می دونم خیلی از بچه ها و خانواده ها دوست داشتن اونجا بودن و شما رو از نزدیک می دیدن

عمو واقعا دارید می رید مسافرت وا ی خدایا نه
دیشب که توی برنامه جشن رمضان شنیدم یه دفعه رنگم پرید !
عمو مواظب خودتون باشید ان شا ءالله به سلامت برید و برگردید
دلم براتون خیلی تنگ می شه
آرزو می کنم به شما خیلی خیلی خیلی … خوش بگذره
راستی عمو اینجا برای ما حتما کامنت بذارید یادتون نره !
وای دیگه نمی دونم چی بگم بازم مواظب خودتون باشید
فردا دوباره به اینجا سر می زنم عمو لطفا مفصل مفصل راجع به سفرتون توضیح بدید خیلی ممنون

دست علی( همیشه ی همیشه ) یارتون خدا( همیشه ی همیشه ) نگهدارتون
تو قلب ما ( همیشه ی همیشه )می مونه امید دیدارتون

دوستار همیشگی و طرفدار پرو پا قرص شما سمیرا

18 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام عمویی..چه غروب دلگیری!خرداد مامانم یک هفته رفت کرمان پیش آجی سحرم چون آجیم دیگه خیلی دلش تنگ شده بود..دلتنگی اون روزی که با مامان خداحافظی کردم مثله الانه که شما دارید میرید سفر…دیگه خودتون حدش رو حساب کنید..عمویی دلم خیلی تنگ شده
(دخترتون)

18 09 2009
رویا

عمو اگه بدونی چقدر سرم درد میکنه وبی حالم .فکر کنم من تو 20 سالگی هم میگرن بگیرم هم پوکی استخوان .
وای عمو تو رو خدا مواظب باشین آجی ها راست میگن با توپولف نرینا ………………….
من که قول میدم صلوات بفرستم
عمویی زود برگردیا………………..

18 09 2009
aseman

خدا رو دوست دارم چون *آي ديش* هميشه روشنه خدا رو دوست دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميده خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند تو آل* نمي کنه خدا رو دوست دارم چون هيچ کسي رو *ايگنور* نمي کنه خدايا به داده و نداده و گرفته ات شکر؛ که داده ات نعمت است، نداده ات حکمت و گرفته ات امتحان //

18 09 2009
aseman

تقدیم به آقای مهربون………

___________@@__@@_____@ __________
___________@@@_@__@_____@ _________
__________@@@@_____@@___@@@@@@
_________@@@@@______@@_@______@__
________@@@@@_______@@________@_
________@@@@@_______@_______@ _____
________@@@@@@_____@_______@ ______
_________@@@@@@____@______@ _______
__________@@@@@@@@_______@ ________
__@@@_________@@@@@@@_@@_________
@@@@@@@__________@@ _______________
_@@@@@@@_________@ ________________
__@@@@@@_________@ @ ______________
___@@@___@_______@@ _______________
___________@_____@__@ _____________
_______@@@@_@___@ _________________
_____@@@@@@__@_@@ _________________
____@@@@@@@___@@ __________________
____@@@@@______@ __________________
____@@_________@ __________________
_____@_________@ __________________
_______________@ __________________
_______________@ __________________

18 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام .
خسته نباشین .
قبول باشه

* آجی فیاضی * ممنون از تذکرت . اما اون تذکر رو من قبلا خوندم . اونی که باید میخوند نخونده بود و سر خورد حرف زد . حسابش رو هم دارم .

* آغاز جون * اشکال نداره همش چند روزه . میره و برمیگرده . فقط سالم بره و برگرده .

* سولماز جون * آجی گلم بازم بیاییا . رفیق نیمه راه نشیا . اینقدر خوشحال شدم وقتی کامنتاتو دیدم .

* ژاله جون * دارم میگم میخوام یه بسته ای رو واستون بفرستم . این یعنی اینکه آدرس خونتون رو میخوام ( نیشخند )
اول میخواستم به رامینا بگم . دیدم نیستش . گفتی تهرانه و کمتر از یه هفته میاد . حالا اگه خودت زحمتشو بکشی که خیلی خوبه . ( منظورم همون آدرس خونتونه ) ( نیشخند )
اون بسته هم یه خورده ریزه کاری داره که امشب یا فردا تموم میشه کاراش .

التماس دعا
علی یارتون

18 09 2009
بهار

دوباره سلام عموی گلم
عمویی حدس می زنم امروز هم برنامه ضبط کردید! اگه این طوره خسته نباشید…برنامه تون خیلی قشنگ بود!!!
خب نیست که همیشه عالیه…100 در 100 امروز هم قشنگ بوده!
عمو راستی امروز بلاگفا برای یه لحظه درست شد منم بلافاصله آپ کردم…اما الان دوباره خرابه نمیتونم کامنت بخونم(ناراحت) هر چند الان احتمالا سرتون به خاطر سفر خیلی شلوغه اما اگه وقت کردید بیاید بخونید مطالب رو…اون متن اولی رو خودم خیلی دوست دارم.
عمویی از الان دلم برات خـــــــــــــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــــــــــــــــــی تنگ شده…
عمو فکر کنم اینقدر این جمله رو امروز دیدید که دیگه خسته شدید(خنده)

18 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام داداشی . سلام آجیها
خوبین ؟ خسته نباشین

* آجی فیاضی * منظورت پاستل هستش ؟ گفتی » پ » ، مثل گچه . منم یاد پاستل افتادم .

18 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

داداش گفتم اون کامنت رو تایید نکن ، تایید کردی که .
یه چیزی ، گفتم میخوام بهتون ایمیل بدم جوابشو سریع میخوام . موقع نوشتن یه ایمیلی دادی . ( همون تشکر ویژه ………. ) زشت نیست بخوام سوالمو اینجا مطرح کنم ؟ میترسم آخه

18 09 2009
آغاز پايان

فياضي جان سلام وممنون

18 09 2009
aseman

*”مــــــائـــــــده”* عــــزیــــز ســــلام
مــــن کــــی گفــــتم کــــه گذشــــت آســــونه؟
مــــن همیــــن الان هــــم میگــــم کــــه گذشــــتن از کــــسی کــــه دوســــش داری حتــــی از مــــردن هــــم سخــــت تــــره…
مــــن هــــم تجــــربه ی دوســــت داستــــن دارم، میــــدونــــم سخــــته فرامــــوش کــــردن ، مــــن میــــگم اگــــر کســــی رو دوســــت داریــــم بایــــد بهــــش حــــق انتــــخاب بدیــــم، ، “مــــائــــده” جــــان حــــق انتــــخاب دادن ، بــــا گذشــــتن از کســــی کــــه دوســــش داری خیــــلی فــــرق میــــکنه، حــــق انتخــــاب، حــــق اونــــه ، حــــق هــــر کــــسی کــــه دوســــش داری ؛ امــــا دیــــگران رو راضــــی نگــــه داشــــتن( البــــته درصــــورتی کــــه بــــه حــــق خــــودش لطــــمه ای وارد نشــــود) ، حــــق مخـــاطبانــــش هست . . .
مــــــن فکــــر میــــکنم فــــقط حــــق ایشــــون داره ضــــایع میشــــه ، بــــرای همــــین اون کامنــــت رو گذاشــــتم، وگــــرنه آقــــای فرضــــیایی حـــــــق مخاطــــبان رو همیــــشه و بــــه طــــور کلــــی ادا کــــرده…

18 09 2009
aseman

زندگی می گذرد و از ما عبور می کند و در هرلحظه ی آن فرصت است که از دست می رود و به گذشته می پیوندد بخشی از خاطرات ما می شود که گاه اندوه است و گاه شادی و همواره اندوهش زخمی بر دل می گذارد و شادیش مرحمی و این است حکمت همراهی غم و شادی . اما ما هم باید گذشته را درنوردیم و به آینده برسیم در گذشته ماندن عادت است و در آینده رفتن هنر،
تولد هم به آینده سفر کردن است، خدا چه هدیه خوبی را به پاس بودنت به تو داد…
آقای فرضیایی،آقای مهربون آرزو میکنم شادی های تو همیشه بیشتر از غم هات باشند،اما نباید فراموش کنیم که غم آدمها رو میسازه و مقاوم میکنه……

18 09 2009
شیرین

سلام عمو جون :-) سلام اجی ها
عمو امشب برای نماز رفتم مسجد کوچه پایینیمون یه مسجد داره زییاد بزرگ نیست…
عمو دعای توسل خوندیم و وقتی گفت حاجات خودتونو بگین:من فقط از خدا خواستم تو این سفری که در پبش دارین به سلامت برین و به سلامتم برگردین….

18 09 2009
بهار

سلام عمو داریوش گلم،

جدی نگیر عمو! بچه س دیگه دلش به همین کارا خوشه!(خنده)

18 09 2009
شیرین

عمو جون فردا این موقع ایران نیستی!!
بابا خارجی ….
عمو میشه یه خواهشی ازت بکنم …عمو تو داری منو دق میدیا(الان عمو میگه خجالت بکشششششش)عمو من شعر گیلان رو میخوام….عمووووو اخه چرا نمیخونی…
عمو من که عقده ای شدم رفت….
عمو داریوش دق ندهههه
. عمو:خجالت بکش

18 09 2009
شیوا محجل

به نام خدا
سلام عمو جان.. سفرتون به خیر و خوبی ..
عموجان واسمون سوغاتی (عکس) میارید؟
عموجون دلمون واستون تنگ میشه..
تا مدرسه ها شروع بشه میایید؟ بعد رمضان روزهای زوج برنامه دارید؟
دوستتون داریم خیلی زیاد
التماس دعا

18 09 2009
فائزه طرفدار هميشگي عمو پورنگ مهربون

بسم الله الرحمن الرحيم…
به نام خداي مهربوني كه بهترين بنده اش واسه ما بچه ها يعني شما رو آفريد…
اللهم عجل لوليك الفرج…الهي آمين…آمين يا رب العالمين…
سلام سلام عمو جون…اي عموي مهربون…بهترين عموي دنيا…واسه تموم بچه ها…
سلام سلام دخترعموهاي مهربونم…
عمو جون امروز خيلي روز بدي برام بود…
عمو چه قدر امروز برام اتفاق هاي بدي افتاد…يكيشم همين الآن قبل از اينكه بيام و اينجا براتون نظر بزارم افتاد…
عمو اصلا امروز حالم خوب نبود…
نزديك بود برادرم…عمو من بهتون قبلا گفته بودم كه فقط يه خواهر دارم و اصلا برادر ندارم اما از آذر ماه پارسال تا الآن يكي شده برادرم…يكي كه من اون رو برادر خودم مي دونم…
عمو بعدا ميام و براتون كامل توضيح ميدم…چون الآن هم حالم خوب نيست…
تو رو خدا برام دعا كنيد…ازتون خواهش مي كنم…
دختر عموها از شماها هم خواهش مي كنم كه برام دعا كنيد…
عمو ببخشيد…من دوباره فردا ميام و براتون نظر ميزارم…
عمو تو رو خدا به وبلاگم اين دفعه سر بزنيد…به خدا هر روز منتظرم تا شما بالاخره به وبلاگ منم سر زده باشيد و نوشته ي اين دفعه ي منو خونده باشيد…
با اينكه مي دونم سرتون خيلي شلوغه و اين خواسته ي خيلي زياديه كه بخوام تا به وبلاگم سر بزنيد و نوشته ام رو بخونيد اما…
عمو فقط دعا كنيد…
آخه چرا امروز چند تا اتفاق وحشتناك و بد پشت سر هم براي من و برادرم و خواهرم افتاد؟؟
اي خدا كمكم كن…
الآن هم به خدا بغض كردم و دارم براتون مي نويسم…
براي برادرم دعا كنيد…
امروز هم جمعه يعني (روز امام زمان(عج)) بود و باز هم نيومد…
عمو جون و دختر عموها التماس دعاي فراوون…
بدرود…
امضا:فائزه(بند انگشتي طرفدار عمو)…
و دختر عموي همه ي اونهايي كه ميان و اينجا نظر ميزارن…

18 09 2009
بهار

سلام عمویی
ساعت نزدیک 12 شبه…هنوز پست نذاشتید! من دارم اینجا دق مرگ میشم که بدونم چند روز نیستید…
عمو یادته هفته پیش 4 شنبه یا 5شنبه بود که بهم گفتید هفته دیگه(یعنی این هفته که تموم شد) برامون عکس میذارید؟! نذاشتین که!
اشکالی نداره عمویی حتما وقت نکردین…انشاا… از سفر که برگشتید برامون عکساتونو بذارید،باشه؟! اگر هم دوست داشتید از ماجراهای سفرتون هم عکس بگیرید و برامون بذارید(اگه دوست داشتید)

18 09 2009
ناشناس

سلام . شبت بخیر. خسته نباشی داداشی من .
یه چیزی . منو یکی از آجی ها پرسیدیم اگه بخوایم واستون چیزی بفرستیم به چه آدرسی بدیم

شما هم در جواب یک خانم اینو دادین : شماره صندوق پستی 4343-19395

اگه به همین آدرس بدیم حله ؟ یا باید جزئیات دیگه ای هم بدیم ؟ ( غیر از تهران و برسد بدست آقای فرضیایی )

احساس میکنم باید اسم خیابونی ، کوچه ای ، محل کاریی چیزی باید باشه . این طور نیست ؟

ممنون . سلام به خانواده برسون .
شب خوب بخوابی گلم . ( چقدر من این روزا جو گیر میشم )
التماس دعا . علی یارت

18 09 2009
ناشناس

سلام آجی ها
خوبین ؟ خسته نباشین

شما ها میگین عمو ، من میگم داداش . پس میشیم خواهر و برادر .
پس من میشم عمه و شماها برادر زاده هام .
وایییییییییییییییی چقدر من خوشحالم ( خوشحال ، بیش از حد )

به قول بوشهریا : پیراویدیمُ کِسی سمون نِگُفت عامه *

* ترجمه : پیر شدیم و کسی بهمون نگفت عمه .
مثل اینکه پیر نشده عمه شدیم .
هوررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااا
وای چه قدر خوشحالم ( خوش ِالکی )

19 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
عمووو عموجونم عمویی(گریههههه
سلام..عمو الان از خواب بیدار شدم…خوب شد که بیدار شدم مردم از بس تو خواب غصه خوردم…عمو تو خواب شما هی بای بای میکردین(مثه همیشه…مثه همیشه که خداحافظیتون با خنده و شادیه!)اما من گریه ام گرفته بود…عمو تا رفتین سایتتون رو هک کردن!نه یه گروه…عمو صفحه که باز میشد اسم و عکس شیش تا هکر روش میومد اینقدر وحشتناک بووود عمو الان که بیدار شدم گرسنمه از ترس!عمووووو خوابم تعبیر نمیشه چون بی موقع خوابیدم…اما دلم شده.. عموووو کجایین؟ :-( عمو پریسا و رامینا نمیتونن بیان واسه همین گفتن از طرف اونا ازتون خداحافظی کنم…عموووووووو گریهههههههههههههه :-( دوستت دارم عمو خیلی خیلی خیلی :-(
(دخترتون)

19 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام به آجیهای گل . خوبین ؟ خسته نباشین .

من یه چیزه تازه کشف کردم . ( نیشخند )

شما میگین عمو ، من میگم داداش . پس ما دو نفر خواهر برادر هستیم ( الان داداش وحشت میکنه و میگه نخواستم آبجی ، خودم دارم )

پس من میشم عمه ی شماها . شماها میشین برادرزاده های من . ( خوشحال )

واییییییییییییییییییییی خدااااااااا چقدر حوشحالم . ( خوشحالی بیش از حد )

به قول بوشهریا : پیراویدیمُ کِسی سیمون نِگُفت عامه . *

* ترجمه : پیر شدیم و کسی بهمون نگفت عمه . ( نیشخند )

اما پیر نشده صاحب این همه برادرزاده شدم . ( شگفت زده )

شب خوش برادرزاده ها

اِ اِ اِ اِ اِ عمه رو بوس نکرده میخوابین ؟ اشکال نداره . بووووووووووووووس

19 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
مرضیه سلام..آدرس خونمون رو چطوری برات بفرستم؟وبلاگ تلخ و شیرین واسه شماست؟خصوصیش کنم برات؟بسته رو باید به دست کسی برسونم؟
آجی فیاضی..آجیتم!!آجی دلم واسه عمو تنگ میشه :-( الان میگین دارم شورشو درمیارم آره؟اما تا جایی که میدونم تنها خصلت بدی که مطمئنم ندارم لوس بودنه.. :-(
بهاااار ده روززززز؟نهههههه… :-(
(ژاله ی دلتنگ…اصلانم موخرگوشی نیستم چون حوصله ندارم)

19 09 2009
دریای بیتاب عمو

استادمهربونیها سلام خوبی عمو؟ای وای چی چی روعازم خارج از کشورهستم عموپس ماچیکارکنیم ای واااااااااااااااااااااااااای
برنامه ضبط شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
عمووووووووووو؟
خیلی خوب به سلامت لطفا مواظب خودتون باشیدمن که نمیتونم بگم نرید چون دست من نیست دعای سفرروبراتون میخونم امیدوارم سلامت برید وسلامت برگردید
خدابه همرات
دوست دارم عمو

19 09 2009
شیرین

سلام عمو پست جدید نزاشتی؟!!!

19 09 2009
شیرین

عمووووووو کجایی؟؟؟؟
عمویی مگه قرار نبود امروز پست جدید بزاری!!!
عمو دق نده…
عمو داریوش امروز وقت سحر بارون مییومد اینقدر برات ایته الکرسی خوندم تازه 2 رکعت نمازم خوندم که به سلامت بری و برگردی…..
عمو جونم مرسی(عمو:دخترم مرسی کلمه فرانسوییه!!!!! )
خوب ببخشید عمو جون ممنونم ازت که تو این چند روزی که نیستی برامونو برنامه ضبط شده گزوشتی…والا از غصه میموردم…..
منتظر پست جدیدی ازت هستم
بای بای بای

19 09 2009
سيمين

سلام سلامي به شريني تموم شدن ماه رمضان كه ان شاءالله زودتر بهخوبي و خوشي تموم بشه من مثل همه ي هم سن ها ي خودم عمو پورنگ رو دوست دارم همون طوركهدل من و همه ي مارودست داره خداهم يار ودوست عموي خوب ما بچه ها ونوجوان ها باش به اميد سلامتي عوي خوب ومهربون

21 09 2009
خاطره

عمووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووما برنامه ی زنده میخایم اگه فعلا امکان اجرای برنامه زنده ندارید خب صبر کنید از سفر که برگشتید وخستگی گرفتید اونوقت بیاید وزنده برناامه اجرتا کنید عمو جونم من نمیخام شمارو ناراحت کنم امااااااااااااااااااااااا برنامه ضبط شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خب از همون برنا مه های قبلی میذاشتید سفر خوش کی برمیگردید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

22 09 2009
الهه درزی

ســلــــــــام عمموییی جونم
چقدر دلم برای این فضا تنگ شده بود.. یه عالمه حرف تو دلم جمع شده
شهادت حضرت علی ع رو بهتون تسلیت نگفتم.
عید فطر هم بهتون تبریک نگفتم.

الان داشتم به خواهرم کمک میکردم میخواست براتون نامه بنویسه
کل فامیل دیگه پورنگی شدند
دخترخاله هام موقعی که برنامه تون ونمیبینن از من میخوان براشون تعریف کنم
از دختر دایم رفتن شما رو به جشن رمضان شنیدم ولی متاسفانه تهران نبودیم نتونستم ببینم
و…

خیلی زود هم فهمیدم مسافرت رفتین (2شنبه)امیدوارم بهتون خوش بگذره
راست عمو جون برای داییم دعا کنید حالشون خوب نیست.
سفر خوبی داشته باشید.

15 07 2010
دریا

دوستت دارم عزیزم




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: