مجله موفقیت و عموپورنگ

4 06 2009

وقتی برای مصاحبه آمدند تنها چیزی که در برخورد اول جلب توجه می کرد ساکت بودن بیش از اندازه ی امیر محمد و برخورد آخر هم بلبل زبانی اش بود!چرا که معتقد بود در این فاصله یخ  هایش آب شده است!

داریوش فرضیایی هم واقعاً بی شیله پیله و درست مانند بچه ها با صداقت رفتار می کند . حرف های کودکانه ی امیر محمد است که شخصیتش را شیرین می کندو اصلا منعی در بزرگنمایی فکر و ذهن ندارد و همه چیز را از دیدگاه کودکانه اش جواب می دهد.شاید هم از عمویش (پورنگ) یاد گرفته که کودک باشدو برای ورود به دنیای بزرگتر ها عجله نداشته باشد.داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) هم تمام مدت نگران و مراقب امیر محمد است و امیر محمد هم واقعا پورنگ را عموی خودش دانسته و عمو جون صدایش می زند .رابطه شان دقیقا همانند جلوی دوربین است و به نظرم به همین خاطر است که موفقند چون برای بچه ها نقش بازی نمی کنند .همانی هستند که خارج از استودیو هستند .عمو پورنگ و امیر محمد یک الگوی شناخته شده و موفق و دوست داشتنی برای کودکان و نوجوانان هستند که در زندگی شخصی و اجتماعی شان هم واقعا موفقند. برای این که بدانید در دنیای این دو هنرمند محبوب بچه ها و تهیه کننده آنها چه می گذرد این گفتگو را تا آخر بخوانید!

عمو پورنگ چه چیزی داشت که آن قدر محبوب شد؟

سوال تان در حین ساده بودن بسیار مشکل است . عمو پورنگ کسی بود مثل تمام آدم ها که سعی کرد توانایی های خوش را در قالب کار کودک متجلی کند و نشان بدهد حرفی برای گفتن دارد و این که حالا چه ویژگی هایی باعث شد این طور که شما می گویید محبوب شوم ،باید مخاطبان بگویند.

آیا علاقه تان به کار کودک ذاتی  بود؟

بله.زمانی که دبیرستان بودم تخیلاتم کودکانه بود . در تخیل یک دنیای فانتزی کودکانه را ترسیم می کردم و در آن بازی و حتی کارگردانی هم می کردم. خواهرم را در اتاقی نگه می داشتم و برایش فیلم بازی می کردم و او با این فیلم من می خندید و گریه می کرد! خلاصه  همیشه دنبال این بودم که خاص باشم.

حالا خاص بودید یا نه؟

بله خیلی رک بگویم نیروی جاذبه ام بیشتر از دافعه ام بود . جالب اینکه در آخرین روز مدرسه به معلم هایی  که دوستشان داشتم نامه می نوشتم که آیا من تابستان شما را خواهم دید؟ و با معلم ها در ارتباط بودم .خب این به جذابیتم کمک می کرد.

وقتی شما معلم باشی و در کلاس درس بچه ای به شما گل بدهد چه احساسی پیدا می کنید؟از دیدگاه خودتان در جایگاه فعلی ،وقتی این  محبت ها زیاد از حد شود کلافه کننده نیست؟

اگر بگویم نه دروغ است . اعصابمان خرد نمی شود ولی خسته می شویم و نمی توانیم پاسخ گو باشیم.

به وبلاگ هایی که طرفدارانتان  برایتان ساخته اند سر زده اید؟

زیاد در اینترنت وقت صرف نمی کنم ولی این وبلاگ ها را دیده ام .اینترنت دنیایی است مجازی که ای کاش برای خوب بودن از آن استفاده کنیم.

خب کارشان خوشایند است ولی من موافق این کارها نیستم.

به نظرم بچه ها و طرفدارانتان باید وقتشان را بیشتر روی بالا رفتن اطلاعات خودشان بگذارند….

دقیقا!از طرفی فکر می کنم این ها در مورد من چه فکری می کنند و این که چرا همه چیزشان من هستم . خیلی از واقعیت ها را نباید از دست بدهند . به نظرم می شود از اینترنت استفاده های مهم تری کرد.البته من زحماتشان را نادیده نمی گیرم ولی بهتر است از فضای اینترنت بیشتر استفاده شود . مسایل خصوصی زندگی من نباید دغدغه بچه ها یاشد .سعی کنند از این فضا برای رشد فکری یکدیگر استفاده کنند و فقط مختص من نباشد.

برای رسیدن به این مرحله از زندگی تان که اسمش را موفقیت می گذاریم مراحل سختی را طی کردید؟

من اسم شکست هایی را مه که خورده ام موفقیت می گذارم چرا که تلاشم را پشت بند شکست داشته ام و آن شکست تجربه ای شد برای موفقیت های بیشتر و دراز مدت.

شما فکر کردید عمو پورنگ به همین سادگی عمو پورنگ شد؟ می دانید چه قدر پشت درهای بسته مانده ام؟ با صداقت می گفتم می توانم و کسی باور نمی کرد!

به هر حال خوشحالم که شکست های اولیه را تحمل کردم چرا که تحمل شان موفقیت به دنبال داشت.نمی خواهم شعار بدهم واقعا مدیون خدا و دعای خیر پدر و مادرم هستم.

حالا به آن موفقیت که مد نظر داشتید رسیده اید؟

بله موفق هستم و به این موفقیت می بالم و برای رسیدن به موفقیت های بعدی تلاشم را خواهم کرد.

آرام بخش ترین کاری که در لحظات غم و اندوه انجام می دهید چیست؟

آن زمانی که خیلی غمگین هستم و احساس تنهایی شدید دارم با خدای خودم درد دل می کنم و این طوری خودم را تسکین می دهم.

تنها آرزوی قلبی عمو پورنگ چیست؟

داشتن یک زندگی سالم و آرام.طوری که هیچ دغدغه ای نداشته باشم و هیچ چیز نتواند مرا غمگین سازد. زندگی سالم یعنی زندگی که در آن بتوانی مشکلات را تحمل کنی و به عبارتی در این مسیر خدا را فراموش نکنی .این ها چیز هایی است که در دراز مدت و با بالا رفتن سن آدم ها دستگیرشان می شود.

همین الان کودک درون عمو پورنگ در چه حالی است؟

خیلی خوب ،سر حال و سر زنده چون از پخش یک برنامه موفق آمدیم و هر وقت که برنامه با روز قبل متفاوت باشد هم خودم و هم کودک درونم سرحال هستیم.

انتقاد را می پذیرید؟

اگر از سر بغض و کینه نبوده و صادقانه وعملی و مدبرانه باشد حتما می پذیرم.

قرار نیست عمو پورنگ را در فیلم ها و سریال ها ببینیم؟

من آدمی هستم که سر م در لاک خودم است. گفتم که خاص هستم یعنی کودکم،و خیلی از رفتار ها را نمی توانم تحمل کنم .فضای برنامه خودمان را ترجیح می دهم چرا که یکدل و یکصدا هستیم و این صمیمیت جای دیگری نیست و اگر هم باشد رسمی تر است.شما گفتی خب کار کودک بازی کن ولی افراد کودک نیستند!همه بزرگسالند که کار کودک می سازند ولی ما در برنامه خودمان همه واقعا کودک هستیم و کودکانه.

هدف عمو پورنگ از اجرا چیست؟

سوال جالبی است! از تهیه کننده که پرسیدید داشتم فکر می کردم این هدف چه جالب است!

هدف من این است که کاری کنم تا ماندگار شوم طوری که وقتی پیر شدم بچه های الان که بزرگ شده اند عمو پورنگ هنوز در خاطرشان باشد.برای این هدف از الان تلاش می کنم تا بذری را که الان می کارم آن زمان برداشت کنم.

در زمان کودکی و نوجوانی تان قهرمانان زندگی تان چه کسانی بودند؟

ناظم مدرسه مام را که الان سمتی در جام جم دارند خیلی دوست داشتم .ایشان تصور نمی کردند من روزی وارد این عرصه شوم. خانم رضایی(مجری) را هم خیلی دوست داشتم.

از دیدگاه عمو پورنگ ،بچه های خواننده کودک و نوجوان موفقیتی ما چه ویژگی هایی دارند که به آن ها موفق می گوییم؟

خب مطمئنا یک الگوی موفق هستند. بچه موفق بچه ای است که بازیگوشی کند ،بازی کند ولی درسش را هم به موقع بخواند .همیشه هم سعی کند کارهای جدید و تازه انجام بدهد و پدر و مادرش از ائ راضی بوده و دوستش داشته باشد و از همه مهم تر بچگی کند. من از بچه هایی که گنده گنده حرف می زنند و می خواهند ادای بزرگ تر ها را در بیاورند خوشم نمی آید چون دیگر بچه نیستند.

بچه های خجالتی و کم رو چه کار کنند که دیگر خجالتی نباشند؟

باید بیشتر در اجتماع باشند و مسئولیت به عهده بگیرند و با افرادی که فکر می کنند می توانند تاثیر مثبت روی شان داشته باشند معاشرت کنند.

یک جمله در مورد موفقیت؟

موفقیت رویا نیست بلکه حقیقتی است که با تلاش و اراده به دست می آید.

به امید موفقیت همه خوانندگان عزیز

عمو پورنگ

Advertisements