پورنگ در قطب شمال

15 04 2010

برای  دیدن عکسهای  بیشتر  و ثبت نظرات  روی عکس کلیک کنید

به نام خدا

سلام به همگی دوستان

لحظه ای که  خبر اوکی شدن بلیط هواپیما  رو بهت میدن  دلت می گیره فکر می کنی  مثلا دیدن و خداحافظی با عزیزان و  دوستان است که  تو را  هنوز نرفته دلتنگ کرده است اما  این حس غریب  رهایت نمی کند تا اینکه  بساط خلوت غریبانه را با دوست می چینی   الا بذکر الله تطمئن القلوب …لذت سفر به همین دلتنگی هایش است  و به این باور رسیدن که  روزی بایستی همه آنهایی را که دوست داری  رها کنی و به امید آینده  پا در جاده ای بگذاری که  دل کندن از  آن خیلی سخت است  البته يه مرزي بين دلبستگي ها و وابستگي هاست..دلبستگي و دل دادگي هميشه يه اسارت بوده…اما چه ميشه كرد..چه ميشه كرد كه خاصيت دل چيزي جز وابسته شدن نيست و همه اين دل كندن ها و جدايي هاي كوتاه شايد امتحاني هستند براي محك زدن عيار دلمون …  سوای  اینها  سفر  همیشه  خوب است  به ویژه اگر به ناشناخته ها باشد  سفر یک هفته ای به سوئد دانمارک و فنلاند برای من چنین بود.

در طول  هفته  و در این پست به مرور  خاطرات این سفر به همراه عکس ها و فیلمهای آن  خواهم پرداخت  بر خود لازم می دانم از زحمات  جناب آقای  اسلامی سفیر محترم  جمهوری اسلامی  ایران   و  جناب آقای معظمی رایزن فرهنگی سفارت  ایران در سوئد  و  جناب آقای  دامن پاک  سفیر محترم  جمهوری اسلامی  ایران در دانمارک  کمال تشکر را داشته باشم

پ . ن 1 : عکس و فیلم در حال افزوده شدن است

Advertisements




ماشینهای سرزمین عجایب

14 11 2009

pourang

برای ثبت نظرات و دیدن عکسها در سایز بزرگتر روی آنها کلیک کنید





کمدین روسی

12 11 2009

به نام خدا

سلام به دوستان

به هنگام سفر به روسیه و  بازدید از  قبرستان  مشاهیر روسی  مقبره  گوری نیکوتین این کمدین معروف  روسی  برایم  جالب به نظر رسید  می گویند این  کمدین  وقتی  فوت می کند تا یک هفته سگش  نیز  بی قراری  می  کند و سپس می میرد  و  او را هم در کنار صاحبش  دفن می کنند

برای  ثبت نظرات و دیدن سایز بزرگتر عکسها روی آن کلیک کنید

پورنگ و کمدین روسی

پورنگ و کمدین روسی

پورنگ و کمدین روسی





درخت قفل

12 10 2009

به نام  خدا

سلام  به دوستان

در ادامه سفرنامه  روسیه می رسیم  به  یک  محل  که  چون  برای  من  خیلی  عجیب  بود  براتون عکس گرفتم   محلی  را  که می بینید  چندین درخت  متوسط در مرکز شهر مسکو  است  که تمام  عروس و دامادها  اهل مسکو  در ابتدای  آغاز زندگی خود قفلی را  به این درخت  می آویزند و  کلیدش  را  با خود  می برند  بدین  معنی   که  زندگی  خود  را به  روی  تمام  بدیها  و  ناراحتیها  بسته اند .

برای  ثبت  نظرات اینجا  کلیک  کنید

برای دیدن عکسها در سایز اصلی  روی انها کلیک کنید

amoo2

amoo3

unclepourang
amoo1

این هم  جواب  مسابقه عکس پورنگ

روی عکس کلیک کنید  و ببینید  و بشنوید


Amoo

برای  ثبت  نظرات اینجا  کلیک  کنید





توپولوف و پورنگ و باقی ماجرا…

9 10 2009

عمو پورنگ بر مزار سازنده هواپیمای  توپولف در روسیه - مهر88

عمو پورنگ بر مزار سازنده هواپیمای توپولف در روسیه - مهر88

بنام خدا

سلام به دوستان

توي سفر هوايي به شهر تبريز خاطره هاي زيادي دارم كه يكي اش خيلي جالبه!!از شما چه پنهون از اونجايي كه ما چهره بوديم به خيال خودمون فكر كرديم حتما صندلي رديف اول يا وسط رو بما خواهند داد ولي از قديم گفتن شتر در خواب بيند پنبه دانه ….بقيه اش نمي گم چون خودتون ميدونيد.زد و از شانس بدمون آخرين صندلي رديف آخر كه متصل ميشد به (گلاب به روي تون)دستشويي به من و امير محمد و تهيه كننده اختصاص داده شده بود وقتي وارد هواپيما شديم مهماندار با لبخند گفت:اي واي ببخشيد ايكاش ميشد شماره   صندلي تونو عوض كنم ما هم كه حسابي دمق شده بوديم گفتيم اشكال نداره يك ساعت پرواز قابل تحمله!! خلاصه  حدود 25 دقيقه از پرواز گذشته بود كه ازمون پذيرايي كردن جاتون خالي شام مقداري برنج و مرغ بود كه مي تونست جواب دل ضعف مونو بده اما چشمتون روز بد نبينه هنوز سه- چهار لقمه نخورده بوديم كه يه آقاي هيكل درشتي به اتفاق همسر و بچه اش آمدن و به رديف و نوبتي رفتن دستشويي؛ هر بار که در  باز میشد  تا نفر بعدی  چنان نسيم وحشتناكي بسوي ما مي وزيد كه طعم غذا و شيريني سفر را برامون زهرمار ميكرد..
در همين زمان مهماندار از كنار ما رد ميشد كه امير محمد گفت:خانم مهماندار هرچقدر غذاتون طعم و بو نداشت اما صندلي و مكاني كه بما اختصاص دادين جبران همشو كرد..مهماندار خنديد و گفت:اي شيطون فكر كردي اينجا تلويزيونه  اذيت میكني!!
منم گفتم:البته  خیر  چون در استوديو هرگز چنين بلايي سرما نيومد كه بخواهيم اينطوري شيطوني كنيم…





سفر به روسیه 1 ( مدرسه سدا واگانوف مسکو )

3 10 2009

https://amoopourang.wordpress.com

به نام خدا

سلام دوستان

سفر به سرزمین کارتون قشنگ گرگ بلا خرگوش ناقلا  برایم غیرمنتظره بود باور اینکه در  مسکو از زمان  ناصرالدین شاه تاکنون  مدرسه ای به زبان  فارسی  تدریس میکند  کمی برایم  عجیب بود و در عین حال غرورآفرین   چرا که  به همه گیر شدن این  زبان اصیل  کمک شایانی می شد  در بدو ورود  خانم محترمه ای  که  به همراه دخترش در این مدرسه مشغول به تدریس بود  به ما خوش امد  گفت و از حضور ما و آقای زین الدین  از همکاران رایزن فرهنگی ایران  اعلام خوشحالی کرد  مدير مدرسه خانم سدا واگانوف  واقعا از ما استقبال گرمی را به عمل اورد سپس ما با  کارکنان  مدرسه اشنا شدیم  و در ادامه در  سالن اجتماعات  مدرسه مراسمی   برپا شد  و  من در ان مراسم  شعرهای و سرودهای  برنامه هایم را خواندم و برای  انها مسابقه نیز اجرا نمودم  که  در جمع  دانش اموزان دخترو پسر  با لباسهای  قشنگ و  شیرین زبان  مراسم را  ادامه دادم  نکته جالب توجه با وجود اینکه نمی دانستم  جیغ و ابراز احساسات به زبان روسی چی میشه  ولی هر بار که  فریاد می کشیدم جیغ و احساسات  سالن پر می شد از جیغ پسر بچه ها و  دختربچه های روسی  که   تعجب منو  به همراه داشت  و  واقعا از ته دل می خندیدم و از این همه شور و اشتیاق به وجد امده بودم .

روی عکسها کلیک کنید