توپولوف و پورنگ و باقی ماجرا…

9 10 2009

عمو پورنگ بر مزار سازنده هواپیمای  توپولف در روسیه - مهر88

عمو پورنگ بر مزار سازنده هواپیمای توپولف در روسیه - مهر88

بنام خدا

سلام به دوستان

توي سفر هوايي به شهر تبريز خاطره هاي زيادي دارم كه يكي اش خيلي جالبه!!از شما چه پنهون از اونجايي كه ما چهره بوديم به خيال خودمون فكر كرديم حتما صندلي رديف اول يا وسط رو بما خواهند داد ولي از قديم گفتن شتر در خواب بيند پنبه دانه ….بقيه اش نمي گم چون خودتون ميدونيد.زد و از شانس بدمون آخرين صندلي رديف آخر كه متصل ميشد به (گلاب به روي تون)دستشويي به من و امير محمد و تهيه كننده اختصاص داده شده بود وقتي وارد هواپيما شديم مهماندار با لبخند گفت:اي واي ببخشيد ايكاش ميشد شماره   صندلي تونو عوض كنم ما هم كه حسابي دمق شده بوديم گفتيم اشكال نداره يك ساعت پرواز قابل تحمله!! خلاصه  حدود 25 دقيقه از پرواز گذشته بود كه ازمون پذيرايي كردن جاتون خالي شام مقداري برنج و مرغ بود كه مي تونست جواب دل ضعف مونو بده اما چشمتون روز بد نبينه هنوز سه- چهار لقمه نخورده بوديم كه يه آقاي هيكل درشتي به اتفاق همسر و بچه اش آمدن و به رديف و نوبتي رفتن دستشويي؛ هر بار که در  باز میشد  تا نفر بعدی  چنان نسيم وحشتناكي بسوي ما مي وزيد كه طعم غذا و شيريني سفر را برامون زهرمار ميكرد..
در همين زمان مهماندار از كنار ما رد ميشد كه امير محمد گفت:خانم مهماندار هرچقدر غذاتون طعم و بو نداشت اما صندلي و مكاني كه بما اختصاص دادين جبران همشو كرد..مهماندار خنديد و گفت:اي شيطون فكر كردي اينجا تلويزيونه  اذيت میكني!!
منم گفتم:البته  خیر  چون در استوديو هرگز چنين بلايي سرما نيومد كه بخواهيم اينطوري شيطوني كنيم…


کارها

اطلاعات

377 responses

9 10 2009
مشکات

عمو ببخشید باز من اومدم اخه دلم نیومد برم عمو چه عکس خوشگلی ………مرسی عمو یی بازم با اون کاپشن قرمزه انداختید ها ………عمو پس توضیحش چی شد ؟عمو نگفتی باید چه کاری رو سریع انجام بدم ؟عمو بقییه ی ماجرا چیه ؟

9 10 2009
مشکات

عمو راستی میگم این بنده خدا سازنده ی هواپیمای توپولوف اگه میدونست این هواپیما این طوری از اب در میاد هرگز نمی ساختش نه عمو ؟

9 10 2009
مشکات

عمو حالا اسم این سازنده ی توپولوف چی هست اصلا کی هست ؟

9 10 2009
مشکات

عمو دیگه واقعا شب بخیر گلم ……….یادت نره خواب ها ی شکلاتی ببینی عزیزم ….

9 10 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
سلام مجدد همراه با كلي تشكر
كمي با حرفاتون آروم شدم، عمو
به خانم عباسي هم بگم كه مشكلي نيست من تو وي ويو قانع شدم، و اون كسي رو هم كه ازش دلخور بودم از ليستم حذف كردم
.
.
و اما توپولف
خدا اين سازندشو….
هدايت كنه
شبتون بخير
انشاءالله خواب بدون توپولف ببينيد
خدانگهدار

9 10 2009
مریم

این هدیه من به شما و همه ی بچه هایی که هنوز کودکیشونو به همراه دارند.
دیر شده اما خب دیگه
به بزرگواری خودتون ببخشید.

عمو بگذار همه ببینند همون جوری که دیده میشه.
قربان محبت های شما.

9 10 2009
مرضیه ( مینو )

سلام داداش خسته نباشی
خداحافظی خیلی خیلی کم میکنم اما به جاش سلام زیاد میکنم ( خوشحال )
سلام آجیها
دست بزنین به افتخار خودتون . واقعا جوابای قانع کننده و محکم پسندی میدین ( این اخریه درست گفتم ؟ ) بابا من یکی که توی حرف زدن کم آوردم ( خجالت )
*داداش عجب دلو جراتی داشتی که رفتی سر مزار سازنده ی هواپیمای توپولف ( ترس ) ادرس و ب س ا ی ت هم که دادی ( لبخند )
*آجی عباسی خرس به این گُندگی رو میگی خرس کوچولو ؟؟؟؟ من که زیاد خوشم نیومده ازش . فکر کنم باید پشم شیشه بذارم توش که نرم باشه . ولی کو حوصله که بخوام سرشو ، پنبه هاشو در بیارم ….. دوباره به هم وصل کنم . اون گل لاله هم دوستم کشیده ( نیشخند ) تا حدودی هم با کمک معلمم نقاشیش کردم ( نیشخند ) قابل تو رو نداره ها ( همشو میگم )
**شما آجیها ناردونه نمیخواستین ؟؟؟؟؟ میخورمشاااااا ( چشمک )
*آجی مشکات من میتونم برنامه رو ضبط کنم اما نمیدونم چجوری واسه دانلود بذارم ( ناراحت)
با اجازه

9 10 2009
مائده

سلام …. خوبی عمو جو ن؟؟؟
آخ که چقد حرف دارم … فردا میام میگم … فعلا فقط شب به خیر ….
عکستون هم قشنگ بود ….. فقط مزارشون چرا نقدر خشن ساخته شده ….. یعنی آدم میترسه ….{نیشخند}
من آجی پریسا خیلیییییییییییییییی دوستتون داریمممممممممممممممم
مواظب خودتون باشید ….

9 10 2009
بهار

به نام خدا
سلام..ممنون از جواب خوبتون به فیاضی عزیز..تشکر میکنم از فیاضی به خاطر جواب..فیاضی مرسی باور کن از همون روز تا امروز چه حالی داشتم خدا میدونه! به قول عمو اینجا یه محیط پاک و صادقانه است،کاشکی خرابش نکنیم./
پورنگ

سلام بهار جان عمویی همه دست در دست یگدیکر اینجا را از هرچه دشمنی و کدورت و افترا و بهتان است دور سازیم انشالله

9 10 2009
مرضیه ( مینو )

راستی جدی جدی این مزارشه یا یه جور … چی میگن ؟؟؟؟؟ اسمشم یادم رفت ….

یه چیزی داداش . از این برنامه هایی که گذاشتی توی وبت ( همینی که نشون میده چند نفر آنلاینند ) واسه بلگفا هم میشه گذاشت ؟ اگه میشه … چه جوری ؟

9 10 2009
مرضیه ( مینو )

راستی *آجی عباسی هنوز مونده تا مرحله ی هنرمندی

میگماااااااااا توی 2 پست قبلتر ما یه معما گذاشتیم که جواب بدین . جواب ندادین که

9 10 2009
مرضیه احمدزاده

عکستون خیلی قشنگه..عمو
فکر کنم این خاطره دیگه فراموشتون نمیشه..عمو
توی شماره صندلی هاتون دقت کنید..عمو..
ببخشید این همه گفتم عمو ..

9 10 2009
بهار

وای وای عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو…آخ دلم درد گرفت اینقدر خندیدم(خنده) عمو جدا؟!!! الهی بمیرم براتون عمو(خنده) آخییییییییییییی چرا اونجا نشونده بودنتون؟! عمو میگفتید جاتونو عوض کنن خب(خنده)! وای وای عمو خیلی بامزه تعریف کردید..خیلی خندیدم..عجبا،عمو خیلی باحال بود..

9 10 2009
مرضیه احمدزاده

عمو از کجا فهمیدی من عینک میزنم این عکس که بغل اسمم هست هم عینک داره که….

9 10 2009
فياضي

عمو، فراموش كردم بابت فونت درشت انتهاي كامنت تشكر كنم، فكر كنم نيازي نيست اينجا تكرار بشه،
ضمن اينكه گفته بودين محيط فرهنگي، اينا چيه نوشتين، خاطره بهتري نداشتين؟!
.
جدا دارم مي رم
التماس دعا
خدانگهدار

9 10 2009
بهار

عمو جان گلم ،مطمئن باشید کدورتی در کار نیست،برای شما هر چیز دیگه ای قابل تحمل میشه عموی خوبم….اقدامی که درباره ی کامنتم کردید کاملا به جا بود،دستتون درد نکنه./ممنون که جوابمو دادین….
راستی درباره ی این مزار هم بگم خیلی باکلاسه هااااااااااااااااااااااااااا نه؟!
عمو ولی دیگه قول که سوار توپولف نشید ها،باشه؟! خودتون دیدید که علاوه بر خطرش مشکلات دیگه هم داره(خنده) یهو دیدی 4 تا از این مسافراتا رفتید 6 7 کیلو کاهش وزن داشتید(خنده)
عمو وقت کردید به ایمیلتون هم سر بزنید،من از دلشوره دارم میمیرم….دوستتون دارم بی نهایت…شب تا دیر وقت بیدار نمونید لطفا….شب به خیر./

9 10 2009
مرضیه ( مینو )

وای داداش . مردم از خنده . اشک تو چشام جمع شد . همین الانه که بیان و ببینن که چه مرگمه ( خنده )

9 10 2009
نسترن

واااااااااااااااااااااااااااااااای عمو اگه من جای شما بودم از تبریز تا تهران می دویدم ولی سوار اون چوپولف نمی شدم آخه شما چرا قبول کردید توپولف که بود با اون همه خطرش تازه چی ردیف آخر با اون فضای دلباز عمو با اتوبوس می یومدین خیلی بهتر بود مواظب خودتون نیستین دیگه

انقد عصبام خورد شد دوباره یادم رفت سلام!!!!!

9 10 2009
فاطمه

سلام سلام عمو جون
سلام سلام آبجیا
چطوره احوالتون؟
دلم اینقدر تنگ شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود…
چه خبره اینجا…. چقدر از قافله عقبم من….
خب برم اول پستای عمو و بعدم کامنتای آبجیارو نگاه کنم دوباره میام….
بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوس به همه

9 10 2009
مریم

سلا عمو جون
ببخشید من اصلا نباید اون حرفارو میزدم که با حرف ها و حدیث هایی مواجه بشم که…
عمو جون من به شما حق میدم اما چرا تو این دنیا به این بزرگی کسی پیدا نمیشه که به من حق بده
8 سال سکوت و تو تاریکی حرف زدن و جواب دادن به خودم بس نبود چرا باید حالا که هستید حالا که می تونید
بهم جواب بدید حالا که باور کردم که خودتون اینجایید چرا ؟ عمو چرا ؟
من دوست ندارم که غیر از شما کسی این جا باشه و کامنتهای دوستان من و خودمو تایید کنه و جوابشونو بده .
عمو نمی خوام که شما از دستم ناراحت باشید نمی خوام که بقیه دوستانم فکر کنند که من …
عمو جون تو ر خدا به بچه ها بگین که من نمی خواستم که شما رو ناراحت کنم نمی خواستم که جوابمو این جوری بگیرم نمی خواستم که مزاحم کسی باشم دوست نداشتم که دوستامو ناراحت کنم.
عمو من برای بار اول و آخرم بود که همچین حرفی زدم و از شما جواب خواستم . من اشتباه کردم.
*مبینا* جان عزیزم من همیشه خودمو جای عمو گذاشتم و با سختی کاراشونو زندگیشون آشنا هستم
خودمم این دردسر ها رو داشتم خودمم کم ازاین جور آدما ندیدم من از بچگی بین هنرمندان مختلف زندگی کردم ، بزرگ شدم با زندگیشون آشنا هستم .اره درست میگی تحمل و صبر که عمو زیاد داره اگه نداشت که با بچه ها نبود که با بودن با بچه ها صبر و تحمل زیادی می خواد . منم صبرم زیاده دیگه هیچ وقت از عمو جواب نمی خوام دیگه هیچ وقت چیزی نمی نویسم که عمو ناراحت بشه که بقیه گله کنند و منو ….
عمو جون حلالم کن من قصد ناراحت کردن شما رو نداشتم .مبینا جان از شما و از همه دوستان معذرت می خوام دیگه هیچ وقت تکرار نمیشه.
شاید به خاطر تنها بودنم بود آخه امروز خیلی تنها بودم و تنهایی بد جوری … عمو جون ببخشید
من دوست ندارم تنها عموم تو زندگیم تنها دوستایی که اینجا دارم ازم ناراحت بشن به خاطر کوتاهی و اشتباهی که من کردم.عمو جون ببخشید.
مبینا جان من هنوز نتونستم عکسمو درست کنم . راستش نمی دونم چی کار کنم دیگه .
عمو جون منو بخشیدید؟ تورو خدا منو به خاطر اشتباه کوچکم که نمی دونم چرا برای یقیه بزرگ جلوه داده شده به خدا واگذار نکنید.
من یه اشتباهی کردم و به اشتباه خودم پی بردم.
عمو معذرت می خوام.
من دیگه باید برم بخوابم صبح زود باید برم سر کار.
عمو جون اگه هنوز جایی دارم ینجا برام دعا کنید . خدا کنه که فردا زود برسم خونه تا بتونم به برنامه تون برسم.
عمو جون به خاطر همه ی مهربونی هاتون و لطف و محبتاتون ممنونم.
زندگیم و مدیون خوبی های شما هستم .
دیگه ترس و خجالتی ندارم از اینکه نخوام براتون بنویسم:
به اندازه ستاره های آسمان دوستتون دارم.مهربونم.

9 10 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام..عمو بمیرم براتون..تقصیر خودتونه دیگه به سفارشای ما که اهمیت نمیدین..گفتیم سوار نشین..شدین..اینجوری شد!!!…
(دخترتون)

9 10 2009
ژاله فرهادروش

ممنون خانوم عباسی..من گشتم ببینم چی گفتم که شما رو خوشحال کرد!چیز خاصی پیدا نکردم!..خیلی ممنون شما خیلی لطف دارین…بلاخره روحیه دادن به یه ترم اولی کلی ثواب داره!!..عمو..لجباز شده بودم امروز..نمیدونم چرا..پری زنگ زده بود میخندید من گریه میکردم!!..راستی اون ایمیلی هم که فرستادم اگه نمیفرستادم شبم روز نمیشد عمو..اونا رو فقط دوس داشتم به شما بگم!!خنده دار بود؟..اما من کاملا جدی بودم!جدا میگم..گاهی فکر میکنم شما چقد بهم میخندین عمو!!…فردا که روز خوبه خداست به عمو میخوایم هدیه بدیم..هوراااا فردا روز خوبیه..موفق باشین عمو..
_________________________
راستیییییییی آجی فیاضی عکس شیرخوارگاه مشهد رو تو وبم دیده بهم گفت همونجاییه که رفته..اینقد ذوق کردم!!نچ نچ نچ نچ نچ!عمو آقا چرا کفشاتونو درنیاوردین!!..این..فیاضی…کفش..کثیف..زمین..هوا!..اصن به من چه!
(دخترتون)

9 10 2009
مریم

عمو جون مردم از خنده خیلی با مزه تعریف کردین.
الهی بمیرم .
دیگه اشکی تو چشمام نیست خیلی خوب بود .
دلم درد گرفت از خنده خیلی وقت بود که اینجوری نخندیده بودم.
انشاالله که همیشه لبخند به لباتون باشه.
دیگه میرم.
ببخشید که دوباره اومدم.
دیگه ……
شبتون بخیر و قشنگ.
خوابای خوبی ببینید.
خدانگهدار.

10 10 2009
مریم

راستی بعضی از این عکسها یه جور خشن هستند
دیگه رفتم چرا می زنید.
شب بخیر

10 10 2009
ژاله فرهادروش

دقت کردین روزی هشتصد بار ایمیل عوض میکنم تا شاید یه عکس قشنگ نصیبم شه؟!اَی اینقد بدم میاد از این عینک دارا…یاد این رئیس های اداره های مختلف می افتم که فقط مردمو اذیت میکنن!ببینم این یکی چی درمیاد!یه لطیفه بگم؟خودم ساختمش..بگم؟همه گوش کنین..
یه روز یه آقاهه موتورشو میزنه رو جک،..فکر میکنه جکش جوکه!کلی میخنده!..خوب بود؟خود خودم ساختمش..شب بخیر.
(دخترتون)

10 10 2009
مریم

عمو باورم نمیشه که باشید (تعجب)
شاخام داره درمیاد عمو شما خیلی خوبید
خیلی مهربونید خیلیییییییییییییییییییی
دوستون دارم عمو جونم خیلی زیاد .
من دیگه برم می ترسم فردا خواب بمونم و بدبخت بشم.
شب بخیر اینبار دیگه رفتم.

10 10 2009
احمد

سلام عمو خسته نباشی
عمو خیلی باحالی بوس ..

10 10 2009
ژاله فرهادروش

نه شماها نگین…
54 نفر آنلاین؟..کفففففففففففففففففف میکنیمممممممممممم!رکورد زدیما!!!
در ضمن عکسم بدتر وحشتناک شد..دیگه میرم..قل قل قل قل قل!دوست دارمممممممم عموجون
(دخترتون)

10 10 2009
مبینـا

انشاءالله…سلام….(سلامتی میاره)
عمو جون خاطره ی خیلــــــــــــــی خنده داری بود
خانم عباسی عزیزم….ممنونم خانم جون نظر لطفتونه
عمو خیلــــــــــــــــــــی خنده دار بود(خنــــــــــــــــده)
عمو:سختیشو من کشیدم…….من تحمل کردم….حالا اینا دارن میخندن
خب چیکار کنم عمو…
عمو:خجالت بکش
خب همه باهم نقاشی میکشیم
________________________________
عموجون فردا بازم میشه نمایش خاطرات بچگیتون رو بازی کنید و امیر هم توش مازندرانی حرف بزنه؟..راستی عمو**دارمی** اشتباهه باید بگید **دارِمبه**(*ر* و *ب* با کسره خونده شه لطفا)
شب بخیر عموی گلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

10 10 2009
نسترن

عمو فرضیایی چرا قسمت نظر دادن واسه موضوع برنامه باز نمیشه پس با اجازتون من همینجا نظرم و بدم
موضوع جالبیه ولی یه پیشنهاد عمووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو کاشکی روزای فرد برنامه داشتین من روزای زوج کلاس دارم البته میدونم جوابتون چیه ولی عمو ساعتی که شما برنامه دارین اصلا حواسم به کلاس نیست البته فقط یه پیشنهاده

10 10 2009
ژاله فرهادروش

نهههههههههههههه عمویییییییییییی قربونتون برممممم..الان جوابی که به بهار دادینو خوندم..عمویی؟! عموووووو ذوق کردم..عموو الان واسه مامانم خوندمش ..عموو خیلی خوشحالم که میدونین ،که کاملا حس کردین» عمویی «یعنی چی..
خوشحالم…خوشحالم عمو..با تموم وجودم میگفتم عمویی اما همش فکر میکردم یه ذره یه کوچولو حس کنین لوس بازیه..عمویی فداتون شم من خیلی خوشحالم که احساساتتون اینقد نازه!!!!نمیدونم چطوری بگم..ببین عمو جون واقعا داشتم میرفتم اینو دیدم نتونستم اینو نگمو برم..عمو..عمویی ..قده تموم ستاره ها دوست دارم.
(دخترتون)

10 10 2009
مبینـا

مریم جون نرو کارت دارم
انسان جایزالخطاست….عیبی نداره…….مطمئنم عمو هم میبخشه…مگه نه عمو؟
اون ایمیلی که برات فرستادم رو نخوندی؟ طبق اون عمل نکردی؟عجیبه
مگه برات از طرف اون سایت ایمیل نیومد؟
اینجایی مریـــــــــــــم؟

10 10 2009
ساميار

سلام عمو جون.
قربونتون برم ادم بايد هميشه نيمه ي پر ليوانو ببينه!اگه جلو مينشستين الان ديگه اين خاطره ي شيرين و لذت بخشو نداشتين كه!!!اصلا خودم يه توپولوف براتون ميسازم شمارم ميذارم جاي خلبانش عمو جون.فداي خاطره هاي قشنگتون برم من….
ياعلي

10 10 2009
خاطره

سلام خاطره ی جالبی بود اما دلم براتون سوخت اگه من اونجا بودم جامو میدادم به شما واقعا باید خجالت بکشند که چنین مکانی به شما اختصاص دادن عمو واسه روز جهانی کودک برنامه ویزه دارین پیشاپیش این روزو بهتون تبریک میگم

10 10 2009
ژاله فرهادروش

عمو…شما اگه خاله بودین چی مییییشد!جدا میگم…همیشه فکر میکنم اگه خاله پورنگ بودین دیگه در چه حد احساساتتون عمیق و رقیق میخواست بشه…از این حد بیشترم میشه مگه؟!
دوست دارم عمو دوست دارم خیلی خوبه که هم خاله این هم عمو…عمو نزنی منو..!
الان دارین چپ چپ نگام میکنین؟..خب..ببخشید..حسم بود دیگه!
(دخترتون)

10 10 2009
مریم

مبینا جان سلام عزیزم
کدوم ایمیل ؟
نه؟
بذار ببینم.
توروخدا کمکم کن.
من هستم.

10 10 2009
مبینـا

ببخشید عمو خیلی اذیتتون کردم
سوال:نمیشه کامنت های اینجا به طور خودکار تایید بشن؟مثل وبلاگ هایی که ما داریم
و نظر ها به طور اتوماتیک تایید میشن…نمیشه یا خودتون میخواین رو کامنت ها مدیریت داشته باشید؟
فقط فکر کردم با این کار کمتر خسته میشین…همین
شب بخیـــــــــــــــــر خواب های صورتی ببینید

10 10 2009
مبینـا

علیک سلام…..اصلا از اون موقع تا حالا ایمیلتو چک نکردی؟
پیداش کردی یا نه؟

10 10 2009
مریم

خاطره جان شما همونی هستی که به وبلاگ من میایی؟
هنوز هستی؟
اگه همون خاطره ی من هستی من کارت دارم.
نه عمو جون مثل اینکه من حالا حالاها موندنی هستم.
عیب نداره که؟

10 10 2009
مریم

میگم مبینا جان ما عمو رو خسته می کنیم بهتر نیست از طریق وبلاگامون با هم در ارتباط باشیم این طوری بهتر نیست حالا که شما دیگه وبلاگ دارید
البته اگه مزاحمتون نباشم.
ایرادی نداره؟
عمو هم دیگه بره بخوابه دیر وقته.
چه طوره؟

10 10 2009
مبینـا

نه خیر بفرمایید
اتفاقا بهتره

10 10 2009
foad

salam jenabe poor rrang ye soal dashtam mitoonam beporsam ke ………..
in hiasheh soalam boodeh
movafag hbashi
rsti shendidi migan too oon donys ye jaei hast tooye behesht barye kesaei ke bache ha ro shad mikonan?
khoshbehlae shma va hmkaratoon

پورنگ

سلام ممنون از لطف شما سوالی که مطرح کرده بودید شایعه و دروغ است ایشان ازدواج کرده اند و صاحب بچه نیز هستند

10 10 2009
ژاله فرهادروش

رفتم وب مریمو برگشتم..دیدم کامنتم تایید نشده..عمو بیست بار کامنتمو خوندم..عمو حرف بدی زدم؟…زیاد خوشحالی کردم؟عمو..ازم ناراحت شدین؟..من چیزی گفتم؟ :-(
(دخترتون)

10 10 2009
مریم

پس مبینا جان من از طریق وبلگ شما در ارتباطم دیگه؟
باشه.
عمو جون ببخشید که اذیتتنون کردم شرمنده کاره دیگه مهمه.
شرمنده.
دوستون دارم قربون محبتاتون.
شبتون بخیر .
برید بخوابید دیگه چشماتون درد میگیره ها.
شب بخیر.

10 10 2009
ژاله فرهادروش

عمو ..نمیدونم چه اتفاقی افتاد که یهو ازم ناراحت شدین..نمیدونم..من یه کم زیادی بد شانسم..گفتم چی شد یهو بغضم تبدیل به خنده شد!!..اشتباه شد..میگن آروم بخند تا غم خبر دار نشه همینه..عمو منکه خیلی دوست دارم..برای خودم متاسفم که دم به دیقه ناراحتتون میکنم…هیچوقت فراموش نمیکنم اون روز که در جواب حسنا یا فائزه گفتین خوبه که شما متوجه میشین خیلیا متوجه کاری که کردن نمیشن…عمو الان من جزو دومین گروهم..اصلا با خودم قهرم…میخواستم با انرژی مثبتی که گرفتم تا صبح شیمی بخونم اما الان باید برم فکر کنم دقیقا چکار کردم..شب بخیر عمویی..منو ببخش
(دخترتون)

10 10 2009
ژاله فرهادروش

عمو؟بازیه؟!
آخ جون بازی..!!!..نه..نه..شایدم ناراحت بودین اما به خاطر درسم کوتاه اومدین..از کجا بدونم..اما ..خب از چی باید ناراحت میشدین؟!آخه من چیزی نگفتم!!..پس همون بازی بوده نه؟..نمیخوام اصن..الان نمیدونم ذوق کنم یا نه…عمو…قاطی کردم!…بهار الان پیام داد..بهار شارژم تموم شد نمیتونم جواب بدم!!!ثبت شد میتونی بخونیش!نتیجه رو بهم بگو!
اینم همفکری!نیروی کمکی رسید تا بررسی کنیم بازی بوده یا ناراحت بودین!
(دخترتون)

10 10 2009
مریم

سلام مجدد ژاله جان کدوم از کتاب های عمو رو نداری بگو تا برات بفرستم
ادرستو بده و بگو کدوم کتابهارو می خوای تا برات بفرستم نا سلامتی من یه عالمه کتاب دارم هم از عمو و هم کتاب های دیگه دوست داشتی خبرم کن تا برات بذارم کنار اگه هنوز بیداری منم هستم .
دوست داشتی بیا و بگو.
دیدم تا بری وبلاگت دیر بشه
ببخشید عمو جون من واقعا امروز خیلی شرمنده شما شدم.
ببخشید.

10 10 2009
فاطمه

آخی الهی بمیرم… ای کاش اونجا بودم چنان کله اون که این صندلی رو داده به عموم میکندم…. به قول خودتون مثلا معروف بودین…. ولی کلی خندیدم حتی تصورشم سخته ولی خنده داره

10 10 2009
ملیحه

سلام عمو جون
الهی بمیرم چه موقعیت سختی داشتین خدا از این موقعیت ها نصیب هیچ کس نکنه.
راستی من یه سوال داشتم اگه در بخش سنگ صبور کسی نخواد کامنتش ظاهر بشه اونوقت چه جوری جواب بگیره؟؟؟؟؟
با تشکر
شب همگی بخیر.

پورنگ

سلام ممنون از لطف شما ..فقط کافیست شما تاکید کنی که تایید نشود همونجا هم فقط تنها خودت پاسخ را خواهی دید

10 10 2009
فاطمه

آخ جون بلاخره دیدم فیلمرو….
**آبجی سولماز** فدات شم دستت درد نکنه
مگه خودمون به فکر خودمون باشیم وگرنه عمو و اون دوستشون که ماشالله اینقدر سرشون شلوغه که…..
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
عمو…. بابا خوشتیپ…. بابا بشکن….. بابا فوتبال……بابا همسایه…..
آخ جوننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن

10 10 2009
فاطمه

با تاخیر روز کودک رو به همه خصوصا به عمو تبریک میگم…. خوش به حال آتنا
سایت جدید به زودی…. هورااااااااااااااااااااااا

**آبجی مرضیه** ممنون که جواب سوالمو دادی. این»» یه پست دیگه»» چیه؟
**آبجی رویا** خواهش میکنم متنش آمادس فقط کافیه عمو اجازه بدن. سر زدم ولی چیزی ندیدم
**آبجی نرگس** ممنونم ازت ولی راضی به زحمت نیستم نمیتونی اشکالی نداره
میگم خوش به حال **آبجی ملیحه**
**آبجی سولماز** الهی فدات شم دست گلت درد نکنه

10 10 2009
فاطمه

عمو ….. حالا من از ذوق خواب از سرم پریده توچی؟
برو بخواب فدات شم ….. فردا کار داریااااااااااااا

10 10 2009
ملیحه

ممنون که جواب منو دادین .
با اجازتون می خواستم بدونم چه جوری میشه در قسمت پیامک آنلاین نظر داد من هر چقدر تلاش کردم عضو بشم تا نظر بدم نشد .
دیگه عرضی نیست واقعا شب بخیر .
فقط یه چیز خیلی دوستتون دارم.

10 10 2009
فاطمه

عمو یه خواهش….
اجازه میدی اون کامنترو بذارم؟

10 10 2009
فاطمه

کار کار خودته….

10 10 2009
فاطمه

رفتی؟….. شبت بخیر گلم…. روی تختت راحت بخوابی با خوابای خوگشل خوگشل

10 10 2009
ملیحه

ببخشید
دوباره سلام ممنون آبجی فاطمه اتفاقا امشب دفعه ی اولمه که اینجا کامنت میذارم و فکر کنم خیلی خوش شانسم که عمو جون(قربونش برم ) اینقدر زود جوابمو داد .
عمو جون بازم ممنون ببخشید همین شب اولی خیلی پر حرفی کردم.

10 10 2009
فاطمه

فقط یه چیز دیگه….
عمو نمیشه اون کامنترو بذارم بعد فقط شما ثبتش کن نخونش که اذیت بشی…. حالا من میگم زیاده ولی دیگه طومار که ننوشتم…. کامنت آبجی فیاضی هست تو پست قبلی باور کن از اون کمتره
دیگه شب بخیر همگی انشالله تا فردا بعد از مدرسه…..
فعلا

10 10 2009
مریم

عمو جون باورم نمیشه که هنوز بیارید
بخوابید دیگه
اصلا تا شما نخوابید منم نمی خوابم.
سر کار هم تعطیل (نیشخن)
نه بابا شده تا صبح بیدار بمونم باید برم.
دیگه میرم.
دوستون دارم
شب و روزتون بخیر.

10 10 2009
فاطمه

با عرض پوزش فراوان….
**آبجی شیوا**
قربونت برم ترجمت عالی بود.دستت درد نکنه

10 10 2009
ربابه

عموخیلی خیلی بامزه ای طفلکی امیرمحمد دلم براش سوخت ان شاءا…که هرگز توعمرتون ازاون نسیما استشمام نکنید

10 10 2009
حسنا

عموووووووووو درست شد …باورم نمیشه…اگه اینهمه پشتکا بری کارایدیگههم داشتم به جون خودم الان کمتر از وزیر نبودم…هیییی روزگار

10 10 2009
حسناحسینی

حیف شد….همه حرفامو تو وی ویو گفتم….هیچی برای اینجا نزاشتم…اونمنت توی وبلاگهای کودکانه گذاشتم برای تست بود…حالا برم ببینم سروش سیما رو درست میکنم!!!!!!

10 10 2009
نرگس احمدی

به نام خدای مهربون سلام عموجوووون…عموجان ازقدیم گفتن هرکی خربزه میخوره پایه لرزشم میشینه:عمویی حرفه برادرزاده هاتونوگوش نکردیدسواره توپولف شدیداین شدنتیجشششش!!!
ولی عموخیلیییی خاطره جالبی وبامزه ای بود..عموخداییش من اگه مهمانداره هواپیمابودم ردیفه جلوکه سهله شمارومیبردم توکابینه خلبان!!!!!ولی عموامیرم خیلی بانمکه هاکاملا کماله همنشین اثرکرده!!!عمویی بیچاره سازنده توپولف اومده هواپیمابسازه ثواب کنه کباب شده!!!!!!
عمویی یه وقت ندیداینجارودسته کسی دیگه..خواهش میکنم عمو…اصن انقدوقتتون کم بود که حتی به سوالایه مهم هم نتونستیدجواب بدید،جواب ندید ولی فقط خودتون اینجارواداره کنید…عمواینجاجوابهایه شما حالته عمومی داره دیگه بعدعمومثلایه وقت دلمون خواست که شمابهمون جواب بدیدمیدونیدچیکارمیکنیم؟مثلاجوابه شماروعوض میکنم:سلام نرگس جان
عمویی…بعدمن ذوق میکنم میپرم هوابعدکلم میخوره به سقف برمیگردم مثه بچه خوب میشینم سره جام!!!
دوست دارم عموزیاااااااااااد….

10 10 2009
الینا

سلام عمو پورنگ مهربون..فقط خدا می دونه چقدر خوشحالم که سایت شما رو پیدا مردم…آخه الینای من عاشق شماست و از دوسالگی پای ثابت برنامه های شماست…عمویی ممنونم به خاطر همه لحظات شادی که برای کودکانمون فراهم می کنی..برای تمام لحظاتی که ما رو با خودت به دنیای زیبای کودک درونت می بری و یادمون می اندازی که باید کودک ماند و به دنبال صداقت کودکی دوید…ممنونم عمو پورنپ مهربون که حتی موقعی که دلت پر از غم بود باز هم لبخند رو مهمون لبهای غمگین کردی…ممنونم از داریوش فرضیایی عزیز که همه زندگیشو وقف صداقت و پاکی و شادی کودکانه عمو پورنگ کرده

10 10 2009
حسناحسینی

موفق پیروز و کامیاب باشید…

10 10 2009
الینا

عمویی منو هم مهمون کودکانه ات می کنی

10 10 2009
بهار

سلام عموی خوبم اینا رو *ژاله** گفت،کامنتاش ثبت نمیشه،مثل من!!!
.
.
به نام خدا
سلام عمو..امروز توی تاکسی مردم از خنده..رادیو داشت درباره هواپیما و مشکلاتش میگفت..از بویی شبیه بوی مرغدونی گفت!..تهویه مشکل داشته! ..به زور جلو خنده امو گرفتم یاد شما افتادم..گفت بهشون با شام کره و شکر دادن!!!گفتن کره واسه چی؟مهماندار گفته واسه اینکه رو نون بمالید..گفتن شکر چیه پس؟گفتن:واسه اینکه اگه چایی دادیم با چایی بخورین!!!گفتن چاییتون کو پس؟گفتن:اونو فقط وقت برگشت میدیم!تو رفت نمیدیم!!!
راستی…دیشب به این نتیجه رسیدم که اصنم ازم ناراحت نبودین..!!!خوشحالم!الانم باید برم امتحان شیمی بدم!!!التماس دعا..دوست دارم عمویی
(دخترتون)

10 10 2009
حسناحسینی

عمو شنبه هفته اینده روز خوبیه نه؟؟؟ چون شما میخواین پشت صحنه وبلاگتون بگین…2 ابانه!! …حالا شایعه پراکنی نشه….اینو گفتم چون یه ماه پیش قول دادین یه ماه بعد به بگین…در جواب به سیده فائزه…یادتونه که؟؟؟

10 10 2009
نرگس احمدی

عمویی بااجازتون یه حرفی باآبجی مریم داشتم؟مریم جون من بهت حق میدم،به عموهم حق میدم…اگه توخودتوبذاری جایه عمو وعمو هم خودشوبذاره جایه تو فک کنم جفتتون به همدیگه حق بدید….

10 10 2009
??

سلام
خاطره تون خيلي جالب و بامزه بود.
ميگم اين مزار سازنده توپولوف چقدر خوشگل و با كلاسه.دوبلكس هم كه هست.
ادرس سايتتون رو چرا به اين سازنده توپولوف دادين؟اگه از اون دنيا بلند شه بياد اينجا همه ما فرار مي كنيم.

10 10 2009
یه غریبه آشنا

عمو پورنگ عزیزم سلام من از شما گله ای دارم

من هم از طرفداران شما هستم تابه حال در اینجا کامنت نگذاشته ام اما به اینجا سر می زنم اما یه چیزی منو اینجا ناراحت می کنه و اون هم این است که چرا شما فقط به بعضی از افراد در اینجا جواب می دهید ( آن هم چند بار چند بار )در حالی که به بعضی از افراد تا به حال یک بار هم حتی سلام نکرده اید در حالی که همه کسانی که به اینجا سر می زنند از طرفداران شما هستند و فرقی با هم ندارند همه این افراد شما رو از ته دل دوست دارند پس لطفا حداقل یک بار به تمامی کسانی که به اینجا سر می زنند جواب بدهید تا من هم جرات کنم که کامنت بگذارم چون من هم شما رو دوست دارم و دلم می خواهد که جواب بگیرم و شما حداقل جواب سلام منو یکبار بدهید لطفا دل طرفدارانتون رو نشکنید هر چند که می دونم شما چنین کسی نیستید اما خواسته یا نا خواسته این کارو می کنید من مطمئنم چون خودم رو به جای کسانی می گذارم که تا به حال از شما جوابی نگرفته اند اما امیدوارم که در اینباره به من که شما رو دوست دارم و تمامی بچه هایی که شما رو دوست دارند توضیح بدهید

باتشکر

پورنگ

سلام ممنون از لطف شما عجله نکن چشم من خیلی سعی کرده ام که به همه جوابی داده باشم در حد توانم

10 10 2009
mona mamae golsa

سلام عمو پورنگ.
وبلاگتون خیلی قشنگه.از خاطره ایی که تعریف کردید کلی خندیدم هزار ماشا.. به این بچه ناز و شیطون.

10 10 2009
سمیرا

سلام عمو خوبید خوشید

عکستون مثل همیشه قشنگه
خیلی سخت بود نه عمو چه وضعیتی ! نا سلامتی شما عمو پورنگید باید بهترین جا رو به شما می دادن الهی بمیرم این همه گفتیم توپولف سوار نشید همینه دیگه.
(خنده خنده خنده خنده خنده خنده خنده خنده … )
عمو آخی چه روزی بوده نه مردم از بس خندیدم ولی خیلی ناراحت کردنی شما باید بهترین جا می نشستید یعنی چی ؟
واقعا که اما خب عمو خاطره ی خیلی بامزه ای شده نه ؟

عمو از این به بعد خواهر کوچولوم خودش اینجا برای شما کامنت می ذلره خودش که نمی تونه اون می گه و من تایپ می کنم بدون هیچ کم و کاستی الآن که خونه نیست رفته پیش دبستانی اما توی فرصت مناسب وقتی برگشت همین امروز و فردا کامنت به اسم خودش می ذاریم (هرچی خودش بگه)

خیلی خوشحال شدم که تونستم امروز به اینجا سر بزنم آخه کلاس نداشتم
ساعت 16:40 منتظر شما هستیم با موضوع اموال عمومی امیدوارم بازم مثل همیشه شاد باشید
طرفدار همیشگی شما

10 10 2009
دختر خنده روي عمويي

سلام سلام
من اومدم(نيشخند)
سلام عمويي خوبين؟؟؟
ميگم عمويي منو نميبينين خوشين؟؟؟
عمو:تادلت بخواد
من:(غصه دار)
عمو:حالا كارت چيه؟
من: ااا…. عمويي . اذيت نكن ديگه. بابا دلم يه ذره شده واستون خب.
عمو:يكم صبر كن ميام بزودي.
من: ميدونم عمو اما خب اينهمه مدت باهاتون صحبت نكردم من. دلم شده قده سوراخ جوراب يه بچه مورچه.
عمو:بسه بسه خودتو لوس نكن . حرفاي تكراري هم نزن . پاشو برو سر درسو مشقت بابا.
من: عمووو….!!!!!!! من به خاطر عموييم پاشدم اومدم كافي نت اونوقت….
عمو: ااا…. اين بچه رو باش نيگا ترو خدا تو واسه دله خودت اومدي يا من.؟؟؟
من: ها؟؟؟
نييدونم…(خجالت)

10 10 2009
مریم بی آت

سلام حاج عمو

پس کلی تو هواپیما خوش گذشته،عمو.
اشکالی نداره.
انشاءالله تو سفر بعدی جبران می شه.
فعلن…

10 10 2009
دختر خنده روي عمويي

اخجونمي عمويي الان فهميدم جي ميلم ادرسش چي بوده.
هوراااا.
.
.
وايي عمويي عجباااا اين صحبتايي كه واسمون كردين چقده نمكي بود عمو.
عموووو شماهم؟؟؟
عمو حالا فوتبال كجا و كجا بودش؟؟؟
من نديدم فقط ديدم كه تلويزيون بغل دستتون يا همون پشت سرتون داره زمين چمن نشون ميده(خنده)
عمو ميگماا به جاي ما هم از همسايتون تشكر كنين(خنده)
راستي عمويي گفتين كه كوتاه بنويسيم چشم اما اونوقت به تعداد زياد مينويسيم(نيشخند)
اما عمويي ميخوام از اين يكي دوروزه ي اخر تعريف كنم اجازه هستش؟؟؟
عمو زهرا(جعفرزادگان) پنجشنبه اومدش قم بعد عمو قرار گذاشتيم توي جمكران.
اول اينكه كلي طول كشيد تا بيادش بعدم كه خانوم خانوماا اومدن . وااااااااااااااي…
عمو ميگم اين عجب دختريه واااا . عمو خوبه توي حياط جمكران نشسته بوديم و سقف نداشت والا سقف ميومد رو سرمون . ولش كنن از ديوار راست ميره بالا.
ماشالله سخنوري بود واسه خودشاااا.
منه بيچاره كه يه جا نشسته بودم و از خجالت هيچي نميگفتم و فقط شنونده ي خيلي عالي و نكته بيني بودم(خنده)(چشمك) اما زهرا و محدثه واي واي واي …
يكي محدثه ميگفت سه تا زهرااا. اينقدر از دستش خنديديم كه حد نداشت.
راجبه همه چيز هم صحبت شد منم خندم گرفته بود وحشتناك.
اخه عمو از درسو كتابو كنكور بگيرين تا شينيون مو و پاتختيو ….(خنده)
واي عمو از وقتي زهرارو ديدم تا الانااا همينطوري دارم اصفهاني صحبت ميكنم. خيلي با نمكه واقعا. منم حســــــــاااس . خلاصه حسابي لهجه اش رومنم تاثير گذاشته(خنده)راستي عجب صداي نمكي داشته هنوزم تو گوشمه(خنده)
اما شب خوبي بود.
راستي عمو محدثه البته قبلا هم نشونم داده بود اما دوباره نشونم داد بعد يه عكس از شما بهم نشون داد هموني كه وقتي اومده بودين قم اقاي اقاجانزاده ازتون گرفته بودن.
واي عمو من چرا اينقدر اون عكسو دوست دارم؟؟
عمو ميگم نگاهاتون عميقه ميگين نه… به جونه خودم راس ميگم. عمو كلا اين عميق بودن نگاهاتونااا توي عكساتون داد ميزنه. اخه چراااا؟؟؟؟ الان شدم عينه خانوم جوكار كه همش ميگفتن چرااااا…؟؟؟
عمو با محدثه صحبت ميكرديم همش ميگفتم عمو چقده مهربونه چراااا…؟؟؟ عمو نگاهاش عميقه چراااا؟؟؟ عمو خيلي عموهه چرااا؟؟؟؟خلاصه هي ميگفتن چرا؟ چرا؟(نيشخند)
الان عمويي ميگه همادخترم عمويي تو چرا اينقده منو اذيت ميكني؟ چرااا؟؟؟ چرا اينقدر هميشه كامنتات طولانيه چرااا؟؟؟ چرا دوست داري با لنگه كفش بيافتم دنبالت چرا؟؟؟
چرا دوست داري اسمتو تو بدها بنويسم بالاشم هزارتا ضربدر بزنم چرااا؟؟؟(خنده)
من: هرچه از دوست رسد نيكوست شما كه ديگه هم عمومونين هم داييمونين هم معلممونين هم مجريه محبوبمونين و… پس جاي خود داشته بيدين(خنده)
عمويي شرمنده هميشه مزاحمتونمااا.
فعلا…
نه عموجان صابون به دلتون نزنين ميرم يه گشت ديگه بزنم وبرگردم(خنده)

10 10 2009
یه غریبه آشنا

سلام عموی عزیزم
من …. نه بهتره فعلا چیزی نگم دوست داشتم کامنتم ثبت بشه همین که شما خونده باشید کافیه اما …
ببخشید که اذیتتون کردم شاید بهتر بود اونجوری صحبت نمی کردم
خداحافظ

10 10 2009
سمیرا

عمو سلام

چند دقیقه پیش کامنتم بود الآن نیست عمو کجا رفته؟ گمش کردم

به هر حال منتظرتون هستم برنامه رو می گم خداحافظ

10 10 2009
سمیرا

دوباره سلام

عمو اومد پیداش کردم حواسم نبود همین جا بوده

ببخشید خداحافظ

10 10 2009
پریسا

سلام عمو ی خوبم
الهی پری بمیره واسه عموش که اینقدر فروتنه عمو جونم کافی بود اراده میکردی اونوقت میدیدی که هیچ کس راضی نمیشد که عمو ی خوبم اونجا بشینه .عمویی رفتی سر خاکش عیب نداره خدا بیامرزه ..ولی سواره اختراعش نشی ها عمو مرگه من ترو خدا دیگه سوار توپولوف نشی ها… عمو جونم امروز سر کلاس استاد هر چی میپرسید من جواب دادم وهی میگفت احسنت ومنم هی تو دلم میگفتم دختر عمومم دیگه….عمو جونم امروز کلاس 4 تا 6 من برگزار نمیشه ومن میتونم 3:43 دیگه ببیینمتون (ان شاالله) دلم واستون یه ذره شده فردا امتحان دارم عمو یی بعد از برنامه شروع میکنم به خوندن قول میدم دختر خوبی باشم
(کودکه درونم که دخترتونه و منتظرتونه)

10 10 2009
دختر خنده روي عمويي

خب ديگه خوشحال باشين چون اين اخرين كامنتم قراره واستون باشه.
عمو الان كه گفتم اخرين كامنت يهو يادم افتاد كه ممكنه اخرين كامنت عمرم باشه ديگه نه؟؟؟
خدارو چه ديدي شايد الان كه اومدم از خيابون رد بشم بعدييهو ماشين يانه تريليه هجده چرخ از روم رد شد منم به ديار باقي شتافتم. اما اونوقت رو سنگ قبرم خواهشا شعر دختر ما مثله گله گله و گله رو بنويسين باشه.
واي الان يادم افتاد كه تريليه هجده چرخ مجوز عبور از اين خيابوناي توي شهرو نداره(نيشخند)
راستي عمويي اين كه واسمون صحبت ميكنين خيلي عاليه واقعا.
عمويي ميشه ايندفعه كه صحبت كردين يه جك يا همون لطيفه هم بگين.
يا اينكه واي عمويي خواهشا ايندفعه عسل يا اتنا و… هم پيشتون باشن اي كاش.
همشونو از طرفه بنده يه بوس شكلاتيه شكلاتي بكنين خواهشا. به مامانه گلتونم سلاممونو برسونين مخصوصا ما نوه هاشونو كه كنكوري هستيم بگين حســـــــابي دعامون كنن.
براي شما عموييه گل و گلاب و خانوادهي باصفا و مهربون و دوست داشتنيتون ارزوي عمري خيلي خيلي طولاني و با عزت همراه با سلامتي و شاديه فراوون و خلاصه همه چيزاي خوب دارم. بازم ميگم سلام تموم ما بچه هارو برسونيناااا.
خودتونم كه ديگه نياز به گفتن نيست چون مطمئنم عمويي سر اون جانماز خوشگل و ماهتون كه مشينين حتميه حتمي دعامون ميكنين مگه نه؟؟؟
دوستتون داريم يه عالمه هرچي بگيم اي عموجان حالا حالاهااا كمه.
ديگه برم من خيلي مزاحمتون شدم امروز عمويي شرمنده.
اما اقعا داشتم دق ميكردم.
فعلا….
خدا نگهدارو حافظ و يارو ياورو پشت و پناهه هميشگيه شما عمويي گل و ماه ومهربون دوست داشتي و باصفامون و خانواده ي باصفا و عالي و دوست داشتني و مهربونتون باشه الهي.

10 10 2009
دختر خنده روي عمويي

واي واي واي عمويي قلبم ريخت من چرا اينقده حرف زدم اخه چرااااا؟؟؟؟

10 10 2009
سوري مامان عسل

سلام عمو پورنگ مهربون بچه ها
خاطره بسيار جالبي بود و كلي خنديدم از شيرين زبوني اميرمحمد كه هر چي بگيم كم گفتيم. هميشه در همه زندگيتون موفق باشين. عكس كنار سازنده توپولوف خيلي زيباست. مرسي كه وبلاگ عسل رو در وبلاگ هاي كودكانه قرار دادين.

10 10 2009
sahar

به نام خدا
سلاااااااااااااااااااااااااااااام
دلم براتون تنگ شده بود. بلاخره یک رایانه پیدا شد تا براتون بنویسم. راستش اینجا بود اما روم نمیشد ازش استفاده کنم…. اما خدا را شکر شرایطش ایجاد شد. توی این مدت که نتونستم نظر بچه ها رو بخونم اینجا چه خبر بوده ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اما نوشته های شما رو همش خوندم… البته به سختی. فکر کنید وسط عروسی داشتم توی اینترنت گوشیم نوشته های شما رو میخوندم ,اصلا از عروسی هیچی نفهمیدم. هر چی تلاش کردم براتون نظر بذارم نشد…. لباس عروسکی آتنا جون هم که براش خیلی عزیزه , مبارکش باشه.
خاطره تون هم خیلی جالب و البته زجر آور بود… امیدوارم دیگه براتون از این خاطره ها بوجود نیاد… خدا این سازنده توپولوف را هم ببخشه و بیامرزه….
من امروز برنامه را نمی تونم ببینم………… هییییییییییییییییییییییییی
اما مطمئنا گر خدا بخواد از آرشیو وقتی برگشتم می بینم. همیشه هر جا و توی هر شرایطی باشم به یادتونم و… کنارتون هستم.
مراقب خودتون باشد. امروز هم مثل همیشه توی کارتون موفق و پر انرژی باشید.
آرزومند آرزوهایتان : سحر – گیلان

10 10 2009
دختر خنده روي عمويي

واي عموييه گلم پس بالاخره اومدين اره؟
من دق كردم تواين مدت كه نميتونم بيام نت.
شرمندم عمويي هميشه مزاحمتونم.
اما ديگه الان بايد برم.
اخه به مامانم گفته بودم خيلي زود ميام الان.
اما اان خيلي طول كشيد كارم.
فقط همينو بگم كه خيلي هميشه واسه ي هممون باارزشين عمويي.
گفتن كلمه ي به اميدديدار توي اينجا شايد يكم خنده دار بياد اماواقعا عمويي به اميدديدار مخصوصا كه ولادت حضرت معصومه هم نزديكه. عمو فك نميكنين قم و بچه هاش همگي چندساليه منتظرتونن؟؟؟
راستي عمويي اونروز روز روز ماستااا پس بايد حسابي مارو دريابين . و تازشم شعر دخترارو استاد كنين علاوه براون يه دونه پيام صوتي تصويري بزارينو توش يكم از ماها خوب بگين. بگين چقده شما دختراي گلم كاهين عمويي خيلي دوستتون داره. و…. خلاصه تحويلمون بگيرين اونم خيلي زياد خب اكشالي نداره كه چون به چشمامونم خيلي مياد مگه نه عمويي؟؟
الان عمويي حتما ميگين ،: خب ديگه امري فراميشي چيزي؟؟؟!! تعارف نكنااا بگو هرچي دله تنگت ميخواد بگو.
من:(خجالت)
ببخشين ديگه ميرم تا بيشترازين خراب نكردم(خجالت)
باي عمويي…

10 10 2009
فاطمه

سلام عمویی
چطوری؟
من برگشتم…..
عمو: خدا به خیر کنه الان شروع میکنه دوباره…
عمو بذارم؟
بابا شما که اینقدر فعالید همش یه کلمه آره یا نه همین….
دیدی دوباره شروع کردم؟!!!

پورنگ

سلام ممنون از لطف شما نه این کار را نکن

10 10 2009
فاطمه

قربونت برم…
چشم ولی چرا ؟همش میخواستم برنامه رو تعریف کنم براش…. اصلا ولش کن هرچی عمو جونم بگه…. اگر بشه براش ایمیل میدم
دوست دارم نه برا ی اینکه جواب دادیا

10 10 2009
فاطمه

ای وای ببخشید آبجیا سلام حالتون خوبه؟
**آبجی رویا** دیدی که عمو اجازه نداد حالا چه کار وکنیم؟ ایمیلتو میدی برات بذارم؟
میگما چیزی از طرف تو بهم نرسیده ها دوباره بده.

10 10 2009
فاطمه

عمو جونم ببخشید که اصرار کردم جواب بدی(ناراحت)…. یادته که گفتم تا اجازه ندی نمیذارم و حالا هم که اجازه ندادی نمیذارم….
عمو اینو نگو که کاررو میکنن بعد میگن ببخشید باور کن مجبور بودم… به هر حال ببخشید.
دوست دارم عسلم

10 10 2009
فاطمه

خانم عباسی
ببخشید دوباره مزاحم میشم
میدونید چه مشکلی دارم تو ویویو؟ من گزینه خروجو زدم بعد همه اطلاعاتم پاک شده میتونم نظر بذارم ولی بی مشخصه…. تنها مشکلم اینه باید چه کار کنم درست شه؟ هرچی هم دوباره اطلاعات میدم قبول نمیکنه
بازم ببخشید و ممنون

10 10 2009
مرضیه ( مینو )

سلام داداش .خسته نباشی
سلام آجیها . خسته نباشی
*آجی فاطمه دو تا پست قبلی رو کلی زیر و رو کردم تا بفهمم چه سوالی کردی و من چه جوابی بهت دادم .

*آجی مبینا ، نههههههههههههههه همینطوری بهتره .( تاییدی یا غیر تاییدی کامنتها رو میگم )

به به *آجی هما . کجایی دختر ؟ نیستی ؟

*آجی زهره شما هم نیستی . چه جوریه ؟

*داداش امین فرزامی . خسته نباشی . چند تا پست قبل سوال کردم که اگه بخوایم بیایم مای پردیس ، به چه ادرسی بیایم ؟

*آجی ملیحه ، اتفاقا من برنامه ی روز 4 شنبه رو دارم . میشه یه جورایی آدرس بدی تا ببینمت ؟ (توی فیلمه رو میگمااااا )

خودم جواب معما رو بدم ؟

10 10 2009
فاطمه

**آبجی مرضیه **جونم همون که راجب نظر خصوصی توی وبلاگ بود
** آبجی ملیحه** بازم خوش به حالت… نیومده جواب گرفتی… البته همه ما هم این حسو تجربه کردیما…. قربون عمو برم که لطف بی نهایتشو از هیچ کس دریغ نمیکنه

10 10 2009
مرضیه ( مینو )

کسی که جواب نداد ….
پس خودم جواب میدم …

*آن چيست كه اولش عبادتست و آخرش آشاميدني است؟
جواب : حجاب . حج که عبادته . آب هم آشامیدنی

10 10 2009
دارینوش

سلام عمو…
خاطره تون خیلی با نمک بود :-)
صبح حالم زیاد خوب نبود آروم و قرار نداشتم ولی با خوندن خاطره شما یه خورده حالم بهتر شد…یه ناراحتی کوچولو بود( من میگم کوچولو بود اما شما باور نکنید!)
امروز برنامتون رو نمی تونم ببینم آخه کلاس دارم نتونستم کلاسم رو جابجا کنم…
فعلا…

10 10 2009
مائده

به نام خدا …
سلاممممممم عمویی جون جون جونم …. خوبید ؟؟
دیشب همه آنلاین بودن ؟؟؟ ساعت چند ؟؟؟ احتمالا همون موقع بوده که من داشتم تو دفترم براتون مینوشتم …{نیشخند}
وایی عموووووووو …. عمو همش میخواستم نخندم …. آخه شما طفلکی بودید … اما ….
عمو ته دلم خوشحال شدم چون دیگه سوار توپولف نمیشید …{نیشخند}
عمو یه سوال … از هر کی میپرسم میخنده عمو …. شما نخندید … چرا شما خودتون رو نمیگیرید ؟؟؟
جدی گفتم عمو ….. اگه یکی دیگه جای شما بود همون موقع از مهماندار میخواست جاشو عوض کنه …. یا اصلا ….. خوب عمو یه موقع هایی هم فروتنی زیاد کار دست آدم میده ….{خنده}
عمو من اگه جای مهماندار بودم خودمو از هواپیما پرت میکردم پایین اما نمیذاشتم شما …
اگه دستم به مهماندار میرسید ….. {عصبانی }
خیلی دوستتوننننننننننننننننننننننننننننننننننننن دارممممممممممممممم ….
توپولوف سوار نشید هیچ وقت … {چشمک}
فعلا …..

10 10 2009
مائده

سلام آجی مریم …..
آپ قشنگتو خوندم ….. کارت خیلی خوبه … و از اون خوبتر ادامه ی تحصیلت هست … کلییییییییییی ذوق میکنم …. باید بخونی و با خبر های خوب بیای …. نمیدونم کی برات گارد گرفته ولی … ولی من خوب میفهممت … یه موقع هایی منم دلم میخواد بهونه گیری کنم … خوب ماها کوچولوییم دیگه … بله ام ….. دیشب آجی پریسا زنگ زده بهش میگم دلم گرفته کلی بغض کردم و این حرفا میگه چی شده ؟؟؟ میگم عمو به من میگه شما …. به بقیه میگه دختر گلم …. خودممم خندم گرفته بود …. نمیدونستم چرا ناراحتم اینو بهونه کرده بودم ….. {نیشخند}
الهی قربون مهربونیات بشم …. کی گفته بچه ها تو رو یادشون نیست ؟؟؟ تو تو قلب همه جا داری یه جای بزرگگگگگگگگ
راستی یه خبر … خبر خوب برای عمو … خبر بد برای خودم … احتمالا فقط تا آخر این ماه میام نت …. دیگه از شرم راحت میشید ….{نیشخند}
خوب فکر میکنی اگه من برم بقیه نمیدونن که دلم اینجاست … نه عزیز دلم … گاهی آدم ها خودشون نمیتونن انتخاب کنن ….
راستی یه چیزی فدات شم …. یادته بهت گفتم عمو 8 سال هست داره حرف میزنه …. خوب منم میخوام حرف بزنم … یادته ؟؟؟ عمو حرفاشو زده من گاهی میتونم به جای اون از لا به لای مصاحبه هاش به خودم جواب بدم … این ماییم که سکوت کردیم … آجی بنویس … بنویس تا این بار عمو به حرفات گوش کنه … جواباش رو میشه بین حرفایی که تا حالا ازش شنیدی پیدا کنی ….
دوستت دارممممممممممممممممممممممممممم خیلییییییییی زیاد ….

10 10 2009
مبینـا

سلام بر هگمی
عموجون بمیرم براتون که شما رو تحت فشار گذاشتن منظورم اینه که هی ازتون جواب میخوان… عمو که همینطوری به یه نفر چند بار جواب نمیدن خوب حتما دلیل دارن و لازم میدونن که به طرف چند بار جواب بدن
من خودم از 25/6/1388 تا حالا از عمو جواب نگرفتم حتما لازم ندونستن و جواب ندادن
همین که به اینجا رامون میدن (کامنت ها رو تایید میکنن) کافیه
اگه قرار باشه عمو هر سلامی رو علیک بگن دیگه واویلا میشه…پس کی استراحت کنن؟
کی به کارای فوق برنامه برسن؟ کی به خودشون برسن؟
اگه عمو میخواستن بین ماها فرق بذارن کامنت بعضی ها رو تایید میکردن و کامنت بعضی های دیگه هم بی تایید میموند دیگه چرا خودشون رو خسته کنن و بخوان با جواب دادن به یه عده بینمون فرق بذارن؟
در هر صورت خواستم بگم که عمویی که من میشناسم اینکاره نیستن.

10 10 2009
مائده

عمو آنلاینید ؟؟؟؟
چه خوب … فقط مراقب چشمای مهربونتون باشید ….
دیگه ….
امروز هم مطمئنم مثل همیشه خیلیییییییییییییییییی خوب هست ….
پیامک آنلاینتون هم قشنگ بود …..
عمو واقعا دیر نیست ؟؟
عمو ولی واسه بعضی از چیزا زود دیر میشه ….
دلیلش هم اینه که زندگی تکرار نمیشه تا مثلا دوباره کودک باشی یا ….
دوستتون دارمممممممممممممممممم
شما خیلیییییییییییییییییی خوبید …
التماس دعا … یا حق !!!

10 10 2009
??

سلام
فاطمه*جان اگر اينطوريه دوباره وارد سيستم وي ويو شو.برو وي ويو اسم و پسوردت رو بنويس و وارد وي ويو شو.ببين بازم اينطوري ميشه؟؟فكر مي كنم بخاطر اين باشه كه از سيستم وي ويو بطور كامل خارج نشدي.
دارينوش*خوبي؟؟اميدوارم هيچ وقت ناراحت نباشي.هميشه شاد و سرزنده باش.

10 10 2009
مينا_خاله تينا رادفرنژاد

سلام آقاي فرضيايي خسته نباشيد من خاله تينا هستم و الان چند روزه تينا براش يه مشكلي پيش امده كه خودش نميتونه بياد بنويسه.به من يه كاغذ داد گفت برم اينايي را كه رو كاغذنوشته را به اين ادرس بنويسم ،بيچاره خيلي ازم خواهش كرد.بماند…راستي واقعا خسته نباشيد تينا خيلي از اين جا برام تعريف ميكرد ميگفت خودتون هستين كه وبلاگ را اداره ميكنيد وجواب ميدين. من كه باور نميكردم اما الان كه امدم اينجا ديدم شما جواب يه تعدادي را دادين فهميدم تينا راست ميگه پس واقعا خسته نباشيدآقاي فرضيايي.بگذريم…(راستي از برنامه خوبتون هم تشكر ميكنم ) ممنونم و خدانگهدار.(اين هم نوشته هاي تينا)
.
.
.
به نام خداي مهربون دوست داشتني .
عمويي سلام خسته نباشيد . عمويي ديشب كامنتي را كه گذاشتين را ديدم ميخواستم براتون بنويسم اما ديگه گفته بودم شب بخير براي همين براتون ننوشتم .خوب الان مينويسم .اخي عمويي چه مزار با حالي داره چه بزرگه !الهي سازنده تو پولوف اين شكليه !عمويي ممنونم كه عكستون را گذاشتين و انشاالله كه ديگه سوار توپولوف نميشين ؟؟عمويي برام خيلي دعا كنيد شديدا .راستي تا يادم نرفته اسم ان دختربچه را كه قول داده بودم را بگم، ببين عمويي الان هم نزديك بود يادم بره ببخشيد .عمويي اسمش ((هانيه علينقيان_از اصفهان كلاس سوم)) عمويي نكنه يادت بره ها ؟؟؟؟.ممنونم عمويي .راستي عمويي من امروز برنامتون از تو خونه نميبينم ازيه جايه ديگه ميبينم.عمويي شايد امروز ميخواستين شعر هديه را نخونيد اما يه امروز بخونيد ش تااز اين حال بيرون بيام.شارژم ميكنه شعر هديه عموووووووووووووووووو .عموجونم ميدوني از اين جا تا به اسمان ها و…. بي نهايت ها دوست دارم .عمويي جونم مراقب خودتون خيلي باشيد باشه .ممنون. عمويي دعام كن .
(برادرزادتون )

10 10 2009
آرنیکا

واقعا» که من اگه جای صدا و سیما بودم یک هواپیمایی اختصاصی براتون می گرفتم. هر چی باشه شما برای ما جیگیلیها شخص اول مملکت هستید.
دفعه دیگه خواستید برید مسافرت به من بگید خودم براتون یک هواپیما اختصاصی با فرش قرمز میفرستم.

10 10 2009
زهراناظمي

سلام …
خاطره خيلي جالبي بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من هم متاسفانه تجربه هاي اين چنيني زياد دارم !! اما همه اين ها خاطره مي شوند..
به ديد مثبت به آن ها نگاه مي كنيم…

10 10 2009
فاطمه

قربونتون خانم عباسی…
والا مشکل منم همینه که چه جوری دوباره وارد بشم؟ نمیشه….

10 10 2009
فاطمه

راستش دقیقا همینطوره من هنوز به طور کامل خارج نشدم. چه کار کنم کامل خارج بشه؟ دیگه موندم چه کار کنم

10 10 2009
مرضیه ( مینو )

*آجی فاطمه اره جدی جدی خودم درستش کردم ( خرسه رو میگم ) بیرون که همچین خرسی درست نمیکنه ( نیشخند ) حالا میخوای از نمای نزدیک هم بگیرم و یه سری اشکالات رو بگم ؟

10 10 2009
مرضیه ( مینو )

راستی آجی فاطمه من شارژ پولی ندارماااااااااااا . فقط تک میزنم .

10 10 2009
شیوا محجل

سلام عموجون..
اخ عمو..الهی بمیرم.. چی کشیدید.. کاش با خودتون از این ماسک ها می بردید..
عمو جلوی منو نگیرید.. من می خوام برم فرودگاه .. برم یه بلایی سرشون بیارم.. اخ یعنی چی؟!! عموپورنگ… بهترین عموی دنیا.. نایاب ترین عمو .. مهربان ترین..فرشته روی زمین… عزیز دل بچه ها رو میزارن اونجا؟!
عموجون دوستتون داریم خیلی خیلی زیاد..
منتظر برنامه قشنگتون هستیم..

10 10 2009
مهدی

سلام عمو پورنگ. خوبید؟ واای چقدر بهتون تو اون سفر وقتی سوار هواپیما بودین بد گذشته.عموجون من امسال کلاس اول هستم ولی هنوز نمی تونم بنویسم ولی از مامانم خواستم تا نظر منو اینجا بنویسه.
وقتی مامانم بهم گفت که شما اومدین تو وبلاگم و برام نوشتید خیلی خیلی خوشحال شدم .اولش باورم نمی شد و فکر میکردم مامانم همینطوری واسه دلخوش کردن من میگه که شما اومدید ولی وقتی اینجا رو بهم نشون داد و عکسهایشما رو دیدم باور کردم. ازتون خیلی ممنونم که اومدید تو وبلاگم و برام نوشتید. خیلی دوستتون دارم و برنامه هاتونو می بینم ولی بخاطر کارهای سهند و متین بعضی وقتا اعصابم میریزه به هم شما چقدر خوبید که کارهاشونو تحمل می کنید البته میدونم که اونها هم پسرای خوبی هستن و اینجوری باید نقش بازی کنند تا ما یاد بگیریم و کارهای خوب و بد رو بفهمیم. باز هم ازتون تشکر میکنم.موفق باشید

10 10 2009
اشکان بهانه عشق و زندگی من

وای عمو پورنگ چقدر خوشحال شدم.

10 10 2009
فروغ

سلااااااااااااااااااااااممممممم عموجون…
خوبین؟
عمو الهییییییییییی بمیرم…عمو ما که گفتیم سوار توپولوف نشین..!
.
عمو امروز یه آقایی اومده بود باهامون سرود تمرین کنه…اسمش آقای پارسویی بود البته از پارسال میومد باهامون سرود کار میکرد که تو مراسم های مختلف مثه 13آبان و از اینجور چیزا اجرا کنیم…بعد عمو این خیلی قیافه اش شبیه به شماست…هر موقع میبینمش یاد شما میوفتم…فقط تنها فرقی که با شما داره اینه که اون یه مقدار موهاش کمه و وسط موهاش خالیه ولی شما موهاتون زیاده حتی دماغ و خال اش هم شبیه شماست…البته زمین تا آسمون با شما فرق داره(از لحاظ اخلاقی)مثلا همیشه به زور لبخند میزنه ولی شما همیشه لبخند میزنین…اون یه مقدار خشکه ولی شما مهربونید….و…
*
*
اخخخخخخخخخخجووووووووووون تقریبا 30دقیقه دیگه شما میاید…هووووووووووووووورا…
دوستون دارم…
خداحافظ

10 10 2009
فاطمه

پس تو بودی آبجی… آی گفتی شارژ آخه من ندارم
قربونت برم مرسی

10 10 2009
aseman

خودتون قضاوت کنید خدا خوشش میاد؟ هر حرف ناپسنید پشت سر من زدید و اجازه دفاع ندادید…..

10 10 2009
فاطمه

آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ جووووووووووووووووووووووووون
آبجی جونم اینقده خوشحالم کردی. ممنون عزیزم

10 10 2009
حسین

سلام باحالترین عموی دنیا
حالت چه طوره ؟خوبی شما ؟چه خبرا ؟چه خاطره ی باحالی از خنده روده پر شدم ( ها ها ها ها ها ها …..). بیخودی نیست که می گم خیییییییییییییییییلی خیییییییییییییییلی با حالی
بازم می گم خیییییییییییییییییییلی دوست دارم
همشهری به قول ما آذری ها یاشاسین عموپورنگ من سنی چخ چخ ایستیرم یاشاسین عموپورنگیمیز ا ا ا ای وای عمو کانالم مثل شما عوض شد خجالت بکش (عموپورنگ با خودم بودم (ها ها ها ها …))
خداحافظ سنی آلاها تاپشیرم ای بابا باز کانالم عوض شد !(ها ها ها ها …))
تابعد خداحافظ

10 10 2009
فاطمه

**آبجی شیوا** برو ما باهاتیم… ازت طرفداری میکنیم…
اسلحه به دست پیش به سوی فرودگاه:
1 2 1 2 1….. اینجوری یک سال بعد آیا برسیم تازه اون موقع هم که بی ادبا دیگه یادشون نیست چه بلایی سر عموی ما آوردن که….
**خانم عباسی** یه سر به ویویو بزنید بی زحمت ممنون

10 10 2009
طاهره

سلام عمو پورنگ…..
خوبيد؟ عمو من از اون كوچولويي هايي هستم كه قدم بزرگ شده اما ته دلم هنوز شيش سالمه….نشونشم همينه كه اون زمانا كه من تقريبا كولوچو بودم هم يه برنامه داشتين…پورنگ و تورنگ…حتما يادته….خيلي اتفاقي از وبلاگ يه دوست هدايت شدم اينجا…..يادت باشه اگه خواستي بياي وبلاگم…خيلي به پست آخري گير ندي….فكر كنم موقتيه….اما قبلي هاش هميشگي هميشگي…
چند هفته پيش ب.د…وقتي داشتم با مامان و برادر زاده ي كوچولوم برنامتون رو مي ديدم به مامان گفتم…به نرم اين عموپورنگ اولين آدميه كه خدا تپ ميندازتش تو بهشت..آخه كدوم كار از اين قشنگ تر كه بدون هيچ هزينه اي……دل يه عامه فرشته ي زميني رو شاد كني….
حقيقتش يه چيزي رو ميخواين بدونين؟ بهتون حسودي مي كنم..هم به فكرتون و هم به روح بزرگتون
هميشه پورنگ باقي بمونين…

10 10 2009
فاطمه

سیو کردم آبجی جونم اشکالی نداره؟

10 10 2009
فاطمه

خب دیگه من برم یه کم استراحت بکنم آخه دیشب تا 3:30 بیدار بودم بعدم برم کتاب فروشی کتاب بخرم.
فعلا
به قول یکی از آبجیا به دلتون صابون نزنید بازم میام
فاطمه اینجا فاطمه اونجا فاطمه همه جا
عمو منتظر برنامه قشنگتم….
فعلا

10 10 2009
فاطمه کوچولوی عمو پورنگ

سلام عموپورنگ

من فاطمه 5/5 ساله هستم من شمارو خیلی دوست دارم عموپورنگ من همه ی شعرای شما رو بلدم و می خونم شعر اردک تک تک و درقندون و خرگوش ناز تپلی رو خیلی دوست دارم عموپورنگ من لباس صورتی و کلاه صورتی شما رو دوست دارم اونارو بپوش عموپورنگ اسم منو توی برنامه بخون به همه بگو که من همه ی شعراتو بلدم و خیلی دوست دارم عموپورنگ توی برنامه عکس نشون بده می خوام عکس خودم و با شاسخینمو برات بگم مامانم بفرسته چرا عکس نشون نمی دی عموپورنگ اسمم و بخون می رم برنامه رو ببینم خداحافظ خیلی دوست دارم

اینم حرفای خواهر کوچولوی من به شما بدون کم وکاستی از این به بعد فاطمه هم میاد به اینجا الآن برنامه شروع می شه خداحافظ

10 10 2009
مرضیه ( مینو )

*آجی فاطمه بازم خوبه تو 100 تومن داری من فقط 10 تومن دارم . نه چه اشکالی داره سیو کن . فقط آجی حرف اول فامیلیتو بگو که با اون سیوش کنم . ممنون

10 10 2009
مرضیه ( مینو )

داداش خوشتیپ شدیاااااااااااااا
کدوم یکی از آجیها گفت داداش میتونه امیر محمد رو بلند کنه یا نه ؟ حالا به آرزوت رسیدی ( لبخند )
داداش از بس گفتی نیمکت دیگه خودم خجالت کشیدم که چرا اون کامنتو گذاشتم ( شرمسار )

10 10 2009
مرضیه ( مینو )

راستی داداش نمیدونم تاثیر حرفای من بود یا واقعا هوا اونطوری بود . ولی در هر صورت ممنون . البته فکر نکنم بخاطر حرفای من بوده باشه

10 10 2009
مرضیه ( مینو )

آقا من نمیخواااااااااام . آقا تخته پاک کن من توی فوق برنامه چی کار میکنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هااااان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تخته پاک کن ، چجوری رفتی اونجااااااااااااااااااا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ معروف شدییییییییییییییییییی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ رفیق 5 سالتو ول کردی ؟
شوخی کردم . یه تخته پاک کن دارم فقط مال کلاس خودمونه . 5 ساله که دارمش ( نیشخند )

10 10 2009
فاطمه

ای داد ای بیداد
فدات بشم قربونت برم نکن جان من نکن این تن بمیره نکن عمو به خدا قلبم اومد تو دهنم اگه یه وقت خدایه نکرده زبونم لال یه چیزی بشه چه کار کنیم؟ به فکر ما هم باش. به خدا ما با این کارت نمیخندیم باور کن اشکم دراومد دیگه.چقدر دیگه باید بزنم تو سر و صورت خودم که باور کنی این کارت جز نگرانی برای ما هیچی نداره؟(گریه)
مگه مارو دوست نداری؟ پس چرا اشکمونو در میاری؟
نکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
برار جان اینقدر خودتو ننداز

10 10 2009
مرضیه ( مینو )

وای داداش داشتم سکته میکردم . گفتم همین الانه که جلوی جمع ضایع بشم ( بخاطر اون کامنت اموال عمومی ) وای خدا رو شکر . خدا رو شکر فقط به همون 2 3 تا قناعت کردین .(خجالت )

داداش احتیاجی نیست بگین کامنت ، بگین نظر یا بقول خودتون پیام . آخه «ن» کامنت درست تلفظ نمیشه .( خجالت )
شما هم که بند کفشتون رو میپیچونین . خوش به حال خودم که توی این کفشا راحت نیستم . به قول دوستم پام حالت خفقان میگیرتش ( خنده)

10 10 2009
فاطمه

لباست قشنگ بود(خوشتیپ خیلی بهت میومد فکر کنم اولین بار بود میپوشیدی مبارکه)- ناز کردن و باز شدن بند کفشت بامزه بود – لهجه امیر قشنگ بود – افتادنت خیلی خیلی خیلی خیلی بد بود-… دیگه…. الان یادم نمیاد.
برم بیرون شاید باز اومدم شایدم نیومدم
فعلا

10 10 2009
مرضیه ( مینو )

داداش خسته نباشی .
یه خسته نباشی جانانه از طرف من به عوامل ، مخصوصا امیر محمد بکن . ( از لحاظ جمله بندی درست بود ؟)
واقعا امروز عالی بود
ممنون

10 10 2009
فروغ

سلام عموجون…
عمو برنامه امروزتون خییییییییییییییییلیییییییییییییییی عالی بود مثل همیشه شاد و پرانرژی…عمو انرژی تونو حس میکردم…جوری که وقتی شعر میخوندین منم باهاتون بالاپایین میپریدم و میخوندم…
کلا خیلیییییییییی خوب بود…
دوستون دارم
التماس دعا
خداحافظ

10 10 2009
دریا

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام عموجون! چقدرتواین عکس خوش تیپ افتادین{مثل همیشه}! خاطره رو خیلی باحال تعریف کردین;مردم ازبس خندیدم اخی بمیرم واستون;حداقل جای شمارو عوض میکردن؟واسه امیروتهیه کننده اشکال نداره ولی قول بدین دیگه توپولوف سوارنشینا؟خیلی خطرداره عمو…………………………… تاشماازیه سفرباتوپولوف برگردین مانصفه عمرمیشیم!قول میدین؟

10 10 2009
farnaz

سلام عموی خودم سلام عموی گلم
خوبی عزیز دلم
ماشاالله ماشاالله به اینهمه انرژی عمو چکار کردی امروز توی برنامه سنگ تموم گذاشتی عمویی خیلی باحالی عموی منحصر به فردو خوش تیپ وخوشگل من… عمو چقدر این پیراهنت بهت میومد اینو همیشه پپوش خیلی خوشکل بود .عمویی دوست دارم نمیدونم بگم قد چی چون هیچ اندازه ای براش ندارم.

10 10 2009
معصومه

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
فکر نمی کردم بتونم دوباره اینجا کامنت بذارم وای خدااااااااااااااااا
من همون معصومه ی زمینی هستم مجبور شدم نامم رو عوض کنم تا بتونم اینجا کامنت بذارم

10 10 2009
farnaz

عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو برنامه ی امروز عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود دیگه نمی دونم چی بگم ان شاالله که همیشه سالم و سر حال باشی اینجوری برنامه اجرا کنی. دشت گل همتون درد نکنه ممنون.

10 10 2009
آغاز پایان

سلام نمیدونم اینجا چه خبر شده کامنت فیاضی رو هم نصفه نیمه خوندم امه هرچی هست خیر باشه
عمو از اول مهر تا حالا امروز تونستم برنامتون رو از ساعت 5 نگاه کنم
انقدر خوشحالم که نگو

10 10 2009
زهرا متقي

به نام خدا

سلام عموجون عزيزم الهي كه بميرم واقعا آدم نمي دونه چي بگه عموجون اميدوارم ديگه از اين اتفاقا براتون رخ نده .
عكس هم خيلي قشنگه ممنون كه گذاشتيد .
عمويي جونم دوستون دارم يك عالمه
راستي عمو برنامه عالي عالي بود حرف نداشت .
عمويي امير چقدر خوب ديالوگا رو مي گفت ماشالله بزنم به تخته.(تق تق )
عمو جونم دوستون دارم .
خدا پشت و پناهتون
تا بعد
.
.
.
بدرود

10 10 2009
آغاز پایان

از ديوانه اي پرسيدند: «چرا تو را به ديوانه خانه آورده اند؟»
ديوانه پاسخ داد: «من فكر مي كردم همه مردم دنيا ديوانه هستند و همه مردم دنيا هم فكر مي كردند من ديوانه ام.
بالاخره اكثريت برنده شدند!»

مردي بادكنك فروشي باز كرد، اما بعد ازمدتي ورشكست شد، چون بادكنك هايش را به شرط چاقو مي فروخت.

به یه نفر ميگن: با «حميد و فريد» جمله بساز. ميگه: شما با هميد؟ چند نفريد؟

به یه نفر ميگن: با «شيشه» جمله بساز،‌ ميگه: ساعت يك ربع به شيشه!

به یه نفر ميگن: با «عدس» جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي اَدست دلخور ميشم!

10 10 2009
آغاز پایان

عمو میگم یه کتاب از خاطراتتون بنویسید فروش میکنه ها

10 10 2009
آغاز پایان

نه خسته

10 10 2009
آغاز پایان

عمو میلمو خوندید؟
چیه اینجوری کامنت میدم که کامنت ام طولانی نشه
100 تا کاممنت میدم که باهم بشن یه دونه :)

10 10 2009
مائده

به نام خدا ….
سلامممممممممممممممممم عموی بهتر از جونم ….
الهی من فداتون بشم …. میدونید آجی پریسا چقده خوشحاله ؟؟؟ عموووووووووووو «پریسا کوچولو»
عمو … هزار بار این کلمرو پشت تلفن تکرار کرد ….
عمو اینا از طرف جفتاییمون هست یعنی هم من و هم پریسا ….
خسته نباشید …. خیلییییییییییی خوب بود …. عمو امیر خیلی با نمک شده بود … عمو … عمو …. چه جوری بگم خیلی ماهی …. عمو انقدر کیف میکنم اونجوری رمز گونه میگید کامنت گذاشتن …. {نیشخند} عمو ممنون که اسمایی که بهتون داده بود آجی پریسا رو خوندید …. عمو …. عمو …. نگاهتون به دوربین وقتی بند کفشتون رو میبستید چقدر مهربون بود … کاش بند کفشتون بودم …. بند کتونی هم نشدم ….{خنده}
عمو بیشتر از همه ی دنیا دوستتون دارم …. شعر هم درست خوندین … بله ام ….. عموعمو دوستت دارم درستشه ….{نیشخند}
عمو چرا انقدر لاغر شدید ؟ عمو نکنه ما خیلی وقتتون رو میگیریم بعد شما کم میخوابید بعد … الهی من بمیرم …(این فقط از طرف خودمه {نیشخند}) عمو پریسا خیلی ذوق زدس … مسوول خوابگاه دعواش کرد {ناراحت} آخه جیغ زده بود …. عمو منم انقدر بالا و پایین پریدم و جیغ زدم احتمالا امشب مدیر ساختمون به مامانم میگه …{خنده}
عمو امروز خیلی خوش حال شدم …. خیلی ….. شما دو تا از بهترین آجی هامو شاد کردین …. شما مهربون ترین آدم دنیا هستید …. خوشحالم تو این دنیا فقط یه عمو پورنگ هست که اونم عموی منه …. بهترین عموی دنیا …… ممنون … به خاطر همه چیز …. بیشتر از همه ی دنیا دوستتون دارممممممممممم ….
مائده و پریسا برای مهربون ترین عمو …..

10 10 2009
رامينا

سلام عموجون
برنامه تون مثه همیشه عالی بود……….عمو من اینجادوربین مخفی دارم…..همه اپاتون و مرضیه واسم اس ام اس میکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
عمو واسه همین چنددقیقه اومدن به نت چقدر لحظه شماری کردم وازدیروز نقشه هاکشیدم اما نمیدونم چرا الان که اومدم نمیتونم بنویسم…عموجون خیلییییییییییییییییییییییی دوستتون دارم
دست علی یارتون خدانگهدارتون

10 10 2009
آغاز پایان

عمو میگم دیگه تا 2 سال بعدجواب منو نمیدین مگه نه؟
روم زیاد شده آره؟

10 10 2009
مائده

سلام آجی شیوا …. ********* بزن بریم ….. کجا ؟ فرودگاه دیگه ….
من همش میخوام مهربون باشم … ولی خوب … آخه مگه ما چند تا عمو داریم …. پاشید بچه ها …. فردا همه فرودگاه دور هم جمع میشیم …. آجی فاطمه اسلحه ؟؟؟ فکر میکنی در این حد خشونت لازم میشه ؟؟؟ باشه …. اسلحه هم میبریم …{نیشخند}
آهان … راستی قبلشم آژانس هواپیمایی مربوطه رو با خاک یکسان میکنیم ….
فکر کنم این چند وقته فیلم خشن زیاد دیدم …. روم تاثیر گذاشت …. ولی جدا دلم از دستشون خیلی پره ….. باعث شدن به عموییم خوش نگذره …. {گریهههههه}

10 10 2009
شیرین

سلامممم عمو داریوش *:-)
عمووو وای چقدر خندیدم :-) الهی شیرین براتون بمیره …..اخه این چه جایی هستش که به عمو داریوش ما دادن :-(

عمو یه سوال :شما از دست من که ناراحت نیستید؟؟؟

10 10 2009
شیرین

عمووووو بابا لباس نو مبارک *:-) خیلی قشنگ بود خیلی خوش سلیقه ای عموووو
عمو خیلی بامزه شده بودی موقع بستن بند کفشتون ..و….عموووو منم مثل شما بند کفشمو میبندم دور پام(نیشخند)
عمو اون پسره چه ناز بوووووووود مثل ان شرلی بود عمو میدونی اینایی که موهاشون این رنگیه نسلشون داره منقزض میشه!!!(به خدا تلویزیون گفت)
.
ممنون *اغاز پایان*جوکات خیلی باحاله

10 10 2009
مرضیه ( مینو )

سلام
اِ اِ اِ اِ آجی رامینا بلاخره اومدی ؟
بابا چرا گفتی دوربین مخفی داری ؟ ( نیشخند ) میگن مامور مخفی ، نه دوربین مخفی

راستی داداش آجی فاطمه راست میگه ها اااا . ناز کردنتون خیلی قشنگه اما افتادنتون …. نه .
داداش بجای افتادن ، ناز کن ( لبخند )

10 10 2009
سمیرا فکور

سلام عمو جون فقط میگم خسته نباشید راستی برنامه امروزم خیلی عالی بود

10 10 2009
شیرین

عمو داریوش
نمیگی برنده خوش شانس مسابقه پورنگ چه کسی هستش؟؟؟؟؟؟؟

10 10 2009
شیرین

ابجی مائده من پایم
من هفتیر مو مییارم بریم دعوا

10 10 2009
محدثه

سلام عمو جون
خسته نباشید
اول اینکه اجرای امروزتون خیلی عالی بود . مث همیشه
بعدشم خواستم بگم بمریم الهی واسه این شانستون
به به عجب جایی افتادید هاااااااااااااااااااااااااا
ولی خدایش امیر خوب تیکه ای پروندهاااااااااااااااا من که حسابی کیف کردم ……..
از طرف من لپش رو بکشید و بگید الهی آبجی قربونت بره (واااااااا عمو جان شماکه دختر نیستید،من قربونش برم )
چون خواستید کوتاه بنویسیم منم میگم

خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداحـــــــــــــــــــــــــــــــــــــافــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــظ
.
.
دوستتون داریم
چهارتا آبجیها

10 10 2009
کوثر

سلام..عجب کی اومدید تبریز…؟کاش می فهمیدم میومدم دیدنتون!حیف!اشکال نداره سفر بعدی.کجا برنامه داشتید؟
بزار ببینم 4 مهر کجا بودم؟
آها دانشگاه بودم…خب مسئله ای نبود می شد دانشگاه رو دودره کرد…گفتم شاید جای مهمتری بودم.در هر صورت این دفعه تشریف آوردید با توپولوف نیاید که ما هیچ گونه مسئولیتی رو در قبال سقوط آزاد…هوای نامطبوع و این حرفا رو به عهده نمی گیریم.

10 10 2009
شیرین

عمووووووو یه اتفاق بد
عمو روز 4شنبه برنامه داری؟عموووو اخه وفات حضرت امام جعفر صادقه :-(
عمو یعنی برنامه نداری!!(گریههههههه)
عمو تورو خدا بگو
عمو میشه برنامه داشته باشی….عموووووو بگو دیگه
عمو تورو خدا برنامه داشته باش دیگه

10 10 2009
مهنازبابا

آخ عمو خوش به حالت ، چقدر خوش عکسیا . با اینکه اون روز گفتی حسودی بده ولی چکار کنم دیگه (می زنم به تخته تا چشم نخورید ) .
چه جاهای خوبی می رید کم کم باید یه کتاب به نام عمو پورنگ و دور دنیا بنویسید .
عمو دوستت دارم .مواظب خودت باش یه وقت سرما نخوری .اگه میشه اسم فاطمه ،
محمد حسین ،مهشید و میثم را جزو بچه های خوب بخوانید .

10 10 2009
آغاز پایان

در حد بوندسلیگا زرنگی عمو

10 10 2009
سیمین

سلام عمو جونم خوبی چرا دل منو از اینی که هست بدتر خون میکنی به خدا خیلی ناراحت شدم وقتی اومدین و من حتی ندونستم کجا دعوتتون کرده بون اخه چرا وقتی میخواین بیاین یه خبری نمیکنین میترسین بیایم اونجا اذیتتون کنیم عمو من خودم به شخصه قسم میخورم هیچوقت این کار و نمیکنم به کسی هم اجازه نمیدم اینکارو بکنه عمو تورو خدا این بار که انشا…اومدین بگین باشه؟ دوستون دارم

10 10 2009
آغاز پایان

میگم عمو امروز که توی برنامه خدایی نکرده بلایی سرتون نیومد ؟ اومد؟
من از نصفه های برنامه دیدم مثل اینکه چیزی نشده بود
خداروشکر که سالمید سالمید

10 10 2009
مينا_خاله تينا رادفرنژاد

به نام خدا
سلام آقاي فرضيايي من همچنان به نوشتن پيام هاي خواهرزادم ادامه ميدم .الان پشت تلفنه و ميخواد كه من براي شما بنويسم از دست اين خواهرزاده ها كه نميشه بهشون نه گفت خوب بااجازتون و از من خدانگهدار.
تينا:
به نام خدا
عمويي جونم سلام خسته نباشيد .برنامه امروزتون فوق العاده بود محشر بود عمويي.عمو جون جونم ممنونم كه شعر هديه را خوندين خيلي شارژم كرد و ممنونم كه اسم هانيه جون را خوندين دستتون درد نكنه .راستي موضوع فوق العاده اي هم داشتيد .بـــــــــــــــازم ممنونم.راستي عمويي چقدر لباستون بهتون امده بود خيلي خوشگل بود.عموجون جونم شنبه ها برنامتون حال و هواي قديم را داره كه تنها با امير محمد اجرا ميكردين آخي يادش بخير اما جاي سهند و متين هم سبز بود ها عمويي.راستي عمويي من انشا فوق برنامه را نوشتم اما تا اجازه ندين من اينجا نمينويسم عموي اجازه ميخوام عمويي آيا اجازه ميدهيد من انشا را براتون اين جا بنويسم اجازه ميدهيد آيا؟؟؟(عمويي با لحن بچه گونه بخونيد)(نيشخند)
عمويي خيلي دلم براتون تنگ شده وقتي نميام دست نوشت احساس ميكنم خيلي ازتون دور شدم .
عمويي بيشتر ازين نميخوام وقت شما را و با خاله جونم را بگيرم . ببخشيد .اما امروز معركه بودين عمويي جونم.
عمويي جون جونم خيلي دوست دارم .مراقب خودت باش عمويي باشه .
التماس دعا .
(برادرزادتون)

10 10 2009
دریا

سلام عمو خوبید؟قربون عموی خوش تیپم برم!عمویی خیییییییییلی لباستون بهتون میومد!هزار ماشالله!
آغاز پایان من پرسیدم از بابام این موضوع ها رو گفت:»داستان سیمرغ عطار » و «طوطی و بازرگان مولوی»(خیلی تعریف کرد و گفت خلاصه می خواد بگه آدم باید برای رسیدن به هدفاش باید از بضی تعلقات دنیویش بزنه و … بیشتر اگه خواستی بگو تا بگم) و شیخ صنعان منطق الطیر عطار (نقش خیلی داره ولی عاشقانه هست و خیلی قشنگ و سنگینه ولی) ببخشید اگه راهنمایی بیشتر خواستی بیا وبم.ببخشید امیدوارم مفید باشه برات عزیزم.

10 10 2009
مرضیه ( مینو )

* آجی فاطمه ، اینم از نمای نزدیک خرسیم .
1- عروسکای بیرون پُرز فرش توش نمیکنن .
2- اینهمه سفت هم درست نمیکنن .
3- یه نگاهی به گوشاش بکن ، کجه . ( البته تو سرش زدم که گرد و خاکش بره . اما اگه گوششو اینور و اونور بکنی یه خورده درست میشه )
4- یه نگاه به دستاش بکن . یکیش قوس بیشتری داره .
5-نوک پاهاش هم یه دقتی بکن . یه خورده بزرگ و کوچیک میزنن
6- کسی زنگوله به خرس وصل نمیکنه . اونم زنگوله ی یه بَبَعی
7- اون گردنبند مروارید هم خودم تو گردنش انداختم سوغات مکه هستش . مامانمینا بهم دادن
( داداش : اینهمه گفتی که این مورد آخری رو بگی ؟) ( خجالت )
8- یه نگاهی به جنس خز خرسه هم بکن .خز سرش با تنش فرق میکنه ( نیشخند )
( آجی فاطمه : من که چیزی نگفتم که تو اینهمه گفتی )

10 10 2009
دریا

الهی بمیرم عمو براتون!
عمووووووو
راستی عمویی وقت مسابقه عکستون تموم شد؟من تو آپ قبلیتون داده بودم امیدوارم دیر نکرده باشم.

10 10 2009
زينب صائمی

خيلي با مزه بود…. :-))

10 10 2009
مرضیه ( مینو )

آقا منم کلانشیکف و آر پی جی ( این آخریه درست گفتم ؟) میارم . نارنجک چی ؟؟؟؟ میخواین ؟
( فکر نکنم آر پی جی رو گفته باشم )
آقا تیر و کمون جومونگ هم میارم . اصلا میرم کره ی جنوبی استاد موپالمو رو میارم واسه هممون یه سلاح بسازه شماها فقط لب تر تا من بهش بگم و اون هم الساعه تحویلتون بده

10 10 2009
رویا ارام فر

سلام سلام سلام عمو خیلی بد شانسی اوردین کلی خندیدم خیلی با مزه بود الهی امیر دیگه به حرف اومده
*مرضیه *جونم دیشب اومدم بهت بگم با شما بودم که کارتم تموم شد بعد با گوشیم اومدم هر کاری کردم کامنت نذاشت بعد صبح زود اومد کامنت نمیتونستم بذازم خلاصه تا الان راستی کامنتت رو دیدم ببخشید که اپم باعث شده نتونی شام بخوری اونقدرم حال بهم زن نیست هست ؟! بامزه است ! نمیدونم
*فاطمه*جونم تو وبلاگم کامنتت رو دیدم چشم حتما» مزاحمت میشم

10 10 2009
رویا ارام فر

راستی عمو امروز چهره ی شما رو کشیدم دماغ و دهن و چشم و ابرو عین خودتونه ولی فرم چهره شبیه دوران 13,14 سالگیتونه D:

10 10 2009
مشکات

سلا م سلام صد تا سلام… نه هز ار تا سلام…. نه شونصد تا سلام… به عمو ی ناز نازی خودم ……….خوبی عمو داریوشم ؟مامان فاطمت خوبه ؟ عمو من الان یکی دو ساعته که از ابیک رسیدم ……..عمو خیلی خستم اما با این حال اومدم وبلاگتون تا یه عرضه ادبی داشته باشم ……….
عمو راستی این ماجرای توپولوف و صندلی اخر چه قذه با نمک بود عمو کلی خندیدم دستت درد نکنه گلم عمو تا این پست جدیدتون رو خوندم کلی خستگی امروز و ابیک از تنم رفت ……..دستت درد نکنه بهترین عمو ی دنیا بازم از این خاطره ها بگو برامون ……… عمو راستی بابای منم یه دفعه همین مشکل شما و امیر محمد واسش پیش اومده بود تو ی هواپیما ………وقتی که برای ماموریت رفته بود توی هواپیمای توپولوف صندلی اخر بهش رسیده بود بابام هم کلی شاکی بود …………یه هو یاده بابام افتادم ……..
عمو راستی برنامه ی امروز رو که من ندیدم ابیک بودم اما به دوستم سپردم اون دیده حالا ازش می پرسم چطور بود ؟عمو یی جونم واسه ی من که نمی تونم شنبه و دوشنبه ها برنامتون رو ببینم هیچ فکری نکردی گلم ؟عمو من امروز همش فکر و ذهنم تو ی کلاس به شما و برنامه بود ……….. آخ که چقذه سخته ندیدن شما …….

10 10 2009
مشکات

عمو یی راستی دیشب منو سرکار گذاشتی گلم ؟عمو آخه دیشب به من گفتی پست جدید رو حتما بخون و انجامش بده سریع …………عمو من از ابیک امروز تا برسم تهران کلی داشتم فکر میکردم که عمو از من میخواد چه کاری رو انجام بدم ……..عمو حالا که اومدم پست جدیدتون رو کامل میخونم می بینم که عمو سرکارم گذاشتید ها ………عمو داشتیم …………عمو چه کا ری رو باید انجام بدم سریع ؟لطفا بهم بگو گلم ؟نکنه باید توپولوف سوار شم عمو نه ؟بگو دیگه مهربون ……..

10 10 2009
مشکات

سلام به ابجی مرضیه (مینو ) حالت خوبه ابجی …….مرسی از اینکه بهم گفتی برنامه رو ظبط میکنی اما اگه میشد یه جورایی برام میذاشتیش خیلی خوب بود ……….راستی مرضیه جان از عمو داریوش بپرس شاید بتونه لینک دانلودش رو توی وبلاگش بذاره ………
بازم ممنون ابجی از معرفتت ……
مشکات ((((((دوست تو ))))))

10 10 2009
رویا ارام فر

عمو چرا؟ میشه بگید چرا نذاره ؟ فاطمه جونم اصلا» نمیخوام تازه من ایمیلم رو بذارم عمو بازم پاک میکنه

10 10 2009
پــــرتو

عجب اپی کرده بودین من که مُردم از خنده یعنی واقعا شما رو کنار دستشویی نشوندن دروغ میگین اخه معروفی گفتن مشهوری گفتن عمو من تاحالا 1000 بار سوار هواپیما شدم ولی یک بارم من رو کنار دستشویی ننشوندن اخه عمو من دکترم تهرانی هستن بعد منم کرمان هستم دیگه مجبورم بخاطره پاهام همش برم تهران
____________________________________________________________________
عمو امروز برنامتون خیلی خیلی کم بود اُه تایی میشینیم برنامتون رو نگاه کنیم برنامتون تموم میشه بیشتر برنامتون رو هم کارتون می زارید خوب عمو من 10 بار بهتون بگم کارتون نمی خوایم خودتون رو می خوایم عمو بزنم به تخته امروز خوشتیپ شده بودین ها همیشه از لباس خشگلاتون رو بپوشید ،چقدر این بچه ها تو برنامتون جیغ میزنن من که گوشام کر شد چه برسه به شما که اونجایید

10 10 2009
رویا ارام فر

عمو حالا من هی خودم و بزنم به اون راه ولی دیگه ناراحت شدم خداحافظ

10 10 2009
نیوشا و پارمیدا

سلام عمو پورنگ

10 10 2009
مشکات

عمو جونم خیلی دوستت دارم گلم ………یادت نره جوابم رو بدی که باید چه کاری رو انجام بدم سریع ؟
حتمی عمو پشیمون شدی با خودت گفتی این دختره مشکات هیچ کاری ازش بر نمیاد اره عمو ؟ (خنده )
عمو من امروز خیلی تو ی انشگاه خسته شدم دیگه با اجازتون میرم ………مواظب خودت با ش مهربون ………
عمو داریوشم شبت بخیر باشه گلم ………امیدوارم امشب هم خواب های شکلاتی ببینی عزیزم …………
و اینو همیشه یادت باشه عمو داریوشم که مشکات شما رو بیست و یکی دوست داره 20 تا به خاطره 20 بودنت و یکی هم به خاطره تک بودنت ………..
عاشقتم عسلم ………..
می سپارمت به خدا …………
مشکات ((((((((همیشه به یاد و دعا گو ی عمو داریوشش )))))))

10 10 2009
مشکات

اخ عمو ببخشید دانشگاه رو اشتباه نوشتم حرف د رو جا انداختم (خنده )
عمو یی جونم شب بخیر بای بای فعلا ……..

10 10 2009
مرضیه ( مینو )

ایـــــــــــــــــــــــــــمیـــــــــــــــــــــــــــــل
( داداش : یه مدت از دست این دختره راحت بودما باز هم اومد )

10 10 2009
محدثه

سلام
همین جوری واسه شمادرست کردم
عجب آدمی هستم من،روی عکسهای شما فتوشاپ تمرین می کنم !!!!!!!!!

ببخشید………
دلم برای دفتر مشقای بچگیم تنگ شده(گریه زار زار)

10 10 2009
رویا

سلام عمو
خوبین؟؟؟
برنامتون خیلی قشنگ بود همین که شروع شد داریوش اومد پرید تو بغلم وبه امیر محمد هم میگفت داداشی داداشی این قدر ((دون دون بارون ))رو دو دوست داره که خدا میدونه…

10 10 2009
??

سلام
فاطمه*من به وي ويو سرزدم پيامت رو خوندم اون لينك ها رو هم ديدم. ايندفعه يه راه حل آسون بهت ميدم كه بتوني از وي ويو خارج بشي.اگر بلدي همه ي آدرس ها رو از بوك مارك كامپيوترت پاك كن.اينطوري كه بالاي همين صفحه اينترنتي برو
Tools
internet options
clear history
ok
اينطوري آدرس همه جاهايي كه بهشون سرزدي از روي بوك مارك كامپيوتر پاك ميشه.حالا كه اينا رو انجام دادي ديگه هيچ آدرسي توي صفحه اينترنتت نمي مونه كامپيوترت رو رستارت كن يا روشن خاموشش كن حالا دوباره آدرس وي ويو رو بنويس و برو تو وي ويو اين دفعه ديگه حتما مشكلت حل ميشه.موقع ورود هم اون تيك كنار جمله»مرا به ياد داشته باش «رو بزن كه ديگه موقع وارد شدن به وي ويو مشكلي نداشته باشي.
اگرم مشكلت حل نشد با يه مرورگر ديگه برو وي ويو.بچه ها ***اينو دارم به همتون ميگم:اين سيستم وي ويو طوريه كه با مرورگر «اپرا» و مرورگر»فايرفاكس»راحت تر و زودتر باز ميشه.***
فاطمه جان عزيزم اين باربا اين راه حل هايي كه بهت گفتم حتما مشكلت حل ميشه اگر نشد بيا به خودم بگو من اين دفعه اين وي ويو رو خودم با دستاي خودم هكش مي كنم.

10 10 2009
معصومه ی زمینی

به نام خدا
حاجی نازنینم سلام
یا شاید هم بهتر بگم آنکور نازنینم سلام
ANCOR یه اصطلاح روانشناسیه که به معنی برانگیزاننده روحیه و شما هم برای ما یا حداقل برای من که اینجوری هستین همیشه بهترین و شیرین ترین و شادترین لحظات زندگیم رو شما رقم زدید.
حاجی ممنون یه دنیا تشکر برای برنامه عالی عالی عالی که امروز بهمون هدیه کردید اگر بدونید من بیچاره چه حال بدی داشتم امروز هر چی میومدم اینجام کامنت بذارم نمی شد دچار افسردگی شده بود اما باز هم شما بودید که تونستید دوباره شادی رو بهم هدیه کنید.
ممنون از الطاف بی پایانتون
دوستدار ابدیتان معصومه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آجی سحر عزیز و مسافرم سلام
گلم گفتم شاید اینجا زودتر مطلبم رو بخونی تا بخوام برات ایمیل بذارم پس همین جا می گم.
آجی گفته بودم که دانشگاهم از ترم بهمن شروع میشه اما امروز از دانشگاه زنگ زدن گفتن بیا کلاسات شروع شدن من هم هیچکار نکرده اصلا نمی دونم چکار دارم می کنم و چه جور وسایلم رو جمع کردم.
آجی همش دارم دعا می کنم فردا برم و برگردم وای آجی برام دعا کن همش ناراحتم که نتونم برنامه های عمو رو ببینم(گریه)حالا ببینیم فردا چی میشه هر چی شد رو در اولین فرصت به اطلاعت آجی گلم می رسونم.
آجی خیلی دلم برات تنگ شده روی ماهت رو می بوسم مواظب خودت باش.
همیشه به یادتم آجی معصومه

10 10 2009
رویا

دایی این روزا نیمکت بغل دستیم شده دفتر خوشنویسی من دلم واسه خوشنویسی تنگ شده اما کو وقت…؟
این قدر تا حالا ی روش نوشتم البته نترسین صندلی ها طوریه که خراب و کثیف نمیشه و با دست کشیدن پاک .
نمی دونم میتونم بازم ازتون دعا بخوام یا نه صدای داداشیم که فعلا شبیه خروس شده اما به لطف دعاهاتون بهتره…
اگه دعا میکنین یه دنیا ممنون
خدا همیشه مواظب و نگران تمام بنده هاش هست ای کاش ما هم نگرانش باشیم

10 10 2009
معصومه

به نام خدا
حاجی نازنینم سلام
یا شاید هم بهتر بگم آنکور نازنینم سلام
ANCOR یه اصطلاح روانشناسیه که به معنی برانگیزاننده روحیه و شما هم برای ما یا حداقل برای من که اینجوری هستین همیشه بهترین و شیرین ترین و شادترین لحظات زندگیم رو شما رقم زدید.
حاجی ممنون یه دنیا تشکر برای برنامه عالی عالی عالی که امروز بهمون هدیه کردید اگر بدونید من بیچاره چه حال بدی داشتم امروز هر چی میومدم اینجام کامنت بذارم نمی شد دچار افسردگی شده بود اما باز هم شما بودید که تونستید دوباره شادی رو بهم هدیه کنید.
ممنون از الطاف بی پایانتون
دوستدار ابدیتان معصومه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آجی سحر عزیز و مسافرم سلام
گلم گفتم شاید اینجا زودتر مطلبم رو بخونی تا بخوام برات ایمیل بذارم پس همین جا می گم.
آجی گفته بودم که دانشگاهم از ترم بهمن شروع میشه اما امروز از دانشگاه زنگ زدن گفتن بیا کلاسات شروع شدن من هم هیچکار نکرده اصلا نمی دونم چکار دارم می کنم و چه جور وسایلم رو جمع کردم.
آجی همش دارم دعا می کنم فردا برم و برگردم وای آجی برام دعا کن همش ناراحتم که نتونم برنامه های عمو رو ببینم(گریه)حالا ببینیم فردا چی میشه هر چی شد رو در اولین فرصت به اطلاعت آجی گلم می رسونم.
آجی خیلی دلم برات تنگ شده روی ماهت رو می بوسم مواظب خودت باش.
همیشه به یادتم آجی معصومه

10 10 2009
مریم

من شبو دوست دارم !
شب و خوب میشناسمش
من و شب قصه داریم واسه هم
من و شب پشت سر روز میشینیم حرف می زنیم
من و شب واسه هم شعر می خونیم
با هم آروم میگیریم
من و شب خلوتمون مقدسه
من وشب خلوتمون ، خلوت قلب و نفسه
خلوت دو همنوای بی کسه
که به اندازه زندگی به هم محتاجن
شب منو دوست داره !
من که عاقلا ازم فراری ان
من که دیوونه واژه بافی ام
واسه ی شب کافی ام.
وقتی آفتاب می زنه من کمم واسه روز
من همیشه کم بودم
من و روز همو هیچ دوست نداریم !
من و روز منتظر یه فرصتیم سر به سر هم بذاریم
تا که این خورشی تکراری ی لعنتی بره
من و شب خوب می دونیم
ما رو هیچ کس نمی خواد
وقتی خورشید سره
هر کی با روز بده
مایه ی درد سره
(آقای محمد صالح اعلاء)
قشنگه نه؟

10 10 2009
مریم

بنام خدا
سلام سلام عمو جون خسته نباشید خوبید؟ معلومه (چشمک)
سلام سلام سلام سلاممممممممممممممممم به همه آجی های گلم به داداش های گلم
خوبید همه گی؟ (بلهههههههههههه) خب خدارو شکر خدارو 100 هزار مرتبه شکر.
عمو داشتیم ؟اینجوری آدمو بیدار میکنند حالا دیگه می زنید تو سرم؟ هزار ماشاالله هم که چه دست های سنگینی داریداااا
سرم درد گرفت (نیشخند) عمو جون بالا رفتم ابر بود پایین اومدیم آب بود هر چی دیدم خواب بود(لبخند)
اگه می خواین بیدارم کنید خب یکم آرومتر با نوازش نه اینکه بزنید تو سرم بگید پشو دختر دیر شد دیگه مگه نمی خوای ببینی؟ ( البته خواب دیدما )ولی خوب شد که به موقع بیدارم
کردید وگر نه خواب می موندم و برنامه به این قشنگی رو از دست می دادم . تو سری خوردنه جواب داد خوبه. فقط یکم آروم تر بزنید بد نیست.(نیشخند)
برنامه تون 20 ،20 بود نه یه 20 صد آفرین بود. گل کاشتید مثل همیشه.
وقتی داشتید ایمیلا رو می خوندید ایمیل مریم کوچولو رو مامانم گفت تو نوشتی براشون ؟ گفتم نه بابا (آخه من نبودم که)
عمویی جونم نمره شما و امیرمحمد همیشه 20 ، 20هست همراه با یه هزار آفرین.
دیشب عمویی چه مهمونی خوبی بود خیلی خوش گذشت ولی حیف که جای بعضی از بچه ها خالی بود.
من که تا صبح از خستگی خوابم نبرد آخر هم با چشمای خواب آلود و کلی خستگی رفتم سر کار ولی وقتی شور و شوق بچه ها
رو دیدم کلی انرژی گرفتم و از خواب پریدم.(نیشخند)
هزار ماشاالله به این پسرها چقدره شیطون هستند (عمویی شما هم دوران دبستان انقدر شیطون بودید؟)البته نه شما که گفته بودید
ساکت و آروم بودید نمی زدید ولی بیشتر می خوردید(خنده)
وای وای ولی اینا همدیگه رو می زدند ، کشتی می گرفتند منم که حساس وبا روحیه ام این چیزا سازگاری نداشت سرشون داد زدم(شرمنده)
ولی داشتند همدیگه رو بد جوری می زدند گاهی داد و بیداد برای این جور
شیطنت های بچه ها ، برای جلوگیری از یه سری مسائل لازمه مگه نه؟
—————————————————————————–
عمو جون راستی من که تا حالا هواپیما سوار نشدم (نخندینا) خب می ترسم دیگه بمیرما هیچ وقت سوار نمیشم.اونم از نوع توپولوف
اون آقاهه بی چاره چه می دونسته که یه روزی هواپیماهاش این طوری سقوط میکنند وگرنه هیچ وقت نمی ساخت.(نیشخند)
—————————————————
***آبجی نرگس جونم سلام عزیزم*** فدات شم اونوقته که حق به حق دار میرسه اصلا ما باید به همدیگه حق بدیم (چشمک)دوست دارم.

***دختر خنده روی عمویی سلام*** چقدر تو با مزه می نویسی خودت میگی و به جای عمو جواب میدی خیلی باحالی این طوری خوبه.

***مبینا جان سلام*** من یه اشتباهی کردم پشیمونم شدم معذرت خواهی هم کردم حالا نمی گم که مستقیما به من میگی اما …اما با حرفت موافقم.راست میگی .

***آبجی فاطمه سلام***زبل خوان شدیا (لبخند) فدات شم ما چقدر بگیم عمو جون خودتو ننداز گوش نمیکنه که تا ما رو خدایی نکرده سکته نده که ول کن نیست. (چشمک)

فدای همتون.دوستون دارم.(بوس بوس)
———————————————————-
عمو جون مزاحمتون نمیشم . خیلی خوابم میاد شما هم تا دیر وقت بیدار نشینیدا ااااااااااااااا
به قول مامانم پیری زود رس میاره مثل من میشینا تو سن 20 سالگی صورتم لطافتشو به خاطر شب بیداری از دست داده(ناراحت)
ولی خدا رو شکر نیست که کوچولوموچولو هستم زیاد نشون نمیده (نیشخند)
خوابای خوشی ببینید
شبتون قشنگ.
خدانگهدارتون.

10 10 2009
مریم

آجی مائده گلم سلام فدات شم
دیشب جات خیلی خالی بود مهمونی خوبی بود .
مائده یادته اون روزا که بی خوابی زده بود به سرمون و برا هم با کامنت حرف می زدیم می گفتیم که کاشکی هم عمویی اینجا بود کاشکی جواب مونو میداد. حالا دیشب جمع همه جمع بود دسته گلمون که تو باشی کم بود.
ولی هر لحظه به یادت بودم . البته ما هم که حرفی نمی زدیم با عمو من یکی که دیگه می ترسیدم (نیشخند) فقط با مبینا و ژاله عمو هم این وسط هی کامنتهای ما رو تایید میکرد نمی دونم تا کی بیدار بود فکر کنم همون موقع که من دیگه رفتم من تا 2:30 دقیقه تو نت بودم چشمام دیگه داشت باباقوری میدید منم چشمام ضعیف دیگه داشت می سوخت یکی نبود بگه دختر این چه کاریه با خودت می کنی ! خلاصه آخر هم خوابم نبرد که تا الان هم بیدارم دروغ نگم بعد از ظهر که برگشم یه 1 ساعتی به قول بابام (خواب خرگوشی ) خوابیدم اما نمی دونم چرا گوشیم زنگ نخورد . مائده باورت نمیشه همین که خواب بودما عمو رودیدم که اومد زد تو سرم گفت پشو دختر دیر شد دیگه مگه نمی خوای ببینی؟ از خواب پریدم هزار ماشاالله چه دست های سنگینی هم داره ها(نیشخند) سرم درد گرفت(گریه) نه بابا شوخی کردم درد نگرفت اون تو خواب بود ولی خدایی چه دست های سنگینی داره .
از عمو کتک نخورده بودم که تو خواب خوردم (نیشخند)
اگه ما بهونه می گیریم برای این هست که عمو رو دوست داریم برای این هست که دوست داریم همون جوری که ما باهاش حرف می زنیم با ما هم حرف بزنه ولی باید به قول مبینا به عمو حق بدیم. نباید بذاریم که عمو ما رو تنها بذاره و بره با این بهونه گیری های ما . ولی عمو شما هم باید بگذاری به حساب علاقه مون به شما .
خیلی از این خبرت ناراحت شدم چرا؟ چرا نمیای؟(گریه)دلمون برات تنگ میشه آخه چرا؟(گریه)
راست میگی ما همیشه سکوت کردیم پس باید بنویسیم می نویسم. اما از گفتن حرفام واهمه دارم می ترسم عمو اصلا به حرفام گوش نکنه و بگذره . عیب نداره منی که 8 سال سکوت کرم پس می تونم تا آخر عمرم هم سکوت کنم.
دوست دارم خیلی زیاد خیلی هم دلت بخواد(نیشخند) میشه نری و باشی و بمونی آخه چرا نمی خوای بیای؟
دلم گرفت خیلی ناراحت شدم.(گریه)
راستی مائده جون راجع به اون( مریم کوچولو) من از این شانس ها ندارم خیالت راحت.
خیلی دوست دارم .
مراقب خودتو مهربونی هات باش.
شبت بخیر خدانگهدار.

10 10 2009
مریم

مائده جون نمی دونم چرا انقدر حرفام برای تو طولانی میشه.
ببخشید که چشماتو خسته میکنم.
بازم اینجا هم طولانی شد.
عیب نداره حرفه دیگه(چشمک)
بوس بوس

10 10 2009
رویا ارام فر

سلام
من با شما قهرم و ناراحتم!

*فاطمه *جونم من شما رو ادد کردم اما امروز نیگا کردم جواب ندادی یعنی انگار هنوز ان نکردی تو ریکواست بودی okکن

10 10 2009
مریم

یه هدیه کوچولو
عمو شما آنلاین هستید
خسته نباشید واقعا
جدی خسته نیستید؟
چشماتون درد میگیره هاااااااا

10 10 2009
دریا

ابجی سولماز ممنونم اگه بدونی چه قدر دعات کردم خییییییییلی خوشحال شدم که پست تصویری عمو رو دیدم.ممنونم خییییییییلی ممنونم ابجی جون.مواظب خودت باش

10 10 2009
دریا

عمو جون حتما به امیر محمد سلام منو برسونید و بگید که مامان بزرگم خییییییییلی دوسش داره.اگه بتوه برنامه رو نگاه می کنه و قربون صدقش می ره (عمو:خوبه دیگه خانوادگی نگاه می کنید.) با اجازتون تازه دختر خالم که درسش تموم شده هرروز با خالم می شینه تماشا می کنه. دختر خالم هم امیر محمدو خییلی دوست داره.
منم همین طور منم دوسش دارم .عمو جون اگه یه وقت سوالی چیزی داشت حتما ازم بپرسه مخصوصا درباره کتاب های کمک اموزشی بالاخره پارسال من و دوستام تمام کتابای خوب رو شناسایی کردیم.عمو مردیم خیییییلی سخت بود ولی سال خوبی بود کلا. بهش حتما حتما بگید کتاب «2000 تست انتشارات مبتکران نوشته محمد حسین کاهه «رو بخره برای 3 سال راهنمایی هست ولی به درد بچه های سوم بیشتر از همه می خوره.خیلی سوالاش خوبه.عمو از نون شب براش واجب تره.

10 10 2009
شیرین

عمویی شبت بخیر خوبای خوب خوب ببینی *:-)

10 10 2009
شیرین

عمویی شبت بخیر خوابای خوب خوب ببینی *:-)

10 10 2009
امین فرزامی

سلام
وااااااای عمو اینم خاطره است که شما تعریف میکنید؟
عموخیلی ببخشید شرمنده ، این پستتون حالگیره
راستی لباس نو مبارک
شما رنگ زرد و نارنجی رو خیلی دوست دارید نه!!!!!

10 10 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
سلام عمو
سلام دوستان گلم
بعد از فراموشي مشكلي كه پيش اومده بود و اعصاب ما رو به هم ريخت اومدم جواب محبتاتونو بدم
اول از همه
«ژاله» عزيز وقتي بهت اون حرفو زدم احساس كردم يه خورده ناراحت شدي، اينجا جلوي عمو مي گم تا اگه اشتباه برداشت كردي حل بشه، بهم گفتي خوشحال شدم وقتي ديدم عمو جوابتو داده و خيالت راحت شده، بهت گفتم برام مهم نبود كه اين كار رو بكنن؛ منظورم اين بود كه من كاملا قانع شدم كه نبايد انتظار جواب از عمو داشته باشم، من يه دانشجو تو تموم كارهام موندم، عمو كه هم مجرين هم وبلاگ نويس هم عمو و هم…؛ والا حق با شماست ، حرفاي عمو واقعا آرومم كرد، و باعث شد از اشتباه اون دوست كاملا چشم پوشي كنم، خط به خط اون جواب برام درس بزرگي بود
عمويي، بازم ازتون ممنونم، جوابتون باعث شد خيالم از خيلي چيزها راحت بشه، يه چيز مي گم زياد گوش ندين، من هيچ وقت ازتون انتظار جواب ندارم، اگه يه روز دوست داشتين جوابمو بدين خوشحال مي شم اما اگه جواب ندين اصلا ناراحت نميشم، چون همون جواب ديشبتون كلي ارزش داشت، اما نمي دونم چرا نمي تونم مثل شما آدمها رو واگذار كنم به خدا، شايد چون مي ترسم، شايد بهتر باشه تو همين دنيا از خير اشتباهاتشون بگذريم، هر چند خيلي سخته،
دوست داشتين جوابمو هر از گاهي بدين ناراحت نميشم ها!
ضمنا بابت تاييد صحبتهام هم ممنونم ، درس پس دادنه ديگه
«مهر فروتن» چرا همون خانم بهتر باشه؟، جوابمو به خانم عباسي بخون چون بي ربط به شما هم نيست، اما من از دستتون ناراحتم ، خوب مي خواين چيكار كنين؟!
«فروغ» بابا، حالا كه ناراحت نمي شينو اين قدر با محبتين، محبت كنيد همون مربا رو بده بابا….. ديگه اين بار قول مي دم شاكي ميشين! شوخي كردم، اين هم يه روش احوال پرسيه ديگه
«فاطمه»جان ، كمك، من از ساعت 5 ديگه برنامه رو نديدم، برام تعريف مي كنين؟
«نسترن» جان مي بيني؟، شما كه خبر داري، بهم حق بده، جريان حرفاي اون آدم مثل جريان آش نخورده و دهن سوخته است
«بهار» جان از محبتت ممنونم، اما يه چيز بگم نمي خندي؟، از كدوم روز؟ جريان كامنتي كه تو سنگ صبور ديدي چيه؟ مطمئن نيستم هر دومون يه چيزو ديده باشيم، اين حرفا تو وي ويوي خودم بهم گفته شده بود، (نمي خواد بگي چي بوده كامنت)
«خانم عباسي» الان چه حسي دارين؟، دلتون خنك شد؟ همينو مي خواستين؟، خيلي از دستتون ناراحتم، آخه از صبح در به در اين آسايشگاه و اون آسايشگاه، هيچ جا قبولم نمي كنن، مي گن سنت زياده، همش تقصير شماست كه هي گفتي ..خانم فياضي، مهر فروتن هم از شما ياد گرفت، عمو هم ادامه داد
بابا ايها ناس من فياضي خالييم، باور كنيد اون قدر كه فكر مي كنيد … (تعريف از خود نباشه!) نيستم كه بخواين خانم صدام كنيد
عمو، خوبه منم بگم، آقاي عمو، يا بگم آقاي فرضيايي؟ خوب قبول كنيد كه آدم برادرزاده اشو اينجوري خطاب نمي كنه، فياضي ، همين (چقدر تو اين كامنت اسم خودمو گفتم ها)
خوشحالم اون آدم از …، كاش اينو هم ازتون ياد مي گرفتم كه آدم ها رو زود ببخشم
«دوستان» خوشحالم اگه آدمهاي اون تيپي باعث مي شن آدم دلش بگيره، حرفاي قشنگ شما باعث دلگرمي ميشه، از شما و از عمو به خاطر تموم محبتاتون ممنونم
شب همگي خوش(الان تا صبح بايد پاورپوينت درست كنم، دعا كنيد وسط كار خوابم نبره)
التماس دعا
خدانگهدارتون

10 10 2009
فياضي

واي بازم كه زياد شد
خوب چي كار كنم؟ اينجا كه مي نويسيم خيلي كم ديده ميشه، درجو كه مي زنم تازه مي بينم چي كار كردم
ببخشيد
خدانگهدار

11 10 2009
امین فرزامی

سلام
عمو اجازه میدین جواب سوال یکی از دوستان رو بدم ؟ مرسی
____________________________________
سلام *خانم مرضیه(مینو)* ببخشید من تو پستهای قبلی متوجه سوال شما نشده بودم
اگه در مای پردیس عضو هستین تشریف بیارین به این آدرس
http://www.mypardis.com/UserProfile.aspx?userid=100275

11 10 2009
فياضي

عمو
يه چيزي الان قاطي كامنتها ديدم
اول اينكه من قبلا هم بارها ازتون جواب گرفتم نه خيلي اما جواب گرفتم، يه وقتي اون دوست عزيزي كه گفتن به همه جواب بدين، فكر نكنن من منظورم در مقابل حرف ايشون بود، نه باور كنيد الان كامنتشونو ديدم
و اما بحث كامنت گذاشتن»فاطمه» نمي دونم كامنت چي بود اما يه جايي اسمي از برنامه برده بودن، اگه موضوع تعريف كردن برنامه است، من يكي از خيرش گذشتم، دوست ندارم كاري كنيد كه عمو دوست ندارن، اين جا متعلق به ايشونه، هر چي ايشون صلاح مي دونن اما عمو يادتونه در جواب يكي از بچه ها گفتين يه خبر خوش مي خواين بدين؟ يادمه اون دوست از نديدن برنامه گفته بودن، عمو چي شد پس، يكي دو هفته تموم نشد؟ فاطمه هم كه احتمالا اجازه ندارن تعريف كنن، خوب عمو منم مي خوام برنامه رو ببينم، البته قدرت تخيلم بالاست، تعريف كنيد مي تونم تصور كنم
اما خوب نمي خواين ، ما هم نخواستيم
ديگه برم كه چيزي به صبح نمونده و تموم كارهاي من مونده
خدانگهدار

11 10 2009
مرضیه ( مینو )

سلام . صبحتون بخیر
* آجی مشکات چرا زودتر نگفتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟// ( بغض ) برنامه ی شنبه روضیط نکردم . خواستم ضبط کنماااااااااااا اما داداشم نمیدونم فلششو گذاشته بود . دلمم نیومد بیدارش کنم ازش بپرسم . اما باشه از این به بعد بیاین و بهم بگین تا ضبط کنم . اما یکی باید بهم بگه چجوری میشه لینک گذاشت

11 10 2009
مرضیه ( مینو )

سلام . صبح همگی بخیر
*آجی مشکات . چرا زودتر نیومدی بگی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(بغض ) برنامه ی شنبه رو میخواستی ؟ من ضبط نکردم . آخه داداشم نمیدونم فلششو کجا گذاشته بود . دلمم نمیومد بیدارش کنم .
اما از این به بعدهر کی میخواد بهم بگه که ضبط کنم . من تقریبا 24 ساعته هستم
اما از روز 4 شنبه تا جمعه به احتمال زیاد خونه نیستم میرم شیراز . ( دعا کنین که بریم )

*آجی رویا آرام فر . چی رو میخواستی بگی ؟ چی رو با من بودی ؟؟؟؟؟ آقا من متوجه نمیشم . اره دیگه اونشب صلا شام نخوردم( نیشخند )
ما بریم مدرسه
خدانگهدار

11 10 2009
شیرین

سلامممم عمو داریوش صبح قشنگ 1 شنبت بخیر و شادی

11 10 2009
شیرین

عمووووو صبحت بخیر *:-)

11 10 2009
هستی

عمو چه عکسای خوشگلی ………مرسی عمو

11 10 2009
مامان محمد ابراهیم

سلام عمو پورنگ
محمد ابراهیم با وجود سن کمش برنامه شما رو با دقت دنبال میکنه و با ترانه های شاد برنامتون بالا و پایین میپره و به شما میگه: عمو پر رنگ!!!!!!

11 10 2009
شیرین

عمو عمو عمو عمو عمو

11 10 2009
دارینوش

سلام عمو…
و یه سلام مخصوص به خانم عباسی عزیز … آره دیروز حالم اصلا خوب نبود کسی هم نبود که بخوام باهاش صحبت کنم و خودم رو آروم کنم عمو راس میگن تنها خداست که از درون ادما کاملا آگاهه اما بعضی وقتا آدم احتیاج داره با یه هم نوع خودش حرف بزنه که…
البته دارم سعی می کنم ناراحتی دیروز رو فراموش کنم ! هر چند واسم سخته…
… همه آدما خوبن شاید دید من اشتباست!؟ بازم ممنون که به یادم بودین…
همتون رو دوس دارم…

11 10 2009
شیرین

عمو این نوشته هات تو پیامک ان لاینت هم خیلی قشنگهههههه
حیف که عضو نیستم :-( اخه هر کاری کردم نشد
عمو تا چی؟عمو جون

11 10 2009
مينا_خاله تينا رادفرنژاد

سلام صبح بخير آقاي فرضيايي.
تينا هنوز خونه نيامده به من صبح زنگ زد و گفت بيام ببينم شما جوابشو دادين يا نه ولي مثل اينكه ندادين ؟درمورد همون انشا تازه به من هم گفته امروز كه ميرم ببينمش لپ تابشو براش ببرم تا ديگه به قول خودش مزاحم من نشه . راستي من خيلي از كامنت هاي بچه ها را ديدم كه سوال كرده بودن ولي شما به انها جوابي نداده بودين ؟؟؟؟؟؟؟؟يعني شما به يه تعدادي جواب ميدن ؟؟من اين جا را متوجه نشدم بايد حتما برم از تينا بپرسم .؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به هرحال خوشحال شدم و بهتون تبريك ميگم و آرزوي موفقيت براي شما و تمام همكارانتون.خدانگهدار.

پورنگ

سلام ممنون از شما بگو یید بنویسد قرار نیست به حدود 10 هزار کامنت در ماه من به تک تک آنها جواب بدهم تا بتونم البته این کار را خواهم کرد

11 10 2009
مینا اصلاح پور

سلام عمو پورنگ
طفلک عمویی . خاطره بامزه ای بود ولی یکم حالمون رو دگرگون کرد
عمویی فردا تولدمه . فردا 20 مهر تولدمه . عمو من دلم می خواد شما بهم هدیه بدید .
عمو اگه خواسته هام رو از شما بنویسم شما جواب می دید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

11 10 2009
ریحانه

سلام عمو جونم بهم سر بزن خیلی خیلی خوشحال میشم عمویی جونم

11 10 2009
مینا اصلاح پور

عمو قبل از اینکه خواسته هام رو بگم می خواستم یه مطلبی واستون بنویسم
فلسفه عمو گفتن ما به شما …
یه موضوع جالب به فکرم رسید ، دلم می خواد برای شما بنویسم :
همه ما می دونیم که همه عموهای دنیا مثل پدر به برادر زاده هاشون محرم هستن ، ما وقتی عمومون به خونمون میان روسری و چادر سر نمی کنیم ، و این نشون می ده که عموی ما به ما محرمه !
اما چرا ما یه مدت طولانیه که به شما هم می گیم عمو ؟
شما از چه لحاظ به ما محرم هستید ؟؟؟؟
الان جوابش رو می گم :
اگه با دقت به نوشته های همین وبلاگ نگاه کنید جواب این سوال رو به راحتی به دست میارین .
ما با شما (عمو پورنگ ) درد و دل می کنیم ، و شما محرم درد و دلهای ما می شید ، حرفهایی که گاهی به پدر و مادرمون هم نمی تونیم بگیم رو به شما می گیم .
رازهایی که حتی از خواهر و برادرو دوستانمون پنهان می کنیم رو به راحتی با شما درمیون می گذاریم .
خب اینا اگه معنای محرمیت نداره ، پس معنیش چیه ؟؟؟

ما سعی کردیم همیشه مثل شما باشیم ، کودک درونمون همیشه سرحال و شاد باشه ، مثل کودک درون شما ،و این بچه های وجود ما و شما ( عمو پورنگ ) همیشه با هم هم فکرن ، با هم دوستند ، به یاد هم هستن ، گرچه که شاید اصلا همدیگه رو ندیدن ، و این هم باز نشون می ده که دلهای ما و شا چقدر به هم محرم هستند .
پس عمو پورنگ شما از همه عموهای دنیا به ما محرم تر هستید .
و من از خداوند مهربون در خواست می کنم که همیشه سایه این عموی خوب رو بر سر ما نگه دارن . آمین ….

11 10 2009
ماهین

عمو جون سلام من امروز وبلاگتونو دیدیم ، کلی خوشحال شدم مامانم مطالب وبلاگ رو برام خوند میشه لطفا من رو هم عضو این وبلاگ کنین ، مرسی

11 10 2009
رویا ارام فر

سلام
*مرضیه جونم گفتی با من بودی یا با یکی دیگه؟! و گفتی تو شکم (شک)؟؟؟؟! یادت اومد؟ میخواستم بگم با شما بودم گلم که اون اتفاقها پیش اومد

11 10 2009
دریای بیتاب عمو

سلام عموجون واااااااااااااااااااااااااااااااااااای عجب اتفاقاتی براتون افتاده خیییییییلی خنده داربودعمودارم ازخنده میمیرم آخه فرض کنیدسروغذاهمراه بانسیم دل انگیزدستشویی (گلاب به روتون البته )اینکه میگن عطر بیک عطرجوانی همینه دیگههههههههههههه!!!!
راستی عموشنیدم بهتون میگن عموپررنگ منظورم محمد ابراهیمه آخیییییییی من انقد این شیرین زبونیهای بچه هارودوس دارم که نگوپسرخاله منم به جای اینکه به خالم بگه مامان جون میگه مامان جی!!!! 4سالشه اسمشم امیرحسینه عمووووووووو؟؟؟منم بهتون بگم عموجـــــــــــی؟؟؟
فعلا عمو. دارم میرم مدرسه بابااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای***

11 10 2009
مینا اصلاح پور

عمو جون وبلاگم رو هنوز آپلود نکردم
انشالله وقتی آپلودش کردم میام و 2 تا خواسته کوچولو از شما رو می نویسم .
عمو ترو خدا جوابمو بدین . ممنونتونم

11 10 2009
مینا اصلاح پور

بازم سلام عمو پورنگ مهربون
عمو 20 مهرماه روز تولدمه ، عمو من 2 تا آرزو دارم که شما به راحتی می تونید برام برآورده کنید . پس خواهش می کنم آرزوهای منو بخونید و اگه براتون مقدور بود جوابشون رو بدید .
عمو آرزوی اولم اینه که به وبلاگم سر بزنید و برام نظر بگذارید . یه متن هم برای تولدم نوشتم . عمو ترو خدا به وبلاگم بیایید . عمو جون فقط چند دقیقه وقتتون رو می گیره ، خواهش می کنم بیایید . دلم می خواد امسال اسم قشنگ شما هم بین اسمهایی که برام نظر می گذارن توی تولدم باشه . عمو ترو خدا بیایید .
اینم آدرسش : http://www.donyaye-kodaki.blogfa.com
عمو جون آرزوی دومم که شاید پرتوقعی باشه اینه که عمو 2شنبه شما برنامه دارید . یعنی روز تولد من . عمو می شه کلیپ تولد رو واسم پخش کنید . می دونم عمو دست شما نیست ولی اگه شما بخوایین به حرفتون گوش می دن . عمو عین کوچولوئیهام هنوزم آرزوم اینه که برای یه بار هم که شده شما تولدم رو بهم تبریک بگید . کاش می شد … برای شما می شه و برای من کاش بشه …
عمو پورنگ ترو خدا سَن مَنَ جواب دیگینَ . ترو خدا .

11 10 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
سلام عمو…میدونین که خیلی لجبازین؟ :-( اشکال نداره…من واسه آجی پریسا اصرار کردم..اون گریه میکنه ..من فقط میترسم..مثه بقیه..هر جور راحتی عمو جون…
درسام خوبه..برنامه ریزی کردم..اما برنامه ریزیم هیچوقت به پای برنامه ریزی شما نمیرسه..خیلی عالی از وقت استفاده میکنین..امیدوارم منم بتونم..من شما رو دیدم که با اینهمه مشغله به همه کاراتون میرسین ذوق کردم..عمو..دلم براتون تنگ شده..
راستی..بهار..تا 3 نشه بازی نشه..میدونین یاد چی افتادم؟یاد شازده کوچولو و روباهه..بهار غصه نخور..همین ذوقش قشنگه..هرچی کش بیاد بهترتره..بامزه تره..اینجوری 3 روز خوشحالی و ذوق داری نه یه روز!
دوستت دارم عمو…به امید دیدار..
(دخترتون)

11 10 2009
مادر دوقلوهاي ناهمسن

سلام عموي مهربان به وبلاگ دختراي من بياين تا كلي سو‍ه پيدا كنين متشكرم

11 10 2009
ژاله فرهادروش

او راستییی..برنامه دیروز قشنگ بود..آخی..چرا همکاری نمیکنن باهاتون؟اینقد دلم سوخت وقتی لباتونو برگردوندین…میخواستم پاشم بیام تهران همشونو دعوا کنم..بگم نه نه مامانیییییییییی…(مثه خودتون که به اون بچه تو بیمارستان گفتین «سلام مامانی»بخونینش!)
عمو دوست دارم…
راستی..جدیدا وقتی صبح زود میخوام بیام دانشکده وقتی از روی پل میخوام رد شم یاد شعر دون دونه بارون می افتم…میخونمو میپرم!اینقد شارژ میشمممم…کافیه یکی پشت سرم باشه!!!
_____________آجی فیاضی جونم منم همچین فکری نکردم..__________
عمو…آجی فیاضی جدیدا هر وقت بهم تماس میگیره توی نمایشگاه نیروی انتظامیه!من لجم میگیره!اصلا اینجور نمایشگاها رو دوس ندارم!..خسته نباشین..من دیگه رفع زحمت کنم برم سر کلاسم..عمویی التماس دعا
عمو عمو یادت باشه زندگی بی تو نمیشه/یه وقت از ما جدا نشی،بمون عمومون همیشه..دوست دارم(دخترتون)

11 10 2009
ژاله فرهادروش

آخ عمو آنین..من دلم تنگ شده براتون…راستی..میدونین چرا از اینکه بازم خودتونو انداختین زیاد ناراحت نشدم؟
به دلیل همین مطلبی که تو ویویو نوشتین…عمو خیلی لجبازین

11 10 2009
نازنین مامان راشا

سلام عمو پورنگ عزیز. ممنون از لطفتون که وبلاگ دختر من رو در لیست کودکانه قرار دادین. و چشم اگه به کهریزک رفتم حتمن از شما هم یاد خواهم کرد. دخترک 8 ماهه ی من با کلیپهای شما و امیرمحمد جون اونقدر خوب ارتباط برقرار می کنه و می خنده برای همین هم وقت غذا براش می ذارم که کلی خوشحال می شه و غذاش رو می خوره.

11 10 2009
فاطمه متقي

سلام عمو سلام آجي ها
عمو فوق برنامه ديروز عالي بود
عمو تروخدا جوابمو بديد فردا ميشه با اميرحرف بزنم يانه ؟
عمو بگيد ديگه
عمو يه خواهشي ميشه فردا كيليپ اردك تك تك و بزاريد
آخه دوسش دارم باشه !!!!
بزاريد
الان تنهام تنهاي تنها دلم گرفته كاش ميشد همين الان زنگ بزنيد
ببخشيد ايجا نوشتم آخه قول دادم تو سنگ صبور ننويسم
من قول دادم وعمل كردم حالا شما به قول تون عمل كنيد ديگه!!!!!!!!!!!!!!فعلا
باي

11 10 2009
مرضیه ( مینو )

سلاااااااااااااااااااااام

11 10 2009
مرضیه ( مینو )

سلاااااااااااااااااااام

11 10 2009
دختر خنده روي عمويي

سلام عمويي خوبين؟؟
عمويي يه چيزي ميخوايين بگم تا بدوبدو بيايين قم وكله ي بنده رو بكنين؟؟؟(نيشخند)
عمو بنده فردا امتحان حساب و هندسه رو باهم دارم . ازين امتحان واقعيااا . اونم از كله مطالبي كه درس داده.
منم هيچي بلد نيستم. والانم اينجام(نيشخند)
راستي ژاله جون امتحان شيميمو دادم اما افتضاح(خنده)
عمه مرضيه(البته اگه هنوزم به عمويي ميگي داداش(نيشخند)) اين كامپيوترorرايانم رو دادم درس كنن اما هنوز خبري ازش نشده اينه كه از شرم راحتين(خنده)
.
.
اما عمويي بزارين يه نموره از برنامه ي ديروز بگم كه فوق فوق فوق … العاده بود.
ممنون.
عمويي راستي ديروز يادم رفت اينو بگم من اخه اون شبه توي جمكران يه وجه اشتراك ديگه ام داشتيم اونم اين بود كه بند كفشامونو عينه شما دوره پامون ميبستيم. خيلي جالب بودااا. اهان راجبه اين كفشاي بندي هم بهتون يه سفارشي بكنم كه البته عمويي به درد اينده تون ميخوره(خنده) ميگم اگه يه وقت در اينده واسه درياخانوم يا اقادانيال كفش بندي خريدين لطفا توي مهمونيااا وايسين تا بچه بنده كفششو باز كنه نه عينه مامان باباي من ميرن بعد يادشون ميافته كه ااا…. هما كو؟؟؟
اونم چي… مني كه اينقده خجالتيم.(گريــــه)
البته عمويي اين مطلبو اينقده ازش كشيدم كه زودتر از اينااا قرار بود بهتون بگم همون موقعي كه رفته بودم خونه ي دختر عمه ام اينااا بعد اما ديگه يادم رفت فك كنم(خنده)
راستي عمويي ميگم خوشم مياد كه عينه خودم نه يعني من عينه شما لجبازم . البته عينه ديروز شما توي برنامه(خنده) خيلي جالب بود واقعا. البته خب راه دوريم نرفته بابا به داييم كه شما باشين كشيدم ديگه(خنده)
الان عمويي ميگه بابا تكليف منو روشن كنين اخر من داييتونم عموتونم معلمتونم دوستتونم مجريتونم …. (خنده)
عمويي شما همه اين(خنده)
.
.
راستي عمو از دسته شما بااين پستتون بنده اين پستو كه خوندمو رفتم خونه واييي…
فكرشو بكنين ،مهمون داشتيم بعد ناهارو مامانم اورد وبعد غذا مرغ بود …. وااااييي.
اييييشششش. حالم بد شد عمو يه لحظه ام ياد شرايطي كه توش بودين از ذهنم بيرون نرفت. من بچه ي خوبي بودمااا غذا ميخوردم اما ايندفعه….
فعلا تا اطلاع ثانوي يعني تا وقتي كه يادم بره اين پست هيچي نميخورم مخصوصا مرغ(…)
واي عمو اين ديگه چي بود يادش ميافتم چرا همش….

11 10 2009
دختر خنده روي عمويي

عمو بلايياااا اين فينگيليه چه بانمكهه…
عمويي ماها هممون وقتي پاي برنامه تونيم همين شكلي هستيماااا.
عمو: خودم ميدونستم كه اينو گذاشتم ديگه بچه
من:(قهقهه)

11 10 2009
مرضیه ( مینو )

سلام داداشا . خسته نباشین
سلام آجیها . خسته نباشین
عجب پیامک آنلاینی . احساسات برانگیز بود
*آجی رویا آرام فر ، حالا فهمیدم منظورتو ( خجالت )
*داداش امین فرزامی ، میشه یه توضیح مختصر و مفید درباره ی مای پردیس بدی؟ حالا بعد اینکه اونجا عضو شدیم باید چه کار کنیم ؟

11 10 2009
فاطمه متقي

عمو چي شد واسه چي جواب نداين

11 10 2009
دختر خنده روي عمويي

به به
چقده كيف داره وقتي ادم با عموييش انلاين بشه(رضايت)

11 10 2009
مرضیه ( مینو )

*يه پيرزن خودشو تو آينه نگاه می کنه مي گه آينه هم آينه هاي قديم!
*آقا ماشا ا… ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه!
*یارو رو داشتن میبردن اتاق عمل. ازش میپرسن:همراه داری؟ میگه: اره دارم خاموشش کردم!!!

*دستت رو بذار رو یه طرف صورتت ……. گذاشتی !؟خوب به این پدیده میگن ماه گرفتگی!
*زندگی مانند گیتاری است که گاهی نوای غمگین می نوازد و گاهی نوای شاد.امیدوارم که گیتار زندگیت همیشه بندری بنوازد…
*هر کدومو خواستی پاک کن

11 10 2009
مرضیه ( مینو )

از این داستانه فوق العاده خوشم میاد :

دختری بود نابینا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »
***
و چنین شد که آمد آن روزی
که یک نفر پیدا شد
که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد
و دختر آسمان را دید و زمین را
رودخانه ها و درختها را
آدمیان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست
***
دلداده به دیدنش آمد
و یاد آورد وعده دیرینش شد :
« بیا و با من عروسی کن
ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »
***
دختر برخود بلرزید
و به زمزمه با خود گفت :
« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »
دلداده اش هم نابینا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسری با او نیست
***
دلداده رو به دیگر سو کرد
که دختر اشکهایش را نبیند
و در حالی که از او دور می شد گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی »

11 10 2009
باران

عمو پورنگ من انقدر فيلم شما رو توي خونه نگاه كردم مامان و بابام و خودم كلا تمام سي دي سفر بخير رو حفظ حفظ شديم ….. ميشه يه سي دي جديد به بازار بديد بابا مامان من رو نجات مي دهيد …

11 10 2009
لیلی

سلام عمو پورنگ مهربون

11 10 2009
مرضیه ( مینو )

آره هنوزم به عموتون میگم داداش ( چشمک ) اخه سخته برام که بگم عمو . حالا اگه … اگه … یه روزی پیش اومد و دیدمش دیگه نمیگم داداش ، میگم آقای فرضیایی . اخه اونموقع دیگه رو در رو هستیم و منم خجالتی …. اِ اِ اِ الهی که عمه پیش مرگت بشه . کی رایانتو بردی تعمییر ؟

*آجی فاطمه متقی * میخواستم واست کامنت بذارم اما باز نمیکنه
* آجی محیوش * ماله شما هم همینطوره
*آجی فاطمه قضیه ی «یه پست دیگه » یکی از پستهای آجی رویا ارام فر هستش . شرمنده اگه دیر جواب دادم

11 10 2009
لیلی

عمو پورنگ من عاشق خاطرات کودکی شما هستم

بهم نخندی خودم دارم مامان میشم

11 10 2009
دختر خنده روي عمويي

واااااااااااااااااااااي
دوازده نفر انلاينن؟؟؟

11 10 2009
دختر خنده روي عمويي

مرضيه جون جكات نمكي بودن ممنون.
ياد باشه ايندفعه مجله هه رو بيارم.
اخه چندوقته ميخوام اس ام اس خوشگلاشو براي عمو بزارم يادم ميره.
چيزاي جالبي داشت.

11 10 2009
مرضیه ( مینو )

کیستی تو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هاااااااااااااان ؟
هان ای دل عبرت بین ، هان
ببخشید
کیستی که اینگونه به کامنتها امتیاز منفی میدهی ؟
کیستی که اینگونه ….. اینگونه …. اِممممم ….
آقا مابقی فیلمنامه رو یادم رفت …. آهای ….
ای امدادهای غیبی (درسته ؟)… به دادم برسید

11 10 2009
مرضیه ( مینو )

جدی جدیاااااااااا . اول به همه یکی یه دونه امتیاز منفی میداد … حالا دو تا دو تا میده

11 10 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
سلام عمو
سلام «ژاله» ، حالا اگه نمي گفتي كجا بودم به كسي بر نمي خوردها! خوب من كه گفتم بابام اونجا غرفه دارن، من مثلا فيلمبردارو عكاسشونم، طفلي بابام دلشون خوشه من فيلم برداري مي كنم!!!
اما يه چيزي، اونجا شبيه هر نمايشگاهي هست الا نمايشگاه نيروي انتظامي، چند تا غرفه فقط كتاب دارن، چند تا غرفه مربوط به مهد كودكا ميشه، چند تا مال شهرداريه، چند تا مال دانشگاه آزاد و فردوسي و… خلاصه ما نفهميديم نمايشگاه چيه، شايد اينكه همش اونجام دليلش همينه كه بفهمم اونجا نمايشگاه چيه
راستي ، هر دو قدم تو نمايشگاه چهار تا صندلي گذاشتن يكي هم ميكروفن گرفته دستش برنامه اجرا ميكنه، ديشب داشتم به بابام پيشنهاد مي كردم يه ميكروفنم براي من بگيرن برم براي اجرا!!!
اما باور كن اون قدر ها هم بد نيست، همون كيكي كه مي خريم خودش خيلي به مزاياي نمايشگاه مي افزايد! فقط يه خورده گرونه
راستي كجاي كاري؟، آجي پريسات هم كه از پشت گوشي سروصداها رو مي شنيد گفت حتما مياد كه ببينه، انشاءالله تو همين هفته،يادته يه سوال ازم پرسيدي گفتم مي ترسم؛ الانم نمي دونم چرا مي ترسم
قول مي دم دفعه بعد از خونه مزاحم اوقات شريف بشيم
راستي تو پيامم گفتم اينجام مي گم، برام دعا كن، از ديشب تا حالا يه حس بدي دارم، فقط مي دونم دارم سعي مي كنم با حرفام حواسمو پرت كنم اما نميشه
واي باز پر حرفي
عمو: خانم (!) فياضي شما راحت باش، هي حرف بزن، هي حرف بزن، هي حرف بزن، ببينم مي توني كاري كني كه باز جلوي كامنتاتو بگيرم؟!
فياضي: نه عمو قول مي دم ديگه هيچي نگم، فقط…
«نسترن» من ساعت كار مشاورمو دارم تغيير مي دم، آخر شب ديره صبح ها خواب مي مونم، تونستي حداقل يه ساعت زودتر كه ديگه 12 برقا رو خاموش كنيم و درو ببنديم
«خانم عباسي» اين كه ديشب رفتين، قبول اما بهتر نيست وقتي كسي حرفي مي زنه حداقل بحث رو به يه جايي برسونيد كه ذهن طرفتون همينجوري نمونه، با يه عالمه سوال و ترديدو… من كوچيك تر از شما ، شكي نيست، فقط يه نظره ، ناراحت نشين ها
عمو، هنوز جا داره يا باز كامنتم زياد شد؟
فكر كنم زياد شد
پس خدانگهدار

پورنگ

سلام قرار بود کوتاه بنویسی

11 10 2009
رویا ارام فر

اي من!

چه غمگنانه ميگري

كه ياد انگيز نرم ريز باران

بر غريب ترين گذرگاه كوهساران است در آسمانه ي چشمت

تلالو اشك ها

در اميزش با سرخي پلك هاي بر اماسيده

رنگين كماني است

كه در گاهواره ي آن

دل را به تسلا نشانده اي…

بي ياران اما

ابرهاي سينه ات نخواهد گشود

اي من!

بگري!

بي آنان چه غمگنانه در سكوت واغوش شب مي گريي

11 10 2009
مائده

سلام …..
یه سوال از همه ی کسایی که دنبال جواب کامنت ها هستن …..
عزیزای دلم … قربون چشماتون برم …{خنده} شما بگید دوست دارید عمو از هر 4 تا کامنت یکیشو بخونه و جواب بده یا دوست دارید همشو بخونه و بعضی هاشو جواب بده ؟؟؟؟؟
آخه هر چیزی که جواب نداره …. داره ؟؟؟
( راستی عمویی اگه فکر میکنید حرفم دخالته من کوچولو ام ببخشیدم و تائید نکنین …)

11 10 2009
فاطمه متقي

آهان حالا گرفتم يعني نه (ناراحت) اشكالي نداره
ناراحت نيستم هاااااااااااااااااااااااااااااااااا
عمو فقط بزاريد دوباره تو سنگ صبور بنويسم باشه؟

11 10 2009
فياضي

راستي عمو، اين بچه كوچول موچولويي كه از خنده داره غش مي كنه به قول خانم عباسي»به قول جووناي اين دوره زمونه» خيلي باحاله، نمي شه پاي يكي از كامنتاي منم بذارينش؟

11 10 2009
مبینـا

سلام بر همگی
یه سوءتفاهم شده….**مریـــــــــــــم جون**الهی قربونت برم به خدا منظورم شما نبودی…میدونی چیه؟
بعد شما یه ناشناس گفته بود که عمو جواب بعضی ها رو میدن و جواب بعضی هارو نمیدن و بین ما فرق میذارن و من خواستم جواب اونو داده باشم…مریم جون دوست خوبم فکر کنم با حرفام ازم دلخور شدی آره؟ معذرت میخوام آجی جون…اومدم معذرت معذرت معذرت
راستی اون عکسه رو هنوز نتونستی درست کنی؟
من برم ببینم چیکار میتونم برات بکنم….بگو منو بخشیدی آجی جون
فعلا…

11 10 2009
شیوا صرامی

*به نام خدای مهربون*
سلام عموییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی جونم….سلام ابجیهای مهربونم.
خوبید؟
واااااااااااااااااااااااااااااایی عمو پکیدم از خنده،الهی بمیرم…..
راستی چه مزار خوشگلیه……
عمو دلم خیلی تنگ شدهههههههههههههههههههههههههههههههه(گریهههههههه)
تازه دیروز هم نتونستم برنامتون را ببینم…به دلیل اتفاقی که واسم افتاده بود(غــــــــــــــصه)
عمو عمو عمو یه خواهش:عمویی واسه بابای ابجی تینا دعا کنید….بابای ابجی تینا چند روز پیش تصادف کرد خداروشکر خطر برطرف شده ولی دست و پای ایشون شکسته خیلی درد داره ……ممنون
عمو جونم پیام تصویریتون را دیدم کلی ذوق کردم….دستتون درد نکنههههههههه…..خسته نباشید عمویی مهربونم.
عمو دلم می خواست می تونستم زودتر بیام و روز جهانی کودک را به شما و ابجیهام تبریک بگم ولی شرمنده نتونستم زودتر از این بیام نت.
راستی باید متنم کوتاه باشه،عمویی خیلی زیاد دوستون دارممممممممممممممممم.
مراقب خودتون باشید،اخ جونمی فردا دوشنبه اس و شما برنامه دارین…….
خیلی مهربونی عموی گل و دوست داشتنی
التماس دعا خیلی…
دست علی یارتون خدانگهدارتون***تو قلب ما می مونه امید دیدارتون.

11 10 2009
فاطمه مامان زهرا

سلام به عمو پورنگ مهربون و فداکار
این دخترک ما خیلی خیلی شما رو دوست داره و همش به جمع آوری سی دی های شما می پردازه و همش میگه سی دی عموپورنگ رو بزار… علی الخصوص آهنگها رو خیلی دوست داره.
لطفا آدرس وبلاگ عروسک من هم در لینکتون قرار بدین
با تشکر

11 10 2009
فياضي

عمو يه اطلاع رساني هم بكنمو برم، تو يكي از غرفه ها 4 تا سي دي از شما مي فروختن كه بسته بنديش يه جوريه، راستش براي يه بنده خدايي هديه خريدم،هنوز خودم نديدم چي داره اما به قول خانم عباسي «به قول جووناي اين دوره زمونه» خيلي تابلوست كه كيلويي سي دي رايت كردن، هيچ عكس العملي نسبت به اين كاها نشون نمي دين؟! بهتر نيست جاهايي مثل سروش يه اقدامي بكنن كه بقيه اين جوري سي دي هاي برنامه هاتونو به فروش نذارن؟!
برام عجيبه
ديگه خدانگهدار

11 10 2009
دختر خنده روي عمويي

عمويي ديگه بايستي برم.
ببخشيد مزاحمتون شدم.
بااجازه…
راستش ميگن حرفاي تكراري نگيم اما خب …
باشه نميگم كه دوستتون داريم و برامون باارزشين و….
اااا… گفتم كه(نيشخند)
ديگه راستي راستي باي…خدا پشتو پناهه هميشگيه شما عموييه گل و خانواده ي باصفا و مهربونو دوست داشتني تون باشه الهي.
عمويي التماس دعاي فراووناااا .
من فردا امتحان دارمااا …. عمو اگه يادتون بره سر نمازتون دعام كنين باهاتون قهر ميشم . يك ثانيه ي تموم قهره قهره قهر….
الان عمويي ميگه خب يك ثانيه هم يه ثانيه است(نيشخند)
اما عمويي بي شوخي خداييش خيلي دعامون كنين به مامانه گله گلابتون نه به مامان بزرگمونم بگين حتمي حتمي ماهارو دعا كنناااا. درسام زياده اگه دعام نكنين از پسشون برنميام. تازشم من عينه شما و ژاله اصلا بلد نيستم برنامه ريزي كنم(گريــــــــــــــه)
پس فعلا….

11 10 2009
رویا ارام فر

یارب از ابر هدایت برسان بارانی…

11 10 2009
مبینـا

اااااااااا
عمووووووووووووووووو

11 10 2009
نیلوفر پاکدل

به نام خدا
سلاااااااااااااااااااااااااااام عمو .بعد از دوروز این سلامه خیلی کیف داشت .
الهی واستون بمیرم عمو جون .ببخشید اجازه بدین حرف دلم رو بزنم .یادتون باشه اینجا ایرانه . این خاطره مربوط میشه به احترام خاصی که تو کشور ما برای آدمای سر شناس قائلن…اگر نه الان اسطوره ی ما تو آمریکا زندگی نمیکرد ….ببخشید
دوستتون دارم .

11 10 2009
نیلوفر پاکدل

سلام عمو این کامنت از طرف آجی سحرمه .:
به نام خدا
سلام خاطرهی جالب و در عین حال زجر آوری بود .امید وارم این خاطره دیگه براتون تکرار نشه .خدا سازنده ی توژولف رو هم ببخشه و بیامرزه.
مواظب خودتون باشید .
آرزو مند آرزوهایتان :
سحر- گیلان .

11 10 2009
بهار

سلام عمو
عمو میگم اگه امروز پست جدیدی گذاشتید نمیشه دست خط خودتونم بذارید؟! عمو بابا اون بالا نوشته چی؟! نوشته «دست نوشته ها»!!! بابا من دلم دشت نوشته واقعــــــــــی می خوااااااااااااااااااد…
عمو خیلی مشتاقم سایتتون رو ببینم ها…همش سعی میکنم تصور کنم که چه شکلیه! اما من گمون کنم به اینجا کاری نداشته باشید،نه؟! آخه به یکی از بچه ها گفتید که اسباب کشی در کار نیست! عمو میشه به دویستتون بگید زیاد سنگینش نکنن؟! آخه بعضی از این سایتای هنرمندای بزرگ رو دیدید؟! اینقدر سنگین و باکلاس و ایناش میکنن که 2 ساعت تمون طول میکشه صفحه باز بشه…اما به نظرم شما همیشه سادگی رو بیشتر دوست دارید؛نه؟!
خلاصه که خیلی دوست دارم ببینمش…
عمو با فیاضی عزیز موافقم.چرا یه فکری برای سروش نمیکنید که سی دی هاتون معتبر باشه؟! بابا سروش دیگه الان هر چیزی رو سریع بلافاصله منتشر کرده…تعجبم چرا سی دی شما رو نداره!! احتمالا خودتون نخواستید..
عمو جان الان حالتون خوبه؟!
دلتون که نگرفته.؟ خداکنه من اشتباهی فکر کنم!

11 10 2009
بهار

سلام **فیاضی** جان عزیزم درباره ی اون سوالت برای کامنتم،باید بگم حق داری که متوجه ش نشدی…اون کامنت طولانی تر بود…بعد عمو صلاح دونستن که کوتاه تر بشه.کاملا هم به جا بود اتفاقا.برای همین بی مفهوم جلوه میکنه.دیگه هر چی بوده گذشته،من از یه چیزی ناراحت بودم که حل شد خدارو شکر دوست گلم..

11 10 2009
نیلوفر پاکدل

به نام خدا
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام عمو .بعد از دوروز این سلام خیلی کیف داشت .
عمو جون الهی براتون بمیرم .بزارین حرف دلمو بزنم .یادتون باشه این جا ایرانه .این خاطره مربوط میشه به احترام خاصی که تو کشور ما برای آدمای سرشناس قائلن …اگر نه اسطوره ی ما الان آمریکا زندگی نمیکرد .
ببخشید …
دوستتون دارم .

11 10 2009
شیرین

دوباره سلاممممممم
عمو 2 تا سوال ازت دارم
1:عمو مگه نگفتی خبرای خوبی داری برای کسانی که نمیتونن به هر جهتی برنامه شما رو ببینن؟!
2:عمو جواب ندادی نکنه 4شنبه برنامه نداشته باشی؟!

11 10 2009
آغاز پایان

یه نفر عاشق مي شه روي در خونش مي نويسه
:
بزودي در اين محل جشن عروسي برگزار مي شود.

به يه نفر ميگن چرا با جوراب خوابيدي؟
ميگه: آخه ديشب با کفش خوابيدم خيلي اذيت شدم

پدر: بگو ببينم چرا تو هميشه نمره صفر مي گيري؟
پسر: چون من ته كلاس مي نشينم.
پدر: چه ربطي دارد؟
پسر: آخر شاگردهاي كلاسمان زيادند، وقتي نوبت من مي شود، ديگه نمره اي جز صفر نمي ماند!

در كلاس زيست شناسي
معلم:« سعيد! دو تا حيوان دو زيست نام ببر.»
سعيد:«قورباغه و برادرش.»

رئيس يك شركت به رئيس شركت همسايه: چطور است كه هميشه كارمندان شما سروقت مي آيند؟
ـ آخر ما در اداره 30 كارمند و 20 جاي پارك داريم.

مشتري به پيشخدمت: قند هم داريد؟
پيشخدمت: نخير، بنده چربي دارم

تلفن زنگ مي زند. مينا گوشي را برمي دارد و بعد از چند لحظه به پدرش مي گويد: بابا، پدر مريم است. مي خواهد بداند مشقهاي من را كي تمام مي كني تا مال مريم را بياورد.

11 10 2009
??

سلام به همه بچه ها و دوستان كامنتي
خوبيد؟
مرضيه*اين داستان چقدر جالب بود.نتيجه گيري خودت از اين داستان چيه؟؟
خانم فياضي *»نه اين چه حرفيه شما خانومي» خانم..خانم..خانم..خانم چرا قبولتون نكردن؟؟خانم يعني انقدر سنتون بالا بود؟خانم فياضي نكنه ظرفيتشون پر شده بوده؟؟ميگم خانم فياضي چرا بشما نگيم خانم فياضي؟؟
راستي خانم فياضي اين خانم گفتن ها اپيدمي شده ديگه نميشه جلوش رو گرفت.پس ببخشيد خانم!!
نسترن*مهرفروتن*اين خانم فياضي ميگه:من خيلي دوست دارم همش بهم ميگين خانم.ميگه اگه قبل از فياضي خانم نگيد ناراحت ميشم.قهرمي كنم.
فياضي گذشته از همه اين شوخي ها بنظر من نبايد از اين خانم گفتن ها ناراحت بشي اون دوست شما حق دارند چون احترام احترام مياره شما 12 سالتونه قبول، ولي خانومي يعني مودب و متين و مهربوني.اون بحثم نظر شما متين ولي من قبلا هم كه بهتون گفتم پاستوريزه ام حالا چه اشكالي داره حتما بايد ديشب تموم ميشد.بقيه اش رو هم امشب ميريم.چطوره؟؟راضي شدين؟؟
مبينا*مريم*بهار*دارينوش عزيز*فروغ*رويا ارام فر*آغازپايان*دخترخنده رو هماي عمويي*شيوا*فاطمه متقي*مائده*نرگس احمدي*ژاله فرهادروش*شيرين*دريا*مشكات*نيلوفر*و بقيه دوستان خوبم كمك كنيد بتونيم دوستان خوبي براي هم باشيم و اينجا رو به محلي تبديل كنيم كه به قول عمو: *عطر دوستی و محبت آن در وبلاگستان سرمشق باشد.*

11 10 2009
آغاز پایان

سلام آنلاین من !!!!
خدایا مواظب کسی که این کامنت رو میخونه باش
نه خسته بزرگ مرد کوچک

11 10 2009
شیرین

ما در هیچ سرزمینی زندگی نمیکنیم منزل ما قلب کسی است که دوستش داریم….

عمو جام خیلی تنگه میخوای بدونی چقدره دستتو مشت کن میفهمی!!!

11 10 2009
شیرین

عمووووو خیلی باحالی همین کاراته که ما رو عاشقت کرده دیگه

11 10 2009
شیرین

؟؟
سلام ابجی من که پایم بیا عطر دوستی رو همین جوری پخش کنیم(شوخی کردم)
ابجی خیلی دوست دارم ….نوشته هات غوغاییه واسه خودش *:-)
بووووووووووووووس
بای

11 10 2009
بهار

عمو غلط املایی ها رو داشتید؟! (خنده) عمو نمیدونم چرا این شکلی شد!!
*خانوم عباسی* رفتم وی ویو دیدم دیشب یه سلام به من کرده بودید،اون موقع نبودم جواب بدم!الان جواب بدم(واجبه):سلام دوست خوبم!
باشه خانومی کمک می کنیم…باور کنید من دارم همه تلاشم و میکنم./

11 10 2009
شیرین

عمو فک نکنم سایت رئیس جمهورم اینقدر بازدید کننده داشته باشه !!!
(بزنم به تخته)

11 10 2009
شیرین

عمووووووووووو الهی این بچه هه چه نازه
همونی که در جواب کامنتای اجی ها داره گریه میکنه *:-)

11 10 2009
تينا رادفرنژاد

به نام خداي مهربون دوست داشتني *
عمويي سلام خوبين؟ خسته نباشيد .
عموييييييييييييييييي من آمدم چقدر دلم براتون تنگ شده چقدر دلم برا اين جا تنگ شده بود .آخي حالا كه امدم اينجا آرامش گرفتم عمو يي . ممنونم عمويي كه جوابمو دادين ببخشيد ديگه خاله ام زياد از اين جا خبري نداره ببخشيد اگه اين سوالات را پرسيده.عمويي دلم براتون تنگ شده خوبه حالا فردا مياييد وگرنه ديگه چي ميشد عمويي جونم ………………..
عمو جونم راستي من انشا را نوشتم الان هم ميخوام براتون بذارم اما ببخشيد كه طولاني شد راستي نمره يادتون نره عمويي بهم بدين (نيشخند)عمويي دوست دارم مراقب خودت خيلي باش باشه عمويي.(برادرزادتون)

11 10 2009
لیلی مامان یونا

سلام و خسته نباشید یونای من هم مثل بقیه بچه ها عمو پورنگ مهربون و امیر محمد عسلی رو خیلی زیاااد دوست داره

11 10 2009
تينا رادفرنژاد

اول ببخشيد طولانيه اخه انشا ست ديگه (نيشخند) .
بسم الله الرحمن الرحيم
فضايي با رنگ هاي شاد و كودكانه پراز بچه هايي است كه عمو در ميانشان ايستاده وبا نام خدا شروع ديگري را رقم ميزند.
بچه ها با چشماني باز به صحبتهاي عمو گوش مي دهندوگاهي چشم به دوربين روبه رو مي دوزنند آنها ميدانندكه هنگام صحبت كردن عمو بايد ساكت باشندو هماهنگ با كودكان درون منزل چشم به لبان عمو دوخته اند تا درس جديد امروز را به آموخته هاي قبلي خويش بيافزايند.عمودر حال صحبت است رفتارپسنديده ي ديگري است تا درقالب برنامه اي جذاب از آموزش نكته اي جديد ديگري به بچه ها قافل نماندوچهار صندلي روبروي اوست گاهي پر گاه خالي چهار بچه هم اين جا هستن همكاران نوجوان عمو كه اورابراي آموزش رفتاري نيكو ياري ميدهند كودكانه اشتباه ميكنند. و در كار اشتباه خويش با سه دوست ديگر خود شريك اند.گاهي هم يك نفر در جايگاه خطاست و سه نفر ديگر خواسته يا ناخواسته صبحت از روش درست انجام كارها ميكنند و عمو بزرگوارانه در ميان بازي و رفتار كودكانشان شريك ميشود و اشتباهاشان را گوش زد ميكند.اين گوش زد تنها به ساكنين آن چهار صندلي نيست ،بلكه سخني است براي همه ي كودكان كه اگر روزي در آن شرايط قرار بگيرند،مسير درست را انتخاب كنند عمو شيطنت ميكند و شوخي چاشني كارش است چرا كه كودك آموزش را در فضاي بازي و شيطنت بيشتر درك ميكند و اين ذات كودك است كه عمو هم اين را ميداند.گاهي با بچه ها بازي ميكند دوستانه و راحت و هميشه بچه ها هستند كه برنده ي اين بازي ميشوند آنها بايد بفهمند ميشود بازي كني بي دعوا ميشود در برابر بچه ي كوچكتر از خود گذشت كني،ميشود با هم بازي كني و هيچ كسي را هم كنار نگذاري .عموروي زمين مي افتد،گاه از سر حادثه و گاه براي نشاندن لبخندي روي لب بچه ها .اينگونه فضاي برنامه اش تبديل به يك فضاي خشك آموزشي نميشود،چيزي كه بچه ها ازآن بيزارند. عموسرود ميخواندو درميان سرودش هم صبحت از دوستي و محبت ميكند.با لحني شاد و آهنگين باز هم مي آموزد بچه ها دست ميزنند و شادي ميكنند و در حين آن تقديم هديه به نزديكانشان را ياد ميگيرند. احترام به پدر و مادر و كمك به دوستان و فرهنگ شهرهاي كشور و چيزهاي بسيار ديگر…
عمودوست دارد ارتباطش دو طرفه باشد او ميخواهد بچه هاي درون منزل هم سهمي در برنامه اش داشته باشند.به همين سبب تلفن را واسطه قرار ميدهد.با كودك پشت خط گفت وگومي كندو با سوالاتي ساده برنده ي مسابقه اش ميكند عمو ميداند كه بچه ها بايد برنده باشند. عمو هيچگاه يادش نميرود كه بايد دعا كند هميشه خدا را به ياد دارد و به كودكان پاك و بي آلايش هم مي آموزد كه دعا كنندو خدا را فراموش نسازند آغاز و پايانش با يادخداست و همان خداست كه برنامه را در عمق دل بچه ها مينشاند.
اگر كاري از روي صداقت انجام شود حتما مخاطب درك ميكند حتي اگر كودك باشد.عمو و دوستانش از ته دل براي برنامه شان تلاش ميكنند تا برنامه هم شآن اسمش شود تا برنامه واقعا فوق برنامه شود و چه راست گفته اند گذشتگان :
سخني كه از ته دل برآيد، بر دل نشيند.
اميدوارم خوشتون بياد عمويي.
(برادرزادتون )

سلام ممنون قشنگ بود

11 10 2009
رویا

سسسسسسسسسسسلام
دایی خوبین؟؟؟ (اینی که هر روز ازتون میپرسم خوبین به خاطر اینه که بزرگترین آرزوم سلامتیتونه)

11 10 2009
رویا ارام فر

یه سوال بچه ها شما از کجا میفهمید کی انلاینه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

11 10 2009
فروغ

سلام عمویی …خسته نباشید…
.
.
آجی فیاضی نه دیدی شاکی نشدم!(نیشخند)دوست دارم…
.
.
عمو دعا کنید…آخه فردا دوشنبه اس(نیشخند)خدا خودش رحم کنه…!
عمویی فردا امتحان علوم داریم…!خدا خودت رحم کن…منم با این دستم با چه دنگ و فنگی امتحان بدم الله و اعلم…
عمووووووووووووووووووووو دعا کنید لطفا …خواهش میکنم دعا کنید…
فکر نکنید از علوم بدم میاد نه ولی خوشمم نمیاد ! احساس میکنم وقتی علوم میخونم خوابم میگیره!البته به غیر از فیزیکش…
.
عمویی دوستون دارم
دست علی یارتون**خدانگهدارتون

11 10 2009
زهرا متقي

سلام عموجونم♥ ، سلام آبجي ها ♥، همگي سلام .
عمو دلم براتون تنگ شده خيلي زياد .
عمويي جونم♥ حالا شدم دختر خوب آخه ديگه به برنامه ريزي هايي كه كردم عمل هم ميكنم عموجون فردا امتحان رياضي دارم دعا كنين كه نمرم خوب بشه .
دوستون دارم♥ يك عالمه هر چي بگم بازم كمه♥♥♥

تا بعد

» حق نگهدارتون «

11 10 2009
رویا

دایی فعلا باید برم اگه خدا خواست دوباره میام
خدا همیشه نگهدارتون…

11 10 2009
مشکات

عمو جونم سلام سلام شونصد تا سلام به عمو ی ناز نازی خودم ……..عمو جونم ممنون از اینکه جوابم رو ندادی و نگفتی که چه کاری رو باید سریع انجام بدم ؟عمو مثله اینکه حالا حالا ها سر کارم اره گلم ؟لطفا بگو ؟
عمو یی داریوشم برای اینکه من نمیتونم روزهای زوج برنامتون رو ببینم هیچ فکری نکردی اره گلم ؟
عمو من فردا از کله ی سحر تا شب دانشگام فردا هم نمیتونم برنامه رو ببینم ها ………عمو تروخدا یه کاری کن برام ………….

11 10 2009
مشکات

ابجی مرضیه سلام اگه تونستی برنامه ی عمو رو فردا برام ظبط کن لطفا …….البته قبلش از عمو بپرس که برنامه رو برای دانلود میذاره توی وبلاگش یا نه ؟مرسی عزیزم دوست تو مشکات ……….

11 10 2009
نسترن

سلام عمو فرضیایی عزیز دلم ذبراتون ححسابی تنگیده بود من یههههههههههههههههههههههههه روز نیومدم اینجا این یعنی فاجعه
عمو. فاجعه یعنی اینکه دوباره برگشتی !!!!!!!!!!!!!!!!!

خانم عباسی عزیز وای وای راست میگی یعنی خانم فیاضی گفته ما بهش بگیم خانم فیاضی نچ نچ نچ چه باشه خانم خانم خانم فیاضی خانوم عباسی خانم به زبون بلغاری چی میشه می خوام به خانم فیاضی بگم ( فکر کنم خانم فیاضی اینو بخونه از شدت عصبانیت بچسبه به سقف !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خانم فیاضی عزیزم ساعت رو اعلام کنید من در خدمتم

11 10 2009
مرضیه ( مینو )

سلام به همه
خسته نباشین
*آجی عباسی ، برداشت من از این داستان ؟
1- توی این دوره زمونه یه همدم و مونس خوب کم پیدا میشه . خیلی باید دقت کرد توی پیدا کردنش
2- عاشق واقعی یعنی همین پسره که چشماشو بخاطر معشوقش ، داد تا اونم ببینه
3-دختره عشقش هوس بود نه یه عشق واقعی
4- آدم نباید اینهمه مغرور باشه .
5- معشوقشو از دست داد . دیگه گیرش نمیاد . مگر اینکه پسره برگرده ، که اونم محاله .
6- آدم اگه یه موقعیت خوب براش پیش اومد ، بره . نه مثل این دختره ، که باعث شد دل یه نفر رو بشکنه
حالا میگیم : نه بذارین اول درسمونو تموم کنیم ، سر کار بریم ، فلان خونه رو بخریم ، فلان ماشینو بگیریم ……… تا اون موقع 50 سالمون میشه و میگیم جوانی کجایی که یادت بخیر . این 20،30سال رو بدون یه همدم و مونس زندگی کردیم حالا چی ؟ حالا چیکار کنیم ؟
یه نتیجه کلیِ کلی : اگه موقعیت خوب گیرتون اومد برین ، درستون هم بخونین ( حرفای خانوم کلانی ، دبیر ادبیات )
حالا نمره ی انشام چند شد ؟
زیاد شد . ببخشید . باید جواب میدادم
دیگه از اینجور داستانا نمیذارم که نتیجه گیری بخواد ( نیشخند )
ما بریم خیاطی
با اجازه

11 10 2009
فاطمه

سلام عمویی
عمو اینقدر امروز روز سختی بود. زنگ اول زیست داشتیم با بحث اعصاب بعدشم شیمی با انواع و اقسام واکنشها از اول کتاب تا صفحه 14 بعدشم عربی(واااااااااااااااااااااای) باصرف هزار جور فعل
عمو به جان خودم این آخری هممون ولو شده بودیم دیگه …. سردردی گرفته بودم که نگو از مخ هممون دود بلند میشد فکر کنم 200 تا آمپر سوزوندیم از بس باصدای بلند فعل صرف میکردیم حالا این معلمه ول کن نبود که میگفت بیاید از سال گذشته یاد آوری کنیم….خلاصه عمو دیدم اگه بخوام بعد از مدرسه بلافاصله بیام پای کامپیوتر دیگه این مغز بیچاره میگه: …<>…

11 10 2009
نسترن

عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو منم از اون آلوچه ها می خوام همونی که داره اون بالا می خنده بعد دل منو آب ذمی ندازه
رویا جان اگه کار خودته میشه راهشو به ما هم بگی !!!!!!!!!!!!!

11 10 2009
مبینـا

عمو جون منم جزء همه هستم و اینو خوب میدونم……..غصه نخور عمویی
شما**بــــــــــــزرگ مرد کوچــــــــک کـــــــــودک** هستید
اینو همه اونایی که اینجا هستن میدونن مگه نه بچه ها؟

11 10 2009
فاطمه

سلام آبجیا
**آبجی مرضیه** حالا شده 45 تومن SMS ندادما زنگ زدم یکی برداشت(اینقدر زورم میگیره اینجور وقتا). ببخشید ظهر دیر جوابتو دادم تو راه بودم.درضمن ممنون از طرفداریت هرچند عمو که اهمیت نمیده . فردا هم خودشو میندازه میگی نه نگاه کن…(آی حال میده عمو ضایم کنه ها…). خرسیتم خیلی قشنگ بود تازشم.از حرفی هم که از طرف من زدی یه کوچولو ناراحت شدم آخه من به آبجیام اینجوری میگم؟(تازه از خدامه یکی اینقدر بهم اهمیت بده). راستی بدو بدو موپالمو رو خبر کن جومونگم بد نیست بیاد هدفگیریش خوبه
**آبجی مائده** تازه کمم هست ما کوچولوها که در برابر اون بزرگا نمیتونیم دست خالی مقاومت کنیم که….
**آبجی رویا ** نشد دیگه نداشتیما!!!.
ایمیلتو که ندادی بذار ببینم میتونم بذارم تو وبلاگت. در ضمن مزاحم چیه؟(ناراحت)
**خانم عباسی** ممنون از کمکتون راستش الان نمیتونم انجام بدم باید برم بیرون. ببخشید که اینقدر اذیتتون کردم.
آبجیا همتونو دوست دارم. متاسفانه فقط تونستم تا کامنت خانم عباسی رو بخونم. ظاهرا بازم تو کامنتاتون از من گفته بودید. فردا حتما جواب میدم.

11 10 2009
محیوش

با سلام
خواستم بگم این وبلاگ به روز شده
با موضوع مصاحبه شما و عوامل با مجله مادران
amir-mahuosh.blogfa.com
خواستید میتونید این مصاحبه رو برای بچه ها بذارید
خوشحال میشم سر بزنید
دوستتون داریم
چهارتا آبجیها
بخشید اونیکی غلط املایی داشت
اینو تاییدکنید

11 10 2009
فاطمه

عمو جونم این بچه چقدر نازه منم دارمش تو گوشیم خیلی شیرینه.
عمو و آبجیا ایندفعه واقعا دیگه دعام کنید.
راستی عمو یه چیز دیگه هم بگم راجب برنامه دیروز اینکه گریه امیر ایندفعه طبیعی تر بود دلم خیلی براش سوخت یه لحظه احساس کردم واقعی داره گریه میکنه.
بازم از آبجیا عذر میخوام. شاید خدا بخواد ایندفعه رفتیم.
انشالله تا فردا
فعلا

11 10 2009
فاطمه

سلام عموجون.یه سوال دارم روزی که موضوع مطالعه و کتابخوانی رو اجرا کردید چندم ماه بود؟

11 10 2009
فاطمه

رفتما ولی باز اومدم که بگم:
من دلنوازان موخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
فعلا

11 10 2009
زهرا

بالاخره عموتونستم فیلمتونو ببینم.دسته گلتون درد نکنه.راهنماییتون عالی بود.
راستی سلام.

وای وای روده بر شدم از بس خندیم ..چه خاطره ی بامزه ای بود.بازم از این خاطرات برامون بذارید…

عمو یه چیزه دیگه میگمو میرم:

یه کاره خیلی خوبی که این سری در برنامتون میکنید اینه که اخرش میگید خداحافظ تا کی…این جوری ما میدونیم شما دقیقا چه روزایی برنامه دارید…….بله میدونم شما روزای زوج هستید ولی قبلنانمیگفتید وما رو خیلی چشم انتظار میذاشتیدچون با وجود اینکه میدونستیم شما روزای زوج میایند ولی یه موقع هایی که نمیومدید ما چشممون به تلویزیون سفید میشد.
خدافظ عمویی….

11 10 2009
سولماز نوری

بنام خدا

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
عمووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو جوووووووووووووووووووونم نتایج نیمه متمرکز اومد بلاخره اومد
عمو قبول شدم ، همه رو هم گرافیک آوردم
عمو باورم نمیشه گرافیک!!!!!!!!!!!!!!
عمو جونم تو رو خدا واسم دعا کنین….دعا کنین که مرحله سوم رو هم با موفقیت پشت سر بذارم…
مرحله ی سوم عملیه عمو…یه کوچولو می ترسم…عمو اگه خدایی نکرده رد بشم همه زحمتام به باد میره..تو رو خدا واسم دعا کنین باشه؟؟
عمو باورم نمیشه اگه انشاالله قبول بشم میشم گرافیست!!!!!!!
آخجوووووووووووووووووووووووووووووووووووووون بلاخره به عشقم گرافیک می رسم هوراااااااااااااااااااااااااااااااااا…
عمو واسم دعا کنین باشه؟؟دوستون دارم عمویییییییییییییی گلم…فعلا
دست علی یارتون…..خدا نگهدارتون
تا بعد………………………………………..یا حق

11 10 2009
مشکات

عمو ییییییییییییییییی………………..سلام ………..عمو چرا نیستی ؟عمو هستی اینجا ؟؟؟؟؟؟؟؟/////عمو حالت خوبه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//عمو داریوشم دلم برات خیلی تنگ شده گلم الان عمو دقیقا یه هفته هست که ندیدمت حتی بیشتر هم شاید شده باشه ………..عمو همه ی بچه ها حداقل از تلویزیون شما رو می بینن من که از همین دیدن شما از تلویزیون هم محرومم ……..عمو خیلی برام زور داره اخه من نمیخوام به خاطره درس و دانشگاه برنامه ی شما رو ازدست بدم عمو فکر میکنم ارزشش رو نداره دانشگاه رو میگم ………

11 10 2009
مشکات

عمو کاش یه ذره باهام حرف میزدی و بهم دلداری میدادی ….عمو اخه هنوز چند روز نگذشته از دانشگاه رفتن سیر شدم فکر کنم دیگه بسه …..همین چند روز که رفتم بسه همین که ارزو به دل نموندم و بالاخره رفتم دانشگاه برام بسه ……….اخه عمو هنوز دو روز نگذشته از این که همش توی راهه ابیک و تهران هستم خسته شدم عمو دیروز شب شده بود که رسیدم خونه ……..عمو خسته شدم از اینکه کله ی سحر ساعت 4و 5 باید پاشم برم ابیک و شب هم برسم تهران خیلی سخته عمو قبول کن ………عمو شهرستان درس خوندن خیلی سخته هیچ وقت فکر نمی کردم شهرستان درس خوندن این قدر سخت باشه ………درسته که شهری که توش درس میخونم به تهران نزدیکه خیلی اما عمو به خدا من اونجا با دوستام که اونام بچه ی تهرانن خیلی احساس غربت و غریبی میکنیم اخه عمو ادم های اونجا با ما خیلی فرق دارن !!!!!!!!!!!!!!!
عمو میشه لطفا یه ذره باهام حرف بزنی و راهنماییم کنی اخه عمو اگه این طوری پیش بره فک کنم انصراف بدم اخه نمیکشم این همه راهو ………….عمو لطفا جوابم رو بده گلم ……..اخه شما از دوران دانشجویی تجربه زیاد دارید مگه نه عمو ؟

11 10 2009
مشکات

عمو یی نه مثله اینکه امشب قصد ندارید انلاین بشید من خیلی منتظر موندم ولی انلاین نشدید باشه عمو جونم من فقط اومده بودم تا با شما درد و دل کنم اخه این روزها خیلی خستم خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو میکردم ……..عمو جونم امیدوارم برنامه ی فردا که بازم من نمیتونم ببینم برنا مه ی خوبی باشه ………
عمو یی جونم کاش الان انلاین بودی و باهام حرف میزدی مهربون ……….دوستت دارم عمو یی جونم یه دنیا ……….نه یکی ………..نه دو تا …………هزار تا …………عمو داریوش جونم شبت بخیر باشه گلم ……….امیدوارم امشب خواب های شکلاتی ببینی عزیزم ……..راستی عمو نگفتی اصلا خواب ها ی شکلاتی می بینی یا نه ؟
عمو جونم اینو همیشه به یاد داشته باش :

(((((( شمردن ستاره ها برای من سخت نیست اگر تو بگویی به اندازه ی تمام ستاره ها دوستم داری …………))))))
عاشقتم عسلم ………..
می سپارمت به خدا ……..
(((((((((مشکات همیشه به یاد و دعا گوی بهترین عمو ی دنیا (عمو داریوشش ) ))))))))))))))

11 10 2009
سیده فائزه

سلام

بله…خنده داره…
من چندد روزه دارم بهت میخندم

اخه یکی از دوستان میگفت کفشاتو تو سبزوار دزدیدن؟راسته؟

پورنگ


سلام کفش منو کسی ندزدیده یه نفر اونو اشتباه پوشیده بود سبزوار هم نبوده

11 10 2009
رویا

دایی من رفتم و اومدم و شما هنوز نیستین ؟!!
دایی داریوش داداشیم ( داریوش کوچولو ) امروز بهم میگفت: ((عزیزی رویا))تازه موقعی هم از خواب پا میشه میگه: ((سلام عزیزی))
دلتون یه کوچولو بسوزه …..نه نه ببخشید ان شاءالله همیشه شاد شاد باشین آخه اگه شما شاد نباشین که دنیای ماها میشه پر غم …

11 10 2009
تينا رادفرنژاد

به نام خدا
عمويي سلام .خسته نباشيد .
عمويي خواهش ميكنم خيلي خوشحالم كه خوشتون امد من از شما ممنونم عمويي جونم .عموجونم خيلي مهربونيد خيلييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي
خوب زياد مزاحمتون نميشم خوابهاي خوشگل خوشگل ببينيد عمو جون جونم .
مواظب خودتون باشيد عمو جونم .
التماس دعا .
شب بخير عمويي جونم .
(برادرزادتون )

11 10 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
سلام
خانم ها ، آقايون، دوستان و… خودتون اعتراف كنيد كار كيه؟!
عمو، بو مياد، بدجورم داره بو مياد، اين پستتون هم خودش بو دار بود هم كامنتهاش
خوب چيه ؟ چرا اونجوري نگاه مي كنين؟
دروغ نمي گم، ايناها داره بو مياد «عطر دوستی و محبت آن در وبلاگستان سرمشق باشد.»
ديدين گفتم بو مياد؟ باز كه دارين چپ چپ نگاه مي كنين! خوب شوخي كردم

11 10 2009
فياضي

يه چيز ديگه، اين طراحي سنگ مزار خدا هدايت كنه ي آقاي سازنده ي توپولف روسي (راست مي گين همشو يه نفس بخونين) كار كيه؟ منظورم اينه كه معمار، يا طراح صنعتي يا گرافيست يا… شهرساز كه نبوده
اما هركي كه بوده پيشگو بوده، باور بفرماييد
دقت كردين اين مثلث چه جوريه، به جاي ضلع؛ يه زاويه اش رو زمينه، هم شبيه سقوطه هم به معناي عدم پايداري
از همون اولم اميدي به توپولف نبوده، انگار

11 10 2009
شیرین

عموجون شبت بخیر
بابای تا فردا *:-)

11 10 2009
وجيهه هاديزاده

سلام عمو جون
الهي بشكنه
چي رو ميگم؟
دستمو ميگم عمو
الهي بشكنه اين دست كه نمك نداره
هر چي كامنت ميذاري نه جواب ميگيري
يا حذف ميشه يا….
اخه من كه دختر خوبيم(چه خودم رو تحويل ميگيرما) چون همش كامنتهام كوتاهه
من اگه براتون ايميل بذارم جواب ميگيرم؟
ممنون ميشم اگه جواب بدين عمو

11 10 2009
شیرین

عموجون شبت بخیر
بابای تا فردا *:-)

11 10 2009
فياضي

عمو،من نبودم ، خـــــــــــــــــــــــــــــــــانـــــــــــــــــــــــــــــــم عباسي بودن،اما چشم، من از طرف ايشون قول ميدم كامنتشون كوتاه تر بشه
آخرشم سر اين خانم گفتن ها دعوامون ميشه، اين بوي عطرم از بين ميره
«خانم عباسي» شانس آوردين روي نقشه از مشهد تا تبريز يه وجب راهه، دعا كنيد هيچ وقت پام به تبريز نرسه، والا مي رم كافي شاپ وحيد، به جاي آيس پك، آش دوغ مي خورم؛ زحمت نكشين، بحث ديشب تموم شد، متينم خودتونين، من اسمم يه چيز ديگه اس
من نفتم؛ شماهام بنزين
نه يعني من رفتم

11 10 2009
فياضي

راستي عمو، بابت اون كوچولويه ممنون، گذاشتمش جلوي چشمم هي بهش مي خندم، نمي دونم چرا ياد اين شعرتون افتادم «آيينه بگير تو دستات نگاه بكن به چشمات، بگو به خودت مبارك، تا كه بخنده لبهات»
كوتاه شد ديگه، نه؟ يه خورده تمرين كنم درست ميشه
خدانگهدار

11 10 2009
شیرین

amoo jooon kheyli doset daram

11 10 2009
شیرین

amoo

11 10 2009
خاطره

سلام عمو جونم خوبی ببخشید میخاستم بگم بهار جون نظرات وبت باز نمیشه بعدا برات توضیح میدم
این عکسه چه خوشگله عموی گلم

11 10 2009
شیرین

عمو نمیدونم چرا نمیتونم تو قسمت موضوع برنامه فردا نظر بدم
فردا تا 3 کلاس دارم اومدم حتما حرفامو میگم……..

11 10 2009
شیرین

ابجی تینا خیلی انشات خوب بود…..عالی بود حرف دل ما رو هم زدی *:-)

11 10 2009
فاطمه

نخیر! انگار قسمت نیست ما بریم یه همیچین جاهایی…
دوباره سلام عمویی
عمو! یعنی شما از ساعت 17:20 دیگه نیومدی؟ پس کجایی؟ دارم نگران میشما………
نکنه باز بی خبر رفتی مسافرت؟ ها؟
کجایی عمویی؟

12 10 2009
بهار

سلام عمو،
نیستید…
شب بخیر!

12 10 2009
الهه درزی

سلام عمویی

عمو عجب شانسی!!!

12 10 2009
الهه درزی

امروز با یه دوسته که فرشته است
یا یه فرشته که دوستمه حرف زدم..خیلی بهم کمک کرد..
به خودشم گفتم من مثله خودش نمیتونم احساسم وبیان کنم
ولی یه چیزو خوب میدونم .
اگه شما نبودید الان همچین دوستای فرشته ای نداشتم.
مائده جون..
نرگس جون..
ژاله جون..
دریا جون…
تیناجون..
سولمازجون..
فائزه جون..
فروغ جون..
رامیناجون..
میناجون..
و…
…….
باداشتن * عمو به این گلی ودوستایی مثل شما* افتخار میکنم.

12 10 2009
فاطمه

سلام آبجیا
**خانم عباسی** هکش کن….اصلا نخواستم همینجوری میام نظر میدم و آخرشم معرفی میکنم خودمو. چقدر دیگه حرص بخورم و شمارو اذیت کنم؟ بابت کمکاتون ممنون.مهم اینه که میتونم نظر بدم.
**آبجی مریم** حالا برای چی زبل خان؟
**آبجی رویا** به جان خودم من هنوز چیزی ندیدم…. راستی اومدم بذارم تو وبلاگت نشد با عرض پوزش ایمیلتو از پروفایلت گرفتم….ارسال کنم؟
**آبجی فیاضی** دوست دارم خواستتونو انجام بدم ولی عمو اجازه نمیدن…. راه دیگه ای هست اونجا براتون بگم؟
منم cd میخوام….

12 10 2009
فاطمه

**آبجی مینا** تولدت مبارک…. هزار ساله شی
**آبجی مرضیه** چه داستان قشنگی….گریم گرفت…. خواهش میکنم گلم اشکالی نداره من فکر کردم عمو یه پستی گذاشته من ندیدم
**آبجی شیوا** چه عجب! چرا اینقدر دیر به دیر میای(الان همه میگن: مردم کارو زندگی دارن نگا به خودت نکن دم به دقیقه میای اینجا و بیکاریو هیچ درس نمیخونی)
خدا انشالله هرچه زودتر حال بابای **آبجی تینا** رو خوب کنه
خب تموم شد
عمو نیومدی که…. من نگرانم سابقه نداشت آخه
خب دیگه دیر وقته….برم لالا البته شاید
فعلا انشالله تا فردا

12 10 2009
سحر

سلام وایییییییییییی عموووووووووو مردم از خنده.آخه این چه بلایی بود که سر شما اومد؟؟؟
ولی خداییش حق شما نبود که شما رو اونجا بنشونن…
راستی یه چیزی این نظرات یا همون کامنت ها خیلی طولانی که باعث میشه صفحه طول بکشه تا کامل لود بشه تا بشه نظر داد. بهتر نیست که صفحات رو جدا جدا کنید.یعنی مثلا ده تا کامنت که میذارن بقیه تو یه صفحه ی دیگه باشه.فکر کنم این جوری سرعتش بیشتر بشه…ممنون میشم.

12 10 2009
تاجیک

سلام دوستان کامنتی

سحرم
نازنینم بازم بابت تابلوی قشنگت ممنون ! راستی بهترینم ، من تازه کشف کردم مسبب دلخوری تو از تهران کی هست؟ همش تقصیر داداش و زن داداشت هست اگر آنها می آمدن تهران زندگی می کردند شما لازم نبود مدا(و)م این مسیر تهران و کرج را می رفتید و می آمدید ، اما یکم که بیشتر فکر کردم دیدم در این صورت هر روز باید داداشت این مسیر را می آمد و می رفت ، آن وقت آن دو تا از تهران بیزار می شدند ، در هر صورت یکی از خانواده ی شما باید حتماً با تهران مشکل داشته باشد ، من هم بهتره زیاد از مغزم کار نکشم (شوخی کردم نازگلم) دیروز به من خیلی خوش گذشت ، هم از تو وهم از مامان گل و زن داداش مهربانت ممنونم که یک روز پر از خاطره های قشنگ را برایم به یادگار گذاشتید ، امید وارم یک روز بتوانم جبران کنم ! راستی کارت را خواندم ، مثل همیشه عالی بود البته چند تا مورد به نظرم رسید که با نظر آقای یوسفی برایت خواهم فرستاد ! مثل همیشه می بوسمت و برایت بهترینهای خدا را آرزو می کنم ! سلام به خانواده ی گلت برسان ، سفرت بی خطرمهربانم!

مینای قشنگم
تولدت مبارک ! امیدوارم شعله ی شمع کیک زندگیت روز به روز پر فروغ تر شود طوری که با طوفان مشکلات هم لحظه ای فکر خاموش شدن به سرش خطور نکند! گل زیبایم ، من مطمئن هستم امروز به هر دو خواسته ات(هم نظر دادن در وبلاگت و هم خواندن شعر تولد) خواهی رسید آخر عمو پورنگت مهربان تر از این حرفها ست که در شادی روز تولدت شریک نشود ! راستی به عنوان کادوی تولدت همه ی کیک های تهران و مشهد را سفارش دادم ، فقط قربونت برم من کار دارم خودت پولش را حساب کن !(شوخی کردم ) می بوسمت نازنینم! به مامان و بابا و خواهر مهربانت سلام برسان امیدوارم در سایه ی حضور آنها همیشه سالم و صالح باشی قشنگم ! بازم تولدت مبارک!

مهر عزیزم
خدا را شکر که کارهای مقاله ات خوب پیش رفته است ، پس حالا باید بریم دعا کنیم سر استادت خلوت بشود و کار های مقاله ی شما را به جریان بیاندازد تا تو این شیرینی چاپ مقاله ات را بالاخره به ما بدهی !گفته باشم من این شیرینی یادم نمی ره ها،به استادتم بگو دوستت هوس شیرینی کرده شاید درک کند و کارهایتان را یکم زودتر انجام دهد (شوخی کردم) امیدوارم همیشه در کارهایت موفق باشی! راستی دیگر نشنوم که شکواییه ی دیده نشدن سر بدهی ها ، آن وقت مجبور می شوم خشن نگاهت کنم !(بازم شوخی کردم) می بوسمت و برایت همه آن چیز هایی که دوست داری را از خدا می خواهم!

معصومه ی آسمانیم
همیشه به عروسی بهترینم ! امیدوارم همیشه شاد و خندان باشی ! در مورد دریای زلالم پرسیده بودی تا جایی که من خبر دارم آبجی کوچیکه ی من حالش خوبه و از طریق حدیثه جان از جریانات اینجا خبر دار می شود!
دلم خیلی برای نوشته هایش تنگ شده ولی خوب کارهایی داشت که باید انجام می داد،من هم به خواسته هایش احترام می گذارم ،امیدوارم در کارهایش موفق باشد، این تنها آرزویی است که می توانم برای آبجی کوچیکه بکنم!
راستی از طرف من امیر ارسلان و ساحل را ببوس ! امیدوارم موفقیت همیشه آن قدر به تو نزدیک باشد که با دراز کردن دستت آن را در آغوش بگیری !

ژاله جان به همای نازنین بگو
اگر با فینگیلی های ذهنش بنشیند و یک گفتمان حسابی بکند و با آنها یک قرارسفت و سخت بگذارد که در یک ساعت خاص مثل تایم استراحت به سراغش بیایند همه چیز درست می شود ، البته شاید یک هفته ای بد موقع بهش سر بزنند اما اگر هما جون قاطع با آنها برخورد کند مطمئن باشد که بعد از یکی دو هفته این فینگیلی ها عادت می کنند و فقط در ساعت ها یی که هما تعیین کرده سراغ ازش خواهند گرفت! امیدوارم هر دو ی شما در درس وزندگی موفق باشید ! راستی به رامینا هم سلام برسان!

بهار پر از تازگیم
ممنون که به درد دل خانه سر زدی و از لطفی که نسبت به من داری هم سپاسگزارم! وبلاگت را دیدم مثل خودت پر از تازگی و طراوت است ! امیدوارم گرامافن روزگار برایت قشنگترین آهنگ ها را انتخاب کند !

رویای خیال انگیزم
قشنگم ، چند باری به آدرس وبلاگت که برایم گذاشته بودی سر زدم ولی یک وبلاگ عربی برایم باز می شد ، فکر کنم بخشی از آدرسی که برایم گذاشتی باید اشتباه باشد. راستی در کامنتهایت خواندم داریوش کوچولو مریض شده امیدوارم حالش بهتر شده باشد ، خوشگل کوچولو کلمه جدید یاد نگرفته ! از طرف من حتماً ببوسش !آرزو می کنم واقعیت زندگیت به قشنگی رویا هایت باشد!

آغازپایان عزیزم و مرضیه ی دوست داشتنیم
ممنون از لطیفه های زیبایتان به من که خیلی انرژی می دهد ! امیدوارم منبع لطیفه هایتان بی پایان باشد! بزرگترین شادی های خدا را برایتان آرزو می کنم !

مشکات قشنگم ، تینا ی مهربانم ، گل نیلوفرم ، نسترنم ، دریای پاکم ، حدیثه جون ، پریسا کوچولو و مامان نازنینش ، مبینای خوشگلم، سمانه نازنینم …….
دنیا و آخرتتان بهشت زیبای خداوند !

التماس دعا!
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

دوستدار همیشگیتون

12 10 2009
سمانه کاویانی

به نام حضرت دوست
سلام عموجون.خسته نباشین.
واااااااااااااااااااااااای عمو چقد بامزه(خنده)
هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه
عمو میخوام با صدا بلند بخندم ولی حیف که نمیشه و فقط آروم آروم یه عالمه خندیدم. وای خداجون(خنده)
کاش این خاطره ی بامزه و که همش پر خنده ست رو وقتی میخوندم که میشد بلند بلند بخندم. ولی الان حیف که همه خوابن و هه هه هه هه هه هه (خنده)
وای عموجون.
هه هه هه هه هه
چقدر خندیدم من.
عمو چه بامزه سفر کردین. حتما کلی هم بهتون خوش گذشته.
ردیف اخر / اونم کنار … هه هه هه هه هه
عمو دارم میمیرم. چه بامزه نوشتین و چه سفر بامزه و خنده داری. میگم سفری که اینطوری شروع شده حتما اونجا کلی براتون اتفاقای بامزه افتاده. عموووووووووووووووووو عموجون عموجون میشه بازم برامون خاطره تعریف کنین. (خنده)

عموجون ببخشید دارم شوخی میکنم تروخدا یه وقت ناراحت نشین. ولی خیلی خندیدم وخاطره تون خیلی بامزه بود. (نیشخند)(خنده)

12 10 2009
بهار

سلام مهربونم…کجایی عموی خوبم؟! دارم میرم شمال برای انصراف دانشگاه…شب میام.
مراقب خودت باش عمو.برنامه رو ضبط شده میبینم./
دوستت دارم.بای

12 10 2009
سمانه کاویانی

وای عموجون اگه بدونین چه بلایی سرم اومد
الانه نشستم وبمو آپ کنم / یه عالمه نوشتم و عکس گذاشتم که یهو زدم رو برگشت (یعنی عمدا نزدم) عمو یهو اومد از اول(ناراحت) هیییییییییییییییییییییییییی دوباره نشستم و از اول هم نوشتم و هم عکسارو گذاشتم.
حالا عموجون میتونم ازتون خواهش کنم یه سر به وبم بزنین؟؟؟
عموجون خواهش
منتظرتون میمونم عموی نازم

12 10 2009
سمانه کاویانی

دست علی یارتون // خدا نگهدارتون
تو قلب ما میمونه // امید دیدارتون

12 10 2009
مریم

سلام عمو جون صبحتون بخیر

— مبینا جان سلام عزیزم—
نه مهربونم قربنت بشم من و دلگیری اصلا این حرفا چیه ولی فکر می کنم که من این ولوله رو شروع کردم تا یه مدت هیچ کس از این حرفا نمی زد . من باید معذرت خواهی کنم عزیزم.
تو باید منو ببخشی قربونت بشم.
متاسفانه نه هنوز نتونستم عکس رو درست کنم.(گریه)
من عکس می خوام(گریه)
دوست دارم مهربونم.

——————————————-
مینا خانم اصلح پور تولدتون مبارک 120 ساله بشی انشاالله همیشه زنده باشید و موفق .
تولدت مبارک آجی گلم.(بوس)

خدانگهدار

12 10 2009
راحله مامان حلما

سلام عمو جون . صبحتون به خیر . من مامان حلما کوچولو هستم که عاشقانه شما رو دوست داره . و هر روز برنامه های قشنگتون رو می بینه . وبلاگ خیلی زیبایی دارید . و بدونید که خیلی طرفدار دارید . امیدوارم همیشه شاد باشید و در برنامه های آتی موفق . به وبلاگ حلما هم سر بزنید خوشحال می شیم .

12 10 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
سلام به همگي
با عمو قهرم، نمي گم سلام
پس سلام «فاطمه» جان
عيبي نداره، خودتو ناراحت نكن، قبلا هم پيش اومده كه نتونسته باشم برنامه ي عمو رو ببينم، اين بارم صبر مي كنم تا مثل قديم دوباره بتونم ببينم
مي دوني چرا عمو مخالفن؟
نيست نمي خوان برنامه توليدي بسازن، مي خوان اين برنامه هاشونم فقط زنده باشه!!! نه نوشتاري
عمو سلام، شوخي كردم ها
من بچه خوبيم (البته فقط نظر خودمه، هيچ كس تا حالا بهم نگفته!)
خدانگهدار

12 10 2009
مامان عسل

سلام عمو امان از دست شما و امیر محمد که انقدر بانمکید
دوستتان داریم

12 10 2009
فياضي

يه چيزي الان متوجه شدم، «فاطمه» جان الان كه فكر كردم ديدم، ضبط برنامه و تعريف كردنو … زياد با اون جريان سي دي ها فرق نميكنه، عمو و بقيه ي عوامل كلي انرژي مي ذارن كه برنامه رو پخش كنن، اين كار ما يه جورايي بي ادبيه، برنامه براي تماشاگره، اگه بود مي شينه نگاه مي كنه اگه نبود صبر مي كنه، اگه تكرار داشت چه بهتر، نداشت اون مقصره كه نتونسته برنامه رو ببينه (خودم ، خودمو بردم زير سوال!!!)، بازم مي گم ممنون از محبتت، زياد بهش فكر نكن، به قول معروف «اين نيز بگذرد» ؛ خدانگهدار

12 10 2009
پریسا(خانه کودکی)

سلام عمو جون ………خوبی
عجب خاطره ای واستون شده ……..فکر کنم همچین غذایی رو تا حالا نخورده بودید……..
موفق باشید عمو جون

12 10 2009
مینا اصلاح پور

عمو پورنگ سلام
عمو جون امروز 20 مهرماهه
عمو تولدمه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
عمو جونم من می دونم سر شما شلوغه و وقتتون کمه اما من از شما خواهش کردم که به وبلاگم سر بزنید . حالا اومدم تا بازم خواهش کنم . عمو جون من بیایید دیگه . بیایید دیگه . ترو خدا …
http://www.donyaye-kodaki.blogfa.com
پورنگ

سلام تولدت مبارک انشالله صد سال زنده باشی نه صد سال کمه صد و بیست سال زنده باشی

12 10 2009
نازنين

سلام عمو جون.خوبين؟
روده برم كردين با اين توپولف.خيلي جالب بود .
موفق باشيد.

12 10 2009
دریای بیتاب عمو

عموجی سلاااااااااااام!!!خوبی عمویی؟چه خبرا؟عمودلم براتون یه ذره شده اندازه نصف نصف نصف نصف نصف پای مورچه(فکر کنم دیگه رسیدم به فسیلش )عموخوب چیکارکنم 12روزه که ندیدمت زیاده هااااااااااااااااااااااااااا*
آبجی میناتولدت مبارک ایشالله 180 ساالت شه ببریمت بذاریمت توموزه (نیشخند)

12 10 2009
رویا ارام فر

*فاطمه* بفرست برام مرسی مرسی مرسی ……..

12 10 2009
رویا ارام فر

تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک…
تولدت مبارک مینا جونم ما کیک میخوایم شیرینی هم باشه قبوله «-: D-:

12 10 2009
فرشته

به نام خدای خاطره ها

سلام عمو . ازتون ممنونم چون ثابت کردین که هنوز همون عموی 6 ، 7 سال پیش

هستین . امیر محمد رو رو هوا بلند کردین !!! حواسم بود !دو بار!!!

ولی ماشالله سنگین شده چون بعدش نفس نفس می زدین!

راستشو بخواین 6 ، 7 سال پیش یعنی وقتی که با اون همه اشتیاق برای برنامتون نامه

می نوشتم فکرشم نمی کردم که 6 ، 7 سال بعد یه کامنت تو وبلاگتون میذارم و جوابمو

میدین.

ایول به پیشرفت تکنولوژی.

باشه هر وقت که بتونم به وبلاگتون میام و اگه خاطره ای یادم اومد می نویسم.

راستی خاطره این پستتون خیلی جالب بود!

بهتون گفته بودم که کلا قوه تصورمون بالاست!

تصور کردم ! اینجور خاطرات همیشه تو ذهن آدم می مونن! بهتون تسلیت میگم و

امیدوارم کمتر از این جور خاطرات براتون ساخته بشه.

بازی سهند و متین هم فوق العادست!

تا بعد.

12 10 2009
ژاله فرهادروش

به نام خدا
امروز که روز خوب خداست به همه میخوایم هدیه بدیممممممممممم
سلااااااااااام عموییی..خوبین خوشین؟سلامتین؟خدااااااااااااااروشکر..امروز حسابی خوشحالممم آخه همین الان از پیش دوستام برگشتمممم..عموییی عمویی فاطمه قاسمی که از مدرسه برگشت من تو موسسه منتظرش بودم اومد و گفت بیا تو اتاقم یه چیزی نشونت بدم..منم از مربیشون اجازه گرفتمو رفتم ..وای وای عمویی عکستونو که هفته پیش بهش داده بودم گذاشته بالای تختش..مثه من!میخواست همینو نشونم بده..یه عالمه هم حرف زدیمممم..بعدش آها..عمو عموجون..دانشکده منابع طبیعی نظرسنجی گذاشته واسه برنامه شما و فیتیله..هر کدوم بیشتر رای بیاره واسه جشن امسال دعوت میکنن..ما عموپورنگی ها کلی دعا میکنیم که شما بیاین..عمو تا حالا توجشنی که شما باشین نبودم :-( خداکنه بیاین عمویی ما یه عالمه منتظریم ..امروز رفتم به بچه ها اینو گفتم ذوق کردن…اونا هم دعا میکنن..انشاالله که بشهههه..دوست دارم عموجون…
(دخترتون)

12 10 2009
مرضیه ( مینو )

سلام به داداشا . خسته نباشین
سلام به آجیها . خسته نباشی
* داداش ایمیل داری . خیلی هم واجبه ها . باشه ؟؟؟؟ ناامیدم نکنیاااااااا
*آجی مشکات باشه . ضبط میکنم
* آجی فاطمه . من معذرت میخوام . ببخش . زنگ زدی ؟؟؟ کی ؟ گوشی برداشتن ؟ ( تعجب )
من که خونه نبودم ( تعجب )

12 10 2009
دخترخنده روي عمويي

سلام عمويي خوبين؟؟؟
عمويي ميگمااا من تعريف دعاهاتونو شنيده بودم اما تا اين حد اثرشو خداييش نديده بودم عمو.(نيشخند) عمو چه جوري مگه ما دعا ميكنين بابا به ماهم بگين رمزشو تا شايد دعاهامون قبول شه پيش خدا(خنده)
اخه عمويي ديروز گفتم كه دعا كنين واسه امتحاناي فردام خب؟؟؟ حالا فك كنين چي شد؟؟؟ بنده كه دير رفتم خونه بعدشم لالا تا دوساعت تمام بعدم كه پاشدم احساس ميكردم گلوم شده قده يه توپ بسكتبال . نترسين بابا عموجان اولا انفولانزا كه از طريق كامنت پخش نميشه(خنده) ثانيا انفولانزا نگرفتم حساسيت بوده اونم به چي فك كــــــــنيــــــــن ، به گردو(خنده) بعدم هيچي ديگه دواودرمون البته براساس تجويزات خودم. بعدم كه اي درس اومدم نشستم خوااااابم برد تا ساعت نه. بعدم كه دلنوازان. بعدم كه درس تا دوازده بعدم خواب و بعد ساعت 4 اتوماتيكوار از خواب بلند شدم بعد يه ابي به صورتم زدمو نشستم به خوندن تا يه نيم ساعت بعد دسته خودم نبود چرتم برد تازه خواب ديدم اخبار ميگفت كه يه زرافه دوسوم يه ادمي رو بلعيده(تعجب) (نيشخند) بعدم كه چشمامو باز كردم ساعت هفت بودو من ديرم شده بود پس رفتم مدرسه. واي عمو مردمو زنده شدم تا اينكه خبر امد خبري در راه هست(خنده) اره گفتن دبير مربوطه تشريف نياورده(خنده) اونموقع بود كه من موندم تو كار شما(خنده) عمو يه تلپاتي خاصي چيزي داري با خداهــااا راستشو بگو عمويي، پسر خالته؟؟؟(خنده) اما نه واقعا ممنون بابت دعاهاتون خب خدارو شكر بخير گذشت. بعدشم اينكه از طرف خودم وهم از كله بچه هاي كلاسمون ازتون ممنونم. دوزنگمون پريد امروز(خنده)
ديه اينكه امروز برنامه رو پرانرژي انشالله اجرا ميكنين عمويي. عالي و تودلبرو عينه هميشه(خنده)
خب ديگه بااجازه من بايد امروز زودي برم خونه اخه ميخوام برم بعد بخوابم تا برنامه بعدم كه درس. بعد ميترسم دير برم واسه برنامه خواب بمونم عمويي.
پس فعلا….
عمو: خوش اومدي ،زودتر…

12 10 2009
دخترخنده روي عمويي

راستي الان از اين كامنت بالايي يادش افتادم…
عمو خيلي وقت بود اميرو بلند نكرده بودينااا(خنده)
عمو ماشالله هزار ماشالله… هم به شما هم به امير(خنده)
ميگمااا عمويي رشدونمو امير از نفس نفس زدنهاتون هردفه مشخص ميشه(خنده)
عمويي ميگمااا ورزشكارين واسه خودتوناااا. ازين به بعد اگه تو مصاحبه ها ازتون پرسيدن چه ورزشي ميكنين ميتونين بگين وزنه برداري(خنده)
اما اگه همينطوري ادامه پيدا كنه ممكنه جاتون عوض بشه عمويي(خنده)
(خجالت) ببخشيد .عمو حرفام شوخي بودناااا. اما اگه خدايي نكرده زبونم لال ناراحت شدين ببخشيد منو. راستي از امير هم از طرفه من عذرخواهي كنين راستي تشكر هم بكنين. بگين كه خيلي دوسش داريم. عمو واقعا عجوبه ايه واااا. خيلي نمكه . قم كه اومده بودين . اصلا باورم نميشد عمو ولي واقعا جاسوييچي بودش. خيلي فينگيلي بود.
.
.
ميناجون خانومي. تولد مبارك خيلي بارم مبارك. اميدوارم عمويي امروز شعر تولدو بخونه.(خنده) البته عمويي كه هديه تو داد ديگه .
عمويي مينااا پارسال واسه هديه ميگفت كه عكسه شمارو بهش بديم. الانم اگه عكستون بودش خيلي بهتر ميشد. عمو: فضولـــــــــي؟؟!! من: ببخشيد(خجالت)
اباجي خانوم ـ خواخور جان بازم تبريك.
.
.
اما عمو من كه خيلي بهشون حسوديم شد. عمو يعني شما تا دي اينجا ميمونين ؟؟؟
عمو من اخر ارزو به دل ميمونم حالا ميگين نه نيگا كن.
راستي عمو من الان در طي اين سالهاي تحصيلي هيچ وقت نتونستم يه جشن تولد بگيرم خه توي امتحاناس ديگه تولدم اما مامانم چندوقته پيش بهم اميدواري داد گفتش كه يه كم ديگه صبر كن ساله ديگه مشكلت حل وشه(خنده) البته ساله ديگه هم كه فك كنم محرم صفر باشه اما به هر حال صبر من زياده چون گر صبر كني زغوره يا قوره (خنده) حلوا ياهلوا (خنده) سازن(خنده) عمو: من موندم تو اين مدرسه هااا به تو چي ياد ميدن بااين املات ابروي منو بردي تو بچه.من: عمــــــــوووو(بغض)
.
خب ديگه من ورم رسما انشالله.
عمويي باي تا هايي….
خدا پشتو پناهه هميشگي شما و خانواده ي گل و باصفاتون باشه الهي.

12 10 2009
دخترخنده روي عمويي

واااااااااااااي ژاله راس ميگي؟؟؟
منم دعا ميكنم عمويي بياد پيشتون.
اما فقط به يه شرط (خجالت) كه وقتي اونجاها عموييو ميبيني ياده منم باشيو به جاي منم بخندينو شاد باشين و واسه ما اينوري هاهم دعا كنين تا عمويي پيش ماهم بياد(گريــــــــه)
الان عمويي ميگه دعا ميخوايين بكنين بايد از ته دلتون باشه اونم بي قيدو شرط(گريـــه)
خب باشه عمو ببخشيد منو.
به جونه خودم از ته دلم هميشه دعاميكنم اما كو فايده اش(گريــــــــــــــــــه)
اما ابجي ژاله بي شوخي واقعا دعا ميكنم عمويي هرچه زودتر بيان گرگان.
اينكه گفتي تو برنامه هاي عمويي نبودي خب ؟ بعد خيلي دلم سوخت اخه اون موقعي بايه لحن خاصي گفتي(همدردي)
راستي ميخوام اينجا چغلي تو به عمو بكنم.
عمو: به به به. من برنامه هارو واسه كي رو انتن ميرم؟؟!!
من:( خجالت)
اما عمو اين ژاله صداش اينقدر اروم و كمه كه حد نداره. باور كنين گوشيرو با چسب پونصدقلو چسبونده بودمش به گوشم تازه اخرشم خيلي از صحبتهاشو متاسفانه متوجه نشدم(خجالت)
ژاله من نميدونم تا حالا به برنامه ي عمويي زنگ زدي يا نه ميگم اگه نزدي كه هيچ اما اگه زدي واقعا با همين ولوم صحبت كردي؟؟ نه بابا اون موقع ادم جيغ ميزنه نه؟؟؟ اما اگه من ميبودم زبونم بند ميومد(غش)
اصلا شنيدي ميگن هرچي يه حكمتي داره؟؟ خب همينه ديگه حكمت اينكه من نبودم اينه كه اگه ميبودم اونوقت ديگه الان اينجا نبودم(خنده)چقدر بود بود شد(خده)

12 10 2009
فاطمه متقي

سلام عمو
خوبيد من اومدم البته شاد شاد هستم
آخه ديگه ول كنيد نميگم (خجالت )
عمو جون دوستون دارم
ديشب يه خوابي ديدم كه تعبير شد .
عمو خيلي دوستون دارم
عمو امروز اردك تك تك و بزاريد ديگه!!!!!!!
***محيوش ***
محيوش جون سلام خوبي خيلي خيلي ممنون كه مصاحبه رو گذاشي ولي كاش زود تر ميزاشي چون امروز زهرا ميخره اشكالي نداره عكس داره ميزنم به ديوار كلي حال ميكنم
دستت درد نكنه اجي جونم
*** مرضیه ( مینو)****
مريضه جون سلام خوبي
ببخشيد قالب وبلاگم خراب بود ولي درست شده ميتوني كامنت بزاري دوستت دارم(بوس ازنوع آبدار ) آجي فعلا باي

12 10 2009
فياضي

به نام خدا
.
.
سلام عمو
بابا كيك تولد!!!
«مينا اصلاح پور» منم تبريك مي گم، انشاءالله يكي از بهترين سال هاي عمرت رو شروع كرده باشي و به بهترين شكل هم بگذرونيش با يه عالمه خاطرات شيرينو دوست داشتني و اتفاقات جذاب
.
.
«aseman» عزيز سلام، چي شده ؟ چرا اينقدر شاكي؟ كي چي گفته بگو هممون با هم حسابشو برسيم!
.
.
عمو، خوش به حال بقيه كه برنامتونو مي بينن
من برم گريه كنم
نه بابا گريه كجا بود بايد برم كلاس
«بچه ها» جاي منم برنامه ي عمو رو نگاه كنين
عمو
خدانگهدار

12 10 2009
مبینـا

سلام…
چه طوره عمو؟

12 10 2009
نشمین

سلام. عمو. الان از مدرسه برگشتم . سریع اومدم اینجا. موضوع برنامه امروز موضوع خوبیه. امیدوارم که مثل همیشه برنامه خوبی داشته باشید.
راستی عمو من از این به بعد با اسم ساناز کامنت میذارم و اگر شما در برنامه کامنت منو خوندید لطف کنید با اسم ساناز بخونید. آخه میدونید چیه عمو فامیل های ما اگه بدونن که من برنامتون رو میبینم و یا اسمم توی برنامه خوانده شده بهم میگن: تو مگه بچه ای که برای برنامه ی عمو کامنت میذاری؟؟؟. بس دیگه اسمم شد ساناز.باشه عمو . ممنون . خداحافظ

12 10 2009
ساناز

عمو راستی من امروز تولدمه.یه سال بزرگ تر شدم.دوران نوجوانی دوران خوبیه . باید خوب ازش استفاده کنم. بابا و مامانم چند روز بیش بهم گفتند که برای تولدت چی کار کنیم.گفتند میخوای تو مدرسه بگیریم یا خونه. ولی من گفتم فقط یه کیکی برام بگیرید.بریم بیش مامان بزرگ. آخه اون بیره نمی تونه بیاد خونمون. برای همین قراره امشب بریم اونجا. البته بهشون گفتم که کادوی شما جداست(خنده) !!!! من ظهر به دنیا اومدم ولی چون مدرسه بودم قراره شب تولدم رو تو خونه ی مامان بزرگم بگیریم. البته شاید عموم و زن عموم هم باشن. بابا این طوری خوب تره تا تو مدرسه و خونه بگیریم. امروز خیلی درس برای فردا دارم ولی سعی میکنم که سریع بخونم. کلاس هم دارم. بس باید سریع تر برم به درسام برسم که بتونم برنامتون رو ببینم. عمو برام دعا کنید که بتونم درسام رو خوب خوب بخونم . عمو راستی اینقدر عصبانی میشم وقتی میبینم که مردم اصلا به فکر محیط زیستشون نیستن. امیدوارم که حداقل با دیدن برنامه ی شما از این کار زشت دست بردارن. موضوع برنامه خیلی خوبه .ممنون برنامه ی خوبی داشته باشید.خداحافظ

12 10 2009
زهرا متقي

به نام خدا

سلام عموجونم♥ خيلي خوشحالم آخه امروز يكي از همون روزاي خوب خداست♥
♥عمويي جونم♥ خيلي دوستون دارم♥

راستي يك تبريك به آبجي هاي گلم ♥

… … … … … ♥… ♥… ♥… ♥… ♥… ♥… ♥… ♥… ♥… ♥… ♥…♥ … … … …

راستي آبجي مينا♥ تولدت مبارك ♥٭♥٭☺
دست بزنيد و شادي كنين امشب شب تولده ♫♪♫♪♪♫♪
تو باغ سبز زندگي يك غنچه گل باز شده ♫♪♫♪♪♫♪

◄◄ تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــولدت مبـــــــــــــــــــــــــــــــــــارك ►►

♥♥♥ آبجــــــــــــــي ميــــــــــــــــــــــــــــــــــنا ♥♥♥

♥آبجي سولماز♥ تبريـــــــــــــــــــــــــــك ♥
انشالله كه هميشه موفق باشي .

عمويي جونم تا بعد

» يا حق «

12 10 2009
تينا رادفرنژاد

به نام خــــــــــــــــــــــــــــدايي كــــــــــــــــــه خيلي مهربونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
عموسس جونم سلام خسته نباشيد ميدونم الان سر كار هستين دارين برنامه ريزي ميكنيد .
پــــــــــــــــــــــــــــــــــس خسته نباشي عمويي .
عموجون جونم من تازه امدم گفتم بيام براي عموي بنويسم بعد برم به كاراي ديگه ام برسم عمويي واسه باباييم دعا كنيد الهي بميرم امروز خيلي درد داشت ديشب من كه پيشش بودم
نميخواست به روي من بياره كه حالش خوب نيست خيلي تحمل كرد از درد عمو جونم .
عمويي امروز برنامتون را از خونه ميبينم امروزم عمو جونم را ميبينم سر حال ميشم هورا
راستي عمويي امروز هر شعر را دوست دارين بخونيد اصرار نميكنم شعر هديه را بخونيد هر شعري را دوست داشتين بخونيد عمويي.عمويي قد تمام دنيا دودت دالم .
(برادرزادتون )

12 10 2009
مبینـا

سلامی دوباره
**مریـــــــــــــم جون** قربونت برم کاری نکردی که من بخوام ببخشمت تازه من کی باشم که بخوام شما رو ببخشم…….. یه خبـــــــــــــــــر دارم…….
((((((((((((((((عکستو درست کردم آجی جون)))))))))))))))))
برای امتحان یه کامنت بذار زود بــــــــــــــــــــاش آجی جون……زود…..
____________________________
**مینا جون** تولدت مبـــــــــــــــــــــــــارک…میدونی هم اسم خواهرمی؟
خوش به حالت که عمو بهت تبریک گفته و برات عکس گذاشته….یه وقت فکر نکنی که من حسودماااااااااااااااا نه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه…اصـــــــــــــــــــلا…
____________________________
**عمو جون** یادتونه قبلا گفتید که اینجا طوریه که یه نفر نمیتونه تعداد زیادی کامنت بذاره….دیگه فعال نیست؟ راستی یادتونه اولین باری که اومدم تو وبلاگتون ازتون خواسته بودم در مورد **گرافیک** برام مطلب بذارید؟……ولـــــــی هنوز که هنوزه……
میتونم ازتون درمورد این رشته ازتون کمک بگیرم؟
____________________________
دوستتون دارم ***بزرگ مرد کودک***

12 10 2009
فاطمه

سلام عمویی جونم
حالت خوبه؟

12 10 2009
ساناز

مینا جان شما هم تولدته . الان دیدم . تولدت مبارک . منم امروز تولدمه. امیدوارم که همیشه موفق باشی و هر دعایی که داری مستجاب شود(البته اونایی که به صلاحته).
عمو الان میرم دیگه. دیگه واقعا خداحافظ

12 10 2009
تينا رادفرنژاد

راستي عمويي يه چيزي بگم آدم ها وقتي سراغ بيمارستان ها نرن نميتونن مريض ها را درك كنند البته هيچ وقت پاشون تو بيمارستان نذارن غير از عيادت (نيشخند )ميخواستم بگم امروز دعا واسه ميرض ها يادتون نره عمويي ميدونم فراموش نميكنيد همين جوري گفتم اخه نيست از نزديك مريض ها را چه از كوچيك چه از بزرگ را ديدم حالم گرفته شده انشالله هرچي مريض هست شفا پيدا كنه الهييييييييييييييييي.
ببخشيد .
برادرزادتون
****************** سلام ابجي ها ممننونم ابجي جاي گلم خيلي مهربونيد دوستتون دارم .
شيرنم قابلي شما را نداشت عزيزم .
خانم تاجيك كجايي كم پيدا شدي اجي ؟؟؟ منم برات بهترين ها را ارزو ميكنم .تينا .

12 10 2009
شیرین

سلاممممممممم عمو داریوش *:-)
عمویی از دانشگاه اومدم خسته و کوفته از نوع برنجی (نیشخند)
عمو فقط شمایید که میتونید خستگی رو از تنم بیرون بیارید با اجرای فوق العادتون
عمو تو راه که بودم زنگیدم و با مائده حرف زدم یه خورده خستگیم در رفت ابجی بووووس
عمویی نمیدونم الان موفق میشم در مورد موضوع برنامه کامنت بزارم یا….

12 10 2009
فاطمه

سلام آبجیا
**آبجی مرضیه** قربونت برم با تو نبودم که تازه اصلا برداری مگه چی میشه… باشما نبودم عزیزم
**آبجی رویا** چشم الان میدم
**آبجی فیاضی** (ناراحت)… نمیدونم چی بگم! به هر حال هروقت بخواید در خدمتم.
**آبجی ساناز تولدت مبارک
**آبجی مینا** خوش به حالت… از اون کیکت به ما هم میدی؟
ببر ببر کیکو ببر به ما بده تو هم بخور ناز و ناز و نازنینه ماهه روی زمینه کیک تولدشم مثله خودش شیرینه…. دلم آب شد خب….
** آبجی مرضیه آبجی رویا آبجی نرگس ** من صبح تا ظهر مدرسه ام…. اگر یه بار زنگ زدید و دیر جواب گرفتید معذرت میخوام ببخشید
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوس به همه

12 10 2009
فاطمه

راستی آبجی مرضیه فامیلیم حیدریه(ببخشید دیر جواب دادم)

12 10 2009
شیرین

********تولدت مبارککککککککککککککککککککک ******
ابجی مینا تولدت مبارک ……به قول عمو کاشکی که 100 ساله شی نهههه 120 ساله شی نههه120سال کمه همیشه زنده باشی *:-)
ساناز جون عزیزم تولدت مبارک *:-)
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دست دستتتت شله دستا بالا همین حالا
سوووووووووووووووووووووووت *:-)
یوهووووووووووووووووووو
بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس
بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس
اینم 2 تا بوس تلگرافی به 2 ابجی گلم
بابای

12 10 2009
فاطمه

**آبجی رویا** جونم فرستادم رسید حتما خبرم کن

12 10 2009
شیرین

سلام *سولماز جون*عزیزم افرین ایشالله که مرحله سومشم قبولی
بعد میشی مثل عمو یه گرافیست *:-)

12 10 2009
تينا رادفرنژاد

عمويي ببخشيد زيادي حرف زدم اما يه چيزي را خيلي وقت پيش ميخواستم بگم چون فونت عربي نداشتم نميشد الان هم ندارم حالا من ميگم انشالله كه متوجه بشين .عمو جون من شنيدم شفا دومعني ميده شفا :(عمو يه ا بذاريد بالاي سر ش) معني ميشه مرگ اما ان شفا :(يه ا بذاريد زير ش)معني ميشه بهتر شدن خوب شدن حالا من يه آيه ميگم تا بيشتر متوجه بشين مگه تو دعاي كميل نداريم ميگه :يا من اسمه دوا و ذكروشفا، پس عمويي آن شفا درسته كه معنيش بهترشدن يا خوب شدن ببخشيد ها ميگن خوب نيست بگين ان شفاي اوليه كه الان هم شما تو برنامه ميگن البته ببخشيد عمويي اميدوارم از دستم ناراحت نشده باشين ديگه ببخشيد فونت عربي نداشتم .
برادرزادتون.

12 10 2009
مرضیه ( مینو )

سلااااااااااااااااام
خوبین ؟
*آجی مشکات اگه داداش اجازه نداد توی وب خودم میذارم که برین دانلود کنین . ولی یه چیزیاگه حجمش زیاد باشه چی ؟ اونوقت چی کار میکنین ؟

*آجی فاطمه متقی . باشه . آخه یه سوال داشتم در حد المپیک ( نیشخند ) بعدا میام ازت میپرسم

*آجی سولماز و آجی مینا ، تبریییییییییییییییییییک گرم مرا از بوشهر پذیرا باشید

12 10 2009
فروغ

سلام عمویی
خسته نباشید…
عمو اومدم بگم که مرسی دعا کردید امروز با اینکه دوشنبه بود ولی خوب بود…
امتحان علوم رو هم خوب دادم…
دوستون دارم
التماس دعا
خداحافظ

12 10 2009
مرضیه ( مینو )

*آجی عباسی یه چیز دیگه در ارتباط با اون داستان که اول از همه باید میگفتم اما این آلزایمر نمیذاره :
آدم باید به خدا توکل داشته باشه

12 10 2009
??

سلام
مينا*ي عزيز تولدت مبارك.خوش بحالت چه كيك خوشگلي.حالا كي مي برييش؟
فياضي *خـــــــــــــــــــــــــــــــــانـــــــــــــــــــــــــــــــــــم فياضي ممنون از قولي كه دادين براي اينكه زير قولتون نزنم اين بار كوتاه مي نويسم!!!راستي اومدي تبريز و خواستي آش دوغ بخوري نرو كافي شاپ وحيد بخودم بگو ببرمت سرعين آش دوغ هاي اونجا خيلي خوبه.به اين دوستيمون هم از انقدر از عطرهاي ارزون مشهد نزن سرم درد ميگيره از اون گرون هاش بزن چون دوستي ماهم گران بهاست.
نسترن جان*خانم به بلغاري ميشهГ-жа .نسترن هر موقع عمو فرضيايي مياد بازم قايم ميشي؟
مبينا*شمام يكي از كساني هستيد كه در ايجاد و حفظ دوستي ها بين بچه هاي كامنتي اينجا خيلي تلاش مي كني.آفرين صد آفرين هزار و سيصد آفرين

12 10 2009
فاطمه

باشه عمو واقعا که چرا باز خودتو انداختی؟ الهی بمیرم خیلی درد گرفت؟

12 10 2009
فاطمه

برنامتون عالی بود واااااااااااااااااااااااااااای چه شعر قشنگی بود بازم بخونش….
ممنون که نماهنگ گیلانو پخش کردی….
راستی اون علی وقتی اومدی راجب یه پسری حرف زدی فکر کنم این همون بود… خوش به حالش 5 سالگی رفته …. خدا قسمت همه بکنه انشالله
اون پورنگ فرضیایی هم خیلی خوب اومدی… راستی ممنون که بعد از اذان برنامه داری اینطوری خیلی از آبجیا میتونن برنامرو ببینن.
امروز خیلی فعالیت کردیا همش نفس نفس میزدی. برو استراحت کن
خب من الان باید برم شب برمیگردم.
فعلا

12 10 2009
شیرین

سلاممممممممممم عموجونم *:-)
عمویی ممنونم ازت خیلی خوشحالم کردی (شعر گیلان) رو خوندی…عمو ممنونم ازت
عموووووووووووو خیلی دوست دارم :-) :-) :-) :-)
عمویی خیلی خوشحال شدم که برنامه بعد از اذان مغرب پخش میشه (هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا :-) هورااااااااااااااااا )
این طوری برنامه رو شنبه ها هم زنده میبینم(اخه شنبه ها 5:30 میرسم خونه)
عموووووووووووووو داریوش امروز خلیی منو شاد کردییییییییییی
.
.
ابجی رامینا بابا تبریک عمو اسمتو خوند….عمو ما اصلا حسودی نمیکنیم اسم هر کدوم از اجی ها رو بخونی عالیییههههه *:-) *:-)
عمووووووووووووو خیلی گلییییییی @>—–

12 10 2009
farnaz

سلام عمویی.
عمو راست میگن که قشنگ تر از خورشیدی(با همون ریتمی که خودتون خوندید).برنامه هم که طبق معمول عالی عالی عالی. عمو کلاسام خیلی فشرده هستند خیلی کم میتونم بیام اینجا ولی خب هرجور باشه بلاخره یه سر میزنم.عمویی خیلی دوست دارم نمیتونم بگم چقدر چون خودت میدونی که هیچ انتها و اندازه ای نداره…

12 10 2009
دارینوش

سلام عمو

ممنون عمو!!!بالاخره ساعته برنامه شنبه تغییر کرد …هوراااااااا…
بازم ممنون … :-)

12 10 2009
شیرین

عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو داریوششششششش خیلی دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارممممممممممم
*:-)…… *:-)…… *:-)….. *:-)……. *:-)…… *:-)……. *:-)…….. *:-)…….. *:-)……. *:-)….. *:-)…… *:-)……. *:-)…..*:-)……..*:-)……..*:-)…….. *:-)………*:-)
@>——
@>—–
@>—–
@>——

12 10 2009
فاطمه

عمو جونم خسته نباشی
آبجیا خسته نباشید
فعلا

12 10 2009
farnaz

عمویی چهارشنبه 22 مهر تولدمه عمو الان گفتم چون چهارشنبه شهادته(ناراحت).

12 10 2009
??

سلام.مرضيه* چقدر نتيجه گيري كردي!!آفرين.
جداي از همه اين نتيجه گيري ها مي خوام بگم عشق و دوست داشتن يك تعهد است.فرقي نميكنه چه عشق خدايي باشه و چه زميني در هر صورت انسان بايد در قبال عشق خود متعهد باشد.همين عشق زميني و خاكي اگر درست هدايت بشه و اگر انسان متعهد باشه ميتونه با اين عشق به عشق الهي و كمال برسه.همون چيزي كه سعادت هر انساني در آن خلاصه ميشه.نه در دنيايي تنگ و كوچك كه تنها با ديدن چشم سر تمامي ارزش ها و احساسات انساني ناديده گرفته ميشه.
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
گر به اقلیم عشق روی آری
همه آفاق گلستان بینی
بر همه اهل آن زمین به مراد
گردش دور آسمان بینی
آنچه بینی دلت همان خواهد
وآنچه خواهد دلت همان بینی

12 10 2009
تينا رادفرنژاد

به نام خداي مهربون دوست داشتني*
عمويي سلام خستــــــــــــــــــه نباشيد عمو جونم.(عمويي خيلي دير صفحه باز ميشه خيلي )
امروز كه مثل هميشه گل كاشتين فوق العاده بودين عمويي راستي شعر جديدتون هم خيلي خوشگل بود تبريك ميگم واقعا قشنگ بود .عمويي بازم ممنونم كه شعر هديه را خوندين حالا با كلي شارژ ميرم پيش بابايي جونم .دستتون درد نكنه عمو جونم .عمويي خيليييييييييييييييييييييي مهربونيد.بازم ميگم برنامه امروز عالييييييييييييييي بودو از همكاران گلتون هم تشكر ميكنم و ميگم خسته نباشيد راستي عمويي به آقاي آقاجانزاده هم سلام برسونيد. عمويي ممنونم كه ساعت برنامه را تغيير دادين عالي شد .راستي عمويي دلمون براتون تنگ ميشه تا شنبه اوههههههههههههههههه خيليه .مراقب خودتون باشيد عمويي . دوست دارم عمو .التـــــــــــــــــــــــــــــــــماس دعا
(برادرزادتون )
*********************
ابجي مينا ي گلم بازم تولدت را تبريك ميگم عزيز انشالله صدو بيست ساله شي مادر جون (نيشخند) برات بهترين را آرزو ميكنم.دوست دارم ابجي جونم .

12 10 2009
مرضیه ( مینو )

سلام به داداش گل و دوست داشتنی خودم . خسته نباشی . عوامل پشت صحنه و جلوی صحنه هم خسته نباشن .
آجیها سلام . خسته نباشین
*داداش عالی بود. حرف نداشت . مثل همیشه . اما داداش روز شنبه 8 تا میشه ها . راستی داداش یادت نره چه قولی بهم دادیاااااا .هر چه زودتر انجامش بده ، باشه ؟!
*آجی فاطمه ، والله چه عرض کنم . فکر کردم با منی . واسه اینکه قاطی نکنیم کنار اسمم مینو رو هم بذار . ممنون . آجی خودم 3 روز اول صبح . 3 روز دوم ظهر میرم مدرسه . پس زیاد تفاوتی نداره . آخه کنار اسمت حرف ج رو گذاشتم
*آجی مشکات جون ، ضبط کردم . حالا یکی بیاد و به من بگه چجوری لینکشو واسه دانلود بذارم ( نیشخند ) ولی حجمش خیلیه . فکر کنم باید تبدیلش کنم . اگه واسه موبایل بذارم مشکلی نیست آجی ؟

به نظرتون رامینا در چه حالیه ؟؟؟؟ منم خطم دستم نیست ، دست بابامه . آقا یکی یه خبری از رامینا بگیره و به من بده که ایشون در چه حالی میباشن .

12 10 2009
مائده

به نام خدا …
سلام عمویی … خسته نباشید …. یه چیزایی میخواستم بگم الان از آجی پریسا دستور رسید که نگم …. فقط اینو اجازه داد بگم : دوستتون دارمممممممممممممممممممممممممممممممم
عمو ی مهربونم شعر قشنگی بود آسمون بچه ها یه خورشید درخشان داره که سر سبزی و شادابیشون رو مدیون این خورشیدن ….
عمو جون جونم پام درد میکنه …. دلم هم شکسته … میدونم گوش نمیدید ولی تو رو خدا مواظب خودتون باشید …. مواظب عموی مهربون و دوست داشتنیمون باشین …..
عمو جون جونم تا شنبه اونم بعد از اذان … من چه جوری طاقت بیارم ؟؟؟
زیر پاتونو نگاه کنید … نگاه کردین ؟؟؟ الان دل من افتاده اونجا کلیم شکسته ….. طاقت این همه تحمل رو هم نداره ….
بله ام …. میشه شنبه اون لباس نارنجیه با اون کفش نارنجیرو بپوشین ؟؟؟ الان میگید تاشنبه که یه عالمه مونده …. میدونم خودممم …. گفتم تا شاید به خودم انرژی داده باشم که زود میگذره ….. اما هر ثانیش یه سال میگذره ….. {گریههههههه}
ممنون که شعر گیلان رو خوندین … راستی عمو گفتید بچه ها از هر روشی برای برقراری رابطه استفاده میکنن …. عمو اگه دیگه نیومدم نت میرم یه کبوتر نامه رسون میخرم ….. دفتر خاطراتمو میبندم به پاش و …. {تلخند}
کنار سجاده ی سبز و مخملیتون وقتی دلتون بیشتر از همیشه با عرش آسمون گره خورده ما رو هم از دعای خیرتون بی نصیب نگذارید …..
یکی که از دنیا بدون خورشید مهربونش (عمو جونم ) میترسه ….

12 10 2009
??

سلام
مرضيه *بنظر من رامينا الان خيلي خيلي خوشحاله
رامينا بهت تبريك مي گم عمو كامنتت رو توي برنامه خوندن.

12 10 2009
مائده

سلام دوستان …. ******
******آجی شیرین ….
خجالتم نده فدات شم ….. منم کلییییییی انرژی گرفتم ….. بالاخره عمو گیلانم خوند ….{خنده}
********* آجی مرضیه ….
چند وقتی هست دارم فکر میکنم به اون قضیه ی بازگشت به کودکی فکر کنم بتونم کمکت کنم … آخه تجربه دارم …. {نیشخند} اگه دوست داشتی بعدا شمارمو از رامینا بگیر یه زنگ بهم بزن …. برت میگردونم به شیر خوارگی …. قول میدم ….{خنده}
آجی الان رامینا اس داد (((( قلبم نمیزنه ))))
با این حساب قلبش که نمیزنه ولی دستاش کار میکنه ….{خنده}{چشمک}
********** آجی فطمه … دوره زمونه عوض شده …. میگم اگه یه حرکت نمادین انجام بدیم بهتر نیست مثلا رو پلاکارد بنویسیم ((((((((توپولوف خجالت بکش )))))))) بعد بریم فرودگاه یا فیلم اره 4 را روی خدمه ی هواپیما پیاده کنیم …. یا ….. راه های زیادی هست …. انتقام {چشمک}
دوستان همتونو از صمیم قلب دوست دارم …. دست همتونو میبوسم …. شرمنده ام اگه یه موقع تلفنم رو جواب نمیدم یا دیر به دیر به بلاگ های قشنگتون سر میزنم …. روز ها کوتاهه و درس ها زیاد … منم که برادرزاده ی عمو ….. دیگه بقیشو میدونید که …{چشمک}

12 10 2009
مرضیه ( مینو )

*آجی عباسی از نظر من خوشحالی که هیچ ، فکر کنم تا مرز سکته پیش رفته باشی ( البته خدا نکنه )

12 10 2009
نسترن

سلا عمو فرضیایی عمو پست جدید نمی ذارید ؟

*خانم عباسی *عزیز ممنون از راهنماییتون در مورد قایم شدن من می ترسم زیاد میدونی که چی رو میگم
خانم عباسی یه سوال فنی من که هر چی اینجا داد زدم کسی صدامو نشنید شما میدونی چه جوری میشه اون نی نی رو رو کامنت خودمون بذاریم

*خواهر فیاضی* دیشب به کجا رسیدید

*مینا جان* تولدت مبارک عزیزم

* خانم تاجیک نازنین* دعاتون خیلی قشنگ بود ممنون

12 10 2009
مرضیه ( مینو )

سلام
*اجی مائده . چجوری میخوای منو برگردونی به دوران شیرخوارگی ؟ ( خنده) بعدشم آجی من که گفتم از دوران بچگیم چیزی یادم نمیاد . بقول پسر خالم حتما واسم مهم نبوده .
فکر کنم این جمله ی داداش بود که گفت : اونایی که دوست دارن زود بزرگ بشن ، بزرگ میشن . حالا که بزرگ شدن ، دوست دارن بچه بشن. ( درسته داداش ؟)
تا اونجایی که حسم بهم میگه اگه برنگردم بهتره . آخه دوران کودکیو الانم هیچ فرقی نداره . اون زمان هم احساس بچگی نمیکردم . زیاد بازی نمیکردم . یعنی همبازی نداشتم . منم جزء اون افرادی بودم که دوست داشتم زود بزرگ بشم . اما حیف که الان دوست ندارم بزرگ بشم ….. اصلا آجی قضیه ی من یکی رو بیخیال شو

13 10 2009
anis

سلام !عموجون یه سوال داشتم میخواستم ببینم اگربخوایم نوشته هامون رو فقط خودتون بخونید باید چکار کنیم یعنی توسایت نمایش داده نشه؟

13 10 2009
شیرین

عمویی

13 10 2009
ساناز

سلام. ممنون ** فاطمه جان** بخاطر تبریکت. انشاالله همیشه موفق و موید باشی.

10 04 2010
بهناز

وبلاگتون خيلي عاليه

30 04 2010
سارا

سلام عمو جون من تورو رو خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی دوست دارم دبای ووبلاگتون ماه عالیه

30 04 2010
سارا

سلام عمو جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون من میخاستم یه خواهشی کنم لطفا باسهند ومتین هم اهنگ بخونید چرا فقط امیر محمد لطفا




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: