نسیم شمال و عموپورنگ و شهریار

28 09 2009

amooتبریز  88/7/3  عکاس :امیرمحمد خودمون

به نام خدا

دوستان  سلام

چند وقتی است که موضوعی مرا  درگیر خود کرده بود  چون نتوانستم از آن بگذرم  در اینجا به آن می پردازم  و دوست دارم با همون صداقت کودکانه همیشگی  به این موضوع اشاره کنم  در بعضی  مواقع   شاید در بین  گفتارها به طور غیر عمد در خصوص لهجه زیبای آذری  صحبت کرده  باشم  حتما می دانید که  پدر من آذری است  و من احترام خاصی  برای تمام آدری ها قائلم و بدون هیچ  عذر و بهانه ای  وبا تمام افتخار  به هموطنان  عزیزم  می گویم  اگر خطایی از من سر زده و یا اشتباهی کرده ام    مرا ببخشید و از تک تک  شماها پوزش  می طلبم و دست همه شما را می بوسم  چرا که این گونه  احساس آرامش  و آسوده خاطری دارم .

شاید به واسطه  لطفی که آحاد مردم  نسبت به من دارند  و همیشه مرا مورد  تفقد خود قرار می دهند  برخی  از سر لجاجت  حرفها و مطالبی را به من نسبت می دهند  در هر حال  دعاگوی همه شما آذری های  سلحشور و غیور  هستم

عزیز حق ، حسد دشمنیله اولماز خوار

حسود حیله سی اقبالی ائیله مز ، ادبار

اگرچه گلبنه گاهی خزان دان آفت وار

تدارک ائیله ر اونا عاقبت نسیم شمال

کامنت برگزیده

ل.ع از تبریز

سلام
من به عنوان يك آذري دارم اين حرفها رو مي گم.
اول اينكه من كمي با تاخير اون قسمت برنامه جشن رمضان رو ديدم.حتي كوچكترين نكته اي رو نديدم كه به آذري ها توهين شده باشه
ثانيا:چرا همه ما آدمها عادت داريم فقط نيمه خالي ليوان رو ببينيم چرا هميشه از چارچوبي به قضايا نگاه مي كنيم كه همه چيز رو بد جلوه بديم؟؟
براي من افتخاره كه داريوش فرضيايي(عموپورنگ)آذري صحبت كنند.
براي من افتخاره كه پدر داريوش فرضيايي(عموپورنگ)آذري هستند.
براي من افتخاره كه داريوش فرضيايي(عموپورنگ)وقتي بين هزاران تماشاگر حاضر ميشن يادي از آذري ها مي كنند و به لهجه آذري صحبت مي كنند.
براي من،مني كه يك آذري هستم تمامي اين قضايا دوست داشتني و شيرينه.
چرا از اين چارچوب به قضيه نگاه نكنيم؟؟
حالا اينكه چرا بعضي ها كاسه داغ تر از آش ميشن و اين حس تعصب قلابي شون گل مي كنه من مي دونم دردشون چيه.
درد اينجور آدم ها نه غيرتي بودنه و نه تعصب داشتن.درد اين نوع آدم ها فقط اينه كه بتونن يه خودي نشون بدن و بگن كه آره بابا ما هم هستيم.ما هم يه چيزايي مي دونيم.چطور وقتي فرهنگ سنتي و قديمي خودشون رو كنار مي گذارن و از فرهنگ هاي بيگانه تبعيت مي كنند اين حس متعصب بودنشون فوران نمي كنه ولي وقتي يه آدم متشخص و مهمي مثل عمو براي بها دادن به آذري ها(حالا نه فقط لهجه آذري لهجه هاي ديگر رو هم ميگم) صحبت مي كنه اين حس مثلا:متعصب بودن و غيرتي بودنشون فوران مي كنه.
من به عنوان يك آذري از داريوش فرضيايي(عموپورنگ)متشكرم.من ازشون تشكر مي كنم كه هميشه ياد آذري ها هستند و آذري زبان ها رو دوست دارند. و به عنوان يك آذري بخاطر ناراحتي كه براشون پيش آمده از طرف خودم و تمام آذري زبان ها ازشون عذر خواهي مي كنم.
از داريوش فرضيايي(عموپورنگ)
متشكرم
متشكرم
متشكرم
متشكرم
هزاران بار متشكرم

Advertisements

کارها

Information

206 responses

28 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام داداش . خسته نباشی .
سلام آجی ها . خسته نباشین
داداش امروز دوشنبه هستش نه چهارشنبه

داداش انگار خیلی بهت خوش گذشته .

پس من چیییییییییییییییییییییی ؟ ( گریه )

بابام فردا میخواد بره شیراز . نههههههههههههههههههههه ( گریه )

* آجی فروغ * تولدت مبارک . ایشالله 120 ساله شی آجی . راستی آجی میخواستم جواب کامنتتو بدم نشد ( این مال عید بود ) دوباره سر میزنم ببینم درست شده یا نه

* آجی رامینا * هر چند میدونم بعد یه هفته اومدی و بعد یه هفته میای …. بی معرفت چرا خبر ندادی که اومدی نت ؟ ( نیشخند )

مراقب خودتون باشین
علی یارتون

28 09 2009
بهار

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم
با عقل آب عشق به یک جو نمی رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز
صبح است و سیل اشک به خون شسته بالشم
پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
عمریست در هوای تو می سوزم و خوشم-شهریار
…………………………………………………………….
سلام عمو این شعر شهریار رو که نوشتم خیلی دوست دارم…
ایول پست جدید…بــــابـــا
خوش به حالت عمویی من تا حالا تبریز نرفتم! اما خیلی دوست دارم برم… انشاا…یه روز میرم…عمو درباره ی برنامه امروز میرم تو قسمت موضوع برنامه نظر میدم…
دیگه اینکه امیدوارم از اون کامنت من تو سنگ صبور ناراحت نشده باشید…
چند تا چیز هم به بچه ها بگم عمویی:
…………………………………………………………….
***آسمـــان*** عزیزم
وقتی میگی کامنت من و تایید نکنی ولی عمو تایید میکنن فکر می کنی چه معنایی داره؟!
دوست عزیزم کمی واقع بینانه تر باش گلم…
چیزی رو که به اجبار بدست بیاری،زود از دست خواهی داد!
دوستت دارم آبجی
…………………………………………………………….
***سحر*** جونم
مرسی گلم لطف داری
…………………………………………………………….
***خانم عباسی*** جان
من شرمنده شما هستم به خدا…
من همه تلاشم و کردم فیلم با سیستم در پیت من آپلود نمیشه…
امیدوارم خود عمو اون فیلم رو بذارن…
اما اگر بخواید عکس های جشن رمضان رو دارم…خواستید بگید بذارم…
متاسفم خانومی
……………………………………………………………
***نسترن*** جان اینجایی؟
نه عزیزم متن اون پست به اون معنا که فکر کنی مخاطب خاص نداشت!
من اصلا از این جور مخاطب ها ندارم عزیزم…ممنون که بهم سر زدی آبجی..بوس
……………………………………………………………
***فیاضی*** جونم خوبی؟
همین طوری خواستم حالتو بپرسم…خوشحالم مسئله حل شد./
……………………………………………………………
***s.d*** ی که تو سنگ صبور کامنت داده(اینجا ناشناس زیاده)
دوست من عمو بارها گفتن که اگه حرفی دارید همین جا بگید…عمو با شما تماس بگیره؟!
هر چی می خوای پشت خط بگی همین جا بگو…اگه خواستی هم کامنتت تایید نمیشه و پیش عمو میمونه…
در ضمن از اون صفتی که برای ما به کار برده بودی به شدت ناراحت شدم!
……………………………………………………………
**عموی گلم**
عمویی دوستتون دارم
خسته هم نباشید.//

28 09 2009
بهار

آخ چه طولانی شد؟! سابقه نداشت…ببخشید عمو متوجه نبودم اندازه شو!!!

28 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
سلام
امروز چهارشنبه است؟!
ببخشيد
قبل از هر عملياتي
خدانگهدار
راستي امروز اتفاقي برنامتونو كامل ديدم اما…
هيچي
خدانگهدار

28 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

من از یه چیزه مسافرت رفتن میترسم : تصادف .
البته خدا نکنه که این اتفاق بیوفته . ایشالله همه صحیح و سالم به مقصدشون برسن .
اما خب وقتی میبینم این همه ( زبونم لال ) تصادف پیش میاد ، خب نگران میشم و میترسم .
آخه خانم ناظممون هم خواهرشو توی تصادف از دست داد ( خدا بیامرزش ) ( ناراحت )

یک سوال : عکاس امیر محمد ؟ همین امیر محمد خودمون ؟

28 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام.ای عمو آقاییه خوب!میخواستم برم شیمی بخونم…اشکال نداره بیشتر بیدار میشینم زشته آدم 10 شب خواب باشه..واااااای 3 صفحه تمرینه…عموووو!
(دخترتون)

28 09 2009
ژاله فرهادروش

عمو اگه تمرینامو نتونستم کامل حل کنم فردا میگم :من نبودم دستم بود تقصیر عموجونم بود!
دوستت دارم عمویی…شب بخیر…التماس دعا
(دخترتون)

28 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

فردی که فضولی می کند در واقع قبل و بعد از آن یکسری کارها را باید ناخواسته انجام دهد . قبل از آن ، از خود و زندگی خود راضی نباشد و شروع میکند به فضولی درباره دیگران و بعد شروع میکند به قیاس کردن و بعد از آن به قضاوتهای نادرست و همه اینها از جهالت و نادانی فرد حکایت می کند . و فردی که فضولی میکند قطعا آرامش را اول از خود میگیرد و بعد از دیگران و همیشه در غذاب است ، عذابی که خود برای خود ساخته .
فردی که ایمان دارد وجودش امن است و آرامش دارد و نمی گذارد موجودات مضر و افکار منفی به درون آن راه یابد به همین دلیل فضولی نمی کند و این آرامش را به دیگران منتقل می کند .
فضولی کردن نیز یک معامله است که با توافق طرف مقابل صورت نمی گیرد بنابراین درون آن فرد ساختارهای منفی بوجود می آید که نمی گذارد او آسایش داشته باشد و راه خود را به درستی بیاید .
و به نظر من فردی که بیکار است و هدفی در زندگی خود ندارد فضولی می کند . و این هم از عدم آگاهی و نادانی اوست.

28 09 2009
فياضي

شرمندم
اما اگه معني فارسي اون شعرم بنويسين، خدا خيرتون بده انشاءالله
راستي
يه چيز بگم؟
وقتي گفتين وبلاگ شخصيتون نمي دونم چرا اما تا همين الان يه ريز دارم مي خندم، شايد به تموم كامنت هايي كه تا امروز فرستادم
نمي خوام بگم تا امروز شك داشتم چون خودتون خوب مي دونيد اين طور نبود، اما نمي دونم چرا يهو حس كردم بايد از تموم حرفايي كه زدم خجالت بكشم
اما عجب بچه بازي كردم اينجا
نه نه، جلوي ايميلمو نگيرين ، رفتم
راستي فقط بگم ديگه مزاحم ايميلتون نميشم، چون خدا رو شكر خدا خودش امروز كمكم كرد، و من راحت تر از اوني كه فكر مي كردم با بچه ها دوست شدم، دعا كنيد فردا كه بايد زنگ بزنم به خانم دامغاني (انگار شما مي شناسين! منظورم معاونه اونجاست) رضايت داشته باشن و بگن از 8 تا 11 ، آخه امروز گفتن 9 تا 11 يعني 1 ساعت كمتر، خيلي كمه فقط 2 ساعت
عمو
من نمي خوام، 2 ساعت زود تموم ميشه، دعا كنيد خدا خودش درستش كنه
ديگه خدانگهدار تا پست بعدي
«خانوم عباسي» شديدا به حرفي كه زدين رسيدم، واقعا همي جوريه
خدانگهدار

28 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

نههههههههههههههههههههههه
حواسم نبود . بجای اینکه اون قسمت ثبتش کنم . اینجا ثبتش کردم . شرمنده .

نههههههههههههههههههه ( اینها رو باید با حالت شوک و تعجب خوندا )
یه چیز دیگه : من چهارشنبه ساعت 5:30 تعطیل میشم . یعنی برنامه بی برنامه . تا موقعی که بخوام برسم خونه برنامه تموم شده .
نههههههههههههههههههه
نمیخوااااااااااااااااااااااااااااااام

28 09 2009
ژاله فرهادروش

عمویی ،دخترتون فداتون بشه؟
آخه الان یه چیزی تو نوشته هاتون دیدم هی دارم میگم آخییییییی!!!معنی شعر رو بنویسین ممنون میشم عمویی.دیگه شب بخیر!
(دخترتون)

28 09 2009
??

سلام
من به عنوان يك آذري دارم اين حرفها رو مي گم.
اول اينكه من كمي با تاخير اون قسمت برنامه جشن رمضان رو ديدم.حتي كوچكترين نكته اي رو نديدم كه به آذري ها توهين شده باشه
ثانيا:چرا همه ما آدمها عادت داريم فقط نيمه خالي ليوان رو ببينيم چرا هميشه از چارچوبي به قضايا نگاه مي كنيم كه همه چيز رو بد جلوه بديم؟؟
براي من افتخاره كه داريوش فرضيايي(عموپورنگ)آذري صحبت كنند.
براي من افتخاره كه پدر داريوش فرضيايي(عموپورنگ)آذري هستند.
براي من افتخاره كه داريوش فرضيايي(عموپورنگ)وقتي بين هزاران تماشاگر حاضر ميشن يادي از آذري ها مي كنند و به لهجه آذري صحبت مي كنند.
براي من،مني كه يك آذري هستم تمامي اين قضايا دوست داشتني و شيرينه.
چرا از اين چارچوب به قضيه نگاه نكنيم؟؟
حالا اينكه چرا بعضي ها كاسه داغ تر از آش ميشن و اين حس تعصب قلابي شون گل مي كنه من مي دونم دردشون چيه.
درد اينجور آدم ها نه غيرتي بودنه و نه تعصب داشتن.درد اين نوع آدم ها فقط اينه كه بتونن يه خودي نشون بدن و بگن كه آره بابا ما هم هستيم.ما هم يه چيزايي مي دونيم.چطور وقتي فرهنگ سنتي و قديمي خودشون رو كنار مي گذارن و از فرهنگ هاي بيگانه تبعيت مي كنند اين حس متعصب بودنشون فوران نمي كنه ولي وقتي يه آدم متشخص و مهمي مثل عمو براي بها دادن به آذري ها(حالا نه فقط لهجه آذري لهجه هاي ديگر رو هم ميگم) صحبت مي كنه اين حس مثلا:متعصب بودن و غيرتي بودنشون فوران مي كنه.
من به عنوان يك آذري از داريوش فرضيايي(عموپورنگ)متشكرم.من ازشون تشكر مي كنم كه هميشه ياد آذري ها هستند و آذري زبان ها رو دوست دارند. و به عنوان يك آذري بخاطر ناراحتي كه براشون پيش آمده از طرف خودم و تمام آذري زبان ها ازشون عذر خواهي مي كنم.
از داريوش فرضيايي(عموپورنگ)
متشكرم
متشكرم
متشكرم
متشكرم
هزاران بار متشكرم

28 09 2009
دختر خنده روي عمويي

سلام عمويي خوبين؟؟
من كه كاملا گيج شدم.
اي خداااا…
بيخيال.
اما عمويي توهم قشنگي بود ممنون.(…)
دوستاي بيچاره امو بگووو…
راستي عموجوني بازم از طرفه كله همشهريام ازتون تشكر ميكنم واسه خاطر اينكه بلاخره يه حرفي چيزي از اين قم زدين. يعني ميدونين من دق كردمااا اخه هيشكــــــــــــي مارو تحويل نميگيره(گريــــــــــــــــــــــــــــــه) اما شما تحويلمون گرفتين(نيشخند) اين ميدونين يعني چي يعني مهربونيييييييييييييييييييييييييي(خنده)
راستي عموجون اگه ميشد حتما واستون سوهان ميفرستادم(خنده) اما چيكار كنم كه راه دوره… . ايشالله سر يه فرصت…

28 09 2009
دختر خنده روي عمويي

ببخشيد عمويي هميشه اذيتتون ميكنم.
چيكار كنم خب يكم زيادي زود جوگير ميشم(خنده)
عمويي اما ايشالله يه دف واقعا بيايين. البته گمون نميكنم اوندفعه اي كه اومده بودين بهتون خوش گذشته باشه. من واقعا موندم چطور تونستين از دسته اون جمعيت راحت شين.
البته اون جمعيت جمعيت خيلي خيلي زيادي نبود چون اصلا اطلاع رساني نشد توي قم.
اگه اقاجون نميگفت من هم باورم نميشد.
عمو خيلي دلم از دسته مسئولامون پره. مسئولاي قم هااا.
اي كاش عوض ميشدن. درس ميشدن…
چميدونم اصلا. بيخيال.

28 09 2009
مائده

سلام عمو
عمو بیش تر از 10 بار یه خط از درسموخونم نفهمیدم که نفهمیدم …
حال و هوای دیدنی دارم ….
شبتونقشنگ … فردا میام کلیییییی حرف برای گفتن دارم … فعلا ..
التماس دعا !!

28 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

چرا من همه چی رو یادم میره ؟
هر چی فکر کردم نفهمیدم چی بود اما دومیش رو میگم ( نیشخند )
داداش من عاشق این انگشترتونم . نمیدونم چرا اما از انگشتره خیلی خوشم اومده . ( خجالت )

جلل الخالق …. عجب …. اصلا بهش نمیخوره این همون باشه …. ولی خودشه …. یه نگاهی به هیکلش …. بینیش … ترکیب صورتش ….. ولی آدم توش میمونه ….
ااااااااااااااااا ( با فتحه ( یعنی تعجب ))

اینو واسه اونایی گذاشتم که ندیدن

28 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام
یه سوال : قضیه ی این برچسبهای نارنجی چیه ؟ از اینا زیاد دیدم اما نمیدونم قضیش چیه ( در حال تفکر )

* آجی عباسی * اگه جواب بدی که خیلی ممنونت میشم .

* آجی فیاضی * جدی جدی 12 سالته ؟ ( تعجب ) بابا من فکر کردم دانشجویی .

چرا همش فکر میکنم آجی های اینجا از لحاظ سن از من بزرگترن ؟

28 09 2009
نشمین

سلام. عمو. راستی شاید چهارشنبه منم نتونم برنامه رو ببینم آخه ساعت 3 میام خونه.بعدشم باید کارم مدرسمو انجام بدم. مقاله و روزنامه دیواری هم باید درست کنم. ساعت 5/4 هم برم بیرون. ساعت 6 هم کلاس زبان تا ساعت 8. کاشکی وقت کنم ببینم!!
عمو یه سوال : معنی این شعری که نوشتید چیه .میشه بگید؟ ممنون.

28 09 2009
دختر خنده روي عمويي

عمويي يه چيزي بگم؟؟
عمو: نــــــــــــــــــــــــــه
من:(غصه دار)
من: عمووووو، عموجــــــــــــآن، عموجونييي، عموووو…
راستي الانم رفتم پيش ژاله اونم مثل من فك ميكرد.
يه توهم از سوي من. ويه شوخي توپ از طرف شمااا.
فقط من موندم چطور تو اين وسط ياد قم و سوغاتش افتادين شمااا؟؟؟
قديما راجب سوغات و… ميگفتين اما قم…
راسيتش من خودمم چندوقته كه فهميدم سوغات قم سوهانه . يعني اصلا نميدونستم كه سوغات داره.
البته اين چندوقت يعني مثلا از راهنمايي تاحالاوااا.
خلاصه جالب بود ممنون.
فقط عموجون بنده رفتم روبه قبله و برگشتم. باور كنين. اصلا حالي داشتم كه نگينو نپرسين.
فعلا….

28 09 2009
نشمین

عمو دیگه باید برم آخه بابام اومده میگه برو بخواب . آخه من وقتی برم توی تخت یکی دو ساعت دیگه خوابم می بره. خب دیگه تا بابام دوباره نیومده برم. شب بخیر .

28 09 2009
آراز

مرسی عموپورنگ عزیز،

تو دل ما ترکها جا داری. خیلی دوستت داریم. ممنون از شعر قشنگت.

28 09 2009
بهار

چند باره سلام
عموی گلم یعنی اینقدر از این موضوع ناراحتید؟
عمو همه ی اونایی که شما رو میشناسن می دونن که شما منظورتون چیز دیگه ای بوده…علی الخصوص که پدر خودتونم آذری هستن…مادر بزرگ مادری من هم آذری هستن…اما حتی یک لحظه هم احساس بدی بهم دست نداد از اینکه شما لهجه ی آذری رو در میاوردید… به قول خانوم عباسی یه عده کاسه داغ تر از آش هستن که فقط منتظر همین جور سوژه هان…عمو شما اهمیت ندید…از خودتون مطمئن باشید…ما هم هستیم!
……………………………………………………….
خانوم عباسی کامنت برگزیده برای شما بود دیگه نه… ضمن اینکه دارم سعی میکنم اسمتونو حدس بزنم(خنده)لیلا؟لیلی؟…نمی دونم…(من به همه چیز کار دارم)
حالا خانوم عباسی اگه زحمتی نیست ترجمه ی این شعر رو هم برای من بی سوادا بگید…

28 09 2009
دختر خنده روي عمويي

عمويي من خودمم تاحالا نديده بودم يكي به يه شوخي اينقده فك كنه(نيشخند)
اخه همينطور چارچنگولي نشستمو دارم فك ميكنم كه چرا اين شوخي همه چيش با يه خواب جور در اومد.
نميدونم اينجا هم قبلا گفتم بهتون يا نه اما تواون مسابقهه نامه اي به عمو من يه چيزايي خب گفته بودم ازش.
عمو اما واقعا چه رابطه اي هست؟؟؟
امروز دبيرمون از كاينات و… صحبت ميكرد شايد به خاطر هميين اينقدر من الان پاپي ام . يعني ربطي داره؟؟؟
من خيلي معمولا دوس دارم همه چيو بهم ربط بدم. به خاطر همينم فك ميكنم كه يه رابطه ي عميقي بايد باشه حتما. وشايد يه چيزي كه بشه با فيزيكو … بهش رسيد.
عمو از نظر من همه چي يه دليل علمي واسش ميشه اورد. چون اين قائدشه مگه نه؟؟
حتي مهربوني. وقتي كه گذر ديدگاهم ميافته به نگاه هاي پر رمزو راز و علمي و… دنيا واقعا برام قشنگ ميشه عموييي.
اما حيف كه من …
اره عمو جنبشو ندارم. جنبشو ندارم تا بتونم برسم به اون چيزايي كه دوس دارم. يا دسته كم بتونم دورو برمو درك كنم.
اين خيلي بده مگه نه؟؟؟
بيخيال بابا نصفه شبي نطقم گل كرده.

28 09 2009
دختر خنده روي عمويي

راستي عموجونم اين كه از اينجا گفتيناا واقعا برامون جالب بود.
البته كلا من در طول برنامه در شك(با ضمه خونده بشه لطفا) به سر ميبردم.
البته اين اتفاق برام همچين بد هم نبود چون باعث ميشه همچنان اينجااا مزاحمتون بشم(خنده)
راستي عمويي اين جريان اذري ها چيه؟؟؟ راستش ميدونين كه اين سيستم بنده داغونم كرده خب اصلا هم نتونستم چندوقته كامنت بچه هااا رو بخونم.
الانم از اين پست شما يه چيزايي دست پا شكسته فهميدم.
به هزارو يه علت ميشه گفت كه اذري هاا و… خيلي براتون عزيزن اونوقت ….
الله اكبر…
فقط همينو بگم كه از دسته شماست كه من همش حسرت ميخورم كه چرا 1- اذري نيستم2-گيلاني نيستم3- لهجه و زبانه خاصي ندارمو …
اونوقت اينطور به شما گفتن؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!

28 09 2009
فياضي

. «خانوم عباسي»من براي شما آذري ها هميشه احترام ويژه قائل بودم چه از لهجه ي شيرينتون گرفته تا صداي اذان مرحوم موذن زاده(كه البته ايشون اردبيلي بودن) و اشعار شهريار و مراسم سينه زني اربعين و …
من نه فقط براي شما كه براي تموم آذري ها احترام ويژه قائلم
.
.
اما عمو من بازم آدرس ايميل دارم
مي خواين همشو بهتون مي گم ، كمپلت جلوشو بگيرين
نه انگار اين بار با هميشه فرق مي كنه
باشه چشم تسليم
من مي رم
نه فقط براي امشب كه براي …. شوخي نمي كنم، كاملا جدي ، ديگه هر كي بود از رو مي رفت من اگه از رو نميرم بابت مشهدي بودنمه، كه ديگه از رو رفتم
«دوستان » گفتم يه روز پرت ميشم بيرون، اون روز رسيد
خدانگهدار همتون
اين دم آخري حلالم كنيد
به خصوص عمو
خداحافظ همين حالا

28 09 2009
بهار

حالا که فکر می کنم میبینم هر ؟؟ که خانوم عباسی نیست!!!
عمو کامنت برگزیده برای خانوم عباسی خودمون بود یا…یه نفر دیگه!؟
شب بخیر عمویی..//

28 09 2009
دختر خنده روي عمويي

عمويي اين عكسه كه شما باهاش عكس انداختين اقاي شهريار ديگه؟؟
الان عمويي ميگه اي كيو معلومه ديگه.
(نيشخند)
اما عمويي من يه چيزي يادم رفته اين اقاي شهريار بودن كه نامه نوشتن به انيشتن؟؟؟

اگه ميدونين خواهشا بگين ممنون.
راستي عمو قديماا پايين كامنتامون يه جاي پاسخ بودش . نميدونم الان هم هست و مشكله كامپيوتره منه. يا اينكه نه كلا نيستش.
اين خيلي خوب بود چون من واسه جواب هاايي كه ممكنه بهم داده بشه دچار مشكلم.
اخه نميتونم تموم كامنتارو بخونم اينه كه اخرسرهم بي جواب ميمونم همش(گريــــــــــه)

28 09 2009
تينا راد فرنژاد

به نام خد يي كه خيلي مهربونه *
سلام به عموي نازم :
عموجون اين عكستون خيلي ناز شده دست امير محمد هم درد نكنه .
عمو جونم معني اين شعر هم مينويسم اما نميدونم درسته يا نه ؟
حسادت دشمن ، عزیز درگاه حق را خوار و ذلیل نمی کند
حیله حسود ، اقبال آدمی را برنمی گرداند
اگر چه خزان آفت گلستان است
سرانجام نسیم شمال ، سرسبزش می کند
(اينم معني اين شعر )
عمو جونم درسته ؟؟
عمو جونم دعام كن تا بتونم هم فردا به كلاسم و هم به مهد اخه ساعت كلاس با مهدم يكي شده عمو ،فكر كنم فردا به صورت جنازه ميام خونه .
عموي مهربونم دوست دارم .خوابهاي رنگي رنگي ببنيد .شب بخير عمو.
(برادرزادتون تينا )

28 09 2009
دختر خنده روي عمويي

عمويي حوصله ام سر رفته.
يعني سر كه نه ولي حوصله ندارم.
خوابم مياد اما كلي كار دارم.
كار دارم ولي اينجارم دوس دارم.
دوس دارم ولي مهلت ندارم.
مهلت ندارم ولي صبر زيادي دارم.
صبر دارم ولي اعصاب ندارم.
اعصاب ندارم چون از انتظار بدم مياد.
از انتظار بدم مياد ولي گاهي وقتا هم شيرينه و ادم حسرتشو ميخوره.
ولي باتموم اين حرفا دوس دارم زودتر فردا بيادو بره.
چرا چهارشنبه نمياد؟؟؟
عمو تايم برنامه تون(…)
اصلا عمو وقته برنامه تون خيلييييي زياده عمو.
عمو كمش كنين لطفا. عمو تا ميتونين وقته برنامه رو كم كنين.
خب چيكار كنم من. عمو همش من هرجا تونستمو نتونستم به هركي ميشناختمو نميشناختم راجب تايم برنامه گفتم. اما …. هرروز بدتر از ديروز.
بابا يه ذره خب زيادش كنين ديگه.
اخه اين مهاجران چيه عمو به گندگي گذاشتن تو برنامه؟؟؟
خودش شونصد ساعته.
بازم گلي به جمال همون فوتباليستااا.
عمو يه برنارد بزارين اخر برنامه تمام.
به من باشه ميگم هيچي نذارين اما اگه اين قانونشه پس همون برنارد هم كارو انجام ميده ديگه.

28 09 2009
دختر خنده روي عمويي

وااااي عمويي چه معنيه قشنگي واقعااا . عمويي خيلي حرفاي قشنگ توش ذاشتااا عمو هم از شما ممنونم و هم از ابجي تينااا.
ممنون واقعا ممنون.

28 09 2009
دختر خنده روي عمويي

اما عمو اين تايم برنامه رو خواهشا يه فكري به حالش بكنين.
دقت كردين همش داره اب ميره؟؟؟
حالا برعكس برنامه ي شمااا …
اوفه اخه من چي بگم واقعا.
بيخيال.
واي عمو اگه بابام بفهمه من اينقدر جديدا بيخيال بيخيال ميكنم…
بابام بدش مياد از بيخيال و باحال و….
گاهي اوقات شما هم چيزايي ميگين عمويي كه فك ميكنم قبلا حرفاتونو با بابام چك كردين.
اخه بابامم شبيه شما صحبت ميكنه و فك ميكنه نه يعني شما شبيه بابام نه يعني شما دوتا شبيه هم فك ميكنين و صحبت ميكنين و… البته تو بعضي مواردش جا افتاد(خنده)

29 09 2009
دختر خنده روي عمويي

عمويي تجسم اينكه شما الان پاي سيستم نشستينو احتمالا ريز شدين توي كامنتااا و تك تكشو دارين ميخونين وشايد گاهي وقتا اخماتون بره تو هم يا اينكه خوشحال شين و واقعا بخندين. ازون خنده ها كه موقع خنديدن سرتونو ميبرين عقب وبعد ميخندين ازونااا. عمو اينكه اينقدر اينجور خنديدنتونو دوس دارم واسه اينه كه چندوق پيشا منم ييهو اينجوري خنديدم بعد دوست گفت هما عينه عموپورنگ خنديدي(خجالت) به خاطر همين خيلي الان يادمه(خنده)
خلاصه عمو تجسم همه ي ايناا برام قشنگه و خب تجربه ي اين چيزاي قشنگ هم يه فرصته كه شما در اختيار منو امثال من گذاشتين پس واقعا ممنون عمويي.
.
.
فقط يه چيز كوچول ديگه اونم اينكه عمووو دقت كردين نوشته هاتون توي اينجاا يه كمي شورو هيجان و نشاط و شادابيو خلاصه اصطلاح نمكيش شرو شوريه گذشته رو نداره؟؟؟
گذشته منظورم اون وبتون. اون قديميه كه وقتي ادرسشو سرچ ميكيني درشت نوشته :
اين وبلاگ واسه خاطر هميشه بسته شده.
عمويي همچين نوشتين كه انگار بدجوري تو ذهن من يكي كه هك شده.
البته شايد اين باعث بشه كه هميشه خاطرات قشنگ قديمارو حفظ كنم. به قول خيليها كه خاطرات قشنگ پيش اون تلخياس كه قشنگن.
نميدونم بهش فك كردم اما…
هيچي…

29 09 2009
aseman

ایمیل جدید دارید

29 09 2009
دختر خنده روي عمويي

عمويي ديگه راستي راستي شب بخير. اميدوارم فردا روز خوبي رو در پيش داشته باشين.
اي كاش الانم ديگه رفته باشين بخوابين يا اگرم نرفتين ديگه الان واقعا پاشين برين تو رختخواب.
عمويي التماس دعاي فراوون.
شبتون خيلي بار قشنگ.
البته بنده كه فعلا بيدارم اخه يه فصل كامل فيزيكم مونده.
پس فعلا…
يه چيز ديگه اونم اينه كه شايد يهو غيبم بزنه نميدونم كي و… ولي اگه يهو اين چندوقتا غيبم زد يعني اينكه اين كيسمو دادم واسه دوا درمون(نيشخند)
پس فعلا…

29 09 2009
نسترن

سلام بهار خانم گل نه عزیز اشتباه متوجه شدی گلم گفتم مخاطبت از جنس خاکه یا نه یه تیکه از آسمون امیدوارم سوتفاهم نشه خانمی

دوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووست دارم

علی علی

29 09 2009
sahar

به نام خدا
سلام
همينكه اين پست را گذاشتيد… ديدمش. اما نميدونم چرا نمي تونستم چيزي درباره اش بنويسم….اگرچه جوابش توي ذهنم بود . اما حرفهاي » ل.ع» ( خانم عباسي) را واقعا قبول دارم. يعني اگر من هم آذري زبان بودم دقيقا حرفهاي ايشون را ميزدم . خدا همه ما را به راه راست هدايت كنه.
دستادستي فرهنگمون و گذشته مون را از بين برديم… هيچكي دم نزد . هنوز وقتي ياد عروسك ايراني خودمون با اون چهره سياهش و لباس قرمزش مي افتم وقتي ياد عمو نوروز توي ذهنم نقش مي بنده و اينكه بچه هاي امروز نه اسمشون را شنيدند و نه ديدنشون … اما پاپا نوئل را خوب خوب ميشناسند و اومدنش را نشانه كريسمس ميدونند… دلم ميگيره. از اينكه خيلي از خانواده ها زبان مادري و پدري را از بچه هاشون دريغ مي كنند و ميگند افت كلاسه و بچه هاشون با اين ديدگاه بزرگ ميشند…. از اينكه لباسهاي محلي جاشون توي موزه هاست… از اينكه تمدن غني داريم و حالا ازش چيزي نميدونيم و اسير چهار تا زرق و برق كشورهاي ديگه ميشيم…
از اينكه غذاهاي ايراني كم كم جاش رو داره به غذاهاي خارجي ميده…. از اينكه سنتها ي قشنگمون كم كم داره نماد افت كلاس بعضيها ميشه و…..
هيچكدوم اين آدمها نگران اين چيزها نيستند….. نمي دونم چرا بعضيها عادت دارند به جاي كمي تفكر و تعقل ، ديدن واقعيتها و ارزشها … فقط از روي سطحي نگري با بهانه هاي بني اسرائيلي روي مسايلي تمركز كنند كه اصلا بعد قضيه اش چيز ديگريست. عادت دارند خوبيها را نبينند و ارزشها را درك نكنند.
واقعا فقط مي تونم بگم كه خيلي متاسفم… به عنوان يك ايراني…. نه يك آذري زبان و حتي گيلك زبان… اصلا به عنوان يك انسان ، متاسفم و به نوبه خودم ازتون معذرت خواهي مي كنم. همينطور ازتون بابت همه چيز ممنونم.
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

29 09 2009
aseman

*خــــــــــانــــــــــــم عبــــــــــــــاســــــــی*
*خــــــــــانــــــــــــم عبــــــــــــــاســــــــی*
*خــــــــــانــــــــــــم عبــــــــــــــاســــــــی*
*خــــــــــانــــــــــــم عبــــــــــــــاســــــــی*

خانم عباسی اگر شما هم مشکل ثبت نشدن کامنت داشتید و آقای فرضیایی لطف کردند و جواب کامنتتون رو دادند ، لطفا علتش رو برای من بنویسید…..

29 09 2009
یک رشتی

به همه باید احترام گذاشت … فکر نمی کنید هرجا که می خواهید طنز و مسخره باشه از لهجه شمالی مخصوصا گیلکی استفاده می کنید … کار اشتباهی باشه … با توجه به حجم جک ها و توهین هایی که با گیلکی و رشتی ها وجود داره … ایا این طرز استفاده درسته ؟ دقیقا جاهایی که می خوایین بخندونین یا مسخره باشه لهجه رشتی می گیرین … فکر نمی کنین یه بچه وقتی می بینه اگه لهجه داشته باشه از ترس مسخره شدن …سعی می کنه لهجه اصیل رو عوض کنه چون اعتماد به نفسش از بین می ره … از شهر دیگه هم باشه رشتی و شمالی رو مسخره می کنه . من برنامه شما رو وقتی ماه عسل اومده بودی دیدم . چطور وقتی مادر محترمتون لهجه داشت و صاف و ساده حرف می زد … دوست داشتی هرچه سریعتر تلفن قطع بشه . کمی فکر کنید . لهجه گیلکی لهجه لوده بودن نیست

سلام دوست عزیز ممنون از اظهار نظرتون اما متاسفانه این طور که شما برداشت کردین نیست وقتی شما کلمات ظنز و مسخره را کنار هم برای تعریف یک مفهوم کذایی می آورید معلوم است که دچار سوتفاهم شده اید و دارید اشتباه فکر می کنید </a>

29 09 2009
نسترن

سلام عمو فرضیایی عزیزم عمو معنی اون شعر چی بود من که نفهمیدم
دوستان آذری به یاری سرسبزتان نیازمندیم یکی اون شعر و واسه من ترجمه کنه خدا خیرتون بده

دعاتون می کنم ثواب داره

علی علی

29 09 2009
حسنا حسینی

سلام عمو.
.
اذری ها مردم خیلی خوب و به قول خودمون غیرتی و ساده و با صفا یی هستن.
حالا یه خاطره بگم از ایت گلای همو طن
.
مادر من یه همکار اذری داشت که هنوزم باهاشون ارتباط داره از بس خونواده خوب و مومن و مهربونی هستن.یه روز مادرم برای بچه اون خانوم یه صندلی بادی خرید و همون طور که میدونین صندلی دارای پشتی برای تکیه زدنه بچه هست دیگه اون خانومه فکر کرده بود که اون پایه ی صندلیه و برعکس گذاشته بودش رو زمین و طفلک بچه هم از روش سر میخورد.فرداش اورده بود اداره به مادرم گفته بود:اگه میشه اینو ببرین عوض کنین خرابه.مادرم گفته بود چرا؟ اونم گفته بود اخه کجه. و بعد زیرو رو گذاشته بودش رو زمین….
.
ولی با همه این حرفا خیلی ماهن به خدا…تبریز از شهرای مورد علاقه منه برخلاف…..؟؟؟.
.
امشب از اون شبایی که خیلی خوابم میاد و میدونم تا صبح نمیتونم بخوابم…

29 09 2009
aMir

عمو پورنگ همیشه در قلب ما جا داری
خیلی دوست داریم

29 09 2009
دختر خنده روي عمويي

واي الان عمويي ميگه ده بچه برو بخواب ديگه. مگه خداحافظي نكردي.
ومن:(خجالت)(نيشخند)
.
.
عمو اين كامنت بالايي يكم از يكم خيلي بيشتر بي انصافي كرده.
عمو اين كامنتا جديدا چين؟؟؟
واي…
عمو شما تو ماه عسل ميخواستين تماسو قطع كنين؟؟!!!!!!!!!!
عجبااا.
ملت همه مهربوني واحترام گذاشتن به خانواده هاشونو . دوست داشتنه مادر و پدرو … رو دارن از شما ياد ميگيرن اونوقت اين كامنت از چي صحبت ميكنه…
الله اكبر…
ميگم عمويي شما هم واقعا بايد با چه مشكلاتي دستو پنجه نرم كنيناااا.

29 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام…ای واااااای ای وای الان سرمو میکوبم به دیوار..ما هم ماه عسل رو دیدیم، اما همچین برخوردی از عمو ندیدیم!!
*مائده*کجایی خواهر!آپم!*تینا* آجی ممنون که معنی شعر رو نوشتی..عمو خیلی قشنگ بود.عمو اگه میبینین اینجام به خاطر اینه که حالم بده،سرما خوردم داغه داغم چند تا تمرین حل کردم دیگه نمیتونم…فردا حل میکنم..
(دخترتون)

29 09 2009
دختر خنده روي عمويي

ميگم عمويي واقعا من در چه خيالو يه سري هام در چه خيال…
.
.
من حسوديم ميشه به بچه هايي كه شمالي و اذري و لرو… هستن اونوقت بعضيهام…
.
.
اما من واقعا موندمااا ايناا واقعا دارن به نمايندگي از همشهرياشون ميان يااينكه نه فقط ساخته هااا و پرداخته هاي ذهنشونو ميان ميگن؟؟؟
.
.
اخه واقعا من نميفهمم. دورو برياي من يعني جزو جامعه نيستن؟؟؟
من خيلي از دوستام ترك ، گيلاني و… بوده اند . دوستام نه اونايي كه اينجان يا اونايي كه عمو عموشون باشه نه… بلكه اوناااييي كه شايد عمو حتي براشون يه مجريه محبوب هم نباشه.
واقعا خيليااا دورو برم هستن كه بهم ميگن چرا ميشنم پاي برنامه. چرا عمورو دوس دارم. چرا اسم عمو ورد زبونم شده تا جايي كه به بابامم يهويي ميگم عمو…
اما با تموم اين حرفاا وقتي بهشون ميگم مگه چيه؟؟؟ عيبي داره؟؟ منو منع نميكنن . بهم نميگن كار بدي دارم انجام ميدم . بهم نميگن كه عمو خدايي نكرده بده.
هر دف از هركدومشون كه پرسيدم عمو ايرادي اشكالي چيزي داره كه باعث ميشه من اشتباه كنم ميگن نه. واتفاقا همشون پنج تا خصوصيت عمورو هميشه ي خدا تحسين كردن.
واون خصوصيات :
1- ايمان.2- ادب3-فروتني4-مهربوني5-صداقت.
اين پنج تا ويژگي وژگيهايين كه هميشه بوده. و مايه ي افتخاره منه واقعا.

29 09 2009
دختر خنده روي عمويي

اصلا من اينجا نبايد انگار صحبتي بكنم.
چون هر حرفي كه اينجا گفته بشه حتي اگه جوهرش از منطق هم باشه بازم به پاي صحبتهاي عمويي نميرسه.
اميدوارم سوء تفاهمات حل بشه هرچه زودتر.
فقط واسه چنين عزيزاني توصيه ميكنم كه اينجور وقتا بيشتر كامنتارو زيرورو كنن چون بايد واسشون افتخار باشه كه عمويي كاري كردن كه خيليهااا علاقه مند به اين لهجه ها گويش ها زبان ها و… شدن وتوي همينجااا دنبال يادگيريشن.
يكيش خوده جنابم.(نيشخنده) يعني خودمو ميگمااا.
فعلا…..

29 09 2009
امین فرزامی

ســــلام عمــــوجــــون ببخشیــــد عمــــوجــــان
ترانه ی جدیدتون مثل همه ی ترانه هاتون قشنگ بود اما
*** هــــــــدیــــــــه *** یه چیز دیگه است محشــــــــره
خستـه نبـاشیــد.

عمو وقتی آذری صبحت میکنید خیلی با مزه میشید
شما به گردن تک تک بچه های ایران زمین حق دارید هیچوقت خطایی از شما سر نزده اگر هم زده خب اصلآ مهم نیست انسان جایزلخطاس …

29 09 2009
farnaz

سلام عمو جون شبت بخیر
من کاملا با نظر (یک رشتی) مثل خودتون مخالفم میدونید چرا؟؟؟
چون بارهاو بارها اتفاق افتاده که یه بچه توی مسابقه ی تلفنی برنامه نخواسته با لهجه ی خودش صحبت کنه ولی شما بهش اصرار کردین وگفتین مگه لهجه داشتن چه اشکالی داره!!!
عمو بعضی ها خیلی بد قضاوت میکنن و این خیلی ناراحت کنند ست…
عممممممممموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو…

29 09 2009
farnaz

عمو جون عکستونم خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییی قشنگه…

29 09 2009
شکوفه

عمو گفتی چهارشنبه ها اپ می کنی ؟
ما تو یه هفته چقدر چهارشنبه داریم هاااااااااااااااااا
راستی عمو خوش به حالت که اذری بلدی من نصف فامیلم(فامیل مادری) اهل تبریزند منم ترکی را در حد سه چهار کلمه بلدم وقتی هم که همه یه جا جمع میشیم ………………
عمو فکر کن همه ترکی حرف میزند در حد سه چهار ساعت اساسی منم که بیلمز فقط نگاهشون میکنم تازه بعد سه چهار ساعت یادشون میفته که اه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه من ترکی بلد نیستم بعد هول و حوش سه چهار ساعت دیگه راجع به اینکه چرا من ترکی بلد نیستم و چرا یاد نگرفتم به ترکی حرف می زن بعدش هم که……………. مهمونی تموم میشه دیگه
من بیچارم تو این 8 ساعت به این فکر میکنم که اگه یه مترجم داشتم تا الان ترکی را یاد گرفته بودم و بیست و چند سال ننگ بی استعداد بودن یدک نمی کشیدم
اخه عمو وفتی تو خونه ما فقط در مواقع ضروری ترکی صحبت می کردن من باید از کجا یاد می گرفتم
عمو این موضوع همین امشب برام اتفاق افتاده که می گم هااااااااااااا
راستی عمو ادرس وبلاگم را قبلا اشتباه وارد کرده بودم الان درستش کردم اگه وقت داشتی

29 09 2009
شکوفه

عمو الان که نظراتتونو می خوندم رسیدم به نظر اون دوست عزیزکه از گیلکی حرف زدن شما ناراحت بودن
می دونید وقتی شما اذری یا گیلکی حرف می زنید من اصلا احساس نمی کنم دارید مسخره می کنید یا اینکه برای خندوندن از لهجه استفاده میکنید
چه چه قبلا این احساس به من دست می داد که شما فقط برای ارتباط برقرار کردن با بچه ها ی شهر های دیگه از لهجه استفاده می کنید
واین برام جالب بود چون نشون میداد عمو پورنگ فقط عمو پورنگ بچه های تهرانی نیست بلکه عموی تمام بچه های ایرانی

29 09 2009
شکوفه

راستی عمو این عکس جلوی اسم من فیله؟ یا سوسماره؟ شایدم مورچه خواره
راستی عمو توجه کردی من شب کارم تماااااااااااااام نظراتم را از 1 شب به بعد گذاشتم

29 09 2009
بهار

سلام
صبح به خیر
………………………….د…………………
………………………………………………………………………
عمو میشه یه خواهش ازتون بکنم… ممکنه توضیح بدین که چرا بعضی از بچه ها نمی تونن کامنت بذارن؟! این نکته کم کم اینجا داره به یه سو تفاهم بزرگ تبدیل میشه! کمک کنید دیگه…

29 09 2009
بهار

**نسترن** آجی نه بابا چه سو تفاهمی…فهمیدمOK

29 09 2009
تاجیک

دوستان کامنتی سلام
سحرم
ممنون ازاینهمه محبتی که نسبت به من داری، گلم!با همه ی حرفهایت موافقم و تنها چیزی که می توانم بگویم این است که امیدوارم روزی برسد که بچه های ما از تاریخ ، دین، گویش و زبان محلی و اصولاً گذشته یشان با افتخار صحبت کنند و از حرف زدن در مورد آن خجالت نکشند؛ آن روزی که دلمان به این گرم باشد که بچه های امروزمان آن قدر اطلاعات از فرهنگ و هنرمان دارند که می توانند امانتدار های خوبی باشند برای انتقال فرهنگ و سنتهای قشنگمان به نسلهای بعدی !
روی ماهت را می بوسم و برایت بهترینها را آرزو می کنم!
گلبرگ نازنینم
بهترینم ،راستش من در یکی از کامنتها دیدم که تولدت را تبریک گفتند شاید ذهن من یکم قاطی شده ولی تا آنجا که من می دانم تولد تو 11 یا 12 اردیبهشت بود !با این همه تولدت را تبریک می گویم ،می بوسمت و امیدوارم سالهای سال با خوشبختی و شادی زندگی کنی نازنینم!
سمانه خوبم
نازگلم ، من به وبلاگت سر زدم ولی هرچه تلاش کردم صفحه نظرات برایم بازنشد به خاطر همین نتوانستم برایت نظر بگذارم ، امیدوارم فکر نکرده باشی فراموشت کرده ام ، خیلی خیلی دوست دارم بهترینم!
فائزه جون
عزیزترینم ، امیدوارم هر چه زودتر سلامتی کاملت را به دست آوری !
فروغ چشمانم
نازنینم ، تولدت مبارک ! امیدوارم راه زندگیت مثل اسم قشنگت همیشه پر فروغ و روشن باشد!
شیوای صرامی عزیزم
فوت مادربزرگت را بهت تسلیت می گویم! امیدوارم مثل همه مادرهای مهربان جایگاه مادربزرگت بهشت زیبای خداوند باشد !روحش قرین رحمت الهی !
تینا مهربانم
از اینکه دوباره اسم نازنینت را بین کامنتها دیدم خیلی خوشحال شدم !
فیاضی نازنینم
امیدوارم هر چند وقت یک بار وقت پیدا کنی و اسم قشنگت را بین کامنتها ببینم ، موفق باشی گلم!
مهر عزیزم
کجایی؟! در این چند پست کامنتی ازت ندیدم ! امیدوارم هر جا که هستی شاد و پر انرژی باشی ! آغازپایان نازنین ممنون می شوم سلام من را به مهر نازنینم برسانی ، بهش بگو خیلی خیلی دلم برای نوشته هایش تنگ شده !
نرگس دلنازکم ، معصومه آسمانیم، همای نازنینم ، ژاله ی پر جنب و جوشم ، خانم عباسی عزیز ، رامینای نازنینم ، سولماز مثل ماهم ، گل نیلوفرم ،نسترنم، مشکات قشنگم و…..
امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشید و به همه آرزو های قشنگتان برسید!

التماس دعا!
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

دوستدار همیشگیتون

29 09 2009
سیمین

سلام عمو جان جانم من سیمین سرتیبی از تبریز طرفدار 8 سالتون عمو از شما بعید شما چرا به حرف بعضی از مردم اینقدر تحت تاثیر قرار میگیرین عمو یه چیزی بابای من زیاد به برنامه ی شما نگاه نمیکرد ولی از وقتی شما ترکی رو اونقدر قشنگ حرف میزدین مخصوصا میشست تا اخر برنامه نگاه میکرد وقتی هم که از خنده کم مونده بود غش کنه خودش رو میزد کوچهه…….بگذریم شما چیز بدی نگفتین اکثر تکیه کلامتون این لود که سر به سرم نزار عمو به خدا خیلی از جاهایی رو که ترکی صحبت میکردین رو ضبط کردم عمو همیشه یه عده مخالف وجود دارن شاید اصلا اونایی که نظر دادن ترک نبودن

29 09 2009
سیمین

عمو اعصابم اونقدر خرابه بازم اومدین و رفتین من نتونستم ببینمتون راستش نمیدونم به دعوت کدوم شرکت یا موسسه یا……..اومده بودین من صبح جمع زنگ زئم تراکتور سازی گفتن جشن نداریم عمو به خدا هر سال اون چیزایی رو که براتون خریده بودیم رو از اول کادو میکنم نمیدونین چقدر امید داشتم که لاقل بعد از 2 سال امسال بتونم ببینمتون ولی انگار این عادت من شده که هر سال با گریه این روزای سال رو طی کنم عمو تو رو خدا از این به بعد ترکی صحبت کردنتون رو زیاد کنین به کوری چشم اونها خوب اگه حرف اون اینقدر روتون تاثیر گزاشته چرا حرف های ما تاثیر نذاره صادقانه میگم خیلی خوب صحبت میکنین البته مادتون خانم گیلان÷ور بهتر از شما صحبت میکنن تو رو خدا صحبت کنین عموی قدر همه ی دنیا دوستون دارم عمو جونم به امید دیدار دوباره …………………..

29 09 2009
بهار

دوباره Hi
عمو اینو یادم رفت بگم…شما چرا اینقدر شبا تا دیر وقت بیدار می مونید؟ بعد از اون طرف هم ساعت 8.5 9 بیدارید! البته دروغ نگم منم تو همین ساعت ها می خوابم و بیدار میشم ها …اما شما فرق میکنید در روز 100 برابر من خسته میشید…عمو؟ به فکر خودتون باشید..انرژی تون ته نکشه دیگه…./
بعد این هم میخواستم بگم از امروز به مدت 5 روز به جز شنبه نمیتونم برنامه زنده رو ببینم(کلاس رانندگی دارم) اما من که کم نمیارم…یه نفر برنامه رو برام ضبط میکنه من میبینم میام نظرمو میگم…تـــا 2 شنبه!
بعد از 2شنبه میام برای همون مزاحمت سمجی!!!خودتون می دونید دیگه…البته اگه کلاس هم نداشتم تو این مدت نمی تونستم بیام..چون منتظر یک چیزی هستم..چی؟ نمیگم(خنده)!!!
اصولا متخصص تحریک حس کنجکاوی دیگرانم!!! مثل شما که متخصص دق مرگ دادنید!(خنده) بلاخره هر کس تو یه چیز تخصص داره دیگه…
خب دیگه برم که کار دارم…تا شب…
آهان اینم یادم رفت بگم…عمو جان من اون جمله ای که پایین اون عکستون گذاشتید رو پاک کنید(درباره ی آپ 4شنبه ها!!!) عمو من هر دفعه می بینم خنده م میگیره آخه…خوش به حال خودم یه عــــمــــو دارم دل نازک و حســاس(خنده) باشه عمو رفتم دیگه..اخم نکنی؟!
Bye

29 09 2009
حدیثه حقیقت خواه**فقط خدا**

به نام خدا
سلام در مورد موضوع این دفعه فقط میتونم بگم هر کاری هم کنیم در دهن مردمو نمیشه بست…
افرادی که این حرفارو میزنن به نوعی بیمار هستند امیدوارم خداوند تمامی ما آدمهارو به راه راست هدایت کنه…
راستی من یه تشکری کنم از امین فرزامی که تو دو تا آپ قبلی ازم تشکر کرده بود عجیبه که یادم رفته بود!امین جان خدا ازت راضی باشه گلم.
وقتی میگم خدا ازت راضی باشه فکر نکنی مادر بزرگتم!
دلم میخواد از این به بعد به جای دستت درد نکنه بگم خدا ازت راضی باشه…
فکر میکنم دستت درد نکنه و خسته نباشید یه نوع انرژی منفی باشه.

29 09 2009
??

سلام
بهار*جان عزيزم اين چه حرفيه كه ميزني.دشمنت شرمنده باشه.اشكالي نداره.
چرا كه نه، خيلي دوست دارم عكساشو ببينم.هر موقع وقت كردي اينجا بذارشون.فقط به درس و مشقت لطمه نزنه.تيناي عزيز اون شعر رو بخوبي ترجمه كردند.
*آسمان مهربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون*
*آسمان مهربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون*
*آسمان مهربــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون*
باور كنيد عمو در اين مورد تقصيري ندارند منظورم اينه كه ايشون جلوي ثبت كامنت ها رو نمي گيرند.پس از دست ايشون ناراحت نباشيد.سيستم اين وبلاگ اينطوريه كه هر روز بيشتر از 5-6 تا كامنت نميشه گذاشت.
بعدم اين جمله رو شنيدين؟»درد بي درمون»اين وبلاگ هم يه جورايي يه يك «درد بي درمون»مبتلاست و عمو هم تقصيري ندارند.
چرا از سكوت ناراحت ميشيد؟سكوت سرشار از ناگفته هاست.گاهي سكوت بهترين پاسخ براي سوالات ماست.
من در پست «بوي خوش مدرسه»نظرم رو در مورد اون متنتون كه نوشته بودين گفتم.*براي شما و همه دوستان خوبي كه به اينجا مي آيند احترام بي اندازه اي قائلم.*به قول خودتون
مبينا*سلام منو به مدرسه برسون.مبينا* مواظب درس هات باش. خيلي منطقي و باهوش هستي موفق ميشي.مطمئنم
فائزه طرفدار هميشگي عموپورنگ مهربون*من به وبلاگ شما سر زدم.خوشحالم كه خصوصيات مثبت شما از ديگر خصوصياتتان بيشتر است.
تينا رادفرنژاد*خيلي قشنگ ترجمه اش كردي.دستت درد نكنه
يك رشتي*
همه ما آدمها درست مثل پنجره هاي روبروي هم هستيم.هركدوم از ماها يه پنجره براي خودمون داريم كه از چارچوب اين پنجره آدم هاي دورو برمون رو ديد ميزنيم.يادمون باشه هرچي تو پنجره هركي ديديم يه جورايي خودمونيم.اگه زشتي ديديم خودمونيم.اگه زيبايي ديديم خودمونيم.اگه فكر كرديم آدمها يه جورايي كج و كوله به نظر ميرسن بايد يه نگاه بخودمون بكنيم و ببينيم كجاي خودمون كجه كه همه رو كجك و كوله مي بينيم.اگه فكر كرديم از آسمان افتاديم وسط يه عده آدم بي مرام و بي كلاس بازم بايد بخودمون نگاه كنيم ببينيم اين آدمها كدوم بخش از شخصيت ما هستند كه اينطوري فكر مي كنيم.همه چيز به ديد خودمون بستگي داره.يكي كثيفي پنجره رو مي بينه و ديگري زيبايي منظره رو

29 09 2009
بهار

وای خدای من! عمو من چه حرفی زدم که نقطه چین گذاشتید؟! عمو گریه م گرفت …عمو بگو ناراحت شدید؟! عمو خواهش میکنم…مگه چی گفتم…عموووو؟!(گریه)
الان اشکم در اومد…
عمو؟!

29 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام به داداش گل و تمام آجیها . خسته نباشین

* آجی نیلوفر * 1 دونه تخم مرغ هم کافی بود نه چند تا . ( خجالت ) خوب قاطیشون که کردی اونموقع سرخش میکردی آجی من .

دیگه کم آوردم . نمیدونم چی بگم . ما هم توی خونه زیاد بوشهری حرف نمیزنیم . واسه همین بلد نیستم مثل بوشهریا ( قدیمیهاش ) حرف بزنم . ( نتیجه ی نداشتن ارتباط با دوست آشنا هستش دیگه )

اما لهجه ی گیلکی و ترکی رو خیلی دوست دارم . خانم عباسی هم واسم گفت و من یادم رفت .
امروز برم به دوستم بگم یه چند کلمه ترکی یادم بده ( لبخند )

با اجازه .
علی یارتون

29 09 2009
بهار

عمو الان این کارو کردید بچه ها فکر میکنن من چی گفته بودم(گریه)/// باشه!!!!!!؟
می دونید یاد چی افتادم…یاد اون کامنتایی که خودم «اینجا» خونده بودم و چقدر براش گریه کردم و حرص خوردم!!! عمو بگو ناراحت شدید یا نه؟ خواهش می کنم…من عادت به این چیزا ندارم…برام تازگی داره…
خانوم عباسی براتون میذارم بذارید حالم خوب بشه …شب میذارم..

29 09 2009
آغاز پايان

سلام هر كاري كني حتي اگه به نظره خودت خوب باشه يه حرفي توش هست
چون عقيده ها فرق داره و همه مثل هم نيستن
نه خسته عمو از اين همه نظر

29 09 2009
نرگس احمدی

به نام خدا سلام عمو…یه واقعیتیوباصداقته کوکانم بگم؟اقایه جربزه داروخیلی دوست داشتم ولی ازلحنش خوشم نمیومد..شایدم من اشتباه میکنم…..ولی خداییش تاحالا ازشماتوهینی ندیدم تازه من کلی ذوق میکنم وقتی شماآذری حرف میزنید..کلاخیلی خوبه چون انگار به همه بچه هایه کشورتوجه دارید که ازهمه لهجه هاحرف میزنید…….تازه من یادمه یه مدت که شمانبودیدتو یه سایتی خوندم چون شماآذری حرف میزنید ممنوع التصویرشدید که این درسته شایعه بودولی نشون میداد شماچقد به زبان اذری اهمیت میدیدکه چنین شایعاتی دراومده…
ولی عمو خیلی بده کلا وقتی یه پیامک پشت سره یه عده خاصی میاد..راستش اولا خودمم به دوستام البته فقط اونایی که درباره خودمون بودمیفرستادم ولی الان دیگه به راهه راست هدایت شدم…اقایه قرائتی اونروزمیگفت این جکا غیبت کردن پشت سره چندمیلیون آدمه…..دسته امیرمحمدم دردنکنه عمویی…عموجون دوستت دارم زیااااااااد

29 09 2009
نرگس احمدی

آبجیاهیچکس توختمه قرآن واسه مامانبزرگه شیوا به جزنیلوفرشرکت نمیکنه؟بی خیالش شم؟

29 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

سلام
خطاب به اون دوست رشتی مون :

داداش من با این کارش توهین یا مسخره نمیکنه . داره لهجه ای رو که کم کم از بین میره یاد آوری میکنه و بهش هم افتخار میکنه . ( البته هستن کسایی که اصالتشونو ، لهجشونو …. حفظ کردن ) این باعث افتخاره منه که داداشم چند تا لهجه بلده . ( چند تا که نه ، بیشتر لهجه ها رو بلده )

تا همینجا کافیه . دوستان دیگه هم گفتن .

حالا همه دســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت .

دست بزنید و شادی کنید ، امشب شب تولده / تو باغ سبز زندگی ، یه غنچه گل وا شده
گل و گل و گل و گل ، گلکه چه خوشگلو بانمکه / تولدش مبارکه ، مبارکه مبارکه

* آجی فروغ * مبارکه . وارد سیزدهمین بهار زندگیت شدی . به قول داداش : تبریک مرا از بوشهر پذیرا باش ( نیشخند )
خنده نشسته رو لباش ، شادی میباره از چشاش / قد کشیده و بزرگ شده ، قربون اون قد و بالاش

حالا نوبت کیکه
کیک تولد بیارین ، بیار بیار بیار کیکو بیار / شمع و رو ….. روش بذارین ، بذار بذار شمعو بذار
( اون جای نقطه چین رو بلد نیستم ( ناراحت ))

حالا شمعا رو فوت کن
1 و 2و 3 یه یالله ، شمعا رو فوت کن حالا / تولدش مبارکه ، چِش نخوری ایشالله

حالا ببرش
ببر ببر کیکو ببر ، به ما هم بده تو هم بخور
ناز ناز نازنینِ ، ماه روی زمینه / کیک تولدش هم مثل خودش شیرینه
گل و گل و گل و گل ، گلکه چه خوشگلو بانمکه / تولدش مبارکه ، مبارکه مبارکه

( اگه کسی جز آجی فروغ بود شرمنده ، آخه من نمیدونم کیا توی این ماه متولد شدن . پس مهر ماهیا : تولدتون مبارک )

خیلی شد . شرمنده

ساعت 12 شد . من کم کم برم آماده بشم

با اجازه .
علی یارتون

( داداش اگه دیدی یه دونه دیگه از همین کامنت هست یکیشو حذف کن )

29 09 2009
مرضیه ( همون مینوی سابق )

یه چیزی یادم رفت

* آجی نرگس * مسنجر داری ؟ آخه یه سوال اساسی ازت دارم که نمیشه اینجا گفتش

اگه داری بهم بگیاااا باشه ؟!

29 09 2009
حسنا حسینی

عمو وقتی میام اینجا یادم میره راجع به موضوع اصلی حرف بزنم:
.
عمو اینجا دست به هر کاری میزنی امکان نداره حرفی در نیارن.انگار عادت کردیم…به خراب کردن همدیگه.غیبت کردن.بیجا حرف زدن… انگار عادت کردیم همه چیزو بد ببینیم….

29 09 2009
فاطمه متقي

سلام عمو خوبيد خوش ميگذره به من كه خيلي
عمو دوستون دارم
فعلا

29 09 2009
نیلوفر پاکدل

به نام خدا
سلام عمو جون خسته نباشین
والا ما هم تا حالا ندیدیم شما به قشری از جامعه تو هین کنید …
البته این طرز فکر بزرکونه هستش که هر چیز قشنگی رو خراب میکنه .
عمو جون شما کاری به این حرفا نداشته باشین .اتفاقا برای من خیلی جالبه که شما ناخواسته یه دفه وسط حرف زدنتون .از این دو تا لحجه استفاده میکنید .
ممنون عمو جون

29 09 2009
سیده فائزه

سلام.

من شعر های شهریاار رو خیلی دوس دارم.

29 09 2009
نشمین

سلام. خسته نباشید. منم با نظر نیلوفر جان موافقم. شما به هیچ قشری توهین نکردید. من چند تا کلمه ی گیلکی یاد گرفتم. این خیلی خوب و عالیه. چه زبون قشنگییییییییه.
عمو خیلی خوبه که این وبلاگ رو درست کردید. من تا وسط های مرداد ماه امسال فکر نمی کردم که این طور وبلاگی هم باشه که خودتون جوابمون رو بدید و بخونید. ازتون برای ساخت این وبلاگ ممنونم. خب زیاد وقتتون رو نمی گیرم. خداحافظ

29 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام.آخه چرا؟؟؟چرا؟عمو بیا میخوام درد دل کنم تا حالم بهتر بشه!گوش میدین عمویی؟
عمووو من رشته ام تجربیه خب؟بعد استاد ریاضیمون میاد تمرین حل میکنه در صورتی که ما تجربی ها خیلی از مباحث رو نداشتیم و باید برامون توضیح بدن..عمو بعد از حل چند تا تمرین گفتیم استاد ما اینا رو نخوندیمااا!گفت:اِ! تجربی هستین؟خب…تجربی ها باید بیشتر تلاش کنن!..عمووووو یعنی چی؟ما چطوری بخونیم آخه؟عموووو تازه اشم سرماخوردگیم بدتر شده صندلی جلو هم میشینم استاد تمرین که حل میکرد من چشمام اشک میومد فکر کنم فکر کرده از غصه دارم گریه میکنم!!عمویی دعام کنین خب؟عموجون اگه کمتر اومدم فکر نکنین عموییمو فراموش کردما…عمو جون خیلی دوستت دارم دعام کنین..
(دخترتون)

29 09 2009
زهرا متقي

به نام خدا
سلام عوجون عزيزم خدا قوت
عموجون خيلي ممنون كه عكس رو گذاشتيد راستي دسته گله عكاس خودمون درد نكنه خيلي قشنگ گرفته .
عموجون شعر هم خيلي قشنگه دسته آجي تينا هم درد نكنه كه ترجمه رو نوشت راستي ببخشيد آجي ها سلام خوبين خوشين انشالله كه هميشه سلامت باشين .
عموجون خيلي دوستون دارم خيلي زياد .
براتون قشنگترين آرزوها رو ميكنم .
عموجون تا بعد

» يا حق «

29 09 2009
دختر خنده روي عمويي

سلام عمويي
خوبين؟؟
راستش الان اومدم ببينم خبري نبيده؟؟(نيشخند)
عمويي من موندم چرا امروز اينقدر كش داره؟؟
تازه ساعت سه هه.
راستي عمويي بااجازتون ميخوام يه چيز مهم رو ياد اوري كنم.
فردا عصر پست جديد يادتون نره هااا . درسته تاحالا پست گذاشتين اما فردا ديگه جزو قرارمون بود ديگه.
عمويي فردا خواهشا از توپولف بگين.
نميدونم اصلا ازش گفتين يا نه. اخه يه چيزايي قرار بود بگين يادتونه؟؟؟
من يكي كه تواين مدت هزار بار واسه هزار چيز دق كردم(نيشخند)
ممنون.
فعلا…

29 09 2009
مائده

به نام خدا …
سلام عمو جان جان جانم (اینو دیروز از متین یاد گرفتم {خنده})
دیشب چه شب عجیبی بود !!!
عمو چی بگم آخه …. رحم کن به من …. من از آخر یه روز جلوی تلوزیون سکته میکنما ….
عمو به خدا حظورتون تو این وبلاگ رو که خیلییییییییی وقته باور کردم ….
دلایلش انقدر قوی بود که ….
فقط عمو نمیدونم چه جوری حسمو وقتی داشتین این حرفا رو میزدید بهتون بگم ….
عمو خوب یه جورایی جا خوردم …. یعنی !!!
عمو انگار قصه ی کلاه قرمزی به حقیقت پیوسته بود ….
دیدین کلاه قرمزی از پشت شیشه ی تلوزیون با آقای مجری حرف میزد و فکر میکرد آقای مجری داره فقط برای اون حرف میزنه ….
دیروز همین احساس عجیب حالم رو دگرگون کرد …..
خوب آخه من … شما …. اینجا ….. خدا …..
آقای مجری …. عمو اسم «آقای مجری » هم ترکیب جالبی هستا !!!! اما آقای مجری گل پرت میکرد شما هیچ وقت این کارو نمیکنید …. شما خیلی مهربون ترید ….
______________________________________________
در مورد این آپ آخه چی بگم ؟؟؟
خودتون حرف حق رو زدید ….
فقط میگم کاری که بد باشه بازتاب خوبی نداره ….
همه ی ما از هر جای ایران که هستیم به اصلیت خودمون افتخار میکنیم …
میخوام یادتون بندازم 5 یا 6 سال پیش بود ….. یادتونه تو همون دکوری که یه تاپ داشت که شبیه تلفن بود (من تاپ سواری میخوام …{گریهههههههههه})
عمو یه سری برنامه داشت در مورد شغل های مختلف طوری با افتخار از هر شغلی حرف میزد که من بعد از اون هیچ وقت به هیچ شغلی نگاه بدی ننداختم …. این یه نمونش بود …. راجب شهر های مختلف ایران هم همینطور …. همه ی ما اولین بار اسم «باقالیقاتوق » رو از زبون عمو شنیدیم … یادتونه ؟؟؟ « آهای گیله مردان … آهای گیله مردان … شیمی دستای مهربانو بنازم ….»
حد اقل برای اون عده ای که عمو رو خوب نمیشناسن میگم … داریوش فرضیایی همیشه به چیزی که بوده افتخار کرده و این ویژگیش برای من خیلی جالبه …. ( الان عده ای میگن غرور … آخه عمو ما هر چی بگیم اینا به زبون خودشون ترجمه میکنن )
قابل توجه اون عزیزی که این طرز تفکر خنده دار رو راجب برنامه ی ماه عسل داشتند ….
ما از شنیدن حرف های مادربزرگمون خیلی بیشتر ذوق کردیم تا حرفای خود عمو … شما عمو رو نشناختی … کاش دوباره ماه عسل رو دانلود کنی و این بار با دقت بیشتری ببینیش ….
______________________________________________________
آبجیای گلم که به وبلاگم سر زدید ممنونم ….
آبجی مریم ********* کلی گفتنی برات دارم تو وب خودم یا وب خودت برات میگم آجی فقط فدات شم دست گلت درد نکنه بابت قالب … ممنونننننننن …. اما فعلا تا هفته ی دیگه گفتم که میخوام قالبم همین رنگی باشه بعد عوضش میکنم …. شاید اگه آبجی شیوا هم اومد یه تسکینی براش باشه یه جور همدردی …
آبجی نرگس ********* گفته بودی فکر میکنی قبل اینکه عمو بیاد هم شبیهش بودیم ….. فکر کنم عمو اونموقع شبیه ما بود آخه ما بچه بودیم و بچگیمون نقض قانون نبود اما عمو …. حالا سوالم دو جور شد عمو شبیه ما شد یا ما شبیه عمو شدیم ؟؟؟
آبجی مرضیه ********* بابا آبجی همهمون میدونیم مینوی سابق هستید شما …. میشه اسمتو یکمی کوتاه تر کنی ؟؟؟ {خواهش }
آبجی این چه حرفیه ؟؟ وقتی اینجایی یعنی تو هم مثل ما هستی یه کوچولو ….
اما اگه واقعا فکر میکنی ازکودکیت فاصله گرفتی عیبی نداره راه دوریه اما میشه برگشت …
فقط خاطرات کودکانتو مرور کن …. دوستت دارم آجی جونم ….
آبجی پریسا ******* الهی که من قربون مینوشی بشم …. نه نمیخوام خالش بشم میخوام همبازیش بشم …. ( ای بازی بازی بازی … چه کیفی داره بازی )
منم شب عجیبی داشتم …..
______________________________________________
عمو یه عالمه دوستتون دارمممممممممممممم … عکستون هم خیلییییییییییییی قشنگ بود …. امیر محمد عکاس خوبیه ها … {خنده}
عمو امروز اولین درس ادبیات رو خوندیم ( علی ای همای رحمت ) شهریار بود …. من یه عالمه ذوق کرده بودم …. {نیشخند}
مواظب خودتون باشید ….. التماس دعا !!!
یا حق

29 09 2009
رویا

سسسسسلام
خوبین دایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
(آخه چرا من اینقدر بد شانسم که هروقت میام اینجا داییم نیست؟؟؟)

29 09 2009
farnaz

عموجون سلام شعری که نوشتین خیلی قشنگه.

29 09 2009
farnaz

غمو کی انلاین میاین توی وبلاگ؟ خواهش میکنم جواب بدین…

29 09 2009
رویا

بابا ای ول به خدام نمی دونستم این قدر زود می فهمه ( دایی داریوش داره نقاشی میکشه (البته خط خطی))

29 09 2009
رویا

عمو حالا که اینجام یه چیزی بگم ؟؟؟
دییروز بابام واسه شوخی به داریوش گفت مامانت رفته بیرون دیگه نمیاد عمو یهو زد زیر گریه عمو همچین گریه میکرد که وقتی نگاش میکردی خودت هم گریت میگرفت وای عمو هرچی بابام بهش میگفت نه نه مامانت هست گریش بند نمیومد وباور نمیکرد نمیدونین تا چقدر همین جووووووووووور گریه میکرد این قدر دلم سوخت که خدا میدونه
ماها فکر نمی کنیم این بچه ها هنوز معنی شوخی و دروغ رو نمیفهمن و از دنیای وحشتناکی که قراره توش بزرگ بشن اصلا خبر ندارن ای کاش میشد دنیای ما اونقدر پاک بود که ما میتونستیم همه چیز رو به این راحتی باور کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دایی داریوش نمی ذاره که !!!

29 09 2009
فروغ

سلاممممممممممممممممممممم عموجونم…خوبین؟
عمو امیرمحمد هم عکاسیش خوبه هااااااااا…!این عکستون خییییییییییلییییییییییی قشنگه…
**
اول از مرضیه جون و تاجیک عزیز تشکر میکنم…خیلییییییییییی دوستون دارم…
*
*

عمو لهجه آذری خیلی قشنگه یعنی کلاً تمام لهجه ها قشنگه و شیرین…

*
*
عمو من میرم کارام رو میکنم…بعدا میام اینجا..
*
دوستون دارم…فعلا خداحافظ

29 09 2009
رویا

داییییییییییییییییییییییییی جونم من دلم نمی خواد برم چی کار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟(گرییییییییییییه)
من هی دلم تنگ میشه آخه……… ولی شما رونمیدونم.(دایی این داریوشه نمی ذاره بشینم رو صندلی مجبورم همش وایسم )
نمیدونین این داداشی کوچوله من چقدر دوستون داره دایی دیروز آهنگ تیتراژتون که گذاشت یهو گفت آ کلاه عمو این قدر ذوق کردم که نگو !!!نمی دونین چقدر خوشه وقتی میبینی داداشت یه کلمه تازه یاد گرفته
دایی داریوش عمو بلده ولی دایی بلد نیست!!!

29 09 2009
رویا

دایییییییییییییییییییییییییییییییییییییی اینو میگم به جان خودم دیگه میرم
من دعا می خوام دعا دعا دعا!!!!!!! یه قول بدین که دعا میکنین
عمو یه سوال : ساعت شروع برنامتون قرار نیست تغییر کنه ؟؟؟؟؟مثل پارساله که هم قبل از اذان میذاشت هم بعدش (منظورم یه چند وقت دیگه است )

29 09 2009
پــــــرتو

وای چقدر تحــــــویل کشته شدم………..
اصلن می دونید چیه اصلن بهتره برم سوالم رو از اقای جاهدی بپرسم شما که تحویلم نمیگیرید که بازم به معرفت اون عمو خیلی خیلی بی معرفتین دیگه دوستون ندارم(ناراحت)(ناراحت)(ناراحت)(ناراحت)(ناراحت)(ناراحت)(ناراحت)(ناراحت)(ناراحت)(نارخت)(ناراحت)(ناراحت)

29 09 2009
فاطمه عيوض زاده

عمو….نه ببخشيد آقاي فرضيايي بهتره!!!!!
منم آذري هستم ولي اهل اروميه! همين جايي كه شما عكس انداختيد دو تا عكس دارم رفته بوديم اردو…..
بي خي خي!!!!!
نمي خواستم بيام فقط مي خوام بگم چرا؟؟؟؟؟
جواب مي خوام حاضر به جواب دادن به سوال هاي من هستيد اگه آره بگيد بپرسم!!!!
فكر نكنم ولي جالبه بدونيد من چقدر از عمو باربد سوال كردم همون روز اومدن تو وب خودم جواب دادن حتي سوال هاي خيلي شخصي!!!!

29 09 2009
پــــــرتو

اخه عموی گلم اخه عموی بهتر از جانم اخه عمویی که اینقدر مهربونی اینقدر خوشتیپی عمو اخه عموجون دلتون میاد من رو قال بزارید نه اخه دلتون میاد اخه عمو جون من شما رو دوست دارم و یکی از ارزوهای بزرگمم اینکه بیام تو برنامتون عموجون درسته که من رو ناراحت کردید ولی بدونین که دوستون دارم وهیچ وقت فراموشتون نمیکنم راستی عمو عصابانی میشید خیلی باحال تر میشید ها………..

29 09 2009
پــــــرتو

عصابانی نه عصبانی

29 09 2009
دختر خنده روي عمويي

بازم سلام عمويي.
عمو همين الانه الان از يه خوابه … پاشدم
نميدونم بگم خوب يا بعد
الان كاملا هنوز تو همون موده خوابم هستم.
جزئ به جزئش يادمه.
راستش الان يعني همين الانه الان عمويي خواب ديدم كه شما اومدين و هواهم تاريك بود بعد خيابوني كه توي قم مسجد بزرگ امام حسن توشه رو رفتم به سمت بالا و بعدم رسيدم به جايي كه چندماه پيش دقيقا خوابشو ديدم . عمو دقيقا همون شكلي بود. يه چيز ديگه هم اينكه انگار اونجا ماله يه سريه خاص برنامه اجرا ميكردين.
و يه چيز ديگه هم اينكه اونجا مردم روي فرش روي زمين نشسته بودن.
فقط دفعه ي پيش پلاكارت زرد رنگي نصب بود ولي الان نه.
راستي منم از اهنگ اردك تك تك متوجه حضورتون توي اونجا شدم عمو.
بعدم تا اومدم و شمارو ديدم سره جام خشكم زدو گفتم عمووووو….
منو ببخشيد حتي تو خوابمم موقعيت شناس نيستم.
اخه داشتين برنامه اجرا ميكردين و منم پريدم وسط صحبتهاتون . خلاصه شما هم يه بلوز شبيه قرمزه ي توي كليپ دست علي يارتون پوشيده بودين ولي اينجا قرمزاش نارنجي بود عمويي.

29 09 2009
حدیثه حقیقت خواه**فقط خدا**

به نام خدا
دوباره سلام عرض میکنم خدمت گل عموی عزیز.(برا اولین باره تو یه روز 2 بار نظر میدم!خیلی خطای بزرگیه!)
عمو جان یه سوال دارم میشه لطفا جوابشو بدید؟
اول اینکه داشتم بالای صفحه ارو نگه میکردم دیدم یه چیز جدید اضافه شده…تماس مستقیم با نویسنده فوق برنامه!جالبه…
اما سوالم:
عمو جان میشه بگید از نظر خودتون بهترین مصاحبه یی که تا به حال با مجلات و روزنامه های مختلف انجام دادید کدوم بوده؟و همین طور به برنامه هایی که برا مصاحبه حالا یا تو تی وی یا رادیو یا جاهای مختلف دیگه که دعوت داشتید کدوموشو دوست دارید؟
ببخشید سوال کردم ولی خیلی دوستدارم جواب سوالمو بدونم چون هم برام جالبه هم تازه گی داره.
مصاحبه اتونم تو مجله مادران خوندم 3 تا سوال تکراری ولی در کل قشنگ بود.
بعضی جوابا برام خیلی تازه گی داشت…
ــــ عمو پورنگ کی پیر میشه؟پیر میشم زمانی که فراموش بشم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فکر نمیکنم هیچ وقت فراموش بشید حتی اگه رو آنتنم نباشید جزء اون دسته آدمایی هستید که همیشه تو خاطر آدم میمونید…ولی این آقایی هم که مصاحبه کرده عجب سوالی پرسیده…!

29 09 2009
دختر خنده روي عمويي

خلاصه عمويي صداتون كه كردم اول متوجه نشدين اما بار بعد يه نگاه عميق ولي كوتاهي كردين و بعدم ادامه دادين به صحبتهاتون.
تايم نگاهتون خيلي كوچول بود واقعا.
بعد من كه خيره شده بودم به شماا و برنامه و… شروع كردم به عقب عقب رفتن اما اون بچه پسري كه بلوز قرمز پوشيده بود وتوي بغل شما بود كه البته بچه ي چهارم پنجمي به نظر ميرسيد و يكمي هم قدش بلند بود همينطوري بهم نگاه كرد بعدم صداتون زد هي گفت عمو عمو بعد بهش اشاره كردين كه هيچي نگو فهميدم .
خلاصه منم كه اون وسط همه چي برام باور نكردني بود و… اومدم بيرون و توي خونمون عينه اسپند روي اتيش بالا و پايين ميپريدم

29 09 2009
دختر خنده روي عمويي

خلاصه همينطوري درحال جليزو ويليز بودم كه از خوابم پاشدم.
اما هنوز تو يادمه.
عمويي تاحالا خوابي بااين كيفت كسي براتون تعريف كرده بود؟؟؟(نيشخند)
فعلا…

29 09 2009
تينا راد فرنژاد

بسم الله الرحمن الرحيم*
سلام عمو جون جونم .
عمو جونم تازه از راه رسيدم مامانم گفت بيا ناهارتو بخور البته الان ديگه ميشه عصرونه (نيشخند) گفتم مامان جونم اول برم به عمو جونم سلام كنم بيام . عمو جون فكر كنيد بعد ازاين كه كلاسم تمام شد بدو بدو تند تند از دانشگاه امدم بيرون تا به مهدم برسم نميدونيد من خودمو چطوري به مهد رسوندم ها ، خودمم نميدونم؟؟ (نيشخند ) آخ جونم فردا برنامه دارين منم فردا كلاس ندارم هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ميرسم برنامتون نگاه كنم عمو جونم .
عمو جونم دلم ميخواد يه شعر گيلاني براتون بذارم ولي معنيشو خودمم نميدونم اصلا نميدونم بذارم يا نه ؟؟؟؟؟
عمو ي بهتر از جانـــــــــــــم : عمو:جانــــــــم (نيشخند) …. ،كاش عمو ميشد فردا شعر هديه را بخونيد دلم براش تنگ شده البته اسرار اه نه ببخشيد اصرار (نيشخند) نميكنم . اگه عمو جونم صلاح ميدونيدو دوست داشتين بخونيد .
عمووووووووووووووووو مامانم داره صدام ميكنه اما دلم نميخواد برم . عموي مهربونم خيلي دوست دارم .مراقب خودتون باشيد .
(برادززادتون تينا )

29 09 2009
تينا راد فرنژاد

بسم الله الرحمن الرحيم*
سلام عمو جون جونم .
عمو جونم تازه از راه رسيدم مامانم گفت بيا ناهارتو بخور البته الان ديگه ميشه عصرونه (نيشخند) گفتم مامان جونم اول برم به عمو جونم سلام كنم بيام . عمو جون فكر كنيد بعد ازاين كه كلاسم تمام شد بدو بدو تند تند از دانشگاه امدم بيرون تا به مهدم برسم نميدونيد من خودمو چطوري به مهد رسوندم ها ، خودمم نميدونم؟؟ (نيشخند ) آخ جونم فردا برنامه دارين منم فردا كلاس ندارم هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ميرسم برنامتون نگاه كنم عمو جونم .
عمو جونم دلم ميخواد يه شعر گيلاني براتون بذارم ولي معنيشو خودمم نميدونم اصلا نميدونم بذارم يا نه ؟؟؟؟؟
عمو ي بهتر از جانـــــــــــــم : عمو:جانــــــــم (نيشخند) …. ،كاش عمو ميشد فردا شعر هديه را بخونيد دلم براش تنگ شده البته اسرار اه نه ببخشيد اصرار (نيشخند) نميكنم . اگه عمو جونم صلاح ميدونيدو دوست داشتين بخونيد .
عمووووووووووووووووو مامانم داره صدام ميكنه اما دلم نميخواد برم . عموي مهربونم خيلي دوست دارم .مراقب خودتون باشيد .
(برادزادتون تينا )

29 09 2009
تينا راد فرنژاد

به نام خدا .
سلام ابجي هاي گلم خوبين ؟سلامتين ؟ خب خداراشكر (دوستتون دارم ابجي ها )
خانم تاجيك عزيزم ممنونم گلم عزيزم دلم برات خيلي تنگ شده بود گلم دوست دارم ابجي جونم .
خانم عباسي ممنونم گلم خواهش ميكنم .
ابجي نرگسم از شمام ممنونم گلم .
خواهر شما تينا .

29 09 2009
تينا راد فرنژاد

عمووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو دلم نمياد برم .عموووووووووو

29 09 2009
تينا راد فرنژاد

عمو باشه عمو جونم خشن نگام نكن الان ديگه ميرم باشه باشه من رفتم عمو
عمو جونم دوستتون دارم .
برادرزادتون تينا

29 09 2009
مهناز

سلام به بهترین عموی دنیا
اولین بار است که وبلاگ تان را دیدم و از این بابت خیلی خوشحالم .بیشتر از این بابت خوشحالم که 8 ساله یه عمو پیدا کردم (چون تا به حال کسی نبوده که من او را عمو صدا کنم )
عمو می دانم که خیلی دلت پاک است .سر نماز این برادر زاده (مهناز ) را دعا کن .
عموی خودم دوستت دارم .

29 09 2009
دختر خنده روي عمويي

عمويي بازم سلام
راستش الان يادم افتاد كه من ديروز اين موقع در حالو هوايي صدمراتب بدتر از الان قرار داشتم.
عجب شوكي بودااا.
عمويي ولي من واقعا واقعا واقعا واقعا واقعا… موندم . اخه عمويي سابقه نداشت تو برنامه از اين شوخيا بكنين.
همش ميترسم راستكي باشه و اومده باشينو رفته باشين يا اينكه بيايين و برين.
عمو … يعني شوخي بود؟؟
پس يه قرار كوچول ميزاريم. اونم اينه كه اگه شوخي بود كه هيچ ولي اگه شوخي نبوده اي كاش دسته كم يه نقطه چيز پايين همين كامنت بزارين.
اما عمو…
الان عمويي ميگن اي كيو خب وقتي من الان انلاينم يعني تا يه حد زيادي اون شوخي بوده و من در خانه به سر ميبرم.(اخه عمويي گمون نميكنم كه ديگه لب تاپبتونو بيارينش اينجا)
.
.
واي اصلا هيچي.
چرا امروز به تهش نميرسه اخه؟؟؟(عصبانيت كامل)
.
.
منم خيلي واقعا بدمااا . گير ميدم گير دادم.
اما خداييش عمويي شما هم جاي من ميبودينا بايه دودوتا چهارتاي ساده به اين جليزو وليز من ميرسيدين.
والله اخه.

29 09 2009
دختر خنده روي عمويي

اخه چه جور ميشه كه اتفاقات اين چندوقته واسم ميشن عينن تيكه هاي پازل كه وقتي ميچينيشون كنار هم به دوشكل همه چي باهم كاملا هماهنگ به نظر ميرسه فقط مهر تاييد نياز داره ومهر تاييد هم قراره به يكيش فقط بخوره . و اين وسط بايد اون چيننده ديگه از حس ششمش استفاده كنه تا بفهمه كدوم يكي از تصاوير جوابه…
واي عمو اينطوري خيلي سخت ميشه قضيه.

29 09 2009
مرضیه ( مینو )

سلام به داداش گل و تمام آجی ها . خسته نباشین .

همین که از مدرسه اومدم ، مانتومو که در آوردم اومدم اینجا . اول کامنتها رو خوندم ، حالا هم اومدم نظرمو بدم .

داداش یادته دیشب گفتم یه چیزی خواستم بگم که بعد یادم رفت ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
یادم اومد چی بود : قرار بود برم دکتر واسه دندونم که نرفتم ( نیشخند ) دردش خوب شده اما یه خورده کوچیک درد میکنه ( نیشخند )

* آجی مائده* آخه یکی دیگه هم هست که اسمش مرضیه هستش ، باید یه تفاوتی باشه که قاطی نکنین ؟!
حالا » مرضیه ( مینو ) » خوبه ؟ که بفهمین کدوممون هستیم ؟

* آجی فروغ * خواهش میکنم ( خجالت )

یادم رفت از دوستم یه چند تا کلمه ترکی بپرسم .( ناراحت )

هنوز نیومده ، هنوز ناهار نخورده ، ( الان که ساعت 6:30 هستش ) ( ناهار نخورده رفتم مدرسه ، یعنی ناهاری وجود نداشت که بخورم ) باید برم بیرون ( گرییییییییییییههههههههه )
ای خدا . من چقدر بیچارم ( گریهههههههههههههه )

29 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
سلام
……………………………………………..
…………………………………..
……………………………………………………………………………………………………….
…………………………………
خدانگهدار

29 09 2009
aseman

دوست عزیزی که با نام ؟؟ کامنت میگذاری یا همون خانم عباسی ، این مسئله که در این

وبلاگ هر روز 5 تا کامنت میشه گذاشت را من هم میدونم….

من میگم یک دونه هم نمیتونم با ایمیل خودم بگذارم….

جواب سوال من این نبود …

از آقای فرضیایی هم ناراحت نیستم…

ممنون
*********

29 09 2009
پــــرتو

عمو جون امروز داشتم اسمس های گوشیم رو چک می کردم به یه اسمس خیلی باحال برخورد کردم گفتم بیام براتون بنویسمش اون اسمس این بود
وقتی به یه در بزرگ که روش یه قفل بزرگ رسیدی نا امید نشو چون اگه قرار بود در باز نشه جاش دیوار می ساختند…………

29 09 2009
زينب صائمی

سلام بر عموی نازنين و قشنگم
وقتي اون خاطره رفتنتون رو ديدم، همون كه با يكي خداحافظي كردين و اون بهتون گفت سوار توپولوف نشين…
اول از همه يه عالمه گريه كردم
اما وقتي چند روز گذشت تصميم گرفتم اون صحنه رو نقاشي كنم
ايني كه ميبينين مثلا از ديد اون دوستتونه…

29 09 2009
مرضیه ( مینو )

باز سلام .
* اجی مائده * گفتم که خیلی زود از کودکیهام فاصله گرفتم اما این فاصله گرفتن = فراموش کردن بیشتر خاطره ها شده .
اما اگه بخوام خاطرات بچگیهامو مرور کنم احتیج به پسرخالم هستش که ایشون هم رفتن آموزشی ( واسه سربازیااااااا )
آخه تا زمانی که ما گناوه بودیم ( یکی از شهرستانهای بوشهر ) اون بیشتر مواقع خونمون بود دیگه بعد 6 سالگیم ما اومدیم بوشهر . تا اون زمانو پسر خالم یادشه
من خیلی کم یادم مونده .

در مورده اسمم ، مگه دعوا داری که میگی » بابا هممون میدونمیم ….. » . ( نیشخند )
شوخی کردم . اما نگاه کن ببین خوبه یا نه .

الان داداش بیرونم میکنه .
مامان بابا رو از طرف من ببوسیاااااااااااااااااااااا .سلام هم برسونیااااااااااااااااااااااا. ( خجالت )

امیر محمد رو هم از طرف من گاز بگیریااااااااااااااااااا اگه نتونستی لپشو بکش تا سرخ بشه
( خجالت )

باشه باشه رفتم .

مراقب خودتون باشیناااااااااااااا
خداحافظ

29 09 2009
تينا راد فرنژاد

به نام خداي كه خيلي دوست داشتنيه *
بازم سلام عمو جون جونم .
عمو هم امدم بهتون شب بخير بگم هم بگم فردا صبح نميتونم بيام اين جا اخه بهمون خبر دادن كه فردا كلي مهمون داريم عمو اگه گفتين از كجاااااااااااااااااااااااااااا از شيراز عمو جونم واي آنقدر آدمهاي با حالين اه نه ببخشيد ادمهاي خوبين (نيشخند) فردا خيلي بهم خوش ميگذره ولي موندم چطوري توي اين شلوغي من برنامه شما را ببينم خيلي ها؟؟ اما خب با بچه هاي كوچيكشون هماهنگ ميكنيم و با هم و دسته جمعي ميبينيم .
عمو جونم منتظرتون ميمونم تا فردا سر ساعت پاي تي وي .
عمو جونم خواباي خيلي خيلي خوب ببينيد .
شب بخير عمو جونم .
(برادرزادتون تينا )

29 09 2009
بهار

سلام عمویی جونم…عموی گلم…عموی خوبم…عموی مهربونم…عموی فداکارم…عموی باگذشتم…عمو اینا رو با لحن کسی که داره منت کشی میکنه بخونید! عمو باید یه جوری از دلتون در بیارم دیگه…عمویی راستی تشکر کنم که به وب یکی از بچه ها سر زدید…تا فهمیدم بدو بدو رفتم بخونم…گفتم که هر جا از شما ردپایی باشه منم اونجام…ممنون انگار که حرفاتون رو به من گفته بودید،عمو سعی می کنم منم دیگه از اون حرفا نزنم باشه؟ عمو خیلی دوستت دارم…از خودم بدم میاد وقتی میبینم این همه شما رو ناخواسته با حرفام می رنجونم…راستی عمو متنم رو خوندید؟
اینم یه عکس تکراری از شما…اما من این عکس رو خیلی دوست دارم…راستی من فکر کنم درباره عکس این پستتون نظر ندادم نه؟ آخه سابقه نداره من درباره ی چیزی نظر ندم(خنده) عمو این عکستون خیلی قشنگه…دست امیرمحمد خان هم درد نکنه./

***انشاالله همیشه این طوری خندون باشید…***
*خانوم عباسی عکس ها رو میذارم…تا الان چند بار send کردم اما تو لیست قرار نگرفته..میترسم دوباره send کنم اون یکی ها هم رفته باشه!دیگه هیچی عمو بیرونم میکنه(خنده) تو سنگ صبور براتون میذارم../

29 09 2009
فاطمه

سلام عمویی
عمو یه سوال: شما امروز برنامه داشتی؟
چه گیلکی چه آذری همشونم قشنگن بازم ادامه بده…
**یه رشتی**
اول یه سوال: تو هم از قشر همون ناشناسی دیگه نه؟
جواب عمو برات کافیه ولی منم یه چیزی بگم: کارای عمو باعث نشده این لهجه ها مورد تمسخر قرارا بگیره تازه همرو علاقه مند کرده همه دوست دارن یادشون بگیرن از بس قشنگن و همه ما از عمو بابت این کارشون ممنونیم
درباره برنامه ماه عسل: این عمو نبود که دوست داشت تلفن زودتر تموم بشه وقت برنامه کم بود به خاطر همین زود قطع شد…
پست عمو و کامنت برگزیده رو بخون… مناسب حال افرادی مثل شماست:
(حالا اينكه چرا بعضي ها كاسه داغ تر از آش ميشن و اين حس تعصب قلابي شون گل مي كنه من مي دونم دردشون چيه.
درد اينجور آدم ها نه غيرتي بودنه و نه تعصب داشتن.درد اين نوع آدم ها فقط اينه كه بتونن يه خودي نشون بدن و بگن كه آره بابا ما هم هستيم)
*********************************************************
عمویی دوست دارم
فعلا

29 09 2009
فاطمه

سلام آبجیا
خوبید؟
** فائزه جونم** بازم خواهش میکنم… حالا بیهوشی یه چیزی خب حداقل بیحسی که آبجیه گل ما درد نکشه…
راستی اون محمد طاها خواهر زاده منه… هنوز 8 ماهشه… هنوز چیز زیادی از وبلاگ و کامپیوتر نمیدونه که! برای نظری هم که به عمو داده بود من کمکش کردم… ولی بزرگ شد میگم حتما بیاد به وبلاگت سر بزنه…(ناراحت شدی؟)
** نرگس جونم**
دستت درد نکنه ببخشید که همش زحمتام می افته گردن شما اینجا جز شما که کسی به من اهمیت نمیده ممنون… بابامم به لطف دعاهای شما خوبه ممنون… یه پیشنهاد:
هرکی خواست اسمشو بگه بعد خودت جزء رو تعیین کن اینجوری دیگه قاطی نمیشه…
منم هستم…
اینم ایمیل:
melani_gitar52@yahoo.com
بازم ممنون… هنوز وبلاگ درست نکردی؟
مراقب خودتون باشید
دوستتون دارم
فعلا

29 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
تایید نکنین عمویی جونم
___________________________________________
سلام عمویی..امشب خیلی خوشحالم..آخه آجی پریسام خیلی ماهه مثه بقیه آجی ها!!عمو پریسا(کودک درونم که شده دخترتون)اینقد دلسوزه که گاهی دربرابرش کم میارم!عمو گاهی یادم میره آجیمه..فقط دو سال ازم بزرگتره اما خیلیییییییی هوامو داره..مثه مامانا همیشه یه عالمه سفارش میکنه..گاهی اشکمو درمیاره از مهربویاش..یه روز سرم درد میکرد نتونستم باهاش بیشتر از چند دقیقه چت کنم..غروب بهم پیام داده میگه خوب شدی آجی؟عمو باور کنین اشکم دراومد!یا امروز که تماس گرفت و دید صدام گرفته کلی سفارش کرد و 3 روز بهم مهلت داد نا حالم خوب شه!!عموووو این آجیهام از کجا میان؟خونه اشون روی زمینه؟؟؟عمو اینا که از فرشته ها هم نازترن..؟!عمو امروز حدس زدم پریسا مردادی باشه حدسمم درست ازآب دراومد..آخه یه چیزی گفت که مطمئن شدم مردادیه!عمو من نمیتونم به آجی هام و شما که خیلی دوستون دارم مثه خیلی از مردم عادی بگم دوستت دارم!!همیشه اول صداشون میزنم آجی؟؟؟ بعد با تموم وجودم میگم دوست دارم..این دست خودم نیست..حالا امروز پریسا هم همینجوری بهم گفت دوستت دارم!!عمو..خیلی خوشحالم..ممنون بابت همه چیز..التماس دعا عمویی
(دخترتون)

29 09 2009
نیلوفر پاکدل

به نام خدا
سلام عمو جون
عمو امروز سر کلاس زبان یه نکته ی مهم هممون یادمون رفته بود معلمم بنده خدا ازمون نا امید شد .
بعد گفتن حالا یه کاری میکنم .یادتون بمونه .نکته در مورد صحبت از جزیات و کلایات بود که از چه کلمه ای استفاده کنیم .گفتن برا جزئیات مثلا نظرتون راجع یه برنامه تلویزیون .مثلا فیتیله!!!!!!!!!!!!گفتم خدا مرگم پس عمو پورنگ من که این همه خودشو هلاک میکنه چی ؟
برای کلیاتم گفتن کل تلویزیون حیف که معلمم جدی شد تا فهمید نکات یادمون میره منم ترسیدم سر کلاس طرفداریتونو بکنم .اگر نه ….
عمو دلم درد گرفته .از وقتی شام خوردم .ماله اینه که ته دیگ آجیم رو خوردم . :-(

29 09 2009
نیلوفر پاکدل

مبینا جون به دادم برس این عکس ورد که میگی رو من ندارم تو نوار ابزارم حالا چی کار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

29 09 2009
امین فرزامی

سلام عموجان
***منم شما رو خیلی دوست دارم*** به قوله خاله شادونه اندازه ی ستـــــــاره های آسمون دوستون دارم
با اجازتون و به پیشنهاد خانم حدیثه حقیقت خواه یه عکس هم براتون میذارم امیدوارم خوشتون بیاد.

30 09 2009
مینا اصلاح پور

سلام عمو پورنگ ، پایه گذار دلهای کوچک آسمانی
هر بار که یه دوست مثل خودم ، شبیه خودم ، پیدا می کنم ، انگار تمام دنیا توی دستای منه . وقتی می بینم کس دیگه ای هم هست که به جمع ما می پیونده و ما همه با هم یک نگاه و یک رای داریم تمام دنیا برام بهشت می شه .
چون وقتی تعداد ما زیاد بشه ، صدامون بلندتر به گوش بقیه می رسه .
صدایی که داره فریاد می زنه ، آهای مردم ، بخدا بچه بودن قشنگه !

آهای مردم چرا فراموش کردید که یه روز شما هم دستتون کوتاه بود ولی ستاره ها رو می چید . چرا حالا با اینکه دستهاتون بلند تر شده ، اما برای چیدن ستاره ها بلندشون نمی کنید .
چرا به جمع دلهای کوچک آسمانی نمی پیوندید .
عمو پورنگ شما پایه گذار این دلهایید . کسایی مثل من همیشه می ترسیدند که بگن نمی خوان بزرگ بشن ، ولی شما به ما این جرات رو دادید که فریاد بزنیم ما همیشه دلهایی صاف و پاک و زلال داریم .
و ما همیشه کودکیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

30 09 2009
ساميار

سلام به بهترين عموي دنيا.
عموجون دوست دارم……عمو پورنگ بي نظيري…..عموپورنگ گل. من از سوم دبيرستان تا حالا كه دانشجو هستم تقريبا همه ي برنامه هاتونو ديدم.با همشونم يه دنيا خاطره دارم.مشهور شدن اسونه اما محبوب شدن و بودن خيلي سخته.خوش بحالتون كه اينقدر محبوبين.
خوشبحالتون كه دعاي بچه ها پشت سرتونه…بازم مزاحم ميشم عموي بچه هاي قديم و جديد!
فعلا ياعلي

30 09 2009
مینا اصلاح پور

عمو پورنگ خواهش می کنم به وبلاگ من سر بزنید ، عمو من دانشجوی رشته تربیت مدرس قرآن شدم .
عمو من پدرم خیلی سخت گیرن و با دانشگاه رفتن مخالفن .
ولی حالا بلاخره من تونستم با مخالفتهای پدرم دانشجو بشم ، البته این بار آقای پدر موافق بودن ، زیادی دور از عقله ولی واقعیت این شد که :
من توی مرکز تربیت مدرس قرآن کریم ثبت نام کردم و چون رشته قرآنیه و اینجا خیلی به خونمون نزدیکه و دانشجوی پسرهم خیلی خیلی کم داره ، بابام بالاخره بله رو گفت . خدایا شکرت …
البته هیچ کدوم از کلاسهام رو طرف عصر برنداشتم ، آخه من می میرم اگه حتی یه لحظه از برنامه های شما رو نبینم . انشاالله تا آخرش همین طوری پیش برم .
عمو جون این همه قشنگی توی زندگی من بخاطر داشتن الگوی خوبی مثل شماست ، امیدوارم بتونم یه روزی مربی همون بچه هایی بشم که شما رو از ته قلب دوست دارن /.
عمو منتظر حظور گرمتون توی وبلاگم و بین نظرها هستم .
امیدوارم نظر شما اولین نظر آپ جدیدم بشه .
ترو خدا بیایید : http://www.donyaye-kodaki.blogfa.com

راستی عمو منم مادرم آذری زبانه و منم یه رگم ترک هستش . والا من که تا حالا ندیدم شما توهینی کرده باشید . شوخی های شما همیشه شیرینه و هیچ وقت مزه توهین نداره . عمو خسته نباشید ……… راستی اگه از کامنت بالاییم خوشتون اومد … انتخابش می کنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

30 09 2009
مینا اصلاح پور

عمو شما الان آنلاین هستین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عمو !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

30 09 2009
sahar

به نام خدا
سلام
تا الان چند بار اومدم… براتون نوشتم و پاك كردم… نمي دونم چرا من با اين پستتون مشكل دارم. هر دفعه مي خونمش از ته قلبم متاسف و خجالت زده ميشم.
حالا گل بود به سبزه نيز آراسته شد…
من از بابت اون حرفهايي كه از بعضي به ظاهر غيرتيهاي آذري شنيديد ، خجالت كشيدم … امروز هم اومدم ديدم يه رشتي هم بهش اضافه شده. هر چي خواستم بگم ترسيدم يه جورايي بي احترامي باشه به افرادي كه دنبال سطحي نگريند و فقط خودشون رو مي بينند… حرفهامو خوردم و فقط تو يك جمله دوباره خلاصه اش مي كنم .. به عنوان يك انسان و يك ايراني با فرهنگ غني اش ، متاسفم.
سخت نيست كه از قلبها و شخصيت آدمها به نيت كارهاشون پي ببريم… متا سفم كه اونچيزهايي كه بايد ببينيم ، نمي بينيم چون بجاش درگير توهمات باطلي شديم كه براي خودمون ساختيم.
خواهش مي كنم پست جديد بذاريد…من كه از خجالت مردم.
اميدوارم فردا هم توي كارتون موفق ترين باشيد.
آرزومند آرزوهايتان : سحر – گيلان

30 09 2009
نسترن

سلام عمو فرضیایی
هستیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
نیستیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
اگه هستی بگو عمو

30 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
سلام مجدد
الان اگه اينجام و كلا بيدارم به خاطر كارهاي دانشگاهه كه هنوز هيچي نشده شروع شده
فكر نمي كردم اون نقاط به ظاهر بي معني رو تاييد كنيد، نمي دونم شايد معنيشو فهميدين
اما اگه متوجه نشدين ترجمه:
سلام عمو
ببخشيد كه مزاحم شدم
اومدم بگم من ديگه حرف نمي زنم اما سعي مي كنم انشاءالله هميشه اينجا بيام، اميدوارم اين سلام و خدانگهدار گفتنم ديگه آزار دهنده نباشه
نگين «نمي توني» چون من همون قدر كه بدقولم ، همون قدر هم روي حرفم مي تونم بايستم
خدانگهدار
و خدانگهدار

30 09 2009
نسترن

آها پس هستی عمو
مگه شما فردا برنامه ندارید خواب میمونیدهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

عمو فکر کنم فردا سالگرد برادرتون باشه از خدای مهربون می خوام اول به مادرتون و بعد به همسر محترمشون و خانواده ی عزیزتون صبر بده الهی که اولین و آخرین غمتون باشه
عمو دق دادی منو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

30 09 2009
مریم

سلام آمجا جیم
نسیلسین؟ ن حبر؟ جول گردشیم

اینم ترکیشه دیگه!!!
همین چند ساعت پیش از مامانم یاد گرفتم البته ای بلد بودم اما خب یادم رفته بود و تازه یه چیزای دیگه هم یاد گرفتم.
دارم کم کم ترک میشم.آمجا جیم
راستی
سلام سیل آنا فاطمه
بحشلر بن امروز الی بیتمیرم پرگلم سنرا گرورم بحشلر
امروز خیلی کار کردم یرولدوم الانم جلهی گدم وکتیم یک یاتیم یتیم
آنادین ندییم؟
آما بن بیلمدیم !!!
چه طوره خوب یاد گرفتم یا نه؟ البته جاهاییش که فارسی نوشتم خب بلد نبودم دیگه(خجالت) ولی یاد میگیرم مگه نه؟
خب دیگه مزاحمتون نمیشم منم یاتیم یتیم(یعنی میرم بخوابم)
مراقب خودتونو مهربونی هاتون باشید.
خدانگهدارتون.

30 09 2009
مریم

بازم ببخشید سلام
من با خانم عباسی 100% موافقم .
البته من جشن رمضان رو متاسفانه ندیدم و نمی دونم جریان چیه؟
حالا هر چی باشه
من انقدر از عمو پورنگ مطمئن هستم که چشم بسته قبولشون دارم
منم خودم مامانم آذری زبان هست و با تمام وجودم به اصالت مامانم به زبان شیرینش ازش و احترام خاصی قائلم و خیلی هم این لهجه و زبان را دوست دارم.
و دارم از مامانم کم کم یاد میگیرم.
عمو جون شما اصلا خودتونو ناراحت نکنید
از این جور ادما زیاد هست که به شما حسودی کنند و بد شما رو به این و اون بگند و بخواهن که شما رو جلوی دیگران بده کنند.
یه موضوعی هست بهتون میگم اما خواهشا بهم بگید راسته یا نه
تا من جواب اونا رو بدم.
باشه عمو جون؟
راستی بابت اون موضوع ازتون ممنونم .
شما بهترین بهترین ها هستید.
به حرف این جور آدما هم گوش ندین درسته که ترک ها غیرتی اند اما این غیرت و تعصبشون به درد خودشون می خوره حالا ترک بودند ؟
اصلا نفهمیدم چی گفتم شاید من منظورتونو خوب متوجه نشدم اره؟
نمی دونم
به هر حال من افتخار می کنم که مامانم ترک هست و من دختر یه مامان آذری زبان هستم.
افتخار می کنم که یه دونه عموم هم مثل مامانم آذری زبان هستند .
من اصلا افتخار میکنم که تو کشوری زندگی میکنم که پر از لهجه ها و گویش ها و زبان های مختلف داره.
عمو جون جون خودتونو ناراحت نکنید .
مراقب خودتونو مهربونیاتون اون قلب پاک وکودکانه تون باشید.
تا بعد خدانگهدار

30 09 2009
مریم

سلام دوستان عزیز
چند روزی بود که بعضی از دوستانی که از قالب های زهره جون و من استفاده کرده بودند با یه سری مشکل رو به رو شده بودند و نظران باز نمیشد.
اما به لطف خدا توانستم این مشکل را حل کنم.
حالا دوستا عزیزی که از این گونه قالب ها استفاده کردند تشریف بیارن با این
آدرس:
http://www.maryamdpf.blogfa.com
وبلاگ خودم هست چون وب فتو هم با این مشکل مواجه می بیاشد و باید زهره جون زحمت درست کردنشو بکشند به وبلاگ من بیاین تا مشکل کامنت گذاشتن وبلاگتون حل بشه.
دوستانی هم که قالب ولاگشونو دوست دارند و دوستندارند که عوض بشه مشکلی نیست باز هم با همون قالبی که داشتید بهتون تحویل داده می شود. مثل مائده جون با همون قالب بهشون تحویل داده شد.
و دیگر اینکه کسانی که قالب جدید هم می خواهند بگویند براشون درست میکنم .
و چند قالب جدید هم برای انتخاب شما در وب فتو قرار دادم. ولی چون نمی تونید در اون مکان نظر بگذارید لطف کنید به همون ادرسی که خدمتتون عرض کردم تشریف بیاورید.
ادرس وب فتو هم:
http://www.web-phto.blogfa.com
منتظر شما هستم.
قربان شما مریم .

30 09 2009
مریم

مبینا جان سلام میشه ادرس وبلاگتو برامون بذاری؟
راستی بازم اون سایت باز نشد
————————————-

مائده جان سلام خواهش میکنم ابجی وظیفه بود هر جور که مایلی کاری رو که قرار بود انجام بدم دادم.
————————————

بچه ها من منتظر شما هستم برایدرست کردن قالب هاتون
بابا من با بعضی هاتون کار دارم می خوام نظر بذارم ولی متاسفانه
عجله کنید که من منتظرتون هستم.
بچه هایی هم که قرار بود کد قالب رو در اختیارشون بذارم آماده باشند.
————————————
ببخشید عمو جان جان جان
خدانگهدار.

30 09 2009
حسنا حسینی

عمو

30 09 2009
حسنا حسینی

سلام عمو. عموی بابرای تست نوشتم فکر کردم دوباره نمیتونم کامنت بزارم.
.
عمو جان بعد مدتها وبلاگم اپ کردم…نمیدونم خوب شده یا نه اگه کم و کاستی داره …ببخشید.
.
خوش حال میشم سر بزنید.

30 09 2009
مرضیه ( مینو )

سلام به همه . صبح همگی بخیر . خسته نباشین .

یه سوالی برام پیش اومده ، البته ناراحت هم نیستمااااااا ولی : یکی به کامنت من امتیاز داده ، اون شخص کیه ؟ ( در حال تفکر ) آخه کامنتی که گذاشتم کامنتی نبود که مورد پسند کسی باشه . برام جای تعجب داره که کی اینکار روکرده ( عصبانی نیستماااااااا . برام سوال شده )

* داداش امین * یه دنیا ممنون . درست زدی وسط خال . همون عکسی که خیلی خیلی خوشم میاد رو گذاشتی . هزاران بار تشکر

* آجی رامیناااااااااااا * کجاییییییییییییی ؟ هر چند میدونم وقت نمیکنیی بیایی ولی دیشب هر کاری کردم جواب تک زنگتو بدم نشد . شرمنده تو رو به خدا . شارژم شده شده کمتر از 80 تومن ( تک تومنیا ) . ( گریه )

* آجی ژاله * اگه میشه به رامینا بگو که هر کاری کردم نتونستم بهش تک بزنم ( ناراحت )

ما بریم به داداشمون یاد بدیم چه جوری برنامه ضبط کنه . آخه امروز تا بخوام بیام خونه برنامه تموم شده ( گریه ) ( هیچی مثل برنامه زنده مزه نمیده ) ( گریه )

30 09 2009
بهار

سلام عمو اینجا هستید…صبحتون بخیر
عمو من آخه چه کار کنم؟ از دیروز دارم خودمو میکشم فقط عکسا ارسال نمیشه! با خودم گفتم شاید این سیستم اینجا باشه که کسی نتونه بیشتر از چند تا عکس بذاره نه!؟ عمو فقط کامنت عکس هام نمیاد…این نوشتاری ها میاد!!!

30 09 2009
فائزه طرفدار همیشگی عمو پورنگ مهربون

بسم الله الرحمن الرحیم…
به نام خدای مهربونی که بهترین بنده اش واسه ما بچه ها یعنی شما رو آفرید…
سلام سلام عمو جون…ای عموی مهربون…بهترین عموی دنیا…واسه تموم بچه ها…
سلام سلام دختر عموهای عزیزم…
عمو جون دیروز که خودتون خبر دارید که چه روز بدی برای من بود…
عمو جون وای دوباره این دردهای روده هام شروع شده و متاسفانه الآنم دارم این دردها
رو تحمل می کنم و می نویسم…از بس درد داشتم با همین دردها از خواب بیدار شدم.
خب دیگه کاری جز تحمل کردنشون نیست دیگه…
البته فکر کنم که خدای مهربون داره منو امتحان می کنه تا ببینه چه قدر تحمل سختی ها
رو دارم…پس خدایا توکل به خودت(لبخند)…
بگذریم…
عمو ما بچه ها اون قدر خوشحال میشیم وقتی که یه نفر می خواد تو برنامه تون
شرکت کنه و وقتی که صدای قشنگش رو می شنویم برامون خیلی جالبه.
مخصوصا اینکه از تبریز یا فرقی نمی کنه از کجا تماس گرفته باشه ولی برامون خیلی جالبه
وقتی که شما با همون لهجه ی زیبای آذری با اون بچه صحبت می کنید…
عمو خیلی قشنگه…عمو ماها همیشه متوجه میشیم که شما چه قدر ذوق می کنید
وقتی که متوجه میشید که اون بچه از تبریز یا از شهرهای اطرافش تماس گرفته و شما
می تونید با لهجه ی زیبای آذزی باهاش صحبت کنید…عمو خیلی قشنگه…
من که خیلی این لهجه رو دوست دارم ولی حیف که هیچ آذری زبانی تو فامیلمون
نداریم(ناراحت).نه…نه…داریم!!!حالا که فکرش رو می کنم می بینم داریم(خوشحال).
آخ جونمی جون.هوراااااااااااااااااااااااااااا.
شوهر عمه ام برای تبریز هست.اون یکی شوهر عمه ام هم آذری زبانه…تازه فامیل های
دورمون هم بعضی هاشون آذری زبانن.خب اینکه خیلی خوبه…
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.
عمو جون کی میگه شما اشتباه کردین؟؟؟و خطایی ازتون سر زده؟؟؟
تازه عمویی وای چه قدر خوبه اون موقعی که شما با لهجه ی رشتی هم صحبت میکنید.
من خیلی دوست دارم وقتی که یه نفر از رشت می خواد تو برتامه ی شما شرکت کنه
و شما با لهجه ی رشتی باهاش صحبت می کنید…
عمو آخه تا دلتون بخواد رشتی می شناسما.
اولیش زن دایی گلم که الهی قربونش برم رشتی هستش و همون لهجه ی قشنگ
رو داره و با همون لهجه صحبت می کنه.تو رشت هم خونه شون تو کوچصفهان هستش.
الهی قربون بچه ی داییم برم که اونم لهجه اش رشتیه مثل مامان گلش یعنی زن دایی
بنده.وای عمو دختر داییم یعنی حنانه اون قدر خوشگل صحبت می کنه و با لهجه هم
صحبت می کنه. وای عزیز دلم فقط 4 سالشه حنانه ی خوشگلم.
هر وقت تونستم عکسش رو براتون میزارم تا ببینیدش که چه قدر این با نمکه و
دوست داشتنیه.کوچولوتر که بود بهش میگفتم حنانه مامانت کجاییه؟عمو نمی تونست
درست تلفظ کنه رشتی می گفت:دشتی.می گفتم بابات کجاییه؟تهرونی رو
میگفت:للونی.تازه هر وقت هم که می خواد بره رشت میگه میخوام برم گیلوا.
عمو بیشتر دوستام هم شمالی هستن.هورااااااااااااااااااااااااااااااااااا.
***************************************************
عمو ولی چیزی که الآن می خوام بگم برام جای سواله.
عمو نمیگم همه ی مردم ولی بیشتری ها همیشه شهرهای مختلف ایران رو با
یه خصوصیت یا با چند تا خصوصیت می شناسن.در صورتی هم که بیشتر مواقع
اصلا این خصوصیات درست نیست.
مثلا:میگن اصفهانی ها خسیسن.چرا اینو می گن؟برای چی اصفهانی ها رو
با این خصوصیتشون یعنی مهمان نوازی شون نمیشناسن؟
یا چمیدونم میگن:همدانی ها بد جنس هستن؟چرا نمیگن که همدانی ها
خیلی خوش برخوردن؟
یا برای بیشتر شهرهای کشور عزیزمون ایران خصوصیات بد در میارن؟
واقعا برای چی؟مگه همه ی ما ایرانی ها با هم دوست نیستیم؟مگه ما ایرانی ها
مسلمان نیستیم…این خیلی بده که برای هموطن های خودمون حرف در بیاریم…
مگه ما ایرانی ها با هم متحد نیستیم؟
چرا نمیگن که ایرانی ها:مهمان نوازن…خوش برخوردن…با غیرت اند…برای دفاع از
کشورشون تلاش می کنن.
هرکسی که از ایران و ایرانی ها بد بگه دشمن ایران و ایرانی هاست…
***************************************************
عمو این خیلی خوبه که شما بعضی مواقع اول برنامه هاتون با لهجه های مختلف
ایرانی صحبت می کنین…حتی اگه فقط یه جمله باشه…اما همین یه جمله هم خودش
نشون میده که عمو پورنگ به ایرانی بودنش افتخار می کنه.مگه نه عمو؟
عمو جون شما همیشه میگید اونهایی که برای من حرف در میارن و بهم نسبت
میدن رو به خدا واگذار می کنم.آره عمو جون خدا می دونه چه جوری جواب اونها رو بده.
پس بهتره به قول شما اونها به خدا واگذار بشن…
عمو جون خیلی خیلی ازتون ممنونم بابت شعر قشنگی که گذاشتید…
التماس دعای فراوون…
دست علی یارتون…خدا نگه دارتون…
بدرود…
امضا:فائزه(بند انگشتی طرفدار عمو).
و دختر عموی همه ی اونهایی که میان و اینجا نظر میزارن…

30 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
سلام
.

30 09 2009
س

سلام عموپورنگ مهربون

حالتون خوبه آخ جون عمو امروز کلاس نداشتم تونستم بیام کامنت بذارم

الهی بمیرم باز کی شما رو ناراحت کرد من نمی دونم واقعا باید به این جور آدم ها باید چی گفت ؟ عمو تورو به خدا ناراحت نشید همه ی آذری ها این طور فکر نمی کنن یکی نیست به این افراد بگه آخه شما که این حرف ها رو می زنید مگه نمی دونید بابای عموپورنگ آذریه در واقع خود عمو هم آذریه آخه هیچ کس اون هم کی عموپورنگ که این همه توی این سالها نسبت به آذری ها لطف داشته که نمیاد اونا را مسخره یا اذیت کنه ! عمو تورو خدا مثل همیشه توی برنامتون آذری صحبت کنید دلیل اینکه اون روزی توی برنامتون آذری صحبت نکردید این بود عمو نمی دونید که وقتی شما آذری ( یا هر لهجه و زبان دیگری ) صحبت می کنید چقدر ما خوشحال می شیم می بینم که این همه به هم وطناتون با هر لهجه و زبان توجه دارید این همه اصالت خودتون رو حفظ می کنید عمو این و بدونید که آذری ها شما رو دوست دارن و به اینکه همشهری خوب و گل و مهربونی مثل شما دارن افتخار می کنن عمو دیگه ناراحت نباشید باشه وگرنه من یکی که از غصه می میرم

راستی من همون طور که قبلا گفتم برنامه جشن رمضان رو دیدم شما هیچ گونه توهینی نکردید اون فقط یه شوخی بود تازه از اینکه ما دیدیم شما اونجا هم به فکر آذری ها هستید کلی خوشحال شدیم کلی هم خندیدیم

راستی عمو باید همه خوشحال باشن که می بینن شما اینقدر قشنگ اصالتتون رو حفظ می کنید مثل بعضی از این آدم ها نیستید که اصالتشون رو پنهان می کنن یا وقتی ازشون می خوای با زبان پدری یا مادریشون( آذری و گیلکی و کردی و لری و….) صحبت کنن می گن بلد نیستیم یاد نگرفتیم .

من از طرف آذری ها به شما میگم که از لطفی که نسبت به تمام آذری ها دارید هزاااااااااااااااااااااااااااااااااااااران هزااااااااااااااااااااار بار ممنونم

ببخشید که زیاد حرف زدم اما باید اینها رو می گفتم عمو امروز منتظریم که توی برنامه آذری صحبت کنید اگه این کارو نکنید به جون خودم ناراحت می شیم خیلی هم زیاد منتظریم یادتون نره

دست علی یارتون خدا نگهدارتون
طرفدار همیشگی و پروپاقرص شما

30 09 2009
بهار

سلام عمو

اینم بگم بعد کامنت بعدیم میره تــــا دو سه روز آینده..اما اینجا هستم!
بچه ها…دوستان…آجی ها…از این کارتون که عمو رو با دیگران مقایسه میکنید به شدت ناراحت میشم! حتی واقعا گاهی اشکم در میاد! درسته عمو باربدتون یا دایی بهنام(که راستش من نمیشناسم،من فقط یه عمو دارم اونم عمو داریوش خودم) میان به وبتون کامنت میذارن،همتونو تو وبلاگشون لینک کردن،تا براشون کامنت میذارین سریع میان جبران میکنن،تا وارد وبشون میشین اینقدر رنگاورنگه که آدم احساس 7 سالگی میکنه،تو نوشته هاشون پر شکلکه…اینا همش درسته،منم دیدم،و کامنتاشون تو وبلاگ شماها رو هم خوندم…اما اینا همش برای دایی بهنام یا عمو باربد شماست،نه؟!خصویات ایشونه و خیلی هم محترمه…حتی قبلا دیدم که از سهند هم میگید!!!اما اینجا وبلاگ شخصی داریوش فرضیاییه…عموی مهربون ما…روش عمو اینطوریه! عمو تا ما سوال میکنیم سکوت میکنه،حتی اگه شخصی نباشه! عمو تو وبلاگ ماها کامنت نمیذاره! عمو دوست نداره از شکلک استفاده کنه! عمو بیشتر سکوت میکنه..عمو بیشتر با سکوت با ما حرف میزنه.اما این عموی ماست! آدم وقتی یه نفر و از ته قلبش دوست داره باید همون طوری که هست بپذیرتش! عموی ما این طوریه..چرا مقایسه میکنید با دیگران؟!بچه ها ناراحت میشم این طوری نگید…//
.خیلی دوستتون دارم…تا دو سه روز دیگه…امروز پست جدید میذارید دیگه نه؟ حتما میخونمش…از الان بگم که خیلی خوب بود…عمو از سفرتون به روسیه اگه خواستید بازم برامون عکس بذارید.//

سلام ممنون از شما شنبه سفرنامه روسیه منتشر خواهد شد البته یه قسمتش

30 09 2009
حدیثه حقیقت خواه**گل عمو**

به نام خدا
سلام عمو جان.
سلام امین جان…ممنونم که عکس برا بچه ها گذاشتی و به سرعت به حرفم گوش دادی همیشه منو شرمنده میکنی.

30 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام..خییییلی ممنون!(مثه مرد هزارچهره بخونیدش عمو!)اشکال نداره شاید باید تایید می شده!من که نمیدونم!عمویی امروز ممکنه تا 5 کلاس داشته باشم :-( برنامه خدا کنه 5/5 شروع شه من یه جوری خودمو برسونم :-( عمویی.. دوستت دارم..راستی صبح قشنگتون بخیر عموجونم..
(دخترتون)

30 09 2009
مرضیه ( مینو )

مجددا سلام .

یه سوال دیگه برام پیش اومده ( داداش : چقدر تو سوال داری . کی تموم میشه ؟ )

چرا وقتی به داداش میگیم » این کامنتو تایید نکنیاااااااا » اما میبینی تایید کرده ؟ چرااااااا ؟

( الانه که داداش عصبی بشه ) واقعا جالبه . نههههههههههههههه غلااااااااااااام ؟؟؟؟؟؟

جدیااااااا . مثلا ژاله گفت تایید نکنی عمویی . اما میبینی تایید کرده . واسه خودمم این اتفاق افتاده . کسی جواب این سوالو میدونه ؟

یه چیز دیگه : من یه اتفاقی رو واستون شرح دادم.بعدش گفتم نظرتون در مورده این اتفاق چیه . اما انگار کسی یا داستانو نخونده یا نظری دربارش نداره .

باز هم یه چیز دیگه : اینجا نوشته پست الکترونیک لازمه اما منتشر نمیشه . سوالم اینه که با نوشتنش ، داداش میدونه پست الکترونیکمون چی هست ؟

* آجی مینا ( اصلاح پور ) * به وبت سر زدم خواستم واست کامنت بذارم اما انگار بخش کامنت گذاریش مشکل داره ….. چراااااااااااا ؟
پس سوالمو اینچا میپرسم . توی وبت یه سری از بچه ها روبه بازی دعوت کردی . با کدوم مرضیه بودی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

داداش نکنه خودت به کامنتها یه امتیاز میدی ؟؟؟؟؟؟ ( در حال تفکر )

دیگه تا همینجا کافیه ( نیشخند )
نه داداش … نزن … رفتم …..

مراقب خودتون باشین .
خدانگهدار

30 09 2009
مرضیه ( مینو )

باز سلام
* آجی فائزه * من اگه نت بیام زیاد توی نت نمیمونم . فقط درحدی که کامنتها رو سریع بخونم و یه جوابی بدم . باز هم درد ؟ این چند روزه هم درد داشتی یا فقط امروزشروع شده ؟ نتیجه ی آزمایش خون چی شد ؟ بیخبر نذاری ما رو ؟

داداش یکی میگه هفتم ، یکی دیگه میگه هشتم ، اون یکی میگه نهم. من بلاخره نفهمیدم کدومش بود ولی ………..

چهارمین سالگرد درگذشت برادر بزرگوارتان رو به شما و خانواده محترمتان تسلیت میگم…برای شادی روح همه ی رفتگان فاتحه ختم کنیم…
( ناراحت )

30 09 2009
ژاله فرهادروش

عمو ببخشید یه چیزی بگم: آجی مینا قسمت نظرات وبت مشکل داره..چند بار امتحان کردم.باز نمیشه..فکر کنم واسه قالبته..راستی از ته قلبم خوشحال شدم..ان شاالله موفق باشی..مطمئن بودم بلاخره یه روز به هدفت میرسی..هر چیزی که خدا عشقشو تو قلبمون میذاره اگه بخوایم حتما بهش میرسیم..آجی مائده**عموووووووو آجی مائده قالب وبشو مشکی کرده بهش بگین باهاش قهر میشما..!..عمویی تا عصر دست علی یارتون خدانگهدارتون
(دخترعموی موخرگوشیتون)

30 09 2009
س

بازم سلام عموپورنگ گلم

عمو اینقدر از این حرف ها ناراحت شدم که عمو باور کنید اشکم در اومد من هم زیادی احساساتی ام اما عمو خیلی ناراحت شدم که دیدم چه طور بعضی ها با این حرفاشون شما رو ناراحت میکنن

اگه شما تو برنامتون آذری یا گیلکی یا هر لهجه دیگری رو صحبت می کنید این نشانه مهربونی شماست وای دیگه نمی دونم چی بگم دیگه ناراحت نباشید باشه قول می دید ؟

راستی عمو دیروز که استاد با دو ساعت و نیم تاخیر اومد سر کلاس ما داشتیم با هم صحبت می کردیم اینقدر حرف زدیم که خدا می دونه عمو برای چند دقیقه همگی ساکت شدیم یه دفعه یکی از دوستام برگشت گفت بچه ها شما برنامه عموپورنگ و نگاه می کنید عمو نمی دونید همه بچه ها برگشتن گفتن خب معلومه دیگه همه برنامه عموپورنگ رو نگاه می کنن یکی از بچه ها گفت مگه می شه برنامه عموپورنگ و نگاه نکنیم یکی دیگه از بچه ها گفت تازه خودم که هیچی مامان و بابام هم این برنامه رو می بینن کلی عمو و برنامشو دوست دارن ( مثل مامان و بابای خودم ) همه بچه ها هم این حرفشو تایید کردن یکی دیگه گفت برنامه عموپورنگ خیلی شاد و قشنگه یکی دیگه گفت …. خلاصه عمو تا وقتی که استاد بیاد موضوع بحث ما شد برنامه شما عمو همه اهل هر شهری که باشن شماو برنامتون و دوست دارن چه کوچولوها چه بزرگترها

عمو شرمنده چقدر حرف زدم عمو امروز منتظریم یادتون نره آذری صحبت کنید وگرنه همن طور که گفتم ناراحت می شیم

دست علی یارتون خدا نگهدارتون
طرفدار پروپا قرص و همیشگی شما

30 09 2009
مشکات

سلام عمو داریوشم ……….عمو یی به خاطره عکسه بالا واقعا ممنونم خیلی قشنگ بود امیر محمد هم خوب عکس می ندازه ها …….
عمو یی همون طور که بهت گفتم دیروز اولین روز دانشگام بود عمو نمی دونی دیروز با چه بساطی رفتم ابیک و برگشتم تهران عمو از سرویس دانشگاه خودمون جا موندم بعد مجبور شدم با سرویس دانشگاه ابجیم اینا که اونام تو ابیکه برم عمو اما چشمت روز بد نبینه چون سرویس ابجیم اینا که منو دم دانشگامون پیاده نکرد عمو که …….. عمو منو سره همون جاده خاکیه که بهتون گفتم همیشه یه مشت گوسفند اونجا می چرچند …منو اونجا پیاده کرد وای عمو یی فک کن کله سحر تک و تنها ده دقیه تو اون بیابونی پیاده رفتم تا رسیدم به دانشگامون خلاصه عمو اولین روز که کلی برام خاطره شد کلی خندیدم دیروز به وضعیت نا به سامان دانشگامون …….. اما عمو خنده ی من از گریه غم انگیز تر است گلم ………

30 09 2009
مشکات

یه سلام ویژه به سرکار خانم تاجیک عزیزم : سلام خانم تاجیک گل حالتون خوبه ؟منم خوبم …… خانم تاجیک امیدوارم که همیشه زود به زود بیایید وبلاگ عمویی جونم … اخه خیلی دیر به دیر می یاید چرا ؟
خانم تاجیک امیدوارم همیشه شاد و سر حال و موفق باشید …….
(((((((دوست شما مشکات )))))))))))

30 09 2009
مشکات

عمو داریوش راستی یه سوال چرا دیگه تو برنامه مسابقه اجرا نمی کنید ؟

30 09 2009
مشکات

ای وای عمو پیام بالایم رو تایید نکردید چرا عمو وووووووووو نباید مینوشتم ؟اخه چرا عمو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟///

30 09 2009
مشکات

عمو الان انلاینید دیگه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عمو سلام حالت خوبه گلم چه طوری ؟ عمو میشه امروز توی برنامه لطفا ادرس وبلاگت رو هم اعلام کنی عمو خواهش میکنم میشه یا نه ؟

30 09 2009
زينب صائمی

سلام
يه چيزي هست كه ميخواستم به مرضيه يا همون مينوي سابق بگم اما تا حالا نشده
جوجو جان
من همون زينب معروف به زي زي هستم
فقط اسممو عوض كردم ;-)

30 09 2009
مشکات

عمو یی تو جواب بهار جون گفتید شنبه سفر نامه ی روسیه منتشر میشه … عمو پس کی سفر نامه ی تبریز رو می نویسید ؟ عمو پس کی راجع به هواپیمای توپولوف که گفتید کلی واسم توی سفر ماجرا یی داشت میگید ؟عمو نمیگید ؟

30 09 2009
پریسا

سلام عمو ی خوبم
خوبین؟ خدا روشکر
عمو جونم میدونم اونقدر سرت شلوغه که شاید یادت بره یه دختری به اسم پریسا هم داری(فدای سرت عمو جونم) ولی من یادم نمیره که شما رو دارم.عموویی اگه کمتر میام ودیر به دیر کامنت میذارم واسه اینه که خوابگاه تلفن نداره تا من لب تاپم بهش وصل کنم وبا شما حرف بزنم این ترمم که بیشتر درسام تخصصیه اینقذه سخته از صبح تا ساعت 8 شب تو دانشگاه هستم وخیلی کم میشه بتونم بیام کافی نت دانشگاه تا براتون کامنت بذارم دلم لک زده تا شبها بیام بهت شب بخیر بگم .عمو جونم دوشنبه آخر برنامه یه لحظه جدی شدی وبا ناراحتی گفتی (همه ی بچه هایی که اینجا هستند بچه های با ادبی هستند) من نمیدونم از چی ناراحت بودی ولی طاقت غمی که تو چشمات میره رو ندارم رفتم حرم امام رضا کلی واستون دعا کردم عمو کاش دفعه دیگه که خدای نکرده غم میخواست بیاد سراغت من مرده باشم تا ناراحتی تو نو نبینم و اونجا که به خدا نزدیک ترم از خدا بخوام زود زود غم رو از چشمات برداره
عمویی اینو یادت باشه که هر وقت غصه بخوری به ما بگید یا نگید خدا بهمون میگه وما هم هزار هزار برابرت غصه میخوریم عمو جونم این دخترت بد جوری دلتنگته
عمو جونم خیلی مواظبه خودت باش
(کودکه درونم که دخترتونه)

30 09 2009
رویا

سلام دایی جون
خوبین ؟؟؟؟؟؟؟
دایی اومدم یه خواهش بکنم یه خواهش که خیییییییییلی خیییییلی برام مهمه ……………….میشه این شبا واسه مامان بزرگم دعا کنین لگنش شکسته و نمیشه عملش هم کرد !!!اگه میشه واسش دعا کنین !!!!!
آخه خیلی درد داره ………..

30 09 2009
دختر خنده روي عمويي

سلام عمويي.
الان به شدت دلم حرف ميخواد.
ولي چيكار كنم كه…
بي خيال
فعلا…

30 09 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
ببخشيد
1. عمو، كامنت ها اونقدر زياد شده كه صفحه به سختي باز ميشه، من كه ديگه كم ميام، يه كاريش مي كنيد لطفا؟
2. اون وب قبلي چرا باز نميشه؟، مي خواستم برم حرفاي قديميم رو مرور كنم!؟
3. «پريسا» جان ، امروز تو دانشگاه بحث همين بود
دانشگاه فردوسي رو مطمئنم اما آزاد رو بعد از 3 سال هنوز كشف نكردم كه آيا به wireless مجهز هست يا نه، اگه هم دانشگاه ديگه اي هستي كه هيچ،فقط خواستم بگم مي توني فاصله بين كلاسها اينجا باشي
(الان عمو مي گن تو خودت كار بد مي كني چرا بقيه رو از درسو زندگي ميندازي؟!)
من مي تونم عمو
براي همين الان مي گم :
خدا نگهدار
كه تا فردا ديگه حرف نزنم
اما نمي تونم براي هميشه برم، تحت هيچ شرايطي
ضمنا بابت حذف اون كامنته ممنون اما اين بار دوست دارم مثل بچه ها بهونه بگيرمو بگم خيلي از دستتون ناراحتم
خدانگهدار

30 09 2009
مهر فروتن

تق تق تق!
آقا اجازه! ما می تونیم بیایم تو؟ خیلی دلمون واسه این جا تنگ شده.
سلام! آقای فرضیایی این سلام مخصوص شماست که همچنان مشغول کامنت ها و کامنت خوندن و برنامه اجرا کردنید. خوب هستید؟ سلامتید؟ یختون آب شد؟؟!! رفته بودید مسکو می گم. از اسکیمو بودن در اومدین؟
خوب با اجازه من یک کم از این دست نوشته بگویم. آقای فرضیایی! گاهی اوقات کسانی هستند که فقط ایراد می گیرند. آن هم از نوع بنی اسرائیلی. ایرادهای این قوم که برای شما آشنا هست؟ می خواهم بگویم گاهی اوقات لازم است نسبت به این اشخاص بی توجه بود. سوء تفاهم نشود! این بی توجهی ها برای کسانی است که بدون ایراد گرفتن روزشان شب نمی شود و باز هم بدون این ایرادها شب خوابشان نمی برد. اما انتقادهای سازنده را شما حتما می شنوید و از آن ها استفاده هم می کنید.
خدا قوت!

30 09 2009
فائزه طرفدار همیشگی عمو پورنگ مهربون

بسم الله الرحمن الرحیم…
سلام عمو جون…
سلام دختر عموهای گلم…
عمو جون یه خبر خیلی خیلی خیلی مهم برای دختر عموهای گلم دارم.
دختر عموهای عزیزم که در آزمون کاردانی پیوسته ی آموزشکده های فنی و حرفه ای
سال 1388شرکت کرده اید و منم جزو شماها هستم زودی برید به سایت سنجش به آدرس:
http://www.sanjesh.org که از ساعت 16 بعد از ظهر امروز 8/7/1388 می تونید کارنامه ی نتیجه ی
آزمون تون رو ببینید…
آبجی ها یادتون نره.برای دریافت اطلاعات بیشتر به سایت سنجش مراجعه کنید.
عمو جونم و دختر عموها التماس دعای فراوون…
بدرود…
امضا:فائزه(بند انگشتی طرفدار عمو)

30 09 2009
رویا

دایی جونم از همین الان میگم برنامتون قشنگ بود آخه امروز این قدر کار دارم که فکر نکنم دیگه بیام (من نمی دونم چرا کلاس ما همش فیزیک و شیمی و ریاضی داره شانس ما هر چی برنامشون کم و زیاد میاد سر ما خالیش میکنن)
دایی دعا یادت نره….
راستی موضوع برنامه امروزتون چیه؟؟

سلام همیشه موضوع برنامه روی پیشانی وبلاگ هست

30 09 2009
سولماز نوری

بنام خدا

عموی مهربونم سلام….
فقط اومدم بگم حلالم کنین….باشه عمو؟؟
شاید دیگه هیچ وقت نباشم…..!!
دوستون دارم بیشتر از اون چیزی که تصورش رو می کنین….کاش باور کنین عمو…
نمی دونم چی بنویسم…بازم حرفامو می خورم و هیچی نمی گم…دلم براتون یه عالمه تنگ شده بیشتر از همیشه……..
فقط اینکه…..هیچی ، عموی مهربونم تا ابد دوستون دارم خییییییییییلی خیییییییییلی زیاد….فعلا
دست علی یارتون
خدا نگهدارتون
تا بعد……………………………………………یا حق

30 09 2009
مهر فروتن

سلام دوستان!
سلام آبجی کوچیکا، آبجی بزرگا، آبجی وسطی ها!!
حالتون خوبه؟ دماغتون چاقه؟ صداها پایینه نمی شنوم. آره؟!
خانم عباسی گل سلام! منم دلم براتون تنگ شده بود. خواستم بیام اما دو روز تلفنمون شوخیش گرفته بود اونم از اون شوخی های خطرناک! در اثر این شوخی بنده دچار تشنج ناشی از کمبود وبلاگ شدم. اونم دلش سوخت و خوب شد. الان هم به خودم سرم وبلاگ وصل کردم!!
خانم فیاضی عزیز سلام! شما گفته بودید که به این نتیجه رسیدید شباهت هایی با هم داریم. خوب این شباهتها چیه؟
سمیه تاجیک عزیز سلام! دوست خوب قدیمی! ممنون که به یاد من هم بودی. من هستم. می خونم اما نمی نویسم. گفته بودم که! خوب شما خوبی؟ منم دلم برات تنگ شده بود.
سحر عزیزم! شما خوبی؟ حالت خوبه؟ دیدی این دفعه از تابلوت نپرسیدم. راستی بابا وبلاگ! بابا پیشرفته! بابا امروزی!
بهار جان! سلام آبجی کوچیکه. از دانشگاه چه خبر؟
هما جان! کبری اسمته یا این هویجوری گذاشتی؟ سلام خانمی.
آغاز! کجایی؟ آهای! ای خدا که من چقدر باید دنبال تو بگردم.
مائده جان! سلام. خوب هستید؟
تینا جان! آبجی مهربونه! سلام. چطوری؟ وقتی اسمتو دوباره این جا دیدم خیلی خوشحال شدم. راستی مهد می ری؟ نازی! چقدر رمانتیک! خوش به حالت خانم مربی!
شیوا محجل عزیز! سلام آبجی کوچیکه. شما بالاخره اون علامت سئوالتون برطرف شد؟ همون که من با کی اشتباه گرفتمت؟ دوبار گفتم. این بار هم آدرس می دم برو بخون. دست نوشته ی این جا مسکو است.
بقیه ی دوستان! ژاله فرهاد روش، نسرین، رامینا، مریم، زینب معروف به زی زی، مرضیه مینو، اون یکی مرضیه، دریا ها، امین فرزامی، حدیثه حقیقت خواه! سلام خانم. کجایی؟ نیستی؟ ما را نمی بینی خوش می گذره؟
دیگه کیا بودند؟ دوستای جدید و قدیم همگی سلام و همتون رو دوست دارم.
خوب دیگه بسه زیاد شد. اگر اسم کسی را نگفتم ببخشید. حافظه نیست که!

30 09 2009
رویا

دایی ممنون که جواب دادین تا حالا بهش دقت نکرده بودم
فکر کنم باید بگم خداحافظ (خییلی درس دارم )
بازم میگم اگه میشه دعا کنین ….خواهش……
(باید برم یکم بچه داری کنم)
خدایا مواظب داییم باش….

30 09 2009
ستایش

سلام عمو خسته نباشین
چند روز پیش یکی از برنامه های ضبط شدتونو که در همدان اجرا کرده بودین رو دیدم،توی اون برنامه درباره ی اذری زبان ها چندتا مطلب گفته بودین، تعجب کردم چونکه میدونستم پدر محترمتون اذری هستن
امروز که این مطلبو خوندم مطمئن شدم که از روی قصد این کارو انجام ندادین و از روی دوست داشتن فقط..
التماس دعا

30 09 2009
مائده

به نام خدا
سلاااااااااااااااااممممممممممم عمو جانم جان جانم …. عمو کلییییییییییییی حرف دارم …. از کجاش بگم ؟؟؟
آهان … عمو من دیروز انقد ذوق زده شدم حد و حساب نداشت … عمو آجی سولمازمو که میشناسید … دیروز برای اولین بار باهاش حرف زدم …. عمو هر چقدر از ماه بودنش بگم کم گفتم …. تازه فهمیدم که چرا آجی ژاله انقده دوستش داره …. عمو حدودا یه ساعتی سرشو درد اوردم … عمو موضوع روزتون (فوضولی ) هست دیگه ….{نیشخند} عمو آجی رو مجبور کردم همه ی خاطره هاشو از شما برام بگه همشو که نشد بگه ولی قول داد کم کم تو وبلاگش بنویسشون …. عمو عموووووووووو …..باید با آبجیام حرف بزنید تا بدونید چی میگم …. عمو جون آبجی پریسا هم واقعا یه فرشتس …. دیدید آجی ژاله ام تائید کرد …. آجی مریمم که واقعا گله … آجی الهه که سنگ صبورم هست … آجی رامینا که کلیییییی به من همیشه انرژی میده …. و همه و همه و همه …. عمو وقتی میخوام اسم بیارم واقعا نمیدونم چی بگم …آخه همشون خیلیییییییییییییییییی خوبن …. مثل شما هستند عمو … گاهی فکر میکنم بین طرفداراتون فقط منم که همش اذیتتون میکنم … ولی نا خواسته …{نیشخند}
عمو جدیدا متوجه یه نکته ی اساسی شدم …. این دوجمله «ناخواسته اذیتتون کردم ببخشید » و« بهش غبطه میخورم » تو ادبیات من وقتی با شما یا درباره ی شما حرف میزنم خیلی کاربرد داره …. البته دومیشو آبجی الهه اول کشف کرد وقتی داشتیم حرف میزدیم و من میگفتم این روز ها به اون بچه ها خیلی غبطه میخورم آبجی گفت : غبطه … این غبطه برای ما خیلی کاربرد داره … با خنده گفت عمو ولی راست گفت !!!
عمووووووووووو دیروز برنامه ریزی کردم … یه برنامه ی خوب نوشتم برای روز های مختلف هفته که بتونم درس بخونم …. عمو این چیزا کلی از من بعید بود آخه من تا امسال فقط تو مدرسه درس میخوندم و نهایتا 30 دقیقه هم تو خونه …. الان نمیدونم چرا جو گیر شدم میخوام رتبم تو کنکور دو رقمی بشه …{خنده}
عمو روزهای زوج 4 ساعت و نیم و روز های فرد 6 ساعت برنامه ریزی درسی دارم …
عمو خیلی وقت بود نقاشی نکشیده بودم و رنگش کنم دیروز برناممو که نوشتم رفتم خودکار رنگیامو اوردمو تا کنار برنامم نقاشی بکشم و بزنمش به دیوار اتاقم …. عمو انقدر برنامم خنده دار شد که حد و حساب نداره …
عمو بالای برنامه نوشتم « خدا آرزویی در دلت نمی اندازد مگر انکه توانایی دستیابی به آن را در تو دیده باشد «رامینا»
عمو پایینش شما رو کشیدم البته من نقاشیم یکم … خوب عمو اگه ببینینش کلی به من میخندید آخه احتمالا یه بچه ی 4 ساله هم قشنگتر از من میکشه ….{خجالت} عمو شما رو با یه لباس نارنجی وزرد راه راه کشیدم شلوارتونم خیلی فکر کردم چه رنگی باشه بهتره نقره ایش کردم که شبیه سفید بشه ….{خنده} عمو یه خرگوشم با همون استعدا دزیادم کنارش کشیدم بعد شعر ( قوری گلی ) رو نوشتم کنارش …. عمو شبیه شما که اصلا نشد ولی ….
عمو این طرفش هم نوشتم … » من توقع دارم همتون کنکور قبول بشید … « عمو داریوش »»
عمو : من کی اینو گفتم ؟؟؟
عمو شما … خوب … نگفتید یعنی ؟؟؟ خوب من احساس کردم گفتید آخه … اصلا نییدونم {خنده}
____________________________________________
آبجی بهار ********** دستت درد نکنه … چه خوب شد که تو اینا رو گفتی وگرنه من …. آخه واقعا مقایسه کار اشتباهی هست … فقط به حرفای تو اضافه میکنم که واقعا کار خوبی نیست مگه ما دوست داریم عمو ما ها رو با همدیگه یا با بقیه مقایسه کنه … جدا دوست داریم ؟؟؟
آبجی ژاله موخرگوشیم (گریههههههههههههههههه)
آجی چرا قهر ؟؟؟؟
دلت میاد …. عمووووووووووووو نگاش کن میخواد با من قهر کنه …. عموووووو
آجی فدات شم قالب وبلاگ موقتا عوض شدش مشکی رو انتخاب کردم که با دوست مهربونمون شیوا همدردی کرده باشیم و فردا هم ….
_______________________________________________________
عمو جون این لینک جدیدتون ( ارتباط مستقیم با نویسنده ی فوق برنامه ) عمو دوستش ندارم …
آخه …..
چه جوری بگم ….
خوب ای کاش آقای سلیمی خودشون وبلاگ داشتن و شما فقط لینکشون رو برامون میگذاشتید …
___________________________________________________________
در ضمن دوستی داشتیم به نام «مهر فروتن» من مدتیست کامنت هاشونو ندیدم … کجا هستند ؟؟؟؟ دوستان کامنتی از ایشون خبری ندارید ؟
____________________________________________________
التماس دعا ! یا حق

30 09 2009
سیده فائزه

خوش به حال پیشونی وبلاگ

ی شعر هست ممیگه

پیشونی پیشونی منو کجا میشونی.

وقتی میگیم به شوخی همه میخندن

از بهنوش بختیاری بلد شدیم.

30 09 2009
تينا راد فرنژاد

به نام خداي مهربون دوست داشتني
سلام عمو جون جونم : عمو جونم ميدونم الان دارين كاراي برنامه را انجام ميدين پس عمو جونم خستــــــه نباشيد .
عمو جون جونم امروز صبح زود مهمونامون امدن من هم تا ساعت 11 صبح پيششون بودم آخه عمو بايد ميرفتم مهد ، عمو جونم همين الان الان از راه رسيدم . آخ جونم امروز برنامه دارين هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دست بزنيد شادي كنيد .اه اه نه هيسسسس يادم نبود مهمونامون الان در خواب ناز به سر ميبرن .عمو تو را ه كه داشتم ميامدم تو فكر اين بودم كه الان برسم خونه شلوغ باشه اصلا صدا به صدا نرسه ؟؟ اما وقتي رسيدم خونه ديدم همه خوابن به جزمامانبزرگم ، قربونش بشم نخوابيده بود ،منتظرم بود تا برسم خونه عمو .آخ عمو جونم الان مامان جونم دارن صدام ميكند بايد برم .بازم ميام . عمو جونم امروز برنامه تون را با بچه هايي شيرازي با هم ميبينيم .
عمو جونم پس قرارما پاي تي وي .منتظرتونم .
عموي مهربونم دوستتون داريم .
(برادرزاده شما تينا )

30 09 2009
شکوفه

عمو چرا اپ نکردید مگه امروز چهارشنبه نیست خودتون گفتید چهارشنبه ها پست جدید می ذارید پس چی شد ؟
راستی عمو وبلاگم را دیدید؟

30 09 2009
فائزه طرفدار همیشگی عمو پورنگ مهربون

بسم الله الرحمن الرحیم…
به نام خدای مهربونی که بهترین بنده اش واسه ما بچه ها یعنی شما رو آفرید…
سلام سلام عمو جون…ای عموی مهربون…بهترین عموی دنیا…واسه تموم بچه ها…
سلام سلام دختر عموها…
عموجون جون جونم می خوام با اجازه ی شما یه تشکر ویژه کنم.
اول از **عمو جون خودم**:عموی گلم واقعا ازتون ممنونم که به وبلاگم سر زدید و منو
متوجه اشتباهم کردید…عمو جون چشم منم به تک تک حرفای شما گوش می دم.
عمو دیگه هم به قول شما قهر نمی کنم.ولی عمو جون بازم میگم:به خدا من قهر نکرده
بودم فقط برای یه مدت به خاطر همون مسئله که فقط شما می دونید ناراحت بودم.
بازم میگم عمو جون منو ببخشید…ولی عمو جون نگفتید که اون نظرم که در رابطه با
برادرم بود رو خوندید یا نه؟اگه نخوندید زودی بیایید و بگید که من دوباره بنویسمش.
آبجی** تینای عزیزم**ازت خیلی ممنونم که معنی این شعر قشنگ رو گذاشتی.
دوست دارم فرشته ی مهربون.تو یکی از بهترین آبجی هایی هستی که من دارمشون.
به امید دیدار آبجی تینای گلم.(لبخند).
آبجی**فروغ خوشگلم** با یه روز تاخیر بهت میگم:تولدت مبارک…برات از خدای مهربون
بهترین ها رو آرزو می کنم و امیدوارم که به تموم آرزوهای قشنگت برسی.مهربونم
خیلی دوست دارم.کاشکی که 100 ساله شی…نه 120 ساله شی…نه 120 سال کمه
همیشه زنده باشی…
آبجی**تاجیک مهربونم**ازت خیلی ممنونم…برام خیلی دعا کن…آبجی گلم همیشه
میگن اول برای همه دعا کنید برای برای خودتون…پس آبجی گلم اول برای همه
دعا کن بعدش هم برای من…بی نهایت دوست دارم…
آبجی**?? گلم**خیلی ازت ممنونم که به وبلاگم سر زدی و با اومدنت خیلی خیلی
خوشحالم کردی گلم.امیدوارم که خصوصیات مثبت همه از بقیه ی خصوصیاتشون بیشتر
باشه و بیشتر هم بشه و روز به روز از خصوصیات بدشون کمتر بشه…دوست دارم
مهربون.التماس دعا فرشته ی پاک خدا…
آبجی**فاطمه ی نازنینم**خیلی اسمت رو دوست دارم چون هم اسم
حضرت فاطمه(س)هست…عزیزم آره همه جا حداقل آمپول بی حسی رو می زدن و خاله ی
منم که همین عمل رو انجام داده بود و کاملا من رو درک می کرد و روزی هم که من
بعد از عمل مرخص شدم و اومدم خونه بهم گفت که :منم قبل از همین عملم دکتر 3 تا
آمپول بی حسی بهم زد تا کمتر اون دردها رو تحمل کنم…ولی واقعا من خودمم هنوز
نمی دونم که چرا این دکتر آمپول بی حسی رو قبل از عملم نزد؟واقعا برام جای تعجبه…
آبجی جونم نه به خدا من اصلا از دستت ناراحت نشدم…از قول من حتما محمد طاها رو
بوسش کن…الهی…التماس دعا…
آبجی**نیلوفر پاکدل**عزیزم اسم و فامیلت برام خیلی آشنا هست…نمی دونم ولی
یه حسی بهم میگه انگار می شناسمت…نمی دونم چرا این قدر حس می کنم که
انگار از قبل می شناسمت…نمی دونم ولی حس می کنم یکی از دوستای قدیمی ام
هستی…مثلا یکی از دوستای دوران مدرسه ام یعنی دوران ابتدایی…خدا کنه که
واقعا این جوری باشه…امیدوارم…مهربونم خیلی دوست دارم…
آبجی**مینا اصلاح پور عزیزم**گل مینای من الهی من قربونت برم که تو این قدر
ماهی…به خدا خیلی وقته که می خوام جواب نظرهای خصوصی ات رو بدم اما متاسفانه
نظرهای وبلاگ تو هم مثل نظرهای بقیه ی ماهایی که از قالب های وب.فوتو استفاده
می کردیم برام باز نمیشه تا جواب نظرهای خصوصی ات رو بدم.تو رو خدا زودی قالب
وبلاگت رو عوض کن تا این مشکل برطرف بشه و بتونم از خجالتت در بیام…راستی آبجی
مینای من آبجی مهری حالش بهتره؟خوش به حالت که لیاقت این رو داری که تو شهری
که حرم آقا امام رضا(ع) توش هست زندگی کنی.آبجی جونم بهت تبریک میگم که
دانشجوی رشته ی تربیت مربی قرآن شدی…نه آبجی مستند رنگ عشق از تلویزیون
پخش نشد…و واقعا برای خودمم جای سواله که چرا هنوز پخش نشده؟مثلا به گفته ی
خود آقای کارگردان قرار بود 20 ماه مبارک رمضان پخش بشه یا اگر هم 20 ماه مبارک
رمضان نشد در هفته ی دفاع مقدس پخش بشه…که تو این هفته هم پخش نشد…البته هنوز هفته ی بسیج سازندگی مونده و امیدوارم که دیگه تو اون هفته حتما پخش بشه…البته یه مستند دیگه با اسم طعم عشق پخش شد و فکر کردم شاید همون
مستند رنگ عشق باشه که شاید اسمش عوض شده ولی نه اون مستند نبود…هر وقت رفتی حرم برای اول برای همه و بعد برای منم دعا کن گل مینای من.
آبجی**مرضیه(مینو)باوفای خودم**آبجی جونم درد که خبر نمی کنه کی می خواد بیاد
!!!آره آبجی این چند روزه هم درد داشتم ولی از دیروز تا حالا بیشتر شده…
آبجی جواب آزمایش خونم رو گرفتم…تا جایی که تونستم ترجمه اش کردم ولی باید برم
به دکتر نشونش بدم تا خود دکتر دقیق تر بگه…فردا صبح که رفتم پیش دکتر جواب آزمایشم
رو بهش نشون میدم…برام خیلی دعا کن…یه آزمایش خونه دیگه هم چند روز پیش دادم و جوابش رو باید 15/مهر بگیرم…چشم حتما خبرش رو بهت میدم…راستی
ازت خیلی ممنونم که به وبلاگم سر زدی آبجی گلم.(لبخند)خیلی خوشحالم کردی.
آبجی**سحر-گیلان نازنینم**آبجی وای خیلی خوشحالم کردی با اومدنت به وبلاگم.
آبجی جونم ازت دعوت می کنم اگه تا الآن به این سوال ها جواب ندادی تو وبلاگ قشنگت
به این سوالها جواب بدی…خیلی دوست دارم جواب های آبجی سحر گلم رو به این
سوالها بدونم…پس اگه دوست داشتی و خواستی حتما به این سوال ها جواب بده…
دوست دارم آبجی سحر نازنینم…التماس دعا فرشته ی مهربون خدا…
آبجی**رویای ماهم**بابا این قدر ناراحت و نگران نباش…آبجی من کامل کامل ماجرای
عملم رو تو اون نوشته ی عمو که عنوانش بود:بوی خوش مدرسه نوشتم…تو همون
نوشته ی عمو فکر کنم ماجرای عملم جزو آخرین نظرات اون نوشته بود…اونجا می تونی
بری و کامل بخونیش…الهی من قربون آبجی رویای خودم برم که این قده دوست داشتنیه…
آبجی**آغاز پایان خوبم**تو سرت بهتر شد؟؟؟آبجی خوبی؟؟؟کجایی تو؟؟؟
کلی از دست اون نوشته ات تو وبلاگم خندیدم…ای بلا…خیلی با نمکی آبجی خانمی خودم.
آبجی** فاطمه ی گلم**ممنونم که به وبلاگم سر زدی…خیلی دوست دارم…آبجی
خدا رو شکر حالم بهتره…ولی خب هنوز دردهام ادامه دارن…آبجی فعلا جواب یکی از
آزمایش هام رو گرفتم…فردا که رفتم پیش دکتر اون وقت میگه که نتیجه اش چه جوری
بوده…تو رو خدا برام دعا کن…البته اول برای همه بعد برای من…مهربونم خیلی دوست دارم.
داداش**امین فرزامی**وای خیلی خوشحالم کردی با اومدنت به وبلاگم…آخه اولین
داداشی هستی که به وبلاگم سر زدی…داداشی برام دعا کن…راستی خیلی
عکسات قشنگ هستنااااااااااااااااااااااا.ایول به داداشم که این قده هنرمنده…(تبریک).
التماس دعای فراوون داداش مهربون…
عمو جون دیگه تشکر هام تموم شد…
عمو جون و دختر عموهام و پسر عموهام التماس دعای فراوون…
بدرود…
امضا:فائزه(بند انگشتی طرفدار عمو)
و دختر عموی همه ی اونهایی که میان و اینجا نظر میزارن…

30 09 2009
زهرا متقي

به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به عموجون عزيزتر از جانم و همه ي آجي ها .
عموجون دلم خيلي تنگ شده واستون آخه عمو از دست اين ساعت ها هي ميرن جلو هي ميرن عقب خب اينجوري هم زمان خيلي دير ميگذره ( خيلي ناراحت )
عموجون خيلي دوستون دارم خيلي زياد .
عمو جون براي شما بهترين و قشنگترين آرزوها رو مي كنم .
عمويي عزيزم شما رو به خداي بزرگ ميسپارم.
منتظرتونيم ساعت 17:10
تا بعد
» يا حق »
التماس دعا

30 09 2009
ژاله فرهادروش

به نام خداااا
سلااااام…عموووو از دانگشگاه!فرار کردم برنامه رو ببینم!!!…وای وای اخم عمویی رو نگا!نه عمو کلاسمون تشکیل نشد آخ جوووووووون حالا با خیال راحت میبینمتون عمویی جونم…
آجی مائده شرمنده نمیدونستم واسه این قضیه اس..
ای خداااا…سولماز یه حساسیته عجیب غریب گرفته که صورتشو گردنش میریزه بیرون قرمز میشه باد میکنه تنفس واسش مشکل میشه..زود باید آمپول بزنه..دعا کنین زودتر خوب شه..
(دخترتون)

30 09 2009
مریم

عمو جون سلام
برای اولین بار تو این ساعت های آخر تیک تیک شروع برنامه آمدم.
که سالگرد عمو بهروز برادر بزرگوارتون رو به شما و خانواده محترمان تسلیت بگم.
عمو یه جیزی اون مطلبی رو که براتون نوشتم برای من فقط میاد یا نه همه می تونند بخونند؟
اخه نوشته: پیشنهاد شما منتظر تایید می باشد
نکنه که…..
عمو چرا چیزی نمیگید نکنه اومدن من به اینجا حرف زدن من حوصله شما رو سر می بره و بی خودی هست.
چرا هر چی میگم شما جوابمو نمیدید
کم اونوقت ها از جانب شما به خودم جواب می دادم حالا هم که خودتون هستید باید این کارو کنم؟
اصلا اگه اینجا جای من نباشه دیگه مزاحمتون نمیشم.
خدانگهدار.

30 09 2009
مرضیه ( مینو )

سلام به داداش گل . خسته نباشی داداش .
سلام آجی ها . خسته نباشین .

* زینب جون * واقعا خودتی ؟ ( تعجب ) بابا من فکر کردم رفتی و ….. پس نگو اسمتو عوض کردی . ( نیشخند ) حالا نمیشد همون اول میگفتی ؟ ( بغض )

* آجی مشکات * مدتی بود میخواستم بگم این دختر کجا رفت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اما با دیدن کامنتت خیالم راحت شد

* آجی مهر فروتن * مدتی نیستی ؟؟؟؟؟؟؟ نمیای !!!!!!!!!!!!!!!! چه جوریه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نگی کسی به فکرم نیستااااااااا . من همیشه وقتی احساس میکنم یه نفر مدتیه نمیاد خوب نگاه میکنم ببینم اون طرف کیه . اما اگه میبینی سوالی درموردش نمیکنم تقصیر من نیست ، تقصیر حافظمه که از یادم میبره

* آجی سولماز * گفتم رفیق نیمه راه نشو … آخر شدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بابا دلم میگیره وقتی اینطوری حرف میزنی ( گریه )

داداش هنوز برنامتو ندیدم ( آخه به داداشم سفارش کردم ضبط کنه ، که اونم انجام داد ( نیشخند ))
اما اونجایی رسیدم که داشتین شعر میخوندینو بعدش یه تماس تلفنی ….. ( آخه مدرسه بودم )
دیگه چی میخواستم بگـــــــــــــــــــــــم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آهان …. داداش چرا دوباره چشای اون پسره رو بستی ؟ فکر نکنم دیده باشه … دید ؟

ایول …. چه خوبه ….. من شنبه شیفت صبحم …. پس میتونم برنامه رو ببینم
هوررررررررررااااااااااااااااااااااااا
آقا ما بریم نماز .
مراقب خودتون باشین
سلام به خانواده برسونین
خدانگهدار

30 09 2009
زينب صائمی

ميخوام از اين به بعد هر وقت كه يه موضوعي براي گفتن داشتم بيام اينجا….
آخه عمو همش آدمو ضايع ميكنين :-(
اما از يه طرف هم معتاد اينجا شدم…
خا شفام بده؛-)

30 09 2009
زهرا متقي

به نام خدا

سلام سلام عموجون عزيزم الهي قربونتون بشم برنامه امروز مانند هميشه شاد و جذاب و قشنگ بود عموجون خيلي دوستون دارم يعني عمو از شنبه ساعت 20 دقيقه به 5 برنامه شروع ميشه واي خداي من چقدر خوب
عموجونم دوستون خيلي زياد شعر جديد هم بسيار قشنگ بود مگه ميشه شعرايي كه عموجونم بخونن قشنگ نباشه .
عمويي عزيزم دوستون دارم
فعلا
يا حق

30 09 2009
مبینـا

سلام به هگی.همگی خوبید؟خدا رو شکــــــــــــــــــــــــر
____________________________________________
**عمو جون**برنامه تون عالی بود.امیرمحمد چه قدر خوب بلده لهجه ی مازندرانی بگیره.
من خیلی خوشم اومد…قشنگ صحبت میکرد(خنـــــــــــــــــــده)
عمو جان جان جان…به وبلاگم سر نزدید که(ناراحت)خب شاید وقت نداشتید نه؟ آخر هفته که سرتون خلوته اگر وقت کردید به وبلاگم برید و یه نظر هم بذارید باشه؟
____________________________________________
**نرگس جون**خواهش میکنم.وظیفه بود.
___________
**مرضیه(همون مینوی سابق)عزیم** لطف کردی عزیزم قدم رنجه فرمودی گلم که به وبلاگم سر زدی…ممنون از لطفت…دوستت دارم
___________
**مریم جون** بازم سعی کن…تو میتونی اصلا میخوای امیلت رو بده من برات این کار رو کنم البته اگه بخوای… اگه روی اسمم کلیک کنی وبلاگم باز میشه برات ولی باشه چون تو خواستی میذارم: http://www.mobina-god.com بهش سر بزن و درضمن نظر یادت نره هاااااااا
___________
**نیلوفر جون** نگران نباش… تموم اون صفحه رو تویwordکپی_پیست بکن بعد مراحلی رو که گفتم طی کن…امیدوارم موفق بشی عزیزم….اگه سوالی بود دربست در خدمتم.
__________
**دوستان..عزیزان…** دعوت میکنم به وبلاگ فقیرانه ی بنده سر بزنید…لطفا نظر یادتون نره…….منتظرم……..همه تون رو دوست دارم…..در پناه حق…شبتون بخیر
خواب های صورتی ببینید

30 09 2009
دریای بیتاب عمو

سلام عموداریوشم عمو معذرت برای چی منکه لهجه آذری شما رو خییییییییییییییییییییییییییییییییلی دوس دارم راستی عمو میشه انقد حال ما بچه مدرسه ایهای شیفت بعداز ظهررونگیرید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟باباتاامروزمیتونستم حداقل20دقیقه ببینمتون یعنی دیگه اون 20 دقیقه هم برای ماها ممنوع شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(درحال جمع کردن لب ولوچه بااجازتون واخم)
سنی چوخخخخخخخخخخخخخخخ سویرم عموجان

30 09 2009
شیما دهقان

باعرض سلام خدمت عموی خودم:
عمو اینقدر ذوق کردم این عکستون رو دیدم وااااااااااااای…. عمومقبره الشعرا نزدیک خونه مادربزرگمه من خیلی میرم اونجا.
خیلی ممنون که شعر به زبان آذری از نسیم شمال نوشتید ایشون یکی از بهترین شاعران آذری هستم ومن کلی افتخار می کنم که عموی به این خوبی دارم
در جواب هم شهریم ل.ع
اگه منظورت من هستم خدا شاهده که من اگه احساسم رو به عمو گفتم منظور بدی نداشتم تازه من کی هستم که بخوام خودم رو نشون بدم؟؟؟
خودم می دونم که عمو هم آذری وهیچ وقت قصد توهین نداره و از اینکه یادی از آذری ها می کنه منم کلی خوشحال و ذوق زده می شم
اما همونطور که خودت هم می دونی بعضی ها به دلیل مسایلی ….. از این موضوع سو استفاده می کنند وقصد ونیت رو درک نمی کنند منم برای همین به عموجونم گفتم که به خدا قسم مثل داداشم دوستش دارم
بازم عموی خوبم اگه بی ادبی کردم و اگه ناراحتتون کردم معذرت می خوام ….منظوری نداشتم
از همشهری خوبم هم عذر می خوام
عمو جان می دونم خدا به شما یه قلب بزرگی داده که می تونید اشتباه مون رو ببخشید
پس من بازم ازتون معذرت می خوام
معذرت
معذرت

30 09 2009
شیما دهقان

راستی عمو تبریز چطور بود؟؟؟؟
این شعر هم تقدیم به همه تبریزی ها که کار خودمه!!!!!!
البته تایپ کردنش!!!!!!!!!!!!!
خوشم همیشه که طفل کنار تبریزم
به دیده سرمه کشم از غبار تبریزم
اگر به حافظ وسعدی خوش است شیرازی
خوشم به شعر خوش شهریار تبریزم
شعر از مهدی خادم

30 09 2009
شیرین

سلاممم عموی گلم :-) سلام ابجی های گلم
عمویی اخه چرا ساعت برنامه رو عوض کردی!!!!عموووو این جوری من تا یک ترم نمیتونم شنبه ها برنامه قشنگتونو ببینم(البته عمویی اجی جونم صباح بهم قول داده برام تعریف کنه)
عمویی ما که تورو میشناسیم تو اصلا اصلا کسی رو مسخره نمیکنی….تو اون برنامه جشن رمضان هدف شما مسخره کردن نبود …فقط میخواستی همه رو شاد کنی و بخندونی :-)

30 09 2009
شیرین

عموجونم عموی گلم اگه دیدی کم کم مییام فک نکن به یادت نیستم ….عمویی کامپیوترم نیم سوز شده ..باید بخرجمش…یه مانیتوری بخرم
گزوشتم داداشم از سربازی بیاد و پول مانیتورو نصف کنیم(عمو من اقتصادی فکر میکنم)*
عمویی عموی گلم شعرای جدید مبارک…هورراااا *:-@ عمویی خیلی قشنگه
عمو یه سوال این 2 تا شعر اخریه از سروده های خانم شکوه قاسم نیا هستش؟؟؟؟؟؟خیلی نازه …..

30 09 2009
شیرین

عمو کاشکی روز جشن عاطفه ها برنامه داشتی :-%
عمو یاد چند سال پیش بخیر شما تو حسینیه ارشاد برنامه داشتی منم اومدم….چقدر حالکردم و خندیدم …تازه از نزدیکم دیدمتون :-*

30 09 2009
فاطمه

عموی بهتر از جانم
عمو جان جان جان
سلام گلم
حالت خوبه؟
برنامه امروز عالی نه فوق العاده بود دستت درد نکنه که اینقدر زحمت میکشی…خسته نباشی…برنامتون توی این هفته پیشرفت زیادی نسبت به برنامه های قبل از ماه رمضون داشته… از ته قلب میگم خسته نباشی…
عمو یه چیزی بگم ناراحت نمیشی؟
عمو اسم محمدو نخوندی البته اشکال نداره فکر کنم باید مثل مشکات سه سال(اینجا به دو سه هفته میگن سه سال) صبر کنم…
عمو دیشب یه فیلم دیدم به اسمه** رز سرخ**… متین حتما میشناستش اخه توش بازی کرده بود ولی سنش کمتر از الان بود… چقدرم بامزه بود اسمش امید بود… یکی دوتا از فامیلاشون خیسش کردن بعد اونم برای تلافی شلنگ آبو باز گذاشته بود تو خونشون… ای شیطون…
عمو از توپولف نمیگی؟ امروز چهارشنبس دیگه…
دوست دارم
فعلا

30 09 2009
farnaz

سلام عمو جونم خوبی
دست گلتون درد نکنه با این برنامه ی زیبایی که اجرا کرین.
همش قشنگ بود مخصوصا اون نمایشنامه ی اخر که خودتون و بچه ها واقعا خندتون گرفته بود خیلی جالب بود زیبایی برنامه ی زنده به همین چیزاشه دیگه…

30 09 2009
فاطمه

عمو نمیشه بعد از هر برنامه برامون عکس بذاری؟ مثل قبل توamoo.ir

30 09 2009
farnaz

یه سلام دیگه میکنم به بهار جون چون اون مطلبی که درباره ی مقایسه ی شما با دیگران نوشته حرف دل خیلی از طرفدارای شماست. بهر جون گل گفتی…

30 09 2009
شیرین

عمو یه چیزی سهند و امیر ..متین منو مسخره میکننا!!
بهشون بگو ………100% همچین منظوری نداشتن ولی خوب اینجوری به نظر رسید
عمو داریوشم متین خیلی خوب بازی میکنه و حس میگیره من که حسابی دوسش دارم….عمو همین جوری با پرژکتور بهش نور بدین(خنده)
بای :-& :-$ :-# :-) :-+

30 09 2009
شیما دهقان

خانوم عباسی سلام:
خیلی خیلی ازتون تشکر می کنم که اشتباهم رو بهم گوشزد کردید من باید خیلی دقت کنم اما چیکار کنم که شاید به خاطر سنم خیلی عجولانه تصمیم می گیرم و حرف می زنم من نباید اون کامنت رو می ذاشتم اما اصلا منظور بدی نداشتم تازه اصلا تعصبی واینا هم نیستم …
الان خیلی پشیمونم
راستشو بخواین عذاب وجدان دارم
اما چیکار می تونم بکنم؟؟؟

30 09 2009
فاطمه

عمو اگه خواستی اینو ثبت نکن
دستا بالا دستا پایین ; 123 دستای ما تا زانوها میرسه
دستا عقب دستا جلو ;234 پنجه هاتو رو شونه هات زود بذار
دستارو واکن دو طرف ;456 پر پر بزن حالا مثله یه گنجیشک
گردن به چپ گردن به راست; 567 خستگیها از تن تو بیرون رفت
پارو زمین دست به کمر; 789 بشین پاشو بشین پاشو قدم رو
دستا پایین دستا جلو; 8910 نفس بکش به راحتی به به به
دستارو واکن دو طرف;456 پر پر بزن حالا مثله یه گنجیشک
گردن به چپ گردن به راست; 567 خستگیها از تن تو بیرون رفت
*********************************************************
دون دون بارون بارون دون دون(5 بار) بارون
دون دون بارون بارون دون دون(4 بار)
دون دون بارون بارون دون دون بارون بارون بارون
دون دون بارون بارون دون دون میباره نمنم میباره کمکم(2 بار)
خورشید زیبا اون بالا بالا میتابه آروم به روی دنیـــــــــــــــــــا
تاوقتی خورشید تو آسمونه هدیه بارون رنگین کمونه(2بار)
رنگین کمونه رنگین کمونــــــــــــــه
دون دون بارون بارون دون دون(5 بار) بارون بارون بارون
دون دون بارون بارون دون دون میباره نمنم میباره کمکم( 2 بار)
خورشید زیبا اون بالا بالا میتابه آروم به روی دنیـــــــــــــــــــا
تاوقتی خورشید تو آسمونه هدیه بارون رنگین کمونه(2 بار)
رنگین کمونه رنگین کمونــــــــــــــه
**********************************************************
اصلا من این وضعو نداشتم
بابا مامان خوبی داشتم
مشقامو خوب نوشتم
تهیه کننده صدام کرد
چپ چپ منو نگاه کرد
بعدش به من کارنامه داد
بعدش سرم زد 2 تا داد

30 09 2009
فاطمه

عمو امروز زنگ دوم زیست داشتیم درسمونم راجب دفاع بدن در برابر میکروبها بود… عمو امروز خیلی از معلمم بدم اومد… دو سه بار یه حرفایی زد که نباید میزد… اما بیشتر وقتی ازش بدم اومد که یکی از این حرفارو به خودم زدم… فکر میکنی چی گفت؟
به من میگه میکروب… رفته بودم تو بهر درس ولی اینو که نگفت یه دفه از جام پریدم خشکم زده بود… همه بهم خندیدن(حداقل شما دیگه نخندین خب…) دلم میخواست یه چیزی بهش بگم اما چه کنیم که یه سال باید تحملش کرد؟!!!… خب زور داره بی دلیل بهت توهین کنن…
روز اولم که اومد مشخصات هممونو گرفت و پرسید از چه کار معلم بدتون میاد(توهین- تحقیرو…)؟ گفت اگر کسی درس نخونه همون کاری رو میکنم که بدش میاد… ولی عمو من درسمو خوب خوب خونده بودم… اصلا از من نپرسید که بخواد بدونه بلدم یا نه… اونوقت الکی به ادم توهین میکنه…
دلم میخواست گریه کنم ولی نکردم گفتم به اندازه کافی این تحقیرم کردم دیگه خودم چرا خودمو کوچیک کنم…
ولی خیلی حرصم گرفت…
من درس زیستو خیلی دوست دارم ولی از معلمش متنفرم…
آخه اصلا به ایناهم میگن معلم؟
خیلی اعصابم خورد شد از دستش…(گریه)(داد و بیداد)

30 09 2009
فاطمه

عمو من برم که یکم درس بخونم… زمین شناسی… بازم میاما…
خیلی دوست دارم
فعلا

30 09 2009
فاطمه

راستی یه چند تا چیز یادم رفت:
1. امروز هم ما هم امیر حسابی دل درد گرفتیم از قشنگیه برنامه
2. از شنبه که بیست دقیقه به پنج میاید تا 6 هستین دیگه؟
ا عمو به فکر بعدازظهری ها هم باش دیگه… هرچی بیشتر بهتر
البته راضی به خستگی بیش از حد شما نیستیم هرجور راحتی

** ستایش جون** سلام
اون سی دی رو از کجا میشه گیر آورد؟ میشه یه کم بیشتر توضیح بدی آخه منم یه سی دی دارم همون مال برنامه همدان… میخوام ببینم منظورت همونه یا نه؟
ممنون

30 09 2009
مهر فروتن

سلام!
اصولا من عادت ندارم از لباستون بگم اما جلیقه ی امروزتون دیگه جای سخن دارد. با نمک بود. کتش هم همین شکلیه؟؟؟!!! امروز حسابی بابت آن اشتباهات و خنده ها خندیدم. برنامه ی جالبی بود. امیر محمد هم که مثل همیشه نمک برنامه بود. خسته نباشید.
و اما فضولی! وای وای وای که چقدر بده! من اصولا کنجکاوم!!

30 09 2009
شیرین

سلام ابجی ها
حالو احوال؟من رو که یادتون نرفته؟بابا مگه من اینجا بوقم :-@ (شوخی کردم)
خیلی دوستون دارم
بووووووووووووووووووووووووووووووووووووی *:-)
به خاطر کامپیوترم کم کم میتونم بیام نت ……
همتونو دوست دارم….
بای بای

30 09 2009
شیرین

عمو جونم فک کنم فردا سالگرد فوت عمو بهروزه :-(
ایشالله خدا رحمتشون کنه……جاشون که تو بهشته….چون حتما مثل شما مهربون و با ایمان بودن
عمویی به مامان فاطمه هم سلام من رو برسونید :-# ایشالله خدا ایشون رو برامون هزاران سال نگه دارن…..عمو جونم دیگه مزاحمتون نمیشم
فک کنم واسه امشب بس باشه…..
شبتون فشنگ بای بای

30 09 2009
فاطمه

اینم عکسای عمو تو مجله مادران:


بیشتره ها… البته عمو فقط همون یه عکسو داره
شاید بازم اومدم…نه دیگه واقعا رفتم…
فعلا

30 09 2009
حدیثه حقیقت خواه**گل عمو**

سلام مهر فروتن عزیز.
راستو حسینیشو بگم 2 روزی میشه همش میگم اسم مهرو نمی بینم!ولی خدارو شکر چشممون به جمالتون روشن شد و مارو از نگرانی دراوردید والانم خوشحالم که هستی و خوبی…خدارو صد هزار مرتبه شکر.
از احوالات مارو هم بخواید خوبیم و زنده ایم…
یه خبرم بدم از امین و زینب و دریا دوستدار عمو همشون خوبن خدارو شکر فقط دریا دیگه نت نمیاد!شرایطشو نداره آبجی عزیزم…
راستی سلام عمو جان من دلیل دارم که کنار اسمم نوشتم گل عمو چون عکسمو عوض کردم ولی اینجا عوض نشده نمیتونم بگم به من چه!چون خیلی به من مربوطه…

30 09 2009
حدیثه حقیقت خواه**گل عمو**

فکر کنم عکسم عوض شد یعنی میشه بشه؟!
چرا نشه کار نشد نداره

30 09 2009
مهر فروتن

یادم هست سالها پیش داستانی از کشور آلمان شنیدم. کامل یادم نیست اما خلاصه اش این است: یک روز صبح دهقانی قصد رفتن به زمینش را داشت. اما داسش را نیافت. او عادت داشت داسش را کنار در می گذاشت تا آن را ببیند و با خود به زمین ببرد. اما آن روز صبح داس سر جایش نبود. به فکر فرو رفت. کار چه کسی است؟ بعد از مدتی به این نتیجه رسید که کار همسایه شان است. او به خاطر آورد که دیروز چگونه با دیدن او سریع به داخل خانه رفت تا با او رو در رو نشود. او مطمئنا دزد داس است که نمی خواسته با او روبه رو شود. از خانه بیرون آمد و همسایه شان را دید که از خانه آرام بیرون آمد و با دیدن او سلامی کرد و راهش را پیش گرفت. او با خود اندیشید که همسایه شان مثل یک دزد راه می رود و مثل یک دزد سلام می کند. آن روز سپری شد و او مدام با خود می اندیشید که چرا همسایه شان داسش را دزدیده؟ اگر نیاز داشت به من می گفت و من هم به او می دادم. چه نیازی به دزدی بود. او بد کرد!
شب مرد دهقان به خانه بازگشت و دید که زنش به سراغ او می آید و داس هم دستش است! متعجب شد. زنش متوجه شد و برای او توضیح داد که امروز که داشته خانه را تمیز می کرده داس را جابه جا کرده است. در آن لحظه مرد دهقان به اشتباه بزرگش پی برد.
فردا صبح به هنگام ترک خانه همسایه شان را دید که به او سلام کرد و رفت. او این بار با خود اندیشید که چقدر متین سلام کرد، او چقدر بزرگوارانه گام بر می دارد و برای زندگی اش تلاش می کند!!
دوست عزیز** یک رشتی** هم وطن! گمان می کنم ما در زندگی مان خیلی اوقات از این اشتباهات می کنیم. این داستان فقط برای دزدی و امثال آن نیست، این داستان مفهوم آلمانی یک کلام بلند پایه از سهراب سپهری است که چشم ها را باید شست/ جور دیگر باید دید. ما هم بیاموزیم هر چیزی را به نیک ترین وجه آن بنگریم.

30 09 2009
aseman

دوســــت گــــرامــــی *بــــهــــــــار* خــــانــــم بــــرای شمــــا مــــینویســــم…
مــــن هــــیچ نیــــازی بــــه نصیــــحت هــــای افــــراد کــــوچکــــتر از خــــودم نــــدارم، مــــن نصیحــــت هــــای آقــــای فرضیــــایی کــــه بزرگترم هــــستند را میپــــذیرم امــــا حــــرف شــــما را فقــــط و فقــــط مبنــــی بــــر موضــــوع بــــرنامــــه ی ایــــشان میبــــینم، (موضــــوع امــــروز چــــهار شــــنبه فــــوق برنامــــه)

دوســــتانه نوشتــــن و پــــاسخ دوســــتانه بــــه کامنتــــهای یــــکدیگر دادن زیباست ، کنجکاوی قشنــــگه، اما از فضــــولی متــــنفرم ، دوست عزیــــز لطــــف بفرمــــایید در مــــورد کامــنــت هــــای مــــن نصــــیحت نفــــرمایید !
لازم بــــه ذکــــر بدانید که هیـــــــچ کســــی در زنــــدگی بــــه انــــدازه ی مــــن واقــــع بین نیــــست ! برای گفــــتن ، گاهــــی زمــــان بایــــد بگــــذرد، در ایــــن مــــورد بــــرای آقــــای فرضیــــایی مطــــلبی نوشتــــه ام ، کــــه فقــــط بــــه خودشــــان مــــربوط میشــــود….
بـــه برنامـــه ی «مــاه و عــسل» و صحــبت آبـــرو فکـــر میـــکنم…

گاهــــی اوقــــات در پاســــخ حــــرفهــــای دیگــــران مجبــــور بـــه «ســــکوت» میــــشوم !

30 09 2009
تينا راد فرنژاد

به نام خداي مهربون
سلام عمو جون جونم : (خدا قوت عموجونم )
عمو وايييييييييييي كه چقدر برنامه امروزتون عالي بود . عمو با بچه ها نشستيم برنامتون نگاه كرديم عموجونم من وقتي برنامه شما را مبينم دگه حواسم نيست كه كسي داره منو صدا ميكنه (نيشخند) اما حواسم به بچه ها بود ببينم وقتي برنامه شما را يه بچه نگاه ميكنه چطوري ميشه واي عمو نميدونيد من امروز مردم از خنده بچه ها از ان طرف برنامه شما هم از ان طرف عموجونم .بچه ها كه ديگه غش كرده بودن از خنده، منم كه …(خجالت) .راستي عمو يه چيزه جالب اگه حدس زدين عمو جونم ؟؟؟عمو خودم ميگم ،عمو گفته بودم من اصلا حواسم به اطرافم نيست وقتي شما برنامه دارين ، وقتي برنامه تمام شد من برگشتم پشت سرم را نگاه كردم واي عمو اگه گفتين چي ديدم همه مهمونامون (البته خانم ها آقايان نبودن خونه ) همه پشت سرمون از اول برنامه بودن و داشتن برنامه را نگاه ميكردن فكر كنيد عمو من ان جلو بدونه اينكه متوجه بشم همه داشتن منو برنامه را بچه ها را رفتارمون وووو ميديدن. اخه عمو مگه چه اشكالي داره؟هر چي دوست دارن بگن . اما يه خاطره شده ها همه با هم دسته جمعي برنامه عمو جونم را ديديم . مخصوصا خنديدن بچه ها كه خيلي با حال بود اه ببخشيد خيلي خوب و ديدني بود .
بگذريم راستي عمو شعر جديدتون خيلي قشتنگ بود دستتون درد نكنه .
عمو جونم تا شنبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه اوه . نميبينمتون .اشكالي نداره اما خوب استراحت كنيد عمو جونم .
عمو جونم جونم ببخشيد خيلي حرف زدم دوستتون دارم . شب بخير عمو
(برادزادتون تينا )
**************************************
ابجي مهرم *فروتن* عزيزم ممنونم گلم دوست دارم ابجي جونم .

30 09 2009
پــــرتو

(خودم می دونم نظرم طولانیه ولی امیدوارم که وقت خوندش رو داذشته باشید)
ســــلام عمو جون
امروز برنامتون خیلی باحال بود مخصوصن اونجاش که امیر محمد معلم شده بود خیلی بامزه شده بود عمو جون چقدر تایم برنامتون کمه لااقل به یک ساعت برسونید عمو تا دیروز کارتون پخش نمیکردین ها چطور شد امروز کارتون پخش کردین عمو بازم میگم کارتون پخش نکنید ما خودتون رو می خوایم کارتون نمی خوایم 10 بار بگم عمو جون در رو ببندید باد در نره متین این جملرو بداهه گفت مگه نه اخه شما و سهند و امیر داشتین از خنده غش می کردین اتفاقا منم داشتم همراتون از خنده غش می کردم وای وای وای چقدر جالب گفت عمو جون داداشم که برنامه ی شمارودوست نداره خوب عصری از داشت از خنده غش می کرد چه برسه به ما که عاشق برنامتونیم چقدر شعری که امروز خوندین جالب بود ولی هیشکدوم از شعراتون به پای شعر هدیه نمی رسه وای نه عمو جون تا شنبه برنامه ندارین من دق میکنم بی شما که بازم خداروشکر شنبه 20 دقیقه به پنج برنامه دارین عمو جون دقت کردین چقدر زمان دیر میگذره عمو من تو مدرسه خوب هی نگاه میکنم به ساعتم مثلن میگم رو 12 مونده دوباره نگاه میکنم بازم رو 12 مونده اصلن جلو نمیره عمو جون بیکاری بد دردیه عمو جون ما تو مدرسه معلم نداریم خوب وقتیم داریم ببخشید ببخشید معلمامون یه ریزحرف می زنن(میدونم الان بهم میگین خجالت بکش ولی خوب عمو چی کار کنم به جای کلمه یه ریز نمی دونم چه کلمه ای رو بکار ببرم) اینقدر حرف می زنن عمو دیگه ادم هی دعا دعا میکنه که وقت استراحت برسه وقتیم وقت استراحت می رسه عمو ادم حوصلش سر میره نه می تونه بخوابه نه می تونه خوراکی بخوره فقط باید بشینه اونا ی دیگرو نگاه کنه نه به اون بیکاری نه به اون ای خدا چی بگم عمو هنوز از راه نرسیدن درس میدن عمو ما یه معلم پارسال داشتیم خوب عمو هنوز نرسیده هنوز ما اسمامون اشنا نشده البته چرا یه خورده مقدمه چینی کرد ولی بعدش عمو ازمون امتحان گرفت فکنین عمو عجب معلمی بود ولی خداییش خوب درس میداد فامیلشونم خانوم استوار بود ولی درعوضش عمو یه معلم داشتیم ماه اینقدر باحال بود عمو ولی عمو یه بار انچنان جذبه ای گرفت عمو در جا خشکمون زد نمی دونید اون روز چقدر از دستمون عصبانی بود عمو یه چیز دیگه هم بگم دیگه می رم عمو جون مگه سوال همراش پاسخ نداره خوب عمو جون ما سوال ازتون سوال میکنیم توقع داریم که جواب سوالامون رو بدید اگه نمیدید لااقل بگید که ما دیگه ازتون سوال چی نکنیم عمو اینقدر به اونایی که میان تو برنامتون حسودیم میشه به جان شما بدشم عمو جون چیه جواب سوالات بچه ها ی دیگرو میدید جواب اونا دیگرو نمیدید یا به همه جواب بدید یا به هیشکس جواب ندید اینقدر بین ماها فرق نذارید پس یه بار دیگه ازتون می پرسم چجوری میتونیم بیایم تو برنامتون عمو جون این رو بدونید من ولکنتون نیستم
خودم می دونم پرحرفی کردم ببخشید سعی میکنم کمتر حرف بزنم منتظر جوابتون هستم عمو جون بای نمیگم چون بهمون یاد دادید که حرف خارجی نزنیم پس میگم خدافظ تا نظر بدی………….

30 09 2009
پــــرتو

عمو فکنم نخونده تاییدش کردین ها………..
راستی یه سوال از کجا فهمیدین که من عینکیم؟(چشمک)(چشمک)
عمو انلاینین مگه نه؟
عمو من دیگه میرم بخوابم اخه خیلی نشستم پای کامپیوتر الانه هاست که مامانم دعوام کنه پس فعلن خدافظ تا فردا

1 10 2009
ربابه

سلام عموی بهتر از جانم منم آذری هستم وفکر نمیکنم شما تو هیچ برنامه ای به اذری ها اهانتی کرده باشید

1 10 2009
شیوا محجل

سلام عمو جان ….
یه مدت سرم شلوغ بود (پی درس و مشق و مدرسه)از طرفی سرماخوردگی دیروزم باعث شد تا نتونم یه مدت بیام اینجا… وقتی اومدم با حجم وسیعی از کامنت مواجه شدم.. (در مورد اذری ها)
من خودم اذری ام
عموپورنگ اصلا توهینی نه تنها به اذری ها بلکه به هیچ کسی نکرده…
عجب ادم های عجیبی هستیم…
وقتی عمو حرفی از یه لهجه و یه قومی حرفی نمی زنه می گیم: » عمو چرا ما رو فراموش کردی؟» حالا یادی می کنه .. 100 جور حرف دیگه در میاریم…… فلان کار رو کردی عمو .. فلان کار رو نکردی..
الهی بمیرم.. عموجون از دست ما چی می کشه!!!!

عموجون.. ممنون عکس قشنگیه… من اخرین بار 6 ماه پیش رفته بودم اون میله ای که تو عکسه نبود.. راستی عمو اون عکسی که با فوتوشاپ درست کرده بودم رو دیدید؟درست همونجا بوداااااااااا
خدانگهدارتون

1 10 2009
آكينا

به نام خدا

سلام عمو جان بهتراز جان … خوبي؟؟؟

عمووووووووو … چي … لهجه آذري !!!

ما آذربایجانيها به زبان آذري صحبت مي كنيم؟؟

سه بار مي نويسين لهجه آذري !!

7 10 2009
حدیثه و محدثه فشکی از مصر

سلام عمو پورنگ امید وارم حالتان خوب باشد من یکی از طرفداران پرو پا قرص برنامه ی شما هستم عمو پورنگ روز هایی که شما برنامه دارید من و خواهرم سریع کار هایمان را می کنیم تا بتوانیم برنامه ی شما را نگاه کنیم با اینکه ما در کشور دیگری هستیم ولی باز هم فوق برنامه ی شما را نگاه می کنیم امیر محمد و متین وسهند هم خیلی قشنگ نمایش اجرا می کنن ممنون از برنامه ی خوبتان

12 10 2009
حدیثه feshki

سلام عمو پورنگ شما در برنامه ی خود گفتید که بچه ها در باره ی فوق برنامه انشا بنویسند و برای شما بفرستند من چون نمی توانم برای شما با نامه بفرستم با عرض پوزش انشا مو اینجا می نویسم. به نام خدا اگر کسی از من بپرسد کدام برنامه ی تلوزیونی را دوست داری می گویم فوق برنامه ی عمو پورنگ چون یک برنامه ی جذاب پر طرفدار و پر انرزی با مجریان خوب که با اجرای فوق العاده همه را جذب خود می کنند. جذابیت فوق برنامه در اهنگ های شاد و فضای پر انرزی و موضوعات مطرح شده در برنامه است . هر بچه ای که برنامه ی عمو پورنگ را نگاه می کند دوست دارد یکی از همان بچه هایی باشد که روی ان نیمکت ها نشسته است.برنامه ی عمو پورنگ امسال شاه کار کرده است چون وقتی شروع می شود مثل یک بمب صدا می دهدو بچه هارا در هر کجای دنیا هستند پای برنامه می نشاند. حتی مادر و پدر ها هم از دیدن این برنامه لذت می برند.رنگ و طراوت فوق برنامه مثل هیچ برنامه ی تلوزیو نی نیست چون هم دکور قشنگی دارد وهم مجریان خوب اگر من بخواهم همه ی خصو صیات این برنامه را بگو یم باید ده صفحه بنویسم. پایان عمو پورنگ یک شعر هم گفتم که ان را به شما و مجریان دیگر برنامه ی خوبتان تقدیم می کنم
مابچه های
ایران چهار مجری خوب داریم
ان ها را می شماریم
اول عمو پورنگه
مثل خورشید قشنگه
دوم امیر محمد
شیرین هستش مثل قند
سوم سهند جاهدی
به چه گل شادابی
چهارمی متینه
مثل عسل شیرینه
خلاصه ای بچه ها
کوچکترا بزرگترا
اگر می خواید شاد بشید
مثل گل ها وا بشید
باهم دیگه بشینید
فوق برنامه ببینید
عمو پورنگ فامیلی مرا در برنامه اشتباه خواندید برای همین من فامیلی خود را به لاتین نوشتم واز شما می خواهم یکبار دیگر اسم مرا در برنامه بخوانید با تشکر فراوان.

12 10 2009
حدیثه feshki از مصر

عمو پورنگ فرا موش کردم نام کشوری را که در ان زندگی می کنم را بگویم.

12 10 2009
حدیثه feshki از مصر

سلام عمو پورنگ امید وارم حالتان خوب باشد شما دربرنامه گفته بودید که یک انشا بنویسیم وبرای شما بفرستیم اما من چون در خارج از کشور زندگی می کنیم به همین دلیل با عرض پوزش انشای خود را در اینجامی نویسم .
به نام خدا
اگر کسی از من بپرسد کدام برنامه ی تلوزیو نی را دوست داری می گویم;فوق برنامه ی
عمو پورنگ را چون یک برنامه ی جذاب پر طرفدار و پر انرزی با مجریان خوب دارد. جذابیت فوق برنامه در اهنگ های شاد و فضای پر انرزی و موضوعات مطرح شده در برنامه است.هر بچه ای که فوق برنامه ی عموپورنگ را در خانه نگاه میکند دوست دارد یکی از همان بچه هایی باشد که روی ان نیمکت ها نشسته است و در کنار مجری ها برنامه را همراه کند. برنامه ی عمو پورنگ امسال شاه کار کرده است چون وقتی که شروع می شود مثل یک بمب صدا می دهد و بچه ها را از هر کجای دنیا که هستن پای برنامه می نشاند.حتی این برنامه انقدر طرفدار دارد که مادر پدر ها هم این بررنامه را نگاه می کنند.
رنگ و طراوت این برنامه مثل هیچ کدام از برنامه نیست چون هم دکور قشنگی دارد
و هم مجری های خوبی دارد.اگر من بخواهم همه ی خصو صیات برنامه ی عمو پورنگ را بگو یم باید ده صفحه بنویسم.پایان
عمو پورنگ من یک شعر هم گفته ام که می خواهم ان را به شما و مجریان دیگر برنامه ی
خوبتان تقدیم می کنم.

ما بچه های ایران چهار مجری خوب داری
ان ها را می شماریم
اول عمو پورنگه
مثل خورشید قشنگه
دوم امیر محمد
شیرین هستش مثل قند
سوم سهند جاهدی
به چه گل شادابی
چهارمی متینه
مثل عسل شیرینه
خلاصه ای بچه ها
کوچکترا بزرگترا
اگر می خواهید شاد بشید
مثل گل ها وا بشید
با هم دیگه بشینید
فوق برنامه ببینید
راستی عمو پورنگ ممنون که اسم مارا در برنامه خواندید اما چون فامیلی ما را اشتباه
خواندید به همین دلیل من فامیلی خود را به زبان لاتین نوشتم و از شما می خواهم
یکبار دیگر اسم ما را با فامیلی صحیح در برنامه ی خود بخوانید با تشکر فراوان.

12 10 2009
نو ید خوشنو یسان از مصر

عمو پورنگ از شما می خواهم اسم من را در برنامه ی قشنگ تان بخوانید.

12 02 2010
حدیثه از مصر

عمو پورنگ سلام اگه می شود در برنامه ی تان در باره ی (دو رویی)صحبت کنید چون بعضی از بچه ها این خصلت بد را دارند واین برای بچه ها بسیار مضر است عمو پورنگ من هر دفعه که به زیارت حضرت نفیسه یا حضرت سکینه و حضرت زینب و امام حسین می روم برای شما وسه مجری برنامه و دوستانتان در پشت صحنه دعا می کنم با تشکر فراوان.




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: