ره توشه

19 09 2009

amoo

به نام خدا

با سلام به همه دوستان

ماه رمضان چقدر زود گذشت  .براستی گذشت  ؟ ..یا ما از آن گذشتیم ؟ همیشه همین طور بوده است  ما از آن عبور می کنیم  بدون  ره توشه  و فضیلتی  ..ای کاش  روزه هایی که گرفتیم  فقط گرسنگی  روزانه نبوده باشد  بارخدایا بپذیر  از ما  و ما  را از الطاف بی نظیر خود  محرم نساز  ..یک ماه  مشغول  روزه داری و سپس  فرصت آزمون  فرا می رسد امید که  همه مون روز امتحان سربلند باشیم ..

موضوع  امروز شنبه 88/6/28 فوق برنامه امتحان است.

شما هم می توانید تا ساعت 16 امروز شنبه 88/6/28 نظرات و تجربیات خودتون رو در اینجا ثبت کنید


کارها

Information

155 responses

19 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
تازه داشتم آروم ميشدم
اما شما يادآوري كردين
.
.
عمو قرار بود از سفر بگين! چي شد؟ كنسله؟

19 09 2009
فياضي

ببخشيد
سلام يادم رفت
» سلام عمو»

19 09 2009
بهار

سلام
؟؟؟
عمو جان توشه راه…یا ره توشه!؟
عمو نمیخواستی بگی چند روز مسافری؟
*…که فردا طی یک پست جدید مفصل به آن خواهم پرداخت .*
یا امروز فردا نبود!!!! یا من خیلی عجول هستم….
بله ماه رمضان هم تموم شد….امیدوارم همین طور که گفتید سربلند باشیم!
شب خوش

19 09 2009
فياضي

جدي جدي اومده بودم موضوع رو عوض كنم، اما شما…
عمو
من ازتون كمك خواستم نه اينكه بيشتر …

19 09 2009
فياضي

عمو
چه جوري ميشه فهميد تو ماهي كه گذشت، خوب بوديم يا بد
چه جوري ميشه مطمئن بود بعد از اين ماه هم خدا هوامونو داره
چه جوري ميشه همه ي سال رو مثل ماه مبارك زندگي كرد
چه جوري ميشه مطمئن بود مي تونيم نمره ي بيست بگيريم
چه جوري ميشه دوري از بهترين ماه خدا رو تحمل كرد اونم شايد براي به سال
چه جوري ميشه…

19 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام عمو..قدرشو ندونستم..عمویی دعامون کنین بعد از ماه رمضون به قولایی که اول ماه رمضون به خودمون دادیم و اومدیم براتون نوشتیم عمل کنیم..عمو..یادش بخیر..این اولین روزه ی تو مبارکه انشالله..این آخرین روزه ی تو مبارکه انشاالله!!!
(دخترتون)

19 09 2009
فاطمه

صدای پای عید می آید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکلیف است.. .
از آمدن آن یک دل شاد باشد یا از رفتن این یک محزون؟
عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست و شوی جان در نهر پاک رمضان است.
عید فطر…
عید پایان یافتن رمضان نیست…
عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است…
چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود.
رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر بر می آورد.
فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است.
بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش…
با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد.
اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم…
اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم…
عید فطر عید ما نیست.
از این روست که در دعای قنوت نماز عید فطر می خوانیم:

اسئلک بحق هذاالیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلی الله علیه و اله ذخراً و مزیداً
«از تو خواهم به حق این روز که آن را برای مسلمانان عید قرار دادی و برای محمد و آل او ذخیره و فزونی ساختی»
*********************************************************
سلام عمویی
خداییش خیلی زود گذشت شایدم ما ازش گذشتیم هیچوقت مثل امسال نبود تا چشم روی هم گذاشتیم تموم شد….
حالا هم معلوم نیست چند روز از روزایی که روزه گرفتیم قبول شده…….معلوم نیست چقدر از عباداتمون قبول شده……..معلوم نیست………
چه زود رفت اين رمضان عمر ما …… پس، بر لب جوي نشين و گذر عمر ببين
خديا! خروج از ماه مبارک را براي ما مقارن با خروج از تمامي گناهان قرار بده.. آمين

19 09 2009
فاطمه

خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم…
یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟
آخه وقتی یادم میاد خیلی ها بودن که پارسال آخرین ماه رمضونشون رو تجربه کردن، دلم میگیره…
شاید این بار نوبت من باشه که آخرین مهمونی ماه رمضون رو تجربه کنم…
خدایا…
یعنی میشه سال بعد بازم به مهمونیت بیام؟
*******************************************************
انشالله هممون یه بار دیگه به مهمونیه خدا دعوت بشیم…
به شرطی که به درستی از این مهمانی استفاده کنیم…
چون شاید دیگه فرصت جبران نداشته باشیم….

19 09 2009
فاطمه

فرازهايي از دعاي وداع امام سجاد(ع) با ماه رمضان:
بدرود اي بزرگترين ماه خداوند و اي عيد اولياي خدا…
بدرود اي ماه دست يافتن به آرزوها…
بدرود اي ياريگر ما که در برابر شيطان ياريمان دادي…
بدرود اي که هنوز فرا نرسيده از آمدنت شادمان بوديم
و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.
*****************************************************
خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یک ماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم. (آمین)
* التماس دعا*

19 09 2009
فاطمه

هرچند که من گناهکارم یا رب
بر رحمت تو امیدوارم یا رب
بر وسعت عفوت چه نگاه اندازم
بر کرده خود نظر ندارم یا رب

19 09 2009
فياضي

عمو
امتحان…
مي دونم زيادي از تقلب حرف زدم، اما…
گاهي فكر مي كنم كاش مي شد سوال هاي اين امتحان بزرگي رو كه شما ازش اسم بردين رو از قبل مي دونستيم مثل وقتي كه مي گن سوالهاي كنكور لو رفته
يا مي شد تقلب كرد
يا…
اما شايدم تموم لذت اين امتحان به همينه كه يهو سوالها رو بذارن جلومون
عمو
اين امتحان خيلي سخته مگه نه؟
عمو
دارم كم كم مي ترسم
از همه چيز
امشب شايد آخرين سحر باشه
و فردا آخرين روزي كه…
چشمام سنگين شده مي خواد گريه كنه اما انگار ديگه اشكي براش نمونده
امتحان
….
كاش مي شد نتيجه ي اين امتحان رو مثل امتحانهاي درسي زودي فهميد، كاش مي شد اگه زبونم لال يه مورد رو ميفتاديم دوباره ترم بعد بر ميداشتيم
يا مي شد كنار امتحان به عنوان نمره اضافه تحقيق ارائه داد
يا…
عمو
برامون دعا كنيد ما هم موفق باشيم، انشاءالله
درست مثل شما كه به لطف خدا تا جايي كه ما مي دونيم موفق بودين
اين آخرين بار هم التماس دعا
خدانگهدار
اگه ديگه نيومدم:
سفر بهتون خوش بگذره، انشاءالله سالم و سرحال برگردين
دست علي يارتون…..خدا نگهدارتون

19 09 2009
نسترن

عمو فرضیایی عزیزم ماه رمضان امسال مثل همیشه زود گذشت تا اومدی یه کم خودتو پیدا کنی تا اومدی ببینی که چیکاره ای تا اومدی بفهمی که چه جوری میتونی یه کم از این مااستفاده کنی تموم شد این موقع هاست که آدم بدجوری دلش میگیره بچه که بودم دوست نداشتم کسایی که دوسشون دارم از پیشم برن تا طرف قصد رفتن میکرد صدای گریه ی منم بلند میشد منم می خوام برم من اونو دوست دارم مامان بگو نره
اما الان چیکار کنیم دیگه نمیتونم مثل بچگیهام بهونه بگیرم که نره آخه اون که نمیتونه نره فقط یه راه مونده این دفعه بدرقش کنی بهش بگی که تا سال دیگه اگه من وقتی داشته باشم واسه موندن منتظرت می مونم

به قول احسان ماه عسل امسال تموم شد تا ماه عسل بعد هستیم یا نه اینو فقط اون بالای می دونه

علی علی

19 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدای مهربون
سلام عمویی عزیزم
ده دقیقه پیش خوابتونو میدیدم که شنیدم یکی صدام میکنه..ژاله جان..دخترم..پاشو سحره..فکر کردم ادامه ی خوابمه..فکر کردم عموییم اومده داره صدام میکنه واسه همین برخلاف همیشه بعد از یه خواب ناراحت کننده با لبخند بیدار شدم…دیدم رو مبل خوابیدم و بابا پیشمه!!دلم تنگ شد عمو..دوستت دارم عموجون..ان شاالله که خدا پشت و پناهتون باشه..آخرین سحره…برم خداحافظی کنم با ماه رمضون :-(
(دخترتون)

19 09 2009
sahar

به نام خداي بخشنده و مهربون
دريا دل آشناي من ! سلام
داريم ميگذريم از ماه خدا…. داريم ازش عبور مي كنيم.همه ما ناچار به عبوريم…. مهم اينه كه از اينجا به بعد كجا ميريم .يك پله نزديكتر ميشم به خدا يا دورتر و پايين تر…
خوش به حال اونهايي كه تمام سالشون مثل رمضانه… تمام سال مهمون خدايند…. تمام سال بر نفسشون غالبند. كي گفته رمضان يعني گرسنگي ، يعني تشنگي…. رمضان ماه تمرين غلبه بر نفسه.
ايكاش شأن رمضان را بدونيم….. ايكاش حقيقتا لزومش را از جانب خدا درك كنيم…
حالا كه خداوند دستور داد از رمضان عبور كنيم ، ميخوام ساك رمضانم رو ببندم و ازش عبور كنم…
چي توي ساك رمضانمه؟!!!….اينكه خدا را بيشتر از همه دوست داشته باشم… اينجوري در مقابلش بخاطر علاقه اي كه بهش دارم ،تسليم ميشم.
همه بنده هاي خدا رو دوست داشته باشم و براشون خير بخوام…. يادم باشه حتي در حق كسانيكه راه كج مي روند و يا موجب اذيت و آزارمن و كسانيكه دوستشان دارم ميشوند ،دعا كنم كه به راه راست هدايت بشوند.
به همه انسانها احترام بگذارم چون قدرت درك ميزان تقواشون را ندارم…. اينو خدا تعيين مي كنه.
هرچي براي خودم مي پسندم براي ديگران هم بخواهم. اينجوري حتما دور غيبت و تهمت هم خط مي كشم چون هيچوقت براي خودم نمي پسندمش.
هيچوقت از لطف خدا نا اميد نباشم….. بدونم كه صلاح كار من رو بهتر از خودم ميدونه.
هيچوقت و هيچ جا دست ياريشو از خاطر نبرم و شكر گذارش باشم… براي تمام خواسته هاي خوبم تلاش كنم.
به آنچه روزي ام شده قناعت كنم اما هيچوقت براي سوق به خوبيها قناعت نداشته باشم.
دروغگو ، دشمن خداست… پس صداقتم را بخاطر سختيهاي بعدم با چيزي معامله نكنم.
تمام كارها را براي رضاي خدا خالص كنم….. نيتم را پاك نگه دارم و هميشه از ريا دوري كنم.
به چيزي در اين دنيا زياد دلبسته نباشم… يادم باشد همه فاني اند و او باقي…
يادم باشد مرگ براي همسايه نيست….روزي سراغم مي آيد ، كاري كنم كه آن لحظه غافلگيرش نشوم…
غم و شادي مثل شب و روز است… هر دو با هم معني پيدا مي كنند و هيچكدام پايدار نمي مانند…. نگذارم هيچكدامشان موجب اخلال در مسيرم شود.
و اينكه هيچوقت به خودم مغرور نباشم….. غرور آغاز شكست دوباره است. يادم باشد كه انسانم و جايزالخطا و براي دوري از خطا پيوسته بايد مراقب اعمالم باشم…..
اين همه نياز را بستم و گذاشتم داخل ساكم تا بدانم كه بي نياز فقط اوست… اگر اين ساك هميشه همراهم باشد هرجا سفره اي باز كنم ، مهمان خدا هستم.
همه ما اين ساك را با خودمان از رمضان مي بريم اما بين راه براي دوستي باشيطان معامله مي كنيم….
ايكاش ارزش اين ساك را بدانيم…. تنها با اين ساك مهمان خداونديم. حالا تصميم با خودمان است مهماني خدا يا هم نشيني با شيطان نفس…؟!!!!
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

19 09 2009
??

سلام
فقط مي تونم بگم:اي كاش اين ماه عزيز تموم نمي شد.
اي كاش حال و هواي ما در ديگر ماه هاي سال هم مثل همين يك ماه مي بود.
اي كاش همه خوبي ها و فضيلت هاي نيك با تموم شدن اين ماه به پايان نمي رسيد.
التماس دعا

19 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام . خسته نباشی . صبحت بخیر .

من زیاد استعداد خوب گفتن و نوشتن ( مثل شما ) رو ندارم . فقط میتونم بگم :

الهی آمین .

19 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

یه حسی به من میگه شخصی به اسم زینب داریم . که این خانم مدتیه غیب شده .

ببینم کسی از زینب ( معروف به زی زی ) خبری نداره ؟ نمیدونم چی شد که یهو توی ذهنم اومد که آجی زینب مدتیه نیستش .

19 09 2009
رويا ارام فر

كامنتي كه گذاشت هيچ ربطي به امتحان نداره فقط يه سواله
يه سوال چرا بعضي ها فقيرند و بعضي ها غني؟
چرا بعضي ها با اين كه زياد كار ميكنند اما پول زيادي نمي تونند در بيارند ديروز داشتم تلوزيون نگاه ميكردم داشت در مورد نذري ميگفت يعني داشت نشون ميداد كه كسينذري داده و همه جمع شدند اون حسينيه بعد يه قسمتي رو نشون داد يعني از دستها شروع كرد به فيلم برداشتن دستاي پيرمردي كه خشك شده بود و ترك برداشته بود و داشت دستهاي خودش رو يه هم ميماليد اثار زحمت اثار يك عمر كار توش ديده ميشد بي اختيار به ذهنم پيرمدي اومد كه طرف محل كار بابام باربري ميكنه داشتم بي اختيار اشك ميريختم دلم ميخواست يه عالمه پول داشتم يه عالمه كه مي تونستم به همه كمك كنم همه رو غني كنم خدايا چرا بعضي رو ضعيف ميكني چرا بايد پيرمردي كه بايد استراحت كنه مي ره گوشه يخيابون و شروع ميكنه به التماس كردن كه چيزي بفروشه كه يه نون حلال در بياره چرا بعضي ها فقيرند و بعضي ها غني؟
هان اي شب شوم وحشت انگيز /تاچند زني به جانم اتش /يا چشم مرا زجاي بركن /يا پرده زروي خودش فروكش/يا بار گذار تا بميرم/كز ديدن روزگار سيرم/ديريست كه در زمانه ي دون /از ديده هميشه اشكبارم …
نيما يوشيج

19 09 2009
رويا ارام فر

): ايول من اصلا» شبيه اين موجود سبز رنگ گوجه سبز نيستم!!! اين از كجا اومد چسبيد به من!!!

19 09 2009
تاجیک

آقای فرضیایی سلام
سفرتان بی خطر ! امیدوارم به سلامت بروید و به سلامت هم برگردید ،مسافرت بهتان خوش بگذرد و طی این سفر تعداد طرفدارانتان چندین برابر شود!
از آنجایی که مطمئن هستم در طی مسافرت وقت کافی برای خواندن کامنتها را نخواهید داشت پیشاپیش عید سعید فطر را به شما تبریک می گویم .امیدوارم نمازو روزه هایتان مورد قبول درگاه حق تعالی قرار گیرد!
موفقیتتان ابدی

دوستان کامنتی سلام
سحرم
مهربانم،دوباره پیوستنت به جمع وبلاگ نویسان را تبریک می گویم ، امیدوارم وبلاگت هزار ساله بشود! همین طورازتو ممنونم که هر از چند گاهی در کامنتهایت نامی از من می بری و به من لطف داری گلم! نمی دانم به چه زبانی پاسخگوی این همه مهربانیت باشم، فقط می توانم آرزو کنم که دنیا به چشمت زیبا و جایی برای زندگی بهترین های خدا باشد !
یکی از بهترین های خدا خیلی خیلی دوستت دارم !

نرگس دلنازکم
بهترینم ، از اینکه به وبلاگم سر زدی و جویای حالم شدی ممنونم ! نازگلم ، امیدوارم شیشه قلب مهربانت همیشه از سنگ دلتنگی بدور باشد !

ژاله پرجنب وجوشم ، بهار پر از تازگیم ، مشکات نازنینم ، شیرین عسلم وبقیه دوستانی که در دانشگاه ثبت نام کردید شماره یا کد دانشجویی گرفتید
به همگیتان تبریک می گویم ، امیدوارم یک روزی برسد که در کامنتهایتان بخوانم دفتر فارغ التحصیلان(دانش آموختگان فعلی) را امضا کردید و گواهی فارغ التحصیلیتان را دریافت کردید !
آینده ای مانند خورشید پر از روشنایی برایتان آرزو می کنم!

سولماز مثل ماهم
وقتی اسمت را در میان کامنتها دیدم یک عالم ذوق کردم ، امیدوارم همیشه سلامت باشی گلم!

معصومه ی زمینی که به نظرم آسمانیی
از دیدن نوشته هایت ذوق کردم ، کجا ها بودی نازنین ؟ راستی عروسی خواهرت برگزار شد؟ انشاالله همیشه شاد باشی گلم! از طرف من سمج قلی (ارسلان) جیگر و نازگل ساحل را ببوس! امیدوارم جایگاه دنیا وآخرتت عرش باشد!
رامینای مهربانم ، زهرای دوست داشتنیم ، سمانه قشنگم ، تینای خوشگلم
ممنون که وبلاگم سر زدید !

دوستان کامنتی
پیشاپیش عید سعید فطر را به همگیتان تبریک می گویم ، امیدوارم طاعات و عباداتتان مورد قبول خالق بهترینها قرار گرفته باشد!
امیدوارم خدا به عنوان عیدی عید فطر برآورده شدن بهترین آرزو هایتان را برایتان در نظر بگیرد!
راستی گل های قشنگم من نتوانستم این چند روزه برنامه را ببینم ، آقای فرضیایی اسم نانا را در فوق برنامه گفتند ؟!!
امیدوارم هر روز که از خواب بیدار می شوید برایتان به شیرینی و پاکی صبح عید فطرمسلمانان واقعی باشد!
روی ماه همگیتان را می بوسم!
التماس دعا!
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

دوستدار همیشگیتون

19 09 2009
زهرا متقي

به نام خدا
سلام عموجون ، صبح بخير
خيلي زود گذشت، خيلي زود …
عموجون منم اميدوارم همه ي ما روز امتحان سر بلند باشيم و پيش خداي خودمون شرمنده نباشيم … الهــــــــي آمين

عموجون خيلي دوستون دارم .

ياحق

19 09 2009
بهار

سلام عموی خوبم،
حالتون خوبه؟
صبح تون بخیر؛
خسته نباشید،
نماز روزه هاتون هم قبول الله،
عمو جونم امیدوارم که روزه های هممون واقعی بوده باشه،اما به قول شما همیشه همین طور بوده که ما از اون گذشتیم،بدون اینکه حتی یه لحظه درک کنیم این نعمت بزرگ رو… امیدوارم ماه رمضان سال دیگه این جمع امروز به همین پاکی و ساده ای هنوز موندگار باشه…و امیدوارم که شما به سلامتی برید و برگردید….
عمو دیشب هر بار اومدم بخوابم همش کابوس می دیدم…عمو کاش می گفتید که فقط چند روز! اگه بقیه مسائل به ما مربوط نمیشه،خب قبول! هر چند ممکنه تا قبل از برنامه بگید! من خیلی عجولم! اما عمو نه به خدا خودت گفتی فردا میگم،مگه نه؟! من دیروز از صبح تا نیم ساعت بعد از اینکه این پست و گذاشتین خیره به صفحه مانیتور بودم(خدا شاهده) دیگه داشتم یواش یواش کور میشدم…اشکال نداره عمو جان همش به خاطر علاقه و نگرانی زیاده دیگه…
الان داره بارون میاد!
عمویی خیلی دوستت دارم،
خیلی خیلی خیلی دوستت دارم…

19 09 2009
بهار

*خانم تاجیک عزیزم**
ممنون از لطفت خانومی…
الان اینقدر فکرم مشغوله که به تنها چیزی که فکر نمی کنم دانشگاهه!
اما در هر صورت ممنون
***************

19 09 2009
حسنا حسینی

سلام عمو

19 09 2009
بهار

عمو راستی،
عمو:بفرمایید بهار جان!دخترم حرفای تو که تمومی نداره؟!
واااااااای عمو یادته؟!
آهان اینو می خواستم بگم عمویی…تو پست قبلی آغاز پایان یه حرف خوبی زد.گفت فکر کنید عمو نبود بعد برنامه هم نبود چقدر سخت میشد!
راست میگه عمو ما همیشه قدر چیزایی رو که داریم رو نمیدونیم…بعد اگه نباشه کلی غصه می خوریم که چرا!
تو این گیر و دار سفر و دوری و اینا…. برنامه ت حتی اگه تولید هم باشه،برای من حکم یه دست نوازش رو داره وقتی که آدم در حال گریه کردنه!!!
هر روز بعد از ظهر کمی از بار دلتنگی هام سبک!خدایا شکرت…ممنونم.
عمو من دوباره یه عکس دیگه درست کردم میخوام بذارم،میترسم!!!
آخه خیلی عکس میذارم براتون شاید خسته بشید…همش هم در پیت(خنده)
چی کار کنه عمو بچه س دیگه؛دلش به همین کارا خوشه!

19 09 2009
حسنا حسینی

اخییییی درست شد.
.
سلام عمو…..
.
.
عمو جون نماز روزتون قبول باشه….. کامنتهای دوستان تو پست قبل سر سری خوندم فکر کنم دارین میرین زیارت…..
.
.
عمو جون تروخدا برای من دعا کن…..خیلی… عمو از این دعاهای دسته جمعی نه هااا…دعای مخصوص….
.
.
مواظب خودتون باشین………..دست علی یارتون خدانگهدارتون…تو قلب من میمونه امید دیدارتون.
.
.
عمو جون عیدتون هم مبارک…انشالله سالیان سال با دل شاد و تنی سالم به عبادت خدا مشغول باشین

19 09 2009
فاطمه متقي

سلام عمو
من امروز مثل هرروز منتظر چشمك ستاره ام هستم يادتون نره

19 09 2009
رویا

سلام عمو
فکر کنم این ماه رمضون واسه من ماه رمضون خوبی بود امیدوارم برای همه این طور باشه احساس نزدیکی به خدا آرامش خاصی در دل به وجود میاره ای کاش این عشق و احساس همیشه در دل ما بمونه نه فقط در این ماه همه لحظه ها ……………

19 09 2009
حسنا حسینی

عمو مثل اینکه ضایع شدم….سفر زیارتی نمیخواین برین که….به هر حال ….خوب چی کار کنم سر سری خوندم دیگه…..
.
.
هر جا که برین منتظر بازگشتتون میمونیم… و برای سلامتیتون دعا میکنیم

19 09 2009
رویا

خدایا به ما کمک کن که هیچ وقت مغرور نشیم و تنها عشق تو رو در دل پرورش بدیم
نماز روزه هاتون قبول
التماس دعا

19 09 2009
حسنا حسینی

تقصیر من نبود ها…..یکی!! بد اطلاع رسانی کرد…

19 09 2009
حسنا حسینی

الان دیگه خون خونم میخوره که چرا من اشتباه متوجه شدم و اون کامنت گذاشتم….حسابی اعصابم خورد شد که این اشتباه کردم.
.
فکر کنم من اگه یه اشتباه بزرگ کنم همون لحظه از شدت ناراحتی سکته کنم…

19 09 2009
بهار

عمو این سایتی که پایین این عکس نوشته شده،یه جایی مثل همین جاست؟!
من رفتم باز نمیشه!

19 09 2009
فروغ

سلام عموجون…
عمو نمیدونم چرا یهو دلم گرفت…
خیلیییییییییییییییییییییی زود گذشت…
عمو من یکی قدرشو ندونستم!کاش این ماه تموم نمیشد…
.
عمو یه چیز بگم؟عمو عید فطر ماه عسل جومونگ رو میارن…یعنی نمیارن…وقتی جومونگ اومده بود تهران رفته بودن ازش فیلم گرفته بودن بعد عید فطر یعنی فردا میخان پخش کنن…
اینم یه خبر تکراری و خوب!
.
.
راستی عمو میخواستین از سفرتون بگید…
.
عمو خیلی حرف زدم….
خسته نباشید
فعلا خداحافظ

19 09 2009
مریم بی آت

سلام حاج عمو.

عمو،آدم وقتی اسمش رو هم می شنوه،موهای تنش سیخ می شه.
امتحانو می گم.
کلن سخته.
فرقی نمی کنه چی باشه.
کاش می شد اسمش رو عوض کرد.

عمو پس مسافری؟
انشاالله سالم برید سالم هم برگردید.
برنامه هایی که قبلن ضبط شدن و میرن رو آنتن که دردی از ما دوا نمی کنن.
ولی خوب دیگه چاره ای نیست.
این ماه عسل هم تا چشم رو هم بزاری تموم شد.
امیدوارم که همه از این ماه استفاده ی بهینه رو برده باشن.
خدایا این ماه مبارک رو آخرین ماه رمضان ما قرار نده.
حاج عمو…
فعلن…

19 09 2009
دارینوش

سلام عمو…
تو این یکی _ دو روز همش پیش خودم می گم ای کاش الان روز اول ماه رمضان بود !!! شاید که نه حتما میشد بهتر ازاین ماه استفاده کرد ولی افسوس…
آیا سال آینده زنده هستم که بهتر از این ماه استفاده کنم …

دیشب تا خود صبح بارون اومد و من هم دیگه بعد از سحر نخوابیدم …
کلی با خدای خودم خلوت کردم و یه سری قول به خودم و خدای خودم دادم امیدوارم بتونم سر قول هایم بایستم…
راستی عمو تو این مدت خیلی اذیتتون کردم ببخشید…
التماس دعا

19 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
سلام عمو، فكر كنم فهميدم چرا اين مطلب رو گذاشتين
شايد بايد تشكر كنم اما…
هيچي
التماس دعا

19 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام عموجون.سلام بهار جون!
بهار اون سایت عمویی هم باز میشه اما واسم فقط همین دو تا عکس مربوط به پست امتحان و این جدیده میاد..سرعتم ماشالله اینقدر بالاست که…تازشم از صبح میخوام آپ کنم نمیشههه عجب اشتباهی کردم که تو بلاگفا وب زدم…ای خدااااا…
(دخترتون)

19 09 2009
ژاله فرهادروش

من گشنمه! :-(
این بلاگفا باید اون دنیا جواب پس بده باعث شد ضعف کنم!منم که شکست ناپذیرررر شونصد بار دارم امتحان میکنم…

19 09 2009
ژاله فرهادروش

کشف کردم بهاررر..من میتوووونم!ببین روی اون دو تا عکس که کلیک کنی ها میای میرسی به همیجا!درواقع دور خودمون دور زدیم!چه فعالیت و کشف مهمی!عمو دستتون درد نکنه اگه این نوشته هاتونو هزار جا هم کپی کنینا باز کمه!اینقدر اینا رو کپی کنین تا من خیالم راحت بشه اینقدر خواب هک شدن سایتتون رو نبینم…
(دخترتون)

19 09 2009
شیما دهقان

سلام به عموی خوبم:
ان شاالله که سفر خوبی پیش رو داشته باشید…وتوصیه های ایمنی را جدی بگیرید!!!!
1- اونجا با هیشکی روبوسی نکنید(حتی آقاجانزاده!) – با هیچ کس دست ندهید(حتی آقاجانزاده!) (بهتره تو کاغذ بنویسید که *لطفا به من نزدیک نشوید!!*و به پیشونی تون بچسبونید!!)»شــــوخی کردم»
2- از هواپیما مطمئن شوید به مامانتون بگید که از زیر قرآن ردتون کنه !!
3 – سوغاتی برای همه ی بچه ها فراموش نشود. یه عکس خوشگل از خودتون بندازید و در وبلاگ تون بذارید این بهترین سوغاتی برامون هست…
مواظب خودتون باشید.
*ایمن سفر کنید راحت سفر کنید!!!!!!!!!*

19 09 2009
شیما دهقان

الهی زنده باشی عموی نازنینم
بخـندی از لبــانت گل بچـــینم
فقـط یک آرزو دارم وآن هــم
غروب چشــــمهایت را نبینــم
«تقدیم به بهتــرین عموی دنیا»

19 09 2009
شیما دهقان

حیف که این ماه عزیز تموم شد !! امیدوارم به حرمت این ماه عزیز خدا قلم عفو بر روی گناهان ما بکشه..

19 09 2009
آغاز پايان

به راستي كه زود گذشت…خوش گذشت…واي كاش نميگذشت …اما مثل هميشه و طبق قانون هر آغازي يك پاياني دارد
الهي بنده گناهكارت بودم… ببخشاي… به رحمت خودت ببخشاي
الهي ….آمين

19 09 2009
فائزه طرفدار هميشگي عمو پورنگ مهربون

بسم الله الرحمن الرحيم…
به نام خداي مهربوني كه بهترين بنده اش واسه ما بچه ها يعني شما رو آفريد…
اللهم عجل لوليك الفرج…الهي آمين…آمين يا رب العالمين…
سلام سلام عمو جون…اي عموي مهربون…بهترين عموي دنيا…واسه تموم بچه ها…
سلام سلام دختر عموها…
عمو ديشب براتون نظر گذاشته بودم كه ديروز يعني جمعه چند تا اتفاق بد و وحشتناك براي من و خواهرم و برادرم افتاد…برادرم؟؟؟من قبلا به شما گفته بودم كه فقط يه خواهر دارم…
اما از آذرماه پارسال تا به الآن يكي شده برادرم…يكي كه من اون رو برادر واقعي خودم
مي دونم…عمو خداي مهربون ديروز خيلي ماها رو امتحان كرد…ديروز امتحان هاي خدا
خيلي سخت و دردناك بود…برادرم ديروز ميگفت:روزه بودم وگرنه…
ديشب با كلي استرس و دلشوره و نگراني خوابيدم…همش قرآن مي خوندم…آية الكرسي
مي خوندم…واي چه روز وحشتناكي بود ديروز…
اي خداي مهربون به همه كمك كن…به همه صبر بده تا توي اين امتحان ها موفق باشن و
سربلند بيرون بيان…عمو همه ي امتحان ها سخته اما امتحان هاي خدا خيلي سخت تره…
خدا مي خواد ماها رو امتحان كنه تا متوجه بشه كه چه قدر تحمل سختي ها رو داريم…
چه قدر صبوريم…چه قدر به يادشيم…چه قدر اميدواريم يا برعكس نا اميديم…
پس بهتره از خودش كمك بخواهيم…فقط توي امتحان هاش نه بلكه هميشه…هميشه ازش
كمك بخواهيم…بهترين موقعش هم اينه كه وقتي شيطون خواست گولمون بزنه سريع به ياد
خدا بيفتيم و بگيم:پناه مي برم به خدا از شر شيطان رانده شده…تا شيطون سريع از پيشمون بره و بدونه كه ما خدامون رو داريم و به يادش هستيم…
شايد اينم يه جور امتحان باشه كه شما مي خواهيد براي چند روز بريد مسافرت…
عمو جون قبل از سفرتون حتما آيه الكرسي رو بخونيد تا سالم و راحت بريد و سالم و راحت
هم برگرديد…ما بچه ها هم بهتون قول ميديم كه حتما حتما براتون دعا كنيم…
انگار آسمون خدا هم امروز ناراحته و دلش گرفته و مي خواد گريه كنه…
عمو جون ان شاء الله كه سالم بريد و سالم برگرديد…
دل همه ي ما بچه ها هم براتون تنگ ميشه…
عمو جون و دختر عمو هاي گلم التماس دعاي فراوون…
بدرود…
امضا:فائزه(بند انگشتي طرفدار عمو)…
و دختر عموي همه ي اونهايي كه ميان و اينجا نظر ميزارن…
عمو راستي چرا ديگه اون يكي وبلاگتون:blog.amoo.ir باز نميشه؟؟؟

19 09 2009
بهار

میگم عمو امروز واقعا بی حوصله هستید یا اینکه من اینطوری احساس میکنم؟!
نکنه میخواید برید دلتون برای ما تنگ میشه(اصولا آدم خوش بینی هستم!)
میخواید من الان همه حرفامو بزنم که دیگه کامنت نذارم!(ناراحت)
عمو این روز آخری چند تا کامنتو جواب *همگانی* بدید بد نیستا!!!
نگاه به کامنتام نکنید…الان دارم از غصه دق میکنم…
_____
ژاله عزیزم مرسی آجی میدونستم….خواستم عمو یه حرفی بزنه که نشد…(ناراحت)

19 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام به داداش گلم . سلام به برادرزاده های گلم ( نیشخند )

خوبین عزیزان دل عمه؟ خوبی داداش گلم ؟

خسته نباشین همگی .

* آجی ژاله * بلگفا فعلا قاطی داره . ایمیلش کن برام . . اِوا آجی چرا کامنتو درست نمیخونی ؟

دارم میگم واستون میخوام بفرستم .یعنی هم واسه تو هم رامینا. مال رامینا رو خودت زحمت میکشی بهش میدی . ( نیشخند )

19 09 2009
دریای بیتاب عمو

عمو من چراکامنتهاموخودم نمیبینم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خواهش میکنم کمکم کنید

19 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ حواسم نبود ایمیلم رو بدم .

maryamgoli_81@yahoo.com

به همین ادرس ایمیل بده

19 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

راستی یه سوال : داداش چه موقع به وبلاگا سر میزنه ؟ خودش همینطوری میره و میبینه یا موقعی که بهش خبر میدین ؟

اگه اینطوریه : اجیها من آپ کردم . دیدم بلگفا واسه یه چند لحظه ای درست شده آپ کردم

http://minokhanom.blogfa.com

ممنون میشم که سر بزنین

19 09 2009
شیرین

سلاممم عمو جون :-)
اره عمو خیلی زود گذشت :-( امیدوارم بتونیم به حرفایی که توی شبای قدر گفتیم عمل کنیم…امین
عمو جون چرا حرفی از سفر نزدی!!مگه قرار نبود بگی داری کدوم کشور بری و کی برمیگزدی!!؟؟
عمو جون خیلی گلی.. @>—
عمو جون من اینقدر از امتحان بدم مییاد که نگوووو خصوصا از این امتحان اخری که دادم ولی عمو جون من تونستم غول کنکورو از بین ببرم(نیشخند)فک کن خدا منو شفا میده…عمو یعنی خدا منم شفا میده!!(فک نکم کار من از این حرفا گزشته! )
عممووووووو جون ساعت چند میری؟
عمو دارم از کنجکاوی(فضولی سابق)میمرم
عمو همون طوری که قبلا گفتم شما بدون سوغاتی به ایران نمییایا!عمو همین طوری به اقای اقاجانزاده بگین ازتون عکس بگیره :-)
.
عمو ایشالله همین فردا عید باشه…اخه اگه عید نباشه شما مجبور میشید روزتونو بخورین(عمو فک کن تا کجاهاش رفتم)….
خدایا شیرین رو شفا بده….امین(خنده)
بای عمو البته فعلا بای :-) :-)

19 09 2009
شیرین

عمو من چقدر زشتم
:-(

19 09 2009
سمیرا

سلام عمو حالتون خوبه امیدوارم که همیشه حالتون خوب باشه

در ضمن یه سلام هم به همه ی خواهرهای گلم که به اینجا می آیند و کامنت می ذارند امیدوارم حال همگی شما هم خوب باشه نماز و روزه هاتون قبول در ضمن می دونم که دیر شده اما به همه ی شماهایی که مثل خودم توی دانشگاه قبول شدید تبریک می گم ان شا ء الله یه روزی فارغ التحصیلیتون رو بهتون تبریک بگم

وای عمو نمی دونید که مگه دیشب خوابم برد با اینکه افطار ی خونه مامان بزگم دعوت بودیم و تا ساعت یک نصف شب اونجا بودیم اما وقتی هم که برگشتم با وجود تمام خستگی خوابم نمی برد خیلی دوست داشتم که بدونم چند روز می رید مسافرت ؟

آخه عمو قرار بود مفصل توضیح بدید اما باشه به هر حال همین که زحمت کشدید و پست جدید گذاشتید خیلی ممنون

عمو بازم می گم می رید مسافرت مواظب خودتون باشید

بازم می گم آرزو می کنم که به شما خیلی خیلی خوش بگذره

عمو من هم همین الان پیشاپیش عید فطر رو به شما و تمامی همکارانتون و تمامی خواهرهای گلم که اینجا کامنت
می ذارن تبریک می گم ان شا ءالله نماز و روزه هاتون قبول باشه

ان شا ء الله که همه ی ما قدر لحظات خوب زندگیمون رو بدونیم چون وقتی که به دنیا می آییم در گوش ما اذان می گویند و وقتی از دنیا می رویم برای ما نماز می خوانند عمر ما فاصله ی کوتاهی بین یک اذان و نماز است پس بهتر است قدر لحظات طلایی زندگی خود را بدانیم

مثل اینکه بازم زیاد حرف زدم خلاصه عمو خیلی خیلی مواظب خودتون باشید

بازم عیدتون مبارک و نماز و روزه هاتون هم قبول

مسافرت هم خوش بگذره

ببخشید که وقتتون رو گرفتم

دست علی یارتون خدا نگهدارتون

طرفدار تا ابد پروپاقرص شما سمیرا

19 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

پس ما اینجا آجی شیرازی نداشتیم . داشتیم ؟

19 09 2009
شیرین

عمو جون به مای پردیسم سری میزنید دیگه؟؟؟

سلام به جز این وبلاگ جای دیگه ای فعالیت ندارم

19 09 2009
فائزه طرفدار هميشگي عمو پورنگ مهربون

عمو جون بازم سلام…
عمو تو رو خدا بگيد كه چرا اون يكي وبلاگتون ديگه باز نميشه؟blog.amoo.ir رو ميگم…

19 09 2009
??

سلام به همگي
نماز روزه هاتون قبول
خانم فياضي*اون جــــــــــــــــــــــــان كش دارت خيلي بامزه بود.بازم از اين حرفاي كش دار بگو
راستي اين چند روزه به اين قسمت پخش زنده وبلاگ سرزده ايد؟فكر مي كنم بازم جاي يكي از همين جـــــــــــــــــان هاي كش دار شما اون جا خاليه.
رويا آرام فر*چه سوال جالبي پرسيدي.هيچ كدوم از كارهاي خداوند بدون حكمت نيست.اگر بعضي فقير و بعضي غني اند..اگر يكي سياه و ديگري سفيده..اگر يكي زيبا و ديگري زشته..به دليل حكمت خداوند است.شايد اگر اون فقيري كه شما مي گيد ثروتمند بود با وجود ثروت فراوان احساس خوشبختي نمي كرد،احساس راحتي نمي كرد.
بهار*جان خوبي؟* عمو حوصله ندارين؟؟* بازم جرقه اش داره زده ميشه هاااااااااااااااااااااااااااااااا.

19 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

میگم یکی از کامنتهام نیست . هر چی فکر کردم نفهمیدم .الان متوجه شدم درباره ی چی بوده که گفتم تایید نکنین ( خنده )

یه سوال دیگه : اگه بگیم این یکی کامنت را تایید نکنید کلا پاک میشه ؟

19 09 2009
مبینـــا

ســــــــــــــلام…تنها میتونم بگم:انشـــــــاءالله
مــــا ســفر خوبــی را بــرای شمـــا آرزومنــــدیم…(دوستــــــــان کامنتــــــــی)
.
.
.
لطفـــا ایمیلتـــــون رو چــــــک کنیــــــــــد…باسپــــــــاس فراوان…
درپناه حــــــــق….خداحافــــــــــــــــــــظ….همیــــــــــــــن حالا…
دوستـــــــدار همیشگـــــــــی و ابــــــــدی شما که طاقت دوریتـــــــون رو نداره:مبینــــا(دخترتون)

19 09 2009
فياضي

عمو، باز كه شدم ورود ممنون، خوب بگم ناراحت شدين؟ كه باز مي گين حرف از ناراحتي زد، خوب دارم مي رم، بچه زدن نداره، اين روزا چرا اينجوري شدين؟
وجدانا اگه ناراحت نيستين چرا اين كار رو مي كنيد؟
باز حرف بي خودي زدم؟
اينجام يه چيز بگمو برم (دوست ندارين ثبت نكني)
سلام به همگي
.
.
«همون مينوي سابق» ممنونم كه از حرفام ناراحت نشدي، بابت راهنماييتم ممنون
.
.
«درياي بي تاب عمو» اگه وقتي ارسال رو مي زني پيامت حذف ميشه، يعني آدرس ايميلت رو قبول نمي كنه، سر هممون اومده!!!
اما اگه مي بيني نوشته پيشنهاد شما منتظر تاييد است و بعد از يه مدت ديگه همونو هم نمي دوني يعني، عمو زحمت كشيدن حذفش كردن، يعني بايد روي نوشته اي نوشتي بيشتر دقت كني، يعني يه جاي حرفات ايراد داشته
.
.
«نسترن» جوابتونو دادم برو بخون!
.
«عمو» فكر كنم بعد از برنامه يه پست ميذارين، براي خداحافظي
ديگه اين روزها همش داريم خداحافظي مي كنيم، با همه و همه چيز

19 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
واااااا بهار تو دیگه کی هستی! بهار تو دیگه کی هستی!بگین…بهار تو دیگه کی هستی!!!
هدیه به مامان چی باشه؟یه گل که بوس باهاشه/با آرزوی سلامتی دعای خیرم همراشه
لای لای لای!..عمویی عمویی بیاین دیگه/ چرا ساعت 5 نمیشه؟!!!
عمو امروز روز اول دانشگاهه مثلا!اما همه توصیه کردن برای جلوگیری از ضایع شدن توسط ترم بالایی ها دندون به جگر گرفته و بذاریم چهارم بریم مدرسه..نه..ببخشید!دانشگاه!
عمویی بخند عمویی بخند چرا اخمویی ؟عمویی بخند بخند!!!
(دخترتون)

19 09 2009
نرگس احمدی

به نام خدایه مهربون…سلام عمویی….عموامتحان..میدونیدیاده چی افتادم؟پارسال که شمامیخواستیدخداحافظی کنیدازمون همزمان شدباامتحانهایه من..اون چهارشنبه ای که اومدیدزمزمه رفتن سردادیدصبحش دوستم برام یه پوسترازشماهدیه فرستاده بودولی نمیدونم چراازته دله شادنشدم تااینکه عصرعلتشوفهمیدم بعدش امتحان دینی داشتیم مگه من میتونستم درس بخونم؟!!گریه میکردم درس میخوندم….یادم نمیره که جمعه ای که فرداش شنبه بود(آخرین روزه دیدنه عموم)چقدگریه کردم توامتحان هم شدم13!!!!!!!!!!عموخدامیدونه من خیلی بچه زرنگی بودم..ولی شماکه نباشیددرس خوندن چه فایده؟؟؟واقعابرام درس خوندن ارزشی نداره وقتی عموم نباشه….آبرویه مامانموبردم که توهمون مدرسه معلم بود…..پیشنهادم:هیچوقت برادرزاده هاتونو تنهانذاریدتاافت تحصیلی پیدانکنن…عمویعنی امروزآخرین روزیه که آهای آهای مهمونیرومیخونید؟بعدش باید باخاطرش زندگی کنیم…ولی من امیدوارم هنوزم…که برای سومین باردعامون مستجاب شه…

19 09 2009
حسنا حسینی

راستی عمو یه دانشمندی که الان اسمش یادم نیست!! میگه: امتحان بی تقلب مثل کریسمس بدونه کاجه

19 09 2009
نرگس احمدی

عمودلم براتون خیلی تنگ میشه ..عموخیلی مواظبه خوتون باشید ازته قلبم آرزومیکنم بهتون خوش بگذره……راستی عمو منکه این ماه رمضونو واقعاازدست دارم تازگیاشدم نرگس هرروزبدتر ازدیروز!!!!!!!!!!عموخیلی دوستتون دارم خیلیییییییییی….عموآبجی پریساگفت بهتون بگم:عموجونم داری میری توروخدامراقبه خودت باشوزودبرگرد(کودکه درونم که دخترتونه که دلتنگتونه که نگرانتونه)..
___________________________________________________________
آبجیا اونایی که ختمه قرآن ثبت نام کردن امروزآخرین مهلته قرآنوبخوننااااااhttp://amoojoon1352.blogfa.com/ آبجی فاطمه سلام ببخش دیرشد..بابایه من هیچ دارویی نخوردفقط آب بایدبابات زیادبخوره باچیزهایه آبدارمثه هندونه..زیادم بایدفعالیت کنه..بابایه من طناب میزد…ازپله هاهم بالا پایین زیادبره..سونوگرافی هم واسه این میکنن که ببین سنگ بزرگه یانه..که اگه بزرگ بودبشکوننش..که حتی بزرگم باشه هم خطرناک نیست…انشاالله بابات زودی خوب میشه ایمیلم اینهdarya_i2004@yahoo.comنرسیدایمیلت راستی کدوم شهرمیشی؟
آبجی معصومه خوش اومدییییییی
آبجی سمیه ای کاش چیزی به اسمه دلتنگی وجودنداشت خوب میشدااااامگه نه؟

19 09 2009
بهار

سلام
**؟؟** جونم خوبم… جرقه ی چی؟ نه بخدا! نه به جان خودم! عمرا اگه اهل این جرقه زدن ها باشم!
…………………………………………………………………………………………………………….
**ژاله** بخدا من بهارم عزیزم(خنده)
……………………………………………………………………………………………………………
عمویی سلام(عمو امروز منو رسما بیرون نندازه خوبه!!)
عمو سلام سلامتی میاره دیگه…اشکال نداره هی سلام کنیم که!
سلام! عمو سلام دادن به شما یه کیفی داره…نمیدونی که!

19 09 2009
حسنا حسینی

عمو فکر کنم ادم باید خیلی دیگه پر رو باشه که به مراقب سر جلسه بگه برام تقلب بیار…عمو انقدر خانوم خوبی بود…گفت: من نمیتونم این کار بکنم اگه بگیرنم بیچاره میشم اما میرم اون جلو خودت به بغل دستیت هر چی میخوای بگو…منم نا مردی نکردم عمو برگه بغل دستیمو ازش گرفتم و…………………………………………..
.
.
عمو به جون خودم اون روز دوتا امتحان داشتم…ریاضی و زبان…هر دوشونم خیلی سخت بودن تازه روز قبلش هم باز امتحان داشتم اوضاع خیلی بد بود…..تازه همه داشتن تقلب میکردن …من که تنها نبودم…

.

19 09 2009
حسنا حسینی

البته من این روش دوستی با مراقب پیشنهاد نمیکنم چون ممکنه تیر تون خطل بره….اول به مدت نیم ساعتی باید به چهره مراقب نگاه کنین و روان شناسی روش انجام بدین که چه جور ادمیه …. (( توصیه اکید من اینه که اگه مراقبتون اقا بود کلا بیخیال این قضیه بشین))
.
.
اینم از درس امروز

19 09 2009
فروغ

سلام عمو…البته سلام دوباره…
عمو میشه جواب آجی مرضیه رو بدم؟
سلام آجی مرضیه …چرا اینجا شیرازی داریم…
من شیرازی ام …
دیروز نظرتو تو وبم دیدم اما بلاگفا قاطی داره …الان بلاگفا واسم باز نمیشه…بیشتر وبلاگای بلاگفایی هم واسم باز نمیشه…البته دیروز خیلی اتفاقی وبت واسم باز شد نظر دادم ثبت نشد…!
.
همین دیگه…
عمو خیلی دوستون دارم…
فعلا خداحافظ

19 09 2009
مبینـــا

عمو این کامنت هایی که بدون تایید موندن یا ازتون خواسته شده تا تایید نشن تا کی بایگانی میشن؟
بچه ها فقط اینجا رو بچسبین مای پردیس و جاهای دیگه رو وللش…خود عمو گفته برای این با عمو حرف بزنیم جاهای دیگه نریم و فقط تو همین وبلاگ با عمو صحبت کنیم…
باتشکـــــــــــــــــــــــر از دوستــــــــان کامنتی گــــــــــــــــــــل

19 09 2009
aseman

**************
بيياييد اذان عشق را در وقت ايمان جاری سازيم
بييایید از طاق اسمان مودت خداوند خوشه های محبت را هديه بگيريم……..
بياييد حضور را با زر ورق همبستگی جانی دوباره بخشيم
بياييد بر بلندای زورق اشتياق بيرق فنا را به پا داريم
و خلاصه انکه بياييد تنها از عشق درس يگانگی را بياموزيد..

سلام آقای فرضیایی نماز روزه هاتون قبول، انشالله به سلامت از سفرتون برگردید..
***************

19 09 2009
رويا ارام فر

به به اين پايين يعني اون پايين ! و نخونده بودم :Dما هم 1 ساعت ديگه راه مي افتيم ولي ما ميريم تبريز دهاتمون پيش مامان بزرگ جونممممممممممممممممممممممممممممم :D خوش گچسين (غلط املايي بيلميرم :D ) خوش بگذره

19 09 2009
صباح

سلام عمویی
عمو چرا امسال همه میگی ماه رمضون زود تموم شد؟اخه هیچ سالی اینقده زود نمیگذشت، عمو امسال واقعا واسه من راحت بود، من فکر کنم دلیلشو واسه خودم کشف کردم ، اخه امسال اولین سالی بود که توی ماه رمضون من مدرسه نمیرفتم و همش تو خونه بودم ، تو شهریورم هیچ کلاسی نرففتم عمو تا 11 صبح هم که میخوابیدم و بعدشم یا پای اینجا بودم و یا قران میخوندم و یا منتظر برنامتون بودم و بعدشم ماه عسل رو میدیدم ، با این احوال دیگه سوالی نداره که چرا راحت گذشت؟ به قول خودمون کاملا بخور و بخواب البته نخور و بخواب بود دیگه.
عمو من سر امتحانا زیاد استرس ندارم فقط سره امتحان فیزیکه که تقریبا میمیرم .
عمو ی من خوش بگذره ، نرگس میگفت اونجا عکس مسکوهه درس میگفت؟عمو از الان باید خودمونو عادت بدیم که برنامتون رو مرده ببینیم؟ عمو من همین الانشم تحملشو ندارم چه برسه به بعد از امسال .خدایا خودت عمو رو از ساختن برنامه های مرده منصرف کن ، به این عموی خوب من بگو به صلاحشون نیست .

19 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خداي مهربون دوست داشتني *
اول همه چيز اين نظره منوتاييد نكنيد ************
سلام عمو نه اقاي سليمي اقاي سليمي من ميدونم شما دارين براي ما مينويسيد از خيلي وقت پيش ميدونستم شما دارين اين كارا ميكنيد اقاي سليمي الان نيامدم بگم چرا شما ؟ تازه من به هيچي كدام از بچه ها نگفتم و نخواهم گفت كه شما عمو نيستين .از اين لحاظ مطمئن باشيد . اما امدم بگم اخه عمو كه نمينويسند برامون براي چي بيام اين جا عمو عمو كنم كه حتي عمو دوست ندارن ما ايشون را ببينيم ديگه چه برسه كه بخوام عمو عمو جون كنم اين را نگفتم كه يهو فكر كنيد عمو جونم را فراموش ميكنم نه فراموش نميكنم اقاي سليمي .
نميدونم اين حرفها را به عمو ميگيد يا نه ولي ميدونم نميگيد .
الان هم امدم ازتون خدافظي كنم و بگم اگه حرفي زدم كه ناراحت شديد اقاي سليمي منو ببخشيد حلال كنيد . اينو به عمو بگيد با اتفاق ديشب بازم هنوز شمارا عموي خودم ميدونم .
اقاي سليمي از همه چيز ممنونم و دوباره بابت تلفن هم كه بهتون زدم معذرت خواهي ميكنم . ببخشيد .
راستي يه متن ديشب دم افطار ميخواستم براتون بنويسم الان ممينويسم اما اگه دم افطار تاييدش كنيد ممنونم ميشم .
بازم ببخشيد .
تينا رادفر نژاد _ اصفهان

سلام تعجب نکنید اگر می بینید که این کامنت تایید شده است دلیل دارم نمیدانم چرا پس از حدود دوماه فعالیت جدی در این وبلاگ ساده و جمع جور باز برخی اینگونه سخن می گویند من همه شماها رو دوست دارم و مثل خواهرزاده و برادرزاده های خودم می دونم ولی این نباید دلیلی بشود که با یک مسافرت به شهرهای شما بتوانم همه شما را از نزدیک ملاقات کنم که خوب می دونید شدنی نیست من به پاس احترام شماها و تمام لطفی که به من دارید سایتی را برقرار کردم که همه شما اگاه هستید ولی بعد چون خودم به طور مستقیم اشراف کلی بر آن نداشتم رغبتی به ادامه در آن ندیدم حال که به مدد یکی از دوستانم به طور مرتب در جریان تک تک کامنت های شما هستم شده روزهایی که خودم نتوانسته ام کامنتهای شما رو روی صفحه مونیتور بخونم ولی دوستم تمام آنها رو برام به صورت پرینت شده آورده و من آنها رو خوندم و ه شما جواب هم داده ام چرا این گونه سخن می گویید من تمام بچه های ایران را دوست دارم .. همه اونا رو … اونایی که الان سربازی رفتن … دانشگاه رفتن و یا حتی ازدواج کرده اند و خودشون هم بچه ای دارند چه فرقی می کنه ؟؟ ولی انصافا شماها هم بیایید و سن مخاطبین منو مشخص کنید ..بگذریم مهم اینه که لطف خدا شامل من شده است و من هیچگاه ناشکری نخواهم کرد

19 09 2009
صباح

عموووووووووو امروز قرار بود من و رامینا و شیرین همدیگه رو ببینیم ، اما هوا رو که دیدین؟ عمو نشد که بشه، خییییییییییلی خورد تو حالم.
اینه که میگن اگه دنیا بخواد و تو بگی نه ، نخواد تو بگی اره تمومه

19 09 2009
معصومه ی زمینی

لطفا تایید نشود
حاجی اگر لطف کنی بخونیش ممنون میشم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به نام خدا
حاجی گلم سلام
حاجی برنامه دیروز ماه عسل رو دیدین همون آقا که خدا در یک سقوط هواپیما تموم خانواده اش رو ازش گرفته بود تا حالا مومن و با خدا بشه،من هم مثل همون آقا بودم نماز و روزه رو ای به زور مامان بابام چند بار خونده و گرفته بودم اونم خیلی کم هر وقت که شرایط به صلاحم نبود دوروغ می گفتم بد اخلاق بودم و شاید هزارتا عیب دیگه که خودم هم ازش بی خبر بودم اما خدا با دادن بلا من رو آدم نکرد تنها لطفی در حقم کرد و اون اومدن شما به زندگیم بود.
الان بعد از چند سال بودن شما در زندگیم و یاد گرفتن چیزهای خوب دیگه اونجوری نیستم دیگه نمازم رو با عشق می خونم و روزه ام رو با عشق و برای خدا می گیرم آه ای خداااااااااااااااااااا
اینا رو گفتم تا بدونید چرا دوستتون دارم چون مهرتون رو خدا بهم هدیه داده چیزی هم که خدا داده فقط خودش می تونه بگیره پس این مهر نه با تمسخر دیگران نه با ندیدنتون و نه با هزارتا چیز دیگه نمی تونه از بین بره.
حاجی می خواستم بیام و ازتون اجازه بگیرم که نگرانتون باشم اما وقتی دیدم دارین میرین سفر اجازه نداده نگرانتونم اونم با این حرفها که بچه ها می زنن حسابی اعصابم خورده همین آنفولانزا و هواپیما و……………..
حاجی شما رو به خدا مراقب خودتون باشید راستی یه لطفی بکنید و لباس لیموییتون رو هم نپوشید آخه حق با شماست وقتی اون رو می پوشید چشمتون میزنن روز پنجشنبه که تنتون بود هی می افتادین وای وقتی خواستین از پیش تخته بپرین وسط دلم می خواست داد بزنم بگم حاجی لباس لیموییت تنته اما صدام که بهتون نمی رسید برای همین چشمام رو بستم جرات نکردم ببینم پرشتون فکر کنم 5 ثانیه ام طول نکشید اما واسه من یه ساعت گذشت.
حاجی همیشه وقتی می رفتین دلم براتون تنگ می شد اما این بار نرفته دل تنگ تونم.
حاجی ببخشید خودم هم زیاد نمی فهمم چی دارم می گم فقط می گم الهی قربونتون بشم مراقب خودتون باشید به خدا سپردمتون
دوستدار ابدیتان معصومه
خدایا کاش این آرزوی من برآورده میشد و من بالاخره یه پرنده می شدم تا مثل شیلا پرنده سندباد هر جا که حاجی می رفت منم دنبالش می رفتم و می گفتم داریوش جونم داریوش جونم…………………
حاجی حتما بعد از خوندن این مطلب پیش خودتون میگید پس معلومه که تو هیچ ره توشه ای از ماه مبارک رمضان نبردی
برام دعا کنید

19 09 2009
صباح

بچه ها بلاگفا برای شما هم خرابه ؟ من میخوام نظرامو ببینیــــــــــــــــــــــــــــــــــنم!!!!!!!!

19 09 2009
تينارادفر نژاد

به نام خدا.

اين متن را ديشب دم افطار خواستم بذار وقت نشد الان ميذارم.با اجازه :

راستی ما واقعا راجع به خدا چی می دونیم؟

_چقدر همه چیز سخته..ولی خدا هست ،اینه که بهم دلگرمی می ده .خودش گفته و خلقنا الانسان فی الکبد و واقعا انسان در رنج آفریده شده .تو خیابون که راه می روم به آدم ها که نگاه می کنم میبیینم همش به فکر پول در آوردن هستن با خودم می گم چرا می خوان پول در بیارن؟که زندگی بچرخه؟ااصلا مگه زندگی مونده؟ با خودم می گم نه اونها فقط می خوان زنده بمونن!منظورم رو متوجه ميشد عمو جون؟یعنی فقط می خوان بگذره…ولی خدا این فرصته رو به ما داده تا خودمون رو بسازیم.واقعا ما داریم این کار رو می کنیم ؟از این فرصت استفاده می کنیم؟من می دونم خدا خوبه مهربونه ..من همه ی این ها رو می دونم ولی با این حال یه جای کار می لنگه….

­_ می دونی کجای کار می لنگه؟ به نظر من ما همه چیز رو می دونیم ولی راستش ایمان نداریم.متوجه ميشين چي ميگم؟این ایمان انگار اصلا وجود نداره…انگار ما اصلا خدا رو تا به حال احساس نکردیم…

_درک می کنم چی می گی…البته یادت باشه ما یه دشمن قسم خورده هم داریم که دلش نمی خواد ما بریم جلو…

_ولی قبول داری که ما آدم ها خیلی قوی تر از این دشمن قسم خورده ایم؟پس دلیل این گمراهی چیه؟منظورم اینه که چه طور بعضی از آدم ها خدا رو این قدر خوب لمس کردن ؟مثل سهراب «و خدایی که در این نزدیکی است…»شیطان به اونها کاری نداره؟

_چرا ولی اونها هم خدا رو خوب احساس کردن و هم دشمن رو خوب شناختن. من هم قبول دارم که ما خیلی قو یتر از اون هستیم .ولی این یه قاهده است آدم اگه بخواد به خدا نزدیک بشه خیلی سخته ولی اگه بخواد خوش بگذرونه و الواتی کنه تو این دنیا خیلی خیلی آسونه آدم ها هم که ذاتا راحت طلب.ما آدم ها خیلی فراموش کاریم…

_آره مخصوصا توی این دوره و زمونه که همه ی دنیا دست به دست هم دادن که مردم همه چیز رو فراموش کنن و سرشون رو مثل کبک بکنن زیر خاک و وخودشون رو بزنن به کری و کوری …

_و ما هم چه خوب همکاری می کنیم …

_من می گم ما خدا رو فراموش نکردیم چون حتی بی دین و ایمون ترین آدم های جهان هم تو سخت ترین لحظات عمرشون فقط و فقط یاد خدا می افتن ما حساب کتاب اون دنیا رو فراموش کردیم

_بازی رو بردی…

_دلم برای خدا تنگ شده …هرچی می شه می اندازیم تقصیر خدا.خدایا چرا بارون نیومد .خدایا چرا فلانی مرد خدایا چرا نمره ام کم شد خدا چرا …خدایا چرا….

_آره در حالی که همش تقصیر کارهاتی خودمونه…

_یه دعا می کنم شما هم سراسر ایران توی شهر هرا و شهرستان هاي خودتون تو دلتون اروم بگين آمین وقته افطاره و ماه مبارك رمضان هم تمام شد .. ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه برحمتک یا ارحم الراحمین

_آمین…

یا علی مددی

تينا رادفرنژاد_اصفهان

19 09 2009
رويا ارام فر


اجازه ميشه من اين باشم به جاي گوجه سبز؟؟!!


يا اينا باشم؟

19 09 2009
مائده

به نام خدایی که یادش آرامش بخش قلب های ماست …
سلام عموی خوبم … سلام … سلام … سلام … میگم سلام تا به سلامت برید و برگردید …
حالم اصلا خوب نیست … چه جوری خوب باشم ؟؟؟؟
عمو اینجا تا مسکو روی نقشه فقط 6 سانتیمتر فاصله هست اما روی کره ی زمین خیلی دور میشه … از مشهد تا اونجایم که بیشتر …
این همه فاصله عمو ؟؟؟ چه جوری تاب این همه فاصلرو بیارم … عمو من هر روز که پا میشم خوشحالم … خوشحالم چون میدونم شما هم یه جای همین شهرین … فاصلمون خیلی کمه … ما شرقیم شما هم شرقین … شاید فقط چند دقیقه با هم فاصله داریم …..
عمو دلم بی تابی میکنه … من چه جوری برم سفر … برم پیش امام رضا چی بگم ؟؟؟ بگم دلمو پیش مسافرم جا گذاشتم ؟؟؟
عمو این آسمون چی می خواد که این طوری میباره ؟؟؟ عمو مثل آسمون منم دارم گریه میکنم …
اگه امروز قبل رفتن میدیدمتون حتما آروم تر میشدم …
عمو به خدا نگران برنامه نیستم … برنامه فدای سرتون … عمو نگران خودتونم …
مدام دلمو با این حرفا که به عمو خوش میگذره …یه سفر چند روزس … اونجا کلی بچه منتظرشن ..آروم میکنم …
آخ عمو …
خیلی بهم ریخته ام … از یه طرف اصلا نمیخوام ماه رمضون تموم شه … عمو امسال سعیمو کردم که از تمام ثانیه هاش استفاده کنم که همشم به خاطر شما بود … شما که همیشه خورشید بودید این بار هم راهمو تو روشنایی پیدا کردم …
اما دلم نمیخواد بره … این آخرین روزمه … موقع افطار از خدا چی بخوام ؟؟؟
بخوام کدوم یکی از گناهامو ببخشه … بخوام کدوم یکی از آرزو هامو بر آورده کنه …
عمو هیچ کدوم از اینا رو نمیخوام … فقط میخوام به خدا بگم : میترسم … به خودش قسم از دنیای اون بدون اون میترسم … از فردایی که نمیشناسمش … از امروزی که معلوم نیست چه جوری تموم میشه … از سوختن آرزوهام … از دوری شما … من میترسم …
صبح که پا شدم زیر لب این شعر رو میخوندم : این آخرین روزه ی تو مبارکه انشالله …
عمو صداتون تو گوشمه چهرتون که میاد جلوی چشمم اشک تو چشام حلقه میزنه …
عمو یاد زمانی افتادم که پدرم میخواست بره برای یه مدت زمان نا معلوم برای درمان میخواست بره اروپا …سه سال پیش بود هنوز بعد سه سال ندیدمش عمو … عمو اون روزم همینجوری بارون میمود حال منم همین جوری بود …البته اون موقع اواخر آبان بود … عمو یه لحظه ام دلم آروم نمیشد …چمدون بابامو که میدیدم بغض میکردم … مثلا میخندیدم که بقیه هم سر حال بیان … اما تو دلم غوغا به پا بود … عمو اون روزم برنامتونو دیدم شعر پدر رو خوندین … با دیدنتون خیلی آروم شدم … حالا امروز بی تاب سفر خودتون هستمو نمیتونم ببینمتون … دنیا چقد خنده دار شده … (البته شما که زود برمیگردید )
عمو جون اینجا تا برگردین حتی یه لحظه از یاد ما نمیرین … اونجا اگه سرتون چند ثانیه ای خلوت شد به یادمون باشید … یادتون بیاد قلب هایی یه جای دنیا به خاطرتون میتپه و چشم هایی بی تاب و منتظرتونه …
عمو من چقدر غر غر میکنم … اما خوب شما سنگ صبورید دیگه این یه روزم تحملم کنید تا چند روز از دستم راحتید …..{نیشخند}
دوستتون دارمممممممممممممم خیلییییییییییییییی زیااااااااااااااااااااااااااااددددددددددد
مواظب خودتون باشید …
علی پشت و پناهتون باشه …
یا حق !
_________________________________________________
آسمان عزیزم حق کاملا با شماست … درسته …
اما خودتم خوب میدونی که الان چه حالی دارم ….

من وقتی برنامرو میبینم خوشحالم میخندم شاید قسمت خیلی کوچیکی از اون شادی به خاطر دیالوگ ها و فضای برنامس …
من خوشحالم که عموم پیش منه …. حالا که عمو داره میره اتصلا نمیخوام فضا رو الکی غمگین کنم یا …
من واقعا بی تابم …
کاش یه نفر حال منو میفهمید … خوابام پر شده از کابوس ….
کاشکی این روزا مثل برق و باد بگذره …

19 09 2009
مائده

سلام … دوستان بلاگفا کلا با منم لج کرده …
آپ نمیتونم بکنم … متنشو اینجا میذارم …. سر فرصت هم مطالب وبلاگم رو به پرشین بلاگ منتقل میکنم … (بلاگفا شورشو در آورده ) ….
______________________________________________________________
((((((((((((((( چشم های منتظر …جاده های طولانی )))))))))))))))))

اشکام ناخداگاه روی گونه هام جاری میشوند اشک شوق است …
انگار نه انگار که همین چند ساعت پیش با هم خداحافظی کردیم … دلم برایش خیلی تنگ شده شاید به خاطر انتظار عجیبیست که میکشیدم …
بالاخره آمد ضربان قلبم هر لحظه تند و تند تر میشد … مثل اسپند روی آتیش بالا و پایین میپریدم …
شاید بیشتر از همه ی آدم هایی که در نزدیکیش بودند خوشحال شده بودم …
ولی او دست های آن ها را میدید و بچه هایی که چشم هایشان از شادی برق میزد … ولی مرا نمیدید نه اشک هایم را میدید نه سردی دستانم را حس میکرد نه صدای قلبم را که گویی در سینه جا نمیشد میشنید …
دلم خوش بود … خوش بود به این که میداند دیدارش تمام وجودم را پر از شادی وصف نا پذیری کرده هست ….
حتما میدانست که مژده ی آمدنش را داد … با خودم تکرار کردم : حتما میدانست …. تکرار این جمله کمی از نا آرامی هایم کاست ….
حدث میزدم مسافر باشد … فقط حدث میزدم …. اما ؟!
درست بود مسافر بود نگذاشت آقای شهریاری بگوید مسافر کجاست …. با جمله ی : لو ندید دیگه …. مانع شد …
ولی من میدانستم … میدانستم سفرش سفر به یک شهر نزدیک نیست … اضطراب سراپای وجودم را پر کرد … انگار که کسی به قلبم چنگ می انداخت …
خداحافظی کرد و رفت … و من طوری نگاهش کردم که انگار قرار است سال ها نبینمش ….
خدای من چقدر به بودنش عادت کرده ام … شدم مثل ماهی که در نبود آب به نفس نفس می افتد ….
سال گذشته مامان که به سفر میرفت با این که قرار بود یک ماه پیش بابا بماند انقدر دلنگران نبودم …
اما تاب دوری عمو را نداشتم …با شنیدن صدای قطرات باران که محکم و سفت به پنجره ها کوبیده میشدند بغضم شکست … میگفتند : گریه پشت سر مسافر شگون نداره … اما برای ما هم همین بود !!؟ ما که نمیتوانستیم مسافرمان را از زیر قرآن رد کنیم و تنها دعا ها و آیه الکرسی هایمان را همراه با دنیایی از اشک برای بدرقه اش داشتیم …
به عکسش زل زده بودم تا شاید احساس دلتنگیم التیام پیدا کند …. مسافر بود !!!
نمیدانم چرا این شعر یک دفعه در ذهنم تکرار شد …. « همسفر تنها نرو …. بذار تا منم بیام … سرنوشتمون یکیست … هر دومون مسافریم …. تازه از راه رسیدم …هنوزم خسته ی رام …. همسفرتنها نرو …. بذار تا منم بیام »
میگن : «توقف ما آدم ها توی این دنیا مثل توقف یه مسافر توی یک کاروانسراست » …. به همین کوتاهی !!!
بعضی هامون وقتی سفر تموم میشه هنوز حتی نفهمیدیم از کجا اومدیم و قراره به کجا بریم ….
مقصد عمو که معلومه ! قرار آخرش برسه به خدا برسه به بهشت …
کاش میدونستم از کدوم جاده میروی و بر میگردی که چشم های منتظرم را به امید وصل به جاده ها بدوزم… ولی نمیدانم !؟ پس تا وقتی که دوباره طنین خنده های زنده و تازه ات فضای خانه ی کوچکمان را پر کند چشم به آسمان میدوزم و از خدا میخواهم هر جای این دنیای بزرگ که هستی شاد باشی و همیشه سبز !!!!

19 09 2009
مائده

عمو جونم ببخشید واقعا شرمنده ام ….
اگه صلاح ندونستید این بالایی رو تائید نکنید ….
عمو شاید دیگه نتونم بیام امروز نت پس میگم اگه اومدمم که هیچ ….
سخته گفتنش … ولی خدا حافظ همین حالا ….
نه این که رفتنت سادس …
نه این که میشه باور کرد دوباره آخر جادس ….
خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوستتون دارمممممممممممممم
مواظب خودتون باشید ….
علی یار و یاورتون باشه الهی ….
.
.
.
.

19 09 2009
مائده

عمو آنلاینید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(تعجب )

خداحافظی نمیکنید ؟؟؟

باشه … این آخری دیگه اذیتتون نمیکنم ….

خوبی که ندیدید ولی بدیامو حلال کنید ….

آخ چقدر سخته نبودنتون ….

ببینید آسمونم سه روزه داره گریه میکنه … بعد من گریه کنم میگید : 68 سالته ….خجالت بکش

من که سهند نیستم (گریههههههههههههههههه)

دوستتون دارممممممممم
دیگه همین …

یا حق !!!

19 09 2009
بهار

سلام
*مائده* تو رفته بودی جشن رمضان؟
اگه این طوره خوش به حالت…خیلی خوشبختی!
من برای همیشه حسرتش به دلم موند…اگه عمو میگفت…
دیگه هیچ وقت عمو رو نمی تونم ببینم…میدونم!

19 09 2009
صبا دوست رامینا

سلام من دوست رامینام اون ازم خواست اینارو بهتون بگم: سلام عمو جون عمو خوبین؟ دلم خیلی براتون تنگ شده.اگه اون روز موضوعتون قناعت نبودالان می گفتم اصلا خوش نمی گذره چون هیچ کسو نتونستم ببینم.می خواستم جشن رمضان بیام گفتن شلوغه عمو رو نمی تونی ببینی.برنامه رو از تلویزیون با گریه دیدم.با صباح و شیرینم قرار گذاشتم هوا خراب شد.عمو شیرین گفت می خواین برین مسافرت.عمو دلم خیلی تنگ میشه فکر کنم برگشتین من دیگه درسمو شروع کردمو مامانم دیگه نمی ذاره نت بیام.عمو خیلیییییییییییی دوستون دارم ان شا الله بهتون خیلی خوش بگذره…صحیح و سالم برگردین.دلمون خیلی تنگ می شه…دست علی یارتون خدا نگهدارتون

19 09 2009
شیوا محجل

بنام خدا
سلام عموجان.. خیلی ممنون بقیه ماجرای اون خانواده آذری رو تعریف کردید.
انشالله به سلامت میرید و برمی گردید عموی مهربون..
التماس دعا..

19 09 2009
شیوا محجل

اینم یه تجربه من از امتحان که هیچ وقت فراموش نمی کنم.

http://shiva-mohajel.persianblog.ir/post/20/

کاش همیشه نمره بیست رو فقط واسه خودمون نخواهیم.. و راضی به کم گرفتن دیگران نباشیم..

19 09 2009
نانا

سلام آقاي فرضيايي
اميدوارم كه همه ما بتونيم از تموم امتحانات زندگيمون سربلند بيرون بياييم !
آقاي فرضيايي، عموپورنگ عزيز نانا منتظر شنيدن نامش توي برنامه امروز شما ميمونه !
خواهش ميكنم كه اين خواسته نانا رو اجابت كنيد!
باي!

19 09 2009
aseman

روزي دروغ بــــــه حقــــــيقت گفــــــت : مــــيل داري بــــــا هــــــم بــــــه دريـــا برويــــــم و شنـــا کنــــــيم؟ ، حقيقــت ســــــاده لــــــوح پــــــذیرفــــــت و گــــــول خــــــورد . آن دو بــــــا هــــــم بــــــه کنــــــار ســــــاحــــــل رفتــــــند ، وقتــــــي بــــــه ســــــاحل رســــــيدند حقــــــيقت لباســــــهایش را در آورد. دروغ حیــــــله گـــر لباســــــهاي او را پــــــوشيد و رفــــــت . از آن روز همــــــيشه حقیــــــقت عــــريان و زشــــــت اســــــت ، امــــــا دروغ در لبــــــاس حقيــــــقت بــــــا ظاهــــــري آراســــــته نمــــــايان میــــــشود. . .

آقــــــای فرضــــــیایی یــــــه پــــــست در رابطه بــــــا دروغ بــــــذار، من بخــــــاطر ایــــــن صفــــــت بــــــد،( رفتار بعضی افراد) خــــــیلی اذیــــــت شــــــدم..

19 09 2009
مائده

وایی الان یادم افتاد که عید را بهتون تبریک نگفتم….(فکر کنین امروز عیده من اینا رو بهتون میگم {خنده})

سلاااااااااامممممم ….

عیدتون مباااااااااااااااارکککککککککککککککککککککککککککککککک

عید فطر از حاجیا عیدی نمیگریرن ؟؟؟(چشمک)

عیدیمون اینه که زود زود برگردید … به قولی سفرتون رو ام پی تیریش کنین … نه نه نه… اصلا دی وی دی بهتره ….. (نیشخند )

نماز روزه هاتون ایشالله قبول در گاه حق واقع شده … التماس دعا !!!!

با این که دوری و سفر و این چیزا برای اطرافیان مسافر خیلییییییی سخته ولی از اونجایی که اامروز (مثلا ) عید هست :
عید و وقت شادیست … اخماتو واکن از هم وقت غم و غصه نیست ….
با هر کی قهری امروز زود بکن آشتی آشتی … بهش بگو که از اون کینه به دل نداشتی ….
روز به این قشنگی جشن به این بزرگی … پس چرا شاد نباشیم بگو یا علی تا پاشیم ….
( شعرای خودتون رو برای خودتون میخونم …{نیشخند})
خلاصه که با این که الان اینجا جاتون خیلی خالیه … دلمون براتون تنگ شده …حتما اونجا زیاد تو حال هوای عید نیستید …. در هر حال خوش بگذره …
دیگه روز عید به هم چی میگن ؟؟؟(خوب نخندید بلد یستم هنوز کوچولو ام )
آهان …. ایشالله که به برکت این ماه سال خوبی داشته باشید به قول آقای آقا جان زاده یه سال پر پول{چشمک} به قول خودتون پر از آبرو عزت نفس و سلامتی ….اصلا همه ی سالتون ماه رمضون باشه … (یعنی هر روز برنامه داشته باشید {نیشخند})
دیگه جدی جدی نمیتونم بیام نت پس خداحافظ ………..
مواظب خودتون باشید …
یا حق !!!

19 09 2009
تینا راد

سلام عموجون
عمو یه زحمتی دارم براتون..اگه امکان داره اسم این دو تا بچه رو تو برنامه بگین..خیلی خیلی ممنون عموجون.
کیانا و پوریا پورابراهیمی

19 09 2009
فياضي

ببخشيد عمو، يه حرفي با مائده دارم
«مائده» جان سلام
حرفي كه مي زنم خطاب به «ژاله» هم هست
چرا بي تاب، مگه نمياين حرم آقا؟
مسافرتونو بسپرين به خدا، دلتونم به امام رضا(ع)
انشاءالله اومدين زيارت براي ما همسايه هاي بي معرفت امام رضا(ع) هم دعا كنين
دعا كنين امام رضا(ع) ببخشنم
انشاءالله مسافرتونم زودي بر مي گردن
با برنامه هاي زنده كه جبران اين بي تابي شما هم بشه!!!
اميدوارم پيامم بهتون برسه، قبل از اينكه راه بيفتين (البته مائده كه عازمه)
و حالا فقط با «ژاله» ام، اين چه حرفيه؟ مي دونم لوس نيستي، بهم ثابت كردي، بهت حق مي دم اما بهتر نيست به جاي نااميدي و غم و غصه براشون دعا كني؟
تموم لذت » به اميد ديدار و خدانگهدار» به سلام بعدشه، انشاءالله خيلي زود عمو ميان با يه پست جديد كه عكسهاي سفرشون رو گذاشتن، اون وقت تو مياي مي گي » دلم براتون تنگ شده بود» ، مثل هميشه كه شورشو در مياري!!!!! (الان با لنگ كفش دنبالمي)
التماس دعا
خدانگهدار

19 09 2009
نشمین

سلام. عمو دیدید که چقدر ماه رمضون زود گذشت. ماه رحمت . ماه برکت. ماه راز ونیاز با خدا و دعاکردن. بیشتر دعا های من که برآورده شد. شما چه طور؟ عمو ماه رمضون امسال یه حال و هوای دیگه ای داشت. شاید مال این بود که من اولین سالی بود که همشو روزه گرفتم. سه تا برنامه ی شبکه ی اول رو هم خیلی دوست داشتم.
1. برنامه ی شما چقدر شیرینه
2. ماه عسل که چقدر با اومدن شما به اون قشنگ تر شد.
3.برنامه ی ماه خدا که وقت سحر میداد. چقدر اون برنامه آدم رو به یاد خدا مینداخت.
عمو چه قدر خوب شد که برنامه ی جشن رمضان رو که توش خودتون اومده بودید رو درون وبلاگ قرار دادید.
اما یه خواهش: برید به بخش بخش زنده یا بخش امتحان و کامنت منو بخونید و جوابم رو بدید.

19 09 2009
مینا اصلاح پور

سلام
امتحان ، چه موضوع خوبی !
منم الان درگیر یه امتحان بزرگم ، امتحانی که خدا داره از ما می گیره . برای من و خانوادم الان یک ساله که این امتحان رو خداوند مقرر کرده . عمو خواهرم یک ساله که مریض شده . 2 بار سرش رو عمل کردن . و الان به رحمت خداوند برای شفاش امید بستم . عمو امتحان سختیه ، و من می ترسم از شکست توی این امتحان .
ترو خدا دعا کنید که حال خواهرم خوب بشه و ما هم از این امتحان و تحمل رنج و سختی سر بلند بیرون بیاییم .
من همیشه دعا می کنم خداوند از ما امتحانهایی که در حد و توان مانیست رو از ما نگیره . الهی آمین .
خواهش می کنم توی برنامتون بگید که امروز برای شفای همه مریضها و خواهر من دعا کنن .

19 09 2009
مینا اصلاح پور

راستی عمو سفرتون به سلامت . ترو خدا زود برگردید . آخه دلمون واستون تنگ می شه .
یه چیز دیگه هم می خواستم بگم راجب امتحان . من جمعه امتحان دارم . البته از این امتحانهای زمینی . که اگه قبول بشم انشالله می شم دانشجوی رشته تربیت مربی قرآن کریم . رشته خیلی خوبیه نه . دعا کنید بتونم به این وسیله به خدا نزدیکتر بشم .
ممنون از شما . خداحافظ

19 09 2009
??

سلام
زندگيم درست مثل سالن امتحان مي مونه وهمه ما بدون استثناء توي اين امتحان شركت داريم.
آزمون زندگي تنها آزموني ست كه نميشه توش» تقلبي» انجام داد.با اينكه همه كنار هم هستيم اما هيچ كس نمي تونه زرنگي كنه و جواب سوالاتش رو از بغل دستيش بپرسه.
تنها آزموني ست كه سوالات و جواب هاش همه با هم ديگه فرق داره.
تنها آزموني كه بدون چرك نويسه ،هر چي مي نويسي بي كم و كاست همه اش ثبت ميشه.
هيچ كس نمي تونه به ناظر اين آزمون رو دست بزنه،هيچ كس

19 09 2009
آغاز پايان

عمو جان ببخشيد اين جمله كه گفتين يعني چي؟

(سلام به جز این وبلاگ جای دیگه ای فعالیت ندارم )

پس گروه سايت رسمي عمو پورنگ توي پرديس چيه ؟
پس كي جواب ما رو اونجا ميده شما نيستين؟

19 09 2009
خاطره

وااااااااااااااااااااااااااای سلام منم نه میتونم اپ کنم نه میتونم نظر بذارم به همین خاطرم از سولمازومریم عذر میخام این خبرو یه جوری بشون برسونیئ راستی گفتی امتحان من یه بار امتحان داشتم یه درس دیگه رو خوندم

19 09 2009
مبینـــا

عمو یه سوال اساسی:اگه عضو سایتhttp://vimeo.com بشیم چی میشه؟
این سایت،سایت مطمئنی هست؟ ممنون میشم اگه راهنمایی ام کنید.
عمو حجم فیلم ماه عسل خیلــــــــــــــــــی زیاده هااااا…نمیشه کمش کنید؟
تازه میخواستم **جشن رمضان** رو دانلود کنم هی مینوشت: The page cannot be displayed …علتش چیه؟
ممنونم
دوستـــــــدار همیشگـــــــــی و ابــــــــدی شما که طاقت دوریتـــــــون رو نداره:مبینــــا(دخترتون)

19 09 2009
sahar

به نام خداي بخشنده و مهربون
سلام به دريا دل آشناي من !
اميدوارم امروز هم مثل تمام روزهاي ديگه توي كارتون پر انرژي و موفق باشيد.
امروز ، مسافريد…. اميدوارم به سلامت بريد و برگرديد. اميدوارم بهتون خوش بگذره… و در تمام لحظات عمرتون و اين سفر در پناه خدا ، سلامت باشيد.
امروز من هم شما رو از زير قرآن رد مي كنم….. باور كنيد. و به خداوند ميسپرمتون كه در پناه كلمات آسمونيش كه در قرآن جمع شده حفظتون كنه….. پشت قدمهاتون خداوند هم يك دريا آب ريخته … تاما ازش بخواهيم به روشني اين آب ، شما به سلامت برگرديد.
چشمها را بايد شست…. چور ديگر بايد ديد.
*راه تو برو مسافر / در امتداد رويات / نشان تو تو جاده / ستاره باشه همرات/
راه تو برو مسافر/خدا پشت و پناهت / بدون دعاي خيري/ تو ذكر ناب هر روز/ زيباترين بهارو/ مينشونه در نگاهت.*
مراقب خودتون باشيد…. در پناه قرآن به خدا مي سپرمتون.
آرزومند آرزوهايتان : سحر -گيلان
________________________________________________
سلام به تمام آجيهاي گلم ! نماز و روزه هاتون هم قبول درگاه حق.
*آجي سميه جونم ! * ممنونم گلم ! …. من اگر بخوام تمام لحظه هايي كه به يادتم اينجا ازت بنويسم فكر كنم تمتم صفحه پر ميشه….. بدون هميشه به يادتم و گاه گاهي هم كه اسمت را لا بلاي كامنتهام ميارم فقط ميخوام بگم…. خيلي دوستت دارم ، مهربونم ! آرزو مي كنم كه آرزوهات در مسير صلاح خداوند قرار بگيره و بهترينها نصيبت بشه. خوشحالم دوباره اينجا نوشتي… هر چند هميشه اينجا هستي.
* آجي گلبرگ گلم !* كجايي ؟!!! شايد اينجا رو ميخوني و نمي نويسي…. اميدوارم هرجا هستي سلامت و شاد باشي. دوستت دارم.
* آجي سولماز گلم ! * خيلي خوشحالم كه دوباره حرفهاي زيباتو ميخونم… اميدوارم هميشه موفق و شاد باشي. دوستت دارم.
* آجي معصومه گلم !* خوشحالم كه برگشتي… خب پس اسمش رو گذاشتي سمج قلي عذاب… آخي گناه داره… همون خوشگله پسر بهتره. ببوسش. اميدوارم كه توي كارهايت موفق باشي. جواب ايميلت هم در اولين فرصت مي دهم اما محض اطلاع ، اون دومي كه گفتي كار من نبوده…. دوستت دارم ، عزيزم !
* آجي فاطمه قشنگم ! * ان شاء ا.. كه حال بابات هر چه زودتر خوب ميشه…. دوستت دارم ، عزيزم !
* آجي فياضي ! * ممنونم كه براي ما هم توي حرم دعا مي كني….اميدوارم به حرمت اين همه دعا ، دعا در حق خودت مستجاب شود.
* آجي خانم عباسي گلم ! * خوبيد ؟!!!…. به يادتون هستم…. به يادم نيستيد!!! دوستتون دارم.
* آجي شيوا (محجل ) گلم ! /* آجي هماي نازم !*/ *آجي شيرين گلم !* دوستتون دارم. / * آجي راميناي عزيزم ! ( تو حتما مي توني ، اينو ثابت كردي )*/ * مهر عزيزم ! * راستي بابت نامه ات به خدا … خيلي قشنگ بود…. رفيق قديمي. وقتي ازمن حالم را با كارهام مي پرسيد دلم ميگيره ، احساس مي كنم خودم چيزي نيستم. من خودت را دوست دارم . /
* آجي شيوا صرامي ! * اميدوارم سفرت بي خطر باشه…. به زودي سلامت برگردي. / * *آجي تيناي عزيز!* ممنونم از داستانكهاي زيبايت… خيلي گلي.. دوستت دارم . اميدوارم سال جديد توي مهد بهت خوش بگذره./ * آسمان گلم !*/ * حسناي عزيزم ! * / * ستايش قشنگم! */* بهار نازنينم !* همه تون را دوست دارم. هميشه شاد و موفق باشيد.
سميرا جان ! قبولي دانشگاه تو هم مبارك باشه. هميشه موفق باشي./ * آجي نرگسم !* خيلي دوستت دارم…. مهربونم ! / * آجي نيلوفر جاسوئيچيه من ! * دوستت دارم ، نازنيم.
* آجي سمانه گلم ! دوستت دارم….. ممنونم كه اون كار رو برام انجام دادي….. جواب سوالتم توي وبت در اولين فرصت مي دهم.
* آجي ژاله گلم !* دوستت دارم …. ديگه يادم نيستي آجي !….. اشكال نداره من به يادتم. اميدوارم سالهاي دانشگاه براي همه شما بهترين باشد… اين شماييد كه تعيين مي كنيد از چه دوره اي گذر مي كنيد….
* آجي فائزه نازم ! * قبلا به وبت سر زده بودم اما نظر نگذاشته بودم… توي اين مدت هم يكي ، دو بار ديگه اومدم برام باز نشد. اما اون باري كه ديدم ، وبت قشنگ بود… اگر خدا بخواد باز سعي مي كنم تا بتونم بهت سر بزنم. دوستت دارم.
* وجيهه جونم ! * / * عارفه عزيزم ! * / فرزانه گلم !( خوشحالم كه دوباره مياي )* دوستتون دارم.
و تمام آجيهايي كه اينقدر زيادند كه مغز من در ياد آوري هنگ مي كنه …. همه شما را دوست دارم.
******بچه ها ! آقاي فرضيايي تا حالا بارها مسافرت خارج از كشور و داخلي داشته كه بيشتر هم با هواپيما بوده…. اينقدر به دلتون بد راه ندهيد… انرژي مثبت داشته باشيد…. اين سفر هم مثل تمام سفرها به اميد خدا به سلامت طي ميشود …. و خودشون هم گفتند چند روزه….. و ان شاء ا.. به سلامت بر مي گردند.********

19 09 2009
نشمین

عمو یه چیزی. من نیم ساعته رفتم تو اون وبلاگی که خودتون برای دیدن برنامه جشن رمضان گفتید بریم. ولی برنامه بخش نمیشه. چی کار کنم؟ بگید دیگه . ممنون سفر خوبی داشته باشید. خداحافظ

19 09 2009
فياضي

ببخشيد احتمالا اثرات سرماخوردگيه
آخه بعد از ساعت ها زيرو رو كردن كامنت ها الان پيام خانم عباسي رو ديدم
» خانم عباسي» سلام ، اونجا هم گفتم، اينجام مي گم، اين يه مورد رو من كم آوردم!!!!!!!!!!!!!!
بابا اينا چرا اينجورين؟!
خانوم عباسي با اجازه عمو، جواب اون دوست رو دادم، اميدوارم اشتباه نكرده باشم
از لطفتون ممنون
التماس دعا

19 09 2009
شیرین

عمو جون خیلی باحالی

19 09 2009
شیرین

ابجی ژاله راست میگی!!!
من که میخوام روز اول دانشگاه برم(فک کن منو چقدر مسخره میکنن :-)
نیست ذوق دارم واسه این میگم….روز 4شنبه 1 مهر اولین کلاسم 7:40 دقیقس….

.
عمو جون الهی من قربونت برم که جوابمو دادی….منو بگو فکر کردم اونجا هم واسه شماست!! ببخشید.(الان عمو بهم میگه شیرین تو فک نکنی سنگینتری :-)
عمو پس کی راجع به سفرتون میگین؟؟؟؟!!!
.
عمو چه هوایه عموووو چه رعدوبرقی :-( من که داشتم سکته میکردم!!!
عمو شما با این هوا هم میتونید پرواز کنید؟؟؟اخه هوا خیلی خفنه….
عمو 15 دقیقه دیگه میبینمت…. *:-)
بایییی

19 09 2009
شیرین

عمو جون مسافرت کنسل شده؟؟؟اخه تو برنامه هم نگفتی!!

19 09 2009
فياضي

به نام خداي مهربون و بخشنده
.
.
سلام عمو
برنامه چقدر قشنگ بود، مثل يه خداحافظي از تك تكمون، من اينجوري حس كردم نمي دونم درسته يا نه
خسته نباشين، كاش قبل از رفتن چند تا سوال رو جواب مي دادين:
1. تا كي سفرتون طول مي كشه؟
2. انشاءالله برگشتين بازم برنامه زنده دارين؟
3. تو مدت سفرتون اينجا هم مياين، منظورم وبلاگتونه؟
شايدم جواب ندين، اما اين سوال تنها من نيست
اگه جواب دادين، ممنون
بابت دعاهاي قشنگتون هم ممنون، چون گفتين همه پس احتمالا منم مي تونم جز اين همه باشم (راستش… هيچي)
راستي «sahar» عزيز قشنگ ترين دعايي بود كه تا حالا شنيدم، انشاءالله براي خودتو تموم دوستاي ديگه و البته عمو هم همينطور باشه
خلاصه
برنامه خيلي غم انگيز بود
درست مثل يه خداحافظي هميشگي
خسته نباشين
التماس دعا
فكر كنم ديگه وقتي بر مي گردم شما اينجا نيستين
پس خدانگهدارتون باشه عمو
انشاءالله خوش بگذره و زودي برگردين

19 09 2009
شیرین

عمو داریوش برنامه امروزم خووووب بود .عمو اولش سهند و متین خیلی باحال اداتونو در اوردن…(خنده) :-)
عمووووو دق دادی منو بازم شعر گیلان رو نخوندید….ازتون ممنونم ….

19 09 2009
حسنا حسینی

عمو یه چیزی: جای خالی امیر واقعا تو برنامه حس میشد.
.
عمو داری میری؟ .
.
خوب… خدا به همرات….زود برمیگردی دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ .
.
عمو ببینم چی کار میکنی هااااا….. یه نمره بیست دیگه بگیر و برگرد…..
.
عمو جون دعای این همه بچه پشت سرته…از همه مهمتر دعای خیر مادر همراهته…پس دیگه لازم نیست من نگران سلامتی شما باشم.
.
خدا خودش شما رو محافظت میکنه.
.
.
.
((((0 یارب این نوگل خندان که سپردی به منش….میسپارم به تو از چشم حسود چمنش))).
.
دلم نمیاد خداحافظی کنم…..پس تا برنامه بعدی دست علی و زهرا به همراتون

19 09 2009
شیرین

عمو شاید امشب اخرین افطار سال 88 باشه ….
عمو تو قلبت خیلی پاکه…دعا یادت نره ها
.
ابجی سحر سلامممممم :-) بووووووس #منم خیلی خیلی خیلی دوست دارم…#

19 09 2009
كبري

سلام عمو خوبين؟؟؟

عمو من همون هماتونمااا منتها چون يه تصميمي گرفتم و تصميمااا هميشه ماله كبري بود اسممون اينجوري گذاشتم(نيشخند)
عمو اينكه تو اين مدت كوچولويي كه نبودم چه اتفاقايي واسم افتاد رو ميزارمشون كنار.
فقط اينكه الان با يه مشقتي اومدم كه اگه بگن برو دوباره بيا شايد ديگه بلد نباشم.(گريه)
كامپيوترم به كلي ديگه قاطيه قاطي كرده.
عمويي بابت همه چي ممنون.
پنجشنبه شب كه ديگه واقعا نميدونم چي بگم خيلييي الي بود عمويي.
عمو دارين ميرين سفر؟
خوش بگذره اميدوارم توش پر از اتفاقاي خوب براتون باشه.
عمو انشالله به سلامت برين و برگردين.
عمو يه كمي نگرانم نميدونمم چرا اما همش به خودم ميگم دعاي ميليون ها نفر الان توي ساك عمو قايم شده واسه چي نگراني . اما خب ديگه…
عمو خدا پشت و پناه و نگهداره شما باشه انشالله.
راستي عمو اين برنامه ي عيد فطر چي بود؟ عمو شما كه نيستين . شايدم عينه لندنتون ازونجا پخش زنده ميرين رو انتن اره؟ شايدم … اما عمو بدونه شما اصلا صفا نداره هااا.

19 09 2009
بهار

سلام عمو داریوش خوبم
یعنی فرصت می کنید بعد برنامه بیاید اینجا؟……ای خدا…
عمو کاش بیای تا بهت بگم برنامه امروزت عالـــــــــــی بود،خسته نباشی…
کاش یه خداحافظی کوچولو ازمون بکنید…
عمو؟
سفرت سلامت(گریه)
دعا میکنم سالم و سر حال برید و برگردید…
عمو آخر هم نگفتید چند روزه میرید/….حالا من چه کار کنم؟ نمیدونم چند روز باید منتظر بمونم…ای خدا(گریه)
عمویی دلم برات تنگ شد…
خوش بگذره گلم.
بی نهایت دوستت دارم
خدا پشت و پناهتون…

19 09 2009
aseman

سلام….
انشالله بعد از برگشتنتون پستی در رابطه با «دروغ» بگذارید، خیلی حرفهام از این صفت بد دارم ، میخوام درد و دل هام رو از این صفت بد در پستی با همین موضوع بنویسم…. لطفا پستی با این موضوع بذارید …
ممنون. . .
*********************************************************
*********************************************************

19 09 2009
كبري

عمو راستي ميگم فك كنم امير پنجشنبه ايه چش خورد اره؟؟؟
اميدوارم مريضيش چيز جدي نباشه و زودي خوب بشه.
.
.
عمو اونجا حتما خيلي سرده نه؟
عمويه ما بچه ها خيلي اينو خوب ميدونه كه عموي تمامه دنياس پس حتما مراقب خودش هست اره عمويي؟
.
عمو اي كاش اون دعاكوچولوهاايي رو كه ازون پسر بچه هه خريده بودم رو زودتر از اينا پست ميكردم براتون.
عمو اون كه نشد اما حتميه حتمي لطفا ايه الكرسي همراتون باشه عموهااا. البته حسم ميگه كه نيازي به گفتن نيستو خودتون ميدونين(لبخند)
راستي عموووو
عمو اي كاش ازون جا هم بهمون سر بزنين
عمو خواهش ميكنم يه كاريش بكنين ديگه.(خجالت)

19 09 2009
aseman

به قول یه نفر :
زندگي يک مشکل نيست که حلش کرد بلکه يه هديه است که بايد ازش لذت برد در ضمن هميشه به ياد داشته باش خوشبختي در پسه لحظه ها پنهان شده است براي پيدا کردنش لحظات را بي هدف دنبال نکن . و گرنه خوشبختي در لحظاتت گم مي شود..

19 09 2009
شیوا محجل

دست علی یارتون خدانگهدارتون عموجون تو قلب ما می مونه امید دیدارتون..

19 09 2009
سیده فائزه

سلام…الهی امین…

یاد باد ان که زمما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد…

برو دیگه…همش میگی میرم میرم(شوخی)

برنامه عالی بود….

التماس دعا….

19 09 2009
سیده فائزه

راستی ره توشه سفر تو چیست/؟؟؟؟؟

19 09 2009
سیده فائزه

برات دعا میکنیم به سلامت بری و بیایی

از طرف یک باکتری مفید ابی….

19 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
بیار باده که عمریست تا من از سر امن
به کنج عافیت از بهر عیش ننشستم
اگر ز مردم هشیاری ای نصیحت گو
سخن به خاک میفکن چرا که من مستم
چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی بسزا بر نیامد از دستم….
سلام..عمویی خسته نباشین..خدا قوت..
آخرین افطار..میشه با هم دعا کنیم؟آره بچه ها؟
*اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم*
خدایا ای خدای بزرگ گناهای ما رو ببخش..خدایا عمومون رو در پناه خودت حفظ و عاقبت به خیر بگردان…خدای مهربون خدای عزیز کمکمون کن قدم در راه تو برداریم…خدایا کمکمون کن دل بنده هاتو نشکنیم..خداجون..کاری کن که ارتباط ما بچه ها با هم و با عمومون ناب ترین و قشنگترین باشه..همونی باشه که تو میخوای…تو راهی با هم قدم برداریم که تو میپسندی و از ما راضی میشی..خدایا ظهور آقا امام زمان(عج) رو نزدیک بگردان..الهی آمین
*اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم*
آجی سحرم همیشه به یادتم…فقط ننوشتم..اما تو قلبمی همیشه..دوستت دارم.
عمو جون التماس دعا…..خداحافظ و به امید دیدار
(دخترتون)

19 09 2009
فاطمه

سلام عمویی
سلام بچه ها
عمو پس چرا راجب سفرت چیزی نمیگی؟ خداروشکر کنسل شده؟
من که دارم از نگرانی میمیرم عمو نرو…اخه با اون وضع هواپیما ها و وضع الانه هوا…
اصلا بچه ها بیاین یه کاری بکنیم…
اونایی که دوست دارن برای سلامتیه عمو 1000 صلوات نذر 5 تن یا 14 معصوم بکنن…500 تاشو قبل از سفر و 500 تاشو بعد از سفرش بفرستیم… فکر نکنید خیلی زیاده ها….فوق فوقش یه ساعت طول میکشه….
عمو بهم نخند هممون نگرانیم خب….
*********************************************************
برنامه امروز قشنگ بود ولی انگار یه کوچولو حوصله نداشتی حتما این چند روزه سرت خیلی شلوغ بوده خسته نباشی…
راستی ما آخر نفهمیدیم اسم اون پسر جدیده محمده یا علی شایدم محمد علیه…
عمو چرا اینقدر بی حاله کاراش هیچم خنده دار نیست….
قاری قرآن امروزم خیلی پسر مودبی بود از همشون بهتر بود…
راستی عمو برنامه ماه عسل امروزو نگاه کن خیلی جالبه…
دوست دارم
فعلا

19 09 2009
كبري

عمو يه سوال :
واسه چي هردف شما قراره برين جايي اسمون گريه اش ميگيره؟
عمو به جونه خودم راس ميگم.
لندنتونم همين شد البته نه به اين شدت اما اشكاش گونه هامونو خيس ميكرد. يادمه زنگ ورزش بود و ما هم توي حياط. داشتم به اين موضوع فك ميكردم كه يه دفه اي دوستم اينو به زبون اورد بعدم من بلافاصله چشمم خورد به هواپيمايي كه داشت ميرفت يا شايدم ميومد اما مهم اينه كه تو اسمون بود اما عمو ببين دخترتون عجب تحملي داره تو چنين شرايطي جلوي گريه اشو گرفت . (رضايت) اما بعدش…
اي خدا….
عمو دارم به اين فك ميكنم كه ما بچه ها بايد الان دعا كنيم كه از اول تا اخر سفرتون تو بغله خدا باشين. اينطوري هيچ (زبونم لال بشه الهي اما بلايي) نميتونه از هزار فرسخي بهتون حتي يه نگاه خشن بكنه.
اينطوري دله خودمونم اروم ميشه ديگه نه؟
عمو براتون ارزوهاي عالي داريم.
انشالله به سلامت برين به سلامت بيايين بهتونم كليييييي خوش بگذره و ازون جا هم كلي واسمون تعريف كنين.
راستي اصلا ماها كه نبايد غممون باشه. وقتي عموييييمون مامان بابايي به اين گلي دارن. عمو الان واقعا دلم قرص شده هااا. عمو من چرا اخه اينقدر حواس پرتم.
اخ خدا منو بكشه كه به ياد دعاي مامانه گل و مهربون و صادق و صميمي و باصفاتون نبودم. دعاي ايشون واقعا پابه پاي تموم بچه هاي عالم مياد. پس:
به سلامت عموييييي گلم.
عمو الانم من قران سرتون ميگيرم ميگين نه؟ نيگا كنين…(نيشخند)
عمو نميگم باي…
پس خدايارو ياورتون انشالله….

19 09 2009
aseman

سلام آقای مهربون….
انشالله بعد از برگشتن از سفر، پستی در رابطه با «دروغ» بگذارید، خیلی حرفهام از این صفت بد دارم ، میخوام درد و دل هام رو از این صفت بد در پستی با همین موضوع بنویسم…. لطفا پستی با این موضوع بذارید …
ممنون. . .

19 09 2009
زينب صائمی

عمو جون…
با هواپيما نريد..

19 09 2009
دریای بیتاب عمو

سلام عموجون برنامه امروزعالی بود عموامیدوارم سفربهتون خوش بگذره وسلامت بریدوسلامت برگردید عمومن دعای سفر وآیـة الکرسی روبراتون خوندم دلم براتون خییییییییییییلی تنگ میشه دوربودیدودورترمیشید
دوستون دارم عموخییییییییییلی زیاد

19 09 2009
رویا

سلام عمو
داشتم واسه افطار سبزی پاک می کردم بین اون ریحون ها یهو یه چیزی دیدم که به نظرم خیلی قشنگ بود 3 تا گل کوچولوی صورتی شاید خیلی وقت ها از کنار زیباترین گل ها رد بشیم وبه هیچ چی فکر نکنیم اما همین گل کوچولو وقشنگ هم میتونه ما رو به جایی ببره که اصلا فکر نکنیم حتی گل که هیچ خیلی از خارها میتونن نشانه ای از عظمت اون خدایی باشن که این ها رو برای ما قرارداده تا به او پی ببریم چرا تمام این گلبرگ های کوچولو که هیچ توانی ندارن هر لحظه خدا رو ستایش می کنن و ما که مثلا برترین مخلوقش هستیم نه!!!!!!
عمو فکر نمیکنین خدای ما خیییییییییییلی عجیبه خییییییلی جالب
خنده آور نیست آیا کین خدا
هیچ با خلق جهانش کار نیست؟ (مشیری)
خدایا حسابی موندم در تو آخه تو که میدونستی این انسان در زمین چه کارهایی میکنه چه خون ها میریزه وچه جنگ ها به پا میکنه آخه چرا واقعا چرا اونو خلق کردی؟؟؟؟چرا؟؟
شاید آخرین ساعت های ماه مهمونیت باشه اگه مهمون هایخوبی نبودیم ببخش!!!!!

عمویی تو مسافرت مواظب باش من که دلم نمی خواد یکی از بهترین آدمای رو زمین چیزیش بشه!!
عمویی دعا دعا دعا !!!

19 09 2009
فاطمه

**نرگس جون** سلام
خواهش میکنم قربونت برم من اهل همدانم
**میناجون** سلام
انشالله خدا هرچه زودتر خواهرتو شفا بده براش دعا میکنیم
**saharجون** سلام
ممنونم عزیزم… یه سوال از شیوا میپرسم تو هم به گیلانی جوا بده مرسی
**شیواجون** سلام
عمو یه چیزی تو برنامش میگه وقتی یکی از بچه ها یه کار خوب میکنه فکر کنم فارسیش بشه بیا بغلم یابیا کنارم(بابا خب نمیدونم) میشه اینو به ترکی بگی؟
راستی بچه ها عمو گفته برنامه جشن رمضانو کجا ببینیم؟

19 09 2009
فاطمه

عمو از اینکه دارین کامنتارو ثبت میکنین معلومه هنوز نرفتین شایدم یکی دیگه به جای شما….
بابا برو افطار کن دیگه…روزت قبول باشه ایشالله
عمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو پست جدید…

19 09 2009
بهار

سلام
عمو من شک ندارم که شما اینجا تمام کامنتا رو تایید میکنید.
نمیدونم چرا تینا فکر میکنه آقای سلیمی پشت این ماجراست..انگار خیلی هم مطمئن بود..شاید اون دوستتون که کمکتون میکنه اقای سلیمی باشه اما در راس اینجا خودتونید..
اما عمو منظورتون چی بود گفتید سن مخاطباتونو مشخص کنیم؟ بعد اون وبلاگ که رغبتی به ادامه دادن آون نداشتید منظورBLOG.AMOO.IR بود که الان واسه هیچ کس باز نمیشه یا اون وبلاگ قدیمی که من هرگز ندیدمش(اسمش یادم نیست) و بچه ها اون اولا می پرسیدن مال شما بوده یا نه؟!
اما عمو خواهش میکنم اگه در طول سفرتون قرار شده کسی به جز خودتون کامنت تایید کنه به ما بگید..چون اگه شما اینجا نیستید میخوام تا برگشتنتون اینجا کامنت نذارم تا وقتی برگشتید برای خودتون کامنت بذارم…

سلام ..شما چی فکر کردید؟؟باباجون اینجا از طریق اینترنت به روز میشه خوب قرار نیست جایی که من میرم اینترنت نداشه باشه …میشه ؟؟

19 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
اگه كسي هست كه كامنت ها رو تاييد كنه
سلام
.
.
راستش منم يه زمان مثل تينا فكر مي كردم اما الان نه
دليلم هم بداهه گويي هاي عموست كه كاملا قانعم كرده
همين
التماس دعا
خدانگهدار

سلام ..بچه ها چرا معطلید …بزنید اون دست قشنگه رو به افتخار ایشون بزنید

19 09 2009
فياضي

عمو شمايين يا دوستتون؟!
مهم نيست
فقط اگه شمايين خواستم، آخرين خداحافظيم رو هم بگم
عمو همه مي گن، چرا من نگم، دلمون براتون تنگ ميشه
عمو
خدانگهدار

19 09 2009
فياضي

اين تيكه رو كي پروند؟ عمو يا دوستشون
حيف كه منتظرمن والا
عمويي خداحافظ

19 09 2009
بهار

عموی گلم چرا عصبانی میشی عزیز دلم؟
منظورم به خاطر وقت پرتون بود نه که بگم شما تایید نمیکنید!!!
عموی گلم من که گفتم شکی ندارم… قبلا هم گفتم به صداقتتون ایمان دارم نگفتم؟!

19 09 2009
aseman

آقای فرضیایی پاسخی که به خانم تینا راد فر نژاد دادید را خوندم،
هم من و هم دیگر مخاطبین این وبلاگ از شما و همکار عزیزتون به خاطر زحماتشون ممنونیم،مطمئنن صاحب اصلی وبلاگ شما هستید و آقای سلیمی در وبلاگ فقط با شما همکاری میکنند و به نظر من این دلیل نمیشود که طرفداران»عموپورنگ» به دلیل همکاری آقای سلیمی از این وبلاگ فاصله بگیرند،عده ای فقط از این راضی میشوند که خودتون مدیریت کامل این وبلاگ رو برعهده بگیرید درسته که این کار شاید برای شما که هنرمند هستی،زیاد ساده نباشد چون وقت آزاد کم دارید اما درخواست دارم، پاسخ کامنت ها و نوشته های دیگران رو خودتون شخصا بدهید،این مخاطبان را راضی میکند….

مورد بعدی این هست که من درک میکنم همه ی بچه هایی که شما رو دوست دارند و با چه دلهره و سختی ای به دنبال روزی هستند که شما به شهرشون سفر کنید و بعد هم به هر دلیلی (از جمله دروغ گفتن مسئولین محترم شهرستان) نمیتوانند شما را بببینند، آقای فرضیایی درست هست که این دروغ گفتن ها اصلا از جانب شما نیست اما میخوام بگم به همه ی اون هایی که عموشون رو دوست دارند و دلشون میخواد ببیننش حق بدید همین، فقط درکشون کنید، باحرفاتون دلداریشون بدهید..
امیدوارم مسئولین محترم شهر یاد بگیرند که گاهی دیدن برنامه های عموپورنگ برای آنها مناسب تر است، کودکان با حرفهای شما یاد میگیرند که دروغ رو کنار میگذارند، اما این بزرگترها هستند که بخاطر اهداف خودشون دروغ میگویند، این عده ای از بزرگترها هستند که باید خیلی چیزها را از کودکانشون بیاموزند( این رو به همه ی مسئولینی گفتم که وقتی هنرمندی به شهری سفر میکنه ، با دروغ گفتن ، مردم رو ازش دور میکنند، نمیدونم ، از دروغگویی چه نصیبشان می شود)
آقای فرضیایی معذرت میخوام که دخالت کردم ،اما دلم از دست دروغگویان خیلی پر هست….
آقای فرضیایی از شما تشکر میکنم…
از همکاری این دوست عزیزتون هم بسیار سپاسگذاریم..

*************************************

19 09 2009
فياضي

عمو اين كار رو نكنيد
روز آخري گريمون مي گيره
التماس دعا
خدانگهدار

19 09 2009
فاطمه متقي

سلام عمو هنوز نرفتيد هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
عمو دلم واسه امير تنگ شده ستاره من نميخواد چشمك بزنه تا دلم اروم شه بهش بگيد فاطمه پر پر شد .
بازهم ميگم
خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا حافـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــظ

19 09 2009
نسترن

فیاضی جون بپر سنگ صبور یه سر بزن

ماجرا این دوست چیه یعنی چی یعنی اونی که کامنت ها رو تایید میکنه عمو فضیایی نیست ؟ اگه می خوای بگی عمو نیستی فقط آروم آروم بگو من قلبم ضعیفه با باتری کار میکنه اگه عمو نیستی چرا میگی عمویی همش شد عمو

علی علی

19 09 2009
بهار

عمو الهی قربونت برم(خنده) گاهی فکر میکنم اگه اینجا مجازی نبود ها میومدی این وسط از دست این حرفای ما فریاد میزدی!!!
عمو فدات بشم حرص نخوری ها باور کن این شک های بچه ها بازم برمیگرده به عشق و علاقه زیادی به شما…
عمو یادت نره بدون خداحافظی بری ها…یه مینی خداحافظی بکن.
راستی عمو فهمیدید چی شد؟ من اولین حرفو از زیر زبونتو کشیدم! اینکه تو سفر هم اینجایید…هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا(خنده) خیلی ندید بدیدم نه؟!
خیلی خیلی دوستتون دارم

19 09 2009
نسترن

ببخشید دوست عمو منظور از فضیایی همون فرضیایی هستش اشتباه لپی بود شما ببخش بابا قاطی کردم

فکر کن اینجا…..شما……من……عمو ……..این…….اصلا به من چه!!!!!!!!!!!!!!!!!!

19 09 2009
فائزه طرفدار هميشگي عمو پورنگ مهربون

بسم الله الرحمن الرحيم…
به نام خداي مهربوني كه بهترين بنده اش واسه ما بچه ها يعني شما رو آفريد…
سلام عموي مهربونم…
سلام دختر عموها…
عمو جون هنوز معلوم نيست كه فردا عيد فطر هست يا نه…
اما خدا كنه كه نباشه…دلم مي خواد يه روز ديگه هم اين ماه عزيز اين ماه قشنگ خدا
ادامه داشته باشه…
آخه معلوم نيست سال ديگه كدوم يكي از ماها هستيم يانه؟
انگار همين ديروز بود كه داشتن هلال ماه رو مي ديدن تا مشخص بشه كه ماه مبارك رمضان شروع شده؟الآنم دارن همين كار مي كنن با اين تفاوت كه مشخص بشه كه فردا
عيد فطر هست يا نه؟
عمو جون برنامه ي ماه عسل امروز رو ديديد؟
خيلي قشنگ بود…من فكر مي كنم بهترين برنامه ي ماه عسل امسال بود…مخصوصا قسمت آخرش كه اون پسر كه ناخواسته دوستش رو به قتل رسونده بود دست پدر مقتول رو بوسيد…و قبلش ازش پرسيد:كه واقعا بگين شما از ته دل منو بخشيديد؟
چه قدر اون لحظه منو و مامانم گريه كرديم…
عمو جون براتون دعا مي كنيم كه سالم و راحت بريد و سالم و راحت هم برگرديد…
الهي آمين..
عمو راستي حال امير محمد بهتره؟
بدرود…
امضا:فائزه(بند انگشتي طرفدار عمو)…
دختر عموي همه ي اونهايي كه ميان و اينجا نظر ميزارن…

19 09 2009
??

سلام
خانم فياضي*خيلي باحالي(به قول جوان هاي امروزي)
اون
جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان
كه ديگه هيچي.خيلي بامزه بود.
من شما رو تشويق شايسته مي كنم.البته نه تشويق شايسته رستگارن
همون تشويق شايسته اي كه عمو ميگن
سحر*جان عزيزم تي فدا.اصلا من نتنم فراموشت كنم.ببخشيد نصفش فارسي شد نصفش گيلكي.انقدر دير به دير اومدي كه هرچي يادم داده بودي فراموش كردم.منم خيلي دوست دارم

19 09 2009
بهار

راستی عمو اون حافظ قرآن و که امروز آورده بودید ،تو مدرسه داداشم اینا درس میخونه(دکتر حسابی) وقتی داشت اون شکلی کتابی حرف میزد داداشم مرده بود از خنده! میگفت ای کلک ببین تو مدرسه چقدر شیطونه اونجا جلو عمو چقدر ساکت و آروم و مظلوم!!!
اما خداییش خیلی رتبه آورده تو مسابقات..آفرین بهش!

19 09 2009
نانا

سلام آقاي فرضيايي
چرا نگفتيد كه كجا ميخواهيد بريد البته چه فرقي ميكنه من فقط ميتونم بگم كه:
هر كجا هستيد موفق باشيد و سفرتون به سلامت باشه و زود برگرديد به پيش ما …
نانا منتظر ميمونه …باي!

19 09 2009
آغاز پايان

شمايين يا يكي ديگه!!!!
اينها چيه ميگين ؟
چرا شايعه درست ميكنين؟ خوب يكي ديگه باشه آقاي سليمي ، آقاي قاجانزاده، آقاي گلجان ،آقاي بوترابي مهم اينه كه حرف ها و كامنت هاي ما يه جوري به عمو ميرسه
من مطمئنم عمو خودش كامنت هارو تاييد ميكنه تازه شايد بعضي وقت ها هم خوده عمو كامنت تاييد نكنه
بابا مگه عمو ادم نيست مگه عمو خسته نميشه شما يه نفرين يه كامنت ميدين منتظره جوابشين عمو بنده خدا بايد 200 تا كامنت بخونه به اين فكر كردين …
شما ميرين مهموني مياين براي عمو تعريف ميكنن …. عمو چي؟ با اين همه كامنت ميتونه بره مهموني يا بايد توي مهموني همش پاي كامپيوتر باشه و حرف هاي شما ها رو بخونه و تاييد كنه
اگه اون بنده خدا بخواد يه ساعت استراحت كنه شما بهش ايراد نميگيرن كه عمو كجايي؟ چرا كامنت تاييد نميكني؟
بزارين براي چند روز هم كه شده عمو كامنت تاييد نكنه بزارين استراحت كنه ما 2 ساعت ميشينيم پاي كامپيوتر وقتي بلند ميشيم انگار كوه كنديم عمو چي ؟ روزي چند ساعت پاي كامپيوتره؟ كامنت هاي دوستاتون رو خونديم كه 2 يا 3 نصف شب كامنت ميدن و عمو اون موقه آنلاينه !!!!
يكي ديگه كامنت هارو تاييد كنه چي ميشه ؟عمو كه بعدش اونوهارو ميخونه فقط بعضي وقت ها همكاراي عمو كمكش ميكنن براي اينكه عمو خسته ميشه به مانيتور نگاه كنيد يك ساعت… دو ساعت… سه ساعت… چشماتون خسته نميشه؟ يه ساعت… دو ساعت… سه ساعت… پاي كامپيوتر نشته باشين كمرتون درد نميگيره؟
بس كنيد …
مگه شما عمو رو دوست نداريد؟ اگه دوسش دارين چرا خستش ميكنيد؟ …مگه عمو روباته… مگه عمو آدم آهنيه اونم مثله ماست بچه ها عمو پورنگ فقط عمو پورنگ نيست داريوش فرضيايي شخصيت اول اون آدمه اول زندگي داريوش فرضايي مهمه كه به ما هم ربطي نداره چه مشكلاتي توي زندگيش داره فقط مي تونيم براش دعا كنيم كه اگه به صلاحشه مستجاب بشه كاره ما فضولي نيست
ما اومد اينجا كه از عمو پورنگ تشكر كنيم كه بچگيمون را بهمون نشون داد و چون بچه ايم و بچگيمون رو حفظ كرديم اومديم اگه چيزي بلديم يا فكر ميكنيم حرف ما باعث بهتر شدنه برنامه ميشه به گروه عمو پورنگ بگيم نه فقط عمو پورنگ اما بعضي ها كه خودم هم چند وقت پيش اينجوري بودم اينجارو با دفتر خاطراتشون اشتباه گرفتن ببخشيد كه اينجوري گفتم
عمو پورنگ با تمامه همكاراش عمو پورنگ شد چرا هر انتقادي و به عمو ميگين؟ درسته عمو رابطه بين ما و همكاراشه ولي مگه عمو توي برنامه همه كاره بوده يه بخشي از برنامه به عمو مربوط ميشده
بچه ها تروخدا تمومش كنيد
عمو …همكاراي عمو …گروه كودك شبكه اول ….خسته نباشين
عمو …بچه ها… پست اي كاش رو يادتونه گفته بودم عمو اي كاش عمو پورنگ نميشدي
اگه پورنگ نبود هم داريوش فرضيايي راحت بود هم ما
برام مهم نيست كي اين كامنت رو تاييد ميكنه چه عمو… چه همكاراي محترم عمو… همكاراي عمو واقعا خسته نباشين بيشتر از عمو خسته نباشين چون وظيفتون تاييد كردن كامنت نيست و فقط دارين به عمو كمك ميكنن
من از بچه ها يه سوال دارم … وظيفه مدير سايت چيه؟
ببخشيد كه انقدر حرف زدم …بيچاره اون كسيكه ميخواد اين كامنت رو تاييد كنه و عمو كه ميخواد بخونه …
خدايا مواظب اون كسيكه اين كامنت رو ميخونه باش …

19 09 2009
رویا

عمو فردا میخواین برین ؟؟؟
به هر حال هر وقت هر ساعتی میخواین برین بگین آخه می خوام دعا کنم
عمو راستی اگه فردا عید نباشه صبح میرین یا ظهر
عمو واقعا ما مثل خواهر زاده ها(یا برادر زاده ها )تونیم
خوب پس میشه دایی صداتون کنم (دایی برام اسم واقعا مقدسیه)
خدایا خودت مواظب دایی هام باش مخصوصا این دایی مهربونه. . .

19 09 2009
??

سلام
واقعا خيلي ناراحت ميشم وقتي مي بينم كه جواب اين همه تلاش هاو زحمات بي وقفه شما رو اينطوري ميدن.
تا دوماه پيش يكي از آرزوهاي دست نيافتني ما اين بود كه عمو جواب كامنت هاي ما رو بدن.يا خودشون وبلاگ رو آپديت كنند.آيا تا دوماه پيش كسي حضور عمو رو توي دست نوشت احساس مي كرد؟؟
دست نوشت بود،نوشته هاي عمو هم اونجا گذاشته ميشد و وبلاگ آپديت مي شد.كامنت ها هم خونده مي شد و تاييد مي شد ولي ايا واقعا حضور عمو رو حس مي كرديد؟
تا همين دو ماه پيش خيلي هامون توي كامنت ها مون مي نوشتيم اي كاش عمو به اينجا سربزنه و اين كامنت منو بخونه.
سال 85 زمانيكه عمو به سفر حج رفته بودند وبلاگ دست نوشت راه اندازي شد.من اون موقع به دست نوشت سر ميزدم.عمو كه از سفر حج برگشت براي اولين بار يه آپ تازه گذاشتند و نوشتند( البته بصورت خلاصه مي گم):»بچه ها چيكار ميشه كرد تا حال و هواي سفر حج براي هميشه در وجود انسان بمونه.»
يادش به خير منم اون موقع جوان بودم.براي عمو نوشتم عمو از خاطرات سفر حج برامون بگيد.عمو هم نوشتند براي گفتن خاطراتم بايد بهم فرصت بديد تا بتونم اون ها رو مرور كنم.(عجب روزگاري بود اون روزگار جواني)
بعداز يه مدت عمو ديگه دست نوشت رو اپديت نكردند منم چون حضور عمو رو حس نكردم از اون موقع تا همين دوماه پيش توي دست نوشت كامنت نگذاشتم.اما همه ي كامنت هاي شما دوستان خوبم رو مي خوندم .
اينا رو گفتم كه برسم به اينجا:چرا طي اين دوماه اخير اين وبلاگ انقدر شلوغ شده و مدام آپش مي كنند ؟
چرا به بچه ها جواب داده ميشه؟و چرا تا همين دوماه پيش هيچ جوابي به بچه ها داده نمي شد؟؟
اول اينكه اگر ادعاي دوست داشتن عمو رو داريم و به دوست داشتن 7-8 ساله خودمون پاي بنديم پس حتما تا بحال عمو رو هم بايد شناخته باشيم.عمو چنين آدمي نيست كه راضي باشه احساسات برادرزاده ها و خواهرزاده هاش رو كه انقدر دوستشون داره به بازي بگيره.
ثانيا:اصلا بياييد فرض كنيم كس ديگري پشت ماجرا باشه.پس چرا بعداز 4 سال كه وبلاگ دست نوشت تاسيس شده حالا وارد ميدان شده؟؟
نمي دونم اين ديگه چه صيغه اي ست كه گاهي عمو رو انقدر محكوم مي كنيم كه انگار با يه مجرم داريم برخورد مي كنيم.
يه تهمت ها و بهتان هايي رو بهشون ميزنيم كه انگار نه انگار ما همون آدم هايي هستيم كه ادعا مي كنيم 8 ساله عمو رو دوست داريم.

19 09 2009
مبینـــا

عمــــــــــــو جون ســــــــــــــــــلام….الان تو راهید یا رسیدید؟بابا مردیم از دلشوره.
**بهــــــــار جان**به قول عمو رایانه ی همراه(فارسی را پاس بده به من پاس میدم به عمو و عمو میزنه تو گل)(شوخــــــــــــــــی) کارش چیه؟خب اینه که همراه عمو باشه دیگه…عمو هم تو این مدت ما رو تنها نمیذاره…مگه نه عمو؟(عجب نابغه ایم من…خودم سوال میپرسم و خودمم جواب میدم)
اینم یه دست قشنگ به افتخا فیاضی عزیز(دســــــــــــــــــــــــــــت…دست…دست…)
عموجان منم هم شکی ندارم و به وجود شما در اینجا ایمان دارم…حالا نمی خواین برای من دست بزنین؟!(شوخی کردم من اونقدر را هم ارزش ندارم که مورد تشویق عموجون قرار بگیرم)ولی عمو که لایق تشویق هست…پس:تشویـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق
(دســــــــــــــــــــــــــــــــت…جیـــــــــــــــق…هورااااااااااااااااااااااااااا)
عمو یه ذره به فکر خودتون باشید…آخه چرا هی تند تند خودتونو زمین میزنید تو برنامه؟
سلامتی شما مهم تر از خنده ی ماست.
دوستـــــــدار همیشگـــــــــی و ابــــــــدی شما که طاقت دوریتـــــــون رو نداره:مبینــــا(دخترتون)

19 09 2009
مبینـــا

واااااااااااااااااااای خاک به ســـــــــــــــــــــــــــــرم
جیغ رو نوشتم جیغ……..عمو اجازه از نمره امتحان دیکته ام کم نکن…باشه عموووو
عمو:خجالــــــــــــــــــــت بکــــــــــــــــش(همونطوری که عمو تو برنامه میگه)
من:باشه…چشــــــــــــــــــــــــــــم…حتما الان کلی بهم خندیدید نه؟حق دارید ولی اشتباه تایپی بود دیگـــــــــــــــــه…(ناراحت)
حالا نمره ام چنده؟؟؟…یه ذره ارفاق کنید(ناراحـــــــــــــت)
دوستـــــــدار همیشگـــــــــی و ابــــــــدی شما که طاقت دوریتـــــــون رو نداره:مبینــــا(دخترتون)

19 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام به داداش گلم . سلام به آجی ها
خوبین ؟ خسته نباشین . نماز روزه هاتون قبول .
عیدتون هم پیشاپیش مبارک .

* آجی فروغ * راست میگی ؟ من هفته ی دیگه به احتمال 90 درصد واسه 4 روز میام شیراز ( یعنی از سه شنبه بعد از ظهر تا عصر روز جمعه .) ( خوشحال ) یعنی میتونم ببینمت ؟ من که توی اون زمان که فکر نکنم دسترسی به اینترنت داشته باشم . خدا کنه یه جایی بریم که tv داشته باشه . اصلا خدا کنه مدرسه اجازه بدن که بیام

آقا من نمیخوام امروز از ساعت 1 ظهر تا 5 بعد از ظهر برق نداشتیم . برنامه ی داداش هم 20 دقیقه اش هم ندیدم . باقیش رو توی مطب دکتر دیدم . اما آی خوشحال شدم . هیشکی توی مطب نبود جز منشی و یه مریض دیگه . ولی کم کم شلوغ شد .

داداش باز که به حرفم گوش ندادی . گفتم وقتی میشینی روی صندلی ، تکیه که دادی صاف بشین . توی مطب اعصابم خورد شد . صاف بشینیا .

* مینا جون * ایشالله که آجیت حالش خوب میشه .

داداش سفر به سلامت . مراقب باشیا . اونجا همش ماسک بزن . باشه ؟!

عیدت هم مبارک

علی یارت

19 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

دست دست دست بیا ……… جون ننه اقدس بیا … ( الانه که ژاله بیاد منو بکشه )
باقیش زو نمیگم .

دسسسسسسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

هوررررررررررررااااااااااااااااااااااا

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ( همه رو با فتحه بخونین ) همون جیغه خودمونه

حالا یه کِل بندری ( شرمنده من بلد نیستم حوریه بلده که اونم در دسترس نیست )

دست بندری هم اون بلده

وای دادش وقتی گفتی به افتخارش دست بزنین خیلی باحال شده بودی .

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

هورررررررررررراااااااااااااااااااااااااااا شاهین بوشهر سومین گلشو زد هورررررررراااااااااا

سه بر هیچ به نفع بوشهر

بازیه شاهین بوشهر با مس کرمانه

19 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

هورااااااااااااااااااااااااااااااا چهارمین گل رو هم زد

هورااااااااااااااااااااااااااااااا بعد بازی دیگه بوشهر موتور بازیه . همه میریزن توی شهر

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ( جیغ بنفش ، از فرط خوشحالیه )

راستی * آجی ژاله * آدرس ندادی . من منتظرما .

19 09 2009
شیرین

سلاممممممم
عموپورنگ :-) سلام ابجی ها :-)
تبریک تبریک….
عید سعید فطر مبارک :-)
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
یوهووووووووووووووووووو
ابجی ژاله *رامینا*فیاضی*شیوا*تینا*صیاح*مرضیه*مائده*مبینا*سمانه*حسنا*نرگس*بهار*زهرا*سولماز*فروغ*رویاو ….. عیدتون مبارککککککککک :-)
روز به این قشنگی :-) جشن به این بزرگی :-) پس چرا شاد نباشیم :-) بگو یا علیییی تا پاشیم :-)
عموجون عموی مهربونم عیدتون مبارکککککککککککککککک
نمیدونم الان کجایی تو هواپیمایی یا نه
دوست دارم
عمویی عیدت مبارک

20 09 2009
كبري

سلام عمويي.
عمو يعني اره؟
وااااااااااااااي بچه هااا تا ميتونين خوش بگذرونين تو مسكو(نيشخند)
عمو من گفتم مارو هم بزارين تو جيبتون ببرين اما خب فك نميكردم اين كارو بكنين(نيشخند)
عمو ميگم تو جيبتون يكم سخت جا ميشيم اهان يافتم پس عمو تو چمدونتون مارو جادادين اره؟؟؟ واااااااااااااي بچه ها فكرشو بكنين الان بين لباساي راه راه عمو چه كيفي بكنيم مااااا
(نيييييييييييييييشخند)
عموجون عيدتون مبارك عموييه گلم.
راستش الان پشيمونم چرا زودتر نيومدم.
عمو دپرس بودم اما شما ماشالله هميشه خنده هه رو بايستي انگار هيده بدين اره؟؟؟
ممنون عموجووووووووووووون.
خيلي ماهييييي عمو(مااااااااااااااااااچ)
من برم يه گشت بقيه ي جاها بزنمو برگردم.
راستي الان يادم افتاد كه شايد اصلا پيرهن راه راهاتونو نبرده باشين(تشويش)(نيييشخند)
.
البته عمو من هنوز نميدونم شمايين يا نه هااا. فقط ديدم پايين كامنتااا پاسخه گفتم شايد شمايين (نيشخند) حالا بزارين بخونم ببينم شمايين يا شمايين(نيشخند)
راستي عمو صبح جاتون خالي ميخوايم بريم نماز عيد فطر بخووووونيم فووووزه دلتون(قوري)(نيشخند)(قهقهه)
عمويي فعلا…

21 09 2009
شيوا صرامي

به نام خدا
سلام عمو جونم : خوبين عمو جون امدم بگم مشهد كه بودم براتون خيليييييييييييييييييييييييييييييييييي دعا كردم جاتون سبز ابجي سولمازمم ديدم عمو .ببخشيد الان بايد زود برم
دوستتون دارم عمو جونم .

22 09 2009
پریسا

سلام عمو جونم
سلام بچه ها خوبین دلم وواسه همه تون تنگ شده بود
آجی ژاله گلم من همین جوری هم با پر حرفی هامم سرتو میخورم این چند روز هم که سایت باز نمیشد امون گوشیت رو هم بریدم ببخش گلکم منتظرتم تا زود تر بیای مشهد
آجی نرگسم ممنون واسه همه ی محبتهای این چند روزه ات خیلی ماهی
آجی مائده اومدی مشهد من ندیدمت چرا بهم نگفتی من خودمو بکشتم تا شمار تو گیر بیارم
راستی آجی همون شب اول که وبلاگت رو آپ کردی میخواستم پیام بذارم ولی بلاگفا قاطی کرده
اصلا همه چی قاطی کرده گوشیم قاطی کرده اینترنت قاطی کرده دانشگاه هی بهم میگه برو فردا بیا عمو هم که رفته برنامه دیروز هم که پخش نشد خوابگاه رو دارن رنگ میکنند واسباب اثاثیه من ولو شده مشهد خیلی شلوغ شده وای دیگه منم قاطی کردم فکر کنم چند وقت دیگه مجبور بشین بیان بیمارستان روانی واسه ملاقات من.
همه ی دختر وپسرها ی عمو دوستتون دارم
عمو جونم دلم واستون خیلی تنگ شده ببین وقتی نیستی چقدر زندگی بهم میریزه لطفا زود برگرد عمو جونم ما همه مون منتظرتونیم بازم میگم خیلی خیلی… مراقب خودتون باشید
(کودکه درونم که دخترتونه )

22 09 2009
شيوا صرامي

سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم عمو

23 09 2009
khatere

age mano nabakhshin man hich vaght khodamo nemibakhsham




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: