سروش عموپورنگ

6 09 2009

purang
amoopoorang
uncleporangunclepurang





چراغ راه

30 08 2009

poorang

به نام خدا

سلام دوستان عزیز و گرامی

قبلا هم گفته بودم ولی مثل اینکه کسی گفته های منو باور نکرده است به ناچار دوباره خیلی ساده و صمیمی می خوام بگم که من به غیر از این وبلاگ جای دیگه ای هم نیستم که بخوام با شما در ارتباط باشم و اگر این طور باشد حتما لینک آن را برایتان در این وبلاگ خواهم گذاشت از اینکه از طریق پیامهای مهربانه تون منو مورد لطف خودتون قرار می دهید متشکر و سپاسگزارم

چند وقتی است که در کامنت ها و ایمیل هایی که از برخی از شما ها به دست من می رسد که تاکید هم شده است که اونا رو تایید نکنم بر این مسئله پافشاری شده که من نسبت به محبت ها و دوستی های بی غل و غش اونا بی تفاوت هستم …به این ماه عزیز این طور نیست من سراسر وجودم مملو از عشق و دوستی به تمام کسانی است که معصومیت پاک کودکانه آنها همواره چراغ راه من بوده است و مرا از دنیای زشتی ها بدور نگاه داشته است اما در این مدت کوتاه هم باور بفرمایید کار سختی رو برگزیدم اونم جواب به کامنتهای شما بود … بابا خسته شدم از بس کامنت خوندم از شوخی گذشته کار طاقت فرسایی است و اگر نبود عشق به کارم و دنیای بچه ها محال بود که بتوانم دوام بیاورم امروز که برنامه زنده نداشتیم با خودم گفتم بیام و با شما در باره برخی از ویژگی های سری جدید یعنی همون فوق برنامه صحبت کنم .

در این سری پس از بررسی برنامه های گذشته بنا را بر این گذاشتیم که با تفکیک مسولیت ها و سپردن هر یک از آنها به یک نفر تجربه تازه ای را در جهت بهبود کیفی برنامه انجام دهیم در این راستا آقای احمد علی پور به عنوان کارگردان هنری انتخاب شد که ایشان در سری های قبلی هم به عنوان کارگردان آیتم های نمایشی و تولیدی بود نویسندگی برنامه بر عهده آقای سلیمی گذاشته شد که به اتفاق گروهش نوشتن موضوعات روزانه برنامه را بر عهده دارند و برخلاف هفت سال گذشته که وظایف کارگردان هنری و ارائه ایده اولیه و خلق موقعیت های طنز نمایشی بر دوشم بود در فوق برنامه تنها مسولیت من در مقام مجری برنامه است البته طراحی دکور و صحنه بر عهده خانم رویا یعقوبی است که علاوه بر فوق برنامه دکور برنامه شبکه کودک نیز کار ایشان بود .جا دارد همینجا از خانم عاتکه لاله هم یادی بکنم که زحمات زیادی برای دکور برنامه های قبلی کشیده بودند از زحمات زیاد گفتم و فورا اسم آقای حسین خلیفه به ذهنم رسید که واقعا فرد زحمتکش و دستیار برنامه است تهیه کننده هم که بزنم به تخته همچنان آقای مسلم آقاجانزاده است

از آنجا که همواره نظریات شما برایم بیش از اندازه مهم بوده است ازتون درخواست می کنم چنانچه پیشنهاد انتقاد و ایده خاصی را در جهت بهبودی کلیت برنامه دارید حتما با ما در میان بگذارید مطمئن باشید با این کارتون همه عوامل گروه فوق برنامه رو خوشحال خواهید کرد یادتون نره که در فوق برنامه من فقط در مقام مجری هستم التماس دعا

کامنت برگزیده :

فیاضی

78.38.137.50 Submitted on ۱۳۸۸/۰۶/۰۹ at ۱۲:۲۵ق.ظ

با با کچلمون کردین
شما دوستان محترم رو می گم
عمو از سخن دل می گن همه شاکی که “ما رو می گین؟ ببخشید و…”
از آرزوی خواهش می گن، صداتون در میاد، ” ما نبودیم و ببخشید و…”
از برنامه ی زنده نداریم می گن، می گین ” ما رو ببخشید و…”
حالام که عمو اومدن و دوستانه می گن ” چراغ راه
باز قهر و…
من یکی خسته شدم
عمو از چی بگن که شما تمومش کنین؟!
بابا عمو اگه می خواستن بگن کامنت نذارین، خوب اصلا کامنت ها تایید نمی شد
تمومش کنید
تا حالا از عمو می خواستم، حالا باید از شما بخوام؟!
خواهر من، برادر من، دختر عمو، پسر عمو، دختر دایی و …
تمومش کنید
همین
تمام
عمو دارن می گن ” از اینکه از طریق پیامهای مهربانه تون منو مورد لطف خودتون قرار می دهید متشکر و سپاسگزارم
شما می گین ، منظورشون اینه که کامنت نذاریم
عمو دارن می گن”من سراسر وجودم مملو از عشق و دوستی به تمام کسانی است که معصومیت پاک کودکانه آنها همواره چراغ راه من بوده است و مرا از دنیای زشتی ها بدور نگاه داشته است
شما می گین “عمو گناهه من اینه که مثل عموم دوستت دارم.عمو برو از خدا بپرس برو از سجاد بپرس…”
عمو می گن”بابا خسته شدم از بس کامنت خوندم از شوخی گذشته کار طاقت فرسایی است و اگر نبود عشق به کارم و دنیای بچه ها محال بود که بتوانم دوام بیاورم
شما می گین”اگه خسته شدی موردی نداره ،حق داری،دیگه کامنت نمیذاریم! چرا حرفاتو کم کم میگی؟ یه باره بگو کامنت نذارید،خلاص”
خوب البته این آخری رو راست می گین، به استثناء آخر آخرش
ولی خوب عمو به شوخی گفتن خسته شدن، از بابا گفتن اولش پیداست، متوجه نشدین؟
هر چند در واقعیت هم خسته شدن
عمو
عمو
عمو
شما رو می گم عمو
حرفم با بچه ها تموم شد
عمو
خسته نباشین
خدانگهدار

کامنت برگزیده

مائده


85.133.178.84 Submitted on ۱۳۸۸/۰۶/۰۹ at ۱۲:۱۴ب.ظ

به نام خالق تموم مهربونی ها …
سلامممممممممم عموی مهربونم … خوبید ؟
بچه ها من نبودم جام خالی بود مگه نه ؟ (چشمک )
بگین آره دیگه پیش عمو از خودم تعریف کردم !!!(شوخی )
عمو جون خسته نباشید … خدا قوت !! عمو اون قسمت اول آپتون رو که ازمون تعریف کردید چند باری خوندم … عین این تعریف ندیده ها !!!(خنده )
بین این همه جمله ی قشنگ چرا بعضی ها فقط کلمه ی (خسته شدم ) رو دیدن ؟
ولی من که کلی خندیدم وقتی گفتید : «بابا خسته شدم انقد کامنت خوندم » … کاملا حق دارید … ولی من خسته نشدم انقد کامنت نوشتم … این یعنی این که قرار نیست از رو برم و کمتر کامنت بذارم …(خنده )
آهای ملت … من واسه عمو کامنت نذارم واسه کی بذارم ؟؟ آخه برم کجای دنیا عموی به این ماهی پیدا کنم ؟ باور کنید تکه … عمو رو میگم لنگه نداره … عکس اون بالارو ببینید یعنی این که یه دنیاست و یه عمو پورنگ …
عموی واقعی من نه ساله منو ندیده اسمم فکر نکنم یادش باشه … اونوقت من روزی ده بار میام اینجا میگم : عمووووووووووووووووووووووووو… (خنده )
الان یه کوچولو دلم برای عمو سوخت … فکر کنم دیگه اسم منو که تو کامنت ها میبینه گریش میگیره ..
آخی طفلکی عمو …
اما میبینید بازم تائید میکنه … انقدر این عمو فوق العادس آدم نمیدونه چی بگه ؟؟؟ کلمه ها این جور وقتا کم میارن … بعد یاد اون شعر میوفتم … میگم هدیه به عمو چی باشه ….؟؟؟ شاید یه جمله مثل دوستت دارممممم …(این جمله ی آخریرو با جیغ بخونید )
عمو راجب (چراغ راه ) باید بگم به قول یه خواننده ی محبوب : تو آسمون دله من خورشید بی غروبی تو …
یه چراغ شاید فقط اطرافشو روشن کنه اما شما تو آسمون ما بچه ها خورشیدی هستین که تا قیامت غروب نمیکنه و از نور بی دریغش هست که مامیتونیم زیبایی ها رو ببینیم … حرفاتون واقعا همونخورشد هست … درسته نور خورشید باعث میشه بتونیم با چشم سرمون ببینیم … نور حرفای شما و راهنمایی ها و دلسوزیاتون باعث میشه … چشم دلمون ببینه … ببینمه که میشه توی همین شلوغی ها و هرج و مرج های هزاره ی سوم قلبمونو با پاکی و عشق آشتی بدیم … ببینه که لحظه ی دعا چقدر آسون میشه دلو پرواز داد و به اوج آسمون رسوند ….
از طرف خودمو همه ی بچه های اینجا و همه ی بچه های دیگه ای که بین ما نیستن ولی دلشون پیش شماست میگم : تا قیامت آسمون ما رو از نور خودت دریغ نکن … ما ها از شب و تنهایی میترسیم ..
فکر کنم زیادی ادبی شد نه ؟؟؟ (خنده )
یه ستاره کوچولو که از دوردورا به همتون چشمک میزنه مائده





پاسخ به سوالات شما

2 05 2009

به نام خدا

با سلام به دوستان

هدف از ایجاد این صفحه  پاسخگویی به سوالات تک تک شما دوستان و بچه های سراسر ایران و جهان می باشد از طرفی  کامنت گذاری شما در پست های مختلف  ضمن  تداخل با سایر نوشته ها  که باعث بی نظمی در وبلاگ  و  تولید اشکال در پاسخگویی به آنها می کند پس لطفا با توجه به موضوع نوشته ها  کامنت بگذارید  همچنین    از سوالات تکراری پرهیز کنید جواب ها به نحوی خواهد بود که بقیه دوستان هم بتوانند ببینند  خواهشمند است قبل از طرح سوال در بین  جواب هایی که داده شده به دقت نگاه کنید  شاید سوال شما رو قبلا جواب داده باشم  انتظار هم نداشته باشید سریعا به جواب برسید  کامنت ها تایید خواهند شد  و در ماه  یک  بار  پاسخ داده خواهد شد  از نقطه نظرات و انتقادات و پیشنهادات شما  استقبال می کنم البته برای  سبکتر شدن  در این زمینه  دوستان  لطف کنند  اگر جواب سوالات برخی از دوستان را می دانند  که از طریق خواندن مصاحبه های من در مجلات و روزنامه ها  به  آنها رسیده اند  در همین پست به دوستانشون بگویند که من نیز نظارت دارم و در صورت  صحت و درستی آنان  را تایید می کنم که بقیه هم ببیند  تو این  پرسش و پاسخ  حضور فعال داشته باشید

روی عکسهای زیر کلیک کنید

amooamoopurang poorangpourangpurangunclepurang





هفت نکته دربارهٔ اخلاق وبلاگی

1 04 2009

برای بهتر شدن رابطه بين کاربران اينترنتی، مشخصاً وبلاگ‌نويسان، از شما دعوت می‌کنيم که در برخورد با ديگران به نکته‌های زير توجه بفرماييد. عمل به آنها اگر به نفع شما نباشد، به زيان شما هم نيست و شما را به عنوان يک عضو خوشرفتار وبلاگستان با شخصيتی مطبوع و پسنديده معرفی خواهد کرد.

وبلاگ‌نويسان عزيز، از شما خواهش می‌کنيم

۱) مزاحم ديگران نشويد. بهترين راه برای جمع کردن خواننده انتخاب موضوع‌های جالب و خوب نوشتن و مرتب نوشتن است. غير از ذوق و قريحه و توانايی، کمی هم صبر و حوصله می‌خواهد تا وبلاگ شما «کشف» شود. بدترين روشی که می‌توانيد انتخاب کنيد، زورچپان کردن آدرس وبلاگتان به مردم، يعنی سر زدن به وبلاگ‌های ديگر و به جا گذاشتن پيام‌هايی نظير «جالب بود. به من هم سر بزن»، نامه‌های گروهی به افرادی که اصلاً شما را نمی‌شناسند و فقط آدرسشان را کيلوکيلو جمع کرده‌ايد، يا پيام گروهی در ياهومسنجر است.

الف) از نوشتن پيام‌های اعصاب‌خردکن دوری کنيد. ديگران هم مثل شما برای نوشتن وبلاگ زحمت می‌کشند، وقت می‌گذارند و پول خرج می‌کنند. بی‌توجهی به نوشته‌ء آنها، در حالی که در آن لحظه مهمان وبلاگشان هستيد، و استفادهٔ سوء و نابجا از بخش پيام برای تبليغ وبلاگ خودتان، نهايت بی‌ادبی است. چنين رفتاری برای شما ويزيتور نمی‌تراشد، مگر اينکه کسی بيايد و به اين کار ناشايست شما اعتراض کند. از نوشتن اشعار خود و ديگران، تبليغ برای گردهمايی‌ها و برنامه‌های جمعی و مقاله‌های مفصل و بيربط با موضوع در قسمت پيام‌ها خودداری کنيد. جای اين کار در پيامگير وبلاگ ديگران نيست. اگر حرف جالبی برای زدن داريد، آن را در وبلاگ خود بنويسيد.

برای تبليغ مناسب نوشته‌های خود پيشنهاد می‌کنيم نوشته‌ء ميزبان را بخوانيد و سعی کنيد يک پيام جالب و خواندنی در رابطه‌ء مستقيم با متن برايش بگذاريد و در قسمت مخصوص اطلاعات مربوط به خود، آدرس وبلاگتان را وارد کنيد. همين کار در اکثر قريب به اتفاق موارد نه تنها توجه ميزبان، بلکه توجه مهمانان ديگر را نيز جلب خواهد کرد و کنجکاوی آنان را نسبت به کسی که اين پيام خوب و جالب را گذاشته، برخواهد انگيخت. ممکن است سرعتش کمتر از گذاشتن پيام کيلويی باشد، اما به شما قول می‌دهيم که در اين مورد، کيفيت بسيار بيشتر از کميت تأثير خواهد گذاشت.

ب) از پراکندن هرزنامه خودداری کنيد. آدرس ايميل درج‌شده در وبلاگ‌ها و وبسايت‌ها برای فرستادن پيام‌های گروهی نيست، آن هم ناخواسته. در فرنگ به اين نوع ايميل اسپم می‌گويند و فرستادنش جرم قضايی محسوب می‌شود. اسپم تنها باعث ايجاد مزاحمت برای گيرنده می‌شود و خشم و ناراحتی او را بر‌می‌انگيزد، بلکه هيچ تأثير مثبتی به نفع شما ندارد. اگر فرصت پاک کردن به موقع اين نوع ايميل‌ها را نداشته باشد حتی ممکن است گنجايش صندوق پستيش پر شده و از گرفتن ايميل‌های مهمتر محروم بماند. عاجزانه از شما تقاضا می‌کنيم که از اين کار دوری بجوييد و خبر نوشتن مطلب جديد در وبلاگتان را برای پانصد نفر آدم بيگناه نفرستيد!

پ) آفلاين‌های گروهی غيرلازم نفرستيد. ياهومسنجر برای برقراری ارتباط با دوستان خودتان است، نه تبليغ برای وبلاگتان (آن هم احتمالاً برای کسانی که شما را نمی‌شناسند) يا فرستادن لينک‌هايی که شايد برای شما جالبند، اما برای ديگران ممکن است غيرجالب و يا تکراری باشند. اگر موضوع واقعاً مهم و واجبی در ميان نيست (که آن هم خيلی به ندرت پيش خواهد آمد!) از گزينهٔ send to all اصلاً استفاده نکنيد.

۲) نه لينک گدايی کنيد و نه برای گرفتنش تپانچه به سينهٔ مردم بگذاريد. لينک دادن، مثل بازديد از وبلاگ شما، زورکی نيست. بده بستان هم ندارد. اينکه شما به وبلاگی لينک داده‌ايد نويسنده‌ء اين وبلاگ را به لينک دادن متقابل موظف نمی‌کند. پس او را در محذور اخلاقی نگذاريد که «من بهت لينک دادم چرا به من لينک نميدی!» اگر کسی از شما خواهش نکرده بود که به وبلاگش لينک بدهيد و سرخود اين کار را کرده‌ايد، از او بابت مقابله به مثل طلبکار نشويد. اگر او از مطالب وبلاگ شما خوشش نيايد، با مشاهده‌ء اين سماجت شما، تنها دو راه برايش می‌ماند: يا بايد به خاطر گير کردن در رودربايستی با دندان‌قروچه به شما لينک بدهد و زير لب فحشی هم به آبا و اجداد شما حواله کند، و يا اذعان کند که اين کار را خوش ندارد و دل شما را بشکند. جلوی اين همه ناراحتی و رنجيدگی در دو طرف قضيه را می‌توان خيلی راحت گرفت: از کسی لينک نخواهيد و ايمان داشته باشيد که اگر خوب بنويسيد، ديگران داوطلبانه و با کمال ميل و بدون خواهش و منت‌کشی لينک وبلاگ شما را در وبلاگ يا وبسايت خود درج خواهند کرد و زود به زود هم سر خواهند زد.

۳) با ديگران همانطور رفتار کنيد که می‌خواهيد با شما رفتار کنند. ادب را رعايت کنيد. دشنام نگوييد. از کلمه‌های ناشايست استفاده نکنيد. دل ديگران را از خود نرنجانيد. اگر نقد می‌کنيد اين کار را با توجه به اصول اخلاقی و احياناً علمی انجام بدهيد. پشت هر سايت اينترنتی و وبلاگ، خواه با نام واقعی و خواه با نام مستعار، انسانی نشسته است. پس قوانين روابط اينترنتی نيز نبايد چندان از قوانين روابط زندگی واقعی دور باشند. صرف اينکه شما گمناميد و دست يافتن به شما ناممکن، صرف اين که می‌توانيد، به اين معنی نيست که پس بايد تمام هنجارهای اخلاقی را به دست فراموشی بسپاريد. پشت اسم‌های مستعار مختلف پنهان نشويد و با پيام‌های جعلی به ديگران حقه نزنيد. چنين کاری نشانهٔ زرنگی نيست. نشانهٔ بزدليست. به قول قديمی‌ها «خوبيت ندارد!». ضمن اين که با مقايسهٔ آی‌پی‌ها مچتان به راحتی گرفته می‌شود.

۴) در واکنش به نوشته‌های ديگران از خود ملايمت و نرمش نشان بدهيد. به جای «چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان» و مقابله به مثل گاهی هم کوتاه بياييد و بزرگی و ازخودگذشتگی نشان بدهيد. برای زنده نگاه داشتن دوستی و مدارا، خطاهای ديگران را ناديده بگيريد و ببخشاييد و آشتی را بر دشمنی و خصومت ارجح بدانيد.

۵) در طراحی وبلاگ خود رعايت حال بازديدکنندگان را بکنيد. از به کار بردن تصويرهای بزرگ (حجيم) يا متحرک و چشمک‌زن، تزئين‌های غيرلازم (مثلاً حروف يا شکل‌هايی که به دنبال نشانهٔ ماوس می‌روند يا باران گل و برف و قلب و غيره)، موزيک زمينه بدون امکان خاموش کردن آن و هر چه که باعث سنگين کردن صفحه و دير باز شدن آن و ايجاد سردرد و سرگيجه برای خواننده می‌شود خودداری کنيد. رنگ نوشته را از رنگ زمينه تا جايی که می‌توانيد متمايز کنيد تا خواندن آن راحتتر باشد. خط روشن روی زمينهٔ تيره هرچقدر هم زيبا باشد، چشم خواننده را اذيت می‌کند.

۶) از خطاهای فاحش تايپی، املايی و دستوری پرهيز کنيد. اگر وقت دوباره خواندن نوشته را نداريد، احتياج به عجله در منتشر کردن آن نيست! خواننده‌های شما مسلماً با کمال ميل يک روز بيشتر صبر خواهند کرد تا متنی پاکيزه‌تر و صحيحتر بخوانند. با آفلاين نوشتن و سر صبر پاکنويس کردن مطلب در هزينهٔ اينترنت صرفه‌جويی می‌کنيد. از مراجعه به فرهنگ لغت غافل نباشيد. نه تنها برای خواننده‌های شما، بلکه برای خود شما هم پرفايده خواهد بود و به معلومات خود می‌افزاييد. روان بنويسيد. استفادهٔ مناسب و به‌جا از علامت‌های مختلف (مثلاً ! ؟ : ، . – البته هر کدام فقط يک عدد!) و پاراگرافبندی نوشته‌ها به روانتر خوانده شدن مطالب شما کمک می‌کنند، کيفيت کارتان را بالا می‌برند و در نهايت به تعداد علاقمندان نوشته‌های شما می‌افزايند.

۷) به حقوق ديگران و ارزش ذوق و ابتکار آنان در خلق اثرهايشان احترام بگذاريد. مطالب ديگران را به نام خودتان منتشر نکنيد. اگر به ذهنتان موضوع جالبی نمی‌رسد، امروز ننويسيد. طوری نمی‌شود! فردا حتماً شما هم ايدهٔ خوبی برای نوشتن پيدا خواهيد کرد. اگر زيبايی نوشتهٔ ديگری شما را تحت تأثير قرار داده، به احترام همين تأثير، به نويسنده امکان بدهيد که در وبلاگ خود با اين نوشته از ديگران پذيرايی کند و نظر آنان را درباره‌اش بخواند. آن را کامل در وبلاگ خود کپی نکنيد. به نوشته لينک بدهيد و حداکثر قسمت کوتاهی از آن را درج کنيد.

اميدواريم با عمل کردن به اين نصايح هر چه زودتر تعداد خواننده‌های وبلاگتان را افزايش بدهيد و از اين رسانهٔ جالب و مهم نهايت استفادهٔ مثبت را داشته باشيد. به اميد ترويج هر چه بيشتر همزيستی مسالمت‌آميز و پربار.

جمعی از اعضای جامعهٔ مجازی فارسی‌زبان   منبع مطلب فوق





سال نو مبارک….

20 03 2009

img_8569

به نام خداوند بخشنده و مهربان

بچه ها سلام

فرا رسیدن سال نو وفصل رویش طبیعت رو به همه شما دوستان خوب و صمیمی تبریک و شاد باش عرض می کنم…

و در این سال جدید برای همه دوستان وبلاگ نویس و کسانی که من را مورد تفقد قرار دادند ارزوی سلامتی..شادی و موفقیت دارم….

نوروزتان مبارک





یک یادداشت…

18 03 2009

به نام خدا

دوستان سلام.

دیروز وقتی برنامه تموم شد بی اختیار به در و دیوار استدیو و دوربین و دکور نگاه می انداختم و احساس می کردم چقدر به این فضا و مکان عادت کرده بودم.

تبسم وشادی همکارانی که برای خداحافظی به سوی من می امدند..این نوید رو به من می داد که حداقل در طول این 7 سال رابطه خوبی باهاشون برقرار کردم از سوی دیگه با خودم فکر کردم خدا کنه اون کسانی که از طریق لنز دوربین هم در این مدت من رو همراهی می کردند هم خاطره خوبی ازم در ذهنشون داشته باشند اخه در استدیو فقط با سه دوربین صحبت می کردم.حالا می فهمم این دوربین ها من رو تا کجاها بردند جاهایی که شاید هرگز فکرم نیز بهشون نرسه.

خداوند را شاکرم چون من رو تو شرایطی قرار داد که برای بهتر شدن و درست زندگی کردن..بچه ها معلم من باشند چون بچه ها پاک…معصوم و بی الایشند..اقرار می کنم خیلی از چیز های رو که الان یاد گرفتم و خیلی از چیز هایی رو که باید فراموش می کردم به کمک شما بچه ها بوده

.

.

.

شاید باورتون نشه حتی در تنهایی هم احساس می کنم شما با من هستید.بچه ها نکته ای که باید بدونید اینه که ن در ارتباط با کار کودک و اجرای برنامه کودک نه تجربه داشتم و نه قبلا اموزشی در این رابطه دیده بودم بلکه به دنبال زنده شدن دوران شیرین کودکی خودم سعی کردم دوباره همه اون خاطرات رو تکرار کنم برای همین برگشتم به گذشته…..با شما بازی کردم…با شما شعر خوندم و با شما صحبت کردم.

امروز اگر این گونه براتون می نویسم…افتخار می کنم چون شاید اگر اوایل کارم می خواستم حرفی از کار کودک بزنم این قدر ساده و صادق نبودم اما الان چون به عینه کودکی ام را دیدم راحت می تونم بهتون بگم در کنار همه سختی ها بی خوابی ها بی مهری ها و دشواری ها همچنان کودکی ام را حفظ کردم.

.

.

راستی

بعد از اخرین برنامه شبکه کودک پورنگ بهم گفتند که می خوایم یک گزارش کوتاه  ازت ضبط کنیم که به هنگام تحویل سال از شبکه یک پخش بشه….و پرسیدند :»فکر می کنی کجا بریم که خودت راحت باشی؟»

به ذهنم رسید بد نیست پیش بچه های مریض برویم از طرفی دیگر چون دوربین باهام بود با خودم گفتم «نکند دیگران احساس کنند اومدم خودنمایی و به قول معروف به خاطر چهره ام کار های شعاری انجام بدم ولی بعد پیش خودم گفتم :»خدایا تو بهتر از درون من خبر داری اگر دفعات قبل تنها و بدون هیچ همراه و دوربینی می رفتم تو بودی که ناظر بر اعمال من بودی و امروز هم تو می دونی دوربین فقط وسیله است و هدف عیادت و شادی بچه هاست»

خلاصه سرتون رو درد نیارم رفتم «بیمارستان کودکان مفید»

دوربین مستند همه چیز رو ضبط می کرد و من هم فراموش کردم که دوربین همراه من تصاویر رو ضبط می کنه.

نمی خوام همه چیز رو توضیح بدم چون مطمئینا وقتی پخش بشه با نگاه تیز بینتون متوجه حالات درونی من خواهید شد اما چیزی که دوربین به خاطر تموم شدن نوار نتونست ضبط کنه دیدن دختری به نام زهرا که 12 ساله بود و در اتاقی تاریک داشت تلوزیون تماشا می کرد به محض دیدن من با همه ناتوانی و دردی که داشت به مادرش گفت:»مامان!صبح یادته بهت گفتم احساس می کنم امروز عمو پورنگ میاد اینجا؟؟»

شنیدن این جمله من را تکان داد و از نگاه های بهت زده مادر و تایید جمله دخترش که:»دخترم درست گفته عمو پورنگ امروز صبح به محض به هوش اومدن بعد از اتاق عمل همین جمله رو به زبون اورد!!!!»شگفت زده شدم…

خدایا چقدر دل ادم ها به هم نزدیکه!!!

با این حال فکر می کنم زمانی که این گزارش پخش بشه من ایران نباشم.

برام دعا کنید

البته من هم براتون دعا می کنم.

تا دست نوشت بعدی…..خدانگهدار.

.





در استانه سال جدید….

17 03 2009

به نام خدا

خدایا حالا که قراره یک بهار دیگر را در البوم زندگیمان تجربه کنیم دوست دارم مثل همه ادم ها با هات درد و دل کنم…

خدا جون قبل از هر چیز ازت می خوام توی سال جدید همه بیماران رو شفا بدی تا برگردند کنار خانوادشون…خدای مهربون تو انسان رو فطرتا پاک افریدی پس کمک کن بیشتر به خوبی های افراد فکر کنیم و دعا کنیم هر چی بدیه ازمون دور بشه….

خدا جون همه ما در معرض خطا و لغزش هستیم ازت می خوام توی سال جدید ب ما کمک کنی تا از زشتی ها و پلیدی ها در امان باشیم و ما ر و هرگز به حال

خودمون نگذاری….

خدای مهربون به ما قلبی پر از عاطفه و مهربونی بده تا همه ادم ها رو دوست داشته باشیم…به ما چشمی بده که فقط پاکی و زیبایی و خوبی دیگران رو جست و جو کنه و بر عیب هایشان بسته باشه.

خدا جون تو بخشنده و رحیمی پس به ما که مخلوقت هستیم کمک کن در سال جدید بخشندگی و گذشتمون در زندگی بیشتر از قبل باشه.

خدای مهربون همه اطرافیان..دوستان..خانوادمون رو در پناه خودت حفظ کن و در سال جدید شادی و سلامتی رو ازشون دور نکن….

در پایان:

خدای مهربون به ما قدرتی بده که به هنگام سختی ها استوار و در برخورد با بدی ها با گذشت و در مقابل خوبی ها قدر دان باشیم….خدای مهربون دوستت دارم…..

سه شنبه

27/12/87