عیدفطر در مسکو

22 09 2009

پورنگ +مسکوپورنگ +مسکوپورنگ +مسکوپورنگ+مسکوپورنگ+مسکو

purang

عکسها از : نیما افشار

اخبار تکمیلی لطفا کلیک کنید


کارها

Information

72 responses

22 09 2009
sahar

به نام خدا
دريا دل آشناي من ! سلام
خسته نباشيد…. تصاوير ، گوياي مطالب خاطراتتون بود…. اميدوارم هميشه و همه جا موفق باشيد.
مراقب خودتون باشيد.
به اميد ديدار.
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

22 09 2009
نشمین

سلام. چرا نظر ها مون رو ثبت نمی کنید؟ عمو. لطفا یه سری به بست های قبل بزنید. میدونم خب شاید آنقدر درگیر کارتان هستید وقت ندارید. خب حداقل وقتی برگشتید یه سری بزنید. ممنون. خوش بگذره. خداحافظ

22 09 2009
مریم بی آت

سلام حاج عمو.

از کی می تونیم برنامه ی زنده ببینیم؟
یعنی دقیقن کی برمی گردین؟

22 09 2009
دریای بی تاب عمو

سلام عموجونم خوبی ؟خسته نباشی بابا من که هرموقع میام شماعکس ومطلب جدیددارید
خیییییییییییییییلی خوبه نه عاااااااااااااااااالیه جای ماروهم خالی کنیدلفطا
خوش بگذره فردا چهارشنبه هست برمیگردید دیگه؟
دوستون دارم خیلی زیاد ازاینجا تابه آسمون
فرشته روی زمین همیشه پیش ما بمون

22 09 2009
رویا

سلام دایی صبح بخیر
دایی فردا باید بریم مدرسه (جیییییییییییییییییغ) نمی دونین فکرشو می کنم چه حالی میشم البته من عاشق مدرسه و درس خوندن ام ولی …
وای دایی کی برمیگردی تا چند روز دیگه اونجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیروز یادم رفت بگم ولی عیدتون پساپس مبارک

22 09 2009
آغاز پايان

ماشالا قد بزنم به تخته تق تق زدم عمو مسابقه براي بزرگ تر هاست ديگه….

22 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام.عمو دلم تنگ شده برگردینننننننننننن :-(
(دخترتون)

22 09 2009
دریا

عمو عالیییییییی بود ممنون که به فکرمون بودید

22 09 2009
بهار

سلام عمو داریوش عزیزم
عمو منو میبینی؟ میدونم شما اونجا وقت کامنت تایید کردن ندارید ها…حالا هی کامنت می ذارم! خب عمو چکار کنم…باید باهاتون حرف بزنم دیگه…دلم طاقت نمیاره…
عمو عکس هاتون خیلی ناز بود…دستتون درد نکنه،یه ذره از دلتنگی هام کم شد…خیالم راحت شد که اونجا حسابی خوش می گذره…خیلی خوشحالم که اونجا مارو فراموش نکردید و به فکرمون هستید!
امروز هم برای فارسی آموزان مدارس شرقی برنامه دارید،از اینجا ندیده بگم که برنامه تون خیلی قشنگ بود…
عمو دلم برات تنگ شده…دیروز گلچین فوق برنامه های این ماه و پخش کردند..خوب بود ..عمو نمیدونم چرا تصویر برنامه تولیدی کیفیت و شفافیت برنامه زنده رو نداره..کدره انگار!
عمویی مواظب خودتون باشید..
ممنون

22 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام خان داداش . ( نیشخند ) خوبی ؟ خسته نباشی . الان اینجا 30 : 9 صبحه ، پس صبحت بخیر عزیز دل خواهر .

بابا خوشتیپ . تیپت منو کشته . ( چشمک )

خان داداش خوابتو دیدم . خودت نبودیا اما حضورتو توی ایران حس میکردم . حس میکردم که میخوای بیای و برنامه اجرا کنی ، اون هم زنده . آجی ها دعوا داشتن . میگفتن عمو میخواد بیاد شهر ما برنامه اجرا کنه . اما من یه حسی بهم میگفت شما توی استدیو تهران برنامه دارین ( چه حس باحالی ) . این یکیش بود . یکی دیگش این بود که به یکی از کامنتهام جواب دادی و تشکر کردی . اما میدونی چیه ؟ اون 2 تا کامنتی بود که عکسا رو تفسیر کردم ، اونا روپاک کردی ، منم گفتم اشکال نداره . توی خواب هم ذوق زده شدم .
البتها ین خوابها روصبح دیدم . که به احتمال 80 درصد به حقیقت میپیونده .البته خواب زن چپه ها( نیشخند )

***************************
آجی ها سلام .خوبین ؟ خسته نباشین . صبحتون بخیر.
آقا من نمیخوام فردا باید برم مدرسه ( گریه )
اما یه خوبیی داره . میخوام دوستاموببینم
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ( جیغ بنفش ) آقا تسلیم
نفس کم آوردیم

خدا فردا رو بخیر کنه .

دست علی یارتون ********* خدانگهدارتون
تو قلب ما میمونه ********** امید دیدارتون

( درست خوندم ؟ من شعرای خان داداش حفظ نیستم به جز اردک تک تک . البته شعر هیچ خواننده ای رو نمیتونم حفظ کنم )

22 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
.
سلام عمو
حسابي خوش مي گذره، خدا رو شكر، مگه نه
انشاءالله همينطوره
عمو
چه خوبه كه اينجا رو فراموش نكردين
خدانگهدار

22 09 2009
فياضي

ببخشيدها
يه چيزي بگم؟
گفتيم مراقب آنفولانزا باشين،نه ديگه اين قدر
تفاوت نوع لباس پوشيدنها!!!!!
من متوجه نشدم، اونجا سرد بود يا گرم!!!!!
ديگه اينجا
خدانگهدار

22 09 2009
ناهید

سلام عمویی.دلم براتون یه ذره شده پس کجایین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

22 09 2009
كبري

سلام عموييي.
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
بازم پست جديد(خنده)(خوشحالي)
عكسا هنوز واسم باز نشده عمو.
واي كه من چه خوشحاااالم عمويي

22 09 2009
كبري

واااااااااااااااااااااااااااااي عموي خوشتيپ ماروووو….
عموجون دوستت داريم عموجون دوستت داريم…
يووووهووووووووووووووووووووووووووو…

22 09 2009
كبري

واي عمو من چي بگم اخه …
عمو عاااااااااااااااالــــــــــــــــــــــــــــــي واقعا.
ممنون خيلي ممنون خيلي خيلي ممنون….

22 09 2009
پریسا

سلام عمو ی خوبم
عیدتون مبارک نماز روزه هاتونم قبول باشه
خسته نباشید عمو جون هم شما هم امیر
منم عمو جونم ومیخوام(گریییییییییییییییییییییییییییییییییییه)
واقعا که خوش به حالشون که روزه به این قشنگی رو کنارتون بودن خوش به حال منم هست که عموی به این مهربونی دارم
عمو زود برگرد ومراقب خودتونم باشید( خواااااااهش)
( کودکه درونم که دخترتونه )

22 09 2009
كبري

ددرو ددو عموو
ددرو ددو عموو
يــــــــــــــــــــــــــــــــــــوهـــــــــــــــــــــــــــــــوووووووووووو
عموجون يه دونه اي عموجون دردونه اي عموجون تا نداري عموجون دوستت داريم ….
(خنـــــــــــــــــــــــده)

22 09 2009
كبري

(گريـــــــــــــــــه) عمووووو توچشمم نرفته يه موووو منتهااا اين عكس پايين پايينيه واسم بزرگ نميشه(گريــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه)

22 09 2009
كبري

عمو(دست)
عمو(دست)
عمو(دست)
(دست)(دست)(دست)(پا)(نيشخند)
هورا. هورا. هورا.
عمو . عمو . عمو . عمو.
يوهوووووووو…

22 09 2009
كبري

عمويي خيليييييي ماهيييييييي
واقعا ممنون عموجون.
عموو دلمون خيلي واستون تنگ شده هااا اما الان كلي از دلتنگيه من يكي كه كم شد . ديدم عكس گذاشتين اين يعني حسابي به ياده ما هم هستين ديگه مگه نه؟؟؟
عمويي دوستت داريم.
اخه چي بگم من واقعا اخه هرچي ميگردم دنبال كلمه و حرف و جمله و… هيچي گيرم نمياد پس بازم ميگم دوســـــــــــــــــــــتت دارم سرزمين من(نيشخند) عمو الان رژه ي ارتشو نگاه كردم جوگير شدم(نيشخند)
اما نه عمويي جدي جدي خيلييييي واسمون باارزشين عموجوووون.
عموجـــــــــــون خيلـــــــــــــــــــي دوستتون داريم .
تازشم بازم بگم كه به مهربونيتون ايمان داريم(قلب)
ماهيــــــن واقعا.
فعلا…

22 09 2009
زينب صائمی

آخي….
به سلامتي عمو جون
عمو دو تا نكته
يكي اينكه توي پست اينجا مسكو است عكسها بدون قاب باز نميشن
باز ميشن اما نصفه باز ميشن
يكي ديگه هم اينكه عكس آخريه همين پست توي سايز اصلي نميشه ديد
ايشالا بهتون خوش بگذره
عمو من قسمتي از بچگيمو توي مسكو گذروندم. دوران شيرين 3 و 4 سالگي….
يادش به خير!!!

22 09 2009
حسنا حسینی

سلام عمو.
/
خوش حالم که اینجا رو فراموش نکردین….

22 09 2009
حسنا حسینی

عمو دیروز متوجه شدم که باقلاقاتق یه خورشته .تا امرو فکر میکردم نوعی پلوهه.اسم فارسی اون هم (گل در چمنه) اینو تو کتاب اشپزی نوشته بود.
.
عمو حالا واقعا باقلا قاتق خوشمزس؟؟؟؟…حتما هست دیگه…من فقط شکلشو دیدم….شاید یه روز گفتم مادرم درست کرد….پس تا اون روز قضاوتی نمیکنم….
.
همین.

22 09 2009
نرگس احمدی

به نام خدا سلام عموجون..الان بچه هایه اونجاحسابی دارن کیف میکنناااااااااااا..عمویی دیشب تواسمون دنباله ماه میگشتم پیداش نکردم به مامانم گفتم پس ماهه من چراتوآسمون نیست؟(مامانم دقیقاجوابی دادکه تودله من بود)گفت:الان تومسکوئه….عمویی دلم براتون یه ذره شده فقط یه روزموندکه برگردیدپیشه برادرزاده هاتون.راستی چقدخوب که پست جدیدگذاشتید اون سه تاکلمه ای که نوشتید،آی گریه کردم دله برادرزاده هاتونو جزغاله کرد…….امیدوارم برگشتنی خندون باشید..دوستت دارم عمویی زیاااااااااااااااااذ……

22 09 2009
فرهاد

هم داستان شدن شما رو با عوامل پشت پرده ی کودتا، و خوش خدمتی به این قدرت شرقی رو به شما و خانواده ی محترمتون تبریک می گیم.

22 09 2009
قائدی

سفر بی خطر باشه انشا الله
می گویند سفر تجربه است برای بهتر دیدن برای بهتر بودن و خداوند گفت سیرو فلارض تا ببینید و عبرت بگیرید از عاقبت گذشتگان.
زمان می گذرد چشمانت را خوب باز کن تو سفر کردی و جهان را می بینی باری سنگین بر دوش داری چون به تو آگاهی بیشتری از گذشته داده اند و این بار نوبت توست گذشته ی آیندگان را خوب بساز…

22 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

به نام خدا
سلام خان داداش . خوبی؟ خسته نباشی. ظهرت بخیر .

یه چیزی رو یادم رفت بگم :

دست آقای افشار درد نکنه که این عکسا رو گرفته . فقط این عکس اخریه ( بچه ها ) کوچیکه . بزرگش نیست ؟

از بس تو فکر مانتو و مدرسه بودم یادم رفت این قسمت رو بگم ( نیشخند )

مراقب خودت باشیا .
خدانگهدار

22 09 2009
مائده

به نام خدا
سلااااااااااااااممممممممممممممم عمو جونم ….
عمو میدونم نمیخواد بگید … میدونم که جای من خیلی خالی بوده(نیشخند) …. دل شما و آبجیام برام تنگ شده بوده …. درسته ؟؟؟(چشمک)
من الان یه حال غریبی دارم …. دوست دارم مانیتور و کیبردمو بقل کنم … بوسشون کنم … دوست دارم مخترع اینترنت رو پیدا کنم و ازش کلی تشکر کنم …. واییییییییییییییییییییییی
چقدر سخت گذشت … از 5 شنبه تا حالا برنامرو ندیدم به اینجا هم سر نزدم …. دیگه داشتم میمردم از غم دوریتون … اینجا چه خبره …. به به …. بابا عموی خوشتیپ ما …. عمو خوب چشتون میزننا ….(خنده) …
عمو کلی گشتم تا تو این گلا پیداتون کنم …(چشمک) ….
عمووووووووووو خوش به حال این بچه ها … اینه که من همیشه میگم دیدار عمو باید قسمت نگاهمون بشه … میبینید اینا تو مسکو هستن و عمو رو میبینن ما تو تهرانیمو همیشه دیر میرسیم …
عمووووو اینجا چرا همیشه یه موضوعی برای ایجاد ناراحتی پیدا میشه ؟؟
وقتی اینها رو میخونم خیلی عصبانی میشم … آخه میترسم از آخر شما رو فراری بدیم …(نیشخند)
ولی عمو به خدا از روی علاقس این ناباوری ها ….
ما ها کوچولوییم هی بهونه گیری میکنیم …
عمو هر وقت این ها رو میبینید خودتون رو بذارید جای ماها …. فکر کنید 8 سال چشم انتظار بودید بعد انتظار به پایان میرسه خوب خیلی جا میخورید … کلی تعجب میکنید … یه جورایی یه شک بهتون وارد میشه …. خوب شک بعضی ها یه کوچولو طولانی شده …. (نیشخند)
راجب این مسادل حرف زیاد برای گفتن هست … فقط میگم هر کسی که وبلاگ های ما و برنامه های عمو رو دنبال کرده باشه … وجه اشتراکش رو پیدا کرده …
آخ عمو جون چقدر حرف برای گفتن دارم ….
بقیشو تو یه کامنت دیگه مینویسم …. فعلا مواظب خودتون باشید یه عالمههههههههههه دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتونننننننننننننن داریییییییییییییمممممممممممممممممممممم …. بازم عکس میخوایمممممممممم…..(خواهش )
عمو کلی با این عکساتون کیف کردم ….. راستی عمو جون اگه میدونستیم قراره پروازتون یه تاخیر چند دقیقه ای { تو فرودگاه به هر یک ساعت میگن یه دقیقه } داشته باشه … حتما میومدیم بدرقتون اونموقع هممون یه چند دقیقه ای{توضیح دادم که …} مزاحمتون میشدیدیم …. عمو : شکر خدا نمیدونستید شانس اوردمااا…..
مواظب خودتون باشید ….
یا حق !

22 09 2009
مائده

یه نکته ی خیلییییییییییییییییی مهم ….
سلام آقای دوست عمو ….. سلام آقای نیما افشار ….واقعا زبان من نا توان هست برای تشکر کردن ….
شرمنده ی این همه بزرگواریتون هستم …..
لطف بزرگی به من و دوستام میکنید …
واقعا ازتون ممنونیمممممممممممممممممممممممممممم …..
( عمو اینا رو اینجا نوشتم که اگه دوستتون سر زد بخونن … شما هم بهشون بگید که ما چقدر ازشون ممنونیم … ایشون با کمک هاشون باعث شدن ما عمومون که از همه ی دنیا بیشتر دوستش داریم را کنار خودمون احساس کنیم … )

22 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام داداش . خسته نباشی .
سلام آجی ها . خسته نباشین .

میدونین تو چه فکری بودم ؟ تو این فکر که تا موقع برگشتن داداش یه دو یا سه روز دیگه مونده . داداش کامنتها رو که تایید نکرده . اگه تا روز پنج شنبه عصر تایید شد ، فکر کنم یه دو سه روزی گرفتار کامنتها هستیم که بخونیمو جواب همدیگه رو بدیم ( نیشخند )
نگاه کنین تا کجاها رفتم ( چشمک )

یک سوال فنی + اساسی : یعنی چی مشترک شویم ؟ ( اون کادر بالا سمت راست . )
من واردش شدم چیزی نداشت که .
شاید یه چیزه دیگه ای داره که من نمیدونم ( در حال تفکر )

در هر صورت ، آ جی ها مراقب خودتون باشین
داداش مراقب خودت باشیا

علی یارتون

22 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

یک سوال دیگه : قضیه ی این آرم کشورها چیه ؟

فعلا همین یه سوال باشه تا سوالهای بعدی بیان تو ذهنم ( نیشخند )

22 09 2009
شیما دهقان

عموجان سلام
وااااااااای عمو حوصله ام سررفت.
برگردید سرخونه زندگیتون مردیم از دلتنگی
عمو راستشو بخواین اصلا انگیزه دیدن برنامه تولیدی شما رو ندارم تو عمرم سابقه نداشته برنامه شما پخش بشه من یه برنامه دیگه ای رو نگاه کنم ولی عید فطر ماه عسل رو نگاه کردم دلم می گرفت. انگار عموی مصنوعی رو نگاه می کردم …

22 09 2009
شیما دهقان

عمو خیلی متشکرم که اونجا هم به یاد برادرزاده هاتون هستید و فراموشمون نکردید و برامون عکس گذاشتین خیلی خیلی خوشحال شدم عموجان ما بی صبرانه منتظر شما هستیم. زود زود زود برگردین…

22 09 2009
صباح

عمو جونم کی میای دلمون تنگ شد
فردا دارم میرم مدرسه

22 09 2009
مائده

عمو یه چیزی بگم ….
عمو : شما همش در حال حرف زدنی اینم بگو !
عمو جدی جدی این جوابی که به حرف های تینا دادید خیلی برام جالب و لذت بخش بود …
این که برای چندمین بار مطمئن شدم که دوستمون دارید ….
اونم مثل برادراد های واقعیتون …
کلییییییییییییییییییییییییییی ذوق کردم عمویی …..
عموووووووووووووووووو جون ما هم ها هم خیلیییییییییییی دوستتون داریم …
و البته اغلب بیشتر از عمو ها واقعیمون … (خنده)
مواظب خودتون باشید …
یا حق !!

22 09 2009
الهه درزی

سسسسسسسسلام

عموجونم خیلی خیلی ممنون

شما از الان دارید سوغاتی میفرستید..ممنونم

22 09 2009
شیوا محجل

به نام خدا
از تبریز به مسکو.. از تبریز به مسکو..
عمو: به گوشم..
ســــلام عمو… حالتون خوبه؟ خیلی ممنون بابت عکسهایی که گذاشتید.. سفر بی خطر
التماس دعا.. علی به همراهتون

22 09 2009
فاطمه عيوض زاده

سلام عمو جون
واي نمي دونيد با چه بد بختي اين جا رو پيدا كردم نمي دونم چرا با اون آدرس باز نمي كردو
وا عمو اين مرداي گنده كين؟؟؟؟

22 09 2009
فاطمه

سلام عمویی
خوش به حالشونه دیگه…
دلم تنگ شده زود بیا
فعلا

22 09 2009
مینا اصلاح پور

سلام عمو پورنگ
چه عکسهای قشنگی گذاشتین .
کاش ما هم می تونستیم اون برنامه های شما رو ببینیم .
دلمون واستون تنگ شده ، عمو زود برگردید…

22 09 2009
Raha

کاشکی‌ فکر اینم میکردیم که این پایدار نخواهد ماند، هر روز طرفدار‌هاتون رو بیشتر از دست میدید

22 09 2009
رامينا

خـــــــــــــــدانــــگــــــــــــــــهـــــــــــدار تا…

سلام عموجون
خوبین؟عمو نمیدونم کی برمیگردین؟امشب؟فردا؟…؟؟؟
عموخوبین؟امیرخوبه؟
عمو متین خوبه؟این سریال پنجمین خورشید هم حسابی سرکارمون گذاشته بودا…!!!
عموجون خیلییییییییییی دوستتون دارم….به خداسخته…نمیتونم واسه همیشه برم…اما مامانم نمیذارن بیام نت….!اما موقع دیدن نتایج قلمچی سعی میکنم از نت ببینم و دستنوشتم بیام..عمو اما نمیتونم بدون شما درس بخونم….عموخیلی میترسم!من نمیدونم من بااین اخلاقم چرا انتخاب رشته نکردم!همین الان دارم میمیرم ازاسترس!
اینکه پارسال قبول نشدم دلایلی داشت که همش برمیگشت به استرس…
گاهی اونقدرگریه میکنم که چرا ایرانی هستم!بعدش به خودم دلداری میدم که اگه ایرانی نبودم شماو این دوستهای مهربونمو نداشتم!
کنکور………
عمو اسمش تموم استرسه!اصلا سنجش درستی نیست واسه ورود به دانشگاه!
چرا منکه12سال تو مدرسه شاگرد اول ودوم بودم حالا پشت کنکور موندم و3نفردیگه از همکلاسیهام باید برن دانشگاه تهران؟!
تازه معلوم نیست امسالم بتونم پزشکی قبول شم یانه؟!عموجونم خیلیییییییییی دوستتون دارم….

22 09 2009
رامينا

دلم نمیاد بگم خداحافظ…

انگاردیروزبود……..ماه رمضون81….عموجون اومدین وشدید عموی ما….
عموجون تابستون امسال درکنارشمابودیم… یادش بخیر…روزایی که جواب کامنتمو میدادین و بلند بلند توی خونه میخوندم وبه مامانم میگفتم عمو جوابمو داده….مامانم هم کامنت هارو حفظ میشدن!!!.درسته که همیشه تابستونا باهامون بودید..اما خب اون تلویزیون بود…واین اینترنت….و خیلی فرق داشت….عموتابستون امسال برام تابستون به یادموندنی بود…..عموجون خیلی خوشحالم که شمابامابودین….درست وقتیکه خواستیم سوارقطارشیم وبریم سال81…..
خیلی خوشحالم که شماعموی مهربون ودخترعموهای گلمو دارم….من درکنار شماوبچه ها خیلی چیزایاد گرفتم…خصوصایکسال اخیر….
ماه رمضون امسال هم برام واقعامتفاوت بود….تاحالا اینجوری مهمون خدانشده بودم…وطعم مهمانی خدا رو اینجوری نچشیده بودم!
عموخیلی مهربون هستید…خیلی…..
عموجون گاهی واقعا بچه شدم…وو بعدش ناراحت شدم که چرابراتون مزاحمت ایجادکردم وناراحتتون کردم….. یادم میاد از یک اس ام اس که بهتون دادم…سال86یازده دی…دانشگاه علوم کشاورزی گرگان اومده بودید….عمو یادتونه گفته بودم(عموچراجوابمو نمیدید!اگه الان شیماموسوی زاده وزهراجعفرزادگان بودن جواب میدادید)حتمایادتونه!شایدم فراموش کردید…اما من هیچوقت یادم نمیره…چون بعدش از این حرفم جدا ناراحت شدم….عمو به خدا هیچوقت نمیخواستم ناراحتتون کنم اما میدونم که پیش اومده ازدستم ناراحت شده باشید…امیدوارم بخشیده باشیدم… حتی امسال توی همین دستنوشت…گاهی تند رفتم وفکرکردم دوستم ندارین!
عمو تاجایی که گفتم :عمواصلاکامنت ها منو نمیخونن….اما 2روزبعدش اومدم ودیدم کامتم روی صفحه وبلاگتونه!فکرکردم اشتباه میبینم…2باروبلاگوبستم ودوباره باز کردم!درست میدیدم….باورم نمیشد…..خیلیییی خوشحال شدم!8سال گذشته و میبینم که هنوز همونقدردوستتون دارم…حتی بییشتراز اون موقع…چون هرچی میگذره بیشتر میشناسمتون……نه من…بلکه همه بچه ها…..
عمو ببخشید….که اونطور فکرکردم…..راجع به نخوندن کامنتهام…..راجع به اینکه شماباگذاشتن کامنت یکی ازبچه هادیگه دوستمون ندارین و…
عموجون خدادوستمون داشت…که شمارو بهمون داد….و هرچی جلو رفتیم ارزوهامون و هم براورده کرد…مطمئنم که ارزوی بقیه رو هم براورده میکنه…..منکه خیلی دعامیکنم…..که اونایی که شمارو ندیدن به ارزوشون برسن…مائده…هما…تینا…شیوا….سولماز…و….
عموجون خیلییییییییییییییی دوستتون دارم….

عمو سال قبل کنکورداشتم میدونین که نتیجه ش چیشد….عمویه موقع فکرنکنین غیرمجازشدم…یارتبه م خیلی بالا بودا……اما خب اون چیزی که باید میشدم هم نشدم…..من نمیگم حقم بود….نه….من پارسال تلاشمو کردم وکوتاهی نکردم..استرسم هم فوق العاده زیاد بود…تاجایی که……….(مهم نیست)
اما میدونم که نسبت به بقیه عقب هم بودم….بخاطر اروم بودنم یعنی سرعت عمل نداشتم وعقب افتادم…چه ازلحاظ خوندن درس چه تست وسرجلسه…
امسال برنامه ریزیم بایدخیلیی بهتر باشه….همین الانشم که شروع نکردم بقیه شروع کردن….اما خب گذاشتم به حساب اینکه من تازه خوندم ویادمه!

عمونمیدونم امسال چی بشه…نت بتونم بیام یانه!
اما خیلییی دوستتون دارم عموجونم
برام دعا کنین..

. عمو شب بخیر نگم چی؟خوابم نمیبره…..واسه9ماه…شب بخیــــــــــــــرعموجونم….
خـــــــــــــــدانــــگــــــــــــــــهـــــــــــدار
.
دست علی یارتون خدانگهدارتون تو قلب من میمونه امیددیدارتون

22 09 2009
نسترن

سلام عمو فرضیایی نازنین عکساتون خیلی قشنگ بود بازم میگم بهتون که خوش میگذره الهی که بیشتر خوش بگذره

اونی که منتظر عموش می مونه نسترن

علی علی

22 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
سلام
خوشم مياد اونجا درگير برنامه ايد و اينجا اين قدر تغيير و تحول روي مي دهد
نكنه وبلاگ مال رئيس سازمان صدا و سيماست!!!!!
ديگه زدم آخرش كه كسي رو حرفم نتونه حرف بزنه
اما اين همه تغيير و تحول چطور؟!!!!
خوش بگذره انشاءالله
التماس دعا
خدانگهدار

22 09 2009
بهار

سلام عموی نازنینم.
عمویی خسته نباشید از برنامه امروز…فکر کنم تا الان دیگه تموم شده…شاید الان دارید شام میخورید…عمـــــــــــــو؟ نوشابه نخوری ها!!!(من به همه چیز کار دارم،نه؟)
عمویی دلم آخه خیلی تنگ شده!ممنون از اخبار تکمیلی..خوندمش.
عمو دوباره همون حسه بهم میگه هر چند کامنتا رو تایید نمیکنید..اما یه نگاه کلی و اجمالی بهشون می کنید،نه؟!
پس اگه نگاه کردید : از ایران مزاحمتون میشم..ســــــــــــــلـــــــــام..سلام گرم مرا از تهران پذیرا باشید! عمو چند ساعت راهه؟! وای خدا!

22 09 2009
كبري

سلام سلام عمويي
خوبين عمو؟
عموجون ازاونجا كه بنده ديگه درسو مشقم رسما شروع شده ديگه نميتونم شب تا صبح بيدار باشم(گريــــــه)واسه خاطر همينم شب قبل از خواب ميام تا بگم:
عمويي شبتون به خير(عاميانه)،خوش(عاميانه) ، قشنگ(فرزاد حسني)‌ ، به عشق(اقاي حسينيان(بامدادبخير(نيشخند))) و….
عمو خيلي دوس دارم بدونم شما چه جوري ميگين. يعني شما هم جمله واسه خودتون دارين؟؟(فكري)اگه داشتين حتما بهمون بگينا عمويي ،باشه؟
.
.
ميگمااا منو باش اصلا شب شب ميكنم اصلا شايد اونجا الان سر شب باشه نه؟
اصلا عمو تفاوت ساعتش چه جورياس؟ چندساعت اختلافه؟
.
.
عموجون به وقته ايرانياي مقيم ايران شبتون بخير. خوابهاي رنگين ببينين عمويي.
فعلا…

23 09 2009
khatere

salaaaaaaaaaaaam az in ke finglish neveshtam ozr mikham computer kharabe amoo mano mibakhshi ????????????????azab vejdan daram man goftam barname zende mikhi,m be khater shomast boghz kadamo ashk to chesham halghe zade amoooooooooooooo man narahatito nemikham pashimonam lebase garm beposh sarma nakhori sarde oonja safar khosh mano mibakhshi??????????????????

23 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
سلام
به عمو، به آقاي دوست عمو، به آقاي سليمي، آقاي عليپور، آقاي آقاجانزاده….آقاي ضرغامي
و تمام كساني كه ما را در اين مجموعه ياري نمودند!!!!!
نه، نيومدم دوباره شروع كنمو شما هم (عمو) با يه حرف منو مسخره كنيدو بقيه هم تشويق
اومدم منم نظرمو بگم
احتمالا تا حالا خيلي از دوستان ديگه جواب تينا و آسمان رو دادن كه شما اولين نفر بودين
اما منم يه چيز بگم؟
شايد باز طولاني بشه، پس ببخشيد
شايد علت اين حرفا اينه كه ما بازتاب بعضي از حرفامون رو تو متن هاي آقاي سليمي موقع اجراي برنامه مي بينيم، شايد چون بعضي از حرفايي كه اين جا از فضاي كودكانه خارج ميشه و جدي تره اون قدر با احساس بيان شده كه از عمو پورنگ سرشار از هيجان بعيد مي دونيم، شايد…
درسته عمو گفتن تو سري جديد فقط مجري هستن و بس، اما مسلما گاهي تو متن ها دست مي برن، مگه نه؟ يادمه در جواب يكي از كامنت هاي خودم گفته بودن، از نظراتمون استقبال مي كنند ولي بايد با نويسنده و تهيه كننده و … در ميون بذارن
درسته اينجا عمو با دوستشون فعاليت دارن اما… اما اين دوست فقط كارهاي فني رو به عهده دارن، مگه جز اينه كه عمومون گرافيستن، خوب يه گرافيست كه كاملا دنياي كامپيوترو نمي شناسه
دوباره بايد شروع كنم؟!
خواهر من، برادر من، دختر عمو ها و…
بابا اينجا مال خود عموست
چه چيز اينجا عجيبه كه نمي تونين باورش كنيد؟
تقصير عموست، يهو شروع كردن به فعاليت، ما هم نتونستيم باور كنيم، البته من اولين نفر بودم كه بي قيد و شرط باور كردم، من قاطي نكنيد، گاهي يه حرفي زدم، اما از روز اول با اطمينان اينجا اومدم
مگه شماها نبودين كه جواب «غريبه آشنا» رو اونجوري دادين، كه هنوز كه هنوزه مي خواد سوال بپرسه؟؟، راستي عمو، قانع شدن؟!!!!
مگه شماها نبودين…
حالا باز چي شده، چرا اين نسيم «وبلاگ از عمو نيست» هر از گاهي اينجا مي وزه، بابا يكي اون پنجره رو ببنده ديگه
نمي دونم چه جوري ميشه بهتون ثابت كرد
من بهم ثابت شده، اون قدر كه با اطمينان كامل خودمو معرفي كردم، دم به دقيقه تو سنگ صبور با عمو حرف زدم و…
شماها چي؟
اين طرز تفكر رو زماني كه با عمو دردل مي كنيد هم دارين؟ يا فقط زماني كه كامنت ها بي پاسخ مي مونه؟
(كاش خودمم حرفايي رو كه مي زدم قبول مي داشتم!!!!! ….. شوخي كردم)
يه چيز خيلي تابلو رو بگم، يكي از خانم هاي متقي تو كامنتهاشون مدام از يه ستاره حرف مي زنن، شماها هنوز منظور اين دوستمون رو متوجه نشدين؟! اگه شدين، حالا بگين آقاي سليمي ميان به عمو بگن » آقاي فرضيايي زحمت بكشيد اين كارو بكنيد»؟
آخه آدمو دق مي دين
يه مدت پيله كردين كه عمو ازمون خسته شدن كه حرف از سخن دل مي زنن
گذشت
يه مدت يه عده (خودمم بودم) دوره برداشتيم » عمو ناراحت شدين، ببخشيد»
عمو اعلام عمومي كردن «بابا، ناراحت نيستم»
حالا ورژن (درست نوشتم؟!) جديد اومده
اينكه دورش گذشته بود، مربوط به اون اوايل ميشد كه هر كسي از طريقي مي خواست براي خودش ثابت كنه اينجا مال عموست
نخير فايده نداره
فردا باز يه موضوع جديد
عمو، نظرتون چيه كلا وبلاگ رو تعطيل كنيد؟
الان همه قبول مي كنن اينجا مال خود شماست
دوستان، به عمو حق بدين
عمو، برنامه ي عمو و حتي اين وبلاگ براي سن كودكانه، من و اكثر شماها اون قدر سن داريم كه بنده ي خدا عمو نمي دونن چه جوري با ما بايد حرف بزنن
به عمو حق بدين
اگه ضد و نقيضي مي بينيد، دليلش اختلاف سني مخاطبين عموست
بياين اگه اومديم اينجا، اگه مي خوايم از اين فضاي كودكانه استفاده كنيم، كودكانه فكر كنيم
هر بچه اي به راحتي اينجا رو باور ميكنه، اگه بچه ايد، بسم الله
باورش سخت نيست، مي دونم كه مي دونيد و مي تونيد
بياييد به اين وب، به صاحبش، به قوانينش احترام بذاريم، اگه مي خوايم عضوش باشيم، جوري باشيم كه قراره باشيم، منظورم كودكه
آخه قدر نمي دونيد، دو روز ديگه كه مثل من رفتني شدين افسوس مي خورين چرا بيشتر از اين از اين دنياي كودكانه بهره نبردين
من اعلام كردم، شما هم بگيد كه همه چي حل بشه
من فياضي 12 سال دارم
دوستان شما چي؟
نمي خوام شروع كنيد، بگين 18-19-20-21-22-23 و…999-1000 و…
مي خوام بگين كودكين، جوري كه عمو هم باور كنن
چرا همش عمو بايد اينجا ثابت كنن، شما هم يه بار ثابت كنيد كه كودكيد
عمو، اكثر ما شما رو باور كرديم، ولي شايد حالا نياز باشه شما هم ماها رو باور كنيد
.
.
درسته وقتي اين كامنت ثبت بشه كلي از اول مهر گذشته، اما…
روز اول مدرسه ها مبارك باشه (گفتم مدرسه كه ديگه حتي از دانشگاه هم ديگه نگيم)
.
.
.
خدانگهدار
(ببخشيد، بازم بچمون زيادي حرف زد)

23 09 2009
حسنا حسینی

سلام عمو.
.
رسیدن قشنگترین و بهترین فصل خدا یعنی پاییز مبارک…….
.
از اون قشنگتر هم که ماه مهره…فکر نمیکنم ماهی به اندازه این ماه خوب و پرشور و نشاط و قشنگ باشه … همه در حل تکاپو اند. همه خوش حالند.همه ذوق دارند
.
کلا ماه مهر همیشه بوی تازگی میده…..

23 09 2009
رويا ارام فر

نگاش كنيد!

23 09 2009
عسل

عمو جون سلام عیدتون مبارک وخسته نباشید
چند وقتی هست که اینجا رو پیداکردم اما ترجیح دادم فقط حرفها ونظرهای دوستان عزیزم را بخونم ولی امروز بادیدن این عکسها تصمیم گرفتم براتون کامنت بذارم …..
عمو جون تو این چندروزه که نیستین دلمون خیلی براتون تنگ شده …زودتر بیاین دیگه..
پری روز گلچین برنامه هاتن رو پخش کردن از شبکه یک گله کردم فکر کنم شنیدن وناراحت شدن چون دیروز اونم دیگه پخش نکردن عمو جون زودتر بیا ……60میلیون نفر رو زیاد منتظر نگذار

هرجاهستین خداپشت و پناهتون…………..به امیددیدار

23 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام عموجون.نمیخوام زیاد بنویسم چون حتما خیلیییییی کامنت نخونده دارینو سرتون شلوغه..فقط اینو بگم که فائزه(طرفدار همیشگی و پروپا قرص عموپورنگ)خب؟فردا 8 صبح میره بیمارستان واسه عمل معده اش خواست که واسش خیلیییییییی دعا کنین..عمویی منم که امشب میرم مشهد..عمویی حلالم کنین ..دوست دارم عموجون..به امید دیدار
(دخترتون)

23 09 2009
مبینـــا

سلام عموجون
خوبی؟کی برمیگردی؟دلمون برات تنگولیده

23 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
بازم سلام
يه تابستون ديگه هم گذشت، يه سال تحصيلي جديد، براي هر كسي يه جوري، يكي خوشحال يكي ناراحت يكي هم بي تفاوت
يادش بخير، روز اول كلاس اولم، درست يادم نيست اما همون يه ذره هم كه يادم مياد برام جالب بود
خيلي عادي رفتم سركلاس، بعضي ها گريه مي كردن، مونده بودم براي چي؟! اما يادمه خودمم يه بار بهونه مي گرفتم حالا يا قبل از رفتن يا بعد از برگشتن
چه دوران قشنگي بود، مدرسمون دولتي بود بايد سه نفري تو يه نيمكت ميشستيم، من هميشه نيمكت اول بودم، ولي خوب گاهي يواشكي معلمم روشونو مي كردن به تخته از زير نيمكتها مي رفتم ته كلاس، مي گفتن مثل موش مي مونم!
يادمه تموم بچه هاي مدرسه، كوچه و حتي معلم ها يه پسوند «خنده رو» كوبونده بودن ته اسمم
هيچ وقت ناراحت نبودم، شده به راه رفتن مورچه هم مي خنديدم
عجب روزگاري بود
يادمه نقاشي خيلي دوست داشتم،
سر كلاس اول تنبليم مي شد عكس كاميون تو كتاب رياضي رو بكشم، چقدر معلمم از نقاشيم تعريف كرد كه من راضي شدم بكشمش، هميشه با دقت به اطرافم نگاه ميكردم، حتي از رگه هاي روي بال يه مگس هم نمي گذشتم، يه بار سر كلاس سوم دبستان شروع كردم به كشيدن حشرات تو دفترم، مگس و زنبور و ملخ و يه چيز ديگه كه يادم نيست، دوست كناريم با كلي ذوقو شوق دفترمو نشون معلم داد كه به حساب خودش تشويقم كنه، معلمم هم نه گذاشتن ، نه برداشتن، دفتر رو پرت كردن اون سر كلاس، خيلي خورد تو ذوقم، كاش يه جور ديگه بهم مي گفتن كارم اشتباه بوده و بايد سر كلاس حرف ايشونو گوش مي كردم، اما يادمه همون معلم به خاطر رتبه اي كه تو مسابقات علمي آورده بودم يه تخته وايت بورد بهم هديه كردن، هنوزم دارمش
ولي هيچ وقت نفهميدم چرا نقاشي از نظر بعضي ها از درس هاي تئوري كم ارزش تر و گاهي بي ارزش به حساب ميومد
يادش بخير
اون زمان با وجودي كه ماشينو امكانات ديگه در دسترس هركسي نبود اما دلها به هم نزديكتر بود، هر روز و شب يا ما خونه ي خاله ام بوديم يا اونا خونه ي ما، يه بار كه رفته بوديم خونشون، من هم مشقامو برداشتم اونجا بنويسم، كلاس دومي بودم اما تنبلي كردمو دادم بابام نوشتن، نمي دونم چرا بابام قبول كردن با اينكه مي دونستن خطشون با خط من زمين تا آسمون فرق داره، خلاصه فرداش ما رو بردن دفتر و حسابي تنبيه شديم، البته لفظي
(فكر كنم بعد از سالها حالا فهميدم چرا بابام اون كارو كردن، عجب شاهكاريم من، فكر كنم زيادي زود متوجه شدم!!!)
چند وقت پيش تو شيريني فروشي مديرمون رو بعد از سال ها ديدم، خيلي زود شناختنم، برام عجيب بود اما گفتن هنوز اون روزنامه اي رو كه عكس من به عنوان شاگرد زرنگ توش بود رو نگه داشتن
عجب دنيايي بود
اما هيچ وقت نفهميدم، چي شد كه اينجوري شد، من كه شاگرد زرنگ مدرسه بودم يهو زدم زير همه چي، نشدم تنبل اما شدم متوسط!!! چرا…؟!!!!
دلم براي صد آفرين و هزار آفرين ها تنگ شده
دلم براي ديدن عدد 20 وسط يه امضاي دايره شكل كه سمت راستش يه علامت «_/ » گذاشته شده، تنگ شده
دلم براي امتحانهايي كه يكي از سه نفر تو نيمكت نوبتي بايد مي رفت پايين و مي شست رو زمين تنگ شده، دلم براي جيبهاي باد كرده ي مانتوم كه هميشه توش پر از كشك بود تنگ شده
دلم براي بوته ي گل محمدي سر كوچه مدرسه كه حتي به غنچه هاشم رحم نمي كرديم تنگ شده، دلم واسه همه چي تنگ شده
يادش بخير كلاس پنجم كه بودم، معلم كلاس اوليها كه نمي اومدن، از طرف دفتر منو دوستمو صدا ميزدن كه بريم مبصرشون بشيم، وجدانا قبل از اينكه ما بريم سر كلاس، كلاس ساكت تر بود، تا ما رو مي ديدن از سرو كولمون بالا مي رفتن، هنوزم نتونستم اين مشكلو با بچه ها حل كنم

و حالا چي؟!
امروز رفتم كلاس، استاد بود و دانشجو نه
من بودمو يكي ديگه كه اونم اتفاقي اومده بود
ياد اون روز ها بخير
كاش هيچ وقت تموم نميشد
حالا به من مي گن سال آخري ( از يه نظر،انشاءالله)، كي مي دونه كنكور بعدي قبول بشم يا نشم
به قول شاعر كه ميگه » آي آدمها…»
منم مي گم
آي دوستان، قدر اين نيمكتو صندلي ها رو بدونيد، بهترين لحظه هاي زندگي، بيشترين خاطره ها رو اونا براتون مي سازن
حتي اگه يه بار به عنوان داوطلب كنكور روي يكي از اون صندلي ها بشينين
دلم مي خواد يه روز برم مدرسه ي دبستانم و مثل اون سري كه سر كلاس بازي مي كرديم برم پاي تخته سياهو (چشمامونو مي بستن تا با چشم بسته روي تخته سياه يه صورت بكشيم، تموم طول زمان فقط صداي بچه ها رو ميشنيديم كه مي خنديدن و ما متوجه مي شديم باز يه چيزي از اين صورت جابه جا كشيده شده و بعد كه چشمامون باز ميشد، نقاشيمون ديدن داشت) يه نقاشي بكشم
راستش خيلي وقت ها به عمو حسوديم ميشه كه پاي تخته سياه فوق برنامه مي ايستنو روش با گچ مطلب مي نويسن
عجب روزگاري بود
ببخشيد ديگه يه درددل كلي بود كه جاش تو سنگ صبور نبود
خدانگهدار

23 09 2009
اميرسام عشق مامان نرگس

به قول معروف واسه پوله واسه پوله…………………………..اگه نبود كه عيد فطر مي موندي دل تمام بچه هاي ايرانو شاد ميكردي نه بري مسكو دل اين مرداي درازو شاد كني؟

سلام عشق من به بچه ها یک پیمان ابدی با خداست تا موقعی که خواست خدا باشه به عشق بچه های ایران به هر جای دنیا خواهم رفت

23 09 2009
الهه درزی

سلام عمویی از سوغاتیت ممنونم
همه وقتی از سفر مییان سوغاتی مییارن …عمویی تو با همه فقرق داری تو گلی تو سنبلی تو ….
عموجونم بهت خوش بگذره…
.

23 09 2009
شیرین

عمو اون نظر بالایی برای من بود به اسم الهه تایید شد….چه باحال :-)
دوباره خوب میگم
عمویی ازی سوغاتیات ممونم :-)
ما از این سوغاتیا بیشتر میخوایما :-@
برنامه امروزم با اینکه تولیدی بود ولی عمو خیلی قشنگ بود

23 09 2009
شیرین

عموووووو مصاحبت با مجله مادران خیلی خوی بودا :-&
عمو پس تو هیچ وقت پیر نمیشی اخه ماها هیچ وقت تورو فراموش نمیکنیم(اخه گفتی پیر میشوم وقتی فراموش شوم)
دیگه نبینم تو مصاحبت بگی *کی دخترشو به پسربچه میده* :-( هرکی دلش بخواد با عموداریوش ما ازدواج کنه …از خوداشم باشه :-) (الان عمو پوست منو میکنه)
عمو یه سوتی دادیدا!!مگه شما متولد خردادی!!×! جای م با خ عوض شد
عمو مگه شما نگفتید کار بداهه رو دوست داری پس چرا اینقدر مارو دق میدی :-@
عمو منم با شما موافقم کارتونای الان خیلی مسخرس ….چرا دور بریم همین کارتونی که تو برنامتون پخش میکنید گربه هستن ادم اهنیین… عمو میشه بیشتر تو برنامتون تام و جری رو پخش کنید…این باحالتره ها :-*
.
عمووووو دیگه نبینم مامان فاطمه رو اذیت کنییییییی (عصبانی)عموووو خوب حق داشتا ..خوب زنگ میزدید تاسیسات کنسلش میکردید :-%
عمو تو دوران خدمتونم در زمینه کودکان مطالعه میکردین….تو خیلی مهربونی
واسه همینه که برنامتون عالیییی(بزنم به تخنه)
عمو نظراتم تائید کن دیگه
بای

24 09 2009
مشکات

عمو یی داریوش سلام عمو عکسات خیلی قشنگ و توپ بود دستت درد نکنه عمو ولی عمو یه نکته ای مبهم تو این عکس ها وجود داره و اونم اینه که عمو من نفهمیدم اخر مسکو هوا سرد بود یا گرم اخه عمو از یه طرف شما کاپشن و بلوز بافتنی پوشیدید و از یه طرف دیگه امیر محمد و مهمان های برنامتون و اون اقایی که مسئول ارگ هستش و موسیقی میزنه همشون بلوز استین کوتاه پوشیدن عمو این یعنی چی اون وقت ؟ یا شما عمو خیلی مثله من سرما یی هستید یا اونا خیلی گرما یی هستند این قضیه عمو شده علامت سوال برای من عمو پس کی میخوای کامنت هامون رو تایید کنی گلم ؟

25 09 2009
پــــــرتو

سلام عموجون خوب هستین من رو که میشناسین من پرتوام عمو من اصلن نمی دونستم که وبتون درست شده تازه فهمیدم و از این بابتم خیلی خیلی خوشحالم عمو جون برنامتون خیلی خیلی باحال تر از قبل شده مخصوصن حالا که 2 نفر به برنامتون اضافه شدن سهند و متین رو میگم همین طور بچه هایی رو که تو برنامتون میارین خیلی برنامتون رو جذاب تر می کنن من که خیلی چیزا از برنامتون یاد میگرم موضوعاتی که انتخاب میکنین خیلی موضوعات جالبین عمو جون من خیلی دوست دارم بیام تو برنامتون اما بدلیل مشکلاتی مثل پام و مشکلاتی مثل باز شدن مدرسه ها و در کرمان زندگی کردنم و سنمم که یکم زیاد 14 سالمه دارم میرم تو 15 سال بخاطره همین چند دلیل نمی تونم بیام تو برنامتون عموجون من هرچی به شماره روابط عمومی تهران زنگ می زنم یا اشغال یا کسی گوشی رو بر نمی داره اگه من رو راهنمایی کنین که چه جوری بیام تو برنامتون خیلی خیلی خوشحالم میکنین عمو جون من ادرس وبم رو براتون می نویسم اگه میشه به وبم بیاید و به من راه و چاه اومدن به برنامتون رو بهم بگین دیگه عرضی نداشتم فقط میگم دست علی یارتون خدانگهدارتون تو قلب ما می مونه امید دیدارتون منتظرتونم ها……..

25 09 2009
شیرین

amoo

25 09 2009
پــــــرتو

(عمو جون این نظر رو میگفتم)
سلام عموجون خوب هستین من رو که میشناسین من پرتوام عمو من اصلن نمی دونستم که وبتون درست شده تازه فهمیدم و از این بابتم خیلی خیلی خوشحالم عمو جون برنامتون خیلی خیلی باحال تر از قبل شده مخصوصن حالا که 2 نفر به برنامتون اضافه شدن سهند و متین رو میگم همین طور بچه هایی رو که تو برنامتون میارین خیلی برنامتون رو جذاب تر می کنن من که خیلی چیزا از برنامتون یاد میگرم موضوعاتی که انتخاب میکنین خیلی موضوعات جالبین عمو جون من خیلی دوست دارم بیام تو برنامتون اما بدلیل مشکلاتی مثل پام و مشکلاتی مثل باز شدن مدرسه ها و در کرمان زندگی کردنم و سنمم که یکم زیاد 14 سالمه دارم میرم تو 15 سال بخاطره همین چند دلیل نمی تونم بیام تو برنامتون عموجون من هرچی به شماره روابط عمومی تهران زنگ می زنم یا اشغال یا کسی گوشی رو بر نمی داره اگه من رو راهنمایی کنین که چه جوری بیام تو برنامتون خیلی خیلی خوشحالم میکنین عمو جون من ادرس وبم رو براتون می نویسم اگه میشه به وبم بیاید و راه و چاه اومدن به برنامتون رو بهم بگید دیگه عرضی نداشتم فقط میگم
دست علی یارتون خدانگهدارتون تو قلب ما می مونه امید دیدارتون منتظرتونم ها……..

25 09 2009
پــــــرتو

ولی حالا اومدم دیدم که شما تاییدش کردین خیلی خوشحال شدم ولی جواب سوالم رو ندادید اخه عمو جون ما بچه ها صبرمون کمه زود جوش میاریم دیروز میومدم تو وبتون چنتا نظر بعد از من رو تایید کردین منم هرچی صبر کردم شما نظر من رو تایید کنین ولی نکردین ولی صبحی اومدم و دیدم که نظر من رو تایید کردین خیلی خیلی خوشحال شدم
عمو جون من یکی از ارزوهام اینکه بیام تو برنامتون اگه ارزوی من رو براورده کنین ها یه دنیا ممنونتون میشم عمو جون من از همون سال اولی که برنامه اجرا کردین سال 81 رو میگم تمام برنامه هاتون رو دیدم و هنوز که هنوزه نمی تونم ازتون دل بکنم تازه بیشتر بهتون وابسته هم شدم اگه یه روز شما رو نبینم ها دق میکنم یادتون قبل از عید برنامتون تموم شد و گفتید که 7 ،8 ماهی نمیایم همین جور اشک از چشام میومد عمو جون وقتی که چند ماه که گذشت شبکه یک که تبلیغ برنامتون رو داد اصلن نمی دونید چه حالی شده بودم عمو واقعا اون لحظه سوپرایزم کردین اصلن فکر نمی کردم که بیاین شما که نمی دونید چقدر شما رو دوست دارم عمو من از بین تمام برنامه کودکا فقط برنامه ی شما رو میبینم حتی کارتوناتونم نگاه نمیکنم عمو جون میشه کمتر کارتون بذارید اخه ما فقط خودتون رو می خوایم کارتون نمی خوایم این همه شبکه دارن کارتون می زارن خوب برن شبکه های دیگرو نگاه کنن پس عمو بازم میگم عمو جون من خیلی خیلی دلم می خواد که بیام تو برنامتون اگه میشه راهنماییم کنین که چه جوری بیام تو برنامتون اصلن به وبم هم نمیخوام بیاین همین جا جواب سوالم رو بگید.

25 09 2009
پــــــرتو

راستی عمو من این شعر هدیتون رو خیلی دوست دارم اصلن با تمام شعرای دیگتون فرق داره به ادم انرژی میده هرچی این اهنگ رو گوش میدم ا سیر نمیشم برامم تکراری نمیشه اون اهنگای دیگتون برام تکراری شده بیشتر اهنگاتون رو از حفظم……….

28 09 2009
s.h.d

عموبه وبم سربزن

29 09 2009
...

عموجون سلام از اين شما رو اين قدر اذيت ميكنم معذرت ميخوام
عمو جون سفر به مسكو خوش گذشت حتما خوش گذشته ديگه
عمو جون من شما رو خيلي دوست دارم هميشه فكر ميكنم
اي كاش ميشد زما بايستد از نظر من خيلي خوب ميشد
عمو جون من شما رو از يك عاشقم بيشتر دوست دارم
هر شب براتئن دعا ميكنم سالم باشيد ان قدر دوستتون دارم
كه بعضي شب ها خوابتون و ميبينم بگذريم
عمو جون براي من هم دعا كيد

29 09 2009
...

اي واي عمو ببخشيد بعضي از كلمات رو اشتباه نوشتم
زمان و براتون
اميدوارم اين هاا رو اشتباه فرظ كنيد
خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي دوستتون دارم
من بعضي از شعر هاتون حفظم مثلا ا با كلا اسمان خداب به نام او به نام خد ا پلكاشو ببين
ايران و بگرديم عم جان رستم جان ث ج چ ح خ دذ ر رستم ز مثل زال ژ مثل ژال رو گل /اهنگ/
س ش ص ض طظ ع غ 6 تا برادر هستند با گريه نه خنده كنار هم نشستن . ف ق ك گ ل م ن نگاه كنيد بچه ها چه سرزمين سبزي هم كوه و دشت و دريا . ن و ه ي يه ماهي يه ماهي
طلائي كه روي يك درخت ماهي چرا اونجايي . 100 تا1000 تا سلام بچه گلاي نازي
دوستتون دارم خيلي زياد بينهايت
خداحافظ

29 09 2009
30 09 2009
زهرا

با سلام عمو جون خواهش میکنم هر روز برنامه داشته باشید یه انتقاد داشتم چرا همیشه به رشت و اصفهان سفر میکنید چرا سری به ما کرمانشاهیان نمیزنید شاید چون زبان کردی بلد نیستید وفقط ترکی و رشتی حرف میزنید چرا اون بچه که همش خاطره مینویسه را میاورید حالمان ازش به هم میخوره لطفا شاگرد دختر هم بیاورید خیلی جذاب میشود لطفا حامد کیازال را هم در برنامه بیاورید

5 10 2009
mahshad

سلامبه عموپورنگ عزیزم.عمو از این که سایتت رو پیدا کردم خیلی خوشحالم دارم از خوشحالی پر درمیارم . عمو خیلی دوست دارممممممممممم . ای کاش منم بچه بودم
تا میتونستم بیام تو برنامتون. عمو بازم میگم خیلی دوستون دارم . عمو جون یه بار بیا
داخل وبلاگم هر کدومشون که دوست داشتی برام پیام بزار ممنونم .
http://www.khandeh-o-shadi3.mihanblog.com
http://www.iloveyouleilaforouhar.mihanblog.com
عمو پورنگ همه گل های دنیا تقدیمتتتتتت




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: